برچسب: دختران و زنان

5 روز قبل - 60 بازدید

نماینده چین در شورای امنیت سازمان ملل متحد از حکومت سرپرست خواسته است که محدودیت دسترسی زنان و دختران افغانستان به آموزش و کار را لغو کنند و زمینه‌‎ی دسترسی آنان به خدمات صحی و مشارکت اجتماعی فراهم کنند. این مقام چینی این اظهارات در نشست شواری امنیت سازمان ملل متحد درباره‌ی وضعیت افغانستان صحبت می‌کرد، مطرح کرده و گفته است که حکومت فعلی برای پنجمین سال متوالی آموزش دختران بالاتر از صنف ششم را ممنوع کرده‌اند که باعث شده است میلیون‌ها دختر از رفتن به مکتب محروم شوند. نماینده چین در سازمان ملل متحد محرومیت این دختران از آموزش را عمیقا نگران‌کننده خواند و خواستار حفاظت از حقوق اساسی مردم افغانستان شد. همچنین وی از حکومت فعلی خواست که ممنوعیت ورود کارمندان زن افغانستانی سازمان ملل متحد به دفاتر این سازمان را لغو کنند و گفت که این ممنوعیت بر فعالیت عادی نهادهای سازمان ملل متحد تأثیر گذاشته است. نماینده چین در عین حال خواستار تعامل جامعه‌ی جهانی با حکومت سرپرست، آزادی دارایی‌های مسدودشده افغانستان و ارائه‌ی کمک‌های بشردوستانه به افغانستان شد. در حالی نماینده چین خواستار دسترسی زنان و دختران به آموزش و اشتغال می‌شود که حکومت فعلی از حدود چهار سال به این‌سو آموزش دختران و زنان بالاتر از صنف ششم را منع کرده است. افغانستان تنها کشور در جهان است که آموزش بالاتر از صنف ششم برای دختران را منع کرده است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. بر بنیاد گزارش‌ها، اگر این ممنوعیت ادامه یابد، تا سال ۲۰۳۰ نزدیک به چهار میلیون دختر ممکن است از آموزش محروم شوند.

ادامه مطلب


1 هفته قبل - 89 بازدید

هیدر بار، معاون بخش زنان دیدبان حقوق بشر در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که زنان و دختران در افغانستان از دسترسی به خدمات درمانی، محافظت در برابر خشونت، مشارکت در زندگی عمومی، ورزش‌کردن و دسترسی به کمک‌های انسان‌دوستانه نیز محروم هستند. خانم بار امروز (شنبه، ۱۶ جوزا) در واکنش به افزایش اخراج مهاجران به شمول زنان به افغانستان، گفته است: «برای هر دولتی که زنان و دختران را به افغانستان بازمی‌گرداند، جایگاه ویژه‌ای در جهنم وجود دارد.» معاون بخش زنان دیدبان حقوق بشر در ادامه تاکید کرده است که زنان و دختران در افغانستان، از حق آموزش، کار، آزادی رفت‌وآمد، آزادی بیان و ابراز نظر محروم هستند. خانم بار در حالی از شرایط دشوار زنان ابراز می‌کند که روزانه، هزاران تن به شمول زنان از کشورهای همسایه به ویژه ایران و پاکستان به افغانستان بازگشت داده می‌شوند. زنان بازگشته به ویژه زنان خودسرپرست با چالش‌های زیادی در تأمین نیازهای اولیه، سرپناه و دست‌رسی به خدمات بهداشتی روبرو هستند.

