برچسب: قتل

2 روز قبل - 49 بازدید

منابع محلی از ولایت کابل می‌گویند یک زن در این شهر، با «نواسه مامایش» دعوای حقوقی داشته، در مرکز این ولایت تیرباران شده است. دست‌کم دو منبع امروز (سه‌شنبه، ۸ ثور) گفته‌اند که این رویداد در منطقه خیرخانه کابل از مرکز شهر کابل رخ داده است. منبع در ادامه تاکید کرده است که این زن «بدریه» نام داشته و او باشنده اصلی ولایت بدخشان بوده است. منبع در ادامه افزوده است که این زن هنگام رفتن به سمت محکمه مورد تیراندازی قرار گرفته و به قتل رسیده است. همچنین رسانه‌های محلی گزارش داده‌اند که جسد این زن به طب عدلی انتقال داده شده است. در گزارش رسانه‌ها آمده است که نیروهای امنیتی حکومت سرپرست، وکیل مدافع این زن را بازداشت کرده‌اند. منابع خاطرنشان می‌کنند که این زن با شوهر سابق خود نیز دعوای حقوقی داشته و از وی جدا شده بود. این در حالی است که روز گذشته چهار عضو یک خانواده توسط افراد ناشناس در مرکز لوگر به قتل رسیدند. قابل ذکر است که قتل‌های مرموز و سرقت‌های مسلحانه در روزهای اخیر افزایش یافته است.

ادامه مطلب


2 روز قبل - 70 بازدید

گل‌چهره وقتی به دنیا آمد، کسی برایش جشن نگرفت. در خانه‌ای گِلی، در یکی از کوچه‌های دورافتاده‌ی تخار، تولد دختر بیشتر شبیه خبری عادی بود تا اتفاقی خوش. مادرش بعدها برایش گفته بود آن روز هوا سرد بود و باد از لای درزهای دیوار می‌وزید. او را در پارچه‌ای کهنه پیچیده بودند تا از سرما در امان بماند. اما شاید هیچ‌کس نمی‌دانست آن سرما، فقط سرمای هوا نبود؛ سرمایی بود که قرار بود تا آخر عمر در زندگی گل‌چهره باقی بماند. کودکی‌اش کوتاه بود؛ خیلی کوتاه‌تر از آن‌چه باید می‌بود. هنوز درست بازی کردن را یاد نگرفته بود، هنوز عروسک‌هایش را خوب نشناخته بود که کم‌کم فهمید در این دنیا، دختر بودن یعنی زود بزرگ شدن. وقتی دخترهای هم‌سنش در کوچه‌ها می‌دویدند، او کنار مادرش می‌نشست و به نخ و سوزن نگاه می‌کرد یا ظرف‌های خاک‌گرفته را می‌شست. اما در دلش چیزهای دیگری می‌گذشت. گاهی وقتی از دور صدای مکتب می‌آمد، صدای خنده‌ی دخترهایی که کتاب به بغل داشتند، دلش می‌خواست بداند در آن کتاب‌ها چه نوشته شده است. اما این خواستن‌ها جایی نداشت. در خانه‌ی آن‌ها، نان مهم‌تر از رؤیا بود. سال‌ها به همین شکل گذشت تا این‌که یک روز همه‌چیز ناگهان تغییر کرد. آن روز، مادرش کمتر حرف می‌زد و پدرش با مردی غریبه در گوشه‌ی اتاق آهسته صحبت می‌کرد. گل‌چهره نمی‌فهمید چه می‌گویند، اما از نگاه‌هایشان ترسیده بود. شب که شد، مادرش آمد، کنارش نشست، دستش را گرفت و گفت: «دخترم، قسمتت همین بوده.» این جمله را بعدها بارها در زندگی‌اش شنید؛ جمله‌ای که همیشه به‌جای پاسخ، به‌جای انتخاب و به‌جای حق، به او داده می‌شد. پانزده‌ساله بود که عروس شد؛ نه با شادی، نه با موسیقی، نه با لبخندی واقعی. فقط چند زن آمدند، چادری سفید روی سرش انداختند و او را به خانه‌ای بردند که قرار بود «خانه‌اش» باشد. اما از همان لحظه‌ای که قدم به آن خانه گذاشت، فهمید این‌جا جایی برای او نیست. شوهرش مردی میان‌سال بود، با صورتی خسته و نگاهی که هیچ گرمایی در آن نبود. اما آن‌چه بیشتر گل‌چهره را ترساند، حضور زن دیگری در خانه بود؛ زن اول. زنی که سال‌ها در آن خانه زندگی کرده بود و حالا باید حضور یک دختر نوجوان را در کنار خود تحمل می‌کرد. نگاه‌های آن زن، پر از حرف‌های ناگفته بود؛ حرف‌هایی از خشم، تحقیر، حسادت و شاید هم درد. اما سخت‌تر از آن، فرزندان زن اول بودند. بعضی از آن‌ها از خود گل‌چهره بزرگ‌تر بودند. آن‌ها او را «مادر» صدا نمی‌کردند، حتی نامش را هم با احترام نمی‌گفتند. برایشان او فقط غریبه‌ای بود، مزاحمی که نباید در آن خانه می‌بود. روزهای اول، گل‌چهره سعی کرد همه‌چیز را تحمل کند. صبح زود بیدار می‌شد، کارهای خانه را انجام می‌داد، نان می‌پخت، آب می‌آورد و لباس می‌شست. کمتر حرف می‌زد و بیشتر سکوت می‌کرد. فکر می‌کرد اگر آرام باشد، اگر کاری نکند که کسی را ناراحت کند، شاید زندگی کمی نرم‌تر شود. اما زندگی در آن خانه به این سادگی‌ها تغییر نمی‌کرد. اولین بار که به او توهین شد، شوکه شد. کلمه‌ها مثل سنگ به سویش پرتاب می‌شدند: «بی‌ارزش»، «بی‌جا»، «دختر اضافی». این واژه‌ها کم‌کم به بخشی از زندگی‌اش تبدیل شدند. بعد از آن، دست‌ها هم وارد شدند؛ سیلی‌هایی که ناگهانی فرود می‌آمدند، لگدهایی که از پشت می‌خورد، موهایی که کشیده می‌شدند. هر بار که درد می‌کشید، به خودش می‌گفت شاید این آخرین بار باشد. اما آخرینی در کار نبود. سال‌ها گذشت و گل‌چهره سه فرزند به دنیا آورد. وقتی نخستین کودکش را در آغوش گرفت، اشک ریخت؛ نه فقط از درد زایمان، بلکه از امید. امیدی که می‌گفت حالا شاید کسی او را جدی بگیرد، حالا شاید جایگاهش در خانه محکم‌تر شود. اما این امید هم، مثل بسیاری از امیدهای دیگرش، آرام‌آرام خاموش شد. زندگی‌اش تبدیل شده بود به چرخه‌ای تکراری از کار، توهین و خشونت. شب‌ها، وقتی همه می‌خوابیدند، او در گوشه‌ای می‌نشست، زخم‌هایش را لمس می‌کرد و بی‌صدا گریه می‌کرد. نمی‌خواست کسی صدایش را بشنود؛ شاید چون می‌دانست شنیده شدن هم چیزی را تغییر نمی‌دهد. گاهی به خانه‌ی پدرش فکر می‌کرد، اما آن‌جا هم پناهی نداشت. همان‌ها بودند که او را فرستاده بودند. اگر برمی‌گشت، شاید سرزنش می‌شد، شاید دوباره مجبورش می‌کردند به همان خانه بازگردد. پس ماند؛ با همه‌ی دردها و همه‌ی ترس‌ها. فرزندان زن اول هرچه بزرگ‌تر می‌شدند، خشونت‌شان هم بیشتر می‌شد. انگار گل‌چهره برایشان نماد تمام ناعدالتی‌هایی بود که فکر می‌کردند در حق‌شان شده است. خشم‌شان را بر سر او خالی می‌کردند، بی‌آن‌که لحظه‌ای فکر کنند او خود قربانی است. روز آخر، هیچ نشانه‌ای نداشت که قرار است پایان باشد. صبح مثل همیشه آغاز شد. گل‌چهره بیدار شد، نان پخت، کودکانش را آماده کرد. شاید حتی لحظه‌ای لبخند زد، وقتی یکی از بچه‌هایش چیزی گفت. اما این لحظه‌های کوچک، خیلی زود در تاریکی گم شدند. نمی‌دانیم دقیقاً چه شد که آن روز خشونت به اوج رسید. شاید حرفی ساده، شاید سوءتفاهمی کوچک، شاید فقط انباشت سال‌ها خشم. اما آن‌چه رخ داد، چیزی فراتر از یک دعوای معمولی بود. آن‌ها به سراغش آمدند؛ با فریاد، با خشم، با دست‌هایی که دیگر هیچ کنترلی نداشتند. ضربه‌ها یکی پس از دیگری بر بدنش فرود آمدند. گل‌چهره سعی کرد خودش را جمع کند، سعی کرد از خود محافظت کند، اما توانش را نداشت. بدنش سال‌ها بود که زیر بار خشونت خم شده بود. هیچ‌کس جلوشان را نگرفت؛ نه شوهرش، نه کسی دیگر. انگار در آن لحظه، جان گل‌چهره ارزشی نداشت. وقتی افتاد، شاید هنوز زنده بود. شاید هنوز امید داشت کسی کمکش کند. اما کمکی نیامد. فقط سکوت بود و نفس‌هایی که آرام‌آرام قطع شدند. مرگش آرام نبود؛ نتیجه‌ی سال‌ها دردی بود که در یک لحظه جمع شد و پایان داد. بعد از آن، خانه دوباره ساکت شد؛ همان‌طور که همیشه بود. اما این‌بار سکوتش سنگین‌تر بود، چون دیگر گل‌چهره‌ای نبود که در آن گوشه نفس بکشد. سه کودکش حالا بدون مادر مانده‌اند. کودکانی که شاید هنوز معنای مرگ را نمی‌دانند، اما جای خالی مادر را حس می‌کنند. شاید شب‌ها به دنبالش بگردند، شاید صدایش کنند و پاسخی نگیرند. داستان گل‌چهره، داستانی است که در بسیاری از خانه‌ها تکرار می‌شود؛ نه همیشه با این پایان، اما با همان درد، همان سکوت و همان بی‌پناهی. او می‌توانست زندگی دیگری داشته باشد. می‌توانست درس بخواند، می‌توانست انتخاب کند، می‌توانست بخندد. اما هیچ‌کدام از این‌ها برایش ممکن نشد. در نهایت، آن‌چه از گل‌چهره باقی ماند، فقط نامی است و خاطره‌ای تلخ. نامی که شاید به‌زودی فراموش شود، اما داستانش ـ اگر کسی آن را بگوید ـ می‌تواند یادآور این باشد که هنوز، در گوشه‌هایی از این جهان، زنانی هستند که در سکوت رنج می‌کشند و در همان سکوت از بین می‌روند. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


3 روز قبل - 96 بازدید

مسوولان محلی در لوگر می‌گویند که افراد ناشناس چهار عضو یک خانواده به شمول یک زن را در این ولایت به شکل فجیع به قتل رسانده‌اند. دست‌کم منبع دو امروز (دوشنبه، ۷ ثور) با تایید این رویداد گفته‌اند که این رویداد در منطقه «حصارک» از مربوطات پل‌علم، مرکز این ولایت رخ داده است. منبع در ادامه تاکید کرده است که در این رویداد، یک زن، یک مرد ۶۰ ساله، یک پسر حدود ۳۳ ساله و یک نوجوان حدود ۱۳ ساله به قتل رسیدند. منبع در افزوده است تا اکنون انگیزه این قتل و عاملان آن مشخص نشده است. همچنین مسوولان امنیتی گفته‌اند که چند فرد مشکوک به این رویداد بازداشت شده‌اند. این در حالی است که قتل‌های مرموز و سرقت‌های مسلحانه در روزهای اخیر افزایش یافته است. همچنین تفنگ‌داران ناشناس روز گذشته یک بزرگ قومی را در ولایت سرپل پس از آزادی از زندان به قتل رساندند. پیشتر از این نیز یک بزرگ قومی دیگر در شهر شبرغان ولایت جوزجان از سوی افراد ناشناس به قتل رسیده بود.

ادامه مطلب


3 روز قبل - 73 بازدید

منابع محلی از ولایت تخار می‌گویند که یک دختر ۱۵ساله در ولسوالی دشت‌قلعه پس از لت‌وکوب شدید از سوی خانواده شوهرش جان باخته است. یکی از اعضای خانواده‌اش به رسانه گوهرشاد گفته‌ است که این دختر، چند سال پیش به ازدواج مردی به عنوان همسر دوم درآمده بود، به‌دلیل مخالفت و فشارهای خانوادگی با تهدید و خشونت روبرو بوده است. منبع در ادامه تاکید کرد که او در حالی به شفاخانه منتقل شد که آثار شدید ضرب‌وشتم بر بدنش دیده می‌شد. به گفته‌ی منبع، شدت جراحات به‌حدی بوده که برخی اعضای داخلی بدنش آسیب جدی دیده و در مسیر انتقال به شفاخانه مرکزی تخار جان داده است. براساس اظهارات خانواده، این دختر از ازدواج خود سه فرزند داشت و در این مدت با مشکل‌های جدی در محیط خانواده روبرو بوده است. آنان مدعی‌ هستند که فرزندان همسرش از ازدواج قبلی، از عاملان اصلی این رویداد هستند. همچنین برادر این زن در حساب کاربری فیس‌بوک خود نوشته است: «خواهرم ۱۵ سال عمر داشت که از بخت بد او به شخصی از دوست پدرم از ولسوالی خواجه‌غار داده می‌شود. غلام سخی قبلاً زن داشت، خواهرم زن دوم وی می‌شود که در این مدت همیشه تحت فشار و خشونت قرار داشت.» تا اکنون مقام‌های محلی در تخار به‌گونه‌ی رسمی در این مورد اظهار نظر نکرده‌اند. پس از تسلط دوباره‌ی حکومت سرپرست بر افغانستان، قتل‌های مرموز زنان، کودکان و جوان در در سراسر کشور افزایش کم‌پیشینه یافته است. بیماری‌های روانی، خصومت شخصی، ازدواج‌های اجباری، خشونت خانوادگی و فشار‎های روحی ناشی از فقر و بیکاری عوامل اصلی این قتل‌ها بیان شده است. همچنین با تسلط حکومت سرپرست بر افغانستان اکثریت نهادهای حامی حقوق زنان متوقف شده است. زنان در افغانستان چون گذشته با مراجعه به نهادهای عدلی و قضایی، دیگر نمی‌توانند برای خشونت‌های وارده‌ی شان شکایت کنند و این‌گونه خشونت‌‌ها پایدار باقی مانده و افزایش پیدا می‌کند.

ادامه مطلب


1 هفته قبل - 103 بازدید

مسوولان در فرماندهی پولیس ولایت جوزجان می‌گویند که یک زن در مرکز این ولایت توسط شوهرش به قتل رسیده است. عبدالستار حلیمی، سخنگوی فرماندهی پولیس جوزجان با نشر اعلامیه‌ای گفته است که این زن دیشب (یک‌شنبه، ۳۰ حمل) در منطقه‌ی «مصرآباد» از مربوطات شهر شبرغان در خانه‌اش و به ضرب چاقو توسط شوهرش به قتل رسیده است. وی در ادامه تاکید کرده است که نیروهای پولیس شوهر این زن را بازداشت کرده‌اند. سخنگوی فرماندهی جوزجان علت این قتل را «مسائل ناموسی» عنوان کرده و تاکید کرده است که یک مرد دیگر نیز به اتهام «رابطه‌ی نامشروع» با مقتول، بازداشت شده است. قابل ذکر است که موارد قتل زنان از زمان بازگشت حکومت فعلی به قدرت افزایش چشم‌گیر یافته است. پس از تسلط دوباره‌ی حکومت سرپرست بر افغانستان، قتل‌های مرموز زنان، کودکان و جوان در در سراسر کشور افزایش کم‌پیشینه یافته است. بیماری‌های روانی، خصومت شخصی، ازدواج‌های اجباری، خشونت خانوادگی و فشار‎های روحی ناشی از فقر و بیکاری عوامل اصلی این قتل‌ها بیان شده است. همچنین با تسلط حکومت سرپرست بر افغانستان اکثریت نهادهای حامی حقوق زنان متوقف شده است. زنان در افغانستان چون گذشته با مراجعه به نهادهای عدلی و قضایی، دیگر نمی‌توانند برای خشونت‌های وارده‌ی شان شکایت کنند و این‌گونه خشونت‌‌ها پایدار باقی مانده و افزایش پیدا می‌کند.

ادامه مطلب


2 هفته قبل - 99 بازدید

فرماندهی پولیس ولایت بغلان می‌گوید که براثر تیراندازی در یک مسجد در ولسوالی خنجان این ولایت، سه نفر جان باخته و چهار نفر دیگر زخمی شده‌اند. این فرماندهی با نشر اعلامیه‌‌ای گفته است که این رویداد حوالی ساعت ۶:۴۰ دقیقه‌ی شام دیروز (دوشنبه، ۲۴ حمله) در ساحه‌ی «چوکک» از مربوطات ولسوالی خنجان، در زمان ادای نماز مغرب در داخل مسجد رخ داده است. فرماندهی پولیس ولایت بغلان علت این تیراندازی را «جنجال ناموسی» میان دو خانواده دانسته است. براساس اعلامیه‌ی این فرماندهی، چندی قبل یکی از بستگان کشته‌شدگان که اکنون در بازداشت است، یک خانم شوهردار را فراری داده بود و شامگاه دیروز، پدر و برادران این زن هنگام نماز وارد مسجد شده و بر اقارب فردی که او را فراری داده بود، تیراندازی کردند. فرماندهی پولیس در بغلان گفته است که زخمیان ابتدا به شفاخانه ولسوالی خنجان و سپس به شفاخانه ولایتی بغلان منتقل شدند. پولیس بغلان در مورد هویت و وضعیت زخمیان جزئیات ارائه نکرده است. این فرماندهی گفته است که دو نفر از عاملان این تیراندازی را بازداشت کرده‌ است و یک نفر دیگر موفق به فرار شده است. قابل ذکر است که هر ازگاهی به دلیل خصومت‌های شخصی در سراسر کشور چنین اتفاق‌های رقم می‌خورد.

ادامه مطلب


1 ماه قبل - 203 بازدید

مسوولان در فرماندهی ولایت قندوز می‌گویند که یک قابله در ولسوالی امام صاحب این ولایت، توسط افراد ناشناس به قتل رسیده است. جمعه‌الدین خاکسار، سخنگوی فرماندهی پولیس قندوز گفته است که این رویداد عصر روز (پنج‌شنبه، ۲۱ حوت) در مربوطات حوزه چهارم امنیتی مرکز ولسوالی امام‌صاحب رخ داده است. آقای خاکسار در ادامه تاکید کرده است که این رویداد هنگامی رخ داده که این قابله از معاینه‌خانه به سوی خانه‌اش در حرکت بوده است. وی در ادامه افزوده است که این قابله از سوی افراد ناشناس توسط چاقو مورد حمله قرار گرفته و جان باخته است. مسوولان فرماندهی پولیس قندوز گفته‌اند که بررسی‌ها برای روشن شدن این رویداد آغاز شده است. جمعه‌الدین خاکسار در مورد هویت و سن این زن قابله چیزی گفته نشده و مشخص نیست که او به چه دلیلی به قتل رسیده است. همچنین شماری از رسانه‌ها گزارش دادند که این قابله عدالت حمیدی نام داشت و اهل کولاب تاجیکستان بوده است. در گزارش‌ها آمده است که این قابله نزدیک به ده سال در شفاخانه ۵۰ بستر ولسوالی امام صاحب قندوز در بخش نسایی و ولادی کار کرده بود. جسد این قابله به تاجیکستان منتقل شده است. تا اکنون دولت تاجیکستان در پیوند به قتل این قابله چیزی نگفته است.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 137 بازدید

فرماندهی پولیس در ولایت فراه اعلام کرده است که یک زن در ولسوالی گلستان این ولایت توسط همسرش به قتل رسیده است. فرماندهی پولیس با نشر اعلامیه‌ای گفته است که این زن روز (دوشنبه‌، ۱۸ حوت) توسط همسرش با استفاده از سلاح «کلاشینکوف» به شکل بسیار فجیع قتل رسیده است. این فرماندهی در مورد علت قتل این زن چیزی نگفته است. اما بیشتر این رویدادها در نتیجه‌ی خشونت‌های خانگی رخ می‌دهد. فرماندهی پولیس در فراه گفته است که همسر این زن را در پیوند به قتل او بازداشت کرده است. این فرماندهی افزوده است که بررسی‌های بیشتر برای روشن شدن این رویداد آغاز شده است. ده روز پیش نیز یک مرد در مرکز این ولایت، مادر و برادرش را با شلیک گلوله به قتل رسانده و دو عضو دیگر خانواده‌اش را زخمی کرده بود. پس از تسلط دوباره‌ی حکومت سرپرست بر افغانستان، قتل‌های مرموز زنان، کودکان و جوان در در سراسر کشور افزایش کم‌پیشینه یافته است. بیماری‌های روانی، خصومت شخصی، ازدواج‌های اجباری، خشونت خانوادگی و فشار‎های روحی ناشی از فقر و بیکاری عوامل اصلی این قتل‌ها بیان شده است. همچنین با تسلط حکومت سرپرست بر افغانستان اکثریت نهادهای حامی حقوق زنان متوقف شده است. زنان در افغانستان چون گذشته با مراجعه به نهادهای عدلی و قضایی، دیگر نمی‌توانند برای خشونت‌های وارده‌ی شان شکایت کنند و این‌گونه خشونت‌‌ها پایدار باقی مانده و افزایش پیدا می‌کند.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 89 بازدید

حمدالله فطرت، معاون سخنگوی حکومت سرپرست اعلام کرده است که در حملات هوایی و راکتی پاکستان بر افغانستان، تا اکنون ۱۱۰ غیرنظامی کشته و ۱۲۳ غیرنظامی دیگر زخمی شده‌اند. آقای فطرت امروز (سه‌شنبه، ۱۲ حوت) این اظهارات را در یک نشست خبری در کابل مطرح کرده و گفته است که اکثر قربانیان زنان و کودکان هستند. وی در ادامه تاکید کرده است که این تلفات در ولایت‌های ننگرهار، کنر، خوست، پکتیا، پکتیکا و قندهار ثبت شده است. او تصریح کرد که نیروهای پاکستان در ولایت‌های لغمان، ننگرهار، کنر، خوست، پکتیکا و قندهار خانه‌های مردم، مساجد، مدرسه‌های دینی، کمپ‌های مهاجران و تأسیسات عامه را هدف قرار داده‌اند. معاون سخنگوی حکومت فعلی در ادامه افزوده است که در این حملات ۳۷ خانه به‌صورت کامل و ۳۱۶ خانه به‌صورت جزئی تخریب شده‌اند. این در حالی است که یوناما یا دفتر هیأت معاونت سازمان ملل متحد در افغانستان امروز آمار متفاوتی از تلفات غیرنظامیان در این درگیری‌ها ارائه کرد. یوناما گفته است که تا اکنون ۴۲ غیرنظامی در حملات پاکستان بر افغانستان کشته، ۱۰۴ غیرنظامی دیگر زخمی و ۱۶ هزار و ۴۰۰ خانواده آواره شده‌اند. قابل ذکر است که جنگ میان حکومت فعلی و پاکستان از پنج‌شنبه‌شب گذشته آغاز شد و تا هنوز ادامه دارد. پاکستان در این مدت بیش از ۵۱ مکان را در افغانستان بمباران کرده و حملات نیروهای دولتی بر پاسگاه‌های آن کشور نیز ادامه داشته است.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 98 بازدید

فرماندهی پولیس ولایت فراه اعلام کرده است که یک مرد در مرکز این ولایت، مادر و برادرش را با شلیک گلوله به شکل فجیع به قتل رسانده و همچنان دو عضو دیگر خانواده‌اش را زخمی کرده است. فرماندهی پولیس با نشر اعلامیه‌ای گفته است که اين رویداد روز (دوشنبه، ۱۱ حوت) در منطقه‌ی «ریگی» از مربوطات شهر فراه، مرکز این ولایت رخ داده است. در اعلامیه آمده است که یک مرد بر چهار عضو خانواده‌اش از جمله مادر، برادر و خواهرش شلیک کرده است. فرماندهی پولیس ولایت فراه در ادامه تاکید کرد که در نتیجه‌ی این رویداد، مادر و برادر این مرد کشته شده، خواهر‌ و برادر دیگرش زخمی شده‌اند. در ادامه آمده است که زخمی‌های این رویداد برای درمان به شفاخانه منتقل شده‌اند. پولیس در مورد هویت، سن، وضعیت صحی و جنسیت زخمی‌های این رویداد جزئیاتی در دست نیست. این رویداد در جریان یک درگیری خانوادگی رخ داده است. مسوولان فرماندهی پولیس ولایت فراه گفته‌اند که یک تن را در پیوند به این رویداد بازداشت کرده‌اند. پس از تسلط دوباره‌ی حکومت سرپرست بر افغانستان، قتل‌های مرموز زنان، کودکان و جوان در در سراسر کشور افزایش کم‌پیشینه یافته است. بیماری‌های روانی، خصومت شخصی، ازدواج‌های اجباری، خشونت خانوادگی و فشار‎های روحی ناشی از فقر و بیکاری عوامل اصلی این قتل‌ها بیان شده است. همچنین با تسلط حکومت سرپرست بر افغانستان اکثریت نهادهای حامی حقوق زنان متوقف شده است. زنان در افغانستان چون گذشته با مراجعه به نهادهای عدلی و قضایی، دیگر نمی‌توانند برای خشونت‌های وارده‌ی شان شکایت کنند و این‌گونه خشونت‌‌ها پایدار باقی مانده و افزایش پیدا می‌کند.

ادامه مطلب