برچسب: تربیت

2 هفته قبل - 98 بازدید

نقش پدر در تربیت کودک به‌طور چشمگیری مورد توجه قرار گرفته است. در گذشته، تربیت کودک عمدتاً بر عهده مادران بود؛ اما تحقیقات امروزی نشان می‌دهند که حضور و مشارکت فعال پدران در فرآیند تربیت و رشد کودک، تأثیرات شگرفی بر جنبه‌های مختلف زندگی او دارد. اگر بخواهیم به‌طور خلاصه اهمیت نقش پدر در تربیت کودک را بیان کنیم، می‌توان گفت: «نقش پدر در تربیت فرزندان از زمان قبل از تولد تا پس از زایمان بسیار مهم است و پدران همیشه نقش حیاتی و تأثیرگذار در تربیت کودک ایفا کرده‌اند.» در حقیقت، حضور پدر در مراحل مختلف زندگی کودک می‌تواند به بهبود عملکرد اجتماعی، تحصیلی و روانی او کمک کند. پدران نقش مهمی در رشد کودک دارند و می‌توانند بر شایستگی اجتماعی، عملکرد درسی و تنظیم احساسات کودک تأثیر بگذارند. جالب است بدانید اهمیت نقش پدر در تربیت کودک آن‌قدر زیاد است که کشورهایی مانند نروژ و سوئد در تلاش هستند تا با ارائه مرخصی برابر به پدر و مادر، آنان را به‌صورت مساوی در مراقبت از فرزند مشارکت دهند. از لحاظ تاریخی و در تحقیقات مختلف، مادران بیشتر از پدران در زمینه‌ی تربیت کودکان مورد توجه قرار گرفته‌اند. اغلب مادران به‌عنوان مراقب اصلی کودک شناخته می‌شدند و حتی امروزه نیز برخی افراد، مادران را مسئول اصلی تربیت کودک می‌دانند. این در حالی است که پدران معمولاً به‌عنوان یار کمکی برای مادر یا هم‌بازی کودک در نظر گرفته می‌شوند. با این حال، طبق تحقیقات جدید مشخص شده است که نقش پدر در تربیت فرزندان بسیار پررنگ و مؤثر است. برخی شواهد پژوهشی نشان می‌دهد که اگر نقش پدر تنها به برآورده‌کردن نیازهای مادی محدود شود، این امر می‌تواند منجر به ایجاد فقدان محبت صمیمانه بین پدر و فرزند گردد. حتی در برخی موارد، این مسئله موجب رشد کمتر از حد مطلوب کودکان نیز خواهد شد. از سوی دیگر، کودکانی که پدران‌شان در مراقبت‌های روزانه مانند غذا دادن، حمام کردن، بازی کردن و… درگیر بوده‌اند، ویژگی‌های مثبتی دارند از جمله: - ریسک‌پذیری بیشتر - بهره‌ی هوشی بالاتر - اعتماد به نفس قوی‌تر - اجتماعی بودن و محبوبیت بیشتر - عملکرد بهتر در تحصیل - توانایی مدیریت احساسات خود این یافته‌ها تأکید می‌کنند که مشارکت فعال پدر در تربیت، برای رشد همه‌جانبه‌ی کودک ضروری است. این کودکان از مهارت‌های زبانی و شناختی بالاتری بهره‌مند هستند و با افزایش سن، ارتباطات اجتماعی قوی‌تری با همسالان خود برقرار می‌کنند. از سوی دیگر، تحقیقات نشان می‌دهند که ایجاد دلبستگی ایمن بین پدر و کودک، مزایای زیادی به همراه دارد که آثار آن تا بزرگسالی نیز ادامه می‌یابد. مشارکت و نقش پدر در تربیت فرزندان: به همان اندازه که نقش مادر در زندگی و تربیت کودکان اهمیت دارد، نقش پدر نیز در این زمینه بسیار پررنگ و تأثیرگذار است. متأسفانه بسیاری از پدران تمایلی به درگیر شدن در امور تربیتی فرزندان ندارند و بر این باورند که این وظیفه تنها بر عهده مادر است. در چنین نگرشی، پدران نقش خود را صرفاً در تأمین معاش و فراهم کردن شرایط مادی برای همسر و فرزندان خلاصه می‌کنند. این فاصله عاطفی و عدم ارتباط مؤثر، گاه به جایی می‌رسد که کودک دچار مشکلات روحی می‌شود و به دلیل نبود رابطه نزدیک، از پدر خود می‌ترسد یا در حضور او احساس خجالت می‌کند. با این حال، خوشبختانه علم روان‌شناسی در سال‌های اخیر کمک کرده تا بسیاری از پدران به اهمیت نقش خود در تربیت فرزند پی ببرند. از این رو، امروزه پدران بیشتری در تلاش‌اند تا به‌عنوان بخشی جدی و مهم از روند تربیت کودک، نقش فعال‌تری ایفا کنند. نقش پدر پس از تولد کودک: مادر و نوزاد به‌مدت ۹ ماه با یکدیگر پیوندی نزدیک داشته‌اند، اما پس از تولد، فصل جدیدی از مراقبت و دلبستگی برای کودک آغاز می‌شود. اگرچه نوزاد به‌دلیل تغذیه با شیر مادر بیشتر در آغوش او قرار دارد، اما پدر نیز می‌تواند در زمان‌هایی که مادر استراحت می‌کند یا نوزاد شیر نمی‌خورد، نقش مؤثری ایفا کند. هنگامی که نوزاد را بغل می‌کنید، او را به‌آرامی تکان دهید و سعی کنید تماس پوستی مستقیم با او برقرار کنید. با کودک صحبت کنید، او را نوازش و بوسیده و به چشمانش نگاه کنید. این تماس‌های ساده، پایه‌های دلبستگی عمیق‌تری را شکل می‌دهند. همچنین مشارکت در کارهای مربوط به نوزاد مانند تعویض لباس، پوشک‌کردن، حمام‌دادن و دیگر فعالیت‌های مراقبتی، نقش پدر را در این دوره مهم پررنگ‌تر می‌سازد. تحقیقات نشان می‌دهند پدرانی که بلافاصله یا مدت کوتاهی پس از تولد با فرزند خود ارتباط برقرار می‌کنند، در آینده رابطه‌ای صمیمی‌تر و عمیق‌تر با کودک خواهند داشت. در حقیقت، ایجاد پیوند با نوزادتان آغاز مسیری است که تا پایان عمر ادامه خواهد داشت. مارتین گرینبرگ در کتاب خود با نام تولد یک پدر می‌نویسد: «نه‌تنها نوزاد بخش بزرگی از زندگی پدر می‌شود، بلکه پدر نیز احساس می‌کند که به‌یک‌باره بزرگ‌تر شده است و احساس قوی‌تر و پخته‌تر بودن می‌کند. در عین حال، عزت‌نفس پدر نیز افزایش می‌یابد و بیشتر به هویت خود به‌عنوان یک پدر پی می‌برد.» گذراندن وقت مفید با کودک: یکی از نکات مهمی که پدران پرمشغلۀ امروزی کمتر به آن توجه می‌کنند، گذراندن *وقت مفید* با فرزندان است. اگر می‌خواهید نقش خود را به‌عنوان پدر در تربیت کودک به‌درستی ایفا کنید، لازم است زمان باکیفیتی را با او سپری کنید. در ادامه به بررسی شرایطی می‌پردازیم که به شما کمک می‌کند وقت مفید و ارزشمندی را با کودک خود بگذرانید: بین کار و ارتباط با خانواده تعادل برقرار کنید. اولین کاری که می‌توانید برای گذراندن وقت مفید با کودک انجام دهید، این است که مدام مشغول کار نباشید. درست است که تولد فرزند با افزایش هزینه‌ها همراه است، اما کودک بیش از مادیات، به حضور و توجه شما نیاز دارد. در صورت امکان، بخشی از وظایف کاری‌تان را در خانه انجام دهید و مدت زمان کمتری را در محل کار سپری کنید. اگر شرایط اجازه می‌دهد، گاهی کودک را با خود به محل کار ببرید تا هم در کنار شما باشد و هم با محیط‌ها و فضای جدید آشنا شود. زمان مشخص برای وقت‌گذراندن با کودک داشته باشید سعی کنید در طول روز، زمانی مشخص را به کودک خود اختصاص دهید و به آن پایبند بمانید. در این زمان با او بازی کنید، به پارک ببرید، یا در رویدادهای اجتماعی مانند جشن‌های محلی و کنسرت‌ها شرکت کنید. همچنین می‌توانید در روزهای بارانی یا برفی، فعالیت‌هایی ویژه‌ و خلاقانه برای خود و فرزندتان طراحی کنید تا لحظات شادی را با هم سپری کنید. فعالیت مشترک با کودک داشته باشید سعی کنید کودک را در فعالیت‌هایی که انجام می‌دهید و برای او ضرری ندارند، مشارکت دهید یا او را به تماشای کار خود دعوت کنید. این فعالیت‌ها می‌توانند شامل تعمیرات ساده در خانه مانند تعویض شیر آب، درست کردن حصار و موارد مشابه باشند. در این میان، می‌توانید نکات ایمنی مهم درباره کار با ابزار را نیز به او آموزش دهید. همچنین، زمانی که کودک مشغول بازی یا تماشای تلویزیون است، می‌توانید به او ملحق شوید. البته توجه داشته باشید که چارچوب بازی کودک را به هم نزنید و پیش از پیوستن به بازی، نظر او را جویا شوید. از سوی دیگر، می‌توانید در برخی روزها که وقت آزاد دارید، با کودک آشپزی کنید و وظایف ساده و کوچکی را به او بسپارید. این کار نه تنها باعث ایجاد پیوند عاطفی می‌شود، بلکه حس مسئولیت‌پذیری را نیز در کودک تقویت می‌کند. از کودک راجع به علاقه‌مندی‌هایش سوال کنید برای ایجاد وقت ارزشمند با کودک خود، باید به علاقه‌مندی‌های او نیز توجه کنید. از آنجایی که کودکان در حال رشد و تغییر هستند، خوب است هر چند وقت یک بار از آن‌ها بپرسید به چه فعالیت‌ها و تفریحاتی علاقه دارند. سپس از میان این علاقه‌مندی‌ها، گزینه‌هایی را که می‌توانید انجام دهید، انتخاب کنید. در نهایت با کمک کودک و با توجه به برنامه زمانی خود، یک برنامه مشخص برای انجام این فعالیت‌ها تهیه کنید. گفتنی است که می‌توانید با توجه به شرایط خود، علاقه‌مندی‌های کودک و سایر موارد وابسته به خانواده و سبک زندگی‌تان، به گذراندن وقت مفید با کودک بپردازید. بنابراین زیاد به خود سخت نگیرید و اولویت را روی فراهم کردن زمان لازم برای ایفای نقش خود به عنوان پدر بگذارید. پدر بودن یک مسئولیت بزرگ و در عین حال فرصتی بی‌نظیر برای خلق انسانی والا است. دست‌های پدر تنها نان‌آور نیستند، بلکه تکیه‌گاهی هستند که به کودک جرأت پرواز می‌دهند. تربیت موفق حاصل هماهنگی و رقص مشترک پدر و مادر در مسیر رشد کودک است؛ جایی که اقتدار پدر در کنار مهربانی مادر، شخصیتی متعادل و قدرتمند می‌سازد. نویسنده: سحر یوسفی

