وضعیت سلامتی زنان در بسیاری از مناطق، بهویژه در کشورهایی با چالشهای اقتصادی و اجتماعی بالا مانند کشور ما، همواره در کانون توجه بوده است. در کنار مسائل آشکار، یک بحران پنهان وجود دارد که سلامت عمومی را بهشدت تحت تأثیر قرار میدهد: سوءتغذیه مزمن و تأثیرات مخرب آن بر سیستم گوارشی. این دو پدیده در زنان و کودکان افغانستان، نه صرفاً دو مشکل موازی، بلکه دو روی یک سکه هستند که چرخهای معیوب از بیماری و ضعف را رقم میزنند. درک این ارتباط دوسویه، کلیدیترین گام برای طراحی مداخلات بهداشتی مؤثر است.
سوءتغذیه مزمن در زنان؛ فراتر از کمبود وزن
سوءتغذیه مزمن در این بستر، صرفاً به معنای گرسنگی شدید نیست، بلکه شامل کمبود ریزمغذیها (ویتامینها و مواد معدنی ضروری) و دریافت ناکافی کالری باکیفیت در بلندمدت است. زنان به دلیل نقشهای چندگانهای که در تأمین غذای خانواده و بارداری ایفا میکنند، اغلب در اولویتهای انتهایی دریافت مواد غذایی قرار میگیرند و ذخایر بدنشان بهسرعت تحلیل میرود.
اشکال کلیدی سوءتغذیه:
کمخونی فقر آهن: این شایعترین شکل سوءتغذیه است که مستقیماً با خستگی مفرط و کاهش عملکرد فیزیکی همراه است.
کمبود ویتامین A و D: این کمبودها سیستم ایمنی بدن را تضعیف کرده و جذب مواد مغذی دیگر را مختل میسازند.
این کمبودها بدن را در وضعیت دفاعی ضعیف قرار میدهند و زمینه را برای بروز اختلالات گوارشی فراهم میآورند.
سیستم گوارشی و سوءتغذیه
سیستم گوارشی، شامل معده، رودهها و میکروبیوم روده، نیازمند یک جریان ثابت از انرژی، پروتئین و ویتامینهای گروه B برای بازسازی مداوم دیوارههای سلولی و تولید آنزیمهای لازم برای هضم است.
وقتی سوءتغذیه مزمن رخ میدهد، این منابع حیاتی کاهش مییابند و مشکلات گوارشی پدیدار میشوند:
۱. اختلال در عملکرد سد رودهای (Gut Barrier Dysfunction)
دیواره روده مانند یک سد عمل میکند و تنها به مواد مغذی اجازه ورود به جریان خون را میدهد. کمبود پروتئین و برخی اسیدهای آمینه، مانند گلوتامین، باعث فرسایش این سد میشود. این وضعیت به پدیدهای موسوم به «سندرم روده نشتکننده» (Leaky Gut) منجر میشود؛ در نتیجه، مواد ناخواسته وارد جریان خون شده و التهاب سیستمیک ایجاد میکنند که خود به تشدید مشکلات گوارشی کمک میکند.
۲. تغییر در میکروبیوم روده (Dysbiosis)
تغذیه نامناسب، بهویژه کمبود فیبر و تنوع غذایی، مستقیماً بر تعادل باکتریهای مفید روده اثر میگذارد. در زنان دچار سوءتغذیه، تعداد باکتریهای مفید کاهش مییابد و باکتریهای فرصتطلب رشد میکنند. این عدم تعادل (دیسبیوز) میتواند به نفخ، گاز، اسهالهای مزمن یا یبوست منجر شود که در این مناطق شایع هستند.
۳. کاهش ترشح آنزیمهای گوارشی
بدن در شرایط کمبود انرژی، عملکرد اندامهای غیرضروری برای بقای فوری را کاهش میدهد. تولید اسید معده و آنزیمهای پانکراس کاهش مییابد و نتیجه آن سوءهاضمه مزمن و جذب ناکافی مواد مغذی موجود در غذا ـ حتی اگر اندک باشند ـ است.
کاهش اشتها به دلیل ناراحتی گوارشی: درد شکمی یا نفخ مداوم باعث میشود زنان حتی در صورت دسترسی به غذا، تمایل کمتری به خوردن داشته باشند.
سوءجذب مواد مغذی حیاتی: به دلیل اختلال در دیواره روده، زنانی که ظاهراً غذای کافی دریافت میکنند، در جذب ویتامینهای ضروری مانند فولات و B12 با مشکل مواجه میشوند و این امر خود زمینهساز کمخونی شدیدتر است.
راهکارهای پیشنهادی: تمرکز بر درمان یکپارچه
درمان صرفاً از طریق مکملیاری یا فقط رسیدگی به مشکلات گوارشی کافی نیست و مداخلات باید رویکردی جامع داشته باشند:
تقویت بهداشت روده: استفاده از پروبیوتیکها (در صورت دسترسی) و تمرکز بر منابع محدود فیبر موجود میتواند به بازسازی میکروبیوم کمک کند.
تغذیه هدفمند با ریزمغذیها: تمرکز بر منابع غنی از آهن و فولات برای مقابله مستقیم با کمخونی که خود عاملی تشدیدکننده خستگی و عدم تحمل غذایی است.
آموزش و توانمندسازی: آموزش خانوادهها درباره اهمیت تغذیه برابر و نه تفکیکشده برای زنان و کودکان، بهمنظور شکستن چرخه انتقال سوءتغذیه از مادر به فرزند.
نتیجهگیری
ارتباط میان سوءتغذیه مزمن و اختلالات گوارشی در زنان افغانستان، چالشی چندوجهی است که ریشه در فقر، محدودیتهای فرهنگی و دسترسی محدود به خدمات بهداشتی دارد. این وضعیت نهتنها کیفیت زندگی فردی این زنان را کاهش میدهد، بلکه توانایی آنان در مراقبت از نسل آینده را نیز به خطر میاندازد. توجه همزمان به سلامت دستگاه گوارش و تأمین نیازهای تغذیهای، سنگبنای هر راهبرد موفق برای بهبود سلامت این قشر آسیبپذیر جامعه خواهد بود.
نویسنده: داکتر معصومه پارسا