برچسب: محدودیت

6 ساعت قبل - 67 بازدید

نصیراحمد فایق، سرپرست نمایندگی دایمی افغانستان در سازمان ملل متحد می‌گوید که هیچ دین و فرهنگی، تبعیض، آزار و اذیت یا محروم‌ کردن زنان و دختران از آموزش و حضور در زندگی عمومی را توجیه نمی‌کند. آقای فایق امروز (شنبه، ۲ عقرب) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس به‌مناسبت «روز ملل متحد» و هشتادویکمین سالروز تأسیس سازمان ملل متحد نوشته است که از استفاده ابزاری از تفسیرهای دینی برای توجیه تبعیض نظام‌مند علیه زنان و دختران، از جمله محرومیت آنان از آموزش، اشتغال و حضور در زندگی عمومی، نگران‌کننده است. وی در ادامه تاکید کرده است: «سیاست‌های تبعیض‌آمیز نباید با اسلام یا فرهنگ افغانستان یکسان دانسته شود. انکار حقوق اساسی مردم، در تضاد آشکار با اصول اسلامی قرار دارد.» سرپرست نمایندگی دایمی افغانستان در سازمان ملل افزوده است که آزادی دین و اندیشه در افغانستان با محدودیت‌های جدی و فزاینده روبرو است. همچنین وی در بخشی از پیامش افزوده است که جامعه شیعه و هزاره‌ و اسماعیلیان افغانستان همچنان با تبعیض، محدودیت در انجام مناسک دینی و تهدیدهای امنیتی مواجه‌ هستند. او افزوده است: «حکومت سرپرست با وضع محدودیت بر مراسم مذهبی، مداخله در امور نهادهای دینی و تحمیل عقیده خود بر دیگران، تنوع دیرینه دینی و فرهنگی افغانستان را تضعیف کرده‌اند.» وی تصریح کرد دکه سازمان ملل متحد در دوره‌های توسعه، آواره‌گی و بحران نیز در کنار مردم افغانستان بوده است. فایق تاکید کرده است که تقویت این همکاری‌ها و تلاش برای ایجاد افغانستانی صلح‌آمیز و فراگیر، از اولویت‌های سازمان ملل متحد است. او همچنان بر پای‌بندی افغانستان به تعهدات بین‌المللی و برقراری روابط صلح‌آمیز با کشورهای همسایه تاکید کرده است. این در حالی است که از پنج سال به این طرف، زنان و دختران در افغانستان با محدودیت‌های گسترده آموزشی، تحصیلی و شغلی روبرو شده‌اند و از بسیاری از حقوق و فرصت‌های اجتماعی محروم شده‌اند.

ادامه مطلب


1 روز قبل - 49 بازدید

یونسکو یا سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی ملل متحد و یونیسف اعلام کردند که در هر سال آموزشی نزدیک به ۳۹۷ هزار دختر در افغانستان به دلیل محدودیت‌ها از آموزش بازمی‌مانند. این دو سازمان با نشر گزارشی مشترک گفته‌اند که برآوردها نشان می‌دهد در مجموع نزدیک دو میلیون و ۶۰۰ هزار دختر در افغانستان از آموزش متوسطه محروم شدند. در گزارش مشترک این دو نهاد با عنوان «وضعیت آموزش در افغانستان در سال ۲۰۲۶»، آمده است که ممنوعیت آموزش دختران پس از بازگشت حکومت فعلی به قدرت در آگست ۲۰۲۱، فرصت‌های آموزشی میلیون‌ها دختر را محدود کرده و دسترسی آن‌ها به آموزش متوسطه و تحصیلات عالی را با مانع روبرو کرده است. بر بنیاد این گزارش، شمار دانش‌جویان دختر در دانشگاه‌های افغانستان که در سال ۲۰۱۹ نزدیک به ۱۱۹ هزار بود، تا سال ۲۰۲۲ به نزدیک ۸۹ هزار نفر کاهش یافت و از سال ۲۰۲۴ به این‌ سو به صفر رسیده است. همچنین یونسکو و یونیسف هشدار داده‌اند که ادامه‌ی محرومیت زنان از تحصیلات عالی، افزون بر پیامدهای اجتماعی، زیان اقتصادی چشم‌گیری نیز به هم‌راه خواهد داشت. بر اساس برآورد این دو نهاد، اگر این وضعیت ادامه یابد، خسارت اقتصادی ناشی از تعلیق دست‌رسی زنان به تحصیلات عالی تا پایان ۲۰۶۶ ممکن است به حدود ۹.۶ میلیارد دالر امریکایی برسد. گزارش این دو سازمان از کاهش حضور زنان در کادر علمی دانشگاه‌ها خبر می‌دهد. در ادامه آمده است که شمار آموزگاران و اعضای کادر علمی زن از دو هزار و ۶۰۰ تن در ۲۰۱۹، به کمی بیش از ۱۰۰ تن در ۲۰۲۵ کاهش یافته است. در بخش دیگری از گزارش آمده است که ۵۳ درصد کودکان در سن آموزش ابتدایی به آموزش رسمی دسترسی ندارند و ۹۳ درصد کودکان در پایان دوره‌ی ابتدایی، نمی‌توانند متنی ساده و متناسب با سن خود را بخوانند. یونسکو و یونیسف کم‌بود آموزگاران آموزش‌دیده‌به‌ ویژه آموزگاران زن، کم‌بود مواد درسی و کاهش سرمایه‌گذاری را از دیگر عامل‌های بحران آموزشی در افغانستان دانسته‌اند.

