بلقیس سلیمانی، نویسنده، پژوهشگر، منتقد و تهیهکننده است که در سالهای اخیر به یکی از موفقترین نویسندگان زن مبدل شده است؛ او در نوشتههایش با دیدی نو به مسائل زنان پرداخته است.
بلقیس سلیمانی در سال ۱۳۴۲ در رابر کرمان دیده به جهان گشود. او در خانوادهای پرجمعیت به دنیا آمد و چهار سال پس از تولدش شناسنامهدار شد! پدرش سواد مکتبخانهای داشت؛ اما کودکی بلقیس با شاهنامه، دیوان حافظ و داستانهای قدیمی سپری میشد و ازاینرو عشق به ادبیات و شعر در او ریشه دواند. او در نوجوانی کتابخوانی را با عشق زیاد آغاز کرد، بهطوریکه دیگر هیچ کار دیگری جز کتابخوانی انجام نمیداد! در همین سالهای نوجوانی با اندیشه، کتابها و نوارهای دکتر شریعتی آشنا شد. پس از مدتی در رشته فلسفه وارد دانشگاه شد، در کلاس اساتید بزرگ دانشگاه حضور پیدا کرد و درس آموخت. دانشگاه برایش بهترین جایی بود که میشد در آن حضور داشت! او تمام سالهای دانشجویی را کار کرد و در تهران ماندگار شد. در اواخر دهه شصت با مجتبی بشردوست، استاد زبان و ادبیات فارسی، ازدواج کرد که حاصل این ازدواج یک دختر و یک پسر است. پس از ازدواج به مدت سه سال به گیلان مهاجرت کردند و پس از آن باز به تهران بازگشتند. با بازگشت به تهران، سلیمانی با مطبوعات شروع به همکاری کرد و با نامهای مستعار سپهر کیمیایی و کیمیا سپهری، که ترکیبی از نام فرزندانش است، در روزنامهها و مجلات مختلفی قلم زد. در همین اثنا بود که آثار پژوهشی خود را منتشر نمود. پس از چاپ سه اثر، بهطور کامل به داستاننویسی روی آورد و رمانهایش را منتشر نمود و بیوقفه نوشت. از بلقیس سلیمانی بیش از هشتاد مقاله و نقد تاکنون منتشر شده است، شش سال در رادیو فرهنگ مدیر گروه مطالعات فرهنگی بود، مدتی نیز رماننویسی را در مدرسه رمان آموزش میداد و در جشنوارههای مختلف ادبی داوری کرد. بلقیس سلیمانی همچنان در تهران ساکن است، مینویسد، نقد میکند و به پژوهشهای خود ادامه میدهد.
آثار بلقیس سلیمانی در سه دسته رمان، داستان کوتاه و پژوهش ادبی منتشر شدهاند. عناوین آثار او عبارتاند از:
کتاب خالهبازی
کتاب به هادس خوش آمدید
کتاب پسری که مرا دوست داشت
کتاب سگ سالی
کتاب بازی آخر بانو
کتاب آن مادران این دختران
کتاب پیاده
کتاب من از گورانیها میترسم
کتاب بیپایانی
کتاب تخم شر
کتاب روز خرگوش
کتاب مارون
کتاب شب طاهره
کتاب نام کوچک من بلقیس
کتاب مجموعه داستان بازی عروس و داماد
کتاب همنوا با مرغ سحر
کتاب هنر و زیبایی از دیدگاه افلاطون
کتاب بررسی وضعیت کمی و کیفی ادبیات داستانی دهه هفتاد
از بلقیس سلیمانی بیش از هشتاد عنوان مقاله به ثبت رسیده است. او توانسته در سال ۸۵ جایزه ادبی مهرگان و جایزه ادبی اصفهان و در سال ۹۵ نشان درجه یک هنری را برای فعالیتهای ادبی خود دریافت نماید.
کتاب به هادس خوش آمدید:
داستان درباره دختر کرمانی با اصل و نسبی به نام رودابه است که در زمان بمباران تهران دانشجوی تهران است. او به توصیه پدرش لطفعلیخان و نامزدش احسان، شب بمباران خوابگاه دانشجویی را به نیت امنیت بیشتر در برابر بمباران ترک میکند و به منزل یکی از اقوام احسان، یعنی یوسفخان، میرود. یوسفخان که در جوانی عاشق زلیخا، عمه رودابه بوده و با مخالفتها عشقی بیسرانجام نصیبش شده بود، هنوز از این طایفه کینه به دل دارد و با ورود رودابه به منزلش، که اتفاقاً شباهت زیادی به عمهاش دارد، آتش کینهاش شعلهور میشود. او با تعرض شبانه به رودابه، این دختر را وارد جهنمی میکند که تا مدتها درونش میسوزد و از همه عالم و آدم متنفر میشود. نام این رمان برگرفته از افسانهای از یونان باستان میباشد.
کتاب سگ سالی:
کتاب سگ سالی داستان زندگی جوان روستایی است که برای ادامه تحصیل به تهران میآید و وارد مسیرهایی میشود که زندگیاش را دستخوش حوادث میکند. داستان از خرداد سال ۱۳۶۰ شروع میشود که شخصیت اصلی داستان وارد تهران شده و طرفدار گروهک سیاسی میشود، اما مدتی بعد از ترس دستگیری به روستای خود فرار میکند. اگرچه نقطه شروع ماجرا سال ۱۳۶۰ است، اما نویسنده بازه زمانی بیستوچندساله را در کتاب به تصویر میکشد. از شاخصههای بارز کتاب، وصف اوضاع سیاسی و اجتماعی طی سالهای متمادی است. نویسنده در توصیف اوضاع جامعه از شخصیتهای داستان بهره گرفته است که هرچه داستان جلوتر میرود با چالش بیشتری روبهرو میشود و شخصیتهای جدیدی به داستان اضافه میشود. نویسنده به کمک هر یک از این شخصیتها شرایط جامعه را بازگو میکند.
پیاده:
رمانی ناتورالیستی که از ابتدا تا انتها داستان انیس است؛ زن جوان سادهای از اهالی گوران که یک سال و نیم است با کرامت ازدواج کرده و به تهران آمده است. روزی کرامت مردی به اسم هوشنگ را به خانه میآورد و میگوید قرار است مدتی مهمانشان باشد. انیس حس میکند حضور هوشنگ در خانه مشکوک است و وقتی مشغول زندگی میشود، شوهرش و دوست او که چند روزی میهمان آنها بوده دستگیر میشوند و همین باعث میشود زن را تنها بگذارند. زن تنهای بیپول که توان بازگشت هم ندارد باید در تهران خاکستری و مرموز سالهای شصت خودش و جنین داخل شکمش را سیر کند.
گورانیها هم طردش میکنند، چون بدگماناند که بچه او مال شوهرش نباشد. تنها کسانی که انیس را میفهمند و کمکش میکنند زن هستند: زن صاحبخانهشان حاجخانم صفی، بعد زهراخانم صاحبخانه جدید، ملیحه دانشجوی گورانی که انیس را پیدا میکند و سعی میکند کمکش کند و زنهایی که در خانه افسرخانم سبزی پاک میکنند و با هم درد دل میکنند.
راوی دانای کل محدود است و بلقیس سلیمانی به این وسیله نگاه دقیق و عمیقی به شخصیت زن دارد. زن در رمان پیاده شخصیت محوری دارد و در تقابل با مرد نیست بلکه همسو و همجهت با اوست. سلیمانی قصد قهرمانپروری زن و دید فمینیستی نسبت به آن ندارد. انیس هرچند ناچار به تلاش برای زندهماندن میشود اما عملاً در دایرهای بسته دستوپا میزند و نمیتواند از آن خارج شود؛ قدرت انتخاب ندارد و دائماً قربانی مناسبات اجتماعی و سیاسی میشود. حتی وقتی برای دومینبار ازدواج میکند نیز اتفاق بهتری برایش رقم نمیخورد.
بازی عروس و داماد:
این کتاب در ۱۰۰ صفحه و با دربرداشتن ۶۳ داستان کوتاهِ کوتاه نوشته شده است. پایانبندی داستانها شوکآور و غیرمنتظره هستند. سوژه اصلی اکثر داستانها مرگ است. گاه اما قتل و جنایت جای مرگ را میگیرد و در آمیختن با بهانهای خانوادگی، اجتماعی یا سیاسی مفهومی روانشناسانه را تحویل میدهد و خشونتی غریب را تصویر میکند. بلقیس سلیمانی در این کتاب آنقدر به مرگ و شوخیهای آن میپردازد که گاهی مخاطب را به این گمان میاندازد در زندگیاش چقدر با ابعاد آن برخورد داشته است:
«ما میدانستیم و مادرمان هم میدانست که میدانیم که او پدر ۸۵ سالهمان را کشته است. همه ما منتظر چنین روزی بودیم، فقط نمیدانستیم کدامشان قاتل خواهد شد و کدام یک مقتول. اگر مادرمان موفق نشده بود، بهطور حتم پدرمان موفق میشد. همه روی مادر را بوسیدیم و در آغوشش گریه کردیم و در چشمهایش خواندیم که: کاری نمیتوانید بکنید.
یک پزشک آشنا گواهی فوت پدر را صادر کرد و مراسم پدر به بهترین صورت ممکن برگزار شد. تکیهکلام مادر در مراسم پدر این بود: بیهمدم شدم.»
نویسنده: قدسیه امینی