سازمان بینالمللی مهاجرت (IOM) برای افغانستان درتازهترین مورد اعلام کرده است که بیماری سرخکان همچنان یک تهدید جدی برای سلامت کودکان در افغانستان است. اين نهاد امروز (دوشنبه، ۱۲ عقرب) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که طی یک کارزار ۱۰ روزه بیش از یک هزار کودک در کابل واکسن سرخکان دریافت کردهاند. سازمان بینالمللی مهاجرت در ادامه تاکید کرده است که این کارزار اوایل ماه اکتبر سال جاری در کمپ بازگشت مهاجران در کابل برگزار شده بود که در آن تعداد یک هزار و ۱۷ کودک، شامل ۵۰۸ پسر و ۵۰۹ دختر واکسن سرخکان دریافت کردند. این در حالی است که چندی پیش سازمان جهانی صحت اعلام کرد که در نخستین مرحلهی کارزار سراسری مبارزه با بیماری سرخکان، ۸.۹ میلیون کودک شش ماهه تا ده ساله در ۱۷ ولایت سردسیر کشور واکسن شدند. براساس گزارشهای موجود، سرخکان یکی از مسریترین بیماریها و از دلایل عمدهی مرگومیرهای قابل پیشگیری با تطبیق واکسن در میان کودکان است. سازمان جهانی صحت گفته بود که در افغانستان، جایی که دسترسی به واکسیناسیون منظم محدود است و بسیاری از کودکان با مشکلاتی مانند سوءتغذیه روبرو هستند، ابتلا به سرخکان میتواند عوارض شدیدی چون سینهپهلو، کوری و حتی مرگ به دنبال داشته باشد. این نهاد تاکید کرده بود که در سال ۲۰۲۴ میلادی بیش از ۹۳۰۰ مورد سرخکان در سراسر کشور ثبت شد. تا ماه آگوست سال جاری میلادی، ۸۵۰۰ مورد دیگر نیز به آن اضافه شد که حدود ۹۲ درصد مبتلایان، کودکان زیر ده سال بودند.
برچسب: رسانه گوهرشاد
مسوولان حکومت سرپرست اعلام کردهاند که بر اساس آمار اولیه در پی زمینلرزهی شبگذشته در ولایتهای سمنگان و بلخ بیش از ۲۰ تن کشته و ۳۲۰ تن دیگر زخمی شدهاند. شرافت زمان امرخیل، سخنگوی وزارت صحت عامهی طالبان، صبح امروز (دوشنبه، ۱۲ عقرب) با نشر یک نوار تصویری گفته است که در نتیجهی زمینلرزهی شبگذشته در سمنگان، بیش از ۲۰ تن کشته و ۳۲۰ تن زخمی شدهاند. وی در ادامه تاکید کرده است که تیمهای نجات به ساحه اعزام شده و روند انتقال زخمیهای این رویداد طبیعی به مراکز صحی جریان دارد. همچنین کمال زدران، سخنگوی صحت عامه در ولایت بلخ نیز گفته که در نتیجهی وقوع زمین لرزه شبگذشته در این ولایت، ۴ تن کشته و ۱۲۰ تن دیگر زخمی شدهاند. او در ادامه افزوده است که تا اکنون جسد چهار تن به شفاخانهی حوزوی ابوعلی سینای بلخی در شهر مزارشریف منتقل شده است. او تعداد دقیق این افراد و جنسیت آنها را مشخص نکرده و در مورد وضعیت صحی آنها نیز چیزی نگفته است. همچنین منابع در شهر مزارشریف میگویند که در میان زخمیها زنان و کودکان نیز شامل اند. منابع میگویند که این آمار نهایی نیست و ممکن است هر لحظه تعداد قربانیان زمینلرزهی شمال کشور افزایش یابد. این در حالی است که ولایت بلخ، سمنگان و شماری از ولایتهای شمالی کشور حوالی ساعت یک بامداد شاهد زمینلرزه نیرومندی بوده است. مرکز لرزهنگاری آمریکا قدرت زمینلرزه شب گذشته در شمال کشور را ۶.۳ درجه ریشتر سنجیده است. این زمینلرزه در ولایتهای سمنگان، بلخ، فاریاب، سرپل، تخار، کابل و قندوز نیز احساس شده است. همچنین سازمان ملل متحد نیز در پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته که تیمها و شرکایش در مناطق آسیبدیده از زمینلرزه در شمال افغانستان حضور دارند تا نیازها را ارزیابی کرده و کمکهای فوری ارائه دهند. این سازمان گفته که تنها چند هفته پس از زمینلرزهی مرگبار در شرق افغانستان، شمال این کشور اکنون شاهد زمینلرزهی قوی دیگری است.