ادامه مطلب


2 هفته قبل - 94 بازدید

ذکیه احمد، نخستین زن اهل افغانستان که موفق به فتح قله اورست، شده است، در تازه‌ترین مورد کارزاری را برای حمایت از آموزش زنان و دختران راه‌اندازی کرده و از مردم جهان خواسته است تا از حق آموزش در افغانستان پشتیبانی کنند. این کوهنورد ۳۱ ساله افغانستان که در اول جوزا به قله ۸ هزار و ۸۴۸ متری اورست صعود کرد، با نشر پیامی در حساب کاربری اینستاگرام خود اعلام کرد که هدفش از این صعود تنها یک موفقیت ورزشی نبوده، بلکه می‌خواسته توجه جهانیان را به وضعیت زنان و دختران افغانستان جلب کند. وی در پیامش تاکید کرد که تلاش دارد صدای هزاران زن و دختری باشد که در بیش از چهار سال گذشته از حقوق اساسی خود، به‌ویژه حق آموزش و آزادی، محروم شده‌اند. او در بخشی از پیام خود گفته است: «بیایید مطمئن شویم که صدای زنان محروم افغانستان خاموش نمی‌شود و امید همچنان زنده می‌ماند.» او یک کارزار جمع‌آوری کمک‌های مالی را نیز راه‌اندازی کرده و از حامیان خود خواسته است برای پشتیبانی از آموزش دختران افغانستان در این برنامه سهم بگیرند. همچنین ذکیه احمد از «بنیاد بابه مزاری» به دلیل حمایت مالی از برنامه صعودش قدردانی کرده و گفته است که این بنیاد از آغاز باور داشت که حضور او بر فراز بلندترین قله جهان می‌تواند صدای زنان و دختران افغانستان را رساتر سازد. این کوهنورد اهل افغانستان که با نام «ریور» نیز شناخته می‌شود، همراه با رهنمایان نیپالی خود از مسیر منطقه خومبو در نیپال به قله اورست رسید و نام خود را به عنوان نخستین زن افغانستانی در تاریخ ثبت کرد که به این دستاورد مهم دست یافته است. قابل ذکر است که ذکیه احمد پس از تحولات سیاسی افغانستان در سال ۲۰۲۲ به استرالیا پناهنده شد، اما فعالیت‌های ورزشی خود را ادامه داد. ذکیه احمد پیش از فتح اورست نیز کارنامه درخشانی در کوهنوردی داشت و موفق شده بود قله‌های نوشاخ در افغانستان، مون‌بلان در فرانسه، میرا پیک در نیپال و ناندا دوی در هند را فتح کند. او می‌گوید که فتح اورست پایان مسیرش نیست، بلکه فرصتی است تا توجه بیشتری به وضعیت زنان و دختران افغانستان جلب شود و حمایت جهانی از حق آموزش آنان افزایش یابد.

ادامه مطلب


2 هفته قبل - 103 بازدید

نهاد «حق آموزش افغانستان» در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که در پشتیبانی از حق آموزش دختران و زنان افغانستان، در شهرهای مختلف کانادا راهپیمایی برگزار می‌کند. این نهاد با نشر اعلامیه‌ای گفته است که این راهپیمایی امروز (شنبه، ۹ جوزا) در شهرهای مختلف کانادا برگزار شده و صدها تن روسری سرخ پوشیده و پیام «بگذارید زنان و دختران افغانستان آموزش ببینند» را منتقل می‌کنند. این نهاد خواستار اشتراک همگانی و پشتیبانی از حق آموزش دختران در افغانستان شده است. بر اساس اعلام نهاد «حق آموزش افغانستان»، راهپیمایی امروز در شهرهای پیتربرو، وانکور و تورنتو برگزار خواهد شد و برای فردا نیز در شهر وکتوریا. راهپیمایی دادخواهی در باره‌ی حق آموزش دختران در ۲۰۱۰ میلادی در پیتربرو و انتاریو آغاز شده و سپس به یک حرکت ملی در سراسر کانادا تبدیل شد. نهاد حق آموزش افغانستان در ادامه تاکید کرده است که با اشتراک در این راهپیمایی، شهروندان کانادا آگاهی را افزایش می‌دهند، برای حقوق اساسی دادخواهی می‌کنند و به زنان و دختران در افغانستان نشان می‌دهند که تنها نیستند. حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. بر بنیاد گزارش‌ها، اگر این ممنوعیت ادامه یابد، تا سال ۲۰۳۰ نزدیک به چهار میلیون دختر ممکن است از آموزش محروم شوند.

ادامه مطلب


1 ماه قبل - 128 بازدید

البرت خوریف، سفیر روسیه در پاکستان بر رعایت حقوق اساسی مردم افغانستان تاکید کرده و گفته است که حکومت سرپرست باید به حق آموزش و سایر حقوق بنیادی شهروندان به ویژه دختران و زنان احترام بگذارد. آقای خوریف این اظهارات را در مصاحبه با «تی‌اس‌آر پادکست» مطرح کرده و گفته است: «حقوق اولیه بشر باید از سوی همه در جهان، از جمله حکومت افغانستان، رعایت شود و امیدوارم حکومت فعلی این موضوع را درک کند.» این دیپلومات در ادامه تاکید کرده است که بدون دسترسی جامعه، به‌ویژه دختران، به آموزش، ادامه پیشرفت و توسعه افغانستان ناممکن خواهد بود. همچنین سفیر روسیه در بخشی از سخنانش به وضعیت امنیتی پاکستان اشاره کرد و گفته است که از حضور در پاکستان احساس رضایت دارد و این کشور را دوست دارد. به گفته او، شرایط زندگی در پاکستان را با سال‌هایی که در کابل سپری کرده مقایسه می‌کند و اکنون احساس امنیت و آرامش بیشتری دارد، زیرا می‌تواند در کنار خانواده‌اش زندگی کند؛ امکانی که در کابل برایش فراهم نبود. قابل ذکر است که او سال‌ها به عنوان دیپلومات ارشد روس در افغانستان فعالیت کرده است. این دیپلومات روس به زبان‌های فارسی و پشتو نیز سخن می‌زند. اما او با ابراز نگرانی گفت که وضعیت امنیتی پاکستان نیز به‌تدریج در حال تغییر است و هشدار داد که ناامنی به‌آرامی در حال گسترش به برخی مناطق پاکستان، به‌ویژه مناطق و ولسوالی‌های مرزی با افغانستان است. در حالی این مقام روسی خواستار رعایت حقوق زنان و دختران افغانستان شده است که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. با وجود فشارهای گسترده جهانی و درخواست‌های مکرر نهادهای بین‌المللی، حکومت فعلی تا اکنون در سیاست‌های خود تغییری ایجاد نکرده‌ است.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 118 بازدید

دومین «نشست گفتمان ملی» با حضور شماری از چهره‌های سیاسی، فعالان حقوق زنان، اجتماعی و مدنی افغانستان در شهر برلین آلمان برگزار شده و با تاکید بر حق آموزش دختران و زنان در افغانستان به پایان رسید. این نشست با اشتراک بیش از ۶۰ تن از چهره‌های سیاسی، اجتماعی، مدنی افغانستان و فعالان حقوق زنان به میزبانی کمیته‌ی صلح افغانستان در شهر برلین آلمان برگزار شده بود. در اعلامیه آمده است که «گفتمان ملی، عدالت اجتماعی و فرهنگ مدارا» از محورهای اصلی این نشست بوده و اشتراک‌کنندگان این نشست به محدودیت‌های گسترده‌ی حکومت فعلی علیه زنان و دختران در افغانستان اشاره کرده و تاکید کردند که این محدودیت‌ها ظلم بزرگ و زیانی جبران‌ناپذیر به منافع ملی وارد می‌کنند. اشتراک‌کنندگان در این نشست از تداوم محدودیت‌ آموزشی علیه دختران در افغانستان ابراز نگرانی کرده و تعهد سپردند که صدای دختران افغانستان را بلند و در برابر این بی‌عدالتی مبارزه کنند. همچنین آنان به نقش زنان در توسعه، ثبات و پایداری جوامع اشاره کرده و تاکید کردند که صلح بدون رعایت عدالت ممکن نیست. کمیته‌ی صلح افغانستان گفته که در پایان این نشست، تصمیم گرفته شد که کارزار ملی با شعار «بگذارید دختران افغان به مکتب بروند»، به زودی آغاز شود. قابل ذکر است که این دومین نشست گفتمان ملی بود که از سوی این نهاد با حضور چهره‌های سیاسی، اجتماعی و مدنی افغانستان در آلمان برگزار شده است. نشست‌های قبلی گفتمان ملی سال گذشته در شماری از شهرهای آلمان و دیگر کشورها برگزار شده بود. اشتراک‌کنندگان این نشست در حالی به دسترسی دختران در افغانستان به آموزشی تاکید کرده‌اند که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 117 بازدید

شب‌ها در خانه‌ی شکریه زودتر از هر جای دیگر تاریک می‌شود؛ نه فقط به‌خاطر خاموشی چراغ، بلکه به‌خاطر فکری که مثل دود در همه‌جا پخش است. اتاق کوچک‌شان بوی دوا و نم می‌دهد. پدرش در گوشه‌ای روی یک توشک نازک دراز کشیده؛ سرفه‌هایی که از سینه‌اش بیرون می‌آید خشک و بریده‌بریده است، طوری که هر بار شکریه حس می‌کند شاید این سرفه آخرین باشد. او همیشه قبل از خواب چند دقیقه کنار پدر می‌نشیند، دستش را روی سینه‌اش می‌گذارد؛ نه از سر محبت ساده، بلکه از ترس… ترس از این‌که یک‌وقت نفسش دیگر بالا نیاید. در همان حال، صدای آهسته‌ی مادر از حویلی می‌آید که هنوز ظرف می‌شوید؛ با دست‌هایی که پوستش از مواد شوینده ترک خورده، و زیر لب چیزی زمزمه می‌کند؛ شاید دعا، شاید درد. شکریه دختر کلان خانه است. این جمله در ظاهر ساده است، اما در زندگی او یعنی این‌که هیچ‌وقت فرصت نکرده فقط «دختر» باشد. یعنی از همان وقتی که مکتب بسته شد، انگار کسی نام او را از روی لیست شاگردان پاک کرد و به جایش نوشت: نان‌آور، مراقب، صبور. صبح‌ها قبل از همه بیدار می‌شود، چای را می‌جوشاند، نان خشک را با آب نرم می‌کند تا برای خوردن قابل شود، خواهرهای کوچکش را بیدار می‌کند، موهای‌شان را با دقت می‌بافد، به برادرش می‌گوید که از خانه دور نرود، و در همین میان، گاهی یک نگاه کوتاه به کتاب‌هایش می‌اندازد که گوشه‌ی اتاق خاک گرفته‌اند. کتاب‌هایی که هنوز بوی گذشته را می‌دهند؛ بوی روزهایی که دغدغه‌اش فقط امتحان و مشق بود، نه این‌که امشب نان دارند یا نه. وقتی از خانه بیرون می‌رود تا به کارخانه برسد، راهی را طی می‌کند که قبلاً با بکس مکتبش می‌رفت. حالا دست‌هایش خالی است، اما دلش سنگین‌تر از همیشه. در راه، دخترهای هم‌سنش را می‌بیند که بعضی هنوز امیدوارانه درباره‌ی مکتب حرف می‌زنند، اما او دیگر در آن حرف‌ها شریک نیست. او وارد دنیایی شده که در آن سن مهم نیست، نیاز مهم است. کارخانه در حاشیه‌ی شهر است؛ ساختمانی خاکستری با دیوارهای بلند و پنجره‌هایی که همیشه نیمه‌بازند، اما هیچ‌وقت هوای تازه وارد نمی‌شود. داخلش بوی مواد و عرق و خستگی درهم آمیخته، و صدای ماشین‌ها آن‌قدر بلند است که آدم گاهی صدای فکر خودش را هم نمی‌شنود. کار شکریه ساده به نظر می‌رسد، اما ساده نیست؛ ساعت‌ها ایستادن، بدون این‌که حق داشته باشد بنشیند، بدون این‌که بتواند با کسی راحت حرف بزند. دست‌هایش زود زخم شد، ناخن‌هایش شکست، و پاهایش هر شب آن‌قدر درد می‌کرد که گاهی نمی‌توانست درست راه برود. اما هیچ‌کدام از این‌ها به اندازه‌ی چیزی که بعداً شروع شد آزاردهنده نبود؛ نگاه‌هایی که اول فقط سنگین بودند، بعد آهسته‌آهسته معنی پیدا کردند. نگاه‌هایی که او را نه به‌عنوان یک کارگر، بلکه به‌عنوان چیزی دیگر می‌دیدند؛ چیزی که خودش از گفتن نامش هم شرم داشت. کارفرما مردی بود که خیلی زود فهمید شکریه چه کسی است. او فهمید این دختر انتخاب ندارد. فهمید پشت این چهره‌ی خاموش یک خانه است، یک پدر مریض، یک مادر خسته، چند کودک گرسنه. و همین فهمیدن او را خطرناک‌تر کرد. اول با مهربانی ساختگی شروع کرد؛ گاهی از کارش تعریف می‌کرد، گاهی می‌گفت: «تو با بقیه فرق داری.» شکریه اول این حرف‌ها را جدی نگرفت، فقط سرش را پایین می‌انداخت و کارش را ادامه می‌داد. اما کم‌کم فاصله‌ها کمتر شد، حرف‌ها آهسته‌تر شد و معنی‌ها واضح‌تر. یک روز که همه رفته بودند