برچسب: رسانه گوهرشاد

9 ساعت قبل - 35 بازدید

اولین چیزی که از آن صبح به یادش مانده، صدای بسته‌شدن در بود. درِ چوبی خانه با تقی آرام اما سنگین بسته شد؛ طوری که انگار چیزی را برای همیشه قطع کرد. هوا هنوز تاریک بود و کابل در خواب نیمه‌جانش نفس می‌کشید. او روی فرش کهنه‌ی اتاق نشسته بود، چادرش را دور خودش پیچیده و به دست‌هایش نگاه می‌کرد؛ دست‌هایی که هنوز کودکانه بودند، هنوز نشانی از زندگی زنی را نداشتند که قرار بود از آن روز به بعد باشد. او در ولسوالی پغمان کابل بزرگ شده بود؛ جایی که صبح‌ها با صدای پرنده‌ها آغاز می‌شد و عصرها با بوی نان تازه. پغمان برایش فقط یک محل زندگی نبود؛ آخرین جایی بود که خودش را صاحب آینده می‌دانست. تا وقتی مکتب باز بود، هر روز با شوق از خانه بیرون می‌رفت، روپوش آبی‌اش را صاف می‌کرد و در دلش خیال می‌بافت؛ خیال این‌که یک روز درسش را تمام کند، کاری داشته باشد و دیگر بارِ سنگین فقر روی شانه‌های پدرش نباشد. اما مکتب بسته شد؛ ناگهانی، بی‌خبر، بی‌توضیح. یک روز رفت و دیگر اجازه‌ی رفتن نداشت. روپوشش تا مدت‌ها کنار دیوار آویزان ماند؛ مثل یادآوری خاموش از چیزی که از او گرفته شده بود. او هنوز امید داشت. با خودش می‌گفت: «شاید دوباره باز شود»، «شاید فقط موقت باشد». اما روزها گذشت، ماه‌ها گذشت و امید، آرام‌آرام مثل چراغی بی‌نفت خاموش شد. در همان روزها، فقر بیشتر خودش را نشان داد. پدرش دیگر کمتر کار پیدا می‌کرد. بدهی‌ها روی هم جمع می‌شدند. شب‌ها حرف قرض در خانه می‌چرخید، بی‌آن‌که نامی از او برده شود. اما او حس می‌کرد چیزی در حال نزدیک‌شدن است؛ چیزی سرد، چیزی سنگین. تا این‌که یک شب، وقتی چراغ تیل کم‌نور بود و مادرش بی‌صدا گریه می‌کرد، فهمید آینده‌اش معامله شده است. نه کسی نظرش را پرسید، نه کسی توضیح داد. فقط گفتند «مجبوریم». گفتند «راه دیگری نیست». گفتند «تو دختر فهمیده‌ای». او هفده‌ساله بود که عقد شد؛ نه از روی رضایت، نه از روی آمادگی. لباس عروسی‌اش بیشتر شبیه لباس عزاداری بود. وقتی اسمش را پرسیدند و «بله» گفت، صدایش از جایی آمد که خودش هم نمی‌شناخت. همان لحظه، پغمان برایش تمام شد. چند روز بعد، او را از کابل بیرون بردند؛ از کوچه‌هایی که بلد بود، از دیوارهایی که صدای خنده‌اش را شنیده بودند. راه بلخ طولانی بود، اما برای او هر کیلومترش مثل کندن یک لایه از وجودش بود. در موتر، بی‌حرکت نشسته بود؛ نه گریه کرد، نه حرف زد. انگار گریه‌اش را همان‌جا، در پغمان جا گذاشته بود. خانه‌ی خانواده‌ی شوهر در بلخ بزرگ بود، اما دل‌گیر. آدم‌ها زیاد بودند، اما هیچ‌کدام به او نزدیک نبودند. از همان روز اول فهمید این‌جا جای اشتباه‌کردن ندارد. هر حرکتش زیر نظر بود، هر سکوتش معنا داشت. او دیگر دختر نبود؛ وظیفه بود. روزها شبیه هم می‌گذشتند. صبح زود بیدار می‌شد، کار می‌کرد، خاموش می‌ماند. کسی از دلش نمی‌پرسید. شب‌ها، وقتی همه می‌خوابیدند، او به سقف خیره می‌شد و به پغمان فکر می‌کرد؛ به مکتب، به معلمی که گفته بود «تو باهوشی»، به دوستی که قرار بود با هم آینده بسازند. شوهرش مردی بود که فاصله را بلد بود؛ نه مهربانی بلد بود، نه پرسش. حضورش مثل سایه بود؛ همیشه بود، اما گرما نداشت. برای او، این ازدواج پایان یک بدهی بود؛ برای دختر، آغاز یک زندان بی‌دیوار. گاهی در حویلی، وقتی تنها می‌شد، زیر لب درس‌هایی را که یادش مانده بود مرور می‌کرد. بعضی کلمه‌ها را دیگر به یاد نمی‌آورد. حافظه‌اش هم، مثل خودش، خسته شده بود. دلش می‌خواست بنویسد، اما کاغذ نداشت. دلش می‌خواست حرف بزند، اما گوشی نبود. او در بلخ زندگی می‌کرد، اما جانش در پغمان مانده بود. فاصله‌ی میان این دو، فاصله‌ی یک زندگی تا زندگی دیگر نبود؛ فاصله‌ی دختر بودن تا زنِ مجبور بودن بود. و این قصه فقط قصه‌ی او نیست؛ قصه‌ی نسلی است که مکتب را از آن گرفتند، بعد آینده را، بعد اختیار را. دخترانی که از یک ولسوالی به ولایت دیگر برده می‌شوند؛ نه برای زندگی، بلکه برای خاموش‌ماندن. او هنوز زنده است، نفس می‌کشد، راه می‌رود. اما در جایی عمیق‌تر، همان صبحی که درِ خانه‌ی پغمان بسته شد، او تمام شد. با این‌همه، چیزی در او هنوز کاملاً نمرده بود؛ جرقه‌ای کم‌نور که گاهی بی‌اجازه سر برمی‌آورد. نه امیدی بزرگ، نه رؤیایی روشن، فقط آگاهیِ تلخی از این‌که آنچه بر او گذشته، ناعادلانه بوده است. شب‌هایی بود که به خودش می‌گفت اگر روزی دختری داشته باشد، نخواهد گذاشت همان راه را برود؛ حتی اگر نتواند کاری کند، دست‌کم در دلش تکرار می‌کرد که این سرنوشت «طبیعی» نیست. این فکر، هرچند بی‌صدا، نوعی مقاومت بود. او یاد گرفته بود چگونه زنده بماند، نه چگونه زندگی کند. یاد گرفته بود کمتر دیده شود، کمتر خواسته داشته باشد، کمتر خودش باشد. اما خاطره‌ی آن صبح در پغمان، صدای بسته‌شدن در، و روپوش آبیِ آویزان کنار دیوار، مثل زخمی کهنه هرگز رهایش نکرد. آن خاطره، شاهدی بود بر این‌که زمانی، پیش از بلخ، پیش از عقد، پیش از وظیفه‌شدن، دختری وجود داشت با حقِ انتخاب. و شاید همین یادآوری است که قصه را هنوز تمام نمی‌کند؛ چون تا وقتی کسی به یاد می‌آورد که چه بوده و چه می‌توانست باشد، فروپاشی هرچند عمیق، مطلق نیست. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


