آماندا لاولیس، شاعر و نویسنده معاصر آمریکایی، از چهرههایی است که شعر را از قالبهای سنتی و پیچیده بیرون آورده و به زبانی ساده، صمیمی و نزدیک به تجربههای روزمره انسان امروز رسانده است. نام او بیش از هر چیز با شعرهایی درباره زنانگی، عشق، فقدان، زخمهای عاطفی، خودشناسی و رهایی گره خورده است؛ شعرهایی کوتاه که گاهی تنها چند سطرند، اما تلاش میکنند احساساتی عمیق و تجربههایی دشوار را در سادهترین شکل ممکن بیان کنند. او در میان نسل تازه شاعران انگلیسیزبان، جایگاهی ویژه پیدا کرده و آثارش به زبانهای مختلف ترجمه و در کشورهای گوناگون منتشر شدهاند. آماندا لاولیس در ۱۳ نوامبر ۱۹۹۱ به دنیا آمد و تحصیلات خود را در رشته زبان انگلیسی در دانشگاه کین به پایان رساند. مسیر ورود او به دنیای شعر تا اندازهای با مسیر شاعران کلاسیک متفاوت بود. او در فضایی رشد کرد که اینترنت و شبکههای اجتماعی به بخشی جداییناپذیر از زندگی و ارتباطات مردم تبدیل شده بودند و همین فضا بعدها نقش مهمی در شناختهشدن آثارش داشت. لاولیس شعرهای خود را در فضای مجازی منتشر میکرد و بهتدریج مخاطبان زیادی پیدا کرد؛ مخاطبانی که با زبان ساده، مستقیم و شخصی شعرهای او ارتباط برقرار میکردند. نقطه عطف زندگی ادبی لاولیس انتشار مجموعه شعری «شاهزاده خودش را در این یکی نجات میدهد» در سال ۲۰۱۶ بود. این کتاب ابتدا به صورت مستقل منتشر شد و خیلی زود توجه خوانندگان را به خود جلب کرد. موفقیت آن باعث شد انتشارات اندروز مکمیل نسخه چاپی کتاب را در سال ۲۰۱۷ منتشر کند. کتاب همچنین در سال ۲۰۱۶ جایزه انتخاب خوانندگان گودریدز را در بخش شعر به دست آورد و به یکی از شناختهشدهترین آثار شعر معاصر تبدیل شد. عنوان کتاب بهخوبی جهان فکری آماندا لاولیس را نشان میدهد. در بسیاری از افسانههای قدیمی، دختر یا شاهزادهای گرفتار منتظر میماند تا قهرمانی از راه برسد و او را نجات دهد. لاولیس این روایت آشنا را تغییر میدهد. در جهان شعری او، شاهزاده منتظر نجاتدهنده نمیماند؛ خودش از تاریکی عبور میکند، زخمهایش را میشناسد و سرانجام خودش را نجات میدهد. این تغییر کوچک در ظاهر، معنای بزرگی دارد؛ زیرا زن را از نقش شخصیت منتظر بیرون میآورد و او را به قهرمان و نویسنده داستان زندگی خودش تبدیل میکند. «شاهزاده خودش را در این یکی نجات میدهد» تنها مجموعهای از شعرهای عاشقانه یا احساسی نیست. کتاب درباره تجربههایی مانند عشق، شکست، اندوه، آسیب، خانواده، رشد فردی و تلاش برای بازسازی خویشتن است. لاولیس در این اثر از زبان افسانهها استفاده میکند تا درباره زندگی واقعی سخن بگوید. شاهزاده، ملکه، جادوگر و دیگر شخصیتهای آشنا از قصههای قدیمی در شعرهای او معنای تازهای پیدا میکنند و به نمادهایی برای تجربههای انسانی تبدیل میشوند. یکی از ویژگیهای قابل توجه شعر لاولیس، کوتاهی و سادگی آن است. او معمولاً از واژههای دشوار یا ساختارهای پیچیده استفاده نمیکند و تلاش دارد احساس را بدون واسطه به خواننده منتقل کند. بسیاری از شعرهایش چند سطر بیشتر نیستند و همین ویژگی باعث شده آثارش در میان مخاطبان جوان و بهویژه در شبکههای اجتماعی محبوب شوند. شعرهای او به جریان موسوم به «شعر اینستاگرامی» یا Instapoetry نزدیکاند؛ جریانی که شعرهای کوتاه، شخصی و تصویری را از صفحات کتاب به صفحه تلفنهای همراه برده است. با این حال، سادگی شعرهای آماندا لاولیس به معنای نبودن موضوعات جدی در آنها نیست. او در بسیاری از آثارش درباره مسائلی صحبت میکند که برای زنان اهمیت ویژه دارد؛ از فشارهای اجتماعی و تصویر تحمیلشده از زیبایی گرفته تا رابطههای عاطفی، آسیبهای روحی، تنهایی، از دست دادن و تلاش برای دوباره ساختن هویت. او زن را تنها در جایگاه قربانی نشان نمیدهد. شخصیتهای زن در شعرهای او ممکن است آسیب ببینند، شکست بخورند یا مدتی صدای خود را از دست بدهند، اما در نهایت امکان بازگشت و بازسازی برای آنها وجود دارد. پس از موفقیت نخستین کتاب، لاولیس مسیر خود را با مجموعههای دیگری ادامه داد. «جادوگر در این یکی نمیسوزد» که در سال ۲۰۱۸ منتشر شد، دومین کتاب مهم او در مجموعهای با محوریت بازخوانی افسانهها و تجربه زنان است. این بار تصویر جادوگر در مرکز قرار میگیرد؛ شخصیتی که در افسانههای سنتی اغلب موجودی شرور و ترسناک معرفی میشود، اما در روایت لاولیس میتواند نمادی از زنی باشد که حاضر نیست در چارچوبهایی که دیگران برایش تعیین کردهاند زندگی کند. جادوگر او زنی است که میتواند مورد قضاوت قرار بگیرد، طرد شود یا با دشواری روبهرو شود، اما همچنان از سوختن و نابودی سر باز میزند. در سال ۲۰۱۹ کتاب «صدای پری دریایی در این یکی بازمیگردد» منتشر شد و بار دیگر لاولیس از یک شخصیت آشنا در افسانهها برای روایت تجربه زنان استفاده کرد. پری دریایی در این مجموعه میتواند نمادی از زنی باشد که صدایش خاموش شده است و اکنون در تلاش است دوباره آن را پیدا کند. بازگشت صدا در اینجا تنها به معنای سخن گفتن نیست؛ میتواند به معنای بازگشت اعتمادبهنفس، هویت، استقلال و توانایی روایت کردن داستان خود باشد. لاولیس در مجموعههای دیگری نیز به سراغ تجربههای شخصی و عاطفی رفته است. «To Make Monsters Out of Girls» و «To Drink Coffee with a Ghost» از جمله آثاری هستند که فضای شخصیتر و گاه تاریکتری دارند. در این آثار، رابطههای عاطفی، فقدان، خاطرات خانوادگی و زخمهایی که از گذشته باقی میمانند، به موضوع شعر تبدیل میشوند. او در این کتابها نیز از استعاره و تصویر استفاده میکند تا احساسات پیچیده انسانی را به شکلی ساده و قابل لمس بیان کند. مجموعه «تو افسانه خودت هستی» نیز از دیگر پروژههای شناختهشده اوست که شامل کتابهایی مانند «کفشهای شیشهایات را بشکن»، «تاج یخیات را بدرخشان» و «قلب داستانت را باز کن» میشود. در این آثار نیز فضای افسانهای حضور دارد، اما هدف آن بازگشت به گذشته نیست؛ بلکه استفاده از افسانهها برای بیان تجربه انسان امروز است. لاولیس به خواننده یادآوری میکند که هر انسان میتواند روایت زندگی خودش را دوباره تعریف کند و مجبور نیست برای همیشه در نقشی که دیگران برایش نوشتهاند باقی بماند. یکی از دلایل اصلی محبوبیت آماندا لاولیس، ارتباط مستقیم او با نسل جدید خوانندگان است. او از شاعرانی است که نشان داد شعر میتواند در کنار کتابهای چاپی، در شبکههای اجتماعی نیز زندگی کند. شعرهای کوتاه او بهراحتی خوانده، نقل و به اشتراک گذاشته میشوند و همین ویژگی به گسترش مخاطبانش کمک کرده است. بسیاری از خوانندگانی که شاید پیش از آن علاقه زیادی به شعر نداشتند، از طریق همین شعرهای کوتاه با آثار او آشنا شدند. البته محبوبیت گسترده لاولیس به معنای آن نیست که آثارش از نقد ادبی دور ماندهاند. برخی منتقدان، سادگی بیش از اندازه و کوتاهی شعرهای او را مورد پرسش قرار دادهاند و معتقدند نمیتوان همه این آثار را با معیارهای شعر کلاسیک یا شعر مدرن پیچیده ارزیابی کرد. در مقابل، طرفداران او بر این باورند که ارزش شعرهایش را باید در ارتباط مستقیم آنها با مخاطب و تواناییشان در بیان تجربههای شخصی جستوجو کرد. در واقع، یکی از بحثهای مهم درباره شعر لاولیس همین است که آیا شعر برای تأثیرگذاری حتماً باید پیچیده و دشوار باشد یا میتواند با چند کلمه ساده، احساسی عمیق را منتقل کند. شاید پاسخ این پرسش را بتوان در گستره مخاطبان او پیدا کرد. شعرهای لاولیس برای خوانندهای نوشته نشدهاند که الزاماً با اصطلاحات ادبی و ساختارهای پیچیده شعر آشنا باشد. او تلاش میکند از احساسات مشترک انسانی سخن بگوید؛ از لحظهای که کسی دلش میشکند، از زمانی که فردی احساس میکند صدایش شنیده نمیشود، از ترسِ تنها ماندن، از دشواری رها کردن گذشته و از امیدی که پس از یک دوره سخت دوباره شکل میگیرد. در میان همه این موضوعات، زنانگی و استقلال فردی جایگاه ویژهای دارند. لاولیس بارها روایتهایی را که زنان را وابسته به نجات دیگران نشان میدهند، زیر سؤال میبرد. در شعر او، زن میتواند خودش قهرمان باشد؛ نه به این معنا که هرگز آسیب نمیبیند، بلکه به این معنا که آسیب دیدن پایان داستان او نیست. همین نگاه در عنوان مشهورترین کتابش نیز خلاصه شده است: «شاهزاده خودش را در این یکی نجات میدهد». این جمله را میتوان کلید ورود به جهان شعری آماندا لاولیس دانست. او نمیگوید انسان هرگز به دیگران نیاز ندارد یا درد را باید به تنهایی تحمل کند؛ بلکه بر این باور تأکید میکند که قدرت بازسازی زندگی در نهایت باید در درون خود انسان نیز وجود داشته باشد. آماندا لاولیس با استفاده از افسانههای آشنا، درباره زندگی واقعی سخن میگوید. او قصه شاهزادهها و جادوگران را به قصه زنانی تبدیل میکند که در دنیای امروز با شکست، فشار، قضاوت، عشق، فقدان و جستوجوی هویت روبهرو هستند. در این بازنویسی، پایان داستان دیگر الزاماً ازدواج با شاهزاده یا رسیدن به یک زندگی بینقص نیست؛ گاهی پایان خوش تنها این است که انسان دوباره خودش را پیدا کند. آثار او تاکنون در شمار کتابهای پرفروش شعر معاصر قرار گرفتهاند و طبق اطلاعات ناشر، مجموع فروش آثارش از یک میلیون نسخه در سراسر جهان گذشته است. همین استقبال نشان میدهد که شعر، برخلاف تصور برخی، هنوز میتواند با مخاطبان گسترده ارتباط برقرار کند؛ تنها شکل بیان و راه رسیدن آن به خواننده تغییر کرده است. اهمیت آماندا لاولیس شاید بیش از آنکه در پیروی از سنتهای ادبی گذشته باشد، در تلاش او برای پیدا کردن زبان تازهای برای تجربههای نسل امروز خلاصه شود. او شعر را کوتاه، شخصی و قابل دسترس کرده و از افسانههای قدیمی پلی به سوی زندگی معاصر ساخته است. شخصیتهای زن در آثارش دیگر تنها منتظر پایان خوش نیستند؛ آنها یاد میگیرند که میتوانند پایان داستان را خودشان تغییر دهند. به همین دلیل، آماندا لاولیس را میتوان شاعری دانست که میان افسانه و زندگی واقعی ایستاده است؛ شاعری که از شاهزادهها، جادوگران و پریهای دریایی استفاده میکند تا درباره زنان واقعی سخن بگوید؛ زنانی که شاید زخمی باشند، شاید شکست خورده باشند، شاید مدتی صدایشان را از دست داده باشند، اما هنوز امکان دوباره برخاستن برایشان وجود دارد. شاید زیباترین بخش جهان شعری او همین باشد: نجات همیشه از بیرون نمیآید. گاهی قهرمانی که تمام مدت منتظرش بودهایم، در آینه روبهرویمان ایستاده است. و آنگاه که انسان تصمیم میگیرد داستان زندگی خود را دوباره بنویسد، افسانه تازهای آغاز میشود؛ افسانهای که در آن، این بار، قهرمان داستان خودش است. نویسنده: قدسیه امینی