برچسب: قاچاق

1 هفته قبل - 83 بازدید

چهار سال است که نامزد دارد؛ چهار سالی که قرار بود سرانجام به یک زندگی مشترک ختم شود، اما هنوز نتوانسته است نامزدش را به خانه ببرد. هر بار که خانواده دختر از او درباره عروسی پرسیده‌اند، پاسخش تقریباً یکسان بوده است: «کمی دیگر صبر کنید، کار پیدا می‌کنم.» خودش هم هر بار امیدوار بوده این «کمی دیگر» سرانجام به روزی برسد که بتواند با دست پر به خانه نامزدش برود؛ اما روزها گذشته‌اند، ماه‌ها پشت سر هم آمده‌اند و چهار سال نامزدی همچنان بدون عروسی ادامه یافته است. او جوانی است که بیشتر سال‌های عمرش را در تلاش برای پیدا کردن کار گذرانده؛ جوانی که نه از کار کردن فرار کرده و نه از سختی آن ترسیده است. مشکل اصلی این بوده که کاری پیدا نمی‌شود که بتواند از راه آن زندگی خودش و خانواده‌اش را بچرخاند. در افغانستان، برای جوانی که سرمایه، واسطه یا شغل ثابت ندارد، پیدا کردن کار آسان نیست. او بارها از خانه بیرون شده، به بازارها سر زده، از این دکان به آن دکان رفته و برای کارگری، باربری و هر کاری که بتواند درآمدی برایش داشته باشد، پرس‌وجو کرده است؛ اما بیشتر روزها با دست خالی به خانه برگشته است. در خانه، مادرش همیشه منتظر صدای قدم‌های او بوده است. خواهرش نیز می‌دانسته که برادرش هر روز با امید پیدا کردن کار از خانه بیرون می‌شود و بیشتر اوقات با همان لباس و کفش‌هایی که صبح پوشیده، عصر به خانه برمی‌گردد. هیچ‌کس از او زندگی مجلل نمی‌خواست. خانواده فقط می‌خواستند او درآمدی معمولی داشته باشد؛ درآمدی که بتواند با آن نان خانه را تأمین کند و پس از چهار سال، زندگی مشترکش را آغاز کند. اما فقر برای او فقط نداشتن پول نبود. فقر کم‌کم به سایه‌ای تبدیل شده بود که بر تمام تصمیم‌های زندگی‌اش افتاده بود. حتی ازدواجی که قرار بود پس از مدتی کوتاه انجام شود، سال‌ها به تأخیر افتاده بود. نامزدش چهار سال منتظر مانده بود و خانواده او نیز در این مدت بارها شرایط دشوار این جوان را درک کرده بودند؛ اما انتظار هم اندازه‌ای دارد. او هر بار که به چهره نامزدش فکر می‌کرد، احساس می‌کرد دیگر حرفی برای گفتن ندارد. نه می‌توانست وعده مشخصی برای عروسی بدهد و نه می‌دانست چه زمانی وضعیتش بهتر خواهد شد. در نهایت، امیدش را به مهاجرت گره زد. در میان بسیاری از جوانان افغانستان، ایران برای او نیز به مقصدی تبدیل شده بود که شاید بتواند در آن کار پیدا کند، پول جمع کند و با دست پر برگردد. فکر می‌کرد اگر چند ماه در ایران کار کند، شاید بتواند هم به خانواده‌اش کمک کند و هم مقدمات عروسی را فراهم سازد. با همین امید، چند بار تلاش کرد خود را به ایران برساند. اما هیچ‌کدام از سفرهایش آن‌گونه که تصور کرده بود پیش نرفت. هر بار که راه افتاد، مشکلات تازه‌ای سر راهش قرار گرفت. در نهایت، نتوانست خودش را به مقصد برساند. در یکی از این تلاش‌ها نیز از ایران ردمرز شد و دوباره به افغانستان برگشت؛ به همان خانه‌ای که با امید کار و آینده‌ای بهتر از آن بیرون شده بود. بازگشت برای او فقط برگشتن از یک کشور به کشور دیگر نبود. هر بار که دوباره وارد افغانستان می‌شد، احساس می‌کرد یک بار دیگر شکست خورده است. خانواده‌اش تلاش می‌کردند چیزی به رویش نیاورند. مادرش شاید بیشتر از همه می‌دانست که پسرش تا چه اندازه از این وضعیت خسته شده است. وقتی به خانه می‌رسید، مادر به جای اینکه بپرسد چرا موفق نشده، بیشتر می‌پرسید: «خوب هستی؟ چیزی نخورده‌ای؟» اما او جواب زیادی نداشت. می‌گفت: «خوب هستم.» در حالی که خودش بهتر از همه می‌دانست خوب نیست. شش ماه پیش، برای آخرین بار تصمیم گرفت راه ایران را در پیش بگیرد. این بار نیز امید داشت شاید بخت با او یاری کند. در مسیر، همراه شماری دیگر از مهاجران حرکت می‌کرد. راه دشوار بود، اما فکر رسیدن به ایران و پیدا کردن کار، خستگی را برایش قابل تحمل می‌کرد. او به آینده‌ای فکر می‌کرد که شاید بتواند پس از چند ماه کار، پولی جمع کند و به خانه برگردد؛ شاید بتواند بعد از چهار سال، بالاخره خانواده‌ای تشکیل دهد و نامزدش را به خانه خودش بیاورد. اما این سفر نیز به کابوس تبدیل شد. در پاکستان، دزدان مسلح آنان را گرفتند و از خانواده‌هایشان پول خواستند. برای آزادی هر یک از آنان مبلغی درخواست شده بود و خانواده‌ها باید آن را فراهم می‌کردند. او می‌دانست خانواده‌اش توان پرداخت چنین پولی را ندارند. در خانه‌ای که خودش برای تأمین نان آن نیز درمانده بود، از کجا می‌توانستند پول آزادی او را پیدا کنند؟ روزها برایش به سختی می‌گذشت. می‌دانست مادرش در افغانستان نگران اوست و شاید نمی‌داند پسرش کجاست. خواهرش احتمالاً هر روز چشم به در داشته و نامزدش نیز با شنیدن خبر ناپدید شدن او، ساعت‌ها در فکرش مانده است. اما خودش هیچ کاری از دستش برنمی‌آمد. سه ماه در بند ماند؛ سه ماهی که برای او مانند سال‌ها گذشت. سرانجام، بدون اینکه خانواده‌اش بتوانند پول مورد درخواست دزدان را فراهم کنند، آزاد شد و دوباره راه افغانستان را در پیش گرفت. وقتی برگشت، دیگر آن جوانی نبود که شش ماه پیش با امید پیدا کردن کار راهی شده بود. خستگی راه، تجربه اسارت و شکست دوباره، چیزی از امیدهایش کم کرده بود. با این حال، دوباره به خانه برگشت و تلاش کرد زندگی را از نو شروع کند. اما زندگی در افغانستان برای او همان بود که پیش از رفتنش بود؛ همان بیکاری، همان جیب خالی و همان وعده‌ای که خودش هم نمی‌دانست چگونه باید عملی‌اش کند. مادرش هنوز منتظر بود روزی برسد که پسرش بتواند زندگی خودش را آغاز کند. خواهرش همچنان با مشکلات خانه دست‌وپنجه نرم می‌کرد و نامزدش بعد از چهار سال هنوز منتظر بود. او فقط یک چیز می‌خواست: کار. می‌گفت حاضر است هر کاری انجام دهد، اما کاری پیدا نمی‌شد که بتواند با آن زندگی‌اش را سرپا نگه دارد. گاهی برای چند روز کاری پیدا می‌کرد و بعد دوباره بیکار می‌شد. درآمدهای اندک حتی برای نیازهای روزمره خانواده کافی نبود. بدهی‌ها و هزینه‌های زندگی روی هم جمع می‌شدند و در کنار همه این‌ها، مسئله ازدواج همچنان مانند باری سنگین روی شانه‌هایش قرار داشت. چهار سال نامزدی برای او فقط چهار سال انتظار نبود؛ چهار سال وعده دادن، شرمندگی و عقب انداختن روزی بود که خودش بیشتر از هر کسی منتظرش بود. چند روز پیش، فشار همه این مشکلات به جایی رسید که او تصمیم گرفت به زندگی خود پایان دهد. اقدام او با مرگ تمام نشد و اطرافیان توانستند نجاتش دهند. اکنون زنده است، اما خانواده‌اش با جوانی روبه‌رو هستند که بیش از هر زمان دیگری به حمایت و همراهی نیاز دارد. مادرش پس از