مرکز خبرنگاران افغانستان درتازهترین مورد اعلام کرده است که طی دو دههی اخیر حدود ۱۳۰ خبرنگار و کارمند رسانهای بهشمول ۲۰ زن خبرنگار در افغانستان بر اثر رویدادهای جنگی و جرایم سازمانیافته جان باختهاند. این مرکز با نشر اعلامیهای بهمناسبت «روز جهانی پایان دادن به معافیت از مجازات در جرایم علیه خبرنگاران» گفته است که از سال ۲۰۰۱ میلادی تا اکنون، دستکم ۱۳۰ خبرنگار و کارمند رسانهای از جمله ۲۰ زن، در کشور جان باخته و بهدلیل فرهنگ معافیت از مجازات، در بیش از ۹۰ درصد این موارد، قانون و عدالت رعایت نشده است. مرکز خبرنگاران افغانستان تاکید کرده است که طی بیش از چهار سال حاکمیت حکومت سرپرست بر کشور، دستکم ۶۴۰ رویداد نقض حقوق خبرنگاران و کارمندان علیه رسانهها را ثبت کرده است. در بخشی از اعلامیه آمده است که طی این مدت زمان، پنج خبرنگار بهشمول دو کارمند رادیو و تلویزیون ملی در حملهی نظامیان پاکستانی جان باختند. در ادامه آمده است: «فرهنگ معافیت از مجازات جرایم علیه خبرنگاران مانع تحقق عدالت برای اکثر این قربانیان شده و محدودیتها بر فعالیتهای رسانهای و خبرنگاری در کشور به شکل بیسابقهای افزایش یافته است.» مرکز خبرنگاران افغانستان میگوید که حاکمیت فرهنگ معافیت از مجازات در افغانستان، همراه با افزایش تهدیدها، فشارها و محدودیتهای روزافزون علیه خبرنگاران و رسانهها، پیامدهای زیانباری بر جامعه و توسعه کشور داشته است. این مرکز از حکومت فعلی خواسته است که ضمن احترام به حقوق بنیادی خبرنگاران و رسانهها، اقدامات لازم را برای تامین عدالت در مورد قربانیان جرایم علیه خبرنگاران و کارمندان رسانهای انجام دهد. همچنین مرکز خبرنگاران افغانستان در آخر از حکومت سرپرست خواسته است تا دستوراتی که آزادی رسانهها را بهگونهای بیسابقه محدود کرده است، لغو کنند و به خبرنگاران و رسانههای آزاد اجازه دهند رویدادها را بازتاب دهند و حقیقتها را بیان کنند.
مسوولان محلی از ولایت سمنگان میگویند که در پی زمینلرزه (شب دوشنبه، ۱۲ میزان) دستکم هشت تن جان باخته و نزدیک به ۲۰۰ تن زخمی شدهاند. قاری لطفالله حبیبی، رییس صحت عامه ولایت سمنگان، در گفتگو با رادیو رستم نوین گفته است که در پی این زمینلرزه در شهر ایبک، مرکز این ولایت، یک تن جان باخته و بیش از ۱۰۰ تن دیگر زخمی شدهاند. آقای حبیبی در ادامه تاکید کرده است که براساس معلومات موجود، در ولسوالی خُلم ولایت بلخ شش تن جان خود را از دست داده و بیش از ۷۰ تن دیگر زخمی شدهاند. وی در ادامه افزوده است که همچنان در ولسوالی حضرت سلطان ولایت سمنگان یک کشته و ۱۵ زخمی گزارش شده است. مقامهای محلی حکومت فعلی گفتهاند که آمار تلفات احتمالاً افزایش خواهد یافت، گروههای امدادرسان تا اکنون در حال بررسی مناطق دوردست هستند. باید گفت که این زمینلرزه به بزرگی ۶.۳ ریشتر حوالی ساعت ۱۲:۵۹ شب دوشنبه در ولسوالی خلم ولایت بلخ و بخشهایی از شمال افغانستان به وقوع پیوست و در ولایتهای کابل، بغلان سمنگان، سرپل و قندوز نیز احساس شده است. این در حالی است که حدود دو ماه پیش زمینلرزهای ولایتهای شرقی افغانستان را تکان داد که بیش از دو هزار و ۲۰۰ تن جان باختند، سه هزار و ۶۴۰ تن زخم برداشتند و هزاران خانواده بیخانمان شدند. بر بنیاد گزارش سازمانهای جهانی، زنان و کودکان بیشترین آسیب را از این رویداد متحمل شدند. با این وجود، براساس گزارش دفتر هماهنگکنندهی کمکهای بشردوستانهی سازمان ملل متحد، در این زمینلرزه هزار و ۹۹۲ نفر جان باختند و بیش از سه هزار و ۶۰۰ نفر زخمی شدند.
آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل متحد اعلام کرده است که خبرنگاران در سراسر جهان در مسیر جستجوی حقیقت با مشکلات فزایندهای روبرو هستند و حتا جان خود را از دست میدهند. آقای گوترش این اظهارات را امروز (یکشنبه، ۱۱ عقرب) به مناسبت «روز جهانی پایان دادن به مصوونیت از مجازات جرایم علیه خبرنگاران» در حساب کاربری ایکس خود مطرح کرده و نوشته است: «وقتی خبرنگاران ساکت میشوند، ما همه صدای خود را از دست میدهیم.» آنتونیو گوترش در ادامه خواستار دفاع از آزادی مطبوعات شده و تاکید کرده است: «باید اطمینان حاصل کنیم کسانی که حقیقت را به صاحبان قدرت میگویند، میتوانند بدون ترس این کار را انجام دهند.» همچنین او در بخشی از صحبتهایش مدعی شده است که در سراسر جهان، تقریباً از هر ده مورد قتل روزنامهنگاران، نُه مورد آن حل نشده باقی مانده است. او نوشته است: «مصوونیت از مجازات در هر کجا نهتنها بیعدالتی در حق قربانیان و خانوادههای آنهاست – بلکه حمله به آزادی مطبوعات، دعوتی به خشونت بیشتر و تهدیدی برای خود دموکراسی است.» دبیرکل سازمان ملل متحد غزه را مرگبارترین مکان برای روزنامهنگاران عنوان کرده و بار دیگر خواستار تحقیقات مستقل و بیطرفانه برای قتل خبرنگاران در غزه شده است. او از همهی دولتها خواسته که پروندههای مربوط به آزار و اذیت و قتل خبرنگاران در سراسر جهان را بررسی کرده و عاملان آن را تحت پیگرد قانونی قرار دهند. وی در ادامه نوشته: «فضاهای دیجیتال باید برای کسانی که اخبار را جمعآوری و گزارش میکنند، امن شوند.» قابل ذکر است که در افغانستان نیز حکومت فعلی با وضع محدودیتهای گسترده علیه رسانهها و فعالیت رسانهای، سبب تعطیلی دهها رسانه شده و چندين خبرنگار، کارمند و فعال رسانهای را بازداشت و زندانی کردهاند.