ادامه مطلب


3 هفته قبل - 82 بازدید

مادر به‌عنوان معمار اصلی تربیت فرزند شناخته می‌شود. کودک از زمان پیش از تولد در شکم مادر زندگی می‌کند و پس از تولد نیز تا زمانی که مهارت‌های مختلف را یاد بگیرد، به مادر وابسته است. به همین دلیل، مادر نقش بسیار مهمی در تربیت و شکل‌گیری شخصیت کودک دارد. بسیاری از مهارت‌های تربیتی در ذات مادر نهادینه شده‌اند. اگر همه مادران وظایف تربیتی خود را به درستی انجام دهند، تربیت درست فرزند شکل می‌گیرد و جامعه‌ای سالم به وجود می‌آید. اما در صورت غفلت از انجام درست این وظایف، جامعه به فساد و تباهی کشیده خواهد شد. نقش مادر در تربیت فرزند از زمان شروع بارداری آغاز می‌شود و تا پایان دوران رشد و تکمیل تربیت کودک ادامه می‌یابد. مادر شدن مسئولیتی بسیار سنگین است که در قبال فرزند، همسر، جامعه و... ایجاد می‌کند. اهمیت تربیت درست و اصولی فرزند توسط مادر در خانواده خانواده اولین محیطی است که فرزند از تولد در آن قرار می‌گیرد. اگر کودک در این محیط به‌درستی تربیت شود و اصول مهم اخلاقی و رفتاری را آموزش ببیند، در جامعه نیز فردی سالم و مسئولیت‌پذیر خواهد بود. خانواده، هرچند نهاد اجتماعی کوچکی است، تأثیر بسیار زیادی بر جامعه دارد؛ زیرا کودک اولین بار نحوه رفتار و ارتباط با دیگران را در خانواده می‌آموزد. مادر بودن یکی از مهم‌ترین نقش‌هایی است که یک زن می‌تواند ایفا کند. مادران نقش بسیار مؤثری در زندگی فرزندان خود دارند؛ از آن‌ها مراقبت می‌کنند، دوست‌شان دارند و به آن‌ها آموزش می‌دهند. رشد و شکل‌گیری شخصیت کودک تا حد زیادی به نقش والدین و مراقبان در زندگی او بستگی دارد. چرا تربیت فرزند توسط مادر اهمیت دارد؟ مادر، اولین معلم کودک شواهد علمی نشان می‌دهد که کودکان حتی قبل از تولد چیزهای زیادی یاد می‌گیرند. آن‌ها موسیقی، بو، صداها و بسیاری از حس‌های دیگر را از طریق مادر از دنیای بیرون دریافت می‌کنند. علاوه بر این، مادران معمولاً زمان بیشتری را با نوزاد می‌گذرانند نسبت به ساعاتی که پدران با کودک هستند. به همین دلیل، مادر اولین معلم کودک است. الگو بودن مادر کودکان بیشتر از طریق مشاهده رفتار می‌آموزند تا از طریق شنیدن و صحبت کردن. این موضوع نقش مادر را در انتقال ارزش‌های اصلی، عادات و ویژگی‌های رفتاری از سنین پایین بسیار مهم می‌کند. کودک تمام رفتارهای مادر را زیر نظر دارد و برای خود و تعامل با دیگران، همان گونه رفتار می‌کند. مادر بهترین مشاور کودک مادران نزدیک‌ترین افراد به کودکان هستند. مادر همیشه در کنار کودک بوده و در هیچ شرایطی او را تنها نمی‌گذارد. در هر موقعیتی، مادر آرامش‌بخش‌ترین فرد است که در کنار فرزند حضور دارد و در جهت درست به او مشاوره می‌دهد. به عبارت دیگر، مادران به راحتی می‌توانند روحیه فرزند خود را بهبود بخشند و فرزندی شاد تربیت کنند. ارتباط غیرکلامی با فرزند مطالعات نشان می‌دهد مادران بیشتر از پدران توانایی برقراری ارتباط غیرکلامی با فرزند را دارند. شاید برای شما هم پیش آمده باشد که مادرتان با نگاه کردن به چهره شما به سرعت از حالت روحی و عاطفی‌تان باخبر شده باشد. مادر در هر شرایطی به سرعت متوجه احوال فرزند خود می‌شود و می‌تواند با او ارتباط برقرار کند. مادر، صمیمی‌ترین دوست کودک مادران اولین دوستان و معتمدانی هستند که از بدو تولد با آن‌ها آشنا می‌شویم. مادران نقش بزرگی در رشد مثبت کودک دارند. محققان همچنین ثابت کرده‌اند که رشد شخصیت و نگرش‌های کودک تا حد زیادی به مادر بستگی دارد. این موضوع نشان‌دهنده همبستگی آشکار با پرورش و حمایت عاطفی است که مادر از فرزند خود ارائه می‌دهد. نقش مادر در تربیت کودک چیست؟ ایجاد محیطی امن و محبت‌آمیز مادر پناهگاهی امن برای کودک است. شما به عنوان مادر با فراهم آوردن محیطی سرشار از محبت و آرامش به کودک احساس امنیت، دلبستگی ایمن و اعتماد به نفس می‌دهید. این احساسات پایه و اساس رشد سالم کودک را تشکیل می‌دهند. کمک به شکل‌دهی شخصیت مادر از طریق تعاملات روزمره و آموزش ارزش‌های اخلاقی نقش مهمی در شکل‌گیری شخصیت کودک دارد. احترام به دیگران، صداقت، مهربانی و مسئولیت‌پذیری تنها بخشی از ارزش‌هایی هستند که مادر به کودک منتقل می‌کند. به عنوان مثال، اگر مادری به کودک خود توضیح دهد که دروغ گفتن کار اشتباهی است و چرا نباید دروغ گفت، کودک به تدریج اهمیت صداقت را درک خواهد کرد. رشد عاطفی و اجتماعی مادر با حمایت عاطفی و ایجاد فرصت‌های تعامل اجتماعی به کودک کمک می‌کند تا احساسات خود را بشناسد و مهارت‌های ارتباطی لازم را کسب کند. این مهارت‌ها کلید موفقیت در روابط بین‌فردی و زندگی اجتماعی کودک هستند. به عنوان مثال، مادر می‌تواند به کودک بیاموزد که چگونه در مواقع اختلاف نظر، به جای دعوا، مشکل را با گفتگو حل کند. مراقبت از سلامت جسمی و روانی مادر با تأمین نیازهای تغذیه‌ای کودک، آموزش بهداشت فردی و تشویق به فعالیت بدنی، نقش مهمی در حفظ سلامت جسمی و روانی کودک خود دارد. بنابراین، تشویق به فعالیت بدنی و تنظیم آن را هرگز دست کم نگیرید. اگر کودکتان فعالیت بدنی مناسبی ندارد، حتماً راه‌های هیجان‌انگیز و جذاب برای افزایش تحرک او در نظر بگیرید. همچنین اگر کودک بدغذاست، به فکر اصلاح عادت‌های غذایی فرزند خود باشید. شخصیت الهام‌بخش کودکان به طور طبیعی از بزرگسالان، به‌ویژه مادران خود، تقلید می‌کنند. بنابراین رفتارها و نگرش‌های مادر به‌عنوان الگویی برای کودک عمل کرده و بر شکل‌گیری شخصیت او تأثیر می‌گذارد. کودکی که مدام شاهد رفتارهای مثبت و سازنده مادر خود باشد، به طور طبیعی تمایل به تقلید از او پیدا می‌کند. به‌عنوان مثال، اگر مادر همیشه با مهربانی و احترام با دیگران برخورد کند، کودک نیز یاد می‌گیرد همین رفتار را در پیش گیرد. همچنین اگر مادری به کتاب‌خواندن علاقه داشته باشد و به طور مرتب کتاب بخواند، کودک نیز به احتمال زیاد به کتاب‌خواندن علاقه‌مند می‌شود. ابزار بی‌قید و شرط عشق و علاقه ابراز بی‌قید و شرط عشق و علاقه مادر و پدر به کودک، یکی از بزرگ‌ترین و مؤثرترین کارهایی است که والدین، به‌ویژه مادر، برای فرزند خود انجام می‌دهند. سایمون بارون کوهن در صفحه ۷۴ کتاب «شناخت شرارت بشر در همدلی و ریشه‌های خشونت» در برداشت خود از نظریه جان بالبی، روانشناس و روان‌پزشک مشهور کودکان، بیان می‌کند: «آنچه مراقب در سال‌های بحرانی رشد به کودک می‌دهد، گنج درون است. ایده‌ای که بر بینش فرویدی استوار است و می‌گوید گران‌بهاترین و ارزشمندترین هدیه‌ای که والدین می‌توانند به کودکان خردسال خود بدهند این است که آن‌ها را از احساسات خود لبریز کنند. این گنج درونی چیزی است که تمام عمر با یک فرد می‌ماند.» بنابراین، ابراز عشق مانند گنجی بزرگ همیشه در ذهن و قلب فرزند شما نقش می‌بندد و در مراحل سخت و بعدی زندگی به کمک او می‌آید. کمک به استقلال و خودباوری فرزند مادر می‌تواند با ایجاد موقعیت‌های مناسب، به مستقل شدن فرزندش کمک کند. یکی از راه‌های کلیدی برای تقویت استقلال کودک، سپردن مسئولیت‌های متناسب با سن و توانایی او است. این مسئولیت‌ها می‌توانند از کارهای ساده‌ای مانند مرتب کردن تختخواب شروع شده و به وظایف پیچیده‌تری مثل کمک در آشپزی ختم شوند. با سپردن این مسئولیت‌ها، کودک احساس ارزشمندی و توانمندی می‌کند و یاد می‌گیرد که به تنهایی از پس کارها برآید. توجه داشته باشید که تقویت استقلال کودک به معنای رها کردن او نیست؛ بلکه والدین باید همواره حامی و پشتیبان کودک باشند. با تشویق و حمایت از تلاش‌های کودک می‌توانید به او کمک کنید تا بر چالش‌ها غلبه کند. 5 اشتباه رایج مادران در تربیت فرزندان نقش مادر در تربیت فرزند بسیار مهم و تأثیرگذار است. در این مسیر، ممکن است مادران به دلایل مختلف مرتکب اشتباهاتی شوند که بر رشد و شخصیت کودک تأثیر منفی بگذارد. داشتن توقع بیش از حد از کودک بسیاری از مادران انتظار دارند فرزندانشان در همه زمینه‌ها کامل و بی‌نقص باشند. داشتن این توقع می‌تواند باعث ایجاد استرس و اضطراب در کودک شده و مانع تلاش او شود. برای مثال، مادری که از فرزندش انتظار دارد در همه امتحانات نمره ۲۰ بگیرد، ممکن است باعث شود کودک احساس کند هرگز به اندازه کافی خوب نیست. مقایسه کردن فرزند با دیگران مقایسه کودک با دیگران یکی از رایج‌ترین اشتباهاتی است که مادران مرتکب می‌شوند. این کار می‌تواند باعث شود کودک احساس حقارت یا کمبود کند. برای مثال، مادری که دائماً فرزند خود را با خواهرزاده‌اش مقایسه می‌کند و می‌گوید: «چرا تو مثل پسر/دختر خاله‌ات نمی‌توانی نقاشی بکشی؟»، به اعتمادبه‌نفس کودک آسیب می‌زند. نداشتن قاطعیت لازم در تربیت قوانین تربیتی باید با قاطعیت دنبال شوند. البته این به معنای ایجاد محیطی خشن و سرد به جای خانواده‌ای صمیمی و گرم نیست. قاطعیت باید به شکل متعادل، بدون آسان‌گیری یا سخت‌گیری بیش از حد اعمال شود. مثلاً مادری که امروز به کودک اجازه می‌دهد تا دیر وقت بیدار بماند و فردا به او تذکر می‌دهد که باید زود بخوابد، باعث می‌شود کودک نتواند رفتار مناسبی از خود نشان دهد. استفاده از تنبیه بدنی تنبیه بدنی یکی از روش‌های نادرست و آسیب‌زننده در تربیت کودک است. این روش نه تنها باعث اصلاح رفتار کودک نمی‌شود، بلکه می‌تواند آسیب‌های روحی و روانی جبران‌ناپذیری به او وارد کند. مادری که به خاطر اشتباه کوچک فرزندش را کتک می‌زند، باعث ایجاد ترس و اضطراب در کودک می‌شود. نادیده گرفتن احساسات کودک نادیده گرفتن یا کم‌اهمیت جلوه دادن احساسات کودک می‌تواند باعث شود او احساس بی‌توجهی و تنهایی کند. برای مثال مادری که به فرزندش می‌گوید: «ناراحت شدن برای این موضوع احمقانه است»، باعث ایجاد حس انزوا در کودک می‌شود. به جای این کار، بهتر است به احساسات کودک توجه کنیم و راه‌حل‌های منطقی برای مشکلات او ارائه دهیم. کودکان از بدو تولد تا شکل‌گیری کامل شخصیت و تربیت، در کنار مادر هستند و رفتارهای مادر را الگو قرار می‌دهند. بنابراین مادر نقش بسیار مهمی در تربیت و رشد کودک دارد. مادر بر حالات روحی، روانی، جسمی و شخصیتی کودک تأثیر می‌گذارد. به همین دلیل، با توجه به اهمیت نقش مادر در تربیت صحیح فرزندان، بهتر است پیش از اقدام به فرزندآوری، در این زمینه مطالعه کرده و اطلاعات کاملی کسب شود. نویسنده: سحر یوسفی

