برچسب: کتاب

3 روز قبل - 53 بازدید

کتاب جنس دوم اثر سیمون دوبووار، از آن دست آثاری‌ست که تنها در قفسه کتابخانه‌ها نمی‌ماند، بلکه وارد ذهن و زمانه می‌شود. این کتاب یکی از مهم‌ترین و اثرگذارترین نوشته‌های فلسفی و اجتماعی قرن بیستم است؛ اثری که نه‌تنها در قلمرو مطالعات زنان، بلکه در فلسفه، جامعه‌شناسی، روان‌شناسی و ادبیات نیز جایگاهی استوار و ماندگار یافته است. نخستین‌بار در سال ۱۹۴۹ در فرانسه منتشر شد و خیلی زود به کتابی بحث‌برانگیز، پرفروش و جریان‌ساز بدل گشت. دوبووار در این اثر می‌کوشد به پرسشی بنیادین پاسخ دهد: چرا زن در طول تاریخ به «دیگری» فروکاسته شده و چگونه ساختارهای اجتماعی، فرهنگی و تاریخی، او را در موقعیتی فرودست نگاه داشته‌اند؟ جمله مشهور او که می‌گوید: «زن، زن زاده نمی‌شود، بلکه زن می‌شود» نه فقط یک عبارت، بلکه خلاصه جهان‌بینی اوست؛ جمله‌ای که در تاریخ اندیشه طنین انداخته است. سیمون دوبووار در سال ۱۹۰۸ در فرانسه زاده شد و در سال ۱۹۸۶ چشم از جهان فروبست. او فیلسوف، نویسنده، روشنفکر و کنشگر اجتماعی بود و بیش از هر چیز به‌عنوان یکی از چهره‌های برجسته مکتب اگزیستانسیالیسم شناخته می‌شود. نام او در کنار ژان پل سارتر بارها در تاریخ فلسفه تکرار شده، اما دوبووار هرگز در سایه هیچ نامی نایستاد. او صدایی مستقل، اندیشه‌ای جسور و قلمی نافذ داشت. در کنار رمان‌نویسی، خاطره‌نگاری و نوشتن مقالات اجتماعی، همواره دغدغه آزادی انسان، مسئولیت فردی و عدالت را با خود حمل می‌کرد. اگرچه آثار متعددی نوشت، اما جنس دوم همان کتابی‌ست که نام او را جاودانه ساخت. محور اصلی این کتاب، واکاوی جایگاه زن در تاریخ و جامعه است. دوبووار می‌پرسد چرا در بیشتر جوامع، مرد معیار اصلی انسان بودن شمرده شده و زن در نسبت با مرد تعریف شده است؟ چرا مرد «سوژه» است و زن «دیگری»؟ او با دقتی فلسفی و نگاهی موشکافانه نشان می‌دهد که فرودستی زنان نه تقدیری طبیعی است و نه نتیجه تفاوت‌های زیستی؛ بلکه حاصل قرن‌ها ساختار فرهنگی، اقتصادی، دینی و اجتماعی است. به بیان دیگر، تفاوت میان زن و مرد آن‌گاه به نابرابری بدل می‌شود که جامعه آن را به ابزار سلطه تبدیل کند. جنس دوم اثری گسترده و پژوهشی است و معمولاً در دو جلد منتشر می‌شود. در جلد نخست، دوبووار به واقعیت‌ها و اسطوره‌ها می‌پردازد. او سراغ زیست‌شناسی، روان‌کاوی، تاریخ و روایت‌های فرهنگی می‌رود و نظریه‌هایی را که فرودستی زنان را امری طبیعی جلوه می‌دهند، به نقد می‌کشد. همچنین تصویر زن را در دین، اسطوره، ادبیات و تخیل مردانه بررسی می‌کند؛ زنانی که گاه فرشته‌اند، گاه اغواگر، گاه مادر مقدس و گاه موجودی رازآلود، اما کمتر انسانی مستقل. در جلد دوم، نگاه او به تجربه زیسته زنان معطوف می‌شود؛ از کودکی و نوجوانی گرفته تا عشق، ازدواج، مادری، کار، پیری و استقلال. او نشان می‌دهد چگونه جامعه از نخستین سال‌های زندگی، نقش‌هایی از پیش‌نوشته‌شده را به دختران می‌آموزد و آنان را برای پذیرش محدودیت‌ها آماده می‌سازد. این بخش از کتاب، از زنده‌ترین و ملموس‌ترین قسمت‌های آن است؛ جایی که فلسفه با زندگی روزمره دست می‌دهد. سبک نوشتار دوبووار در این اثر، آمیزه‌ای‌ست از اندیشه و ادبیات. او تنها نظریه‌پرداز نیست؛ روایت‌گر نیز هست. با مثال‌هایی از تاریخ، زندگی روزمره، ادبیات و تجربه انسانی، استدلال‌های خود را جان می‌بخشد. نثر کتاب جدی، دقیق و متفکرانه است، اما در بخش‌هایی نیز رنگی شاعرانه و تأثیرگذار می‌گیرد. دوبووار توانایی کم‌نظیری در پیوند دادن مفاهیم فلسفی با رنج‌ها و واقعیت‌های ملموس زندگی دارد. از همین رو، کتاب هم برای مخاطب دانشگاهی خواندنی است و هم برای خواننده‌ای که در جست‌وجوی فهم عمیق‌تر جهان پیرامون خویش است. مهم‌ترین ایده کتاب آن است که زن بودن، سرنوشتی از پیش نوشته‌شده نیست. جامعه از طریق آموزش، خانواده، فرهنگ، زبان و قانون، «زن بودن» را تعریف می‌کند و به دختران می‌آموزد چگونه رفتار کنند، چه آرزوهایی داشته باشند و کدام مرزها را طبیعی بپندارند. دوبووار این ساختار را به چالش می‌کشد و نشان می‌دهد بسیاری از آن‌چه طبیعی می‌نماید، در حقیقت تاریخی و ساخته‌شده است. ایده محوری دیگر، مفهوم زن به‌عنوان «دیگری» است. در طول تاریخ، مرد معیار انسان کامل معرفی شده و زن موجودی فرعی، وابسته و تعریف‌شده در نسبت با او دانسته شده است. دوبووار این نگاه را یکی از ریشه‌های اصلی نابرابری می‌داند. او می‌نویسد زن نه به‌سبب ذات خویش، بلکه به‌سبب نگاهی که بر او تحمیل شده، به حاشیه رانده شده است. از نظر او، انسان زمانی به حقیقت وجود خویش نزدیک می‌شود که امکان انتخاب داشته باشد. زنان نیز باید از استقلال اقتصادی، حق تصمیم‌گیری و مشارکت اجتماعی برخوردار باشند تا بتوانند زندگی اصیل‌تری بسازند. در همین چارچوب، دوبووار در بخش‌هایی از کتاب، ازدواج سنتی را نیز نقد می‌کند؛ نهادی که در بسیاری موارد، زن را در مدار وابستگی و محدودیت نگه می‌دارد، به‌ویژه هنگامی که از استقلال مالی محروم باشد. جنس دوم یکی از پایه‌های فکری موج دوم فمینیسم در دهه‌های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ به شمار می‌رود. بسیاری از فعالان حقوق زنان در اروپا و آمریکا از این کتاب الهام گرفتند. مباحثی چون حق کار، حق انتخاب، استقلال اقتصادی، حقوق باروری و نقد نقش‌های جنسیتی، با تأثیر مستقیم یا غیرمستقیم این اثر گسترش یافتند. این کتاب همچنین راه را برای شکل‌گیری رشته‌هایی چون مطالعات زنان، مطالعات جنسیت و نقد فمینیستی ادبیات هموار کرد. هنوز هم در دانشگاه‌های جهان تدریس می‌شود و از متون کلاسیک علوم انسانی است. با همه عظمتش، این کتاب از نقد نیز دور نمانده است. برخی منتقدان معتقدند دوبووار بیشتر تجربه زنان طبقه متوسط اروپایی را بازتاب داده و به تفاوت‌های نژادی، طبقاتی و فرهنگی کمتر پرداخته است. برخی دیگر می‌گویند او در بخش‌هایی از کتاب، مادری و خانه‌داری را بیش از اندازه محدودکننده توصیف کرده و تجربه مثبت بسیاری از زنان را نادیده گرفته است. گروهی نیز حجم کتاب و پیچیدگی مباحث آن را برای مخاطب عمومی دشوار می‌دانند. افزون بر این، بعضی تحلیل‌ها متعلق به فضای اجتماعی دهه ۱۹۴۰ است و امروز نیازمند بازخوانی و بازتفسیر به نظر می‌رسد. با این‌همه، حتی منتقدان نیز معمولاً اهمیت تاریخی و فکری آن را انکار نمی‌کنند. با گذشت دهه‌ها از انتشار، جنس دوم همچنان زنده و خواندنی است، زیرا پرسش‌هایی که طرح می‌کند هنوز بی‌پاسخ نمانده‌اند: چگونه جامعه نقش‌های جنسیتی را می‌سازد؟ چرا فرصت‌ها میان زنان و مردان برابر نیست؟ آزادی فردی در برابر سنت چه جایگاهی دارد؟ چگونه می‌توان انسان را ورای قالب‌های تحمیلی دید؟ این پرسش‌ها هنوز در بسیاری از جوامع جاری‌اند و به همین دلیل کتاب همچنان تازه می‌نماید. این اثر به ده‌ها زبان ترجمه شده و میلیون‌ها نسخه از آن در جهان به فروش رسیده است. در زبان فارسی نیز ترجمه‌های گوناگونی از آن منتشر شده و همواره مورد توجه دانشجویان، پژوهشگران و علاقه‌مندان فلسفه، جامعه‌شناسی و مسائل زنان بوده است. جنس دوم برای کسانی مناسب است که به حقوق زنان، فلسفه، جامعه‌شناسی، تاریخ فرهنگی، نقد ادبی و ریشه‌های نابرابری اجتماعی علاقه دارند. اگر کسی تنها در پی رمانی سرگرم‌کننده باشد، شاید این کتاب انتخاب نخست او نباشد؛ اما برای خواننده‌ای که می‌خواهد عمیق‌تر بیندیشد و جهان را از زاویه‌ای تازه ببیند، اثری گران‌سنگ است. در نهایت، جنس دوم فقط کتابی درباره زنان نیست؛ کتابی درباره انسان، آزادی و سازوکار قدرت است. سیمون دوبووار با نگاهی جسور، قلمی روشن و ذهنی کاوشگر نشان می‌دهد چگونه نابرابری‌ها ساخته می‌شوند و چگونه می‌توان آن‌ها را به پرسش گرفت. این اثر، هم سندی تاریخی از مبارزات فکری قرن بیستم است و هم متنی زنده برای گفت‌وگوهای امروز. به همین دلیل، هنوز نیز یکی از مهم‌ترین و ماندگارترین کتاب‌های جهان به شمار می‌رود. نویسنده: قدسیه امینی

ادامه مطلب


1 هفته قبل - 69 بازدید

سالی رونی یکی از برجسته‌ترین و پرگفت‌وگوترین نویسندگان زن جوان در ادبیات معاصر غرب به شمار می‌رود؛ نویسنده‌ای که در مدت زمانی نسبتاً کوتاه توانست جایگاهی ویژه در میان مخاطبان، منتقدان و محافل ادبی به دست آورد. او در سال ۱۹۹۱ در ایرلند به دنیا آمد و از همان آغاز فعالیت حرفه‌ای‌اش، نگاه‌ها را به سوی خود جلب کرد. بسیاری او را صدای نسل جدید می‌دانند؛ نسلی که با بحران هویت، اضطراب اجتماعی، نابرابری اقتصادی، روابط پیچیده عاطفی و احساس تنهایی در جهان مدرن روبه‌رو است. آنچه سالی رونی را از بسیاری نویسندگان هم‌نسلش متمایز می‌کند، توانایی او در روایت زندگی روزمره به شکلی عمیق و تأثیرگذار است. او از رویدادهای بزرگ و پرهیجان برای جذب مخاطب استفاده نمی‌کند، بلکه به سراغ جزئیاتی می‌رود که در ظاهر ساده‌اند؛ گفت‌وگوهای کوتاه، سکوت‌های طولانی، سوءتفاهم‌های عاطفی، فاصله‌های طبقاتی و احساساتی که اغلب درون انسان‌ها پنهان می‌مانند. همین نگاه دقیق به زندگی معمولی سبب شده است آثارش برای میلیون‌ها خواننده در نقاط مختلف جهان قابل لمس و نزدیک باشد. رونی در خانواده‌ای فرهنگی رشد کرد و از همان سال‌های نوجوانی به مطالعه و نوشتن علاقه‌مند شد. او بعدها در کالج ترینیتی دوبلین به تحصیل پرداخت و در رشته ادبیات و سیاست درس خواند. این زمینه دانشگاهی در آثار او نیز دیده می‌شود؛ زیرا رمان‌هایش تنها روایت روابط عاشقانه نیستند، بلکه در لایه‌های عمیق‌تر به سیاست، اقتصاد، قدرت، طبقه اجتماعی و جایگاه فرد در جامعه نیز می‌پردازند. نخستین موفقیت بزرگ او با انتشار رمان «گفت‌وگوهایی با دوستان» در سال ۲۰۱۷ رقم خورد. این کتاب داستان دو دوست جوان و روابط پیچیده آنان با یک زوج متأهل را روایت می‌کند. رونی در این اثر، با نثری آرام و هوشمندانه، نشان داد که می‌تواند از دل روابط انسانی، مسائل گسترده‌تری چون صمیمیت، خیانت، خودشناسی و نابرابری قدرت را بیرون بکشد. منتقدان این اثر را تحسین کردند و از ظهور صدایی تازه در ادبیات انگلیسی‌زبان سخن گفتند. اما شهرت جهانی او با رمان دومش، «مردم عادی»، به اوج رسید. این رمان داستان رابطه پیچیده و چندلایه دو جوان به نام ماریان و کانل را از دوران مدرسه تا سال‌های دانشگاه دنبال می‌کند. کتاب به شکلی ظریف نشان می‌دهد که چگونه عشق، طبقه اجتماعی، ناامنی روانی و سوءتفاهم می‌توانند زندگی انسان‌ها را شکل دهند. این رمان نه‌تنها فروش بالایی داشت، بلکه در بسیاری از کشورها به یکی از پرفروش‌ترین آثار سال تبدیل شد. بعدها نسخه تلویزیونی آن نیز ساخته شد و محبوبیت سالی رونی را چند برابر کرد. یکی از مهم‌ترین دلایل موفقیت «مردم عادی» این بود که نسل جوان خود را در شخصیت‌های آن می‌دید. شخصیت‌های رونی کامل، قهرمان‌گونه یا استثنایی نیستند؛ آن‌ها انسان‌هایی واقعی‌اند که اشتباه می‌کنند، تردید دارند، گاهی نمی‌توانند احساساتشان را بیان کنند و زیر فشارهای اجتماعی و روانی قرار می‌گیرند. همین واقع‌گرایی، آثار او را صادقانه و اثرگذار کرده است. رمان سوم او، «دنیای زیبا، کجایی؟»، بار دیگر نشان داد که رونی تنها نویسنده‌ای موفق در بازار کتاب نیست، بلکه صاحب نگاه و جهان‌بینی خاص خود است. این اثر درباره دو دوست نویسنده و مسیرهای متفاوت زندگی آنان است و در کنار روابط شخصی، پرسش‌هایی درباره هنر، آینده جهان، بحران‌های اجتماعی و معنای خوشبختی مطرح می‌کند. در این کتاب، نویسنده پخته‌تر و فلسفی‌تر ظاهر می‌شود و دغدغه‌هایش از روابط فردی فراتر می‌رود. سبک نوشتن سالی رونی یکی از مهم‌ترین عوامل جذابیت اوست. نثر او ساده، روان و بی‌تکلف است، اما در پشت این سادگی، لایه‌های پیچیده‌ای از احساس و معنا قرار دارد. او با کمترین توضیح، بیشترین تأثیر را ایجاد می‌کند. گفت‌وگوها در آثارش طبیعی و زنده‌اند و سکوت‌ها به اندازه کلمات معنا دارند. بسیاری از منتقدان معتقدند او استاد نشان دادن فاصله میان آن چیزی است که انسان‌ها احساس می‌کنند و آنچه واقعاً بر زبان می‌آورند. موضوع طبقه اجتماعی نیز در آثار او جایگاهی مهم دارد. در بسیاری از رمان‌هایش، تفاوت اقتصادی میان شخصیت‌ها بر روابط عاطفی آنان اثر می‌گذارد. او نشان می‌دهد که عشق و دوستی در خلأ شکل نمی‌گیرند، بلکه تحت تأثیر پول، آموزش، جایگاه اجتماعی و قدرت هستند. این نگاه اجتماعی سبب شده آثارش تنها داستان‌های عاشقانه تلقی نشوند، بلکه بازتابی از ساختارهای نابرابر جامعه امروز نیز باشند. سالی رونی همچنین در میان خوانندگان زن محبوبیت فراوانی دارد، زیرا شخصیت‌های زن آثارش پیچیده، باهوش، آسیب‌پذیر و واقعی‌اند. او زنان را نه در قالب کلیشه‌های رایج، بلکه به‌عنوان انسان‌هایی چندبعدی تصویر می‌کند که خواسته‌ها، تضادها و استقلال فکری دارند. زنان در آثار او تنها موضوع عشق نیستند، بلکه خودِ روایت را پیش می‌برند و در مرکز داستان قرار دارند. با این حال، محبوبیت گسترده او بدون انتقاد نبوده است. برخی منتقدان می‌گویند جهان داستانی رونی بیش از حد محدود به طبقه تحصیل‌کرده، روشنفکر و دانشگاهی است. برخی دیگر معتقدند شخصیت‌هایش بیش از اندازه درون‌گرا و غرق در گفت‌وگوهای ذهنی هستند. اما حتی این منتقدان نیز معمولاً توانایی او در خلق صداهای متمایز و ثبت اضطراب‌های نسل جدید را انکار نمی‌کنند. یکی از نکات جالب درباره سالی رونی، تأثیر فرهنگی فراتر از ادبیات است. او به چهره‌ای تبدیل شده که درباره مسائل اجتماعی و سیاسی نیز مورد توجه قرار می‌گیرد. نسل جوان، به‌ویژه در بریتانیا و ایالات متحده آمریکا، او را نویسنده‌ای می‌دانند که توانسته تجربه‌های آنان را به زبان ادبی بیان کند. حتی اصطلاح «نسل سالی رونی» در برخی رسانه‌ها برای توصیف جوانانی به کار رفته که با روابط ناپایدار، اضطراب اقتصادی و جست‌وجوی معنا روبه‌رو هستند. رونی برخلاف بسیاری از چهره‌های مشهور ادبی، زندگی شخصی کم‌حاشیه‌ای دارد و بیشتر ترجیح می‌دهد آثارش سخن بگویند. او کمتر وارد نمایش‌های رسانه‌ای می‌شود و تمرکزش را بر نوشتن حفظ کرده است. این رویکرد نیز به تصویر او به‌عنوان نویسنده‌ای جدی و متفکر کمک کرده است. اهمیت سالی رونی در این است که نشان داده ادبیات هنوز می‌تواند با زندگی روزمره ارتباطی عمیق برقرار کند. او ثابت کرده برای نوشتن رمانی تأثیرگذار، نیازی به ماجراهای عجیب و شخصیت‌های افسانه‌ای نیست؛ گاهی دو نفر که نمی‌توانند احساساتشان را درست بیان کنند، داستانی به مراتب تکان‌دهنده‌تر می‌سازند. برای خوانندگانی که به روابط انسانی، روان‌شناسی شخصیت‌ها، نقد اجتماعی و نثر مدرن علاقه دارند، آثار او بسیار جذاب است. اگر کسی بخواهد با ادبیات نسل جدید غرب آشنا شود، سالی رونی یکی از بهترین نقطه‌های آغاز است. او نویسنده‌ای است که هم مخاطب عام را جذب می‌کند و هم توجه منتقدان جدی را برمی‌انگیزد؛ ترکیبی که در جهان ادبیات چندان آسان به دست نمی‌آید. در نهایت، سالی رونی تنها یک نویسنده موفق جوان نیست، بلکه نمادی از تغییرات ادبیات معاصر است؛ ادبیاتی که بیشتر به احساسات پنهان، روابط شکننده، نابرابری‌های اجتماعی و تنهایی انسان امروز می‌پردازد. او صدایی است از دل نسل جدید؛ نسلی که میان عشق و اضطراب، امید و سردرگمی، آزادی و فشارهای اجتماعی در حرکت است. به همین دلیل، نام سالی رونی احتمالاً در سال‌های آینده نیز در ادبیات جهان پررنگ باقی خواهد ماند. نویسنده: قدسیه امینی

ادامه مطلب


2 هفته قبل - 128 بازدید

هاجر حسینی، نویسنده اهل افغانستان مقیم آمریکا در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که برنده جایزه ادبی «ویتنگ» این کشور شده است. این جایزه که ۵۰ هزار دالر آمریکایی ارزش دارد، برای مجموعه شعری‌ای به نام «دیس‌باوند» به او اهدا شده است. کتاب مجموعه شعری‌ای وی به نام «دیس‌باوند» حدود هشتاد صفحه دارد. هاجر حسینی، شاعر و مترجم افغانستانی مقیم آمریکا است. او بخشی از کودکی‌اش را در ایران به عنوان مهاجر گذرانده و در سال ۲۰۰۴ میلادی، زمانی که ۱۳ سال سن داشت، با خانواده‌اش به کابل برگشت. خانم حسینی که در سن ۲۴ سالگی به آمریکا مهاجر شده، علاوه بر سرودن شعر، ترجمه نیز انجام می‌دهد و شماری از کتاب‌هایش به چاپ رسیده‌اند. او در کنار نویسندگی، در یکی از دانشگاه‌های آمریکا تدریس می‌کند. جایزه «ویتنگ» (Whiting Award) یکی از جوایز معتبر ادبی در ایالات متحده است که سالانه به نویسندگان و شاعران جوان و مستعد اهدا می‌شود. امسال این جایزه به شمول هاجر حسینی، به ده نویسنده برتر داده شده است. این جایزه در سال ۲۰۲۰ نیز به یک نویسنده افغانستانی دیگر به نام آریا عابر داده شده بود.

ادامه مطلب


3 هفته قبل - 110 بازدید

یک جوان در ولایت هرات با راه اندازی کتاب فروشی سیار، با نام «پیک کتاب» تلاش دارد تا فرهنگ مطالعه را ترویج داده و دسترسی مردم را به کتاب آسان‌تر سازد. غلام فاروق محمودی با سرمایه‌گذاری ۵۰۰ هزار افغانی و تهیه دو هزار جلد کتاب، یک کتابخانه سیار به نام «پیک کتاب» راه‌اندازی کرده است تا کتاب‌ها را به دست علاقه‌مندان به خانه‌های شان برساند و هدفش از این‌ کار نیز ترویج فرهنگ کتاب‌خوانی و دسترسی آسان مردم به کتاب است. در ویدیویی که از او منتشر شده، دیده می‌شود که او موتر خود را به یک کتابخانه سیار تبدیل کرده و داخل آن قفسه‌هایی شبیه کتابخانه‌های عمومی ساخته است. این کتابخانه سیار از یک سو سفارش کتاب به‌صورت آنلاین ثبت می‌کند و از سوی دیگر با رفتن به محلات مختلف شهر، کتاب‌ها را به درب خانه‌های مردم می‌رساند. غلام فاروق محمودی می‌گوید مردم کمتر به کتابخانه‌های عمومی مراجعه می‌کنند و روش وی منجر به فراهم‌ شدن دسترسی آسان‌تر مردم به مطالعه می‌شود. در همین حال شماری از فرهنگایان در هرات بر حمایت از کتاب فروشان تاکید داشته و این اقدام  را گامی موثری در راستای رشد فرهنگ مطالعه و کتاب‌خوانی میان مردم عنوان می کنند. از سویی هم مسوولان در ریاست اطلاعات و فرهنگ هرات می‌گویند که از ابتکارات و برنامه‌های فرهنگی در جامعه حمایت کرده و در تلاش ترویج فرهنگ کتاب‌خوانی میان مردم به ویژه جوانان اند. عبدالمتین عادل، آمر فرهنگ و هنر ریاست اطلاعات و فرهنگ هرات می‌گوید: «یکی از تلاش‌های دایمی اطلاعات و فرهنگ هرات ترویج و گسترش فرهنگ کتاب‌خوانی در میان مردم است و ما همیشه از افرادی که در این راستا تلاش دارند حمایت می‌کنیم.» به باور کتاب فروشان در سال‌های اخیر استفاده گسترده از اینترنت و شبکه‌های اجتماعی، مشکلات اقتصادی در خانواده‌ها و چالش‌های فرا راه جوانان باعث کمرنگ شدن خرید و فروش کتاب در بازار  هرات شده است. آمار منظمی درباره سرانه کتاب‌خوانی در افغانستان وجود ندارد یونسکو می‌گوید نرخ سواد در افغانستان در سال ۲۰۲۲ میلادی حدود ۳۷.۳ درصد بوده است؛ این رقم برای زنان ۲۲.۶ درصد و برای مردان ۵۲.۱ درصد ثبت شده است. همچنین حکومت سرپرست نیز پس از بازگشت خود به افغانستان مکاتب دخترانه را بسته و در حال حاضر ۲.۲ میلیون دختر از آموزش متوسطه محروم مانده‌اند.

ادامه مطلب


1 ماه قبل - 101 بازدید

کتاب Educated یا تحصیل‌کرده نوشته‌ی Tara Westover یکی از برجسته‌ترین و تاثیرگذارترین آثار معاصر در حوزه‌ی زندگی‌نامه و خاطره‌نویسی است که در سال ۲۰۱۸ منتشر شد و خیلی زود توانست جایگاه ویژه‌ای در میان خوانندگان سراسر جهان پیدا کند. این اثر نه‌تنها روایت زندگی یک فرد، بلکه بازتابی عمیق از مسیر دشوار رسیدن به آگاهی، هویت و استقلال فکری است. داستان زندگی تارا وستوور، داستان دختری است که در شرایطی بسیار محدود و غیرعادی بزرگ شد، اما با نیروی اراده و اشتیاق به یادگیری، توانست مرزهای تعیین‌شده‌ی زندگی‌اش را بشکند و به جایگاهی برسد که شاید برای بسیاری غیرقابل تصور باشد. تارا وستوور در سال ۱۹۸۶ در ایالت آیداهوی آمریکا به دنیا آمد. خانواده‌ی او به‌شدت به باورهای خاص و گاه افراطی پایبند بودند و از جامعه‌ی مدرن فاصله می‌گرفتند. پدرش به دولت، نظام آموزشی و حتی پزشکی مدرن بی‌اعتماد بود و همین باعث شد که تارا و خواهر و برادرانش از ابتدایی‌ترین امکانات زندگی اجتماعی محروم بمانند. او هرگز به مکتب نرفت و هیچ‌گونه آموزش رسمی در دوران کودکی دریافت نکرد. زندگی آن‌ها بیشتر در انزوا می‌گذشت و کودکان از سنین پایین مجبور به کارهای سخت و گاه خطرناک بودند. این شرایط نه‌تنها از نظر جسمی دشوار بود، بلکه از نظر روانی نیز تأثیرات عمیقی بر شخصیت تارا گذاشت، زیرا او در محیطی رشد می‌کرد که در آن بسیاری از واقعیت‌های جهان بیرون یا انکار می‌شد یا اصلاً مطرح نمی‌گردید. با این حال، در درون تارا میل شدیدی به دانستن و فهمیدن وجود داشت. او برخلاف شرایطی که در آن بزرگ شده بود، به تدریج متوجه شد که جهان بیرون از محیط خانواده‌اش بسیار گسترده‌تر و پیچیده‌تر از آن چیزی است که به او گفته شده است. این آگاهی ابتدایی، جرقه‌ای شد برای تغییر. تارا به‌صورت خودآموز شروع به مطالعه کرد و بدون داشتن پایه‌ی آموزشی، تلاش کرد مفاهیمی را یاد بگیرد که دیگران سال‌ها در مکتب با آن‌ها آشنا شده بودند. این مسیر برای او بسیار دشوار بود، زیرا نه‌تنها باید با کمبود دانش ابتدایی مقابله می‌کرد، بلکه باید بر ترس‌ها، تردیدها و باورهایی که از کودکی در ذهنش شکل گرفته بود نیز غلبه می‌کرد. نقطه‌ی عطف زندگی او زمانی رقم خورد که تصمیم گرفت وارد دانشگاه شود. او در سن ۱۷ سالگی، با وجود نداشتن تحصیلات رسمی، توانست در دانشگاه بریگم یانگ پذیرفته شود. ورود به دانشگاه برای تارا مانند ورود به جهانی کاملاً جدید بود. او با مفاهیمی روبه‌رو شد که پیش از آن هرگز نشنیده بود، از رویدادهای تاریخی مهم گرفته تا نظریه‌های علمی و اجتماعی. این تجربه، هم شگفت‌انگیز بود و هم ترسناک، زیرا او به‌خوبی می‌دانست که نسبت به هم‌کلاسی‌هایش فاصله‌ی زیادی دارد. با این حال، به‌جای تسلیم شدن، این فاصله را به انگیزه‌ای برای تلاش بیشتر تبدیل کرد. در طول دوران تحصیل، تارا نه‌تنها از نظر علمی رشد کرد، بلکه از نظر فکری و هویتی نیز دگرگون شد. او به تدریج شروع به بازنگری در باورهایی کرد که از کودکی به او القا شده بود. این فرآیند آسان نبود، زیرا هر تغییری در نگرش او، به نوعی فاصله گرفتن از خانواده‌اش را به همراه داشت. یکی از عمیق‌ترین لایه‌های این کتاب، همین تضاد میان وفاداری به خانواده و نیاز به رشد فردی است. تارا بارها در موقعیت‌هایی قرار می‌گیرد که باید میان این دو انتخاب کند، و هر انتخاب، بهایی احساسی و روانی برای او دارد. او پس از پایان تحصیلات در دانشگاه، توانست به دانشگاه‌های معتبرتری راه پیدا کند و در نهایت مدرک دکترای خود را از دانشگاه کمبریج دریافت کند. این دستاورد، نه‌تنها نشان‌دهنده‌ی توانایی‌های فردی اوست، بلکه نمادی از قدرت آموزش و تأثیر آن بر زندگی انسان‌هاست. مسیر تحصیلی تارا، از دختری بدون مکتب تا یک پژوهشگر دانشگاهی، یکی از الهام‌بخش‌ترین جنبه‌های این کتاب است و به‌خوبی نشان می‌دهد که آموزش می‌تواند دروازه‌ای به سوی دنیایی جدید باشد. سبک نوشتن تارا وستوور در این کتاب بسیار صادقانه، شفاف و در عین حال عمیق است. او بدون اغراق یا تلاش برای زیباتر نشان دادن واقعیت، تجربیات خود را با جزئیاتی دقیق و احساسی بیان می‌کند. این صداقت، باعث می‌شود خواننده به‌راحتی با او همدلی کند و خود را در موقعیت‌های او تصور نماید. در عین حال، زبان او ساده و روان است، به‌گونه‌ای که حتی پیچیده‌ترین احساسات و مفاهیم را به شکلی قابل فهم منتقل می‌کند. این ترکیب از سادگی و عمق، یکی از دلایل اصلی موفقیت کتاب است. «Educated» تنها یک داستان موفقیت نیست، بلکه روایتی از مبارزه، درد، تردید و رشد است. این کتاب نشان می‌دهد که مسیر رسیدن به آگاهی و استقلال، همیشه هموار نیست و گاهی نیازمند فداکاری‌های بزرگ است. تارا برای رسیدن به جایگاهی که امروز دارد، مجبور شد با بسیاری از ترس‌ها و وابستگی‌های خود روبه‌رو شود و حتی در مواردی از نزدیک‌ترین افراد زندگی‌اش فاصله بگیرد. این جنبه از داستان، آن را بسیار واقعی و تأثیرگذار می‌کند، زیرا نشان می‌دهد که تغییر واقعی، اغلب با چالش‌های عمیق همراه است. یکی از مهم‌ترین پیام‌های این کتاب، اهمیت آموزش به‌عنوان ابزاری برای رهایی و رشد است. در نگاه تارا، آموزش تنها به معنای یادگیری مطالب درسی نیست، بلکه فرآیندی است که به انسان کمک می‌کند خودش را بشناسد، جهان را بهتر درک کند و تصمیمات آگاهانه‌تری بگیرد. این دیدگاه، باعث می‌شود که عنوان کتاب، یعنی «Educated»، معنایی فراتر از آموزش رسمی پیدا کند و به نوعی به بیداری فکری و شناختی اشاره داشته باشد. در کنار این، کتاب به موضوع هویت نیز می‌پردازد. تارا در طول داستان، بارها با این سؤال مواجه می‌شود که واقعاً چه کسی است و به کجا تعلق دارد. آیا باید همان دختری باقی بماند که خانواده‌اش از او انتظار دارند، یا می‌تواند مسیر خودش را انتخاب کند و هویت جدیدی برای خود بسازد؟ این جستجوی هویت، یکی از عمیق‌ترین و انسانی‌ترین بخش‌های داستان است و بسیاری از خوانندگان می‌توانند با آن ارتباط برقرار کنند. در نهایت، «Educated» اثری است که نه‌تنها الهام‌بخش است، بلکه خواننده را به فکر فرو می‌برد. این کتاب دعوتی است به بازنگری در باورها، ارزش‌ها و انتخاب‌های زندگی. داستان تارا وستوور نشان می‌دهد که حتی در محدودترین شرایط نیز می‌توان راهی برای رشد و تغییر پیدا کرد، به شرط آنکه انسان شجاعت مواجهه با حقیقت و اراده‌ی حرکت به سوی ناشناخته‌ها را داشته باشد. این اثر، با روایت صادقانه و عمیق خود، به یکی از ماندگارترین کتاب‌های زمانه تبدیل شده و همچنان برای بسیاری از افراد در سراسر جهان، منبعی از امید و انگیزه به شمار می‌آید.

ادامه مطلب


1 ماه قبل - 62 بازدید

خدیجه حیدری، نویسنده‌ی اهل افغانستان اعلام کرده است که کتاب مجموعه‌ی داستان‌های کوتاه او، جایزه‌ی ادبی کتاب‌فروشی تک‌کوچه در چین را به دست آورده است. خانم حیدری شام روز (شنبه، 8 حمل) با نشر پیامی در حساب کاربری فیس‌بوک خود نوشته است که جایزه‌ی ادبی کتاب‌فروشی تک‌کوچه در چین، یکی از معتبرترین جوایز مستقل غیردولتی است که توسط کتاب‌فروشی‌ مشهور «One Way Space»، پایه‌گذاری شده است. او افزوده است که این جایزه با تمرکز بر ترویج تفکر انتقادی و تجلیل از روشنفکری به صورت مستقل راه‌اندازی شده است. وی در ادامه تاکید کرده است که ویژگی متمایز این جایزه در اولویت‌دادن به ارزش‌های ادبی عمیق و دغدغه‌های اجتماعی است که آن را به نمادی از مقاومت فرهنگی و حفظ معیارهای عالی فکری در فضای ادبی معاصر تبدیل کرده است. خانم حیدری در ادامه گفت: «نمی‌دانم چقدر می‌توانم برای چنین اتفاق‌های خوشحال باشم. هنگامی هم که کتاب به چاپ رسید و به صورت گسترده در چین خوانده شد، طوری حس می‌کردم که گویا روح‌ام در جایی مشهور شده و از نوشته‌هایم در حالی استقبال می‌شود که خودم آنجا اصلا حضور ندارم. اما به هر صورت خوشحالم که آدم‌های وجود دارند که قدر چنین کارهایی را می‌دانند و باعث می‌شوند که آدم‌های چون من حس کنیم که کارمان بیهوده و اندیشه‌مان هدر نیست.» وی با اشاره به محدودیت‌های زنان در افغانستان در ادامه گفت: «مهم‌تر این‌که؛ زن افغانستان به صورت معصومانه‌ی از آموزش و کار محروم شده است و این ابتدایی‌ترین حق او است که باید داشته باشد اما با کمال تعجب و تاسف از او سلب کرده است. به عنوان یک زن از همچین کشوری خوشحالم که صدایی دارم.» این کتاب خدیجه حیدری، دربرگیرنده‌ی ۱۸ داستان کوتاه است که همه بازتابی از زندگی خانم حیدری و دیگر زنان در افغانستان است. این کتاب توسط انتشارات لایت به چاپ رسیده است.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 80 بازدید

کتاب «زن‌بودن، زن‌ماندن» اثر شهلا فرید، استاد دانشگاه و فعال حقوق زن اهل افغانستان به تازگی به چاپ رسیده است. ناصر هوتکی، ویراستار این کتاب با نشر پیامی در حساب کاربری فیسبوک خود نوشته است که «زن‌بودن، زن‌ماندن»، روایت‌هایی دست‌اول از زیست و مقاومت زنان افغانستان است و یکی از اثرگذارترین و درد‌ناک‌ترین کتاب‌هایی است که در چند سال اخیر با آن روبرو شده است. آقای هوتکی در ادامه تاکید کرده است که در این اثر پیشینه‌ی ستم ساختارمند بر زنان افغانستان روایت شده و همین گونه، زن‌ستیزی نهادهای قضایی و حقوقی افغانستان معرفی شده و ستم‌هایی که زیر پوشش دین و عرف بر زنان افغانستان تحمیل شده، با امانت‌داری بازتاب یافته است. در ادامه آمده است که «زن‌بودن، زن‌ماندن» از سوی انتشارات پرنیان منتشر شده است. شهلا فرید، در دوره‌ی جمهوری در دانشکده‌ی حقوق و علوم سیاسی دانشگاه کابل مضمون‌های حقوقی را تدریس می‌کرد و بعد از بازگشت حکومت سرپرست به کابل، افغانستان را ترک کرد. در حالی این کتاب منتشر می‌شود که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند.

ادامه مطلب


4 ماه قبل - 245 بازدید

شادروان نجمه زارع در ۲۹ آذرماه ۱۳۶۱ در شهرستان کازرون واقع در استان فارس به دنیا آمد. شش ماه پس از تولد وی خانواده‌اش به‌ سبب ادامه‌ی تحصیلات حوزوی پدر در قم مسکن گزیدند. نجمه در خانواده‌ای فرهنگی و مذهبی بالیدن گرفت و از همان آغاز نشانه‌های شاعرانگی را در رفتار وی با دیگران می‌شد دید. او دوران دبستان را در مدرسه‌ی "اوسطی" قم گذراند و دوران راهنمایی و دبیرستان را به ترتیب در مدارس "نرجسیه" و "شهدای چهارمردان" پشت سر گذاشت. طی سال‌های ۷۹ تا ۸۱ در دانشگاه همدان به تحصیل در رشته‌ی عمران پرداخت. در بهار ۱۳۸۴ با (عباس محمدی ـ شاعر) ازدواج کرد و سرانجام بر اثر یک اشتباه پزشکی در بیمارستان گلپایگانی قم بر اثر تزریق داروی بیهوشی به مرگ مغزی دچار شده و پس از ۵ روز اغما در تاریخ ۳۱ شهریور ۱۳۸۴ دارفانی را وداع گفت. او که پرورش یافته‌ی انجمن شعر و قصه‌ی قم بود در ۲۰ کنگره‌ی سراسری شعر کشور به عنوان نفر برگزیده انتخاب و معرفی شده بود. ویژگی‌های غزل او از زبان دیگران  چنین است: "غزل وی از نگاه غزل‌سرایی که در منطقه‌ی مرکزی کشور رایج است، اثر می‌پذیرفت. غزل زارع با ویژگی‌های خاصش مثل: سپید خوانی ردیف یا چینش کلمات یا استفاده از دایره‌ی واژگانی که بیش‌تر می‌توان گفت فضایش به فضای شعر مدرن‌تر می‌خورد، در چارچوب شعر کلاسیک به بهترین وجه، خود را نشان می‌داد. زبان ویژه و دایره‌ی واژگانی مخصوص خود را داشت. اگر بیش‌تر زنده می‌ماند، به سبک خاص شخصی‌اش تبدیل می‌شد.. باید درباره‌ی خصوصیات اخلاقی و تاثیر آن در شعرش گفت. وی بسیار باوقار بود و محجوب و سنگین که این ویژگی‌ها به کلمات و شعرش هم منتقل شده بود. در شعرش عصیان می‌کرد، ولی شعر زارع ، هیچ وقت از دایره‌ی وقار خارج نمی‌شد."   (خبر به دورترین نقطه جهان برسد خبر به دورترین نقطه جهان برسد نخواست او به من خسته ـ بی‌گمان ـ برسد شکنجه بیشتر از این‌؟ که پیش چشم خودت‌ کسی که سهم تو باشد، به دیگران برسد چه می‌کنی، اگر او را که خواستی یک‌عمر به‌راحتی کسی از راه ناگهان برسد رها کنی‌، برود، از دلت جدا باشد به آن‌که دوست تَرَش داشته‌، به آن برسد رها کنی‌، بروند و دو تا پرنده شوند خبر به دورترین نقطه جهان برسد گلایه‌ای نکنی‌، بغض خویش را بخوری‌ که هق‌هق تو مبادا به گوششان برسد خدا کند که‌... نه‌! نفرین نمی‌کنم، نکند به او، که عاشق او بوده‌ام، زیان برسد خدا کند فقط این عشق از سرم برود خدا کند که فقط زود آن زمان برسد)   نجمه زارعی یکی از نخبگان ادبیات استان قم در سه دهه اخیر است که توانست با جوایز متعدد و سبک نوین شعری خود، به محبوبیت فوق العاده ای در بین علاقه مندان ادبیات دست یافت. همه مردم دنیا شعر را روزنه امید و راه بیان احساسات می‌دانند و با آن انس دارند؛ اما این امر در بین مردم خودش عمیق‌تر بوده و شعر در متن زندگی‌شان جریان داشته است؛ زیرا در همه آیین‌های سنتی این سرزمین شعر و شعرخوانی جایگاهی ثابت و رفیع دارند به همین دلیل شاعران همواره مورد مهر مردم هستند. شاعران باهنر و استعداد فطری‌شان باجان بخشیدن به واژگان رنگ امید و عشق به زندگی آدم‌ها می‌دهند. در آسمان ادبیان، شاعران بزرگ و نامدار زیادی وجود دارند که الهامی برای تولد ستارگان جدید هستند؛ یکی از این ستارگان آسمان ادبیات، نجمه زارع، شاعر جوان قمی، بود که در جوانی شمع زندگی‌اش خاموش شد. ۳۱ شهریور، سالروز مرگ شاعر جوانی است که برای شعردوستان دهه گذشته یک نقطه عطف در ادبیات و هنر شعر در کشور و استان قم محسوب می شد. آنچه او را به ذهن جوانان هم نسلش پیوند جاودانه داد، نگاه شاعرانه و عمیق اش بین حوادث اجتماعی، دردهای ناگفته نسلی که عادت به برون داد درونیات روحی شان نداشتند، سخن های نوگرایانه و در زمان خود جسورانه، نگاه نقادانه به آنچه در اطرافش می گذشت و همچنین به کارگیری یک زبان و ادبیات جدید در سرایش شعر بود. زبانی که هم نسلان او آن را بسیار دوست داشتند. او در بیان عوالم احساسی، یک استاد چیره دست بود و آنچنان روحیات یک جوان ۲۰ ساله را به تصویر می کشید که همگان حس هم ذات پنداری با شعرش می کردند. حال چه آن حس را تجربه کرده بودند و چه نه. کار بزرگ دیگری که زارع در قم انجام داد، نشان دادن قدرت یک نسل و یک قشر مهم و تاثیرگذار در جامعه بود به نام دختر. او با توانایی خارق العاده اش در سرایش شعر در ابعاد مختلف مذهبی، اجتماعی و فرهنگی و زمینه های سنتی ادبی، به همه دختران قمی جرات و جسارت حضور در این عرصه ها را داد. دختری که سروده هایش مردان را بیشتر از دختران تحت تاثیر قرار داد. اما هر چه بود، مرگ غم انگیز و ناگهانی اش در روزهایی که خود را برای آغاز یک زندگی مشترک آماده می کرد، فضای فرهنگی قم و حتی کشور را تحت تاثیر قرارداد و کشور یکی از نوابغ واستعدادهای برجسته خود را از دست داد. نجمه زارع در دوران کوتاه زندگی خود با حدود ۳۰ عنوان برگزیده در کنگره‌های شعر و سرایش ۴ دفتر شعر، نام خود را در حافظه‌ی ادبی ثبت نمود.   (گریه کردم گریه هم این‌بار آرامم نکرد گریه کردم گریه هم این‌بار آرامم نکرد هرچه کردم... هرچه... آه! انگار آرامم نکرد روستا از چشم من افتاد، دیگر مثل قبل گرمی آغوش شالیزار آرامم نکرد بی تو خشکیدند پاهایم کسی راهم نبرد درد دل با سایه و دیوار آرامم نکرد خواستم دیگر فراموشت کنم، اما نشد خواستم، اما نشد، این کار آرامم نکرد سوختم آن‌گونه در تب، آه! از مادر بپرس دستمال تب بر نمدار آرامم نکرد ذوق شعرم را کجا بردی که بعد از رفتنت عشق و شعر و دفتر و خودکار آرامم نکرد(   نجمه زارع، شاعر فقید معاصر، مجموعه اشعار غزل‌هایش با نام‌های «خبر به دورترین نقطه جهان برسد» و مجموعه دیگری با عنوان «عشق قابیل است» (که با نام «باید دوباره زاده شوم» نیز شناخته می‌شود) را در کارنامه دارد، و همچنین کتاب «یک سرنوشت سه حرفی» نیز از او به جا مانده است؛ آثار او که عمدتاً در حوزه غزل و شعر سپید هستند، منتشر شده‌اند و با استقبال خوبی مواجه شده‌اند. مهم‌ترین کتاب‌های نجمه زارع: خبر به دورترین نقطه‌ی جهان برسد: مجموعه‌ای از غزل‌های او که در سال ۱۳۹۶ منتشر شد و به چاپ‌های متعدد رسید. عشق قابیل است: که به عنوان «باید دوباره زاده شوم» نیز شناخته می‌شود و یکی از آثار مهم او در غزل‌سرایی است. یک سرنوشت سه حرفی: که از دیگر آثار منتشر شده‌ی این شاعر است. (زخمم بزن که زخم مرا مرد می‌کند اصلاً برای عشق سرم درد می‌کند زخمم بزن که لااقل این کار ساده را هر یار بی‌وفای جوانمرد می‌کند آنجا که رفته‌ای خودمانیم هیچ‌کس آنچه دلم برای تو می‌کرد می‌کند؟ در را نبسته‌ای که هوای اتاق را باد خزان حوصله دلسرد می‌کند فردا نمی‌شوی که نمی‌دانی عشق تو دارد چه‌کار با من شبگرد می‌کند خاکستر غروب تو هرروز در افق آتش‌پرست روح مرا زرد می‌کند عاشق بکش که مرگ مرا زنده می‌کند زخمم بزن که زخم مرا مرد می‌کند( نویسنده: قدسیه امینی

ادامه مطلب


4 ماه قبل - 203 بازدید

کتاب سهم من اثری داستانی به قلم پرینوش صنیعی‌ ست که روایتگر داستان زندگی یک زن از خانواده سنتی در دوران انقلاب و جنگ است. کتاب سهم من به زبان‌های رمانیایی، نوروژی و ایتالیایی چاپ شده و برنده جایزه بوکاچیو ایتالیاست. داستان کتاب سهم من در مورد معصومه، دختر یک خانواده مذهبی‌ست که در مدرسه موفقیت بسیاری دارد و علاقه‌مند است تحصیل خود را علی‌رغم میل خانواده‌اش ادامه دهد. در همین میان معصومه به پسر جوانی که در داروخانه نزدیک مدرسه کار می‌کند، علاقه‌مند می‌شود و هنگامی که برادر کوچکش این موضوع را می‌فهمد به خانواده خود اطلاع می‌دهد. معصومه پس از این که به خاطر علاقه خود به آن پسر جوان مورد ضرب و شتم شدید والدین و برادران خود قرار ‌می‌گیرد، در اتاق زندانی می‌شود و از تحصیل باز می‌ماند. او بعدها با اجبار خانواده مجبور به ازدواج با مردی می‌شود که حتی او را نمی‌شناسد. معصومه بعد از ازدواج با حمید در می‌یابد که او یکی از مخالفان رژیم است و از نظر فرهنگی هم با خانواده معصومه تفاوت‌های اساسی ‌دارد. بعد از ازدواج معصومه با حمایت همسرش به مطالعه و ادامه تحصیل می‌پردازد ولی هیچ‌وقت احساس خوشبختی نمی‌کند. حمید هیچ وقت خانه نیست و معصومه تمام مدت احساس تنهایی می‌کند. پس از مدتی حمید توسط نیروها بازداشت می‌شود و معصومه مجبور می‌شود به تنهایی از فرزندان خود مراقبت کند. در این میان معصومه با زنان زیادی آشنا می‌شود که سرگذشت بسیار متفاوتی با او داشته‌اند. زنانی که با حمایت خانواده به آزادی رسیده بودند و با این آزادی در جامعه به فعالیت‌های سیاسی و فرهنگی می‌پرداختند، چیزی که معصومه هیچ‌وقت اجازه آن را نداشت. سختی‌های زندگی معصومه بعد از انقلاب با اعدام همسرش چندین برابر می‌شود و معصومه باید به تنهایی از پس مشکلات زندگی به همراه سه فرزندش برآید. او از جوانی به خاطر خانواده پدری از تمام رویا‌ها و خواسته‌های خودش گذشت و در میانسالی هم مجبور می‌شود به خاطر فرزندانش دوباره از خواسته‌هایش بگذرد. هدف اصلی نویسنده از نوشتن کتاب سهم من این است که نشان دهد زنان این جامعه سهمی از زندگی خود ندارند. آنها همیشه به عنوان دختر پدرشان، همسر شوهرشان و مادر پسرشان شناخته می‌شوند و نمی‌توانند هویتی مستقل از مردان خانواده‌ خود داشته باشند. سهم من کتابی‌ست که سرگذشت بسیاری از زنان و دختران در دوران انقلاب و جنگ را شرح می‌دهد و روایتگر محرومیت‌ها و سختی‌هایی‌ست که این نسل تجربه کردند. این کتاب به خوبی طرز فکر خانواده‌های سنتی و فرهنگ‌ها و اتفاقات دهه ۳۰ تا ۸۰ را به تصویر کشیده است. پرینوش صنیعی نویسنده‌ی این رمان در سال ۱۳۲۸ در تهران متولد شد. دیپلم ادبی را از دبیرستان رضا شاه کبیر و لیسانس روان‌شناسی و فوق لیسانس روان‌شناسی تربیتی (با تخصص مشاوره و راهنمایی) را از دانشگاه تهران دریافت کرد و دوره‌های تخصصی متعددی در زمینه‌های آموزش و مدیریت در ایران، فیلیپین و آمریکا گذراند در سال ۱۳۵۰ به استخدام مرکز آموزش مدیریت دولتی درآمد ودر پستهای مختلف از کارشناسی ارشد تا مسئول اجرای دوره‌های مدیریت عالی و ارزشیابی دوره‌های آموزشی خدمت کرد سپس در سال ۱۳۶۲ به عنوان مدیرواحد تحقیقات و پژوهش در شورای عالی هماهنگی آموزشهای فنی و حرفه‌ای کشور مشغول به کار شد. در نهایت در سال ۱۳۷۲ با بازنشستگی او بر اساس طرح بازنشستگی زود رس بانوان به شرط ادامه همکاری به عنوان مشاور و مجری طرحهای تحقیقاتی موافقت شد. از او مقالات متعددی در نشریات تخصصی، جزوات آموزشی وچند گزارش تحقیقی به چاپ رسیده‌است. پرینوش صنیعی اولین رمان خود (سهم من) را بر اساس یکی از پروژه‌های تحقیقی اش به صورت رمان نوشت. که تا کنون به بیش از ۲۴ زبان ترجمه شده. اولین ترجمه آن به زبان ایتالیایی در سال ۲۰۱۰ موفق به دریافت جایزه بوکاچیو به عنوان بهترین کتاب خارجی سال شد و ترجمه اسپانیایی آن در سال ۲۰۱۵ در سن سباستین جایزه (اسکادی د پلاتا) را به عنوان بهترین کتاب خارجی سال دریافت کرد و نسخه انگلیسی آن با ترجمه سارا خلیلی از سوی مجله بین‌المللی ادبیات جهان "World Literature Today"به عنوان یکی از ۷۵ اثر برتر ادبیات حهان در سال ۲۰۱۳ برگزیده شد. دومین کتاب او به نام " پدر آن دیگری " در سال ۱۳۸۳ به چاپ رسید. بر مبنای داستان این کتاب فیلمی به همین نام توسط یداالله صمدی ساخته شد که در دهمین جشنواره بین‌المللی فیلم کودک هند در دو بخش بهترین فیلمنامه و بهترین بازیگر کودک برنده جایزه شد. این کتاب نیز تا کنون به بیش از۱۲ زبان مختلف ترجمه و چاپ شده‌است. کتاب سوم با نام " رنج همبستگی " بود که انتشار آن پس از چاپ دوم بنا به درخواست نویسنده متوقف گردید. کتاب چهارم با نام " آنها که رفتند و آنها که ماندند" یا "جمع پریشان " از سال ۱۳۸۶ در وزارت ارشاد اسلامی در انتظار مجوز برای چاپ است که هنوز صادر نشده‌است. در ادامه قسمتی از متن کتاب را می‌خوانیم: هر دو خنده از درون برخاسته را فرو خوردند و يواشکی بهم نگاه کردند.خيلی لجم گرفته بود سعی کردم اعتماد به نفسم را از دست ندهم گفتم:خواستگار برای من زياد اومده فکر ميکنيد بعد از مرگ پدرتون کم بمن پيشنهاد ازدواج شد؟ نه من ميدونم چه افرادي خواهان شما بودن بعضيها هم تا بخوای سمج بودن شما زن زيبا و کاملی بودين خيال ميکنين نگاههای مشتاقی رو که به شما ميشد نميديدم يا متوجه نميشدم چه کساني دنبالتون هستن شايد بعضي رو خودتون هم متوجه نشدين.مثل ساير بچه هايی که در موقعيت من هستند شبها کابوس ازدواج مجدد شما رو با يه مرد غريبه ميديدم مثل ديوونه ها از خواب ميپريدم آخ چقدر شبها نقشه قتل آقای زرگر رو کشيدم تنها چيزی که در اون زمانها آروم نگهم ميداشت اطمينان از شما بود ميدونستم ما رو رها نميکنين و بدنبال دلتون نميرين ايمان داشتم که شما بهترين و فداکارترين مادر دنيا هستين و ما رو با هيچ چيز عوض نميکنين و به همه ترجيح ميدين فقط حالا نميفهمم چی شده و اين آقا چطور اينهمه روی شما تاثير گذاشته که ما رو فراموش کردين. من هيچوقت شما رو فراموش نکرده و نميکنم تو هم ديگه مردی هستی مثل پسر بچه هايی که هنوز گرفتار عقده اديپ هستن حرف نزن حالا ديگه بايد بدونی که فرزند چه ارزشی براي پدر و مادر داره و هيچ چيزی نميتونه جايگزين اون بشه.تا موقعيکه شماها کوچيک بودين و به حمايت من نياز داشتين خودمو موظف ميدونستم فقط برای شماها زندگي کنم نميدونم اينکار تا چه حد درست بود ولي ميدونستم که نوجوانانی مثل تو و سيامک نميتونن براحتي حضور ناپدری رو تحمل کنن هر چند که شايد هم ميتونست کمک و راهنمای خوبي براي شماها باشه و منو در رفع بسياري از گرفتاريها و بدبختيها ياری بده ولی اونموقع هيچ چيزی جز خوشحالی و راحتی شماها برام مطرح نبود. نویسنده: قدسیه امینی

ادامه مطلب


5 ماه قبل - 244 بازدید

کتاب وقتی زنان بخواهند نوشته‌ی گریس بانی، زندگی بیش از صد زن تأثیرگذار را شرح می‌دهد که چگونه با روحیه‌ای قوی بر سختی‌ها غلبه کرده‌اند و توانسته‌اند در دنیای کارآفرینی به موفقیت دست پیدا کنند. این کتاب تا مدت‌ها در صدر پرفروش‌ترین کتاب‌های نیویورک تایمز قرار داشت. ماجرای زندگی بیش از یک‌صد تن از مستعدترین زنان، در کتاب وقتی زنان بخواهند (In the Company of Women) روایت شده است. این زنان از مادر، دختر، غول‌های رسانه‌ای و خانه‌های مد، تا شاعران و نقاشان الهام‌بخش، نمونه‌هایی درخشان از آن چیزی هستند که می‌توان با پشتکار و حمایت یکدیگر به آن نائل شد. کسب و کارهای این کتاب متنوع هستند: شرکت‌های نوپا تا شرکت‌هایی با چندین دهه تجربه، شوهای تک‌زنه تا مؤسسات عظیم‌تری با صدها کارمند. گریس بانی (Grace Bonney) در این کتاب علاوه بر معرفی این زنان الهام‌بخش، راهکارهای آنان برای راحت‌تر انجام دادن برخی از کارها را مطرح می‌کند. کتاب وقتی زنان بخواهند، گفت‌گو محور است و همین موضوع بر میزان صمیمت آن می‌افزاید. در حقیقت، یکی از دلایل اصلی فروش چشمگیر و بی‌سابقه‌ی این کتاب، صداقت، صمیمت و اعتراف‌هایی است که در آن وجود دارد. در این کتاب به یاد ماندنی، ماجرای هر زن با دیگری فرق دارد اما پیام آن‌ها یکسان است. آن‌ها بر دشمنی‌ها غلبه کرده، مسیری طولانی را به تنهایی طی کرده و به قدرت کار در کنار همدیگر پی برده‌اند تا به اهدافشان برسند. در بسیاری از موارد، الهام‌بخش همدیگر و الگوی نسل‌ آتی بوده‌اند. هر کدام از این زن‌ها الهام‌بخش کسی برای پیگیری شور و اشتیاق خود است، اما مجموع آن‌ها نیرویی انکار ناشدنی را تشکیل می‌دهند. گریس بانی مؤسس وب‌سایت دیزاین‌اسپانچ است، این وب‌سایت را به جامعه‌ی خلاقان تقدیم کرده است. وب‌سایت دیزاین‌اسپانچ در سال ۲۰۰۴ فعالیت‌های خود را آغاز کرد و اکنون، روزانه بالای یک‌ونیم‌ میلیون خواننده دارد. بانی اهل ویرجینیا بیچ است و به‌عنوان نویسنده‌ی نشریاتی مانند هوس‌اندگاردن، دومینو و مجله‌ی کرافت فعالیت دارد. علاقه‌ی خاصی به حمایت از تمام اقشار جامعه‌ی خلاقان دارد. او سالانه بورسیه‌ای به طراحان نوپا اعطا می‌کند، ستونی رایگان برای بیزینس‌های خلاق در وب‌سایتش دارد و مجری یک شوی رادیویی با عنوان بعد از پرش است. اولین کتابش «دیزاین‌ اسپانچ در خانه» پرفروش‌ترین کتاب آمریکا شد. بعد از بیست سال زندگی در بروکلین، اکنون با همسر و سه حیوان خانگی‌‌شان در هادسون‌ولی نیویورک ساکن‌ هستند. گریس بانی (Grace Bonney) نویسنده و کارآفرین خلاقی است که به خاطر تأسیس وب‌سایت محبوب DesignSponge و کتاب‌های پرفروشش شناخته می‌شود. او در پروژه‌ای به نام Frederick Douglass که به افتخار ۲۰۰ فرد زنده که روحیه و کار فردریک داگلاس را تجسم می‌کنند، مورد تقدیر قرار گرفت. کتاب‌های گریس بانی اغلب در زمینه‌های طراحی، خلاقیت، و کارآفرینی زنان هستند. آثار اصلی او عبارتند از: وقتی زنان بخواهند: الهام‌بخشی و توصیه‌های یک زن سازنده، هنرمند و کارآفرین(عنوان اصلی: In the Company of Women: Inspiration and Advice from over ۱۰۰ Makers, Artists, and Entrepreneurs): این کتاب پرفروش شامل مصاحبه‌ها و توصیه‌های بیش از ۱۰۰ زن موفق در زمینه‌های مختلف خلاقیت و کسب‌وکار است. DesignSponge در خانه: این کتاب راهنمایی برای طراحی خانه‌های الهام‌بخش است و بیش از ۱۰۰,۰۰۰ نسخه فروخته است. خرد جمعی: درس‌ها، الهام و توصیه‌ها از زنان بالای ۵۰ سالجدیدترین کتاب او که بر داستان‌ها و تجربیات زنان مسن‌تر تمرکز دارد. مجله Good Company(چندین شماره): یک مجله چاپی و پادکست که به کارآفرینان خلاق اختصاص داشت. اگرچه او جوایز خاص و گسترده‌ای را به نام خود ثبت نکرده است، اما فعالیت‌های او مورد تحسین و توجه زیادی قرار گرفته است: پروژه Frederick Douglass : گریس بانی به دلیل فعالیت‌های کارآفرینانه‌اش در این پروژه افتخاری فهرست شد. آرشیو شدن Design Sponge: وب‌سایت Design Sponge که توسط او تأسیس شد و برای ۱۵ سال فعالیت داشت، اکنون رسماً در کتابخانه کنگره ایالات متحده آرشیو شده است که نشان‌دهنده اهمیت و تأثیر فرهنگی آن است. پرفروش بودن کتاب‌ها: هر دو کتاب اصلی او یعنی In the Company of Womenو DesignSponge at Home در فهرست پرفروش‌ترین‌ها قرار گرفتند. لقب نیویورک تایمز: روزنامه نیویورک تایمز از او به عنوان «مارتا استوارتِ نسل هزاره» (Martha Stewart Living for the Millennials) یاد کرده است که نشان‌دهنده نفوذ و محبوبیت او در زمینه طراحی و سبک زندگی است. گریس بانی می گوید: وقت هایی که دچار تردید می شوی یا به مشکل برمی خوری چگونه خودت را از آن بیرون می کشی؟ همیشه هم آسان نیست اما یکی از خصلت های خوبم این است که برگشت پذیری مطلق دارم. در زندگی شخصی ام مشکلات زیادی داشته ام. افسردگی، پرخوری عصبی، فقر- اما از همه آنها جان سالم به در بردم و حس می کنم می توانم هر چیز دیگری را هم پشت سر بگذارم. بله، وقت هایی شده است که نیاز داشتم در حمام گریه کنم، یا وقت هایی که احساس بی پناهی کامل کرده ام، اما این واقعیت که می دانم می توانم دوام بیاورم و دوباره سرپا بشوم باعث می‌شود هر راه سختی را پشت سر بگذارم. در بخشی از کتاب وقتی زنان بخواهند می‌خوانیم: به‌ گفت‌ی ماریان رایت‌ادلمن «نمی‌توانی چیزی باشی که خودت نتوانی ببینی.» انگاره‌ای که از خود برای دیگران به نمایش می‌گذاریم یکی از قدرتمندترین ابزارهایی است که برای الهام‌بخشیدن به آنها در پیگیری رؤیاهایشان و آموزش تمامی گزینه‌های شگفت‌انگیز موجود در اختیار داریم. هدف من در وقتی زنان بخواهند ارائه‌ی انگیزه و نمونه‌های زنده از زنانی است که کاروبار خودشان را مدیریت می‌کنند تا هر زنی، در هرجایی که هست، با بازکردن یک صفحه بتواند خودش را در آن ببیند. خودم اولین کسب‌وکارم را با نام دیزاین‌اسپانج در سال ۲۰۰۴ راه انداختم که وب‌سایتی روزانه مخصوص جامعۀ خلاق است. راه‌اندازی کسب‌وکار شخصی تاکنون بزرگ‌ترین و چالش‌برانگیزترین بخش زندگی‌ام بوده و یادم داده است که خطرپذیر باشم و به‌خاطر چیزی که باور دارم بجنگم و بیش از هرچیز دیگری سطحِ اعتمادبه‌نفس و افتخارکردن به خودم را افزایش داده است. طی این دوازده‌ سالی که از شروع کسب‌وکارم می‌گذرد، هدف‌هایم تغییر چشمگیری کرده‌اند: از خواستن مکانی برای صحبت درمورد هنر و طراحی تا ایجاد محفلی برای صنایع‌دستی و ارائه‌ی توصیه و منابعی برای آدم‌های پشت آن صنایع. کسب‌وکار و هدف هم مثل آدم‌ها تغییر می‌کند. من الآن کسی هستم که الهام و ایده‌هایی حرفه‌ای به ‌عظمت بزرگداشت هنر و طراحی به نمایش می‌گذارد. نویسنده: قدسیه امینی

ادامه مطلب