برچسب: رویداد ترافیکی

2 روز قبل - 83 بازدید

رسانه ایرانی «حال‌وش» اعلام کرد که در پی برخورد یک موتر حامل مهاجران افغانستان با یک تریلی در سیستان و بلوچستان ایران، ۹ مهاجر و یک راننده‌ی ایرانی جان باختند و همچنان اجسادشان در آتش سوختند. این خبرگزاری با نشر گزارشی گفته است که این حادثه بامداد (سه‌شنبه، ۲۸ میزان) در منطقه‌ی «کهورک» از مربوطات زاهدان-بم رخ داده است. در گزارش آمده است که یک موتر سواری با یک تریلی که در جهت‌های مخالف در حرکت بودند، روبرو برخورد کرده‌اند. این خبرگزاری تاکید کرد که در پی این حادثه، ۹ مهاجر افغانستان و یک راننده‌ی ایرانی اهل سیستان و بلوچستان، در جا جان باخته‌اند. حال‌وش نوشته است که پس از برخورد هردو موتر، موتر سواری دچار آتش‌سوزی شده و کل نُه مهاجر افغانستان که سرنشین آن بودند، در میان شعله‌های آتش جان باخته‌اند. این رسانه به نقل از شاهدان نوشته است که آتش‌سوزی موجب «سوختگی شدید» اجساد جان‌باختگان شده است. تا هنوز هویت مهاجران افغانستان و راننده‌ی ایرانی مشخص نشده است. این در حالی است که چند هفته روز پیش نیز دست‌کم ۱۷ مهاجر اهل افغانستان در سراوان ایران بر اثر تشنگی جان باختند.

ادامه مطلب


3 روز قبل - 81 بازدید

خبرگزاری باختر اعلام کرده است که در پی یک رویداد ترافیکی در ولایت بادغیس، چهار تن به‌شمول دو زن جان باخته و یک تن دیگر زخمی شده است. این خبرگزاری با نشر اعلامیه‌ای گفته است که این رویداد در ساحه بند سبزک، مربوط حوزه ششم امنیتی ولایت بادغیس، رخ داده است. صدیق‌الله صدیقی، سخنگوی فرماندهی پولیس ولایت بادغیس نیز گفته است که یک موتر نوع «اکوا» از جاده منحرف شده و به دره سقوط کرده است. سخنگوی فرماندهی پولیس بادغیس، بی‌احتیاطی راننده را دلیل این رویداد ترافیکی عنوان کرده است. با این وجود، هنوز علت دقیق وقوع این رویداد مشخص نیست. اما در اکثر موارد مشابه، بی‌احتیاطی رانندگان، از جمله سرعت زیاد و عدم رعایت قوانین ترافیکی از عوامل حوادث مرگ‌بار در شاهراه‌های کشور یاد می‌‎شود. رویدادهای ترافیکی در روزهای اخیر در ولایت‌های مختلف کشور افزایش یافته است. قابل ذکر است که حوادث ترافیکی سالانه در افغانستان جان صدها نفر را می‌گیرد و صدها زخمی ‏برجای می‌گذارد‎.

ادامه مطلب


1 هفته قبل - 116 بازدید

مسوولان محلی از ولایت قندهار می‌گویند که در پی وقوع یک حادثه‌ی ترافیکی در مسیر شاهراه کابل-قندهار در مربوطات ولایت قندهار، دست‌کم پنج نفر جان باخته و ۱۵ نفر دیگر زخمی شدند. محمد طاهر، مسوول رسیدگی به حوادث ترافیکی در فرماندهی پولیس قندهار گفته است که این حادثه حوالی ساعت ۴:۳۰ دقیقه‌ی بامداد امروز (پنج‌شنبه، ۲۳ میزان) در منطقه‌ی «اعظم‌قلعه» از مربوطات ولسوالی دامان این ولایت رخ داده است. وی در ادامه تاکید کرد که در این رویداد، یک بس مسافربری نوع «۵۸۰» با یک موتر باربری نوع «تیلر» تصادف کرده است. هنوز علت دقیق وقوع این رویداد مشخص نیست. اما در اکثر موارد مشابه، بی‌احتیاطی رانندگان، از جمله سرعت زیاد و عدم رعایت قوانین ترافیکی از عوامل حوادث مرگ‌بار در شاهراه‌های کشور یاد می‌‎شود. رویدادهای ترافیکی در روزهای اخیر در ولایت‌های مختلف کشور افزایش یافته است. قابل ذکر است که حوادث ترافیکی سالانه در افغانستان جان صدها نفر را می‌گیرد و صدها زخمی ‏برجای می‌گذارد‎.

ادامه مطلب


2 هفته قبل - 100 بازدید

منابع محلی از ولایت غزنی می‌گویند که در پی یک رویداد ترافیکی در این ولایت، پنج عضو یک خانواده به شمول زنان و کودکان جان باخته‌اند. دست‌کم دو منبع گفته‌اند که این رویداد روز گذشته (سه‌شنبه،‌۱۴ میزان) در منطقه شهباز از مربوطات ولسوالی اند ولایت غزنی، در مسیر شاهراه کابل–قندهار، رخ داده است. منبع در ادامه تاکید کرد که این رویداد در پی برخورد یک موتر کرولا با یک بس مسافربری نوع ۵۸۰ رخ داده است. به گفته‌ی منبع، در این رویداد چهار کودک و یک زن جان باخته و دو تن دیگر زخمی شدند. علت وقوع این حادثه بی‌احتیاطی رانندگان گفته شده است. در روزهای اخیر، موارد تلفات ناشی از رویدادهای ترافیکی در بخش‌هایی از افغانستان افزایش یافته است. حوادث ترافیکی در افغانستان سالانه جان صدها نفر را می‌گیرد و صدها زخمی برجای می‌گیرد. هبت‌الله آخوندزاده، رهبر حکومت سرپرست اخیرا دستور داده است که عاملان حوادث ترافیکی بازداشت و مجازات شوند.

ادامه مطلب


3 هفته قبل - 161 بازدید

مسوولان محلی از ولایت لغمان می‌گویند که در پی وقوع یک حادثه ترافیکی در شهر مهترلام، مرکز این ولایت دو کودک جان باخته‌اند. محمد یونس یوسفزی، سخنگوی فرماندهی پولیس لغمان گفته است که این رویداد امروز (شنبه، ۱۱ میزان) در منطقه «قرارگاه» از مربوطات حوزه دوم امنیتی شهر مهترلام رخ داده است. وی در ادامه تاکید کرد که یک ریکشا هنگام عبور از جاده با دو کودک برخورد کرده و در نتیجه هر دو کودک جان باخته‌اند. سخنگوی فرماندهی پولیس افزوده است که هر دو کودک برادر و اعضای یک خانواده فقیر بودند. دیروز دست‌کم پنج نفر در بغلان و شاهراه کابل – جلال‌آباد در چند حادثه جداگانه جان باخته‌اند. علت وقوع این حادثه بی‌احتیاطی گفته شده است. خرابی جاده‌ها، نبود نشانه‌های ترافیکی در شاه‌راه‌ها، بی‌احتیاطی رانندگان و سرعت بیش از حد از جمله عامل‌هایی عنوان می‌شوند که در وقوع رویدادهای ترافیکی در افغانستان نقش دارند.

ادامه مطلب


3 هفته قبل - 182 بازدید

مسوولان محلی از ولایت لغمان می‌گویند که در پی یک رویداد ترافیکی در ولسوالی قرغه‌ی این ولایت، یک زن جان باخته و ۲۷ تن دیگر به شمول زنان و کودکان زخمی شدند. حبیب‌الله مبارز، مدیر ترافیک در لغمان گفته است که این رویداد امروز (دوشنبه، ۶ میزان) در مربوطات ولسوالی قرغه‌ی این ولایت رخ داده است. وی در تاکید کرد که در پی واژگون‌شدن یک موتر باربری، یک زن جان باخته و ۲۷ تن دیگر، از جمله زنان و کودکان، زخمی شده‌ و برای درمان به شفاخانه‌های محلی انتقال یافته‌اند. علت وقوع این حادثه بی‌احتیاطی گفته شده است. خرابی جاده‌ها، نبود نشانه‌های ترافیکی در شاه‌راه‌ها، بی‌احتیاطی رانندگان و سرعت بیش از حد از جمله عامل‌هایی عنوان می‌شوند که در وقوع رویدادهای ترافیکی در افغانستان نقش دارند.

ادامه مطلب


4 هفته قبل - 221 بازدید

فرماندهی پولیس ولایت تخار می‌گویند که در پی واژگون شدن یک موتر باربری در ولسوالی کلفگان این ولایت، هشت نفر جان باخته و چهار نفر دیگر زخمی شده‌اند. فرماندهی پولیس تخار با نشر اعلامیه‌ای گفته است که این حادثه حوالی ساعت ۲:۰۰ بامداد امروز (چهارشنبه، ‌۱ میزان) در منطقه‌ی «گزستان» ولسوالی کلفگان رخ داده است. خبرگزاری دولتی باختر به نقل از این فرماندهی نوشته است که در این رویداد، یک موتر باربری نوع «هینو» که حامل گوسفند بود، از جاده منحرف و واژگون شده است. در پی وقوع این رویداد، هشت نفر جان باخته و چهار نفر دیگر زخمی شده‌اند. زخمیان رویداد به شفاخانه‌ ولایتی تخار منتقل شدند. فرماندهی پولیس ولایت تخار تاکنون در مورد هویت و جنسیت قربانیان و زخمیان معلومات نداده است. تا هنوز علت انحراف و واژگونی این موتر از جاده، مشخص نشده است.

ادامه مطلب


1 ماه قبل - 205 بازدید

سازمان حقوق بشری حال‌وش در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که دست‌کم هفت مهاجر افغانستانی در یک رویداد ترافیکی در ولسوالی سرباز، در سیستان‌وبلوچستان ایران، جان باخته‌اند. سیاوش محبی، فرمانده پولیس راهور سیستان‌وبلوچستان ایران گفته است که در این رویداد ۹ نفر دیگر زخمی شده‌ و برای درمان به مراکز صحی انتقال یافته‌اند. او در ادامه تاکید کرد که این رویداد روز (جمعه، ۲۷ سنبله) در ۱۵ کیلومتری منطقه سرباز در سیستان بلوچستان رخ داده است. وی افزوده است که یک موتر حامل مهاجران افغانستانی با یک موتر باربری حامل مواد سوخت برخورد کرده است. محبی افزوده است که تحقیقات درباره این رویداد آغاز شده و بررسی‌های ابتدایی، «بی‌احتیاطی» راننده موتر حامل مهاجران را علت وقوع حادثه نشان می‌دهد. او گفت موترهای موسوم به «شوتی» افزون بر تخلفات رانندگی، برای جابه‌جایی غیرقانونی کالا و انسان نیز استفاده می‌شوند و انتقال مهاجران بدون مدرک با این موترها، به‌دلیل ظرفیت و شرایط نامناسب، جان سرنشینان را به خطر می‌اندازد. این نخستین بار نیست که مهاجران اهل افغانستان در رویدادهای ترافیکی مرتبط با موترهای «شوتی» در ایران جان می‌بازند. گزارش‌ها نشان می‌دهد قاچاقبران انسان با این موترها که برای پنج سرنشین طراحی شده‌اند، گاهی بیش از ۱۰ مهاجر را منتقل می‌کنند. همچنین سازمان حقوق بشری حال‌وش گفت که تا اکنون اطلاعات کامل درباره هویت کشته‌شد‌گان و زخمیان این رویداد منتشر نشده است. این در حالی است که چند روز پیش نیز دست‌کم ۱۷ مهاجر اهل افغانستان در سراوان ایران بر اثر تشنگی جان باختند.

ادامه مطلب


1 ماه قبل - 255 بازدید

رسانه‌های ایرانی گزارش داده‌اند که در پی برخورد یک موتر حامل شهروندان افغانستان با یک تریلی در جاده یاسوج–اصفهان در ایران، شش شهروند افغانستان جان باخته و چهار تن دیگر زخمی شدند. در گزارش آمده است که این رویداد بامداد (یک‌شنبه، ۲۲ سنبله)، در منطقه «توتنده» از مربوطات ولسوالی دنا در والیت کهگیلویه و بویراحمد رخ داده است. در ادامه آمده است که یک موتر سواری نوع پژو ۴۰۵ که ۱۰ سرنشین داشت، هنگام حرکت در این مسیر با یک تریلی برخورد کرده است. در ادامه آمده است که ۹ سرنشین این موتر شهروندان افغانستان و راننده آن شهروند ایران بوده است. در این حادثه، چهار شهروند افغانستان در محل رویداد جان باختند و پنج تن دیگر توسط نیروهای امدادی به شفاخانه منتقل شدند. دو تن از زخمیان نیز در مسیر انتقال به شفاخانه جان باختند و شمار قربانیان به شش تن رسید. پولیس راه ایران علت ابتدایی این حادثه را سبقت راننده پژو و ورود آن به خط مقابل اعلام کرده است؛ اقدامی که در نهایت به برخورد این موتر با تریلی منجر شد. گزارش‌ها حاکی است که سرنشینان افغانستانی این موتر به‌گونه غیرقانونی در حال سفر در ایران بودند. علت وقوع این حادثه نیز سرعت زیاد موتر حامل شهروندان افغانستان و تلاش او برای سبقت از سایر موترها گفته شده است. وضعیت اقامت قربانیان افغانستانی این حادثه هنوز مشخص نیست. پیش از این موارد متعددی از جان باختن شهروندان افغانستان در حوادث ترافیکی هنگام تلاش برای سفر غیرقانونی به ایران گزارش شده است.

ادامه مطلب


1 ماه قبل - 219 بازدید

پول‌های جمع‌شده در گوشه روسری‌اش را چند بار می‌شمارد؛ چند اسکناس مچاله‌شده و چند سکه که باید تا شب، نان چهار کودک را تأمین کند. زینب می‌داند این پول برای همه نیازهای خانه کافی نیست، اما همان مقدار اندک را با دقت داخل جیب لباسش می‌گذارد و دوباره به راه می‌افتد. هنوز چند خانه دیگر مانده است؛ شاید جایی برای شستن ظرف‌ها، جارو کردن اتاق‌ها یا شستن لباس‌ها پیدا شود. او نمی‌تواند دست خالی به خانه برگردد، چون می‌داند سه دختر و یک پسرش منتظرند تا مادرشان چیزی برای خوردن به خانه بیاورد. برای زینب، هر روز از همین‌جا آغاز می‌شود؛ با جست‌وجوی کاری که شاید چند ساعت بیشتر دوام نداشته باشد، اما می‌تواند پول یک وعده غذا را فراهم کند. او دیگر به درآمدهای بزرگ فکر نمی‌کند. خواسته‌اش ساده‌تر شده است؛ کاری باشد، دستمزدی باشد و چهار کودکش شب با شکم گرسنه نخوابند. شش سال پیش، زینب هرگز تصور نمی‌کرد زندگی‌اش به چنین روزی برسد. آن زمان شوهرش زنده بود و اگرچه خانواده زندگی مرفهی نداشت، اما زینب مجبور نبود تمام بار خانه و فرزندان را به تنهایی بر دوش بکشد. زندگی دشوار بود، اما دست‌کم می‌دانست فردا را چگونه باید آغاز کند. همه چیز از روزی تغییر کرد که شوهرش در یک رویداد ترافیکی در شاهراه هرات ـ کابل جان باخت. خبر مرگ او، تنها خبر از دست دادن یک همسر نبود؛ برای زینب به معنای از دست دادن تکیه‌گاهی بود که چهار فرزندش نیز به آن وابسته بودند. ناگهان زنی ماند با چهار کودک، هزینه‌های روزمره و آینده‌ای که هیچ تصویر روشنی از آن نداشت. پس از مرگ شوهرش، زینب تصمیم گرفت برای فرزندانش کار کند. نمی‌خواست برای تأمین هزینه‌های خانه همیشه منتظر کمک دیگران باشد. برایش مهم بود که بتواند با دسترنج خودش نان به خانه بیاورد. پس از مدتی توانست در یکی از اداره‌ها کار پیدا کند. درآمدش زیاد نبود، اما همان معاش اندک برای او معنای بزرگی داشت؛ استقلال. صبح‌ها از خانه بیرون می‌شد و عصر، خسته به خانه برمی‌گشت. خستگی برایش قابل تحمل بود، چون می‌دانست پولی که به خانه می‌آورد، حاصل ساعت‌هایی است که خودش کار کرده است. می‌توانست برای فرزندانش چیزی بخرد و دست‌کم بخشی از نیازهای خانه را پاسخ دهد. اما آرام‌آرام محیط کار برای زینب به جایی تبدیل شد که دیگر در آن احساس امنیت نمی‌کرد. او در آن اداره مورد آزار و اذیت قرار گرفت و رفتارهایی را تحمل کرد که به گفته خودش، ادامه کار را برایش دشوار ساخته بود. زینب نمی‌خواست شغلش را از دست بدهد. می‌دانست اگر معاشش قطع شود، زندگی چهار فرزندش با مشکل جدی روبه‌رو خواهد شد. با این حال، شرایط به جایی رسید که دیگر نتوانست ادامه دهد و سرانجام اداره را ترک کرد. از دست دادن کار، برای زینب فقط از دست دادن یک شغل نبود؛ منبع درآمد خانواده از بین رفت. بعد از آن، خانه برای او تنها محل زندگی نبود؛ جایی بود که هر شب با نگرانی از فردای خود در آن می‌خوابید. پس‌اندازی نداشت و درآمد دیگری هم پیدا نمی‌شد. هرچه بیشتر دنبال کار می‌گشت، کمتر نتیجه می‌گرفت. گاهی چند روز می‌گذشت و هیچ درآمدی نداشت. در همان روزها، نیازهای چهار کودک همچنان ادامه داشت؛ نان باید تهیه می‌شد، لباس لازم بود و هزینه‌های دیگری نیز وجود داشت که نمی‌شد آنها را به تعویق انداخت. زینب بارها تلاش کرد راه دیگری پیدا کند، اما وقتی هیچ دری به رویش باز نشد، فشار زندگی سرانجام او را مجبور کرد برای مدتی گدایی کند. او می‌گوید نخستین باری که در میان مردم نشست تا از آنان پول بخواهد، احساس کرد تمام سال‌هایی که برای حفظ عزت و استقلال خود تلاش کرده بود، یک‌باره مقابل چشمانش قرار گرفته است. دستش را با شرمندگی جلو می‌برد و هر بار که کسی چند افغانی به او می‌داد، پول را می‌گرفت، اما در دلش بیشتر از خوشحالی، این پرسش می‌چرخید که چرا زندگی او به اینجا رسیده است. برای زینب، گرفتن پول از دیگران آسان نبود. او زنی بود که پیش از آن برای تأمین زندگی خانواده کار کرده بود و می‌خواست روی پای خودش بایستد. اما گرسنگی کودکانش از شرمندگی او بزرگ‌تر بود. او دوباره به خیابان می‌رفت و هر مقدار پولی را که به دست می‌آورد، با خود به خانه می‌برد. گاهی درآمد یک روز حتی برای خرید مواد غذایی یک وعده خانواده کافی نبود. با این حال، همان چند افغانی برایش اهمیت داشت؛ زیرا می‌توانست با آن چیزی برای کودکانش تهیه کند. مدتی بعد، زینب تصمیم گرفت دیگر گدایی نکند. به این نتیجه رسید که اگر قرار است تمام روز بیرون از خانه باشد، بهتر است در برابر کاری که انجام می‌دهد دستمزد بگیرد. بنابراین دوباره راه افتاد؛ این بار نه برای درخواست پول، بلکه برای پیدا کردن کار. به محله‌های مختلف رفت و در خانه‌های مردم سراغ کار گرفت. می‌گفت حاضر است خانه را نظافت کند، ظرف بشوید، لباس بشوید یا هر کاری را که از توانش برمی‌آید انجام دهد. برای او فرقی نمی‌کرد کار چقدر دشوار باشد؛ مهم این بود که در برابر زحمتش پولی دریافت کند و آن را با خود به خانه ببرد. از آن روز، زندگی زینب میان خانه خودش و خانه‌های دیگران می‌گذرد. بعضی روزها کار پیدا می‌کند و بعضی روزها بدون درآمد به خانه برمی‌گردد. روزهایی که کار دارد، ساعت‌ها مشغول نظافت، شستن لباس‌ها و ظرف‌هاست. خستگی در پایان روز برایش چیز تازه‌ای نیست. وقتی دستمزدش را می‌گیرد، نخستین چیزی که به ذهنش می‌رسد این است که با این پول چه چیزی برای فرزندانش بخرد. شاید آرد باشد، شاید نان، شاید مقداری برنج یا مواد غذایی دیگری که بتواند برای چند وعده خانه کافی باشد. زندگی برای زینب به محاسبه همین پول‌های کوچک تبدیل شده است؛ چند افغانی برای نان، چند افغانی برای نیاز دیگر و مقداری که شاید باید تا فردا نگه داشته شود. پولی که دیگران ممکن است ناچیز بدانند، برای او گاهی تفاوت میان یک شب با غذای ساده و یک شب گرسنگی است. سه دختر و یک پسر زینب حالا به خوبی می‌دانند که مادرشان برای تأمین زندگی آنان چه سختی‌هایی را تحمل می‌کند. آنان شش سال است که بدون پدر بزرگ می‌شوند و بسیاری از مسئولیت‌هایی را که باید میان پدر و مادر تقسیم می‌شد، تنها بر دوش مادر دیده‌اند. زینب نمی‌خواهد فرزندانش نیز مانند خودش برای زنده ماندن مجبور به تحمل هر نوع سختی شوند. آرزو دارد روزی برسد که آنان به جای فکر کردن به نان شب، بتوانند به آینده خود فکر کنند؛ درس بخوانند، کار بیاموزند و زندگی‌ای داشته باشند که در آن مادرشان مجبور نباشد هر روز برای پیدا کردن چند ساعت کار، خانه‌به‌خانه بگردد. گاهی شب‌ها، وقتی کودکانش خواب‌اند، زینب به روزهایی فکر می‌کند که هنوز شوهرش زنده بود و خودش در یک اداره کار می‌کرد. فاصله میان آن روزها و امروز برایش باورکردنی نیست. روزگاری پشت میز اداره می‌نشست و در پایان ماه معاش می‌گرفت؛ بعد، با از دست دادن همسر و شغلش، برای تأمین نان خانواده به گدایی رسید و حالا در خانه‌های مردم کار می‌کند. مسیر شش سال گذشته برای او فقط مجموعه‌ای از اتفاق‌ها نیست؛ هر مرحله، بخشی از زندگی‌اش را تغییر داده است. مرگ شوهر، مسئولیت چهار کودک، از دست دادن شغل، آزار و اذیت در محیط کار، روزهای بی‌درآمد، گدایی و سپس کارگری در خانه‌های دیگران، همه در زندگی زنی جمع شده که هنوز تلاش می‌کند خانواده‌اش را سرپا نگه دارد. با این همه، زینب هنوز تسلیم نشده است. او می‌گوید اگر یک کار ثابت با درآمد مناسب پیدا کند، دیگر نمی‌خواهد حتی یک روز دست نیاز به سوی کسی دراز کند. برای او، کار کردن فقط راهی برای به دست آوردن پول نیست؛ نشانه‌ای از این است که هنوز می‌تواند خودش و چهار فرزندش را سرپا نگه دارد. او می‌گوید: «من از کار کردن خسته نمی‌شوم، از بی‌کاری می‌ترسم. وقتی کار باشد، هرقدر سخت هم باشد انجامش می‌دهم؛ فقط نمی‌خواهم بچه‌هایم شب گرسنه بخوابند.» همین جمله شاید ساده‌ترین تصویر از زندگی امروز زینب باشد؛ زنی که دیگر از سختی کار شکایت نمی‌کند، بلکه از نبودن کار می‌ترسد. زینب حالا هر صبح از خانه بیرون می‌شود، در حالی که نمی‌داند مقصد بعدی‌اش کجاست. شاید خانه‌ای باشد که چند ساعت کار برایش داشته باشد و شاید هم مجبور شود عصر، همان‌طور که صبح آمده بود، با دست‌های خالی به خانه برگردد. اما یک چیز برایش روشن است؛ چهار فرزندش هنوز به او نیاز دارند. به همین دلیل، فردا صبح دوباره از خانه بیرون خواهد شد. شاید روسری‌اش دوباره چند اسکناس مچاله‌شده و چند سکه در خود جای دهد، شاید هم چیزی به دست نیاورد. اما تا وقتی توان راه رفتن و کار کردن دارد، زینب تلاش خواهد کرد. او زنی است که زندگی بارها از او گرفته است؛ همسرش را، شغلش را و آرامش سال‌های جوانی‌اش را. اما هنوز یک چیز را از دست نداده است: امیدی کوچک و سرسختانه برای این‌که چهار فرزندش فردای بهتری داشته باشند. برای زینب، زندگی شاید دیگر وعده روزهای آسان را ندهد؛ اما هر صبح که از خانه بیرون می‌شود، با خودش یک امید ساده می‌برد: امروز کاری پیدا شود، امروز پولی به دست بیاورد و امشب چهار کودک، نان سفره‌ای داشته باشند که مادرشان با زحمت خودش فراهم کرده است. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب