برچسب: #خانواده

10 ماه قبل - 410 بازدید

نویسنده: مهدی مظفری کودکان، گویی صفحه‌ای خالی هستند که آموزه‌ها و باورها به آسانی بر آن نقش می‌بندند. این ویژگی، دینداران را بر آن داشته تا از روش‌های مختلفی برای آموزش و تبلیغ دین به کودکان استفاده کنند. در سلسله شماره‌گان قبلی این مقاله، دو روش از شیوه‌های مستقیم تبلیغ دین به کودکان را مورد بحث قرار دادیم. حال با یکی دیگر از این روش‌ها که «تلقین» است، آشنا می‌شویم. اما این روش چه ابعادی دارد و استفاده از آن در تبلیغ دین برای کودکان چه پیامدهایی می‌تواند به همراه داشته باشد؟ تلقین در تبلیغ دین برای کودکان، به معنای انتقال باورها و آموزه‌های دینی به طور مستقیم و بدون تشویق به تفکر انتقادی و پرسشگری است. این روش غالباً از طریق تکرار جملات و عبارات مذهبی، قصه‌گویی‌های دینی و القای فضایی احساسی و معنوی انجام می‌شود. پیامدهای تلقین و تلقین‌پذیری تربیت و هدایت و تبلیغ، در بهترین حالت، بستری را فراهم می‌کنند تا افراد بتوانند استعدادهای ذاتی خود را شکوفا کنند و از آن‌ها در مسیر خیر و صلاح استفاده کنند. اما در مقابل، تلقین به عنوان یک روش آموزشی و تربیتی، نه تنها به شکوفایی این استعدادها کمکی نمی‌کند، بلکه می‌تواند مانعی بر سر راه آن باشد. هنگامی که فردی چیزی را نه به دلیل منطق و درستی آن، بلکه به دلیل ترس یا احترام به گوینده می‌پذیرد، به تلقین روی آورده است. این امر پیامدهای منفی متعددی در ابعاد شخصیتی، فرهنگی و اخلاقی به دنبال دارد. از منظر روان‌شناسان برجسته کودک و آموزش، مانند فریره و فاندز، آموزش تلقینی زمینه‌ای را برای ستم‌پذیری و اطاعت کورکورانه فراهم می‌کند. در این روش آموزشی، مربی یا مبلغ با لحنی جذاب و بدون ایجاد فرصتی برای تفکر و تحلیل، دانش‌آموزان را به حفظ و بازگویی مطالب ترغیب می‌کند. هدف نهایی این نوع آموزش، تبدیل فرد به "ظرفی خالی" است که پذیرای افکار و عقاید مربی باشد. در این فضا، عقل انسان از نوآوری و خلاقیت محروم می‌شود و به مرور، افرادی مطیع و سازگار با شرایط موجود پرورش می‌یابند. چنین افرادی نه تنها تمایلی به یادگیری و حل مشکلات اجتماعی از خود نشان نمی‌دهند، بلکه در برابر ظلم و ستم نیز سکوت می‌کنند. به واقع در الگوی القایی پذیرش كوركورانه نظريات مطرح است و یادگیرنده حالت غیرفعال و دریافت کننده و یا ضبط کننده دارد. او مجبور است که مطالب را  بی‌کم و کاست ضبط و طوطی‌وار قبول و حفظ کند. تلقین‌پذیری هم رشد فرد را متوقف می‌کند و هم او را متعصب بار می‌آورد. فرد تلقین‌پذیر نه تنها آنچه را که قبول کرده ادراک نمی‌کند؛ بلکه از درک چیزهای جدید نیز ناتوان است و نسبت به آنچه فرا گرفته، تعصب دارد. او حاضر به بحث و بررسی درباره آنچه پذیرفته نیست و نمی‌خواهد آنچه را که به او تلقین شده مورد ارزیابی قرار دهد؛ چون افکار او پایه شخصیتش را تشکیل می‌دهند و ارزیابی آنها موجب تزلزل وی خواهد شد. از آثار دیگر تلقین و تلقین‌پذیری دشمنی با آنهایی است که عقاید فرد را مورد تردید و سؤال قرار می‌دهند. این در حالی است که یکی از ویژگی‌های تربیت‌شدگان و هدایت شده‌گان از نظر قرآن برای کسانی است که همواره بهترین قول‌ها را می‌شنوند و به بهترین آن عمل می‌کنند. محدوده کاربرد تلقین با وجود پیامدهای ذکر شده که به لحاظ شخصیتی، فرهنگی و اجتماعی به دنبال به کارگیری تلقین در تبلیغ دین پیدا می‌شود، باید اقرار کرد که نمی‌توان به صورت مطلق به طرد و نامطلوبی این روش حکم داد. حقیقت این است که روش‌های تبلیغی و تربیتی در هر دوره از رشد انسان بر مبانی و اصول مشخصی مبتنی است که امکان و اجازه کاربرد آن روش را فراهم می‌نماید. به طور کلی باید یادآور شد که زمانی امکان خرده گرفتن بر روش تلقین وجود دارد که هدف از آموزش و کاربرد آن یادگیری مفاهیم، نظریه‌ها و آموزه‌ها، بدون استدلال و دلیل باشد یا هنگامی که نتیجه و محصول آموزش باعث  ایجاد ذهن‌های بسته شود. سؤالی در اینجا مطرح می‌شود و آن اینکه تا زمانی که تبلیغ‌شده‌گان از میزان رشد عقلانی لازم برای درک معارف دینی برخوردار نشده‌اند، چگونه می‌توان به آموزش عقلانی و مستدل آموزه‌های دینی پرداخت؟ به احتمال زیاد پاسخ این است؛ تا زمانی که درک شناختی مخاطبان تبلیغ به حد لازم نرسیده نباید از آنها انتظار داشت که استدلال‌ها و توجیه‌های منطقی درباره آموزه‌های دینی را بفهمند چه رسد به اینکه آنها را قبول کنند و مطابق آنها عمل نمایند. نکته اینجاست که برخلاف روش تلقین روش تعقلی و آموزش دین بر مبنای اندیشه برهان و استدلال با تأخیر در روند تربیت دینی وارد می‌شود. به همین دلیل است که در آموزش و تبلیغ دین به کودکان از توصیه‌های رفتاری و تلقینی بیشتر استفاده می‌کنند. همچنان که صاحب نظران تربیت دینی از جمله محقق نراقی کاربرد روشی مانند تلقین در تبلیغ و تربیت دینی را در دوره‌ای که مخاطب تبلیغ به رشد بالای شناختی نرسیده جایز می‌داند و معتقد است که طی این دوره می‌توان با عرضه و تلقین مسائل اعتقادی به صورتی ساده، کودک را با الفاظ و جملات اعتقادی مربوط به دین آشنا کرد و سپس مفاهیم و آموزه‌های اعتقادی را به او تفهیم نمود. بنابر این، در مراحل ابتدایی آموزش دینی، به ویژه در دوران کودکی، تلقین می‌تواند ابزاری کارآمد برای آشنا کردن افراد با مفاهیم و آموزه‌های دینی باشد. در این سنین، قدرت استدلال و تفکر انتقادی هنوز به طور کامل شکل نگرفته و تلقین می‌تواند نقشی حمایتی در نهادینه شدن باورها و ارزش‌های دینی ایفا کند. اما با افزایش سن و ارتقای سطح عقلانی افراد، باید از تلقین به عنوان تنها روش تبلیغ دین پرهیز کرد. در این مراحل، تمرکز بر آموزش‌های مبتنی بر استدلال، ارائه شواهد و تشویق به تفکر نقادانه از اهمیت بالایی برخوردار است. این امر به مخاطبان کمک می‌کند تا با درک عمیق‌تر و آگاهانه‌تر آموزه‌های دینی، به تعهدی پایدار و معنادار نسبت به دین دست یابند. در نهایت، می‌توان گفت که تلقین در تبلیغ دین، ابزاری با کارکرد دوگانه است که می‌تواند هم پیامدهای مثبت و هم منفی به همراه داشته باشد. استفاده از این روش باید با در نظر گرفتن شرایط و ویژگی‌های مخاطب، در کنار سایر روش‌های تبلیغی مانند آموزش‌های مبتنی بر استدلال و گفتگوی آزاد صورت گیرد.

