برچسب: بیماری

2 ماه قبل - 167 بازدید

برنامه جهانی غذا درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که در سال ۲۰۲۵ میلادی شاهد بالاترین افزایش سوءتغذیه کودکان در افغانستان از آغاز قرن ۲۱ میلادی بوده است. این برنامه امروز (یک‌شنبه، ۲۸ جدی) با نشر اعلامیه‌ای در حساب کاربری ایکس خود هشدار داده است که چهار میلیون کودک اکنون با سوءتغذیه مواجه هستند و نیاز فوری به درمان دارند. جان آلیف، مدیر برنامه جهانی غذا در افغانستان، به خبرگزاری فرانسه گفته است که اگر این کودکان درمان نشوند، جان خود را از دست خواهند داد. آقای آلیف در ادامه تاکید کرده است که برنامه جهانی غذا به دنبال دریافت ۳۹۰ میلیون دالر برای تغذیه شش میلیون شهروند افغانستان در شش ماه آینده است. این در حالی است که وزارت صحت عامه‌ی حکومت سرپرست آمار زنان و کودکان مبتلا به سوءتغذیه را نزدیک به سه میلیون اعلام کرده‌ است. همچنین اوچا یا دفتر هماهنگ‌کننده کمک‌های بشردوستانه سازمان ملل متحد می‌گوید که افغانستان در سال ۲۰۲۶ میلادی یکی از بزرگترین بحران‌های بشری خواهد بود. در کنار این، برنامه جهانی غذا هشدار داده که در آستانه زمستان بیش از ۱۷ میلیون افغان با ناامنی شدید غذایی مواجه‌ شدند؛ بحرانی که با سوءتغذیه حاد همراه بوده است. رییس برنامه جهانی غذا با اشاره به جنگ‌های متوالی، خشکسالی و زلزله‌های پیهم در افغانستان، گفت که این کشور هم‌اکنون در مقطع حساسی قرار دارد.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 153 بازدید

هیچ پیوندی نزدیک‌تر از پیوند بین والدین و فرزندان نیست. دو پیوند زیست‌شناختی و روان‌شناختی میان والدین و فرزندان برای رشد جسمی و روانی کودک ضروری است. نقش والدین فراتر از تصوری است که در رسانه‌های اجتماعی یا مجله‌ها می‌بینیم. کودکان از انزوای اجتماعی، مشکلات اقتصادی، طلاق، بیماری، پریشانی و ناراحتی والدین‌شان تأثیر می‌پذیرند و ممکن است در برابر ابتلا به اختلالات و بیماری‌های روانی آسیب‌پذیر شوند. امروزه بسیاری از کودکان تحت مراقبت والدینی هستند که درجاتی از اختلالات روانی مانند افسردگی، اضطراب خفیف و شدید، اختلال دوقطبی یا اسکیزوفرنی مزمن و شدید را تجربه می‌کنند. همچنین تعداد خانواده‌هایی که در آن‌ها والدین سوءمصرف مواد مخدر دارند، در حال افزایش است. بنابر تحقیقات آکادمی روان‌پزشکی کودک و نوجوان آمریکا، بیماری‌های روانی والدین خطر ابتلای کودک به اختلالات روانی را نسبت به همسالان خود افزایش می‌دهد و زمانی که هر دو والد دچار بیماری روان‌پزشکی باشند، احتمال اینکه کودک به یکی از اختلالات روانی مبتلا شود، بسیار زیاد است. از نگاه سازمان بهداشت جهانی، عدم ابتلا به یکی از اختلالات روان‌پزشکی نشان‌دهنده‌ی سلامت روان نیست. سلامت روان بخش جدایی‌ناپذیر سلامتی در انسان است و طیف وسیعی از عوامل اجتماعی، اقتصادی، بیولوژیکی و محیطی می‌توانند تعیین‌کننده‌ی سلامت روان در انسان باشند. سلامت روان چیزی بیش از فقدان اختلالات یا ناتوانی‌های روانی است. سلامت روان حالتی است که در آن فرد به توانایی‌های خود پی می‌برد، می‌تواند با استرس‌های عادی زندگی کنار بیاید و به نحو مؤثری در جامعه زندگی و فعالیت کند. سلامت روان، توانایی ما در شیوه‌ی تفکر، بروز احساسات، تعامل با دیگران و لذت بردن از زندگی است. عوامل تعیین‌کننده سلامت روان عوامل فردی و اجتماعی در تضعیف یا محافظت از سلامت روان ما در طول زندگی نقش دارند. عوامل محافظتی به انعطاف‌پذیری و تاب‌آوری ما در برابر چالش‌های زندگی کمک می‌کنند. این عوامل شامل مهارت‌ها و ویژگی‌های اجتماعی و عاطفی فردی، همچنین تعاملات اجتماعی مثبت و کسب آموزش‌های مناسب در این زمینه است. در مقابل، برخی عوامل روان‌شناختی و بیولوژیکی فردی مانند ضعف در مهارت‌های عاطفی، مصرف مواد و اختلالات ژنتیکی می‌توانند افراد را در برابر چالش‌های زندگی آسیب‌پذیر کنند. شرایط نامطلوب اجتماعی، اقتصادی و محیطی مانند فقر، خشونت و نابرابری‌های اجتماعی، ابتلای افراد به بیماری‌های روان‌پزشکی را افزایش می‌دهند. این عوامل خطر، در تمام مراحل زندگی سلامت روان انسان را تهدید می‌کنند و اگر در دوره‌های حساس رشد، به‌ویژه در اوایل کودکی وجود داشته باشند، سلامت روان کودک آسیب بیشتری می‌بیند. برای نمونه، تنبیه بدنی والدین یکی از عوامل مهم در تضعیف سلامت روان کودک است. برنامه‌های ارتقای سلامت روان و پیشگیری از اختلالات روان‌پزشکی شامل همه حوزه‌ها مانند آموزش، کار، عدالت، حمل‌ونقل، محیط زیست، مسکن و رفاه می‌شود. در این میان، ارتقای سلامت روان کودکان و نوجوانان یکی از اولویت‌های مهم سازمان بهداشت جهانی است و روابط مثبت والدین با فرزندان از مهم‌ترین عوامل ارتقای سلامت روان کودکان و نوجوانان به شمار می‌رود. ارتباط مثبت بین والدین و فرزندان برای ارتقای سلامت فرزندان مهم است از لحظه تولد کودک، والدین و مراقبان دیگر مانند پدربزرگ و مادربزرگ نقش مهمی در یادگیری، رشد جسمی، روانی و شناختی او دارند. در ادامه، به بررسی راهکارها و مداخلاتی می‌پردازیم که به شما در ارتقای سلامت روان فرزندانتان کمک می‌کند. برقراری و ایجاد رابطه مستحکم بین والد و فرزند  برای استحکام و برقراری ارتباط مؤثر با فرزندتان، نکات زیر را به یاد داشته باشید: - شنونده خوبی باشید و به صحبت‌های او گوش دهید. - فرزندتان را تشویق کنید و به او نشان دهید که با اشتراک‌گذاری افکار و احساساتش با شما مشکلی به وجود نخواهد آمد. - هنگام گوش دادن به فرزندتان، تمام حواس خود را به او بدهید. با او تماس چشمی داشته باشید، برای تشویق او به ادامه صحبت، سر خود را به نشانه تأیید تکان دهید یا با پاسخ‌های مثبت و کوتاه، او را به ادامه حرف زدن ترغیب کنید. - به او نشان دهید که با اشتیاق به صحبت‌هایش گوش می‌دهید. - هرگز او را قضاوت نکنید. به فرزندتان اعتماد کنید و صبور باشید. هنگام گفت‌وگو با فرزندتان، از انجام کارهایی مانند تماشای تلویزیون، خواندن روزنامه یا انجام امور خانه و اداری خودداری کنید. صادق باشید و محیطی فراهم کنید که فرزندتان احساس امنیت کند و بداند که از او حمایت می‌کنید. با او درباره علایقش صحبت کنید؛ در مورد موسیقی، برنامه تلویزیونی یا شخصیتی که دوست دارد، با او گفت‌وگو کنید. اجازه دهید فرزندتان از همراهی با شما مانند یک دوست خوب لذت ببرد و این رابطه مثبت را پرورش دهید. می‌توانید این ارتباط را هنگام پیاده‌روی، تماشای فیلم، تعریف داستان، آشپزی، ورزش، کوهنوردی یا انجام یک فعالیت هنری تقویت کنید. فرزندتان را برای کارهایی که به‌خوبی انجام داده تحسین کنید و هرگز در زمان عصبانیت یا ناراحتی او با وی بحث نکنید. گفت‌وگو را به زمانی موکول کنید که هر دو آرام هستید. اگر دلخوری یا ناراحتی بین شما و فرزندتان به‌وجود آمد، کمی وقت بگذارید و فکر کنید که چگونه می‌توانید با هم آن را حل کنید. اگر فرزندتان با چالشی در زندگی روبه‌رو شد، مهم است که نشان دهید او را دوست دارید، از او حمایت می‌کنید و در زمان‌های سخت همیشه کنار او هستید. نکته‌ی کلیدی در ارتباط مثبت والدین با فرزندان، پذیرش فرزندان با تمام نقاط ضعف و قوت آن‌هاست. به فرزندتان اطمینان دهید که هرگز تنها نیست. به او بگویید که هر زمان نیاز به کمک داشته باشد یا بخواهد احساسات و افکارش را با شما در میان بگذارد، در کنارش خواهید بود. به او یادآوری کنید که حتی بزرگ‌ترها هم گاهی با مشکلاتی روبه‌رو می‌شوند که نمی‌توانند به‌تنهایی آن‌ها را حل کنند. سعی کنید زمان و فضای مناسبی در اختیارش قرار دهید تا اگر نیاز به تنهایی داشت، احساس آرامش کند. به او بگویید که نگرانی، استرس یا ناراحتی، احساسی طبیعی است. توضیح دهید که صحبت کردن درباره احساسات و افکار ممکن است در ابتدا سخت باشد، اما اگر با شما صحبت کند، می‌توانید کمکش کنید. اگر فرزندتان تمایلی به صحبت با شما نداشت، افراد مورد اعتمادی مانند یک دوست نزدیک خانواده، معلم یا مشاور متخصص را به او معرفی کنید. با فرزندان‌تان یکسان رفتار کنید  بدون توجه به جنسیت، کودکان را به‌طور برابر آموزش دهید. آن‌ها را دوست بدارید و ازشان مراقبت کنید. الگوی مثبتی برای فرزندانتان باشید. کلیشه‌های جنسیتی را به چالش بکشید؛ برای نمونه، پدران می‌توانند آشپزی و نظافت را انجام دهند و مادران نیز می‌توانند بیرون از خانه کار کنند. با پسر نوجوان خود صحبت کنید و به او بگویید احساساتش را بروز دهد. او را تشویق کنید تا احساساتی مانند عشق، خشم، شادی، غم و اندوه را بدون ترس از قضاوت شدن ابراز کند. از موارد زیر پرهیز کنید:  از هرگونه خشونت، مانند فریاد زدن و کتک زدن کودک، خودداری کنید. خشونت و استرس می‌تواند به رشد کودک آسیب بزند و موجب بروز مشکلات بلندمدت در آینده شود. مشاجره‌های مکرر میان والدین و اطرافیان برای کودکان استرس‌زا است. آن‌ها ممکن است احساس ناتوانی کنند و تصور کنند که فراموش شده‌اند. فراموش نکنید که کودکان برای رشد سالم، نیازمند توجه، عشق و مراقبت مداوم هستند. نویسنده: سحر یوسفی