ادامه مطلب


3 ماه قبل - 660 بازدید

فرزندپروری شگفت‌انگیز و سالم، تربیتی است که هم مادران و هم پدران را درگیر مشارکت فعال در زندگی کودک می‌کند. اما وقتی صحبت از فرزندپروری به میان می‌آید، گاهی اوقات احساس می‌شود که پدرها در رتبه دوم قرار دارند. به تصویر کشیدن پدران در فرهنگ عامه، کلیشه پدران را به عنوان والدینی بی‌کفایت، از نظر عاطفی جدا شده، والدین ثانوی که تقریبا به اندازه مادران‌شان برای فرزندان‌شان مهم نیستند، ترویج می‌دهد. در نتیجه، پدران اغلب تحت فشار قرار می‌گیرند که وقتی صحبت از تربیت کودک می‌شود، در صندلی عقب بنشینند و ممکن است به دلیل مواردی مانند اعتراف به اینکه به تعویض پوشک کمک می‌کنند یا ابراز علاقه به گرفتن مرخصی پدری، مورد تمسخر قرار بگیرند. بنابراین در این مقاله به نقش پدر در تربیت کودک می‌پردازیم. از نظر علمی ثابت شده است، پدرانی که در سنین رشد کودک مشارکت فعال داشته‌اند، مشکلات رفتاری کمتری دارند و از نظر اجتماعی و تحصیلی افراد بهتری هستند. نقش پدر فقط به نان‌آور بودن خانه محدود نمی‌شود و مشارکت او بر رشد کلی کودک از جمله رشد فکری، رشد نقش جنسیتی و رشد روانی تاثیر می‌گذارد. او می‌تواند به اندازه مادر مهربان و دوست داشتنی باشد. بیشتر کودکانی که رابطه صمیمی و گرمی با پدران خود دارند، تمایل دارند بزرگ شوند تا به بزرگسالانی با اعتماد به نفس بیشتر تبدیل شوند. اهمیت نقش پدر در تربیت کودک مشارکت پدر در چند دهه گذشته به طور چشم‌گیری افزایش یافته است و به طور همزمان، نقش پدران در خانواده‌هایشان از تصور پدران به عنوان نان‌آوران دور به یک شناخت جامع‌تر مبنی بر اینکه آنها والدینی برابر هستند، تکامل یافته است. در زیر 4 نکته‌ای که باید در اهمیت پدران بدانید آورده شده است: الف: پدران درگیر، تاثیر مستقیمی بر فرزندان دارند. پدر درگیر با همه معیارهای سلامت کودک، از رشد شناختیو پیشرفت تحصیلی گرفته تا عزت نفس و رفتارهای اجتماعی مرتبط است. کودکانی که با پدر درگیر رشد می‌کنند 39 درصد بیشتر احتمال دارد که نمره A کسب کنند. 60 درصد کمتر احتمال دارد که از مدرسه اخراج شوند. همچنین دو برابر احتمال دارد که به دانشگاه بروند. ب: خانواده با حمایت از پدران تقویت می‌شوند. خدمات و برنامه‌ریزی‌هایی که با هدف افزایش مهارت‌های فرزندپروری مثبت پدران، نظم و انضباط مناسب، حمایت عاطفی و مدیریت استرس انجام می‌شوند، می‌توانند تاثیر مضاعف، کاهش خطر کودک‌آزاریو افزایش عوامل محافظتی داشته باشند. در نتیجه، نه تنها کودکان می‌توانند با کاهش خطر بدرفتاری مواجه شوند، بلکه می‌توانند از مشارکت مثبت پدر نیز بهره‌مند شوند. ج: سیاست‌ها و برنامه‌های ویژه برای پدران در حال افزایش است. سرمایه گذاری‌ها در ترویج تأثیر مثبت پدران بر فرزندان و خانواده‌های خود همچنان به طور قابل توجهی افزایش می‌یابد. چندین شهر و شهرستان نیز برنامه‌ریزی مبتکرانه‌ای برای پدر شدن ایجاد کرده‌اند. اکثر شهرها در حال حاضر نوعی تلاش برای هدف قرار دادن پدران در قالب طرح‌های دولتی، شبکه‌های حرفه‌ای و شاغل، همکاری های غیرانتفاعی و اجتماعی دارند. د: پدران از مشارکت خود در برنامه‌ها ارزش بسیار زیادی پیدا می‌کنند. پدران گزارش می‌دهند که می‌دانند چگونه با فرزندان خود و مادر(های) فرزندان‌شان ارتباط بهتری برقرار کنند و به دلیل مشارکت آنها احساس اعتماد به نفس و کارآمدی بیشتری به عنوان پدر دارند. پدرانی که در برنامه‌های پدری شرکت می‌کنند، ارزش زیادی در آنها پیدا می‌کنند. نقش پدر در تربیت فرزند دختر اولین مردی که وارد زندگی هر دختری می‌شود، پدر است که نماد مردانگی را برای دختر دارد. دختران هر مردی را که وارد زندگی‌شان می‌شود با پدر خود مقایسه می‌کنند. همچنین پدران نقش مهمی در عزت نفس دختران دارند. وقتی دختران اشتباهی مرتکب می‌شود، سریع کمکش نکنید و بگذارید تا خودش راه‌حلی پیدا کند. دختری که در خانواده با پدر مستبد به دنیا می‌آیند، خودش را یک قربانی می‌داند. بنابراین اگر مادری شجاع نداشته باشد، در برابر مردان با نیت بد، نمی‌تواند مقاومت کند. اگر پدر مستبدی هستید از خود بپرسید آیا بهتر نیست دخترتان در بعضی مسائل به تنهایی و مستقل تصمیم‌گیری کند؟ اگر این اجازه را به دختر خود بدهید او هم کم‌کم یاد می‌گیرد روی پای خودش بایستد. پدران مهربان و آرام همیشه مورد تحسین دختران هستند اما ممکن است از پدر سوء‌استفاده کنند. مثلا بگوید حالا که مامان با من مخافت می‌کنه، میرم از بابا اجازه می‌گیرم. احتمال اینکه دختران چنین پدرهایی یاد بگیرند با حیله‌گری زنانه از مردان به نفع خود استفاده کنند، وجود دارد. این پدران باید قوانین و محدودیت‌ها را برای دختر مشخص کنند و به او یاد بدهند که پدر و مادر برخلاف هم عمل نمی‌کنند. در صورتی که پدر عاطفه خود را به دختر نشان دهد، دختر بعدها بخاطر اعتمادی که به پدر خود دارد، از او در زمان تصمیم‌گیری‌ها مشورت می‌گیرد. اما عشق و ارتباط یک پدر واقعی با دخترش قابل شکستن نیست. با هر اتفاق و مشکلی دختر خود را تنها نمی‌گذارد. این پدر گاهی اوقات به دختر خود هم سخت‌گیری می‌کند زیرا وظایف پدری خود را به نحو احسن انجام می‌دهد. وقتی دختر حرفهای پدر خود را نمی‌پذیرد، پدر واقعی به او یاد می‌دهد که با اعضای خانواده و دیگران مشارکت داشته باشد. با نه گفتن به دختر البته با مهربانی و دلیل منطقی به او یاد می‌دهید که چطور به همسن و سالانش نه بگوید. هر قدمی که در این مسیر بردارید، ارزشمند است. نقش پدر در تربیت فرزند پسر پسرها احساسات را با مشاهده رفتار پدران خود می‌آموزند. آنها باید ببیند که شما 4 احساس اصلی خشم، ترس، غم و خوشحالی را بروز می‌دهید. پسران باید متوجه شوند که پدر هم احساسات دارد. اگر این احساسات بر پدران چیره شوند، پسر احساس امنیت خود را از دست می‌دهد. پسرها دوست دارند از لحاظ جسمی فعال باشند و مثلا با پدر خود کشتی بگیرند و به بازی‌های خشن بپردازند. آنها نمی‌توانند در برابر چنین میلی مقاومت کنند. اما برسی‌ها و مطالعات نشان می‌دهد که پسرها از این بازی‌ها یاد می‌گیرند که چگونه سرگرم باشند، چطور سر و صدا کنند و حتی عصبانی شوند. برای افراد مذکر که تستوسترون دارند این کار بسیار مهم است. اما حتما به پسر باید دهید که چه موقع متوقف شود. یک پسر تقریبا در سن 14 سالگی متوجه می‌شود که از مادر خود بزرگتر شده است و دیر یا زود به این فکر می‌افتد که او نمی‌تواند مرا مجبور به انجام کاری کند. وقتی این تفکر به مرحله عمل برسد، پسر سعی خواهد کرد با لاف‌زدن یا ترساندن بر مادرش غلبه کند. این زمان است که پدر باید وارد عمل شود و به پسر خود آموزش‌های لازم و مهم را بدهد. اینکه چگونه پسران جوان یاد می‌گیرند استقامت کنند و بر موانع زندگی غلبه کنند، بخش جدایی‌ناپذیر ورود به مردانگی است. پسرانی که هم در عادت روزمره و هم بحرانی پدران خود را تماشا می‌کنند، متوجه راهبردهای موفقی برای حل مشکلات مختلف زندگی می‌شوند. پدران از طریق مثال و تشویق به پسرانشان فضیلت استقامت را می‌آموزند. وقتی پسرش روی چیزی کار می‌کند، یک مشکل ریاضی سخت یا دوچرخه‌اش را درست می‌کند، ناامید می‌شود و می‌خواهد آن را رها کند، پدر بیشتر او را تشویق می‌کند که ادامه دهد. کمی وقت بگذارید، پشتیبان بگیرید و بفهمید که مشکل چیست، چگونه آن را حل کنید و آن را کامل ببینید. در این فرآیند، پسر در حال یادگیری مهارت‌ها، صبر و سرسختی است. #انتها

