برچسب: روانی

1 روز قبل - 128 بازدید

خواب یکی از بنیادی‌ترین نیازهای انسان است که اغلب در شلوغی زندگی روزمره دست‌کم گرفته می‌شود. بسیاری از افراد خواب را زمانی تلف‌شده می‌دانند یا آن را فدای کار، سرگرمی، استفاده از شبکه‌های اجتماعی و نگرانی‌های ذهنی می‌کنند. با این حال، تأثیر خواب نامناسب فقط به خستگی جسمی محدود نمی‌شود، بلکه به‌طور مستقیم و عمیق بر حال روحی، احساسات و سلامت روان ما اثر می‌گذارد. وقتی خواب بدی را تجربه می‌کنیم، ممکن است بدون دلیل مشخصی عصبی، غمگین، بی‌حوصله یا مضطرب شویم و حتی روابط و تصمیم‌های روزمره‌مان نیز تحت تأثیر قرار بگیرند. یکی از دلایل اصلی تأثیر خواب بد بر حال روحی، نقش حیاتی خواب در تنظیم شیمی مغز است. در طول خواب، مغز فرصت پیدا می‌کند مواد شیمیایی مرتبط با خلق‌وخو، مانند سروتونین، دوپامین و کورتیزول، را متعادل کند. کم‌خوابی یا خواب بی‌کیفیت این تعادل را بر هم می‌زند و باعث افزایش هورمون‌های استرس می‌شود. در نتیجه، فرد پس از بیدار شدن احساس آرامش ندارد و ذهن او آمادگی کمتری برای مواجهه با فشارهای روزانه خواهد داشت. خواب بد همچنین توانایی مغز در پردازش احساسات را کاهش می‌دهد. مغز در زمان خواب، به‌ویژه در مراحل عمیق و خواب REM، تجربیات و احساسات روز را پردازش و مرتب می‌کند. این فرایند کمک می‌کند رویدادهای ناراحت‌کننده شدت کمتری پیدا کنند و فرد بتواند با دیدی متعادل‌تر به آن‌ها نگاه کند. وقتی این مرحله از خواب مختل شود، احساسات منفی خام و حل‌نشده باقی می‌مانند و روز بعد به شکل حساسیت بیش از حد، زودرنجی یا حتی گریه‌های بی‌دلیل بروز می‌کنند. یکی دیگر از اثرات مهم خواب بد، کاهش توان کنترل هیجانات است. کمبود خواب باعث می‌شود بخش منطقی مغز، که مسئول تصمیم‌گیری و کنترل احساسات است، ضعیف‌تر عمل کند. در مقابل، بخش‌های احساسی مغز فعال‌تر می‌شوند. به همین دلیل، فردی که خوب نخوابیده است ممکن است واکنش‌های اغراق‌آمیز به مسائل کوچک نشان دهد، سریع عصبانی شود یا نتواند احساسات خود را به‌درستی مدیریت کند. این موضوع به‌مرور زمان می‌تواند اعتمادبه‌نفس فرد را کاهش دهد و او را از نظر روحی فرسوده کند. خواب نامناسب همچنین ارتباط مستقیمی با افزایش اضطراب و افسردگی دارد. تحقیقات نشان می‌دهد افرادی که به‌طور مزمن دچار بی‌خوابی یا خواب بی‌کیفیت هستند، بیشتر در معرض اختلالات خلقی قرار دارند. کم‌خوابی ذهن را در حالت آماده‌باش نگه می‌دارد و اجازه نمی‌دهد سیستم عصبی آرام شود. در چنین شرایطی، نگرانی‌ها بزرگ‌تر به نظر می‌رسند و ذهن مدام درگیر افکار منفی و تکرارشونده می‌شود. این چرخه معیوب می‌تواند حال روحی فرد را به‌طور جدی تضعیف کند. خستگی ناشی از خواب بد، انرژی روانی ما را نیز کاهش می‌دهد. وقتی بدن و ذهن به اندازه کافی استراحت نکرده باشند، انجام کارهای ساده هم دشوار به نظر می‌رسد. این احساس ناتوانی می‌تواند به ناامیدی و کاهش انگیزه منجر شود. فرد ممکن است احساس کند هیچ چیز برایش لذت‌بخش نیست یا توان شروع فعالیت‌های مورد علاقه‌اش را ندارد. این حالت، زمینه‌ساز افت روحیه و فاصله گرفتن از زندگی فعال و شاد می‌شود. خواب بد بر روابط اجتماعی نیز تأثیر منفی می‌گذارد. فردی که خوب نخوابیده است، معمولاً صبر و حوصله کمتری دارد و در ارتباط با دیگران زودتر دچار تنش می‌شود. سوءتفاهم‌ها بیشتر می‌شوند و واکنش‌های تند یا سرد می‌توانند روابط را تحت فشار قرار دهند. این مشکلات ارتباطی، به‌نوبه‌ خود، احساس تنهایی، گناه یا ناراحتی را تشدید می‌کنند و حال روحی را بیش از پیش تحت تأثیر قرار می‌دهند. از سوی دیگر، خواب نقش مهمی در احساس معنا و امید دارد. زمانی که خواب کافی و باکیفیت داریم، ذهن شفاف‌تر است و آینده روشن‌تر به نظر می‌رسد. اما خواب بد باعث می‌شود دید ما نسبت به زندگی تیره‌تر شود و مشکلات بزرگ‌تر از حد واقعی‌شان جلوه کنند. فرد ممکن است احساس کند کنترل اوضاع از دستش خارج شده یا توان تغییر شرایط را ندارد، در حالی که ریشه این احساسات تا حد زیادی به خستگی روانی ناشی از خواب نامناسب بازمی‌گردد. در نهایت، باید توجه داشت که خواب بد فقط یک مشکل موقتی نیست، بلکه اگر ادامه‌دار شود می‌تواند حال روحی را به‌طور جدی مختل کند. توجه به کیفیت خواب، ایجاد عادت‌های سالم قبل از خواب و احترام گذاشتن به نیاز بدن برای استراحت، سرمایه‌گذاری مهمی برای سلامت روان است. خواب خوب به ما کمک می‌کند متعادل‌تر فکر کنیم، احساسات خود را بهتر مدیریت کنیم و با انرژی و امید بیشتری با زندگی روبه‌رو شویم. وقتی خواب بهبود پیدا می‌کند، حال روحی نیز به‌تدریج ترمیم می‌شود و این نشان می‌دهد که آرامش شبانه، پایه‌ای اساسی برای آرامش روزانه است. نویسنده: مرضیه بهروزی «روانشناس بالینی»

ادامه مطلب