برچسب: کنر

13 ساعت قبل - 51 بازدید

منابع محلی از ولایت کنر می‌گویند که یک کودک ۱۰ ساله هنگام آب‌بازی در ولسوالی «چپه دره» این ولایت غرق شده و جان باخته است. دست‌کم دو منبع به رسانه گوهرشاد گفته‌اند که این رویداد عصر روز (چهارشنبه، ۳۰ ثور) در روستای «کندی» از مربوطات ولسوالی چپه دره ولایت قندهار رخ داده است. منبع در ادامه تاکید کرده است که جسد این کودک هنوز پیدا نشده است. به گفته‌ی منبع، خانواده‌اش از باشندگان کنار رودخانه و مسوولان محلی خواسته‌اند که در یافتن جسد این کودک ۱۰ ساله همکاری کنند. مسوولان محلی در کنر تا اکنون در این مورد اظهارنظر نکرده‌اند. همه ساله در فصل بهار و بالا آمدن سطح آب‌ رودخانه‌ها رویدادهای مشابه در شماری از ولایت‌های کشور رخ می‌دهد.

ادامه مطلب


4 روز قبل - 54 بازدید

منابع محلی از ولایت کنر می‌گویند که جسد یک کودک دختر از رودخانه‌ی کنر، در ولسوالی «وته پور» این ولایت پیدا شده است. دست‌کم دو منبع گفته‌اند که جسد این کودک روز (یک‌شنبه، ۲۷ ثور) در منطقه‌ی «شینگام» از مربوطات ولسوالی وته پور پیدا شده و توسط مردم محل از آب بیرون کشیده شده است. منبع در ادامه تاکید کرده است که این کودک دختر حدود ده سال سن دارد. هویت این کودک مشخص نیست و معلوم نیست که او چگونه در آب رودخانه غرق شده است. تا اکنون مسوولان محلی حکومت فعلی در کنر در این مورد چیزی نگفته‌اند. همه ساله در فصل بهار، بر اثر بالا آمدن سطح آب رودخانه‌ها رویدادهای مشابه در شماری از ولایت‌های کشور رخ می‌دهد. قابل ذکر است که از زمان تسلط دوباره‌ی حکومت سرپرست بر افغانستان، موارد متعددی از قتل زنان به‌دست اعضای خانواده‌های‌شان از ولایت‌های مختلف کشور گزارش شده است. بیماری‌های روانی، خصومت شخصی، ازدواج‌های اجباری، خشونت خانوادگی و فشار‎های روحی ناشی از فقر و بیکاری عوامل اصلی این قتل‌ها بیان شده است. همچنین با تسلط حکومت سرپرست بر افغانستان اکثریت نهادهای حامی حقوق زنان متوقف شده است. زنان در افغانستان چون گذشته با مراجعه به نهادهای عدلی و قضایی، دیگر نمی‌توانند برای خشونت‌های وارده‌ی شان شکایت کنند و این‌گونه خشونت‌‌ها پایدار باقی مانده و افزایش پیدا می‌کند.

ادامه مطلب


2 هفته قبل - 94 بازدید

برنامه‌ی توسعه‌ سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که به یک مکتب دخترانه در کنر انرژی خورشیدی فراهم کرده است. این نهاد امروز (سه‌شنبه، ۱۵ ثور) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که نصب سیستم انرژی خورشیدی در این مکتب به ۵۰۰ دانش‌آموز دختر کمک کرده صنف‌های روشن‌تری داشته باشند. برنامه‌ی توسعه‌ ملل متحد در ادامه تاکید کرده است که دانش‌آموزان این مکتب اکنون به پنکه، آب و یک لابراتوار علوم دسترسی دارند. محدودیت دسترسی به سهولت‌های آموزشی و نبود مکان‌های معیاری، یکی از چالش‌های جدی سر راه آموزش در افغانستان به ویژه برای دختران است. بیشتر مکتب‌ها در افغانستان، فاقد سیستم گرمایشی و سرمایشی است و در ماه‌های گرم و سرد سال دانش‌آموزان با مشکلات زیادی روبرو می‌شوند. در حالی انرژی خورشیدی برای یک مکتب دخترانه فراهم می‌شود که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند.