سازمان بینالمللی کار، در چارچوب برنامهی «راهحلهای پایدار»، ۱۸۰ زن کارآفرین از ننگرهار و لغمان را مهارتهای تجاری آموزش داده تا توانمندیهای معیشتی آنان تقویت شود. این سازمان با نشر اعلامیهای گفته است که این برنامه به هدف ارتقای ظرفیتهای زنان در بخش کسبوکارهای کوچک و متوسط طراحی شده و به آنان فرصت میدهد تا با دانش و مهارتهای تازه، کسبوکارهای خود را گسترش داده و درآمد خانوادهها را افزایش دهند. مسوولان در سازمان بینالمللی کار تاکید کرده است که این آموزشها افزون بر افزایش توانمندیهای اقتصادی زنان، نقش مهمی در ارتقای استقلال مالی و کاهش آسیبپذیری اجتماعی آنان دارد. وضعیت زنان در افغانستان، با محدودیتهای جدی در عرصهی کاری روبرو هستند و بسیاری از زنان دسترسی بسیار محدود به فرصتهای آموزشی، شغلی و خدمات اجتماعی دارند. باید گفت که پس از به قدرترسیدن حکومت سرپرست، بسیاری از زنان با از دستدادن فرصتهای کار رسمی، منبعهای درآمدشان را از دست داده و با فقر و ناداری دستوپنجه نرم میکنند. همچنین حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، دروازههای انستیتوتهای طبی را بهروی دختران و زنان بست، در حالی که بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیونها دانشآموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به باشگاههای ورزشی، رستورانتها، حمامهای عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بینالمللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شدهاند.
یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد درتازهترین مورد اعلام کرده است که از برنامه توسعه و حمایت معلمان زن با پشتیبانی مالی اتحادیه اروپا حمایت میکند. این نهاد امروز (یکشنبه، ۱۱ عقرب) با نشر گزارشی گفته است که این برنامه با هدف تقویت محیط آموزشی مدارس طراحی شده و مربیان، معلمان را با شیوههای نوین تدریس آشنا میکنند. صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد در ادامه تاکید کرده است: «این برنامه اطمینان حاصل میکند که معلمان به خوبی آموزش دیدهاند، مواد آموزشی در دسترس هستند و مدیران مکاتب مهارت لازم برای راهنمایی و حمایت از تیمهای خود را دارند.» یونیسف در ادامه افزوده است که بیش از ۱۰ هزار معلم در مراکز مختلف تربیت معلم در سراسر افغانستان آموزش دیدهاند. این نهاد به نقل از پری، یکی از مربیان در ولایت هرات، نوشته است: «در افغانستان، معلمان در شرایط دشواری کار میکنند که پذیرش روشهای نوین آموزشی را برای آنها دشوار میسازد. روشهای سنتی و معلممحور هنوز هم بهطور گسترده در مدارس مورد استفاده قرار میگیرند و گذار به شیوههای آموزش دانشآموزمحور بدون حمایت کافی، بهویژه دشوار است.» این در حالی است که پس از تسلط مجدد حکومت سرپرست، معلمان زن بهطور سیستماتیک از نظام آموزشی افغانستان حذف شدهاند. همچنان یونیسف و یونسکو پیشتر هشدار داده بودند که سیستم آموزشی افغانستان در وضعیت بحرانی قرار دارد. در حالی یونیسف از حمایت معلمان زن خبر میدهد که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، دروازههای انستیتوتهای طبی را بهروی دختران و زنان بست، در حالی که بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیونها دانشآموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به باشگاههای ورزشی، رستورانتها، حمامهای عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بینالمللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شدهاند.
