طلاق یکی از سختترین و پرچالشترین تصمیمها و تجربهای بسیار استرسزا و عاطفی برای همهی افراد خانواده است و بهمعنای طوفانی برای زندگی خانوادگی بهشمار میآید. اما این تصمیم وقتی پیچیدهتر میشود که شما مادر و پدر نیز باشید و پای فرزند یا فرزندانی در میان باشد. معمولاً برای فرزندان، درک تصمیم جدایی شما سخت است و اغلب احساس میکنند تمام دنیایشان وارونه شده است. آنها ممکن است شوکه، ناراحت و غمگین، عصبانی یا مضطرب شوند. حتی ممکن است احساس گناه کنند و خود را بهخاطر مشکلات خانه و طلاق شما سرزنش کنند.
از آنجایی که بچهها با توجه به سن و ویژگیهای شخصیتی خود با یکدیگر متفاوتاند، تأثیر طلاق بر فرزندان نیز میتواند متفاوت باشد. برخی از بچهها پس از گذر از آشفتگی و چالشهای اولیهی زندگی پس از طلاق، دچار هیچ مشکل روانی یا رفتاری خاصی نمیشوند؛ در حالی که کودکان دیگر ممکن است تا مدتها با این تغییر و تأثیرات آن دستوپنجه نرم کنند. فراموش نکنیم حتی فرزندان انعطافپذیری که خیلی زود با طلاق والدین کنار میآیند، ممکن است در آینده دچار مشکلات یا نگرانیهای متعددی شوند؛ مثلاً بههنگام اتفاقات خاص زندگی خود، مانند جشن فارغالتحصیلی یا ازدواج، احساسات دردناک و خاطرات تلخی را تجربه نمایند.
طبق مقالهی دیاونترین و رابرت امری در سال ۲۰۱۹، طلاق والدین با افزایش خطر مشکلات سازگاری کودک و نوجوان، از جمله مشکلات تحصیلی (مانند نمرات پایینتر و ترک تحصیل)، رفتارهای مخرب (مانند رفتارهای نابهنجار و مصرف مواد) و علائم افسردگی مرتبط است. فرزندان والدین طلاق بیشتر احتمال دارد رفتارهای جنسی پرخطر داشته باشند، در فقر زندگی کنند و بیثباتی خانوادگی را تجربه کنند. در واقع، طلاق احتمال پیشآمدن این مسائل را تا حدود یکونیم تا دو برابر افزایش میدهد.
تأثیر طلاق بر فرزندان در سنین مختلف چگونه است؟
تأثیر طلاق در نوزادان (از تولد تا ۱۸ ماهگی)
اگرچه ممکن است برای شما تعجبآور باشد، حتی نوزادان نیز تحت تأثیر طلاق قرار میگیرند؛ بهخصوص اگر درگیری شما و همسرتان منجر به مشاجره و تنش در خانه شود. در دوران شیرخوارگی، نوزادان میتوانند استرس را در محیط خانه احساس کنند و دچار دلبستگی ناایمن شوند. آنها همچنین ممکن است پسرفت کنند یا علائم تأخیری رشدی را نشان دهند.
تأثیر طلاق بر کودکان ۱۸ ماهه تا ۳ ساله
طلاق میتواند از نظر عاطفی و روانی بر کودکان ۱۸ ماهه تا ۳ ساله تأثیر بگذارد. در این دوران، کودکان ممکن است مکرراً گریه کنند، بیش از حد معمول خواهان توجه باشند، پسرفت کنند و به مکیدن انگشت بازگردند، در مقابل آموزش توالت مقاومت کنند یا در تنها خوابیدن در شب دچار مشکل شوند.
اثرات طلاق بر فرزندان ۳ تا ۸ سال
کودکان خردسال بین ۳ تا ۸ سال ممکن است بهطور کامل درک نکنند چرا شرایط خانواده در حال تغییر است. ممکن است در مورد اینکه چرا باید بین دو خانه در رفتوآمد باشند سردرگم شوند. درک احساسات شما بزرگسالان برای کودکان خردسال، که اغلب چیزها را سیاه یا سفید میبینند، کار دشواری است و آنها نمیتوانند دلایل پیچیدهی شما برای جدایی را متوجه شوند. یکی از بزرگترین ترسهای بچهها در این بازهی سنی این است که یکی از شما والدین دست از دوست داشتن آنها بردارد.
تأثیر طلاق والدین بر فرزندان ۸ تا ۱۲ ساله
کودکان کمی بزرگتر، بین ۸ تا ۱۲ سال، ممکن است نگران این باشند که فروپاشی خانواده تقصیر آنها باشد. بزرگترین ترس بچهها در این سنین این است که کار اشتباهی انجام داده باشند که باعث جدایی والدینشان شده است. آنها ممکن است، مانند کودکان خردسال، برای درک دلایل پیچیدهی طلاق شما دچار مشکل شوند.
تأثیر طلاق والدین بر نوجوانان
نوجوانان، برخلاف کودکان خردسال، آنچه را که در حال اتفاق افتادن است بهطور کامل میفهمند. آنها ممکن است احساسات خود را بهطور متفاوتی بیان کنند؛ مثلاً گوشهگیر و کمصحبت شوند و ارتباط خود را با شما کاهش دهند، یا از طریق خشم و رفتارهای سرکشانه ابراز کنند. همچنین ممکن است یک یا هر دوی شما را مقصر این اتفاق بدانند و به سرزنشتان بپردازند.
تأثیرات اولیهی طلاق بر فرزندان
اولین تأثیر طلاق بر فرزندان، احساس خشم، نگرانی، غم، سردرگمی و سرخوردگی است. معمولاً بچهها در حین یا پس از طلاق دچار مشکلات سلامت روان یا مشکلات رفتاری میشوند. تا اینجا، تمامی این اتفاقات بخش طبیعی فرایند طلاق است و فرزندان شما اثرات کوتاهمدتی را تجربه میکنند. اما برخی از بچهها ممکن است در صورت عدم حمایت عاطفی مناسب، مشکلات طولانیمدت بیشتری را تجربه نمایند که میتواند نگرانکننده باشد.
تأثیرات روانی طلاق بر فرزندان
اغلب نخستین تأثیر روانی طلاق بر بچهها اضطراب و استرس است. آنها ممکن است احساس رهاشدن یا خیانت کنند و برای پردازش این احساسات پیچیده تلاش کنند. بر اساس گزارشها، کودکان ۷ تا ۱۴ سالهای که والدینشان طلاق گرفتهاند، ۱۶ درصد بیشتر در معرض ابتلا به مشکلات سلامت روان، از جمله اضطراب و افسردگی، هستند. برخی از این مشکلات سلامت روان میتواند منجر به انجام رفتارهای پرخطر در نوجوانان، از جمله سوءمصرف مواد، بزهکاری و فعالیتهای جنسی در سنین پایین شود. سایر آثار روانی طلاق میتواند شامل تجربههای زیر در بچهها باشد:
اضطراب عمومی در مورد نحوهی زندگی جدید با یک والد یا زندگی چرخشی با هر دو والد
فشار برای رسیدگی به مسئولیتهای اضافی در زندگی جدید
احساس گناه بهدنبال مقصر دانستن و سرزنش کردن خود بهخاطر اتفاقی که افتاده
تنهایی، چون ممکن است به اندازهی قبل با هر دو والد وقت نگذرانند
خشم نسبت به پدر و مادر بهخاطر از هم پاشیدن خانواده
تأثیرات اجتماعی طلاق بر فرزندان
بهدنبال طلاق والدین، برخی از بچهها گوشهگیرتر میشوند و روابط اجتماعی خود را با دیگران محدود میکنند. آنها از اینکه دوستان و اطرافیانشان بدانند پدر و مادرشان از هم طلاق گرفتهاند، احساس خجالت و شرمندگی میکنند. برخی دیگر ممکن است از طریق انجام رفتارهای مخرب بهدنبال جلب توجه والدین باشند؛ برای مثال در مکتب یا سرک بیدلیل با دیگران دعوا کنند. از دیگر تأثیرات اجتماعی طلاق این است که بچهها در روابط اجتماعی خود دچار مشکل شده و احساس ناامنی میکنند. روابط دوستیشان با چالش روبهرو میشود و حتی ممکن است از جانب همسالان مسخره شوند. امکان دارد خود را با همسنوسالهایشان مقایسه کنند و فکر کنند آیا خانوادهی دیگری هم هست که طلاق گرفته باشد.
تأثیرات طلاق بر تحصیل فرزندان
استرس و آشفتگی عاطفی ناشی از طلاق میتواند منجر به مشکلاتی در تمرکز و در نتیجه کاهش عملکرد تحصیلی بچهها شود. اگر بچهها کوچکتر باشند، ممکن است نگرش منفی نسبت به مکتب پیدا کنند؛ زیرا میترسند همکلاسیهایشان از طلاق پدر و مادرشان باخبر شوند. گاهی نیز مشکلات مالی، خانوادگی یا مسائل رفتاری و روانی پیشآمده برای بچهها میتواند منجر به ترک تحصیل آنان شود.
راهکارهای کاهش تأثیر طلاق بر فرزندان
اگر طلاق را تجربه میکنید، مهم است از فرزندان خود حمایت کنید تا با هم از این دوران چالشبرانگیز عبور کنید.
اجازه دهید غمگین باشند
استفانی سامار، روانشناس کودک، توصیه میکند از برخی واکنشهای بچهها که ممکن است در حین یا اوایل طلاق مشاهده کنید، خیلی نگران نشوید. به این فکر کنید که خود شما بهعنوان یک بزرگسال چه میزان آشفتگی را تجربه میکنید، چه برسد به فرزندان. این دورهی گذار و سازگاری با شرایط باید اتفاق بیفتد؛ پس شروع به گفتن جملاتی مثل «من فقط میخواهم تو خوشحال باشی» نکنید. برای بچهها، طلاق میتواند مانند یک فقدان شدید باشد؛ از دست دادن والدین، از دست دادن خانواده یا بهسادگی از دست دادن زندگی قبلی. به فرزندتان کمک کنید احساسات خود را ابراز کند. شاید نتوانید مشکلات آنها را برطرف کنید یا غمشان را به شادی تبدیل کنید، اما مهم است که بهجای نادیده گرفتن احساساتشان، به آنها اجازه دهید غمگین باشند تا زمانی که بتوانند با شرایط جدید سازگار شوند.
پای دردِ دل بچهها بنشینید
کودکان ممکن است بهدلیل ترس از آسیب رساندن به شما، تمایلی به در میان گذاشتن احساسات واقعی خود نداشته باشند. پای دردِ دل آنها بنشینید و بگذارید بدانند هرچه میگویند اشکالی ندارد. آنها ممکن است شما را بهخاطر طلاق سرزنش کنند یا از دست شما عصبانی و ناامید باشند، اما اگر نتوانند احساسات صادقانهی خود را با شما در میان بگذارند، زمان سختتری را پیشِ رو خواهند داشت.
بگذارید بچهها بدانند که مقصر نیستند
بسیاری از بچهها بر این باورند که شما بهخاطر آنها طلاق گرفتهاید. آنها لحظاتی را به یاد میآورند که با شما دعوا کردهاند، نمرات ضعیفی گرفتهاند یا خود را به دردسر انداختهاند. برای کمک به فرزندان خود جهت از بین بردن این تصور غلط:
با توجه به سن و میزان فهم بچهها، به آنها توضیح دهید که چرا تصمیم به طلاق گرفتهاید. یادآوری کنید که هر دوی شما عاشقشان هستید و بچهها مسئول طلاق شما نیستند.
بهتر است بتوانید به زبانی واضح، ساده و صادقانه توضیح دهید تا فرزندانتان آن را درک کنند. بهعنوان مثال: «هر دو نفر ما شما را دوست داریم و از شما مراقبت خواهیم کرد. ما تصمیم گرفتیم اگر من و پدرت جدا از هم زندگی کنیم، بهترین کار برای خانوادهمان است.»
فرزندان شما نیازی به دانستن همهی جزئیات ندارند، اما حق دارند بدانند چه اتفاقی خواهد افتاد، کجا زندگی میکنند و چه کسی از آنها مراقبت خواهد کرد.
از سرزنش والدِ دیگر بپرهیزید
هر اتفاقی که موجب طلاق شما شده است، یک مسئلهی زناشویی بوده و به فرزندانتان مرتبط نیست. البته منظور این نیست که به بچهها دروغ بگویید؛ اتفاقاً بسیار مهم است با آنها صادق باشید، اما بدون انتقاد و سرزنش همسرتان. به هر حال، فرزند شما قرار است با هر دوی شما زندگی کند و نباید میان بحث و جدلهای شما گیر بیفتد. بهتر است از قبل در مورد علت جدایی یا طلاق خود توافق کنید و به آن پایبند باشید، برای صحبت با فرزندان برنامهریزی کنید و در صورت امکان، با حضور هر دو نفر تصمیم نهایی طلاق را به بچهها بگویید. یادتان نرود هنگام بیان دلایل جدایی به یکدیگر احترام بگذارید و بهدنبال سرزنش و پیدا کردن مقصر نباشید.
مراقب نگرانیهای بچهها باشید
طلاق و اتفاقات بعد از آن ممکن است هزاران دغدغه و نگرانی برای بچهها به همراه بیاورد. شاید پشت هر سؤالی که از شما میپرسند، نگرانی خاصی وجود داشته باشد؛ مثلاً اینکه چه زمانی پیش مامان یا بابا میروند، یا مکتب را باید کجا ادامه دهند. در چنین مواقعی، ابتدا از فرزندتان بپرسید که دربارهی چه چیزی نگران است، سپس سعی کنید با او همدلی کرده و اطمینان دهید که راهحلی برای نگرانیهایش پیدا خواهید کرد. در پاسخ به پرسشهای فرزندانتان، خوب است همیشه به آنها اطمینان دهید که شما و والد دیگر کنارشان هستید تا به آنها کمک کنید نگرانیهایشان را برطرف کنند.
روتینها را حفظ کنید یا روتینهای جدید ایجاد نمایید
فایدهی روتینها این است که به کودکان احساس امنیت، آرامش و کنترل بر اوضاع میدهد. بنابراین، رعایت برنامههای معمول زندگی میتواند به فرزندان شما کمک کند تا با تغییراتی مانند جدایی و طلاق کنار بیایند. سعی کنید روالهای کوچکی را که واقعاً برای فرزندتان مهم هستند شناسایی کنید؛ مانند بازی با دوستان یا خواندن یک کتاب خاص قبل از خواب. بگذارید فرزندتان بداند که این چیزها تغییر نخواهند کرد. در صورت امکان، تلاش کنید روتینهای بزرگتری مانند مکتب فرزندتان را نیز تغییر ندهید.
پس از جدایی، بچهها را بیش از قبل در تصمیمگیریها مشارکت دهید
اگر بتوانید فرزندتان را در تصمیمگیریهای کوچک، مانند نحوهی چیدمان اتاقش یا اینکه چه چیزی برای شام بخورید، مشارکت دهید، به کودک شما کمک میکند در زمانی که بسیاری از چیزها در حال تغییر هستند، احساس کند حداقل برخی اتفاقات خانه تحت کنترل اوست. در مورد کودکان بزرگتر، مهم است که با دقت به حرفهایشان گوش کنید و به آنها بگویید برای نظراتشان اهمیت زیادی قائل هستید. فراموش نکنید با توجه به سن بچهها، به آنها قدرت انتخاب و تصمیمگیری بدهید.
برای بسیاری از خانوادهها، طلاق تنها گزینهی روی میز است. شکی نیست که طلاق اتفاقی بسیار استرسزا برای همهی اعضای خانواده است، اما برای فرزندان چالشبرانگیزتر نیز هست و تأثیر طلاق بر کودکان میتواند متفاوت باشد. فرزند شما در یک مبارزهی سخت قرار خواهد داشت و ممکن است تغییراتی در رفتار، خلقوخو یا شخصیت او پیش بیاید.
نویسنده: سحر یوسفی