برچسب: قتل

2 روز قبل - 128 بازدید

فرماندهی پولیس کابل اعلام کره است که «شعورگل پشتون»، از جنرالان حکومت پیشین را به اتهام قتل دو زن بازداشت کرده و به جرم خود اعتراف کرده است. خالد زدران، سخنگوی فرماندهی پولیس کابل گفته است که این مقام نظامی پیشین روز (جمعه، ۲۵ ثور) از حوزه هفدهم شهر کابل بازداشت شده است و پرونده‌اش پس از تکمیل تحقیقات برای اجراآت قانونی به نهادهای مربوطه سپرده می‌شود. جنرال شعورگل پشتون در حکومت پیشین معاون وزارت دفاع و فرمانده قول اردوی ۲۰۳ تندر بود و در سال ۲۰۲۳ میلادی همراه با شماری دیگر از مقام‌های نظامی پیشین، با حکومت سرپرست بیعت کرد. منابع محلی روز پنج‌شنبه هفته‌ی گذشته به رسانه گوهرشاد گفته بودند که جسد خون‌آلود دو زن از ناحیه‌ هفدهم شهر کابل پیدا شده است. منابع تاکید کردند که اجساد این زنان از دامنه‌ی یک تپه در حوالی «جاده مارشال فهیم» توسط باشندگان محل پیدا شده است. طبق گزارش منابع، این زنان حدود ۱۹ و ۳۵ ساله، مادر و دختر و از باشندگان دشت‌ برچی در غرب کابل بودند. براساس گزارش‌ها فرد متهم به قتل یک کارگاه خیاطی در منطقه‌ی «پنج‌صد فامیلی» کابل دارد و مادر را در «تهکوی» کارگاه کشته و دختر را در منزل بالای آن. هنوز انگیزه‌ی قتل این مادر و دختر روشن نیست. این در حالی است که رویدادهای جنایی در هفته‌های اخیر در بخش‌های گوناگون کشور افزایش یافته‌اند.

ادامه مطلب


1 هفته قبل - 171 بازدید

منابع محلی از ولایت جوزحان می‌گویند در حمله‌ی افراد مسلح ناشناس بر یک خانه در شهر شبرغان، مرکز این ولایت یک زن، سه دختر و یک پسرش به قتل رسیده و دو پسر دیگر این خانواده زخمی شده‌اند. دست‌کم دو منبع گفته‌اند که این رویداد شب گذشته‌ (پنج‌شنبه، ۲۴ ثور) در منطقه‌ی «پمپ‌خانه» از مربوطات بندر سرپل شهر شبرغان رخ داده است. منبع تاکید کرده است که افراد مسلح شب‌هنگام وارد یک خانه شده و با شلیک گلوله، مادر خانواده، سه دختر و یک پسرش را به قتل رسانده و دو پسر خردسال را زخمی کرده‌اند. بر اساس اطلاعات منابع، وضعیت زخمی‌های این رویداد نیز وخیم است. منابع می‌گویند پدر این خانواده کارگر عادی است و در یک تانک تیل به‌گونه‌ی شبانه‌روزی کار می‌کند. منبع در ادامه افزوده است که در هنگام وقوع این رویداد، پدر خانواده حضور نداشته و در محل کارش در تانک تیل بوده است. در عین حال، فرماندهی پولیس با نشر اعلامیه‌ی این رویداد را تایید کرده و از بازداشت دو تن به اتهام قتل خبر داده است. این فرماندهی با نشر اعلامیه‌ای گفته است که این رویداد حوالی ساعت ۱۲:۰۰ پنج‌شنبه‌شب (۲۴ ثور) در مربوطات حوزه چهارم امنیتی شهر شبرغان رخ داده است. در اعلامیه آمده است که افراد مسلح پس از حمله به یک منزل مسکونی، پنج عضو یک خانواده را با ضرب گلوله‌ی کلاشنکوف به قتل رسانده و دو عضو دیگر این خانواده را زخمی کرده‌اند. قابل ذکر است که قتل‌های مرموز به ویژه قتل زنان در نقاط مختلف کشور افزایش یافته است. دیروز جسدهای دو زن از کابل و جسد یک زن از قندهار پیدا شدند که به گونه‌ی مرموزی به قتل رسیده بودند. در اکثریت موارد، هویت عاملان این رویدادها و انگیزه‌ی قتل‌های مرموز همگانی نمی‌شود.

ادامه مطلب


1 هفته قبل - 150 بازدید

منابع محلی از ولایت کابل از پیدا شدن اجساد دو زن در این شهر خبر داده که به شکل فجیع شکنجه و به قتل رسیده‌اند. دست‌کم دو منبع امروز (پنج‌شنبه، ۲۴ ثور) گفته‌اند که این اجساد در ناحیه ۱۷ شهر کابل از دامنه کوه مسیر «سرک مارشال فهیم» توسط باشندگان محل پیدا شده است. منبع تاکید کرده است که قربانیان ۱۹ و ۳۵ سال سن دارند. منبع افزوده است که اجساد این قربانیان در حالی که با پارچه‌های سفید پوشانده شده و آلوده به خون بوده‌اند، توسط باشندگان محل کشف شده است جزییات بیشتر در این باره شریک نشده است. تا اکنون جزئیات بیشتری از هویت قربانیان یا انگیزه این قتل‌ها در دست نیست. این رویداد در پی افزایش موارد ناپدید شدن و قتل‌های مرموز در روزهای اخیر در سراسر کشور گزارش می‌شود. قابل ذکر است که از زمان تسلط دوباره‌ی حکومت سرپرست بر افغانستان، موارد متعددی از قتل زنان به‌دست اعضای خانواده‌های‌شان از ولایت‌های مختلف کشور گزارش شده است. بیماری‌های روانی، خصومت شخصی، ازدواج‌های اجباری، خشونت خانوادگی و فشار‎های روحی ناشی از فقر و بیکاری عوامل اصلی این قتل‌ها بیان شده است. همچنین با تسلط حکومت سرپرست بر افغانستان اکثریت نهادهای حامی حقوق زنان متوقف شده است. زنان در افغانستان چون گذشته با مراجعه به نهادهای عدلی و قضایی، دیگر نمی‌توانند برای خشونت‌های وارده‌ی شان شکایت کنند و این‌گونه خشونت‌‌ها پایدار باقی مانده و افزایش پیدا می‌کند.

ادامه مطلب


2 هفته قبل - 132 بازدید

منابع محلی از ولایت ولایت بدخشان می‌گویند که لیلما، همسر سلام مفتون، آوازخوان محلی، توسط تفنگ‌داران ناشناس در این ولایت تیرباران شده است. دست‌کم دو منبع به رسانه گوهرشاد گفته‌اند که این رویداد حوالی ساعت ۸:۳۰ صبح امروز (پنج‌شنبه، ۱۷ ثور) در روستای صیاد از مربوطات ولسوالی اشکاشم ولایت بدخشان رخ داده است. منبع در ادامه تاکید کرده است که لیلما همسر سلام مفتون هنگام رفتن به کارگاه خیاطی‌اش، با سلاح شکاری توسط افراد ناشناس زخمی شده و در مسیر شفاخانه جان باخته است. همچنین احسان‌الله کامگار، سخنگوی فرماندهی پولیس بدخشان، این رویداد را تایید کرده و گفته است که تحقیقات در این زمینه جریان دارد. همچنین منابع گفته‌اند که لیلما پیرو مذهب اسماعیلیه بوده است. مسوولان صحی کلینیک اشکاشم مرگ او را تایید کرده‌اند اما تا کنون هیچ فرد یا گروهی مسوولیت این حمله را نپذیرفته و هدف این حمله همچنان روشن نیست. این رویداد در حالی صورت می‌گیرد که ‏ناامنی‌ها، قتل‌های هدفمند، دزدی‌های مسلحانه و ناپدید شدن افراد در روزهای اخیر، در شماری از ولایت‌های افغانستان افزایش یافته است. روز گذشته یک دختر ۱۲ ساله در ولسوالی راغستان به قتل رسید و چندی پیش نیز بدریه جلالی، زن بدخشانی در کابل ترور شده بود. قابل ذکر است که از زمان تسلط دوباره‌ی حکومت سرپرست بر افغانستان، موارد متعددی از قتل زنان به‌دست اعضای خانواده‌های‌شان از ولایت‌های مختلف کشور گزارش شده است. بیماری‌های روانی، خصومت شخصی، ازدواج‌های اجباری، خشونت خانوادگی و فشار‎های روحی ناشی از فقر و بیکاری عوامل اصلی این قتل‌ها بیان شده است. همچنین با تسلط حکومت سرپرست بر افغانستان اکثریت نهادهای حامی حقوق زنان متوقف شده است. زنان در افغانستان چون گذشته با مراجعه به نهادهای عدلی و قضایی، دیگر نمی‌توانند برای خشونت‌های وارده‌ی شان شکایت کنند و این‌گونه خشونت‌‌ها پایدار باقی مانده و افزایش پیدا می‌کند.