تیم فوتبال زنان افغانستان در تبعید، در سومین بازی خود با پیروزی پرگول هفت بر صفر برابر تیم ملی زنان لیبیا، به کار خود در تورنمنت FIFA Unites: Women’s Series ادامه داد و نخستین پیروزی را کسب کرد. این مسابقه روز (شنبه، ۱۰ عقرب) در کشور مراکش برگزار شده است و تیم فوتبال زنان افغانستان در تبعید با نمایش چشمگیر توانست با نتیجه ۷–۰ تیم لیبیا را شکست دهد. زنان فوتبالیست اهل افغانستان پیش از این در دو دیدار ابتدایی با نتایج ۱–۶ در برابر چاد و ۰–۴ در برابر تونس، شکست خورده بودند. در دیدار دوم، جیانی اینفانتینو رییس فدراسیون بینالمللی فوتبال (فیفا) نیز از نزدیک نظارهگر بازی آنان بود. پیروزی تیم زنان افغانستان برابر تیم زنان لیبیا که پس از ممنوعیت ورزش زنان در داخل کشور از سوی حکومت فعلی در سال ۲۰۲۱ در تبعید به فعالیت خود ادامه میدهد، یک دستاورد مهم به شمار میرود. تیم فوتبال زنان افغانستان در تبعید، در ماه می سال روان میلادی با حمایت فیفا و هدایت پایولین هامیل، سرمربی این تیم تشکیل شد و پس از مشورت با فیفا، نام رسمی «زنان افغان متحد» (Afghan Women United) را برای خود برگزید. این تیم متشکل از بازیکنانی است که پس از تسلط دوباره حکومت فعلی بر افغانستان، از کشور خارج شدهاند و اکنون در کشورهای مختلف از جمله استرالیا، بریتانیا و دنمارک زندهگی میکنند. برد ۷–۰ برابر لیبیا در مراکش، نه تنها بزرگترین پیروزی تاریخ تیم زنان افغانستان در تبعید است، بلکه نشانهای از بازگشت آنها به صحنه بینالمللی فوتبال زنان به شمار میرود.
منابع محلی از ولایت قندهار میگویند که در یکی از کمپهای مهاجران در ولسوالی تختهپل این ولایت، دو کودک و یک زن بر اثر گرسنگی و بیماری جان باختند. دستکم دو منبع گفتهاند که این افراد شام روز (جمعه، ۹ عقرب) در منطقهی «انزرگی» از مربوطات ولسوالی تختهپل قندهار جان باختهاند. منبع در ادامه تاکید کرده است که خانوادهی دو کودک جانباخته، پس از ۱۵ روز گیرماندن در مرز چمن، سرانجام از طریق اسپینبولدک وارد افغانستان شدند، اما کودکان آنان بهدلیل گرسنگی جان باختند. منبع در ادامه افزوده است که براساس اطلاعات موجود، این کودکان دو و سهماهه بودهاند. منبع تصریح کرد: «زنی که جان باخته است نیز بهدلیل گیرماندن در آنسوی مرز، بهشدت بیمار شده بود.» همچنین برخی از رسانهها به نقل از رییس امور مهاجران حکومت سرپرست در قندهار، مرگ این دو کودک را تایید کردهاند. در گزارش آمده است که این رویداد نشاندهنده فقر فزاینده و ناامنی غذایی حاد در میان بازگشتکنندگان است. با این وجود، یونیسف یا نماینده صندوق حمایت کودکان از سازمان ملل در افغانستان گفته است که این کشور با یکی از شدیدترین بحرانهای تغذیهای در سطح جهان روبهرو است و ۳.۵ میلیون کودک از سوءتغذیه حاد رنج میبرند. در اواخر ماه سنبله سال جاری دبیرکل سازمان ملل با ارائه گزارشی هشدار داد که حدود ۹.۵ میلیون نفر در افغانستان با ناامنی غذایی شدید دستوپنجه نرم میکنند و ۱.۶ میلیون تن از آنان در وضعیت اضطراری قرار دارند. سازمان ملل میگوید که بحران غذایی در افغانستان با بازگشت اجباری مهاجران و قطع کمکهای مالی تشدید شده و میلیونها نفر در خطر گرسنگی و سوءتغذیه قرار گرفتهاند. نهادهای حقوق بشری و سازمانهای بینالمللی در حالی نسبت به تشدید فقر و بیکاری و ناامنی غذایی در میان مهاجران بازگشتی تاکید میکنند که ایران و پاکستان همه روزه صدها مهاجر افغان را بازداشت و اخراج میکند. بر مبنای آمار کمیساریای عالی سازمان ملل در امور پناهندگان، از ماه حمل تا عقرب سال جاری، دو میلیون و ۷۸ هزار مهاجر افغان از ایران و پاکستان به افغانستان بازگشتهاند.
هر انسان در طول روز با خود گفتوگو میکند؛ این گفتوگو اغلب بیصدا و در ذهن اتفاق میافتد و بسیاری حتی متوجه زمان صرفشده برای آن نیستند. روانشناسان این پدیده را «صدای درونی» مینامند. صدای درونی میتواند مانند دوستی مهربان در لحظات سخت، دلگرمیبخش باشد یا بالعکس، بهعنوان منتقدی سختگیر و بیرحم عمل کند که کوچکترین اشتباه را بزرگ کرده و حس بیکفایتی به ما میدهد. تأثیر این صدا بر حال روحی ما چنان عمیق است که میتواند مسیر یک روز یا حتی یک دوره طولانی زندگی را تغییر دهد. وقتی شکست میخوریم، صدای درونی نخستین کسی است که وارد میدان میشود. برای برخی میگوید: «اشکالی ندارد، تو تلاش کردی، دفعه بعد بهتر میشود.» اما برای دیگران سرزنشگر است: «دیدی، گفتم نمیتوانی، همیشه خراب میکنی.» تفاوت این دو نوع گفتوگو، تفاوت میان امید و ناامیدی است. بسیاری بدون آگاهی سالها با صدای درونی منفی زندگی میکنند و آن را حقیقت محض میدانند، در حالی که این فقط یک عادت ذهنی نادرست است. منشأ این صدای درونی اغلب به دوران کودکی بازمیگردد. لحن والدین، معلمان و حتی همسالان ما در آن سالها به تدریج در ذهن ثبت میشود. اگر کودکی مکرراً جملاتی مثل «حواسپرتی»، «هیچوقت درست انجام نمیدهی» یا «به درد این کار نمیخوری» را شنیده باشد، احتمال زیادی وجود دارد که این جملات بعدها به صدای درونی او تبدیل شود. برعکس، کودکی که مورد تشویق، درک و حمایت قرار گرفته باشد، معمولاً با صدای درونی مهربانتر بزرگ میشود. به همین دلیل، ما بزرگسالان مسئولیت داریم آگاه باشیم که چه میگوییم، زیرا کلمات ما میتوانند در آینده بخشی از ذهنیت فرزندانمان شوند. اثر صدای درونی بر حال روحی در زندگی روزمره بسیار ملموس است. تصور کنید فردی در محل کارش اشتباه کوچکی انجام میدهد. اگر صدای درونیاش حمایتی باشد، به خودش میگوید: «این اشتباه طبیعی است، همه ممکن است چنین چیزی را تجربه کنند، من میتوانم درستش کنم.» در این حالت، با آرامش بیشتری به رفع مشکل میپردازد و اضطرابش کاهش مییابد. اما اگر صدای درونیاش منفی باشد، بلافاصله شروع به تخریب خود میکند: «چه آدم بیعرضهای هستم، هیچوقت درست کار نمیکنم.» این افکار باعث افزایش اضطراب، کاهش تمرکز و حتی افت عملکرد میشوند. ارتباط میان صدای درونی و سلامت روان از نظر علمی نیز اثبات شده است. پژوهشهای متعددی نشان دادهاند که خودگویی منفی با افزایش اضطراب، افسردگی و حتی برخی اختلالات روانی مرتبط است. برعکس، افرادی که خودگویی مثبت دارند، نه تنها کمتر دچار استرس میشوند، بلکه توانایی بیشتری در حل مسئله، سازگاری با شرایط دشوار و حفظ روابط سالم دارند. بنابراین، کیفیت گفتوگوی درونی ما نقش حیاتی در سطح شادی و آرامش روانی ما ایفا میکند. سؤال مهم این است که آیا میتوان صدای درونی خود را تغییر داد؟ خوشبختانه پاسخ مثبت است. اولین قدم، آگاهی یافتن از این صداست. بسیاری از افراد چنان با افکارشان یکی شدهاند که نمیتوانند بین خود واقعی و صدای درونیشان تمایز قائل شوند. تمرینهای سادهای مانند نوشتن افکار پس از تجربه یک موقعیت دشوار یا دقت به کلمات تکرارشونده در ذهن میتواند به شناخت بهتر صدای درونی و تغییر آن کمک کند. قدم دوم، به چالش کشیدن صدای درونی است. وقتی ذهن میگوید: «تو هیچوقت موفق نمیشوی»، میتوانیم از خود بپرسیم: «آیا این حرف واقعاً درست است؟ آیا در گذشته تجربه موفقیتی نداشتم؟» اغلب درمییابیم که صدای درونی بیش از حد سختگیر یا منفی است. به این ترتیب یاد میگیریم به جای پذیرش بیچونوچرای آن، با خود گفتوگوی منطقیتر و مهربانانهتری داشته باشیم. قدم سوم، جایگزین کردن این صدای منفی با جملات مثبت یا واقعبینانه است. هر بار که صدای درونی منفی ظاهر میشود، میتوانیم آگاهانه جملهای مثل «این یک تجربه یادگیری بود» به جای «من شکست خوردم» یا «من در حال پیشرفت هستم» به جای «من هرگز خوب نخواهم شد» را در ذهن تکرار کنیم. این روش ساده به مرور ذهن را بازآموزی کرده و صدای درونی مهربانتر و مثبتتری میسازد. البته باید توجه داشت که صدای درونی مثبت به معنای توهم یا انکار واقعیت نیست. کسی که دائماً به خود میگوید «همه چیز عالی است» در حالی که مشکلات جدی دارد، به خودش کمک نمیکند. هدف، ایجاد تعادل در گفتوگو با خود است؛ یعنی واقعبینانه اما با مهربانی به خود نگاه کنیم. صدای درونی سالم میتواند هم نقاط ضعف را بپذیرد و هم تواناییها و موفقیتها را یادآوری کند. یکی دیگر از روشهای تقویت صدای درونی مثبت، استفاده از تأییدیههای روزانه یا جملات انگیزشی است. اگر هر روز چند جمله ساده مانند «من توانایی تغییر دارم» یا «من شایسته احترام هستم» را با خود تکرار کنیم، به تدریج ذهن این جملات را باور میکند. در ابتدا شاید این جملات مصنوعی به نظر برسند، اما استمرار باعث میشود بخشی طبیعی از گفتوگوی درونی ما شوند و اثر مثبتشان را نشان دهند. همچنین، محیط اطراف و افرادی که با آنها ارتباط داریم نقش بسیار مهمی در شکلگیری صدای درونی ما دارند. بودن در جمعهایی که مکرراً انتقاد میکنند یا نگاه منفی دارند، میتواند صدای درونی منفی را تقویت کند. برعکس، ارتباط با افرادی که تشویق و حمایت میکنند، به ما کمک میکند مهربانتر با خودمان باشیم. به نوعی میتوان گفت که ما به تدریج لحن و طرز بیان دیگران را در ذهن خود بازتاب میدهیم. سخن پایانی: در نهایت، صدای درونی بخشی جدانشدنی از زندگی ماست که نمیتوان آن را کاملاً خاموش کرد، اما میتوان یاد گرفت چگونه آن را تربیت کنیم. این صدا میتواند دشمنی سرسخت یا دوستی وفادار باشد. اگر بیتوجه باشیم، ممکن است به ما آسیب بزند، اما اگر آگاهانه با آن کار کنیم، میتواند منبع بزرگی از آرامش، انگیزه و امید شود. تغییر صدای درونی زمان میبرد، اما ارزشش را دارد؛ چرا که کیفیت این صدا، کیفیت زندگی ما را تعیین میکند. نویسنده: مرضیه بهروزی «روانشناس بالینی»