برچسب: محدودیت

6 ساعت قبل - 38 بازدید

ذبیح‌الله مجاهد، سخنگوی حکومت سرپرست در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که در جریان یک سال گذشته، حدود ۹۹ هزار نفر در افغانستان به بیماری سرطان مبتلا بودند. آقای مجاهد این اظهارات را امروز (چهارشنبه، ۱۸ سنبله) در یک نشست خبری در کابل مطرح کرده و گفت که این آمار تعداد افرادی را نشان می‌دهد که در مراکز صحی دولتی ثبت شده و خدمات دریافت کرده‌اند. او افزوده است که در همین مدت، یک شفاخانه ۲۰۰ بستر تشخیص و تداوی بیماری‌های سرطانی در کابل آغاز به فعالیت کرده است. این آمارها نشان می‌دهد که بیماری‌ سرطان در افغانستان به‌شدت افزایش یافته است. قابل ذکر است که تا سال ۲۰۲۰ میلادی، وزارت صحت عامه‌ی حکومت جمهوریت در گزارش‌‎های سالانه‌ی خود آورده است که سالانه حدود ۲۰ هزار نفر به بیماری سرطان مبتلا می‌شوند و از این جمله، ۱۵ هزار نفر در فاصله‌ی شش ماه تا یک سال جان می‌بازند و بقیه پس از دریافت تداوی در داخل یا خارج از کشور زنده می‌مانند. در سطح افغانستان فقط یک مرکز تخصصی تشخیص و تداوی بیماری سرطان در شهر کابل فعال است که اکنون به شفاخانه‌ ۲۰۰ بستری ارتقا یافته است. تا هنوز در ولایت‌ها هیچ مرکز تخصصی برای تشخیص و تداوی این بیماری وجود ندارد.

ادامه مطلب


9 ساعت قبل - 84 بازدید

صندوق جمعیت سازمان ملل متحد در افغانستان (UNFPA) و آژانس همکاری بین‌المللی جاپان (JICA) در تازه‌ترین مورد اعلام کردند که درباره تقویت بخش قابلگی در افغانستان دیدار و گفتگو کردند. این صندوق امروز (چهارشنبه، ۱۸ سنبله) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که در این دیدار، دو نهاد بر رسید‌گی به نیازهای صحی مادران و بهبود خدمات صحی باروری در سراسر کشور تاکید کردند. آنان حمایت از خدمات صحی باکیفیت برای زنان و دختران و تقویت ظرفیت‌های بخش قابلگی را از محورهای همکاری خود عنوان کردند. همچنین این دو نهاد بر بهبود دسترسی خانواده‌ها به خدمات صحی تاکید کردند. این گفتگو در حالی انجام شده است که دسترسی زنان و خانواده‌ها به خدمات صحی باکیفیت در افغانستان همچنان با چالش‌هایی روبرو است. پیش از این نیز، نهادهای ملل متحد اعلام کرده بودند که ۱۴.۴ میلیون تن در افغانستان به خدمات صحی انسان‌دوستانه نیاز دارند؛ در حالی که این نهادها با کم‌بود شدید بودجه روبرو هستند. این در حالی است که نظام صحی افغانستان از دهه‌ها به این‌سو با چالش‌های گسترده، از جمله وابستگی به کمک‌های بین‌المللی، کم‌بود دارو و تجهیزات و کم‌بود پزشکان متخصص، دست‌وپنجه نرم می‌کند. پیشتر سازمان نجات کودکان نیز، اعلام کرده بود که ۶۰۰ مرکز صحی به‌دلیل کم‌بود بودجه در افغانستان بسته شده‌اند.

