برچسب: رسانه گوهرشاد

22 دقیقه قبل - 26 بازدید

همزمان با یک هزار و ۵۸۰مین روز بسته‌ماندن مکتب‌های بالاتر صنف ششم به روی دختران و زنان در افغانستان، سازمان دید‌بان حقوق بشر، ادامه‌ی این وضعیت را «نقض آشکار حقوق بشر» عنوان کرده است. این نهاد امروز (یک‌شنبه، ۲۸ جدی) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که ممنوعیت آموزش دختران در افغانستان یکی از جدی‌ترین نمونه‌های بی‌عدالتی ساختاری علیه زنان و دختران در کشور به‌شمار می‌رود. این نهاد در ادامه تاکید کرده است که سکوت در برابر این وضعیت، به تداوم بی‌عدالتی کمک می‌کند و از شهروندان، نهادهای حقوق بشری و جامعه‌ی جهانی خواسته است که با بلندکردن صدا، شریک‌سازی این پیام و مطالبه اقدام عملی، در برابر این محدودیت‌ها واکنش نشان دهند. همچنین سازمان دید‌بان حقوق بشر افغانستان در ادامه افزوده است که آموزش دختران نمی‌تواند حتا یک روز دیگر به تعویق بیفتد و ادامه‌ی این ممنوعیت، پیامدهای جبران‌ناپذیری بر آینده نسل‌های بعدی خواهد داشت. قابل ذکر است که حکومت سرپرست پس از بازگشت به قدرت، آموزش دختران بالاتر از صنف ششم را در سراسر کشور ممنوع کرده‌اند؛ تصمیمی که با واکنش‌های گسترده داخلی و بین‌المللی روبرو شده، اما با گذشت بیش از چهار سال، هم‌چنان پابرجا مانده است. پیش از این نیز، شماری از نهادها و فعالان حقوق بشر، با راه‌اندازی کارزارهای خواستار بازگشت بدون قیدوشرط دختران به مرکزهای آموزشی شده‌اند. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