ادامه مطلب


10 ماه قبل - 360 بازدید

خانواده، به عنوان بنیادی‌ترین نهاد اجتماعی، نقشی بی‌بدیل در شکل‌دهی شخصیت و هویت افراد ایفا می‌کند. کیفیت روابط حاکم بر این نهاد، که مستقیماً تحت تأثیر مهارت‌های ارتباطی اعضای آن قرار دارد، تعیین‌کننده سلامت روان، میزان رضایت از زندگی، و موفقیت‌های فردی و اجتماعی است. در عصر حاضر، که خانواده‌ها با چالش‌های پیچیده‌ای نظیر تغییرات پرشتاب اجتماعی، اقتصادی، و فناوری مواجه هستند، تقویت مهارت‌های ارتباطی بیش از هر زمان دیگری ضرورت یافته است. این مقاله با هدف ارائه تحلیلی جامع از مهارت‌های ارتباطی در خانواده، به تبیین مفاهیم، انواع، و راهکارهای تقویت این مهارت‌ها با رویکردی مبتنی بر شواهد علمی می‌پردازد. در این راستا، با بهره‌گیری از نظریه‌های ارتباطی و روان‌شناختی، تلاش می‌شود تا درکی عمیق‌تر از اهمیت و کارکرد مهارت‌های ارتباطی در خانواده ارائه شود و راهکارهای عملی برای بهبود این مهارت‌ها معرفی گردد. همچنین، با توجه به تنوع فرهنگی و اجتماعی خانواده‌ها، به نقش عوامل فرهنگی و اجتماعی در شکل‌دهی الگوهای ارتباطی و تأثیر آنها بر کیفیت روابط خانوادگی پرداخته می‌شود. در نهایت، با تأکید بر اهمیت آموزش و تمرین مهارت‌های ارتباطی در خانواده، به نقش نهادهای آموزشی و مشاوره‌ای در ارتقای سطح آگاهی و توانمندی خانواده‌ها در این زمینه اشاره خواهد شد. ارتباط، فرایندی پویا و تعاملی است که از طریق آن، افراد به تبادل اطلاعات، افکار، و احساسات می‌پردازند. ارتباط مؤثر در خانواده، شامل تبادل شفاف و صادقانه پیام‌ها، گوش دادن فعال، همدلی، احترام متقابل، و حل سازنده تعارضات است. بر اساس نظریه‌های ارتباطی، مانند نظریه سیستم‌های خانوادگی، خانواده به عنوان یک سیستم پویا در نظر گرفته می‌شود که در آن، هر عضو بر سایر اعضا تأثیر می‌گذارد و تحت تأثیر آنها قرار می‌گیرد. در این سیستم، الگوهای ارتباطی شکل می‌گیرند که می‌توانند سازنده یا مخرب باشند. الگوهای ارتباطی سازنده، به تقویت روابط خانوادگی و ارتقای سلامت روان اعضا کمک می‌کنند، در حالی که الگوهای ارتباطی مخرب، منجر به ایجاد تنش، تعارض، و نارضایتی می‌شوند. نظریه سیستم‌های خانوادگی، با تأکید بر تعاملات متقابل بین اعضای خانواده، به ما کمک می‌کند تا درک کنیم که چگونه الگوهای ارتباطی در طول زمان شکل می‌گیرند و چگونه می‌توان آنها را تغییر داد. همچنین، نظریه‌های روان‌شناختی، مانند نظریه دلبستگی، به ما نشان می‌دهند که چگونه تجربیات اولیه ارتباطی در خانواده، بر شکل‌گیری الگوهای ارتباطی در بزرگسالی تأثیر می‌گذارند. بر اساس این نظریه‌ها، افرادی که در دوران کودکی، روابط ایمن و حمایت‌کننده‌ای با والدین خود داشته‌اند، در بزرگسالی نیز روابط سالم‌تر و رضایت‌بخش‌تری برقرار می‌کنند. در مقابل، افرادی که تجربیات ناایمن و آسیب‌زایی داشته‌اند، ممکن است در برقراری روابط صمیمانه و مؤثر با مشکل مواجه شوند. انواع مهارت‌های ارتباطی مؤثر در خانواده گوش دادن فعال: گوش دادن فعال، فراتر از شنیدن صرف است و شامل توجه کامل به پیام‌های کلامی و غیرکلامی طرف مقابل، درک احساسات و نیازهای او، و پاسخ دادن به شیوه‌ای همدلانه و محترمانه است. گوش دادن فعال، نیازمند تمرکز و توجه کامل به صحبت‌های طرف مقابل است. در این فرآیند، فرد باید از قطع کردن صحبت‌های طرف مقابل، قضاوت و پیش‌داوری، و ارائه راه‌حل‌های فوری خودداری کند. همچنین، استفاده از زبان بدن مناسب، مانند تماس چشمی، لبخند، و حرکات تأییدی، می‌تواند به طرف مقابل نشان دهد که به صحبت‌های او اهمیت می‌دهیم. علاوه بر این، پرسیدن سؤالات شفاف‌کننده و بازخورد دادن به صحبت‌های طرف مقابل، می‌تواند به درک بهتر پیام او کمک کند. همدلی: همدلی، توانایی درک و همدردی با احساسات و تجربیات دیگران است. همدلی، احساس نزدیکی و صمیمیت را تقویت می‌کند و به افراد کمک می‌کند تا از دیدگاه‌های مختلف به مسائل نگاه کنند. همدلی، نیازمند توانایی درک و شناخت احساسات خود و دیگران است. در این فرآیند، فرد باید تلاش کند تا خود را جای طرف مقابل بگذارد و احساسات و تجربیات او را درک کند. همچنین، ابراز همدلی به شیوه‌ای کلامی و غیرکلامی، می‌تواند به طرف مقابل نشان دهد که احساسات او را درک می‌کنیم و به او اهمیت می‌دهیم. بیان احساسات و نیازها: بیان شفاف و صادقانه احساسات و نیازها، از بروز سوءتفاهم‌ها و نارضایتی‌ها جلوگیری می‌کند. استفاده از جملات "من"، به جای سرزنش و انتقاد، به بیان سازنده احساسات کمک می‌کند. بیان احساسات و نیازها، نیازمند توانایی شناسایی و ابراز احساسات خود به شیوه‌ای مناسب است. در این فرآیند، فرد باید تلاش کند تا احساسات خود را به شیوه‌ای واضح و شفاف بیان کند و از ابهام و کلی‌گویی خودداری کند. همچنین، بیان نیازها به شیوه‌ای سازنده و محترمانه، می‌تواند به طرف مقابل کمک کند تا نیازهای ما را درک کند و به آنها پاسخ دهد. احترام متقابل: احترام متقابل، شامل ارزش قائل شدن برای نظرات، احساسات، و نیازهای دیگران، حتی در صورت اختلاف نظر است. احترام متقابل، فضایی امن و آرام برای ارتباط مؤثر فراهم می‌کند. احترام متقابل، نیازمند پذیرش تفاوت‌ها و تنوع در نظرات و عقاید است. در این فرآیند، فرد باید تلاش کند تا به نظرات و عقاید دیگران، حتی اگر با آنها مخالف است، احترام بگذارد و از توهین، تحقیر، و سرزنش خودداری کند. همچنین، رفتار محترمانه و مؤدبانه، می‌تواند به ایجاد فضایی مثبت و سازنده در ارتباطات خانوادگی کمک کند. حل سازنده تعارضات: تعارض، بخشی اجتناب‌ناپذیر از زندگی خانوادگی است. حل سازنده تعارضات، شامل شناسایی مسئله، تبادل نظر، جستجوی راه‌حل‌های مشترک، و اجرای تصمیمات است. حل سازنده تعارضات، نیازمند توانایی مدیریت خشم و استرس، گوش دادن فعال، و بیان احساسات و نیازها به شیوه‌ای سازنده است. در این فرآیند، فرد باید تلاش کند تا به جای تمرکز بر مقصر دانستن دیگران، بر حل مسئله تمرکز کند و به دنبال راه‌حل‌های مشترکی باشد که برای همه اعضای خانواده قابل قبول باشد. همچنین، استفاده از میانجی‌گری یا مشاوره خانواده، می‌تواند به حل تعارضات پیچیده و مزمن کمک کند. راهکارهای تقویت مهارت‌های ارتباطی در خانواده آموزش مهارت‌های ارتباطی: شرکت در کارگاه‌ها و دوره‌های آموزشی، مطالعه کتاب‌ها و مقالات مرتبط، و استفاده از منابع آنلاین، به تقویت مهارت‌های ارتباطی کمک می‌کند. ایجاد فرصت‌های ارتباطی: اختصاص زمان‌های منظم برای گفت‌وگو و فعالیت‌های مشترک، به تقویت روابط خانوادگی کمک می‌کند. تمرین گوش دادن فعال و همدلی: تمرین گوش دادن فعال به صحبت‌های دیگران، و تلاش برای درک احساسات و نیازهای آنها، به تقویت این مهارت‌ها کمک می‌کند. بیان قدردانی و تشکر: ابراز قدردانی و تشکر از اعضای خانواده، به تقویت احساس ارزشمندی و صمیمیت کمک می‌کند. استفاده از زبان بدن مثبت: زبان بدن مثبت، مانند لبخند، تماس چشمی، و حرکات آرام، به ایجاد فضایی دوستانه و صمیمی کمک می‌کند. مدیریت خشم و استرس: یادگیری تکنیک‌های مدیریت خشم و استرس، به جلوگیری از بروز رفتارهای پرخاشگرانه و مخرب در ارتباطات خانوادگی کمک می‌کند. مراجعه به مشاور خانواده: در صورت بروز مشکلات پیچیده و حل نشدنی، مراجعه به مشاور خانواده، می‌تواند به بهبود روابط خانوادگی کمک کند. مهارت‌های ارتباطی مؤثر، نقش کلیدی در ایجاد و حفظ روابط خانوادگی سالم و پویا ایفا می‌کنند. تقویت این مهارت‌ها، نیازمند تلاش و تعهد همه اعضای خانواده است. با تمرین و ممارست، می‌توان الگوهای ارتباطی سازنده را در خانواده ایجاد کرد و از مزایای آن در زندگی فردی و اجتماعی بهره‌مند شد.

