برچسب: دختران

2 ماه قبل - 105 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد در افغانستان درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که همزمان با محرومیت دختران از آموزش، ثبت‌نام پسران در مکاتب نیز در حال رکود است. این نهاد امروز (دوشنبه، ۶ دلو) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که ۲.۲ میلیون دختر از آموزش در مکاتب در سال ۲۰۲۱ میلادی محروم شدند. صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد در ادامه تاکید کرده است که سیستم آموزشی در حال بحران، تمام یک نسل را در خطر قرار داده است. یونیسف تصریح کرده که آموزش حق هر کودک است. همچنین یونیسف و یونسکو یا سازمان علمی، آموزشی و فرهنگی ملل متحد در گزارش مشترک افزوده‌اند که ۹۳ درصد شاگردان دوره ابتدایی به اندازه کافی توانایی خواندن ندارند. باید گفت که  حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 99 بازدید

بخش زنان سازمان ملل متحد(UN Women) درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که آموزش یک حق اساسی برای همه زنان و دختران است و نباید به‌عنوان یک امتیاز در نظر گرفته شود. این سازمان با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که هر زن و دختر «شایسته دسترسی، فرصت و انتخاب» در زمینه آموزش است این حق باید برای همه تضمین شود. همچنین بخش زنان سازمان ملل متحد در ادامه تاکید کرده است که آموزش یک حق بنیادی برای همه زنان و دختران است. حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. در همین حال، سازمان ملل همواره از جامعه‌ی جهانی خواسته است تا برای حمایت از آموزش دختران و تضمین دسترسی آنان به فرصت‌های یادگیری اقدامات فوری انجام دهد.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 86 بازدید

آنتونیو گوترش، دبیر کل سازمان ملل متحد درتازه‌ترین مورد مدعی شده است که آموزش یک حق اساسی انسانی است، اما میلیون‌ها کودک و نوجوان در جهان به‌دلیل فقر، تبعیض، درگیری‌های مسلحانه، آوارگی و بلایای طبیعی از دسترسی به آموزش محروم مانده‌اند. آقای گوترش با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که دست‌کم ۲۷۲ میلیون کودک و جوان در سراسر جهان به آموزش دسترسی ندارند. دبیر کل سازمان ملل متحد با تاکید بر اهمیت آموزش فراگیر، خواستار ایجاد نظام‌های آموزشی «فراگیر، تاب‌آور و نوآورانه» برای تمام کودکان و نوجوان در سراسر جهان شده است. در حالی آنتونیو گوترش بر آموزش کودکان و نوجوان تاکید می‌کند که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. سازمان ملل متحد پیش از این تاکید کرده بود که محروم‌سازی سیستماتیک دختران از آموزش، نقض آشکار حقوق بشر است و پیامدهای درازمدت آن، نه‌تنها افغانستان، بلکه منطقه را نیز متاثر خواهد کرد.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 125 بازدید

برنامه توسعه سازمان ملل متحد (UNDP)  درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که مراکز دیجیتال را در ولسوالی‌های استالف و موسهی ولایت کابل ایجاد کرده است که هدف آن آموزش مهارت‌های کمپیوتری برای دختران می‌باشد. این سازمان به مناسبت روز جهانی آموزش با نشر اعلامیه‌ای گفته است که این مراکز با کمپیوتر، اینترنت، آموزگاران متخصص و نصاب آموزشی ویژه تجهیز شده و به شاگردان امکان می‌دهد مهارت‌های ابتدایی کار با کمپیوتر و مصونیت آنلاین را فرا گیرند. برنامه توسعه سازمان ملل متحد در ادامه تاکید کرده است که با فراهم‌سازی این امکانات، تا اکنون ۶۱ شاگرد و ۲۳ آموزگار برای نخستین بار در این مکان، مهارت‌های دیجیتال را فرا گرفتند. در بخشی از اعلامیه آمده است که در مکتب استالف ۲۰ شاگرد آموزش دیدند و در مکتب ولسوالی موسهی نیز ۴۱ شاگرد در این دوره آموزشی شرکت کردند. در حالی سازمان ملل متحد از ایجاد این مراکز دیجیتال خبر می‌دهد که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 345 بازدید

ریچارد بنت، گزارشگر ویژه شورای حقوق بشر سازمان ملل برای افغانستان درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که حکومت سرپرست میلیون‌ها دختر و زن را از آموزش محروم کرده‌اند. آقای بنت امروز (شنبه، ۴ دلو) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که این محرومیت نه‌تنها بر زندگی آن‌ها تأثیر می‌گذارد، بلکه آینده کشور را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد. او در بخشی از پیامش تاکید کرده است که تمام جوانان باید قادر به دسترسی به آموزش با کیفیت و تحصیلات عالی باشند. قابل ذکر است که هر ساله از ۲۴ جنوری به‌عنوان روز جهانی آموزش یاد می‌شود. حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 139 بازدید

