برچسب: اسلام

2 سال قبل - 778 بازدید

نویسنده: مهدی مظفری هیچ منبع معتبری؛ چه منابع قرآنی و یا احادیث پیامبر بزرگ اسلام (ص) در ممانعت تحصیل و تعلیم دختران هیچ سخن و ادعایی نکرده‌اند اما در افغانستان کنونی، زنان و دختران از آموزش و تحصیل محروم شده‌اند. درست هنگامی که حکومت افغانستان در ۱۵ اوت ۲۰۲۱ تغییر کرد  و حکومت فعلی قدرت را در دست گرفت. ساز و کارهای سیاسی، فرهنگی و اجتماعی دست‌خوش تغییر و دگرگونی شد، فرمان‌های محدود کننده برای زنان و دختران دانش‌آموز و دانشجو و زنانی که در ادارات و موسسات فعالیت می‌کردند، یکی پس از دیگری وضع شد. حکومت سرپرست افغانستان، در نخستین سال حکومت‌داری‌اش، دختران دانش‌آموز و دانشجویان را از تعلیم و تحصیل منع کرد. این تصمیم باعث شد که پرسش‌های بی‌شماری متوجه متولیان حکومت شود. مهمترین آن این بود که با اتکا به کدام دلیل شرعی و قانونی، حکومت، دختران را از تعلیم و تحصیل منع کرده است؟ آیا از آیات قرآن و سنت پیغمبر (ص) چنین ممنوعاتی بدست آمده است؟ و ده‌ها پرسش دیگر که هیچ یک پاسخ منطقی نداشتند. ما در شماره‌های پیشین این مقاله، با مددجویی از آیات، روایات و ادلّه‌هایی غیر از این دو، به وضاحت و درستی جایگاه تحصیل دختران در دین مقدس اسلام را بیان کردیم. اگر مخالفان تحصیل دختران کوچکترین تأمل و دقتی به آیات و احادیث مرتبط با علم داشته باشند، درخواهند یافت که اسلام توجه بی‌بدیلی به علم و دانش مبذول داشته است و آن را بسیار ارزشمند می‌داند؛ تا جایی که علم را پلّه‌‌ای از پلّه‌های کمال انسان(مرد و زن) می‌شمارد. اگرچه بیانات پرواضح آیه‌های قرآن و احادیث پیغمبر (ص) در مورد تحصیل دختران حق مطلب را ادا کرده است و به خوبی «لزوم» تحصیل علم از سوی این قشر را ابراز داشته ولی جهت اینکه خط بطلان بر مدعیات مخالفان تحصیل دختران کشیده شود، در این یادداشت که شماره پایانی مقاله است، به دلایل ارائه شده از سوی این مخالفان، می‌پردازیم و در صدد پاسخ آنان برخواهیم آمد. عده‌ای از متولیان حکومت با استناد به یک حدیث خواسته‌اند که منع تعلیم و تحصیل دختران را به اثبات رسانند و با ذکر آن و نادیده گرفتن ده‌ها حدیث می‌خواهند بگویند که پیامبر(ص) و اسلام، زنان و دختران را از تحصیل منع کرده‌اند. آن حدیث این است: «لا تنزلوهن الغرف ولا تعلمونهن الكتابة وعلموهن المغزل وسورة النور؛ زنان را در بالاخانه‌‌ها منشانید و به آنان نوشتن یاد ندهید ولی به آنان نخ ریسی و سوره نور بیاموزید.» همانطوری که می‌دانید با شنیدن و خواندن هر سخنی که به پیامبر نسبت داده می‌شود، فی‌البداهه نباید آنرا منسوب به پیامبر دانست؛ مخصوصا احادیثی که شبهه‌ناک است و ظاهرا متعارض با نص صریح قرآن کریم است. در مورد سلسله سند حدیث مورد بحث، کدام سند معتبری ارائه نشده است. اغلب حدیث‌شناسان از جمله: ابن عدی، ابن جوزی، ابن حجر، محمد بن طاهر المقدسی،‌ ابن العدیم،‌ علامه شیخ عسافی و… نسبت این حدیث به پیامبر معظم اسلام (ص) را رد نموده، معتقدند که این حدیث موضعی، ضعیف و بدون سند است و همچنین آنان نظر به بعضی راویان، نسبت‌ این حدیث را به پیامبر اسلام (ص) درست نمی‌دانند، و آن را از جمله احادیث جعلی برشمرده‌اند. ابن جوزی، با ذکر این نکته که در سلسله سند این حدیث یک شخص جاعل (جعل کننده) قرار دارد، گفته است: «هذا الحديث لا يصح، محمد بن إبراهيم الشامي كان يضع الحديث؛ حدیث منع تعلیم زنان صحت ندارد، محمد بن ابراهیم شامی حديثات را جعل مى‌كرده است.» برخلاف حدیث منع تحصل دختران، نقل تاریخی متقنی درمورد آموزش نوشتن است که به خوبی موضع پیامبر اکرم (ص) را درمورد آموزش، یادگیری و نوشتن بیان می‌کند. تاریخ در مورد این موضع رسول خدا آورده است: «شفاء عدي، یکی از دختران قبیله عدی نوشتن بلد بود. وی دختران را در زمان جاهليت عرب، نوشتن تعليم مي‌داد و بانو حفصه (یکی از خانم‌های پیامبر) نوشتن را قبل از ازدواج با نبي اكرم (ص) از وی می‌آموخت. وقتي كه حفصه ازدواج کرد، پیامبر از شفاء عدی خواست که آموزش نوشتن را با او ادامه بدهد تا خط‌‌‌ او درست و زیبا شود و (حفصه) نیز چنین کرد.» دلیل دیگری که متولیان حکومت افغانستان (مخالفان تحصیل دختران) ارائه کرده‌اند، این است که دختران بخاطر عدم محجبه بودن‌شان از تحصیل منع شده‌اند. البته این دلیل آنان، نظر به بررسی‌ها، بهانه است تا دلیل. تصمیم‌گیران و مجریان منع تحصیل دختران می‌گویند که: «زنان و دختران افغان بخاطر اینکه در مکاتب و دانشگاه‌ها حجاب‌شان را رعایت نمی‌کردند، از تحصیل منع شدند.» این دلیل‌شان همانطوری که پیشتر سخن رفت، بهانه است. به این دلایل: اولا: باید گفت که اکثر زنان و دختران افغانستان چه در حکومت پیشین و چه در حکومت فعلی حجاب و حدود شرعی را رعایت کرده و می‌کنند. ثانیاً: برفرض که عده‌ای محدودی حجاب شرعی مورد قبول حکومت فعلی را نداشته‌اند؛ چرا به علت عدم محجبه بودن عده‌ای محدود، تمام دختران از تعلیم و تحصیل منع شدند؟ آیا این درست است که بخاطر یکی، حق صدها نفر نادیده گرفته شود؟ ثالثاً: وقتی از سوی وزارت به مکاتب و دانشگاه‌ها، نامه رسمی مبنی بر رعایت حجاب شرعی زده شد، پیرو این نامه مطابق مدارک و شواهد، عموم دختران دانش‌آموز و دانشجو بدون استثناء حجاب موافق حکومت را رعایت کردند. با این وجود چرا دولت تحصیل دختران را آزاد نگذاشت و بر شدت ممنوعیت تحصیل آنان افزود؟ با این موارد، نتیجه مشخص است که متولیان حکومت فعلی حجاب شرعی را بهانه می‌کنند تا احساسات و هیجانات و باورهای قبیله‌ا‌ی‌ خود‌شان را عملی کنند تا یک امر شرعی و اسلامی را. حذف زنان و دختران از بستر تحصیل و اجتماع، یک حرکت احساسی و هیجانی است تا عقلی و شرعی. مطابق آنچه در این مقاله گفته شد، معلوم شد که «اسلام» به هیچ وجه مخالف تحصیل دختران نبوده و نیست؛ بلکه تعلیم و تحصیل آنان را یک امر ضروری و الزامی می‌شمارد. پس مدعیات و کسانی که از آدرس اسلام بر طبل مخالفت تحصیل دختران می‌کوبند، برحق نیستند.

ادامه مطلب


2 سال قبل - 586 بازدید

نوینسده: مهدی مظفری در روزگار گذشته، تاریکی جهل بر جوامع بشری سایه افکنده بود. نگاهی تحقیرآمیز به زنان، به‌ویژه دختران، در بسیاری از فرهنگ‌ها حاکم بود. تولد دختر، ننگ تلقی می‌شد و گاه با اتفاقی غم‌انگیز، زنده به گور کردن نوزادان دختر همراه بود. اما در این میان، نوری تابید و طلوع اسلام، افق جدیدی را به روی بشریت گشود. پیامبر اکرم (ص) با تعالیم وحیانی و انسان‌دوستانه خود، تیشه بر ریشه این افکار جاهلی زد و جایگاهی رفیع برای زنان و دختران در جامعه ترسیم کرد. خداوند بزرگ، پیامبر و اهلبیت ایشان با تعابیر زیبا و منحصر به فردی، دختران را این‌چنین معرفی کرده‌اند: دختر هدیه خداست؛ مالكيّت و فرمانروايى آسمان‌ها و زمين فقط در سيطرۀ خداست، هر چه را بخواهد مى‌آفريند، به هر كس بخواهد دختر مرحمت مى‌كند و به هر كس بخواهد پسر مى‌بخشد؛ ِّلَّهِ مُلۡكُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ يَخۡلُقُ مَا يَشَآءُ يَهَبُ لِمَن يَشَآءُ إِنَٰثٗا وَيَهَبُ لِمَن يَشَآءُ ٱلذُّكُورَ (سوره شوری، 49). تا دختر هست، دریچه رحمت الهی باز است؛ خانه‏اى نيست كه در آن دختران باشند مگر اينكه هر روز بر آن خانه دوازده بركت و رحمت از آسمان نازل مى‏شود. مَا مِنْ بَيْتٍ فِيهِ اَلْبَنَاتُ إِلاَّ نَزَلَتْ كُلَّ يَوْمٍ عَلَيْهِ اِثْنَتَا عَشْرَةَ بَرَكَةً وَ رَحْمَةً مِنَ اَلسَّمَاءِ وَ لاَ تَنْقَطِعُ زِيَارَةُ اَلْمَلاَئِكَةِ مِنْ ذَلِكَ اَلْبَيْتِ يَكْتُبُونَ لِأَبِيهِمْ كُلَّ يَوْمٍ وَ لَيْلَةٍ عِبَادَةَ سَنَةٍ. پیامبر اکرم(ص) دختر گل و ریحانه است: خداوند گلی چون دختر به من داده آن را می‌بویم و اصلا اندوه روزی او را نمی‌خورم، روزیش با خداست؛ ریحانَةٌ أَشَمُّها وَ رِزْقُها عَلَی اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ. پیغمبر(ص) آنان قرةالعین اند: دختران نور چشم و مایه شادمانی خانواده هستند. گرامی‌ داشتن و احترام به دختران واجب است؛ چونکه پیامبر خدا به دخترش حضرت زهرا(س) احترام می‌گذاشت و ایشان با تمام مقامی که داشت دست دخترش را می‌بوسید و هنگام برگشت از سفر، نخستین کسی را که دیدار می‌کرد دخترش فاطمه بود. همچنان، هنگامی که می‌خواست به سفر برود آخرین خانه‌ای را که خداحافظی می‌کرد، باز خانه فاطمه بود. دختر خدمت‌کار نیست، صفای زندگی در پرتو خشنودی اوست؛ زن (مانند یک گل) ریحانه است و خدمتگزار نیست، با او در هر حال و موقعیتی مدارا کن و همنشینی با او را نیکو کن تا اینکه زندگی تو باصفا گردد؛ فَإِنَّ الْمَرْأَةَ رَيْحَانَةٌ وَ لَيْسَتْ بِقَهْرَمَانَةٍ فَدَارِهَا عَلَى كُلِّ حَالٍ وَ أَحْسِنِ الصُّحْبَةَ لَهَا لِيَصْفُوَ عَيْشُكَ. امام علی(ع) فرزند دختر، فرزندی پرمحبت و همیار و هم‌مونس؛ دختران چه فرزندان خوبى هستند؛ با لطافت و مهربان، يار و مددکار، مونس و همدم، مبارک و پر خير، اهل نظافت و پاکيزگي‌. ؛ نعمَ الوَلَدُ البَناتُ، مُلطفات، مجهزاتُ، مؤنساتُ مُفلِیاتُ. پیغمبر(ص) بهتر آن است که تحفه اول مال دختر باشد؛ پیامبر در سفارشی می‌فرماید: هر از گاهی برای خانواده تحفه (هدیه) بخرید و هنگامی که می‌خواهید تحفه را تقسیم کنید، نخست باید به دختر و بعد به پسر بدهید، زیرا هر کس دخترش را شاد و مسرور کند، چنان است که گویی کسی از فرزندان اسماعیل را آزاد کرده باشد. دختران را بد ندانيد؛ زيرا آن‌ها مونس‌هاى گرانبهايى هستند؛ لا تَكرَهوا البَناتَ؛ فإنَّهُنَّ المُؤنِساتُ الغالِياتُ. پیامبر (ص) خداوند حامی آن کس است که او حامی دختران باشد؛ آنگاه كه خانواده‌اى داراى دختر مى‌‌شود، خداوند فرشته‌ای را براى حمايت و نگهبانى آن دختر مى‌فرستد، و مى‌فرمايد: اين دختر عنصرى ظریف و لطیف است كه از ضعف و ناتوانى خلقت يافته و كسى كه او را مورد حمايت و نگهدارى خود قرار دهد، چنين كسى تا روز قيامت مورد يارى و عنايت خداوند خواهد بود. تعابیر اسلام از دختران منحصر به موارد فوق نمی‌شود. بلکه در احادیث اسلامی آن قدر از شأن و منزلت عظیم دختران یاد شده که در منابع حدیث، بخش‌های جداگانه‌ای را به خود اختصاص داده است. به عنوان نمونه در کتاب کافی، بابی وجود دارد به نام «بَابُ فَضْلِ الْبَنَات؛ درباره فضیلت دختران» با این وجود، از این واقعیت نمی‌توان به آسانی گذشت که با نهایت تأسف هنوز در جوامع اسلامی ردپای افکار جاهلی درباره دختران همچنان پا برحاست. کم نیستند خانواده‌هایی که از تولد پسر خوشحال و از به دنیا آمدن دختر ناراحت می‌شوند یا حداقل تولد پسر را بر دختر ترجیح می‌دهند. البته ممکن است اوضاع خاص اقتصادی و اجتماعی در رابطه با وضع زنان در جوامع کنونی یکی از علل این‌گونه عادات و رسوم غلط بوده باشد، ولی هر چه هست باید عموم مسلمانان راستین با این طرز فکر مبارزه کنند و ریشه‌های اجتماعی و اقتصادی آن را بسوزانند چرا که اسلام نمی‌پسندد بعد از چهارده قرن، پیروانش به افکار جاهلی بازگردند و این یک نوع جاهلیت ثانوی است.

ادامه مطلب


2 سال قبل - 387 بازدید

نویسنده: مهدی مظفری در بخش‌های پیشین این مقاله، با استفاده از آیات قرآن و سخنان پیغمبر اکرم(ص) «جایگاه تحصیل دختران در اسلام» را تبیین نمودیم. با توضیحات و استدلال‌های آیات و احادیث مرتبط با علم (در شماره‌های قبل ارائه شد) نتیجه می‌گیریم که از این دو منبع بزرگ معارف اسلامی نه تنها بوی ممنوعیت تحصیل دختران استشمام نمی‌شود بلکه خداوند حکیم در کتابش (قرآن) و پیامبر خدا بارها و بارها به طرُق مختلف، انسان‌ها (زن و مرد) را به فراگیری دانش فراخوانده است. اگر از تحلیل آیات و احادیث مرتبط با علم، به حکم «واجب بودن» تحصیل علم برای دختران نتوانیم رسید، قطعاً می‌توان به حکم مستحب مؤکّد بودن آن دست یافت. علاوه بر این، دلایل دیگری نیز وجود دارد که تحصیل همه انسان‌ها، از جمله دختران را امری ضروری می‌داند. تحصیل دانش، پله‌ای از نردبان کمال یکی از دلایلی که لازم است جایگاه تحصیل دختران در اسلام مورد بررسی قرار گیرد، مسئله و ادلّه «کمال» است. قبل از اینکه با استفاده از ادلّه کمال جایگاه تحصیل دختران در اسلام را روشن کنیم، لازم است دو نکته را یادآور شویم: نکته اول: انسان از دو بعد، جسم و روح تشکیل شده است. این دو بُعد مکمل یکدیگرند و وجود یکی بدون دیگری امکان‌پذیر نیست. تمام سفارش‌ها و توصیه‌های سازمان‌های الاهیاتی و بشری برای این است که حدّاقل یکی از این دو بُعد انسان را تقویت بخشند. عمل به توصیه‌های ورزشی منجر به تقویت و سلامت جسم می‌شود و توصیه‌های روانشناسی برای این است که روح انسان از خطرات افسردگی، استرس و اضطراب محفوظ بماند. اکثر توصیه‌های دینی هم برای این است که روح انسان تقویت شود و مراتب کمال را طی کند. نکته دوم: دین نیز از بدو نزول، هدف خود را هدایت انسان به سوی کمال معرفی کرده است. با این معرفی، روح انسان هدف قرار می‌گیرد. یعنی تمام توصیه‌ها و سفارشات دین برای این است که روح انسان تقویت شود، تا جایی که به کمال برسد. دین‌شناسان و عارفان درباره روح هم گفته ‌اند: «روح مرد و زن مساوی است». یعنی هر چیزی که به روح انسان مربوط می‌شود، برای زن و مرد یکسان است. قرآن کریم زندگی پاکیزه و حیات طیبه را جزای عمل و پاداش هر مرد و زنی می‌داند که عمل صالح را از روی ایمان و به قصد تقرب به خدا انجام می‌دهد و می‌فرماید: «مَنۡ عَمِلَ صَٰلِحٗا مِّن ذَكَرٍ أَوۡ أُنثَىٰ وَهُوَ مُؤۡمِنٞ فَلَنُحۡيِيَنَّهُۥ حَيَوٰةٗ طَيِّبَةٗ»(نحل، ۹۷) این آیه و آیات مشابه آن ناظر به این معنی است که روح نسبت به مرد و زن مساوی است چون آن کس که عامل معتقد است، روح است نه زن یا مرد. بنابراین، اکثر توصیه‌ها و امر و نهی‌های دین و اوامر دیگری که مربوط به روح می‌شود، جنسیت‌بردار نیستند و معمولاً همۀ آن سفارش‌ها متوجه زن و مرد می‌شود. حال با در نظرداشت نکات قبل می‌گوییم: تحصیل علم، پله‌ای مهم و حیاتی از پله‌های نردبان کمال روح انسان است. اگر کسی می‌خواهد طریق کمال را طی کند (آن هم در این زمانه مدرن)، باید تا جایی که می‌تواند دانش کسب کند و درک خود را بالا ببرد. دین که انسان را به تقوا و پایبندی به اصول و انجام فروعات امر کرده است، در کنار این‌ها، انسان را به تحصیل علم نیز فراخوانده است. اگر اسلام، پرهیزگاری و انجام واجبات و ترک محرمات را برای مرد و زن به منظور کامل شد‌ن‌شان لازم می‌داند، تحصیل دانش را نیز برای به کمال رسیدن هر دو الزامی می‌داند. پس نتیجه این است که تحصیل علم برای به کمال رسیدن انسان یک امر ضروری است. انسانیت انسان و مدارج و مراتب کمال و رشد او به جان و روح او مربوط می‌شود و آن چه کمال است و به انسانیت انسان مربوط می‌شود، در آن ذکورت و انوثت شرط نیست. یعنی مرد و زن می‌توانند دانش کسب کنند و در هر رشته‌ای که می‌خواهند متخصص شوند.

ادامه مطلب