ادامه مطلب


2 هفته قبل - 98 بازدید

منابع محلی از ولایت بدخشان می‌گویند که یک دختر ۱۲ ساله در این ولایت توسط افراد ناشناس و به‌گونه مرموز به قتل رسیده است. دست‌کم دو منبع گفته‌اند که این رویداد چند روز پیش در روستای «خلدسک» از مربوطات ولسوالی راغستان رخ داده است. منبع در ادامه تاکید کرده است که این دختر «بی‌بی خدیجه» نام داشته و برای آوردن آب آشامیدنی رفته بود که جسد این دختر پس از حدود نیم ساعت در فاصله حدود ۱۴ متری یک چای آب توسط مادر و خواهرش پیدا شده است. منبع در ادامه افزوده است که تا اکنون انگیزه دقیق قتل روشن نیست. به گفته‌ی منابع، دو تن به اتهام دست داشتن در این قضیه بازداشت شده‌ بودند اما دوباره آزاد شده‌اند. قابل ذکر است که از زمان تسلط دوباره‌ی حکومت سرپرست بر افغانستان، موارد متعددی از قتل زنان به‌دست اعضای خانواده‌های‌شان از ولایت‌های مختلف کشور گزارش شده است. بیماری‌های روانی، خصومت شخصی، ازدواج‌های اجباری، خشونت خانوادگی و فشار‎های روحی ناشی از فقر و بیکاری عوامل اصلی این قتل‌ها بیان شده است. همچنین با تسلط حکومت سرپرست بر افغانستان اکثریت نهادهای حامی حقوق زنان متوقف شده است. زنان در افغانستان چون گذشته با مراجعه به نهادهای عدلی و قضایی، دیگر نمی‌توانند برای خشونت‌های وارده‌ی شان شکایت کنند و این‌گونه خشونت‌‌ها پایدار باقی مانده و افزایش پیدا می‌کند.

ادامه مطلب


2 هفته قبل - 96 بازدید

پارلمان ایالت کاتالونیا در اسپانیا «تبعیض ساختاری و خشونت سیستماتیک» علیه هزاره‌ها در افغانستان را به شدت محکوم کرد و از جامعه‌ی جهانی خواست سازوکارهای مستقل برای تحقیق و پیگرد عاملان این جنایات ایجاد کند. این پارلمان با نشر اعلامیه‌ای خواستار حمایت از پناهندگان هزاره و تقویت سیاست‌های اسکان شده و بر وخامت وضعیت افغانستان در سال‌های اخیر و اعمال محدودیت‌ها بر حقوق زنان و دختران و اقلیت‌های قومی و مذهبی اشاره کرده است. در اعلامیه آمده است که هزاره‌ها در افغانستان تاریخ طولانی از «طرد، سرکوب، تبعیض و خشونت سازمان‌یافته» به‌دلیل هویت قومی و مذهبی خود تجربه کرده‌اند. این اعلامیه با مروری بر پیشینه تاریخی، از «مرحله نخست خشونت گسترده، نظام‌مند و دولتی» علیه هزاره‌ها در اواخر قرن نوزدهم در دوران حکومت عبدالرحمن‌ خان یاد کرده است. همچنین پارلمان کاتالونیا در این اعلامیه به موجی از خشونت‌ها علیه هزاره‌ها در سال‌های پس از ۲۰۰۱ میلادی و تشدید بیشتر آن در این دوره اشاره کرده است. پارلمان کاتالونیا در بخشی از اعلامیه‌اش بر حمایت از حقوق قربانیان و پناه‌جویان هزاره از جمله حفاظت انسانی، سیاست‌های پناه‌دهی و سازوکارهای اسکان، تاکید کرده است. پارلمان کاتولونیا از اتحادیه اروپا و سازمان ملل نیز درخواست کرده تا سازوکارهای مستقل تحقیق و مستندسازی جنایات علیه هزاره‌ها را ایجاد یا پشتیبانی کنند. باید گفت که پیشتر شورای شهر بارسلونا در اسپانیا نیز با تصویب یک اعلامیه، درباره وضعیت هزاره‌ها در افغانستان ابراز نگرانی کرده و از جامعه‌ی جهانی خواست تا برای حفاظت از غیرنظامیان و جلوگیری از تشدید خشونت‌ها اقدام فوری انجام دهد.