یونسکو یا سازمان علمی، فرهنگی و آموزشی سازمان ملل متحد و یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد اعلام کرده‌اند که ۲.۲ میلیون دختر نوجوان در افغانستان از رفتن به مکاتب متوسطه محروم هستند. این دو نهاد امروز (شنبه، ۴ دلو) با نشر یک اعلامیه‌ای مشترک به‌مناسبت «روز جهانی آموزش» گفته‌اند که افغانستان تنها کشور جهان است که دسترسی به آموزش متوسطه و عالی برای زنان و دختران به‌طور کامل ممنوع شده است. در اعلامیه آمده است که افغانستان با یک بحران یادگیری مواجه است و ۹۳ درصد کودکان در پایان دوره‌ی ابتدایی از مهارت‌های اولیه‌ی خواندن برخوردار نیستند. این دو نهاد تاکید کرده است که یافته‌های یک پژوهش نشان می‌دهد، دانش‌آموزان در مکاتبی که آموزگاران از سواد دانشگاهی برخوردار هستند، به‌ مراتب عملکرد بهتری در یادگیری، به‌ویژه در یادگیری زبان دارند. یونسکو و یونیسف افزوده است که یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد که آموزگاران زن از دانش محتوایی قوی‌تری برخوردار اند و با نتایج بهتر یادگیری دانش‌آموزان مرتبط‌ اند؛ امری که اهمیت افزایش شمار زنان واجد شرایط در کادر آموزشی را تقویت می‌کند. همچنین سوهیون کیم، سرپرست دفتر یونسکو در افغانستان گفته است: «وقتی دختران از دسترسی به آموزش محروم می‌شوند، بهای آن را یک ملت می‌پردازد. تقویت یادگیری‌های پایه و حمایت از آموزگاران زن، سرمایه‌گذاری‌های حیاتی برای بهبود و تاب‌آوری افغانستان است.» تاج‌الدین اویواله، نماینده‌ی یونیسف در افغانستان نیز گفته است: «افغانستان به‌شدت به آموزگاران، پرستاران، کارکنان صحی جامعه و داکتران زن نیاز دارد.» او افزوده است: «در شرایطی که زنان فقط می‌توانند توسط زنان تداوی شوند، اگر امروز از آموزش محروم باشند، در آینده چه‌کسی از دختران و زنان بیمار مراقبت خواهد کرد؟» آنان در روز جهانی آموزش خواستار اقدام فوری و جمعی و سرمایه‌گذاری در آموزش شده‌اند تا دسترسی کامل، امن و فراگیر به یادگیری برای همگان تضمین شود. قابل ذکر است که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 138 بازدید

نهاد «آموزش نمی‌تواند منتظر بماند»، بار دیگر خواستار پشتیبانی از حق آموزش و تحصیل دختران و زنان در افغانستان شده است. این نهاد بامداد امروز (پنج‌شنبه، ۲ دلو) با نشر اعلامیه‌ای، فشرده‌ی داستان یک دختر از افغانستان را بازنشر کرده که بازماندن از آموزش به بهای ازواج اجباری برای او تمام شده است. نهاد «آموزش نمی‌تواند منتظر بماند» به نقل از این دختر نوشته است: «من فقط کودکی با رؤیاها و امیدها بودم؛ اما حالا مجبور به ازدواجی شده‌ام که هرگز آن را نمی‌خواستم. کودکی‌ام از من دزدیده شد.» نهاد آموزش نمی‌تواند منتظر بماند، از همه خواسته که از یکی از حقوق ابتدایی دختران در افغانستان یعنی آموزش پشتیبانی کنند. همچنین این نهاد از چندی پیش کارزار پشتیبانی از حق آموزش دختران در افغانستان را به راه انداخته و خواستار حمایت همگانی شده است. حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 123 بازدید

هیچ‌کس نفهمید اولین چیزی که در وجود مریم شکست، صدا بود؛ نه صدای فریاد و نه صدای گریه، بلکه صدای زنگ مکتب. همان زنگی که سال‌ها صبح‌ها در گوشش می‌پیچید و به او می‌فهماند که دیر شده، که باید بدود، که زندگی منتظرش نمی‌ماند. روزی که آن صدا خاموش شد، همه فکر کردند فقط مکتب بسته شده است، اما مریم خوب می‌دانست چیزی عمیق‌تر از یک دروازه آهنی بسته شده؛ انگار درونش را قفل کرده باشند و کلیدش را با خود برده باشند. آن صبح، کابل مثل همیشه بیدار می‌شد. دکان‌دارها کرکره‌ها را بالا می‌کشیدند، موترها بوق می‌زدند و گرد و خاک در هوا می‌رقصید، اما برای مریم، شهر ایستاده بود. او کنار پنجره نشسته بود، زانوهایش را بغل کرده و به کوچه خیره مانده بود. پسرکی با کیف مکتب از مقابل خانه‌شان گذشت، بعد یکی دیگر و بعد چند نفر دیگر. مریم نگاه کرد؛ فقط نگاه کرد، بی‌آن‌که پلک بزند. انگار اگر پلک می‌زد، این صحنه محو می‌شد و او نمی‌خواست حتی این درد کوچک را از دست بدهد، چون آخرین پیوندش با چیزی بود که زمانی زندگی‌اش را معنا می‌داد. مریم در کابل به دنیا آمده بود و در همان‌جا بزرگ شده بود. چهارده سال از عمرش می‌گذشت، اما زندگی‌اش پر از مکث‌های ناخواسته بود؛ مکث‌هایی که هیچ‌وقت انتخابشان نکرده بود. خانه‌شان در یکی از محله‌های فقیرنشین شهر بود؛ خانه‌ای با دیوارهای رنگ‌باخته، دری که خوب بسته نمی‌شد و اتاق‌هایی که یا همیشه سرد بودند یا همیشه گرم، اما هیچ‌وقت راحت نبودند. پدرش کارگر روزمزد بود و مادرش خیاطی می‌کرد. آن‌ها آدم‌های بدی نبودند، حتی بی‌رحم هم نبودند؛ فقط خسته بودند، خسته از زندگی‌ای که هیچ‌وقت با آن‌ها آسان نگرفته بود. زمانی که مریم مکتب می‌رفت، خستگی خانواده شکل دیگری داشت. پدرش وقتی می‌دید دخترش با کتاب از خانه بیرون می‌رود، شانه‌هایش کمی صاف‌تر می‌شد. مادرش وقتی لباس مکتب مریم را اتو می‌کرد، انگار آینده را صاف می‌کرد. آن روزها فقر هنوز درد داشت، اما امید هم کنارش نشسته بود. حالا امید رفته بود و فقر مانده بود؛ تنها و سنگین. اولش گفتند موقتی است. مریم به همین «موقتی» دل بسته بود. هر روز صبح، مثل قبل بیدار می‌شد، لباس‌هایش را مرتب می‌کرد، موهایش را می‌بافت و کیفش را آماده نگه می‌داشت. مادر نگاهش می‌کرد و چیزی نمی‌گفت. پدر از خانه بیرون می‌رفت و چیزی نمی‌پرسید. همه منتظر بودند، اما انتظار هم خسته می‌شود. هفته‌ها گذشت، ماه‌ها آمد، فصل‌ها عوض شد و دروازه مکتب باز نشد. یک روز، مریم فهمید دیگر کسی منتظر نیست. آن روزی بود که مادرش گفت: «دیگه خودت را عادت بده، درس فعلاً نیست.» همین یک جمله، آرام و کوتاه، مثل ضربه‌ای آهسته اما عمیق، در دل مریم نشست. «فعلاً» یعنی چه؟ فعلاً تا کی؟ هیچ‌کس جواب نداشت. از آن روز، زمان شکل عجیبی گرفت. صبح‌ها بی‌هدف شروع می‌شدند و شب‌ها بی‌نتیجه تمام. مریم در خانه کمک می‌کرد، آب می‌آورد، ظرف می‌شست و خیاطی مادر را تماشا می‌کرد. کارها تمام می‌شدند، اما روز نه؛ روز همیشه ادامه داشت، کش می‌آمد و سنگین می‌شد. او گاهی کنار دیوار می‌نشست و به نقطه‌ای خیره می‌ماند که خودش هم نمی‌دانست چیست؛ انگار مغزش دنبال چیزی می‌گشت که دیگر وجود نداشت. کتاب‌هایش هنوز همان‌جا بودند. او نمی‌توانست آن‌ها را دور بیندازد. شب‌ها، وقتی همه خواب بودند، چراغ کوچک را روشن می‌کرد و یکی از کتاب‌ها را باز می‌کرد. بعضی صفحه‌ها را از حفظ بود و بعضی تمرین‌ها را قبلاً حل کرده بود، اما حالا هر خطی که می‌خواند، به سوالی تازه تبدیل می‌شد: اگر قرار نیست ادامه بدهم، این‌ها به چه درد می‌خورد؟ اگر آینده‌ای نیست که برایش آماده شوم، دانستن چه فایده‌ای دارد؟ همین سوال‌ها کتاب را از دستش می‌گرفت و اشک را جای آن می‌گذاشت. کم‌کم نگاه‌ها عوض شد و حرف‌ها آرام‌آرام راه‌شان را به خانه باز کردند؛ خاله‌ای که گفت دختر بی‌مکتب زیاد می‌ماند، همسایه‌ای که گفت سنش بالا می‌رود و زنی که گفت بهتر است زودتر سر و سامان بگیرد. هیچ‌کدام مستقیم با مریم حرف نمی‌زدند، اما همه حرف‌ها به او می‌رسید. او یاد گرفت گوش بدهد و وانمود کند نمی‌شنود؛ این سخت‌ترین نوع شنیدن بود. شب‌ها، وقتی در بستر دراز می‌کشید، به سقف نگاه می‌کرد و فکر می‌کرد اگر مکتب می‌رفت، حالا چه کسی بود. شاید صنف نهم، شاید دهم؛ شاید شاگردی که معلم نامش را می‌دانست، شاید دختری که هنوز از آینده نمی‌ترسید. این «شاید»ها مثل سایه دورش می‌چرخیدند و خواب را از چشم‌هایش می‌گرفتند. خواب که می‌آمد، مهربان نبود؛ همیشه یک خواب تکراری. خودش را می‌دید که دوباره به مکتب رسیده، دروازه باز است و حویلی پر از صدا. قدم برمی‌دارد، اما هرچه جلوتر می‌رود، زمین کش می‌آید. وقتی به درِ صنف می‌رسد، زنگ می‌خورد و همه داخل می‌شوند، جز او. او پشت در می‌ماند؛ تنها و بی‌صدا. درست همان‌جا بیدار می‌شد، با قلبی که تند می‌زد و چشمانی که خیس بودند. کابل برایش تغییر کرده بود. خیابان‌ها همان بودند، اما نگاه او عوض شده بود. دیگر شهر را با امید نمی‌دید؛ با مقایسه می‌دید. هر دختری که می‌خندید، هر دختری که آزادانه راه می‌رفت، هر دختری که از آینده حرف می‌زد، آینه‌ای می‌شد که مریم نمی‌خواست در آن نگاه کند. او کم‌کم خودش را جمع کرد؛ صدایش را، نگاهش را، آرزوهایش را. گاهی فکر می‌کرد اگر هیچ‌وقت مکتب نمی‌رفت، شاید این‌قدر درد نداشت؛ اما رفته بود، چشیده بود، فهمیده بود و حالا محرومیت برایش فقط نداشتن نبود، از دست دادن بود. پدرش کمتر حرف می‌زد و مادرش بیشتر آه می‌کشید. خانه پر از سکوت‌هایی شده بود که کسی جرئت شکستن‌شان را نداشت. مریم حس می‌کرد باری است روی دوش خانواده؛ نه به‌خاطر کاری که کرده بود، بلکه به‌خاطر کاری که دیگر اجازه نداشت بکند. این احساس، آرام‌آرام ستون فقراتش را خم کرد. اما با همه این‌ها، چیزی درونش هنوز کاملاً نمرده بود؛ نه امیدی بزرگ و نه رویایی واضح، فقط حسی مبهم، شبیه نفس‌کشیدن در تاریکی. حسی که می‌گفت اگر کاملاً تسلیم شود، دیگر هیچ‌چیزی از خودش باقی نمی‌ماند. او گاهی زیر لب، بی‌آن‌که کسی بشنود، می‌گفت: «من هنوز هستم.» همین جمله کوتاه، گاهی تنها چیزی بود که نگهش می‌داشت. مریم هنوز در کابل زندگی می‌کند؛ هنوز همان خانه، همان کوچه، همان پنجره. هنوز دختر است، اما دختری که زودتر از وقتش سنگینی دنیا را یاد گرفته. او از مکتب باز ماند، اما قصه‌اش آن‌جا تمام نشد؛ قصه‌اش کش آمد و طولانی شد، مثل روزهایش، مثل انتظارش. او یکی از هزاران دختری است که زندگی‌شان بی‌صدا تغییر کرد؛ نه با انفجار و نه با فریاد، بلکه با یک تصمیم، با یک درِ بسته، با یک زنگی که دیگر به صدا درنیامد. روایت مریم، روایت سکوت است؛ سکوتی که هر روز بلندتر می‌شود و اگر شنیده نشود، یک نسل را در خود خفه می‌کند. و مریم، هر صبح که بیدار می‌شود، هنوز ناخودآگاه گوش می‌دهد؛ شاید جایی، خیلی دور، زنگی دوباره به صدا درآید. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 121 بازدید

همزمان با یک هزار و ۵۸۰مین روز بسته‌ماندن مکتب‌های بالاتر صنف ششم به روی دختران و زنان در افغانستان، سازمان دید‌بان حقوق بشر، ادامه‌ی این وضعیت را «نقض آشکار حقوق بشر» عنوان کرده است. این نهاد امروز (یک‌شنبه، ۲۸ جدی) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که ممنوعیت آموزش دختران در افغانستان یکی از جدی‌ترین نمونه‌های بی‌عدالتی ساختاری علیه زنان و دختران در کشور به‌شمار می‌رود. این نهاد در ادامه تاکید کرده است که سکوت در برابر این وضعیت، به تداوم بی‌عدالتی کمک می‌کند و از شهروندان، نهادهای حقوق بشری و جامعه‌ی جهانی خواسته است که با بلندکردن صدا، شریک‌سازی این پیام و مطالبه اقدام عملی، در برابر این محدودیت‌ها واکنش نشان دهند. همچنین سازمان دید‌بان حقوق بشر افغانستان در ادامه افزوده است که آموزش دختران نمی‌تواند حتا یک روز دیگر به تعویق بیفتد و ادامه‌ی این ممنوعیت، پیامدهای جبران‌ناپذیری بر آینده نسل‌های بعدی خواهد داشت. قابل ذکر است که حکومت سرپرست پس از بازگشت به قدرت، آموزش دختران بالاتر از صنف ششم را در سراسر کشور ممنوع کرده‌اند؛ تصمیمی که با واکنش‌های گسترده داخلی و بین‌المللی روبرو شده، اما با گذشت بیش از چهار سال، هم‌چنان پابرجا مانده است. پیش از این نیز، شماری از نهادها و فعالان حقوق بشر، با راه‌اندازی کارزارهای خواستار بازگشت بدون قیدوشرط دختران به مرکزهای آموزشی شده‌اند. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 162 بازدید

منابع از میان مهاجران اهل افغانستان در پاکستان می‌گویند که یک دختر ۱۵ ساله‌ی افغانستانی از ۱۸ روز به این طرف در منطقه اتک پاکستان مفقود شده و تا اکنون هیچ اطلاعی از وضعیت او در دست نیست. پدر این دختر در صحبت با رسانه‌ها گفته‌اند که دخترش از اول جنوری پس از رفتن به کورس، در منطقه اتک پاکستان تا اکنون به خانه برنگشته است. در گزارش آمده است که این دختر ۱۵ ساله، محدثه نام دارد. گزارش به نقل از پدر محدثه نوشته است که با وجود تلاش‌های گسترده و پیگیری در نهادهای بین‌المللی و داخلی در پاکستان، تا اکنون هیچ اطلاعاتی از وضعیت او به دست نیامده است. این مرد در ادامه تاکید کرده است که به‌دلیل نداشتن ویزا، نهادهای مسوول از رسید‌گی به این رویداد خودداری کرده‌اند و از دولت پاکستان خواسته است برای یافتن دخترش اقدام کند. این رویداد در شرایطی رخ می‌دهد که شرایط زندگی پناه‌جویان افغانستانی در پاکستان بسیار دشوار شده است. روزانه صدها تن از پناه‌جویان اهل افغانستان از این کشور به گونه اجباری اخراج می‌شوند و مشکلات امنیتی آنان در طول ماه‌های اخیر افزایش یافته است. این در حالی است که نبود دسترسی پناه‌جویان اهل افغانستان به حمایت‌های قانونی و اجتماعی، خطراتی مانند مفقود شدن کودکان و زنان را بیش‌تر می‌کند. قابل کرده است که پاکستان پس از توقف روند تمدید ویزای پناه‌جویان افغانستان، بارها خبرنگاران، فعالان حقوق بشر و فعالان حقوق زن را بازداشت و شماری از آنان را اخراج کرده است. قابل ذکر است که پس از بازگشت دوباره‌ی حکومت فعلی به قدرت، بسیاری از نظامیان حکومت پیشین، کارمندان دولتی، خبرنگاران و فعالان حقوق بشر که به کشورهای همسایه مهاجر شده‌‌اند تا هنوز موفق به دریافت ویزای کشورهای مهاجرپذیر نشده‌اند. بسیاری از این پناه‌جویان که توسط کشورهای میزبان به افغانستان بازگردانده شده‌اند.

ادامه مطلب