ادامه مطلب


12 ساعت قبل - 69 بازدید

یونسکو یا سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که سوادآموزی یک حق اساسی بشری برای همه است و زمینه دسترسی به دیگر حقوق انسانی و آزادی‌های بیشتر را فراهم می‌کند. این سازمان با نشر پیامی به مناسبت روز جهانی سوادآموزی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که روز جهانی سوادآموزی از سال ۱۹۶۷ هر سال در سراسر جهان برگزار می‌شود تا توجه سیاست‌گذاران، دست‌اندرکاران و مردم به اهمیت سوادآموزی جلب شود. در اعلامیه آمده است که سوادآموزی نقش مهمی در ایجاد جامعه‌ای باسوادتر، عادلانه‌تر، صلح‌آمیزتر و پایدارتر دارد. سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی ملل متحد تاکید کرد که سوادآموزی تنها به خواندن و نوشتن محدود نمی‌شود، بلکه پایه‌ای برای کسب دانش، مهارت‌ها، ارزش‌ها، نگرش‌ها و رفتارهای گسترده‌تر است. یونسکو در ادامه افزوده است که سوادآموزی می‌تواند به ایجاد فرهنگ صلح پایدار کمک کند، فرهنگی که بر برابری، منع تبعیض، حاکمیت قانون، همبسته‌گی و عدالت استوار باشد. این سازمان تاکید کرده است که سوادآموزی در نهایت به ایجاد روابط هماهنگ انسان با خودش، دیگران و محیط زیست کمک می‌کند. در حالی یونسکو بر آموزش تاکید دارد که حکومت سرپرست پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


1 روز قبل - 95 بازدید

داکتر تاج‌الدین اویوالی، نماینده‌ی یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد در افغانستان  گفته است که ۹۰ درصد کودکان ده ساله در افغانستان در تلاش اند به مهارت‌های ابتدایی خواندن دست یابند. آقای اویوالی امروز (سه‌شنبه، ۱۷ سنبله) به مناسبت روز جهانی سوادآموزی با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود این موضوع را «واقعیت تلخ» توصیف کرده است و خواستار سرمایه‌گذاری در سوادآموزی اولیه در افغانستان شده است. وی در ادامه تاکید کرده است برای هر کودک باید فرصتی برای خواندن، آموختن و شکوفا شدن مهیا باشد. همچنین اوچا یا دفتر هماهنگ‌کننده‌‌ی کمک‌های بشردوستانه سازمان ملل متحد در افغانستان گفته است که کودکان افغانستان با موانع بسیار زیادی برای آموزش و یادگیری مواجه هستند. این در حالی است که حکومت فعلی طی پنج سال گذشته علاوه بر محدودیت‌ها بر زنان و دختران، آن‌ها را از آموزش نیز محروم کرده‌اند. در حال حاضر دختران بالاتر از صنف ششم از آموزش محروم هستند؛ دختران جوان نیز حق رفتن به دانشگاه‌ ندارند. براساس گزارش یونسکو یا سازمان علمی، فرهنگی و آموزشی سازمان ملل طی پنج سال گذشته حدود ۲.۴ میلیون دختر در افغانستان از آموزش محروم شده‌اند. در گزارش یونسکو آمده است که محدودیت‌ها بر آموزش دختران در کشور، روند سال‌ها پیشرفت در گسترش فرصت‌های آموزشی را متوقف کرده است.