ادامه مطلب


3 ماه قبل - 237 بازدید

پژوهشگران اعلام کردند که برای بسیاری از افراد رخ داده، زمانی که بیمار بوده‌اند از دیگران شنیده‌اند که خوب به نظر نمی‌رسد یا خودشان در مقطعی از زندگی فکر کرده‌اند که فرد دیگری بیمار به نظر می‌آید. افراد اغلب از نشانه‌های غیرکلامیِ چهره، مانند افتادگی پلک‌ها و رنگ‌پریدگی لب‌ها، برای تشخیص بیماری در دیگران استفاده می‌کنند و اکنون مطالعه‌ای جدید نشان می‌دهد زنان نسبت به این نشانه‌های ظریف حساس‌تر از مردان هستند. در مطالعات پیشین، از شرکت‌کنندگان خواسته می‌شد نشانه‌های بیماری را در چهره دیگران ارزیابی کنند، اما برخی از این مطالعات از عکس‌های دست‌کاری‌شده یا افرادی استفاده کرده بودند که در تصاویر به‌طور مصنوعی بیمار نشان داده می‌شدند. در مطالعه جدید، اما گروه پژوهشی می‌خواست بررسی کند آیا افرادی که به‌طور طبیعی بیمار هستند، از سوی دیگران «بیمار به نظر می‌رسند» یا دارای حالت «بی‌حالی» تشخیص داده می‌شوند، و این‌که آیا این تشخیص بر اساس جنسیت تفاوت دارد یا خیر. پژوهشگران برای این منظور، ۲۸۰ دانشجوی کارشناسی را به خدمت گرفتند که ۱۴۰ نفر مرد و ۱۴۰ نفر زن بودند تا ۲۴ عکس را ارزیابی کنند. این عکس‌ها شامل ۱۲ چهره متفاوت در زمان بیماری و زمان سلامت بودند. ارزیابی‌ها بر اساس ۶ بُعد مرتبط با بیماری انجام شد، از جمله: ایمنی، سالم‌بودن، قابل‌نزدیک‌شدن بودن، هوشیاری، علاقه اجتماعی و مثبت‌بودن، با استفاده از مقیاس‌های ۹‌درجه‌ای. این ابعاد مختلف به پژوهشگران کمک کرد تا مواردی مانند این‌که آیا شرکت‌کنندگان احساس می‌کردند می‌توانند به فرد در عکس نزدیک شوند، یا این‌که آیا آن فرد شاد یا خسته به نظر می‌رسد، را بسنجند. پس از تحلیل ارزیابی‌های شرکت‌کنندگان، پژوهشگران دریافتند فرضیه آن‌ها درست بوده است؛ زنان به‌طور میانگین نسبت به نشانه‌های بیماری در چهره حساس‌تر بودند. این تفاوت کوچک بود، اما از نظر آماری معنادار بود و در سراسر مطالعه ثابت باقی ماند. ریشه‌های تکاملی احتمالی ادراک بیماری دو فرضیه غالب درباره این‌که چرا زنان ممکن است توانایی بیشتری در تشخیص بیماری داشته باشند، وجود دارد. فرضیه نخست با عنوان «فرضیه مراقب اصلی» شناخته می‌شود که مطرح می‌کند چون در طول تاریخ، زنان بیشتر مسوول مراقبت از نوزادان و کودکان خردسال بوده‌اند، در تشخیص بیماری تکامل یافته‌اند. از نظر تئوری، شناسایی نشانه‌های غیرکلامیِ بیماری به زنان کمک می‌کرد بیماری را در نوزادان و کودکان خردسال سریع‌تر تشخیص دهند. در نهایت، این توانایی شانس بقای فرزندان آن‌ها را افزایش می‌دهد. فرضیه دیگر «فرضیه اجتناب از آلودگی» است. این فرضیه بیان می‌کند که زنان در مقایسه با مردان، سطوح بالاتری از احساس انزجار را تجربه می‌کنند. نویسندگان مطالعه می‌نویسند که این تفاوت‌ها احتمالا ریشه در دوره‌های مکررِ تضعیف سیستم ایمنی در طول عمر باروری زنان دارد؛ دوره‌هایی که هم در دوران بارداری و هم در فاز لوتئال چرخه ماهانه و در آمادگی برای بارداری رخ می‌دهند. از این رو، زنان در مجموع ممکن است در طول تکامل، تحت فشار انتخابی بیشتری برای اجتناب از بیماری قرار گرفته باشند. پژوهشگران خاطرنشان می‌کنند که این مطالعه به دانشجویان کارشناسی محدود بوده است و ممکن است به جمعیت‌های گسترده‌تر قابل تعمیم نباشد. همچنین، شاخص‌های دیگری از بیماری، مانند صدا و وضعیت بدنی، در این پژوهش در نظر گرفته نشده‌اند. عکس‌های استفاده‌شده در مطالعه فقط شامل چهره‌های ثابت و برش‌خورده بودند. این نشانه‌های اضافی ممکن است ادراک بیماری را به میزان متفاوتی تحت تاثیر قرار دهند.

ادامه مطلب


3 ماه قبل - 257 بازدید

خالده ضیا، اولین نخست‌وزیر زن بنگلادش امروز (سه‌شنبه، ۹ جدی) بر اثر بیماری طولانی‌مدت در سن ۸۰ سالگی درگذشت. داکتران گفته‌اند خالده ضیا سیروز پیشرفته‌ی کبد، آرتروز، دیابت و مشکلات قفسه‌ی سینه و قلب داشته است و او در اوایل سال ۲۰۲۵ میلادی برای درمان به لندن رفت و چهار ماه در آن‌جا ماند و سپس به خانه بازگشت. خانم ضیا دو دوره در سال‌های ۱۹۹۱ تا ۱۹۹۶ و ۲۰۰۱ تا ۲۰۰۶ میلادی به عنوان نخست‌وزیر بنگلادش کار کرد. کارنامه سیاسی خالده ضیا و شیخ حسینه، نخست‌وزیر پیشین بنگلادش رقابت تنگاتنگی را شاهد بود که به «نبرد بیگم‌ها» معروف شد. خانم ضیا سه سال پس از آن‌که همسرش ضیاءالرحمان، فرمانده نظامی و ریيس‌جمهور وقت بنگلادش در ۱۹۸۱ در یک کودتای نافرجام ترور شد، پا به عرصه سیاست گذاشت. او که پیشتر زنی خانه‌نشین و مشغول تربیت فرزندان بود، رهبری حزب ملی‌گرای بنگلادش را که همسرش بنیان گذاشته بود، بر عهده گرفت. خالده ضیا در سال ۱۹۹۱ میلادی در پی کسب حمایتی غافلگیرکننده از جماعت اسلامی، بزرگ‌ترین حزب اسلامی بنگلادش، در انتخابات پیروز و اولین نخست‌وزیر زن بنگلادش شد. خانم ضیا هرچند از سال ۲۰۰۶ میلادی از قدرت دور بوده و چند سال را در زندان و حبس خانگی گذرانده، اما او و حزب راست میانه بی‌ان‌پی همواره از حمایت گسترده‌ای برخوردار بوده‌اند. در انتخابات آینده بنگلادش که قرار است در ماه فبروری برگزار شود، گفته می‌شود که حزب ملی‌گرای بنگلادش بخت پیروزی را دارد. طارق رحمان، پسر خالده ضیا و رهبر بی‌ان‌پی، هفته گذشته پس از نزدیک به ۱۷ سال تبعید خودخواسته به بنگلادش بازگشت و به‌طور گسترده به‌عنوان نامزد قدرتمند نخست‌وزیری شناخته می‌شود. از آگوست پارسال که حکومت شیخ حسینه در پی اعتراضات مرگبار دانشجویی سقوط کرد،‌ بنگلادش از سوی حکومت موقت به رهبری محمد یونس، برنده جایزه صلح نوبل اداره می‌شود.

ادامه مطلب


3 ماه قبل - 138 بازدید

سازمان جهانی بهداشت درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که ۸۶ درصد مرگ‌های زودرس در کشورهای با درآمد کم و متوسط رخ می‌دهد. این سازمان با نشر گزارشی به بیماری‌های قلبی عروقی، سرطان، دیابت و امراض تنفسی مزمن به عنوان عامل اصلی مرگ، بیماری و ناتوانی افراد در سراسر جهان اشاره کرده است و همچنان بیش از یک میلیارد نفر در سراسر جهان با مشکلات روحی و روانی دست‌وپنجه نرم می‌کنند و بسیاری به خدمات لازم دسترسی ندارند. سازمان جهانی صحت همچنان خودکشی را به عنوان یکی از عوامل عمده مرگ در میان جوانان اعلام کرده و بر ضرورت سرمایه‌گذاری بر بخش‌های بهداشت روانی و مراقبت‌های اولیه تاکید کرده است. در گزارش تاکید شده است که در سال ۲۰۲۵ میلادی، دستاورد بزرگ توام با چالش‌های عمیق در عرصه صحت جهانی داشته و کاهش چشمگیر بودجه یکی از عمده‌ترین چالش‌های سازمان مذکور بوده است. همچنین این سازمان با اشاره به مرگ‌ومیر ۱.۲ میلیون نفر ناشی از توبرکلوز در سال گذشته میلادی، می‌گوید که این آمار نشان‌دهنده ضرورت رسیدگی به عوامل تهدیدکننده از جمله «اچ‌آی‌وی، دیابت، استفاده دخانیات و سوءتغذیه» است. در گزارش آمده است که کاهش بودجه سازمان بهداشت جهانی در سال ۲۰۲۵ میلادی، خدماتی چون مراقبت‌های ویژه برای مادران، واکسیناسیون، پیشگیری از «اچ‌آی‌وی» و نظارت بر امراض را به‌شدت مختل کرده است؛ چنانچه این سازمان هشدار داده است که کاهش بودجه تا سال ۲۰۳۰ میلادی باعث ابتلای ۴ تا ۱۰ میلیون نفر به «اچ‌آی‌وی» و مرگ ۳ میلیون نفر خواهد شد. سازمان بهداشت جهانی در ادامه افزوده است که به‌رغم کاهش ۸۸ درصدی مرگ‌ومیر ناشی از سرخکان در دو دهه اخیر، موارد ابتلا به این بیماری در سراسر جهان رو به افزایش است و در سال ۲۰۲۴ میلادی حدود ۱۱ میلیون مورد جدید ثبت شده است. در گزارش آمده است که برای توقف انتقال این ویروس واگیردار، حداقل دو دوز واکسن ضروری است؛ اما در سال ۲۰۲۴ حدود ۲۰ میلیون کودک به‌دلیل درگیری‌ها و افزایش اطلاعات نادرست درباره واکسن‌ها، از دریافت واکسن‌ سرخکان محروم مانده‌اند. افزون بر آن، مرگ‌ومیر مادران و کودکان به اندازه کافی کاهش نیافته است. سرمایه‌گذاری کم در بخش مراقبت‌های صحی اولیه و خلاها در خدمات اساسی از جمله زایمان، مانع دسترسی به اهداف تعیین شده این سازمان بوده است.

ادامه مطلب


3 ماه قبل - 156 بازدید

ناباروری یکی از چالش‌های رایج در زندگی زوج‌هاست. بر‌اساس آمار جهانی، حدود ۱۵ درصد از زوج‌ها در دوران باروری با مشکل ناباروری مواجه‌اند. ناباروری در زنان می‌تواند دلایل متعددی داشته باشد؛ از مشکلات هورمونی و اختلال در تخمک‌گذاری گرفته تا ناهنجاری‌های رحمی، انسداد لوله‌های فالوپ و حتی عوامل ایمنی یا روان‌شناختی. تشخیص به‌موقع این مشکل نه‌تنها از نظر پزشکی اهمیت دارد، بلکه از جنبه‌های روحی، روانی و خانوادگی نیز نقش مهمی در کیفیت زندگی زن و خانواده ایفا می‌کند. مفهوم ناباروری در زنان به‌طور معمول، اگر زنی زیر ۳۵ سال باشد و طی یک سال رابطه‌ی منظم و بدون جلوگیری باردار نشود، یا اگر بالای ۳۵ سال باشد و پس از ۶ ماه تلاش، بارداری حاصل نشود، تشخیص ناباروری مطرح می‌شود. ناباروری می‌تواند اولیه باشد (یعنی زن هرگز باردار نشده) یا ثانویه (یعنی قبلاً بارداری داشته، اما پس از آن دیگر موفق به بارداری نشده است). علل شایع ناباروری در زنان ۱. اختلال در تخمک‌گذاری: شایع‌ترین علت ناباروری در زنان است. این اختلال ممکن است ناشی از سندرم تخمدان پلی‌کیستیک (PCOS)، مشکلات تیروئیدی، افزایش هورمون پرولاکتین یا اختلال در محور هیپوتالاموس–هیپوفیز باشد. نشانه‌ی بارز این اختلال، نامنظمی در سیکل قاعدگی یا قطع کامل پریود است. ۲. اختلال در لوله‌های رحمی: انسداد یا چسبندگی در لوله‌های فالوپ مانع از رسیدن تخمک به اسپرم و در نتیجه لقاح می‌شود. این مشکل می‌تواند ناشی از عفونت‌های لگنی (PID)، جراحی‌های قبلی شکمی یا لگنی و بیماری اندومتریوز باشد. ۳. مشکلات رحمی: ناهنجاری‌های ساختاری رحم مانند فیبروم‌ها (میوم‌ها)، پولیپ‌های آندومتر یا سپتوم (دیواره) رحمی می‌توانند مانع از لانه‌گزینی صحیح جنین شده و احتمال بارداری موفق را کاهش دهند. ۴. افزایش سن و کاهش ذخیره‌ی تخمدانی:  از حدود ۳۵ سالگی به بعد، هم تعداد و هم کیفیت تخمک‌ها به‌تدریج کاهش می‌یابد. این روند نه‌تنها احتمال بارداری را کم‌تر می‌کند، بلکه خطر سقط جنین یا نقایص ژنتیکی را نیز افزایش می‌دهد. ۵. عوامل ایمنی و ژنتیکی: در برخی موارد، سیستم ایمنی بدن زن ممکن است به‌اشتباه اسپرم یا حتی جنین را به‌عنوان عامل بیگانه شناسایی کرده و علیه آن واکنش نشان دهد. همچنین، برخی جهش‌ها و اختلالات ژنتیکی می‌توانند در روند تخمک‌گذاری، لقاح یا لانه‌گزینی جنین اختلال ایجاد کنند. ۶. تأثیر سبک زندگی: عواملی مانند مصرف سیگار و الکل، چاقی یا لاغری مفرط، کم‌خوابی مزمن، استرس بالا و رژیم غذایی نامتعادل، همگی می‌توانند بر باروری زنان تأثیر منفی بگذارند. روش‌های تشخیص ناباروری در زنان  در ارزیابی ناباروری، پزشک با گرفتن شرح‌حال دقیق، بررسی سوابق پزشکی و انجام آزمایش‌ها و تصویربرداری‌های تخصصی، به شناسایی علت اصلی ناباروری می‌پردازد. مراحل اصلی تشخیص شامل موارد زیر است: ۱. بررسی تخمک‌گذاری:  پزشک ممکن است با انجام آزمایش خون (برای اندازه‌گیری سطح هورمون‌های FSH، LH، استرادیول و پرولاکتین) و سونوگرافی تخمدان‌ها، وضعیت تخمک‌گذاری را ارزیابی کند. در برخی موارد، اندازه‌گیری سطح هورمون پروژسترون در اواسط سیکل قاعدگی نیز برای تأیید وقوع تخمک‌گذاری انجام می‌شود. ۲. بررسی سلامت لوله‌های رحمی و رحم: روش هیستروسالپنگوگرافی (HSG) با تزریق ماده حاجب به داخل رحم و تصویربرداری رادیولوژی، یکی از روش‌های اصلی برای بررسی باز بودن لوله‌های فالوپ است. در برخی موارد، لاپاراسکوپی تشخیصی نیز برای مشاهده مستقیم وضعیت لوله‌ها، رحم و وجود احتمالی اندومتریوز به کار می‌رود. ۳. بررسی ذخیره‌ی تخمدانی: آزمایش هورمون AMH (Anti-Müllerian Hormone) و شمارش فولیکول‌های آنترال از طریق سونوگرافی ترانس‌واژینال، نمایی کلی از ظرفیت باروری و ذخیره‌ی تخمدانی زن ارائه می‌دهد. ۴. بررسی وضعیت رحم: با استفاده از سونوگرافی ترانس‌واژینال و در صورت نیاز هیستروسکوپی (که امکان مشاهده‌ی مستقیم داخل رحم را فراهم می‌کند)، پزشک می‌تواند سلامت دیواره‌ی رحم، وجود پولیپ، فیبروم یا ناهنجاری‌های ساختاری را ارزیابی کند. گزینه‌های درمانی ناباروری در زنان درمان ناباروری بسته به علت و شرایط فردی بیمار متفاوت است و می‌تواند از درمان‌های ساده دارویی تا روش‌های پیشرفته‌ی کمک‌باروری را شامل شود. ۱. درمان دارویی: در مواردی مانند اختلال در تخمک‌گذاری، پزشک از داروهای محرک تخمدان (مانند کلومیفن یا گنادوتروپین‌ها) استفاده می‌کند تا روند تخمک‌گذاری تنظیم یا تحریک شود. ۲. درمان هورمونی: اگر ناباروری به دلیل اختلال در عملکرد تیروئید (کم‌کاری یا پرکاری) باشد، تنظیم هورمون‌های تیروئیدی می‌تواند تأثیر زیادی در بهبود باروری داشته باشد. ۳. درمان جراحی: در صورت وجود مشکلاتی مانند اندومتریوز، فیبروم رحمی یا انسداد لوله‌های فالوپ، جراحی‌هایی مانند لاپاراسکوپی یا هیستروسکوپی برای برداشتن ضایعات و باز کردن مسیرهای باروری انجام می‌شود. ۴. روش‌های کمک‌باروری (ART):  اگر روش‌های قبلی نتیجه‌بخش نباشند، از فناوری‌های کمک‌باروری استفاده می‌شود: - IUI (تلقیح داخل رحمی اسپرم): اسپرم پس از آماده‌سازی، مستقیماً به داخل رحم تزریق می‌شود تا احتمال رسیدن به تخمک افزایش یابد. - IVF (لقاح خارج رحمی): تخمک از بدن زن خارج شده، در آزمایشگاه با اسپرم ترکیب می‌شود و جنین تشکیل‌شده به رحم منتقل می‌گردد. - ICSI (تزریق اسپرم به داخل تخمک): در مواردی که کیفیت یا تعداد اسپرم پایین است، یک اسپرم به‌طور مستقیم داخل تخمک تزریق می‌شود. استفاده از تخمک یا جنین اهدایی در شرایط خاص، مانند کاهش شدید ذخیره‌ی تخمدانی یا وجود اختلالات ژنتیکی، می‌توان از تخمک یا جنین اهدایی برای بارداری استفاده کرد. نقش سبک زندگی در بهبود باروری  پیش از آغاز درمان، رعایت اصول یک سبک زندگی سالم می‌تواند تأثیر چشم‌گیری در افزایش شانس بارداری داشته باشد: - حفظ وزن مناسب از طریق رژیم غذایی متعادل و ورزش منظم - ترک سیگار و پرهیز از مصرف الکل - مدیریت استرس و اضطراب با کمک روش‌هایی مانند مراقبه، یوگا یا مشاوره روان‌شناختی - خواب کافی و منظم - مصرف مواد غذایی غنی از آنتی‌اکسیدان مانند سبزیجات برگ‌سبز، میوه‌ها، مغزها و غلات کامل نقش تشخیص زودهنگام زمان، در درمان ناباروری عامل بسیار مهمی است. هرچه ارزیابی و درمان زودتر آغاز شود، احتمال موفقیت بیشتر خواهد بود—به‌ویژه در زنان بالای ۳۰ سال. تشخیص به‌موقع می‌تواند از بروز عوارض روانی، صرف هزینه‌های اضافی و پیچیدگی درمان نیز جلوگیری کند. جمع‌بندی ناباروری در زنان، موضوعی پیچیده اما در بسیاری از موارد قابل درمان است. امروزه با پیشرفت‌های پزشکی در زمینه‌ی تشخیص دقیق و استفاده از روش‌های نوین کمک‌باروری، درصد بالایی از زنان نابارور می‌توانند لذت مادر شدن را تجربه کنند. نکته‌ی اساسی، آگاهی و اقدام به‌موقع است. در صورت مشاهده‌ی علائمی مانند نامنظمی در قاعدگی، سابقه‌ی عفونت‌های لگنی، یا چند ماه تلاش ناموفق برای بارداری، بهتر است بدون ترس، خجالت یا تعلل با متخصص زنان مشورت شود. تشخیص زودهنگام، نخستین و مهم‌ترین گام برای حفظ سلامت باروری و بازگرداندن امید به زندگی است.  نویسنده: داکتر معصومه پارسا

ادامه مطلب


3 ماه قبل - 167 بازدید

بخش کمک‌های بشردوستانه اتحادیه اروپا در آسیا و اقیانوسیه درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که بیش از ۲۱ میلیون نفر در سراسر افغانستان به آب آشامیدنی سالم دسترسی ندارند. این نهاد با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که اتحادیه اروپا برای دسترسی مردم به آب سالم و پاکیزه، در حال نصب پمپ‌ آب و حفر چاه‌ در شماری از مناطق افغانستان است. قابل ذکر است که بحران آب در افغانستان یکی از چالش‌هایی فراگیر و فزاینده است که زندگی میلیون‌ها نفر را تهدید می‌کند و بر سلامت عمومی، امنیت غذایی و ثبات اجتماعی تاثیر منفی گذاشته است. همچنین پیشتر صندوق کودکان سازمان ملل نیز در گزارشی با اشاره به تأثیر تغییرات اقلیمی بر افغانستان، هشدار داده بود که حدود ۸۰ درصد شهروندان افغانستان از آب‌های آلوده و ناپاک برای نوشیدن استفاده می‌کنند. یونیسف نسبت به شیوع بیماری‌ها ناشی از استفاده از آب‌های آلوده در افغانستان هشدار داد. یونیسف پیشتر نیز هشدار داده بود که تا سال ۲۰۳۰ میلادی، منابع آب کابل به‌طور کامل خشک خواهد شد. قابل ذکر است که بیشتر کودکان در مکاتب افغانستان به آب سالم دسترسی ندارند. این در حالی است که کمیته صلیب سرخ در روز جهانی آب گفته است که ۳۳ میلیون تن در افغانستان به آب نوشیدنی سالم دسترسی ندارند. یونیسف در گزارشی افزوده بود که در ۲۵ ولسوالی ولایت‌های شرقی افغانستان در سال‌های ۲۰۲۳ و ۲۰۲۴ آب نوشیدنی سالم فراهم کرده است.

ادامه مطلب


4 ماه قبل - 124 بازدید

در حدود سه سال پیش، درست در همان روزهایی که فکر می‌کردم زندگی ما آرام‌تر خواهد شد، همه چیز مثل بادی تند از هم پاشید. هرچه دار و ندار داشتم، هرچه سال‌ها با زحمت کارگری و عرق‌ریختن جمع کرده بودم، همه را فروختم فقط به امید اینکه بتوانم همسرم را برای درمان به ایران ببرم. بعد از تولد طفل دوم‌مان، به‌خاطر نبود امکانات درست در شفاخانه، کمرش چنان آسیب دیده بود که دیگر نمی‌توانست درست بنشیند یا راه برود. دیدنش در آن حالت برایم مثل زخم تازه‌ای بود که هر روز بیشتر می‌سوخت. نمی‌توانستم باور کنم زن جوان و مهربانی که همیشه ستون خانه‌مان بود، حالا گوشه‌ای افتاده و از درد ناله می‌کند و من هیچ کاری از دستم ساخته نیست. به همین خاطر، بدون هیچ تأخیری، دست خانواده را گرفتم و راهی ایران شدم. یک سال تمام در این کشور دوندگی کردم؛ یک سالی که هر روزش مثل یک امتحان سخت بود. از این اداره به آن اداره می‌رفتم، از این نفر تا آن نفر دَرِزاری می‌شنیدم و با هزار امید دوباره فردا تلاش می‌کردم. آخر گفتند اگر سپرده صد میلیون تومانی بگذارم، برایم دفترچه اقامت می‌دهند. همان لحظه فهمیدم که باید آخرین چیز باارزش زندگی‌ام را هم بفروشم. رفتم افغانستان و زمین پدری‌ام را فروختم؛ زمینی که آخرین یادگار پدرم بود، جایی که خاطره کودکی‌هایم در آن مانده بود، اما چاره‌ای نداشتم. زنم درد می‌کشید و من فقط می‌خواستم او دوباره سرپا شود. گفتم همه چیز فدای صحتش، فقط خوب شود. دفترچه را گرفتم، درمان را ادامه دادیم، و هرچند هزینه‌ی دوا و داکتر و فزیوتراپی هر روز بالا می‌رفت، اما من به خودم می‌گفتم پول دوباره پیدا می‌شود، کار دوباره می‌شود، اما سلامتی زنم دوباره به‌دست نمی‌آید اگر امروز کمکش نکنم. کودکانم هم کوچک بودند؛ پسرم تنها هشت سال داشت و دخترم سه ساله بود، همیشه در گوشه کلینیک‌ها یا اتاق‌های سرد انتظار کنار مادرشان می‌نشستند. فکر می‌کردم سختی‌های ما کم‌کم تمام می‌شود که ناگهان روزی یک خبر همه چیز را زیر و رو کرد: اعلام کردند که آن دفترچه‌های اقامت دیگر هیچ ارزشی ندارد. آن لحظه حس کردم دنیا روی شانه‌هایم فروریخت. نه زمین مانده بود، نه پول، نه امید درست. زنم هنوز خوب نشده بود، راه رفتن برایش دردناک بود، و حالا ما دوباره بدون اقامت مانده بودیم. نه می‌توانستم قانونی کار کنم، نه توان بازگشت به افغانستان را داشتیم؛ چون او توان سفر طولانی و سخت را نداشت و داکتر هم گفته بود که تکان‌خوردن بی‌جا برایش خطرناک است. بعد شنیدم که در یکی از دفاتر در خیابان ولیعصر تهران دوباره برای مهاجران اقامت می‌دهند. با امید و ترس درهم، راهی آنجا شدم. اما وقتی رسیدم، با صحنه‌ای روبه‌رو شدم که قلبم از هم پاشید: هزاران نفر مثل من، با همان دردها و همان چهره‌های پریشان، آنجا جمع شده بودند. اما به‌جای اینکه اقامت بدهند، همه ما را یک‌باره بازداشت کردند. هرچه خواهش کردم، گفتم که زنم بیمار است، بچه‌هایم کوچک‌اند، بگذارید خودم به خانه بروم و آنها را بیاورم، هیچ‌کس گوش نداد. فقط می‌گفتند: «تو برو، آن‌ها را خودمان می‌فرستیم.» نمی‌فهمیدند یا نمی‌خواستند بفهمند که زن من توان سفر بدون من را ندارد، نمی‌توانست از پله‌های یک موتر بالا شود چه برسد به مسیر طولانی تا مرز. نمی‌دانستند که کودکانم چقدر به پدرشان وابسته‌اند و چه اندازه از تنها ماندن می‌ترسند. دو روز تمام گریه کردم؛ گریه‌ای که سال‌ها در دلم پنهان کرده بودم. اطرافیانم خیال می‌کردند از رد مرز ناراحت هستم. می‌گفتند «مرد گریه نمی‌کند، زشت است»، اما آنها از درد من خبر نداشتند. من برای افغانستان گریه نمی‌کردم—افغانستان خانه‌ام است، وطن است، هرچند پر از غم. گریه‌ام برای زنم بود که نمی‌دانستم در آن لحظه کجاست، چه حالی دارد، آیا از شدت درد توانسته از جا بلند شود یا نه. گریه‌ام برای کودکانم بود که شاید پشت در منتظر پدرشان نشسته بودند و نمی‌دانستند چرا پدر برنمی‌گردد. گریه‌ام برای سرنوشتی بود که انگار هر روز زخمی تازه بر آن اضافه می‌شد؛ زخمی روی زخم دیگر، دردی روی دردهای گذشته. و همان‌جا فهمیدم که مهاجرت فقط دور شدن از وطن نیست؛ مهاجرت یعنی هر روز امید بکاری اما فردایش با دستان خالی بیدار شوی. فهمیدم دردِ اصلی، همان نگرانی‌ای است که یک پدر در دلش حمل می‌کند؛ ترسی که مثل سایه‌ از او جدا نمی‌شود. ترس از اینکه مبادا خانواده‌اش بی‌پناه بماند، مبادا دستش به آنها نرسد وقتی که بیش از هر زمان دیگر نیازش دارند. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


4 ماه قبل - 112 بازدید

سازمان ملل متحد درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که ۱۲.۹ میلیون کودک در سراسر افغانستان در معرض خطر سرخکان، اسهال و دیگر بیماری‌ها قرار دارند. این سازمان با نشر گزارشی گفته است که تیم داوطلبانش همراه با شرکای دیگر سازمان‌ها در تلاش‌اند تا با ارائه مراقبت‌های صحی برای کودکان آسیب‌پذیر در سراسر افغانستان، با این بحران مقابله کنند. تیم داوطلبان سازمان ملل متحد در افغانستان که به‌طور رسمی زیرمجموعه برنامه «داوطلبان سازمان ملل» فعالیت می‌کنند، تاکید کرده است که دسترسی کودکان اهل افغانستان به خدمات بهداشتی، حیاتی است. این تیم در حالی نسبت به خطر شیوع بیماری‌های مختلف از جمله سرخکان و اسهال در میان کودکان اهل افغانستان هشدار داده است که سازمان بهداشت جهانی نیز در ۱۸ عقرب اعلام کرده بود از ابتدای سال جاری تا اکنون بیش از ۵۵ هزار مورد مشکوک به سرخکان در افغانستان گزارش شده و ۳۵۷ نفر عمدتا کودکان بر اثر این بیماری جان باخته‌اند. پزشکان بدون مرز نیز پیشتر اعلام کرد که روزانه یک کودک در افغانستان بر اثر بیماری سرخکان جان خود را از دست می‌دهد. همچنین صندوق کودکان سازمان ملل نیز پیشتر اعلام کرده بود که تا ماه سرطان سال جاری، مجموعاً بیش از ۱۰۰ هزار مورد اسهال حاد آبکی و ۴۸ مورد مرگ ناشی از آن ثبت شده است. صندوق کودکان سازمان ملل متحد گفته بود که بیش از نیمی از مبتلایان را کودکان زیر پنج سال تشکیل می‌دهند.

ادامه مطلب


4 ماه قبل - 254 بازدید

با افزایش مصرف غذاهای فرآوری‌‏شده یا فست‌فود، سرطان‌ روده بزرگ در میان جوانان در سراسر جهان به‌ویژه در آمریکا نیز افزایش یافته است. یک پژوهش جدید نشان می‌دهد مصرف غذاهای فرآوری‌شده عمدتا نوشیدنی‌های شیرین و گازدار و صبحانه‌های فرآوری‌شده احتمال ابتلا به سرطان‌های روده بزرگ را افزایش می‌دهد. این پژوهش که بیش از ۲۹ هزار نفر را طی ۱۳ سال مورد ارزیابی قرار داده است، در نشریه «جاما آنکولوژی» منتشر شد. در پژوهش آمده است که غذاهای فرآوری‌شده محصولات صنعتی هستند که بخش زیادی از ترکیبات آن‌ها را مواد افزودنی، طعم‌دهنده‌ها، رنگ‌ها، شیرین‌کننده‌ها و نگهدارنده‌ها تشکیل می‌دهد و در ترکیبات آن مقدار غذای کامل، فیبر و مواد مغذی واقعی به ندرت وجود دارد. اندرو چن، متخصص گوارش در موسسه سرطان مس‌جنرال برایگام در آمریکا و نویسنده ارشد این تحقیق گفته است: «هرچند پژوهش ما رابطه علت و معلولی را ثابت نمی‌کند، بنابراین نمی‌توانیم بگوییم که این نتیجه قطعی است، اما این نتیجه سرنخ‌هایی می‌دهد مبنی بر اینکه آنچه می‌خوریم می‌تواند نقش داشته باشد.» در بخشی از پژوهش آمده است که غذاهای فوق‌العاده فرآوری‌شده همچنین با بیماری‌های بسیاری از جمله دیابت نوع دو و بیماری‌های قلبی‌عروقی مرتبط دانسته شده‌اند. دیوید کاتز، بنیان‌گذار سازمان غیرانتفاعی «ابتکار سلامت واقعی» در آمریکا، به جوانان پیشنهاد داده است که تا حد امکان باید از غذاهای فوق‌العاده فرآوری‌شده دوری کنید و رژیم غذایی خود را بر پایه غذاهای واقعی و کامل، تا حد ممکن طبیعی و کم‌فرآوری‌شده بنا کنید. او افزود: «بهترین رژیم‌های غذایی که به بهترین پیامدهای سلامتی منجر می‌شوند، عمدتا از سبزیجات، میوه‌ها، غلات کامل، حبوبات، مغزها و دانه‌ها و آب آشامیدنی ساده تشکیل شده‌اند.» متخصصان به سی‌ان‌ان گفته‌اند که افراد باید برچسب مواد تشکیل‌دهنده غذاها را بخوانند و مراقب میزان نمک مصرفی بعد از خوردن غذاهای مختلف باشند.

ادامه مطلب