3 ساعت قبل - 351 بازدید

تعداد کمی از زنان ممکن است بدانند آندومتر چیست. آندومتر بافت داخل رحم است که از بدن زن در طول دوره‌های قاعدگی جدا شده و می‌ریزد. هنگامی که بافتی شبیه به پوشش داخلی رحم در مکان‌هایی که نباید رشد می‌کند به نام آندومتریوز و آدنومیوز یاد می‌شود، می‌توانید شرایط مشابه اما جداگانه‌ای به نام آندومتریوز و آدنومیوز داشته باشید. آن‌ها قسمت‌های مختلف بدن زن را تحت تاثیر قرار می‌دهند، علائم مشترکی دارند اما ممکن است به درمان‌های متفاوتی نیاز داشته باشند. از سویی شما می‌توانید هر دوی این مشکلات را همزمان داشته باشید. خبر بد اینکه متاسفانه پزشکان دقیقاً نمی‌دانند چه چیزی باعث بوجود آمدن آن‌ها می‌شود. آندومتریوز چیست؟ آندومتریوز جزو آن دسته از بیماری‌هایی است که علت اصلی آن شناخته شده نیست و در واقع یک بافت به نام آندومتر در داخل حفره رحم است که جنین بر روی آن رشد می‌کند و در هر قاعدگی تخریب شده و با اتمام خونریزی مجدداً رشد می‌کند. بافت آستر رحم در بیماران آندومتریوز به‌طور نابجا در نقاط مختلف لگن و شکم کاشته می‌شود و رشد می‌کند. در حقیقت هنگامی که یک زن به آندومتریوز مبتلا می‌شود، تکه‌های میکروسکوپی این بافت روی اندام‌های دیگر مانند تخمدان‌ها، دیواره خارجی رحم، لوله‌های فالوپ، رباط‌هایی که از رحم حمایت می‌کنند، فضای بین رحم و راست روده و فضای بین رحم و مثانه در موارد نادر، ممکن است در سایر نقاط بدن نیز پیدا شوند. انواع آندومتریوز ۱- آندومتریوز سطحی عمدتاً در صفاق لگن یافت می‌شود. ۲- آندومتریوز تخمدان کیستیک (آندومتریوما) که در تخمدان‌ها یافت می‌شود. ۳- آندومتریوز عمیق در سپتوم راست واژن، مثانه و روده یافت می‌شود. ۴- در موارد نادر، آندومتریوز در خارج از لگن نیز یافت شده است. علائم بیماری آندومتریوز مهمترین علامت اولیه بیماری آندومتریوز درد لگن است که اغلب با دوره‌های قاعدگی همراه است. این درد ممکن است با گذشت زمان افزایش یابد. در موارد نادری برخی از افراد مبتلا به آندومتریوز هیچ علائمی ندارند. از دیگر علائم و نشانه‌های شایع اندومتریوز می‌توان به موارد زیر اشاره کرد: دوره‌های قاعدگی دردناک: درد و گرفتگی لگن ممکن است قبل از قاعدگی شروع شده و تا چندین روز بعد از آن ادامه یابد. همچنین ممکن است احساس درد در ناحیه کمر و شکم نیز داشته باشید. درد هنگام رابطه جنسی: با وجود آندومتریوز، بروز درد در طول یا بعد از رابطه جنسی شایع است. درد هنگام اجابت مزاج یا ادرار کردن (علائم آندومتریوز مثانه): اغلب این علائم را در دوران قاعدگی تجربه می‌کنید. خونریزی بیش‌ از حد در دوران قاعدگی: ممکن است حتی خونریزی بین قاعدگی را به‌ صورت لکه‌بینی تجربه کنید (از علائم سرطان آندومتریوز). ناباروری: گاهی اوقات آندومتریوز در افرادی‌که به دنبال درمان ناباروری هستند، عامل اصلی تشخیص داده می‌شود. البته ممکن است علائم خستگی، اسهال، یبوست، نفخ یا حالت تهوع را نیز تجربه کنید (به ویژه در دوران قاعدگی). معمولا این‌ها علائم عود آندومتریوز در نظر گرفته می‌شوند. توصیه می‌کنیم علائم اندومتریوز را نادیده نگیرید چرا که با گذشت زمان مطمئنا شدت عوارض آن افزایش پیدا خواهد کرد. متاسفانه علائم آندومتریوز گاهی اوقات با علائم سایر شرایطی که می‌توانند باعث درد لگن شوند، مانند بیماری التهابی لگن (PID) یا کیست تخمدان اشتباه گرفته می‌شوند. حتی ممکن است این بیماری با سندرم روده تحریک‌پذیر (IBS) اشتباه گرفته شود. وضعیتی که باعث حملات اسهال، یبوست و گرفتگی شکم می‌شود. در مواردی (IBS) می‌تواند با آندومتریوز همراه شود که چنین شرایطی روند تشخیص را پیچیده‌تر می‌کند. علائم آندومتریوز اغلب پس از یائسگی بهبود می یابند، اما نه همیشه. عوامل شایع آندومتریوز آندومتریوز یک بیماری پیچیده است که بسیاری از زنان را در سراسر جهان از شروع اولین قاعدگی  تا یائسگی، بدون توجه به منشا قومی یا موقعیت اجتماعی، تحت تاثیر قرار می‌دهد. تصور می‌شود عوامل مختلفی در توسعه آن نقش دارند. اگرچه هنوز علت دقیق ابتلا به این بیماری مشخص نیست اما دلایل احتمالی آن شامل موارد زیر هستند: ۱- قاعدگی بازگشتی: در این مورد، خون قاعدگی حاوی سلول‌های آندومتر به جای خارج شدن از بدن، از طریق لوله‌های فالوپ به داخل حفره لگن جریان می‌یابد. این سلول‌های آندومتر به دیواره‌های لگن و سطوح اندام‌های لگن می‌چسبند، در آنجا رشد می‌کنند و در طول هر چرخه قاعدگی ضخیم می‌شوند و خونریزی می‌کنند. ۲- تغییر شکل سلول‌های صفاقی: طبق «نظریه القایی»، متخصصان پیشنهاد می‌کنند که هورمون‌ها یا عوامل سیستم ایمنی بدن می‌توانند باعث تبدیل سلول‌های صفاقی (سلول‌هایی که در قسمت داخلی شکم شما قرار دارند) به سلول‌های شبه آندومتر شوند. ۳- دگرگونی سلول‌های جنینی: هورمون‌هایی مانند استروژن ممکن است سلول‌های جنینی (سلول‌هایی که در مراحل اولیه رشد هستند) را در دوران بلوغ به سلول‌های شبیه به آندومتر تبدیل کنند. ۴- اسکار جراحی: بعد از عمل‌های جراحی مانند هیسترکتومی یا سزارین، سلول‌های آندومتر ممکن است به محل برش جراحی متصل شوند. در نتیجه به فضای خارجی رحم دسترسی پیدا می‌کنند. ۵- انتقال سلول‌های آندومتر: رگ‌های خونی یا سیستم مایع بافتی (لنفاوی) ممکن است سلول‌های آندومتر را به سایر قسمت‌های دیگر بدن منتقل کنند. ۶- اختلال سیستم ایمنی