برچسب: دختران و زنان

1 ماه قبل - 188 بازدید

وقتی صدای دروازه حویلی بلند می‌شود، «مریم» ناخودآگاه از کنار کلکین اتاقش دور می‌شود. نمی‌خواهد کسی ببیند که پشت کلکین ایستاده است. پدرش بارها به او گفته که بدون اجازه از اتاق بیرون نشود و با کسی که به خانه رفت‌وآمد ندارد، صحبت نکند. تلفن همراهی هم که زمانی تنها راه ارتباطش با دوستان و هم‌صنفی‌هایش بود، دیگر در اختیار او نیست. مریم می‌گوید پدرش بعد از اتفاقی که برای او افتاد، محدودیت‌ها را بیشتر کرد؛ رفت‌وآمد، صحبت با دوستان، استفاده از موبایل و حتی نشستن طولانی کنار کلکین برایش به موضوعی حساس تبدیل شده است. مریم ۲۲ ساله است و در کابل تا صنف دوازدهم درس خوانده است. هنوز چند کتاب و کتابچه از سال‌های مکتبش در گوشه اتاق نگه داشته شده است؛ کتاب‌هایی که هر بار آنها را می‌بیند، روزهایی را به یاد می‌آورد که صبح‌ها یونیفورم مکتب می‌پوشید، کتاب‌هایش را در کیف می‌گذاشت و همراه دختران دیگر راهی مکتب می‌شد. آن روزها برایش عادی بود که درباره آینده حرف بزند. می‌خواست بعد از فراغت از مکتب دانشگاه برود و در رشته‌ای که دوست داشت تحصیل کند، اما وقتی محدودیت‌ها بر آموزش دختران افزایش یافت، درهای دانشگاه نیز به روی او بسته شد. مریم می‌گوید آن زمان هنوز فکر می‌کرد شاید شرایط تغییر کند و بتواند درسش را ادامه دهد؛ اما چند سال گذشته و دفترچه‌های درسی‌اش همچنان در اتاق مانده‌اند. مشکل اصلی مریم اما تنها ناتمام ماندن درس‌هایش نبود. در خانواده‌ای که تصمیم‌های مهم زندگی بیشتر از سوی بزرگ‌ترها گرفته می‌شود، موضوع ازدواج به میان آمد. پدرش می‌خواست او را به مردی ۳۵ ساله شوهر بدهد. مریم این مرد را برای زندگی مشترک انتخاب نکرده بود و نمی‌خواست با او ازدواج کند. او به پسرخاله‌اش علاقه داشت و می‌خواست اگر قرار است ازدواج کند، با کسی باشد که خودش می‌شناسد و دوستش دارد. مریم می‌گوید چند بار تلاش کرد خواسته‌اش را به پدرش بگوید، اما پاسخ روشنی که می‌خواست نشنید. در فضای خانواده، حرف پدر تصمیم نهایی شمرده می‌شد و مخالفت یک دختر با تصمیمی که درباره ازدواجش گرفته شده بود، به آسانی پذیرفته نمی‌شد. ازدواج، تصمیمی است که سال‌ها از زندگی یک انسان را در بر می‌گیرد و وقتی بدون رضایت و انتخاب او تعیین شود، می‌تواند احساس بی‌اختیاری، ترس و فشار روانی را بیشتر کند. برای مریم نیز مسئله فقط انتخاب یک همسر نبود؛ او احساس می‌کرد اختیار تصمیم‌گیری درباره آینده‌اش از او گرفته شده است. مریم می‌گوید هرچه صحبت‌ها درباره ازدواج بیشتر می‌شد، فشار روحی او نیز بیشتر می‌شد. او نمی‌خواست زندگی‌اش را با مردی آغاز کند که انتخاب خودش نبود، اما احساس می‌کرد راه دیگری نیز پیش رویش قرار ندارد. در روزهایی که موضوع ازدواج جدی‌تر شده بود، مریم به اندازه‌ای تحت فشار قرار گرفت که اقدام به خودکشی کرد. خانواده او را به داکتر رساندند و پس از درمان، جانش نجات یافت. مریم از آن روز با جزئیات زیادی صحبت نمی‌کند. تنها می‌گوید آن لحظه به این فکر می‌کرد که دیگر توان تحمل فشارهایی را که بر او وارد می‌شد، ندارد. او زنده ماند، اما به گفته خودش، بعد از برگشتن از شفاخانه زندگی برایش آسان‌تر نشد. برخلاف چیزی که مریم انتظار داشت، پس از بازگشت به خانه، پدرش محدودیت‌های بیشتری بر او اعمال کرد. پدر نگران بود که دخترش دوباره دست به کاری بزند و به همین دلیل رفت‌وآمد او را محدود کرد. اما مریم می‌گوید این محدودیت‌ها برای او به نوع دیگری از فشار تبدیل شده است. او حالا بیشتر وقتش را در خانه می‌گذراند و اگر بخواهد از خانه بیرون برود، باید اجازه بگیرد. دوستان قدیمی‌اش را کمتر می‌بیند و ارتباطش با هم‌صنفی‌های سابق تقریباً قطع شده است. او می‌گوید: «بعد از مکتب دیگر زندگی‌ام همان زندگی قبلی نبود.» این دختر جوان در خانه نیز احساس آرامش نمی‌کند. می‌گوید برخوردهای خشن و تند پدر و دیگر اعضای خانواده در برخی مواقع او را بیشتر از قبل تحت فشار قرار می‌دهد. گاهی یک بحث کوچک در خانه به مشاجره تبدیل می‌شود و او ترجیح می‌دهد سکوت کند تا وضعیت بدتر نشود. مریم می‌گوید در چنین لحظاتی به اتاقش می‌رود، در را می‌بندد و تا زمانی که فضای خانه آرام شود، بیرون نمی‌آید. در خانواده‌های زیادی در افغانستان، موضوع ازدواج دختران تنها یک تصمیم فردی نیست؛ خواست خانواده، نظر پدر، وضعیت اقتصادی، حرف مردم و مناسبات میان خانواده‌ها نیز در آن دخیل است. مریم هم در میان همین فشارها قرار گرفته است. او می‌گوید هیچ‌وقت نگفته بود که نمی‌خواهد ازدواج کند؛ تنها می‌خواست درباره کسی که قرار است با او سال‌های زندگی‌اش را بگذراند، خودش نیز حق انتخاب داشته باشد. وقتی از پسرخاله‌اش صحبت می‌کند، صدایش آرام‌تر می‌شود. می‌گوید او را از قبل می‌شناخت و تصور می‌کرد اگر روزی ازدواج کند، زندگی در کنار کسی که با او آشنایی دارد برایش قابل تحمل‌تر خواهد بود. اما این خواسته با تصمیم پدرش همخوانی نداشت. مریم می‌گوید حتی فرصت پیدا نکرد که خواسته‌اش را به شکل جدی و آرام با خانواده مطرح کند و درباره آینده‌اش گفت‌وگویی داشته باشد که نظر خودش نیز در آن اهمیت داشته باشد. حالا چند سال از فراغت او از مکتب گذشته است. دخترانی که با او یک‌جا صنف می‌خواندند، هرکدام راهی جداگانه پیدا کرده‌اند؛ بعضی ازدواج کرده‌اند، برخی در خانه مانده‌اند و برخی نیز به کارهای مختلف روی آورده‌اند. مریم اما بیشتر روزها در خانه پدرش است. نه دانشگاهی در انتظارش است و نه کاری که بتواند از طریق آن درآمد داشته باشد. تلفن همراه ندارد تا با دوستانش صحبت کند و اجازه رفت‌وآمد آزادانه نیز ندارد. او گاهی کتاب‌های قدیمی‌اش را از داخل صندوق بیرون می‌کند، گرد آنها را می‌گیرد و چند صفحه می‌خواند. می‌گوید هنوز بعضی درس‌ها را به یاد دارد، اما بسیاری از چیزهایی که در مکتب آموخته بود، به مرور زمان از ذهنش دور شده است. بیشتر از فراموش شدن درس‌ها، از این ناراحت است که فرصت استفاده از آنها را پیدا نکرده است. مریم می‌گوید اگر شرایط عادی می‌بود، احتمالاً حالا دانشجو یا شاغل بود. شاید در یک دفتر کار می‌کرد، شاید معلم می‌شد یا شاید در رشته‌ای که دوست داشت ادامه تحصیل می‌داد. اما هیچ‌کدام از این احتمال‌ها برایش به واقعیت تبدیل نشد. یک بار محدودیت‌های آموزشی، مسیر تحصیلش را متوقف کرد و بار دیگر تصمیم خانواده درباره ازدواج، اختیار تصمیم‌گیری درباره زندگی شخصی‌اش را از او گرفت. او اکنون بیشتر به آینده‌ای فکر می‌کند که در آن بتواند از خانه بیرون برود و دوباره چیزی یاد بگیرد. می‌گوید حتی اگر امکان رفتن به دانشگاه برایش فراهم نشود، حاضر است یک حرفه یاد بگیرد؛ خیاطی، کمپیوتر یا هر کاری که بتواند با آن درآمد داشته باشد. برای او داشتن درآمد تنها مسئله پول نیست. می‌گوید اگر بتواند خودش درآمد داشته باشد، شاید بتواند بخشی از تصمیم‌های زندگی‌اش را نیز خودش بگیرد. اما در حال حاضر حتی همین آرزو هم برایش دور به نظر می‌رسد. او باید برای بیرون رفتن اجازه بگیرد و استفاده از موبایل نیز برایش ممنوع است. می‌گوید گاهی ساعت‌ها کنار کلکین می‌نشیند و به صدای کوچه گوش می‌دهد؛ صدای موترها، کودکان، فروشندگان دوره‌گرد و دخترانی که از مکتب یا کورس برمی‌گردند. برای او این صداها یادآور زندگی‌ای است که زمانی خودش بخشی از آن بود. مریم نمی‌خواهد درباره مرگ زیاد صحبت کند. می‌گوید از زمانی که از آن اتفاق جان سالم به در برده، بیشتر از گذشته می‌فهمد که آنچه می‌خواست، در واقع پایان زندگی نبود؛ او فقط می‌خواست از شرایطی که توان تحملش را نداشت، نجات پیدا کند. حالا می‌خواهد فرصتی داشته باشد تا زندگی دیگری را تجربه کند؛ زندگی‌ای که در آن مجبور نباشد میان خواسته خانواده و خواسته خودش یکی را انتخاب کند. با این حال، آثار آن روز هنوز در زندگی او باقی مانده است. رابطه‌اش با خانواده مانند گذشته نیست. اعتماد میان آنها کم شده و مریم احساس می‌کند بعد از آن اتفاق، بیشتر به عنوان دختری که باید کنترل شود با او برخورد می‌شود تا دختری که باید حرفش شنیده شود. او می‌گوید وقتی خانواده با خشونت با او رفتار می‌کنند، دوباره همان احساس تنهایی گذشته به سراغش می‌آید. در یکی از عصرها، مریم کتابچه‌ای کهنه و تاخورده را از داخل الماری بیرون می‌آورد. روی صفحه اول نامش با خط خودش نوشته شده است. تاریخ مربوط به سال‌های مکتب است. چند صفحه را ورق می‌زند و بعد کتابچه را می‌بندد. می‌گوید آن زمان فکر می‌کرد بعد از صنف دوازدهم، بزرگ‌ترین تصمیم زندگی‌اش انتخاب رشته دانشگاه خواهد بود؛ اما حالا بزرگ‌ترین خواسته‌اش این است که بتواند از خانه بیرون برود و بدون ترس درباره آینده خودش حرف بزند. او هنوز ۲۲ ساله است؛ سنی که برای بسیاری از دختران و پسران، آغاز زندگی مستقل و ساختن آینده است. اما مریم در اتاقی نشسته که دیوارهایش پر از خاطرات مکتب است و دروازه‌اش به روی دنیایی باز می‌شود که خودش کمتر اجازه ورود به آن را دارد. مریم می‌گوید نمی‌داند در نهایت چه اتفاقی برایش خواهد افتاد. نمی‌داند آیا روزی پدرش با خواسته‌هایش کنار خواهد آمد یا دوباره برای ازدواجش تصمیم خواهد گرفت. نمی‌داند آیا می‌تواند تحصیلش را ادامه دهد یا نه. تنها چیزی که می‌داند این است که نمی‌خواهد دوباره همان روزهایی را تجربه کند که احساس می‌کرد هیچ راهی برای انتخاب ندارد. او می‌گوید: «من فقط می‌خواهم یک بار در زندگی خودم تصمیم بگیرم.» این جمله کوتاه، شاید تمام چیزی باشد که مریم در این سال‌ها خواسته است؛ نه زندگی تجملی، نه پول زیاد و نه حتی یک آینده خاص. فقط حق انتخاب. حق اینکه درباره درس خواندن، کار کردن، بیرون رفتن و مهم‌تر از همه، درباره کسی که قرار است شریک زندگی‌اش باشد، صدای خودش نیز شنیده شود. مریم از آن روزی که داکتران او را نجات دادند، دوباره زنده است؛ اما هنوز برای برگشتن به یک زندگی عادی تلاش می‌کند. زندگی او اکنون میان چهار دیوار خانه پدرش جریان دارد؛ جایی که هم پناه اوست و هم به گفته خودش، محل بسیاری از فشارهایی که تحمل می‌کند. پشت همان کلکینی که مریم از آن دور می‌شود، کابل همچنان شلوغ است. مردم به کارهای روزمره‌شان می‌رسند، کودکان در کوچه بازی می‌کنند و دخترانی از کنار خانه عبور می‌کنند. مریم اما هنوز منتظر روزی است که بتواند خودش دروازه خانه را باز کند، قدم به کوچه بگذارد و احساس کند آینده‌اش متعلق به خودش است. نویسنده: سارا کریمی  

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 155 بازدید

یان ایگلند، شورای پناهندگان ناروی (NRC) در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که افغانستان با بحران‌های عمیق بشری، اقتصادی و اقلیمی روبرو است و کشورهای عضو ناتو وعده‌های خود برای حمایت از مردم این کشور را فراموش کرده‌اند. آقای ایگلند امروز (دوشنبه، ۱۹ اسد) با نشر گزارشی گفته است که کشورهای عضو ناتو وعده‌های خود به دختران و پسران اهل افغانستان را فراموش کرده و از غیرنظامیان افغانستان روی‌گردان شده‌اند. وی در ادامه تاکید کرده است: «ما در مواجهه با نیازهای روزافزون و کاهش حقوق دختران و زنان در سراسر افغانستان، بیش از پیش تنها مانده‌ایم.» براساس گزارش شورای پناهندگان ناروی، بیش از شش میلیون مهاجر اهل افغانستان از کشورهای همسایه از اواخر سال ۲۰۲۳ میلادی به افغانستان بازگشته‌اند. به گفته‌ی این نهاد، ۷۳ درصد بازگشت‌کننده‌گان بیکار هستند و فرصت‌های محدودی برای تامین معیشت دارند. بحران‌های اقلیمی، تنش‌های منطقه‌ای و محدودیت‌های فزاینده علیه زنان و دختران نیز فشار بر مردم افغانستان را افزایش داده است. شورای پناهند‌گان ناروی می‌گوید که با وجود افزایش نیازهای بشری، بودجه کمک‌های بشردوستانه کاهش یافته است. به گفته‌ی این نهاد، در سال جاری تاکنون تنها ۴۵۰ میلیون دالر برای پاسخ بشردوستانه افغانستان تامین شده که معادل ۲۶ درصد از ۱.۷ میلیارد دالر مورد نیاز است.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 140 بازدید

رسانه‌های ترکیه گزارش داده‌اند که برای اولین‌بار در تاریخ نیروی هوایی این کشور یک زن به درجه‌ی جنرالی رسیده است. به گزارش روزنامه «صباح» اوزلم کاراپینار براساس تصمیم شورای عالی نظامی ترکیه و تایید رجب طیب اردوغان، رییس‌جمهور آن کشور، از درجه‌ی «دگروالی» به درجه‌ی «بریدجنرالی» ارتقا یافته است. این رسانه با نشر گزارشی نوشته است که او سال‌ها به‌عنوان افسر ارکان در نیروی هوایی ترکیه خدمت کرده و در بخش‌ها و ستادهای مختلف وظایف گوناگونی را بر عهده داشته است. روزنامه صباح تاکید کرد که مسیر اوزلم کاراپینار برای تبدیل شدن به نخستین جنرال زن نیروی هوایی ترکیه، با تصمیمی سرنوشت‌ساز پس از پایان دوره‌ی مکتب آغاز شد. این روزنامه نوشته است که او با وجود این‌که در دانشکده‌ی طب دانشگاه «اژه» پذیرفته شده بود، پس از دریافت دعوت‌نامه از آکادمی نیروی هوایی ترکیه، تصمیم گرفت مسیر حرفه‌ای خود را در هوانوردی و خدمت نظامی دنبال کند؛ مسیری که نام او را در تاریخ نیروی هوایی ترکیه ثبت کرد. در حالی اوزلم کاراپینار به درجه‌ی جنرالی در نیروهای هوایی ترکیه می‌رسد که دختران و زنان در افغانستان با محدودیت‌های مختلف مواجه هستند. دختران و زنان از فعالیت آموزشی، سیاسی، اجتماعی و... منع شدند. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. بر بنیاد گزارش‌ها، اگر این ممنوعیت ادامه یابد، تا سال ۲۰۳۰ نزدیک به چهار میلیون دختر ممکن است از آموزش محروم شوند.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 130 بازدید

گوردون براون، نخست‌وزیر پیشین بریتانیا و فرستاده ویژه سازمان ملل در امور آموزش جهانی از جامعه‌ی جهانی خواست به‌طور واقعی از آموزش دختران در افغانستان حمایت کند. او با نشر مقاله‌ای در روزنامه گاردین، خواستار ایجاد یک صندوق جهانی برای حمایت از دختران افغان در معرض ازدواج اجباری شده است. آقای براون تاکید کرد که در پنج سال گذشته حکومت سرپرست با صدور فرمان‌های سرکوب زنان و دختران را به‌طور مداوم تشدید کرده است و جامعه‌ی جهانی نیز اقدام مؤثری برای مقابله با این وضعیت انجام نداده است. همچنین گوردون براون می‌نویسد که حکومت فعلی با تصویب قوانین سخت‌گیرانه‌تر، در حال مشروعیت‌بخشی به ازدواج کودکان و فراهم‌کردن مصونیت قانونی برای خشونت خانگی از سوی مردان هستند. در این مقاله آمده است که افغانستان امروز با یکی از شدیدترین محدودیت‌ها علیه زنان در جهان روبرو است. آقای براون در نوشته خود به محرومیت دختران و زنان از آموزش و تحصیلات دانشگاهی و کار در بخش دولتی و حتی همکاری با سازمان‌های غیر دولتی و آزادی رفت‌وآمد آنان اشاره کرده است. او در ادامه با مقایسه وضعیت افغانستان با کشورهایی مانند پاکستان و بنگلادش، به نمونه‌هایی از اقدامات موفق در مقابله با ازدواج کودکان از جمله جرم‌انگاری ازدواج زیر ۱۸ سال در ایالت سند پاکستان، تقویت سیستم ثبت تولد در بنگلادش و برنامه‌های حمایت مالی از خانواده‌های فقیر برای امکان ادامه تحصیل کودکان اشاره کرده است. به گفته‌ی او، این تجربه‌ها نشان می‌دهد که ازدواج کودکان تنها یک سنت فرهنگی نیست، بلکه به فقر و ضعف اجرای قانون نیز مرتبط است. فرستاده ویژه سازمان ملل در امور آموزش جهانی تاکید می‌کند که آموزش مهم‌ترین ابزار برای جلوگیری از ازدواج زودهنگام است و هر سال تحصیل بیشتر، احتمال ازدواج کودکان را کاهش می‌دهد. او می‌نویسد که با وجود محدودیت‌ها، برخی دختران در افغانستان از طریق آموزش‌های آنلاین، مکاتب مخفی و صنف‌های خانگی به تحصیل ادامه می‌دهند، اما این تلاش‌ها کافی نیست. او به طرح جدید دولت بریتانیا اشاره می‌کند که بر اساس آن، دو مسیر برای حمایت از دختران افغان در نظر گرفته شده است: یکی از طریق حمایت نهادهای خیریه برای انتقال آن‌ها به بریتانیا و دیگری از طریق اعطای بورسیه‌های تحصیلی از سوی دانشگاه‌ها. فرستاده ویژه سازمان ملل در امور آموزش جهانی این اقدامات را ناکافی دانسته و خواستار گام‌های عملی‌تر شده است.

ادامه مطلب


3 ماه قبل - 148 بازدید

دید‌بان حقوق افغانستان، از ادامه‌ی ممنوعیت آموزش دختران بالاتر از صنف ششم، انتقاد کرده و گفته است که با وجود نزدیک به پنج سال محرومیت، دختران افغانستان همچنان رویای آموختن را زنده نگه داشته‌اند. این نهاد با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود بر ضرورت دادخواهی و حمایت از حق آموزش دختران و زنان در افغانستان تاکید کرده است. این نهاد افزوده است که دختران افغانستان، با وجود حدود پنج سال محرومیت از آموزش بالاتر از صنف ششم، هم‌چنان از آرزوی ادامه تحصیل دست نکشیده‌اند. دیدبان حقوق افغانستان در پیام خود تاکید کرده است که رویای آموختن در میان دختران افغانستان زنده است و کتاب‌هایی که در انتظار بازگشت آنان به صنف‌های درسی مانده‌اند، نباید به فراموشی سپرده شوند. همچنین دید‌بان حقوق افغانستان افزوده است که احیای حق آموزش دختران بالاتر از صنف ششم، مستلزم تداوم دادخواهی و حمایت گسترده از آنان است. در بخشی از این پیام آمده است: «بگذارید دختران بیاموزند و در کنار دختران افغانستان بایستید.» اکنون ‌هزار و ۷۶۸ روز از بسته‌ماندن مکتب‌های دختران بالاتر از صنف ششم در افغانستان می‌گذرد. حکومت سرپرست پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. بر بنیاد گزارش‌ها، اگر این ممنوعیت ادامه یابد، تا سال ۲۰۳۰ نزدیک به چهار میلیون دختر ممکن است از آموزش محروم شوند.

ادامه مطلب


3 ماه قبل - 192 بازدید

همزمان با این‌که زنان و دختران در افغانستان در زمینه آموزش و اشتغال با محدودیت‌های بیشتر و شدیددتر مواجه می‌شوند، محدثه میرزایی، یکی از نخستین زنان پیلوت افغانستان، توانسته است به یکی از بلندترین جایگاه‌های حرفه‌ی هوانوردی در کشور بلغارستان دست یابد. او پس از مهاجرت به اروپا و پشت سر گذاشتن چالش‌های فراوان، چند ماه پیش به مقام کاپیتانی هواپیماهای مسافربری رسید و چهار استرایپ کاپیتانی را بر شانه‌های خود گذاشت. محدثه میرزایی در گفتگو با رسانه‌ها از مسیر دشوار بازگشت به کابین خلبانی، تحقق رویای کاپیتانی و هدف‌هایی سخن می‌گوید که همچنان در افق حرفه هوانوردی برای خود ترسیم کرده است. وی تاکید کرده است: «می‌خواهم بیشتر و بیشتر تلاش کنم تا کاپیتان نمونه باشم و حتی می‌خواهم در بخش خلبانی استاد شوم. این یک مسوولیت بزرگ برای من می‌باشد.» قابل ذکر است که محدثه میرزایی، نخستین خلبان زن پروازهای تجاری افغانستان، که پس از تسلط دوباره‌ی حکومت سرپرست به بلغاریا یا بلغارستان پناهنده شد، اکنون در اروپا به پروازهای خود ادامه می‌دهد. محدثه میرزایی، نخستین خلبان زن افغانستان بود که مسافران را با هواپیمای بوئینگ ۷۳۷ به شهرهای مختلف افغانستان و کشورهای ترکیه، ازبکستان، عربستان سعودی و هند می‌برد. محدثه میرزایی در کانادا آموزش خلبانی دیده بود، اولین پرواز خود را در افغانستان در سن ۲۱ سالگی و در ۲۰ اوت ۲۰۲۰ میلادی انجام داد. وی در حالی به چهار استرایپ کاپیتانی در خلبانی دست پیدا می‌کند که حکومت سرپرست پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. بر بنیاد گزارش‌ها، اگر این ممنوعیت ادامه یابد، تا سال ۲۰۳۰ نزدیک به چهار میلیون دختر ممکن است از آموزش محروم شوند.

ادامه مطلب


3 ماه قبل - 206 بازدید

اوچا یا دفتر هماهنگ‌کننده‌ کمک‌های انسان‌دوستانه‌ی سازمان ملل متحد با ابراز نگرانی از دوام ممنوعیت آموزش دختران در افغانستان، گفته است که وقتی دختران از فرصت آموزش محروم می‌شوند، ماندن چه معنایی دارد؟ این سازمان امروز (پنج‌شنبه، ۲۵ سرطان) به نقل از زنی در بامیان نوشته است: «می‌ترسم دخترم هیچ آینده‌ای نداشته باشد.» اوچا در ادامه تاکید کرده است که آموزش، امید و فرصت می‌آفریند و سرمایه‌گذاری بر آموزش دختران، سرمایه‌گذاری برای آینده‌ی افغانستان است. در حالی دفتر هماهنگ‌کننده‌ کمک‌های انسان‌دوستانه‌ی سازمان ملل متحد از آموزش دختران دفاع می‌کند که حکومت سرپرست پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. بر بنیاد گزارش‌ها، اگر این ممنوعیت ادامه یابد، تا سال ۲۰۳۰ نزدیک به چهار میلیون دختر ممکن است از آموزش محروم شوند.

ادامه مطلب


3 ماه قبل - 177 بازدید

منابع محلی از ولایت تخار می‌گویند که یک دختر ۱۷ ساله در شهر تالقان، مرکز این ولایت، با شلیک گلوله به شکل فیجع به قتل رسیده است. دست‌کم دو منبع گفته‌اند که این دختر شام روز دوشنبه، حوالی ساعت ۶ تا ۷ شام در منزلش در منطقه چشمه‌شیر، بدخشی قشلاق شهر تالقان، هدف شلیک گلوله قرار گرفت و جان باخت. منبع تاکید کرد که این دختر مژگان نام داشته و دختر یارمحمد مشهور به «بابکه» بوده است. در ادامه آمده است که پس از وقوع این رویداد، نیروهای پولیس جسد این دختر را به شفاخانه ولایتی تخار منتقل کرده و تمامی اعضای خانواده او را نیز با خود بردند. منبع افزود پس از آن‌که جسد مژگان به خانواده‌اش سپرده شد، جسد او به خاک سپرده شد. انگیزه این قتل تا کنون روشن نیست و پولیس نیز تا زمان نشر این خبر در مورد این رویداد اظهارنظری نکرده‌اند. قابل ذکر است که از زمان تسلط دوباره‌ی حکومت سرپرست بر افغانستان، موارد متعددی از قتل زنان به‌دست اعضای خانواده‌های‌شان از ولایت‌های مختلف کشور گزارش شده است. بیماری‌های روانی، خصومت شخصی، ازدواج‌های اجباری، خشونت خانوادگی و فشار‎های روحی ناشی از فقر و بیکاری عوامل اصلی این قتل‌ها بیان شده است. همچنین با تسلط حکومت سرپرست بر افغانستان اکثریت نهادهای حامی حقوق زنان متوقف شده است. زنان در افغانستان چون گذشته با مراجعه به نهادهای عدلی و قضایی، دیگر نمی‌توانند برای خشونت‌های وارده‌ی شان شکایت کنند و این‌گونه خشونت‌‌ها پایدار باقی مانده و افزایش پیدا می‌کند.

ادامه مطلب


3 ماه قبل - 145 بازدید

نهمین نشست وزیران امور زنان سازمان همکاری اسلامی (OIC) با تاکید بر حق آموزش و لغو محدودیت‌های حکومت سرپرس بر زنان و‌ دختران در افغانستان پایان یافته است. این نشست تحت عنوان «توانمندسازی اجتماعی، اقتصادی و سیاسی زنان در کشورهای عضو سازمان همکاری اسلامی؛ چالش‌ها و مسیر پیش‌رو» به تاریخ (۲۱ و ۲۲ سرطان) در اسلام‌آباد پاکستان برگزار شده بود. در اعلامیه آمده است که نهمین نشست وزیران امور زنان سازمان همکاری اسلامی با حضور نمایندگان ۷۵ کشور عضو این سازمان به مدت دو روز برگزار شده بود. اشتراک‌کنندگان این نشست در قطع‌نامه‌ی ۳۲ ماده‌ای و اعلامیه‌ی خود گفته‌اند که از محدودیت‌های حکومت فعلی بر آموزش دختران و فرصت‌های شغلی برای زنان در افغانستان ناامید و متاسف هستند. وزیران امور زنان سازمان همکاری اسلامی گفته‌اند که محدودیت‌ها علیه آموزش و اشتغال زنان در افغانستان ماهیت و تصویر اسلام را خدشه‌دار می‌کند. آن‌ها با ابراز نگرانی گفته‌اند: «ادامه اعمال محدودیت‌ها بر آموزش دختران و اشتغال زنان در افغانستان، با ارزش‌های اسلامیِ پاسدار کرامت، حقوق و ارتقای جایگاه زنان و دختران در تعارض است.» همچنین آن‌ها در بخشی از قطع‌نامه بر «ضرورت رفع موانع آموزشی و شغلی و تضمین مشارکت کامل، برابر و مؤثر همه زنان و دختران در زندگی عمومی افغانستان، مطابق با ارزش‌های اسلامی» تأکید کرده‌اند. اشتراک‌کنندگان این نشست از کشورهای عضو این سازمان خواسته‌ که فرصت‌های آموزش‌های حرفه‌ای و برنامه‌های توسعه مهارت‌های رهبری را برای زنان و دختران گسترش دهند. با آنکه افغانستان، عضو سازمان همکاری اسلامی است، اما نهمین نشست این سازمان بدون حضور نماینده‌ی افغانستان در پاکستان به پایان رسید. سازمان همکاری اسلامی از حکومت فعلی خواسته بود که یک زن را به نمایندگی از افغانستان به این نشست بفرستند، اما دولت به این درخواست پاسخی نداده است. طی پنج سال حاکمیت دوباره‌ی حکومت فعلی و وضع محدودیت‌های گسترده‌ بر زنان در کشور، بارها سازمان همکاری اسلامی از محدودیت‌ها علیه زنان انتقاد کرده و خواستار لغو آن شده‌اند.

ادامه مطلب


3 ماه قبل - 147 بازدید

منابع محلی از ولایت سرپل از قتل یک دختر ۱۱ ساله در ولسوالی سوزمه‌قلعه این ولایت ‏خبر می‌دهند. دست‌کم دو منبع گفته‌اند که این دختر «رویدا» نام داشت و پیش‌ازچاشت روز (یک‌شنبه، ‌‏۲۱ سرطان) در منطقه‌ی قزاق ولسوالی سوزمه‌قلعه در خانه‌اش به ضرب چاقو به قتل رسیده است. منبع تاکید کرد که مادر این دختر بیرون رفته بود و او در خانه تنها بود. منبع در ادامه افزوده است که پدر «رویدا» در ایران است و تا اکنون انگیزه و عاملان قتل روشن نیست.‏ در پیوند به این قتل، همسایه‌های این خانواده بازداشت شدند. مقام‌های محلی در سرپل تا اکنون درباره‌ی این قتل چیزی نگفته‌اند.‏ قابل ذکر است که از زمان تسلط دوباره‌ی حکومت سرپرست بر افغانستان، موارد متعددی از قتل زنان به‌دست اعضای خانواده‌های‌شان از ولایت‌های مختلف کشور گزارش شده است. بیماری‌های روانی، خصومت شخصی، ازدواج‌های اجباری، خشونت خانوادگی و فشار‎های روحی ناشی از فقر و بیکاری عوامل اصلی این قتل‌ها بیان شده است. همچنین با تسلط حکومت سرپرست بر افغانستان اکثریت نهادهای حامی حقوق زنان متوقف شده است. زنان در افغانستان چون گذشته با مراجعه به نهادهای عدلی و قضایی، دیگر نمی‌توانند برای خشونت‌های وارده‌ی شان شکایت کنند و این‌گونه خشونت‌‌ها پایدار باقی مانده و افزایش پیدا می‌کند.

ادامه مطلب