ادامه مطلب


3 هفته قبل - 57 بازدید

نمایند‌گی اتحادیه اروپا در افغانستان به حمله نظامی پاکستان بر ولایت کنر و دانشگاه «سیدجمال‌الدین افغان»، واکنش نشان داده و گفته است که مراکز آموزشی نباید هدف حملات قرار گیرند. اتحادیه اروپا امروز (چهارشنبه، ۹ ثور) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که قوانین بین‌المللی باید مورد احترام قرار گیرد و از غیرنظامیان حفاظت شود. این در حالی است که پاکستان دو روز پیش حملات توپخانه‌ای بر شهر اسعدآباد، مرکز کنر، و همچنان ولسوالی‌های دانگام و شیلتن انجام داد که گفته می‌شود در آن حدود هفت تن کشته و ۷۵ تن دیگر زخمی شدند. همچنین یوناما یا دفتر هیأت معاونت سازمان ملل در افغانستان نیز روز گذشته گفته بود که مراکز آموزشی نباید هدف حمله قرار گیرند. این نهاد تاکید کرده است که در این حملات ده‌ها تن کشته و زخمی شده‌اند. براساس معلومات مسوولان محلی حکومت سرپرست، دانشگاه سیدجمال‌الدین افغان در شهر اسعدآباد، مرکز ولایت کنر مورد حمله قرار گرفته و شماری از دانشجویان زخمی شده‌اند. همچنان در این حملات خسارات سنگین بر دانشگاه و دیگر موارد وارد شده است.

ادامه مطلب


1 ماه قبل - 158 بازدید

منابع محلی از ولایت کنر می‌‌گویند که براثر فروریختن سقف یک خانه در ولسوالی چپه دره این ولایت، سه کودک جان باخته و سه نفر دیگر زخمی به شدت زخمی شدند. دست‌کم دو منبع گفته‌اند که این حادثه چاشت امروز (سه‌شنبه، ۱۸ حمل) در روستای «سینزو» از مربوطات ولسوالی چپه‌ دره رخ داده است. منبع در ادامه تاکید کرده است که رخمیان این رویداد جهت تداوی به شفاخانه منتقل شده است. منبع افزوده است که این خانواده در حال صرف نهار بودند که سقف خانه روی آنان فروریخته و سه کودک جان باخته و سه تن دیگر زخمی شدند. مسوولان محلی حکومت فعلی در کنر تا کنون در این مورد اظهارنظر نکرده‌اند. در روزهای اخیر رویدادهای مشابه از ولایت‌های مختلف کشور گزارش شده است. با این وجود صبح امروز مسوولان محلی در ولایت ننگرهار از جان باختن نُه نفر در این ولایت در ۲۴ ساعت اخیر براثر فروریختن خانه‌ها خبر دادند. در روزهای اخیر ولایت‌های مختلف کشور شاهد بارش شدید باران و سرازیرشدن سیلاب‌‌ بوده است. در برخی مناطق نیز برف باریده است. براساس آمار حکومت فعلی، در روزهای مرتبط به بارندگی و زمین‌لرزه در یازده روز اخیر، دست‌کم ۱۱۰ نفر جان باخته‌ و ۱۶۰ نفر دیگر زخمی شده‌اند.