بدن: بروز مشکل در سیستم ایمنی بدن ممکن است باعث شود که بدن نتواند بافت شبه آندومتر که در خارج از رحم رشد می‌کند را تشخیص دهد و از بین ببرد. چگونگی تشخیص بیماری آندومتریوز اصولا برای تشخیص اندومتریوز و سایر شرایطی‌که می‌توانند باعث درد لگن شوند، پزشک از شما می‌خواهد علائم خود را از جمله محل درد و زمان بروز آن را شرح دهید. پس از آن، آزمایش‌هایی که برای بررسی دقیق‌تر این بیماری انجام می‌شوند عبارتند از: معاینه لگن سونوگرافی تصویربرداری با رزونانس مغناطیسی (MRI) لاپاراسکوپی آندومتریوز اغلب می‌تواند علائمی را نشان دهد که شبیه سایر بیماری‌ها است که این خود باعث تاخیر در تشخیص می‌شود. آندومتریومای تخمدان، چسبندگی و اشکال ندولری عمیق بیماری اغلب برای تشخیص به سونوگرافی یا تصویربرداری رزونانس مغناطیسی (MRI) نیاز دارند. بررسی بافت شناسی، معمولاً به دنبال جراحی یا لاپاراسکوپی، می‌تواند در تأیید تشخیص، به ویژه برای شایع‌ترین ضایعات سطحی مفید باشد. فاکتورهای خطر شایع بیماری آندومتریوز سابقه خانوادگی؛ اگر فردی در خانواده‌ی شما مبتلا به آندومتریوز باشد، خطر ابتلا به آن بیشتر از افرادی است که سابقه خانوادگی این بیماری را ندارند. آندومتریوز در اعضای نزدیک خانواده، مانند مادر، مادربزرگ یا خواهر، خاله، عمه شما را در بالاترین سطح خطر ابتلا به این بیماری قرار می‌دهد. شرایطی که با جریان طبیعی قاعدگی تداخل دارد؛ مانند سیکل‌های قاعدگی کوتاه مدت و یا قاعدگی‌های سنگین که بیشتر از هفت روز طول بکشد. یکی از تئوری‌های علل مرتبط با آندومتریوز، جریان قاعدگی رتروگراد یا جریانی است که به سمت عقب حرکت می‌کند. اگر شرایط پزشکی دارید که جریان قاعدگی شما را افزایش می‌دهد، مسدود می‌کند یا تغییر مسیر می‌دهد، این می‌تواند یک عامل خطر باشد. شروع قاعدگی در سنین پایین یائسگی در سنین بالا اختلالات و ‌بیماری‌های سیستم تناسلی عدم باروری و زایمان اختلالات سیستم ایمنی بدن داشتن میزان بالایی از استروژن در سطح بدن بروز هرگونه بیماری که مانع از خروج خون از بدن در دوران قاعدگی شود درمان درمان آندومتریوز اغلب شامل دارو یا جراحی است. رویکردی که شما و پزشکتان انتخاب می‌کنید . البته درمان به این بستگی دارد که علائم شما چقدر جدی است و بیماری شما تا چه اندازه پیشرفت کرده است. به طور معمول، ابتدا دارو توصیه می‌شود. مانند داروهای ضد درد، اگر به اندازه کافی کمک نکند، از سایر روش‌ها مانند جراحی باید کمک گرفت. اگر شما قصد بارداری ندارید، ممکن است پزشکان راه هورمون درمانی همراه با مسکن را به شما توصیه کنند. هورمون درمانی راه حل دائمی برای آندومتریوز نیست؛ زیرا علائم این بیماری ممکن است پس از قطع درمان دوباره عود کند. جراحی محافظه کارانه: جراحی محافظه کارانه تمرکز آن روی برداشتن بافت آندومتریوز و ازبین بردن آن است. زیرا پزشکان در این روش درمانی تلاش می‌کنند رحم و تخمدان‌‌ها را حفظ کنند. هیسترکتومی با برداشتن تخمدان‌ها: هیسترکتومی یک عمل جراحی برای برداشتن رحم است. طی یک بازه‌ی زمانی تصور بر این بود که بیرون آوردن رحم و تخمدان‌ها موثرترین درمان برای بیماری آندومتریوز باشد؛ امروزه اما برخی از متخصصان آن را آخرین راه حل برای تسکین درد و از بین بردن بیماری می‌دانند. پزشکان زمانی از این روش استفاده می‌کنند که سایر درمان‌ها مؤثر نبوده‌اند. عوارض احتمالی آندومتریوز شما نباید آندومتریوز را نادیده بگیرید. در مواردی با گذشت زمان و عدم درمان به موقع، این بیماری منجر به ناباروری و سرطان تخمدان یا رحم می‌شود. عارضه اصلی آندومتریوز اختلال در باروری است. تقریباً یک سوم تا نیمی از زنان مبتلا به آن برای بارداری مشکل دارند. برای باردار شدن، یک تخمک باید از تخمدان آزاد شود، از طریق لوله فالوپ عبور کند، توسط یک سلول اسپرم بارور شده و خود را به دیواره رحم متصل کند تا شروع به رشد کند. آندومتریوز ممکن است باعث انسداد لوله فالوپ شود و از اتصال تخمک و اسپرم جلوگیری کند. با این وجود، بسیاری از افراد مبتلا به آندومتریوز خفیف تا متوسط ​​هنوز می‌توانند باردار شده و دوران بارداری را به پایان برسانند. بعضی اوقات پزشکان به افراد مبتلا به اندومتریوز توصیه می‎کنند که بچه‌دار شدن را به تعویق نیندازند زیرا ممکن است با گذشت زمان وضعیت بدتر شود. متاسفانه سرطان تخمدان در افراد مبتلا به آندومتریوز بیشتر از حد انتظار رخ می‌دهد. اگرچه خطر ابتلا به سرطان تخمدان در ابتدای ابتلا بسیار کم است. به ندرت نوع دیگری از سرطان با نام آدنوکارسینوم مرتبط با آندومتریوز، می‎تواند بعداً در افرادی ‌که اندومتریوز داشته‌اند بروز کند. چه زمانی باید به پزشک مراجعه کرد؟ در صورت داشتن علائم و نشانه‌هایی که ممکن است نشان‎دهنده‌ی آندومتریوز باشد، به پزشک مراجعه کنید. اصولا آندومتریوز یک بیماری چالش‌برانگیز است و تشخیص زودهنگام آن منجر به مدیریت بهتر علائم شما می‌شود. همچنین در صورت نیاز می‌توانید به متخصص آنکولوژی زنان مراجعه کرده و راهنمایی‌های لازم را دریافت نمایید. تا آنجا که می‌توانید در مورد آندومتریوز مطالعه کنید و وضعیت خود را به درستی بررسی کنید. زیرا هرچه زودتر متوجه علائم خود شوید و به موقع به پزشک مراجعه کنید، روند تشخیص و درمان شما سریع‌تر انجام می‌شود و درمان شما موفقانه‌تر خواهد بود. نویسنده: داکتر معصومه پارسا