ادامه مطلب


2 روز قبل - 103 بازدید

برنامه توسعه سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که از کسب‌وکارهای زنان و دختران در افغانستان حمایت می‌کند و این حمایت به شماری از آنان کمک کرده تا فعالیت‌های اقتصادی خود را توسعه دهند و به درآمد پایدار برسند. این سازمان امروز (دوشنبه، ۱۶ سنبله) با نشر گزارش تصویری گفته است که زنان و دختران، به‌عنوان نیمی از جمعیت افغانستان، ظرفیت قابل توجهی برای مشارکت در پیشرفت و شکوفایی اقتصادی کشور دارند. در گزارش آمده است که شماری از زنان و دختران با استفاده از حمایت‌های ارایه‌شده از سوی نهادهای بین‌المللی، توانسته‌ کسب‌وکارهای خود را گسترش دهند و زمینه‌ی دستیابی به درآمد پایدار را فراهم کنند. برنامه توسعه سازمان ملل متحد تاکید کرده است، زنان و دخترانی که در کنار یک‌دیگر در بخش خصوصی فعالیت می‌کنند، ضمن تبادل تجربه و مهارت، محصولاتی باکیفیت در زمینه صنایع‌دستی و جوهرسازی تولید می‌کنند. این در حالی است که پس از بازگشت حکومت سرپرست به قدرت در افغانستان، محدودیت‌های گسترده‌ای بر اشتغال و فعالیت‌های اجتماعی و اقتصادی زنان وضع شده است. زنان از کار در بسیاری از اداره‌های دولتی و شماری از نهادهای داخلی و بین‌المللی منع شده‌اند. قابل ذکر است که در چنین شرایطی، بخش خصوصی و کسب‌وکارهای کوچک از معدود حوزه‌هایی به شمار می‌روند که همچنان امکان فعالیت اقتصادی شماری از زنان در آن وجود دارد. همچنین شماری از نهادهای بین‌المللی نیز با ارایه آموزش، حمایت مالی و فراهم‌کردن امکانات لازم، تلاش کرده‌اند فرصت‌های اقتصادی برای زنان و دختران افغانستان را حفظ و تقویت کنند.

ادامه مطلب


3 روز قبل - 106 بازدید

ریچارد بنت، گزارشگر ویژه‌ی حقوق بشر سازمان ملل متحد در امور افغانستان هشدار داده است که محدودیت‌ها بر رفت‌وآمد و دسترسی به خدمات ‏مراقبت‌های صحی، پیامدهای جدی، به‌ویژه برای کودکان به همراه ‏دارد.‏ آقای بنت امروز (یک‌شنبه، ۱۵ سنبله) با نشر گزارشی به نقل از یک زن در هلمند گفته است که او ‏دخترش را به‌خاطر نداشتن محرم از دست داده است.‏ در گزارش بنت به نقل از یک زن در هلمند آمده است: «دخترم تمام ‏شب مریض بود. شوهرم در خانه نبود تا مرا تا شفاخانه همراهی کند. ‏زمانی که توانستیم او را به شفاخانه برسانیم، دیگر خیلی دیر شده ‏بود. دخترم را به‌خاطر نداشتن محرم از دست دادم.»‏ گزارشگر ویژه‌ی حقوق بشر سازمان ملل متحد گفته است که افغانستان ‏همچنان با بحران دیرینه در حوزه‌ی صحت کودکان و نوجوانان روبرو است، بحرانی که ریشه در سوءتغذیه مزمن، شکنندگی نظام ‏صحی و دسترسی ناکافی به خدمات صحی و وقایوی دارد.‏ وی در ادامه تاکید کرده است که کاهش اخیر منابع مالی، کاهش کمک‌های بشردوستانه و ‏محدودیت‌های مبتنی بر جنسیت که بر فعالیت‌های سازمان‌های ‏بشردوستانه تأثیر گذاشته‌اند، این چالش را بیش از پیش تشدید ‏کرده‌اند.‏ گزارشگر سازمان ملل گفته است که محدودیت‌های شدید بر ‏تحصیلات طبی، از جمله آموزش‌های قابلگی و پرستاری برای ‏زنان و دختران موجب تضعیف منابع انسانی حیاتی می‌شود و در ‏کنار محدودیت‌ها بر آزادی رفت‌وآمد، دسترسی به خدمات ‏مراقبت‌های صحی را بیش از پیش کاهش می‌دهد.‏ این در حالی است که دختران از تحصیل، از جمله در بخش آموزش ‏طبی محروم هستند. با این وجود افغانستان با کمبود داکتران زن مواجه‌اند. ‏هم‌اکنون در برخی از مناطق داکتر متخصص زن وجود ندارد.