ادامه مطلب


11 ماه قبل - 303 بازدید

نوجوانی یکی از حساس‌ترین و پیچیده‌ترین مراحل رشد انسانی است که در آن تغییرات جسمی، روحی و اجتماعی بسیاری رخ می‌دهد. این دوره می‌تواند برای والدین چالش‌برانگیز باشد، زیرا فرزندانشان به تدریج استقلال بیشتری طلب می‌کنند و هویت خود را شکل می‌دهند. ممکن است به عنوان پدر یا مادر یک نوجوان برخی اوقات فکرتان درگیر این مسئله شود که چطور می توانید او را بهتر تربیت کنید. همان طور که می دانید پدر و مادر بودن اصلا کار آسانی نیست و برای این که بتوانید به طور مناسب با فرزندتان رفتار کنید نیاز دارید که در ابتدا با روش های تربیت نوجوان آشنا شوید. نوجوانی یکی از سخت ترین دوره های زندگی است که هر کسی آن را پشت سر می گذارد. اما این که شما به عنوان پدر یا مادر بتوانید به طور مناسب با فرزندتان در این دوره رفتار کنید، مسئله بسیار مهمی است. همان طور که می دانید یکی از پر چالش ترین سال های زندگی، دوران نوجوانی است. در این دوران به علت به وجود آمدن تغییرات جسمی و روحی، اغلب رفتارهای متفاوتی را از نوجوانان مشاهده می کنید. در این زمان ممکن است شما به عنوان والدین او در تلاش باشید تا به فرزندتان کمک کنید؛ اما احتمال دارد این کمک ها او را آزار دهد. این مقاله به بررسی چالش‌های اصلی والدین در تربیت فرزندان نوجوان و ارائه راهکارهایی برای مدیریت آن‌ها می‌پردازد. ۱. تغییرات رفتاری و عاطفی نوجوانان نوجوانان در این دوره به دلیل تغییرات هورمونی و اجتماعی دچار نوسانات خلقی و احساسی می‌شوند. آن‌ها ممکن است بیشتر درون‌گرا شوند یا رفتارهای چالش‌برانگیزی مانند سرپیچی از قوانین و افزایش تمایل به استقلال نشان دهند. این تغییرات باعث می‌شود والدین احساس کنند که ارتباط با فرزندشان سخت‌تر شده است. ۲. تأثیر همسالان و فشار گروهی نوجوانان به شدت تحت تأثیر همسالان خود هستند و گاهی ممکن است برای پذیرش در گروه‌های اجتماعی، ارزش‌ها و رفتارهای خانواده را نادیده بگیرند. این موضوع می‌تواند منجر به نگرانی والدین در مورد تأثیرات منفی دوستان فرزندشان شود، به خصوص در مواردی که احتمال بروز رفتارهای پرخطر مانند مصرف مواد مخدر یا پرخاشگری وجود دارد. ۳. مدیریت استقلال و مسئولیت‌پذیری نوجوانان در این دوره به دنبال استقلال هستند و تمایل دارند تصمیمات خود را بگیرند. این مسئله می‌تواند منجر به تعارض‌هایی میان والدین و فرزندان شود. والدین باید تعادلی میان کنترل و آزادی فرزند خود برقرار کنند تا هم استقلال آن‌ها را تقویت کنند و هم از بروز مشکلات جلوگیری نمایند. ۴. استفاده از فناوری و رسانه‌های اجتماعی یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های والدین در تربیت نوجوانان، مدیریت استفاده از فناوری و رسانه‌های اجتماعی است. نوجوانان ساعت‌های زیادی را در فضای مجازی سپری می‌کنند و ممکن است در معرض خطراتی مانند اعتیاد به اینترنت، اطلاعات نادرست و تعاملات ناآگاهانه با افراد ناشناس قرار بگیرند. والدین باید با آموزش و تعیین محدودیت‌های مناسب، استفاده صحیح از این فناوری‌ها را به فرزندان خود بیاموزند. ۵. افت تحصیلی و کاهش انگیزه برخی نوجوانان در این دوره به دلیل مشغولیت‌های اجتماعی و احساسی دچار افت تحصیلی می‌شوند. کاهش تمرکز، بی‌انگیزگی و تمایل به فعالیت‌های غیر درسی می‌تواند عملکرد تحصیلی آن‌ها را تحت تأثیر قرار دهد. والدین باید با ایجاد محیطی حمایتی و تشویقی، نوجوانان را به درس خواندن و پیشرفت تحصیلی ترغیب کنند. ۶. مشکلات هویتی و سردرگمی‌های شخصیتی نوجوانان در تلاش برای یافتن هویت خود هستند و ممکن است با بحران‌های هویتی مواجه شوند. آن‌ها به دنبال پاسخ به سؤالاتی درباره خود، آینده و نقششان در جامعه هستند. این فرایند می‌تواند منجر به بروز اضطراب و نارضایتی شود. والدین باید با حمایت عاطفی و درک احساسات فرزندانشان، به آن‌ها کمک کنند تا هویت خود را به شکلی سالم شکل دهند. ۷. تعارضات خانوادگی و نقش والدین در این دوره، تعارضات بین نوجوانان و والدین افزایش می‌یابد. گاهی والدین سعی می‌کنند کنترل بیشتری بر فرزند خود اعمال کنند که منجر به مقاومت نوجوان می‌شود. یافتن تعادل میان کنترل و آزادی و حفظ گفت‌وگوی سازنده، یکی از مهم‌ترین چالش‌های والدین است. ۸. راهکارهای پیشنهادی برای والدین تقویت ارتباط مؤثر: گفت‌وگوهای باز و صمیمانه با نوجوانان می‌تواند اعتماد را افزایش داده و از بروز سوءتفاهم جلوگیری کند. تعیین مرزها و قوانین مشخص: داشتن قوانین منصفانه و انعطاف‌پذیر می‌تواند به نوجوانان کمک کند تا مسئولیت‌پذیرتر باشند. آموزش مهارت‌های زندگی: والدین باید مهارت‌های مدیریت زمان، تصمیم‌گیری و حل مسئله را به نوجوانان آموزش دهند. حمایت عاطفی و تشویق: حمایت و تشویق نوجوانان در مسیر رشد شخصی و تحصیلی آن‌ها را به سمت موفقیت سوق می‌دهد. آگاهی از دنیای نوجوانان: والدین باید با تغییرات فرهنگی و اجتماعی آشنا باشند و دنیای فرزندشان را بشناسند. دوران نوجوانی مرحله‌ای پرچالش برای والدین و فرزندان است. درک تغییرات روانی و اجتماعی نوجوانان، ایجاد محیطی حمایتی و داشتن ارتباطی باز و مؤثر می‌تواند به والدین کمک کند تا این دوره را به خوبی مدیریت کنند. با بهره‌گیری از روش‌های صحیح تربیتی، می‌توان نوجوانان را برای مواجهه با چالش‌های زندگی آماده کرد و آن‌ها را به سمت رشد و موفقیت هدایت نمود.