12 ساعت قبل - 35 بازدید

منابع محلی از ولایت ننگرهار می‌گویند که یک زن جوان در شهر جلال‌آباد، مرکز این ولایت، کارگاه تولید مواد غذایی به شمول ترشی، مربا و کچاپ تولید می‌کند را به هدف فراهم‌سازی زمینه‌ی کار برای زنان و دختران بازمانده از تحصیل، راه‌اندازی کرده است. منبع از این زن به نام شبنم ساپی، ۲۲ ساله‌ یاد کرده و گفته است که این کارگاه را در خانه‌اش در شهر جلال‌آباد، مرکز ولایت ننگرهار راه‌اندازی کرده است. شبنم ساپی در صحبت با رسانه‌های محلی گفته است که این کارگاه را به هدف ارزش‌گذاری به تولیدات داخلی، صنایع دستی و فراهم‌سازی زمینه‌ی کار و اشتغال برای زنان و دختران نیازمند ایجاد کرده است. وی گفته است که در حال حاضر در کارگاه‌اش ده زن و دختر جوان در کنار او مشغول به کار هستند. او از حکومت سرپرست خواسته است که در زمینه بازاریابی داخلی و خارجی با او همکاری کنند تا بتوانند تولیدات خود را گسترش دهد و زنان بیشتری را به کار استخدام کند. در حالی این زن جوان این کارگاه تولیدی را ایجاد کرده که حکومت فعلی طی بیش از چهار سال گذشته با وضع محدودیت‌ها علیه زنان و دختران، آن‌ها را از کار کردن در ادارات دولتی، موسسات داخلی و خارجی و بخش خصوصی منع کرده‌اند. باید گفت که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


14 ساعت قبل - 49 بازدید

برنامه جهانی غذا درتازه‌ترین مورد اعلام کرده که در سال ۲۰۲۵ میلادی برای ۸۸۰ هزار کودک در سراسر افغانستان از طریق برنامه تغذیه مکاتب این سازمان، وعده‌های غذایی ارائه کرده است. این سازمان امروز (دوشنبه، ۲۰ دلو) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که ارائه وعده‌های غذایی، بخشی از تلاش‌های آنان برای حمایت از آموزش و تشویق خانواده‌ها به فرستادن کودکان‌شان به مکتب است. برنامه جهانی غذا در ادامه تاکید کرده است که وعده‌های غذایی با ترکیب ویتامین‌ها و مواد معدنی تقویت شده، نقش مهمی در یادگیری کودکان داشته و به آنان کمک می‌کند تا با تمرکز بیش‌تر بیاموزند. همچنین پیش از این نیز برنامه جهانی غذا گفته بود که وعده‌های غذایی مکاتب برای بسیاری از کودکان در افغانستان نجات‌بخش و حیاتی می‌باشد. این در حالی است که یونیسف همچنان اعلام کرده بود که ۹۴۲ هزار کودک در افغانستان دچار سوءتغذیه شدید و حدود ۷۰۰ هزار کودک دیگر در معرض سوءتغذیه متوسط قرار دارند. در کنار آن، سازمان ملل متحد افزوده است که میزان نیازمندی‌ها در افغانستان به‌‌شدت افزایش یافته و بیش از ۱۷ میلیون تن در کشور با ناامنی غذایی روبرو هستند.