و او مانده بود تا کارش را تمام کند، مرد صدایش کرد. صدای ماشین‌ها هنوز در فضا بود، اما آن لحظه برای شکریه همه‌چیز ساکت شد. نزدیک رفت، بدون این‌که سرش را بالا کند. مرد با لحنی آرام اما سنگین گفت که می‌تواند کمکش کند، می‌تواند معاشش را زیاد کند، می‌تواند کارش را سبک‌تر کند… اما در عوض چیزی می‌خواست که گفتنش را مستقیم بلد نبود، یا شاید نمی‌خواست مستقیم بگوید. شکریه اول وانمود کرد نفهمیده؛ گفت که فقط می‌خواهد کار کند. اما مرد لبخند زد؛ لبخندی که بیشتر شبیه هشدار بود تا مهربانی. از آن روز به بعد فشار بیشتر شد. هر بار که او را تنها پیدا می‌کرد، حرف‌ها واضح‌تر می‌شد. شکریه دیگر مطمئن بود که چه می‌خواهد، اما نمی‌دانست چه کند. هر بار که به خانه برمی‌گشت، نگاه به پدرش می‌کرد که با سختی نفس می‌کشد، به مادرش که شب‌ها با پاهای ورم‌کرده می‌خوابد، به خواهرهایش که هنوز معصومانه درباره‌ی مکتب سؤال می‌کنند، و به برادرش که کفش ندارد. این‌ها فقط تصویر نبودند؛ این‌ها دلیل بودند. دلیل برای این‌که نتواند به‌سادگی بگوید: «کار را رها می‌کنم.» شبی که همه خواب بودند، شکریه بیدار ماند. صدای نفس‌های بریده‌ی پدرش، صدای سرفه‌ای که گاه‌گاهی می‌آمد، صدای باد که از لای درزهای دیوار می‌گذشت… همه‌ی این‌ها با فکرهایش قاطی شده بود. او به خودش فکر نمی‌کرد، یا شاید جرأتش را نداشت. فقط به این فکر می‌کرد که اگر کارش را از دست بدهد، فردا چه می‌شود؟ نان از کجا می‌آید؟ دوا از کجا؟ و اگر قبول کند… آن‌وقت چه چیزی از خودش باقی می‌ماند؟ این سؤال‌ها ساده نبودند و جواب‌شان هم آسان نبود. روز بعد، وقتی دوباره به کارخانه رفت، بدنش آن‌جا بود، اما ذهنش نه. کارفرما دوباره صدایش کرد. این‌بار دیگر صبر نداشت. مستقیم گفت: «یا قبول کن، یا دیگر نیا.» این جمله کوتاه بود، اما برای شکریه مثل حکم بود؛ نه فرصت فکر، نه راه سوم. فقط دو انتخاب که هر دو شبیه سقوط بودند. وقتی از کارخانه بیرون شد، هوا روشن بود، اما برای او همه‌چیز تیره به نظر می‌رسید. در راه، از کنار مکتبی گذشت که دروازه‌اش بسته بود. چند لحظه ایستاد. به دیوار نگاه کرد، به پنجره‌هایی که زمانی از آن‌ها صدای شاگردها می‌آمد. به یاد آورد روزی را که آخرین بار از آن دروازه بیرون شد، با این فکر که چند روز بعد دوباره برمی‌گردد. حالا اما می‌فهمید که آن «چند روز» شاید هیچ‌وقت تمام نشود. وقتی به خانه رسید، مادرش از کرایه‌ی عقب‌مانده گفت. پدرش دوباره سرفه کرد. خواهر کوچکش از مکتب پرسید. همه‌چیز همان بود، اما شکریه دیگر همان نبود. او دیگر فقط یک دختر نبود که از مکتب محروم شده؛ او دختری بود که در نقطه‌ای ایستاده که هیچ راهی در آن روشن نیست. آن شب، وقتی همه خوابیدند، شکریه آرام گریه کرد؛ نه با صدای بلند، نه با شکایت. فقط اشک‌هایی که بی‌صدا روی بالش می‌ریخت. او نمی‌دانست فردا چه تصمیمی می‌گیرد. نمی‌دانست تا کجا می‌تواند مقاومت کند. فقط یک چیز را می‌دانست: زندگی‌ای که باید می‌داشت از او گرفته شده، و حالا در جایی ایستاده که مجبور است برای چیزی بجنگد که حتی نباید مسئله‌اش می‌بود. و شاید دردناک‌ترین بخش همین باشد؛ این‌که شکریه هنوز در سنی است که باید درباره‌ی آرزوهایش فکر کند، نه دربارهٔ این‌که چگونه از خودش محافظت کند… در برابر دنیایی که هیچ رحمی ندارد. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


