برچسب: دختران

5 روز قبل - 85 بازدید

رفیع‌اللّٰه احمدزى، پناه‌جوی افغانستانی به جرم تجاوز به یک دختر ١٧ ساله در اسکاتلند به ٩ سال زندان محكوم شد. پولیس اسکاتلند روز گذشته (سه‌شنبه، ۲ جدی) با نشر اعلامیه‌ای گفته است که اين رویداد در عقرب سال گذشته در یک پارک در اسكاتلند رخ داده بود و آقای احمدزی اتهام تجاوز را رد کرد و گفت که یک رابطه جنسی مبتنی بر رضایت بود. توماس ولش، قاضی دادگاه عالی ادینبرو در اسکاتلند این رویداد را «وحشتناک و خشونت‌آمیز» توصیف کرد. رفیع‌الله احمدزی متهم به اتهام تهدید و رفتار آزارگرانه نیز محکوم شناخته شد. شاون الکساندر، وکیل مدافع این پناه‌جوی افغانستانی گفته است که احمدزی متولد افغانستان است و در سال ۲۰۲۳ میلادی پس از یک سفر طولانی و دشوار به بریتانیا رسیده است. همچنین آقای احمدزی گفته است که در دوران نوجوانی به اردوی ملی افغانستان پیوسته بود، اما پس از تصرف منطقه توسط حکومت فعلی بازداشت شد. به گفته‌ی او، وی موفق شده همراه با چند زندانی دیگر از زندان حکومت سرپرست فرار کند، اما هنگام فرار یک گلوله به بازویش اصابت کرده است. وکیل مدافع احمدزی تاکید کرد که صدور حکم زندان در این پرونده اجتناب‌ناپذیر است، اما هشدار داد که موکلش ممکن است با خطر اخراج به کشوری روبرو شود که جانش در آن تهدید خواهد شد. پولیس اسکاتلند نیز در بیانیه‌ای اعلام کرد: «رفیع‌الله احمدزأی اکنون با پیامدهای اعمال خود روبه‌رو خواهد شد. ما امیدواریم این محکومیت و حکم صادرشده پیام روشنی بدهد که خشونت جنسی هیچ جایگاهی در جامعه ما ندارد.»

ادامه مطلب


6 روز قبل - 90 بازدید

روزنامه نیویورک پست گزارش داده است که چندین دختر نوجوان افغانستانی در ابوظبی ادعا کردند که در جریان تخلیه از افغانستان از سوی مردان مسن‌تری که برخلاف میل‌شان مجبور به ازدواج با آن‌ها شده بودند، مورد آزار جنسی قرار گرفتند. این روزنامه با نشر گزارشی گفته است که برخی دختران ادعا کردند که برای یافتن جا در پروازهای تخلیه، به ازدواج اجباری واداشته شدند. روزنامه نیویورک پست تاکید کرده است که گزارش‌های مشابهی از پناه‌جویانی که به پایگاه «فورت مک‌کوی» در ایالت ویسکانسین منتقل شده بودند نیز منتشر شده است. در گزارش آمده است که پیش از این نیز گزارش‌هایی وجود داشته که نشان می‌داد برخی از افغانستانی‌هایی که در کنار نیروهای آمریکایی می‌جنگیدند، دست به جنایت‌های سنگین از جمله نگه‌داشتن پسران به‌عنوان برده جنسی زده‌اند. در ادامه آمده است که حکومت آمریکا تمایل چندانی به پیگیری و مجازات عاملان این جرایم نشان نداده است. به‌جای جلوگیری از ورود قاچاقچیان کودک به خاک آمریکا، وزارت خارجه مسوولیت را به نهادهای دیگر موکول کرده است. در یکی از گزارش‌های داخلی وزارت خارجه آمده است که کارکنان پذیرش در فورت مک‌کوی با چند مورد از دختران زیرسن قانونی روبرو شده‌اند که به‌عنوان «همسر» مردان بزرگسال افغانستانی معرفی می‌شدند و حتی خانواده‌های چندهمسری نیز وجود داشته است. اما به‌جای بررسی جدی، وزارت خارجه این گزارش‌ها را «موردی و غیررسمی» خواند و عملا آن‌ها را کنار گذاشت. روزنامه نیویورک پست افزوده است که دفتر اسکان مجدد افغان‌ها در وزارت خارجه آمریکا نقش مهمی در این بی‌توجهی داشته است. افشاگران گفته‌اند نه‌تنها قاچاق کودکان جدی گرفته نشد، بلکه بسیاری از بررسی‌های امنیتی معمول نیز انجام نشده است؛ از جمله بررسی نام‌ها برای شناسایی سابقه‌های مشکوک یا اطلاعات منفی موجود در پرونده‌های دولتی. در گزارش آمده است که حتی در برخی موارد، طبق تحقیقات رسمی، به کارکنان گفته شده بود پرونده‌هایی را پیگیری کنند که نام افرادشان با نام مظنونان در فهرست‌های تروریستی یا جنایی شباهت داشت. بعد از حمله یک پناه‌جوی افغانستانی به دو عضو گارد ملی آمریکا در نوامبر گذشته، دوباره توجه‌ها به روند تخلیه افغان جلب شده است. این روزنامه می‌گوید با توجه به وعده حکومت ترامپ برای بررسی دوباره پرونده‌ها، حالا زمان آن رسیده است که موضوع قاچاق و آزار کودکان در جریان خروج از افغانستان به‌طور جدی بررسی و پیگیری شود.

ادامه مطلب


1 هفته قبل - 111 بازدید

حامد کرزی، رییس جمهور پیشین افغانستان درتازه‌ترین مورد اعلام کرد که امیدوار است «برای آینده روشن افغانستان»، مکاتب و دانشگاه‌ها به روی دختران بازگشایی شود تا بتوانند روی پای خود بایستند و در خدمت کشور قرار گیرند. آقای کرزی امروز (شنبه، ۲۹ قوس) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که علم و دانش، اصلی‌ترین ابزار پیشرفت و عزت هر جامعه است. وی در بخشی از پیامش تاکید کرده است: «واضح است که دانش و فهم، وسیله اصلی پیشرفت و افتخار در هر جامعه‌ای است. برای خودکفایی کشور عزیزمان، به صدها هزار پزشک، مهندس، اقتصاددان، متخصص فناوری و سایر رشته‌های مرد و زن نیاز است.» او در ادامه افزوده است: «بر این اساس، از همه دانش‌آموزان می‌خواهم که سخت تلاش کنند و در علوم علمی و اجتماعی به مدارج عالی دست یابند.» رییس جمهور پیشین افغانستان این سخنان را به مناسب پایان سال تحصیلی و آمادگی دانش‌آموزان به امتحان کانکور بیان کرده که در آن دختران از رفتن به مکتب و اشتراک در کانکور محروم هستند. حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