ادامه مطلب


11 ماه قبل - 339 بازدید

نویسنده: مهدی مظفری در دنیای پرهیاهوی امروز، جلب‌توجه کودکان به مسائل دینی و معنوی از چالش‌های مهم مبلغان دینی به شمار می‌رود. بدون شک، آگاهی‌رسانی روش‌های تبلیغ مؤثر، نقشی اساسی در غلبه بر این چالش ایفا می‌کند. در شماره نخست این مقاله به تعریف مفاهیم این پژوهش و برخی از مباحث مبنایی مقاله پرداختیم. در این شماره به مسائل مبنایی و مهم دیگری می‌پردازیم که به موفقیت مبلّغان در تبلیغ دین برای کودکان مؤثر است. راهبردهای مؤثر آگاهی‌رسانی دینی به کودکان هر چه مبلغان دینی در تبیین معارف الهی برای کودکان شفاف‌تر و واضح‌تر عمل کنند، به همان اندازه می‌توانند در جذب و جلب‌توجه این نسل آینده به آموزه‌های دینی و معنوی موفق‌تر باشند. در ادامه به برخی از ملاحظات کلیدی در زمینه‌ی آگاهی‌رسانی دینی به کودکان می‌پردازیم: ۱. درک نیازها و علایق کودکان: برای آگاهی‌رسانی معارف اسلامی و تبلیغ دین به کودکان، نخستین گام، شناخت دقیق نیازها و علایق آنها در سنین مختلف است. مبلغان دین باید با دنیای کودکان آشنا باشند و علایق، سلایق و دغدغه‌های ذهنی آنها را درک کنند. این امر مستلزم تلاشی چندوجهی است که شامل موارد زیر می‌شود: مطالعه و پژوهش در زمینه روان‌شناسی کودک: شناخت مراحل رشد، ویژگی‌های سنی و نیازهای عاطفی و روانی کودکان در سنین مختلف، مبلغان را در ارائه محتوای مناسب و مرتبط با هر گروه سنی یاری می‌کند. ارتباط مستقیم با کودکان: گذراندن وقت با کودکان در محیط‌های مختلف مانند مدارس، مساجد، مهدکودک‌ها و... فرصتی ارزشمند برای مبلغان فراهم می‌کند تا از نزدیک با دنیای آنها آشنا شده و علایق و دغدغه‌هایشان را درک کنند. گفتگو با والدین و مربیان: تبادل نظر با والدین و مربیان کودکان، اطلاعات ارزشمندی را در اختیار مبلغان قرار می‌دهد تا نیازها و علایق کودکان در هر گروه سنی را به طور دقیق‌تر شناسایی کنند. استفاده از ابزارهای نوین: بهره‌گیری از ابزارهای نوین مانند فیلم‌های آموزشی، بازی‌های کامپیوتری و داستان‌های مصور می‌تواند به مبلغان در جلب‌توجه کودکان و انتقال مفاهیم دینی به شیوه‌ای جذاب و مفرّح یاری کند. با درک عمیق نیازها و علایق کودکان، مبلغان می‌توانند محتوای آموزشی و تبلیغی خود را به‌گونه‌ای طراحی کنند که برای کودکان جذاب و کارآمد باشد. این امر نه‌تنها به انتقال مفاهیم دینی به کودکان کمک می‌کند، بلکه زمینه را برای ایجاد علاقه و گرایش پایدار آنها به آموزه‌های اسلامی فراهم می‌سازد. ۲. استفاده از زبان ساده و قابل فهم: یکی از مهم‌ترین نکات در تبلیغات مخصوصاً در حوزه تبلیغ دین برای کودکان، استفاده از زبانی ساده و قابل فهم برای آن‌ها است. کودکان در سنین مختلف، توانایی‌های متفاوتی در درک مفاهیم و کلمات دارند؛ بنابراین، زبان تبلیغ باید متناسب با سن و درک آن‌ها باشد. در اینجا چند راهکار برای استفاده از زبان ساده و قابل فهم در آگاهی‌رسانی معارف دین برای کودکان ارائه می‌شود: - کودکان به جملات بلند و پیچیده علاقه‌ای ندارند. سعی کنید در تبلیغ خود از جملات کوتاه و ساده استفاده کنید. - از به‌کاربردن اصطلاحات پیچیده و علمی که برای کودکان قابل‌درک نیست، خودداری کنید. - برای توضیح مفاهیم، از مثال‌های ملموس و عینی استفاده کنید که کودکان بتوانند به راحتی آن‌ها را درک کنند. - با کودکان به زبانی دوستانه و صمیمی صحبت کنید. - در تبلیغ معارف اسلامی و تعریف مفاهیم دینی از کلمات و عباراتی استفاده کنید که برای کودکان جذاب باشد و توجه آنها را جلب کند. - بهره‌گیری از جلوه‌های هنری یعنی تصاویر و ویدئوهای جذاب می‌توانند به درک بهتر پیام تبلیغ توسط کودکان کمک کنند. ۳. جذابیت و تنوع در روش‌های تبلیغ: کودکان موجوداتی کنجکاو و فعال هستند که به طور ذاتی جذب تنوع، خلاقیت و سرگرمی می‌شوند. مبلغان با درک این تمایلات ذاتی، می‌توانند از روش‌های مختلف و جذاب برای تبلیغ آموزه‌های دینی به کودکان استفاده کنند. به‌جای اتکا به روش‌های سنتی و خشک، مبلغان می‌توانند از قصه‌گویی، شعر، نمایش، بازی و سایر فعالیت‌های سرگرم‌کننده برای انتقال مفاهیم دینی به کودکان استفاده کنند. این روش‌ها نه‌تنها توجه کودکان را به خود جلب می‌کنند، بلکه به آنها کمک می‌کنند تا آموزه‌ها را به طور عمیق‌تر درک کرده و به‌خاطر بسپارند. در این باره در آینده بیشتر سخن خواهیم گفت. ۴. بهره‌گیری از ابزارهای بصری: کودکان موجوداتی بصری هستند و از طریق تصاویر، فیلم‌ها و انیمیشن‌ها به‌مراتب بهتر یاد می‌گیرند. به همین دلیل، استفاده از ابزارهای بصری در آموزش دین به کودکان می‌تواند بسیار مؤثر باشد. استفاده از تصاویر می‌تواند مفاهیم انتزاعی دینی را به شکلی ملموس و قابل‌درک برای کودکان ارائه دهد. به‌عنوان‌مثال، می‌توان از تصاویری از پیامبران، فرشتگان، بهشت و جهنم برای آموزش آموزه‌های دینی به کودکان استفاده کرد. فیلم‌ها و انیمیشن‌ها نیز می‌توانند روایت‌های دینی را به شکلی جذاب و سرگرم‌کننده برای کودکان به نمایش بگذارند. کودکان از دیدن داستان‌های پیامبران و معصومین در قالب فیلم و انیمیشن لذت می‌برند و این امر می‌تواند به یادگیری بهتر این داستان‌ها و آموزه‌های دینی مرتبط با آنها کمک کند. علاوه بر این، از ابزارهای بصری مانند نقاشی، رنگ‌آمیزی و کاردستی نیز می‌توان برای آموزش دین به کودکان استفاده کرد. این فعالیت‌ها به کودکان کمک می‌کند تا مفاهیم دینی را به شکلی خلاقانه درک و بیان کنند. ۵. ایجاد فضای تعاملی: مبلغان باید فضایی تعاملی و پویا را برای کودکان فراهم کنند تا آنها بتوانند در فرایند یادگیری مشارکت فعال داشته باشند. پرسش‌وپاسخ، بحث و گفتگو، و فعالیت‌های گروهی از جمله راهکارهایی هستند که می‌توانند به ایجاد این فضا کمک کنند. ۶. صبر و حوصله: انتقال مفاهیم عمیق و پرمغز دین به نسل نو، امری ظریف و حساس است که نیازمند ظرافت و درایت خاصی از سوی مبلغان و مربیان دینی دارد. در این میان، صبر و حوصله، همچون گوهری گران‌بها، نقشی اساسی در این مسیر ایفا می‌کند. کودکان، فطرتاً کنجکاو و پرسشگر هستند و در دنیای رنگارنگ خلاقیت و تخیل خود غوطه‌ورند. آنان در فرایند یادگیری، به تکرار و تمرین نیاز دارند و گاه ممکن است در درک مفاهیم عمیق دینی با دشواری‌هایی روبرو شوند. مبلغان دین باید با آگاهی از این امر، شتاب را کنار بگذارند و با صبر و حوصله‌ای مثال‌زدنی، به یاری کودکان بشتابند. تکرار مفاهیم در قالب‌های مختلف و جذاب، پاسخگویی صبورانه به پرسش‌های کودکانه، و ایجاد فضایی امن و سرشار از محبت، از جمله جلوه‌های صبر و حوصله در آموزش دین به کودکان است. مربی دینی با توجه به تفاوت‌های فردی هر کودک، باید سرعت آموزش را متناسب با توانایی و درک او تنظیم کند و از فشار آوردن و تحمیل مفاهیم دینی به آنان پرهیز نماید. به یاد داشته باشیم که درخت دین، در سایه‌ی صبر و حوصله مبلغان، ریشه در اعماق وجود کودکان خواهد دواند و ثمرات شیرین معنویت و ایمان را در زندگی آنان به بار خواهد آورد. ۷. الگوبودن مبلغان: رفتار و کردار مبلغان دینی نقشی محوری و اساسی در جذب یا دفع کودکان دارد. مبلغان باید با تطبیق کامل گفتار و کردار خود، الگوی رفتاری مناسبی برای کودکان باشند. این امر به معنای تجسم عملی آموزه‌های دینی و اخلاقی در تمام ابعاد زندگی مبلغان، از رفتارهای فردی تا تعاملات اجتماعی است. جلب اعتماد کودکان از جمله نکات مهم در الگو بودن مبلغان است. مبلغان باید با صداقت و راستی با کودکان رفتار کنند و به وعده‌های خود عمل کنند. همچنین، آنها باید فضایی امن و صمیمی برای کودکان ایجاد کنند تا کودکان بتوانند بدون ترس و واهمه، سؤالات و مشکلات خود را با آنها در میان بگذارند. الگو بودن مبلغان دینی نقشی کلیدی در تربیت دینی و اخلاقی کودکان ایفا می‌کند. مبلغان با تطبیق گفتار و عمل خود و تجسم عملی آموزه‌های دینی و اخلاقی می‌توانند الگوی مناسبی برای کودکان باشند و آنها را در مسیر رشد و تعالی معنوی رهنمون شوند.

ادامه مطلب


11 ماه قبل - 350 بازدید

موفقیت تحصیلی کودکان یکی از دغدغه‌های اصلی والدین، معلمان و جامعه است. این موفقیت نه‌تنها به توانایی‌های ذاتی کودک وابسته است، بلکه شیوه‌های تربیتی که در خانواده اعمال می‌شود نیز تأثیر قابل‌توجهی بر آن دارد. والدین، با اتخاذ روش‌های مناسب تربیتی، می‌توانند نقش مهمی در تقویت انگیزه، اعتمادبه‌نفس و پیشرفت تحصیلی فرزندان خود ایفا کنند. در این مقاله، تأثیر شیوه‌های مختلف تربیتی بر موفقیت تحصیلی کودکان مورد بررسی قرار می‌گیرد. ۱. شیوه‌های تربیتی و تأثیر آن‌ها بر عملکرد تحصیلی والدین از شیوه‌های مختلفی برای تربیت فرزندان خود استفاده می‌کنند که هر یک تأثیرات متفاوتی بر یادگیری و موفقیت تحصیلی کودک دارد. در ادامه، به بررسی سه سبک اصلی فرزندپروری پرداخته می‌شود. ۱.۱. شیوه فرزندپروری مقتدرانه والدینی که از شیوه فرزندپروری مقتدرانه استفاده می‌کنند، همزمان با اعمال قوانین روشن و انتظارات مشخص، حمایت عاطفی بالایی نیز ارائه می‌دهند. این والدین به فرزندان خود استقلال می‌دهند، اما در عین حال آن‌ها را راهنمایی می‌کنند و محیطی انگیزشی برای یادگیری ایجاد می‌نمایند. کودکانی که در چنین خانواده‌هایی رشد می‌کنند، معمولاً دارای عزت‌نفس بالا، انگیزه قوی برای یادگیری و توانایی حل مسئله بهتری هستند که این عوامل در موفقیت تحصیلی آن‌ها نقش اساسی دارد. ۱.۲. شیوه فرزندپروری مستبدانه در این سبک تربیتی، والدین قوانین سخت‌گیرانه‌ای را بدون در نظر گرفتن احساسات و نیازهای کودک اعمال می‌کنند. این کودکان اغلب دچار اضطراب و استرس تحصیلی می‌شوند و ممکن است به دلیل ترس از شکست، انگیزه یادگیری خود را از دست بدهند. هرچند برخی از کودکان در این محیط‌ها عملکرد تحصیلی خوبی دارند، اما استرس و عدم خلاقیت می‌تواند مانع پیشرفت واقعی آن‌ها شود. ۱.۳. شیوه فرزندپروری سهل‌گیرانه والدینی که شیوه فرزندپروری سهل‌گیرانه را در پیش می‌گیرند، معمولاً قوانین کمی برای فرزندان خود دارند و نظارت محدودی بر عملکرد آن‌ها اعمال می‌کنند. کودکان این خانواده‌ها ممکن است انگیزه کافی برای موفقیت تحصیلی نداشته باشند، زیرا ساختار و راهنمایی مناسبی برای یادگیری ندارند. این شیوه تربیتی معمولاً منجر به کاهش انضباط فردی و افت تحصیلی می‌شود. ۲. نقش تعامل والدین و فرزندان در موفقیت تحصیلی ۲.۱. حمایت عاطفی و روانی والدینی که از فرزندان خود حمایت عاطفی می‌کنند، فضایی فراهم می‌آورند که در آن کودک احساس امنیت و اعتمادبه‌نفس می‌کند. این کودکان با انگیزه بیشتری به یادگیری می‌پردازند و از چالش‌های تحصیلی هراسی ندارند. ۲.۲. ایجاد محیط یادگیری مناسب در خانه وجود محیطی آرام و مناسب برای مطالعه، دسترسی به کتاب‌ها، منابع آموزشی و فناوری‌های مفید، از عوامل مهمی است که بر موفقیت تحصیلی کودکان تأثیر می‌گذارد. والدینی که این شرایط را فراهم می‌کنند، امکان پیشرفت فرزندانشان را افزایش می‌دهند. ۲.۳. الگوی رفتاری والدین کودکان از رفتارهای والدین خود الگوبرداری می‌کنند. والدینی که خود به یادگیری و مطالعه علاقه دارند، این نگرش را به فرزندانشان نیز منتقل می‌کنند. داشتن گفت‌وگوهای علمی در خانواده، مطالعه مشترک و تشویق به تحقیق، می‌تواند تأثیر مثبتی بر عملکرد تحصیلی فرزندان داشته باشد. ۳. نقش تشویق و تقویت مثبت در پیشرفت تحصیلی ۳.۱. تأثیر پاداش و تشویق تشویق فرزندان برای موفقیت‌های تحصیلی، حتی موفقیت‌های کوچک، باعث افزایش انگیزه آن‌ها برای ادامه مسیر یادگیری می‌شود. این تشویق می‌تواند به شکل کلامی، جوایز کوچک یا فراهم کردن فرصت‌های جدید آموزشی باشد. ۳.۲. اهمیت تعیین اهداف تحصیلی کمک به فرزندان در تعیین اهداف تحصیلی واقع‌بینانه و برنامه‌ریزی برای رسیدن به آن‌ها، می‌تواند نقش مهمی در موفقیت تحصیلی آن‌ها داشته باشد. والدینی که فرزندان خود را در این مسیر راهنمایی می‌کنند، به آن‌ها کمک می‌کنند که در مسیر یادگیری پیشرفت کنند. ۳.۳. توجه به علایق و استعدادهای کودکان شناخت علایق و استعدادهای کودکان و هدایت آن‌ها در مسیر تحصیلی متناسب با توانایی‌هایشان، موجب افزایش انگیزه و عملکرد تحصیلی آن‌ها می‌شود. والدینی که به علایق فرزندانشان اهمیت می‌دهند، باعث رشد خلاقیت و نوآوری آن‌ها می‌شوند. شیوه‌های تربیتی والدین تأثیر بسزایی بر موفقیت تحصیلی کودکان دارد. والدینی که از سبک فرزندپروری مقتدرانه بهره می‌برند و در عین حال محیطی حمایتی، انگیزشی و منظم برای فرزندان خود فراهم می‌کنند، زمینه پیشرفت تحصیلی آن‌ها را فراهم می‌سازند. حمایت عاطفی، ایجاد محیط یادگیری مناسب، ارائه تشویق‌های مثبت و توجه به علایق کودکان، از جمله عواملی هستند که در موفقیت تحصیلی کودکان نقش کلیدی ایفا می‌کنند. با آگاهی از این شیوه‌ها، والدین می‌توانند تأثیر مثبتی بر آینده تحصیلی و حرفه‌ای فرزندان خود داشته باشند.