3 ماه قبل - 164 بازدید

سازمان عفو بین‌الملل در تازه‌ترین مورد خواستار بازگشایی دروازه‌های مکاتب به‌روی دختران بالاتر از صنف ششم و پایان دادن به نقض حقوق بشر در افغانستان شده است. اين نهاد به مناسبت آغاز سال تعلیمی جدید در افغانستان با نشر اعلامیه‌ای در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که بیش از چهار سال است که زنان و دختران در افغانستان از آموزش و تحصیل محروم هستند. در اعلامیه تاکید شده است که حکومت سرپرست افغانستان باید به سیاست‌های تبعیض‌آمیز خود پایان داده و به دختران اجازه دهند به مکتب بازگردند. سازمان عفو بین‌الملل در ادامه افزوده است که پس از بازگشت دوباره‌ی حکومت فعلی به قدرت در آگوست ۲۰۲۱ در افغانستان، این کشور در سراشیبی نقض حقوق بشر قرار گرفته است. این نهاد نوشته: «افغانستان همچنان کانون نقض حقوق بشر است. زنان از تمام جنبه‌های زندگی محروم شده‌اند، سوءاستفاده‌هایی مانند شکنجه و بدرفتاری، بازداشت‌های خودسرانه، ناپدید شدن‌های اجباری، سانسور و موارد دیگر، با مصونیت مطلق ادامه دارد.» همچنین تارینا ودود، مدافع حقوق بشر گفته است: «برای من تعجب‌آور است که چگونه جامعه بین‌المللی هنوز انتظار دارد به حقوق بشر در افغانستان احترام گذاشته شود.» سازمان عفو بین‌الملل تصریح کرد در حالی که مردم افغانستان همچنان در این کابوس بی‌پایان گرفتار هستند، جامعه بین‌المللی هیچ اقدام معناداری انجام نداده است. این نهاد گفته: «سخنان تند این سرکوب‌ها و محدودیت‌ها را متوقف نمی‌کند؛ اقدامات قاطع این کار را خواهد کرد. دولت‌ها و جامعه‌ی جهانی باید برای پایان دادن به این چرخه سرکوب در افغانستان گام بردارند.» در حالی سازمان عفو بین‌الملل از حقوق زنان و دختران افغانستان دفاع می‌کند که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند.

