برچسب: مادر و پدر

1 ماه قبل - 69 بازدید

پدر بودن و مادر بودن کار ساده‌ای نیست. برای اینکه پدر و مادر خوبی باشیم، باید سخت تلاش کنیم. اما چه ویژگی‌هایی باعث می‌شود که در تربیت فرزندان خود موفق باشیم؟ برای اینکه پدر و مادر خوبی باشیم، لزوماً نباید انسان‌های کامل و بی‌نقص باشیم. هیچ‌کس کامل نیست و هیچ کودکی هم کامل و بی‌نقص نیست، اما باید برای برطرف کردن اشکالات و رفتارهای نادرست کودک خود تلاش کنیم. در ادامه، ۱۰ نکته مهم برای یادگیری مهارت فرزندپروری مؤثر را بیان می‌کنیم که به شما کمک می‌کند پدر و مادر خوبی باشید.   ۱.الگوی خوبی برای فرزندتان باشید اگر انجام کاری را به فرزندتان توصیه می‌کنید، ابتدا خودتان آن کار را انجام بدهید. به‌جای اینکه صرفاً به کودک بگویید از او انتظار دارید چه کاری را انجام بدهد، خودتان آن کار را انجام بدهید و در عمل به او نشان بدهید. شما ابتدا باید استانداردهای بالایی را برای خودتان تعیین کنید، چون شما الگوی فرزندتان هستید و در درجه اول باید خودتان به استانداردها و چیزهایی که می‌گویید پایبند باشید. انسان موجود ویژه‌ای است که می‌تواند با تقلید کردن بیاموزد. ما به‌طور ذاتی کارهای دیگران را تقلید می‌کنیم تا بتوانیم آن کارها را درک کنیم و در زندگی خود وارد کنیم. کودکان نیز همیشه کارهایی را که والدینشان انجام می‌دهند به دقت تماشا می‌کنند و از آن‌ها تقلید می‌کنند. پس همیشه کسی باشید که دوست دارید فرزندتان آن‌گونه باشد. به فرزندتان احترام بگذارید، رفتار و نگرش مثبت را به او نشان بدهید و احساسات او را درک کنید تا او نیز رفتار شما را تقلید کند و مانند شما باشد. ۲. فرزندتان را دوست داشته باشید و با کارها و رفتارتان این عشق را به او نشان بدهید در دوست داشتن و عشق به فرزندان زیاده‌روی معنایی ندارد و دوست داشتن فرزندان موجب لوس شدن آن‌ها نمی‌شود. تنها چیزهایی که به نام عشق به او می‌دهید (مانند ولخرجی زیاد، نرمی و ملایمت بی‌اندازه، انتظارات پایین و حمایت بیش از حد) می‌تواند موجب لوس شدن کودکان شود. وقتی به‌جای عشق واقعی این چیزها را به فرزندتان می‌دهید، او را لوس می‌کنید. به‌سادگی می‌توانید به فرزندتان نشان بدهید که او را دوست دارید؛ فقط کافی است در آغوشش بگیرید، با او وقت بگذرانید و به مشکلات و حرف‌هایش گوش بدهید. انجام دادن چنین رفتارهای پر از عشق موجب ترشح هورمون‌های احساس خوب مانند اکسی‌توسین، اوپیوئیدها و پرولاکتین می‌شود. این مواد شیمیایی عصبی سبب رسیدن به آرامش عمیق و نیز ایجاد گرمای عاطفی و رضایت می‌شوند. این احساسات، انعطاف‌پذیری و توانایی تحمل مشکلات را در فرزندمان افزایش می‌دهند و همچنین به برقراری ارتباط صمیمی‌تر میان ما و فرزندمان می‌انجامند. ۳. پدر و مادر مهربان و در عین حال قاطع باشید هر نوزاد با حدود ۱۰۰ میلیارد نورون متولد می‌شود که ارتباطات نسبتاً اندکی با یکدیگر دارند. این ارتباطات میان نورون‌ها هستند که افکار ما را می‌سازند، محرکی برای کارهای ما می‌شوند، شخصیت ما را شکل می‌دهند و اساساً مشخص می‌کنند که ما که هستیم. تجربه‌هایی که در طول زندگی به دست می‌آوریم، این ارتباطات را شکل می‌دهند. اگر به فرزندتان تجربه‌های مثبتی بدهید، او نیز می‌تواند در آینده تجربه‌های مثبتی داشته باشد و این تجربه‌های مثبت را برای دیگران نیز ایجاد کند. برای ایجاد تجربه‌های مثبت برای فرزندتان می‌توانید با او آواز بخوانید، در مسابقات ورزشی و رویدادهای مختلف شرکت کنید، با هم به پارک بروید، بخندید و بازی کنید. وقتی بهانه‌گیری و بدخلقی می‌کند، کنارش باشید و با کمک یکدیگر مشکل را حل کنید. این تجربه‌های مثبت، علاوه بر اینکه اتصالات خوبی میان نورون‌های کودک‌تان ایجاد می‌کنند، خاطراتی از شما در ذهن فرزندتان شکل می‌دهند که تا پایان عمر همراه او خواهد بود. البته وقتی مسئله نظم و انضباط در میان باشد، مثبت بودن کار ساده‌ای نیست، اما می‌توان «انضباط مثبت» را تمرین کرد و از اقدامات تنبیهی پرهیز نمود. {انضباط مثبت مدل و الگویی انضباطی است که در آن بر نکات مثبت رفتاری تمرکز می‌شود. این مدل انضباطی بر این اصل استوار است که هیچ کودک بدی وجود ندارد و فقط رفتارهای خوب و بد وجود دارند. می‌توان رفتار خوب را آموزش داد و تقویت کرد و بدون وارد کردن آسیب کلامی یا جسمی به کودک، او را از رفتار بد بازداشت.} ۴. پناهگاه امنی برای فرزندتان باشید با توجه کردن و واکنش نشان دادن به حالات گوناگون فرزندتان و حساس بودن به نیازهایش، به او نشان بدهید که همیشه کنارش هستید تا به او کمک کنید. از فرزندتان حمایت کنید و او را به‌عنوان فردی مستقل بپذیرید و همیشه پناهگاه گرم و امنی برای او باشید. معمولاً کودکانی که در دامان والدین همواره علاقه‌مند و پاسخ‌گو پرورش می‌یابند، رشد عاطفی، رشد اجتماعی و سلامت روان بهتری دارند. ۵. با فرزندتان حرف بزنید و به تکامل مغز او کمک کنید بیشتر ما از اهمیت برقراری ارتباط با دیگران آگاه هستیم. با کودک‌تان حرف بزنید و با دقت به حرف‌هایش گوش بدهید. باز نگه‌داشتن خط ارتباطی میان خود و فرزندتان موجب می‌شود که رابطه بهتری با او داشته باشید و کودک‌تان نیز هر وقت با مشکلی مواجه شود، به شما مراجعه کند. البته ایجاد ارتباط دلیل دیگری نیز دارد. با این کار به فرزندتان کمک می‌کنید که میان بخش‌های مختلف مغز خود ارتباط برقرار کند و مغزش تکامل پیدا کند. یکپارچه‌سازی بخش‌های مختلف مغز موجب تکامل و کارکرد درست مغز می‌شود؛ درست مانند کل بدن که باید اندام‌های مختلف آن هماهنگ باشند و با هم کار کنند تا سلامتی بدن حفظ شود. وقتی بخش‌های مختلف مغز یکپارچه می‌شوند، می‌توانند به‌صورت مجموعه‌ای واحد عمل کنند. این یکپارچگی موجب کاهش بهانه‌گیری و بدخلقی و افزایش همکاری و همدلی بیشتر کودک می‌شود. بدین منظور، با فرزندتان درباره تجربه‌های دشواری که داشته است صحبت کنید. از او بخواهید توضیح بدهد چه اتفاقی افتاده است و او در آن زمان چه احساسی داشته است. لازم نیست راه‌حلی ارائه بدهید. برای اینکه پدر یا مادر خوبی باشید، لزوماً نباید تمام جواب‌ها را بدانید. همین که به حرف‌های او گوش بدهید و از او بخواهید مسائل را روشن و واضح بیان کند، موجب می‌شود که فرزندتان تجربه‌هایش را بهتر درک کند، خاطراتش را با هم یکپارچه کند و میان آن‌ها ارتباط برقرار نماید. ۶. به دوران کودکی خود بیندیشید بسیاری از ما می‌خواهیم والدینی متفاوت از پدر و مادر خود باشیم. حتی کسانی که دوران کودکی شادی داشته‌اند نیز ممکن است بخواهند بعضی از جنبه‌های تربیت و پرورش خود در دوران کودکی را تغییر بدهند. اما در بیشتر موارد، وقتی دهان باز می‌کنیم درست مانند پدر و مادر خودمان صحبت می‌کنیم. تأمل کردن و اندیشیدن به دوران کودکی خود موجب می‌شود شیوه‌ای را که در تربیت و پرورش کودکان‌مان در پیش گرفته‌ایم بهتر درک کنیم. از روش‌هایی که می‌خواهید تغییر بدهید یادداشت بردارید. به این فکر کنید که در شرایط واقعی چگونه می‌توانید آن روش‌ها را به شکل متفاوتی اجرا کنید. هوشیار و آگاه باشید و دفعه بعدی که مسئله مورد نظر پیش آمد، رفتار خود را تغییر دهید. ۷. به سلامت خود نیز توجه داشته باشید بیشتر اوقات پس از تولد فرزند، چیزهایی مانند سلامت خودتان یا سلامت ازدواج‌تان در درجه دوم اهمیت قرار می‌گیرند. اما اگر به این مسائل توجه نکنید، در آینده به مشکلات بزرگ‌تری تبدیل خواهند شد. از نظر روحی و جسمی از خودتان مراقبت کنید و برای تقویت رابطه‌ای که با همسرتان دارید وقت بگذارید. اگر در این دو حوزه موفق نباشید، فرزندتان نیز آسیب خواهد دید. ۸. در هیچ شرایطی از تنبیه بدنی استفاده نکنید تنبیه بدنی موجب اطاعت کوتاه‌مدت کودک می‌شود و باعث می‌گردد برای مدتی آسوده باشید و کودک رفتار اشتباه خود را تکرار نکند. با وجود این، با این روش به کودک نمی‌آموزیم که چه چیزی درست و چه چیزی غلط است. این شیوه فقط به کودک یاد می‌دهد که از عواقب بیرونی کار خود بترسد. به این ترتیب، کودک دلیل نادرست بودن کارهای خود را درک نمی‌کند و تنها ترغیب می‌شود که این کارها را دور از چشم والدین انجام دهد و سعی کند گیر نیفتد. کتک زدن این الگو را به کودک می‌دهد که او نیز می‌تواند مسائل را با خشونت حل کند. کودکانی که والدین آن‌ها از تنبیه بدنی استفاده می‌کنند، بیشتر مستعد درگیری و نزاع با سایر کودکان هستند. این کودکان بیش از دیگران، کودکانی قلدر و زورگو می‌شوند و از پرخاشگری و ستیزه‌جویی کلامی یا فیزیکی برای حل مشکلات و اختلافات استفاده می‌کنند. ۹. چشم‌انداز شخصی داشته باشید و هدف خود از تربیت فرزند را فراموش نکنید هدف شما از پرورش و تربیت فرزندتان چیست؟ اگر شما نیز مانند بیشتر پدر و مادرها باشید، می‌خواهید فرزندتان در مدرسه موفق باشد، فردی سازنده، مسئولیت‌پذیر و مستقل شود، روابط هدفمندی با شما و دیگران برقرار کند، فردی مهربان و دلسوز باشد و زندگی شاد، سالم و پرباری داشته باشد. سیگل و برایسون، نویسندگان کتاب «کودکی با تمام توانایی‌های مغز خود» هستند. آن‌ها در این کتاب به این نکته اشاره می‌کنند که به‌جای اینکه به فرزندمان کمک کنیم موفق شود، بیشتر وقت خود را صرف تلاش برای زنده ماندن می‌کنیم! برای اینکه اجازه ندهیم این الگوی تلاش برای بقا بر زندگی‌مان چیره شود، دفعه بعد که احساس خشم و سرخوردگی کردیم، دست نگه داریم و اندکی تأمل کنیم. به این فکر کنید که خشم و سرخوردگی برای شما و فرزندتان چه سودی دارد. به‌جای خشم و سرخوردگی، راه‌هایی را برای تبدیل کردن تجربه‌های منفی به فرصت‌هایی برای یادگیری فرزندتان پیدا کنید. حتی می‌توانید بهانه‌گیری‌ها و کج‌خلقی‌های کودک‌تان را نیز به لحظات ارزشمندی برای شکل دادن و کامل کردن مغز او تبدیل کنید. انجام این کارها موجب می‌شود که علاوه بر حفظ چشم‌اندازی سالم، برای رسیدن به یکی از اهداف اصلی فرزندپروری، یعنی ایجاد رابطه‌ای خوب با فرزندتان، تلاش کنید. ۱۰. استفاده از یافته‌های آخرین پژوهش‌های روان‌شناختی و اعصاب شناختی برای پیدا کردن راه میان‌بر منظور از راه میان‌بر این نیست که در تربیت فرزند خود کوتاهی کنید، به اندازه کافی برای او وقت نگذارید یا ساده‌ترین راه را در پیش بگیرید. منظور این است که از چیزهایی بهره ببریم که دانشمندان ارائه کرده‌اند. فرزندپروری یکی از شاخه‌های دانش روان‌شناسی است که بیش از سایر شاخه‌ها درباره آن پژوهش شده است. درباره بسیاری از شیوه‌ها و سنت‌های پرورش فرزندان از نظر علمی پژوهش شده و این شیوه‌ها تأیید، اصلاح یا رد شده‌اند. البته استفاده از آموخته‌های علمی به هیچ وجه به این معنا نیست که راهبرد یکسانی برای همه وجود داشته باشد، زیرا هر کودکی با دیگری متفاوت است. شما نیز باید راهبردهای پرورش فرزندتان را بر اساس همین تفاوت‌ها تنظیم و تغییر دهید. مثلاً روش‌های بسیار بهتری نسبت به تنبیه بدنی وجود دارد؛ روش‌هایی مانند راهنمایی مجدد، استدلال کردن یا گرفتن امتیازهایی که به فرزندتان داده‌اید. باید از نوعی روش انضباطی بدون تنبیه استفاده کنید که برای کودک شما مؤثرتر از روش‌های دیگر باشد. برای استفاده از این راه‌های میان‌بر باید بیشتر تلاش کنید؛ در مقابل، استفاده از روش‌های سنتی آسان‌تر است. با وجود این، با به‌کارگیری این میان‌برها به نتایج بهتری در تربیت فرزندان خود می‌رسید و همچنین از مشکلات و دردسرهایی که ممکن است در نتیجه تربیت نادرست فرزندان در بلندمدت برایتان پیش بیاید، دوری می‌کنید. نویسنده: سحر یوسفی

ادامه مطلب


4 ماه قبل - 546 بازدید

طلاق، به عنوان یک رویداد پیچیده و چالش‌برانگیز در زندگی خانواده‌ها، می‌تواند تأثیرات قابل توجهی بر فرزندان بگذارد. این تأثیرات، بسته به سن کودک، شخصیت او، نحوه مدیریت طلاق توسط والدین و عوامل دیگر، متفاوت خواهد بود. در این مقاله، به بررسی ابعاد مختلف تاثیر طلاق بر فرزندان و راهکارهای مقابله با این چالش خواهیم پرداخت. تأثیرات کوتاه‌مدت طلاق بر فرزندان کودکانی که شاهد جدایی والدین خود هستند، اغلب طیف وسیعی از احساسات پیچیده را تجربه می‌کنند. این احساسات می‌تواند شامل غم، خشم، ترس، گناه، گیجی و تنهایی باشد. این احساسات منفی ممکن است به صورت رفتاری نیز بروز پیدا کند و کودکانی که والدینشان طلاق گرفته‌اند، بیشتر در معرض مشکلات رفتاری مانند پرخاشگری، گوشه‌گیری، بی‌حوصلگی، مشکلات خواب و اختلالات خوردن قرار دارند. علاوه بر این، طلاق می‌تواند بر روابط کودک با والدین، خواهر و برادرها و همسالان نیز تأثیر بگذارد. کودکان ممکن است احساس کنند که باید یکی از والدین را انتخاب کنند و این امر می‌تواند به روابط آن‌ها با هر دو والدین آسیب برساند. همچنین، ممکن است در ایجاد روابط صمیمانه با همسالان خود نیز با مشکل مواجه شوند. مشکلات تحصیلی نیز یکی دیگر از عوارض کوتاه‌مدت طلاق است. کاهش تمرکز، افت تحصیلی و مشکل در ایجاد روابط با همکلاسی‌ها از جمله این مشکلات هستند. تأثیرات بلندمدت طلاق بر فرزندان اگرچه برخی از کودکان ممکن است با گذشت زمان و دریافت حمایت‌های لازم، بتوانند با تأثیرات کوتاه‌مدت طلاق کنار بیایند، اما برخی دیگر ممکن است در بلندمدت نیز با مشکلات عدیده‌ای مواجه شوند. یکی از مهم‌ترین تأثیرات بلندمدت طلاق بر فرزندان، مشکلات عاطفی است. این کودکان در بزرگسالی بیشتر در معرض ابتلا به افسردگی، اضطراب و اختلالات شخصیتی قرار دارند. همچنین، ممکن است در ایجاد روابط صمیمانه و پایدار با دیگران نیز با مشکل مواجه شوند. مشکلات در زندگی زناشویی نیز از دیگر عواقب بلندمدت طلاق است. مطالعات نشان می‌دهند که افرادی که در کودکی طلاق والدین خود را تجربه کرده‌اند، بیشتر در معرض طلاق در زندگی زناشویی خود قرار دارند. علاوه بر این، استرس ناشی از طلاق می‌تواند بر سیستم ایمنی بدن کودک تأثیر گذاشته و او را مستعد ابتلا به بیماری‌های مختلف کند. عواملی که بر شدت تأثیرات طلاق می‌افزایند شدت تأثیرات طلاق بر فرزندان به عوامل مختلفی بستگی دارد. برخی از مهم‌ترین این عوامل عبارتند از: * سن کودک: کودکان خردسال و نوجوانان به طور متفاوتی به طلاق والدین خود واکنش نشان می‌دهند. کودکان خردسال ممکن است در درک مفهوم طلاق با مشکل مواجه شوند، در حالی که نوجوانان ممکن است احساس خشم و ناامیدی بیشتری کنند. * شخصیت کودک: کودکان با شخصیت‌های مختلف، واکنش‌های متفاوتی نسبت به طلاق نشان می‌دهند. برخی کودکان ممکن است با انعطاف‌پذیری بیشتری با این شرایط کنار بیایند، در حالی که برخی دیگر ممکن است آسیب‌پذیرتر باشند. * نحوه مدیریت طلاق توسط والدین: نحوه ارتباط والدین با یکدیگر و با کودک پس از طلاق، نقش مهمی در کاهش یا افزایش تأثیرات منفی آن دارد. اگر والدین بتوانند با یکدیگر همکاری کنند و از بدگویی در مورد یکدیگر خودداری کنند، می‌توانند به کودک کمک کنند تا این دوران را بهتر پشت سر بگذارد. * حمایت اجتماعی: وجود شبکه حمایتی قوی از دوستان، خانواده و متخصصان می‌تواند به کودک در این دوران کمک کند. راهکارهای مقابله با تأثیرات طلاق بر فرزندان برای کاهش تأثیرات منفی طلاق بر فرزندان، والدین و متخصصان می‌توانند از راهکارهای مختلفی استفاده کنند. برخی از مهم‌ترین این راهکارها عبارتند از: * ارتباط صادقانه و باز: والدین باید با فرزندان خود به صورت صادقانه و باز در مورد طلاق صحبت کنند و به سؤالات آن‌ها پاسخ دهند. * حفظ روابط مثبت با هر دو والدین: هر دو والدین باید تلاش کنند تا رابطه مثبتی با فرزند خود حفظ کنند و از بدگویی در مورد یکدیگر خودداری کنند. * ایجاد محیطی امن و آرام: فراهم کردن محیطی امن و آرام در خانه و مدرسه می‌تواند به کودک کمک کند تا با احساسات خود مقابله کند. * جستجوی کمک حرفه‌ای: در صورت نیاز، والدین می‌توانند از مشاوران خانواده یا روانشناسان کودک کمک بگیرند. نتیجه‌گیری طلاق یک رویداد پیچیده است که می‌تواند تأثیرات عمیقی بر زندگی کودکان بگذارد. با این حال، با مدیریت صحیح و حمایت کافی، می‌توان از بروز بسیاری از این تأثیرات جلوگیری کرد یا آن‌ها را کاهش داد. والدین باید به یاد داشته باشند که کودکان به عشق، حمایت و توجه آن‌ها نیاز دارند تا بتوانند این دوران دشوار را پشت سر بگذارند. نکته مهم: این مقاله صرفاً اطلاعات کلی در مورد تأثیر طلاق بر فرزندان ارائه می‌دهد و جایگزین مشاوره تخصصی نیست. در صورت مواجهه با این مشکل، حتما با یک متخصص مشورت کنید. آیا می‌خواهید در مورد یکی از موارد ذکر شده در این مقاله بیشتر بدانید؟ موارد دیگری که می‌توانید در مورد آن‌ها سوال بپرسید: * راهکارهای کاهش استرس در کودکان طلاق * نقش مدرسه در حمایت از کودکان طلاق * تأثیر طلاق بر روابط اجتماعی کودک * نحوه کمک به کودک برای پذیرفتن شرایط جدید * تأثیر طلاق بر رشد عاطفی کودک

ادامه مطلب