ادامه مطلب


3 روز قبل - 78 بازدید

سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که اکنون در برخی ولایت‌های افغانستان مکتب‌ها پس از رخصتی‌های تابستانی دوباره باز می‌شوند، اما میلیون‌ها دختر همچنان از آینده‌ی خود محروم هستند. این نهاد امروز (یک‌شنبه، ۱۵ سنبله) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که بیش از پنج سال است حق آموزش از دختران بالاتر از صنف ششم گرفته شده است. سازمان ملل متحد در ادامه تاکید کرده است که هیچ کشور بدون حضور معنادار دختران و زنان پیشرفت نمی‌کند. همچنین این سازمان افزوده است که دختران در افغانستان سزاوار صنف‌های درسی هستند، نه موانع و محدودیت‌ها. در حالی سازمان ملل از محروم ماندن دختران از مکتب ابراز نگرانی می‌کنند که حکومت سرپرست پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. بر بنیاد گزارش‌ها، اگر این ممنوعیت ادامه یابد، تا سال ۲۰۳۰ نزدیک به چهار میلیون دختر ممکن است از آموزش محروم شوند.

ادامه مطلب


4 روز قبل - 91 بازدید

وقتی صدای دروازه حویلی بلند می‌شود، «مریم» ناخودآگاه از کنار کلکین اتاقش دور می‌شود. نمی‌خواهد کسی ببیند که پشت کلکین ایستاده است. پدرش بارها به او گفته که بدون اجازه از اتاق بیرون نشود و با کسی که به خانه رفت‌وآمد ندارد، صحبت نکند. تلفن همراهی هم که زمانی تنها راه ارتباطش با دوستان و هم‌صنفی‌هایش بود، دیگر در اختیار او نیست. مریم می‌گوید پدرش بعد از اتفاقی که برای او افتاد، محدودیت‌ها را بیشتر کرد؛ رفت‌وآمد، صحبت با دوستان، استفاده از موبایل و حتی نشستن طولانی کنار کلکین برایش به موضوعی حساس تبدیل شده است. مریم ۲۲ ساله است و در کابل تا صنف دوازدهم درس خوانده است. هنوز چند کتاب و کتابچه از سال‌های مکتبش در گوشه اتاق نگه داشته شده است؛ کتاب‌هایی که هر بار آنها را می‌بیند، روزهایی را به یاد می‌آورد که صبح‌ها یونیفورم مکتب می‌پوشید، کتاب‌هایش را در کیف می‌گذاشت و همراه دختران دیگر راهی مکتب می‌شد. آن روزها برایش عادی بود که درباره آینده حرف بزند. می‌خواست بعد از فراغت از مکتب دانشگاه برود و در رشته‌ای که دوست داشت تحصیل کند، اما وقتی محدودیت‌ها بر آموزش دختران افزایش یافت، درهای دانشگاه نیز به روی او بسته شد. مریم می‌گوید آن زمان هنوز فکر می‌کرد شاید شرایط تغییر کند و بتواند درسش را ادامه دهد؛ اما چند سال گذشته و دفترچه‌های درسی‌اش همچنان در اتاق مانده‌اند. مشکل اصلی مریم اما تنها ناتمام ماندن درس‌هایش نبود. در خانواده‌ای که تصمیم‌های مهم زندگی بیشتر از سوی بزرگ‌ترها گرفته می‌شود، موضوع ازدواج به میان آمد. پدرش می‌خواست او را به مردی ۳۵ ساله شوهر بدهد. مریم این مرد را برای زندگی مشترک انتخاب نکرده بود و نمی‌خواست با او ازدواج کند. او به پسرخاله‌اش علاقه داشت و می‌خواست اگر