سیگار یا اداره بازرس ویژهی آمریکا در امور بازسازی افغانستان اعلام کرده است که ایالات متحده پس از رویکارآمدن حکومت سرپرست، ۳.۳۳ میلیارد دالر کمک مالی بشردوستانه و انکشافی به افغانستان ارائه کرده است. این نهاد در گزارش اخیر خود گفته است که ایالات متحده آمریکا همچنان بزرگترین کمککننده به مردم افغانستان است. در گزارش آمده است که آمریکا تنها در سال ۲۰۲۴ میلادی، بیش از ۸۸۵ میلیون دالر را برای حمایت از کمکهای بشردوستانه در افغانستان ارائه کرده یا متعهد شده است. سیگار میگوید که از این بودجه بیش از ۵۳۴ میلیون دالر در سهماههی چهارم سال مالی ۲۰۲۴ به چندین دفتر سازمان ملل متحد واریز شده است. اداره بازرس ویژهی آمریکا در امور بازسازی افغانستان تاکید کرد که از زمان خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان در آگوست ۲۰۲۱، ایالات متحده در مجموع ۲۱.۰۶ میلیارد دالر به افغانستان و پناهجویان افغانستانی کمک کرده یا در دسترس این کشور قرار داده است. براساس گزارش سیگار، این بودجه شامل نزدیک به ۳.۳۳ میلیارد دالر پولی است که ایالات متحده برای کمک به افغانستان، عمدتا برای کمکهای بشردوستانه و توسعهای ارائه کرده است. همچنین در بخشی از گزارش آمده است که ۳.۵۰ میلیارد دالر دیگر شامل نیمی از ذخایر بانک مرکزی افغانستان است که پس از تسلط حکومت فعلی بر کشور در بانکی در آمریکا مسدود شد و ایالات متحده آن را به صندوق ویژه در سوئیس منتقل کرده است. بهگفتهی سیگار، از این بودجه تا اکنون به نفع مردم افغانستان استفاده نشده است، اما برای حفاظت از ثبات مالی کلان در نظر گرفته شده است و در درازمدت میتواند شامل افزایش سرمایه بانک مرکزی افغانستان در صورت تحقق شرایط باشد. در گزارش سیگار آمده است که از ۲۱.۰۶ میلیارد دالر بودجهی آمریکا ۸.۷۰ میلیارد دالر آنان در عملیات استقبال از متحدان برای حمایت از مهاجران افغانستانی که در ایالات متحده مستقر میشوند، هزینه شده است. قابل ذکر است که آیندهی ادامهی کمکهای آمریکا به افغانستان در حال حاضر روشن نیست. این نگرانی وجود دارد که در دولت جدید آمریکا کمکها به افغانستان کاهش یابد یا قطع شود. سیگار چندی پیش در گزارشی گفته بود که شرکای اجرایی ایالات متحده در افغانستان حداقل ۱۰.۹ میلیون دالر را به دولت فعلی پرداختهاند.
برچسب: آمریکا
زلمی خلیلزاد، نماینده پیشین ایالات متحده در امور صلح افغانستان درتازهترین مورد اعلام کرده است که توافقنامه دوحه به حقوق بشر ارتباط نداشت و مربوط به شرایطی جهت خروج امن نظامیان آمریکا بود. آقای خلیلزاد بامداد امروز (پنجشنبه، ۵ میزان) در واکنش به پیشنویس قطعنامهای کانگرس آمریکا که جو بایدن، رییس جمهور، کامالا هریس، معاون او و دیگر مقامهای ارشد ایالات متحده بهشمول شخص او را در پیوند به «خروج فاجعهبار» از افغانستان محکوم میکند، گفته است که حکومت فعلی افغانستان توافق کرده بودند که «یک دولت جدید برای افغانستان تشکیل میدهند و احتمالاً سیاستهای حقوق بشری آن به طور جداگانه و متعاقباً بین آنها و دیگر شهروندان افغانستان مذاکره میشود. او در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که برخی از این مذاکرات صورت گرفت؛ اما هیچ توافقی قبل از تکمیل خروج نیروهای آمریکایی از کشور، حاصل نشد. وی بخشی از پیشنویس این قطعنامه را که در آن آمده است، «خلیلزاد بدون دلیل ادعا کرده که حکومت فعلی به تعهدات خود عمل میکنند و به حقوق اساسی بشر احترام میگذارند» را رد کرد. زلمی خلیلزاد میگوید: «این ادعا کاملاً نادرست است. من هرگز چنین بیانیهای ندادهام. من تعجب میکنم که چنین ادعایی بدون مستند و به اصطلاح بی اساس مطرح شود.» نماینده ویژه پیشین آمریکا در امور صلح افغانستان در ادامه افزود: «من هرگز بیانیهای درباره طالبان و تعهدات آنها در مورد حقوق بشر ندادهام. در حضورهای خود در برابر کمیتههای مختلف کانگرس، هرگاه از من پرسیده شد که آیا به طالبان برای عمل به تعهداتشان در امور نظامی و تروریزم اعتماد دارم، پاسخ من همیشه این بود که ما در مورد روابط بینالمللی صحبت میکنیم؛ عرصهای که در آن به هیچ کس نمیتوان اعتماد کرد، به ویژه طالبان.» در ادامه آمده است توافقنامه همانطور که مذاکره شد، بر اساس شرایط بود؛ نه بر اساس اعتماد. اجرای تعهدات آمریکا در توافقنامه به اجرای تعهدات حکومت سرپرست مرتبط بود که باید به طور مداوم ارزیابی و تایید میشد. قابل ذکر است که عدم حمله به نیروهای آمریکایی و اجازه ندادن به گروههای «هراسافکن» یا افراد بهشمول القاعده، مبنی بر استفاده نشدن از خاک افغانستان به هدف تهدید امنیت ایالات متحده و همپیمانانش، بخشی از توافقنامه دوحه است. مایکل مککال، رییس کمیته روابط خارجی مجلس نمایندگان ایالات متحده پیشنویس قطعنامهای را به کانگرس ارائه کرد که در آن مقامهای ارشد پیشین و بر حال ایالات متحده در پیوند به خروج «فاجعهبار» نیروهای آمریکایی از افغانستان محکوم شدهاند.
رینا امیری، نماینده ویژه ایالات متحده آمریکا برای حقوق بشر و زنان در افغانستان با لانا نصیبه، دستیار وزارت خارجه امارات متحده عربی در امور سیاسی، در مورد حمایت از دختران و زنان افغانستان در بخش آموزش گفتگو کرده است. خانم امیری امروز (چهارشنبه، ۱۴ سنبله) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که امارات متحده عربی و واشنگتن به حمایت از دختران و زنان در افغانستان متعهد هستند. در ادامه آمده است که دو طرف همچنان درباره حمایت از دختران و کودکان افغانستان در بخشهای آموزش، صحت و کارآفرینی توافق کردهاند. در عین حال، نماینده ویژه آمریکا برای حقوق بشر و زنان در افغانستان در یک پیام دیگر نوشته است که حمایت واشنگتن از مردم کشور پابرجاست، اما صبر با حکومت سرپرست رو به اتمام است. او تاکید کرد که نگرانیهایش را در مورد قانون امر به معروف و نهی از منکر در قطر و امارات متحده عربی بیان کرده است. وی افزوده که هدف این قانون کامل کردن حذف زنان از زندگی عمومی است. او تصریح کرده است: «پیام من روشن بود، حمایت ما از مردم افغانستان همچنان پابرجاست، اما صبر با طالبان رو به اتمام است. راه مشروعیت داخلی و بینالمللی رعایت حقوق مردم این کشور است.» با این حال، رینا امیری مشخص نکرده که نگرانیهایش را با چه کسانی در قطر و امارات متحده عربی مطرح کرده است. باید گفت که در قانون جدید حکومت فعلی حتا صدای زنان «عورت» دانسته شده است. پیش از این، یوناما یا دفتر هیأت معاونت سازمان ملل متحد قانون جدید امر به معروف و نهی از منکر حکومت فعلی را «دیدگاه ناراحتکننده برای آینده افغانستان» توصیف کرده بود. کارشناسان سازمان ملل متحد نیز گفته بودند که قانون جدید امر به معروف و نهی از منکر نشاندهنده «عقبگرد جدی» حقوق بشر در افغانستان است.
زلمی خلیلزاد، نماینده پیشین آمریکا در امور صلح افغانستان، کار روی یک طرح سیاسی از بهر آینده افغانستان و بازگشایی مکاتب و دانشگاهها به روی دختران را برای عادیسازی روابط میان حکومت فعلی و آمریکا مهم عنوان کرد. آقای خلیلزاد این اظهارات را در صحبت با شبکهی خبری دویچه وله فارسی مطرح کرده و همچنان بر عملیسازی توافقنامه دوحه میان حکومت فعلی و آمریکا نیز تاکید کرده است. او افزود که باید روی راهکاری تمرکز شود، تا بخشهایی که در این توافقنامه آمدهاند، عملی شوند. وی میگوید: «به پلانی برای عملی کردن چیزهای که عملی نشده، روی یک تقسیم اوقات موافقت صورت گیرد و این میتواند یک راهی برای بهتر شدن یا عادی شدن رابطه بین افغانستان و آمریکا باشد.» نماینده ویژه پیشین آمریکا برای صلح افغانستان دو مورد از ضمایم پنهان توافقنامه دوحه را تاریخ و مکان مشخص خروج آمریکا از افغانستان و مسایل هراسافگنی عنوان کرده است. آقای خلیلزاد بیشتر توضیح داده و گفت: «درباره دو مساله بود، یک مساله این بود که خروج آمریکا چگونه شروع و ختم میشود. یعنی آمریکا از کدام پایگاه و چه وقت بیرون میاید، از همینرو اگر آن معلومات چاپ میشد یا مطبوعاتی میشد، بعضی کسانی که طالب نیستند و مخالف یا دشمن بیرون آمریکا از افغانستان بودند، حمله نکنند و از آن وقت استفاده نکنند که سر عسکر آمریکا حمله کنند، آن بخش پنهان شد.» او درباره حضور داعش چنین گفت: «اقدامات مثبت مطابق توافق دوحه صورت گرفته و خطری هم از طرف داعش وجود دارد؛ اما خطری است که طالبان با آن در جنگ هستند. بنابراین توجه لازم است که طالبان به اساس توافق دوحه، به همکاری دوام دهند.» نماینده ویژه پیشین آمریکا برای صلح افغانستان همچنان افزوده است که افغانستان اکنون اولویت آمریکا نیست و ایالات متحده تنها بر بنیاد منافع متقابل، راه را در پیش میگیرد. در حالی زلمی خلیلزاد بر بازگشایی مکاتب دختران تاکید میکند که حکومت فعلی پس از حاکمیت دوباره، دختران بالاتر از صنف ششم را از ادامه آموزش منع کردند و دروازههای دانشگاهها را نیز به روی دختران و زنان بستند. این گروه در طی در نزدیک به سهسال حاکمیت دوبارهشان، دختران را از اشتراک در آزمون کانکور منع کردند و این آزمون را بدون حضور حتا یک دختر در سراسر افغانستان برگزار کردند. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیونها دانشآموز دختر از آموزش باز بماند. در کنار آن زنان از رفتن به باشگاههای ورزشی، رستورانتها، حمامهای عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بینالمللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شدهاند.
کمیسیون دولتی آزادیهای مذهبی آمریکا در تازهترین مورد اعلام کرده است که وضعیت آزادی گروههای مذهبی در افغانستان در حاکمیت حکومت سرپرست رو به وخامت است. این کمیسیون در گزارش سالانه خود با متهم کردن حکومت سرپرست به نقض منظم آزادیهای مذهبی، خواستار تحریم مقامهای مسوول حکومت شد و از واشنگتن خواسته است که افغانستان تحت کنترول حکومت فعلی را در رده «کشور مورد نگرانی خاص» قرار دهد. در گزارش آمده است که حکومت فعلی در سال ۲۰۲۳ میلادی به شدت آزادیهای فردی و مذهبی مردم افغانستان، بهخصوص زنان، اقلیتهای مذهبی مانند شیعه، احمدیه، سیکها، هندوها و مسیحیان را محدود کرده و به این کار ادامه میدهد. باید گفت که مقامات حکومت فعلی در ایام عزاداری محرم گفته بودند که برای مصونیت عزاداران، باید مراسم عاشورا محدود و در مکانهای مشخص برگزار شود. کمیسیون آزادیهای مذهبی آمریکا گفته است که حکومت فعلی افغانستان آزادی مذهبی شیعیان را محدود کرده است. همچنین داعش در چندین مورد به مکانهای مذهبی شیعیان افغانستان در پایتخت کشور حمله کرده و نیروهای حکومت فعلی نتوانستهاند که جلو حملات داعش به شیعیان را بگیرند. طبق این گزارش، داعش خراسان به حملات خود به اقلیت شیعه در افغانستان ادامه داده است. داعش در ماه میزان ۱۴۰۲ به مسجد امام زمان در شهر پلخمری حمله کرد. کمیسیون آزادیهای مذهبی آمریکا همچنان نقش وزارت امر به معروف و نهی از منکر حکومت فعلی را در اعمال احکام تبعیض آمیز برجسته توصیف کرده است. این کمیسیون از حکومت آمریکا خواسته است تا آن عده از مقامهای حکومت فعلی را که مسوول نقض جدی آزادیهای مذهبی هستند، تحریم کرده و داراییهای شان را مسدود کند. کمیسیون آزادیهای مذهبی آمریکا گفت که حکومت فعلی شماری از خبرنگاران، فعالان حقوق زن و اقلیتهای مذهبی را نیز سال گذشته بازداشت کرد. این گروه با ممنوع کردن کار زنان، فعالیت سازمانهای امدادرسان را نیز محدود کرده است. در یک اقدام دیگر، حکومت فعلی در ماه سپتامبر ۲۰۲۳، ۱۸ کارمند محلی یک موسسه غیردولتی را به اتهام ترویج مسیحیت بازداشت کرد. کمیسیون آزادیهای مذهبی به حکومت آمریکا توصیه کرده است که افغانستان در فهرست کشورهایی قرار گیرد که در مورد آزادیهای شهروندان آن نگرانی جدی وجود دارد. کمیسیون ایالات متحده برای آزادی مذهبی بینالمللی (USCIRF) یک سازمان مستقل و فراحزبی دولتی است که در سال ۱۹۹۸ تاسیس شد.
«مایا آنجلو» در سال ۱۹۲۸ با نام «مارگارت آنی جانسون» به دنیا آمد، «مایا آنجلو» در نوجوانی، بورسی را برای تحصیل در رشتهی رقص و نمایش در کالیفرنیا به دست آورد، اما در شانزده سالگی و به مدتی کوتاه، تحصیل را کنار گذاشت تا به رانندهی ماشینهای کابلی در سان فرانسیسکو تبدیل شود. او در مورد دلیل انجام این کار توضیح میدهد: زنانی را در آن ماشینها میدیدم که کمربندهای مخصوص داشتند، با کلاه و ژاکتهای رسمی. عاشق یونیفرم هایشان بودم. به خودم گفتم این همان شغلی است که میخواهم. «آنجلو» این شغل را به دست آورد و به اولین زن سیاهپوست در سان فرانسیسکو تبدیل شد که رانندگی ماشینهای کابلی را بر عهده داشت. مایا در کتاب نامه به دخترم چنین حکایت میکند: سیزده ساله که بودم رفتم پیش مادرم در سان فرانسیسکو. بعدها در نیویورک سیتی درس خواندم. طی این سالها هم در پاریس، قاهره، غرب آفریقا و سرتاسر ایالات متحده زندگی کردهام. اینها واقعیتها است، اما از نظر یک کودک واقعیت چیزی نیست جز کلماتی که باید به خاطر سپرد؛ مثلا «اسمم جانی توماس است. نشانیام شمارهی 220، خیابان مرکزی است.» اینها همه واقعیتهایی است که با حقیقت یک کودک چندان کاری ندارد. دنیای واقعی ای که من در استمپس در آن بزرگ شدم، جنگی دائمی بود در مقابل تسلیم. اول تسلیم شدن در برابر آدم بزرگهایی که هر روز میدیدمشان، که همه سیاهپوست و همه خیلی خیلی بزرگ بودند. بعد تسلیم این فکر شدن که مردم سیاهپوست، پستتر از سفیدپوستانی بودند که به ندرت میدیدمشان. «آنجلو» پس از مدتی کار در عرصهی نمایش، به یک شرکت گردشگری پیوست. او پیشنهاد اجرای نقشی را در نمایشی موزیکال در «تئاتر برادوِی» رد کرد تا به آن شرکت گردشگری ملحق شود چرا که اینگونه میتوانست به سفری به دور اروپا برود. «آنجلو» در این باره به خاطر میآورد: تهیه کنندگانِ آن نمایش موزیکال به من میگفتند، «مگر دیوانه شدهای؟ میخواهی نقشی کوتاه را آن هم دائم در سفر قبول کنی، وقتی ما نقشی اصلی را در یک نمایش برادوِی به تو پیشنهاد کرده ایم؟» به آنها گفتم دارم به اروپا میروم. فرصت دیدن جاهایی را خواهم داشت که به شکل معمول هرگز نمیدیدم، جاهایی که فقط رویایشان را در روستای کوچکی که در آن بزرگ شدم، داشتم. او همچنین گفت که این انتخاب، یکی از بهترین تصمیمهای او در زندگی بوده است. سفر او به اروپا همچنین فرصت آشنایی با سایر زبانها را برای او فراهم کرد و «آنجلو» نیز این فرصت را غنیمت شمرد. او در نهایت توانست زبانهای فرانسوی، اسپانیایی، عبری، ایتالیایی و فانته (گویشی متعلق به مردم بومی غنا) را بیاموزد. «آنجلو» در سالهای کودکی، توسط نامزد مادرش مورد آزار و اذیت جنسی قرار گرفت. او ماجرا را برای برادرش تعریف کرد و مدتی بعد به دادگاه فراخوانده شد تا علیه آن مرد شهادت دهد؛ اتفاقی که به محکومیت مرد منجر شد، اما او در نهایت فقط یک روز را در زندان گذراند. چهار روز پس از آزادی از زندان، آن مرد به قتل رسید. احتمالا توسط یکی از اعضای خانوادهی «آنجلو». و «آنجلو» که فقط یک کودک بود، خودش را مقصرِ به قتل رسیدن آن مرد میدانست. او بعدها در مورد این اتفاق نوشت: فکر میکردم صدای من او را کشت. من آن مرد را کشتم چون نامش را گفتم و بعد فکر کردم که دیگر هیچ وقت دوباره صحبت نکنم، چون صدایم همه را خواهد کشت. «آنجلو» به مدت پنج سال، از صحبت کردن امتناع کرد. اما ادبیات به او کمک کرد که دوباره صدایش را به دست آورد. مجلهی Arab Observer یکی از معدود مجلههای خبریِ انگلیسیزبان در خاورمیانه بود که بین سالهای ۱۹۶۰ تا ۱۹۶۶ چاپ میشد. «آنجلو» هنگام سفر در مصر، با فعال حقوق مدنی «وسومزی ماکه» آشنا شد و پس از نقل مکان به قاهره، به عنوان دبیر برای مجلهی خبری Arab Observer مشغول به فعالیت شد. او قبل از این هیچ وقت به عنوان ژورنالیست کار نکرده بود و این شغل باعث شد «آنجلو» مهارتهای ارزشمندی را زمینهی خبرنگاری به دست آورد. تا پایان مسیر حرفهای «آنجلو»، قالبهای هنری اندکی باقی مانده بودند که او در آنها فعالیت نکرده بود (او نامزد دریافت «جایزه تونی» و «جایزه پولیتز» شد و سه بار «جایزه گِرَمی» را به دست آورد)، اما همچنان شگفت انگیز به نظر میرسد که «آنجلو» دستی بر آتش فیلمسازی نیز داشت. او ابتدا در فیلمی در سال ۱۹۵۷ بازی کرد اما پس از آن به فیلمنامه نویسی روی آورد و سپس، فیلمی به نام Down in the Delta را در سال ۱۹۹۸ کارگردانی کرد. «آنجلو» ارتباطی دوستانه با رمان نویس آمریکایی «جیمز بالدوین» داشت و اندکی قبل از به قتل رسیدن «مالکوم ایکس»، در حال برنامه ریزی برای کمک به او به منظور بنیان نهادن مؤسسهی «اتحاد سیاهپوستان آمریکا» بود. در اوایل سال ۱۹۶۸، «مارتین لوتر کینگ» از «آنجلو» خواست تا برای ترویج «کنفرانس رهبران مسیحی جنوب»، همایشهای مختلفی در سراسر ایالات متحده برگزار کند. «آنجلو» این پیشنهاد را پذیرفت اما زمان انجام آن را به تعویق انداخت تا برای جشن تولدش برنامههریزی کند. در روز تولد چهل سالگی «آنجلو» در ۴ آپریل سال ۱۹۶۸، «مارتین لوتر کینگ» در شهر ممفیس به قتل رسید. مرگ او، «آنجلو» را به افسردگی شدیدی مبتلا کرد. «آنجلو» در مراسم تحلیف «بیل کلینتون» در سال ۱۹۹۳، نام خود را پس از «رابرت فراست» به عنوان دومین شاعرِ حاضر در مراسم معارفهی رئیس جمهور مطرح کرد. شعرخوانی «آنجلو» در این مراسم، جایزهی «گِرَمی» سال ۱۹۹۴ را در بخش «بهترین اثر شفاهی» برای او به ارمغان آورد. «آنجلو» علاوه بر همهی این فعالیتها، دو کتاب آشپزی نیز نوشت که در یکی از آنها، دستور پخت غذاهای مورد علاقهاش را ارائه کرد و در دیگری، به اهمیت و چگونگی تهیهی غذاهای سالم پرداخت. «آنجلو» در پیشگفتار دومین کتاب آشپزی خود نوشت: اگر این کتاب به دست افراد ماجراجو و جسوری بیفتد که به اندازهی کافی جرأت دارند تا به آشپزخانه بروند و ظرفها و ماهیتابهها را به هم بریزند، من بسیار خوشحال خواهم شد. کتاب «میدانم چرا پرنده در قفس میخواند» که در سال ۱۹۶۹ انتشار یافت، خود زندگی نامهای است که به دوران کودکی «آنجلو» از سه تا هفت سالگی میپردازد. او در این اثر، موضوعاتی همچون نژادپرستی، آسیب روحی و تجاوز را به بحث میگذارد و همچنین توضیح میدهد که چگونه توانست بر این چالشها غلبه کند و از آنها بگذرد. کتاب «میدانم چرا پرنده در قفس میخواند» از زمان اولین انتشار، هیچ وقت از چرخهی چاپ خارج نشده و پس از گذشت دههها، همچنان مخاطبین جدید را به خود جذب میکند. «آنجلو» به منظور تمرکز بر کار، اتاقی را در هتلی نزدیک خانهاش میگرفت و در آن شروع