برچسب: ایران و افغانستان

3 هفته قبل - 218 بازدید

وقتی پدر خانواده برای آخرین بار دروازه خانه‌شان را در کابل بست، هیچ‌کدام از چهار فرزندش نمی‌دانستند سفری که از آن شب آغاز می‌شود، قرار است به یکی از سخت‌ترین تجربه‌های زندگی‌شان تبدیل شود. مادر، کوچک‌ترین فرزند را در آغوش گرفته بود و دو کودک دیگر در کنارش ایستاده بودند. فرزند بزرگ‌تر آرام‌تر از همه به نظر می‌رسید، اما از چهره‌اش می‌شد فهمید که او نیز مانند پدر و مادرش نمی‌دانست در روزهای آینده چه چیزی انتظارشان را می‌کشد. این خانواده شش‌نفری تصمیم گرفته بود کابل را ترک کند و برای رسیدن به ایران، راهی مسیری شود که از نیمروز و سپس پاکستان می‌گذشت؛ مسیری که می‌دانستند قانونی نیست و خطرهای زیادی در انتظارشان است، اما در آن روزها تصور می‌کردند شاید همین راه بتواند آینده بهتری برای فرزندانشان فراهم کند. پدر خانواده مدت‌ها بود به رفتن فکر می‌کرد. پیدا کردن کار برایش دشوار شده بود و درآمدی که به دست می‌آورد، پاسخگوی نیازهای یک خانواده شش‌نفری نبود. کرایه خانه، هزینه غذا، لباس و دیگر مخارج زندگی، هر ماه فشار بیشتری بر او وارد می‌کرد. سرانجام، پس از گفت‌وگوهای فراوان با همسرش، تصمیم گرفتند راه مهاجرت را انتخاب کنند؛ تصمیمی سخت که بیش از آن‌که از روی میل باشد، از فشار شرایط زندگی سرچشمه می‌گرفت. حرکت خانواده از کابل آغاز شد. با وسایل بسیار اندکی راه افتادند. بخش زیادی از وسایل خانه را فروخته یا کنار گذاشته بودند تا هزینه سفر را فراهم کنند. مادر لباس‌های کودکان را در یک بکس کوچک جمع کرده بود و چند تکه لباس دیگر را نیز در یک خریطه گذاشته بود. پدر بیشتر از هر چیز مراقب پولی بود که برای ادامه مسیر همراه داشت؛ پولی که قرار بود هم هزینه راه و هم بخشی از روزهای نخست زندگی در ایران را تأمین کند. سفر از کابل به سمت نیمروز طولانی و خسته‌کننده بود. کودکان که تصور می‌کردند خیلی زود به مقصد خواهند رسید، بارها از پدر می‌پرسیدند: «کی به ایران می‌رسیم؟» پدر هر بار پاسخ مشابهی می‌داد: «کمی دیگر مانده.» اما خودش نمی‌دانست واقعاً چقدر دیگر از این راه باقی مانده است. وقتی خانواده به نیمروز رسید، تازه بخش دشوارتر سفر آغاز شد. قرار بود از مسیر پاکستان خود را به ایران برسانند. آن‌ها همراه گروهی دیگر حرکت کردند و از همان ابتدا به خانواده گفته شد که باید بسیار محتاط باشند. مادر بعدها تعریف می‌کرد که در آن روزها، بیش از آن‌که به مقصد فکر کند، نگران چهار فرزندش بود. هر صدای ناآشنا، هر توقف ناگهانی و هر بار تغییر مسیر، نگرانی تازه‌ای در دلش ایجاد می‌کرد. کودکان نیز کم‌کم متوجه شده بودند که این سفر شبیه سفرهای معمولی نیست. نمی‌توانستند آزادانه بازی کنند یا بلند صحبت کنند. گاهی مجبور بودند ساعت‌ها در سکوت منتظر بمانند و گاهی نیز در مسیرهای دشوار پیاده حرکت کنند. کوچک‌ترین فرزند خانواده چند بار از شدت خستگی گریه کرد و مادر مجبور شد او را برای مدت طولانی در آغوش بگیرد. عبور از مسیر پاکستان برای این خانواده به یکی از تلخ‌ترین بخش‌های سفر تبدیل شد. بارها مجبور شدند در شرایط دشوار منتظر بمانند و برای ادامه مسیر از راه‌های فرعی استفاده کنند. پدر می‌گفت در آن لحظات تنها چیزی که در ذهنش می‌گذشت، این بود که مبادا اتفاقی برای یکی از فرزندانش رخ دهد. یک شب، خانواده ساعت‌ها در جایی منتظر ماند. هوا سرد بود و کودکان خسته و گرسنه بودند. غذایی که همراه داشتند، بسیار کم بود. مادر تلاش می‌کرد سهم کودکان را نگه دارد و خودش کمتر غذا بخورد. پدر نیز ترجیح می‌داد چیزی نخورد تا نان و غذای موجود برای فرزندان باقی بماند. یکی از کودکان با صدایی خسته از مادر پرسید: «مادر، کی می‌رسیم؟» مادر پاسخی نداشت. فقط او را محکم در آغوش گرفت و گفت: «خواب کن، وقتی بیدار شدی، شاید رسیده باشیم.» اما صبح که کودک چشم‌هایش را باز کرد، هنوز در مسیر بودند. سفر از پاکستان به سوی ایران نیز آسان نبود. خانواده در حالی حرکت می‌کرد که هیچ‌کس نمی‌توانست با اطمینان بگوید