برچسب: رسانه گوهرشاد

3 روز قبل - 56 بازدید

نویسنده: مهدی مظفری کودکان، گویی صفحه‌ای خالی هستند که آموزه‌ها و باورها به آسانی بر آن نقش می‌بندند. این ویژگی، دینداران را بر آن داشته تا از روش‌های مختلفی برای آموزش و تبلیغ دین به کودکان استفاده کنند. در سلسله شماره‌گان قبلی این مقاله، دو روش از شیوه‌های مستقیم تبلیغ دین به کودکان را مورد بحث قرار دادیم. حال با یکی دیگر از این روش‌ها که «تلقین» است، آشنا می‌شویم. اما این روش چه ابعادی دارد و استفاده از آن در تبلیغ دین برای کودکان چه پیامدهایی می‌تواند به همراه داشته باشد؟ تلقین در تبلیغ دین برای کودکان، به معنای انتقال باورها و آموزه‌های دینی به طور مستقیم و بدون تشویق به تفکر انتقادی و پرسشگری است. این روش غالباً از طریق تکرار جملات و عبارات مذهبی، قصه‌گویی‌های دینی و القای فضایی احساسی و معنوی انجام می‌شود. پیامدهای تلقین و تلقین‌پذیری تربیت و هدایت و تبلیغ، در بهترین حالت، بستری را فراهم می‌کنند تا افراد بتوانند استعدادهای ذاتی خود را شکوفا کنند و از آن‌ها در مسیر خیر و صلاح استفاده کنند. اما در مقابل، تلقین به عنوان یک روش آموزشی و تربیتی، نه تنها به شکوفایی این استعدادها کمکی نمی‌کند، بلکه می‌تواند مانعی بر سر راه آن باشد. هنگامی که فردی چیزی را نه به دلیل منطق و درستی آن، بلکه به دلیل ترس یا احترام به گوینده می‌پذیرد، به تلقین روی آورده است. این امر پیامدهای منفی متعددی در ابعاد شخصیتی، فرهنگی و اخلاقی به دنبال دارد. از منظر روان‌شناسان برجسته کودک و آموزش، مانند فریره و فاندز، آموزش تلقینی زمینه‌ای را برای ستم‌پذیری و اطاعت کورکورانه فراهم می‌کند. در این روش آموزشی، مربی یا مبلغ با لحنی جذاب و بدون ایجاد فرصتی برای تفکر و تحلیل، دانش‌آموزان را به حفظ و بازگویی مطالب ترغیب می‌کند. هدف نهایی این نوع آموزش، تبدیل فرد به "ظرفی خالی" است که پذیرای افکار و عقاید مربی باشد. در این فضا، عقل انسان از نوآوری و خلاقیت محروم می‌شود و به مرور، افرادی مطیع و سازگار با شرایط موجود پرورش می‌یابند. چنین افرادی نه تنها تمایلی به یادگیری و حل مشکلات اجتماعی از خود نشان نمی‌دهند، بلکه در برابر ظلم و ستم نیز سکوت می‌کنند. به واقع در الگوی القایی پذیرش كوركورانه نظريات مطرح است و یادگیرنده حالت غیرفعال و دریافت کننده و یا ضبط کننده دارد. او مجبور است که مطالب را  بی‌کم و کاست ضبط و طوطی‌وار قبول و حفظ کند. تلقین‌پذیری هم رشد فرد را متوقف می‌کند و هم او را متعصب بار می‌آورد. فرد تلقین‌پذیر نه تنها آنچه را که قبول کرده ادراک نمی‌کند؛ بلکه از درک چیزهای جدید نیز ناتوان است و نسبت به آنچه فرا گرفته، تعصب دارد. او حاضر به بحث و بررسی درباره آنچه پذیرفته نیست و نمی‌خواهد آنچه را که به او تلقین شده مورد ارزیابی قرار دهد؛ چون افکار او پایه شخصیتش را تشکیل می‌دهند و ارزیابی آنها موجب تزلزل وی خواهد شد. از آثار دیگر تلقین و تلقین‌پذیری دشمنی با آنهایی است که عقاید فرد را مورد تردید و سؤال قرار می‌دهند. این در حالی است که یکی از ویژگی‌های تربیت‌شدگان و هدایت شده‌گان از نظر قرآن برای کسانی است که همواره بهترین قول‌ها را می‌شنوند و به بهترین آن عمل می‌کنند. محدوده کاربرد تلقین با وجود پیامدهای ذکر شده که به لحاظ شخصیتی، فرهنگی و اجتماعی به دنبال به کارگیری تلقین در تبلیغ دین پیدا می‌شود، باید اقرار کرد که نمی‌توان به صورت مطلق به طرد و نامطلوبی این روش حکم داد. حقیقت این است که روش‌های تبلیغی و تربیتی در هر دوره از رشد انسان بر مبانی و اصول مشخصی مبتنی است که امکان و اجازه کاربرد آن روش را فراهم می‌نماید. به طور کلی باید یادآور شد که زمانی امکان خرده گرفتن بر روش تلقین وجود دارد که هدف از آموزش و کاربرد آن یادگیری مفاهیم، نظریه‌ها و آموزه‌ها، بدون استدلال و دلیل باشد یا هنگامی که نتیجه و محصول آموزش باعث  ایجاد ذهن‌های بسته شود. سؤالی در اینجا مطرح می‌شود و آن اینکه تا زمانی که تبلیغ‌شده‌گان از میزان رشد عقلانی لازم برای درک معارف دینی برخوردار نشده‌اند، چگونه می‌توان به آموزش عقلانی و مستدل آموزه‌های دینی پرداخت؟ به احتمال زیاد پاسخ این است؛ تا زمانی که درک شناختی مخاطبان تبلیغ به حد لازم نرسیده نباید از آنها انتظار داشت که استدلال‌ها و توجیه‌های منطقی درباره آموزه‌های دینی را بفهمند چه رسد به اینکه آنها را قبول کنند و مطابق آنها عمل نمایند. نکته اینجاست که برخلاف روش تلقین روش تعقلی و آموزش دین بر مبنای اندیشه برهان و استدلال با تأخیر در روند تربیت دینی وارد می‌شود. به همین دلیل است که در آموزش و تبلیغ دین به کودکان از توصیه‌های رفتاری و تلقینی بیشتر استفاده می‌کنند. همچنان که صاحب نظران تربیت دینی از جمله محقق نراقی کاربرد روشی مانند تلقین در تبلیغ و تربیت دینی را در دوره‌ای که مخاطب تبلیغ به رشد بالای شناختی نرسیده جایز می‌داند و معتقد است که طی این دوره می‌توان با عرضه و تلقین مسائل اعتقادی به صورتی ساده، کودک را با الفاظ و جملات اعتقادی مربوط به دین آشنا کرد و سپس مفاهیم و آموزه‌های اعتقادی را به او تفهیم نمود. بنابر این، در مراحل ابتدایی آموزش دینی، به ویژه در دوران کودکی، تلقین می‌تواند ابزاری کارآمد برای آشنا کردن افراد با مفاهیم و آموزه‌های دینی باشد. در این سنین، قدرت استدلال و تفکر انتقادی هنوز به طور کامل شکل نگرفته و تلقین می‌تواند نقشی حمایتی در نهادینه شدن باورها و ارزش‌های دینی ایفا کند. اما با افزایش سن و ارتقای سطح عقلانی افراد، باید از تلقین به عنوان تنها روش تبلیغ دین پرهیز کرد. در این مراحل، تمرکز بر آموزش‌های مبتنی بر استدلال، ارائه شواهد و تشویق به تفکر نقادانه از اهمیت بالایی برخوردار است. این امر به مخاطبان کمک می‌کند تا با درک عمیق‌تر و آگاهانه‌تر آموزه‌های دینی، به تعهدی پایدار و معنادار نسبت به دین دست یابند. در نهایت، می‌توان گفت که تلقین در تبلیغ دین، ابزاری با کارکرد دوگانه است که می‌تواند هم پیامدهای مثبت و هم منفی به همراه داشته باشد. استفاده از این روش باید با در نظر گرفتن شرایط و ویژگی‌های مخاطب، در کنار سایر روش‌های تبلیغی مانند آموزش‌های مبتنی بر استدلال و گفتگوی آزاد صورت گیرد.

ادامه مطلب


3 روز قبل - 58 بازدید

سازمان صحی جهان درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که حمایت خود را از مبارزه با بیماری سل «توبرکلوز» در افغانستان تجدید کرده است. سازمان جهانی صحت این اظهارات را امروز (دوشنبه، ۴ حمل) به مناسبت روز جهانی بیماری سل «توبرکلوز» در حساب کاربری ایکس خود مطرح کرده و گفته است که همکاری آنها با شرکای بین‌المللی خود در افغانستان ادامه دارد. سازمان صحی جهان تاکید کرده است: «ما کاملاً متعهد به ارایه حمایت فنی ضروری برای مقابله با سل در افغانستان هستیم.» پیش از این، وزارت صحت عامه حکومت سرپرست اعلام کرده بود که این بیماری سالانه از ۱۰ تا ۱۲ هزار تن قربانی می‌گیرد. سازمان صحی جهان توبرکلوز را همچنان یک بیماری تهدیدکننده در سطح جهان خوانده است. این در حالی است که پس از تسلط حکومت فعلی بر افغانستان، شماری از زیادی از داکتران متخصص به کشورهای دیگر پناهنده شده و اکنون سیستم صحت افغانستان با مشکل کمبود داکتران متخصص، کمبود امکانات و دوا مواجه می‌باشد. همچنین وضع محدودیت علیه زنان و دختران باعث شده است که نهادهای بین‌المللی کمک‌هایش را در بخش صحت افغانستان نیز کاهش دهند.

ادامه مطلب


3 روز قبل - 73 بازدید

نمایشگاه «عیدبازار» هرات به هدف حمایت از سرمایه‌های کوچک و بازاریابی برای تولیدات داخلی، توسط اتحادیه تاجران صادرکننده تولیدات داخلی افتتاح گردیده و تا شب عید ادامه خواهد داشت. مسلم رهجو، برگزارکننده این نمایشگاه می‌گوید که ۲۰۰ غرفه در این عیدبازار در نظر گرفته شده است که از این میان ۱۲۶ غرفه آن، برای بانوان اختصاص داده شده است. آقای رهجو تاکید کرد که در این غرفه‌ها محصولات مختلفی از جمله کفش، لباس، صنایع دستی و کالاهای ویژه عید به نمایشگاه گذاشته‌ شده‌اند. وی افزوده است که یکی از خوبی‌های عیدبازار، فروش اجناس با تخفیف ۲۰ درصد نسبت به دوکان‌های داخل شهر است‌ که همین موضوع باعث شده استقبال مردم از نمایشگاه زیاد باشد. همچنین اسلام‌جار والی، هرات در بازدید از بخش‌های مختلف این نمایشگاه، بر حمایت بیشتر تولیدات داخلی تاکید نمود و از همکاری همه‌جانبه اداره محلی در بازاریابی محصولات شرکت‌های تولیدی اطمینان داد. از سوی هم، بازدیدکنندگان عیدبازار می‌گویند که این نمایشگاه واقعاً یک فرصت خوب برای خانواده‌ها می‌باشد و همچنان قیمت‌ها نسبت به بازار ارزان‌تر و کیفیت محصولات هم عالی است. با این حال غرفه‌داران این نمایشگاه می‌گویند: «این عیدبازار فرصتی عالی برای ما می‌باشد تا محصولات خویش‌را به طور مستقیم به مشتریان معرفی کنیم و استقبال مردم بسیار خوب بوده است.» زنان اشتراک‌کننده در این نمایشگاه از کاهش بازار فروش محصولات، افزایش بهای مواد خام و عدم دسترسی به برنامه‌های حمایتی ابراز نارضایتی کردند. شماری از صنعت‌گران، واردات کالای‌های مشابه و محدودیت ویزای سفر و‌ مشکلات در زمینه‌ی مواد خام را از چالش‌های کلیدی کارشان عنوان می‌کنند. آنان گفته‌اند هنوز بازار کالاهای وارداتی خارجی در کشور نسبت به کالاهای داخلی گرم‌تر است. در حالی زنان دست‌آوردهای هنری را به نمایش گذاشته‌اند که حکومت در بیش از سه سال گذشته، محدودیت‌های شدیدی علیه دختران و زنان وضع کرده است. در حال حاضر دختران و زنان به مکتب و دانشگاه نمی‌توانند. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش باز بماند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


3 روز قبل - 61 بازدید

بنیاد ملاله یوسف‌زی، برنده جایزه صلح نوبل و فعال حقوق زنان از رهبران جهان خواسته است که «آپارتاید جنسیتی» در افغانستان را به‌عنوان جنایت علیه بشریت به رسمیت بشناسند و برای پاسخگو کردن عاملان آن، اقدام کنند. این بنیاد با انتشار اعلامیه‌ای گفته است: «دختران و زنان افغانستان چهار سال است از تحصیل محروم شدند و هیچ راهی برای بازگشت به مکتب ندارند. نه به دلیل جنگ یا بحران، بلکه فقط به این دلیل که دختر هستند.» سحر هلیمزای، مدیر ابتکار افغانستان در بنیاد ملاله تاکید کرده است که تسلط حکومت فعلی نتیجه یک روند صلح ناکام، ادعاهای نادرست درباره تغییر رویکرد حکومت فعلی و بی‌توجهی دولت‌ها به واقعیت‌های موجود بود. سحر هلیمزاری تاکید کرده است: «نتیجه این بی‌توجهی، افراطی‌ترین نظام آپارتاید جنسیتی در تاریخ معاصر بوده است.» بنیاد ملاله یوسف‌زی می‌گوید که با سازمان‌های بومی که علی‌رغم ممنوعیت آموزش متوسطه، همچنان زمینه تحصیل را برای دختران فراهم می‌کنند، همکاری می‌کند و از فعالانی که با وجود خطرات ایستادگی می‌کنند، حمایت می‌نماید. این بنیاد از رهبران گروه ۲۰ که امسال در آفریقای جنوبی گرد هم می‌آیند، خواسته است که علیه تبعیض جنسیتی اقدام کنند. در اعلامیه آمده است: «آیا برای پایان دادن به آپارتاید جنسیتی اقدام خواهید کرد، یا در تاریخ به‌خاطر سکوت‌تان یاد خواهید شد؟» قابل ذکر است که پس از تسلط حکومت سرپرست در افغانستان، آموزش دختران بالاتر از صنف ششم ممنوع شد. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش باز بماند. در کنار آن، زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. همچنین جامعه‌ی جهانی بارها از حکومت فعلی خواسته است که محدودیت‌های آموزشی بر دختران را بردارد. با این حال، حکومت سرپرست تا اکنون در این زمینه تغییری ایجاد نکرده است. سازمان‌های حقوق بشری و نهادهای بین‌المللی این سیاست‌ها را «آپارتاید جنسیتی» خوانده و خواستار پاسخگویی حکومت سرپرست شده‌اند.

ادامه مطلب


4 روز قبل - 53 بازدید

اداره‌ی امر به معروف و نهی از منکر حکومت سرپرست در ولسوالی مالستان ولایت غزنی به روحانیان و متنفذان این ولسوالی هدایت داده است که حجاب زنان و دختران را مطابق قانون امر به معروف و نهی از منکر تعریف کنند و از عواقب بدحجابی آگاهی دهند. این اداره با نشر ابلاغیه‌ای، با استناد به قانون امر به معروف و نهی از منکر حکومت فعلی گفته است که پنهان‌کردن چهره‌ی زنان و دختران «به‌دلیل ترس از فتنه ضروری و صدای زن مثل خواندن آهنگ، نعت و قرائت در مسجد عورت» است. در بخشی از ابلاغیه آمده است که لباس زنان نازک و کوتاه و چسپ نباشد، و زنان بدن و روی خود را از مردان نامحرم پنهان کنند. اداره‌ی امر به معروف و نهی از منکر حکومت سرپرست تاکید کرده است که نظرکردن مردان بالغ بیگانه به بدن و روی زنان و نگاه‌کردن زنان بالغ به مردان بیگانه حرام است. همچنین اداره‌ی امر به معروف و نهی از منکر در ولسوالی مالستان در بخشی از ابلاغیه‌ی خود تأکید کرده است که در مساجد سه وقت آذان داده شود. این اداره افزوده است که روزه و عید باید مطابق دستور مقام عالی باشد و از تجلیل نوروز و سایر روزهایی که در شریعت اصل ندارد، اجتناب و در صورت تخلف برخورد قانونی شود. در ابلاغیه آمده است که در مراسم عروسی، ختم و خیرات از مصارف گزاف جلوگیری شود. این اداره در ابلاغیه‌ی خود به خودکشی افراد اشاره کرده و گفته است که باید عوامل خودکشی معلوم و درباره‌ی عواقب آن صحبت شود. اداره‌ی امر به معروف حکومت فعلی می‌گوید که از نظر این گروه «زنا، تجاوز جنسی، زنکه‌بازی، چشم‌چرانی، نکاح اجباری و مسافرت طولانی شوهر» از عوامل خودکشی است. همچنین این اداره خواستار همکاری مردم در تامین امنیت این ولسوالی شده است.

ادامه مطلب


5 روز قبل - 57 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل اعلام کرده است که در سال ۲۰۲۴ میلادی به ۶۸۸ هزار تن در افغانستان آب نوشیدنی سالم فراهم کرده است. این نهاد امروز (یک‌شنبه، ۳ حمل) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود به مناسبت روز جهانی آب گفته است که آب سالم در مکاتب، شفاخانه‌ها و خانه‌ها فراهم شده است. صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل هر کودک را سزاوار نوشیدن آب سالم دانسته و بر حفظ سلامت آنان تأکید کرده است. در ادامه آمده است: «دختران و زنان اغلب مسوول جمع‌آوری آب هستند و به دلیل کمبود آب، بیشترین آسیب را می‌بینند. به همین دلیل است یونیسف امکانات آب سازگار با آب و هوا را مستقیماً برای خانواده های نیازمند به درب خانه هایشان می‌آورد. اکثر آنها از انرژی خورشیدی استفاده می‌کنند و بقیه شیرهای آب آشامیدنی تمیز هستند.» این در حالی است که کمیته صلیب سرخ در روز جهانی آب گفته است که ۳۳ میلیون تن در افغانستان به آب نوشیدنی سالم دسترسی ندارند. همچنان، یونیسف پیش‌تر در گزارشی افزوده بود که در ۲۵ ولسوالی ولایت‌های شرقی افغانستان در سال‌های ۲۰۲۳ و ۲۰۲۴ آب نوشیدنی سالم فراهم کرده است. پیش از این سازمان ملل متحد هشدار داده بود که اگر اقدامی نشود، آب‌های زیرزمینی کابل تا سال ۲۰۳۰ میلادی خشک خواهد شد.

ادامه مطلب


5 روز قبل - 79 بازدید

سازمان حقوق بشری حال‌وش گزارش داد که یک کودک ۱۰ ساله اهل افغانستان در یک چاه ۲۰۰ متری در ولایت سیستان و بلوچستان ایران سقوط کرده و جان باخته است. در گزارش سازمان حقوق بشری حال‌وش آمده است که پیکر این کودک ۱۰ ساله با دوربین رویت شده، اما هنوز با گذشت بیش از سه روز بیرون کشیده نشده است. در گزارش آمده است که این کودک ظهر (پنج‌شنبه ۳۰ حوت) در چاه سقوط کرده و مسوولان حکومتی ایران اکنون تصمیم گرفته‌اند که پیکر این کودک در همان محل چاه دفن و نماز جنازه نیز بر بالای دهانه چاه اقامه شود. در ادامه آمده است که این رویداد در روستای ناصرآباد از توابع ولسوالی سیب و سوران ولایت سیستان و بلوچستان ایران رخ داده است. در گزارش آمده است که نام این کودک افغان صیدالله نور محمد اعلام شده است. بر اساس جزییات ارائه شده، با دوربینی که به درون چاه فرستاده شده، پیکر بی‌جان صیدالله رویت شده، اما به‌دلیل شرایط فنی چاه و کمبود شدید تجهیزات، امکان خارج کردن جسد فراهم نشده است. براساس گزارش سازمان حقوق بشری حال‌وش تصمیم برای دفن این کودک افغان در چاه، « از روی ناچاری» اتخاذ شده است. همچنین کانال خبری حال‌وش در تلگرام گزارش داده است که به دنبال بی‌تفاوتی نهادهای مسوولان جمهوری اسلامی، فعالان اجتماعی نامه‌ای سرگشاده و اعتراضی نوشتند. در نامه بر «ضرورت اقدام فوری برای بازیابی پیکر صیدالله»، بدون هیچ‌گونه تبعیض نژادی یا ملیتی تاکید شده است. آن‌ها با بیان اینکه «افغانستانی بودن این کودک نباید دلیلی برای سهل‌انگاری یا بی‌تفاوتی باشد»، خواستار آن شدند که کرامت انسانی فارغ از مرز و ملیت پاس داشته شود و هیچ تفاوتی میان جان یک انسان افغان یا ایرانی قائل نشوند.

ادامه مطلب


5 روز قبل - 55 بازدید

سازمان عفو بین‌الملل می‌گوید که ممنوعیت آموزشی دختران افغانستان غیر قابل توجیه بوده و نقض حقوق اساسی بشر برای آموزش است. سازمان عفو بین‌الملل این اظهارات با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود به ‌مناسبت آغاز سال تعلیمی در افغانستان مطرح کرده و گفته است که حکومت سرپرست افغانستان باید به دختران در هر سنی، اجازه‌ی رفتن به مکتب بدهد. در ادامه آمده است که مسوولان حکومت فعلی باید از بهانه‌های بدبینانه برای پیش‌برد برنامه‌های تبعیض‌آمیز خود دست بردارند. همچنین سازمان عفو بین‌الملل از مردم سراسر جهان خواسته است که طوماری را برای پاسخ‌گو کردن حکومت فعلی توسط جامعه‌ی جهانی امضا کنند. همچنین یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل نیز اعلام کرده است که با آغاز سال تعلیمی جدید، تقریبا ۴۰۰ هزار دختر دیگر از حق آموزش محروم شده‌اند و تعداد آنها به ۲.۲ میلیون نفر رسیده است. کاترین راسل، مدیر اجرایی یونیسف گفته است که این محدودیت همچنان به آینده‌ی میلیون ها دختر در افغانستان آسیب می‌رساند. خانم راسل تاکید کرده است که اگر این ممنوعیت تا سال ۲۰۳۰ میلادی ادامه یابد، بیش از چهار میلیون دختر از حق تحصیل فراتر از دوره ابتدایی محروم خواهند شد که پیامدهای آن برای دختران و برای افغانستان فاجعه‌بار است. در حالی سازمان عفو بین‌الملل از محدودیت آموزشی دختران افغانستان، انتقاد می‌کند که حکومت سرپرست دختران بالاتر از صنف ششم را در افغانستان از رفتن به مکتب، دانشگاه و ورزش منع کرده‌ است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش باز بماند. قابل ذکر است که در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. همچنین جامعه‌ی جهانی بارها از حکومت فعلی خواسته است که محدودیت‌های آموزشی بر دختران را بردارد. با این حال، حکومت سرپرست تا اکنون در این زمینه تغییری ایجاد نکرده است.

ادامه مطلب


5 روز قبل - 51 بازدید

طوری که در قسمت اول این مقاله بیان شد درهر یک از گروه‌های خودشیفتگی، زیر گروه‌های نیز وجود دارند که مشخص می‌کنند این ویژگی‌ها از نظر دیگران چگونه‌اند؟ اولین گروه فرعی مشخص می‌کند که افراد خودشیفته از چه روش‌هایی برای رفع نیاز خود استفاده می‌کنند. آیا آنها در زیرگروه آشکار قرار می‌گیرند و از روش‌هایی استفاده می‌کنند که برای دیگران واضح و قابل تشخیص است یا در زیرگروه پنهان قرار می‌گیرند و از روش‌هایی استفاده می‌کنند که پنهان و مخفیانه‌ترند. گروه فرعی 1 ( پنهان یا آشکار) : می‌دانیم که خودشیفته‌ها دوست دارند به دیگران توهین کنند و آنها را آزار دهند، خودشیفته‌ی  آشکار این کار را به شیوه‌ای واضح و غیرقابل انکار انجام می‌دهد، درحالی‌که در خودشیفتگی پنهان، افراد به روش پرخاشگری منفعلانه عمل می‌کنند. خودشیفته‌ی  پنهان می‌تواند به نحوی از دیگران سوءاستفاده کند که آنها متوجه این امر نشوند یا می‌تواند با استفاده از روش‌های خود آنچه را  که اتفاق افتاده انکار کند. خودشیفتگان اجتماعی و کلاسیک همیشه آشکار و خودشیفتگان آسیب‌پذیر همیشه پنهان هستند، ولی در خودشیفتگی بدخیم افراد می‌توانند هر یک از دو حالت را داشته باشند. گروه فرعی 2 ( جسمی یا فکری) : دومین گروه فرعی خودشیفتگی توضیح می‌دهد که برای یک  خودشیفته چه چیزی درباره‌ی خودش یا دیگران ارزشمندتر است. هیچ خودشیفته‌ای دوست ندارد بهتر از همسر خود به نظر برسد؛ زیرا همسر فرد خودشیفته معمولاً وسیله‌ی پر زرق‌وبرقی است که فرد خودشیفته از آن برای بالا بردن جایگاه اجتماعی خود استفاده می‌کند. این گروه فرعی شامل خودشیفته‌های جسمی یا فکری است. افرادی با خودشیفتگی جسمی کسانی هستند که با بدن و ظاهر بیرونی خود درگیری افراطی دارند و خودشیفته‌های فکری به حالت همه‌چیزدان ظاهر می‌شوند. آنها خود را باهوش‌ترین فرد حاضر در جمع می‌دانند و دوست دارند دیگران را با دستاوردهایشان تحت‌تأثیر قرار دهند. هر یک از افراد چهار گروه اصلی خودشیفتگی (کلاسیک، اجتماعی، آسیب‌پذیر، بدخیم) ممکن است جسمی یا فکری باشند. گروه فرعی 3 ( وارونه یا سادیستی) : آخرین گروه فرعی شامل 2 نوع خاص از خودشیفته‌ها میباشد؛ اولین مورد خودشیفتگان وارونه یا معکوس است که فقط درمورد خودشیفتگان آسیب پذیر و پنهان دیده میشود. افراد در این گروه فرعی به دیگران وابسته هستند و خود را به سایر خودشیفته‌ها وصل میکنندتا احساس خاص بودن داشته باشند. طرز فکر انها بر اساس قربانی بودن است و از مشکل رها شدگی در کودکی رنج میبرند. دومین مورد از این زیر گروه افراد خودشیفته نوع سادیستی هستند. این گروه با افراد جامعه‌ستیز و مبتلا به امراض روانی قابل مقایسه هستند؛ زیرا از رنج دیگران لذت می‌برند. آنها تمسخر و آسیب رساندن به دیگران را دوست دارند و گاهی تمایلات جنسی نامتعارفی را نیز دارا هستند. به‌صورت خلاصه موارد زیر می‌توانند از جمله دلایل ابتلا به خودشیفتگی باشند: تربیت بدون حساسیت مراقبت غیر قابل پیش‌بینی یا سهل انگارانه انتقاد و سرزنش بیش از حد سوءاستفاده تروما یا آسیب شدید روانی انتظارات بیش از حد ستایش بیش از حد و نازپروردگی هنگامی که والدین بر استعداد خاصی در کودک یا ظاهر او به‌صورت افراطی متمرکز می‌شوند. همچنین برخی گمان‌هایی وجود دارد که بیان می‌کند ممکن است ناهنجاری‌های ژنی بر ارتباط میان مغز و رفتارهای فرد تأثیر بگذارد. خودشیفتگی چه علائم هشداردهنده‌ی دارد؟ همیشه مکالمه را به سمت خود می‌کشاند به اغراق در مورد دستاوردها و توانایی‌های خود متمایل هستند دوست دارند اسامی و نشانه‌ها را فراموش کنند خیلی سطحی هستند و نمی‌توانند واقعاً انتقادپذیر باشند، چیزی بنام گفتگوی عمیق با خودشیفته‌ی  واقعی امکان‌پذیر نیست به علت وجود نیاز اغراق‌آمیز به تأیید همیشه در پی شنیدن تعریف و تمجید از خود هستند اگر از آنان انتقاد شود ممکن است رفتار خصمانه‌ای از خودشان نشان دهند کمال‌گرا هستند همیشه سعی می‌کنند یک یا چند پله از دیگران بالاتر قرار بگیرند؛ زیرا خودشان خود را برتر می‌دانند ممکن است به سبب احساس حق‌به‌جانب بودن از قوانین پیروی نکنند توانایی تفکر عمیق درباره‌ی خود را ندارند و نمی‌توانند مسئولیت اعمال خود را به عهده بگیرند، دوست دارند برای هر چیزی مقصری پیدا کنند به‌شدت کنترول‌گر هستند برای همین به قراری ارتباط خوب تمایل نشان نمی‌دهند و در کارهای تیمی مشارکت نیفکنند به شکل واضحی فاقد احساس همدلی با دیگران هستند و به معنای واقعی با عبارت " خود را به‌جای دیگران گذاشتن" ناآشنا هستند ممکن است بسیار از دیگران انتقاد کنند به‌عنوان بخشی از حق‌به‌جانب بودن فاقد حدومرز شخصی هستند دوستان سطحی و دوستی‌های کوتاه‌مدت زیادی دارند؛ ولی از دوستی‌های بلندمدت و عمیق محروم هستند به‌صورت کلی هرجایی که حضور پیدا کنند کوهی از ویرانه‌ها را به جا می‌گذارند. این ویرانه‌ها می‌توانند مجموعه‌ی از دوستی‌های خراب شده، روابط عاشقانه و صمیمانه کاملاً غلط یا تجارت عاشقانه باشند. نویسنده: مرضیه بهروزی «روانشناس بالینی»

ادامه مطلب


5 روز قبل - 46 بازدید

کمیته‌ بین‌‌المللی صلیب سرخ درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که تخمین زده می‌شود که ۳۳ میلیون نفر در افغانستان با کمبود شدید آب مواجه هستند. این نهاد امروز (شنبه، ۲ حمل) با نشر گزارشی در وب‌سایت خود به‌مناسبت «روز جهانی آب» گفته است که بارندگی نامنظم، افزایش دمای هوا و خشک‌سالی باعث کاهش دسترسی مردم افغانستان به آب شده است. مارتین دی بویر، رییس برنامه‌های کمیته‌ بین‌‌المللی صلیب سرخ در افغانستان هشدار داده است: «برای میلیون‌ها افغان که پیش از این نیز با چالش‌های زیادی روبرو بودند، تأمین آب برای آشامیدن، پخت‌وپز یا آبیاری محصولات کشاورزی اغلب غیرممکن است.» در گزارش آمده است: «این موضوع تأثیرات ویرانگری بر سلامت مردم و دسترسی آنان به غذا دارد و همچنین مانعی برای توسعه‌ی اقتصادی افغانستان است.» رییس برنامه‌های کمیته‌ بین‌‌المللی صلیب سرخ تاکید کرده است که کمبود زیرساخت‌های ضروری، از جمله سیستم‌های تأمین آب، بندها و شبکه‌های آبیاری چالش‌ها را بیشتر می‌کند. در ادامه آمده است که دسترسی به آب سالم یکی از مسائل حیاتی افغانستان است که بر صحت عمومی، امنیت غذایی و ثبات اقتصادی تأثیر می‌گذارد. همچنین ورونیکو وبر اویدو پینتو، رییس برنامه آب و اسکان کمیته‌ بین‌المللی صلیب سرخ در افغانستان افزوده است: «آب فقط یک نیاز نیست، بلکه پایه و اساس زندگی است. در افغانستان، تغییرات اقلیمی دسترسی به آب را برای میلیون‌ها نفر تهدید می‌کند.» ورونیکو وبر اویدو پینتو می‌گوید: «با کاهش سطح آب‌های زیرزمینی و افزایش رویدادهای شدید اقلیمی، تقویت مدیریت منابع آبی مقاوم در برابر تغییرات اقلیمی برای حفظ منابع آب شیرین افغانستان و کمک به جوامع برای سازگاری با شوک‌های اقلیمی ضروری است.» بهبود دسترسی به آب همچنین کمیته‌ بین‌‌المللی صلیب سرخ در بخشی از گزارشش گفته است که در سال ۲۰۲۴ میلادی، به ۱.۱۲ میلیون نفر در افغانستان کمک کرده است که به آب آشامیدنی سالم دسترسی بهتری داشته باشد. در گزارش آمده است که از این افراد با بازسازی زیرساخت‌ها و حمایت از تأمین انرژی پایدار در مناطق شهری مانند فیض‌آباد، هرات، کابل، قندهار، خوست، قندوز، میمنه و شیندند، کمک کرده است. پیش از این سازمان ملل متحد هشدار داده بود که اگر اقدامی نشود، آب‌های زیرزمینی کابل تا سال ۲۰۳۰ میلادی خشک خواهد شد.

ادامه مطلب