ادامه مطلب


3 ماه قبل - 135 بازدید

نهاد حفاظت از کودکان درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که ۲۵ هزار کودک، شش ماه پس از زمین‌لرزه‌ی قدرتمند در کنر، هنوز در خیمه‌ها زند‌گی می‌کنند. این نهاد امروز (پنج‌شنبه، ۷ حوت) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که بسیاری از این خیمه‌ها در بارندگی اخیر تخریب شده‌اند. نهاد حفاظت از کودکان در ادامه تاکید کرده است که بسیاری از خانه‌ها و مکاتب تخریب‌شده در ولایت کنر هنوز بازسازی نشده‌اند. در بخشی از گزارش آمده است: «این زلزله بیش از نیمی از تقریباً یک هزار و ۳۰۰ صنف درسی ارزیابی‌شده را کاملاً یا جزئاً تخریب کرد. پیش از زلزله، نزدیک به ۵۰ هزار کودک در سنین ابتدایی در کنر که بیشترین تأثیر را از این فاجعه دیده بودند، از تحصیل بازمانده بودند.» در گزارش آمده است که بازسازی مکاتب آغاز نشده و ۱۷ هزار کودک در فضای باز درس می‌خوانند. همچنین بوجار هوکسا، مدیر سازمان نجات کودکان برای افغانستان، گفته است: «خانواده‌ها در کنر نگران هستند که فراموش شوند. آن‌ها وابسته به کمک‌های سازمان نجات کودکان و دیگر نهادهای بشردوستانه هستند و این وضعیت به‌زودی تغییر نخواهد کرد.» این در حالی است که شش ماه پیش، زمین‌لرزه‌ای قدرتمند ولایت کنر و چندین ولایت شرقی افغانستان را لرزاند که بیش از دو هزار تن در کنر جان باختند.

ادامه مطلب


4 ماه قبل - 232 بازدید

مسوولان محلی از ولایت کنر می‌گویند که انفجار گلوله در این ولایت جان یک زن را گرفته و یک زن و یک کودک دیگر را زخمی کرده است. ملا شفق، ولسوال حکومت سرپرست برای ولسوالی اسمار ولایت کنر امروز (پنج‌شنبه، ۱۸ جدی) با نشر اعلامیه‌ای گفته است که این رویداد روز گذشته در روستای «اغذ باغ پیتاو» این ولسوالی رخ داده است. آقای شفق در ادامه تاکید کرده است که زخمیان این رویداد که شامل یک زن و یک کودک بودند، جهت تداوی به شفاخانه مرکزی کنر منتقل شده‌اند. ملا شفق وضعیت صحی یکی از زخمیان را وخیم توصیف کرده است. ولسوال ولسوالی اسمار در مورد سن و هویت زخمی‌ها و قربانی این رویداد چیزی نگفته است. این در حالی است که روز سه‌شنبه هفته‌ی جاری نیز در رویداد مشابه در نتیجه‌ی انفجار مواد منفجر ناشده باقیمانده از دوران جنگ در ولسوالی نورگل این ولایت، یک کودک جان باخته و ۶ تن دیگر به‌شمول زنان و کودکان زخمی شده‌ بودند. مواد منفجر ناشده، ماین‌ها و بقایای ابزارهای جنگی باقی‌مانده از دوران جنگ، همه ساله جان صدها شهروند کشور به‌ویژه کودکان و زنان را می‌گیرد. براساس آمار سازمان ملل متحد، سه میلیون و ۳۰۰ هزار نفر در افغانستان در شعاع یک کیلومتری مناطق آلوده به ماین‌ها و مواد منفجره زندگی می‌کنند.

