تأثیر سیکل قاعدگی بر تصمیم‌گیری و رفتارهای اجتماعی زنان

8 ساعت قبل
زمان مطالعه 4 دقیقه

سیکل قاعدگی، فراتر از یک فرایند فیزیولوژیک ماهانه، پدیده‌ای است که می‌تواند لایه‌های عمیقی از زندگی روانی و اجتماعی زنان را تحت تأثیر قرار دهد. بسیاری تصور می‌کنند این چرخه صرفاً به باروری و تغییرات جسمی محدود می‌شود، اما پژوهش‌های روان‌شناسی و علوم اعصاب نشان داده‌اند که تغییرات هورمونی در طول این دوره می‌توانند بر فرآیندهای شناختی، ارزیابی خطر، واکنش‌های هیجانی و حتی تعاملات اجتماعی اثر بگذارند. در واقع، مغز زن در طول ماه چندین بار تحت تأثیر موج‌های شیمیایی قرار می‌گیرد که هر یک می‌تواند کیفیت تصمیم‌گیری و رفتار اجتماعی را تغییر دهد.

در فاز فولیکولار، یعنی از آغاز قاعدگی تا تخمک‌گذاری، سطح هورمون استروژن به تدریج بالا می‌رود. استروژن در عملکردهای شناختی، حافظه کاری و پردازش اطلاعات نقش کلیدی دارد. تحقیقات نشان داده‌اند که در این دوره، ارتباط بین نورون‌ها در نواحی پیش‌پیشانی مغز (که مسئول تصمیم‌گیری منطقی و برنامه‌ریزی است) بهبود می‌یابد. از نظر روان‌شناسی، این افزایش کارکرد شناختی همراه با بهبود خلق و افزایش انرژی، باعث می‌شود زنان در این بازه زمانی تمایل بیشتری به فعالیت‌های اجتماعی، مشارکت در بحث‌های گروهی و حتی پذیرش چالش‌های جدید داشته باشند. این تغییرات می‌تواند بر نحوه انتخاب شریک، تصمیم‌گیری‌های کاری یا تحصیلی و حتی تعاملات روزمره تأثیرگذار باشد.

در حوالی تخمک‌گذاری، که نقطه اوج استروژن و هورمون لوتئینیزه‌کننده است، روان‌شناسان معتقدند زنان ممکن است گرایش بیشتری به رفتارهای برون‌گرایانه و جلب توجه پیدا کنند. این تغییر نه تنها ناشی از نیازهای تکاملی (مانند افزایش شانس باروری) است، بلکه به دلیل افزایش ترشح دوپامین نیز هست. دوپامین با احساس لذت، انگیزه و جست‌وجوی تجربه‌های تازه مرتبط است. در این روزها، زنان ممکن است جرأت‌ورزی بیشتری در محیط کار نشان دهند، در جمع‌های اجتماعی فعال‌تر باشند و حتی تمایل بیشتری به پذیرش ریسک پیدا کنند. این حالت می‌تواند به شکل‌گیری فرصت‌های جدید منجر شود، اما اگر با آگاهی همراه نباشد، احتمال تصمیم‌گیری‌های هیجانی نیز وجود دارد.

فاز لوتئال، یعنی پس از تخمک‌گذاری تا آغاز قاعدگی، تغییرات قابل توجهی در هورمون‌ها به وجود می‌آید. پروژسترون بالا می‌رود و استروژن کاهش می‌یابد. از منظر روان‌شناسی، این تغییر می‌تواند بر سیستم لیمبیک مغز (مرکز پردازش هیجانات) اثر بگذارد و حساسیت هیجانی را افزایش دهد. برخی زنان در این مرحله دچار علائم سندرم پیش از قاعدگی می‌شوند: تحریک‌پذیری، کاهش تمرکز، احساس غم یا اضطراب. این وضعیت می‌تواند تصمیم‌گیری منطقی را دشوارتر کند و روابط اجتماعی را تحت فشار قرار دهد. در این مرحله، تعاملات ممکن است تحت تأثیر تفسیرهای منفی از رفتار دیگران یا واکنش‌های سریع هیجانی قرار گیرد.