3 هفته قبل - 115 بازدید

خبرگزاری رویترز گزارش داده است که دو پناه‌جوی نوجوان اهل افغانستان به اتهام تجاوز به یک دختر ۱۵ساله در بریتانیا به حبس طولانی محکوم شدند. رویترز گزارش داد که دختر قربانی در زمان تجاوز مست بود اما توانسته بود ویدیویی از خود ضبط کند. این دو نوجوان اهل افغانستان این دختر را از دوستانش جدا کردند و در یک پارک به وی تجاوز کردند. در این ویدیو که در جلسه دادگاه پخش شد، صدای گریه بلند و فریادهای او شنیده می‌شد که «لطفاً کمکم کنید، رهایم کنید، می‌خواهم خانه بروم.» در گزارش آمده است که دادگاه «جان جهانزیب»، ۱۷ ساله را به بیش از ۱۰ سال و «اسرار نیازل»، ۱۷ ساله را به بیش از ۹ سال زندان محکوم کرد. وکیل نیازل گفت که پدر موکلش عضو ارتش پیشین افغانستان بود و سال گذشته توانست از مسیر کانال مانش به بریتانیا بیاید. جهانزیب نیز سال گذشته از این مسیر و پس از چندبار تلاش ناکام وارد بریتانیا شده بود. خبرگزاری رویترز گزارش داده است که سیلویا بِرتودانو، قاضی دادگاه گفته است که این دوپناه‌جوی افغانستانی پس از ختم دوره زندان مستحق اخراج از بریتانیا خواهند بود. او تاکید کرده است که آنها به اعتماد عمومی و وضعیت دیگر پناه‌جویان، خیانت کرده‌اند. این در حالی است که ماه گذشته نیز یک شهروند افغانستان در بریتانیا به تجاوز به یک دختر ۱۲ ساله اعتراف کرد. قابل ذکر است که این جرایم پناه‌جویان بار دیگر به بحث‌های سیاسی داغ حول پناه‌جویان در بریتانیا دامن زده و فشارها بر حکومت کی‌یر استارمر برای جلوگیری از ورود مهاجران غیرقانونی از مسیر کانال مانش را افزایش داده است.

ادامه مطلب


3 هفته قبل - 61 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد اعلام کرده است که دختران باید در همه فضاها، چه آنلاین و حضوری، احساس امنیت کنند تا بتوانند بیاموزند، و به توانایی‌های خود دست یابند. این سازمان با نشر اعلامیه‌ای گفته است که امنیت تنها به معنای حفاظت فیزیکی نیست، بلکه زمینه اعتمادبه‌نفس دختران را برای کشف فرصت‌ها و تحقق پتانسیل‌هایشان نیز فراهم می‌کند. یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد از دولت‌ها و نهادهای جامعه مدنی خواسته است که با ایجاد محیط‌های امن و حمایت‌کننده، زمینه رشد، آموزش و پیشرفت همه دختران را تضمین کنند. قابل ذکر است که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


3 هفته قبل - 73 بازدید

دیری‌ست که هزاران بار در ذهنم تصمیم گرفته‌ام بنشینم و از دردهایی بگویم که در این سه سال، چون سایه‌ای سنگین و بی‌امان، از صبح تا شام و از شام تا دوباره صبح، همراهم بوده‌اند؛ دردهایی که نه‌تنها جسم و روحم را خسته کرده‌اند، بلکه معنای روز و شب را برایم دگرگون ساخته‌اند. چنان در میان اندیشه‌های بی‌پایان رها شده‌ام که نمی‌دانم چگونه باید از آن‌ها عبور کنم. می‌خواهم از روزهایی بگویم که در آن‌ها، صبر را به‌اندازه‌ی یک عمر تجربه کرده‌ام؛ روزهایی که سکوت، تحمیلی سنگین بر لبانم نشست. سکوتی که صدایی نداشت، اما آن‌قدر سنگین بود که گویی هزاران واژه‌ی ناگفته در گلویم گیر کرده‌اند؛ هرکدام می‌خواستند فریادی شوند، اما اجازه‌ی بیرون‌شدن نمی‌یافتند. در این سال‌ها، چنان برای به‌دست آوردن ابتدایی‌ترین حقوقم جنگیده‌ام که گاه احساس می‌کنم تمام انرژی و توانم در همین مبارزه‌ی خاموش و بی‌پایان صرف شده است؛ مبارزه‌ای که نه آغازی مشخص دارد و نه پایانی روشن. امروز که می‌خواهم از این‌همه رنج بنویسم، گلوی من آن‌قدر خسته و فرسوده شده که گویی بارها و بارها فریاد زده، اما به‌جای آن‌که صدایش به گوش کسی برسد، در همان نزدیکی خاموش شده و دوباره به درونم بازگشته است. آن‌قدر در درون خود فریاد کشیده‌ام که حالا، تنها نشانه‌ی گلوی من همین خستگی، خشکی، و ناتوانی‌ست در گفتن حرف‌هایی که سال‌هاست در دلم جمع شده‌اند. انگشتانم، که روزگاری با شوق روی کاغذ حرکت می‌کردند، حالا آن‌چنان سنگین و بی‌جان شده‌اند که گویی هر واژه‌ای که می‌خواهم بنویسم، باری‌ست سنگین بر دوشم؛ واژه‌هایی که نوشتن‌شان هم جسارت می‌خواهد و هم تحمل. قلمی که در دست دارم، گاهی در میان نوشته‌هایم مکث می‌کند؛ انگار خودش هم نمی‌خواهد بیش از این، بار این دردها را به دوش بکشد. رنگش نه به‌خاطر پایان‌یافتن مرکب، بلکه به‌دلیل فرسودگی از حجم احساساتی‌ست که در دلش انباشته شده‌اند. قلمی که هرچه بیشتر نوشته‌ام، بیشتر فرسوده شده؛ و حالا، من و قلمم، دو همراه خسته‌ایم که آهسته به آخر خط نزدیک می‌شویم. این منم…  دختری که شعرهایش از عمق قصه‌های رابعه‌ی بلخی جان می‌گیرد، از جسارت واژه‌های سعید جمال‌الدین الهام می‌گیرد، از کوه‌های بابا استقامت می‌آموزد و از دره‌های واخان لطافت. دختری که جغرافیای وطنش را نه صرفاً به خاطر سپرده، بلکه با تمام وجود عاشق آن بوده است؛ از بادهای تند شمال‌غرب گرفته تا هوای شفاف شمال‌شرق، از خاک نرم دشت‌ها تا برف‌های سخت قله‌ها، همه برایش معنای زندگی، آزادی و امید داشته‌اند. دختری که قصه‌ی سلطان راضیه در رگ‌هایش جریان داشت و حماسه‌های احمدشاه ابدالی در ذهنش همچون چراغی همیشه روشن باقی مانده بود. اما این روزها…  احساس می‌کنم بخش بزرگی از وجودم، مثل مسئله‌ای پیچیده از کتاب ریاضی، در دل یک فرمول بی‌رحمانه خلاصه شده؛ مثل خطی که از دل یک جمله‌ی طولانی خط خورده باشد. حالا نه ارزشم مشخص است و نه نقشم. انگار تمام آنچه در این سال‌ها آموخته بودم، همه‌ی امیدهایی که به آینده دوخته بودم، به «اختصار» رسیده‌اند؛ به یک سکوت بی‌انتها و به نگاهی که از پشت پنجره‌ای بسته، تنها تماشاگر رویاهای از دست‌رفته‌اش است. از کدام درد بگویم؟ از دختری که هر مضمون مکتبش را با عشق می‌خواند، دختری که صبح‌ها با شوق از خواب می‌پرید تا ادامه‌ی کتابی را بخواند که شب قبل نیمه‌کاره رهایش کرده بود؟ از دختری که ساعت‌ها در میان ورق‌های کتاب گم می‌شد و با هر صفحه فکر می‌کرد دنیا چقدر بزرگ است و چقدر برای آموختن هست؟ اما امروز… همان کتاب‌ها در صندوق‌های بسته خوابیده‌اند؛ صندوق‌هایی که هر روز لایه‌ای تازه از غبار، روی‌شان می‌نشیند. کتاب‌هایی که حالا مثل رویاهایی شده‌اند که یکی‌یکی زیر خاک آرزوهای ناتمام مدفون شدند. از چه بگویم؟ از آرزوهایی که هنوز فرصت شکفتن نیافته بودند اما ناگهان پاییزشان رسید؟ از امیدهایی که پیش از آن‌که به آسمان برسند، در نیم‌راه سقوط کردند؟ نوشتن این حرف‌ها شاید ساده به‌نظر برسد، اما عمق این درد را فقط کسی می‌فهمد که هر صبح با امید بیدار شده و شب، با دلی سنگین، دوباره به تاریکی برگشته باشد. گاهی فکر می‌کنم: برای چه بنویسم؟ برای که بخوانم؟ وقتی دنیای اطرافم چنان تنگ و محدود شده که حتی گفتنِ یک جمله‌ی آرام هم باید با احتیاط باشد، چرا باید قلبم را وا کنم؟ وقتی خنده‌هایم را کوتاه می‌کنم که مبادا کسی نگاهی کند، وقتی آرزوهایم را در دل خفه می‌کنم که مبادا کسی تعبیر نادرستی از آن داشته باشد، وقتی حتی قدم‌زدن در کوچه، برایم با هزار فکر و نگرانی همراه است… پس من چگونه از عمق روحم سخن بگویم؟ اما باز هم می‌گویم، باز هم می‌نویسم، چون نوشتن، تنها چیزی‌ست که مرا هنوز زنده نگه می‌دارد. از روزهایی می‌گویم که لباس دوختم، طرح زدم، نخ و سوزن در دست گرفتم و ساعت‌ها پای کار نشستم، اما همان لباس‌هایی که با عشق دوخته بودم، هرگز بر تنم ننشستند؛ لباس‌هایی که قرار بود بخشی از زیبایی زندگی‌ام باشند، اما فقط در صندوقی بسته باقی ماندند. از کتاب‌هایی می‌گویم که با اشتیاق ورق زدم، صفحاتی که هر کدام را با لبخند و امید باز می‌کردم… اما حالا لابه‌لای غبار پنهان‌اند، و شاید ماه‌هاست که حتی یک‌بار هم باز نشده‌اند… از نیمکتی بگویم که صد بار در خیال کنار آن نشستم، اما در دنیای واقعی فقط دیوار بود که پاسخ صدایم را پس می‌داد. حالا، هر بار که دوباره به آن نیمکت خیالی فکر می‌کنم، حس می‌کنم تمام دنیا در فاصله‌ای میان «خیال» و «واقعیت» گیر افتاده؛ فاصله‌ای که هر روز بزرگ‌تر می‌شود، و من هرچه دست دراز می‌کنم، به هیچ‌جایش نمی‌رسم. گاهی با خودم می‌گویم: اگر قرار است واقعیت این‌قدر تنگ و تاریک باشد، چرا خیال را هم از من گرفتند؟ چرا همان سهم کوچک آرامشم را بریدند؟ من که فقط چند دقیقه قدم‌زدن می‌خواستم، چند صفحه خواندن، چند ساعت نفس‌کشیدن بدون ترس… مگر این‌ها چقدر زیاد بود؟ گاهی چنان حس می‌کنم که انگار درون اتاقی کوچک با شیشه‌های مات زندانی شده‌ام؛ بیرون را می‌بینم، اما نمی‌توانم لمسش کنم. صدای زندگی را می‌شنوم، اما در من ادامه نمی‌یابد. آدم‌ها را می‌بینم که می‌خندند، روزشان را آغاز می‌کنند، آینده می‌سازند… اما من، فقط نظاره‌گرم. نظاره‌گری که هیچ‌کس نمی‌پرسد در دلش چه می‌گذرد، که چرا این‌قدر ساکت است. سکوتی که دیگر انتخاب نیست— یک نوع زندان است. زندانِ بی‌در، بی‌پنجره، بی‌نگهبان… فقط دیوارهایی دارد که هر روز بلندتر می‌شوند، و من هر روز کوتاه‌تر. می‌دانم… می‌دانم که دنیا همیشه مهربان نیست. اما هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم روزی برسد که مجبور شوم بخشی از خودم را در صندوق بگذارم؛ کنار کتاب‌ها، کنار لباس‌ها، کنار امیدهایی که حالا کاغذی شده‌اند و لایه‌لایه پاره می‌شوند. هیچ‌گاه تصور نمی‌کردم که روزی برسد که برای گفتن یک جمله، صدهزار بار آن را در ذهنم مرور کنم؛ مبادا اشتباه گفته شود، مبادا نگاهی اشتباه سویم پرتاب شود، مبادا حتی نفس کشیدنم زیادی به نظر برسد… و تازه اینجاست که می‌فهمم چرا بعضی آدم‌ها خاموش می‌شوند، چرا آرزوها بی‌صدا می‌میرند، چرا انسان، گاهی آرام‌آرام خودش را از دست می‌دهد بدون آنکه کسی متوجه شود… این سه سال، چنان مرا در خود پیچاند که گاهی حس می‌کنم زمان شکل دیگری پیدا کرده. روزها یا بی‌نهایت طولانی‌اند یا آن‌قدر کوتاه که حتی جا برای یک لبخند نمی‌ماند. نه خورشید معنای گذشته را دارد، نه شب آرامشی برای دل مانده. همه‌چیز فقط تکرار شده: تکرار سکوت، تکرار فکر، تکرار حسرت، تکرار ترس… و من، مثل کسی که در میان مه گم شده باشد، هرچه جلوتر می‌روم، چیزی روشن‌تر نمی‌شود… فقط مه، بیشتر دورم را می‌گیرد. گاهی با خودم فکر می‌کنم: اگر روزی برسد که دوباره بتوانم بخندم، دوباره بی‌واهمه قدم بزنم، دوباره کتابی را باز کنم و نفس عمیق بکشم… آیا همان دختر سابق می‌شوم؟ یا بخشی از من برای همیشه در همین سال‌ها جا مانده است؟ راستش را بخواهی، نمی‌دانم. اما می‌دانم که هر شب، پیش از خواب، چشم‌هایم را می‌بندم و همه‌ی آن چیزهایی را که از من گرفته شد، در خیال پس می‌گیرم: مکتبم را، نیمکتم را، دوستم را، کتاب‌هایم را، آزادی قدم‌هایم را. در خیال، دوباره دختری می‌شوم که از پشت پنجره‌ی باز، هوا را عمیق نفس می‌کشد؛ دختری که می‌تواند ساعت‌ها بنویسد، بی‌آن‌که بترسد جمله‌ای از قلمش سرریز شود و برایش دردسر بسازد؛ دختری که وقتی می‌خندد، مجبور نیست دستش را روی لبانش بگذارد تا صدایش زیاد نشود. خیال… تنها جایی‌ست که هنوز زنده‌ام. اما حقیقت این است: هر صبح که بیدار می‌شوم، همین خیال، مثل دودی نازک، از لای انگشتانم می‌گریزد و من دوباره در همان اتاق کوچک، همان سکوت سنگین، و همان روزهای بی‌پایان گیر می‌مانم… گاهی چنان دلم برای خودم تنگ می‌شود که نمی‌دانم گریه کنم یا فقط بنویسم. حس می‌کنم آن دختری که بودم، پشت دروازه‌ای ایستاده و هرچه صدا می‌زند، صدایش به من نمی‌رسد. من هم هرچه دستم را دراز می‌کنم تا او را لمس کنم، فاصله کم نمی‌شود. انگار هر دو از هم دور می‌شویم؛ من، به اجبار زمان و شرایط؛ او، به اجبار فراموشی و درد. اما با تمام این‌ها… این را می‌دانم: هنوز زنده‌ام. و تا وقتی زنده‌ام، می‌نویسم. می‌نویسم، چون نوشتن تنها چیزی‌ست که از من نگرفته‌اند. چون هر واژه‌ای که روی کاغذ می‌نشیند، مثل جوی کوچکی‌ست که از دل سنگ می‌گذرد و راهش را پیدا می‌کند— اگرچه آهسته، اگرچه سخت، اما می‌گذرد. و شاید… شاید روزی برسد که همین واژه‌ها، همین سطرها، همین دردهای نوشته‌شده، پلی شوند میان منِ امروز و منِ گم‌شده. شاید روزی پیدا شوم… یا شاید روزی دوباره زاده شوم. اما تا آن روز، با تمام زخم‌ها، با تمام سکوت‌های تحمیلی، با تمام نفس‌هایی که در گلو مانده‌اند، همچنان می‌نویسم… چون این آخرین چیزی‌ست که هنوز «من» را زنده نگه داشته است. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


