برچسب: فرهنگ

2 سال قبل - 550 بازدید

اضطراب اجتماعی یا SAD ( Social Anxiety Disorder)، در واقع نوعی ارزیابی شخصیتی در موقعیت‌های مختلف اجتماعی می‌باشد. و اما این اختلال درمورد زنان تا حد زیادی وابسته به هنجارها و معیارهای فرهنگی و اجتماعی یک جامعه می‌باشد و می‌تواند این قشر را بیشتر در معرض ابتلا و آسیب قرار دهد؛ زنانی که دچار اضطراب اجتماعی می‌شوند از رویارویی با سایرین و ازینکه چگونه مورد ارزیابی و داوری قرار بگیرند واهمه دارند. آن‌ها اینگونه احساس می‌کنند که در هر جایی افرادی وجود دارند که به محض روبرو شدن با او، ویژگی‌های شخصیتی و رفتارش را مورد تحلیل و وارسی قرار می‌دهن.د بنابراین تا حد زیادی سعی می‌کنند تا از قرار گرفتن در چنین موقعیت‌هایی دوری کنند. این افراد علاقه‌ای به حضور در محیط‌های جمعی از خودشان نشان نمی‌دهند چون برخورد‌های اجتماعی را صحنه‌ی ارزیابی و نقد خود تلقی می‌کنند. برای مثال قرار گرفتن و صحبت کردن در مقابل کتله‌ی عظیمی از شنوندگان و بینندگان برای این افراد سخت خواهد بود. البته که ممکن است اکثر افراد از قرار گرفتن در چنین موقعیتی دچار اضطراب شوند اما برای افرادی که دچار اضطراب اجتماعی باشند، ترسی غیر معقول به همراه خواهد داشت. افرادی با اضطراب اجتماعی از سوی اطرافیان ممکن است به عنوان انسان‌هایی کم‌رو تلقی شوند و از این واژه برای توصیف‌شان استفاده صورت بگیرد که البته جوامع و خانواده‌ها با فرهنگ‌های مختلف برای کم رویی تعاریف متفاوتی به کار می‌برند و همانطور که اشاره کردیم مسائل برمی‌گردد به ارزش‌های یک جامعه و تصویری که در رابطه به موضوعی دارند. اغلب کسانی که به لحاظ اجتماعی و روانشناسی فردی کم‌رو و غیراجتماعی تلقی می‌شوند در یک جامعه و یا فرهنگ ممکن است تحت عنوان انسانی ساکت، مودب و متین در نظر گرفته شوند و همینطور در جوامع سنتی‌تر این رفتار را برای زنان و دختران صفتی مورد قبول و مثبت در نظر می‌گیرند  و حتی آنان را مورد تمجید و تشویق قرار می‌دهند اما از سوی دیگر ممکن است همین رفتار را برای پسران به منزله‌ی ناتوانی او در نظر بگیرند. خویشتن داری و سکوت معنادار و منطقی، یک ویژگی متعالی می‌باشد درحالی که کم‌رویی  پدیده‌ای غیر ارادی، ناخوشایند، ناشی از اعتماد به نفس ناکافی و نوعی معلولیت اجتماعی است که برای هردو جنس زن و مرد امری نامطلوب به حساب می‌آید. جوامع و خانواده‌ها باید تفاوت این دو موضوع را درک کنند و بدانند خویشتن داری و رفتار سالم ارتباطی با عدم حضور معنادار در اجتماع نداشته و هر جامعه نیاز به حضور فعال زنان و دختران در تمامی عرصه‌ها دارد. خانواده‌ها و نحوه‌ی پرورش فرزندان توسط والدین نقش مهمی در یادگیری فعالیت و حضور اجتماعی دارد و اینکه یک خانواده با چه دیدگاه و چه طرز تفکری کودک را پرورش می‌دهد؛ در شکل دهی شخصیت‌شان به شدت اثر گذار خواهد بود. الگوهای رفتاری بزرگسالان ، برنامه‌های رسانه‌ای، نحوه‌ی رفتار و میزان رفتارهای عاطفی و کلامی بزرگسالان در جامعه بیشترین تاثیر را در رفتار اجتماعی و جایگاه اجتماعی کودکان خواهد داشت و می‌تواند آنان را افرادی با روحیه‌ی اجتماعی قوی و یا افرادی مستعد ترس از جامعه به بار بیاورد. در خصوص دختران انتظارات نامعقول خانواده و یا جامعه  همچون حضور در مهمانی‌ها، رفتارهای مصنوعی، طرز پوشش، طرز رفتار در هنگام صحبت کردن و غذا خوردن ، و ... . سختگیری بیش از حد و توقعات غیرضروری تنبیه و یا تشویق‌های نادرست و یا افراطی از جمله اولیه ترین و پایه ترین دلایل زمینه ساز رشد معیوب اجتماعی به شمار می‌رود. در زمینه‌ی اضطراب اجتماعی هیچگاه به صورت میراثی و از طریق ژن‌ها چیزی به فرزندان به ارث نمی‌رسد بلکه هر آنچه از والدین به فرزند انتقال می‌یابد در نتیجه‌ی رفتارها و سبک فرزندپروری آن‌ها می‌باشد. ترس نیز یکی از عوامل این موضوع به شمار می‌رود؛ اینکه کودک در ابتدا چیزی نمی‌داند همه چیز و همه کس در نظرش ناآشنا و غریبه می‌آیند امری طبیعی است و همه چیز برمی‌گردد به نحوه‌ی یاددهی والدین برای برطرف شدن این احساس ترس و اینکه چطور باید از اضطراب حضور در بین افرادی به غیر از خانواده جدا شود و چگونه باید در شرایط مختلف با دیگران برخورد کند، چگونه یاد بگیرد تا در نتیجۀ ارتباط و معاشرت بر ترس از سایرین غلبه کند. که البته خلاف این موضوع نیز میتواند بر تشدید و احتمال بروز اضطراب و ترس از جامعه دامن بزند. اضطراب اجتماعی و ترس از برقراری ارتباطات بین فردی در بین تک فرزندان بیشتر به چشم می‌خورد این موضوع زمانی به صورت جدی مطرح می‌شود که والدین توانایی کافی برای ایجاد زمینۀ ارتباطات اجتماعی و رشد اجتماعی مطلوب کودک را دارا نباشند . فرزند اول و یا تک فرزند معمولا خود را با بزرگترها مقایسه می‌کند و خود را با آنان همانندسازی می‌کند. یا تمایل بیشتر به برقراری ارتباط با آن‌ها نسبت به ارتباط با همسالان خود نشان می‌دهد و یا به عبارتی تک فرزندها در ارتباط با همسالان خود بیشتر دچار مشکل می‌شوند و این موضوع به نحوی زمینه ساز رشد نادرست آن‌ها می‌شود. از سویی دیگر انتظارات بالای والدین و آرمان خواهی فراوان از فرزندشان و احساس ناتوانی در فرزندان در تحقق بخشیدن به این انتظارات فرزندان را دچار احساس بی‌کفایتی می‌کند و باعث می‌شود خودپندارۀ ضعیف نسبت به خودشان داشته باشند که در نتیجه کم‌رویی و اضطراب زیاد در شخصیت کودک پدیدار می‌شود. مدارس و محیط‌های آموزشی می‌توانند به عنوان مکانی برای پرورش ارتباطات اجتماعی و مشوقی برای‌شان باشد. اما با تاسف فراوان به علت عدم آگاهی در چنین محیط ها افرادی را که دچار معلولیت ارتباط اجتماعی هستند به عنوان الگویی برای دیگران قرار می‌دهند و عملا باعث می‌شوند تا افرادی که پتانسیل کافی برای برقراری ارتباطات سالم را دارا اند در دام رفتارهای بیمارگونه و ناسالم بیفتند. زمانی که افراد دارای معلولیت اجتماعی مدام تایید و تشویق شوند در ابتدا خود آن فرد به سمت تقویت رفتار به اصطلاح مودبانه سوق پیدا می‌کند و آن‌ها را تقویت می‌کند و از طرف دیگر باعث می‌شود تا دیگر کودکان با سرمشق قرار دادن او از او الگو بگیرند. این مسئله زمانی مشکل ساز می‌شود که فردی به دلیل کمبودهای عاطفی، تعارضات خانوادگی و یا سایر مشکلات روحی و رفتاری تمایل به مورد تایید قرار گرفتن توسط سایرین داشته باشد و با تایید شدن و اعمال فشارهای روانی و اخلاقی، انضباط خشک و جدی و افراطی، تحقیر و تهدید، اعمال محدودیت های شدید، هدایت به سوی تسلیم پذیری محض و رفتارهای دیکتاتور منشانه زمینه ساز اضطراب و دوری از اجتماع در افراد خواهد شد. این افراد در نهایت قادر به برقراری ارتباط با سایرین نخواهند بود و نمی‌توانند احساسات خوشایند و یا ناخوشایند را منتقل و یا دریافت کنند و مدام دچار احساس تنهایی می‌شوند و به تدریج از ارتباطات آنان کاسته شده و ویژگی افراد دارای اضطراب اجتماعی را به خود می‌گیرند. احساس تنهایی به صورت موقت و گذرا در زندگی همه‌ی ما موضوعی تجربه شده می‌باشد اما اگر این احساس به صورت عمیق شکل بگیرد می‌تواند در زندگی مان تاثیرات جدی‌ای را به دنبال داشته باشد پس با این اوصاف می‌دانیم حضور ما در اجتماع و توانایی ما در برقراری ارتباط و معاشرت با سایرین چقدر در زندگی مان حائز اهمیت می‌باشد و اینکه چقدر خانواده و جامعه در شکل دهی ابعاد شخصیتی افراد و نقش دارند. در مقالۀ بعدی به معرفی علائم اضطراب اجتماعی و راهکارهای درمانی آن خواهیم پرداخت. نویسنده: مرضیه بهروزی «روانشناس بالینی»

ادامه مطلب


3 سال قبل - 380 بازدید

رحمت‌الله نبیل، رییس عمومی امنیت ملی در حکومت پیشین به ادامه‌ی بازداشت زنان و دختران از سوی حکومت سرپرست در شهر کابل واکنش نشان داده و می‌گوید که خاموشی برخی از سیاسیون، سران قومی و علمای دین، خلاف «موازین اخلاقی» و «ناموس‌داری افغانی» است. آقای نبیل با بازنشر بیانیه‌ای «جنبش زنان برای صلح و آزادی» در حساب کاربری ایکس خود، این بازداشت‌ها را «اختطاف» نامیده و گفت که خاموشی در این باره نوعی از «خیانت به وطن و مردم» است. او تاکید کرد: «خاموشی بعضی از سیاسیون، سران قومی و علمای دین در مورد اختطاف دختران و زنان توسط حکومت فعلی، نه تنها شریک بودن در این جنایت تاریخی، بلکه نوعی خیانت به وطن و مردم افغانستان است.» وی افزود که این بازداشت‌ها خلاف تمام موازین اخلاقی، انسانی، اسلامی و ناموسداری افغانی است. رییس عمومی امنیت ملی در حکومت پیشین می‌گوید: «کجا رفت آن غیرت افغانی که از گهواره تا گور در گوش اولادهای مان زمزمه می‌کردیم؟» این در حالی است که حکومت سرپرست در روزهای اخیر ده‌ها دختر جوان را از منطقه‌ی دشت برچی در غرب کابل «به بهانه‌ی عدم رعایت حجاب» بازداشت کرده‌اند. چندین منبع در این منطقه در صحبت با رسانه گوهرشاد تایید کرده‌اند که روند تازه‌ی بازداشت دختران جوان روز دوشنبه (۱۱ جدی) آغاز شده است. همچنین ریچارد بنت، گزارشگر ویژه حقوق‌بشر سازمان ملل در امور افغانستان هم گفته است که بازداشت زنان به‌دلیل «بدحجابی» در کابل بیانگر محدودیت‌های بیشتر حکومت سرپرست بر آزادی زنان و تضعیف حقوق آنان است.

ادامه مطلب