ادامه مطلب


5 ساعت قبل - 81 بازدید

نخستین مجموعه شعری سعدیه دهاتی، شاعر زن اهل افغانستان در تبعید، با نام «قصهٔ پرواز» به‌تازگی منتشر شده و روایت‌گر درد و رنج مردم و به ویژه زنان و دختران افغانستان است. سعدیه دهاتی گفته است که این مجموعه، بازتابی از تجربه‌های زیسته شاعر، رنج‌های فردی و جمعی، مهاجرت اجباری و وضعیت اجتماعی و سیاسی افغانستان است. خانم دهاتی در ادامه تاکید کرده است :«این اثر، یادپاره و یادواره‌ای از دردها و واقعیت زندگی من و سرزمینم تا این لحظات است؛ سرزمینی که او را همه هستی‌ام می‌دانم، سرزمینی که بودنم را بودش و نبودنم را کمبودش فرض می‌کنم.» او تصریح کرد :«به‌عنوان یک زن افغانستان عمیقاً از وضعیت حاکم بر کشور متاثر هستم که در بخش‌های مختلف مجموعه‌ای شعری ام به‌وضوح دیده می‌شود.» در یکی از شعرهای این مجموعه، شاعر به بسته بودن دروازه‌های مکتب‌ها و محرومیت دختران از آموزش انتقاد می‌کند: از پس درهای بسته از پس فصل سکوت از فضای صامت صنف در پی زنجیرها از میان دفتر و دیوان آلوده به خاک از خموشی زنگ مکتب در صدای تیرها ای مربی در همه ناباوری باور تویی   همچنین شعر «پنجره سرد» از دیگر سروده‌های این مجموعه است که فضای تلخ، اضطراب‌آلود و معترضانه شاعر را بازتاب می‌دهد:   مگر خدا نکند شب ادامه‌دار رود شکوه صبحدم از ذهن روزگار رود مگر خدا نکند فصل بازگشتن نور زیاد پنجره‌ای سرد و سوگوار رود مگر خدا نکند یاد کوچه‌باغ خموش زخواب رهگذر خسته ناگوار رود مگر خدا نکند دامن سکوت پهن غریو و نعره ز آیین کارزار رود مگر خدا نکند عشق گم کند ره دل فریب و حیلهٔ اهریمنان به کار رود مگر خدا نکند خون‌بهای آزادی بروز حادثه با هیچ در شمار رود یکی ز مرحله نام و ننگ سر نکشد کسی ز عرصه نام‌آوران کنار رود مجموعه شعری «قصهٔ پرواز» تلاشی است برای ثبت درد، دلتنگی، اعتراض و امیدهای خاموش‌شده یک زن افغانستان؛ اثری که شعر را به روایت رنج، مقاومت و یادآوری بدل می‌کند. در حالی این مجموعه‌ی شعری نشر می‌شود که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


16 ساعت قبل - 51 بازدید

امروزه بسیاری از افراد احساس خستگی مداوم و کاهش انرژی ذهنی را تجربه می‌کنند. این خستگی تنها ناشی از کمبود خواب یا فعالیت جسمی نیست، بلکه فشار روانی و استرس‌های روزمره نقش مهمی در ایجاد آن دارند. خستگی ذهنی نوعی احساس فرسودگی، کاهش انگیزه و دشواری در تمرکز و تصمیم‌گیری است که، برخلاف خستگی جسمی، با خواب کامل همیشه برطرف نمی‌شود. افرادی که از خستگی ذهنی رنج می‌برند، اغلب کاهش تمرکز، ضعف حافظه‌ی کوتاه‌مدت، بی‌انرژی بودن، کاهش انگیزه برای انجام فعالیت‌های روزمره و افزایش حساسیت و تحریک‌پذیری را تجربه می‌کنند. فشار روانی یا استرس مزمن، مهم‌ترین عامل خستگی ذهنی در زندگی مدرن است. استرس زمانی ایجاد می‌شود که فرد با موقعیت‌هایی روبه‌رو می‌شود که فراتر از توانایی‌های او برای مقابله هستند. این فشار می‌تواند ناشی از مسائل شغلی، تحصیلی، خانوادگی یا اقتصادی باشد. زمانی که بدن تحت استرس قرار می‌گیرد، هورمون‌هایی مانند کورتیزول و آدرنالین ترشح می‌شوند. در کوتاه‌مدت، این هورمون‌ها به افزایش انرژی و تمرکز کمک می‌کنند، اما اگر فشار روانی طولانی‌مدت باشد، باعث فرسودگی سیستم عصبی و کاهش توانایی ذهنی می‌شود. استرس مزمن همچنین موجب اختلال در خواب، کاهش انگیزه و افزایش اضطراب و افسردگی می‌شود که همگی به‌طور مستقیم بر توانایی پردازش اطلاعات و تمرکز تأثیر می‌گذارند و در نهایت خستگی ذهنی را تشدید می‌کنند. اغلب افراد فکر می‌کنند با خواب کافی می‌توانند خستگی ذهنی خود را رفع کنند، اما تجربه نشان می‌دهد که حتی پس از استراحت شبانه‌ی کامل، احساس فرسودگی و کاهش انرژی ادامه دارد. دلیل این امر آن است که خستگی ذهنی بیشتر ناشی از فشار روانی، افکار مزاحم و عدم تعادل بین زندگی و کار است. برای مثال، یک دانشجو پس از یک امتحان سخت ممکن است به اندازه‌ی کافی بخوابد، اما همچنان احساس کند انرژی ذهنی ندارد؛ زیرا ذهن او هنوز درگیر نگرانی‌ها، برنامه‌ریزی‌ها و استرس‌های آینده است. بنابراین، صرفاً استراحت جسمی نمی‌تواند خستگی ذهنی را جبران کند. عوامل دیگری نیز می‌توانند خستگی ذهنی را تشدید کنند. استفاده‌ی مداوم از فناوری، مانند قرار گرفتن طولانی‌مدت در مقابل صفحه‌نمایش گوشی یا لپ‌تاپ، باعث کاهش تمرکز و افزایش خستگی ذهنی می‌شود. محیط کاری پرتنش و فشار برای انجام کارهای متعدد در زمان محدود، کمبود حمایت اجتماعی و عدم تعادل بین کار و زندگی شخصی نیز به‌شدت خستگی ذهنی را افزایش می‌دهند. سبک زندگی ناسالم، تغذیه‌ی نامناسب، کم‌تحرکی و مصرف بیش از حد کافئین و قند نیز بر کاهش انرژی ذهنی تأثیرگذار هستند. برای مقابله با خستگی ذهنی ناشی از فشار روانی، مدیریت استرس اولین قدم است. روش‌هایی مانند مدیتیشن و تمرین‌های تنفس به کاهش ترشح هورمون‌های استرس و بهبود آرامش ذهنی کمک می‌کنند. ورزش منظم، جریان خون و اکسیژن‌رسانی به مغز را افزایش می‌دهد و برنامه‌ریزی دقیق فعالیت‌ها و جلوگیری از انجام چند کار هم‌زمان، فشار ذهنی را کاهش می‌دهد. بهبود کیفیت خواب نیز نقش مهمی در کاهش خستگی ذهنی دارد؛ رعایت ساعت خواب منظم، کاهش مصرف کافئین و اجتناب از نور آبی قبل از خواب می‌تواند مؤثر باشد. ایجاد تعادل بین کار و زندگی شخصی، از طریق تخصیص زمان مناسب برای فعالیت‌های تفریحی، ارتباط با خانواده و دوستان و پرداختن به سرگرمی‌ها، ذهن را از فشار روانی دور می‌کند و انرژی ذهنی را بازیابی می‌کند. علاوه بر این، تغذیه‌ی سالم و هیدراتاسیون مناسب، مصرف غذاهای حاوی ویتامین‌ها، مواد معدنی و آنتی‌اکسیدان‌ها، مانند میوه‌ها، سبزیجات و مغزها، باعث افزایش انرژی ذهنی و بهبود عملکرد شناختی می‌شود. خستگی ذهنی یک پدیده‌ی پیچیده است که تنها با استراحت جسمی قابل حل نیست. فشار روانی و استرس‌های مزمن، اصلی‌ترین دلایل کاهش انرژی ذهنی هستند و تأثیرات عمیقی بر کیفیت زندگی فرد دارند. مدیریت استرس، ایجاد تعادل بین کار و زندگی، بهبود خواب و تغذیه‌ی سالم، ابزارهای مؤثری برای مقابله با این مشکل هستند. با توجه به سبک زندگی پرشتاب امروز، آگاهی از نقش فشار روانی و اتخاذ راهکارهای پیشگیرانه برای حفظ سلامت ذهنی ضروری است. شناخت عوامل خستگی ذهنی و اقدام عملی برای کاهش آن، نه‌تنها کیفیت زندگی را بهبود می‌بخشد، بلکه توانایی فرد را برای تصمیم‌گیری، تمرکز و عملکرد روزانه افزایش می‌دهد. نویسنده: مرضیه بهروزی «روانشناس بالینی»

ادامه مطلب


18 ساعت قبل - 45 بازدید

منابع از میان مهاجران افغانستان در پاکستان درتازه‌ترین مورد گفته‌اند که «زرلشت بارکزی»، فعال حقوق زنان اهل افغانستان توسط پولیس پاکستان بازداشت و به کمپ منتقل شده است. دست‌کم دو منبع از میان مهاجران اهل افغانستان در پاکستان گفته‌اند که خانم بارکزی حوالی ساعت ۱:۰۰ دقیقه‌ی پس‌ازچاشت امروز (شنبه، ۲۷ جدی) به وقت افغانستان، در مسیر فیصل‌تاون-اسلام‌آباد، پایتخت پاکستان بازداشت شده است. منبع در ادامه تاکید کرده است که زرلشت بارکزی می‌خواست دختر خردسالش را به داکتر ببرد، اما در مسیر راه توسط پولیس پاکستان بازداشت شد و به کمپ منتقل شده است. منبع در ادامه افزوده است که هنوز روشن نیست که پولیس پاکستان این زن اهل افغانستان را به چه دلیلی بازداشت کرده است. قابل کرده است که پاکستان پس از توقف روند تمدید ویزای پناه‌جویان افغانستان، بارها خبرنگاران، فعالان حقوق بشر و فعالان حقوق زن را بازداشت و شماری از آنان را اخراج کرده است. قابل ذکر است که پس از بازگشت دوباره‌ی حکومت فعلی به قدرت، بسیاری از نظامیان حکومت پیشین، کارمندان دولتی، خبرنگاران و فعالان حقوق بشر که به کشورهای همسایه مهاجر شده‌‌اند تا هنوز موفق به دریافت ویزای کشورهای مهاجرپذیر نشده‌اند. بسیاری از این پناه‌جویان که توسط کشورهای میزبان به افغانستان بازگردانده شده‌اند. در هفته‌های اخیر، حکومت پاکستان روند تمدید ویزه برای شهروندان افغانستان را دشوار کرده و هم‌زمان، روند بازداشت و اخراج مهاجران از این کشور شدت یافته است. همچنین شماری از نهادهای مدافع حقوق بشر گفته‌اند که این اقدام‌ها برخلاف اصول بین‌المللی پناهندگی است و جان بسیاری از خبرنگاران و فعالان مدنی افغانستان در پاکستان را در معرض خطر قرار داده است. پاکستان همه روزه مهاجران افغانستان را بازداشت و اخراج می‌کند.

ادامه مطلب


23 ساعت قبل - 36 بازدید

یوناما یا دفتر نمایندگی سازمان ملل متحد در افغانستان درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که حدود ۹۰ درصد چرخ‌کاران و بافندگان صنعت قالین‌بافی در این کشور را زنان و دختران تشکیل می‌دهند. این نهاد در حساب کاربری فیس‌بوک خود نوشته است که با وجود سهم گسترده‌ی زنان و دختران در صنعت قالین‌بافی افغانستان، آنان در پایین‌ترین سطح زنجیره‌ی تولید قرار دارند و در برابر کار سنگین خود، دست‌مزد ناچیزی دریافت می‌کنند. سوسن فرگوسن، نماینده‌ی ویژه‌ی بخش زنان سازمان ملل متحد در افغانستان، تاکید کرده است که زنان و دختران باید در همه‌ی مرحله‌های تولید قالین از تولید پشم و ریسندگی گرفته تا بافت، تکمیل و توسعه‌ی کسب‌وکار- مورد حمایت قرار گیرند. یوناما در ادامه افزوده است که بخش زنان سازمان ملل متحد متعهد است با تقویت رهبری زنان، زمینه‌ای فراهم کند تا آنان از ارزش فرهنگی و اقتصادی بزرگی که خلق می‌کنند، بهره‌مند شوند. همچنین این نهاد تصریح کرد که صنعت قالین‌بافی افغانستان بیش از هر چیز، به ‌واسطه‌ی تلاش، مهارت و پایداری زنان زنده مانده است. قابل ذکر است که قالین‌بافی یکی از مهم‌ترین صنایع دستی و کالای صادراتی افغانستان به‌شمار می‌رود؛ صنعتی که زنان و دختران در همه مرحله‌های تولید آن نقش اساسی دارند. طی چهار سال اخیر با محدودیت‌های گسترده بر آموزش و اشتغال دختران، شمار زیادی از زنان ناچار شده‌اند برای تأمین معیشت به این بخش روی آورند. باید گفت که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


24 ساعت قبل - 95 بازدید

منابع محلی از ولایت هرات می‌گویند که رانندگان تکسی‌‌های شهری در این ولایت بعد از وضع محدودیت بر رفت‌وآمد سه‌چرخه‌ها در بخشی از نقاط شهر از انتقال زنان و دختران بدون چادر خودداری می‌کنند. دست‌کم سه منبع امروز (شنبه، ۲۷ جدی) به رسانه گوهرشاد گفته‌اند که زنان و دختران و به ویژه زنان بدون چادر ساعت‌ها کنار ایستگاه‌‌ها منتظر می‌مانند، اما رانندگان تکسی‌های شهری با وجود خالی‌بودن تکسی، حاضر به انتقال آنان نیستند. منبع در ادامه تاکید کرده است که این وضعیت در روزهای اخیر به دلیل محدویت‌ها از سوی نیروهای امر به معروف و نهی از منکر، افزایش یافته و بسیاری از زنان و دختران در رفت‌وآمد روزانه با مشکل جدی روبرو شده‌اند. یک منبع دیگر در ادامه افزوده است :«نیروهای امر به معروف و نهی از منکر تکسی‌ها ایستاده کرده و چک می‌کنند و اگر زنان و دختران بدون چادر باشند‌‌، آنان را پیاده می‌کنند.» یک منبع دیگر تصریح کرد که تکسی‌های شهری به دلیل کم‌بود مسافر زن، از سوار کردن آنان در ست پشت‌سر نیز خودداری می‌کنند. همچنین شماری از زنان و دختران در هرات می‌گویند که برای انجام کارهای ضروری ناچار هستند مسافت‌های طولانی را پیاده طی کنند. زنان و دختران در هرات می‌گویند که پس از آن‌که نیروهای امر به معروف و نهی از منکر حکومت فعلی فعالیت سه‌چرخه‌ها را ممنوع کردند، دسترسی زنان و دختران به وسایط نقلیه برای رفت‌وآمد به‌طور چشم‌گیری کاهش یافته است. منبع از نیروهای امر به معروف و نهی از منکر خواسته است که محدودیت‌ها را بر تکسی‌های شهری را کاهش داده و بر ارائه خدمات تلاش کنند. این در حالی است که پیش‌تر نیز نیروهای حکومتی به رانندگان تکسی‌ها در هرات هشدار داده بودند که زنان بدون حجاب را نباید انتفال دهند. این در حالی است که محتسبان امر به معروف و نهی از منکر در روزهای اخیر زنان را به‌دلیل نداشتن «چادرنماز» از موتر و تکسی‌ها پایین کرده و مانع رفت‌وآمد آنان شده بودند.