1 ماه قبل - 74 بازدید

نمایند‌گی اتحادیه اروپا برای افغانستان درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که از آموزش دختران و زنان در این کشور حمایت می‌کند. این نمایند‌گی امروز (شنبه، ۸ قوس) با نشر پیامی به مناسبت روز «OrangeTheWorld» در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که آموزش برای همه، کلید کاهش آسیب‌پذیری است. نمایندگی اتحادیه اروپا در ادامه با تکیه بر آموزش، بر اهمیت ساختن آینده‌ای عاری از هرگونه خشونت نیز تاکید کرده است. این اتحادیه در حالی بر اهمیت آموزش دختران تاکید می‌کند که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. در همین حال، سازمان ملل متحد می‌گوید خشونت علیه زنان و دختران افغانستان طی دو سال گذشته ۴۰ درصد افزایش یافته است.

ادامه مطلب


1 ماه قبل - 118 بازدید

سازمان عفو بین‌الملل آمریکا درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که جایزه سالانه این نهاد به پشتنه درانی، فعال حقوق بشر از افغانستان و جزمین رومرو اپیایو، نماینده یک جنبش فمینیستی کلمبیا اهدا شد. عفو بین‌الملل روز (شنبه، ۱ قوس) با نشر اعلامیه‌ای نوشته است که این جایزه به زنان شجاعی اهدا می‌شود که برای حفاظت از حقوق زنان و کودکان در شرایط دشوار تلاش می‌کنند. این جایزه شامل یک کمک‌هزینه ۲۰ هزار دالری است. در اعلامیه آمده است که پشتنه درانی، در زمینه‌ی آموزش دختران زیر حاکمیت حکومت فعلی فعالیت دارد و مکتب «آموختن» را به‌صورت زیرزمینی اداره می‌کند. پشتنه درانی، دانش‌آموخته‌ی دانشگاه هاروارد و بنیان‌گذار مکتب «آموختن» است؛ نخستین مکتب دیجیتال در افغانستان که اکنون برای حفاظت از دختران افغانستان زیرزمینی عمل می‌کند. وی تاکید کرد: «این جایزه متعلق به هر دختر افغانستان است که هنوز رویای آموختن در سر دارد و هر زنی که حاضر نیست از حقوق خود دست بکشد.» او همچنان نویسنده‌ی کتاب خاطره‌های «آخرین کسی که غذا می‌خورد، آخرین کسی که می‌آموزد» است و پیش‌تر جایزه‌های متعددی، از جمله قهرمان آموزش جهانی بنیاد ملاله و جایزه‌ی ۱۰۰ زن برتر بی‌بی‌سی  را دریافت کرده است. برنده دیگر، جزمین رومرو اپیایو، نماینده بنیاد جنبش فمینیستی دختران و زنان قوم وایو از کلمبیا است. قوم وایو یکی از جوامع بومی شمال کلمبیا و ونزوئلا است که با سنت‌های ریشه‌دار، پیوند با طبیعت و صنایع دستی رنگارنگ شهرت دارد. جزمین رومرو با تلفیق دانش سنتی قوم وایو و روش‌های مدرن، از حقوق زنان و دختران و همچنین حفاظت از سرزمین‌های بومی در برابر خشونت و استخراج غیرقانونی منابع دفاع می‌کند. در حالی این جایزه به پشتنه اهدا می‌شود که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