چه زمانی به مقصد خواهند رسید. گاهی مجبور بودند مسافت زیادی را با موتر طی کنند و در بخش‌هایی نیز پیاده راه بروند. پدر چند بار مجبور شد یکی از کودکان را حمل کند. خودش خسته بود، پاهایش توان زیادی نداشت و مسیر نیز دشوار بود؛ اما هرگاه می‌دید فرزندش دیگر توان راه رفتن ندارد، او را روی دوش می‌گرفت و به راه ادامه می‌داد. مادر نیز کوچک‌ترین فرزند را تقریباً در بیشتر مسیر در آغوش داشت. دست‌هایش از حمل کودک درد گرفته بود و پاهایش از پیاده‌روی طولانی توان نداشت، اما شکایت نمی‌کرد. بعدها می‌گفت در آن سفر فرصت فکر کردن به خستگی خودش را نداشت؛ تمام فکرش این بود که چهار فرزندش سالم به مقصد برسند. در بخشی از مسیر، ترس از بازداشت نیز بر نگرانی خانواده اضافه شد. پدر هر بار که صدای موتر یا مأموران را می‌شنید، فرزندانش را به سکوت دعوت می‌کرد. برای خانواده‌ای که چهار کودک همراه خود داشت، پنهان ماندن و حرکت در شرایط نامطمئن، بسیار دشوارتر از آن چیزی بود که پیش از سفر تصور کرده بودند. سرانجام، پس از روزها سرگردانی و تحمل سختی، خانواده توانست خود را به ایران برساند. وقتی پدر فهمید که از بخش خطرناک مسیر عبور کرده‌اند، برای چند لحظه چیزی نگفت. فقط به فرزندانش نگاه کرد. کودکان خسته بودند و مادر نیز توان زیادی برای صحبت نداشت. رسیدن به ایران برای آن‌ها پایان مشکلات نبود، اما دست‌کم یکی از بزرگ‌ترین ترس‌های سفر، یعنی عبور از آن مسیر دشوار، پشت سر گذاشته شده بود. اما خانواده در ایران نیز با واقعیت دیگری روبه‌رو شد. آن‌ها خانه‌ای آماده نداشتند و کار مشخصی برای پدر فراهم نبود. پولی که همراه آورده بودند، به دلیل هزینه‌های مسیر بسیار کم شده بود. پدر مجبور شد از همان روزهای نخست به دنبال کار بگردد. هر کاری که پیدا می‌شد، برایش قابل قبول بود؛ زیرا همسر و چهار فرزندش به درآمد او وابسته بودند. مادر می‌گوید سخت‌ترین قسمت ماجرا این بود که آن‌ها با تصور زندگی بهتر به ایران آمده بودند، اما پس از رسیدن، هنوز نمی‌دانستند فردایشان چگونه خواهد بود. او می‌گوید: «ما فکر می‌کردیم وقتی از راه عبور کنیم، دیگر همه چیز تمام می‌شود؛ اما تازه آن‌جا فهمیدیم که رسیدن یک چیز است و زندگی کردن چیز دیگر.» چهار فرزند خانواده هنوز خاطرات آن مسیر را به یاد دارند. برای آن‌ها، ایران فقط کشوری نیست که خانواده در آن به دنبال کار و زندگی است؛ ایران با خاطرات شب‌های طولانی، گرسنگی، خستگی، ترس و آغوش مادر گره خورده است. پدر می‌گوید اگر فرصت دیگری برای تصمیم‌گیری داشت، شاید پیش از انتخاب این مسیر بیشتر فکر می‌کرد؛ اما آن روزها فشار زندگی به اندازه‌ای زیاد شده بود که حتی تصمیم گرفتن نیز برایش آسان نبود. او می‌گوید هیچ پدری دوست ندارد فرزندانش چنین سفری را تجربه کنند؛ اما وقتی خانواده‌ای در برابر مشکلات اقتصادی و نبود چشم‌اندازی روشن برای آینده قرار می‌گیرد، گاهی خطرهایی را می‌پذیرد که در شرایط عادی هرگز قبول نمی‌کرد. اکنون این خانواده شش‌نفری در ایران زندگی می‌کند؛ خانواده‌ای که از کابل حرکت کرد، از مسیر نیمروز گذشت، از پاکستان عبور کرد و پس از تحمل روزها ترس، گرسنگی و خستگی، خود را به ایران رساند. اما پشت این سفر، فقط داستان مهاجرت یک خانواده نیست؛ داستان پدری است که برای تأمین زندگی فرزندانش راهی جاده شد، مادری که در تمام مسیر چهار کودک را زیر نگاه و مراقبت خود داشت و چهار فرزندی که بدون آن‌که در انتخاب این سفر نقشی داشته باشند، سختی راهی را تحمل کردند که بزرگ‌ترهای خانواده به امید ساختن آینده‌ای بهتر برای آنان انتخاب کرده بودند. پدر هنوز هم وقتی درباره آن روزها صحبت می‌کند، به چهار فرزندش نگاه می‌کند و می‌گوید: «ما برای خودمان نیامدیم. برای بچه‌ها آمدیم. فقط می‌خواستیم زندگی‌شان از زندگی ما بهتر باشد.» و شاید تلخ‌ترین بخش این داستان همین باشد؛ این‌که راه رسیدن به یک زندگی بهتر، خودش به یکی از سخت‌ترین فصل‌های زندگی این خانواده تبدیل شد. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


1 سال قبل - 683 بازدید

محمد صادق معتمدیان، والی تهران ایران درتازه‌ترین مورد مدعی شده است که مهلت قانونی «تعیین تکلیف» مهاجران افغانستانی دیروز (شنبه، ۱۷ جوزا) پایان یافته است. آقای معتمدیان این اظهارات را در صحبت با خبرگزاری ایرنا مطرح کرده و گفته است که پس از این، حضور این مهاجران «غیرقانونی» تلقی می‌شود و در صورت مشاهده، دستگیر و از ایران اخراج می‌شوند. والی تهران در ادامه تاکید کرده است که جمعیت «مهاجران غیرمجاز» در این کشور حدود دو میلیون نفر برآورد شده که ۸۰۰ هزار نفر آن در تهران حضور دارند. این مقام ایرانی افزوده است که از ابتدای سال جاری خورشیدی، شناسایی و اخراج این مهاجران با جدیت در دستور کار آنان قرار داشته است. همچنین او در بخشی از صحبت‌هایش گفت که با کارگاه‌های که «مهاجران غیرمجاز» را استخدام کنند، برخورد می‌شود و برای آنان هم جریمه نقدی و هم حبس درنظر گرفته شده است. در ادامه آمده است: «بنابراین نه تنها با مهاجران غیرمجاز، بلکه با افراد یا مجموعه‌هایی که به هر دلیلی با این روند همکاری داشته باشند نیز برخورد خواهد شد.» محمد صادق معتمدیان تصریح کرد که اگر مهاجری به‌ صورت رسمی در این ولایت اقامت داشته باشد، باید اقامت و اشتغال وی بر اساس نیازهایی باشد که از سوی ما احصا شده است. این مقام می‌گوید که تعیین اولویت‌های اشتغال و اسکان مهاجران قانونی در دست تدوین است و با همکاری وزارت داخله و وزارت کار ایران به‌زودی نهایی خواهد شد. این در حالی است که ایران در سال جاری خورشیدی اخراج مهاجران افغانستانی را به‌صورت چشم‌گیر افزایش داده و مدارک اقامتی میلیون‌ها مهاجر را باطل کرده است. جمهوری اسلامی ایران «برگه سرشماری» حدود دو میلیون مهاجر افغانستانی را باطل اعلام کرده و به این افراد پس از دو بار مراجعه به دفاتر موسوم به «دفتر کفالت» کارت خروج می‌دهد. اخراج مهاجران افغانستانی از ایران در یک ماه اخیر شدت بیشتری گرفته است و اکثر اخراج‌شدگان خانواده‌هایی هستند که سال‌ها در ایران زندگی کرده‌اند.

ادامه مطلب


1 سال قبل - 792 بازدید

سازمان بین‌المللی مهاجرت درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که اخراج اجباری مهاجران افغانستان از ایران به‌صورت چشم‌گیر افزایش یافته و این موضوع نگران‌کننده است. این سازمان با نشر گزارشی، اخراج اجباری خانواده‌های مهاجران افغاستانی را نگران‌کننده خوانده و از کشورها خواسته است که بازگشت اجباری مهاجران را تعلیق کند. سازمان بین‌المللی مهاجرت در ادامه تاکید کرده است که در ماه می ۱۵ هزار و ۶۷۵ خانواده‌ی مهاجر از ایران به افغانستان بازگشته‌اند که نسبت به ماه اپریل ۲.۳ برابر افزایش داشته است. در گزارش آمده است که تنها از ۲۵ می تا اول جون سال جاری میلادی، شش هزار و ۳۸۷ خانواده از ایران اخراج شده‌اند که شامل ۲۴ هزار و ۲۷۵ نفر می‌شود. براساس گزارش سازمان ملل متحد، از جمله در ۲۹ می ۹۵۵ خانواده از ایران اخراج شدند. سازمان بین‌المللی مهاجرت گفته است که در این مدت ۲۵ هزار و ۷۹۴ فرد مجرد نیز از ایران به افغانستان اخراج شده‌اند. براساس گزارش سازمان بین‌المللی مهاجرت، ایران بین جنوری و می سال جاری میلادی، ۴۵۰ هزار مهاجر افغانستانی را اخراج کرده که شامل ۳۰ هزار و ۲۶۶ خانواده نیز می‌شوند. سازمان بین‌المللی مهاجرت در بخشی از گزارش افزوده است: «درخواست فوری خود را از همه کشورها تکرار می‌کند تا فوراً بازگشت اجباری افغان‌ها را بدون توجه به وضعیت مهاجرت آنان تا زمانی که شرایط بازگشت امن، داوطلبانه و با عزت فراهم شود، متوقف کنند.» قابل ذکر است که جمهوری اسلامی ایران در سال جاری خورشیدی برگه‌های سرشماری مهاجران افغانستان را باطل کرد. براساس آمار مقام‌های ایرانی بیش دو میلیون نفر دارای برگه‌های سرشماری هستند. همین‌طور بیش از دو میلیون مهاجر فاقد هرگونه برگه‌اند. طبق معلومات، دارندگان این برگه‌ها پس از مراجعه به دفترهای موسوم به «دفتر کفالت»، برگه خروج از ایران دریافت می‌کنند و باید مطابق مهلت تعیین‌شده در این برگه، از ایران خارج شوند.

ادامه مطلب


1 سال قبل - 511 بازدید

نادر یاراحمدی، رییس مرکز امور اتباع و مهاجران خارجی وزارت داخله‌ی ایران درتازه‌ترین مورد هشدار داده است که دانش‌آموزان مهاجر که والد یا سرپرست قانونی آنان اجازه‌ی اقامت را ندارند، تا پانزدهم سرطان فرصت دارند که پس از پایان امتحانات و دریافت کارنامه، ایران را ترک کنند. آقای یاراحمدی این اظهارات را در گفتگو با خبرگزاری ایرنا مطرح کرده و گفته است که ادامه‌ی تحصیل برای این گروه در سال تحصیلی آینده ممکن نخواهد بود؛ حتا در صورتی که این دانش‌آموزان داوطلب آزمون سراسری باشند. وی تاکید کرده است: «دانشجویان اتباع به‌دلیل برخورداری از گذرنامه و امکان تمدید اقامت، از شرایط متفاوتی بهره‌مند هستند. در مورد دانشجویان، مشکلی برای ادامه‌ی حضور قانونی در کشور وجود ندارد.» بخش از دانش‌آموزان مهاجر در ایران دختران اهل افغانستان هستند؛ دانش‌آموزانی که با بازگشت به افغانستان از درس و تحصیل محروم می‌شوند. با تسلط حکومت سرپرست بر کشور، آموزش دختران بالاتر از صنف ششم ممنوع شده است. در حال حاضر دختران حق دسترسی به آموزش‌های طبی نیز ندارند. ایران در سال جدید از بیش از دو مهاجر دارای برگه شماری خواسته است که به افغانستان برگردند. در حال حاضر روند بازگشت این مهاجران جریان دارد. طبق معلومات موجود، بخشی از مهاجران زنان و خانواده‌های تحت سرپرستی زنان هستند. رییس مرکز امور اتباع و مهاجران خارجی وزارت داخله‌ی ایران تاکید کرده است که در مورد زنان سرپرست خانوار، چنانچه بازگشت به کشور مبدأ برای آنان با خطر جانی یا مشکلات حاد همراه باشد، موضوع در کمیسیون‌های مربوط، به‌ویژه کمیسیون پزشکی بررسی می‌شود. وی افزوده است که در صورت تایید، این افراد مشمول شرایط استثنایی شده و اجازه‌ی اقامت موقت یا درمان در ایران برای آنان صادر خواهد شد. همچنین او در بخشی صحبت‌هایش با بیان این‌که به‌کارگیری افراد غیرمجاز در ایران ممنوع است، گفته است کسانی که در سال‌های گذشته موفق به دریافت سند هویتی موقت شده‌اند، توانستند کد شغلی دریافت کنند، داوطلبانه به کشور خود بازگردند و پس از دریافت گذرنامه و ویزا، مجددا با توافق یک کارفرما وارد ایران شوند. وی افزوده است که حدود ۴۰۰ هزار نفر دارای کد شغلی، در صورت خودمعرفی و خروج داوطلبانه، می‌توانند از تسهیلات ویزا بهره‌مند شوند؛ اما چنانچه پیش از خروج، بازداشت شوند، از دریافت ویزا محروم خواهند شد. نادر یاراحمدی تصریح کرد: «اتباعی که از این مسیر قانونی وارد کشور شوند، پس از توافق با یک کارفرما و صدور کارت کار، می‌توانند با مدت مجوز یک‌ساله، مشغول به کار شوند. این مجوز سالانه تمدید خواهد شد، مشروط به آن‌که کارفرما رضایت داشته باشد. این افراد مانند کارگران ایرانی از بیمه و دیگر امکانات قانونی برخوردار خواهند بود.»

ادامه مطلب


1 سال قبل - 675 بازدید

نادر یاراحمدی، رییس مرکز امور اتباع و مهاجرین خارجی وزارت داخله جمهوری اسلامی ایران در تازه‌ترین سخنان خود از هماهنگی با وزارت آموزش و پرورش این کشور برای ایجاد بستر آموزش مجازی در افغانستان برای دانش‌آموزان مهاجر دارای برگه سرشماری خبر داد که باید تا پایان ماه سرطان سال جاری از ایران خارج شوند. آقای یاراحمدی در گفتگو با خبرگزاری ایسنا گفته است که در سال جدید تنها دانش آموزانی که دارای شناسه و مدرک اقامتی هستند، در مکاتب ایران ثبت نام خواهند شد. او با اشاره به اینکه برای سال تحصیلی ۱۴۰۴- ۱۴۰۳ مشکلات زیادی جهت ثبت نام دانش‌آموزان مهاجر افغانستانی داشته، اظهار کرد: «حتی مدیران مکاتب به ما مراجعه می‌کردند و اعلام می‌شد که به دلیل تعداد بالای دانش آموزان اتباع، امکان ثبت نام همه آنها را نداریم.» وی تاکید کرد :«مشکلات ثبت‌نام‌ها آنقدر زیاد بود که خانواده مهاجر تماس می‌گرفتند و اعلام می‌کردند که یا فرزندانشان را ثبت نام نمی‌کنند و یا به دلیل مشکلات مکتب و جمعیت بالا، دانش‌آموزان اتباع را به مکاتب دورتر برای ثبت نام می‌فرستند و اتباع هم به وزارت کشور و مرکز اتباع مراجعه می‌کردند تا این مشکل را برای سال تحصیلی آینده نداشته باشند.» رییس مرکز اموراتباع و مهاجرین خارجی وزارت داخله ایران درباره تکلیف دانش‌آموزان اتباعی که برگه سرشماری داشته و تا پایان سرطان/ تیر باید به همراه خانواده به کشورشان بازگردند، افزود: «ما موظفیم ثبت‌نام دانش آموزانی که دارای شناسه بوده و مدرک اقامتی دارند را در مکاتب کشور ثبت نام کنیم؛ البته در حال حاضر سیستم آموزشی ما با حداکثر تلاشی که کرده توانسته است بالای ۶۰۰ هزار نفر از دانش‌آموزان اتباع را ثبت نام کند.» وی افزود که در حال حاضر بسیاری از شهروندان ایرانی نسبت به تعداد بالای فرزندان مهاجر افغانستانی در مکاتب اعتراض دارند و تعداد آنها در برخی از مکاتب از حد نرمال هم بالاتر است، ادامه داد: تعداد دانش آموزان اتباع در ولایت تهران به ویژه در ولسوالی‌های اطراف ولایت بیشتر است و ما تلاش می‌کنیم تا برای رفع این مشکل از بخش خصوصی کمک بگیریم. یاراحمدی با یادآوری اینکه از امکانات موجود در وزارت آموزش و پرورش استفاده کرده و از معاونت‌های دیگر درخواست می‌کنیم تا آموزش مجازی را برای فرزندان مهاجر راه اندازی کنند، گفت: ما موظف هستیم به دانش‌آموزان اتباع فرصت آموزش بدهیم؛ البته به معنای این نیست که این فرصت صرفا یک فرصت حضوری است، بلکه می‌خواهیم از شرایطی که در زمان کرونا داشتیم استفاده کرده و از امکانات آموزش غیر حضوری برای دانش آموزان اتباع بهره بگیریم. وی تاکید کرد: «وزارت کشور به دنبال این است که برای حل این مشکل بتواند از فضای مجازی برای انتقال مفاهیم آموزشی استفاده کند و حتی اگر کسانی در طول سال تحصیلی به هر علتی نتوانستند در کشور ما بمانند و خواستند از کشور خارج شوند باز هم بتوانند در فضای به اصطلاح مجازی فرزندانشان در کشور خودشان ادامه تحصیل دهند.» به گفته‌ی رییس مرکز امور اتباع و مهاجرین خارجی ایران، می‌توان این امکان را فراهم کرد تا برای سال تحصیلی آینده از طریق فضای مجازی و دریافت کد در افغانستان به سیستم آموزشی ما وصل شوند و حتی امکان اخذ مدرک تحصیلی هم می‌توان فراهم کرد و در حال رایزنی و هماهنگی با آموزش و پرورش هستیم تا امکان اخذ امتحان از این افراد وجود داشته باشد. این درحالی است که طرح تعیین تکلیف و اخراج مهاجرین دارای برگه‌های سرشماری در جمهوری اسلامی ایران به شدت ادامه دارد. بر اساس این طرح، امکان ادامه تحصیل دانش‌آموزان خانواده‌هایی که همه اعضای آن دارای برگه سرشماری هستند، دیگر در ایران وجود دارد و همه اعضای خانواده باید به افغانستان برگردند.

ادامه مطلب