این اتفاق بیشتر از گذشته مراقب اوست؛ زنی که سال‌ها برای بزرگ کردن پسرش زحمت کشیده و حالا از این می‌ترسد که مبادا یک روز او را از دست بدهد. برای یک مادر، دیدن فرزندش در چنین وضعیتی آسان نیست؛ به‌خصوص وقتی می‌داند چیزی که او را تا اینجا رسانده، یک مشکل ساده و گذرا نبوده، بلکه مجموعه‌ای از سال‌ها فقر، بیکاری، شکست، مهاجرت‌های ناموفق، اسارت و ناامیدی بوده است. خواهرش نیز تلاش می‌کند او را تنها نگذارد. اما خودش هم می‌داند که محبت خانواده به‌تنهایی نمی‌تواند مشکل اصلی را حل کند. این جوان بیش از هر چیز به کاری نیاز دارد که بتواند از راه آن دوباره احساس کند برای زندگی کردن دلیل دارد. نامزدش نیز چهار سال انتظار را پشت سر گذاشته است؛ چهار سالی که شاید در آغاز قرار بود تنها چند ماه طول بکشد. او هنوز نمی‌داند سرنوشت این نامزدی چه خواهد شد؛ نه لزوماً به این دلیل که علاقه‌ای باقی نمانده، بلکه به این دلیل که فقر گاهی حتی میان دو انسانی که سال‌ها منتظر یکدیگر بوده‌اند، دیوار می‌کشد. این جوان هنوز زنده است؛ اما زندگی برای او دیگر شبیه همان چیزی نیست که چهار سال پیش تصور می‌کرد. او زمانی فکر می‌کرد اگر به ایران برسد، چند ماه کار کند، پولی جمع کند و برگردد، همه چیز درست خواهد شد. بعد فکر کرد شاید بار دوم موفق شود. بار سوم هم امید داشت. اما هر بار راهی که برای رسیدن به آینده انتخاب کرد، او را دوباره به نقطه اول بازگرداند. اکنون شش ماه از آخرین سفرش می‌گذرد؛ سفری که به اسارت در پاکستان ختم شد و پس از سه ماه با بازگشت او به افغانستان پایان یافت. چند روز از لحظه‌ای می‌گذرد که خانواده‌اش او را در بدترین وضعیت روحی پیدا کردند و نجات دادند. اما چهار سال از روزی می‌گذرد که او نامزد شد و هنوز نتوانسته ساده‌ترین آرزویش را عملی کند: داشتن یک کار، یک درآمد و خانه‌ای که بتواند نامزدش را به آن ببرد. شاید برای بسیاری، داستان او فقط داستان یک جوان بیکار باشد؛ اما برای مادرش، او تمام زندگی است. برای خواهرش، برادری است که سال‌ها بار خانواده را بر دوش کشیده و برای نامزدش، مردی است که چهار سال انتظارش را کشیده است. او اکنون بیش از هر زمان دیگری به این نیاز دارد که کسی دستش را بگیرد، نه اینکه از او بپرسد چرا نتوانسته موفق شود. او سال‌ها تلاش کرده است. به راه زده، مهاجرت کرده، شکست خورده، دوباره برگشته و باز تلاش کرده است. آنچه او را به مرز ناامیدی رسانده، نخواستنِ کار یا زندگی نبوده؛ ناتوانی در پیدا کردن راهی برای ساختن یک زندگی معمولی بوده است. در خانه‌ای که مادرش هنوز هر شب برای پسرش دعا می‌کند، خواهرش نگران آینده اوست و نامزدش پس از چهار سال همچنان در انتظار است، یک پرسش همچنان بی‌جواب مانده است: یک جوان تا چه زمانی می‌تواند با جیب خالی، وعده‌های عملی‌نشده و درهای بسته، به آینده امیدوار بماند؟ او از مرگ نجات یافته است؛ اما نجات واقعی برای او شاید زمانی آغاز شود که دیگر مجبور نباشد برای پیدا کردن لقمه‌ای نان، جانش را در مسیرهای خطرناک بگذارد؛ زمانی که بتواند در کشور خودش کاری پیدا کند، درآمدی داشته باشد و پس از چهار سال انتظار، به نامزدش بگوید: «حالا دیگر می‌توانیم زندگی‌مان را شروع کنیم.» نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