قرار است ازدواج کند، با کسی باشد که خودش می‌شناسد و دوستش دارد. مریم می‌گوید چند بار تلاش کرد خواسته‌اش را به پدرش بگوید، اما پاسخ روشنی که می‌خواست نشنید. در فضای خانواده، حرف پدر تصمیم نهایی شمرده می‌شد و مخالفت یک دختر با تصمیمی که درباره ازدواجش گرفته شده بود، به آسانی پذیرفته نمی‌شد. ازدواج، تصمیمی است که سال‌ها از زندگی یک انسان را در بر می‌گیرد و وقتی بدون رضایت و انتخاب او تعیین شود، می‌تواند احساس بی‌اختیاری، ترس و فشار روانی را بیشتر کند. برای مریم نیز مسئله فقط انتخاب یک همسر نبود؛ او احساس می‌کرد اختیار تصمیم‌گیری درباره آینده‌اش از او گرفته شده است. مریم می‌گوید هرچه صحبت‌ها درباره ازدواج بیشتر می‌شد، فشار روحی او نیز بیشتر می‌شد. او نمی‌خواست زندگی‌اش را با مردی آغاز کند که انتخاب خودش نبود، اما احساس می‌کرد راه دیگری نیز پیش رویش قرار ندارد. در روزهایی که موضوع ازدواج جدی‌تر شده بود، مریم به اندازه‌ای تحت فشار قرار گرفت که اقدام به خودکشی کرد. خانواده او را به داکتر رساندند و پس از درمان، جانش نجات یافت. مریم از آن روز با جزئیات زیادی صحبت نمی‌کند. تنها می‌گوید آن لحظه به این فکر می‌کرد که دیگر توان تحمل فشارهایی را که بر او وارد می‌شد، ندارد. او زنده ماند، اما به گفته خودش، بعد از برگشتن از شفاخانه زندگی برایش آسان‌تر نشد. برخلاف چیزی که مریم انتظار داشت، پس از بازگشت به خانه، پدرش محدودیت‌های بیشتری بر او اعمال کرد. پدر نگران بود که دخترش دوباره دست به کاری بزند و به همین دلیل رفت‌وآمد او را محدود کرد. اما مریم می‌گوید این محدودیت‌ها برای او به نوع دیگری از فشار تبدیل شده است. او حالا بیشتر وقتش را در خانه می‌گذراند و اگر بخواهد از خانه بیرون برود، باید اجازه بگیرد. دوستان قدیمی‌اش را کمتر می‌بیند و ارتباطش با هم‌صنفی‌های سابق تقریباً قطع شده است. او می‌گوید: «بعد از مکتب دیگر زندگی‌ام همان زندگی قبلی نبود.» این دختر جوان در خانه نیز احساس آرامش نمی‌کند. می‌گوید برخوردهای خشن و تند پدر و دیگر اعضای خانواده در برخی مواقع او را بیشتر از قبل تحت فشار قرار می‌دهد. گاهی یک بحث کوچک در خانه به مشاجره تبدیل می‌شود و او ترجیح می‌دهد سکوت کند تا وضعیت بدتر نشود. مریم می‌گوید در چنین لحظاتی به اتاقش می‌رود، در را می‌بندد و تا زمانی که فضای خانه آرام شود، بیرون نمی‌آید. در خانواده‌های زیادی در افغانستان، موضوع ازدواج دختران تنها یک تصمیم فردی نیست؛ خواست خانواده، نظر پدر، وضعیت اقتصادی، حرف مردم و مناسبات میان خانواده‌ها نیز در آن دخیل است. مریم هم در میان همین فشارها قرار گرفته است. او می‌گوید هیچ‌وقت نگفته بود که نمی‌خواهد ازدواج کند؛ تنها می‌خواست درباره کسی که قرار است با او سال‌های زندگی‌اش را بگذراند، خودش نیز حق انتخاب داشته باشد. وقتی از پسرخاله‌اش صحبت می‌کند، صدایش آرام‌تر می‌شود. می‌گوید او را از قبل می‌شناخت و تصور می‌کرد اگر روزی ازدواج کند، زندگی در کنار کسی که با او آشنایی دارد برایش قابل تحمل‌تر خواهد بود. اما این خواسته با تصمیم پدرش همخوانی نداشت. مریم می‌گوید حتی فرصت پیدا نکرد که خواسته‌اش را به شکل جدی و آرام با خانواده مطرح کند و درباره آینده‌اش گفت‌وگویی داشته باشد که نظر خودش نیز در آن اهمیت داشته باشد. حالا چند سال از فراغت او از مکتب گذشته است. دخترانی که با او یک‌جا صنف می‌خواندند، هرکدام راهی جداگانه پیدا کرده‌اند؛ بعضی ازدواج کرده‌اند، برخی در خانه مانده‌اند و برخی نیز به کارهای مختلف روی آورده‌اند. مریم اما بیشتر روزها در خانه پدرش است. نه دانشگاهی در انتظارش است و نه کاری که بتواند از طریق آن درآمد داشته باشد. تلفن همراه ندارد تا با دوستانش صحبت کند و اجازه رفت‌وآمد آزادانه نیز ندارد. او گاهی کتاب‌های قدیمی‌اش را از داخل صندوق بیرون می‌کند، گرد آنها را می‌گیرد و چند صفحه می‌خواند. می‌گوید هنوز بعضی درس‌ها را به یاد دارد، اما بسیاری از چیزهایی که در مکتب آموخته بود، به مرور زمان از ذهنش دور شده است. بیشتر از فراموش شدن درس‌ها، از این ناراحت است که فرصت استفاده از آنها را پیدا نکرده است. مریم می‌گوید اگر شرایط عادی می‌بود، احتمالاً حالا دانشجو یا شاغل بود. شاید در یک دفتر کار می‌کرد، شاید معلم می‌شد یا شاید در رشته‌ای که دوست داشت ادامه تحصیل می‌داد. اما هیچ‌کدام از این احتمال‌ها برایش به واقعیت تبدیل نشد. یک بار محدودیت‌های آموزشی، مسیر تحصیلش را متوقف کرد و بار دیگر تصمیم خانواده درباره ازدواج، اختیار تصمیم‌گیری درباره زندگی شخصی‌اش را از او گرفت. او اکنون بیشتر به آینده‌ای فکر می‌کند که در آن بتواند از خانه بیرون برود و دوباره چیزی یاد بگیرد. می‌گوید حتی اگر امکان رفتن به دانشگاه برایش فراهم نشود، حاضر است یک حرفه یاد بگیرد؛ خیاطی، کمپیوتر یا هر کاری که بتواند با آن درآمد داشته باشد. برای او داشتن درآمد تنها مسئله پول نیست. می‌گوید اگر بتواند خودش درآمد داشته باشد، شاید بتواند بخشی از تصمیم‌های زندگی‌اش را نیز خودش بگیرد. اما در حال حاضر حتی همین آرزو هم برایش دور به نظر می‌رسد. او باید برای بیرون رفتن اجازه بگیرد و استفاده از موبایل نیز برایش ممنوع است. می‌گوید گاهی ساعت‌ها کنار کلکین می‌نشیند و به صدای کوچه گوش می‌دهد؛ صدای موترها، کودکان، فروشندگان دوره‌گرد و دخترانی که از مکتب یا کورس برمی‌گردند. برای او این صداها یادآور زندگی‌ای است که زمانی خودش بخشی از آن بود. مریم نمی‌خواهد درباره مرگ زیاد صحبت کند. می‌گوید از زمانی که از آن اتفاق جان سالم به در برده، بیشتر از گذشته می‌فهمد که آنچه می‌خواست، در واقع پایان زندگی نبود؛ او فقط می‌خواست از شرایطی که