نکته مهمی که روان‌شناسان بر آن تأکید دارند این است که تغییرات چرخه قاعدگی نباید به عنوان ضعف تلقی شود، بلکه بخشی از هوش هیجانی فرد این است که بداند در چه روزهایی از چرخه توان ذهنی و هیجانی او در اوج یا در افت قرار دارد. زنانی که الگوهای هیجانی و شناختی خود را در طول چرخه می‌شناسند، می‌توانند به شکلی آگاهانه‌تر تصمیم‌گیری کنند و از افتادن در دام تصمیم‌های عجولانه یا کناره‌گیری‌های غیرضروری جلوگیری نمایند.

از منظر علوم اعصاب شناختی، تغییرات هورمونی حتی می‌توانند بر فرآیند ارزیابی ریسک تأثیر بگذارند. برخی مطالعات نشان داده‌اند که زنان در نیمه اول چرخه (زمان استروژن بالا) بیشتر متمایل به انتخاب‌های ریسکی و نوآورانه هستند، در حالی که در نیمه دوم (زمان پروژسترون بالا) احتیاط بیشتری نشان می‌دهند. این تغییر رویکرد می‌تواند در تصمیم‌های کاری، سرمایه‌گذاری یا حتی انتخاب‌های روزمره مشاهده شود. آگاهی از این الگو می‌تواند به زنان کمک کند زمان‌بندی بهتری برای اقدامات مهم زندگی داشته باشند.

رفتارهای اجتماعی نیز تحت تأثیر چرخه قرار دارند. در دوره‌های پرانرژی و با خلق مثبت، زنان بیشتر تمایل دارند در جمع‌ها حاضر شوند، روابط جدید شکل دهند و حتی در مذاکرات یا گفت‌وگوهای مهم، موضع فعال‌تری بگیرند. برعکس، در روزهایی که خلق پایین‌تر است یا حساسیت هیجانی بالاتر می‌رود، تمایل به خلوت کردن یا محدود کردن روابط اجتماعی بیشتر می‌شود. این تغییرات، بخشی از سازگاری طبیعی بدن با شرایط درونی است و نه نشانه بی‌ثباتی شخصیت.

از نگاه روان‌شناسی مثبت‌گرا، می‌توان این تغییرات را فرصتی برای خودشناسی عمیق‌تر دانست. ثبت روزانه حالات روحی، سطح انرژی و کیفیت تصمیم‌گیری در طول یک یا چند چرخه، می‌تواند الگوهای فردی را آشکار کند. این کار به زنان امکان می‌دهد بفهمند چه زمانی باید با جسارت بیشتری عمل کنند و چه زمانی بهتر است مراقب تصمیمات خود باشند یا فرصت بیشتری برای استراحت بدهند.

تکنیک‌های مدیریت هیجان مانند مدیتیشن، تمرین‌های تنفس عمیق، فعالیت بدنی منظم و خواب کافی می‌توانند شدت نوسانات هیجانی را کاهش دهند. همچنین، ایجاد حمایت اجتماعی در محیط کار یا خانواده برای روزهایی که احتمال خستگی یا فشار هیجانی بالاتر است، می‌تواند کیفیت زندگی را به شکل محسوسی بهبود بخشد.

در نهایت، تأثیر سیکل قاعدگی بر تصمیم‌گیری و رفتارهای اجتماعی موضوعی است که نیاز به گفت‌وگو و آگاهی‌رسانی بیشتری دارد. جامعه، محیط کار و حتی روابط شخصی باید این واقعیت بیولوژیکی و روان‌شناختی را در نظر بگیرند. وقتی زنان بدون ترس از قضاوت بتوانند درباره تغییرات طبیعی بدن خود صحبت کنند و آنها را مدیریت کنند، نه تنها کیفیت تصمیم‌گیری‌شان بالا می‌رود، بلکه روابط اجتماعی‌شان نیز سالم‌تر و متعادل‌تر خواهد شد. این آگاهی، ابزاری برای توانمندسازی است، نه محدودیت.

نویسنده: مرضیه بهروزی «روانشناس بالینی»

لینک کوتاه : https://gowharshadmedia.com/?p=23974
اشتراک گذاری

نظرت را بنویس!

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش های مورد نیاز علامت گذاری شده اند *

نظرات
هنوز نظری وجود ندارد