1 ماه قبل - 136 بازدید

منابع محلی از ولایت نیمروز می‌گویند که ۱۹ نفر از شهروندان کشور در تلاش برای سفر قاچاقی به ایران، در دشت «مارگو» این ولایت ناپدیده شده‎اند. دست‌کم دو منبع گفته‌اند که نیروهای دولتی از روز گذشته (شنبه، ۲۷ سرطان) با چرخبال در جست‎وجوی این افراد برآمده‎‌اند، اما تا اکنون تنها اجساد پنج نفر را از میان ریگزارها پیدا کرده‌‎اند. منابع می‌گویند که جستجو برای یافتن اجساد ۱۴ نفر دیگر همچنان ادامه دارد. در ادامه آمده است که این افراد اواسط هفته‌ی گذشته از این مسیر به سمت ایران حرکت کرده بودند، اما نتوانستند به مقصد برسند و از مرز عبور کنند و دشت وسیع مارگو، ناپدید شدند. تا اکنون هویت این افراد و اینکه‎ باشندگان کدام ولایت افغانستان بوده‎اند، مشخص نشده است. همچنین در تصاویری که در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده است، دیده می‎‌شود که اجساد این افراد در میان ریگزارها افتاده و برخی اجساد را ریگ پوشانده است. گفته می‌شود که این گروه از جوانان که شمار شان به ۱۹ تن می‌رسید تلاش داشتند از طریق دشت‌های هلمند و نیمروز قاچاقی به ایران بروند مگر مسیر را گم کرده و به علت گرمی هوا و تشنگی، شماری از آنان جان باخته و شماری هم ناپدید شده اند. پیش از این نیز موارد متعددی از مرگ شهروندان افغانستان در تلاش برای سفر قاچاقی به ایران گزارش شده است. قابل ذکر است که افزایش بیکاری و فقر و توقف روند صدور قانونی ویزای ایران برای شهروندان عادی افغانستان، از عوامل اصلی سفر قاچاقی شهروندان کشور به ایران گفته می‌‎شود.

ادامه مطلب


5 ماه قبل - 146 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرد که میلیون‌ها کودک در سراسر جهان در معرض کار اجباری قرار دارند و برخی از آن‌ها از طریق قاچاق، مجبور به انجام کارهای خطرناک می‌شوند. این نهاد امروز (یک‌شنبه، ۲۳ حمل) با نشر گزارشی گفته است که مشکلات اقتصادی سبب می‌شود کودکان در سراسر جهان در معرض کار قرار بگیرند. یونیسف در ادامه تاکید کرده است که در آخرین آماری که در سال ۲۰۲۴ میلادی جمع‌آوری شده، حدود ۱۳۸ میلیون کودک در جهان درگیر کار بودند و بیش از یک‌سوم آن‌ها در کارهای خطرناکی مشغول‌اند که مستقیماً سلامت و رشدشان را به خطر می‌اندازد. در بخشی از گزارش این سازمان آمده است: «کار اجباری می‌تواند به آسیب‌های شدید جسمی و روانی و حتی مرگ منجر کودک شود. ممکن است کودکان را به هدف بردگی و سوءاستفاده جنسی یا اقتصادی به کار گیرند. تقریباً در همه موارد، کودکان از آموزش و خدمات صحی محروم می‌شوند و حقوق اساسی آنان محدود می‌گردد.» یونیسف در ادامه افزوده است که کودکان قاچاق‌شده اغلب در معرض خشونت، سوءاستفاده و نقض حقوق بشر قرار می‌گیرند. برای دختران، خطر سوءاستفاده جنسی بسیار بالاست. صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل می‌گوید که در سطح جهانی، پسران در تمام گروه‌های سنی بیشتر از دختران درگیر کار کودک هستند. در میان کودکان ۵ تا ۱۷ سال، ۹ درصد پسران و ۷ درصد دختران درگیر کار هستند. یونیسف گفته کار، کودکان را از حقوق اساسی‌شان محروم می‌کند. بسیاری از آنان از آموزش و خدمات صحی بازمی‌مانند، درست در زمانی که بیشترین نیاز را دارند. همچنین این نهاد و سازمان بین‌المللی کار از دولت‌ها خواسته با کمک‌های نقدی به خانه‌های نیازمند، حمایت از نظام‌های حفاظتی از کودکان، دسترسی همگانی به آموزش و ایجاد فرصت‌های شغلی برای بزرگسالان، به کار کودکان در جهان پایان دهند.

