برچسب: نقش

2 هفته قبل - 98 بازدید

نقش پدر در تربیت کودک به‌طور چشمگیری مورد توجه قرار گرفته است. در گذشته، تربیت کودک عمدتاً بر عهده مادران بود؛ اما تحقیقات امروزی نشان می‌دهند که حضور و مشارکت فعال پدران در فرآیند تربیت و رشد کودک، تأثیرات شگرفی بر جنبه‌های مختلف زندگی او دارد. اگر بخواهیم به‌طور خلاصه اهمیت نقش پدر در تربیت کودک را بیان کنیم، می‌توان گفت: «نقش پدر در تربیت فرزندان از زمان قبل از تولد تا پس از زایمان بسیار مهم است و پدران همیشه نقش حیاتی و تأثیرگذار در تربیت کودک ایفا کرده‌اند.» در حقیقت، حضور پدر در مراحل مختلف زندگی کودک می‌تواند به بهبود عملکرد اجتماعی، تحصیلی و روانی او کمک کند. پدران نقش مهمی در رشد کودک دارند و می‌توانند بر شایستگی اجتماعی، عملکرد درسی و تنظیم احساسات کودک تأثیر بگذارند. جالب است بدانید اهمیت نقش پدر در تربیت کودک آن‌قدر زیاد است که کشورهایی مانند نروژ و سوئد در تلاش هستند تا با ارائه مرخصی برابر به پدر و مادر، آنان را به‌صورت مساوی در مراقبت از فرزند مشارکت دهند. از لحاظ تاریخی و در تحقیقات مختلف، مادران بیشتر از پدران در زمینه‌ی تربیت کودکان مورد توجه قرار گرفته‌اند. اغلب مادران به‌عنوان مراقب اصلی کودک شناخته می‌شدند و حتی امروزه نیز برخی افراد، مادران را مسئول اصلی تربیت کودک می‌دانند. این در حالی است که پدران معمولاً به‌عنوان یار کمکی برای مادر یا هم‌بازی کودک در نظر گرفته می‌شوند. با این حال، طبق تحقیقات جدید مشخص شده است که نقش پدر در تربیت فرزندان بسیار پررنگ و مؤثر است. برخی شواهد پژوهشی نشان می‌دهد که اگر نقش پدر تنها به برآورده‌کردن نیازهای مادی محدود شود، این امر می‌تواند منجر به ایجاد فقدان محبت صمیمانه بین پدر و فرزند گردد. حتی در برخی موارد، این مسئله موجب رشد کمتر از حد مطلوب کودکان نیز خواهد شد. از سوی دیگر، کودکانی که پدران‌شان در مراقبت‌های روزانه مانند غذا دادن، حمام کردن، بازی کردن و… درگیر بوده‌اند، ویژگی‌های مثبتی دارند از جمله: - ریسک‌پذیری بیشتر - بهره‌ی هوشی بالاتر - اعتماد به نفس قوی‌تر - اجتماعی بودن و محبوبیت بیشتر - عملکرد بهتر در تحصیل - توانایی مدیریت احساسات خود این یافته‌ها تأکید می‌کنند که مشارکت فعال پدر در تربیت، برای رشد همه‌جانبه‌ی کودک ضروری است. این کودکان از مهارت‌های زبانی و شناختی بالاتری بهره‌مند هستند و با افزایش سن، ارتباطات اجتماعی قوی‌تری با همسالان خود برقرار می‌کنند. از سوی دیگر، تحقیقات نشان می‌دهند که ایجاد دلبستگی ایمن بین پدر و کودک، مزایای زیادی به همراه دارد که آثار آن تا بزرگسالی نیز ادامه می‌یابد. مشارکت و نقش پدر در تربیت فرزندان: به همان اندازه که نقش مادر در زندگی و تربیت کودکان اهمیت دارد، نقش پدر نیز در این زمینه بسیار پررنگ و تأثیرگذار است. متأسفانه بسیاری از پدران تمایلی به درگیر شدن در امور تربیتی فرزندان ندارند و بر این باورند که این وظیفه تنها بر عهده مادر است. در چنین نگرشی، پدران نقش خود را صرفاً در تأمین معاش و فراهم کردن شرایط مادی برای همسر و فرزندان خلاصه می‌کنند. این فاصله عاطفی و عدم ارتباط مؤثر، گاه به جایی می‌رسد که کودک دچار مشکلات روحی می‌شود و به دلیل نبود رابطه نزدیک، از پدر خود می‌ترسد یا در حضور او احساس خجالت می‌کند. با این حال، خوشبختانه علم روان‌شناسی در سال‌های اخیر کمک کرده تا بسیاری از پدران به اهمیت نقش خود در تربیت فرزند پی ببرند. از این رو، امروزه پدران بیشتری در تلاش‌اند تا به‌عنوان بخشی جدی و مهم از روند تربیت کودک، نقش فعال‌تری ایفا کنند. نقش پدر پس از تولد کودک: مادر و نوزاد به‌مدت ۹ ماه با یکدیگر پیوندی نزدیک داشته‌اند، اما پس از تولد، فصل جدیدی از مراقبت و دلبستگی برای کودک آغاز می‌شود. اگرچه نوزاد به‌دلیل تغذیه با شیر مادر بیشتر در آغوش او قرار دارد، اما پدر نیز می‌تواند در زمان‌هایی که مادر استراحت می‌کند یا نوزاد شیر نمی‌خورد، نقش مؤثری ایفا کند. هنگامی که نوزاد را بغل می‌کنید، او را به‌آرامی تکان دهید و سعی کنید تماس پوستی مستقیم با او برقرار کنید. با کودک صحبت کنید، او را نوازش و بوسیده و به چشمانش نگاه کنید. این تماس‌های ساده، پایه‌های دلبستگی عمیق‌تری را شکل می‌دهند. همچنین مشارکت در کارهای مربوط به نوزاد مانند تعویض لباس، پوشک‌کردن، حمام‌دادن و دیگر فعالیت‌های مراقبتی، نقش پدر را در این دوره مهم پررنگ‌تر می‌سازد. تحقیقات نشان می‌دهند پدرانی که بلافاصله یا مدت کوتاهی پس از تولد با فرزند خود ارتباط برقرار می‌کنند، در آینده رابطه‌ای صمیمی‌تر و عمیق‌تر با کودک خواهند داشت. در حقیقت، ایجاد پیوند با نوزادتان آغاز مسیری است که تا پایان عمر ادامه خواهد داشت. مارتین گرینبرگ در کتاب خود با نام تولد یک پدر می‌نویسد: «نه‌تنها نوزاد بخش بزرگی از زندگی پدر می‌شود، بلکه پدر نیز احساس می‌کند که به‌یک‌باره بزرگ‌تر شده است و احساس قوی‌تر و پخته‌تر بودن می‌کند. در عین حال، عزت‌نفس پدر نیز افزایش می‌یابد و بیشتر به هویت خود به‌عنوان یک پدر پی می‌برد.» گذراندن وقت مفید با کودک: یکی از نکات مهمی که پدران پرمشغلۀ امروزی کمتر به آن توجه می‌کنند، گذراندن *وقت مفید* با فرزندان است. اگر می‌خواهید نقش خود را به‌عنوان پدر در تربیت کودک به‌درستی ایفا کنید، لازم است زمان باکیفیتی را با او سپری کنید. در ادامه به بررسی شرایطی می‌پردازیم که به شما کمک می‌کند وقت مفید و ارزشمندی را با کودک خود بگذرانید: بین کار و ارتباط با خانواده تعادل برقرار کنید. اولین کاری که می‌توانید برای گذراندن وقت مفید با کودک انجام دهید، این است که مدام مشغول کار نباشید. درست است که تولد فرزند با افزایش هزینه‌ها همراه است، اما کودک بیش از مادیات، به حضور و توجه شما نیاز دارد. در صورت امکان، بخشی از وظایف کاری‌تان را در خانه انجام دهید و مدت زمان کمتری را در محل کار سپری کنید. اگر شرایط اجازه می‌دهد، گاهی کودک را با خود به محل کار ببرید تا هم در کنار شما باشد و هم با محیط‌ها و فضای جدید آشنا شود. زمان مشخص برای وقت‌گذراندن با کودک داشته باشید سعی کنید در طول روز، زمانی مشخص را به کودک خود اختصاص دهید و به آن پایبند بمانید. در این زمان با او بازی کنید، به پارک ببرید، یا در رویدادهای اجتماعی مانند جشن‌های محلی و کنسرت‌ها شرکت کنید. همچنین می‌توانید در روزهای بارانی یا برفی، فعالیت‌هایی ویژه‌ و خلاقانه برای خود و فرزندتان طراحی کنید تا لحظات شادی را با هم سپری کنید. فعالیت مشترک با کودک داشته باشید سعی کنید کودک را در فعالیت‌هایی که انجام می‌دهید و برای او ضرری ندارند، مشارکت دهید یا او را به تماشای کار خود دعوت کنید. این فعالیت‌ها می‌توانند شامل تعمیرات ساده در خانه مانند تعویض شیر آب، درست کردن حصار و موارد مشابه باشند. در این میان، می‌توانید نکات ایمنی مهم درباره کار با ابزار را نیز به او آموزش دهید. همچنین، زمانی که کودک مشغول بازی یا تماشای تلویزیون است، می‌توانید به او ملحق شوید. البته توجه داشته باشید که چارچوب بازی کودک را به هم نزنید و پیش از پیوستن به بازی، نظر او را جویا شوید. از سوی دیگر، می‌توانید در برخی روزها که وقت آزاد دارید، با کودک آشپزی کنید و وظایف ساده و کوچکی را به او بسپارید. این کار نه تنها باعث ایجاد پیوند عاطفی می‌شود، بلکه حس مسئولیت‌پذیری را نیز در کودک تقویت می‌کند. از کودک راجع به علاقه‌مندی‌هایش سوال کنید برای ایجاد وقت ارزشمند با کودک خود، باید به علاقه‌مندی‌های او نیز توجه کنید. از آنجایی که کودکان در حال رشد و تغییر هستند، خوب است هر چند وقت یک بار از آن‌ها بپرسید به چه فعالیت‌ها و تفریحاتی علاقه دارند. سپس از میان این علاقه‌مندی‌ها، گزینه‌هایی را که می‌توانید انجام دهید، انتخاب کنید. در نهایت با کمک کودک و با توجه به برنامه زمانی خود، یک برنامه مشخص برای انجام این فعالیت‌ها تهیه کنید. گفتنی است که می‌توانید با توجه به شرایط خود، علاقه‌مندی‌های کودک و سایر موارد وابسته به خانواده و سبک زندگی‌تان، به گذراندن وقت مفید با کودک بپردازید. بنابراین زیاد به خود سخت نگیرید و اولویت را روی فراهم کردن زمان لازم برای ایفای نقش خود به عنوان پدر بگذارید. پدر بودن یک مسئولیت بزرگ و در عین حال فرصتی بی‌نظیر برای خلق انسانی والا است. دست‌های پدر تنها نان‌آور نیستند، بلکه تکیه‌گاهی هستند که به کودک جرأت پرواز می‌دهند. تربیت موفق حاصل هماهنگی و رقص مشترک پدر و مادر در مسیر رشد کودک است؛ جایی که اقتدار پدر در کنار مهربانی مادر، شخصیتی متعادل و قدرتمند می‌سازد. نویسنده: سحر یوسفی

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 139 بازدید

خانواده، نخستین و مهم‌ترین محیط اجتماعی است که در شکل‌گیری شخصیت فرد تأثیر عمیق و ماندگاری دارد. از دوران کودکی تا بزرگسالی، تأثیر خانواده بر نگرش‌ها، رفتارها و ویژگی‌های فرد غیرقابل انکار است. خانواده به عنوان اولین نهاد اجتماعی، نقش اساسی در پرورش شخصیت انسان ایفا می‌کند و فرد از لحظه تولد تحت تأثیر فضای خانوادگی قرار می‌گیرد. بسیاری از خصوصیات رفتاری و فکری انسان در این محیط پایه‌گذاری می‌شود. خانواده از طریق الگوهای رفتاری، ارزش‌ها، باورها و هنجارهای حاکم بر آن، به صورت مستقیم یا غیرمستقیم بر شخصیت اعضای خود اثر می‌گذارد. این تأثیرات می‌توانند از طریق شیوه تربیت والدین، نوع روابط بین اعضای خانواده، و حتی شرایط اقتصادی و اجتماعی خانواده منتقل شوند. تأثیر والدین بر شخصیت تأثیر والدین بر شکل‌گیری شخصیت کودکان، یکی از بنیادی‌ترین و ماندگارترین عوامل در مسیر رشد و توسعه فردی است. والدین، به عنوان نخستین مربیان و مهم‌ترین افراد در زندگی کودک، از بدو تولد نقش بی‌بدیلی در تربیت و شکل‌دهی شخصیت فرزندان خود ایفا می‌کنند. رفتارها، شیوه‌های تربیتی و حتی سبک زندگی آن‌ها می‌تواند الگوی مستقیمی برای کودکان باشد. کودکان در محیط خانواده، به‌ویژه از والدین، نه‌تنها اصول و ارزش‌های اخلاقی را می‌آموزند، بلکه مهارت‌های اجتماعی، نحوه مواجهه با چالش‌ها و رویکردهای زندگی را نیز فرا می‌گیرند. والدینی که با احترام با فرزندان خود برخورد می‌کنند و به احساسات و نظرات آن‌ها توجه نشان می‌دهند، معمولاً محیطی مثبت و حمایتی ایجاد می‌کنند. این محیط به تقویت اعتماد‌به‌نفس، استقلال و مهارت‌های ارتباطی فرزندان کمک می‌کند. بنابراین، روش‌های تربیتی والدین — از جمله تشویق به خودمختاری، آموزش مهارت حل مسئله، و ابراز محبت — می‌توانند سنگ‌بنای شخصیت آینده کودک را بنا نهند. تأثیر خواهر و برادر بر شکل‌گیری شخصیت نقش خواهر و برادر در روند شکل‌گیری شخصیت فرد، از جمله عوامل مهمی است که نباید نادیده گرفته شود. در کنار تأثیر والدین، خواهران و برادران از طریق تعاملات روزمره خود تأثیر قابل توجهی بر رشد شخصیت و مهارت‌های اجتماعی فرد دارند. این روابط معمولاً پیچیده و متنوع‌اند و می‌توانند زمینه‌ساز یادگیری و تمرین بسیاری از مهارت‌های فردی و اجتماعی باشند. خواهر و برادر، به عنوان نزدیک‌ترین همسالان، فرصتی برای تجربه‌ همدلی، مشارکت، همکاری و مدیریت تعارض فراهم می‌کنند. رابطه‌ی نزدیک میان آن‌ها می‌تواند حس امنیت، حمایت و همراهی عاطفی ایجاد کرده و به رشد هیجانی فرد کمک کند. در همین فضا، کودک یا نوجوان می‌آموزد چگونه دیگران را درک کند، احساساتش را بیان نماید و با دیگران تعامل سازنده داشته باشد. همچنین، شرکت در فعالیت‌های خانوادگی، بازی‌ها یا مسئولیت‌های مشترک، مهارت‌های کار گروهی و ارتباط مؤثر را تقویت می‌کند. از سوی دیگر، رقابت یا اختلاف‌نظرهایی که میان خواهر و برادرها پیش می‌آید نیز می‌تواند فرصتی برای رشد فردی باشد. این چالش‌ها به فرد یاد می‌دهند چگونه با اختلافات کنار بیاید، مذاکره کند، احساسات خود را مدیریت نماید و در موقعیت‌های دشوار تصمیم‌گیری کند. در مجموع، رابطه با خواهر و برادر می‌تواند نقش مهمی در شکل‌گیری شخصیت متعادل، اجتماعی و تاب‌آور ایفا کند. نقش خانواده در شکل‌گیری شخصیت در دوران نوجوانی نقش خانواده در شکل‌گیری شخصیت در دوران نوجوانی اهمیت بسیار زیادی دارد؛ چرا که این مرحله یکی از پیچیده‌ترین و حساس‌ترین دوره‌های زندگی انسان است. نوجوانی، دوره‌ای است که فرد با تغییرات گسترده جسمی، روانی و اجتماعی مواجه می‌شود و در تلاش است تا هویت مستقل خود را کشف کند. این فرآیند اغلب با چالش‌هایی همراه است که می‌توانند بر روابط اجتماعی، تصمیم‌گیری‌ها و احساسات نوجوان تأثیر بگذارند. در این دوران، خانواده نقش‌های مهمی بر عهده دارد. نوجوانان بیش از هر زمان دیگری نیازمند محیطی امن و پذیرنده هستند تا بتوانند بدون ترس از قضاوت، احساسات، دغدغه‌ها و نگرانی‌های خود را با اعضای خانواده در میان بگذارند. ایجاد چنین فضای حمایتی، به آن‌ها کمک می‌کند تا خود و هیجانات‌شان را بهتر درک کنند و با اطمینان بیشتری مسیر شکل‌گیری هویت فردی‌شان را طی کنند. پشتیبانی عاطفی، گفت‌وگوی مؤثر، احترام به استقلال و در عین حال هدایت صحیح، از مهم‌ترین اقداماتی هستند که خانواده می‌تواند در این دوره حساس انجام دهد تا نوجوان به فردی با اعتماد به نفس، مسئول و متعادل تبدیل شود. نقش راهنمایی خانواده در عبور از چالش‌های نوجوانی خانواده نقش بسیار مهمی در راهنمایی نوجوانان هنگام مواجهه با چالش‌های روزمره زندگی ایفا می‌کند. دوران نوجوانی سرشار از موقعیت‌های جدید و ناشناخته است؛ از انتخاب مسیر تحصیلی و تعیین اهداف شغلی گرفته تا مدیریت روابط اجتماعی و مقابله با فشار همسالان. در این مسیر، والدین می‌توانند با ارائه راهنمایی‌های منطقی، واقع‌بینانه و دلسوزانه، نوجوان را یاری کنند تا تصمیم‌های بهتری بگیرد و توانایی حل مسئله‌اش را تقویت کند. به‌طور کلی، نقش خانواده در دوران نوجوانی فراتر از حمایت‌های عاطفی روزمره است. خانواده به‌عنوان یکی از ستون‌های اصلی زندگی نوجوان، با فراهم کردن محیطی امن برای ابراز احساسات و افکار، و نیز با هدایت آگاهانه، به او کمک می‌کند تا با اطمینان بیشتری وارد مراحل پیچیده‌تر زندگی شود و به شکل‌گیری هویت مستقل خود دست یابد. حمایت عاطفی خانواده؛ نیاز بنیادین دوران نوجوانی حمایت عاطفی از سوی خانواده، یکی از بنیادی‌ترین نیازهای نوجوانان در دوران رشد است. در این مرحله از زندگی، نوجوانان با تغییرات عمده‌ای در ابعاد جسمی، روانی و اجتماعی مواجه می‌شوند که می‌تواند منجر به افزایش اضطراب، استرس و سردرگمی گردد. در چنین شرایطی، حضور والدینی که با همدلی، درک عمیق و توجه به نیازهای عاطفی نوجوان برخورد می‌کنند، بسیار حیاتی است. والدینی که با صبوری به دغدغه‌ها و نگرانی‌های فرزند خود گوش می‌سپارند و بدون قضاوت به احساسات او پاسخ می‌دهند، محیطی امن و حمایت‌گر ایجاد می‌کنند. چنین فضایی به نوجوان این امکان را می‌دهد که احساسات خود را آزادانه ابراز کند و با اطمینان بیشتری با چالش‌های پیش‌رو روبرو شود. علاوه بر این، حمایت عاطفی خانواده نقش مهمی در کمک به نوجوان برای کنار آمدن با تغییرات جسمی و روانی دوران بلوغ دارد. از آنجا که این دوران معمولاً با نوسانات شدید احساسی همراه است، حضور اعضای خانواده به‌عنوان پناهگاهی امن می‌تواند به نوجوانان در مدیریت احساسات، پذیرش خود و مقابله مؤثر با مشکلات احتمالی کمک کند. ایجاد محیطی امن در خانواده ایجاد محیطی امن در خانواده، یکی از مهم‌ترین عوامل مؤثر بر رشد سالم و شکل‌گیری شخصیت نوجوانان است. از آن‌جا که خانواده نخستین و اساسی‌ترین نهاد اجتماعی در زندگی فرد به‌شمار می‌رود، والدین باید فضایی فراهم کنند که نوجوانان در آن احساس امنیت و آرامش داشته باشند. در چنین فضایی، نوجوان می‌تواند بدون ترس از قضاوت، سرزنش یا تنبیه، افکار، احساسات و ایده‌های خود را آزادانه بیان کند. این محیط حمایتی به او کمک می‌کند تا شناخت عمیق‌تری از خود پیدا کند و در مسیر کشف و تعریف ارزش‌ها، باورها و هویت فردی‌اش گام بردارد. والدینی که ارتباطی باز و بدون محدودیت را با فرزندان خود تشویق می‌کنند، فضایی فراهم می‌سازند که در آن نوجوانان می‌توانند احساسات و نظرات خود را آزادانه بیان کنند. این امر نه‌تنها به تقویت اعتماد‌به‌نفس آن‌ها کمک می‌کند، بلکه باعث می‌شود نوجوانان احساس کنند شنیده می‌شوند و افکارشان ارزشمند است. در مجموع، ایجاد محیطی امن و حمایت‌گر در خانواده، به نوجوانان این امکان را می‌دهد که به‌طور کامل به خودشناسی پرداخته و شخصیت مستقل خود را در فضایی سرشار از احترام، اعتماد و حمایت شکل دهند. نقش والدین در راهنمایی و تربیت نقش والدین در هدایت و تربیت نوجوانان اهمیت فراوانی دارد، چرا که این دوره از زندگی با حساسیت‌ها و چالش‌های ویژه‌ای همراه است و نیازمند پشتیبانی، راهنمایی و نظارتی آگاهانه است. یکی از مهم‌ترین وظایف والدین در این مرحله، ارائه راهنمایی‌های اخلاقی است. نوجوانان با مسائلی چون دوستی، روابط اجتماعی، تحصیل و فشارهای همسالان روبه‌رو هستند. والدینی که با دقت و دلسوزی اصول اخلاقی را به فرزندان خود آموزش می‌دهند و آن‌ها را به رعایت صداقت، احترام به دیگران و مسئولیت‌پذیری تشویق می‌کنند، در واقع پایه‌های اخلاقی محکمی برای آینده‌ی آن‌ها بنا می‌گذارند. این نوع راهنمایی به نوجوان کمک می‌کند تا در مواجهه با چالش‌های زندگی، تصمیم‌های درست‌تری بگیرد و از آسیب‌های اجتماعی در امان بماند. علاوه بر این، والدین باید نوجوانان را به پذیرش مسئولیت و کسب استقلال تشویق کنند. این امر به معنای فراهم کردن فرصت‌هایی برای تجربه، اشتباه کردن و یادگیری از آن اشتباهات است؛ روندی که برای رشد شخصیتی و بلوغ فکری ضروری است. تأثیر الگوهای رفتاری والدین تأثیر الگوهای رفتاری والدین بر نوجوانان یکی از عوامل کلیدی در شکل‌گیری شخصیت و رفتار آن‌هاست. در دوران نوجوانی، زمانی که فرد به طور فعال در جستجوی ساختن هویت شخصی و اجتماعی خود است، رفتار والدین به‌عنوان نخستین و نزدیک‌ترین الگو، تأثیر عمیق و ماندگاری بر او می‌گذارد. والدینی که رفتارهای مثبت، اخلاقی و مسئولانه از خود نشان می‌دهند، نه تنها الگویی مناسب برای فرزندان خود فراهم می‌کنند، بلکه زمینه را برای رشد و توسعه ویژگی‌های مثبت در نوجوانان نیز مهیا می‌سازند. این رفتارهای مثبت می‌تواند شامل مجموعه‌ای از مهارت‌ها و ارزش‌های اجتماعی و فردی باشد. علاوه بر این، یکی از مهم‌ترین جنبه‌های الگوهای رفتاری والدین، نحوه‌ی حل مشکلات و مدیریت تعارضات است که نوجوانان از طریق مشاهده و تجربه آن‌ها، مهارت‌های لازم برای مقابله با چالش‌های زندگی را می‌آموزند. یکی دیگر از جنبه‌های مهم الگوهای رفتاری والدین، مدیریت احساسات و عواطف است. والدینی که توانایی کنترل احساسات خود را دارند و به جای واکنش‌های منفی در مواجهه با استرس‌ها، راه‌حل‌های سازنده انتخاب می‌کنند، الگوی مهم و ارزشمندی برای نوجوانان خود محسوب می‌شوند. نویسنده: سحر یوسفی

ادامه مطلب


3 ماه قبل - 114 بازدید

گاهی تصور می‌کنیم برای رسیدن به آرامش روان، باید تغییرات بزرگی در زندگی ایجاد کنیم؛ مثل عوض کردن شغل، مهاجرت یا رفتن به دوره‌های درمانی طولانی. هرچند این تغییرها در برخی شرایط ضروری‌اند، اما همیشه در دسترس ما نیستند. در مقابل، چیزی که اغلب نادیده گرفته می‌شود، قدرت عادت‌های کوچک و روزمره است. همین کارهای ساده و ظاهراً کم‌اهمیت، می‌توانند تأثیر چشمگیری بر حال روحی ما بگذارند. سلامت روان، بیش از آنچه فکر می‌کنیم، تحت تأثیر همین جزئیات کوچک است. یکی از نمونه‌های مهم این عادت‌ها، مرتب کردن اتاق یا فضای اطراف بلافاصله بعد از بیدار شدن است. بسیاری این کار را بی‌اهمیت می‌دانند، اما در واقع، این کار پیامی ناخودآگاه به ذهن می‌فرستد: «روزت را با نظم شروع کرده‌ای.» وقتی اولین کار روز را با موفقیت انجام می‌دهیم، احساس کنترل بیشتری بر ادامه روز داریم. همین اقدام ساده می‌تواند حس موفقیت و رضایت کوچکی در ما ایجاد کند که در تمام طول روز همراه‌مان باشد. عادت کوچک مؤثر دیگر، نوشیدن آب کافی است. کم‌آبی نه‌تنها موجب خستگی و سردرد می‌شود، بلکه مستقیماً بر خلق‌وخو تأثیر می‌گذارد. تحقیقات نشان داده‌اند حتی کاهش جزئی سطح آب بدن می‌تواند تمرکز را کاهش دهد، احساس تحریک‌پذیری و اضطراب را افزایش دهد. گاهی ما دلایل ناراحتی یا بی‌حوصلگی‌مان را به عوامل بیرونی نسبت می‌دهیم، در حالی‌که ممکن است تنها نیاز بدن‌مان یک لیوان آب باشد. حرکت کردن در طول روز نیز از آن عادت‌های ساده و کم‌هزینه‌ای است که اثر بزرگی بر سلامت روان دارد. این حرکت لزوماً ورزش سنگین یا رفتن به باشگاه نیست؛ حتی چند دقیقه پیاده‌روی یا انجام حرکات کششی در خانه می‌تواند جریان خون را بهبود دهد و ترشح اندورفین، ماده‌ی شیمیایی شادی‌آور مغز را افزایش دهد. این تغییرات فیزیولوژیکی، تأثیر فوری بر روحیه می‌گذارند. به همین دلیل، متخصصان توصیه می‌کنند حتی اگر زمان یا انرژی کمی دارید، همین فعالیت‌های کوتاه را نیز در برنامه‌ی روزانه‌تان بگنجانید. یکی دیگر از عادت‌های کوچک اما بسیار مؤثر برای آرامش روان، نوشتن است. منظور نوشتن ادبی یا حرفه‌ای نیست؛ بلکه صرفاً نوشتن احساسات، نگرانی‌ها یا حتی فهرست کارهای روزانه می‌تواند ذهن را سبک کند. وقتی افکار در ذهن انباشته می‌شوند، اضطراب افزایش می‌یابد. اما با نوشتن، این افکار از ذهن بیرون می‌آیند و نظم می‌گیرند، و این فرآیند احساس آرامش و تمرکز بیشتر به فرد می‌دهد. تنفس عمیق نیز از آن عادت‌های ساده و کم‌هزینه‌ای‌ست که تأثیر بزرگی بر کاهش اضطراب دارد. در زندگی شلوغ امروز، اغلب بدون اینکه متوجه باشیم، تنفس‌های سطحی و کوتاه داریم. این نوع تنفس، بدن را در حالت استرس نگه می‌دارد. اما اگر روزی چند بار آگاهانه چند نفس عمیق بکشیم، پیام آرامش به مغز و بدن فرستاده می‌شود. این تمرین تنها چند ثانیه طول می‌کشد، اما تأثیر آن می‌تواند ساعت‌ها باقی بماند. داشتن ارتباط کوتاه و مثبت با دیگران نیز یکی از عادت‌های ساده‌ای‌ست که نباید دست‌کم گرفته شود. یک سلام گرم، پیام دوستانه یا چند دقیقه گفت‌وگو با کسی که دوستش داریم، می‌تواند حال و هوای‌مان را تغییر دهد. انسان ذاتاً موجودی اجتماعی است و همین ارتباط‌های کوچک، موجب ترشح هورمون‌هایی می‌شوند که استرس را کاهش داده و حس تعلق و آرامش را افزایش می‌دهند. قرار گرفتن در معرض نور طبیعی هم از آن عادت‌هایی‌ست که اثر بزرگی بر سلامت روان دارد. بسیاری از ما ساعت‌های زیادی را در فضاهای بسته سپری می‌کنیم و از نور آفتاب دور مانده‌ایم. نور طبیعی نقش مهمی در تنظیم ساعت زیستی بدن، کیفیت خواب و سطح انرژی روزانه دارد. حتی ایستادن چند دقیقه در کنار پنجره یا قدم زدن کوتاه در حیاط یا بالکن می‌تواند خلق‌وخو را به‌طور ملموسی بهبود بخشد. شکرگزاری روزانه نیز از عادت‌های ساده اما بسیار تأثیرگذار بر سلامت روان است. کافی‌ست هر شب پیش از خواب، سه مورد از چیزهایی را که بابت‌شان سپاسگزاریم در ذهن مرور کنیم یا روی کاغذ بنویسیم. این تمرین دید ما را از تمرکز بر کمبودها به سمت داشته‌ها تغییر می‌دهد و ذهن را به‌تدریج مثبت‌تر می‌سازد. افرادی که شکرگزاری را به یک عادت همیشگی تبدیل می‌کنند، در بلندمدت احساس شادی و رضایت بیشتری از زندگی تجربه می‌کنند. خواب کافی نیز یکی از پایه‌های اساسی سلامت روان است. شاید عجیب به نظر برسد که خواب به‌عنوان یک عادت کوچک شناخته شود، اما کیفیت آن به رفتارهای کوچکی که پیش از خواب انجام می‌دهیم، وابسته است. خاموش کردن وسایل دیجیتال، آماده کردن محیطی آرام و خوابیدن در ساعت مشخص، به مغز این پیام را می‌دهد که وقت استراحت فرا رسیده است. همین عادت‌های ساده، نقش مهمی در کیفیت خواب و در نتیجه، حال روحی ما دارند. در نهایت، مراقبت‌های کوچک از خود در طول روز نیز نباید نادیده گرفته شوند؛ مثل نوشیدن یک فنجان چای در سکوت، گوش دادن به موسیقی دل‌نشین، یا چند دقیقه وقت گذراندن در فضای باز. این فعالیت‌های کوتاه شاید ساده به نظر برسند، اما مانند سوخت‌گیری مجدد برای ذهن و روان عمل می‌کنند. البته باید یادآور شد که عادت‌های کوچک تنها زمانی اثرگذار می‌شوند که به‌طور مداوم و پیوسته تکرار شوند. انجام یکی‌دو بار این کارها تغییر بزرگی ایجاد نمی‌کند، اما وقتی بخشی از سبک زندگی شوند، اثر جمعی و تدریجی آن‌ها بسیار عمیق و پایدار خواهد بود. درست مانند قطره‌هایی که به مرور یک ظرف را پر می‌کنند، این عادت‌ها هم به‌تدریج ذهن و روان ما را سرشار از آرامش و انرژی مثبت می‌کنند. نکته‌ی مهم دیگر این است که نیازی نیست همه‌ی عادت‌های مفید را به‌صورت هم‌زمان شروع کنیم. کافی‌ست فقط یک یا دو عادت ساده را انتخاب کرده و برای مدتی به آن‌ها متعهد بمانیم. وقتی تأثیر آن‌ها را در زندگی‌مان دیدیم، می‌توانیم به‌تدریج عادت‌های دیگری را نیز اضافه کنیم. این روش آهسته اما مداوم، کلید ایجاد تغییر پایدار در سبک زندگی است. سخن پایانی: سلامت روان، چیزی نیست که تنها در جلسات درمانی یا شرایط خاص به دست بیاید. در بسیاری از موارد، آرامش ذهن و حال خوب از دل همین کارهای ساده و کوچک بیرون می‌آید. هرکدام از ما می‌توانیم با عاداتی مثل نوشیدن آب کافی، قدم زدن کوتاه، نوشتن روزانه، تنفس آگاهانه یا حتی لبخند زدن، گامی مؤثر برای بهبود حال درونی خود برداریم. این عادت‌های کوچک شاید در لحظه بی‌اهمیت به‌نظر برسند، اما در کنار هم قدرتی دارند که می‌توانند حال و حتی مسیر زندگی ما را دگرگون کنند. نویسنده: مرضیه بهروزی «روانشناس بالینی»

ادامه مطلب


12 ماه قبل - 730 بازدید

خانواده به عنوان نخستین و مهم‌ترین نهاد اجتماعی در زندگی انسان، نقش بی‌بدیلی در شکل‌گیری هویت فردی و اجتماعی افراد ایفا می‌کند. هر انسانی از بدو تولد تا پایان زندگی خود در ارتباط با خانواده قرار دارد و بسیاری از باورها، ارزش‌ها و هنجارهای اجتماعی را از این نهاد فرا می‌گیرد. اگرچه دستیابی به هویت موضوعی است که هریک از افراد باید به تنهایی برای آن تلاش کنند، با این حال شرایط فرهنگی – اجتماعی و تأثیر والدین در  شکل گیری هویت غیر قابل انکار است. پدر و مادر اولین کسانی هستند که زیر بنای شخصیت سالم کودک را می سازند. والدین پایه‌گذار ارزشها و معیارهای فکری کودکان و نوجوانان هستند. برخورد کودک با الگوهاي خانوادگی در تکوین شخصیت او تأثير بسیار دارد. به زحمت می توان بخشی از آن را از صفحه ذهن و روان کودک پاك كرد. تأثير عوامل خانوادگی، از جمله سبک زندگی، عقاید و افکار، مذهب و اخلاق، عاطفه و خلق و خو، درکودکان و نوجوانان به سزاست. این مقاله به بررسی نقش خانواده در شکل‌گیری هویت فردی و اجتماعی پرداخته و تأثیرات آن را بر جنبه‌های مختلف زندگی افراد تحلیل می‌کند. هویت فردی: تعریفی و عوامل مؤثر تعریف هویت فردی هویت فردی به معنای شناخت فرد از خود، ارزش‌ها، باورها و ویژگی‌های منحصر به فردش است. این هویت شامل خودآگاهی، احساس تعلق و پذیرش ویژگی‌های شخصیتی می‌شود و پایه و اساس رفتارها و تصمیم‌گیری‌های فردی را تشکیل می‌دهد. نقش خانواده در شکل‌گیری هویت فردی خانواده اولین محیطی است که فرد در آن تجربه‌های اولیه خود را کسب می‌کند. والدین با ارائه الگوهای رفتاری، ارزش‌ها و نگرش‌ها، به طور مستقیم بر هویت فردی فرزندان تأثیر می‌گذارند. برای مثال، والدینی که محیطی حمایتی و امن برای فرزندان خود فراهم می‌کنند، زمینه‌ساز تقویت اعتماد به نفس و خودباوری در آن‌ها می‌شوند. تأثیر روابط خواهر و برادری روابط میان خواهران و برادران نیز نقش مهمی در شکل‌گیری هویت فردی دارد. این روابط، فضایی برای تمرین مهارت‌های اجتماعی، حل تعارضات و تجربه‌های مشترک فراهم می‌کند که به رشد شخصیت و تقویت هویت فردی کمک می‌کند. هویت اجتماعی: تعریفی و اهمیت آن تعریف هویت اجتماعی هویت اجتماعی به معنای احساس تعلق فرد به گروه‌ها و جامعه است. این نوع هویت شامل ارزش‌ها، باورها و هنجارهای اجتماعی است که فرد از طریق تعامل با محیط پیرامون خود کسب می‌کند. خانواده در این فرآیند نقش مهمی ایفا می‌کند. نقش خانواده در انتقال هنجارهای اجتماعی خانواده به عنوان اولین واسطه اجتماعی‌سازی، ارزش‌ها و هنجارهای جامعه را به فرزندان منتقل می‌کند. این انتقال می‌تواند از طریق رفتار والدین، گفت‌وگوهای خانوادگی و مشارکت در فعالیت‌های جمعی صورت گیرد. به عنوان مثال، خانواده‌ای که احترام به دیگران و همکاری را به فرزندان خود آموزش می‌دهد، به شکل‌گیری هویت اجتماعی مثبت در آن‌ها کمک می‌کند. نقش الگوهای خانوادگی در پذیرش تنوع خانواده می‌تواند با آموزش پذیرش تفاوت‌ها و احترام به تنوع، زمینه‌ساز تقویت هویت اجتماعی در فرزندان شود. این آموزش‌ها می‌تواند به کاهش تعصبات و افزایش توانایی تعامل با دیگران کمک کند. تأثیر عوامل مختلف خانوادگی بر شکل‌گیری هویت ساختار خانواده ساختار خانواده، شامل تعداد اعضا، روابط میان آن‌ها و نوع نقش‌هایی که افراد در خانواده بر عهده دارند، تأثیر زیادی بر شکل‌گیری هویت فردی و اجتماعی دارد. برای مثال، فرزندان در خانواده‌های گسترده ممکن است تجربه‌های متنوع‌تری در روابط اجتماعی داشته باشند که به تقویت هویت اجتماعی آن‌ها کمک می‌کند. الگوهای تربیتی نوع تربیت والدین، شامل روش‌های ارتباطی، نحوه تشویق و تنبیه و میزان حمایت‌گری، نقش تعیین‌کننده‌ای در شکل‌گیری هویت فرزندان دارد. والدینی که از روش‌های تربیتی مثبت استفاده می‌کنند، معمولاً به تقویت هویت مثبت در فرزندان خود کمک می‌کنند. محیط عاطفی خانواده محیط عاطفی خانواده، شامل میزان محبت، احترام و حمایت متقابل میان اعضا، تأثیر زیادی بر هویت فردی و اجتماعی دارد. خانواده‌ای که محیطی گرم و صمیمی فراهم می‌کند، زمینه‌ساز رشد روانی و اجتماعی سالم در فرزندان می‌شود. چالش‌های خانواده در شکل‌گیری هویت تعارضات خانوادگی تعارضات میان اعضای خانواده می‌تواند تأثیر منفی بر شکل‌گیری هویت فردی و اجتماعی فرزندان داشته باشد. این تعارضات ممکن است باعث ایجاد احساس ناامنی و کاهش اعتماد به نفس در فرزندان شود. فشارهای اقتصادی و اجتماعی فشارهای اقتصادی و اجتماعی می‌تواند توانایی خانواده در ارائه حمایت‌های لازم برای شکل‌گیری هویت مثبت را کاهش دهد. برای مثال، خانواده‌هایی که با مشکلات مالی مواجه هستند، ممکن است نتوانند فرصت‌های کافی برای آموزش و پرورش فرزندان فراهم کنند. تأثیر رسانه‌ها رسانه‌ها می‌توانند با ارائه الگوهای ناسازگار با ارزش‌های خانوادگی، در فرآیند شکل‌گیری هویت اختلال ایجاد کنند. خانواده‌ها باید با نظارت بر محتوای رسانه‌ای که فرزندان مصرف می‌کنند، تأثیرات منفی آن را کاهش دهند. راهکارهای تقویت نقش خانواده در شکل‌گیری هویت ایجاد محیطی امن و حمایتی خانواده باید محیطی فراهم کند که در آن اعضا بتوانند احساسات و نیازهای خود را به راحتی بیان کنند و از حمایت و توجه متقابل برخوردار شوند. آموزش مهارت‌های ارتباطی والدین و فرزندان باید مهارت‌های ارتباطی خود را تقویت کنند تا بتوانند بهتر با یکدیگر ارتباط برقرار کرده و تعارضات را مدیریت کنند. تقویت ارزش‌های مثبت خانواده باید با آموزش ارزش‌های مثبت مانند احترام، صداقت و همکاری، زمینه‌ساز شکل‌گیری هویت مثبت در فرزندان شود. مشارکت در فعالیت‌های جمعی مشارکت در فعالیت‌های جمعی و اجتماعی می‌تواند به تقویت هویت اجتماعی فرزندان کمک کند. خانواده‌ها می‌توانند با تشویق خانواده به عنوان بنیادی‌ترین نهاد اجتماعی، نقش بی‌بدیلی در شکل‌گیری هویت فردی و اجتماعی افراد دارد. با ایجاد محیطی حمایتی، آموزش ارزش‌های مثبت و تقویت مهارت‌های ارتباطی، خانواده می‌تواند زمینه‌ساز رشد هویتی سالم در فرزندان شود. توجه به این نقش‌ها نه تنها به پایداری خانواده کمک می‌کند، بلکه تأثیرات مثبتی بر جامعه نیز خواهد داشت.

ادامه مطلب


2 سال قبل - 605 بازدید

نویسنده: مهدی مظفری ولادت با سعادت دخت پیغمبر خاتم حضرت زهرا را تبریک و تهنیت عرض می‌داریم. اینروزها که حرف از حقوق زنان و دختران در کشور ما سخن روز است، شایسته بل بایسته است رفتارهای پیامبر با دخترش حضرت زهرا(س) را با مداقه مطالعه کنیم و با تآمل و دقت به آن بیاندیشیم. سپس از آن نتیجه‌یی بدست آوریم. نتیجه‌یی که انتظار می‌رود مدعیان پیرو حضرت ختمی مرتبت(ص)، آنرا چراغ راه مدیریتی خود قرار دهند. قبل از شرح رفتار پیامبر(ص) با دخترش فاطمه(س)، بهتر است نظری بر رفتار جاهلان عرب با دختران در عربستان قبل از اسلام بیاندازیم. اینطوری بهتر برخورد و رفتار خودمان و سیاستمداران و مدیران جامعه‌مان را در قبال دختران قضاوت خواهیم کرد. با مقایسه برخورد جاهلان عرب با رفتار نظری و عملی حضرت محمد با دختران، پی خواهیم برد که ما امروزی‌ها اعم از مردانی که فقط پدرند و مردانی که هم پدر اند و هم سیاستمدار و مدیر جامعه، در برخورد با دختران، در کدام طرف قرار خواهیم گرفت. آیا برخورد ما با دختران جامعه بیشتر شبیه برخورد جاهلان عرب قبل از ظهور اسلام است یا رفتارمان با دختران، پیامبرگونه می‌باشد؟. جامعه جاهلیت شبه جزیره عربستان آنطوری که تاریخ‌نویسان و نویسندگان گفته‌اند در جهل مطلق به سر می‌بردند. عرب‌های جاهل چیزی که از سفرهای صحرایی و گذشتگانشان آموخته بودند این جمله بود: «برای اینکه زنده بمانی بکش.» عرب‌های جامعه جاهلی همه‌چیز و تمام زندگی‌شان را بر محور جنگ و خونریزی تنظیم می‌کردند. با تولد فرزند پسر خوشحال می‌شدند؛ چون در کودکی نگهبان شتر و در بزرگی همیار و همرزم در میدان جنگ بود. با ولادت دختر، اما رنگ از رخساره پدران جاهل می‌پرید و آه از اندرونشان برمی‌خواست که «چه بدبختی و بدیمنی بزرگی!»؛ بلی، برای دختران و زنان هیچ حقی قائل نبود آنان را مایۀ ننگ می‌پنداشتند. چونکه در جنگ‌ها در معرض اسارت بودند. در چنین محیطی حضرت ختمی مرتبت، طبیب جان‌ها ظهور می‌کند و رو به مردان عرب طنینی سر می‌دهد: ای بيابانگردان تيره روز! آن چه از صحرا آموخته‌ايد درست نيست! صحرا آموزگاري بد آموز است. شما بايد از خدا درس بگيريد! شعار شما آن نيست كه به آن خو گرفته‌ايد! شما خليفه خداييد و خدا نور، محبت، زندگي، لطف و رحمت است. هر یک از شما براي ديگري زنده‌ايد و همه براي خداييد. آن درس ديگري را هم كه سينه به سينه يا با تقليد از رفتار پدرانتان آموخته‌ايد فراموش كن! آنان نيز معلمان خوبي نبودند! بايد بدانيد كه درس را تقليدي نبايد آموخت! دختر نيز مانند پسر است! هر دو به كارتان مي‌آيند! هر دو نعمت خدايند! همه نعمت‌هاي خدا را بايد سپاس گفت و نبايد يكي را بر ديگري برتري داد! مردم! شما چرا با دختران‌تان چنين رفتاري مي‌كنيد؟ چرا به ديده كالاي بي‌ارزش به آنها مي‌نگريد؟ شما را چه كسي‌زاده و پرورده است؟ مگر شما در دامان همين دختران كه مادر شده‌اند پرورش نيافته‌ايد؟ بدانيد كه چون دختري در خانه‌اي به دنيا مي‌آيد، خداوند ملائكه را مي‌فرستد تا بگويند: «اي اهل خانه سلام بر شما! سپس آن دختر را با پرهاي خود مي‌پوشانند و دست‌هاي خويش را بر سر او مي‌كشند و مي‌گويند كسي كه نگاهباني او را بر عهده بگيرد تا روز رستاخيز ياري خواهد شد.» «كسي كه دختري داشته باشد و او را زنده به گور نكند، خوار نسازد و پسر را بر او ترجيح ندهد، خدا او را به بهشت خواهد رساند.» اما اين تعليمات آسماني كه گاه با آيات قرآن و گاه به زبان حديث برگوش‌هاي گران آن مردم دير فهم خوانده مي‌شد، بايد با آموزش‌هاي عملي نيز همراه باشد تا اثر آن بيشتر شود و نمونه اعلاي آن نحوۀ برخورد و رفتار پیامبر با دخترش فاطمه(س) است. درباره ابراز محبت بیش از حدّ پیامبر(ص) به دخت گرامی‌اش زهرا(س) نقل‌ها و حدیث‌های بسیاری است. ما با نقل یک سخن از عايشه همسر پيامبر(ص) بسنده می‌کنیم: «هرگاه فاطمه به خانه پيامبر وارد مي‌شد، پيامبر به او خوش‌آمد مي‌گفت و به استقبال او مي‌رفت و او را مي‌بوسيد و او را در جاي خودش مي‌نشاند.» و اين نمونه كوچكي از رفتار پيامبر با دخترش بود. رفتاري كه براي خانواده‌ها، به خصوص مردان آموزنده است. نه تنها براي مردم عصر پيامبر(ص) بلكه براي همه عصرها و نسل‌ها. و ما اهالی افغانستان به ويژه رهبران ديني و حکومتی جامعه چه سخت به اين آموزه‌ها نياز‌منديم! برخوردها و رفتارهای مردان حکومتی و برخی از پدران با دختران جامعه چنان بد و دل‌آزده است که آدم را به یاد دوران جاهلیت میاندازد. در جامعه می‌بینیم و از رسانه‌ها می‌شنویم که مسئولین چه رفتارها و برخورهایی با زنان و دختران دارند. از زمانی که حکومت خودخوانده اسلامی بر اریکه قدرت تکیه زد بیش از دو سال می‌گذرد و در تمام این مدت هر روز شاهد نادیده انگاشتن حقوق دختران از سوی این حکومت هستیم. آن هم حقوق حداقلّی که پسران از آن برخوردار اند و دختران نه. از نقطه نظر مسئولان دولت فعلی، پسران حق تعلیم و تحصیل و ایفای وظیفه دارند و دختران اما چنین حقی ندارند. البته تصمیم‌گیران حکومتی همۀ تصمیم‌ها و اقداماتشان را ادعا می‌کنند که مطابق شریعت اسلامی است و پیامبر از این کارشان خشنود اند. به نظر من، اما این تصمیم‌ها و رفتارهای آپارتایدی بیشتر شبیه کردارها و گفتارهای مردان عرب زمان جاهلیت است تا شبیه رفتار پیامبر عظیم الشأن اسلام.

ادامه مطلب