خانواده نخستین محیطی است که کودک در آن احساس امنیت، محبت و تعلق را تجربه میکند. کودک در سالهای نخست زندگی، بسیاری از مهارتهای عاطفی و اجتماعی خود را از رابطه میان والدین و سایر اعضای خانواده میآموزد. به همین دلیل، فضای عاطفی خانه میتواند نقش مهمی در سلامت روانی و اجتماعی او داشته باشد.
اختلاف میان اعضای خانواده موضوعی غیرمعمول نیست. حتی والدینی که رابطه خوبی با یکدیگر دارند، ممکن است درباره مسائل مالی، تربیت فرزند، کارهای خانه یا موضوعات دیگر با هم اختلاف نظر داشته باشند. خودِ اختلاف نظر لزوماً برای کودک آسیبزا نیست؛ آنچه اهمیت دارد، نحوه برخورد اعضای خانواده با این اختلافهاست. وقتی اختلافها به مشاجرههای شدید، توهین، تهدید، ترساندن یا خشونت تبدیل میشوند یا به شکل مداوم ادامه پیدا میکنند، کودک ممکن است احساس ناامنی کند و آثار این تنش را در رفتار، احساسات، یادگیری و روابط اجتماعی خود نشان دهد.
کودک چگونه اختلاف والدین را تجربه میکند؟
کودکان همیشه توانایی درک کامل مشکلات بزرگسالان را ندارند. ممکن است دلیل اختلاف والدین را ندانند، اما فضای متشنج خانه را احساس کنند. کودک ممکن است با شنیدن صدای بلند والدین، سکوت طولانی، درگیری یا رفتار سرد میان آنها دچار نگرانی شود. حتی کودکان کمسنوسال نیز میتوانند تغییرات عاطفی محیط اطراف خود را درک کنند.
بعضی کودکان تصور میکنند اختلاف والدین به نوعی به آنها مربوط است. ممکن است فکر کنند اگر رفتار بهتری داشتند، درسهایشان را بهتر میخواندند یا بیشتر از والدین اطاعت میکردند، دعوا اتفاق نمیافتاد.
به همین دلیل، یکی از مهمترین پیامهایی که والدین باید به کودک منتقل کنند این است که اختلاف میان بزرگسالان تقصیر کودک نیست.
اضطراب و نگرانی
یکی از واکنشهای احتمالی کودکان به اختلافات شدید خانوادگی، افزایش اضطراب و نگرانی است. کودک ممکن است دائماً منتظر مشاجره بعدی باشد و نگران باشد که چه اتفاقی خواهد افتاد. در برخی کودکان، این نگرانی میتواند به شکل ترس، بیقراری، گریه، وابستگی بیشتر به والدین یا دشواری در خواب ظاهر شود.
پژوهشهای مربوط به تعارض میان والدین نشان دادهاند که قرار گرفتن مداوم در معرض تعارض شدید و حلنشده میتواند با مشکلات عاطفی و رفتاری در کودکان ارتباط داشته باشد. به همین دلیل، والدین نباید تصور کنند که چون کودک مستقیماً در بحث شرکت نمیکند، هیچ تأثیری از آن نمیگیرد.
احساس ناامنی در خانه
خانه برای کودک باید مکانی باشد که در آن احساس امنیت کند. وقتی کودک بهطور مداوم شاهد دعواهای شدید، تهدید یا رفتارهای غیرقابل پیشبینی باشد، ممکن است احساس کند محیط خانه دیگر امن نیست.
این احساس ناامنی میتواند در سنین مختلف به شکلهای متفاوتی ظاهر شود. یک کودک خردسال ممکن است بیشتر گریه کند یا به والدین بچسبد. یک کودک بزرگتر ممکن است منزوی شود، زود عصبانی شود یا درباره آینده خانواده نگرانی زیادی داشته باشد.
در چنین شرایطی، حفظ یک برنامه روزمره منظم، توجه عاطفی و اطمینان دادن به کودک میتواند به او کمک کند احساس ثبات بیشتری داشته باشد.
تأثیر اختلافات خانوادگی بر رفتار کودک
تنش خانوادگی ممکن است در رفتار کودک نیز دیده شود. برخی کودکان در واکنش به فشار روانی، پرخاشگرتر میشوند. ممکن است زود عصبانی شوند، با خواهر و برادر خود دعوا کنند یا در مدرسه رفتارهای مشکلساز نشان دهند.
برخی دیگر واکنش متفاوتی دارند و بیشتر در خود فرو میروند. کمحرف شدن، دوری از دیگران، کاهش علاقه به بازی یا فعالیتهای مورد علاقه و گریههای مکرر میتواند از نشانههایی باشد که والدین باید به آن توجه کنند.
البته وجود هر یک از این رفتارها بهتنهایی ثابت نمیکند که علت آن اختلاف خانوادگی است. عوامل مختلفی میتوانند بر رفتار کودک تأثیر بگذارند و در صورت ادامهدار بودن تغییرات، ارزیابی یک متخصص میتواند کمککننده باشد.
کاهش تمرکز و مشکلات تحصیلی
محیط پرتنش خانه میتواند توجه و تمرکز کودک را نیز تحت تأثیر قرار دهد. کودکی که ذهنش درگیر دعوای والدین، نگرانی از آینده خانواده یا ترس از مشاجره بعدی است، ممکن است هنگام درس خواندن تمرکز کمتری داشته باشد.
در نتیجه، افت نمرات، بیعلاقگی به درس، فراموشکاری یا کاهش مشارکت در صنف ممکن است دیده شود.
تأثیر بر اعتمادبهنفس کودک
کودک ممکن است در خانوادهای که دائماً شاهد سرزنش و تحقیر است، بهتدریج تصور منفیتری نسبت به خود پیدا کند.
اگر کودک بارها بشنود که یکی از والدین، دیگری را تحقیر میکند، ممکن است چنین شیوهای از ارتباط را طبیعی تلقی کند. همچنین اگر خود کودک دائماً در دعواها مقصر معرفی شود، ممکن است احساس کند: «مشکل از من است.»
والدین باید مراقب باشند که اختلافات خود را به موضوعی درباره ارزشمندی کودک تبدیل نکنند. کودک باید بداند که ارزش او مستقل از مشکلات میان بزرگسالان خانواده است.
کودک نباید داور اختلاف والدین باشد
یکی از اشتباهات مهم این است که والدین کودک را وارد اختلاف خود کنند. برای مثال، پرسیدن اینکه «حق با من است یا مادرت؟» یا مجبور کردن کودک به انتخاب یکی از والدین، فشار روانی زیادی ایجاد میکند.
کودک نباید نقش قاضی، میانجی یا پیامرسان میان والدین را بر عهده بگیرد. اگر والدین اختلافی دارند، بهتر است تا حد امکان آن را دور از کودک و با روشی سالم حلوفصل کنند.
قرار دادن کودک در میانه اختلاف میتواند احساس سردرگمی و وفاداری دوگانه ایجاد کند؛ یعنی کودک احساس کند برای حمایت از یک والد، باید به دیگری پشت کند.
بدگویی از والد دیگر چه اثری دارد؟
گاهی والدین پس از اختلاف، ناراحتی خود را با کودک در میان میگذارند و درباره والد دیگر با الفاظ منفی صحبت میکنند.
کودک ممکن است به هر دو والد خود وابستگی عاطفی داشته باشد. بنابراین، شنیدن بدگویی درباره یکی از آنها میتواند او را در موقعیت دشواری قرار دهد.
حتی اگر والدین از یکدیگر ناراحت باشند، بهتر است کودک مجبور نشود بین آنها انتخاب کند.
بیان جملههایی مانند «این مشکل بین بزرگسالان است و تقصیر تو نیست» میتواند به کودک کمک کند احساس امنیت بیشتری داشته باشد.
آیا هر اختلافی به کودک آسیب میزند؟
خیر. اختلاف نظر بخشی از زندگی خانوادگی است و حتی میتواند فرصتی برای آموزش حل مسئله باشد؛ به شرطی که اختلاف با احترام و بدون خشونت مدیریت شود.
برای مثال، اگر والدین درباره موضوعی اختلاف نظر داشته باشند، اما با آرامش صحبت کنند، به حرف یکدیگر گوش دهند و در نهایت به راهحلی برسند، کودک میتواند یاد بگیرد که اختلاف نظر لزوماً به معنای پایان رابطه یا وقوع اتفاقی ترسناک نیست.
کودکان میتوانند از مشاهده حل سالم اختلافات، مهارتهایی مانند گفتوگو، کنترل خشم، مذاکره و احترام به نظر دیگران را یاد بگیرند.
بنابراین، هدف این نیست که کودک هرگز شاهد هیچ اختلاف نظری نباشد؛ هدف این است که کودک شاهد تعارض مخرب و ناامنکننده نباشد.
تفاوت اختلاف سالم و اختلاف مخرب
اختلاف سالم معمولاً با گفتوگو، احترام و تلاش برای پیدا کردن راهحل همراه است. در مقابل، اختلاف مخرب ممکن است شامل موارد زیر باشد:
توهین و تحقیر
تهدید
فریادهای مداوم
ترساندن کودک
شکستن وسایل
خشونت فیزیکی
مجبور کردن کودک به طرفداری
استفاده از کودک برای رساندن پیام به والد دیگر
سرزنش مداوم
درگیری شدید و حلنشده
هرچه تعارض شدیدتر، مکررتر و طولانیتر باشد، احتمال تأثیر منفی آن بر کودک بیشتر میشود.
چگونه میتوان از کودک در برابر اختلافات محافظت کرد؟
والدین میتوانند با چند اقدام ساده، تأثیر منفی اختلافات را کاهش دهند.
۱. اختلافات شدید را جلوی کودک مطرح نکنید.
اگر بحث در حال تبدیل شدن به مشاجرهای شدید است، بهتر است گفتوگو متوقف شود و در زمان و مکان مناسب ادامه پیدا کند.
۲. به کودک اطمینان دهید که مقصر نیست.
کودک باید بداند مشکلات میان بزرگسالان، مسئولیت او نیست.
۳. کودک را وارد دعوا نکنید.
از او نخواهید طرف یکی از والدین را بگیرد یا پیامرسان اختلافات باشد.
۴. برنامه روزانه کودک را حفظ کنید.
زمان خواب، مدرسه، غذا، بازی و فعالیتهای روزمره تا حد امکان منظم باقی بماند. ثبات میتواند احساس امنیت کودک را افزایش دهد.
۵. به حرف کودک گوش دهید.
گاهی کودک نمیداند چگونه نگرانی خود را بیان کند. والدین باید فرصت بدهند کودک بدون ترس از سرزنش، درباره احساساتش صحبت کند.
۶. از تحقیر و خشونت خودداری کنید.
اختلافات نباید به توهین، تهدید یا خشونت تبدیل شوند.
والدین در مقابل کودک چه بگویند؟
اگر کودک شاهد یک مشاجره بوده است، سکوت کامل همیشه بهترین راه نیست.
والدین میتوانند متناسب با سن کودک، با آرامش توضیح دهند که اختلافی میان بزرگسالان اتفاق افتاده، اما کودک مسئول آن نیست. برای مثال میتوان گفت:
«ما درباره یک موضوع اختلاف نظر داشتیم، اما این موضوع تقصیر تو نیست و هر دوی ما دوستت داریم.»
این توضیح ساده میتواند از برداشتهای اشتباه کودک جلوگیری کند. البته نباید جزئیات مشکلات زناشویی یا مسائل خصوصی بزرگسالان با کودک در میان گذاشته شود.
مهمترین نکته برای والدین
کودکان به خانوادهای بدون هیچ اختلافی نیاز ندارند؛ آنها به خانوادهای نیاز دارند که در آن احساس امنیت، احترام و محبت داشته باشند. هیچ خانوادهای همیشه آرام و بدون اختلاف نیست. مسئله مهم این است که والدین چگونه اختلافات خود را مدیریت میکنند.
اگر اختلافی وجود دارد، تلاش برای گفتوگوی آرام، دور نگه داشتن کودک از درگیری، پرهیز از توهین و خشونت و اطمینان دادن به کودک میتواند تفاوت بزرگی ایجاد کند.
کودک نباید احساس کند مسئول حل مشکلات والدین است.
جمعبندی
اختلافات خانوادگی میتوانند تأثیر قابلتوجهی بر کودکان داشته باشند، بهخصوص زمانی که اختلافات شدید، مکرر و حلنشده باشند یا با توهین، تهدید و خشونت همراه شوند.
اضطراب، نگرانی، مشکلات رفتاری، کاهش تمرکز، افت تحصیلی، اختلال خواب و احساس ناامنی از جمله واکنشهایی هستند که ممکن است در برخی از کودکان دیده شوند. با این حال، واکنش هر کودک متفاوت است و وجود یک علامت بهتنهایی به معنای آسیب روانی یا وجود یک اختلال خاص نیست.
در مقابل، اختلاف نظر سالم میان والدین میتواند فرصتی برای یادگیری مهارتهای ارتباطی باشد؛ به شرط آنکه با احترام و بدون خشونت مدیریت شود.
والدین باید تلاش کنند کودک را وارد اختلافات خود نکنند، از او نخواهند طرف یکی از آنها را بگیرد و درباره والد دیگر در حضور کودک بدگویی نکنند. همچنین لازم است کودک بداند که مشکلات میان بزرگسالان تقصیر او نیست و همچنان مورد محبت و حمایت والدین قرار دارد.
در نهایت، شاید مهمترین پیام این باشد که کودک بیش از آنکه به خانهای بدون اختلاف نیاز داشته باشد، به خانهای نیاز دارد که در آن اختلافات با احترام، امنیت و مسئولیتپذیری مدیریت شوند.
نویسنده: سحر یوسفی