ادامه مطلب


15 ساعت قبل - 7 بازدید

کتاب دختر گمشده به قلم گیلین فلین که در گروه پرفروش‎ترین‌ها قرار دارد، داستان زن و شوهری را به تصویر می‌کشد که هر کدام به گونه‌ای با زندگی مشترکشان که سال‌هاست دچار روزمرگی شده، در ستیزند؛ یکی با خیانت و دیگری با انتقام. هر فصل داستان از نگاه یکی از شخصیت‌های اصلی کتاب دختر گمشده (Gone Girl)، به نام‌های نیک دان و ایمی دان، روایت می‌شود و همین موضوع شما را در تعلیق نگه می‌دارد تا زمانی که حقایق فاش شود. داستان از آن جا آغاز می‌شود که قرار است جشن پنجمین سالگرد ازدواج نیک و ایمی برگزار شود. همه در پی تدارکات و آماده کردن هدایا هستند که همسر زیبای نیک یعنی ایمی، ناگهان غیبش می‌زند. اما نیک که در نگاه سایر افراد، بهترین همسر دنیاست، هیچ کار خاصی برای یافتن همسرش انجام نمی‌دهد. پولیس از دفتر خاطرات ایمی، نوشته‌هایی پیدا می‌کند که نشان می‌دهد این زن ممکن است برای اطرافیانش خطری تهدیدآمیز محسوب شود. نیک که بسیار از سوی پولیس، رسانه‌ها و پدر و مادر ایمی تحت فشار است، مجبور می‌شود به دروغگویی، ریاکاری و رفتارهای نامناسب بسیاری روی آورد. او به طرز دلهره‌آوری از همه فراری شده و حال و روز خوبی ندارد. اما آیا نیک واقعاً قاتل همسرش است؟ ایجاد یک اثر هنریِ بدون نقص، خود یک معجزه محسوب می‌شود اما اعجاز گیلین فلین در کتاب دختر گمشده تنها خلق یک رمان نیست؛ بلکه کشف ژانر تازه‌ای در رمان‌های پولیسی است. او در این رمان برخلاف سایر داستان‌های ژانر جنایی، روی پای زنی ایستاده و همراه با او داستان را پیش می‌برد؛ در صورتی ‌که تا پیش از این، همواره مردان ایفاگر چنین نقش‌هایی بوده‌اند. گیلین فلین (Gillian Flynn) در این کتاب مسائلی را نشان می‌دهد که دنیای مدرن با آن‌ها سر و کار دارد و خواننده را قدم به قدم به درون جامعه‌ای می‌برد که در آن زنان از پوسته‌ خجالتی خود بیرون آمده‌اند. علاوه بر آن به نقش تأثیرگذار رسانه‌ها بر جامعه نیز تأکید می‌کند. وی در این کتاب توانسته زنان را از کنج ‌به بیرون کشیده و آن‌ها را به بطن داستان وارد کند. به همین دلیل نیز دختر گمشده در گروه آثار مدرن قرار دارد. این کتاب داستان رنج است، رنجی که از عشق نمود پیدا می‌کند اما تمامی شخصیت‌های آن برای خلاص شدن از این رنج و درد، نه تنها انزوا را انتخاب نمی‌کنند، بلکه در دل اجتماع قدم نهاده و شما را با بیم و امید خود همراه می‌کنند. با اقتباس از این کتاب فیلمی به کارگردانی دیوید فینچر در سال ۲۰۱۴ ساخته شد. جوایز و افتخارات کتاب دختر گمشده: - پرفروش کتاب در نیویورک تایمز - برنده جایزه بهترین کتاب گودریدز - پرفروش‌ترین کتاب سال ۲۰۱۳ و ۲۰۱۴ گیلین فلین نویسنده و فیلمنامه‌نویس آمریکایی، ۲۴ فوریه سال ۱۹۷۱ در کانزاس دیده به جهان گشود و در همان‌جا نیز بزرگ شد. او در دوران کودکی به شدت خجالتی بوده و به خواندن و نوشتن داستان علاقه‌ی بسیار زیادی داشته است. گیلین فلین برای تحصیل در رشته‌های زبان انگلیسی و روزنامه‌نگاری به دانشگاه کانزاس رفت و پس از اتمام آن، دو سال در نیویورک مشغول کار نوشتن برای مجلات بود. در بخشی از کتاب دختر گمشده می‌خوانیم: گفته شده عشق باید بدون قید‌وشرط باشد. این قانونش است. همه همین را می‌گویند. اما اگر عشق مرزی نداشته باشد، حدی نداشته باشد، قید و شرطی نداشته باشد، چرا باید کسی تلاش کند کار درست را در یک رابطه‌ی عاشقانه انجام بدهد؟ اگر بدانم که کسی عاشقم است و دیگر هیچ‌چیز برایش مهم نیست، دیگر چه چالشی باقی می‌ماند؟ من قرار است نیک را با همه‌ی کم‌وکاستی‌هایش دوست بدارم. و نیک هم قرار است مرا با همه‌ی ویژگی‌های شخصیتی‌ام دوست داشته باشد. اما مشخص است که هیچ‌کدام از ما این‌طور نیستیم. این مرا به این فکر می‌اندازد که همه در اشتباه‌اند و عشق باید شرطوشروط فراوانی داشته باشد. در عشق باید دو شریک وجود داشته باشد که همیشه در بهترین حالت‌شان باشند. عشق بی‌قیدوشرط عشق بدون نظم‌وترتیب است. و همان‌طور که همه دیده‌اند، عشق بدون نظم‌وترتیب مصیبت است. فکر می‌کنم یک زوج بعد از سال‌ها با هم بودن فراموش می‌کنند در نظر یکدیگر چه شگفت‌انگیز بوده‌اند. اولین دیدارمان را به خاطر می‌آورم، این‌که چطور مفتونت شده بودم، و حالا لحظه‌ی مناسبی است که بگویم، هنوز هم مفتونت هستم و این یکی از چیزهایی است که درباره‌ات دوست دارم: تو فوق‌العاده‌ای.» زمانی تعداد زیادی از نویسندگان مجلات به‌خاطر اینترنت، رکود اقتصادی و مردم امریکا که ترجیح می‌دادند به‌جای مطالعه، تلویزیون تماشا کنند و بازی کامپیوتری انجام بدهند و به‌شکل اینترنتی با دیگران دوست شوند، از دور خارج شده بودند. اما هیچ اپلیکیشنی برای سرکشیدن یک لیوان نوشیدنی در یک روز گرم در کافه‌ای خنک و تاریک نوشته نشده بود. دنیا همیشه به نوشیدن نیاز داشت. آن‌ها مثل بازیگرانی که زمان دقیق ایفای نقش خود را در صحنه‌ی تئاتر می‌دانند در زندگی من در رفت‌وآمد بودند. یکی که از در بیرون می‌رفت، دیگری وارد می‌شد. در مواقع نادری که مجبور بودند با هم در یک اتاق باشند، جوری رفتار می‌کردند که انگار این موقعیت آزارشان می‌دهد. من با صبوری منتظر ماندم، سال‌ها، برای این‌که ورق برگردد. این‌که مردان کتاب‌های جین آستین بخوانند، بافتنی یاد بگیرند، تظاهر به علاقه‌داشتن به کهکشان کنند، مهمانی‌های کاردستی ترتیب بدهند و وقتی ما ناراحت و ترش‌روی هستیم، به یکدیگر دلداری دهند. و بعد این ما باشیم که فکر کنیم: «آره، این یه مرد باحاله.» اما هرگز اتفاق نیفتاد. به‌جایش، زن‌ها در سراسر جامعه، برای تحقیرمان ساخت‌وپاخت کردند. خیلی زود دختران باحال تبدیل به دخترانی استاندارد شدند. مردان دیگر باورشان شده بود این زنان وجود دارند. آن‌ها دیگر یکی‌درمیان میلیون‌ها زن نبودند. همه‌ی دختران قرار بود همین‌طور باشند و اگر تو این‌گونه نبودی، حتماً مشکلی داشتی. ماهایی که مثل هم با تلویزیون و سینما و حالا با اینترنت بزرگ شده‌ایم. وقتی به ما خیانت می‌شود، می‌دانیم که چه باید بگوییم. وقتی عشق‌مان در ما می‌میرد، می‌دانیم چه باید بگوییم. همه‌ی ما مثل یک فیلم‌نامه‌ی از قبل تعیین‌شده درحال بازی هستیم. زمانه‌ی سختی است برای انسان‌بودن. تنها یک انسان حقیقی و واقعی‌بودن. نه مجموعه‌ای از ویژگی‌های اخلاقی بی‌شماری که از دیگران به عاریت گرفته‌ایم. به من مردی بدهید که درونش کمی جنگ و دعوا داشته باشد. کسی که با همان مزخرفاتی که صدایش می‌کنم جوابم را می‌دهد (و شخصی آن‌قدر مهربان که این مزخرفات را دوست داشته باشد) . اما مرا وارد روابطی نکنید که دائم درحال جنگ‌ودعوا باشیم، توهین‌ها را به‌شکل لطیفه به هم بگوییم، چشم‌هایمان برای هم از کاسه در بیاید و جلوی دوستان‌مان مثل سگ و گربه به هم بپریم و در مسائلی که به آن‌ها ارتباط ندارد به‌دنبال آن باشیم که طرف ما را بگیرند. نویسنده: قدسیه امینی