ادامه مطلب


2 هفته قبل - 117 بازدید

منابع محلی از ولایت هرات می‌گویند که جسد سر‌بُریده‌ی یک زن در مسیر جاده‌ی ابریشم، از مربوطات مرکز این شهر پیدا شده است. دست‌کم دو منبع گفته‌اند که این جسد صبح امروز (سه‌شنبه، ۱۵ ثور) در جاده‌ی ابریشم پیدا شده و باعث نگرانی گسترده در میان باشندگان منطقه شده است. منبع در ادامه تاکید کرده است که جسد توسط شماری از باشندگان این ساحه در کنار جاده مشاهده و آنان موضوع را به نیروهای امنیتی مربوطه اطلاع داده‌اند. منبع در مورد هویت و انیگزه‌ی قتل این زن جزییات ارائه نکرده است. مسوولان محلی در ولایت هرات تا اکنون در این مورد چیزی به رسانه‌ها نگفته‌اند. پیشتر نیز یک زن جوان به شکل فجیع در ولسوالی پسابند غور به قتل رسید که نگرانی‌ها را نسبت به وضعیت زنان افزایش داده است. قابل ذکر است که از زمان تسلط دوباره‌ی حکومت سرپرست بر افغانستان، موارد متعددی از قتل زنان به‌دست اعضای خانواده‌های‌شان از ولایت‌های مختلف کشور گزارش شده است. بیماری‌های روانی، خصومت شخصی، ازدواج‌های اجباری، خشونت خانوادگی و فشار‎های روحی ناشی از فقر و بیکاری عوامل اصلی این قتل‌ها بیان شده است. همچنین با تسلط حکومت سرپرست بر افغانستان اکثریت نهادهای حامی حقوق زنان متوقف شده است. زنان در افغانستان چون گذشته با مراجعه به نهادهای عدلی و قضایی، دیگر نمی‌توانند برای خشونت‌های وارده‌ی شان شکایت کنند و این‌گونه خشونت‌‌ها پایدار باقی مانده و افزایش پیدا می‌کند.

ادامه مطلب


3 هفته قبل - 93 بازدید

شماری از شهروندان افغانستان مقیم تاجیکستان می‌گویند پس از بازداشت یک شهروند افغانستانی به اتهام قتل یک زن در شهر خجند، حدود ۲۵۰ خانواده افغانستانی به کمپی در دوشنبه منتقل شده‌اند و با خطر اخراج روبرو هستند. وزارت داخله تاجیکستان با نشر اعلامیه‌ای گفته است که یک شهروند ۲۲ ساله اهل افغانستان، به اتهام قتل وحیدووا عزیزه دونیاربیکوونا، زن ۲۷ ساله تاجیکستانی بازداشت شده است. در اعلامیه آمده است که این شهروند افغانستانی به‌گونه غیرقانونی در روستای دهنموی ولسوالی جبار رسولوف زندگی می‌کرد و این زن را با چاقوی آشپزخانه به قتل رسانده است. وزارت داخله تاجیکستان در ادامه تاکید کرده است که برای او پرونده جنایی باز شده و اکنون در بازداشت موقت به سر می‌برد. با این وجود، شماری از افغانستان که در شهرهای خجند و دوشنبه زندگی می‌کنند به رسانه‌ها گفته‌اند که پس از این رویداد، اداره خجند حدود ۲۵۰ خانواده افغانستانی را به یک کمپ در دوشنبه منتقل کرده است. در گزارش آمده است که احتمال دارد افغانستانی‌های بازداشت شده به کشور اخراج شوند. در حالی این شهروندان در خطر اخراج اجباری قرار دارند که پاکستان و ایران از دهه‌ها به این‌سو میزبان میلیون‌ها مهاجر افغانستانی است. اکنون روزانه هزاران نفر از طریق گذرگاه‌های مرزی مشترک با پاکستان و ایران، به افغانستان بازگردانده می‌شوند.