ادامه مطلب


5 ماه قبل - 490 بازدید

در محیط خانه و یا خارج از آن، ممکن است با کودکانی مواجه شده باشید که با هیچ چیزی سر سازش ندارند و پاسخ آن‌ها تقریبا در برابر همه نوع درخواست، پرسش و یا حرفی، یک «نه» مطلق است و بس. کودکانی که در اکثر مواقع مرغ‌شان یک پا دارد و گاهی هم اصلا پا ندارد و تا مرز بی‌نهایت روی اعصاب والدین‌شان راه می‌روند. این کودکان با واژه‌ی لجباز معرفی می‌شوند و در بیشتر مواقع حتی انجام کارهای روزانه نظیر حمام کردن، خوردن غذا و یا خوابیدن نیز منتج به بحث و جدل می‌شود. اگر کودک و یا کودکان شما لجباز هستند و از دست کارهایش کاسه صبرتان لبریز شده، باید بگوییم که شما تنها نیستید و تقریبا تمام پدر و مادرها در مواجه با کودکان شان با این مشکل مواجه هستند. باید بدانید که لجبازی كودكان مرحله‌ی اجتناب ناپذير از رشد آن‌هاست و در کودکان نوپا به حدی شایع است که بسیاری از والدین را به دردسر می‌اندازد. کودکان لجباز اغلب رفتارهایی همچون جیغ و داد زدن و کوبیدن پا بر زمین بخصوص در محیط خارج از منزل برای قانع کردن پدر و مادر از خود نشان می‌دهند. ابراز خشم یکی از رفتارهای شایع در کودکان لجباز است که با رشد کودک با رفتارهایی همچون نافرمانی نیز همراه می‌شود. شروع لجبازی كودكان معمولا پس از یک سالگی بوده و در حدود سه سالگی به اوج خود می‌رسد، بطوری که اگر والدین نحوه صحیح برخورد با لجبازی در کودکان را در پیش نگیرند با مشکلات زیادی در تربیت فرزند خود روبرو می‌شوند. متأسفانه عدم کنترل این رفتار کودک توسط والدین سبب باقی ماندن این خصیصه در کودک می‌شود که حتی تا سنین رفتن به مکتب نیز ادامه پیدا کرده و سبب بروز مشکلات تحصیلی کودک نیز می‌شود. زمانی که والدین در مقابل رفتار نادرست کودک رفتار مناسبی از خود نشان ندهند و یا خواسته‌های کودک که با داد و فریاد از والدین همراه است، را اجابت کنند به رشد و تقویت این رفتار منفی در کودک کمک می‌کنند. واقعیت این است که دفاع از خواسته‌های شخصی و توانایی مقابله با خواست‌های دیگران توسط کودک امری ضروی است اما آنچه که لجبازی نامیده می‌شود تداوم آن در تمام موقعیت‌ها و تشدید آن با رشد کودک است. ابتدا نیاز است که بدانید هر کودکی که به دنبال آزادی انتخاب است، لجباز نیست. دانستن این که کودک شما لجباز است یا مصمم، برای نحوه‌ی برخورد شما با او بسیار مهم است. معمولا کودکان لجباز چند مشخصه دارند: بسیار نیازمند مورد توجه قرار گرفتن و شنیده شدن هستند. در نتیجه ممکن است در بسیاری اوقات به دنبال جلب توجه شما باشند. کودک لجباز تمایل به مستقل بودن و پرحاشیه بودن دارند. در مورد چیزهایی که دوست دارند مطمئن هستند و با انرژی عمل می‌کنند. تمامی کودکان کج خلقی می‌کنند، ولی این مساله در کودکان لجباز بیشتر است. رفتارهای مدیریتی زیادی از خود نشان می‌دهند؛ در واقع ممکن است در بسیاری از اوقات با دیگران به صورت دستوری رفتار کنند. تمایل دارند هر چیزی را زیر سوال ببرند. آن‌ها انتظار دارند که کارهای‌شان تایید شود، که باعث می‌شود اغلب توجه شما را جلب کنند. خیلی سخت می‌توان آن‌ها را به انجام کاری ترغیب کرد. کودکان لجباز تمایل دارند هر کاری را با شیوه خودشان انجام دهند. دلایل لجبازی کودک کودکان به دلایل متفاوتی دست به لجبازی می‌زنند و این رفتار را تا آن جایی ادامه می‌دهند که پدر و مادر از کوره در می‌روند و یا اجبارا تن به خواسته‌ی آنان می‌دهند و یا اقدام به تنبیه کودک می‌کنند. با این حال، عمده‌ترین دلایل لجبازی کودکان شامل موارد زیر است: درخواست‌های غیرمعقول زیاده خواهی کودک عدم تمایل به انجام وظایف بیان خواسته‌ها به صورت غیرمستقیم نحوه مواجه با کودک لجباز تربیت کودک لجباز کار آسانی نیست. اگر سریع مشکل را حل نکنید، هر چیز کوچکی می‌تواند تبدیل به یک تنش بزرگ شود. ممکن است در مورد نحوه برخورد رفتار لجباز کودکان با توصیه‌های زیادی مواجه شده باشید، اما هر روز زندگی با کودک لجباز یک چالش جدید دارد. اما تنبیه یک کودک لجباز در همه موارد بهترین راه نیست. بهتر است به موارد زیر به عنوان راهکار نگاهی بیندازید. عصبی نشوید: یک نفس عمیق بکشید، یک یا دو دقیقه به اتاق دیگری بروید یا تا ده بشمارید، هر کاری لازم است انجام دهید تا آرام شوید. در غیر این صورت وضعیت وخیم‌تر می‌شود. بحث نکنید در عوض گوش دهید: کودکان لجباز همیشه آماده رویارویی یا مشاجره با شما هستند. بنابراین، این فرصت را به آن‌ها ندهید. در عوض، به حرف‌های فرزندتان گوش فرا دهید و بحث و جدل را به یک گفتگو تبدیل کنید. وقتی نشان می‌دهید که آماده گوش دادن به داستان آن‌ها هستید، این باعث می‌شود که آن‌ها نیز به آنچه شما برای گفتن دارید گوش دهند. با کودک لجباز ارتباط برقرار کنید: لطفا فرزندتان را به انجام کاری که نمی‌خواهد، مجبور نکنید. این کار فقط آن‌ها را سرکش‌تر می‌کند و بعد آن‌ها دقیقاً کاری را انجام می‌دهند که نباید انجام دهند. بنابراین، اگر می‌خواهید فرزندتان تلویزیون تماشا نکند و به جای آن کارخانگی (تکالیف) خود را انجام دهد، سعی کنید مدتی با او تلویزیون تماشا کنید. این باعث ایجاد رفاقت بین شما می‌شود و پس از مدت کوتاهی، می‌توانید از فرزندتان بپرسید که آیا می‌خواهد تکالیف خود را انجام دهد. چند گزینه برای انتخاب ارائه دهید: دستور دادن به یک کودک لجباز، راهی برای شعله ور کردن گستاخی و سرکشی اوست. در عوض، بیایید گزینه‌هایی را به آن‌ها پیشنهاد دهید تا از بین آن‌ها یکی را انتخاب کنند، زیرا این باعث می‌شود آن‌ها احساس کنند که بر زندگی خود کنترل دارند و می‌توانند به طور مستقل تصمیم بگیرند که دوست دارند چه کار بکنند یا نکنند. اما به یاد داشته باشید که انتخاب‌ها را محدود نگه دارید تا فرزندتان گیج نشود و فقط دو یا سه گزینه ارائه دهید. قوانین پاداش و تنبیه وضع کنید: کودکان لجباز برای رشد به قوانین و مقررات نیاز دارند. بنابراین، مرزهای دقیقی را تعیین کنید و انتظارات خود را از او روشن کنید. از فرزندتان بخواهید که در مورد آن‌ها، نظرات خود را ارائه دهد و بعد حتما از آن‌ها پیروی کند. البته این مهم است که در مواقعی انعطاف پذیر باشید، مانند زمانی که در تعطیلات هستید یا در مواقعی که فرزندتان رفتاری مثبت و خوبی از خود نشان می دهد. عملی کردن خواسته‌های منطقی کودک: برای کنترل و کاهش لجبازی کودک بهتر است که خواسته‌های منطقی او را با مهربانی و عطوفت و در زمان مناسب عملی کنید تا کودک نیازی به خواهش و یا نق زدن برای رسیدن به خواسته‌اش نداشته باشد. در برابر لجبازی بچه‌ها تسلیم نشوید: تسلیم شدن در ذهن کودک به این معناست که کلید حل تمام قفل‌ها، لجبازی است. بهتر است در این مواقع قوانین خود را مجددا به او یادآوری کنید. به آن چه که به فرزندتان می‌گویید خودتان هم عمل کنید. کودکان با مهارت اجتماعی متولد نمی‌شوند. آن‌ها همه‌چیز را از محیط و در درجه اول خانواده تقلید می‌کنند. بنابراین، اگر از لجبازی کودک خود شکایت دارید، شاید مسئول این رفتار او، شما یا دیگر اعضای خانواده باشید. سعی کنید رفتارهای خود را اصلاح کنید زیرا بهترین راه برای آموزش به کودکان این است که الگوی خوبی برای آن‌ها باشید. والدین باید به آن‌چه که درباره‌اش به فرزندشان موعظه می‌کنند، خودشان هم عمل کنند. بچه‌ها با مشاهده رفتارشان و تقلید از آن‌ها بهتر یاد می‌گیرند. بنابراین، اگر می‌خواهید کودکتان مهربان باشد، باید به او اجازه دهید که مهربان بودن شما را ببینند. اگر می‌خواهید فریاد نزنند، ابتدا باید مراقب لحن خود باشید. همچنین اگر می‌خواهید او در انجام کارها لجاجت به خرج ندهد نیاز است در روابط با همسرتان و سایر اطرافیان لجبازی نشان ندهید.

ادامه مطلب


11 ماه قبل - 303 بازدید

نوجوانی یکی از حساس‌ترین و پیچیده‌ترین مراحل رشد انسانی است که در آن تغییرات جسمی، روحی و اجتماعی بسیاری رخ می‌دهد. این دوره می‌تواند برای والدین چالش‌برانگیز باشد، زیرا فرزندانشان به تدریج استقلال بیشتری طلب می‌کنند و هویت خود را شکل می‌دهند. ممکن است به عنوان پدر یا مادر یک نوجوان برخی اوقات فکرتان درگیر این مسئله شود که چطور می توانید او را بهتر تربیت کنید. همان طور که می دانید پدر و مادر بودن اصلا کار آسانی نیست و برای این که بتوانید به طور مناسب با فرزندتان رفتار کنید نیاز دارید که در ابتدا با روش های تربیت نوجوان آشنا شوید. نوجوانی یکی از سخت ترین دوره های زندگی است که هر کسی آن را پشت سر می گذارد. اما این که شما به عنوان پدر یا مادر بتوانید به طور مناسب با فرزندتان در این دوره رفتار کنید، مسئله بسیار مهمی است. همان طور که می دانید یکی از پر چالش ترین سال های زندگی، دوران نوجوانی است. در این دوران به علت به وجود آمدن تغییرات جسمی و روحی، اغلب رفتارهای متفاوتی را از نوجوانان مشاهده می کنید. در این زمان ممکن است شما به عنوان والدین او در تلاش باشید تا به فرزندتان کمک کنید؛ اما احتمال دارد این کمک ها او را آزار دهد. این مقاله به بررسی چالش‌های اصلی والدین در تربیت فرزندان نوجوان و ارائه راهکارهایی برای مدیریت آن‌ها می‌پردازد. ۱. تغییرات رفتاری و عاطفی نوجوانان نوجوانان در این دوره به دلیل تغییرات هورمونی و اجتماعی دچار نوسانات خلقی و احساسی می‌شوند. آن‌ها ممکن است بیشتر درون‌گرا شوند یا رفتارهای چالش‌برانگیزی مانند سرپیچی از قوانین و افزایش تمایل به استقلال نشان دهند. این تغییرات باعث می‌شود والدین احساس کنند که ارتباط با فرزندشان سخت‌تر شده است. ۲. تأثیر همسالان و فشار گروهی نوجوانان به شدت تحت تأثیر همسالان خود هستند و گاهی ممکن است برای پذیرش در گروه‌های اجتماعی، ارزش‌ها و رفتارهای خانواده را نادیده بگیرند. این موضوع می‌تواند منجر به نگرانی والدین در مورد تأثیرات منفی دوستان فرزندشان شود، به خصوص در مواردی که احتمال بروز رفتارهای پرخطر مانند مصرف مواد مخدر یا پرخاشگری وجود دارد. ۳. مدیریت استقلال و مسئولیت‌پذیری نوجوانان در این دوره به دنبال استقلال هستند و تمایل دارند تصمیمات خود را بگیرند. این مسئله می‌تواند منجر به تعارض‌هایی میان والدین و فرزندان شود. والدین باید تعادلی میان کنترل و آزادی فرزند خود برقرار کنند تا هم استقلال آن‌ها را تقویت کنند و هم از بروز مشکلات جلوگیری نمایند. ۴. استفاده از فناوری و رسانه‌های اجتماعی یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های والدین در تربیت نوجوانان، مدیریت استفاده از فناوری و رسانه‌های اجتماعی است. نوجوانان ساعت‌های زیادی را در فضای مجازی سپری می‌کنند و ممکن است در معرض خطراتی مانند اعتیاد به اینترنت، اطلاعات نادرست و تعاملات ناآگاهانه با افراد ناشناس قرار بگیرند. والدین باید با آموزش و تعیین محدودیت‌های مناسب، استفاده صحیح از این فناوری‌ها را به فرزندان خود بیاموزند. ۵. افت تحصیلی و کاهش انگیزه برخی نوجوانان در این دوره به دلیل مشغولیت‌های اجتماعی و احساسی دچار افت تحصیلی می‌شوند. کاهش تمرکز، بی‌انگیزگی و تمایل به فعالیت‌های غیر درسی می‌تواند عملکرد تحصیلی آن‌ها را تحت تأثیر قرار دهد. والدین باید با ایجاد محیطی حمایتی و تشویقی، نوجوانان را به درس خواندن و پیشرفت تحصیلی ترغیب کنند. ۶. مشکلات هویتی و سردرگمی‌های شخصیتی نوجوانان در تلاش برای یافتن هویت خود هستند و ممکن است با بحران‌های هویتی مواجه شوند. آن‌ها به دنبال پاسخ به سؤالاتی درباره خود، آینده و نقششان در جامعه هستند. این فرایند می‌تواند منجر به بروز اضطراب و نارضایتی شود. والدین باید با حمایت عاطفی و درک احساسات فرزندانشان، به آن‌ها کمک کنند تا هویت خود را به شکلی سالم شکل دهند. ۷. تعارضات خانوادگی و نقش والدین در این دوره، تعارضات بین نوجوانان و والدین افزایش می‌یابد. گاهی والدین سعی می‌کنند کنترل بیشتری بر فرزند خود اعمال کنند که منجر به مقاومت نوجوان می‌شود. یافتن تعادل میان کنترل و آزادی و حفظ گفت‌وگوی سازنده، یکی از مهم‌ترین چالش‌های والدین است. ۸. راهکارهای پیشنهادی برای والدین تقویت ارتباط مؤثر: گفت‌وگوهای باز و صمیمانه با نوجوانان می‌تواند اعتماد را افزایش داده و از بروز سوءتفاهم جلوگیری کند. تعیین مرزها و قوانین مشخص: داشتن قوانین منصفانه و انعطاف‌پذیر می‌تواند به نوجوانان کمک کند تا مسئولیت‌پذیرتر باشند. آموزش مهارت‌های زندگی: والدین باید مهارت‌های مدیریت زمان، تصمیم‌گیری و حل مسئله را به نوجوانان آموزش دهند. حمایت عاطفی و تشویق: حمایت و تشویق نوجوانان در مسیر رشد شخصی و تحصیلی آن‌ها را به سمت موفقیت سوق می‌دهد. آگاهی از دنیای نوجوانان: والدین باید با تغییرات فرهنگی و اجتماعی آشنا باشند و دنیای فرزندشان را بشناسند. دوران نوجوانی مرحله‌ای پرچالش برای والدین و فرزندان است. درک تغییرات روانی و اجتماعی نوجوانان، ایجاد محیطی حمایتی و داشتن ارتباطی باز و مؤثر می‌تواند به والدین کمک کند تا این دوره را به خوبی مدیریت کنند. با بهره‌گیری از روش‌های صحیح تربیتی، می‌توان نوجوانان را برای مواجهه با چالش‌های زندگی آماده کرد و آن‌ها را به سمت رشد و موفقیت هدایت نمود.

ادامه مطلب


1 سال قبل - 520 بازدید

نویسنده: مهدی مظفری مادر، نخستین و مهم‌ترین آموزگار هر کودکی است. از نخستین لحظات زندگی، کودک در آغوش گرم مادر آرامش یافته و مفاهیم اولیه زندگی را از او فرا می‌گیرد. رفتارها، واکنش‌ها و تعاملات مادر با کودک، به طور مستقیم بر شکل‌گیری شخصیت، ارزش‌ها و باورهای او تأثیرگذار است. از طریق مادر، کودک با دنیای پیرامون خود آشنا شده و آداب و رسوم اجتماعی را می‌آموزد. چگونگی برخورد مادر با کودک، الگوی برای او در تعاملات آینده خواهد بود. به همین دلیل، کارشناسان تربیت بر نقش بی‌بدیل مادر در شکل‌گیری شخصیت کودک تأکید فراوان دارند. محیط خانه به عنوان اولین مدرسه کودک، تحت تأثیر مستقیم رفتارها و نگرش‌های مادر است و الگوهای رفتاری اولیه کودک در همین محیط شکل می‌گیرد. الف) تربیت جسمانی: در سخنان بزرگان اسلام، فرزند به «گل» تشبیه شده است. پیامبر اکرم (ص) فرمودند: «الولد الصالح ریحانة من ریاحین الجنّة»؛ «فرزند صالح گلی است از گل‌های بهشت». این تشبیه، ظرافت و آسیب‌پذیری کودک، به‌ویژه در سال‌های نخست زندگی را به خوبی نمایان می‌سازد. نوزاد، همچون گلی نورسته، جسمی لطیف و روحی حساس و تازه دارد و نیازمند مراقبت ویژه است. غفلت از این مراقبت، می‌تواند به پژمردگی و آسیب‌های جسمی و روانی او منجر شود. متأسفانه، در دنیای امروز شاهد کودکانی هستیم که به دلیل بی‌توجهی والدین، از رشد کمی و کیفی بازمانده و دچار نارسایی‌های گوناگون می‌شوند. از این رو، توجه جدی به تربیت فرزند و تأمین نیازهای او، هم از منظر شرع و وجدان و هم از دیدگاه عرف، امری ضروری و اجتناب‌ناپذیر است. در این میان، مادر نقشی بی‌بدیل ایفا می‌کند. او به دلیل نزدیکی و شناختی که از فرزند خود دارد، بهترین پاسخگو به نیازهای جسمی و روحی اوست. مهر، محبت و رأفت مادرانه، همچون حصاری امن، کودک را در برابر آسیب‌ها حفظ می‌کند و او را از آلودگی‌ها پاک می‌سازد. نوازش دستان مادر و لالایی‌های او، آرامشی بی‌نظیر به کودک می‌بخشد. مراقبت‌های طاقت‌فرسای سال‌های اولیه زندگی، تنها با عشق و صبوری مادرانه قابل انجام است. تربیت جسمانی، رکن مهمی از تربیت کودک است و نباید از آن غافل شد. جملهٔ «عقل سالم در بدن سالم است» به خوبی اهمیت سلامت جسم را در رشد و تکامل ابعاد دیگر وجود انسان نشان می‌دهد. جسمی که به درستی رشد نکرده و از سلامت کافی برخوردار نباشد، می‌تواند مانع رشد روحی و روانی فرد شود. نقش مادر در تأمین سلامت و رشد جسمانی کودک، بسیار حیاتی است و مادران باید با حساسیت و آگاهی، شرایط لازم برای این امر را فراهم آورند. البته پدر و نقش سرپرست خانه در فراهم‌آوری پیش‌نیازهای رشد جسمی کودکان کم‌تر از نقش مادر نیست. تأمین نیازهای مالی خانواده، ایجاد محیطی امن و آرام در خانه، مشارکت در مراقبت از کودک و حمایت عاطفی از مادر، همگی از جمله وظایف پدر است که به طور مستقیم بر رشد و سلامت کودک تأثیرگذارند. ب) تربیت دینی و معنوی: تربیت دینی، از منظر اسلام و قرآن، اهمیتی بنیادین دارد و توجه به آن باید از بدو شکل‌گیری نطفه و حتی پیش از آن، در تشکیل خانواده، مورد توجه قرار گیرد. این تربیت، فرآیندی مستمر و پویاست که در مراحل مختلف زندگی فرد، از جنینی تا بزرگسالی، ادامه دارد. نقش مادر در این میان، نقشی محوری و بی‌بدیل است. مادر، به عنوان اولین مربی و الگوی کودک، تأثیری شگرف بر شکل‌گیری باورها، ارزش‌ها و رفتارهای دینی او دارد. این تأثیرگذاری، نه تنها پس از تولد، بلکه از دوران جنینی آغاز می‌شود؛ حالات روحی، تغذیه و حتی نیات مادر در این دوران، می‌تواند بر شکل‌گیری شخصیت دینی و معنوی جنین مؤثر باشد. پس از تولد، مادر با لالایی‌ها، نوازش‌ها و رفتارهای خود، مفاهیم اولیه دینی را به کودک منتقل می‌کند. او با بیان داستان‌های قرآنی، قصص پیامبران و اهل بیت (علیهم‌السلام)، بذرهای ایمان و محبت به خداوند و اولیای او را در دل کودک می‌کارد. در دوران کودکی، مادر با صبر و حوصله، اصول و فروع دین، مانند نماز، روزه و تلاوت قرآن را به کودک آموزش می‌دهد و با ایجاد فضایی معنوی در خانه، زمینه را برای رشد و تعالی دینی او فراهم می‌سازد. در دوران نوجوانی و جوانی که فرد با چالش‌ها و سؤالات بیشتری در زمینه مسائل دینی مواجه می‌شود، مادر می‌تواند با گفتگوی صمیمانه، پاسخگویی به شبهات و ارائه الگوهای رفتاری مناسب، او را در مسیر درست هدایت کند. مادر با دعای خیر، حمایت عاطفی و ایجاد ارتباطی قوی و مبتنی بر اعتماد، می‌تواند فرزند خود را در برابر انحرافات و آسیب‌های اجتماعی مصون نگه دارد و او را در مسیر رشد و کمال دینی یاری رساند. به این ترتیب، نقش مادر در تربیت دینی و معنوی فرزند، نقشی چند بعدی و پیوسته است که از پیش از تولد آغاز شده و تا بزرگسالی ادامه می‌یابد و سنگ بنای یک زندگی ایمانی و سعادتمند را برای فرزند فراهم می‌آورد. ج) تربیت عاطفی: مادر به عنوان سرچشمه‌ی مهر و محبت، نقش بی‌بدیلی در تربیت عاطفی فرزند ایفا می‌کند. ساختار وجودی زن، او را به موجودی حساس و مهربان بدل کرده است که توانایی بالایی در برقراری ارتباط عاطفی صمیمانه دارد. این ویژگی ذاتی مادران، بستری مناسب برای ایجاد پیوند عاطفی قوی بین مادر و فرزند فراهم می‌آورد و در شکل‌گیری شخصیت کودک تأثیر بسزایی دارد. اسلام نیز به اهمیت نقش مادر در تربیت عاطفی فرزند تأکید فراوان کرده است. پیامبر اکرم (ص) با بیان این جمله که «خداوند به زنان و مادران مهربان‌تر از مردان است»، بر جایگاه ویژه مادر در خانواده و جامعه تأکید نموده‌اند. مادران با پرورش عواطف مثبت در فرزندان خود، می‌توانند به آن‌ها کمک کنند تا به افرادی سالم و شاداب تبدیل شوند. بی‌توجهی عاطفی مادر به کودک، عواقب جبران‌ناپذیری همچون افسردگی، اضطراب و مشکلات رفتاری را به دنبال خواهد داشت. د) تربیت اخلاقی: نقش مادر در تربیت اخلاقی فرزند بر همگان روشن است و نیازی به تبیین ندارد؛ چرا که مادر الگوی رفتاری و اخلاقی برای فرزند است. هر عمل کوچک و بزرگی که او انجام دهد، در منش و نحوه رفتار فرزند با دیگران تأثیر می‌گذارد. مادر با رفتار الگویی خود، انسانی پرورش می‌دهد که از ناپاکی‌ها، حسادت‌ها، کینه‌ها و رذایل اخلاقی دوری می‌کند و در دلش مهر، صفا و خیراندیشی نسبت به همنوعان پدید می‌آورد. او سرچشمه فضیلت‌ها و خوبی‌هاست و در محیط خانه می‌تواند درس تقوا و خداترسی به فرزند بیاموزد و از کودکی ضعیف و ناتوان، شخصیتی بزرگ علمی و اخلاقی بسازد و به جامعه تحویل دهد. در مقابل، اگر مادر به وظیفه خویش عمل نکند و در برابر چشمان کودک دست به رفتارهای نامناسب و ناشایست بزند، طبیعی است که کودک از او تبعیت می‌کند و در نتیجه، پست و منحرف تربیت خواهد شد. یکی از بزرگان و رهبران دینی در این زمینه می‌فرماید: «مادرِ خوب، بچه خوب تربیت می‌کند و خدای نخواسته اگر مادر منحرف باشد، بچه از همان دامن مادر منحرف بیرون می‌آید؛ و چون بچه‌ها آن علاقه‌ای که به مادر دارند به هیچ کس ندارند و در دامن مادر که هستند، تمام چیزهای که دارند، آرزوهایی که دارند، خلاصه می‌شود در مادر و همه چیز را در مادر می‌بینند.» بنابراین، مادران باید با آگاهی از تأثیر رفتار و گفتار خود بر فرزندان، در جهت تقویت ارزش‌های اخلاقی و دینی در خانواده بکوشند. آن‌ها می‌توانند با ایجاد محیطی سرشار از محبت، صداقت و احترام، زمینه‌ساز رشد شخصیتی سالم و متعادل در فرزندان خود باشند. همچنین، با پرهیز از رفتارهای ناپسند و آموزش عملی فضایل اخلاقی، می‌توانند نسلی مسئولیت‌پذیر و بااخلاق تربیت کنند که در آینده جامعه‌ای سالم و پویا را رقم بزنند.