ادامه مطلب


1 روز قبل - 66 بازدید

هر بار که صدای چرخ خیاطی در اتاق کوچک خانه بلند می‌شود، خاطرات روزهایی در ذهنش زنده می‌شوند که به‌جای نشستن پشت چرخ خیاطی، میکروفون به دست می‌گرفت، به میان مردم می‌رفت و از دردها، امیدها و مشکلات آنان گزارش تهیه می‌کرد. روزهایی که باور داشت، با وجود دشواری‌های خبرنگاری در افغانستان، می‌تواند با تلاش و پشتکار به کارش ادامه دهد و صدای کسانی باشد که کمتر فرصت شنیده‌شدن دارند. اکنون اما، در ولایت غزنی، زندگی او مسیر دیگری پیدا کرده است؛ مسیری که نه از روی علاقه، بلکه از سر ناچاری انتخاب کرده تا خانواده‌اش را از گرسنگی و تنگ‌دستی نجات دهد. او دختری است که مدتی با یکی از رسانه‌های محلی در ولایت غزنی کار می‌کرد. خبرنگاری برایش تنها یک وظیفه یا راهی برای دریافت معاش نبود؛ بلکه بخشی از هویت و رؤیای زندگی‌اش به شمار می‌رفت. از همان روزهای نخست کار، هنگامی که برای تهیه گزارش از مشکلات مردم بیرون می‌رفت، احساس می‌کرد حرفه‌اش معنایی فراتر از یک شغل دارد. با خانواده‌هایی گفت‌وگو می‌کرد که با فقر دست‌وپنجه نرم می‌کردند، از زنانی گزارش تهیه می‌کرد که با دشواری‌های فراوان روبه‌رو بودند و روایت کسانی را ثبت می‌کرد که صدایشان کمتر به گوش دیگران می‌رسید. گاهی برای تهیه یک گزارش، ساعت‌ها در رفت‌وآمد بود و گاهی ناچار می‌شد با دشواری‌های مسیر، کمبود امکانات و نگرانی‌های امنیتی کنار بیاید. با این همه، هنگامی که گزارشش نشر می‌شد و می‌دید مشکلات یک خانواده یا صدای زنی در رسانه بازتاب یافته است، احساس می‌کرد تلاش‌هایش بی‌نتیجه نمانده‌اند. معاش خبرنگاری‌اش شاید چندان زیاد نبود، اما برای خانواده‌ای که به درآمد او نیاز داشت، اهمیت فراوانی داشت. او باور داشت که با ادامه کار می‌تواند هم به خانواده‌اش کمک کند و هم جایگاه خود را در حرفه‌ای که دوستش دارد، محکم‌تر سازد. برای آینده‌اش برنامه‌هایی داشت؛ می‌خواست تجربه بیشتری به دست بیاورد، گزارش‌های گسترده‌تری تهیه کند و روزی بتواند درباره مشکلات زنان و دختران افغانستان، به‌ویژه کسانی که در شرایط دشوار زندگی می‌کنند، بیشتر بنویسد. اما زندگی همیشه مطابق برنامه‌های انسان پیش نمی‌رود؛ به‌خصوص در کشوری که تغییرات سیاسی و محدودیت‌های اجتماعی می‌توانند در زمانی کوتاه مسیر زندگی افراد را دگرگون کنند. با افزایش محدودیت‌ها بر فعالیت رسانه‌ها و دشوارترشدن کار خبرنگاران، فضای کاری او نیز روزبه‌روز تنگ‌تر شد. رسانه‌ای که در آن کار می‌کرد، با مشکلات جدی روبه‌رو شد و سرانجام فعالیتش متوقف گردید. با بسته‌شدن رسانه، او نیز شغلش را از دست داد. دیگر خبری از رفتن به دفتر، تهیه گزارش، گفت‌وگو با مردم و آماده‌کردن خبر برای نشر نبود. وسایلی که زمانی ابزار کارش بودند، کم‌کم در گوشه‌ای ماندند و روزهایی که با امید به آینده آغاز می‌شدند، جای خود را به نگرانی درباره فردایی نامعلوم دادند. در آغاز تصور می‌کرد این وضعیت موقتی باشد و بتواند دوباره به خبرنگاری برگردد. گاهی به این فکر می‌کرد که شاید رسانه دیگری دروازه‌هایش را به روی او باز کند یا فرصتی فراهم شود تا بار دیگر به