ادامه مطلب


11 ماه قبل - 336 بازدید

نویسنده: مهدی مظفری در اعماق وجود هر انسانی، فطرت پاک و نیازی ذاتی به معنویت نهفته است. این نیاز، در نهاد کودکان، گویی ریشه‌ای عمیق‌تر و شاخ و برگ‌هایی شاداب‌تر دارد. گویی کودکان، به طور فطری، با پرسش‌های بزرگ هستی‌شناسی عجین هستند و از همان ابتدا به دنبال پاسخ‌هایی در دنیای پیرامون خود می‌گردند. دین، با ارائه چارچوبی جامع و پاسخ‌هایی ژرف به این پرسش‌ها، می‌تواند مسیر روشنی برای زندگی کودکان ترسیم کند. آموزه‌های دینی، همچون قطب‌نمایِ معنوی، کودکان را در دریای متلاطم زندگی راهنمایی می‌کنند و به آن‌ها کمک می‌کنند تا هویت خود را در پرتو ارزش‌های والای انسانی بیابند. اما چگونه می‌توان این گوهر گران‌بها را به نسل نو هدیه داد؟ چگونه می‌توان بذر ایمان را در قلب‌های پاکشان کاشت و پرورش داد تا به درختی تناور و پربار تبدیل شود؟ در این مقاله، به بررسی شیوه‌های مؤثر برای تبلیغ دین برای کودکان می‌پردازیم. هدف ما، ارائه راهکارهایی عملی و خلاقانه برای انتقال مفاهیم دینی به نسل نو است، به گونه‌ای که در آن‌ها شور و اشتیاق به معنویت و تعهد به ارزش‌های دینی برانگیخته شود. در این مسیر، باید به یاد داشته باشیم که کودکان، موجوداتی کنجکاو، خلاق و عاشق بازی و سرگرمی هستند؛ بنابراین، شیوه‌های تبلیغ دین برای کودکان باید جذاب، پویا و متناسب با سن و روحیات آن‌ها باشد. معنای «تبلیغ» و «تبلیغ دین» تبلیغ در لغت به معنای رساندن پیام یا چیزی به مخاطب باهدف آگاه‌سازی، متقاعدکردن یا ترغیب او به انجام کاری است. این کار می‌تواند از طریق روش‌های مختلفی مانند سخنرانی، نوشتن، تصاویر، فیلم و... انجام شود. تبلیغ دین نیز نوعی تبلیغ است که به دنبال ترویج باورها و آموزه‌های دینی در میان مردم است. هدف از تبلیغ دین، هدایت انسان‌ها به‌سوی رستگاری و سعادت ابدی از طریق ایمان به خداوند و عمل به دستورات دینی است. ذکر این نکته لازم که تبلیغ دین، نه به معنای تحمیل عقیده، بل به‌مثابه دعوتی مهربانانه به‌سوی فطرت پاک انسانی است. این امر یعنی اینکه تبلیغ دین فراتر از صرفاً ارائه اطلاعات مذهبی است. ضرورت و اهمیت آشنایی با روش‌های تبلیغ دینی برای کودکان اسلام به‌عنوان دین فطرت و کامل‌ترین برنامه الهی و اخلاقی برای بشریت، همواره مسیر هدایت و رستگاری را پیشروی انسان‌ها گشوده است. این دین جامع و فراگیر، دربردارنده آموزه‌های والا و راهگشایی است که سعادت دنیا و آخرت انسان را تضمین می‌کند. از همان ابتدای بعثت پیامبر اکرم (ص)، نشر و تبلیغ اسلام در دستور کار قرار داشت و پیامبر گرامی اسلام با صبر و شکیبایی، آموزه‌های الهی را به مردم ابلاغ می‌کردند. در دنیای امروز که شاهد انبوهی از تبلیغات غیردینی و ضد دینی نیز هستیم، اهمیت تبلیغ دین به کودکان دوچندان شده است. کودکان فطرت پاک و ذهن آماده‌ای برای دریافت آموزه‌های دینی دارند و در این سنین حساس، شکل‌گیری باورها و ارزش‌ها در وجودشان رقم می‌خورد. غفلت از این امر مهم، می‌تواند کودکان را در معرض آسیب‌های فرهنگی و دینی قرار دهد و آنان را از مسیر سعادت و رستگاری دور کند. همچنین کودکان به‌عنوان آینده‌سازان هر جامعه، نقشی کلیدی در تداوم و انتقال ارزش‌ها و باورهای دینی ایفا می‌کنند. از این‌رو، تبلیغ دین برای این گروه سنی از اهمیت بسزایی برخوردار است. هرچه آگاهی کودکان در زمینه‌های معرفتی و معنوی بالاتر باشد، نسل‌های آینده شناخت عمیق‌تر و دقیق‌تری از جهان هستی و جایگاه انسان در آن خواهند داشت. رساندن پیام‌های دینی به کودکان نیازمند ظرافت و مهارت خاصی است. چرا که این گروه سنی در مقایسه با بزرگسالان، دنیایی متفاوت دارند و درک و برداشت آن‌ها از مفاهیم مجرد و انتزاعی مانند خدا، دین، پیامبر، بهشت و جهنم با درک بزرگسالان تفاوت دارد. ممکن است کودکان واژه‌های مذهبی را به زبان بیاورند، اما این به معنای درک کامل و عمیق این مفاهیم توسط آن‌ها نیست. به‌عنوان‌مثال، مشاهده رفتارهایی مانند خنده، بازیگوشی و شلوغی در کودکان حین حضور در مراسم مذهبی یا زیارتگاه‌ها، نشان از عدم درک کامل آن‌ها از قداست و اهمیت این مکان‌ها دارد. روان‌شناسی رشد دینی، اطلاعات و ابزارهای ارزشمندی را در اختیار والدین و مربیان قرار می‌دهد تا با درک نحوه درک و فهم کودکان از مفاهیم دینی، بتوانند رویکردهای آموزشی متناسب با سن و ظرفیت آن‌ها را طراحی و اجرا کنند. این امر به کاهش نگرانی‌های والدین در زمینه تربیت دینی فرزندانشان و انتخاب روش‌های صحیح و اثربخش برای آموزش مفاهیم دینی به آن‌ها کمک می‌کند.