ادامه مطلب


1 سال قبل - 514 بازدید

سبک فرزند پروری به ترکیب تکنیک، راه حل و راهکارهای گفته می‌شود، که برای رشد و تربیت کودکان انتخاب می‌کنیم. راه و روش تربیت کودک به دسته بندی‌های مختلفی نام‌گذاری شده است که یکی از این دسته بندی‌ها شامل موارد زیر است: سبک سهل‌گیرانه: سبک سهل‌گیرانه با کنترل کم و محبت زیاد همراه است. روش‌های تربیتی والدینی که این سبک را انتخاب می‌کنند، برخلاف والدین با سبک تربیتی سخت گیرانه است. و ویژگی‌های زیر را دارد: این والدین قوانین تعیین نمی‌کنند و یا قوانین بسیار کمی دارند. به کودکان اجازه می‌دهند خودشان تصمیم بگیرند و فرصت تجربه را به آنها می‌دهند. معمولا اجازه می‌دهند کودک‌‌شان طبق میل خود عمل کند و آنچه را دوست دارد انجام دهد . دخالت کمتری دارند و تنها زمانی وارد می‌شود که مشکل جدی‌اتفاق افتاده باشد. برخورد گرم، محبت آمیز و مراقبت کننده دارند. رفتار ملایم و مدارا گرانه دارند. به خاطر دلسوزی پیامد‌‌‌های رفتاری را جدی نمی‌گیرند. در برابر اصرار و یا خواهش کودک‌؛ سریع امتیاز و محدودیت‌ها را تغییر می‌دهند. مشکلات کودک‌‌شان را می‌بینند، اما برای رفع و اصلاح‌شان تلاشی نمی‌کنند. در این نوع سبک فرزند پروری انتظارات یا وجود ندارند، یا در سطح پایینی قرار دارد. سبک مقتدرانه: سبک مقتدرانه شامل کنترل زیاد و محبت زیاد است. والدینی که سبک مقتدرانه را برگزیده اند، ویژگی های زیر را دارا هستند: برای تربیت کودک شان قانون وضع می‌کنند. پیامدهای رعایت نکردن قوانین را اجرا می‌کنند. قوانین مشخص است و دلایل وجود این قوانین به کودک توضیح داده می‌شود. ارتباط با کودک زیاد و متناسب با سن، و درک کودک است. مراقبت کننده و حامی هستند. احساسات کودک را در هر موقعیتی درنظر می‌گیرند. به احساسات کودک توجه و ارزش داده می‌شود. برای ایجاد و حفظ رابطه‌ی مثبت با کودک تلاش زیادی می‌کنند. وقت و انرژی زیادی را صرف جلوگیری از مشکل رفتاری پیش از وقوع آن می‌کنند. از راهکارهای مثبت برای تربیت کودک استفاده می‌کنند. دلایل وضع قوانین را توضیح می‌دهند. از پاداش و تشویق برای بهبود و یادگیری رفتاری استفاده می‌کنند. انتظارات و اهداف بالا و روشنی در خانواده وجود دارد. مفهوم منطقی و درست آزادی مشخص و مشهود است. سبک مستبدانه یا سختگیرانه: سبک مستبدانه شامل کنترل زیاد، و محبت کم است. این نوع والدین را در روانشناسی کودک والدین کنترل‌گر می‌نامند.  و ویژگی‌های زیر را دارا هستند: ارزش زیادی برای انضباط قائل هستند. سبک انضباطی خشک و اغلب بدون توضیح و شفاف سازی دارند. تنبیه جز رفتار معمولی این والدین است. قوانین شکل سخت‌گیرانه‌ی وضع شده اند. روی کودکان کنترل خیلی بالایی دارند. آزادی فرزندان در خانه بسیار محدود است. ارتباط بیشتر بصورت یک‌طرفه می‌باشد. دلایل وضع قوانین به آنها توضیح داده نمی‌شود. اغلب مراقبت و حمایت کمتری نسبت به کودکان دارند. انتظارات از کودک بصورت غیرمنطقی بالا می‌باشد. رفتار با کودک عاری از انعطاف می‌باشد. به احساسات و هیجانات کودک اهمیت کمتری داده می‌شود. صمیمیت عاطفی کمی با کودک بر قرار می‌کنند. معتقد اند کودکان باید بدون استثنا و چون و چرا، از قوانین پیروی کنند. توضیحات منطقی درمورد تربیت به کودک نمی‌دهند، و خیلی اهل گفتگوی با آنها نیستند. تمرکزشان روی اطاعت کودک می‌باشد. به کودک اجازه نمی‌دهند، وارد بحث‌ها و چالش‌های حل مسایل شوند. بیشتر قوانین وضع می‌کنند، و بدون توجه به نظر کودک، پیامدهای آن را روی کودک اعمال می‌کنند. از تنبیه و سرزنش کودک در مقابل اشتباهات شان زیاد استفاده می‌کنند. سبک طرد کننده: سبک طردکننده شامل کنترل کم، و محبت کم است. در این نوع سبک تربیتی درین سبک در واقع هیچ راه و روش تربیتی مشخصی به کار نمی‌رود. اشاره به این سبک تربیتی بیشتر یک توضیح برای آشنایی ، شناخت و آگاهی شما والدین گرامی می‌باشد. این والدین ممکن است، دچار افسردگی و یا اعتیاد باشند. کودک‌شان نه تنها هدایت کافی دریافت نمی‌کنند، بلکه رقبت و توجه زیادی هم نمی‌گیرند. کودکان این والدین اغلب با ترس از طرد شدن از طرف دوستان و اطرافیان درگیرند. والدین طرد کننده ویژگی های زیر را دارا هستند: قوانین تربیتی چندانی ندارند. به کودکان اجازه می‌دهند، که بدون آگاهی دادن یا مراقبت کردن، هرکاری که می‌خواهند، انجام دهند. انتظارات کمی از کودک وجود دارد. ارتباط‌ محدودی با کودک دارند. اطلاعات کم و ناکافی نسبت به وضعیت کودک دارند. برای رسیدگی و رفع نیازها و خواسته‌های کودک شان وقت کافی نمی‌گذارند. این والدین انتظار دارند، کودک خود به خود تربیت و رشد کند. به طور کلی والدین طرد کننده آگاهی کمی نسبت به رشد کودک‌شان دارند، زیرا درگیری بسیار شدیدی در مورد مسایلی مثل مشکلات مالی، بیکاری، بیماری و... دارند.کودکانی که با این نوع سبک تربیتی رشد می‌کنند اغلب اعتماد به نفس پایینی دارند. نکات مهم درمورد سبک‌های تربیتی: این را بهتر است بدانید که اگر هرکدام از سبک‌های تربیتی را برای پرورش کودک‌تان انتخاب کردید نیاز نیست، تا نکته به نکته‌ی آن را بدون تغییر و کامل اجرا کنید، زیرا نکته‌ی مهم در فرزند پروری این است که هرکدام از والدین می‌توانند، سبک مخصوص به خود و منحصر به فرد داشته باشند. تمام روش‌های تربیتی با یک‌دیگر هم‌پوشانی دارند و آنچه آنها را متفاوت می‌کند، فقط مواردی است که برآنها تاکید بیشتری دارند، شما باید بر اساس ارزش‌های شخصی، خانوادگی، محیطی و اجتماعی خود سبک مناسب را انتخاب کنید. پس در نهایت با آگاهی کافی برای  تربیت کودک خود تصمیم بگیرید. به طور کلی برخی نکات مشترک سبک‌ها قرار ذیل می‌باشد: شنونده‌ی خوبی برای شنیدن حرف‌ها و احساسات کودک‌تان باشید. احساسات کودک‌تان را نادیده نگیرید و سعی داشته باشید تا درک‌شان کنید. توجه کافی به نیازهای اولیه‌ی کودک‌تان داشته باشید. کودک‌تان را درگفتگوها شرکت دهید. از فرزندتان بخواهید آزادانه نظرش را در بحث‌ها بیان کند. در مورد سرزنش و تنبیه کودک‌تان محافظه کار باشید. از پاداش و تشویق استفاده کنید. اوقات فراغت کودک را به شکل مطلوب پر کنید. اوقاتی را برای بازی با آنها اختصاص دهید. درمورد وضع قوانین شفاف و دلایل آنها را برای کودک توضیح دهید. نویسنده: مرضیه بهروزی «روانشناس بالینی»

ادامه مطلب


1 سال قبل - 434 بازدید

آموزش و تربیت کودکان کاری سخت و پر از چالش بنظر می‌رسد که می‌تواند همینطور نیز باشد اما با دانش و آگاهی کافی در رابطه با تربیت کودکان و استفاده از راهکارهای درست، والدین می‌توانند این مسیر طولانی و چالش برانگیز را به شیوه‌ی ساده‌تر و درست‌تر انجام دهند. در ادامه‌ی این مطلب ما به معرفی راهکارهای مفید و معرفی سبک‌های فرزند پروری می‌پردازیم. به ادب و تربیت کودک‌تان به عنوان نوعی آموزش نگاه کنید: به تربیت کودک‌تان به عنوان آموزش نگاه کنید نه صورتی از تنبیه. فرزندتان نیاز دارد که یاد بگیرد چگونه با دیگران کنار بیاید و از خطرات دور بماند، اون نیاز دارد یاد بگیرد تا در شرایط و وضعیت‌های متعدد چگونه مدیریت کند و چه رفتاری از خود بروز دهد. او دانش آموز مشتاقی است اما مهم‌ترین درس‌ها که تقسیم کردن چیزها با دیگران، صبر، همکاری و احتیاط است، چندسال طول می‌کشد تا خوب فهمیده و در ذهن آن‌ها تثبیت شوند. والدین به عنوان آموزگاران اصلی او این کار شماست تا با ثبات، صبر و دلسوزی خود این درس‌ها را در ذهن او تثبیت کنید. از تنبیه بدنی خودداری کنید: با وجود اینکه گاهی ممکن است کودکان رفتارهای زشت و نادرستی از خودشان بروز دهند اما این نوع از تنبیه و یا به عبارتی کتک زدن نباید یکی از گزینه‌های شما باشد. کتک زدن کودکان به آن‌ها می‌آموزد که باید از والدین خود هراس داشته باشند و مهمتر از آن این پیام را به آن‌ها می‌رساند که درصورتی که قوی‌تر باشی و در جایگاه تصمیم گیرنده قرار داشته باشی، زدن دیگران و آسیب رساندن به آن‌ها ایرادی ندارد. اگرچه ممکن است شما هرگز قصد آسیب رساندن به کودک‌تان را نداشته باشید اما وقتی عصبانی هستید این احتمال وجود دارد که به آسانی کنترل خود را از دست بدهید و کاری از شما سر بزند که بعدا باعث پشیمانی خودتان و تاثیر بد و بلند مدت روی فرزندتان شود. اگر احساس می‌کنید نیاز است تا این تنبیه را بر روی کودک‌تان اعمال کنید به خودتان یک وقفه بدهید تا این احساس از شما گذر کند و همچنین درمورد عواقب و آثار بدرفتاری با کودک‌تان آگاه باشید و فکر کنید. با نگرش مثبت پیش بروید: انضباط دادن همیشه نباید از در منفی وارد شود، وقتی فرزندتان را در حال انجام یک رفتار خوب مثل شریک ساختن یک اسباب بازی با دوستانش یا جمع کردن لوازم بهم ریخته می‌بینید، غافلگیری او را تشویق کنید. در نتیجه او یاد می‌گیرد که مجبور نیست همیشه با بدرفتاری توجه شما را جلب کند بلکه از طریق رفتارهای مثبت نیز می‌تواند مورد توجه شما قرار بگیرد. در ثبات یک روش جدی عمل کنید: برای کودکان خصوصا در سال‌های اولیۀ زندگی ثبات رفتار و روش تربیتی اهمیتی حیاتی دارد. اگر دست زدن به یک وسیله‌ی خاص تا دیروز برای کودک ممنوع بود، امروز نیز باید ممنوع باشد و نگران تکرار خواسته‌های‌تان نیز نباشید. برای کودکان ممکن است لازم باشد چیزی را از سوی شما بارها و بارها بشوند تا منظورتان را آنطوری که باید درک کند. از توضیحات طولانی و گیج کننده اجتناب کنید: وقتی کودک کار اشتباهی انجام می‌دهد نیازی به سخنرانی و صحبت های طولانی و زیاد ندارد. فقط می‌توانید از کلماتی قاطع مثل یک "نه" یا توضیحات مختصر مثل "ممکن بود با اینکار به خودت یا دیگران آسیب بزنی" یا " اینجا جای مناسبی برای بازی نیست" استفاده کنید و سپس او را به فعالیت مناسبی سرگرم و راهنمایی کنید. کودکان خردسال بازه‌ی توجه کوتاهی دارند. بنابراین، خوشحال خواهند شد اگر منظورتان را به کوتاه‌ترین و ساده‌ترین شکل ممکن به او منتقل کنید تا به فعالیت جدیدی مشغول شود. انجام کارها را آسان کنید: انجام کار درست را برای کودک‌تان تا جای ممکن آسان و ساده کنید، سعی کنید از قرار دادنش در شرایطی که نمی‌تواند خود را کنترل کند، خودداری کنید. برای مثال وقتی خسته و گرسنه است او را به یک خرید طولانی نبرید و او را با چیزهایی که مجاز به دست زدن به آن‌ها نیست، احاطه نکنید. اگر دنیای اطراف کودک مملو از چیزهای وسوسه کننده باشد، شما مجبورید تمام روز را صرف نه گفتن و مهار کردن او کنید. سعی کنید فرصت‌های او را برای شناخت و کشف جهان و چیزهای جدید به حداکثر برسانید ولی در عین حال از به دردسر افتادن او نیز جلوگیری کنید که این موضوع نیازمند ایجاد یک تعادل مدیریت شده و حوصله‌مندانه از سوی والدین می‌باشد. آگاهانه از وقفه‌های تربیتی استفاده کنید: وقفه دادن می‌تواند مفید باشد اما بعضی از کودکان این مفهوم را تا زمانی که حداقل سه سال دارند درک نمی‌کنند. برای یک کودک کوچکتر وقفه‌ها گیج کننده و معمولا ناراحت کننده خواهند بود. اگر کودک‌تان به اندازه‌ای بزرگ شده است که معنای واقعی وقفه‌ها را درک کند؛ بازهم از آن‌ها با دقت بیشتری استفاده کنید و مدت کمتری را به آن اختصاص دهید همانقدر که کودک بتواند کنترل خودش را به دست بگیرد. مثلا به جای اینکه کودک‌تان را در اتاقش حبس کنید از او بخواهید کنار شما برای مدتی معین بی‌حرکت و ساکت بنشیند زیرا نباید ارتباطی بین اتاقش و تنبیه و کار اشتباه در ذهنش ایجاد کند و اینکه کنار شما باشد به احتمال زیاد زودتر نیز آرام خواهد شد. در ادامۀ این مقاله به معرفی سبک‌های فرزندپروری و تاثیر روش‌ها روی فرزندان خواهیم پرداخت. نویسنده: مرضیه بهروزی «روانشناس بالینی»

ادامه مطلب


2 سال قبل - 3673 بازدید

ما بارها با کودکانی مواجه شده‌ایم که با جراتی بسیار بالا در مقابل همه شروع به صحبت کردند، حاضرین از شیرینی کلام آن‌ها لذت بردند و حتی آن‌ها را با فرزندان خود مقایسه کردند. شاید در آن لحظه در دل خواستند که ای‌کاش فرزند و یا فرزندان آنان نیز چنین با جرات صحبت کرده و توانمند و با استعداد باشند. شماری حتی فورا خود را با چنین کودکان مقایسه می‌کنند، اینکه با وجود بزرگ بودن، توانمندی لازم صحبت در جمع را ندارند و یا هرگز خود را فردی توانمند و با استعداد نمی‌دانند. خبر خوب این است که تمام کودکان توانمندی لازم در تبدیل شدن به کودکان با اعتماد به نفس بالا را دارند، اما خبر بد این است که در قدم نخست والدین و سپس مکتب، دوستان و هم‌بازی‌ها، تک به تک می‌توانند در کاهش و نابودی جرات کودکان نقش داشته باشند. موضوع دیگر این است که کودکانی که از اعتماد به نفس کافی برخوردار هستند در آینده پیشرفت بیشتری در زندگی کرده و در مقابل، افرادی که با اعتماد به نفس پایین بزرگ می‌شوند نه تنها در کودکی از بسیاری جهت‌ها با مشکل مواجه می‌شوند که در بزرگ‌سالی نیز از فرصت‌های پیشرفت بسیاری، چه در زمینه‌ی زندگی شخصی و چه در زمینه‌ی زندگی شغلی، محروم خواهند شد. جرات همان خودباوری یا اعتماد به نفس است که به عنوان یکی از ویژگی‌های روانی افراد شناخته شده و شخص با توجه به تجربه‌های قبلی، به توانایی‌ها و استعدادهای خود در انجام کارها به‌طور موفقیت‌آمیز اعتماد و باور دارد. خصوصیت دارا بودن اعتمادِ به خویشتن، نقش حیاتی در توسعه و پیشرفت و موفقیت فرد دارد. پژوهشگران دریافته‌اند که برخلاف آنچه تصور می‌شود، اعتماد به نفس کودکان تا پنج سالگی به‌طور کامل شکل می‌گیرد. اعتماد به نفس، عامل اکتسابی است که از بدو تولد، پایه‌های آن در ذهن هر یک از انسان‌ها گذاشته می‌شود و به مرور زمان، این امر، گسترده‌تر و عمیق‌تر می‌شود. متأسفانه در بسیاری از خانواده‌های سنتی، چون مهم‌ترین مسئله برای والدین، حرف‌شنوی و تسلیم بودن فرزندان است، اغلب با ایجاد محدودیت‌های غیرضروری و مشکل‌آفرین، مانع رشد اعتماد به نفس در کودکان‌شان شده که همین امر در بزرگ‌سالی باعث عدم خودباوری و اتکای به نفس در آنان می‌شود. علاوه براین، کودکان بخش زیادی از وقت خود را در مکتب، بازی با هم‌سالان می‌گذرانند، رفتارها و وقایعی که در مکتب و یا حین بازی رخ می‌دهد، تأثیر قابل توجهی بر میزان اعتماد به‌نفس آن‌ها می‌گذارد. ما در این مطلب، به نشانه‌های کودکانی که اعتماد به نفس ندارند، عواملی که سبب نابودی اعتماد به نفس در کودکان می‌شود و چگونه با کودکان رفتار کرد تا  با اعتماد به نفس بزرگ شوند، خواهیم پرداخت. باشد که این آگاهی به شما در نحوه‌ی درست رفتار با کودک کمک کرده و از ایجاد آسیب‌های بیشتر روانی در آینده جلوگیری کند. [caption id="attachment_10734" align="aligncenter" width="618"] عکس: شبکه‌های اجتماعی[/caption] نشانه‌های عدم اعتماد به نفس در کودکان علائم کمبود اعتماد به نفس در کودکان متفاوت است. برخی از کودکان سعی می‌کنند که کمبود اعتماد به نفس خود را از دیگران مخفی کرده و به گونه‌ای رفتار کنند که کسی متوجه اضطراب و استرس و اعتماد به نفس پایین آن‌ها نشود. برخی دیگر از کودکان به صورت علنی کمبود اعتماد به نفس خود را به نمایش می‌گذارند. بنابر این، اگر شما سرپرست خانواده هستید به نشانه‌های کودکانی که از اعتماد به نفس کافی برخوردار نیستند دقت کنید و در صورتی که کودکان شما نیز چنین نشانه‌ها را دارند، برای بهبود خودباوری آنان کار کنید. یکی از علائم کمبود اعتماد به نفس در کودکان این است که حتی بدون اینکه تلاش کند و یا شانس خود را امتحان کند، از انجام یک کار یا چالش اجتناب می‌کند. این رفتار اغلب نشانه ترس از شکست یا احساس درماندگی است. علائم و نشانه‌هایی از پس‌رفت در کار، درس و یا حتی بازی‌های گروهی نشان از ضعف اعتماد به نفس است. کودک رفتارهایی دارد که باعث تمسخر بچه‌های دیگر و طرد شدن از گروه‌ها می‌شود. طرد شدن می‌تواند عدم اعتماد به نفس در کودکان را شدیدتر کند. این کودکان هنگامی که فکر می‌کنند در یک بازی یا مسابقه شکست می‌خورند یا ضعیف عمل می‌کنند، تقلب کرده یا دروغ می‌گویند. آن‌ها برای پنهان کردن احساس بی‌کفایتی، سرخوردگی یا ناتوانی خود انعطاف ناپذیر می‌شوند و یا می‌خواهند رئیس باشند تا دیگران متوجه ضعف‌های آن‌ها نشوند. برخی از وقایع مهم را کم‌اهمیت نشان می‌دهند. مثلا شاید دوست داشته باشند با همسالان خود بازی کنند، اما سعی می‌کنند آن را کم‌اهمیت یا مسخره جلوه بدهند و مثلا از جملاتی مانند من از بازی با دیگران خوشم نمی‌آید استفاده ‌کنند. کمبود اعتماد به نفس در کودکان باعث می‌شود، آن‌ها در مکتب نتوانند ارتباط خوبی برقرار کنند و نمرات پایینی کسب کنند. علاقه کمتری به انجام فعالیت‌های معمول داشته و از بازی کردن به صورت گروهی استقبال نمی‌کنند. عدم اعتماد به نفس در کودکان باعث از دست دادن ارتباط با دیگران و کناره‌گیری اجتماعی می‌شود. از مهم‌ترین علائم کمبود اعتماد به نفس؛ نوسانات خلقی، غم، گریه، طغیان خشم، ناامیدی یا سکوت هستند. کودکان با اعتماد به نفس پایین نمی‌توانند انتقادهای دیگران را بپذیرند و در پذیرش ستایش یا انتقاد مشکل دارند. نسبت به خود نظرات منفی مانند: من هرگز نمی‌توانم، هیچ کسی مرا دوست ندارد، من زشتم، تقصیر من است، همه باهوش‌تر از من هستند و… دارند. نسبت به نظرات دیگران در مورد خودشان بیش از اندازه حساس یا نگران هستند. عدم اعتماد به نفس در کودکان باعث می‌شود که دائما خود را به روش منفی با دیگران مقایسه کنند. کمبود اعتماد به نفس در کودکان باعث می‌شود که اغلب برای اجتناب از قرار گرفتن در موقعیت‌های اجتماعی تلاش کنند. کودکان با اعتماد به نفس پایین، به راحتی تسلیم می‌شوند و می‌گویند من نمی‌دانم! هنگامی که با شکست روبه رو می‌شوند، دیگران آن‌ها را سرزنش می‌کنند و آن‌ها را مقصر می‌دانند. کودکان با اعتماد به نفس پایین، احتمالا رفتارهای منفی مانند غیبت از مکتب، سیگار کشیدن، نوشیدن الکل و… را برای فرار از نقاط ضعف خود امتحان می‌کنند. کودکانی که از سطح اعتماد به نفس بالایی برخوردار هستند، احتمالا به اندازه‌ی کافی اطمینان دارند که حتی اگر در اولین تلاش نتوانستند نتیجه خوبی بدست آورند، دوباره امتحان کنند اما کودکان بی‌اعتماد به نفس اگر فعالیت جدیدی را شروع کنند و شکست بخورند، احتمالا دوباره آن فعالیت را انجام نمی‌دهند و تسلیم می‌شوند و فرار می‌کنند. کودکانی که اعتماد به نفس کافی ندارند، در مورد افراد و یا موقعیت‌های جدید احساس راحتی نمی‌کنند و تلاش می‌کنند از هرگونه محیط‌های ناآشنا فرار کنند زیرا در آن احساس امنیت نمی‌کنند.

ادامه مطلب


2 سال قبل - 480 بازدید

بخش بزرگ زیبایی زندگی همین است که در سایه‌ی پدر و مادری زندگی کنید که همدیگر را دوست دارند، به همدیگر احترام می‌گذارند و مهمتر، در آن خانواده، زندگی به شکل زیبایی جریان دارد. می‌توان ادعا کرد که همه دوست دارند چنین زندگی دوسداشتنی‌ای را تجربه کنند، هم مردان، هم زنان و هم فرزندان. اما نکته اینجاست که همیشه زندگی بر وفق مراد دل‌مان پیش نمی‌رود، گاهی یکی از همسران سر سازگاری ندارد و جدا می‌شود، یا یکی از همسران به هر دلیلی فوت می‌کند، یا دخالت اطرافیان و یا حتی دلایل مادی و... سبب می‌شود، خانواده با یک ستون (یا مرد یا زن) به حیاتش ادامه دهد و فرزندان از برکت وجود تنها یکی از والدین بهرمند باشند. به چنین خانوده‌ای تک والد می‌گویند و چالش‌های خاص خودش را دارد. در مقاله قبلی، به چیستی خانوده تک والد، چالش‌های والدین و فرزندان به شکل مفصل پرداختیم، در این مقاله به این موضوع می‌پردازیم که اگر پدر یا مادر به تنهایی تصمیم به پرورش فرزند و یا فرزندان بگیرند، بهترین شیوه‌ی تربیتی در چنین خانواده‌هایی چیست و چگونه باید فرزندانی تربیت کرد که در آینده افرادی با شخصیت سالم بزرگ شوند. البته باید این نکته را هم ذکر کنیم که مطالعات و همچنین بسیاری از گزارشات نشان می‌دهد که بهتر است کودکان با خانواده تک والد زندگی کنند تا خانواده متاهلی که درگیری مداوم دارند. اما باید ذکر کرد که خانواده تک سرپرست هم بسته به شرایطی که دارد، می‌تواند خوب باشد. بزرگ کردن فرزندان آن هم به تنهایی به خودی خود، نه تنها برای سرپرست بلکه برای فرزندان هم دردآور و تلخ است، اما زندگی چنین خانواده‌هایی می‌تواند بیش از آن هم تلخ شود، اگر کارشیوه‌ی درست رفتاری و تربیتی بین اعضای خانواده وجود نداشته باشد. زیرا کودکان تک سرپرست در صورت تربیت غلط، ممکن است دچار مشکلات روانی و یا هم افسردگی شوند و این یعنی آن‌ها در مسیر موفقیت باچالش‌های بسیاری مواجه خواهند شد. نباید بترسید زیرا خبر خوب این است که با مطالب روانشناسی کودکان تک والد و تجربیاتی که می‌توانید از دیگران بدست آورید، با رعایت آن‌ها به راحتی می‌توانید محیط شاد و سالمی برای فرزندان خود ایجاد کرده و آینده آن‌ها را کاملا تضمین کنید. بنا اگر شما نیز یک خانواده تک والد هستید، توصیه می‌شود ادامه مقاله را از دست ندهید. [caption id="attachment_10323" align="aligncenter" width="563"] عکس: شبکه‌های اجتماعی[/caption] به فرزندان خود عشق بورزید‎‎: ازدست دادن یکی از والدین، ضربه روحی بدی به کودک وارد می‌کند. در چنین شرایط کودک را بغل کنید، ببوسیدش تا احساس فقدان پدر و یا مادر را نکند. این کار سبب می‌شود کودک احساس امنیت داشته باشد. بیاد داشته باشید حتی در دشوارترین روز‌ها عشق‌تان را از فرزندان‌تان دریغ نکنید. ممکن است بوسیدن و یا در آغوش گرفتن آن‌ها بیشتر از ده دقیقه طول نکشد، اما تاثیرات مثبتی که بر روان کودکان بر جای می‌گذارد یک عمر خواهد بود. فرزندتان را تشویق کنید تا احساسات خشمگین یا ناامید خود را در قالب کلمات بیان کنند و نشان دهید که به او گوش می‌دهید. شما می‌توانید این احساسات را بدون پذیرش رفتار نامناسب بپذیرید. به عنوان مثال هنگامی که فرزند شما بشدت عصبانی است به او بگویید: «من می‌‌بینم که عصبانی هستی، می‌توانم درکت کنم، اما فریاد زدن بر سر من اشکالی ندارد، بهتر است به آرامی مشکل را حل کنیم.» بعد از آن از فرزندتان بخواهید با شما یکجا چند نفس عمیق بکشد و بعد در مورد آن مشکل حرف بزنید. از افراد فامیل کمک بگیرید: از افراد فامیل مانند: پدربزرگ و مادربزرگ، خاله، ماما کمک بگیرید. زیرا شما نمی‌توانید تمام وقت خود را صرف مراقبت از کودک کنید؛ از طرفی کودک باید بتواند با دیگران روابط اجتماعی برقرار کند و بتواند با هرکسی زمانی را سپری کند. پس بهتر است زمانی را نیز دور از خانه، در کنار فامیل‌ها سپری کند. تفریح را هرگز از زندگی‌تان حذف نکنید: حتما با فرزند خود شوخی کنید و بگذارید با شما راحت و صمیمی باشد. هفته‌ای یک بار به تفریح بروید و اوقات تعطیلات را با یکدیگر بگذرانید. ثبت‌نام در کلاس‌های فوق برنامه برای کودکان مفید است: فرزندان‌تان را در کلاس‌هایی مانند: ورزش، آموزشی، هنر و زبان ثبت‌نام کنید تا با دوستان جدیدی آشنا شوند و ذهن خود را درگیر مسائل دیگر سازند و با پیدا کردن دوستان جدید، ارتباطات بهتری را تجربه کنند. این کار سبب می‌شود که مهارت اجتماعی در کودکان تقویت شود. پس انداز کنید: در خانواده‌های تک سرپرست خصوصا مادران، ممکن است تامین هزینه‌های زندگی دشوار باشد، بنابراین به کودکان خود پس انداز کردن و کاهش هزینه‌های غیر ضروری را آموزش دهید. این کار نه تنها در زندگی مشترک‌تان تاثیر مثبتی دارد بلکه یک درس بزرگ برای فرزندتان خواهد بود. منفی‌نگر نباشید: زندگی با یک پدر یا یک مادر روحیات منفی را خود به خود جذب می‌کند. بهترین کار این است که از افراد منفی‌نگر دوری کنید، به اخبار منفی توجه نکنید، با افراد منفی‌نگر ارتباط‌تان را محدود کنید و در مقابل افراد شاد و پر انرژی را وارد زندگی‌تان سازید. کودکان‌تان را تشویق کنید: اگر فرزندتان حرکت مثبتی انجام می‌دهد تشویقش کنید. برای مثال در امتحانات نمرات خوبی می‌گیرد یا در کارهای خانه شما را همراهی می‌کند. این کار سبب افزایش اعتماد به نفس در کودکان می‌شود و همیشه کودک به دنبال راهی برای جلب رضایت شما خواهد بود. بنا تشویق کنید تا او برای انجام کارهای خوبش پاداش دریافت کرده و در آینده بهتر عمل کند. به یاد داشته باشید! پاداش و تشویق کودک لزوما همیشه با دادن هدیه یا پول انجام نمی‌شود، همینکه او را تنگ در آغوش بگیرید و ببوسید و برای کار خوبش از او تشکری کنید، می‌تواند بهترین پاداش باشد. با لحن مناسب صحبت کنید: هیچ موقع بر سر کودکان تک والد فریاد نکشید. به طور کلی فریاد زدن برسر کودکان عوارض منفی را در پی خواهد داشت. بنابراین در مقابله با کارهای نادرست کودک، خونسردی خود را حفظ کرده و با او با لحن جدی و هشداردهنده‌ای صحبت کنید. کودک را مسئولیت پذیر بار بیاورید: در کارهای روتین خانه به کودک مسئولیت‌هایی بدهید. برای مثال در تمیز کردن خانه، خریدهای خانه و یا آشپزی از کودک کمک بگیرید. این کار سبب می‌شود زمان بیشتری را باهم سرگرم شوید و سپری کنید از طرفی استرس را نیز کاهش دهید. آموزش خداشناسی به کودک: کودکان را با خدا بیشتر آشنا کنید، به آن‌ها بیاموزید که در تنهایی‌ها و مشکلات چگونه به خدا توکل کنند و از خدا کمک بخواهند. بی‌شک کسانی که با خدا انس می‌گیرند، هیچ وقت تنها نیستند و زندگی شاد و سالم‌تری دارند. به خاطر داشته باشید که هر شرایطی می‌تواند نکات مثبت خودش را داشته باشد، حتی خانواده تک والد. ممکن این هراس را داشته باشید که فرزندان‌تان در مسیر نادرستی قرار گیرند، اما این نگرانی نزد تمام خانواده‌هاست، حتی خانواده‌هایی که پدر و مادر هر دو در تربیت فرزندان سهیم هستند. بهتر است بجای نگرانی، خوشبین باشید و با انرژی مثبت به زندگی ادامه دهید. حتی اگر این نوع خانواده و این شکل زندگی، انتخاب خود شما و یا تحمیلی از سوی دیگران و یا شرایط باشد، همه چیز به شما بستگی دارد؛ می‌توانید همه چیز را سخت بگیرید و زندگی را با غم بیشتری سپری کنید و یا آن را بپذیرید و زیبا سازید.

ادامه مطلب