توان تحملش را نداشت، نجات پیدا کند. حالا می‌خواهد فرصتی داشته باشد تا زندگی دیگری را تجربه کند؛ زندگی‌ای که در آن مجبور نباشد میان خواسته خانواده و خواسته خودش یکی را انتخاب کند. با این حال، آثار آن روز هنوز در زندگی او باقی مانده است. رابطه‌اش با خانواده مانند گذشته نیست. اعتماد میان آنها کم شده و مریم احساس می‌کند بعد از آن اتفاق، بیشتر به عنوان دختری که باید کنترل شود با او برخورد می‌شود تا دختری که باید حرفش شنیده شود. او می‌گوید وقتی خانواده با خشونت با او رفتار می‌کنند، دوباره همان احساس تنهایی گذشته به سراغش می‌آید. در یکی از عصرها، مریم کتابچه‌ای کهنه و تاخورده را از داخل الماری بیرون می‌آورد. روی صفحه اول نامش با خط خودش نوشته شده است. تاریخ مربوط به سال‌های مکتب است. چند صفحه را ورق می‌زند و بعد کتابچه را می‌بندد. می‌گوید آن زمان فکر می‌کرد بعد از صنف دوازدهم، بزرگ‌ترین تصمیم زندگی‌اش انتخاب رشته دانشگاه خواهد بود؛ اما حالا بزرگ‌ترین خواسته‌اش این است که بتواند از خانه بیرون برود و بدون ترس درباره آینده خودش حرف بزند. او هنوز ۲۲ ساله است؛ سنی که برای بسیاری از دختران و پسران، آغاز زندگی مستقل و ساختن آینده است. اما مریم در اتاقی نشسته که دیوارهایش پر از خاطرات مکتب است و دروازه‌اش به روی دنیایی باز می‌شود که خودش کمتر اجازه ورود به آن را دارد. مریم می‌گوید نمی‌داند در نهایت چه اتفاقی برایش خواهد افتاد. نمی‌داند آیا روزی پدرش با خواسته‌هایش کنار خواهد آمد یا دوباره برای ازدواجش تصمیم خواهد گرفت. نمی‌داند آیا می‌تواند تحصیلش را ادامه دهد یا نه. تنها چیزی که می‌داند این است که نمی‌خواهد دوباره همان روزهایی را تجربه کند که احساس می‌کرد هیچ راهی برای انتخاب ندارد. او می‌گوید: «من فقط می‌خواهم یک بار در زندگی خودم تصمیم بگیرم.» این جمله کوتاه، شاید تمام چیزی باشد که مریم در این سال‌ها خواسته است؛ نه زندگی تجملی، نه پول زیاد و نه حتی یک آینده خاص. فقط حق انتخاب. حق اینکه درباره درس خواندن، کار کردن، بیرون رفتن و مهم‌تر از همه، درباره کسی که قرار است شریک زندگی‌اش باشد، صدای خودش نیز شنیده شود. مریم از آن روزی که داکتران او را نجات دادند، دوباره زنده است؛ اما هنوز برای برگشتن به یک زندگی عادی تلاش می‌کند. زندگی او اکنون میان چهار دیوار خانه پدرش جریان دارد؛ جایی که هم پناه اوست و هم به گفته خودش، محل بسیاری از فشارهایی که تحمل می‌کند. پشت همان کلکینی که مریم از آن دور می‌شود، کابل همچنان شلوغ است. مردم به کارهای روزمره‌شان می‌رسند، کودکان در کوچه بازی می‌کنند و دخترانی از کنار خانه عبور می‌کنند. مریم اما هنوز منتظر روزی است که بتواند خودش دروازه خانه را باز کند، قدم به کوچه بگذارد و احساس کند آینده‌اش متعلق به خودش است. نویسنده: سارا کریمی  