ادامه مطلب


4 ماه قبل - 177 بازدید

منابع محلی از ولایت کنر می‌گویند که براثر انفجار یک سرگلوله‌ی هاوان در ولسوالی نورگل این ولایت، یک کودک جان باخته است و شش نفر دیگر به شمول زنان و کودکان زخمی شدند. دست‌کم دو منبع گفته‌اند که این انفجار پس‌ازچاشت روز (سه‌شنبه، ۱۶ جدی) در ساحه‌ی «دره‌ مزار» از مربوطات ولسوالی نورگل ولایت کنر رخ داده است. منبع در ادامه تاکید کرده است که زخمیان این انفجار برای درمان به شفاخانه‌ ولایتی کنر منتقل شده‌اند. همچنین فرماندهی پولیس حکومت سرپرست در ولایت کنر نیز این رویداد را تایید کرده است. فرید دهقان، سخنگوی این فرماندهی گفته است که انفجار زمانی رخ داده است که کودکان با سرگلوله‌ی هاوان در حال بازی بودند. منبع افزوده است که بی‌احتیاطی و بازی کودکان با مهمات منفجر‌ناشده، علت اصلی این رویداد بوده است. انفجار مهمات و ماین‌های به‌ جامانده از جنگ بارها جان شهروندان را تهدید می‌کند. قابل ذکر است که به‌دلیل چند دهه جنگ در افغانستان، بخشی از اراضی این کشور آلوده به ماین و مهمات جنگی است. براساس آمار حکومت سرپرست، حدود هزار و ۱۵۰ کیلومتر مربع از اراضی کشور به ماین و مواد منفجره‌ی باقی‌مانده از جنگ آلوده است. همچنین چند ماه پیش سازمان ماین‌پاکی هلو ترست در گزارشی نوشت که ۸۰ درصد قربانیان ماین‌ها در افغانستان کودکان هستند. کمیته بین‌المللی صلیب سرخ نیز اعلام کرد که تنها در سال ۲۰۲۴ میلادی، دست‌کم ۵۶۴ تن به‌شمول ۴۳۴ کودک در افغانستان بر اثر انفجار ماین و مهمات منفجر نشده جان باختند. ماین و مواد انفجاری باقی‌مانده از جنگ همچنان یک تهدید جدی برای شهروندان کشور، به‌ویژه کودکان، به‌شمار می‌رود.

ادامه مطلب


6 ماه قبل - 211 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد می‌گوید که چهار کودک در مناطق زلزله‌زده‌ی ولایت کنر براثر «سینه‌بغل و سرما» جان باخته‌اند. این نهاد با نشر اعلامیه‌ای گفته است که این کودکان آخر هفته‌ی پیش در کمپ آوارگان «زری‌بابا» در ولسوالی نورگل ولایت کنر جان باخته‌اند. در اعلامیه آمده است که کودکان جان باخته شامل تقوا، پسر سه ساله، عثمانی، دختر نُه ماهه از دره‌ی «شولات» و ذاکره دو‌ونیم ساله و عبدالله هشت ماهه از دره «ماماگل» ولسوالی نورگل کنر می‌شوند. صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد در ادامه تاکید کرده است که در مناطق زلزله‌زده افغانستان ۲۷۰ هزار کودک در معرض ابتلا به بیماری‌های ناشی از سرما قرار دارند. در اعلامیه آمده است که شب‌ها دمای هوا در این مناطق به زیر صفر درجه می‌رسد و ممکن است تا منفی ۲۵ درجه کاهش یابد. همچنین تاج‌الدین اویواله، مسوول دفتر یونیسف برای افغانستان افزوده است: «به‌شدت نگران سلامت و ایمنی کودکانی هستم که زمین‌لرزه خانه‌های شان را ویران کرده و آواره شده‌اند.» وی در ادامه تصریح کرد: «ما از شرکا و کمک‌کنندگان می‌خواهیم که همین حالا اقدام کنند تا بتوانیم کمک‌های حیاتی زمستانی را برای گرم و ایمن نگه داشتن کودکان ارائه کنیم.» قابل ذکر است که زمین‌لرزه حدود سه ماه پیش ولایت‌های شرق افغانستان را لرزاند و بیشترین تلفات و خسارات را در کنر برجای گذاشت. در این زلزله، بیش از دو هزار و ۲۰۰ تن جان باختند، سه هزار و ۶۴۰ تن زخم برداشتند و هزاران خانواده بی‌خانمان شدند. بر بنیاد گزارش سازمان‌های جهانی، زنان و کودکان بیش‌ترین آسیب را از این رویداد متحمل شدند. با این وجود، براساس گزارش دفتر هماهنگ‌کننده‌ی کمک‌های بشردوستانه‌ی سازمان ملل متحد، در این زمین‌لرزه هزار و ۹۹۲ نفر جان باختند و بیش از سه هزار و ۶۰۰ نفر زخمی شدند.