ادامه مطلب


11 ماه قبل - 288 بازدید

کمیساریای عالی سازمان ملل متحد در امور پناهندگان درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که برای شماری از زنان در افغانستان کمک‌ نقدی توزیع کرده است. این سازمان با نشر اعلامیه‌ای در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که این زنان با دریافت کمک‌های مالی نیازهای خانواده‌های شان را تامین می‌کنند. بی‌بی‌ حکیمه، مادر شش فرزند است که از این حمایت مالی مستفید شده است. بی‌بی حکیمه تاکید کرده است که سرپرست خانواده‌اش است و نمی‌تواند نیازهای ابتدایی فرزندانش را تامین کند. او در ادامه افزوده است: «با این پول توانستم برای فرزندانم غذا و لباس زمستانی گرم بخرم.» قابل ذکر است که در شرایطی که فقر و بحران اقتصادی بسیاری از خانواده‌ها را در افغانستان با چالش‌های جدی مواجه کرده است، این کمک‌های نقدی به خانواده‌های آسیب‌پذیر امکان می‌دهد تا نیازهای اساسی خود را تامین کرده و زمستان سخت را با امید بیش‌تری سپری کنند. کمیساریای عالی سازمان ملل متحد در امور پناهندگان برای افغانستان در مورد این برنامه‌ی حمایتی خود جزییات بیشتر نداده که در چند ولایت و چه تعداد افراد نیازمند را پوشش داده است. براساس گزارش نهادهای بین‌المللی، افغانستان یکی از نیازمندترین کشورها به کمک‌های انسان‌دوستانه است. براساس آمار سازمان ملل متحد، ۲۳.۷ میلیون نفر به کمک‌های بشری نیاز دارند. همچنین اوچا یا دفتر هماهنگ‌کننده‌ی کمک‌های بشردوستانه‌ی سازمان ملل متحد گفته است که برای رسیدگی به مناطق آسیب‌پذیر در افغانستان در فصل زمستان و بحران فقر؛ به ۶۰۳.۵ میلیون دالر بودجه به‌صورت فوری نیاز است. این دفتر در سال گذشته‌ی میلادی برای کمک‌رسانی به مردم افغانستان ۳.۰۶ میلیارد دالر بودجه درخواست کرده بود؛ اما گفته می‌شود بخشی از این بودجه تأمین شده است. نهادهای امدادرسان خارجی همچنین پیش‌بینی کرده‌اند که زمستان دشواری در انتظار مردم افغانستان خواهد بود.

ادامه مطلب


11 ماه قبل - 286 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که به ۳۵ هزار کودک در افغانستان لباس‌های زمستانی توزیع کرده است. یونیسف امروز (پنج‌شنبه، ۱۸ دلو) در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که بسته‌های کمکی زمستانی شامل جاکت، کلاه، پتلون، بالاپوش، پتو و جوراب بوده است. باید گفت که با گسترش فقر در کشور در سال‌های اخیر، بسیاری از خانواده‌ها قادر به گرم نگه‌داشتن خانه‌ها و کودکان خود در فصل زمستان نیستند. شماری از این خانواده‌ها می‌گویند که از میان تامین غذا برای کودکان شان و گرم ساختن فرزندان و خانه‌های، یک گزینه دارند و این وضعیت آنان را بیچاره ساخته است. آنان می‌گویند که با برشت حاکمیت دوباره حکومت سرپرست بر کشور، زمینه اشتغال‌ و درآمدزایی برای آنان بیش‌تر از پیش محدود شده و پیش‌برد امور زندگی را برای آنان دشوار ساخته است. همچنین پیش از این اوچا یا دفتر هماهنگ‌کننده کمک‌های بشردوستانه سازمان ملل متحد اعلام کرده بود که در سال ۲۰۲۵ میلادی، حدود ۲۲.۹ میلیون تن در افغانستان به کمک‌های بشردوستانه نیاز دارند و برای رسیدگی به آن‌ها به ۲.۲۴ میلیارد دالر بودجه نیاز است. به گفته این سازمان، شمار کودکان زیر پنج سال مبتلا به سوءتغذیه در افغانستان در سال پیش‌رو نیز به ۳.۵ میلیون کودک افزایش خواهد یافت.

ادامه مطلب


12 ماه قبل - 522 بازدید

در عصر دیجیتال، فناوری‌های نوین به بخش جدایی‌ناپذیری از زندگی روزمره انسان‌ها تبدیل شده‌اند. کودکان و نوجوانان بیش از هر زمان دیگری در معرض اینترنت، شبکه‌های اجتماعی، بازی‌های ویدیویی و دیگر ابزارهای دیجیتالی قرار دارند. این تغییرات فرصت‌های بسیاری برای یادگیری و پیشرفت فراهم کرده‌اند، اما در عین حال، چالش‌هایی را نیز در مسیر تربیت فرزندان ایجاد کرده‌اند. در این مقاله، چالش‌های تربیت فرزندان در دنیای دیجیتال بررسی شده و راهکارهایی برای مدیریت این چالش‌ها ارائه می‌شود. ۱. تأثیرات مثبت و منفی فناوری بر کودکان ۱.۱. فرصت‌های آموزشی و رشد مهارت‌ها یکی از جنبه‌های مثبت فناوری دیجیتال، دسترسی آسان به منابع آموزشی متنوع است. کودکان و نوجوانان می‌توانند از طریق اینترنت به مطالب علمی، دوره‌های آموزشی و برنامه‌های یادگیری آنلاین دسترسی داشته باشند. این امر به آن‌ها امکان می‌دهد مهارت‌های جدیدی بیاموزند و دانش خود را گسترش دهند. علاوه بر این، بازی‌های آموزشی می‌توانند تفکر منطقی و مهارت‌های حل مسئله را در کودکان تقویت کنند. ۱.۲. تأثیرات منفی بر رشد شناختی و اجتماعی از سوی دیگر، استفاده بیش از حد از ابزارهای دیجیتال می‌تواند تأثیرات منفی بر رشد شناختی و اجتماعی کودکان داشته باشد. اعتیاد به اینترنت و بازی‌های ویدیویی ممکن است باعث کاهش تمرکز، مشکلات خواب و کاهش تعاملات اجتماعی شود. همچنین، وابستگی به فضای مجازی می‌تواند باعث انزوای اجتماعی و کاهش مهارت‌های ارتباطی کودکان شود. ۲. چالش‌های تربیتی والدین در عصر دیجیتال ۲.۱. کنترل و نظارت بر محتوای دیجیتال یکی از چالش‌های اصلی تربیت فرزندان در دنیای دیجیتال، کنترل و نظارت بر محتوایی است که آن‌ها مصرف می‌کنند. اینترنت مملو از اطلاعات مفید و در عین حال، محتوای نامناسب و مضر است. والدین باید از ابزارهای نظارتی و فیلترینگ استفاده کنند تا از دسترسی کودکان به محتوای نامناسب جلوگیری کنند. همچنین، لازم است والدین با کودکان درباره خطرات احتمالی اینترنت، مانند کلاهبرداری‌های آنلاین، اخبار جعلی و محتوای نامناسب، صحبت کنند. ۲.۲. تعادل بین استفاده از فناوری و فعالیت‌های غیر دیجیتالی یکی دیگر از چالش‌های مهم، ایجاد تعادل میان استفاده از فناوری و انجام فعالیت‌های غیر دیجیتالی مانند بازی‌های فیزیکی، مطالعه کتاب و تعاملات اجتماعی است. کودکان نباید تمام وقت خود را صرف تماشای صفحه نمایش کنند، بلکه باید فرصتی برای تجربه‌های دنیای واقعی نیز داشته باشند. والدین می‌توانند با تعیین قوانین مشخص برای مدت زمان استفاده از اینترنت و دستگاه‌های دیجیتال، به ایجاد این تعادل کمک کنند. ۲.۳. مقابله با اعتیاد دیجیتال اعتیاد به اینترنت و بازی‌های ویدیویی یکی از مشکلات رایج در بین کودکان و نوجوانان است. این مشکل می‌تواند تأثیرات منفی بر سلامت جسمی و روانی آن‌ها داشته باشد. نشانه‌های اعتیاد دیجیتال شامل کاهش تمرکز، اضطراب، افسردگی و عدم علاقه به فعالیت‌های غیر دیجیتالی است. والدین باید با ایجاد الگوهای مناسب و تعیین محدودیت‌های زمانی، به کاهش این وابستگی کمک کنند. ۳. تأثیر شبکه‌های اجتماعی بر تربیت فرزندان ۳.۱. تأثیر بر هویت و اعتماد به نفس شبکه‌های اجتماعی می‌توانند بر هویت و اعتماد به نفس کودکان و نوجوانان تأثیر بگذارند. بسیاری از آن‌ها تحت تأثیر تصاویر و مطالب منتشرشده در این فضا قرار می‌گیرند و ممکن است خود را با دیگران مقایسه کنند. این مقایسه می‌تواند به کاهش عزت‌نفس و افزایش اضطراب اجتماعی منجر شود. ۳.۲. مواجهه با خطرات سایبری از دیگر چالش‌های شبکه‌های اجتماعی، مواجهه با خطرات سایبری مانند مزاحمت‌های اینترنتی، سوءاستفاده‌های آنلاین و انتشار اطلاعات شخصی است. والدین باید کودکان خود را از این خطرات آگاه کرده و راهکارهایی برای محافظت از آن‌ها در فضای مجازی ارائه دهند. همچنین، ایجاد گفت‌وگوی باز و صمیمی با فرزندان می‌تواند به آن‌ها کمک کند تا در صورت مواجهه با مشکلات اینترنتی، به والدین خود مراجعه کنند. ۴. راهکارهای مؤثر برای تربیت فرزندان در عصر دیجیتال ۴.۱. آموزش سواد رسانه‌ای یکی از مهم‌ترین اقدامات برای مقابله با چالش‌های عصر دیجیتال، آموزش سواد رسانه‌ای به کودکان است. آن‌ها باید بیاموزند که چگونه اطلاعات معتبر را از اطلاعات نادرست تشخیص دهند و چگونه از حریم خصوصی خود در اینترنت محافظت کنند. والدین می‌توانند با همراهی کودکان در فضای مجازی و آموزش روش‌های صحیح استفاده از اینترنت، این مهارت‌ها را در آن‌ها تقویت کنند. ۴.۲. ایجاد قوانین و محدودیت‌های مشخص تعیین قوانین مشخص برای استفاده از ابزارهای دیجیتال، می‌تواند به کنترل میزان و نحوه استفاده از این فناوری‌ها کمک کند. والدین می‌توانند قوانینی مانند ممنوعیت استفاده از تلفن همراه هنگام صرف غذا، تعیین زمان مشخص برای بازی‌های ویدیویی و محدود کردن استفاده از اینترنت قبل از خواب را اجرا کنند. ۴.۳. تقویت ارتباط خانوادگی و تعاملات اجتماعی یکی از بهترین راه‌ها برای کاهش وابستگی کودکان به فضای دیجیتال، تقویت ارتباط خانوادگی و ایجاد فرصت‌هایی برای تعاملات اجتماعی است. والدین می‌توانند با برنامه‌ریزی فعالیت‌های خانوادگی مانند گردش‌های تفریحی، بازی‌های گروهی و گفتگوهای صمیمی، کودکان را به شرکت در فعالیت‌های دنیای واقعی تشویق کنند. ۴.۴. ایجاد الگوی مناسب توسط والدین کودکان رفتارهای والدین خود را الگو قرار می‌دهند. اگر والدین خود نیز زمان زیادی را صرف استفاده از تلفن همراه و اینترنت کنند، فرزندان نیز این رفتار را تقلید خواهند کرد. بنابراین، والدین باید با مدیریت صحیح زمان استفاده از فناوری، الگوی مناسبی برای فرزندان خود باشند. عصر دیجیتال با تمام فرصت‌ها و چالش‌های خود، شیوه‌های تربیت فرزندان را دگرگون کرده است. در حالی که فناوری‌های دیجیتال می‌توانند ابزارهای ارزشمندی برای یادگیری و ارتباطات باشند، استفاده نادرست از آن‌ها می‌تواند تأثیرات منفی بر رشد و توسعه کودکان داشته باشد. والدین باید با آگاهی از چالش‌های موجود و بهره‌گیری از روش‌های مؤثر، محیطی سالم و متعادل برای رشد فرزندان خود در دنیای دیجیتال فراهم کنند. ترکیب آگاهی، نظارت، آموزش سواد رسانه‌ای و تقویت روابط خانوادگی می‌تواند به کاهش آسیب‌های ناشی از فناوری و بهره‌گیری از مزایای آن کمک کند.

