برچسب: اعتماد

3 ماه قبل - 129 بازدید

وقتی دوره‌ای از زندگی‌یک جامعه با رویدادهای دشوار و ویرانگر سپری می‌‌شود که اثرات بد آن برای کل آن نسل برجای می‌‌ماند، به آن تروما‌یا آسیب جمعی ( به عبارت دیگر ترومای مشترک) می‌گویند. ما انسان‌ها وقتی رویدادهای مثبت‌یا منفی را با هم تجربه می‌کنیم با خاطرات مشترک آن  تجربه به‌یکدیگر متصل می‌شویم. برای مثال زندگی همه‌ی ما تحت تاثیر جنگ‌ها، انفجارات، ویروس کرونا و سایر مواردی که به خاطر می‌آورید تغییر کرده است. مهم نیست که چه کسی و در چه جایگاهی بوده اید، در هر صورت نمی‌توانستید از تاثیرات بد این اتفاقات کاملا ایمن باشید. با درک واکنش هر جامعه نسبت به تجربیات تلخ گذشته می‌فهمیم که طرز فکر و زندگی ما چگونه ممکن است در نتیجه‌ی رویدادهای گوناگون تغییر کند. تروما‌یا آسیب جمعی به معنای شرایط بد روحی و روانی در گروهی از انسان‌هاست که در پاسخ به حادثه‌ی تلخ مشترکی رخ می‌دهد. با استناد به تحقیقی که در 2018 در نشریه‌ی پیشگامان روانشناسی به چاپ رسید: " ترومای جمعی فرایندی روانشناختی، اجتماعی و پویا می‌باشد که در درجه‌ی اول به ساخت مفهومی‌ جدید منجر می‌‌شود". به عبارت دیگر ترومای جمعی رویدادی است که باعث می‌‌شود افراد گروه به درک و تصوری مشترک از رویداد آسیب‌زا برسند. خبر خوب این است که این چالش‌ها از‌یک نظر عاملی برای رشد و تغییرات مثبت نیز هستند. همانطور که آسیب‌ها در سطح فردی باعث رشد و فهم ما از مسائل می‌شوند جوامعی که در برخورد با تروما از خود سازگاری بیشتری نشان می‌دهند شانس بیشتری برای رشد نیز خواهند داشت. دلایل اصلی ترومای جمعی: هر رویداد تلخی که گروه بزرگی از انسان‌ها تجربه می‌کنند، مشاهده می‌کنند و‌یا تحت تاثیر آن قرار می‌گیرند ممکن است باعث ترومای جمعی شود. چنین تجربیاتی اغلب باعث افزایش سرعت تغییرات در سیاست، احساسات ملی و حتی تصمی‌مات شخصی افراد مانند بچه دار شدن و‌یا نشدن می‌‌شود؛ چرا که به عقیده‌ی موریس هولباخ، فیلسوف و روانشناس فرانسوی، حافظه‌ی انسان معمولا در بافت جمعی عمل می‌کند، اتفاقاتی که در طول تاریخ رخ می‌دهند چه شامل ترومای جمعی باشند که نباشند در حافظه‌ی جوامع باقی می‌مانند و شخصیت اجتماعی افراد آن جوامع را شکل می‌دهند. خاطره‌ی این رویدادها مدت‌ها پس از خود آسیب، در حافظه‌ی جمعی ما زنده می‌مانند و در نحوه‌ی زندگی افراد، تصمیماتی که می‌گیرند و ارزشهای که برای مسائل قائل می‌شوند تاثیر می‌گذارد. در ادامه چند نمونه از رویدادهای که باعث آسیب جمعی می‌شوند را لیست می‌کنیم: جنگ و اشغالگری حملات تروریستی رکود اقتصادی نسل کشی و آزار و اذیت‌های مذهبی آسیب‌های نژادی، تبعیض‌های جنسیتی و طبقاتی کشتارهای دسته جمعی طوفان، سیل ، زلزله و سایر بلایای طبیعی مثال ترومای جمعی و درک تجربه‌ی جمعی بدون دیدن آن از نزدیک و صرفا بصورت انتزاعی می‌تواند دشوار باشد. برای این منظور نگاهی به چند نمونه‌ی واقعی از آسیب‌های تاریخی که نسل‌ها را تحت تاثیر قرار داده اند می‌ اندازیم: رکود بزرگ: در دهه‌ی 1930 شدیدترین رکود تاریخ مدرن امریکا بود. بسیاری از ما به تاثیر روانی این تجریه در نسل‌های پیشین آگاهی داریم. " کودکان دوران افسردگی" با توجه به خاطرات بد خود از دوران رکود به طور مشهودی به ثبات اهمیت می‌دهند و همچنین افرادی مدبر و انعطاف پذیر اند. هولوکاست: آزار و اذیت و نسل کشی، که‌ یهودیان اروپا به دست حزب نازی تجربه کرده اند تاثیری بر جای گذاشت که تا نسل‌ها ادامه داشت. تحقیقات بر روی بازماندگان هولوکاست نشان داد که علائم اختلال اضطراب پس از سانحه و‌یا PTSD و کاهش احساس رفاه چندین دهه ادامه داشت. و با وجود تاثیرات منفی حادثه‌ی هولوکاست باعث افزایش احساس همبستگی و تعلقات مذهبی در می‌ان جمعیت‌یهودی شد. ویروس کرونا: تروماهای جمعی به خاطر وسعت تاثیر گذاری‌شان از‌یک‌دیگر متمایز می‌شوند، اما به ندرت حادثه‌ی رخ می‌دهد که در کل جهان تاثیر بگذارد. همه‌گیری ویروس کرونا‌ یکی از آن دسته حوادث‌یک مرتبه‌ی در ‌یک قرن بود. این بیماری همه‌گیر باعث افزایش احساس اضطراب و ترس در میان جمعیت جهان شد. قرنطینه‌های طولانی باعث افزایش احساس انزوا، افسردگی، اضطراب و خشم در بزرگسالان و کودکان شد. اما برخی تحقیقات نشان می‌دهند که برخی مؤلفه‌های مثبت مانند: خودآگاهی، همدلی، اعتماد، مدیریت اضطراب و توانایی حل مشکل در طول همه گیری این ویروس تقویت شدند. آثار ترومای جمعی در سلامت روان: آثار ترومای جمعی ممکن است به زندگی روزمره‌ی ما نفوذ کند؛ اگر نتوانیم آنها را شناسایی کنیم در بهبود این تاثیرات نیز ناتوان خواهیم بود که موارد زیر مثال‌های از مشکلات سلامت روان هستند که در نتیجه‌ی ترومای جمعی افزایش می‌‌یابند: پریشانی روانی اختلالات اضطرابی عزت نفس پایین بحران موجودیت بیگانه هراسی مشکلات تربیتی و نسلی بی اعتمادی و خشونت در نسخۀ بعدی این مقاله به توضیح مفصل هر یک موارد اخیر و راهبردهای درمانی خواهیم پرداخت. نویسنده: مرضیه بهروزی «روانشناس بالینی»

ادامه مطلب


4 ماه قبل - 191 بازدید

همدلی و اعتماد دو ستون اساسی برای ایجاد و حفظ روابط زناشویی موفق هستند. بدون وجود این دو عنصر، زندگی مشترک ممکن است دچار چالش‌های متعددی شود و زوجین نتوانند به احساس امنیت و آرامش برسند. در این مقاله، به بررسی راه‌های تقویت همدلی و اعتماد بین زوجین می‌پردازیم و راهکارهایی عملی برای بهبود این دو عنصر حیاتی ارائه می‌کنیم. اهمیت همدلی در زندگی زناشویی همدلی، به معنای توانایی درک احساسات و تجربیات دیگران از منظر آن‌هاست. همدلی به زوجین کمک می‌کند تا مشکلات یکدیگر را بهتر درک کنند و در برابر چالش‌های زندگی، حامی یکدیگر باشند. وقتی زوجین به یکدیگر گوش می‌دهند و احساسات یکدیگر را درک می‌کنند، پیوند عاطفی آن‌ها قوی‌تر می‌شود و زندگی زناشویی‌شان از ثبات بیشتری برخوردار خواهد بود. راه‌های تقویت همدلی بین زوجین گوش دادن فعال یکی از راه‌های مهم برای تقویت همدلی، گوش دادن فعال است. زمانی که همسر شما صحبت می‌کند، به جای قطع کردن حرف‌های او یا ارائه راه‌حل‌های سریع، به دقت گوش کنید و با او همدردی کنید. این رفتار نشان می‌دهد که شما به او اهمیت می‌دهید و احساساتش برای شما ارزشمند است. ابراز احساسات به شیوه مناسب بسیاری از سوءتفاهم‌ها در زندگی زناشویی ناشی از ابراز نادرست احساسات است. زوجین باید یاد بگیرند که احساسات خود را به شیوه‌ای محترمانه و بدون سرزنش یا انتقاد بیان کنند. این کار باعث می‌شود که همسر شما بتواند احساساتتان را بهتر درک کند و به آن پاسخ مناسبی بدهد. تقویت مهارت‌های گفت‌وگو گفت‌وگوی صمیمانه و بدون قضاوت، پایه همدلی است. زوجین باید زمانی را برای گفت‌وگوهای روزمره و همچنین بحث در مورد مسائل جدی اختصاص دهند. انتخاب زمان و مکان مناسب برای این گفت‌وگوها می‌تواند به درک بهتر و جلوگیری از تنش کمک کند. پذیرش تفاوت‌ها هیچ دو انسانی کاملاً شبیه یکدیگر نیستند. زوجین باید یاد بگیرند که تفاوت‌های یکدیگر را بپذیرند و به جای تلاش برای تغییر همسرشان، بر روی نقاط مشترک تمرکز کنند. این پذیرش، پایه‌ای برای همدلی عمیق‌تر خواهد بود. اهمیت اعتماد در روابط زناشویی اعتماد، بنیانی است که روابط زناشویی بر آن استوار است. بدون اعتماد، احساس امنیت از بین می‌رود و رابطه ممکن است دچار شک و تردید شود. اعتماد به زوجین اجازه می‌دهد تا احساسات و افکار خود را بدون ترس از قضاوت یا انتقاد به اشتراک بگذارند. راه‌های تقویت اعتماد بین زوجین شفافیت در ارتباطات یکی از مهم‌ترین عوامل در تقویت اعتماد، شفافیت در گفتار و رفتار است. زوجین باید اطلاعات مهم و مرتبط با زندگی مشترک خود را با یکدیگر به اشتراک بگذارند و از پنهان‌کاری خودداری کنند. شفافیت باعث می‌شود که احساس امنیت در رابطه افزایش یابد. وفاداری و پایبندی به تعهدات وفاداری به معنای احترام به تعهدات زناشویی است. زوجین باید به تعهدات خود پایبند باشند و در برابر وسوسه‌های خارجی مقاوم بمانند. این رفتار نشان‌دهنده احترام به همسر و ارزش‌گذاری به رابطه است. اجتناب از رفتارهای مشکوک رفتارهایی که باعث ایجاد شک و تردید در همسر می‌شوند، اعتماد را تضعیف می‌کنند. زوجین باید از هر گونه رفتار یا ارتباطی که ممکن است موجب سوءتفاهم شود، خودداری کنند و در صورت بروز شک و تردید، موضوع را با شفافیت توضیح دهند. حمایت در لحظات دشوار زوجین باید در لحظات دشوار و بحرانی کنار یکدیگر باشند و حمایت عاطفی و عملی خود را نشان دهند. این حمایت نه تنها اعتماد را تقویت می‌کند، بلکه به احساس همدلی و نزدیکی بین زوجین نیز کمک می‌کند. تقویت همدلی و اعتماد میان زوجین نیازمند تلاش، صبر و تعهد است. با گوش دادن فعال، پذیرش تفاوت‌ها، شفافیت در ارتباطات و حمایت متقابل، زوجین می‌توانند روابطی قوی‌تر و پایدارتر بسازند. در نهایت، همدلی و اعتماد نه تنها به بهبود کیفیت زندگی زناشویی کمک می‌کنند، بلکه الگوی مناسبی برای فرزندان و نسل‌های آینده نیز خواهند بود.

ادامه مطلب


8 ماه قبل - 230 بازدید

حتما شنیده‌اید که یار خوب تمام ماجراست. زیرا زندگی فراز و نشیب‌هایی دارد که روزی اگر زن رابطه کم آورد، باید مرد رابطه تکیه گاهش باشد و اگر مرد رابطه ناتوان از پیشبرد زندگی شد، زن رابطه تکیه‌گاهش باشد. آدم‌ها در طول تاریخ بی‌شمار ثابت کرده‌اند که اگر زن و مردی پایه‌ی زندگی و یک رابطه باشند، هیچ حادثه و افرادی نمی‌توانند حریف آن‌ها شوند. زیرا این گونه زوج‌ها به درستی آموخته اند که زندگی را تنها با تکیه بر همدیگر می‌توانند از پس آن برآیند. نمی‌توانید با این ذهنیت که چون صرفا عاشق همدیگر هستید، می‌توانید از پس زندگی هم برآید. عشق، احساس مقدسی است که یکی از ستون‌های اساسی زندگی را تشکیل می‌دهد اما زندگی نیازمند پایه‌های دیگری نیز است که استوار باقی بماند. ما در بخش قبلی این مقاله، به شماری از ویژگی‌های شریک عاطفی خوب پرداختیم و در این مطلب به ادامه‌ی این ویژگی‌ها خواهیم پرداخت. باشد که این نوشته آگاهی حداقلی‌ای را به شما در راستای انتخاب یک شریک عاطفی خوب فراهم کند. شکل گیری یک رابطه عاطفی نباید به معنای اسیر کردن فرد مقابل باشد و در نتیجه هر طور که می‌خواهید با او رفتار کنید. یک شریک عاطفی خوب می‌داند باید احترام پارتنر خود را رعایت کند و با انجام کارهای اشتباه باعث بی‌احترامی و توهین به او نشود. با درک این موضوع و پایبند بودن به آن؛ وضعیت روابط عاطفی بهتر و میزان پایداری آن‌ها بیشتر می‌شود. [caption id="attachment_14807" align="aligncenter" width="677"] عکس: شبکه‌های اجتماعی[/caption] در کنار تمام ویژگی‌هایی که برای یک شریک عاطفی خوب مطرح کردیم، باید به مسئولیت پذیری او هم توجه داشته باشید. شریک عاطفی که خوب است و ویژگی‌های مثبت فراوانی دارد؛ مسئولیت پذیر نیز هست. چنین کسانی به خوبی می‌دانند که باید وظایف محول شده را به موقع و به بهترین نحو انجام دهند و از زیر بار مسئولیت شانه خالی نمی‌کنند. یک رابطه عاطفی زمانی می‌تواند باعث پیشرفت شما و رسیدن به موفقیت شود که شریک عاطفی‌تان هم شما را حمایت کند. متاسفانه برخی افراد به تخریب پارتنر خود و نادیده گرفتن توانایی‌های او عادت کرده اند. در نتیجه نه تنها مخاطب خود را حمایت نمی‌کنند، بلکه مانع پیشرفت او نیز خواهند شد. این گونه افراد حتی در حق خود و توانایی خودشان نیز ظلم می‌کنند. زیرا تمام توجه آن‌ها بر این متمرکز است که چگونه شریک عاطفی خود را تخریب کنند. این افراد با احساس حمایت کردن آشنا نیستند و اینگونه توانمندی‌های خود آنان نیز سرکوب می‌شود. بنابراین، یک شریک عاطفی خوب کسی است که شما را به انجام کارهایی که باعث پیشرفت در زندگی می‌شود؛ تشویق کرده و دست از حمایت برندارد. از جمله دیگر ویژگی‌های یک شریک عاطفی خوب و ایده آل می‌توانیم به اعتماد به نفس بالا اشاره کنیم. چنین کسانی به خودشان، توانایی‌ها و استعدادهای‌شان اعتماد دارند، در نتیجه می‌دانند که می‌توانند یک زندگی بهتر بسازند و رابطه عاطفی خوبی داشته باشند. برقراری ارتباط با چنین کسانی باعث تقویت اعتماد به نفس فرد مقابل نیز می‌شود. [caption id="attachment_14808" align="aligncenter" width="677"] عکس: شبکه‎‌های اجتماعی[/caption] ادامه دادن یک رابطه عاطفی با کسی که اشتباهات خود را نمی‌پذیرد، از مخاطبش بابت خطاهایی که انجام داده عذرخواهی نمی‌کند و حتی ممکن است دیگران را مقصر کارهای اشتباهی که خودش انجام داده، بداند؛ یک شریک عاطفی ایده آل و خوب محسوب نمی‌شود. پذیرش اشتباهات، عذرخواهی کردن و تلاش برای جبران خطاها از جمله ویژگی‌های مثبت یک شریک عاطفی ایده آل است. همه انسان‌ها لایق بهترین‌ها هستند، ولی متاسفانه برخی افراد به گونه‌ای مسیر زندگی را پیش می‌برند که در نهایت از این لیاقت دور می‌شوند. از طرفی کسانی هم هستند که نه کار سازنده‌ای برای بهتر شدن آنچه که هستند انجام می‌دهند و نه کار اشتباه، به طور کلی همانطوری که هستند، باقی می مانند. اما باید به خاطر بسپارید که یک شریک عاطفی زن یا مرد، فرقی ندارد برای بهتر شدن خود و زندگی تلاش می‌کند. قابل یادآوری است که اگر یک طرف رابطه در زندگی تلاش کند و دیگری نه، این تلاش به جایی نخواهد رسید. زیرا همانگونه که از یک دست صدایی در نمیاد، از تلاش و زحمت یک فرد در زندگی، کاری از پیش نمی‌رود. زندگی مشترک از اسمش مشخص است که تمام آن باید به گونه‌ مشترک انجام شود. [caption id="attachment_14809" align="aligncenter" width="683"] عکس: شبکه‌های اجتماعی[/caption] آنچه مهم است، این‌ست که اگر خودتان پی به ارزش و احترام‌تان نبرید و این ارزش را عملا در همه جهات به خود و خواسته‌های‌تان ندهید، هیچ کسی این ارزش را به شما قائل نخواهد شد. شما به عنوان یک انسان ابتدا در برابر نیازها و خواسته‌های خودتان مسوول هستید. زیرا آدم‌هایی لایق عشق و آرامش هستند که خود را لایق آن می‌دانند. هنگامی که فردی را به عنوان شریک عاطفی پذیرفتید، شما مسوول پیشبرد این رابطه به شکل درست آن هستید. از احساسی که در طرف مقابل‌تان ایجاد می‌کنید تا رفتارها و حرف‌هایی که می‌زنید، در قبال تمام این‌ها مسوول هستید. این مسوولیت طرفا مرد و یا زن رابطه را هدف قرار نمی‌دهد زیرا هر دو باید این مسوولیت را به عهده داشته باشند. شریک عاطفی، آن عابر پیاده‌ای نیست که برای لحظه‌ای ممکن با او مواجه شوید و دیگر نشانی از او در زندگی شما نباشد. او قرار است یک عمر در تمام دشواری‌ها و آسانی‌ها کنارتان باشد. بنابراین، انتخاب درست و عاقلانه‌ای داشته باشید. آدم‌ها مثل رنگ‌ها، همه‌ی شان قشنگ هستند اما قرار نیست همه‌ی رنگ‌ها مناسب شما باشد. بهتر است کنار رنگی قرار بگیرید که زندگی شما را زیبا بسازد و اینقدر در پی تجربه‌ی همه‌ی رنگ‌ها نباشید. مبادا روزی رنگ انسانی خود شما در هیاهوی رنگ‌های زندگی، نابود شود. مراقب رنگ جوهر وجودی‌تان باشید.

ادامه مطلب


10 ماه قبل - 222 بازدید

کسی را نمی‌توان یافت که خواهان یک زندگی مشترک همراه با آرامش، عشق و دوست‌ داشتن نباشد. تمام زوج‌ها برای ساختن و داشتن بهترین‌ها در زندگی تلاش می‌کنند. این تلاش‌ها گاه منجر به نتیجه‌ی دلخواه نمی‌شود و گاه راه را نمی‌دانیم و با تلاش در بی‌راهه و مسیر اشتباه، زندگی مشترک را پیچیده‌تر کرده و به ناکجا آباد می‌کشانیم. گاه زوج‌ها زندگی را با داستان‌ها و فیلم‌های عاشقانه که یک ساعت دوام دارند، اشتباه می‌گیرند. درست است که زندگی مشترک باید دارای احساسات و عواطف ژرف و عمیق باشد و در آن عشق موج بزند، اما یک زندگی واقعی هرگز مانند داستان‌ها و فیلم‌های عاشقانه نیست و اگر این‌گونه فکر کنید در واقع بیشتر خود را فریب می‌دهید. در مطلب قبلی این نوشته، ما شماری از اشتباهات رایج زوج‌ها را توضیح دادیم که با انجام دادن آن‌ها قطعا زندگی مشترک متاثر می‌شود. در این شماره به ادامه این اشتباهات می‌پردازیم. اگر شما خواهان رابطه‌ی بهتری هستید، با خواندن این مطلب، دانش‌تان در رابطه به زندگی‌ مشترک را گسترش دهید تا آرامش بیشتری را در زندگی‌تان تجربه کنید. زوج‌ها به ویژه زنان گاهی اوقات دوست دارند همسرشان را مطابق میل خود تغییر داده و فکر می‌کنند که اگر همسرشان رفتار، اخلاق، یا ظاهرش را تغییر دهد، زندگی مشترک آن‌ها بهتر خواهد شد. اما این کار یک مورد از اشتباهات زن در زندگی مشترک است. زیرا مردان دوست ندارند که دائم در حال انتقاد از آن‌ها باشید. با انتقاد از مردان، آآاآو زئیسدزیسنئذریسنترذنت.ن‌ها احساس می‌کنند همسرشان آن‌ها را دوست ندارد و فقط عیب‌های آن‌ها را می‌بیند. این کار باعث کاهش اعتماد به نفس مرد می‌شود. بهتر این است که اگر رفتار یا اخلاقی از همسرتان را دوست ندارید، به جای انتقاد، تلاش کنید با محبت و عشق با او رفتار کنید. این کار باعث می‌شود بیشتر به شما احترام بگذارد و رفتارش را تغییر دهد. قدردانی و تشکر از تلاش‌های همسر از مسئولیت‌های مهم در زندگی مشترک است. این کار باعث می‌شود همسر احساس ارزشمندی کند و انگیزه بیشتری برای تلاش داشته باشد. هنگامی که شوهر شما از وظیفه بر می‌گردد، برای شما کادو می‌خرد، فعالیتی در خانه انجام می‌دهد و... از او تشکر کنید. در مقابل مردان نیز باید این را بدانند که کار زنان در خانه بسیار ارزشمند است. لزوما چون زنان در خانه کار می‌کنند و نه در بیرون، نباید اینگونه تعبیر شود که کار منزل وظیفه‌ی زن است و در صورتی که انجام دهد هیچ تشکری‌ای از او نکنید. مردان باید بدانند که زنان بیش از هر کس دیگری نیاز به محبت آنان ‌دارند و نباید عشق‌شان را از همسر‌شان دریغ کنند. برخی زوج‌ها به ویژه زنان، گاهی اوقات، برای اینکه همسر خود را راضی کنند و یا راضی نگه دارند، بیش از حد خود را تغییر می‌دهند. آن‌ها ممکن است ظاهر، رفتار یا عقاید خود را تغییر دهند تا مطابق با خواسته‌های همسر خود باشند. این کار می‌تواند باعث مشکلات زیادی در زندگی مشترک از جمله کاهش اعتماد به نفس زن، احساس نارضایتی از خود، از بین رفتن صمیمیت و ارتباط بین زن و مرد و ایجاد فاصله بین زن و مرد شود. بهتر است که به ارزش‌های خود احترام بگذارید. به یاد داشته باشید که شما یک فرد کامل و ارزشمند هستید، حتی اگر همسر شما از شما بخواهد که تغییر کنید. در هر زندگی مشترکی، اختلاف و کشمکش وجود دارد. یکی از اشتباهات رایج زوج‌ها این است که ناراحتی‌ها و یا دعواهای خانه را برای خانواده و یا دوستان خود تعریف می‌کنند. این کار اغلب باعث مشکلات زیادی در زندگی مشترک می‌شود. از طرفی افراد خارج از زندگی شما نمی‌توانند کمکی به رفع مشکلات شما کنند و تخصصی در این زمینه ندارند. همچنین این کار می‌تواند به بروز مشکلاتی از قبیل ایجاد سوء تفاهم بین همسر و خانواده یا دوستان، کاهش اعتماد بین همسر و زن، ایجاد فاصله بین همسر و زن و آسیب رساندن به رابطه زوجین به عنوان اشتباه زوج‌ها در زندگی مشترک منجر شود. باید بدانید که حریم خصوصی شما نباید با دیگران حتی با خانواده شریک شود و اگر نیاز به راهنمایی دارید بهتر است از فردی آگاه، مشاور کمک بخواهید تا مشکل شما حل شود. هر پدر و مادری فرزندان خود را دوست دارد و برای آن‌ها هر کاری می‌کند تا در رفاه و آسایش باشند. اما اگر همسرتان را به خاطر رسیدگی به فرزندان فراموش کنید و یا کنار بگذارید، اشتباه بزرگی مرتکب شده اید. این کار باعث می‌شود همسرتان به این نتیجه برسد که برای شما دیگر مهم نیست و به او اهمیت نمی‌دهید. به یاد داشته باشید که چند سال دیگر فرزندان‌تان بزرگ شده و خودشان زندگی مستقلی را آغاز می‌کنند و باز هم این شما و همسرتان هستید که با هم تنها خواهید ماند. زوج‌ها گاهی اوقات، همسر خود را با دیگران از قبیل برادر، خواهر، دوست، یا آشنای خود مقایسه می‌کنند. این کار می‌تواند باعث مشکلات زیادی در زندگی مشترک شود. به زندگی خود توجه کنید. به جای اینکه دائم زندگی دیگران را زیر نظر داشته باشید، روی زندگی خود تمرکز کنید. به داشته‌های خود فکر کنید و از آن‌ها قدردانی کنید و اگر احساس می‌کنید که زندگی شما به اندازه کافی خوب نیست، تلاش کنید آن را بهبود ببخشید. متاسفانه اغلب زوج‌ها به ویژه زنان تصور می‌کنند بعد از ازدواج، اهمیت رابطه جنسی کم شده و برای همسر خود از نظر ظاهری اهمیتی ندارند بلکه خصوصیات اخلاقی، رفتاری، خانه‌داری و سایر موارد برای آن‌ها مهم است. لازم است بدانید که ازدواج یک راه مشروع برای برقراری رابطه جنسی بوده و دقیقا برعکس آن چیزی است که شما تصور می‌کنید. برای اینکه رابطه جنسی بعد از ازدواج را بهبود ببخشید، بیشتر به ظاهر خود اهمیت داده و سعی کنید آن را به یک فعالیت لذت‌بخش تبدیل کنید. یادتان باشد که این رابطه بخش مهمی از زندگی مشترک است و باید به آن اهمیت دهید. امتحان کردن وفاداری همسر، کاری است که بیشتر از جانب خانم‌ها اتفاق می‌افتد. آن‌ها برای اینکه به استحکام زندگی مشترک و تداوم عشق همسرشان پی ببرند دست به هر کاری می‌زنند. غافل از اینکه این وسواس می‌تواند زندگی زناشویی آن‌ها را دچار آسیب یا حتی سقوط کند. پرخاشگری به‌ویژه شیوه منفعلانه آن یعنی وقتی از کسی یا چیزی ناراحت هستید، در مورد آن صحبت نمی‌کنید و با سکوت و گوشه‌گیری، خشم و عصبانیت خود را نشان می‌دهید. این رفتار زوج‌ها باعث آزار دادن همسرشان می‌شود و متاسفانه بسیار متداول است. بهتر است وقتی همسرتان از شما دلیل سکوت و بی‌اعصابی و گوشه گیری شما را می‌پرسد، به جای گفتن چیزی نیست با او صحبت کنید. اگر او را در تاریکی رها کنید، بار دیگر که شما سکوت کردید، دلیل آن را نمی‌پرسد و سعی می‌کند بی‌اهمیت باشد.

ادامه مطلب