ادامه مطلب


6 ماه قبل - 171 بازدید

در میان کوهستان‌های بلند و سنگلاخ کنر، جایی که آسمان در زمستان خاکستری‌تر از همیشه است و باد در میان شاخه‌های خشک درختان ناله‌وار می‌پیچد، خانواده‌ی عبدالکریم هنوز زیر همان خیمه‌ی نازکی زندگی می‌کنند که از روزهای نخست زلزله بر پا شده بود؛ خیمه‌ای که بیشتر از آن‌که سرپناه باشد، یادآور شبی است که زمین زیر پای‌شان شورید و همه‌چیز را از آن‌ها گرفت. هر صبح که آفتاب از پشت قله‌های سرد و آسمان‌خراش سر برمی‌آورد، خیمه اندک‌ اندک گرم می‌شود، اما همین که خورشید به سوی مغرب خم می‌شود، سرمای کوهستان بار دیگر چنگال یخ‌زده‌اش را بر تن خیمه می‌کوبد و همه‌ی اعضای خانواده را در خود می‌پیچد. این خانواده‌ی شش‌نفره، در میان صدها خانواده‌ی دیگر، هنوز هم امیدوار است که روزی برسد که دیگر مجبور نباشد با هر باد تند از ترس پاره شدن خیمه از خواب بپرد. عبدالکریم، مردی با ریش جوگندمی و چهره‌ای که بیش از سنش پیر به نظر می‌رسد، از نخستین روزهای زلزله تا امروز، هر صبح با دلی خسته اما امیدوار از خیمه بیرون می‌شود. او به کوه‌های اطراف سر می‌زند، شاید بتواند کمی چوب خشک برای گرم کردن خیمه پیدا کند؛ اما در این فصل، چوب خشک کمیاب‌تر از نان است. کوه‌ها یا از باران‌های اخیر نمناک‌اند یا چوب‌های‌شان از پیش جمع‌آوری شده‌اند. هر بار که عبدالکریم با دستان خالی بازمی‌گردد، در چهره‌اش احساس گناهی دیده می‌شود که نه از ناتوانی، بلکه از مسئولیتی برمی‌خیزد که یک پدر همواره بر دوش خود احساس می‌کند. نگاه‌های کودکانش که در گوشه‌ی خیمه منتظر او نشسته‌اند، برایش سخت‌ترین لحظه‌ی روز است؛ نگاه‌هایی که در آن‌ها هم امید هست و هم پرسش‌هایی بی‌صدا—این‌که «آیا امشب هم می‌توانیم از سردی در امان بمانیم؟» همسرش، زرمینه، زنی جوان اما فرسوده از روزگار است. چهره‌اش خطوطی عمیق دارد؛ هرکدام نشانی از شبی طولانی در سرمای کوهستان یا روزی خسته‌کننده میان خاک و سنگ‌های روستا. او روزهای بسیاری را صرف خشک‌کردن لباس‌های نم‌کشیده‌ی خیمه، ترمیم سوزن‌دوزی چادرش، و مراقبت از فرزندانی کرده است که هیچ‌کدام چیزی به‌نام کودکی واقعی را تجربه نکرده‌اند. زرمینه هر شب پیش از خواب برای کودکانش قصه می‌گوید؛ قصه‌هایی نه برای خواباندن‌شان، بلکه برای آرام کردن دل‌های کوچکی که از صدای زوزه‌ی باد و ترس از ریزش دوباره‌ی زمین بی‌قرارند. دخترک دوساله‌شان، صفیه، چند شب است از شدت سرفه‌های خشک، خواب درست‌وحسابی ندارد. سرفه‌هایش همچون ضربه‌هایی به قلب مادر فرود می‌آید؛ اما در خیمه هیچ دارویی نیست. هر بار که صفیه سینه‌اش را می‌گیرد و با گریه می‌نالد، زرمینه تنها او را در آغوش می‌گیرد و آرام تکانش می‌دهد—شاید صدای ضربان قلب مادر، اندکی آرامش به او ببخشد. خدمات صحی در این منطقه تقریباً وجود خارجی ندارد. مرکز صحی‌ای که در گذشته دست‌کم چند کارمند داشت، اکنون یا بر اثر زلزله تخریب شده، یا امکاناتش چنان محدود شده که مراجعه به آن بی‌فایده به نظر می‌رسد. با این حال، عبدالکریم چند بار تلاش کرده صفیه را به آن‌جا ببرد، اما مسیر طولانی و نبود وسایط نقلیه باعث می‌شود این سفر برای کودکی بیمار، خطرناک‌تر از ماندن در خیمه باشد. دیگر کودکان خانواده نیز هرچند از نظر ظاهری سالم‌اند، اما نشانه‌های واضحی از سردی و ضعف در بدن‌شان دیده می‌شود؛ سردی‌ای که از نبود بخاری، نداشتن لباس گرم، و کمبود غذای مناسب سرچشمه می‌گیرد. کودکان در طول روز اطراف خیمه بازی می‌کنند، اما بازی‌شان بیشتر راهی برای فرار از واقعیتی‌ست که هیچ کودکی نباید تجربه کند، تا نشانه‌ای از شادی و تفریح. آن‌ها با سنگ‌ها، تکه‌های چوب و پارچه‌های پاره، خود را سرگرم می‌سازند. گاهی خاک‌ریزی بزرگ را خانه‌ی خیالی خود می‌نامند یا چوبی شکسته را به‌جای اسباب‌بازی در دست می‌گیرند. اما همین که باد تندی بوزد یا صدای خفیفی از ریزش کوه به گوش برسد، همه با ترس به سوی خیمه می‌دوند و در آغوش مادر پناه می‌گیرند؛ گویی زخم عمیق روز زلزله هنوز از دل‌های کوچک‌شان بیرون نرفته است. این خانواده خاطرات زیادی از روز زلزله دارد؛ خاطراتی که با هر لرزش کوچک زمین یا صدای سنگی که از بالای کوه می‌افتد، دوباره در ذهن‌شان زنده می‌شود. آن روز، زمین چنان شدید لرزید که محمدامین، پسر ده‌ساله‌ی خانواده، فکر کرد دنیا به پایان رسیده است. او هنوز حاضر نیست با صدای بلند درباره آن روز صحبت کند و وقتی مادرش چیزی می‌پرسد، تنها لبخندی تلخ می‌زند و نگاهش را به زمین می‌دوزد. اما شب‌ها در خواب می‌لرزد، ناگهان بیدار می‌شود و زیر لب می‌گوید: «خانه می‌ریزد… مادر، خانه می‌ریزد…» زرمینه او را در آغوش می‌گیرد و با آرامش می‌گوید: «نه بچیم، خانه‌مان دیگر ریخته… چیزی برای ریختن نمانده.» اما این جمله، هرچند برای آرام کردنش گفته می‌شود، بیشتر از آن‌که امیدبخش باشد، واقعیت تلخی را یادآوری می‌کند؛ واقعیتی که در آن خانواده‌ای بدون سقف، بدون دیوار و بی‌هیچ سرپناهی، در برابر زمستانی ایستاده‌اند که بی‌رحمی‌اش در کنر زبانزد است. عبدالکریم و زرمینه هر دو امیدوار بودند که با آغاز زمستان، دولت یا نهادهای کمک‌رسان خانه‌های موقت یا حداقل وسایل ضروری را توزیع کنند؛ اما تا امروز تنها چیزی که دریافت کرده‌اند همان خیمه و چند کمپل نازک است که حتی توان گرم نگه‌داشتن یک کودک را هم ندارد. عبدالکریم می‌گوید چندین بار مسئولان منطقه را دیده است؛ کسانی که عکس می‌گرفتند، وضعیت مردم را یادداشت می‌کردند و وعده می‌دادند کمک‌ها به‌زودی خواهد رسید. اما حالا که هفته‌ها گذشته، هیچ کمک قابل‌توجهی نرسیده و خانواده عبدالکریم، مانند بسیاری از خانواده‌های دیگر، در میان این خیمه‌های بی‌پناه رها شده‌اند. باران که می‌بارد، شرایط چند برابر سخت‌تر می‌شود. سقف خیمه در چند نقطه سوراخ شده و عبدالکریم با تکه‌های پلاستیک تلاش می‌کند جلوی چکیدن آب را بگیرد، اما هر بار که باران شدیدتر می‌شود، آب از گوشه و کنار وارد خیمه می‌شود و لباس‌ها و بسترشان را خیس می‌کند. زرمینه هر روز مجبور است کمپل‌ها را بیرون بیاورد و زیر آفتاب پهن کند، اما در روزهای ابری همه چیز نم‌دار باقی می‌ماند. شب‌هایی که باران و باد هم‌زمان می‌وزند، خیمه چنان تکان می‌خورد که گویی هر لحظه می‌خواهد کنده شود. کودکان از ترس نزدیک مادر جمع می‌شوند و عبدالکریم با دستانش ستون وسط خیمه را محکم نگه می‌دارد، شاید کمی از خطر بکاهد. در چنین روزهایی، هیچ‌کس از آن‌ها نمی‌پرسد شام چه خورده‌اند. حقیقت این است که بعضی شب‌ها اصلاً چیزی برای خوردن ندارند، جز نان خشک یا چای کم‌رنگ. زرمینه با دقت غذا را میان کودکان تقسیم می‌کند و خودش آخر از همه می‌خورد، یا گاهی اصلاً نمی‌خورد تا کودکان دست‌کم سیر بخوابند؛ هرچند خواب در چنین سرمایی معنای چندانی ندارد. با وجود تمام این سختی‌ها، عبدالکریم هنوز امیدوار است صدایشان به جایی برسد. او از هر راه ممکن تلاش کرده پیامشان را به نهادهای کمک‌رسان برساند؛ گاهی از طریق مردم محل، گاهی با کمک یک خبرنگار سرزده، و گاهی با درخواست مستقیم از مسئولان محلی. بارها گفته است: «ما چیز زیادی نمی‌خواهیم؛ فقط یک خانه موقت، یک بخاری و کمی دارو می‌خواهیم تا این کودکان زنده بمانند.» اما در سکوت سنگین کوهستان، این صداها کمتر شنیده می‌شوند. زمستان کنر نه تنها سرد، بلکه طولانی و نفس‌گیر است. هر روز که می‌گذرد، نگرانی خانواده‌های بی‌سرپناه بیشتر می‌شود. عبدالکریم با نگاهی به قله‌های سفیدپوش می‌گوید: «اگر برف‌ها شروع شود، خدا می‌داند چه خواهد شد.» او خوب می‌داند که خیمه نازک‌شان حتی در برابر بادهای عادی تاب نمی‌آورد، چه برسد به برف‌های سنگین و رطوبت‌دار. همچنین می‌داند اگر صفیه و دیگر کودکان در این شرایط بدتر بیمار شوند، تقریباً هیچ فرصتی برای رسیدگی به آنها وجود نخواهد داشت. در این روزهای سخت، خانواده عبدالکریم تنها یک درخواست دارند؛ اینکه دولت، نهادهای بشردوستانه و هر کسی که توان کمک دارد، صدایشان را بشنود. این خانواده نه به دنبال زندگی مجلل است و نه کمک‌های بی‌پایان؛ فقط می‌خواهند زنده بمانند، زمستان را پشت سر بگذارند و کودکانشان شب را بدون لرزش بدن و ترس از فرو ریختن خیمه به صبح برسانند. و در پایان، وقتی آفتاب کنر در یک عصر سرد بر فراز کوه‌ها غروب می‌کند، خیمه کوچک آن‌ها هنوز در میان باد می‌لرزد؛ اما امیدی که در دل‌شان روشن مانده، هرچند کوچک و خاموش، هنوز پابرجاست. شاید فردا کسی بیاید… شاید فردا کمکی برسد… شاید فردا در این سکوت کوهستانی، صدای این خانواده شنیده شود و دستی یاری‌شان کند… پیش از آن‌که زمستان بی‌رحم، آخرین رشته‌های مقاومت‌شان را قطع کند. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب