برچسب: سلامت

4 روز قبل - 55 بازدید

سن ازدواج یکی از شاخصه های مهم برای ارزیابی میزان سلامت و بهداشت جسمی و روانی افراد یک جامعه محسوب می شود و در کشور های مختلف برای تغییر سن ازدواج نیز بودجه های متفاوتی در نظر گرفته شده است. در این راستا جوامع انسانی طی دو قرن اخیر شاهد تغییرات اساسی در سن ازدواج بوده اند و روند شکل گیری خانواده در سراسر جهان طولانی و با تاخیر شده است. اگر چه این مسائل مختص کشوری خاص نبوده و بیشتر کشورها به تعویق افتادن تشکیل خانواده را تجربه کرده اند اما همچنان باید آن را یک مساله جدی خصوصا از جنبه جمعیتی دانست زیرا تاخیر در ازدواج سبب تاخیر در باروری ودر نتیجه تغییر هرم سنی جمعیت به سمت سالمندی می شود. جامعه ای که می کوشد تا به لایه های مسائل اجتماعی نفوذ کند و تمامی طیف های انسانی اعم از سنی و جنسی با پایگاه های اجتماعی مختلف شهری، روستایی و غیره بپردازد با بحران کمتر اجتماعی رو به رو می شود یا توان برخورد مناسب با آن را دارد و مداخله در بحران را به هزینه کمتری تامین و رضایتمندی بیشتری را جذب می کند. ازدواج تشکیل زندگی مشترک در تمامی جوامع برای بقای نسل انسان و خانواده از ضروریات و مورد احترام و حتی از الویت های مهم محسوب می شود و می باید برنامه ریزی مناسبی برای ساز و کار های آن در نظر گرفت. افزایش آمار طلاق می تواند سن ازدواج را بالا ببرد. بیکاری جوانان تحصیلکرده و انتظار قرار گرفتن در شغل مناسب خود، نبود امنیت شغلی در هر حرفه ای، نبود قوانین مناسب تامین اجتماعی وکار، گرانی خانه و اجاره، کم ارزش شدن پول، بی ثباتی اقتصادی، توقعات غیر واقع بینانه خانواده ها از یکدیگر و از عروس و داماد آینده شان همه باعث بالا رفتن سن ازدواج گردیده است. نبود تعریف شفاف از عشق و دوستی که در آن قرار دارند برخی از جوانان در رابطه هایی که وارد می شوند دچار سرگردانی شده  دوستی های افراطی، روابط غیر سالم، مدعی بودن و طلبکار بودن از همه، نبود شناخت کافی از تفاوت های جنسیتی زن و مرد، وعده های غیر واقعی دادن برای ماندن در دوستی به هر بهایی، در اکنون بودن بدون داشتن چشم اندازی از این نوع دوستی ها، رها کردن غیر منتظره طرف مقابل، درگیر شدن با احساسات و عواطف شخصی بخشی از سال های جوانی آنان را درگیر می کند و فرسودگی روانی ایجاد کرده و مشت را نمونه خروار می بیند و نسبت به جنس مخالف بی اعتماد شده و بیزار می شود. شرایط اصلی بر اساس یافته های پژوهش تغییر نگاه ارزشی به ازدواج، محوددیت های اقتصادی، مشروعیت بخشی اجتماعی به تجرد، هراس ناشی از تجربه ناموفق دیگران در ازدواج و فرعی شدن ازدواج از جمله شرایط اصلی تاثیر گذار بر پدیده تجرد زنان و مردان هستند. تغییر نگاه ارزشی به ازدواج بیشتر افرادی که ازدواج آنها به تعویق افتاده است سنت های رایج ازدواج را به عنوان یک تکلیف(اجتماعی، خانوادگی یا شرعی) به چالش می کشند. به گونه یی که کنش های عینی و ذهنی معطوف به ازدواج را بدون کارکرد تعبیر می کنند. چنین نگرش هایی اغلب در تقابل با ارزش های رایج ازدواج قرار می گیرد و اقدام به ازدواج در این وضعیت پاسخ مثبتی را از جانب آنها دریافت نمی کند. هراس ناشی از تجربه ناموفق در ازدواج هراس ناشی از تجارب ناموفق زندگی زناشویی دیگران برای برخی از افراد مجرد در صورتبندی دلایلی که ازدواج آنها را منع کرده است تاثیر معنا دار داشته است. غالبا این افراد کسانی هستند که در شعاع تجربه خود شاهد مواردی بوده اند که ازدواج نکردن را برای انها به عنوان یک امر مطلوب تبدیل کرده است. آنها زندگی زناشویی در زمان حاضر را یک امر پر خطر می پندارند و  ازدواج را به مثابه فروپاشی زندگی عادی خود تلقی می کنند. فرعی شدن ازدواج به عنوان هدف تعویق ازدواج در میان برخی از جوانان مجرد به دلیل دست نیافتن به سایر اهدافی که در زندگی دارند تعریف شده است. ازدواج در میان برخی از افراد مجرد به دلیل دست نیافتن به سایر اهدافی که در زندگی دارند تعریف شده است. به نحوی که آنها ازدواج کردن را به عنوان یک هدف فرعی در زندگی می پندارند. برخی از این افراد ازدواج را یک امر شخصی تعریف می کنند. با این وصف گرایش به ازدواج در یک محدوده سنی برای آنها ارزش عملکردی خود را از دست می دهد و تصمیم به ازدواج تابع تحقق یک یا چند هدف دیگر می شود. مرجع قرارگرفتن رسانه های غیر بومی مرجع قرار گرفتن رسانه های غیر بومی از جمله شرایط مداخله گر است. به این صورت که می توان گفت رسانه های مختلف در ترسیم خطوط فکری تعدادی از افرادی که ازدواج آنها به تعویق افتاد تاثیر معنا داری داشته اند. تاثیر این مبادی انتقال اطلاعات در جزئیات تصمیم ها و بسیاری از رفتار های این افراد عینیت زیادی پیدا کرده است و خود این افراد نیز چنین تاثیراتی را به خوبی درک می کنند. ارزش گذاری و قضاوت بر سر بسیاری از مسائل حساس به واسطه این رسانه ها ممکن شده است و می توان  یکی از نتایج آن را معوق ماندن ازدواج این افراد دانست. شرایط زمینه ای مغایرت ازدواج با آرمان های فردی با وجود فراهم بودن مقدمات اولیه ازدواج برای بسیاری از افراد شرایطی که در آن قرار گرفته اند را در تضاد با آرمان ها و ایده ال های مقبول خود برای زندگی زناشویی در نظر می گیرند. از نظر این افراد ازدواج کردن تنها به توانایی اولیه محدود نیست و مشروط به آینده نگری هایی نیز هست که نه تنها از نظر اقتصادی بلکه با     شرایط مناسب روانی، اجتماعی، فرهنگی و .... افراد لزوما همراه است. خلا منابع مالی و نیاز های موجود فقدان کفایت مالی در دسترس از یک سوء تنوع نیاز های حاصل از چشم داشت های فردی و اجتماعی مربوط به فرهنگ و عرف زندگی مشترک در جامعه از سوی دیگر یکی از زمینه های اجتناب از ازدواج تعداد بسیاری از جوانان را فراهم ساخته است. پیامد ها گریز از مسئولیت افرادی که از زمان عرفی ازدواج آنها مدت بسیاری سپری شده است. در قبال جامعه مسئولیت کمتری را احساس می کنند. از آنجا که تاهل در بسیاری از تفاسیر در مجاورت مفاهیمی همچون تعهد قرار دارد در جامعه اثرات فراوانی بر جای می گذارد و در مقابل افراد مجرد عموما چنین طرز تلقی هایی ندارند. افرادی که ازدواج کردن را لزوما یک وظیفه اجتماعی در نظر نمی گیرند و اقدام به آن را به مثابه یک امر کاملا فردی فرو می کاهند قادر نخواهند بود تا با جریان هایی هماهنگ شوند که آرمان های جامعه را پوشش می دهند. تاخیر در ازدواج به منزله فردگرایی دموکراتیک مدرن تغییر در باورها، ارزش ها و مبادی فکری و عقیدتی افراد بسیاری از جوانب معنا دار رفتاری و تصمیم به انجام یک عمل را تحت تاثیر قرار می دهد. مصاحبه های این مطالعه بر اثرپذیری افراد مجرد از تغییرات واقع شده در دنیای مدرن دلالت می کند به گونه ای که اقدام ازدواج به منزله یک ضرورت اجتماعی نسبت به سابق فاقد برجستگی بوده و در بسیاری از مواقع ازدواج ذیل یک تکلیف و حتی یک نیاز فردی از شعاع اندیشه این خارج ذیل یک تکلیف و حتی یک نیاز فردی از شعاع اندیشه این افراد خارج می شود. در مجموع تاخیر سن ازدواج در میان جوانان تابع الگویی است که بیشترین مشورعیت خود را از پنداشت هایی که ماحصل مدرنیته است اتخاذ می کند. مدرنیزاسیون، انشقاق، گستگی و تضیف بین عوامل همبسته اجتماعی را به وجود حداکثر سود و منفعت فردی هستند. یعنی دغدغه های شخصی بر مصالح جمعی و قومی اولویت می یابد و تغییر در ایده افراد به سمت سکولاریته، مادی گرایه، فرد گرایی و انزوا طلبی حرکت می کند و مفهوم خانواده خانواده محوری به فرد محوری تبدیل می شود. همزمان با این تحولات نوعی انطباق پذیری در الگو های ازدواج و خانواده با شرایط جدید نیز اتفاق می افتد.

ادامه مطلب


4 هفته قبل - 83 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که سرمایه‌گذاری در سال‌های نخست زند‌گی کودکان می‌تواند رشد مغز، سلامت و یادگیری آن‌ها را تقویت کند و تاثیر مثبت طولانی‌مدت بر زند‌گی آنان داشته باشد. این سازمان با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود با تأکید بر داشتن یک آینده مطمئن برای اطفال، گفته است که دوران کودکی «شکل‌دهنده کل زندگی» آنان است. صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد در ادامه تاکید کرده است که به‌همین دلیل، در شش ولایت افغانستان، والدین در یک برنامه ۱۶ هفته‌ای رشد و پرورش کودک شرکت می‌کنند. در اعلامیه آمده است که این برنامه به والدین کمک می‌کند اعتماد به نفس خود را افزایش دهند، مهارت‌های مراقبت از کودک را تقویت کرده و تغییرات پایدار در خانه ایجاد کنند. یونیسف در ادامه افزوده است که حمایت از رشد و پرورش کودکان در سال‌های اولیه‌ی زندگی، پایه‌ای برای سلامت جسمی و روانی آنان و همچنین موفقیت در تحصیل و زند‌گی آینده‌شان است. در حالی این نهاد بر سرمایه‌گذاری برای کودکان در سال‌های نخست تاکید می‌کند که کودکان در افغانستان با چالش‌های جدی روبرو هستند؛ از جمله فقر، کارهای شاقه، کمبود دسترسی به آموزش و مراقبت‌های بهداشتی، بی‌ثباتی امنیتی و پیامدهای ناشی از درگیری‌ها که رشد و سلامت آنان را تهدید می‌کند.

ادامه مطلب


4 هفته قبل - 103 بازدید

برنامه‌ی اسکان بشر سازمان ملل متحد برای افغانستان درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که هر انسان سزاوار داشتن مکانی امن است که آن را خانه بماند. این نهاد امروز (یک‌شنبه، ۳ حوت) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که خانه‌ی مناسب از سلامت افراد محافظت کرده و مانع اخراج و بی‌سرپناهی آن‌ها می‌شوند. سازمان ملل متحد در ادامه تاکید کرده است که داشتن خانه‌ی مناسب یک حق بشری است، نه یک امتیاز. این در حالی است که در سراسر افغانستان میلیون‌ها تن از نداشتن سرپناه مناسب رنج می‌برند و میلیون‌ها تن دیگر نیز در خانه‌های اجاره‌ای و غیرمعیاری زندگی می‌کنند. نداشتن خانه‌ای از خود برای شهروندان به ویژه در شهرهای بزرگ مانند کابل، هرات، بلخ و... سبب شده که شمار زیادی از شهروندان به اعمال فشار از سوی مالکان روبرو شوند.

ادامه مطلب


5 ماه قبل - 225 بازدید

سازمان بین‌المللی مهاجرت (IOM) برای افغانستان درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که بیماری سرخکان همچنان یک تهدید جدی برای سلامت کودکان در افغانستان است. اين نهاد امروز (دوشنبه، ۱۲ عقرب) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که طی یک کارزار ۱۰ روزه بیش از یک هزار کودک در کابل واکسن سرخکان دریافت کرده‌اند. سازمان بین‌المللی مهاجرت در ادامه تاکید کرده است که این کارزار اوایل ماه اکتبر سال جاری در کمپ بازگشت مهاجران در کابل برگزار شده بود که در آن تعداد یک هزار و ۱۷ کودک، شامل ۵۰۸ پسر و ۵۰۹ دختر واکسن سرخکان دریافت کردند. این در حالی است که چندی پیش سازمان جهانی صحت اعلام کرد که در نخستین مرحله‌ی کارزار سراسری مبارزه با بیماری سرخکان، ۸.۹ میلیون کودک شش‌ ماهه تا ده‌ ساله در ۱۷ ولایت سردسیر کشور واکسن شدند. براساس گزارش‌های موجود، سرخکان یکی از مسری‌ترین بیماری‌ها و از دلایل عمده‌ی مرگ‌ومیرهای قابل پیشگیری با تطبیق واکسن در میان کودکان است. سازمان جهانی صحت گفته بود که در افغانستان، جایی که دسترسی به واکسیناسیون منظم محدود است و بسیاری از کودکان با مشکلاتی مانند سوءتغذیه روبرو هستند، ابتلا به سرخکان می‌تواند عوارض شدیدی چون سینه‌پهلو، کوری و حتی مرگ به دنبال داشته باشد. این نهاد تاکید کرده بود که در سال ۲۰۲۴ میلادی بیش از ۹۳۰۰ مورد سرخکان در سراسر کشور ثبت شد. تا ماه آگوست سال جاری میلادی، ۸۵۰۰ مورد دیگر نیز به آن اضافه شد که حدود ۹۲ درصد مبتلایان، کودکان زیر ده سال بودند.

ادامه مطلب


12 ماه قبل - 244 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد می‌گوید که نبود امکانات اولیه صحی در افغانستان، به‌ویژه در مناطق روستایی، سلامت کودکان را به خطر می‌اندازد. این نهاد امروز (چهارشنبه، ۱۳ حمل) با نشر اعلامیه‌ای گفته است که این وضعیت موجب شیوع بیماری‌های قابل پیشگیری می‌شود. در اعلامیه آمده است که ۵۵ درصد از خانواده‌ها در افغانستان به امکانات اولیه بهداشتی دسترسی ندارند. صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد تاکید کرده است که برنامه‌های آگاهی‌رسانی در مورد خطرات دفع مدفوع در فضای باز برگزار کرده است. یونیسف در بخشی از اعلامیه‌اش نوشته است که پس از شرکت مردم روستاها در این برنامه‌ها، آن‌ها در خانه‌های خود تشناب برای رفع حاجت ساخته‌اند. همچنین در ادامه آمده است که اسهال، استفراغ و عفونت‌های مکرر معده در مناطق روستایی افغانستان به‌دلیل نبود تشناب به‌طور گسترده‌ای شیوع یافته بود. این نهاد افزوده است که با همکاری اتحادیه اروپا، از مناطق روستایی برای پایان دادن به دفع مدفوع در فضای باز از طریق برنامه «بهداشت کامل مبتنی بر جامعه» حمایت کرده است. یونیسف گفته است که بیش از نیمی از خانواده‌ها در افغانستان حداقل امکانات و خدمات ضروری برای داشتن محیطی پاک را در اختیار ندارند. در حالی یونیسف از دسترسی کودکان به خدمات صحی دفاع می‌کند که اعمال محدودیت‌های دست‌وپاگیر حکومت سرپرست بر زنان، دسترسی این قشر به خدمات صحی را متاثر کرده و در حالت نابودی قرار داده است. براساس دستور حکومت فعلی، داکتران مرد حق ندارند بیماران زن را در نبود محرم شرعی آنان معالجه کنند.

ادامه مطلب