ادامه مطلب


6 ماه قبل - 297 بازدید

سازمان بین‌المللی پناه‌جویان در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که زنان پناه‌جوی افغانستان در ایران در میان تشدید جنگ و تهدید بازگشت به افغانستان عملاً جایی برای رفتن ندارند. این نهاد با نشر اعلامیه‌ای گفته است که بسیاری از این زنان که از محدودیت‌های حکومت سرپرست در افغانستان فرار کرده‌اند، اکنون در ایران با تهدید جنگ، تبعیض، خطر بازداشت یا اخراج و نبود کمک‌های بشردوستانه روبرو هستند. در گزارش آمده است که آمار رسمی از کمک‌رسانی به پناه‌جویان افغانستان در ایران در دسترس نیست و بسیاری از آن‌ها با سهمیه‌های اندک غذایی و افزایش شدید قیمت‌ها برای نیازهای اولیه زندگی دست‌وپنجه نرم می‌کنند. سازمان بین‌المللی پناه‌جویان در ادامه تاکید کرده است که تماس با دفتر کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل (UNHCR) بی‌پاسخ مانده و پناه‌جویان کمکی دریافت نمی‌کنند. همچنین گفته شده است که برخی زنان حتا برای فرار از وضعیت دشوار تلاش کرده‌اند از مسیرهای غیرقانونی وارد کشورهای دیگر شوند، اما با خطرات جدی از جمله سوءاستفاده قاچاقچیان روبه‌رو شده‌اند. نهاد بین‌المللی پناه‌جویان در بخشی از گزارشش از جامعه‌ی جهانی خواسته است تا از بازگرداندن اجباری پناه‌جویان افغانستان در شرایط خطرناک جلوگیری کنند و مسیرهای امنی برای انتقال آن‌ها به کشورهای میزبان فراهم نماید. این نهاد هشدار داده است که اگر توجه به وضعیت پناه‌جویان افغانستان، به‌ویژه زنان و دختران نشود، خطر گسترش سوءاستفاده، قاچاق و خشونت‌های جنسی بیش از پیش خواهد شد.

ادامه مطلب


6 ماه قبل - 165 بازدید

گارد ساحلی ترکیه اعلام کرد که در اثر واژگونی یک قایق در سواحل آنتالیا دستکم ۱۴ پناه‌جوی افغان به‌شمول شش کودک جان باخته‌اند. پولیس ترکیه با نشر اعلامیه‌ای گفته است که پولیس این کشور ضمن بازداشت ۶ نفر به‌ظن قاچاق و انتقال «غیرقانونی» پناه‌جویان، گفته که عملیات جست‌وجو برای یافتن افراد احتمالی مفقودشده ادامه دارد. در بیانیه کتبی فرماندهی گارد ساحلی ترکیه آمده است که بامداد روز گذشته (دوشنبه، ۱۸ حوت) یک قایق بادی که تعداد زیادی پناه‌جوی «فاقد اسناد قانونی» در آن حضور داشتند، توسط پهپاد گارد ساحلی در آب‌های آنتالیا شناسایی و پس از آن دو قایق به محل حادثه اعزام شدند. در این بیانیه آمده است که قایق مذکور به‌رغم دریافت هشدارهای متعدد، با سرعت بالا فرار کرد، اما لحظاتی بعد، به‌طور ناگهانی مسیر خود را به سمت قایق گارد ساحلی تغییر داد و پس از برخورد، شماری از پناه‌جویان به دریا پرتاب شدند. در ادامه بیانیه آمده است: «در نتیجه عملیات جست‌وجو و نجات در منطقه، ۶ پناهجو و یک مظنون قاچاق انسان با تابعیت ترکیه، زنده نجات داده شدند؛ اما اجساد ۱۴ پناه‌جوی دیگر پیدا شد.» همچنین پس از این حادثه، ۱۵ پناه‌جوی دیگر که با همان قایق از محل فرار کرده بودند، در یک عملیات پولیس ترکیه دستگیر شدند. پولیس می‌گوید برای مشخص شدن تعداد افراد مفقودشده، مصاحبه با پناهجویان نجات‌یافته و عملیات جست‌وجو و نجات همچنان ادامه دارد. در رابطه با این حادثه، دادستانی آنتالیا تحقیقات قضایی را آغاز کرده است.

ادامه مطلب


7 ماه قبل - 242 بازدید

مسوولان ایرانی می‌گویند که در پی تصادف دو موتر حامل شهروندان افغانستان در سیستان و بلوچستان این کشور، چهار نفر جان باخته و ۲۱ نفر دیگر زخمی شده‌اند. خبرگزاری ایرنا با نشر گزارشی به نقل از حسن شه‌بخش، معاون فنی و عملیات اورژانس پیش‌بیمارستانی دانشگاه علوم پزشکی زاهدان نوشته است که این حادثه ساعت ۸:۲۰ دقیقه‌ی صبح امروز (دوشنبه، ۲۷ دلو) در محور سراوان-کلپورگان در فاصله‌ی پنج کیلومتری روستای کلپورگان ولسوالی سراوان رخ داده است. وی در ادامه تاکید کرده است که در این حادثه دو عراده موتر وانت تویوتا حامل اتباع افغانستانی با یک‌دیگر برخورد کرده‌اند. معاون فنی و عملیات اورژانس پیش‌بیمارستانی دانشگاه علوم پزشکی زاهدان در ادامه تاکید کرده است که پس از گزارش حادثه، سه دستگاه آمبولانس به محل اعزام شدند و نیروهای اورژانس اقدامات اولیه‌ی درمانی و امدادی را برای مصدومان انجام دادند. آقای شه‌بخش در ادامه افزوده است که زخمیان پس از دریافت خدمات اولیه در محل، برای ادامه‌ی درمان به شفاخانه‌های رازی و ایران‌مهر سراوان منتقل شدند. او گفته است که وضعیت برخی از زخمیان وخیم گزارش شده است. قابل ذکر است که حوادث مشابه بارها از شهروندان افغانستان قربانی گرفته است. باید گفت که این مسیر خطرناک است که هرازگاهی به قیمت جان مهاجران تمام می‌شود. مهاجران بی‌شماری براثر تیراندازی مرزبانان ایرانی، ماین‌های کارگذاری‌شده و حادثه‌ی ترافیکی جان‌شان را از دست داده‌اند.

ادامه مطلب


2 سال قبل - 529 بازدید

براساس آمار ارائه شده از سوی نهادهای بریتانیایی فعال در حوزه مهاجرت در یک سال گذشته حدود پنج هزار و حدود ۶۶۲ تن با عبور از کانال مانش وارد بریتانیا شده‌اند که در این میان دست‌کم ۷۵۸ کودک نیز شامل هستند. وزارت داخله بریتانیا می‌گوید ۳۵۰ افغان هم در همین دوره از طریق پرواز بدون داشتن اسناد معتبر مهاجرت به بریتانیا رسیده‌اند. در ادامه آمده است که از این میان تا اکنون یک هزار و ۸۵۴ نفر تحت حمایت طرح ویژه اسکان مجدد افغان‌ها قرار گرفته‌اند. در ادامه آمده است که در همین دوره یک ساله، شش‌ هزار و ۴۲ افغان از طریق برنامه‌های اسکان مجدد این کشور به بریتانیا منتقل شدند. سازمان‌های فعال در حوزه مهاجرت در بریتانیا می‌گویند بیشتر کودکانی که از مسیر پرخطر مانش وارد بریتانیا شده‌اند، کسانی هستند که خانواده‌های‌شان در روند تخلیه به بریتانیا منتقل شدند. این کودکان به دلیل قوانین سخت‌گیرانه الحاق خانواده در بریتانیا، مجبور به پذیرفتن مهاجرت از مسیرهای پرخطر شده‌اند. دولت بریتانیا قبلاً متعهد شده بود برای خانواده‌های که کودکان ‌شان را در روزهای نخست پروسه تخلیه جا گذاشته‌اند، راه‌های قانونی فراهم کند تا با هم الحاق شوند. اما سازمان‌های مدافع حقوق پناهندگان می‌گویند دولت بریتانیا تاکنون پیشنهاد مشخصی برای الحاق کودکان افغان نداده است. واندا وایچورسکا، مدیر اجرایی نهادی موسوم به «دهلیز بین‌المللی مصئون» گفت زندگی کودکان افغان جدا افتاده از خانواده به مسیرهایی بستگی دارد که آن‌ها را به خانواده‌های‌شان وصل می‌کند.

ادامه مطلب


2 سال قبل - 490 بازدید

ذکیه وردک، دیپلمات حامی حکومت سرپرست که به عنوان سرکنسول افغانستان در شهر بمبئی هند کار می‌کرد، پس از نشر گزارش‌ها مبنی بر تشکیل پرونده‌ی قاچاق طلا از سوی پولیس هند، او اعلام کرده است که از سمت خود در این کنسولگری استعفا می‌دهد. خانم وردک خبر استعفای خود را امروز (شنبه، ۱۵ ثور) در حساب کاربری ایکسش منتشر کرده است. وی در استعفانامه خود نوشته است: «در طول سال‌ها من به افترا به شخص خودم و همچنین به افراد خانواده‌ام مواجه شده‌ام. این حملات که به‌‌ نظر می‌رسد سازمان‌یافته‌اند، بر کارایی من در نقش خود تأثيرات شدیدی گذاشته و بیانگر چالش‌های عدیده‌ای است که زنان خواهانِ تغییر و تحول در جامعه‌ی افغانستان با آن گریبانگیر هستند.» او تاکید کرد که به‌عنوان تنها زن حاضر در «دستگاه دیپلماتیک افغانستان»، بسیار متأسف است که به‌جای حمایت‌های سازنده برای حفظ این جایگاه، آماج «حملات سازمان‌یافته» به هدف «تخریب» قرار گرفته است. خانم وردک می‌گوید که «این حملات» برایش دور از انتظار نبوده، اما تبعات آن بر اعضای خانواده‌اش، فراتر از تصورش بوده است. وی تصریح کرد که این حملات او را واداشته است که تدوام این امر برای آنان «عادلانه» نیست‌. رسانه‌های هندی امروز گزارش داده‌اند که پولیس این کشور به اتهام «قاچاق طلا» برای خانم وردک پرونده تشکیل داده است و تحقیقات در این مورد جریان دارد. مطالب مرتبط هم توصیه می‌شود: بازداشت ذکیه وردک، سرکنسول افغانستان در بمبئی به اتهام قاچاق ۲۵ کلیوگرام طلا در هند در گزارش روزنامه‌ «تایمز آف اندیا»، آمده است که از نزد خانم وردک در ۲۵ اپریل در میدان هوایی بمبئی، ۲۵ کیلوگرام طلا کشف شده و او نتوانسته است اسناد مالکیت قانونی این طلاها را ارائه کند‌. در ادامه آمده است که این طلاها از جاکت سفارشی، ساق‌بند، زانوبند، کلاه و کمربند خانم وردک پس از بازجویی بدنی او پیدا شده است. در گزارش آمده است که خانم وردک هنگام توقیف در میدان هوایی بمبئی، پاسپورت دیپلماتیک صادرشده توسط حکومت پیشین را همراه داشته و به‌دلیل مصونیت دیپلماتیک بازداشت نشده، اما طلاها و جاکت مخصوص او ضبط شده و برایش پرونده‌ی قاچاق تشکیل شده است. خانم وردک در پاسخ به «تایمز آف اندیا» گفت که از این اتهام متعجب شده و باید آن را بیشتر بررسی کند. او افزوده است که در حال حاضر بیرون از شهر بمبئی و در حال درمان است. باید گفت که ذکیه وردک و سید محمد ابراهیم‌خیل، کنسول افغانستان در حیدرآباد هند پس از اعلام تعطیلی سفارت افغانستان در آن کشور از سوی فرید ماموندزی، دیپلمات حکومت پیشین به‌دلیل عدم همکاری دولت هند و فشار حکومت فعلی، به این سفارت رفتند و اعلام کردند که مسوولیت این سفارت را به عهده گرفته‌اند. پس از آن عباس استانکزی، معاون سیاسی وزارت خارجه‌ی حکومت فعلی گفت که کنسول‌گیری‌های افغانستان در بمبئی و حیدرآباد ‌و‌ همچنین سفارت افغانستان در دهلی، با این حکومت در ارتباط است و تحت حمایت آنان فعالیت می‌کند. ذکیه وردک به‌عنوان مشاور شورای امنیت ملی در حکومت پیشین کشور نیز کار کرده است.

ادامه مطلب


3 سال قبل - 610 بازدید

رسانه‌های ترکی گزارش‌ داده‌اند که نیروهای گارد ساحلی این کشور، ۱۰۶ مهاجر افغان از جمله ۴۳ کودک سوار بر یک قایق پلاستیکی را «نجات» داده و سپس «بازداشت» کرده‌اند. رسانه‌های ترکیه امروز (یک‌شنبه، ۶ حوت) گزارش داده‌اند که این پناه‌جویان را «عناصر یونانی» به سوی آب‌های ترکیه عقب رانده بودند. در گزارش آمده است که این پناه‌جویان به مرکز عودت اتباع خارجی شهر چاناک قلعه فرستاده شده‌اند. رسانه‌های ترکیه گزارش دادند که فرماندهی گارد ساحلی این کشور گروهی از مهاجران فاقد مدارک اقامتی رسمی را در سه قایق پلاستیکی در سواحل آیواجیک شناسایی کرده‌اند. طبق گزارش رسانه‌های این کشور، این پناه‌جویان را نیروهای دریایی یونان به سواحل ترکیه رانده بودند. در همین حال، گارد ساحلی ترکیه در شهر ازمیر (سه‌شنبه، ۱ حوت) نیز از بازداشت ده‌ها مهاجر افغان به شمول کودکان خبر داده بود. در سال‌های اخیر سازمان‌های حقوق بشری به طور مکرر از یونان به دلیل عقب راندن پناه‌جویان انتقاد کرده‌اند. گزارش‌ها نشان می‌دهد که بازداشت، اخراج و بدرفتاری با مهاجران افغان در ترکیه نیز افزایش یافته است. براساس آمار وزارت داخله ترکیه، در سال ٢٠٢٣ میلادی، ٦٨ هزار و ٦٨٧ پناه‌جوی افغان بازداشت و بیشتر آنان اخراج شده‌اند. همچنین با تسلط حکومت فعلی بر افغانستان موج تازه‌ای از مهاجرت شکل گرفت که بیشتر این افراد به ایران و پاکستان مهاجر شدند. ترکیه یکی از مسیرهای اصلی مهاجران افغان برای رسیدن به اروپا بوده است. بیشتر این مهاجران از طریق ایران وارد ترکیه می‌شوند.

ادامه مطلب