ادامه مطلب


1 روز قبل - 59 بازدید

اوچا یا دفتر هماهنگی کمک‌های امور بشردوستانه سازمان ملل متحد اعلام کرده است که افغانستان با بحران‌های همزمان خشکسالی، بازگشت گسترده مهاجران از ایران و پاکستان و کاهش کمک‌های مالی مواجه است. این دفتر با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که کاهش بودجه‌ها سبب تعطیلی صدها مرکز خدمات صحی و تغذیه‌ای شده و دسترسی به مراقبت‌های حیاتی برای مردم این کشور محدود گردیده است. اندریکا راتوته، هماهنگ‌کننده دفتر هماهنگی امور بشردوستانه سازمان ملل متحد در ادامه گفته است که این وضعیت فشار زیادی بر خانوارهای آسیب‌پذیر وارد کرده و نیاز فوری به اقدامات حمایتی وجود دارد. وی در بخشی از پیامی تاکید کرده است که سازمان ملل تلاش می‌کند با ارائه کمک‌های بشردوستانه، از وخیم‌تر شدن بحران در افغانستان جلوگیری کند. همچنین در این گزارش هشدار داده شده است که بدون تامین منابع مالی لازم، بسیاری از مردم به ویژه کودکان و زنان، با خطر کمبود مواد غذایی و خدمات صحی مواجه خواهند بود. همچنین برنامه جهانی غذای سازمان ملل متحد هشدار داده بود که با فرارسیدن فصل زمستان، احتمال دارد سطح تغذیه‌ناکافی در کشور به‌طور چشم‌گیری افزایش یابد. باید گفت که پس از تسلط دوباره‌ی حکومت فعلی بر افغانستان، شماری از نهادهای بین‌المللی اعلام کرده بودند که به‌دلیل ممنوعیت کار کارمندان زن کمک‌های خود در افغانستان را کاهش داده‌اند.

ادامه مطلب


1 روز قبل - 52 بازدید

جان آیلیف، مدیر برنامه جهانی غذا در افغانستان درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که زنان در افغانستان برای تغذیه فرزندان خود «سلامت و تغذیه خود را فدا» می‌کنند. آقای آیلیف با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که مادران افغانستانی، به ویژه سرپرست خانواده‌ها یا کسانی که مجبور به کارهای سخت روزانه‌ هستند، در شرایط دشوار، منابع و سلامت خود را برای تغذیه کودکان‌شان صرف می‌کنند. او در بخشی از پیامش هشدار داده است که چهار میلیون کودک در افغانستان امسال در معرض سوءتغذیه شدید قرار دارند و بدون رسید‌گی فوری، جان این کودکان به خطر می‌افتد. مدیر برنامه جهانی غذا در افغانستان در ادامه تاکید کرده است که مراکز درمان سوءتغذیه در کشور محدود است و بسیاری از خانواده‌ها مجبورند صدها کیلومتر مسیر طی کنند تا فرزندان‌شان درمان شوند. وی تصریح کرد که مشکلات اقتصادی، کم‌آبی و نبود دسترسی به مراقبت‌های صحی، فقر و گرسنگی را تشدید کرده است. آقای آیلیف در ادامه افزوده است که جامعه‌ی جهانی باید هر چه سریع‌تر برای تامین کمک‌های غذایی و درمانی اقدام کند تا از مرگ و آسیب‌های جبران‌ناپذیر کودکان جلوگیری شود. همچنین برنامه جهانی غذای سازمان ملل متحد هشدار داده بود که با فرارسیدن فصل زمستان، احتمال دارد سطح تغذیه‌ناکافی در کشور به‌طور چشم‌گیری افزایش یابد. باید گفت که پس از تسلط دوباره‌ی حکومت فعلی بر افغانستان، شماری از نهادهای بین‌المللی اعلام کرده بودند که به‌دلیل ممنوعیت کار کارمندان زن کمک‌های خود در افغانستان را کاهش داده‌اند.

ادامه مطلب


2 روز قبل - 75 بازدید

صبح‌های هرات همیشه با گرد و خاک آغاز می‌شود؛ گردی که روی دیوارهای گِلی می‌نشیند، روی درخت‌های خسته و روی شانه‌های آدم‌هایی که بار زندگی را سال‌هاست بی‌صدا حمل می‌کنند. در یکی از همین خانه‌های قدیمی و خاموش، دختری دوازده‌ساله زندگی می‌کند؛ دختری که صدایش هنوز کودکانه است، اما چشم‌هایش دیگر چیزی از کودکی نمی‌دانند. نامش را «ریحانه» بگذاریم؛ نامی که خودش هم دیگر به آن دل‌خوش نیست، چون حس می‌کند آن ریحانه‌ی کوچکِ سابق، جایی میان مرز ایران و افغانستان جا مانده است. ریحانه تا یک سال پیش در حاشیه‌ی یکی از شهرهای ایران زندگی می‌کرد؛ نه در خانه‌ای امن، نه در محله‌ای آرام. پدرش کارگر ساختمانی بود، مادرش خانه‌دار و خود او دختری که رؤیای مکتب رفتن را در دل نگه می‌داشت، حتی وقتی می‌دانست «اتباع» بودن یعنی همیشه یک قدم عقب‌تر ایستادن. ریحانه مکتب نمی‌رفت، اما هر روز وقتی کودکان همسایه با کیف‌های رنگی از کوچه می‌گذشتند، تا دیر وقت به دفترچه‌ی کهنه‌ای نگاه می‌کرد که مادرش برایش خریده بود؛ دفترچه‌ای که هیچ‌وقت پر نشد. شبی که ردمرز شدند، هوا سرد بود؛ نه آن‌قدر سرد که آدم یخ بزند، اما آن‌قدر که استخوان کودک بلرزد. مأموران آمدند؛ با صدای بلند، با تندی و با کلماتی که ریحانه معنایشان را نمی‌فهمید، اما لحن‌شان را چرا. پدرش را جلوتر بردند، مادرش گریه می‌کرد و ریحانه دست خواهر کوچکش را گرفته بود و فقط می‌لرزید. هیچ‌کس برایشان توضیح نداد چه می‌شود، کجا می‌روند، چرا باید بروند. فقط گفتند: «وسایلتان را جمع کنید.» در راهِ انتقال، ریحانه بارها ترسید؛ ترس از جدا شدن، ترس از گم شدن، ترس از مردانی که با نگاه‌های خشن به آن‌ها خیره می‌شدند. در یکی از توقف‌ها، وقتی مادرش برای گرفتن آب پایین رفت، یکی از مأموران دست ریحانه را کشید و با صدایی که هنوز در گوشش زنگ می‌زند گفت: «ساکت باش.» او نمی‌داند آن لحظه دقیقاً چه شد؛ فقط می‌داند که قلبش آن‌قدر تند می‌زد که فکر می‌کرد می‌میرد. بعدش گریه کرد، اما بی‌صدا؛ چون یاد گرفته بود گریهٔ دختر، بعضی وقت‌ها خشم می‌آورد. در مرز، همه‌چیز شلوغ بود. زن‌ها، مردها، کودک‌ها؛ همه خسته، همه خاک‌آلود، همه با چشمانی که امید در آن کم‌رنگ شده بود. ریحانه در آن ازدحام چند بار زمین خورد. کسی دستش را نگرفت. وقتی دوباره ایستاد، زانویش خون می‌آمد، اما دردش را نگفت. او همان‌جا فهمید که اگر حرف نزند، کمتر آسیب می‌بیند؛ یا دست‌کم، این‌طور فکر می‌کرد. بعد از ردمرز، خانواده از هم پاشید. پدر مجبور شد برای کار به ولایت دیگری برود، مادر با دو کودک کوچک‌تر پیش اقوام دور رفت و ریحانه را به خانه‌ی یکی از فامیل‌ها در هرات سپردند. گفتند: «این‌جا امن است، این‌جا مراقبش هستند.» اما هیچ‌کس نپرسید خود ریحانه چه می‌خواهد، یا اصلاً آیا هنوز توانِ خواستن دارد یا نه. خانه‌ی فامیل، خانه‌ای است پر از آدم و کم از مهربانی. ریحانه در گوشه‌ای از اتاق می‌خوابد؛ جایی که شب‌ها صدای بحث و دعوا از دیوارهای نازکش عبور می‌کند. روزها باید کار کند: ظرف بشوید، خانه را جارو کند، از کودکان کوچک‌تر نگه‌داری کند. اگر اشتباه کند، اگر چیزی بریزد، اگر کمی کندتر حرکت کند، صدای تند می‌آید؛ گاهی هم دست. ریحانه می‌گوید بعضی وقت‌ها، وقتی خسته است یا دلش گرفته، بهانه می‌گیرند. می‌گویند: «از ایران آمده‌ای، نمک‌نشناس هستی.» یا می‌گویند: «اگر ما نبودیم، تو زیر آفتاب گدایی می‌کردی.» این جمله‌ها مثل سنگ در دلش می‌افتد. او احساس می‌کند بار اضافی است؛ چیزی که تحملش می‌کنند، نه انسانی که دوستش داشته باشند. شب‌ها، وقتی همه می‌خوابند، ریحانه بیدار می‌ماند. سقف را نگاه می‌کند و صحنه‌های مرز دوباره زنده می‌شوند؛ صدای فریاد، نگاه‌های خشن، دست‌هایی که اجازه نمی‌دادند کودک بماند. گاهی از خواب می‌پرد، با نفس تند، با گلویی که می‌سوزد. کسی حالش را نمی‌پرسد. فقط می‌گویند: «خواب بد دیده‌ای، ساکت باش.» او دیگر از گفتن دردش می‌ترسد. وقتی یک‌بار به زن فامیل گفت که دلتنگ مادرش است، جواب شنید: «گریه نکن، ما هم مشکل داریم.» وقتی گفت که از کتک می‌ترسد، گفتند: «اگر خوب باشی، کسی کارت ندارد.» ریحانه کم‌کم یاد گرفت سکوت کند؛ سکوتی که سنگین‌تر از هر فریادی است. ریحانه دوازده‌ساله است، اما نمی‌داند بازی چیست. نمی‌داند مکتب یعنی چه، جز تصویری که هنوز در ذهنش مانده: کودکانی با لباس تمیز و کتاب‌هایی که بوی نو می‌دهند. او حالا بیشتر از سنش می‌فهمد؛ می‌فهمد که مرز فقط خط روی نقشه نیست، مرز جایی است که کودکی آدم تمام می‌شود. در کوچه‌های هرات، وقتی از کنار دخترانی می‌گذرد که با خنده راه می‌روند، سرش را پایین می‌اندازد. احساس می‌کند با آن‌ها فرق دارد؛ انگار چیزی از او گرفته شده که دیگر برنمی‌گردد. نه ایران او را خواست، نه افغانستان برایش آغوش باز کرد. میان دو دنیا مانده است؛ دنیایی که او را بزرگ‌تر از سنش دید، اما هیچ‌وقت به‌عنوان انسان نگاهش نکرد. ریحانه هنوز زنده است، نفس می‌کشد، راه می‌رود، کار می‌کند. اما درونش، دختری کوچک نشسته که از ترس می‌لرزد و جرأت ندارد صدایش را بلند کند. او نمی‌داند آینده‌اش چه می‌شود. فقط می‌داند که اگر کسی دستش را نگیرد، این سکوت، این خشونت، این غربت، او را آرام‌آرام خواهد شکست؛ بی‌آن‌که کسی بشنود. و این، قصه‌ی یک کودک است؛ کودکی که نه جنگ را انتخاب کرد، نه مهاجرت را، نه مرز را. اما همه‌ی این‌ها، زندگی‌اش را انتخاب کردند. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب