تقریباً همه ما این تجربه را داشتهایم که پس از دیدن یا شنیدن چند خبر منفی، حالوهوایمان بهطور محسوسی تغییر میکند. ممکن است مضطرب، غمگین، بیانرژی یا حتی ناامید شویم، در حالی که در زندگی شخصیمان اتفاق ناخوشایند خاصی رخ نداده است. جالب اینجاست که اخبار خوب معمولاً چنین اثر ماندگاری ندارند. یک خبر مثبت شاید لحظهای ما را خوشحال کند، اما خیلی زود فراموش میشود؛ در حالی که یک خبر بد میتواند ساعتها یا حتی روزها در ذهنمان باقی بماند. این تفاوت اتفاقی نیست و ریشههای عمیق روانشناختی دارد. ذهن انسان از نظر تکاملی بهگونهای شکل گرفته است که نسبت به تهدیدها حساستر باشد. در گذشتههای دور، بیتوجهی به خطر میتوانست به قیمت جان تمام شود. اجداد ما اگر صدای مشکوکی را نادیده میگرفتند یا نشانهای از خطر را جدی نمیگرفتند، شانس زنده ماندن کمتری داشتند. به همین دلیل، مغز انسان یاد گرفته است اطلاعات منفی را سریعتر، قویتر و ماندگارتر پردازش کند. این ویژگی که در روانشناسی «سوگیری منفی» نامیده میشود، هنوز هم همراه ماست؛ حتی اگر خطرات امروزی، مانند اخبار ناگوار، مستقیماً جان ما را تهدید نکنند. وقتی با یک خبر بد مواجه میشویم، سیستم هشدار مغز فعال میشود. بخشهایی از مغز که مسئول تشخیص خطر و بقا هستند، مانند آمیگدالا، واکنش نشان میدهند. این واکنش میتواند باعث ترشح هورمونهایی مانند کورتیزول و آدرنالین شود؛ همان هورمونهایی که بدن را برای مقابله با تهدید آماده میکنند. در نتیجه، ذهن و بدن وارد حالت آمادهباش میشوند. حتی اگر فقط روی مبل نشسته باشیم و خبر را در گوشی خود بخوانیم، مغز تفاوت چندانی میان خطر واقعی و خطرِ ناشی از خبر قائل نمیشود. به همین دلیل، اخبار منفی میتوانند واکنشهای واقعی جسمی و روانی ایجاد کنند. یکی دیگر از دلایل تأثیر عمیق اخبار منفی، تقویت احساس عدم کنترل است. بیشتر اخبار بد درباره رویدادهایی هستند که خارج از کنترل فردی ما رخ میدهند؛ مانند جنگها، بحرانهای اقتصادی، بیماریها، حوادث طبیعی یا خشونت. مواجهه مداوم با چنین اخباری میتواند این پیام پنهان را به ذهن منتقل کند که «دنیا جای ناامنی است و من کاری از دستم برنمیآید». این احساس ناتوانی یکی از عوامل مهم شکلگیری اضطراب مزمن و حتی افسردگی به شمار میرود. ذهن انسان تمایل دارد احساس تسلط بر زندگی داشته باشد، اما اخبار منفی این حس را تضعیف میکنند. از سوی دیگر، رسانهها نیز ــ آگاهانه یا ناخواسته ــ به این سوگیری دامن میزنند. اخبار منفی معمولاً توجه بیشتری جلب میکنند. تیترهای ترسناک، شوکآور یا نگرانکننده بیشتر دیده میشوند و ماندگاری بیشتری در ذهن دارند. مغز انسان بهطور طبیعی به محرکهایی با بار هیجانی بالاتر توجه بیشتری نشان میدهد و اخبار بد اغلب چنین ویژگیای دارند. در نتیجه، چرخهای شکل میگیرد که در آن رسانهها اخبار منفی بیشتری منتشر میکنند، زیرا مخاطب بیشتری جذب میکند و مخاطبان نیز بیش از پیش در معرض این اخبار قرار میگیرند. تأثیر اخبار منفی تنها به لحظه دریافت آنها محدود نمیشود، بلکه میتواند بر افکار و رفتارهای ما نیز اثر بگذارد. فردی که بهطور مداوم در معرض اخبار ناگوار قرار دارد، ممکن است نسبت به آینده بدبینتر شود، اعتمادش به دیگران کاهش یابد یا احساس ناامنی بیشتری در روابط و تصمیمهای خود تجربه کند. حتی خواب، تمرکز و کیفیت زندگی روزمره نیز ممکن است تحت تأثیر قرار گیرد. ذهنی که پیوسته با پیامهای تهدیدآمیز تغذیه میشود، بهسختی میتواند آرام بماند. نکته مهم دیگر این است که اخبار منفی اغلب تصویری کامل از واقعیت ارائه نمیدهند. تمرکز آنها بیشتر بر بحرانها، فجایع و مشکلات است و کمتر به روندهای بهبود، راهحلها یا توانمندیهای انسانی پرداخته میشود. این نوع روایت میتواند تصویر ذهنی ما از جهان را تیرهتر از واقعیت نشان دهد. در حالی که همزمان با همه این مشکلات، پیشرفتها، همکاریها و مهربانیهای فراوانی نیز در جریان است که کمتر دیده میشوند. با این حال، ذهن ما به دلیل همان سوگیری منفی، همین تصویر ناقص را بهعنوان واقعیت کامل میپذیرد. با وجود این، تأثیر عمیق اخبار منفی به این معنا نیست که ما محکوم به آسیب دیدن هستیم. آگاهی از این سازوکارها خود گامی مهم به شمار میرود. وقتی بدانیم واکنش شدید ما به اخبار بد طبیعی و ریشهدار است، کمتر خود را سرزنش میکنیم. گام بعدی، مدیریت آگاهانه میزان و شیوه مصرف اخبار است. قرار نیست چشم خود را بر واقعیت ببندیم، اما غرق شدن در اخبار منفی نیز به سلامت روان کمک نمیکند. تعیین زمان مشخص برای دنبال کردن اخبار، فاصله گرفتن از منابع بیش از حد هیجانی و انتخاب منابع متعادلتر میتواند اثرات منفی را کاهش دهد. سخن پایانی در نهایت، ذهن انسان مانند زمینی حاصلخیز است؛ هرچه بیشتر در آن بکاریم، همان بیشتر رشد میکند. اگر پیوسته در معرض اخبار نگرانکننده قرار بگیریم، طبیعی است که اضطراب و ناامیدی نیز افزایش یابد. اما اگر در کنار آگاهی از واقعیتها، به تجربههای مثبت، روابط انسانی و لحظه حال نیز توجه کنیم، تعادل بیشتری در روان ما شکل میگیرد. اخبار منفی تأثیر عمیقی دارند، زیرا ذهن ما برای بقا چنین طراحی شده است؛ اما میتوانیم بیاموزیم که اسیر این تأثیر نشویم و آگاهانه از سلامت روان خود مراقبت کنیم. مرضیه بهروزی «روانشناس بالینی»