ادامه مطلب


3 هفته قبل - 92 بازدید

کوچه از همان صبح زود بیدار می‌شد، اما نه با صدای خنده و رفت‌وآمدی که نشانه‌ی زندگی باشد، بلکه با صداهای خفه و محتاط؛ درهایی که آهسته باز و بسته می‌شدند، زن‌هایی که دبه‌های آب را با احتیاط می‌کشیدند و کودکانی که انگار از همان کودکی یاد گرفته بودند زیاد دیده نشوند. در یکی از همین پس‌کوچه‌های خاک‌گرفته‌ی کابل، خانه‌ای بود که بیشتر به یک اتاق فرسوده شباهت داشت تا جایی برای زندگی؛ سقفش ترک برداشته بود، دیوارهایش نم‌کشیده و دروازه‌اش زنگ‌زده بود. در همان خانه، دختری زندگی می‌کرد که سرنوشتش پیش از آن‌که خودش بتواند برایش تصمیم بگیرد، رقم خورده بود؛ دختری به نام «شبانه»؛ قصه‌اش شبیه صدها روایت ناگفته‌ی دیگر در همین شهر، همین کوچه‌ها و همین سکوت‌ها بود. شبانه بیست سال داشت، اما چهره‌اش نشان می‌داد سال‌ها بیشتر از سنش زیسته است؛ نه زندگی به معنای رشد و تجربه، بلکه به معنای تحمل و کنار آمدن با چیزهایی که هیچ دختری در آن سن نباید با آن روبه‌رو شود. او در خانواده‌ای به دنیا آمده بود که فقر در آن مانند سایه‌ای دائمی حضور داشت. پدرش سال‌ها در کارهای شاقه کار کرده بود؛ از ساختمان‌سازی تا باربری در بازار، اما هیچ‌گاه نتوانسته بود زندگی را از لبه‌ی سقوط دور کند. قرض‌ها یکی پس از دیگری جمع شده بودند؛ برای درمان بیماری، برای زمستان‌های سرد، برای روزهایی که کار نبود و نان هم پیدا نمی‌شد. در چنین خانه‌ای، آرزوها معمولاً فرصت رشد پیدا نمی‌کنند، اما شبانه هنوز در دلش چیزی داشت؛ میل خاموشی برای بیرون رفتن از این وضعیت، برای درس خواندن، برای داشتن زندگی‌ای که در آن انتخاب معنا داشته باشد. اما در واقعیت‌های سختی که بسیاری از خانواده‌ها در افغانستان با آن روبه‌رو هستند، انتخاب اغلب به واژه‌ای بی‌معنا تبدیل می‌شود. وقتی قرض‌ها بالا می‌گیرد و راهی برای پرداخت باقی نمی‌ماند، تصمیم‌هایی گرفته می‌شود که بیشتر شبیه معامله‌اند تا انتخاب. برای پدر شبانه نیز همین اتفاق افتاد. او در برابر مردی قرار گرفت که نه با نیت ساختن زندگی مشترک، بلکه با حساب‌وکتاب دقیق آمده بود؛ مردی چهل‌وپنج‌ساله، دارای همسر و کودکی سه‌ساله، که پیشنهادی ساده اما ویرانگر داد: بخشش قرض‌ها در برابر ازدواج با شبانه. در آن شب، وقتی موضوع در خانه مطرح شد، سکوتی سنگین همه‌جا را گرفت. مادر اشک می‌ریخت اما صدایش درنمی‌آمد، پدر از نگاه کردن به چشمان دخترش فرار می‌کرد، و شبانه در گوشه‌ای نشسته بود؛ چشمانی که انگار در همان لحظه همه‌ی رویاهایش را بدرقه می‌کردند. هیچ‌کس از او نپرسید چه می‌خواهد یا چه احساسی دارد. در آن شرایط، رضایت او اهمیتی نداشت؛ مسئله زنده ماندن خانواده بود، نه آینده‌ی یک دختر. و شبانه، بی‌آن‌که چیزی بگوید، پذیرفت؛ یا شاید بهتر است گفت: وادار به پذیرش شد. مراسم، بیشتر شبیه گردهمایی‌ای بی‌روح بود تا عروسی. نه موسیقی‌ای، نه لبخندی از دل، نه نشانی از امید. لباس سفید بر تن شبانه، بیش از آن‌که آغاز باشد، شبیه نشانه‌ای از پایان بود. وقتی از خانه بیرون رفت، تنها یک‌بار پشت سرش نگاه کرد؛ نگاهی کوتاه اما پر از ناگفته‌ها. شاید در همان لحظه بخشی از وجودش برای همیشه در همان خانه جا ماند. خانه‌ی شوهرش در یکی از همان کوچه‌های تنگ کابل قرار داشت؛ جایی که دیوارها بلند بودند و نور به سختی به داخل می‌رسید. فضا سنگین بود، گویی سال‌ها خشونت و سکوت در دیوارها نفوذ کرده باشد. زن اول مرد هنوز در آن خانه زندگی می‌کرد؛ زنی که روزگاری شاید شبیه شبانه بوده، اما اکنون به حضوری خاموش تبدیل شده بود. نگاهش به شبانه نه خصومت داشت و نه مهربانی؛ فقط تهی بود، شبیه کسی که دیگر هیچ انتظاری از زندگی ندارد. روزهای نخست برای شبانه با ترس و تلاش برای سازگاری گذشت. زودتر از همه بیدار می‌شد، خانه را تمیز می‌کرد، غذا آماده می‌ساخت و حتی نفس کشیدنش را هم کنترل می‌کرد تا مزاحم نباشد. اما در خانه‌ای که خشونت به بخشی از ساختار آن تبدیل شده، هیچ تلاشی کافی نیست. شوهرش مردی بود که خشم را بی‌مقدمه نشان می‌داد؛ صدایش ناگهان بالا می‌رفت و دست‌هایش بدون تردید فرود می‌آمدند. بهانه‌ها گاهی کوچک بودند و گاهی نامعلوم، اما نتیجه همیشه یکسان بود: لت‌وکوب، تحقیر و سکوت. در این میان، تنها روشنایی کوچک زندگی شبانه، کودک سه‌ساله‌ای بود که در همان خانه زندگی می‌کرد؛ پسری از زن اول مرد. او اغلب ساکت بود و در گوشه‌ای می‌نشست. شاید به شبانه نزدیک شد چون در میان آن همه سردی، تنها کسی که به او لبخند می‌زد همین دختر جوان بود. شبانه برایش قصه می‌گفت، برایش غذا می‌گذاشت و شب‌ها کنارش می‌نشست تا نترسد. در دلش حسی شبیه مادری شکل گرفته بود؛ حسی کوتاه اما واقعی، که تنها معنای قابل‌تحمل آن روزها بود. اما حتی این حس نیز نتوانست او را از واقعیت خانه محافظت کند. روز پنجم، همه‌چیز به نقطه‌ی بی‌بازگشت رسید. روزی که مانند دیگر روزها آغاز شد، با کارهای تکراری و خستگی. اما وقتی مرد به خانه آمد، چیزی در نگاهش بود که ترس را در دل شبانه زنده کرد؛ خشمی سنگین‌تر از همیشه. بهانه‌ای کوچک کافی بود تا فریادها آغاز شود. شبانه تلاش کرد توضیح بدهد، اما کلماتش در میان صداها گم شدند. مرد جلو آمد. فاصله کوتاه شد. دستش بالا رفت. ضربه‌ها یکی پس از دیگری فرود آمدند؛ بی‌وقفه و بی‌رحم. شبانه به دیوار رسید، راهی برای عقب‌نشینی نداشت. کودک در گوشه‌ای ایستاده بود، با چشمانی وحشت‌زده و ناتوان. آخرین ضربه به سر شبانه خورد. برخورد با دیوار، صدایی کوتاه داشت؛ صدایی که برای او پایان بود. روی زمین افتاد، بی‌حرکت. خون آرام از پیشانی‌اش جاری شد. او را با شتاب به شفاخانه رساندند، اما زمان بازنمی‌گشت. داکتران از آسیب شدید مغزی و خون‌ریزی داخلی گفتند؛ امیدی کم‌رنگ. شبانه به کُما رفت؛ میان بودن و نبودن. پنج روز گذشت. مادرش آمد و بی‌صدا گریه کرد. پدرش بیرون ایستاد و سکوت کرد. هیچ‌کس آن فاصله میان زندگی و مرگ را پر نکرد. در روز پنجم، نفس‌هایش آرام شد و سپس متوقف گشت؛ بی‌خداحافظی، بی‌کلمه‌ای، بی‌فرصتی برای ماندن. خبر مرگش به کوچه رسید. زن‌ها جمع شدند، آه کشیدند، گفتند «بیچاره»، و سپس زندگی ادامه یافت؛ همان‌طور که همیشه ادامه پیدا می‌کند. کودک سه‌ساله در همان خانه ماند؛ با همان دیوارها، همان سکوت و همان پدر. شاید در ذهنش تصویری مبهم از مهربانی شبانه باقی بماند. او در گورستانی ساده دفن شد؛ بدون حرفی از آرزوهایش، بدون روایتی از آینده‌ای که هرگز فرصت نداشت. و حقیقت تلخ این است که شبانه تنها یک نام نیست. در بسیاری از گوشه‌های این سرزمین، چنین روایت‌هایی در سکوت تکرار می‌شوند؛ زیر سایه فقر، قرض و ساختارهایی که انتخاب را از زنان می‌گیرند. شبانه رفت، اما سکوتی که از او باقی مانده، هنوز در همان کوچه جریان دارد؛ سکوتی پر از حرف‌هایی که هیچ‌گاه گفته نشدند. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


3 هفته قبل - 111 بازدید

منابع محلی از ولایت فراه می‌گویند که یک زن در ولسوالی «بکوا» این ولایت توسط شوهرش به شکل بسیار فجیع به قتل رسیده است. دست‌کم دو منبع به رسانه گوهرشاد گفته‌اند که این رویداد روز (شنبه، ۱۲ ثور) بعد از مشاجره لفظی میان این زن و شوهر رخ داده است. منبع در ادامه تاکید کرده است که شوهر این زن پس از انجام قتل از ساحه متواری شده است. به گفته‌ی منبع، دلیل و انگیزه‌ی این قتل مشکلات خانوادگی عنوان شده است. مسوولان محلی نیز در مورد آن ابراز نظر نکرده‌اند. پیشتر نیز یک زن جوان به شکل فجیع در ولسوالی پسابند غور به قتل رسید که نگرانی‌ها را نسبت به وضعیت زنان افزایش داده است. قابل ذکر است که از زمان تسلط دوباره‌ی حکومت سرپرست بر افغانستان، موارد متعددی از قتل زنان به‌دست اعضای خانواده‌های‌شان از ولایت‌های مختلف کشور گزارش شده است. بیماری‌های روانی، خصومت شخصی، ازدواج‌های اجباری، خشونت خانوادگی و فشار‎های روحی ناشی از فقر و بیکاری عوامل اصلی این قتل‌ها بیان شده است. همچنین با تسلط حکومت سرپرست بر افغانستان اکثریت نهادهای حامی حقوق زنان متوقف شده است. زنان در افغانستان چون گذشته با مراجعه به نهادهای عدلی و قضایی، دیگر نمی‌توانند برای خشونت‌های وارده‌ی شان شکایت کنند و این‌گونه خشونت‌‌ها پایدار باقی مانده و افزایش پیدا می‌کند.

ادامه مطلب