به نوشتن میکرد. او ساعت شش صبح به آنجا میرفت و معمولاً تا ظهر مشغول نوشتن میشد. «آنجلو» پس از گرفتن اتاق، تمام وسایل تزئینی و مبلمان را از آن خارج کرده بود تا فقط یک تخت خواب و صندلی، به علاوهی یک کتاب لغتنامه، قلم و کاغذ، و بطری نوشیدنی در اتاق باشد. «آنجلو» در سه سالگی به همراه برادر بزرگترش «بِیلی جونیور»، به شهر «استمپس» در ایالت «آرکنزا» فرستاده شد تا در کنار پدربزرگ و مادربزرگِ پدریاش زندگی کند. مادربزرگ او، «آنی هندرسون»، بردهداری را به شکلی بیواسطه تجربه کرده بود و تنها فرد سیاهپوست در «استمپس» بود که مغازهای در شهر داشت. «آنجلو» از مادربزرگش توانایی خواندن را یاد گرفت: «آنی هندرسون» کتابهایی را از مدارس محلی به خانه میآورد و به «آنجلو» و برادرش، خواندن و نوشتن را میآموخت. مایا به خاطر کتابهای هفتگانه زندگینامهاش که شامل شرح حال خودش از کودکی تا بزرگسالی است بسیار مشهور است و همین باعث شد که مورد توجه کشورهای جهان قرار گیرد. آثارش: میدانم چرا پرنده در قفس میخواند (۱۹۶۹) جرعهای آب خنک به من دهید، دارم میمیرم (۱۹۷۱) به نام من خودت را جمعوجور کن (۱۹۷۴) آواز میخوانیم و مثل کریسمس متبرک میشویم (۱۹۷۶) قلب یک زن (۱۹۸۱) کودکان همه بندگان خدا باید کفش سفر بپوشند (۱۹۸۶) آهنگی که به بهشت پرتاب شد (۲۰۰۲) و مادر و من و مادر آنجلو از دانشگاهها، سازمانهای ادبی، آژانسهای دولتی و گروههای ویژه مختلف افتخارات و جوایزی کسب کرد. افتخارات او شامل نامزدی جایزه پولیتزر در سال ۱۹۷۰ و در سن ۴۷ سالگی برای کتاب مجموعهای شعرش با عنوان «پیش از این که بمیرم به من یک لیوان آب خنک بده» بود و همچنین نامزدی جایزه تونی برای بازی در «نگاه به دور» در سال ۱۹۷۳ و سه جایزه گرمی برای آلبومهای سخنانش را شامل میشود. او در دو کمیته ریاست جمهوری آمریکا خدمت کرد و در سال ۱۹۹۴ مدال اسپینگارن، در سال ۲۰۰۰ مدال ملی هنر، در سال ۲۰۱۱ نشان افتخار آزادی رئیسجمهوری به او اهدا شد. آنجلو بیش از پنجاه درجه افتخاری کسب کرد.
آنتونی بلینکن، وزیر امور خارجهی ایالات متحده آمریکا به محدودیتهای حکومت سرپرست علیه زنان و دختران افغانستان واکنش نشان و میگوید که تا زمان موجودیت محدودیتها توسط حکومت فعلی، دختران و زنان به مبارزه برای حق خود و کشورشان ادامه میدهند. آقای بلینکن این اظهارات را در همایشی در واشنگتن، پایتخت آمریکا مطرح کرده و گفته است که همزمان با این تلاشها، کشورش همهروزه با دولتها، نهادهای غیردولتی و بخش خصوصی کار میکند تا به دختران و زنان افغانستان کمک کند که آنان به آموزش خود ادامه دهند. او تاکید کرد که زنان و دختران افغانستان با استفاده از این امکانات میتوانند مهارتها و ارتباطات خود را ایجاد کرده و از راه دور کار کنند. همچنین وی در بخشی از صحبتهایش افزود که به یکجاسازی فشار جهانی بر حکومت فعلی ادامه میدهند تا سیاستهای سرکوبگرایانه این گروه را پایان بدهند. وزیر امور خارجهی آمریکا تصریح کرد: «گروههای جامعه مدنی و سازندگان صلح را آموزش میدهیم و توانمند میسازیم تا آنان بتوانند نقش پیشتاز در ساختن صلح و ایجاد جامعه آزاد و باز و مذاکره برای پایان دادن به درگیریها بازی کنند، بهویژه در مکانهایی مانند افغانستان که صاحبان قدرت (طالبان) به طرز بیرحمانهای حقوق زنان و دختران را سرکوب میکنند، ادامه دهند.» باید گفت که دختران و زنان افغانستان زیر سلطه حکومت سرپرست در بحران عمیق و ناملموسی فرو رفتهاند و این بحران برای آنان فاجعهآفرین بوده است. ادامه و گستردگی ممنوعیتهای حکومت فعلی علیه زنان، سبب شده که شمار زیادی از دختران جوان با مشکلات جدی دستوپنجه نرم کنند. باید گفت که نزدیک به سه سال که حکومت سرپرست دختران بالاتر از صنف ششم را در افغانستان از رفتن به مکتب منع کرده است. وزارت تحصیلات عالی حکومت فعلی، زنان و دختران افغان را از تحصیل در دانشگاهها و مراکز آموزشی نیز بازداشته است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیونها دانشآموز دختر از آموزش باز بماند. در کنار آن زنان از رفتن به باشگاههای ورزشی، رستورانتها، حمامهای عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بینالمللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شدهاند. علیرغم واکنشها و محکومیتهای جهانی، حکومت سرپرست تا اکنون از تصمیمشان دربارهی آموزش زنان و دختران عقبنشینی نکردهاند. حکومت فعلی کار زنان در ادارات دولتی و غیردولتی را نیز منع کرده است.
متیو میلر، سخنگوی وزارت امور خارجهی آمریکا در واکنش به گزارش سازمان ملل دربارهی تأثیر امر به معروف و نهی از منکر بر حقوق بشر میگوید که این کشور به نظارت دقیق بر رفتار حکومت سرپرست با مردم افغانستان، بهویژه برخورد آنان با زنان و دختران ادامه میدهد. آقای میلر این موضوع را در در یک نشست خبری مطرح کرده و ادعای حمایت مالی آمریکا از حکومت فعلی را رد کرده و گفت: «ما هیچ کمک مالی به طالبان نمیدهیم، این [ادعای ارسال کمک مالی] کاملاً نادرست است.» او همچنان به گزارش اخیر سازمان ملل دربارهی تأثیر امر به معروف و نهی از منکر حکومت فعلی بر حقوق بشر اشاره کرده و گفت: «آنچه دیدیم این است که اجرای غیرقابل پیشبینی و خودسرانهی قوانین به اصطلاح اخلاقی حکومت فعلی، حقوق بشر را در تمام افغانستان تضعیف میکند.» وی در این نشست خبری تاکید کرد: «ما به نظارت دقیق بر رفتار طالبان با مردم افغانستان، بهویژه رفتار آنان با زنان و دختران افغان ادامه میدهیم. ما از حکومت فعلی انتظار داریم که به تعهدات خود به مردم افغانستان و جامعهی جهانی در این زمینه احترام بگذارند.» سخنگوی وزارت امور خارجهی آمریکا میگوید که این کشور بهطور علنی و خصوصی به نمایندگان حکومت سرپرست گفته است که رابطهی آنان با جامعهی جهانی کاملا به اقدامات شان بستگی دارد. سازمان ملل: فعالیتهای وزارت امر به معروف ناقض آزادی و حقوق شهروندان است دیدبان حقوق بشر: آمریکا باید از آموزش دختران افغانستان حمایت کند قابل ذکر است که براساس خواستههای جامعهی و نهادهای بینالمللی احترام به حقوق بشر و حقوق زنان و دختران از جمله شروط کشورها برای تعامل با حکومت فعلی دانسته میشود. اما در این حدود سه سال، تغییری در موضع حکومت سرپرست در زمینهی حقوق بشر و حقوق زنان نیامده است. این در حالی است که دیروز یوناما یا دفتر هیأت معاونت سازمان ملل در افغانستان با نشر گزارشی دربارهی کارنامهی وزارت امر به معروف و نهی از منکر گفته است که فعالیتهای این وزارت تأثیرات منفی بر حقوق و آزادیهای شهروندان افغانستان و بهویژه تأثیر تبعیضآمیز و نامتناسب بر زنان داشته است. یوناما گزارش داده است که وزارت امر به معروف و نهی از منکر حکومت سرپرست، فرمانهای رهبر این گروه و دستورالعملهایی را که امر به معروف و نهی از منکر میپندارد، تطبیق میکند. در گزارش آمده است که عدم پابندی به هر یک از این دستورالعملها، گاهی ممکن است منجر به مجازات شدید شود.
دیدبان حقوق بشر اعلام کرده است که ۱۲۰ کشور به استثنای آمریکا، «اعلامیه مکاتب مصوون» را امضا کردهاند و ایالات متحد باید به این اعلامیه بپیوندد و از آموزش دختران و زنان در افغانستان حمایت کند. این سازمان با نشر اعلامیهای به نقل از زما نف، مدیر اجرایی بخش کودکان دیدبان حقوق بشر نوشته است که آمریکا حدود ۲۰ سال زمینه آموزش را برای دختران در افغانستان فراهم کرده بود و اکنون نیز با پیوستنش به اعلامیه «مکاتب مصوون» از دختران و زنان افغانستان پشتیبانی کند. در اعلامیه آمده است: «اکنون با ممنوعیت شدید حکومت سرپرست از آموزش و تحصیل دختران در افغانستان، ایالات متحده باید به اعلامیه مکاتب مصوون بپیوندد و از جنبش جهانی برای محافظت از آموزش در برابر این محدودیتها حمایت کند.» دیدبان حقوق بشر تاکید کرد که حمایت از تحصیل دختران یکی از دلایل دخالت ایالات متحده در افغانستان بود. این سازمان افزود که آمریکا در زمان حضورش در افغانستان، زمینه آموزش را برای هزاران دختر افغان فراهم کرده بود. باید گفت که نزدیک به هزار روز میشود که دختران بالاتر از صنف ششم در افغانستان از رفتن به مکتب محروم هستند. حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان،دختران بالاتر از صنف ششم را از رفتن به مکتب ممنوع و همچنان دروازه دانشگاهها را به روی دختران دانشجو بسته کرده است.
جیکی رولینگ (JK Rowling) با نام اصلی جوآن رولینگ در ۳۱ ژوئیهی ۱۹۶۵ در گلاسترشایر انگلستان به دنیا آمد. از کودکی به نوشتن علاقهمند بود و قوهی تخیلی قدرتمند داشت. آرزویش این بود که رمان بنویسد. اما پدر و مادرش هر دو از خانوادههای فقیری بودند. آنها همیشه این نگرانی را داشتند که قدرت تخیل نمیتواند چندان کمکی به وضعیت مالی فرزندشان بکند. بعد از اینکه رولینگ نتوانست در آزمون ورودی دانشگاه آکسفورد قبول شود، پدر و مادرش او را تشویق کردند تا در دانشگاه اکستر انگلستان، زبان فرانسوی بخواند و دلیل اصرارشان هم تأمین آیندهی مالی فرزندشان بود. جیکی رولینگ در سال ۱۹۹۱ به پرتغال مهاجرت کرد و در سال ۱۹۹۲ با خورخه آرانتس، خبرنگار پرتغالی، آشنا شد و ازدواج کرد. این ازدواج هرچند به او دختری به نام جسیکا داد، عمرش یک سال بیشتر نبود. رولینگ پس از جدایی به اسکاتلند مهاجرت کرد و روزهای سختی را گذراند. سقط یک فرزند قبل از جسیکا، شکست ازدواج، تنهایی و بیکاری همه و همه سبب شده بود تا رولینگ به خودش به چشم زنی شکستخورده نگاه کند. شدت اندوه او به حدی بود که مدتی را در یک آسایشگاه بستری شد و فکر خودکشی هم از سرش گذشت. با وجود تمام سختیها، جیکی رولینگ موفق شد تا انرژی خود را روی نوشتن متمرکز کند. در سال ۱۹۹۶، اولین جلد از مجموعهی هری پاتر به نام «هری پاتر و سنگ جادو» را با نام جوآن رولینگ منتشر کرد. اما مدیر انتشارات او را ترغیب کرد تا نام دیگری برای خودش انتخاب کند، چرا که شخصیت اصلی داستان پسر بود و حدس ناشر این بود که خوانندههایش پسرهای نوجوانی هستند که با دیدن نام یک زن روی جلد کتاب، از خیر خواندنش میگذرند. به این ترتیب جیکی رولینگ که مخفف جوآن کیتلین رولینگ بود، متولد شد. کیتلین (کاتلین) نام مادربزرگ پدری او بود. هرچند جیکی رولینگ، خود نام مستعاری برای جوآن رولینگ است، اگر جایی اسم «رابرت گالبریث» هم به چشمتان خورد، تعجب نکنید. رولینگ مجموعه رمانهای «کورمورن استرایک» را که درونمایهای جنایی دارد، با نام رابرت گالبریث منتشر کرده است. رولینگ ذهن خلاقی دارد و خودش را به یک سبک خاص نوشتن محدود نکرده است. جالب اینجاست که رمانهای مشهور او در دستهی کتابهای فانتزی میگنجند؛ دنیایی که در آن هر غیرممکنی ممکن میشود. اما بسیاری این ظرافت را درک نمیکنند و معتقدند که کتابهای او در تبلیغ سحر و جادو مؤثرند، با این حال خداباوری رولینگ و نگاهش به زندگی را میتوان از خلال همین داستانها هم دید. از جیکی رولینگ به عنوان زنی شجاع یاد میشود که همیشه رک و راست حرفهایش را زده است. چهرهای که او در شبکهی اجتماعی ایکس از خود نشان میدهد برای بسیاری یادآور این کلمات است: عصبی، پرخاشگر و زودرنج. البته این صفتها برای زنی به کار میرود که در برابر آنچه دوست ندارد، واکنش نشان میدهد! او خیریههای زیادی را مدیریت میکند. یکی از خیریهها «جینجربرد» نام دارد و هدف آن حمایت از خانوادههای تکسرپرست و به طور خاص مادرانی است که فرزندانی دارند و خود، سرپرست خانواده هستند. رولینگ خیریهی دیگرش را «لوموس» نام نهاده است. این خیریه به حمایت از کودکان قربانی آزار جنسی و نیز کودکانی میپردازد که فقیر و یا معلول (توانیاب) هستند. جیکی رولینگ یکی از طرفداران کتابهای جان رونالد روئل تالکین بود و حتی در دوران دانشگاه هم ترجیح میداد وقتش را با خواندن کتابهای چارلز دیکنز و تالکین پر کند. احتمالاً علاقهی شدید او به نوشتن و همچنین شناخت دقیقی که از دنیای فانتزی داشت به او کمک کرد تا یکی از بهترین نمونههای فانتزی را به جهان هدیه کند. مجموعهی هری پاتر (Harry Potter) مجموعهای هفتجلدی است که ماجراهای یک پسرک جادوگر و دوستانش را در مدرسهی جادوگری هاگوارتز تعریف میکند. دنیای جادوگرها باید برای یک مبارزه با سیاهترین جادوگر دوران، یعنی «لرد ولدمورت»، آماده شود... چه کسی میتواند او را شکست دهد؟ کتابهای این مجموعه به این ترتیب منتشر شدهاند: هری پاتر و سنگ جادو، هری پاتر و حفرهی اسرارآمیز، هری پاتر و زندانی آزکابان، هری پاتر و جام آتش، هری پاتر و محفل ققنوس، هری پاتر و شاهزادهی دورگه و هری پاتر و یادگاران مرگ. کتاب کورمورن استرایک (Cormoran Strike)، نام مجموعهی دیگری از جیکی رولینگ است. رمانهای این مجموعه جنایی هستند و برای بزرگسالان نوشته شدهاند. در این کتابها با کارآگاهی به نام کورمورن استرایک آشنا میشویم که یک نظامی بازنشستهی ارتش بریتانیا است و حالا به همراه دستیارش، رابین، به دنبال پروندههای کارآگاهی بهدردبخور هستند! کتاب افسانهی ایکاباگ (The Ickabog) هم داستان جذاب دیگری است از سرزمینی که همه در آن شاد و خوشحال زندگی میکنند و غمی ندارند. اما هیولایی در کمین است. هرچند آدمها فکر میکنند قصهی این هیولا تخیلی و فقط برای ترساندن آدمهاست، انگار واقعاً هیولایی وجود دارد. این کتاب با تصاویر بامزهای که کار کودکان و نوجوانان است، منتشر شده است. رولینگ وقتی اولین کتاب از مجموعهی هری پاتر منتشر شد، موفق شد تا تقریباً تمام جوایز کتابهای کودکان و نوجوانان بریتانیا را از آن خود کند. مجلهی تایم در سال ۲۰۰۷ جیکی رولینگ را به عنوان دومین فرد تأثیرگذار سال، پس از ولادیمیر پوتین، انتخاب کرد. مجلهی فوربس نیز رولینگ را به عنوان چهلوهشتمین شخصیت معروف سال ۲۰۰۷ معرفی کرد. در سال ۲۰۱۴، جایزهی ادبیات داستانی زنان بیست نویسندهی تأثیرگذار زن را معرفی کرد. جیکی رولینگ در این فهرست مقام چهارم را داشت. پس از هارپر لی، نویسندهی کتاب کشتن مرغ مقلد، مارگارت اتوود، نویسندهی کتاب سرگذشت ندیمه، و شارلوت برونته، نویسندهی کتاب جین ایر. اقتباسهای سینمایی از آثار جیکی رولینگ مقام مشهورترین اقتباس سینمایی از کتابهای جیکی رولینگ به فیلمهای هری پاتر میرسد. هشت فیلم که بر اساس هفت کتاب مجموعهی هری پاتر ساخته شدند. فیلم هری پاتر و سنگ جادو که اولین فیلم از این مجموعه بود، در سال 2001 اکران شد و فیلمهای هری پاتر و یادگاران مرگ که آخرین فیلمهای این مجموعه بودند در دو قسمت در سالهای 2010 و 2011 به روی پرده رفتند. بازگشت به هاگوارتز (Return to Hogwarts) نام برنامهای بود که در ژانویهی سال 2022 به مناسبت بیستمین سالگرد ساخت آخرین فیلم هری پاتر از شبکهی اچبیاو پخش شد. استرایک (Strike) نام سریالی است که بر اساس کتابهای کورمورن استرایک نوشتهی جیکی رولینگ ساخته شد و در سال 2017 از شبکهی بیبیسی پخش شد. تام برک و هالی گرینجر در این فیلم ایفای نقش کردند. ایدهی نوشتن کتابهای هری پاتر از کجا آمد؟ اواسط سال 1990، زمانی که جیکی رولینگ در ایستگاه قطار در انتظار بود، ایدهای به ذهنش رسید. شاگردان یک مدرسهی جادوگری که با قطار به مدرسه میروند. او کاغذ و خودکار نداشت. بنابراین در ذهنش، شخصیتهای اصلی کتاب هری پاتر، رون ویزلی و هرماینی (هرمیون) گرنجر را پروراند و زمانی که از همسر اولش جدا شده بود و با دختر کوچکش زندگی میکرد، این شخصیتها را روی کاغذ آورد. وقتی کتاب اول هری پاتر نوشته شد، جیکی رولینگ به دنبال ناشری برای چاپ کتابش بود، اما 12 ناشر مختلف کتاب او را رد کردند. در نهایت انتشارات بلومزبری این کتاب را قبول کرد. این کتاب بخت بلندی داشت؛ هری پاتر و سنگ جادو تابهحال بیش از 120 میلیون نسخه در جهان فروخته است و به 73 زبان نیز ترجمه شده است. ذهن خلاق این نویسنده هرگز از ایدهپردازی دست برنداشت؛ زمانی که جیکی رولینگ به افسردگی مبتلا شد و در آسایشگاه بستری بود، از بیماریاش استفاده کرد تا شخصیت دیگری برای کتابش بسازد: دیوانهسازها (Dementor). این موجودات تمام خوشی، خنده و خوشبختی جهان را میبلعند و همیشه سردی همراه خودشان میآورند. خانوادهای در همسایگی جیکی رولینگ زندگی میکردند که پاتر نام داشتند. علاقهی او به این اسم از همین همسایگی شکل گرفت و نام خانوادگیای که برای قهرمان اصلی کتابش انتخاب کرد «پاتر» بود. مجموعه کتابهای هری پاتر ۱. هری پاتر و سنگ جادو ۲. هری پاتر و تالار اسرار ۳. هری پاتر و زندانی آزکابان ۴. هری پاتر و جام آتش ۵. هری پاتر و محفل ققنوس ۶. هری پاتر و شاهزاده دورگه ۷. هری پاتر و یادگاران مرگ ۸. هری پاتر و فرزند نفرینشده آثار مرتبط با دنیای جادو ۱.جانوران شگفتانگیز و زیستگاه آنها (مکمل مجموعه هری پاتر) ۲.کوییدیچ در گذر زمان (مکمل کتاب هری پاتر) ۳.قصههای بیدل نقال ۴.هری پاتر و فرزند نفرینشده (طرح کلی داستان) (نمایشنامهای نوشتهٔ جک تورن) ۵.راهنمای ناکامل و نامعتبر هاگوارتز ۶.داستانهای کوتاهی از قدرت، سیاست و اشباح مزاحم در هاگوارتز ۷.داستانهای کوتاهی از قهرمانیها، سختکوشیها و سرگرمیهای خطرناک در هاگوارتز ۸.جانوران شگفتانگیز و زیستگاه آنها (فیلمنامه) ۹.جانوران شگفتانگیز: جنایات گریندل والد (فیلمنامه) ۱۰.جانوران شگفتانگیز: اسرار دامبلدور (فیلمنامه) مجموعه کورمورن استرایک ۱.آوای فاخته (با نام مستعار روبرت گالبریث) ۲.کرم ابریشم (با نام مستعار روبرت گالبریث) ۳.ردپای شیطان (با نام مستعار روبرت گالبریث) ۴.سفید کشنده (با نام مستعار روبرت گالبریث) ۵.خون مشکلدار (با نام مستعار روبرت گالبریث) مجموعه بزرگسالان ۱.خلأ موقت نویسنده: قدسیه امینی