1 ماه قبل - 65 بازدید

همزمان با روز جهانی کودک، حامد کرزی، رییس ‌جمهور پیشین افغانستان می‌گوید که کودکان به عنوان آینده‌سازان کشور بیش از همه نیازمند آموزش، توجه و حمایت هستند. آقای کرزی امروز (پنج‌شنبه، ۲۹ عقرب) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود به مناسبت روز جهانی کودک گفته است که تعلیم و آموزش حق هر کودک است. وی در تاکید کرده است: «اطفال ما در صورتی می‌توانند آینده‌ی درخشان داشته تا در پیشرفت و آبادی وطن، نقش‌ آفرینی و در میدان‌های جهانی عرض اندام کنند که امروز فرصت فراگیری دانش، تخصص و مهارت لازم را داشته باشند.» او تصریح کرد که فراگیری آموزش نیاز ضروری جامعه برای پیشرفت و توسعه کشور به شمار می‌رود. رییس ‌جمهور پیشین کشور افزوده است که با باز شدن دروازه‌های مکاتب و دانشگاه‌ها، باید فرصت تعلیم و تحصیل همگانی در کشور فراهم شود. او گفته است: «از همین رو، ایجاب می‌کند هرچه زودتر درب مکاتب و دانشگاه‌ها به روی تمام فرزندان ما اعم از دختران و پسران گشوده شود.» قابل ذکر است که حکومت سرپرست پس از بازگشت به قدرت، مکاتب بالاتر از صنف ششم و دانشگاه را به‌روی دختران بست؛ اقدامی که با محکومیت گسترده داخلی و بین‌المللی مواجه شده است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. حامد کرزی در این مدت پیوسته بر بازگشایی مکاتب و دانشگاه‌ها به‌روی دختران تاکید کرده است.

ادامه مطلب


1 ماه قبل - 124 بازدید

هم‌زمان با فرارسیدن روز جهانی دانشجو، اتحاد فعالان حقوق بشر هشدار داده است که سیاست‌های محروم‌سازی زنان و دختران از آموزش، یکی از بی‌سابقه‌ترین و سازمان‌یافته‌ترین حمله‌ها به حق تحصیل در جهان معاصر است. این نهاد با نشر اعلامیه‌ای در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که محرومیت دختران از آموزش بخشی باعث نابودی آگاهی، هویت و ظرفیت فکری نسل آینده‌ی افغانستان می‌شود و این پروژه در چهارچوب حقوق بین‌الملل می‌تواند «مصداق نسل‌کشی فرهنگی، آپارتاید جنسیتی و جنایت علیه بشریت» دانسته شود. در ادامه آمده است که محدودیت‌های آموزشی بر زنان یک روند پراکنده و تصادفی نیست و این روند با حذف زنان از آموزش، باعث می‌شود نیمی از جامعه را از مشارکت اقتصادی، اجتماعی و فکری محروم سازند. در بخشی از اعلامیه آمده است که رفتارها علیه زنان و دختران مصداق روشن «نسل‌کشی فرهنگی» است. اتحاد فعالان حقوق بشر از جامعه‌ی جهانی، سازمان ملل، نهادهای بین‌المللی آموزشی و دانشگاه‌های جهان خواسته است که سرکوب زنان در افغانستان را «نسل‌کشی فرهنگی و آپارتاید جنسیتی» به رسمیت بشناسند. آنان تاکید می‌کنند که آینده‌ی افغانستان بدون آموزش زنان ممکن نیست و سکوت جهانی در برابر «سیستماتیک‌ترین سرکوب آموزشی عصر حاضر» زمینه را برای گسترش این بحران فراهم می‌کند. در حالی این انتقادات مطرح می‌شود که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب