برچسب: محدودیت

1 ساعت قبل - 254 بازدید

در دل کوه‌های خشک و جاده‌های خاکی افغانستان، زنانی زندگی می‌کنند که برای ابتدایی‌ترین حق انسانی خود، یعنی «سلامت»، باید سفری طولانی، پرخطر و گاه مرگ‌بار را آغاز کنند. در بسیاری از روستاهای دورافتاده، مفهومی به‌نام «کلینیک زنانه» یا «قابله» تنها واژه‌ای‌ست که شاید از زبان رادیو شنیده شود. برای این زنان، بارداری نه نوید تولد، بلکه کابوسی میان مرگ و زندگی‌ست. همین واقعیت تلخ، نقطه‌ی آغاز درک چالش‌های عمیق بهداشت زنان در افغانستانِ محروم است. زیرساخت‌های محدود و فاصله‌های مرگ‌بار در بسیاری از مناطق افغانستان، فاصله‌ی میان خانه تا نزدیک‌ترین مرکز بهداشتی ممکن است چندین ساعت پیاده‌روی یا سفر با وسایل ابتدایی و ناایمن باشد. در ولایت‌هایی چون غور، نورستان یا زابل، نبود جاده‌های مناسب و خدمات بهداشتی، باعث می‌شود که زنان باردار جان خود را پیش از رسیدن به مراکز درمانی از دست بدهند. سیستم حمل‌ونقل اورژانسی تقریباً وجود ندارد و در فصل زمستان، برف و سرما راه‌های ارتباطی را کاملاً می‌بندد. بنا به گزارش‌های فعالان محلی، گاه برای تزریق ساده یک آمپول، زنان ناچارند مسیرهای خطرناک و طولانی را تا نزدیک‌ترین شهر طی کنند — سفری که خود، خطرناک‌تر از بیماری‌ست. کمبود کادر درمانی زن؛ مانعی بر سلامت زنان یکی از بزرگ‌ترین موانع در مسیر بهداشت زنان در افغانستان، کمبود پرسنل زن در نظام سلامت است. در بسیاری از مناطق، محدودیت‌های فرهنگی و اجتماعی موجب شده که دختران نتوانند به‌راحتی وارد رشته‌هایی مانند پزشکی یا مامایی شوند. در کنار آن، سیاست‌های اخیر که منجر به بسته شدن مدارس و دانشگاه‌ها بر روی زنان شده، روند تربیت نیروهای متخصص زن را متوقف کرده و حضور زنان شاغل در مراکز درمانی را به‌شدت کاهش داده است. در کشوری که اغلب مردان مجاز به معاینه زنان نیستند، نبود پزشک یا قابله‌ی زن، برابر با نبود دسترسی به درمان است. فقر، ازدواج زودهنگام و آگاهی پایین؛ سه‌ضلعی تهدید سلامت زنان فقر یکی از عمیق‌ترین ریشه‌های بحران بهداشت زنان در مناطق محروم است. خانواده‌های فقیر نه توان مالی برای سفر به درمانگاه را دارند، نه امکان تأمین دارو و خدمات درمانی. ازدواج زودهنگام، یکی دیگر از عوامل بحرانی‌ست؛ دخترانی که در نوجوانی ازدواج می‌کنند، نه تنها از نظر جسمی آماده‌ی بارداری نیستند، بلکه آموزش کافی درباره مراقبت‌های دوران بارداری، تغذیه مناسب یا خطرات زایمان ندارند. پیامدهای این ناآگاهی، عوارضی چون کم‌خونی، فشار خون بالا و سقط‌های پیاپی است. در غیاب آموزش‌های رسمی، باورهای سنتی جای دانش علمی را گرفته‌اند. زنانی که به کلینیک دسترسی ندارند، گاه در خانه و با روش‌های خطرناک سنتی زایمان می‌کنند—روش‌هایی که نه‌تنها سلامت مادر و نوزاد را تهدید می‌کند، بلکه گاهی به فاجعه‌ای جبران‌ناپذیر ختم می‌شود. تأثیر ناامنی و شرایط سیاسی بر بهداشت زنان در مناطق جنگ‌زده افغانستان، مراکز بهداشتی و بیمارستان‌ها اغلب از نخستین نهادهایی‌اند که در جریان درگیری‌ها آسیب می‌بینند. سال‌ها جنگ و ناامنی، زیرساخت‌های سلامت را به‌شدت تضعیف کرده و بسیاری از پزشکان و کادر درمانی را وادار به مهاجرت کرده است. پیامد این وضعیت، کمبود شدید نیروی متخصص و تجهیزات پزشکی در مناطق محروم‌تر کشور است؛ جایی که بیشترین نیاز وجود دارد. از سوی دیگر، محدودیت‌های آموزشی به‌ویژه برای دختران، امید به تربیت نسل جدیدی از پرستاران، ماماها و پزشکان زن را از بین برده است. در شرایطی که آموزش تعطیل است، تحصیل غیرممکن شده و زنان از حق یادگیری محروم‌اند، چرخه‌ی فقر، ناآگاهی و بیماری همچنان ادامه خواهد یافت—چرخه‌ای که بیش از همه، جان و کرامت زنان را نشانه گرفته است. نقش سازمان‌های بین‌المللی و تلاش‌های امیدبخش با وجود تمام چالش‌ها، هنوز روزنه‌هایی از امید در دل واقعیت‌های سخت دیده می‌شود. سازمان‌هایی مانند یونیسف، سازمان جهانی بهداشت و نهادهای خیریه‌ی محلی، پروژه‌هایی را برای بهبود دسترسی به خدمات اولیه‌ی سلامت مادر و کودک در مناطق محروم افغانستان راه‌اندازی کرده‌اند. طرح‌هایی همچون «مامای سیار»، که در آن زنان آموزش‌دیده با تجهیزات محدود به روستاها اعزام می‌شوند، در برخی مناطق نقش حیاتی ایفا کرده‌اند و جان‌های بسیاری را نجات داده‌اند. همچنین آموزش داوطلبان محلی، به‌ویژه زنان روستایی، برای اطلاع‌رسانی در زمینه‌هایی مانند واکسیناسیون، بهداشت فردی، و تغذیه‌ی کودک، از جمله راهکارهای مؤثری بوده که می‌تواند اثرات بلندمدتی بر سلامت جامعه داشته باشد. صدای خاموش زنان در این میان، صدای زنان افغانستان اغلب شنیده نمی‌شود. زنانی که هر روز با هزاران مانع برای دریافت ساده‌ترین خدمات درمانی روبه‌رو هستند. روایت‌های آن‌ها پر از درد، ترس و ناامیدی است، اما در عمق این رنج‌ها، نوری از مقاومت و امید دیده می‌شود. زنی که در یکی از روستاهای بدخشان روزانه پنج کیلومتر پیاده می‌رود تا واکسن کودک خود را تهیه کند، تنها یک مادر نیست؛ بلکه نماد استقامتی است که با تمام محدودیت‌ها، هنوز سر خم نکرده است. راه‌حل‌های پایدار حل بحران بهداشت زنان در مناطق محروم افغانستان، تنها با اتکا به کمک‌های خارجی ممکن نیست. آنچه نیاز است، اتخاذ راهکارهایی بومی، پایدار و هماهنگ با بافت فرهنگی و اجتماعی کشور است. برخی از مهم‌ترین گام‌های عملی در این مسیر عبارت‌اند از: - آموزش نیروهای محلی زن حتی در سطح ابتدایی، به‌ویژه در حوزه‌هایی مانند مامایی، کمک‌های اولیه و سلامت مادر و کودک؛ - بهبود زیرساخت‌های ارتباطی از جمله ساخت و نگهداری جاده‌های روستایی و فراهم‌سازی سیستم‌های حمل‌ونقل اضطراری برای مادران باردار؛ - افزایش آگاهی عمومی درباره‌ی بهداشت زنان از طریق رسانه‌های محلی مانند رادیو، مساجد، مدارس و نهادهای اجتماعی؛ - حمایت هدفمند از تحصیل دختران در رشته‌های پزشکی، پرستاری و مامایی برای تقویت نیروی انسانی زن در آینده؛ - تقویت نقش بزرگان و رهبران محلی در ترویج فرهنگ اهمیت سلامت زنان و حمایت از دسترسی آنان به خدمات بهداشتی. تنها با ترکیب آموزش، آگاهی، زیرساخت و همراهی اجتماعی می‌توان زمینه‌ای فراهم کرد که سلامت زنان، نه یک امتیاز، بلکه یک حق مسلم و در دسترس برای همه باشد. نتیجه‌گیری بهداشت زنان در افغانستان، آزمونی است برای وجدان جمعی ما و سنجه‌ای برای عدالت اجتماعی. در جهانی که انتقال یک واکسن از قاره‌ای به قاره‌ی دیگر تنها چند ساعت زمان می‌برد، هنوز زنانی هستند که برای رسیدن به یک قابله یا آمپول ساده باید از کوه، برف و خطر عبور کنند. رسیدگی به سلامت زنان در مناطق محروم، نه فقط یک مسئولیت انسانی، بلکه پیش‌نیاز توسعه‌ی پایدار و صلح اجتماعی در افغانستان است. تا زمانی که زنان این سرزمین از ابتدایی‌ترین خدمات بهداشتی محروم بمانند، زخم توسعه‌ی انسانی همچنان باز، و امید به آینده همچنان زخمی خواهد بود.  نویسنده: داکتر معصومه پارسا

ادامه مطلب


3 ساعت قبل - 55 بازدید

شماری پناه‌جوی افغانستان از جمله زنان دارای پرونده‌های پی‌۱ و پی۲، در یک گردهمایی مسالمت‌آمیز در شهر پیشاور پاکستان نسبت به خطر اخراج اجباری هشدار داده و خواستار اقدام فوری برای جلوگیری از بازگرداندن‌شان به افغانستان زیر کنترل شدند. شرکت‌کنندگان، با نشر اعلامیه‌ای گفته‌اند که بازگشت به افغانستان برای بسیاری از زنان و دختران به معنای مواجهه با تهدیدهای جدی امنیتی، محدودیت‌های گسترده و از دست‌دادن حقوق اساسی است. معترضان با اشاره به مهلت تعیین‌شده از سوی دولت پاکستان برای اخراج پناهندگان اهل افغانستان در ۱۰ جولای ۲۰۲۶ میلادی، خواستار توقف فوری این روند شدند. آنان تاکید کردند که اخراج اجباری، جان بسیاری از زنان، کودکان و دیگر اعضای خانواده‌های دارای پرونده‌های مهاجرتی را در معرض خطر قرار می‌دهد. پناه‌جویان از دولت ایالات متحده، کنگره آمریکا و وزارت امور خارجه این کشور خواستند با همکاری دولت پاکستان، روند اخراج پناه‌جویان افغانستان را متوقف کرده و رسیدگی به پرونده‌های پی‌۱ و پی۲ را از سر گرفته و تسریع کنند. زنان معترض می‌گویند که سال‌ها انتظار و بلاتکلیفی آنان را در شرایط دشواری قرار داده و بازگشت به افغانستان برای‌شان امن نیست. همچنین برگزارکنندگان از نهادهای مدافع حقوق بشر، حامیان و شخصیت‌های حامی پناه‌جویان خواسته‌اند که بر توقف روند اخراج‌شان به افغانستان با کشور میزبان گفتگو کنند. این در حالی است که پس از بازگشت حکومت سرپرست به قدرت در ۲۰۲۱ میلادی، صدها شهروند افغانستان، از جمله زنان، فعالان حقوق بشر، روزنامه‌نگاران، قاضیان، دادستان‌ها، نیروهای امنیتی پیشین، فعالان جامعه مدنی و دیگر افرادی که در معرض تهدید قرار داشتند، ناچار به ترک این کشور شدند. بخش بزرگی از این افراد به کشورهای همسایه، از جمله پاکستان و ایران، پناه بردند و بسیاری از آنان همچنان در انتظار تکمیل روند بررسی پرونده‌های اسکان مجدد و انتقال به کشورهای امن، به سر می‌برند.

ادامه مطلب


6 ساعت قبل - 85 بازدید

صندوق امانی ویژه‌ی سازمان ملل متحد برای افغانستان در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که در ۲۰۲۵ میلادی، از میان بیش از ۳۷ هزار فرد زیر پوشش برنامه‌های مبارزه با اعتیاد، ۱۳.۷ هزار نفر زنان بوده‌ که از خدمات درمان، توان‌بخشی و حمایت‌های روانی و معیشتی بهره‌مند شده‌اند. این سازمان امروز (یک‌شنبه، ۱۴ سرطان) در گزارشی نوشته که پروژه‌های مشترک این نهاد در سال گذشته‌ی میلادی به بیش از ۳۷ هزار نفر خدمات درمانی و بازتوانی اعتیاد ارائه کرده است. در گزارش آمده است که در این میان، ۱۳.۷ هزار زن از خدمات مرتبط با درمان اعتیاد، توان‌بخشی، حمایت‌های روانی-اجتماعی، پیش‌گیری، ادغام مجدد و حمایت‌های معیشتی بهره‌مند شده‌اند. صندوق امانی ویژه‌ی سازمان ملل متحد تاکید کرد که این برنامه‌ها به هدف کمک به افراد و خانواده‌ها برای بازسازی زندگی و کاهش آسیب‌های ناشی از وابستگی به مواد مخدر اجرا شده است. در ادامه آمده است که افغانستان همچنان با چالش گسترده اعتیاد مواجه است و نهادهای بین‌المللی از جمله سازمان ملل متحد در تلاش‌ اند با اجرای برنامه‌های درمانی و حمایتی، روند بهبود و ادغام مجدد افراد مبتلا به اعتیاد را در جامعه تقویت کنند. در افغانستان، بسیاری از زنان به خدمات درمانی به‌ویژه در زمینه ترک اعتیاد دسترسی کافی ندارند. محدودیت‌های اجتماعی، انگ و تبعیض علیه زنان، همراه با ضعف نظام بهداشت و کم‌بود مرکزهای تخصصی، باعث شده که شمار زیادی از زنان مبتلا به اعتیاد از دریافت کمک‌های لازم محروم بمانند یا دیرهنگام به خدمات درمانی مراجعه کنند.

ادامه مطلب


13 ساعت قبل - 71 بازدید

در حالی که از ممنوعیت آموزش بالاتر از صنف ششم برای دختران نزدیک به پنج سال می‌گذرد، دیدبان حقوق افغانستان بار دیگر خواستار بازگشایی مکتب‌ به روی همه تمام دختران و زنان در افغانستان شد. این نهاد به نقل از یک دختر بازمانده از آموزش در حساب کاربری ایکس خود نوشته است: «من هنوز با امید به فردا نگاه می‌کنم. شاید دروازه‌ها‌ امروز بسته باشند؛ اما رؤیاها متوقف نمی‌شوند.» دیدبان حقوق افغانستان پیش از این نیز به شکل دوام‌دار خواستار فراهم‌شدن فرصت بازگشت همه دختران به صنف‌های درسی شده است. حکومت سرپرست پس از بازگشت به قدرت در تابستان ۱۴۰۰، آموزش بالاتر از صنف ششم را برای دختران ممنوع کردند و هنوز روشن نیست که چه زمانی دختران می‌توانند به مکتب بازگردند. باید گفت که حکومت پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. بر بنیاد گزارش‌ها، اگر این ممنوعیت ادامه یابد، تا سال ۲۰۳۰ نزدیک به چهار میلیون دختر ممکن است از آموزش محروم شوند.

ادامه مطلب


1 روز قبل - 84 بازدید

خبرگزاری رویترز گزارش داده است که خالده پوپل، کاپیتان پیشین و از بنیان‌گذاران تیم ملی فوتبال زنان افغانستان، از میزبانان جام جهانی ۲۰۲۶ خواست میراث این رقابت‌ها را تنها به ورزشگاه‌ها محدود نکنند و برای حمایت از زنان، دختران و پناهجویان نیز برنامه‌ای ماندگار داشته باشند. خانم پوپل در سال ۲۰۲۱ افغانستان را ترک کرد، اکنون در مکسیکو با همکاری نهادهای محلی، برای کودکان پناهجو و جوامع محروم برنامه‌های آموزشی فوتبال برگزار می‌کند. او معتقد است جام جهانی باید فرصتی برای ایجاد تغییرات اجتماعی پایدار باشد، نه صرفاً یک رویداد ورزشی. وی در گفتگو با خبرگزاری رویترز گفت: «جام جهانی چند هفته برگزار می‌شود؛ اما پس از پایان آن، جامعه همچنان به حمایت و توجه نیاز دارد.» پوپل با اشاره به پیشرفت فوتبال زنان در مکسیکو، از رشد لیگ فوتبال زنان و حضور نخستین داور زن مکسیکوی در جام جهانی مردان به‌عنوان نشانه‌هایی امیدوارکننده یاد کرد و گفت حضور زنان در جایگاه‌های مهم، الهام‌بخش نسل جدید دختران است. همچنین این فعال حقوق زنان در ادامه تاکید کرد که فوتبال از مسائل اجتماعی و سیاسی جدا نیست و ورزش زنان همواره با مبارزه برای برابری، مقابله با خشونت جنسیتی و دفاع از حقوق زنان گره خورده است. او هشدار داد که تجاری‌شدن روزافزون فوتبال زنان و افزایش سرمایه‌گذاری شرکت‌ها، صدای ورزشکاران را کمرنگ کرده است. به باور او، هرچه منافع اقتصادی در ورزش بیشتر شود، بازیکنان آزادی کمتری برای دفاع از ارزش‌ها و بیان دیدگاه‌های خود خواهند داشت. پوپل در پایان با اشاره به وضعیت زنان در افغانستان گفت تیم فوتبال زنان افغانستان در تبعید، نمادی از مقاومت و یادآور اهمیت دفاع از حقوق زنان در سراسر جهان است.

ادامه مطلب


1 روز قبل - 50 بازدید

همیش فالکونر، معاون وزیر امور خارجه‌ی بریتانیا، پس از دیدار با تیم کریکت زنان پناه‌جوی افغانستان، با تمجید از انگیزه و توانایی این بازیکنان، بر ضرورت ایستادگی در برابر سیاست‌ها و محددودیت‌ها علیه زنان و دختران در افغانستان تاکید کرده است. آقای فالکونر با انتشار تصویرهایی از این دیدار در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که از دیدار دوباره با تیم کریکت زنان پناه‌جوی افغانستان، بازدید آنان از ساختمان پارلمان بریتانیا و تماشای مهارت‌های‌شان در زمین کریکت خرسند شده است. وی در ادامه تاکید کرد که شور و انگیزه این بازیکنان یادآور این واقعیت است که جامعه‌ی جهانی باید در برابر رفتار «وحشت‌ناک» حکومت فعلی با زنان و دختران افغانستان بایستد. تصاویر منتشرشده نشان می‌دهد که معاون وزیر خارجه بریتانیا با تیم زنان کریکت افغانستان، کریکت بازی کرده است. تیم کریکت زنان پناهنده افغانستان به دعوت هیئت کریکت بریتانیا و ولز برای برگزاری مسابقات نمایشی وارد این کشور شده است. اعضای این تیم سوم سرطان نیز با چارلز سوم، پادشاه بریتانیا، دیدار کردند. خانواده سلطنتی بریتانیا پس از آن دیدار اعلام کرد که زنان و دختران در افغانستان از حق ورزش محروم شده‌اند و همزمان با محدودیت‌های گسترده در زمینه آموزش، اشتغال و حضور در عرصه عمومی روبرو هستند. تیم کریکت زنان افغانستان در سال ۲۰۱۰ میلادی تاسیس شد، اما پس از بازگشت حکومت سرپرست به قدرت، جایگاه رسمی خود را به‌عنوان تیم ملی از دست داد. بیشتر بازیکنان این تیم افغانستان را ترک کردند و شماری از آنان اکنون در استرالیا زندگی می‌کنند.

ادامه مطلب


1 روز قبل - 95 بازدید

دفتر «کمک‌های بشردوستانه اتحادیه اروپا در آسیا و اقیانوسیه» در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که سلامت مادران در افغانستان زیر سلطه‌ی حکومت سرپرست با بحران جدی روبرو است. اين نهاد با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود از بدتر شدن وضعیت سلامت مادران در افغانستان هشدار داده و گفته است که محدودیت‌ها بر آموزش صحی زنان و دسترسی محدود به خدمات صحی، وضعیتی را که از پیش نیز بحرانی بود، وخیم‌تر کرده است. چندی پیش، اوچا یا دفتر هماهنگ‌کننده‌‌ی کمک‌های بشردوستانه سازمان ملل متحد در افغانستان نیز نسبت به وضعیت وخیم صحی زنان در افغانستان ابراز نگرانی کرده بود. این نهاد با اشاره به بلند بودن نرخ مرگ‌ومیر مادران در افغانستان گفته بود که محدودیت‌ها بر مشارکت زنان و آموزش آن‌ها در رشته‌های طبی، دسترسی مادران و نوزادان به خدمات حیاتی و نجات‌بخش را محدود کرده است. قابل ذکر است که طی دست‌کم پنج سال گذشته محدودیت‌های گسترده‌ای به‌ویژه بر کار و آموزش زنان و دختران در کشور وضع شده است. در حال حاضر زنان و دختران حق تحصیل در رشته‌های نیمه‌عالی طبی را ندارند. براساس گزارش سازمان ملل، محدودیت‌ها بر آموزش دختران و اشتغال زنان، افغانستان را تا سال ۲۰۳۰ میلادی با کمبود بیش از ۲۵ هزار معلم و کارمند زنِ بخش صحت مواجه خواهد کرد. بارها سازمان‌های بین‌المللی گفته‌اند که محدودیت‌ها بر آموزش و فعالیت کارمندان صحی زن، نظام صحی افغانستان را تضعیف کرده است.

ادامه مطلب


1 روز قبل - 52 بازدید

رسانه‌های بین‌المللی گزارش داده‌اند که نصیبه دای‌تبار، فعال حقوق مهاجران و مدافع حقوق بشر برای ورود به پارلمان سویدن از جانب «حزب محیط زیست» در حوزه‌ی انتخاباتی استکهلم کاندیدا شده است. خانم دای‌تبار در انتخابات ۲۰۲۲ میلادی به شورای شهر «یرفلا» راه یافت و اکنون برای ورود به پارلمان تلاش می‌کند. نصیبه در رشته‌ی حقوق بشر تا سطح کارشناسی ارشد تحصیل کرده و از سال ۲۰۱۱ میلادی تا اکنون، در بخش‌های حقوق بشر، مهاجرت و ادغام اجتماعی، به‌ویژه رسیدگی به مسائل مهاجران در سویدن فعالیت کرده است. انتخابات پارلمانی سویدن قرار است به تاریخ ۱۳ سپتامبر سال جاری میلادی برگزار شود. قابل ذکر است که نصیبه دای‌تبار متولد افغانستان است و بخشی از تحصیلات عالی خود را در ایران سپری کرده است. او سپس به اروپا مهاجرت نموده و پس از کسب شهروندی سویدن، وارد فعالیت‌های اجتماعی و سیاسی شد. در حالی نصیبه دای‌تبار برای ورود به پارلمان سویدن نامزد می‌شود که حکومت سرپرست در داخل افغانستان، زنان و دختران را از آموزش، کار و مشارکت سیاسی محروم کرده‌اند، بانوان مهاجر کشور در دیگر جوامع به سمت‌های مهم سیاسی می‌رسند که نشانگر توانایی فردی و ادغام موفق آنان است. به تازگی الهه احرار، بانوی افغانستانی‌تبار برای ورود به کنگره ایالات متحده امریکا به صورت مستقل از حوزه‌ی هفتم انتخاباتی ویرجینیا در مجلس نمایندگان نامزد شده است.

ادامه مطلب


2 روز قبل - 61 بازدید

هیچ‌کس از روی چهره آرام فرشته نمی‌تواند حدس بزند که پشت هر لباس مهره‌دوزی‌شده‌ای که از دستان او بیرون می‌آید، داستانی از رؤیاهای نیمه‌تمام و امیدهای دوباره نهفته است. هر بار که آخرین مهره را روی یقه یا آستین لباسی می‌دوزد، چند لحظه دست از کار می‌کشد، لباس را از فاصله‌ای دور نگاه می‌کند و سپس با احتیاط آن را تا می‌زند تا برای مشتری آماده شود. این لباس‌ها قرار است از کابل به کشورهای مختلف برسند؛ به دست زنانی که شاید سال‌هاست افغانستان را ترک کرده‌اند، اما هنوز دوست دارند در جشن‌ها و محافل خود لباس‌هایی بپوشند که یادآور زادگاهشان باشد. فرشته می‌گوید هر بار که بسته‌ای آماده ارسال می‌شود، احساس می‌کند بخشی از هنر و فرهنگ افغانستان نیز همراه آن راهی سفر می‌شود. او بیست‌ودو سال دارد و در یکی از محله‌های کابل همراه پدر، مادر، برادر و دو خواهرش زندگی می‌کند. تا چند سال پیش، زندگی‌اش مانند هزاران دختر دیگر با درس و دانشگاه گره خورده بود. دانشجوی صنف سوم دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه کابل بود و بیشتر روزهایش میان صنف‌های درسی، کتابخانه و خانه سپری می‌شد. از همان سال‌های مکتب به مسائل اجتماعی علاقه داشت و همیشه می‌گفت دوست دارد پس از پایان تحصیلاتش در بخش حمایت از زنان و کودکان کار کند. حتی موضوع پایان‌نامه‌اش را نیز در ذهن انتخاب کرده بود و آرزو داشت روزی در یکی از نهادهای اجتماعی افغانستان مشغول به کار شود. اما روزی که دروازه‌های دانشگاه به روی دختران بسته شد، همه برنامه‌هایش در یک لحظه تغییر کرد. تا هفته‌ها باور نمی‌کرد که دیگر نتواند به همان صنفی برگردد که سه سال از عمرش را در آن گذرانده بود. کتاب‌هایش را از کیف بیرون آورد، روی قفسه چید و با خود گفت شاید چند هفته دیگر دانشگاه دوباره باز شود. اما هفته‌ها به ماه، و ماه‌ها به یک سال تبدیل شد و هیچ تغییری رخ نداد. آن یک سال برای فرشته یکی از سخت‌ترین دوره‌های زندگی‌اش بود. صبح‌ها زود بیدار می‌شد، اما دیگر عجله‌ای برای رفتن به دانشگاه نداشت. گاهی کتاب‌های دانشگاه را ورق می‌زد و گاهی ساعت‌ها کنار پنجره می‌نشست و به رفت‌وآمد مردم خیره می‌شد. بسیاری از دوستانش نیز شرایط مشابهی داشتند؛ بعضی‌ها به آموزش آنلاین روی آوردند، برخی خانه‌نشین شدند و عده‌ای هم تلاش کردند مهارتی تازه بیاموزند. اما فرشته هنوز نمی‌دانست چه راهی را باید انتخاب کند. در همان روزها، وضعیت اقتصادی خانواده نیز دشوارتر شد. پدرش درآمد ثابتی نداشت و برادرش، با وجود کار کردن، نمی‌توانست همه هزینه‌های خانواده شش‌نفری را تأمین کند. افزایش قیمت مواد غذایی و سایر نیازهای زندگی باعث شده بود هر ماه نگرانی تازه‌ای به خانه راه پیدا کند. فرشته از دیدن خستگی پدرش ناراحت می‌شد. بارها با خود فکر می‌کرد اگر اجازه ادامه تحصیل داشت، شاید هم‌زمان می‌توانست کاری پیدا کند و بخشی از بار سنگین زندگی را از دوش خانواده بردارد. سرنوشت او زمانی تغییر کرد که یکی از هم‌صنفی‌های سابقش با او تماس گرفت و از گروه کوچکی از دختران در کابل گفت؛ دخترانی که در خانه لباس‌های سنتی را با مهره‌دوزی و گلدوزی تزیین می‌کردند و سفارش‌هایشان از سوی افغان‌های مقیم خارج از کشور دریافت می‌شد. فرشته ابتدا تصور می‌کرد این کار درآمد چندانی ندارد، اما تصمیم گرفت دست‌کم آن را امتحان کند. او از کودکی دوخت‌ودوزهای ساده را از مادرش آموخته بود و به همین دلیل یادگیری مهره‌دوزی برایش چندان دشوار نبود. هفته‌های نخست با آزمون و خطا سپری شد. گاهی ساعت‌ها روی بخش کوچکی از یک لباس کار می‌کرد تا نقش‌ها کاملاً منظم شوند. بارها مجبور می‌شد بخشی از کار را باز کند و دوباره از نو بدوزد. نوک انگشتانش بر اثر برخورد مداوم سوزن زخم می‌شد، اما هر بار با خود می‌گفت این زخم‌ها ارزشش را دارد. او نمی‌خواست دوباره احساس کند که هیچ کاری از دستش ساخته نیست. کم‌کم مهارتش بیشتر شد و سفارش‌های بیشتری به او سپرده شد. اکنون همراه با چند دختر دیگر، هر روز روی لباس‌های سنتی زنانه کار می‌کند؛ لباس‌هایی از پارچه‌های مخمل، با نقش‌های ظریف و مهره‌هایی که با دقت کنار هم قرار می‌گیرند. بیشتر سفارش‌ها از کشورهای اروپایی، کانادا، استرالیا و گاهی نیز از امریکا می‌رسد. مشتریان، افغان‌هایی هستند که می‌خواهند در جشن‌ها و مراسم خانوادگی، لباس‌هایی با هنر دست زنان داخل افغانستان بپوشند. امروز درآمد ماهانه فرشته به حدود ده تا دوازده هزار افغانی رسیده است. او می‌گوید شاید این مبلغ برای بعضی‌ها زیاد نباشد، اما برای خانواده‌شان بسیار باارزش است. بخشی از این پول صرف خرید مواد غذایی می‌شود، بخشی برای پرداخت هزینه‌های خانه و گاهی نیز برای خرید دوا یا لوازم مورد نیاز خواهرانش هزینه می‌شود. پدرش همیشه با افتخار می‌گوید دخترش، با وجود همه دشواری‌ها، توانسته دوباره روی پای خود بایستد و سهمی در تأمین مخارج خانه داشته باشد. با وجود همه این‌ها، هیچ روزی نیست که فرشته به دانشگاه فکر نکند. هنوز کتاب‌های علوم اجتماعی را نگه داشته و دفترچه یادداشت‌های صنف سومش را دور نینداخته است. گاهی شب‌ها چند صفحه از همان کتاب‌ها را می‌خواند؛ نه برای امتحان، بلکه برای اینکه احساس کند هنوز ارتباطش با رؤیایی که سال‌ها برای آن زحمت کشیده بود، قطع نشده است. او باور دارد اگر روزی فرصت ادامه تحصیل فراهم شود، بدون تردید دوباره به دانشگاه بازخواهد گشت. فرشته می‌گوید مهره‌دوزی برای او فقط یک شغل نیست؛ پلی است میان گذشته و آینده. گذشته‌ای که در آن دانشجوی علوم اجتماعی بود و آینده‌ای که هنوز امیدوار است دوباره بتواند در همان رشته درس بخواند و برای جامعه‌اش خدمت کند. تا آن روز، هر لباسی که از زیر دستان او بیرون می‌آید، تنها محصولی برای فروش نیست؛ بلکه نشانه‌ای از استقامت دختری است که اجازه نداد بسته شدن دروازه‌های دانشگاه، پایان زندگی و آرزوهایش باشد. او باور دارد شاید مسیر زندگی‌اش تغییر کرده باشد، اما هدفش همچنان همان است؛ ایستادن روی پای خود، کمک به خانواده و حفظ امید برای روزی که دوباره بتواند با کیف دانشگاه از خانه بیرون شود. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


2 روز قبل - 75 بازدید

منابع محلی از ولایت سمنگان می‌گویند که یک زن در مرکز این ولایت، در خانه‌اش خودکشی کرده و به زندگی خود پایان داده‌است. دست‌کم دو منبع گفته‌اند که این زن در مربوطات حوزه‌ی سوم امنیتی شهر «ایبک»، مرکز ولایت سمنگان با خوردن سم خودکشی کرده است. منبع در ادامه تاکید کرد که نیروهای محلی دولت در پیوند به این رویداد، شوهر این زن را بازداشت کردند. علت دقیق این رویداد تا اکنون روشن نشده است و بررسی‌ها برای مشخص‌شدن انگیزه‌ی آن ادامه دارد. باید گفت که میزان خودکشی زنان و دختران در سراسر افغانستان پس از تسلط حکومت فعلی به‌طور چشم‌گیری افزایش یافته است. بیماری‌های روانی، عدم دسترسی به خدمات صحی، ازدواج‌های اجباری، خشونت خانوادگی و فشار‎های روحی ناشی از فقر و بیکاری عوامل اصلی خودکشی‌ها در بین زنان و جوانان بیان شده است. همچنین با تسلط حکومت سرپرست بر افغانستان اکثریت نهادهای حامی حقوق زنان متوقف شده است. زنان در افغانستان چون گذشته با مراجعه به نهادهای عدلی و قضایی، دیگر نمی‌توانند برای خشونت‌های وارده‌ی شان شکایت کنند و این‌گونه خشونت‌‌ها پایدار باقی مانده و افزایش پیدا می‌کند. همچنین نهادهای حقوق بشری هشدار می‌دهند که وضع محدودیت‌های گسترده علیه زنان، آنان را در معرض خطر خودکشی و خشونت‌های خانوادگی قرار داده‌اند.

ادامه مطلب