ادامه مطلب


19 ساعت قبل - 62 بازدید

وزارت کار و امور اجتماعی حکومت سرپرست درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که ۱۸ کودک ردمرزی و «نادار» از ایران و پاکستان را به خانواده‌های‌شان تسلیم کرده است. این وزارت امروز (دوشنبه، ۲۰ دلو) با نشر اعلامیه‌ای گفته است که این کودکان با قید ضمانت به خانواده‌های‌شان ملحق شده‌اند. وزارت کار و امور اجتماعی حکومت فعلی این اقدام را به عنوان حمایت از کودکان بیان کرده است. مسوول سازمان بین‌المللی کار (ILO) در افغانستان، چند وقت پیش به مناسبت «روز جهانی مبارزه با کار کودکان»، اعلام کرده بودند که با تحولات سیاسی در افغانستان گمان می‌رود شمار کودکان کار در این کشور افزایش یافته باشد. این سازمان گفته بود که فقر و بی‌کاری خانواده‌ها به ویژه پس از تحولات پسین در افغانستان، آنان را متکی به درآمد ناچیز کودکان شان کرده است. در اعلامیه آمده بود که «عوامل عمده‌ی کار کودکان، فقر و بی‌کاری است؛ زیرا منبعی برای تأمین عواید خانواده‌ها نیست. احصائیه‌ی اخیر که داریم، از ۲۰۲۱ است که ۱.۰۶ میلیون کودک کار در افغانستان داریم. حدس ما این است که پس از تحولات و محدودیت‌ها این رقم ممکن افزایش یافته باشد.»

ادامه مطلب


21 ساعت قبل - 186 بازدید

دفتر هماهنگ‌کننده‌‌ی کمک‌های بشردوستانه سازمان ملل (UNFPA) درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که هر روز بیش از ۷۰۰ زن و در هر دو دقیقه یک زن در جهان به‌دلیل عوامل قابل پیشگیریِ مرتبط با بارداری و ولادت جان خود را از دست می‌دهد. اين نهاد با نشر اعلامیه‌ای‌ در حساب کاربری ایکس خود نوشته است: «روزی که یک زن ولادت می‌کند، روزی است که بیشترین احتمال مرگ او وجود دارد.» در بخشی از اعلامیه‌ی دفتر هماهنگ‌کننده‌ی کمک‌های بشردوستانه سازمان ملل آمده است که روزانه بین ۲۰ تا ۳۰ زن دیگر دچار آسیب‌های ولادی، عفونت‌ها یا ناتوانی‌ها می‌شوند. بیشتر این مرگ‌ها و آسیب‌ها کاملا قابل پیشگیری‌ اند. این دفتر تاکید کرده است: «ایمن‌تر ساختن مادران [ر برابر این مشکلات] یک ضرورت حقوق بشری است.» در اعلامیه آمده است که دفتر هماهنگ‌کننده‌‌ی کمک‌های بشردوستانه سازمان ملل با دولت‌ها، متخصصان صحی و جامعه‌ی مدنی همکاری می‌کند تا کارمندان صحی را آموزش داده، دسترسی به دواهای ضروری و خدمات سلامت باروری را بهبود ببخشد. دفتر هماهنگ‌کننده‌‌ی کمک‌های بشردوستانه سازمان ملل تاکید کرده که در پی «تقویت نظام‌های سلامتی و ترویج استانداردهای بین‌المللی سلامت مادران است.» صندوق جمعیت سازمان ملل افزوده است که این سازمان در بیش از ۱۵۰ کشور فعالیت می‌کنند و حدود ۸۰ درصد جمعیت جهان را پوشش می‌دهند.

ادامه مطلب


1 روز قبل - 66 بازدید

چرا کم‌خونی یک مسئله زنانه است؟ کم‌خونی، وضعیتی که در آن تعداد گلبول‌های قرمز سالم یا میزان هموگلوبین در خون کمتر از حد طبیعی است، یک مشکل سلامت جهانی به شمار می‌رود. با این حال، زنان در افغانستان به دلیل مجموعه‌ای از عوامل فیزیولوژیک، اجتماعی و اقتصادی، به‌طور خاص آسیب‌پذیرتر هستند. کم‌خونی فقر آهن (Iron Deficiency Anemia – IDA) شایع‌ترین نوع کم‌خونی در کشور ماست و تأثیرات عمیقی بر سطح انرژی، توانایی کار، سلامت روانی و مهم‌تر از همه، سلامت مادران و کودکان می‌گذارد. درک این پدیده نیازمند بررسی آن در مراحل مختلف زندگی یک زن است. کم‌خونی در طول مراحل مختلف زندگی کمبود آهن یک چالش ثابت نیست، بلکه شدت و علل آن با ورود زنان به مراحل مختلف زندگی تغییر می‌کند: ۱. دوران کودکی و نوجوانی: آغاز ذخیره‌سازی ناکافی دختران در دوران کودکی معمولاً با کمبودهای تغذیه‌ای روبه‌رو هستند که ناشی از اولویت‌بندی ضعیف‌تر مواد غذاییِ غنی از آهن برای آن‌ها در مقایسه با پسران است. با شروع بلوغ و آغاز قاعدگی، بدن زنان با نوعی «مصرف ماهانه» آهن مواجه می‌شود. اگر رژیم غذایی نتواند این میزان از دست‌رفته را جبران کند، بدن به‌تدریج شروع به تخلیه ذخایر آهن خود می‌کند. این دوره، زمینه‌ساز بروز کم‌خونی‌های شدیدتر در سال‌های بعدی زندگی است. ۲. سنین باروری و بارداری بارداری اوج چالش‌های مرتبط با کم‌خونی است. نیاز بدن به آهن، به دلیل افزایش حجم خون مادر و نیاز جنین به ساخت گلبول‌های قرمز و ایجاد ذخایر آهن برای شش ماه نخست زندگی، چندین برابر می‌شود. در افغانستان، جایی که بارداری‌های مکرر شایع است و مراقبت‌های دوران بارداری ممکن است محدود باشد، کم‌خونی شدید در بارداری به‌وفور دیده می‌شود. عواقب کم‌خونی در بارداری عبارت‌اند از: افزایش خطر زایمان زودرس. افزایش خطر خونریزی شدید پس از زایمان که یکی از علل اصلی مرگ‌ومیر مادران است. تأخیر در رشد جنین و تولد نوزاد با وزن کم. ۳. دوران پس از زایمان و شیردهی: جبران یا ادامه فقر پس از زایمان، زن با از دست دادن مقدار قابل توجهی خون روبه‌رو می‌شود. اگر ذخایر آهن بدن از پیش پایین باشد، این دوره می‌تواند به خستگی مفرط و افسردگی پس از زایمان منجر شود. افزون بر این، در دوران شیردهی نیز نیاز به آهن برای تولید شیر مغذی همچنان بالا باقی می‌ماند. ۴. میانسالی و یائسگی: کم‌خونی‌های پنهان پس از یائسگی، خطر کم‌خونی ناشی از خونریزی‌های ماهانه کاهش می‌یابد، اما کم‌خونی همچنان یک تهدید بالقوه است. در این سنین، کم‌خونی اغلب به دلیل خونریزی‌های غیرطبیعی رحم، مانند فیبروم یا پولیپ، یا مشکلات گوارشی نظیر زخم‌ها و گاستریت مزمن رخ می‌دهد که موجب از دست رفتن آهسته اما مداوم خون می‌شوند. عوامل ریشه‌ای در بستر اجتماعی ـ فرهنگی افغانستان درک علل کم‌خونی تنها بر پایه زیست‌شناسی کافی نیست؛ عوامل اجتماعی و فرهنگی در افغانستان نقشی تعیین‌کننده دارند: محدودیت دسترسی به غذاهای غنی از آهن: فقر اقتصادی و اولویت‌بندی نابرابر غذا در خانواده‌ها اغلب به مصرف رژیم‌های غذایی مبتنی بر کربوهیدرات، مانند نان و آرد، و کمبود گوشت قرمز، حبوبات و سبزیجات برگ‌سبز می‌انجامد. بهداشت و جذب ضعیف: آلودگی آب و شیوع عفونت‌های انگلی، مانند کرم‌های روده‌ای، می‌تواند جذب مواد مغذی از جمله آهن را مختل کند. آموزش و آگاهی: سطح پایین آگاهی درباره اهمیت مصرف مکمل‌های آهن و نشانه‌های هشداردهنده کم‌خونی باعث می‌شود بسیاری از زنان تا مراحل پیشرفته بیماری به دنبال درمان نروند. راهکارهای مؤثر: از مکمل تا آموزش مقابله با کم‌خونی در زنان افغان نیازمند رویکردی چندلایه است: مکمل‌یاری و غنی‌سازی: توزیع منظم مکمل‌های آهن و اسید فولیک، به‌ویژه در دوران بارداری و در مدارس دخترانه، اقدامی حیاتی است. همچنین، غنی‌سازی آرد و نمک با آهن در سطح ملی می‌تواند تأثیر گسترده و پایداری بر سلامت جامعه داشته باشد. تغذیه مبتنی بر فرهنگ: ترویج غذاهای محلیِ غنی از آهن و آموزش روش‌های بهبود جذب آهن، مانند مصرف هم‌زمان غذا با منابع ویتامین C نظیر مرکبات یا آب‌لیمو. غربالگری فعال: ایجاد برنامه‌های ساده و در دسترس برای اندازه‌گیری سطح هموگلوبین در مراکز مراقبت‌های اولیه، به‌ویژه در مناطق روستایی، تا کم‌خونی در مراحل اولیه شناسایی شود. توانمندسازی زنان: آموزش زنان درباره حقوقشان در دسترسی به منابع غذایی و خدمات بهداشتی، به‌منظور شکستن چرخه فقر تغذیه‌ای. نتیجه‌گیری کم‌خونی فقر آهن یک «چالش خاموش» است که توان بالقوه نیمی از جمعیت کشور را تضعیف می‌کند. از دوران نوجوانی تا سالمندی، این وضعیت زندگی زنان افغان را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد. اتخاذ راهبردهای هدفمند برای بهبود جذب آهن، افزایش مصرف غذاهای غنی از این عنصر و گسترش دسترسی به مکمل‌ها، کلید ارتقای سلامت عمومی، کاهش مرگ‌ومیر مادران و تضمین آینده‌ای پرانرژی‌تر برای زنان افغانستان است. نویسنده: داکتر معصومه پارسا

ادامه مطلب


2 روز قبل - 94 بازدید

دفتر والی حکومت سرپرست در کابل درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که هشت عضو یک خانواده در نتیجه گازگرفتگی در شهر کابل جان باخته‌اند. حافظ بشارت، سخنگوی ولایت کابل گفته است که این رویداد (پنج‌شنبه‌شب، ۱۶ دلو) در گذر هفتم از مربوطات ناحیه ۲۱ شهر کابل رخ داده است. آقای بشارت در ادامه تاکید کرده است که قربانیان در داخل خانه مسکونی‌شان جان باخته‌اند. سخنگوی والی ولایت کابل در ادامه افزوده است که در میان جان‌باخته‌گان زنان و کودکان نیز شامل‌ هستند و بررسی‌ها برای روشن شدن علت دقیق این رویداد ادامه دارد. این در حالی است که با سرد شدن هوا، همه‌ساله رویدادهای مشابه ناشی از استفاده وسایل گرمایشی غیراستاندارد در کابل گزارش می‌شود. باید گفت که در فصل سرما در افغانستان خانواده‌ها از گاز و زغال‌سنگ جهت گرمایش خانه‌ها استفاده می‌کنند که هرازگاهی باعث حوادث مرگ‌بار گازگرفتگی و زغال‌گرفتگی می‌شود. پیش از این از ولایت‌های دیگر کشور نیز مرگ افراد براثر گازگرفتگی گزارش شده است. بی‌احتیاطی و عدم امکانات معیاری از عوامل این حادثه دانسته می‌شود. علائم گازگرفتگی مسمومیت با منوکسیدکربن می‌تواند طیف وسیعی از علائم را شامل شود که در بیماری های مختلفی دیده می‌شود، متاسفانه بسیاری از این علائم شبیه به علائم سرماخوردگی است و اکثر افراد فکر می‌کنند به دلیل سردی هوا دچار سرماخوردگی شده‌اند و سعی در خوابیدن می‌کنند. سردرد، ضعف جسمانی، سرگیجه و بی قراری، تهوع و استفراغ، خمیازه کشیدن بیش ازحد، کاهش دید، حالت خواب آلودگی شدید، کسلی، خستگی و کاهش قدرت عضلانی و … از جمله مهم‌ترین این علائم است.

ادامه مطلب


2 روز قبل - 46 بازدید

یوناما یا دفتر هیأت معاونت سازمان ملل متحد در افغانستان اعلام کرده است که مأموران امر به معروف و نهی از منکر حکومت سرپرست در ولایت‌های قندهار و ارزگان، دسترسی زنان بدون محرم مرد به خدمات صحی را منع کرده‌ است. این نهاد امروز (یک‌شنبه، ۱۹ دلو) با نشر گزارشی درباره‌ی وضعیت حقوق بشر در افغانستان گفته است که کارکنان صحی زن نیز نمی‌توانند بدون محرم سر کار بروند. در بخشی از گزارش آمده است که مأموران امر به معروف و نهی از منکر حکومت فعلی هرازگاهی از مراکز صحی نظارت می‌کنند تا از دسترسی زنان بدون محرم به خدمات صحی و کار زنان بدون محرم جلوگیری کنند. دفتر هیأت معاونت سازمان ملل متحد در افغانستان در بخشی از گزارشش تاکید کرده است که در ارزگان، امر به معروف به رانندگان دستور داده است که زنان بدون محرم را انتقال ندهند. همچنین در ادامه آمده است که در قندهار، مأموران امر به معروف دکان‌داران را ترغیب کرده‌اند که به زنان بدون محرم جنس نفروشند. یوناما در ادامه افزوده است که مأموران امر به معروف و نهی از منکر از دسترسی زنان بدون چادری به اماکن عمومی از جمله حمل‌ونقل، مراکز صحی و ادارات دولتی نیز جلوگیری می‌کنند. همچنین در این گزارش به بازداشت زنان و دختران به‌دلیل نداشتن برقع در هرات اشاره شده و آمده است زنانی که برقع نداشتند، از دسترسی به شفاخانه‌ها، دفترها‌ی دولتی و سالن‌های عروسی منع شدند. در گزارش یوناما آمده است که حکومت سرپرست در برخی از ولایت‌ها بر گشت‌وگذار زنان نیز محدودیت وضع کرده‌اند. در این گزارش آمده است که در ماه اکتبر، نیروهای دولتی از ورود زنان به جمعه‌بازار جلوگیری کرده و تجمع آنان را با شلیک هوایی متفرق کردند.

ادامه مطلب


2 روز قبل - 76 بازدید

مسوولان در فرماندهی پولیس ولایت بادغیس می‌گویند که براثر انفجار یک قبضه نارنجک به‌ جامانده از جنگ، یک کودک ۱۰ ساله جان باخته و یک کودک دیگر زخم برداشته است. صدیق‌الله صدیقی، سخنگوی این فرماندهی گفته است که این انفجار عصر دیروز (شنبه، ۱۸ دلو) در منطقه‌ی لودینان از مربوطات ولسوالی سنگ‌آتش رخ داده است. آقای صدیقی تاکید کرده است که انفجار این نارنجک زمانی رخ داده است که کودکان سرگرم بازی با نارنجک کهنه بودند. قابل ذکر است که چندین دهه جنگ باعث شده است که بخشی از اراضی افغانستان با ماین‌ها و مواد انفجاری آلوده باشد. براساس آمار سازمان ملل متحد، سه میلیون و ۳۰۰ هزار نفر در افغانستان در شعاع یک کیلومتری مناطق آلوده به ماین‌ها و مواد منفجره زندگی می‌کنند. همچنین یوناما یا دفتر هیأت معاونت سازمان ملل متحد در افغانستان می‌گوید که افغانستان سومین کشور جهان از نظر بالاترین میزان تلفات ناشی از ماین و مهمات انفجاری به‌ جامانده از جنگ به‌ شمار می‌رود. این در حالی است که اداره‌ی مبارزه با حوادث طبیعی افغانستان گفته است که در یک سال اخیر ۸۷ نفر در کشور براثر انفجار ماین و مواد منفجره جان باخته‌اند و ۳۳ نفر دیگر زخمی شده‌اند. اکثریت قربانیان کودکان هستند.

ادامه مطلب