برچسب: گفتگو

4 هفته قبل - 154 بازدید

خانواده، نخستین و پایدارترین بستر برای شکل‌گیری شخصیت و سلامت روان انسان است. روابط خانوادگی، یعنی نحوه‌ی تعامل، گفت‌وگو و تبادل احساسات میان اعضا، می‌تواند نقش تعیین‌کننده‌ای در میزان آرامش، رضایت از زندگی و تعادل روانی افراد داشته باشد. خانه جایی‌ست که انسان برای نخستین‌بار عشق، خشم، همکاری، درک و احترام را تجربه می‌کند. اگر روابط میان اعضا سالم، صادقانه و همراه با احترام باشد، احتمال رشد روانی سالم در هر یک از اعضا به شکل چشمگیری افزایش می‌یابد. روابط خانوادگی می‌تواند به‌صورت مستقیم و غیرمستقیم بر سلامت روان تأثیرگذار باشد. زمانی که فضای خانه سرشار از احترام، همدلی و پذیرش باشد، اضطراب و تنش‌های فردی کمتر بروز می‌کنند. در چنین محیطی، اعضای خانواده می‌آموزند احساسات خود را به شیوه‌ای مناسب ابراز کرده و از سرکوب یا پرخاشگری پرهیز کنند. در مقابل، خانواده‌هایی که با تعارض‌های حل‌نشده، کنترل‌گری یا سکوت‌های طولانی مواجه‌اند، زمینه‌ساز بروز مشکلاتی همچون اضطراب، افسردگی و کاهش عزت‌نفس در اعضا می‌شوند. روابط سالم خانوادگی نیازمند چند ویژگی اساسی است. نخست، ارتباط مؤثر؛ گفت‌وگوی سالم یعنی توانایی شنیدن بدون قضاوت و پاسخ دادن با درک. وقتی اعضای خانواده بتوانند آزادانه درباره‌ی احساسات و نیازهای خود صحبت کنند، احساس نزدیکی و امنیت درونی در میان آن‌ها افزایش می‌یابد. دوم، احترام متقابل؛ هر عضو خانواده، صرف‌نظر از سن یا نقش، باید احساس کند که حضور و نظرش ارزشمند است. سوم، حمایت عاطفی؛ خانواده باید پناهگاهی باشد که افراد در زمان خستگی، شکست یا ترس به آن پناه ببرند و احساس درک و آرامش کنند. بر اساس پژوهش‌های روان‌شناسی، حمایت خانوادگی یکی از قوی‌ترین عوامل محافظت‌کننده در برابر افسردگی و استرس به‌شمار می‌رود. نوجوانان و بزرگسالانی که در خانواده روابطی مثبت و حمایتی دارند، در برابر فشارهای بیرونی مقاوم‌ترند. حتی در شرایط دشوار اقتصادی یا اجتماعی، وجود پیوندهای عاطفی میان اعضا می‌تواند سطح استرس را کاهش داده و احساس امید را زنده نگه دارد. در مقابل، خانواده‌هایی که دچار سردی عاطفی یا بی‌توجهی هستند، اغلب زمینه‌ساز شکل‌گیری احساس تنهایی، اضطراب مزمن، یا حتی بروز مشکلات جسمی ناشی از استرس در اعضای خود می‌شوند. در خانواده‌هایی که گفت‌وگو به‌طور آزادانه انجام می‌شود، کودکان می‌آموزند که احساسات خود را بشناسند و مدیریت کنند؛ مهارتی که بعدها در روابط اجتماعی و شغلی به کارشان خواهد آمد. اما در خانواده‌هایی که احساسات سرکوب می‌شود، افراد در آینده ممکن است دچار مشکلات ارتباطی یا رفتارهای اجتنابی شوند. نقش والدین در این میان حیاتی است. والدینی که رفتارشان مبتنی بر احترام، همدلی و حمایت است، الگوهای رفتاری مؤثری برای فرزندان خود ایجاد می‌کنند. در واقع، کودک از طریق مشاهده می‌آموزد چگونه به دیگران گوش دهد، اختلاف‌ها را حل کند یا خشم خود را کنترل نماید. حتی در مواقع تعارض، اگر والدین به‌جای پرخاش از گفت‌وگو استفاده کنند، فرزند درمی‌یابد که اختلاف نظر به‌معنای قطع رابطه نیست، بلکه فرصتی برای رشد و شناخت بیشتر است. سلامت روان خانواده همچنین با تقسیم وظایف و عدالت در نقش‌ها ارتباط دارد. در خانواده‌هایی که همه اعضا احساس مسئولیت می‌کنند و بار زندگی به‌طور منصفانه تقسیم می‌شود، حس ارزشمندی در افراد افزایش می‌یابد. اما اگر بار سنگین تصمیم‌گیری یا مسئولیت‌ها تنها بر دوش یک نفر باشد، احساس خستگی روانی و نارضایتی به‌تدریج افزایش می‌یابد. در نهایت باید گفت، روابط خانوادگی سالم نیازمند تلاش، تمرین و آگاهی است. هرچه اعضای خانواده بیشتر با مهارت‌های ارتباطی، گوش‌دادن فعال و تنظیم هیجانات آشنا باشند، احتمال سلامت روانی جمعی افزایش می‌یابد. خانواده‌ی سالم، خانواده‌ای بدون اختلاف نیست؛ بلکه خانواده‌ای‌ست که اختلاف‌ها را با احترام و گفت‌وگو حل می‌کند. کیفیت روابط خانوادگی نقش تعیین‌کننده‌ای در سلامت روانی و عاطفی اعضا دارد. فضایی امن، محترمانه و صادقانه در خانه می‌تواند از بروز بسیاری از اختلالات روانی پیشگیری کند. خانواده‌ای که در آن محبت و گفت‌وگو جریان دارد، بستری برای رشد فردی، رضایت از زندگی و آرامش پایدار فراهم می‌کند. نویسنده: مرضیه بهروزی «روانشناس بالینی»

ادامه مطلب


1 ماه قبل - 145 بازدید

دانشگاه موناش ملبورن، از کتابی تازه با محوریت نقش زنان افغانستان در روند صلح و مقاومت جمعی رونمایی کرده است، اثری که برگزارکنندگان آن را یکی از جامع‌ترین پژوهش‌ها در حوزه «زنان، صلح و امنیت» در بستر افغانستان می‌دانند. این اثر پژوهشی توسط فرخنده اکبری و پروفیسور جاکی‌ترو نوشته شده که نقش مقاومت و ایستادگی زنان و دختران افغانستان را برجسته می‌سازد و مراسم رونمایی آن (روز جمعه، ۱۴ قوس) در مرکز عالی محو خشونت علیه زنان دانشگاه موناش برگزار شده است. نویسندگان این کتاب آن را نخستین پژوهش جامع درباره دستور کار «زنان، صلح و امنیت» در بستر افغانستان توصیف کرده‌اند. در مراسم رونمایی، نویسند‌گان کتاب درباره یافته‌ها و اهمیت این پژوهش توضیحاتی ارائه کردند. بانو اکبری، پژوهشگر مرکز عالی محو خشونت علیه زنان و از فعالان شناخته‌شده حقوق زنان، و پروفیسور جاکی‌ترو، مدیر این مرکز و از چهره‌های برجسته پژوهش در حوزه خشونت جنسیتی، در این نشست ابعاد مختلف کتاب را معرفی کردند. خانم اکبری در سخنانش تاکید کرد که روایت زنان و دختران افغانستان در سال‌های اخیر «یا نادیده گرفته شده یا سطحی بازتاب یافته» و هدف این کتاب مستندسازی نقش واقعی آنان در مقاومت مدنی است. همچنین پروفیسور ترو نیز این اثر را تلاشی برای روشن‌ساختن پیامدهای سیاست‌های جنسیتی و واکنش جامعه زنان خواند. پس از صحبت‌های نویسند‌گان، گفتگوی آزاد میان مهمانان نیز صورت گرفته است. این رونمایی بخشی از تلاش‌های علمی و دانشگاهی برای مستندسازی تجربه‌ها و مبارزات زنان افغانستان در شرایط کنونی عنوان شده است.

ادامه مطلب


1 سال قبل - 417 بازدید

ارتباط مؤثر میان والدین و فرزندان یکی از ارکان اساسی روابط خانوادگی سالم و پایدار است. این ارتباط، نه تنها پایه‌ای برای رشد عاطفی و روانی کودکان است، بلکه در شکل‌گیری شخصیت، اعتماد به نفس، و مهارت‌های اجتماعی آنان نیز نقش کلیدی دارد. در مقابل، ضعف در ارتباطات خانوادگی می‌تواند منجر به بروز مشکلات رفتاری، اضطراب، افسردگی، و حتی اختلافات عمیق میان والدین و فرزندان شود. در این مقاله، به بررسی روش‌های مختلف تقویت ارتباط میان والدین و فرزندان می‌پردازیم. اهمیت ارتباط میان والدین و فرزندان ارتباط صحیح و مؤثر میان والدین و فرزندان از چندین منظر اهمیت دارد: ایجاد اعتماد و احساس امنیت: کودکانی که رابطه قوی و نزدیک با والدین خود دارند، احساس امنیت بیشتری می‌کنند و می‌توانند به‌راحتی مشکلات و نگرانی‌های خود را با والدین در میان بگذارند. توسعه عاطفی و اجتماعی: ارتباط خوب میان والدین و فرزندان موجب توسعه احساسات سالم و مهارت‌های اجتماعی در کودک می‌شود. بهبود عملکرد تحصیلی: تحقیقات نشان می‌دهد کودکانی که والدین‌شان با آنها ارتباط نزدیک‌تری دارند، در تحصیل و یادگیری نیز موفق‌تر هستند. جلوگیری از بروز مشکلات رفتاری: ارتباط ضعیف میان والدین و فرزندان می‌تواند منجر به بروز مشکلات رفتاری مانند پرخاشگری، خودشیفتگی، و حتی بزهکاری شود. بنابراین، تقویت این ارتباط می‌تواند به پیشگیری از چنین مشکلاتی کمک کند. روش‌های تقویت ارتباط میان والدین و فرزندان 1. گوش دادن فعال یکی از مؤثرترین روش‌های تقویت ارتباط، گوش دادن فعال به فرزندان است. در این روش، والدین به‌طور کامل و بدون قضاوت یا قطع‌کردن، به صحبت‌های فرزندان خود گوش می‌دهند. گوش دادن فعال باعث می‌شود فرزندان احساس کنند که صحبت‌هایشان ارزشمند است و والدین به احساسات و نگرانی‌هایشان اهمیت می‌دهند. برخی از راهکارهای مرتبط با گوش دادن فعال عبارتند از: تمرکز بر صحبت‌های کودک: در هنگام گوش دادن، تمرکز خود را به‌طور کامل به کودک معطوف کنید. از انجام فعالیت‌های دیگر خودداری کنید تا کودک احساس کند که او در آن لحظه مهم‌ترین فرد برای شماست. سوالات باز بپرسید: به‌جای سوالات کوتاه و بله/خیر، از سوالات باز استفاده کنید تا کودک بتواند احساسات و افکار خود را به‌طور کامل بیان کند. برای مثال، به‌جای اینکه بپرسید «روزت خوب بود؟»، بپرسید «امروز چه اتفاق جالبی برایت افتاد؟» تکرار و خلاصه‌سازی: گاهی اوقات، تکرار یا خلاصه کردن صحبت‌های فرزندتان می‌تواند نشان‌دهنده این باشد که به‌طور کامل متوجه حرف‌های او شده‌اید. برای مثال: «پس تو می‌گویی که...». ابراز محبت و توجه به نیازهای عاطفی فرزندان نیاز دارند که احساس کنند مورد محبت و توجه والدین خود هستند. این محبت باید هم به‌صورت کلامی و هم از طریق رفتارهای محبت‌آمیز نشان داده شود. برخی از روش‌های ابراز محبت شامل: تعریف و تمجید از فرزند: والدین باید تلاش کنند تا نقاط قوت فرزندان را تشخیص داده و به آنها افتخار کنند. این کار اعتماد به نفس کودک را افزایش می‌دهد. در آغوش گرفتن و تماس جسمی: تماس جسمی مانند در آغوش گرفتن، بوسیدن و لمس آرام می‌تواند نشان‌دهنده محبت و علاقه والدین به فرزند باشد. حضور فعال: صرف وقت کیفی با فرزندان و حضور واقعی در کنار آنها بدون عوامل حواس‌پرت‌کن مانند گوشی همراه یا تلویزیون بسیار مهم است. این زمان کیفی می‌تواند به تقویت رابطه و درک متقابل کمک کند. 3. تعیین مرزهای منطقی و سازگار مرزها و قوانین خانه باید به‌گونه‌ای تنظیم شود که هم منطقی باشد و هم به‌صورت مستمر رعایت شود. در حالی که مرزها و قوانین می‌توانند به انضباط کودکان کمک کنند، والدین باید تلاش کنند تا این قوانین به‌صورت شفاف و با گفتگو تعیین شود. چند نکته در این زمینه عبارتند از: توضیح قوانین به کودک: کودکان باید دلیل و هدف قوانین خانه را بفهمند تا بهتر بتوانند آنها را رعایت کنند. به‌جای اینکه تنها از کودک بخواهید که کاری را انجام دهد، برایش توضیح دهید که چرا این کار مهم است. قوانین انعطاف‌پذیر و مناسب برای سن: قوانین باید با توجه به سن و سطح رشد کودک تنظیم شود. برای مثال، کودک پنج‌ساله ممکن است نیاز به زمان استراحت و خواب بیشتری داشته باشد در حالی که نوجوانان نیاز به زمان بیشتری برای استقلال دارند. پایداری در اجرای قوانین: قوانین باید به‌طور مستمر و بدون تغییر اجرا شوند. اگر کودکان مشاهده کنند که والدین گاهی قوانین را نادیده می‌گیرند یا تغییر می‌دهند، ممکن است مرزها را جدی نگیرند. 4. استفاده از زبان مثبت زبان مورد استفاده والدین نقش مهمی در شکل‌دهی ارتباط میان والدین و فرزندان دارد. استفاده از زبان مثبت می‌تواند به ایجاد ارتباط بهتر و افزایش حس اعتماد در فرزندان کمک کند. برخی از نکات مرتبط با زبان مثبت عبارتند از: تشویق به‌جای سرزنش: به‌جای انتقاد یا سرزنش مستقیم، والدین باید تلاش کنند تا نقاط مثبت رفتار فرزندان را تشخیص داده و آنها را تشویق کنند. پرهیز از استفاده از جملات منفی: استفاده مداوم از جملاتی مانند «نکن»، «نه» و «نمی‌شود» می‌تواند تأثیر منفی بر روحیه فرزندان داشته باشد. به‌جای آن، سعی کنید جملات مثبت‌تری مانند «بهتر است این کار را این‌گونه انجام دهی» یا «لطفاً این کار را امتحان کن» استفاده کنید. تأکید بر تلاش نه نتیجه: به‌جای اینکه تنها بر نتایج عملکرد فرزندان تمرکز کنید، تلاش‌ها و کوشش‌های آنها را نیز مورد تقدیر قرار دهید. این کار انگیزه فرزندان را برای پیشرفت افزایش می‌دهد. 5. مدیریت تعارض‌ها با روش‌های سازنده تعارض و اختلاف‌نظر میان والدین و فرزندان امری طبیعی است. اما مهم این است که والدین بتوانند این تعارض‌ها را به‌صورت سازنده مدیریت کنند. برخی از راهکارهای مدیریت تعارض عبارتند از: گفتگو به‌جای فریاد زدن: در هنگام بروز تعارض‌ها، والدین باید سعی کنند تا به‌جای فریاد زدن یا تهدید، به‌طور مسالمت‌آمیز با فرزندان خود گفتگو کنند و از آنها بخواهند تا نظرات و احساسات خود را بیان کنند. جستجوی راه‌حل مشترک: در مواقع تعارض، بهتر است که والدین و فرزندان با هم به جستجوی راه‌حل مشترک بپردازند. این کار باعث می‌شود فرزندان احساس کنند که نظرات‌شان مورد احترام است. آموزش مهارت‌های حل مسئله: والدین باید به فرزندان خود مهارت‌های حل مسئله را آموزش دهند تا بتوانند در مواقع تعارض، به‌طور مستقل به دنبال راه‌حل بگردند. تقویت ارتباط میان والدین و فرزندان نیازمند تلاش مستمر و توجه ویژه به نیازهای عاطفی، روانی و اجتماعی فرزندان است. با استفاده از روش‌های ذکرشده در این مقاله، والدین می‌توانند ارتباط قوی‌تر و سالم‌تری با فرزندان خود برقرار کنند. ارتباط نزدیک و مؤثر میان والدین و فرزندان نه تنها به توسعه شخصیت و رفتارهای مثبت در کودکان کمک می‌کند، بلکه باعث ایجاد خانواده‌ای شاد و همدل می‌شود که می‌تواند پایه‌ای برای جامعه‌ای سالم‌تر و موفق‌تر باشد.

ادامه مطلب