در بخش اول مقاله به معرفی و توضیح اختلال اضطراب اجتماعی پرداختیم و حال در این بخش قصد داریم تا عوامل بوجود آورندهی آن، علائم و راهکارهای درمانی این اختلال را به بحث بگیریم، پس در ادامه با ما همراه باشید تا با آگاهی در این باره به علم بیشتری در این زمینه دست یابیم. عوامل بوجود آورندهی اضطراب اجتماعی در افراد مختلف متفاوت است ولی معمولا میتواند شامل موارد زیر باشد: ملاقات با افراد ناآشنا صحبت با دیگران در محل کار و سایر محیطهای اجتماعی سخنرانی در حضور جمع خوردن غذا و یا آشامیدن در حضور دیگران اجرای برنامه و یا نمایش در حضور دیگران متاسفانه بسیاری از این افراد به علت عدم آگاهی از این موضوع به دنبال حل این اختلال نیستند زیرا گمان میکنند این موضوع بخشی از شخصیت آنهاست در حالی که ممکن است برای مسائل دیگری همچون افسردگی یا سایر موارد از یک مشاور و یا کارشناس کمک بگیرند. علائم اضطراب اجتماعی اختلال اضطراب اجتماعی تاثیرات زیادی بر جسم و روان افراد دارد و باعث بروز علائم جسمانی، عاطفی و رفتاری میشود. این علائم که در برخی شرایط اجتماعی بروز میکنند، میتوانند شامل موارد زیر باشند: علائم جسمانی شامل (سرخ شدن صورت، تعریق، لرزیدن، حالت تهوع، افزایش ضربان قلب و خالی شدن ذهن.) احساس وحشت و یا حملات پنیک ترس و خجالت شدید از تجربهی احساس اضطراب در مقابل دیگران ترس شدید از مورد قضاوت قرار گرفتن احساس ترس و وحشت در موقعیتهایی که باید با فرد ناآشنایی صحبت کنند توجه بیش از حد به جزئیات رفتاری و پوششی خود و تجربهی احساس خجالت مشکل در صحبت در حضور دیگران اجتناب از حضور در موقعیتهایی که ریسک اضطراب را به همراه داشته باشد حالت صاف و خشک بدنی مشکل در برقراری تماس چشمی و یا حفظ تماس چشمی حساسیت به انتقاد عزت نفس پایین و گفتگوی درون ذهنی منفی با خود این علائم میتوانند بر ابعاد مختلفی از زندگی افراد همچون تحصیل، کار و روابط او تاثیر بگذارند و حتی گاهی آنها را به شدت مختل کند. درصورت درمان نشدن این اختلال، فرد ممکن است نتواند تواناییهای خود را در زندگی فردی، شغلی و تحصیلی خود شکوفا کند زیرا به صورت معمول از شرکت در هرنوع فعالیتی که حضور دیگران را به همراه داشته باشد، اجتناب میکند و از توسعهی روابط با دیگران باز میماند. در حالات شدید و یا مزمن، اختلال اضطراب اجتماعی میتواند منجر به سایر مشکلات همچون افسردگی و یا سوءمصرف مواد شود. در کودکان این علائم معمولا در هنگام تعامل با بزرگسالان غریبه و همسالان ظاهر میشود و احساس اضطرابشان را به صورت رفتارهای زیر نشان میدهند: گریه کردن رفتار پرخاشگرانه و پرتاب کردن اشیاء سکوت محض و بیتحرکی چسبیدن به والدین و یا فرد مراقب جمع شدن به سمت درون بدن خودداری از صحبت در موقعیتهای اجتماعی راهکارهای درمانی برای اختلال اضطراب اجتماعی روشهای مختلف درمانی میتواند به بهبود و مدیریت علائم این اختلال، کسب اعتماد به نفس و توانایی غلبه بر حالات اضطرابیشان کمک کند که در صورت عدم تشخیص و شناسایی این علائم میتواند در تمام طول عمر فرد وی را همراهی کند. هرچند با توجه به شرایط محیطی و ذهنی فرد میتواند شدت آن کمتر و یا بیشتر شود. برای درمان این اختلال از دو روش روان درمانی، دارو درمانی و درصورت لزوم از تلفیق هردوی آنها استفاده صورت میگیرد. روان درمانی: در روش روان درمانی با توجه به رویکردهای متفاوتی که هر درمانگر مورد استفاده قرار میدهد اغلب با تغییر در الگوهای ذهنی و فکری مراجع به تغییر رفتار و بهبود جوانب بیماری او پرداخته میشود. درمان شناختی رفتاری و یا CBT (Cognitive Behavior Therapy) یک روش درمانی رایج برای کمک به بهبود بیماران میباشد. هدف از این روش درمانی کمک به افراد در مسیر شناخت و تغییر افکار یا عقاید منفی دربارهی موقعیتهای اجتماعی است. و هدف بعدی آن تغییر رفتار و واکنشهای فرد نسبت به موقعیتهایی است که باعث بوجود آمدن اضطراب در او میشوند. درمان شناختی رفتاری به فرد کمک میکند تا متوجه شود که افکار خود اوست که میتواند نحوهی رفتار او را تعیین کند نه رفتار و قضاوت دیگران و اینکه بسیاری چیزها صرفا زادهی ذهن خود او هستند و هیچ نوع وجود خارجی ندارند. روش مواجه درمانی یا غرقه سازی نیز یکی از روشهای کمک کننده برای درمان این اختلال میباشد. با این رویکرد فرد به تدریج با شرایطی که از آن میترسد، روبرو میشود. البته این رویارویی با همکاری و کمک یک درمانگر و در یک محیط امن صورت میگیرد تا از آسیب و عوارض احتمالی جلوگیری شود. دارو درمانی: برای درمان علائم اختلال اضطراب اجتماعی از طیف وسیعی از داروها استفاده میشود که شامل سه دسته از داروهای ضد اضطراب، ضد افسردگی و مسدود کنندههای بتا هستند که با توجه به تخصص درمانگر و با توجه به نیاز و وضعیت مراجع میتوانند توصیه و تجویز شوند. نکاتی برای غلبه بر اضطراب اجتماعی دامنهی تعاملات خود را به تدریج افزایش دهید برای فعالیتهای آرام بخش وقت بگذارید افکار خودتان را بازنگری کنید از مصرف موارد و الکل خودداری کنید برای تشخیص و درمان از یک فرد کارشناس کمک بگیرید سخن پایانی: اختلال اضطراب اجتماعی یک اختلال نسبتا شایع در حوزهی سلامت روان میباشد که درصورت درمان نشدن میتواند باعث بروز سایر مشکلات روحی روانی در فرد شود و همچنان عدم تشخیص و درمان آن میتواند زندگی یک انسان در ابعاد مختلف دچار مشکل کند. پس با آگاهی از این اختلال میتوانیم در مسیر بهبود و درمان خود و اطرافیانمان عملکرد بهتر و کارآمدتری داشته باشیم. نویسنده: مرضیه بهروزی «روانشناس بالینی»
برچسب: اختلال
اضطراب اجتماعی یا SAD ( Social Anxiety Disorder)، در واقع نوعی ارزیابی شخصیتی در موقعیتهای مختلف اجتماعی میباشد. و اما این اختلال درمورد زنان تا حد زیادی وابسته به هنجارها و معیارهای فرهنگی و اجتماعی یک جامعه میباشد و میتواند این قشر را بیشتر در معرض ابتلا و آسیب قرار دهد؛ زنانی که دچار اضطراب اجتماعی میشوند از رویارویی با سایرین و ازینکه چگونه مورد ارزیابی و داوری قرار بگیرند واهمه دارند. آنها اینگونه احساس میکنند که در هر جایی افرادی وجود دارند که به محض روبرو شدن با او، ویژگیهای شخصیتی و رفتارش را مورد تحلیل و وارسی قرار میدهن.د بنابراین تا حد زیادی سعی میکنند تا از قرار گرفتن در چنین موقعیتهایی دوری کنند. این افراد علاقهای به حضور در محیطهای جمعی از خودشان نشان نمیدهند چون برخوردهای اجتماعی را صحنهی ارزیابی و نقد خود تلقی میکنند. برای مثال قرار گرفتن و صحبت کردن در مقابل کتلهی عظیمی از شنوندگان و بینندگان برای این افراد سخت خواهد بود. البته که ممکن است اکثر افراد از قرار گرفتن در چنین موقعیتی دچار اضطراب شوند اما برای افرادی که دچار اضطراب اجتماعی باشند، ترسی غیر معقول به همراه خواهد داشت. افرادی با اضطراب اجتماعی از سوی اطرافیان ممکن است به عنوان انسانهایی کمرو تلقی شوند و از این واژه برای توصیفشان استفاده صورت بگیرد که البته جوامع و خانوادهها با فرهنگهای مختلف برای کم رویی تعاریف متفاوتی به کار میبرند و همانطور که اشاره کردیم مسائل برمیگردد به ارزشهای یک جامعه و تصویری که در رابطه به موضوعی دارند. اغلب کسانی که به لحاظ اجتماعی و روانشناسی فردی کمرو و غیراجتماعی تلقی میشوند در یک جامعه و یا فرهنگ ممکن است تحت عنوان انسانی ساکت، مودب و متین در نظر گرفته شوند و همینطور در جوامع سنتیتر این رفتار را برای زنان و دختران صفتی مورد قبول و مثبت در نظر میگیرند و حتی آنان را مورد تمجید و تشویق قرار میدهند اما از سوی دیگر ممکن است همین رفتار را برای پسران به منزلهی ناتوانی او در نظر بگیرند. خویشتن داری و سکوت معنادار و منطقی، یک ویژگی متعالی میباشد درحالی که کمرویی پدیدهای غیر ارادی، ناخوشایند، ناشی از اعتماد به نفس ناکافی و نوعی معلولیت اجتماعی است که برای هردو جنس زن و مرد امری نامطلوب به حساب میآید. جوامع و خانوادهها باید تفاوت این دو موضوع را درک کنند و بدانند خویشتن داری و رفتار سالم ارتباطی با عدم حضور معنادار در اجتماع نداشته و هر جامعه نیاز به حضور فعال زنان و دختران در تمامی عرصهها دارد. خانوادهها و نحوهی پرورش فرزندان توسط والدین نقش مهمی در یادگیری فعالیت و حضور اجتماعی دارد و اینکه یک خانواده با چه دیدگاه و چه طرز تفکری کودک را پرورش میدهد؛ در شکل دهی شخصیتشان به شدت اثر گذار خواهد بود. الگوهای رفتاری بزرگسالان ، برنامههای رسانهای، نحوهی رفتار و میزان رفتارهای عاطفی و کلامی بزرگسالان در جامعه بیشترین تاثیر را در رفتار اجتماعی و جایگاه اجتماعی کودکان خواهد داشت و میتواند آنان را افرادی با روحیهی اجتماعی قوی و یا افرادی مستعد ترس از جامعه به بار بیاورد. در خصوص دختران انتظارات نامعقول خانواده و یا جامعه همچون حضور در مهمانیها، رفتارهای مصنوعی، طرز پوشش، طرز رفتار در هنگام صحبت کردن و غذا خوردن ، و ... . سختگیری بیش از حد و توقعات غیرضروری تنبیه و یا تشویقهای نادرست و یا افراطی از جمله اولیه ترین و پایه ترین دلایل زمینه ساز رشد معیوب اجتماعی به شمار میرود. در زمینهی اضطراب اجتماعی هیچگاه به صورت میراثی و از طریق ژنها چیزی به فرزندان به ارث نمیرسد بلکه هر آنچه از والدین به فرزند انتقال مییابد در نتیجهی رفتارها و سبک فرزندپروری آنها میباشد. ترس نیز یکی از عوامل این موضوع به شمار میرود؛ اینکه کودک در ابتدا چیزی نمیداند همه چیز و همه کس در نظرش ناآشنا و غریبه میآیند امری طبیعی است و همه چیز برمیگردد به نحوهی یاددهی والدین برای برطرف شدن این احساس ترس و اینکه چطور باید از اضطراب حضور در بین افرادی به غیر از خانواده جدا شود و چگونه باید در شرایط مختلف با دیگران برخورد کند، چگونه یاد بگیرد تا در نتیجۀ ارتباط و معاشرت بر ترس از سایرین غلبه کند. که البته خلاف این موضوع نیز میتواند بر تشدید و احتمال بروز اضطراب و ترس از جامعه دامن بزند. اضطراب اجتماعی و ترس از برقراری ارتباطات بین فردی در بین تک فرزندان بیشتر به چشم میخورد این موضوع زمانی به صورت جدی مطرح میشود که والدین توانایی کافی برای ایجاد زمینۀ ارتباطات اجتماعی و رشد اجتماعی مطلوب کودک را دارا نباشند . فرزند اول و یا تک فرزند معمولا خود را با بزرگترها مقایسه میکند و خود را با آنان همانندسازی میکند. یا تمایل بیشتر به برقراری ارتباط با آنها نسبت به ارتباط با همسالان خود نشان میدهد و یا به عبارتی تک فرزندها در ارتباط با همسالان خود بیشتر دچار مشکل میشوند و این موضوع به نحوی زمینه ساز رشد نادرست آنها میشود. از سویی دیگر انتظارات بالای والدین و آرمان خواهی فراوان از فرزندشان و احساس ناتوانی در فرزندان در تحقق بخشیدن به این انتظارات فرزندان را دچار احساس بیکفایتی میکند و باعث میشود خودپندارۀ ضعیف نسبت به خودشان داشته باشند که در نتیجه کمرویی و اضطراب زیاد در شخصیت کودک پدیدار میشود. مدارس و محیطهای آموزشی میتوانند به عنوان مکانی برای پرورش ارتباطات اجتماعی و مشوقی برایشان باشد. اما با تاسف فراوان به علت عدم آگاهی در چنین محیط ها افرادی را که دچار معلولیت ارتباط اجتماعی هستند به عنوان الگویی برای دیگران قرار میدهند و عملا باعث میشوند تا افرادی که پتانسیل کافی برای برقراری ارتباطات سالم را دارا اند در دام رفتارهای بیمارگونه و ناسالم بیفتند. زمانی که افراد دارای معلولیت اجتماعی مدام تایید و تشویق شوند در ابتدا خود آن فرد به سمت تقویت رفتار به اصطلاح مودبانه سوق پیدا میکند و آنها را تقویت میکند و از طرف دیگر باعث میشود تا دیگر کودکان با سرمشق قرار دادن او از او الگو بگیرند. این مسئله زمانی مشکل ساز میشود که فردی به دلیل کمبودهای عاطفی، تعارضات خانوادگی و یا سایر مشکلات روحی و رفتاری تمایل به مورد تایید قرار گرفتن توسط سایرین داشته باشد و با تایید شدن و اعمال فشارهای روانی و اخلاقی، انضباط خشک و جدی و افراطی، تحقیر و تهدید، اعمال محدودیت های شدید، هدایت به سوی تسلیم پذیری محض و رفتارهای دیکتاتور منشانه زمینه ساز اضطراب و دوری از اجتماع در افراد خواهد شد. این افراد در نهایت قادر به برقراری ارتباط با سایرین نخواهند بود و نمیتوانند احساسات خوشایند و یا ناخوشایند را منتقل و یا دریافت کنند و مدام دچار احساس تنهایی میشوند و به تدریج از ارتباطات آنان کاسته شده و ویژگی افراد دارای اضطراب اجتماعی را به خود میگیرند. احساس تنهایی به صورت موقت و گذرا در زندگی همهی ما موضوعی تجربه شده میباشد اما اگر این احساس به صورت عمیق شکل بگیرد میتواند در زندگی مان تاثیرات جدیای را به دنبال داشته باشد پس با این اوصاف میدانیم حضور ما در اجتماع و توانایی ما در برقراری ارتباط و معاشرت با سایرین چقدر در زندگی مان حائز اهمیت میباشد و اینکه چقدر خانواده و جامعه در شکل دهی ابعاد شخصیتی افراد و نقش دارند. در مقالۀ بعدی به معرفی علائم اضطراب اجتماعی و راهکارهای درمانی آن خواهیم پرداخت. نویسنده: مرضیه بهروزی «روانشناس بالینی»
دلایل و سبب شناسی اختلال بدشکلی بدن دلایل خاص اختلال بدشکلی بدن ناشناخته است و همچون سایر اختلالات حاصل عوامل گوناگون درونی و محیطی میباشد، مانند: ساختار ژنتیک و تجارب زندگی آسیبهای گذشته مانند بیتوجهی و یا سوءاستفاده انتقادات درمورد بدن از سوی دیگران فرهنگ و استانداردهای جامعه برای زیبایی احساس ناکافی بودن و عدم خودپذیری و خوددوستی در دوران کودکی شخصیتهای خاص با ویژگیهایی مانند اضطراب یا کمال گرایی افراد مبتلا به اختلال بدشکلی بدن نگران کدام نواحی از بدنشان هستند؟ مناطق مختلفی از بدن وجود دارد که افراد در هنگام ابتلا به (BDD) افکار یا احساسات منفی را درمورد آن نواحی تجربه میکنند که بعضی مناطق مشترک بین این افراد موارد زیر میباشد: پوست: این افراد میتوانند در مورد این قسمت از بدنشان دچار احساسات منفی باشند به خصوص اگر آکنه و یا لکی وجود داشته باشد. صورت: معمولا این اختلال بر نحوهی تفکر افراد درمورد چهرهشان تاثیر میگذارد، این افراد بصورت عموم نگران اندازه و شکل صورتشان هستند و با قسمتهای خاصی از آن از جمله دهان، بینی، چشمها یا ابروها دچار مشکل میشوند. معده: این افراد بصورت غیر معمول نگران اندازه و شکل و شمایل شکم خود نیز هستند. افراد بر اساس جنسیت ممکن است (BDD) را بصورت متفاوتتری از یکدیگر تجربه کنند از جمله: مو ( بالخصوص درمورد موهایی که با جنسیت تایید شدهی شما مطابقت نداشته باشد و ریزش یا رویش غیر معمول تری از خود نشان دهد.) اندام تناسلی ( درمورد معیارهای پذیرفته شده و تایید شده در این مورد برای هر جنسیت.) برای درمان (BDD) چه کارهایی میتوان انجام داد؟ از روشهای روان درمانی و درمان دارویی میتوان برای بهبود این اختلال استفاده کرد که در درمان دارویی با تمرکز بر جذب مجدد سروتونین به عنوان یک مهار کنندهی نتیجهی سریعتری دریافت خواهد شد. بخصوص اگر فرد به دلیل این اختلال در معرض خطر و آسیب به خود قرار داشته باشد. و در زمینهی رفتار درمانی از رویکرد (CBT) میتوان استفاده کرد که نتیجهی مطلوبی را به همراه نیز دارد زیرا این درمان با تغییر در الگوهای تفکر شما بر تغییر رفتار شما تمرکز میکند. خودیاری برای بهبود (BDD) دو روش در این بخش وجود دارد که به عنوان مکمل یکدیگر کار میکنند و اگر هر دو را در برنامهی فعالیتهای روزانهی خود قرار دهید میتواند بخشی از روتین روزانهتان شود و با این تغییر در سبک زندگی به نتایج مطلوبی دست خواهید یافت. تمرکز: بسیاری از ما وظایف خانه را بصورت خودکار و ناخوداگاه انجام میدهیم. در وقت شستشوی ظروف و یا مسواک زدن دندانها. آیا واقعا به چگونگی و یا ماهیت آن عمل فکر میکنید؟ یا ذهنتان سرگردان است؟ برای روزتان برنامه ریزی میکنید و یا خیر؟ به این روش، روش تمرکز و یا ذهن آگاهی گفته میشود و اگر زمانی احساس کردید ذهنتان در حال لغزش و انحراف از مسیر مورد نظرتان است بجای سرزنش سعی کنید تا ذهنتان را برگردانید. این تمرین به شما کمک میکند تا تمرکز شما از بدن تان دور شود و از هرگونه جدال و گفتگوی منفی با خودتان فاصله بگیرید. مراقبت: اگرچه ممکن است طبیعی به نظر نرسد اما مدیتیشن با تمرین و تمرین آسانتر میشود، در ادامه به توضیح اجرای این روش میپردازیم: وضعیت نشستۀ پیدا کنید که بدنتان در حالت راحتی قرار بگیرد و عضلاتتان تحت فشار و یا درد نباشند. از خودتان سوال بپرسید، من به چه چیزی فکر میکنم؟ احساسات درون من چیست؟ و چند لحظهای را به جمع آوری این اطلاعات از خودتان اختصاص دهید بدون اینکه به چگونگی آنها و یا عمل به آنها فکر کنید. چشمانتان را ببنید و توجهتان را به سمت چگونگی دم و بازدم تنفستان هدایت کنید. ذهنتان را از صداها خالی کنید، چه صداهای بیرونی و چه صداهای درون سر خودتان. افکار همچون هوایی مه آلود از درون سرتان عبور خواهند کرد. به مدت یک تا دو دقیقه این کار را ادامه دهید. سپس به سایر اعضای بدنتان آگاه شوید، بدون فکر کردن فقط خودتان را احساس کنید. اگر متوجه شدید که روی برخی احساسات یا افکار متمرکز شده اید و حواستان را جمع موضوعی کرده اید با تکرار «رها باش» و یا «آرامش» به آزادسازی ذهن تان کمک کنید و سپس ادامه دهید. بدانید هدف رها سازی و ذهنتان و دور شدن از افکار و سروصداهای درون سرتان درمورد ظاهر و بدن تان میباشد. پژوهشهای اخیر درمورد اختلال بدشکلی بدن یا (BDD) زنانی که برای عملهای زیبایی اقدام میکنند بیشتر از سایر زنان دچار این اختلال و یا اختلال اضطراب اجتماعی بوده اند و بصورت کل جوامعی که عملهای زیبایی بیشتری انجام میشود افراد بیشتری در معرض ابتلا به (BDD) قرار میگیرند. افرادی با هوش شخصی و هوش بدنی پایینتر بیشتر در زمینهی عملهای زیبایی اقدام میکنند و بین هوش شخصی و اختلال بدشکلی بدن رابطه ی معنادار وجود دارد. مشغولیتهای ذهنی درمورد بدن میتواند باعث ایجاد یک تصویر تحریف شده درمورد فرد برای خودش بشود که وی را مستعد ابتلا به این اختلال میسازد. افراد مبتلا به (BDD ) علاقهی زیادی به برقراری ارتباط ندارد و این مورد میتواند عامل پیش بینی کنندهی برای تشخیص باشد. خودپندارههای منفی و دیدگاه منفی نسبت به خود میتواند تصورات غلط از خود برای افراد به بار بیاورد. نحوهی برخورد والدین با کودک و برخورد والدین با دیگران در زمینهی نواقص ظاهری و تاکید بر کامل بودن (به لحاظ بدنی و زیبایی) باعث تغییر نگرش در کودک میشود و تاثیر در احتمال ابتلای او به (BDD) دارد. این اختلال ۲.۴% از بزرگسالان، حدود ۲.۵% از زنان و حدود ۲.۲% از مردان را تحت تاثیر قرار میدهد. (BDD) اغلب در نوجوانی و بزرگسالی شروع میشود. بسیاری از افراد (BDD) و (OCD) را بصورتت همزمان تجربه میکنند. سخن پایانی: تمامی ما به عنوان یک انسان خالی از نقص نیستیم، چه به لحاظ رفتاری، افکار و یا ظاهرمان ممکن است نواقصی به نظر خودمان و یا دیگران داشته باشیم و درصورتی که این نواقص قابل حل و واقعی باشند در زمینهی رفع آن میتوانیم اقدام کنیم ولی اگر این موارد غیر واقعی و صرفا زادهی ذهن ما و یا دیگران باشد، پس باید در مقابل این دست افکار مزاحم درمورد این نواقص فرضی خودمان را مقاوم کنیم و اجازه ندهیم تا مسائل غیرمهم و بیهوده اخلال در زندگیمان ایجاد کنند، خودمان را دوست داشته باشیم و برای انسان بهتری شدن تلاش کنیم اما نباید اجازه دهیم تا دیدگاههای ایده آل گرایانهی غیر واقعی زندگی را به کاممان تلخ کند. نویسنده: مرضیه بهروزی «روانشناس بالینی»
اختلال بدشکلی بدن یاBDD ( Body Dysmorphic Disorder) نوعی اختلال روانی است که فرد در آن به شدت نگران نقصی خیالی یا بسیار کوچک در بدن خود میشود و دائما به آن فکر میکند. این نقص معمولا خیالی است و یا اگر هم بصورت فیزیکی واقعا وجود داشته باشد، افراد مبتلا آن را بسیار بزرگنمایی خواهند کرد به طوری که مبدل به نوعی وسواس و ناراحتی میشود. در دنیا، زنان همیشه به دلیل معیارهای تعریف شده از سوی جامعه، سعی داشته اند تا ظاهر خودشان را در بهترین حالت حفظ کنند و اغلب این حفظ آراستگی ظاهری برایشان فشارهای روانی و جسمی زیادی نیز به همراه داشته و وقت زیادی از آنان میگیرد. با این وجود زنان به این باوراند که ایده آل بودنشان به لحاظ ظاهری و آراستگی کاملشان نوعی باید و اجبار در زندگیشان میباشد و برای دستیابی به آن تلاشهای فراوانی انجام میدهند. جراحیهای زیبایی، ویرایش تصاویر، دنیای مد و تعیین ملاکهایی که صورت میگیرد، تلقین جامعه، باورهای کلیشهای به جسم و ظاهر زنان و همهی اینها مواردی هستند که باعث شده اند زنان به شدت در مورد ظاهر خود دچار درگیری باشند و در جستجوی عیوب و ایرادات و رفع آنها باشند. این باورها گاهی باعث بروز اختلالهایی همچون وسواس و یا بدشکلی بدن در زنان میتواند شود که البته این اختلال مختص زنان نبوده و نمیباشد؛ صرفا بنا به دلایل ذکر شده زنان در معرض ابتلای بیشتر به آن قرار دارند. تا به حال برایتان پیش آمده که زمان زیادی را جلوی آینه به وارسی جزئیات بدنی خود صرف کنید؟ آیا افکار آزار دهنده و ناشی از نارضایتی به سراغتان میآید؟ آیا این افکار تاثیر منفی بر جوانب مختلف زندگیتان گذاشته است؟ همهی ما در زندگیمان روزهایی را از سرمیگذارنیم که ممکن است نسبت به جنبههای خاصی از ظاهر خود احساس ناامنی داشته باشیم یا فکر کنیم به اندازهی کافی خوب نیستیم. اما اگر میبینید که وقت زیادی را صرف وسواس، پنهان کردن، یا اصلاح نقصی در خود میکنید، ممکن است به اختلال (BDD) مبتلا شده باشید. اختلال بدشکلی بدن یا (BDD) اختلالی نسبتا شایع است و اختلالی است که شامل مشغلههای فکری ناراحت کننده و مختل کننده است. این وضعیت مردان و زنان را در هر سنی میتواند درگیر کند. گرچه بیشتر موارد از همان دوران بلوغ شروع میشود. اگر مبتلا به اختلال بدشکلی بدن هستید ممکن است احساس کنید که بین تصور شما از بدن و آنچه که دیگران میگویند شکاف غیرقابل عبوری وجود دارد. اگر چه برخی جنبههای ظاهری خود را زشت یا بد میدانید و یا احساس غیرطبیعی بودن نسبت به آن دارید. اما واقعیت این است که دیگران شما را آنگونه نمیبینند. در حالی که ممکن است افرادی که این را به شما میگویند، کاملا بنظرتان افراد معتمدی باشند اما نمیتوانید این حرفهایشان را باور کنید و از استرس و اضطراب نسبت به بدنتان فرار کنید. بدشکلی بدن یک اختلال روانشناسی است که میتواند با راهکارهای درمانی بهبود پیدا کند اما نخستین قدم شناسایی درست علائم آن میباشد. ویژگی افراد مبتلا به اختلال بدشکلی بدن در این اختلال هربخشی از صورت یا بدنتان میتواند شما را به بازی «من نقص دارم.» بکشاند و باورهای شما را نسبت به خود واقعیتان به چالش بکشد، اما با توجه به آمارها، بیشترین مواردی که مردم با آن درگیر هستند موارد زیر میباشد: ویژگیهای صورت و جزئیات آن (اندازهی لب، بینی، چشمها و...) حساس بودن به پوست (رنگ پوست، جوش یا آکنه، خال و...) اندازهی عضلات بدن اندازه و شکل دستگاه تناسلی و پستانها مو ( موهای بدن و صورت) ممکن است این حس را داشته باشید که نسبت به نواقصی (نواقص فرضی خودتان) هیچ کاری از دستتان برنمیآید تا برطرفشان کنید و احساس بهتری داشته باشید؛ گاهی فکر میکنید یک عمل جراحی شاید بتواند مشکلات را حل کند یا به طرز معجزه آسایی ظاهرتان دگرگون شود اما بدانید با به کار گیری تکنیکهایی از جمله؛ کنار آمدن با خودتان، تماشای خودتان از بیرون و تغییر زاویهی دیدتان و با مشاهدهی کلیتری از خودتان میتوانید به نتایج بهتری دست یابید. اینکه به صورت کلی با جوشهای صورتمان یا اندازهی پاهایمان مشکل داشته باشیم، موضوع نگران کنندهای نیست؛ اما اگر این مسائل بصورت یک پریشانی قابل توجه در زندگی روزمره تاثیر بگذارد، نشان میدهد که با مشکل بزرگتری روبرو هستیم. موارد زیر را در خودتان بررسی کنید: بصورت افراطی و مکرر از آینه استفاده میکنید و یا از آن دوری میکنید؟ نگاه به آینه برایتان حالت اجبار دارد؟ یا آن سر قضیه قرار دارید و از آینهها دوری میکنید تا از رویارویی با نقصهای احتمالیتان سر باز زنید؟ خودتان را در انزوا قرار میدهید تا دیگران از نقصهای بدنیتان مطلع نشوند؟ از رفتن به مکانهای اجتماعی به خاطر ترس از دیده شدن اجتناب میکنید؟ برای انجام امور، ساعات خلوت و مکانهای خلوت را ترجیح میدهید؟ وقت و انرژی زیادی را صرف پوشاندن نقصهای درک شده از سوی خودتان صرف میکنید؟ لباس و آرایشهای خاصی را برای پوشاندن ناحیهی مورد نظرتان استفاده میکنید؟ وقتی در عکسهای دسته جمعی قرار میگیرید زمان زیادی را صرف آماده شدن میکنید تا جا بمانید و حضور نداشته باشید؟ آیا عکسهایتان را مدام ویرایش میکنید و باز هم احساس نارضایتی دارید؟ برای رفع نقص درک شده توسط خودتان گاهی بیش از یکبار تحت عمل جراحی قرار گرفته اید؟ البته باید توجه داشته باشیم که موارد ذکر شده صرفا با موضوع اختلال (BDD) مدنظر قرار داده شوند زیرا اگر احتمالات دیگری را در نظر بگیریم ممکن است رفتار معقولی باشند به عنوان مثال اگر فردی برای انجام امورش ساعات خلوتی از روز را انتخاب میکند ممکن است به دلیل داشتن تمرکز بیشتر باشد و نمیتوان صرف در نظرداشت همین مورد به او برچسب ابتلا به اختلال بدشکلی بدن را زد. در بخش دوم این مقاله به توضیح دلایل ابتلا به اختلال بدشکلی بدن و معرفی راهکارهای درمانی آن خواهیم پرداخت. نویسنده: مرضیه بهروزی «روانشناس بالینی»