برچسب: افغانستان

2 ماه قبل - 157 بازدید

فرماندهی پولیس ولایت بدخشان می‌گوید یک زن و شوهر از شهر فیض‌آباد، مرکز این ولایت به اتهام ربودن دو نوزاد بازداشت شدند. احسان‌الله کامگار، سخنگوی فرماندهی پولیس بدخشان به «رادیو پولیس» گفته است که این زوج نوزادان را از شفاخانه ولایتی اختطاف کرده‌اند. وی تاکید کرد که یک نوزاد حدود یک سال پیش و نوزاد دیگر که حدود سه هفته قبل اختطاف شده بود، به والدین واقعی‌شان بازگردانده شده‌اند. او افزوده است که زن متهم این پرونده، با لباس پرستاری از شفاخانه ولایتی بدخشان دست به اختطاف می‌زد. رادیو پولیس امروز (سه‌شنبه، ۶ اسد) در گزارشی نوشته است که این زن هنگامی که برای ربودن نوزاد دیگری به شفاخانه مراجعه کرده بود، همراه با همسرش شناسایی و بازداشت شدند. همچنین ضیاگل، مادر کودک یک‌ساله به رادیو پولیس گفته است که سال گذشته هنگام تولد فرزندش جراحی شده بود و در حالی که او نمی‌توانست از جایش تکان بخورد، یک زن با لباس پرستاری نوزادش را از نزد او بیرون برد و دیگر برنگرداند. احسان‌الله کامگار در ادامه تصریح کرد که حدود ۲۰ روز قبل نیز یک نوزاد از شفاخانه ولایتی در فیض‌آباد مفقود شد. سخنگوی پولیس بدخشان گفت که پس از بررسی مأموران امنیتی، این زن و شوهر از مرکز ولایت بدخشان شناسایی و بازداشت شدند. فرماندهی پولیس بدخشان می‌گوید آزمایش‌های «دی‌ان‌ای» از هردو نوزاد و زوج متهم به اختطاف، نشان می‌دهد که آنان باهم هیچ نسبت خونی ندارند. اکنون نوزادان به والدین واقعی‌شان بازگردانده شده‌اند. زن و شوهر بازداشت‌شده به اتهام اختطاف نوزادان، می‌گویند آنان «به‌دلیل نداشتن فرزند» دست به این کار زده‌اند.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 129 بازدید

جنبش زنان مقتدر افغانستان، در فراخوانی جهانی برای پشتیبانی از حق آموزش دختران، از سازمان ملل متحد، نهادهای حقوق‌بشری و دولت‌ها خواست که برای بازگشایی فوری مکتب‌ها به روی دختران در افغانستان اقدام مؤثر انجام دهد. این جنبش، به مناسبت نزدیک‌شدن به پنج‌سالگی ممنوعیت آموزش بالاتر از صنف ششم برای دختران، از سازمان ملل و دولت‌ها خواسته است که در برابر محرومیت ساختارمند دختران از آموزش سکوت نکنند. در اعلامیه آمده است که سازمان‌ ملل و دولت‌ها اجازه ندهند که بحرانی کنونی آموزش دختران به وضعیتی عادی و فراموش‌شده بدل شود. جنبش زنان مقتدر افغانستان تاکید کرد که دختران افغانستان تنها از رفتن به مکتب محروم نشده‌اند؛ بلکه رویاها، استعدادها و فرصت‌های ساختن آینده‌ نیز از آن‌ها گرفته شده است. همچنین این جنبش خواستار پشتیبانی جدی و عملی سازمان ملل و نهادهای مدنی از حق آموزش دختران افغانستان شده و تاکید کرده است که صدای دختران محروم از آموزش باید به گوش جهان برسد و از حق آن‌ها دفاع شود. جنبش زنان متقدر افغانستان در ادامه افزوده است که سکوت در برابر محرومیت دختران افغانستان از آموزش، به معنای نادیده‌گرفتن آینده‌ی یک نسل است. تا ۱۹ روز دیگر ممنوعیت آموزش بالاتر از صنف ششم برای دختران وارد ششمین سال خود می‌شود.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 117 بازدید

سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که برنامه‌های توان‌مندسازی زنان در بامیان، از طریق آموزش‌های فنی و حرفه‌ای، ایجاد فرصت‌های شغلی و پیوند با بازارهای محلی، به افزایش درآمد و استقلال اقتصادی زنان و تقویت معیشت خانواده‌ها کمک کرده است. این سازمان، امروز (دوشنبه، ۵ اسد) در گزارشی از وضعیت برنامه‌های توسعه‌ای خود در بامیان، بر نقش زنان در بهبود وضعیت اقتصادی خانواده‌ها تأکید کرد و از ادامه‌ی حمایت از آنان از طریق آموزش‌های فنی و حرفه‌ای خبر داده است. بر اساس گزارش، زنان در ولسوالی ورس از آموزش‌های خیاطی و دوخت‌ودوز بهره‌مند شده‌ و افزون بر کسب مهارت‌های فنی، به تامین‌کنندگان مواد اولیه و بازارهای محلی نیز متصل شده‌اند. این برنامه‌ها به آنان امکان داده تا محصولات خود را به فروش برسانند، درآمد کسب کنند و در تامین هزینه‌های خانواده سهم بیش‌تری داشته باشند. همچنین سازمان ملل متحد تاکید کرده است که این برنامه‌ها افزون بر تقویت استقلال اقتصادی زنان، به افزایش تاب‌آوری جوامع محلی در برابر فقر و چالش‌های اقتصادی نیز کمک می‌کند. این در حالی است که پس از بازگشت حکومت سرپرست به قدرت در آگست ۲۰۲۱، محدودیت‌های گسترده‌ای بر اشتغال زنان در افغانستان اعمال شده است. زنان از کار در بسیاری از اداره‌های دولتی و شماری از نهادهای غیردولتی منع شده‌ و فرصت‌های شغلی آنان به‌طور چشم‌گیری کاهش یافته است.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 154 بازدید

نهاد «افغانستان عاری از پولیو»، در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که تطبیق واکسن راهی ایمن و اثرگذار برای پیش‌گیری از ابتلای کودکان به پولیو است. این نهاد امروز (دوشنبه، ۵ اسد) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس از خانواده‌ها خواسته که در دام معلومات نادرست نیفتند و با تطبیق واکسن کودکان خود را از مبتلاشدن به بیماری فلج کودکان (پولیو) نجات دهند. نهاد افغانستان عاری از پولیو، پیش از این نیز بارها از خانواده‌ها خواسته که اطمینان حاصل کنند که کودکان شان در هر کارزاری واکسن دریافت کنند. افغانستان و پاکستان، تنها کشورهایی هستند که بیماری فلج کودکان هنوز به گونه‌ی کامل در آن‌ها ریشه‌کن نشده است. این در حالی است که براساس آمار سازمان جهانی صحت، در سال جاری میلادی شش مورد انسانی و ۳۴ مورد محیطی بیماری پولیو یا فلج کودکان در افغانستان ثبت شده است. در سال ۲۰۲۵ میلادی در افغانستان در ‏مجموع ۲۱ مورد مثبت انسانی پولیو و ۹۴ مورد محیطی آن ثبت شده بود.‏ براساس آمار سازمان جهانی صحت، در سال جاری میلادی در ‏پاکستان نیز سه مورد مثبت انسانی و ۹۰ مورد محیطی پولیو ثبت شده است. پولیو یک بیماری ویروسی مسری است که عمدتا کودکان زیر پنج ‏سال را تحت تأثیر قرار می‌دهد. این بیماری از طریق غذای آلوده، آب ‏یا تماس نزدیک منتقل می‌شود و می‌تواند باعث فلج دائمی یا مرگ ‏شود.‏ هیچ درمانی برای این بیماری وجود ندارد، اما واکسن‌های ایمن و مؤثر ‏می‌توانند از آن جلوگیری کنند. ‏توانند از آن جلوگیری کنند. ‏

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 127 بازدید

صندوق امانی ویژه‌ی سازمان ملل متحد برای افغانستان در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که به مادران و کودکان در نورستان، کنر، لغمان و ننگرهار کمک می‌کند زندگی ایمنی داشته باشند. این نهاد امروز (دوشنبه، ۵ اسد) با نشر اعلامیه‌ای گفته است که در سفری به این ولایت‌ها از نزدیک به زنان، کشاورزان و بازگشت‌کنندگان دیدن کرده و تاب‌آوری جوامع مورد حمایت را از نزدیک مشاهده کرده است. صندوق امانی ویژه‌ی افغانسان در ادامه تاکید کرده است که تاب‌آوری در جوامع محلی تحت پشتیبانی از نهاد در حال تقویت و ریشه‌دارشدن است. این نهاد افزوده است که خدمات اساسی را در کنر، نورستان، ننگرهار و لغمان به افرادی ارائه کرده است که از این پیش به آن دسترسی نداشتند. این در حالی است که بیشتر بخش زیادی از جمعیت افغانستان برای تأمین نیازهای خود با مشکل روبرو هستند و بر اساس آمار سازمان ملل متحد بیش از ۱۷ میلیون جمعیت افغانستان با ناامنی شدید غذایی مواجه‌اند. بهبود وضعیت اقتصادی افغانستان از طریق تقویت تاب‌آوری جوامع محلی، از مهم‌ترین روی‌کردهای جامعه‌ی جهانی به ویژه سازمان ملل و اتحادیه‌ی اروپا در سال‌های اخیر بوده است.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 122 بازدید

برنامه اسکان بشر سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که هیچ مادری نباید مجبور باشد با کودک بیمار خود در سرما یا گرما فصل‌ها منتظر دسترسی به خدمات درمانی در سراسر افغانستان باشد. این نهاد امروز (دوشنبه، ۵ اسد) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که با پشتیبانی آژانس همکاری بین‌المللی جاپان، به شفاخانه‌ی چهارآسیاب در کابل یک انتظارخانه می‌سازد تا فضای امن‌تر و شایسته‌تری برای بیماران و همراهان آن فراهم شود. برنامه اسکان بشر ملل متحد در ادامه تاکید کرده است که در حال حاضر کار ساخت شش سالن انتظار در شفاخانه‌های افغانستان از سوی این نهاد در جریان است. این در حالی است که کم‌بود امکانات و انتظارخانه در شفاخانه‌های افغانستان به ویژه شفاخانه‌های دولتی یکی از چالش‌های جدی بیمارداران است. همچنان کم‌بود انتظارخانه در شفاخانه‌ها سبب شده که خیلی وقت‌ها بیمارداران در جریان درمان بیماران شان در پیاده‌روها و حویلی شفاخانه سرگردانی بکشند. قابل ذکر است که میزان مرگ‌ومیر مادران در این کشور ۵۲۱ مورد در هر ۱۰۰ هزار تولد زنده است. این در حالی است که نظام بهداشت افغانستان از دهه‌ها به این‌سو با چالش‌های گسترده از جمله کم‌بود مرکزهای درمانی، پزشکان متخصص و دارو روبرو است. در بسیاری از ولایت‌های دوردست این کشور هنوز هم مرکزهای درمانی وجود ندارد.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 175 بازدید

وقتی مأموران پاکستانی نیمه‌های شب دروازه خانه را کوبیدند، عبدالرحمان نخست تصور کرد یکی از همسایه‌ها برای کمک آمده است. هوا سرد بود و سه کودک او در گوشه اتاق، زیر یک پتوی نازک، به هم چسبیده بودند. همسرش، زینب، تازه دختر کوچک‌شان را خوابانده بود و خودش نیز کنار او دراز کشیده بود. با بلند شدن دوباره صدای کوبیدن دروازه، عبدالرحمان از جا برخاست و با نگرانی به همسرش نگاه کرد. هیچ‌کدام چیزی نگفتند، اما هر دو می‌دانستند که این روزها ممکن است هر صدایی پشت دروازه، خبر بدی با خود داشته باشد. عبدالرحمان نزدیک به بیست سال در پاکستان زندگی کرده بود. همان‌جا ازدواج کرده و دو فرزند بزرگ‌ترش نیز در پاکستان به دنیا آمده بودند. خانه‌ای کوچک در حاشیه شهر داشتند که سال‌ها با درآمد ناچیز عبدالرحمان از کارگری و باربری، کرایه آن را پرداخت کرده بودند. زندگی‌شان هیچ‌گاه آسان نبود، اما برای خانواده‌ای که همه دارایی‌اش به یک اتاق کوچک، چند ظرف آشپزخانه و وسایل ابتدایی زندگی خلاصه می‌شد، همان خانه معنای همه چیز را داشت. آن شب اما، صدای کوبیدن دروازه، آغاز پایان زندگی‌ای بود که عبدالرحمان سال‌ها برای ساختنش زحمت کشیده بود. وقتی دروازه را باز کرد، چند مأمور در بیرون ایستاده بودند. از عبدالرحمان اسناد اقامت خواستند. او با دست‌های لرزان چند برگه‌ای را که داشت نشان داد، اما مأموران گفتند باید همراه آنان برود. عبدالرحمان تلاش کرد توضیح بدهد که همسرش بیمار است، کودکانش کوچک‌اند و خانواده‌اش جایی برای رفتن ندارند، اما حرف‌هایش فایده‌ای نداشت. چند دقیقه بعد، زینب در حالی که دختر کوچک‌شان را در آغوش گرفته بود، کنار دروازه ایستاده بود و به شوهرش نگاه می‌کرد. پسر دوازده‌ساله‌شان نیز با چشمانی سرشار از ترس، پشت سر مادرش پنهان شده بود. عبدالرحمان آن شب به بازداشتگاه منتقل شد و چند روز بعد، خانواده‌اش نیز مجبور شدند خانه‌ای را که نزدیک به دو دهه در آن زندگی کرده بودند، ترک کنند. زینب می‌گوید سخت‌ترین لحظه زندگی‌اش زمانی بود که مجبور شد در کمتر از چند ساعت تصمیم بگیرد کدام وسایل خانه را با خود ببرد و کدام را جا بگذارد. لباس‌های کودکان، چند پتوی کهنه، مقداری ظرف و یک قابلمه کوچک، تقریباً تمام چیزی بود که توانستند با خود ببرند. بسیاری از وسایلی که عبدالرحمان طی سال‌ها با زحمت خریده بود، در همان خانه باقی ماند. حتی عکس‌های قدیمی فرزندان‌شان را نیز نتوانستند با خود بردارند. زینب بعدها می‌گفت: «آدم وقتی خانه‌اش را ترک می‌کند، فکر می‌کند همه چیز را با خودش می‌برد؛ اما وقتی به مرز رسیدیم، فهمیدم ما فقط لباس‌هایی را که پوشیده بودیم با خود آوردیم. خانه‌مان، خاطرات‌مان و تمام سال‌هایی که آنجا زندگی کرده بودیم، پشت سرمان ماند.» خانواده پس از روزها سرگردانی، سرانجام به افغانستان بازگشتند. عبدالرحمان پیش از آن بارها به افغانستان آمده بود، اما این بار بازگشت او با سفرهای قبلی فرق داشت. او این بار نه برای دیدن اقوام و نه برای چند روز ماندن، بلکه با خانواده‌ای پنج‌نفره و بدون خانه و کار به کشوری برگشته بود که خودش نیز دیگر آن را به‌خوبی نمی‌شناخت. وقتی موتر حامل خانواده به نقطه‌ای در افغانستان رسید، عبدالرحمان مدت زیادی به اطراف نگاه کرد. پسر بزرگش از او پرسید: «پدر، حالا خانه ما کجاست؟» عبدالرحمان جواب نداشت. چند ساعت نخست پس از ورود، برای خانواده بیش از هر چیز با حس سردرگمی و بیگانگی سپری شد. کودکان با کنجکاوی به اطراف نگاه می‌کردند؛ به جاده‌هایی که برایشان ناآشنا بود، به مردمی که لهجه و چهره‌هایشان با آنچه سال‌ها دیده بودند تفاوت داشت و به آینده‌ای که هیچ تصویری از آن در ذهن نداشتند. عبدالرحمان تلاش می‌کرد آرامش خود را حفظ کند، اما در دلش سنگینی مسئولیتی را احساس می‌کرد که هر لحظه بیشتر می‌شد. او نه می‌دانست از کجا باید کار پیدا کند و نه می‌دانست شب‌های آینده را در کجا خواهند گذراند. زینب نیز در سکوت، دست دختر کوچک‌شان را محکم گرفته بود؛ گویی تنها چیزی که هنوز می‌توانست از آن محافظت کند، همان دستان کوچک کودک بود. بازگشت، آن‌گونه که سال‌ها تصور می‌کردند، به معنای رسیدن به نقطه‌ای امن نبود؛ بلکه آغاز رویارویی با واقعیتی بود که در آن باید همه چیز، از سرپناه و کار گرفته تا امید و احساس تعلق، دوباره از نو ساخته می‌شد. او سال‌ها در پاکستان زندگی کرده بود و در افغانستان خانه‌ای نداشت. پدر و مادرش سال‌ها پیش فوت کرده بودند و بیشتر نزدیکانش نیز به شهرهای دیگر یا کشورهای همسایه رفته بودند. تنها کسی که می‌توانستند به او پناه ببرند، برادر کوچک‌تر عبدالرحمان بود که خودش با خانواده‌ای پرجمعیت، در خانه‌ای کرایی زندگی می‌کرد. خانواده به خانه برادر عبدالرحمان رفتند؛ خانه‌ای کوچک که پیش از آمدن آنان نیز برای هشت نفر جا نداشت. با ورود پنج نفر دیگر، اتاق‌ها شلوغ‌تر شد و شب‌ها چند نفر مجبور بودند روی زمین بخوابند. کودکان عبدالرحمان در روزهای نخست هنوز تصور می‌کردند این وضعیت موقتی است و پدرشان به‌زودی خانه‌ای پیدا خواهد کرد. اما روزها گذشت و عبدالرحمان نتوانست کاری پیدا کند. او در پاکستان کارگر ساختمانی بود و گاهی نیز باربری می‌کرد. در افغانستان نیز به دنبال همان کارها رفت، اما هر روز با دست خالی به خانه برمی‌گشت. گاهی از صبح تا شام در بازارها و ساختمان‌های نیمه‌کاره می‌گشت، اما کاری پیدا نمی‌کرد. اگر هم کاری پیدا می‌شد، دستمزدی که دریافت می‌کرد آن‌قدر اندک بود که حتی هزینه رفت‌وآمد و غذای روزانه‌اش را به سختی تأمین می‌کرد. زینب نیز تلاش می‌کرد به خانواده کمک کند. او در پاکستان خیاطی آموخته بود و گاهی برای همسایه‌ها لباس می‌دوخت، اما در افغانستان نه چرخ خیاطی داشت و نه کسی را می‌شناخت که برایش کار بدهد. چند بار از برادر شوهرش خواست برایش چرخ خیاطی پیدا کند، اما خانواده آنان نیز با مشکلات اقتصادی دست‌وپنجه نرم می‌کردند. کودکان بیش از همه از این بازگشت آسیب دیده بودند. پسر دوازده‌ساله عبدالرحمان در پاکستان به مکتب می‌رفت. او در روزهای نخست بازگشت، بارها از پدرش پرسید که چه زمانی دوباره به مکتب خواهد رفت. عبدالرحمان هر بار وعده می‌داد که به‌زودی برایش مکتبی پیدا می‌کند، اما خودش می‌دانست که وضعیت مالی خانواده اجازه نمی‌دهد به این آسانی چنین کاری انجام دهد. دختر ده‌ساله خانواده نیز که تا صنف چهارم درس خوانده بود، دیگر به مکتب نمی‌رفت. دختر کوچک‌ترشان بیشتر روزها را در کنار مادرش می‌گذراند و با عروسکی کهنه بازی می‌کرد؛ عروسکی که از پاکستان با خود آورده بود و تنها یادگار ارزشمند زندگی گذشته‌اش به شمار می‌رفت. چند هفته بعد، عبدالرحمان تصمیم گرفت برای خانواده اتاقی جداگانه کرایه کند. او می‌گفت زندگی در خانه برادرش برای همه دشوار شده است. کودکان شب‌ها به دلیل شلوغی و سروصدا خواب آرامی نداشتند و زینب نیز از اینکه بار سنگینی بر دوش خانواده برادر شوهرش شده بودند، احساس شرمندگی می‌کرد. عبدالرحمان با پولی که از چند روز کارگری جمع کرده بود، اتاقی کوچک در حاشیه شهر کرایه کرد. اتاق تقریباً خالی بود؛ یک دروازه فلزی زنگ‌زده، پنجره‌ای کوچک و دیوارهایی که بخشی از گچ آنها فرو ریخته بود. همان شب، همه روی زمین خوابیدند. زینب پتو را روی کودکان کشید و خودش در تاریکی به سقف خیره ماند. ذهنش مدام به خانه‌ای برمی‌گشت که در پاکستان جا گذاشته بودند. خانه‌شان بزرگ نبود، اما هر وسیله‌ای جای خودش را داشت. کودکان اتاقی برای خوابیدن داشتند و پسر بزرگش هر صبح با یونیفورم مکتب از خانه بیرون می‌شد. اکنون اما همه چیز تغییر کرده بود و آینده، مبهم‌تر از همیشه به نظر می‌رسید. مشکل تنها نداشتن خانه نبود. عبدالرحمان برای پیدا کردن کار نیز هر روز با دشواری بیشتری روبه‌رو می‌شد. یک روز که از شدت ناامیدی دیرتر از همیشه به خانه برگشت، زینب متوجه شد حال او خوب نیست. عبدالرحمان چیزی نگفت و فقط کنار دیوار نشست. دختر کوچک‌شان از او خواست برایش نان بیاورد. عبدالرحمان دست در جیبش برد، اما پولی نداشت. آن شب، شام خانواده تنها نان خشک و چای بود. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 118 بازدید

صندوق جمعیت ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که در پی جاری‌شدن سیلاب‌های ناگهانی در شرق افغانستان، زنان و دختران بیش از دیگران آسیب دیده‌اند و هزاران نفر همچنان در وضعیت اضطراری به سر می‌برند. این نهاد امروز (یک‌شنبه، ۴ اسد) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که هزاران نفر در منطقه‌های سیل‌زده شرق افغانستان به کمک‌های فوری نیاز دارند و زنان و دختران آسیب‌پذیرترین گروه‌های این بحران هستند. صندوق جمعیت سازمان ملل متحد در ادامه تاکید کرده است که برای پاسخگویی به نیازهای آسیب‌دیدگان، خدمات اضطراری بهداشت باروری، تجهیزات ضروری و حمایت‌های روانی-اجتماعی را بسیج کرده تا خدمات حیاتی بهداشت مادران همچنان در دسترس زنان و خانواده‌های آسیب‌دیده باقی بماند. این در حالی است که شماری از ولایات افغانستان در هفته‌ی گذشته شاهد بارندگی‌های شدید و سیلاب‌های ناگهانی بوده است؛ رویدادهایی که هزاران خانواده را متأثر کرده و زیان‌های گسترده‌ای برجا گذاشته است. بر بنیاد آمار منتشرشده از سوی حکومت سرپرست، در نتیجه‌ی سیلاب‌های اخیر دست‌کم ۳۴ نفر جان باخته و ده‌ها تن دیگر زخمی شده‌اند. همزمان، نهادهای امدادرسان نسبت به نیاز فوری آسیب‌دیدگان به کمک‌های بشردوستانه، به‌ویژه خدمات صحی و حمایتی برای زنان و کودکان، هشدار داده‌اند. این نهادها خواستار توزیع کمک‌های فوری به نیازمندان در سیلاب‌های اخیر شدند.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 171 بازدید

اتحادیه‌ اروپا در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که از باشندگان بدخشان و به ویژه زنان و دختران حمایت می‌کند تا به خوداتکایی دست پیدا کنند و کیفیت زندگی‌شان بهبود یابد. این نهاد پس از چاشت امروز (یک‌شنبه، ۴ اسد) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که فرصت‌های بیشتری را برای رشد جوانان و زنان در ولسوالی‌های بهارک و ارغنج‌جواه بدخشان فراهم می‌کند. اتحادیه‌ی اروپا در ادامه تاکید کرد: «گوش می‌دهیم، می‌آموزیم، مشارکت می‌کنیم و نتیجه می‌آفرینیم.» در سال‌های اخیر، اتحادیه‌ی اروپا بزرگ‌ترین تمویل‌کننده‌ی پروژه‌های انسان‌دوستانه و توسعه‌ای در افغانستان بوده است. بخشی از فعالیت‌های اتحادیه‌ی اروپا در افغانستان، به بهبود وضعیت اقتصادی افغانستان از طریق پشتیبانی از کسب‌وکارهای محلی به رهبری زنان متمرکز است. در حالی اتحادیه اروپا بر حمایت از زنان و دختران تاکید می‌کند که حکومت سرپرست پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. بر بنیاد گزارش‌ها، اگر این ممنوعیت ادامه یابد، تا سال ۲۰۳۰ نزدیک به چهار میلیون دختر ممکن است از آموزش محروم شوند.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 163 بازدید

یک بنیاد خیریه در هرات، با هزینه‌ی دو میلیون و ۴۰۰ هزار دالر، یک مکتب دخترانه با ظرفیت یک هزار دانش‌آموز ساخته است. مسوولان بنیاد خیریه می‌گویند که این مکتب در پنج طبقه و با امکانات آموزشی ساخته شده و ظرفیت پذیرش یک ‌هزار دانش‌آموز را دارد. در اعلامیه آمده است که آموزش در این مکتب تا پایان صنف ششم به‌صورت رایگان ارائه می‌شود و دانش‌آموزان آن از میان دختران خانواده‌های نیازمند انتخاب خواهند شد. مسوولان این بنیاد خیریه تاکید کرده است که هدف از اجرای این پروژه، فراهم‌کردن زمینه‌ی دسترسی بیشتر دختران به آموزش ابتدایی و کاهش بخشی از کم‌بود فضاهای آموزشی در هرات است. در سال‌های اخیر، شماری از بنیادهای خیریه و نهادهای امدادرسان در افغانستان به ساخت و تجهیز مکتب‌ها و دیگر زیرساخت‌های آموزشی و عمومی اقدام کرده‌اند. با این حال، کمبود ساختمان‌های آموزشی، به‌ویژه در مناطق روستایی، همچنان یکی از چالش‌های نظام آموزشی افغانستان به شمار می‌رود. همچنین نهادهای بین‌المللی تاکید کرده‌ است که کمبود زیرساخت‌های آموزشی نباید بهانه‌ای برای محروم‌کردن کودکان، به‌ویژه دختران، از آموزش باشد. یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد بارها خواستار دسترسی همه کودکان به آموزش شده و تاکید کرده که ادامه‌ی محرومیت دختران از آموزش، پیامدهای جدی برای آینده‌ی این کشور خواهد داشت. در حالی این بنیاد خیریه برای حدود یک هزار شاگرد دختر مکتب می‌سازد که حکومت سرپرست پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. بر بنیاد گزارش‌ها، اگر این ممنوعیت ادامه یابد، تا سال ۲۰۳۰ نزدیک به چهار میلیون دختر ممکن است از آموزش محروم شوند.

ادامه مطلب