ادامه مطلب


12 ماه قبل - 484 بازدید

نوجوانی دوره‌ای حساس و بحرانی در زندگی انسان است که با تغییرات جسمی، روحی و اجتماعی بسیاری همراه است. در این دوران، رفتارهای مخاطره‌آمیز می‌تواند تأثیرات منفی بر سلامت و آینده‌ی نوجوانان داشته باشد. خانواده به عنوان نخستین و مهم‌ترین نهاد اجتماعی که فرد در آن رشد می‌یابد، نقش اساسی در پیشگیری از این رفتارها ایفا می‌کند. در این مقاله، نقش خانواده در پیشگیری از رفتارهای مخاطره‌آمیز نوجوانان بررسی می‌شود.  نقش ارتباطات خانوادگی ارتباطات موثر و مثبت میان اعضای خانواده، یکی از عوامل مهم در پیشگیری از رفتارهای مخاطره‌آمیز در نوجوانان است. وقتی که والدین با نوجوانان خود رابطه‌ای باز و صمیمی برقرار کنند، نوجوانان بیشتر تمایل دارند مسائل و نگرانی‌های خود را با والدین در میان بگذارند. این ارتباطات مثبت می‌تواند به کاهش استرس و فشارهای روانی در نوجوانان کمک کند و آنها را از رفتارهای مخاطره‌آمیز مانند مصرف مواد مخدر، خشونت و رفتارهای جنسی پرخطر بازدارد.  نقش الگوهای رفتاری والدین والدین به عنوان الگوی رفتاری نخستین برای فرزندان خود، نقش بسیار مهمی در شکل‌دهی به رفتارهای آنها دارند. وقتی که والدین رفتارهایی سالم و مثبت را به نمایش بگذارند، نوجوانان نیز تمایل دارند از این رفتارها الگو بگیرند. رفتارهای مخاطره‌آمیز والدین، مانند مصرف مواد مخدر یا رفتارهای خشونت‌آمیز، می‌تواند به نوجوانان پیامدهای منفی برساند و احتمال انجام رفتارهای مشابه توسط آنها را افزایش دهد. نقش نظارت و کنترل والدین نظارت و کنترل موثر والدین بر رفتارهای نوجوانان می‌تواند به پیشگیری از رفتارهای مخاطره‌آمیز کمک کند. والدین باید آگاه باشند که نوجوانان در چه فعالیت‌هایی مشغول هستند و با چه افرادی ارتباط دارند. این نظارت می‌تواند از طریق گفت‌وگوهای منظم با نوجوانان، حضور فعال در زندگی روزمره آنها و مشارکت در فعالیت‌های مشترک خانوادگی انجام شود. وقتی که نوجوانان احساس کنند که والدینشان به زندگی و رفاه آنها اهمیت می‌دهند، تمایل کمتری به انجام رفتارهای مخاطره‌آمیز خواهند داشت.  نقش حمایت عاطفی خانواده حمایت عاطفی خانواده نقش مهمی در سلامت روانی و عاطفی نوجوانان ایفا می‌کند. وقتی که نوجوانان احساس کنند که در خانواده‌شان محبت و حمایت عاطفی دریافت می‌کنند، اعتماد به نفس بیشتری پیدا می‌کنند و کمتر به دنبال تأیید اجتماعی از طریق رفتارهای مخاطره‌آمیز می‌روند. والدین می‌توانند با ابراز محبت و توجه به نیازهای عاطفی نوجوانان، آنها را از لحاظ روانی تقویت کنند و از افتادن آنها در دام رفتارهای پرخطر جلوگیری کنند. نقش آموزش و آگاهی‌بخشی والدین باید به نوجوانان خود آموزش‌های لازم در مورد رفتارهای مخاطره‌آمیز و پیامدهای آنها را بدهند. آگاهی‌بخشی در مورد خطرات مصرف مواد مخدر، بیماری‌های مقاربتی، خشونت و سایر رفتارهای پرخطر می‌تواند نوجوانان را از انجام این رفتارها بازدارد. همچنین، والدین می‌توانند با ارائه اطلاعات صحیح و مبتنی بر علم، به نوجوانان کمک کنند تا تصمیمات آگاهانه‌تری بگیرند و از انتخاب رفتارهای پرخطر پرهیز کنند. خانواده به عنوان نخستین و مهم‌ترین نهاد اجتماعی که فرد در آن رشد می‌یابد، نقش اساسی در پیشگیری از رفتارهای مخاطره‌آمیز نوجوانان دارد. ارتباطات موثر و مثبت، الگوهای رفتاری سالم، نظارت و کنترل موثر، حمایت عاطفی و آموزش و آگاهی‌بخشی از جمله عواملی هستند که می‌توانند به کاهش رفتارهای مخاطره‌آمیز در نوجوانان کمک کنند. والدین باید با توجه به این عوامل، نقش خود را در تربیت و حفاظت از سلامت و آینده‌ی فرزندان خود به خوبی ایفا کنند.

ادامه مطلب