ادامه مطلب


3 ماه قبل - 196 بازدید

رسانه‌ها اعلام کرده‌اند که هوسی ظریف اندر، شهروند افغانستان مقیم آلمان در انتخابات شورای شهر فرانکفورت آلمان به پیروزی رسیده و وارد این شورا شده است. خانم اندر شب گذشته (سه‌شنبه، ۲۶ حوت) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود از این پیروزی خبر داده و گفته است که با به‌دست‌آوردن ۵۳ هزار رأی در انتخابات شورای شهر فرانکفورت، به عنوان عضو این شورا انتخاب شده است. وی در ادامه تاکید کرده است که برای کمک به افغانستانی‌هایی که با مشکلات روبرو هستند وارد سیاست شده است. او در ادامه افزوده است که زنان و دختران باید از حق آموزش برخوردار باشند و برای زنان افغانستان آرزو دارد بتوانند به مکتب و آموزش دسترسی داشته باشند. در گزارش‌ها آمده است که شورای شهر فرانکفورت، از مهم‌ترین نهادهای تصمیم‌گیری در این شهر است که در حوزه‌های قانون‌گذاری، توسعه‌ی زیرساخت‌ها، امور مالی و خدمات اجتماعی تصمیم‌گیری می‌کند. در حالی هوسی ظریف اندر به شورای شهر فرانکفورت آلمان راه پیدا می‌کند که حکومت سرپرست پس از تسلط دوباره بر افغانستان، آموزش دختران بالاتر از صنف ششم را منع کردند و سپس دروازه‌ی دانشگاه‌ها را نیز به‌روی زنان و دختران بستند. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند.

ادامه مطلب


3 ماه قبل - 135 بازدید

پولیس پیل کانادا درتازه‌ترین مورد پرونده ناپدید شدن مژگان عینی، همسر یک دیپلمات سابق سازمان ملل را که نزدیک به چهار سال پیش در میسی‌ساگا دیده شده بود، اکنون به عنوان قتل بررسی می‌کند. مقامات پولیس پیل با نشر اعلامیه‌ای گفته است که مژگان عینی، ۳۸ ساله که با نام‌های «سارا» یا «ساره» نیز شناخته می‌شد، در جون ۲۰۲۲ میلادی برای آخرین بار دیده شده است و خانواده‌اش در افغانستان تا جون ۲۰۲۵ میلادی موفق به تماس با او نشده بودند و مفقود شدنش را به پولیس گزارش دادند. در اعلامیه تاکید شده است که یک مظنون در مورد این پرونده شناسایی شده، اما از ارائه جزییات خودداری کرده است. گفتنی است که مژگان عینی همراه با سه فرزندش و همسرش، محمد یما عینی، در سال ۲۰۱۷ میلادی به کانادا مهاجرت کرده بود. محمد یما عینی پیش از این به اتهام ضرب و جرح شدید تحت بررسی قرار گرفته و از سمت خود در سازمان ملل اخراج شده بود، اما هیچ اتهامی علیه او ثبت نشده بود. نام مژگان عینی در اسد ۱۳۹۶ در رسانه‌های امریکا و افغانستان خبرساز شد؛ زمانی که از سوی همسرش محمدیما عینی، مستشار نمایندگی دایمی افغانستان در سازمان ملل «مورد خشونت خانگی» قرار گرفت. در سال ۱۳۹۶ روزنامه نیوریارک‌پست گزارش داده بود که محمدیما عینی حوالی ظهر روز شنبه (۳۱ سرطان ۱۳۹۶) به وقت محلی همسرش، مژگان عینی را به حدی لت‌وکوب کرد که او در شفاخانه بستری شد. نیویارک‌پست از قول پولیس آمریکا نوشته بود که این دیپلومات ۴۶ ساله از موی همسر ۳۰ ساله‌اش کشیده، به سر و صورتش با سیلی و مشت زد تا صورت و چشم راستش متورم و کبود شد. کارمندان شفاخانه‌ای در نیویارک موضوع را به پولیس خبر دادند، اما پولیس در آن زمان به‌دلیل مصونیت دیپلوماتیک آقای عینی نتوانست او را بازداشت کند. در آن زمان، این مشاور نمایندگی افغانستان در سازمان ملل در نیویارک در مصاحبه‌ای با روزنامه نیویارک‌پست اتهام لت‌وکوب همسرش را تکذیب کرد و گفت: «اتفاقی نیفتاده است.»

ادامه مطلب