برچسب: ارتباطات

4 هفته قبل - 77 بازدید

اکثر ادمها فکر میکنند زن موجود پیچیده ای با هزارتویی سخت بوده که شناخت آن غیرممکن است در حالیکه اینگونه نیست. زن موجودی لطیف و ظریف با اخلاقیات و روحیاتی که هر زنی را منحصر به فرد می‌سازد. برای شناخت زنان راهکارهای مؤثری وجود دارد که با رعایت آنها می‌توان به شناخت عمیق‌تری از آنها دست یافت. از آنجایی‌که زنان نیمی از پیکره‌ی جامعه را تشکیل می‌دهند شما هر روز با آنها در تعامل هستید و ممکن است بخواهید باقی عمرتان را نیز در کنار یک زن سپری کنید؛ بنابراین زمانی که شما شناخت بهتری از یک زن و شخصیت او داشته باشید خودتان را رشد می‌دهید و درنتیجه زندگی بهتر و شادتری را نیز تجربه خواهید کرد. برای درک بهتر یک زن بهتر است که با روحیات زنان نیز آشنا شوید. اگر این توانایی را داشتید که به درون مغز یک زن سفر کنید آنگاه مشاهده می‌کردید که از نظر ساختاری هیچ تفاوتی بین زن و مرد وجود ندارد و آنچه که تفاوت دارد روحیات یک زن با یک مرد است که در ادامه به معرفی برخی نکات جهت شناخت بهتر از این روحیات می‌پردازیم: زنان به دنبال علاقه‌ی واقعی هستند. هدیه‌ی که از قلب بیرون می‌آید برای یک زن ارزشش بسیار بیشتر از هدایای گران‌قیمتی هست که گواه از صمیمیت و یک‌رنگی نداشته باشند. واکنش زنان نسبت به عواملی که گمان می‌کنند نقصی در ظاهرشان محسوب می‌شود، منفی‌تر از مردان است. در اکثر جوامع و فرهنگ‌ها زنان بیشتر بر اساس ظاهرشان مورد قضاوت قرار می‌گیرند و وضعیت ظاهری در میزان پذیرش اجتماعی آنها نقش اساسی دارد. اما در مقابل مردها بیشتر بر پایه‌ی شجاعت، موفقیت شغلی و مالی و موارد مشابه توجه اطرافیان را به خود جلب می‌کنند، بنابراین زنان بسیار بیشتر از مردان به‌ظاهر خود حساسیت دارند. درصورتی‌که مردی هستید که یک زن را در زندگی‌تان به همراه دارید بهتر است علاقه‌تان را نسبت به او همیشه به زبان بیاورید. مردان ممکن است با منطق فکر کنند؛ اما زنان احساسات را مدنظر قرار می‌دهند. این بدان معنا نیست که زنان در روندهای فکری خود غیرمنطقی هستند؛ بلکه این معنی را می‌دهد که زنان در هنگام تصمیم‌گیری‌های اساسی احساسات خود را مدنظر می‌گیرند. شناخت شخصیت زنان: پایه‌های شخصیتی یک انسان در خانواده‌اش ریخته می‌شود. در خانواده‌ها اغلب دختران را با احساسات و عواطف دخترانه پرورش می‌دهند و ویژگی‌های شخصیتی او را بر اساس جنسیت برایش تعریف می‌کنند. در کنار این موارد می‌توان با در نظر داشت نکات زیر به شناخت بهتری دست‌یافت: یک زن اوقات فراغتش را چگونه می‌گذراند: آیا دوست دارد بیشتر اوقاتش را با دوستانش سپری کند؟ آیا ترجیح می‌دهد تنها باشد و در گوشه‌ای دنج کتاب بخواند، فیلم تماشا کند و یا... به مشکلات چگونه پاسخ می‌دهد؟ زندگی مملو از چالش‌‌هایی سخت و آسان است و هر لحظه ممکن است ناهنجاری ای ریتم یکنواخت زندگی را برهم بزند، آنچه که در این جا مهم است نوع برخورد و واکنش یک زن به مشکلات است که نشان‌دهنده‌ی شخصیت او است. آیا سریعاً دچار حس کلافگی و بیچارگی می‌شود و یا اینکه نه سعی می‌کند راه‌حل‌ها را جستجو کند و در چنین شرایطی قادر به حفظ خونسردی خود است. ارزش‌های یک زن چیست: آنچه برای یک زن ارزش دارد خط‌مشی او در زندگی و درک و دریافت او از زندگی را می‌سازد. آیا یک زن مادیات و دارایی برایش اهمیت دارد یا معنویات و نیکی‌ها بها می‌دهد. آیا مادر بودن را اولویت می‌دهد یا پیشرفت و استقلال مالی برایش مهم است، آیا ازدواج در برنامه‌ی اوست و یا شروع یک تجارت و کسب را هدف قرار داده است و... چه چیزی به یک زن انگیزه می‌دهد: هر فردی سرگرمی‌هایی دارد که او را سر ذوق می‌آورد و به او انگیزه می‌دهد. سرگرمی‌ها بیشتر از فعالیت عادی به فرد انگیزه می‌دهند؛ بنابراین باید دید و جستجو کرد که منبع تأمین انرژی و قوت یک زن چیست و کجا می‌توان یافت. برنامه‌های یک زن چه چیزهایی هستند: یک زن برای انجام امورات زندگی برنامه‌ریزی است یا اینکه در لحظه تصمیم می‌گیرد؟ بعضی از زن‌ها برنامه‌ریزی را دوست دارند و برای تمام زندگی‌شان برنامه دارند و اهل سورپرایز نیستند در مقابل زنانی هستند که تصمیم‌گیری در لحظه برایشان سخت هست. سخن پایانی: با توجه‌به این‌که هر انسان ذاتاً با انسان دیگر دارای تفاوت‌هایی است و با بیان چند سطر نمی‌توان به شناخت کتله‌ی عظیمی از جمعیت جهان رسید و کفایت کرد بااین‌حال سعی بر این بوده است تا عمومی‌ترین نکات و وجهه مشترک بین زنان شناسایی و بیان شوند تا در راستای بهبود ارتباطات کمک‌کننده باشند. نویسنده: مرضیه بهروزی «روانشناس بالینی»

ادامه مطلب


10 ماه قبل - 203 بازدید

پیدا کردن فردی که بتواند اکثرا شما را بفهمد و درک درستی از نیازها، خواسته‌ها و رفتارهای شما داشته باشد، قطعا آسان نیست. خصوصا در دنیای مدرن امروزی که علاوه بر چالش‌های گذشته، بشر با چالش‌های مدرن نیز دست و پنجه نرم می‌کند.  حقیقت این است که حتی زوج‌هایی که با شناخت نسبی و پس از تجربه احساسات وارد زندگی مشترک می‌شوند و افتخار عاشقی و متعاقب آن ازدواج برمبنای شناخت را دارند نیز با مشکلاتی مواجه می‌شوند، حال چگونه می‌توان تصور کرد که زندگی مشترک ایجاد شده به سبک سنتی دچار چالش نشود؟ حقیقت ماجرا این است تا زمانی که شما مجرد هستید، فعالیت‌های شما صرفا زندگی شخصی شما و یا گاها خانواده را متاثر می‌سازد اما زندگی‌مشترک یک سری وظایف اخلاقی و رفتاری بر عهده زوج‌ها می‌گذارد که با انجام‌دادن آن‌ها زندگی هر دو؛ زن و مرد و همینطور خانواده‌های‌شان متاثر می‌شود. زندگی مشترک و عشق و احساسات زوجین در حقیقت همان کودک نوپایی است که مثل هر کودکی نیاز به مراقبت و توجه دارد. اگر مراقب آن نباشید به راحتی نابود می‌شود و زندگی شما را به خطر می‌اندازد. ما یاد نگرفته‌ایم در مورد رفتار با همسرمان آموزش ببینیم. بنابراین، اشتباه کردن اجتناب‌ناپذیر است. از سویی، ایجاد یک رابطه قوی و زندگی مشترک عالی کار یک روزه نیست. وقتی دو نفر وارد یک رابطه می‌شوند هر کدام طرز فکر و فرهنگ خود را دارند و متفاوت از یکدیگر تربیت شده اند. پس احتمال بروز خطا از هر کدام از زوجین وجود دارد. باید بدانید که زندگی بدون اشتباه وجود ندارد. زنان و مردان نیز چه در زندگی فردی و چه در زندگی مشترک اشتباهاتی انجام می دهند. یکی از دلایلی که ما مرتکب اشتباه می‌شویم این است که انسان هر روز در حال کشف و تجربه چیزهای جدید است. اشتباهاتی که افراد در مورد زندگی مشترک انجام می‌دهند، معمولا بین تمام زوج‌ها مشترک است. در این مطلب به رایج‌ترین اشتباهاتی می‌پردازیم که زوج‌ها در رابطه با همسرشان مرتکب می‌شوند و با ارتکاب آن‌ها، پایه‌های زندگی مشترک را سست می‌کنند. این اشتباهات را بشناسید و از آن‌ها اجتناب کنید. اجازه ندهید زندگی مشترک شما فرصت تجربه روزهای آرام و عاشقانه را از دست بدهد و جز تلخی و عدم تفاهم چیزی حاصل‌تان نشود. انتظارات‌ را واضح بیان نمی‌کنید: زوجین باید از همان ابتدای ازدواج انتظارات خود درباره مسائل مختلف زندگی را به طور واضح بیان کنند. جمله رایج «عزیزم هر چه تو بگویی» در ابتدای ازدواج برای زوج‌ها سم است. شما باید تمام انتظاراتی که از همسرتان دارید را واضح و روشن بیان کنید و درباره‌ی آن‌ها با همسرتان حرف بزنید. تقسیم کارهای خانه، خرج و مخارج، تربیت فرزندان و سایر کارهای مشترک باید بین دو نفر واضح باشد تا جلوی اختلافات بعدی گرفته شود. شما لازم است با هم حرف بزنید. اگر توقعی از همسرتان دارید آن را در مراحل اول به طور واضح و بدون عصبانیت بیان کنید حتی اگر فکر می‌کنید انتظارتان غیر منطقی است، درباره آن با همسرتان حرف بزنید و اجازه دهید او شما را قانع کند. اگر در زمانی قرار دارید که چند سال از زندگی مشترک شما گذشته، اشتباه نکنید و نگویید که از ما گذشته است و خیلی وقت است ما زندگی مشترک‌مان را شروع کرده ایم. پای حرف‌های همدیگر بنشینید و از خواسته‌ها، اهداف، طرح‌های زندگی و حتی چالش‌ها صحبت کنید. همسرتان را نمی‌شناسید: به همسرتان فکر کرده و رفتارهایش را بررسی کنید و درباره آن‌ها به نتیجه برسید. اگر باهوش باشید بعد از مدتی می‌توانید بفهمید هرکدام از رفتارهای او چه معنایی دارد. اگر انتقادهایش را در قالب شوخی بیان می‌کند، اگر وقتی بی‌حوصله است حرف نمی‌زند، اگر دوست دارد وقت‌هایی تنها باشد، شما باید در جریان آن باشید. زن‌ها و مردها مثل هم فکر و عمل نمی‌کنند. شما باید از روی نگاه کردن همسرتان بفهمید چه مشکلی دارد. اگر رفتار او را نمی‌پسندید، می‌توانید در یک شرایط متعادل درباره‎ی آن‌ صحبت کنید. بعضی از رفتارهای مردها ممکن است برای زن‌ها آزاردهنده باشد و باید در مورد آن صحبت شود. شناخت زنان و مردان و عالمی که در آن زندگی می‌کنند، کار آسانی نیست. کتاب‌های زیادی در بازار وجود دارد که می‌توانید به آن‌ها رجوع کنید. اگر باز هم به مشکل برخوردید، می‌توانید از مشاوران ازدواج کمک بگیرید. این مسائل اصلا کم‌اهمیت نیستند. بهتر است آن‌ها را حل نشده رها نکنید. محبت‌کردن را فراموش کرده‌اید: بعضی از زوج‌ها مخصوصا بعد از بچه‌دار شدن توجهی که ابتدای ازدواج به همسر خود داشتند را فراموش می‌کنند. آن‌ها فراموش می‌کنند باید با الفاظ محبت‌آمیز، تماس چشمی، در آغوش گرفتن و نشانه‌های دیگر توجه و محبت به همسرشان را ابراز کنند. گفتن جملات ساده محبت‌آمیز مثل «موافقم»، «چه نظر خوبی» و جملاتی مثل این می‌تواند اعتماد به نفس را به همسرتان برگرداند. محبت از جمله چیزهایی است که باید مدام یادآوری شود. اینکه شما اول ازدواج به همسر خود ابراز محبت کرده‌اید دلیل نمی‌شود دیگر آن را یادآوری نکنید. مردها برخلاف چیزی که تصور می‌شود، نیاز به محبت، مراقبت و توجه دارند و بدون آن احساس خوشبختی نخواهند کرد. خودتان را فدا می‌کنید: زوج‌ها به ویژه زنان معمولا به راحتی از چیزهایی که در زندگی می‌خواهند می‌گذرند. آن‌ها آمادگی این را دارند که نقش یک آدم وابسته به شوهر را بازی کنند و زندگی‌شان را وقف سرویس دادن و حمایت از همسرشان کنند. در حالی که زن باید یک شریک کامل و برابر در ازدواج باشد. زن‌ها عادت کرده‌اند از همسرشان تبعیت کنند و به جای خواست خودشان، به خواست همسرشان تن دهند. همین موضوع به مرور آن‌ها را از زندگی ناراضی خواهند کرد. درون این زن‌ها بعد از مدتی پر از خشم ناگفته از همسر می‌شود. آن‌ها فکر می‌کنند همسرشان زندگی آن‌ها را کنترل می‌کند. درحالی‌که آن‌ها خودشان آن شرایط را ایجاد کرده‌اند. از گوشه‌ای که برای خود درست کرده‌اید بیرون بیایید. شما باید حقوق مساوی برای خود و همسرتان در زندگی در نظر بگیرید. در زمینه‌های مختلف مثل کارهای خانه، وظیفه پدر و مادری و حتی برنامه‌ریزی برای تفریحات، درست به اندازه همسرتان صاحب‌نظر باشید و در این تصمیمات با هم شریک شوید. در زندگی برای پیشرفت خودتان انرژی بگذارید و برنامه‌های شخصی تدارک ببینید. این کار باعث می‌شود کمتر از همسرتان ناراضی باشید و با او درگیر شوید. مطمئن باشید او هم از پیشرفت شما خوشحال خواهد بود.

ادامه مطلب