ادامه مطلب


4 روز قبل - 74 بازدید

تلویزیون خصوصی تمدن در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که با اولویت دادن به فعالیت در فضای مجازی، فعالیت خود را از سر می‌گیرد. این رسانه (شنبه‌شب، ۱۴ سنبله) با نشر اعلامیه‌ای در حساب کاربری فیسبوک خود نوشته است: «با وجود آن‌که از نظر فنی و اجرایی امکان ادامه نشرات ماهواره‌ای و فعالیت گسترده در صفحات مجازی خود را داشت، تا امروز بنا بر اصرار، پادرمیانی و توصیه‌ی علما، بزرگان، متنفذین و شخصیت‌های خیرخواه از ادامه‌‌ی نشرات خودداری کرده و خویشتن‌داری پیشه نموده بود.» در اعلامیه آمده است که هدف آن فراهم‌شدن زمینه‌ی حل مسالمت‌آمیز و آرام مشکلات بوده است. تلویزیون تمدن در ادامه تاکید کرده است: «پس از آنکه وزارت عدلیه‌ی حکومت سرپرست به اعمال فشار و استفاده از زور رو آورده و وارد حوزه علمیه خاتم‌النبیین شده و طلاب و استادان این مرکز علمی و دینی را مورد آزار، اذیت، برخورد نامناسب و بازداشت قرار داده‌اند، ادامه سکوت و خویشتن‌داری دیگر توجیهی ندارد.» این رسانه گفته است که «بر همین اساس، نشرات تلویزیون اسلامی تمدن، با اولویت فعالیت گسترده در فضای مجازی، از سر گرفته خواهد شد.» این در حالی است که نیروهای وزارت عدلیه‌ی حکومت فعلی به ساختمان حوزه علمیه خاتم‌النبیین در کابل هجوم بردند. تلویزیون تمدن در ادامه افزوده است: «از این پس، در راستای روشنگری افکار عمومی و دفاع از حقیقت، تمام اسناد، مدارک، مکاتبات، تعهدات، مذاکرات و مراسلات انجام‌شده با وزارت عدلیه و نیز جزئیات روندی را که به وضعیت کنونی انجامیده است، به‌صورت مستند در اختیار مردم قرار خواهد داد؛ تا افکار عمومی خود قضاوت کنند که چه کسی مسیر تفاهم و قانون را پیموده و چه کسی به تعهدات، حرمت‌ها و اصول مورد ادعا پشت کرده است.» حوزه علمیه خاتم‌النبیین، دانشگاه خاتم‌النبیین و تلویزیون تمدن، یک مجموعه‌ی مرتبط به هم هستند که توسط آیت‌الله محمدآصف محسنی، از عالمان دینی برجسته‌ی شیعیان ایجاد و پایه‌گذاری شده است.

ادامه مطلب


4 روز قبل - 73 بازدید

لاورنس سمس، نماینده ایرلند در دفتر سازمان ملل متحد در ژنو می‌گوید که تحقق عدالت و پاسخگو کردن ناقضان حقوق بشر در افغانستان، بدون شنیدن صدای قربانیان و همکاری جامعه مدنی و نهادهای بین‌المللی ممکن نیست. آقای سمس گفته است که مشارکت معنادار زنان و دختران افغانستان، در روندهای صلح و سیاست، پیش‌شرط‌ دستیابی به صلح پایدار می‌باشد. او از مبارزات زنان و دختران افغانستان قدردانی کرده و تاکید کرد که فعالیت‌های کنش‌گران مدنی به کار و جهت‌گیری گزارشگر ویژه سازمان ملل برای افغانستان کمک می‌کند. وی در ادامه تاکید کرد: «بار سنگین دادخواهی و مبارزه بر دوش جامعه مدنی، قربانیان و بازماندگان نقض حقوق بشر قرار دارد؛ آن هم در زمانی که آنان احساس می‌کنند از سوی نهادهای مسوول حمایت نمی‌شوند.» همچنین این مقام ایرلندی بر ضرورت یافتن راه‌های روشن و موثر برای دادخواهی به نفع زنان، دختران و دیگر شهروندان افغانستان تاکید کرد. او گفت که باید زمینه‌ای فراهم شود تا صدای قربانیان و آسیب‌دیدگان به گوش بیشترین شمار از مسوولانی برسد که توانایی اقدام و ایجاد تغییر را دارند. این در حالی است که حکومت سرپرست پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. بر بنیاد گزارش‌ها، اگر این ممنوعیت ادامه یابد، تا سال ۲۰۳۰ نزدیک به چهار میلیون دختر ممکن است از آموزش محروم شوند.

ادامه مطلب