حرفه‌اش ادامه دهد. اما با گذشت زمان، انتظار به بخشی از زندگی روزمره‌اش تبدیل شد؛ انتظاری که نه درآمدی برایش داشت و نه می‌توانست نیازهای خانواده‌اش را برآورده کند. مشکل اصلی تنها بیکاری او نبود. خانواده‌اش برای تأمین هزینه‌های روزانه به درآمد نیاز داشت و با ازدست‌رفتن معاش او، فشار اقتصادی بیشتر شد. هزینه مواد غذایی، کرایه خانه، لباس و دیگر نیازهای ضروری همچنان پابرجا بودند، اما منبع درآمدش از میان رفته بود. در چنین شرایطی، علاقه به خبرنگاری نمی‌توانست جای نان سفره را بگیرد و آرزوهایش نیز توان پرداخت هزینه‌های زندگی را نداشتند. او ناچار شد برای یافتن راهی دیگر جهت کسب درآمد تلاش کند. این تصمیم در ظاهر ساده به نظر می‌رسید، اما برای دختری که بخش مهمی از زندگی‌اش را با خبرنگاری و روایت‌کردن داستان دیگران سپری کرده بود، آسان نبود. سرانجام به خیاطی روی آورد؛ کاری که می‌توانست در خانه انجام دهد و از طریق آن، هرچند اندک، درآمدی به دست بیاورد. او خیاطی را نه از آن رو انتخاب کرد که رؤیای خبرنگاری را فراموش کرده بود، بلکه به این دلیل که زندگی از او پاسخی فوری می‌خواست. وقتی خانواده به نان نیاز دارد، هزینه‌های روزانه منتظر نمی‌مانند و هیچ تضمینی برای بازگشت به شغل پیشین وجود ندارد، انسان گاهی ناچار می‌شود میان علاقه و نیاز، راهی را برگزیند که خانواده‌اش را از دشواری بیشتری نجات دهد. اکنون بخش زیادی از روزهای او در کنار چرخ خیاطی می‌گذرد. پارچه‌ها را اندازه می‌کند، برش می‌زند، لباس‌ها را می‌دوزد و سفارش‌هایی را که به دستش می‌رسند، با دقت آماده می‌سازد. درآمدش به تعداد سفارش‌ها و توانایی مشتریان در پرداخت هزینه دوخت بستگی دارد. بعضی روزها کار بیشتر است و می‌تواند پولی برای نیازهای خانه کنار بگذارد؛ روزهای دیگر اما، سفارش چندانی ندارد و نگرانی‌های مالی دوباره بر زندگی‌اش سایه می‌اندازند. با وجود این دشواری‌ها، او می‌کوشد شکایت از زندگی را به عادت روزانه‌اش تبدیل نکند. می‌داند که خانواده‌اش به او چشم دوخته‌اند و همین احساس مسئولیت باعث می‌شود به کارش ادامه دهد. هر لباسی که می‌دوزد، برایش تنها یک سفارش نیست؛ بخشی از تلاش او برای حفظ زندگی خانواده‌اش است. با درآمد خیاطی می‌کوشد سهم خود را در تأمین نیازهای خانه ادا کند، هرچند این درآمد همیشه برای پاسخ‌گویی به تمام هزینه‌ها کافی نیست. با این همه، آنچه بیش از خستگی کار آزارش می‌دهد، فاصله‌ای است که میان زندگی امروز و آرزوهای گذشته‌اش ایجاد شده است. او هنوز خبرنگاری را دوست دارد. هنوز هم وقتی خبری درباره وضعیت زنان، بسته‌شدن رسانه‌ها یا مشکلات مردم می‌شنود، ذهنش به روزهایی برمی‌گردد که خودش در میان مردم حضور داشت و تلاش می‌کرد واقعیت‌های زندگی آنان را ثبت کند. گاهی هنگام کار به گزارش‌هایی فکر می‌کند که می‌توانست تهیه کند؛ به زنانی که می‌توانست با آنان گفت‌وگو کند و به داستان‌هایی که هنوز ناگفته باقی مانده‌اند. او می‌داند که خیاطی شغلی ارزشمند است و با کار خود می‌تواند به خانواده‌اش کمک کند، اما دردش این است که فرصت ادامه حرفه‌ای را که برای آن زحمت کشیده بود، از دست داده است. برای او، بسته‌شدن رسانه تنها به معنای ازدست‌دادن یک شغل نبود؛ بلکه به معنای دورماندن از فضایی بود که در آن احساس می‌کرد می‌تواند توانایی‌هایش را به کار بگیرد و در جامعه نقش داشته باشد. سال‌هایی که می‌توانست صرف آموختن، کسب تجربه و پیشرفت در خبرنگاری کند، اکنون با نگرانی‌های معیشتی، تلاش برای یافتن مشتری و تأمین هزینه‌های خانه سپری می‌شوند. وضعیت او بازتاب بخشی از دشواری‌هایی است که شماری از زنان خبرنگار در افغانستان پس از محدودشدن فعالیت‌های رسانه‌ای با آن روبه‌رو شده‌اند. زنانی که در شرایط دشوار وارد حرفه خبرنگاری شدند، تجربه اندوختند و برای رساندن صدای مردم تلاش کردند، اما ازدست‌دادن فرصت‌های کاری آنان را وادار کرده است برای تأمین زندگی به مشاغل دیگری روی بیاورند. برای برخی، این تغییر راهی برای ادامه زندگی است؛ اما برای بسیاری، با ازدست‌رفتن فرصت رشد حرفه‌ای و دورشدن از علاقه‌هایشان همراه بوده است. در جامعه‌ای که فرصت‌های شغلی برای زنان محدود است، ازدست‌دادن یک شغل می‌تواند پیامدهایی فراتر از مشکلات اقتصادی داشته باشد. زنی که شغلش را از دست می‌دهد، ممکن است برای یافتن کار تازه با موانع بیشتری روبه‌رو شود و ماه‌ها یا حتی سال‌ها نتواند به حرفه خود بازگردد. برای یک خبرنگار زن، این دشواری زمانی بیشتر می‌شود که فرصت‌های کاری در رسانه‌ها کاهش یابد و امکان فعالیت حرفه‌ای نیز با محدودیت روبه‌رو باشد. با این حال، دختر خبرنگار غزنی هنوز تمام امیدش را کنار نگذاشته است. او چرخ خیاطی‌اش را به کار می‌اندازد، سفارش‌هایش را انجام می‌دهد و برای خانواده‌اش تلاش می‌کند؛ اما در گوشه ذهنش، هنوز جایی برای خبرنگاری باقی مانده است. امیدوار است روزی شرایط تغییر کند و بتواند دوباره به رسانه برگردد، گزارش بنویسد و با مردم گفت‌وگو کند. شاید بار دیگر فرصتی پیدا شود تا تجربه‌هایی را که به دست آورده است، در خدمت آگاهی‌رسانی قرار دهد. تا آن روز، زندگی او میان دو جهان می‌گذرد؛ جهانی که در آن خبرنگار بود و با قلم و میکروفون از واقعیت‌های جامعه سخن می‌گفت، و جهانی که اکنون در آن با نخ و سوزن برای تأمین نیازهای خانواده تلاش می‌کند. در جهان نخست، روایت زندگی دیگران را ثبت می‌کرد و در جهان امروز، با هر بخیه می‌کوشد بخشی از دشواری‌های زندگی خودش را پشت سر بگذارد. او هنوز کار می‌کند، هنوز مسئولیت خانواده‌اش را بر دوش دارد و هنوز می‌خواهد زندگی را ادامه دهد. اما پشت صدای چرخ خیاطی، آرزوی خبرنگاری زنده است؛ آرزوی دختری که نمی‌خواست حرفه‌اش را ترک کند، اما شرایط او را به مسیری دیگر کشاند. داستان او تنها روایت تغییر شغل یک دختر نیست؛ روایت انسانی است که میان علاقه و مسئولیت خانوادگی، ناچار شده است مسئولیت را در اولویت قرار دهد. او با خیاطی تلاش می‌کند نگذارد سفره خانواده‌اش خالی بماند، اما همچنان امید دارد روزی به کاری بازگردد که برایش معنا، انگیزه و احساس اثرگذاری داشت. برای او، چرخ خیاطی وسیله‌ای برای ادامه زندگی است؛ اما خبرنگاری هنوز رؤیایی است که نمی‌خواهد از دست بدهد. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


2 روز قبل - 98 بازدید

یونسکو و یونیسف نشان اعلام کردند که بحران آموزش در افغانستان از محرومیت دختران فراتر رفته است و شمار دانشجویان مرد دانشگاه‌های افغانستان از حدود ۳۰۶ هزار نفر در سال ۲۰۱۹ میلادی به ۲۰۸ هزار نفر در سال ۲۰۲۶ کاهش یافته است. این دو نهاد با نشر گزارشی مشترک گفته‌اند که کاهش استقبال از آموزش عالی یکی از نشانه‌های بحران فزاینده آموزشی در افغانستان می‌باشد. این گزارش از حذف کامل زنان و دختران از آموزش عالی، کاهش مشارکت پسران در مکاتب متوسطه و افت شمار داوطلبان کانکور خبر می‌دهد. گزارش «وضعیت آموزش افغانستان در ۲۰۲۶» که ۲۰ اکتبر منتشر شد، نشان می‌دهد شمار داوطلبان کانکور از ۲۱۰ هزار نفر در سال ۲۰۲۰ میلادی به حدود ۸۴ هزار نفر در سال ۲۰۲۳ میلادی کاهش یافت. بر اساس این گزارش، تعداد افرادی که موفق به راه‌یابی به دانشگاه‌ها شده‌اند نیز از حدود ۸۱ هزار نفر در سال ۲۰۲۰ میلادی به ۷۴ هزار و ۵۰۰ نفر در سال ۲۰۲۶ رسیده است. همچنین آمار قبولی در دانشگاه‌ها افزایش یافته و از حدود ۳۹ درصد در سال ۲۰۲۰ به ۶۳ درصد در سال ۲۰۲۶ رسیده است؛ موضوعی که به گفته گزارش نشان می‌دهد رقابت برای ورود به دانشگاه‌ها کاهش یافته است. در بخش آموزش عالی، گزارش از کاهش شمار دانشجویان مرد نیز خبر می‌دهد. آمارها نشان می‌دهد تعداد دانشجویان مرد از حدود ۳۰۶ هزار نفر در سال ۲۰۱۹ به حدود ۲۰۸ هزار نفر در سال ۲۰۲۶ کاهش یافته است. در گزارش آمده است که این کاهش در حالی رخ داده که دانشگاه‌های افغانستان پس از حذف دانشجویان دختر با مشکلات مالی و کاهش شمار متقاضیان نیز روبرو شده‌اند. همچنین گزارش از حذف کامل دختران از روند کانکور خبر می‌دهد. بر اساس داده‌های منتشرشده، در سال ۲۰۲۰ حدود ۸۰ هزار دختر در آزمون کانکور شرکت کرده بودند و در سال ۲۰۲۱ نیز شمار داوطلبان دختر به بیش از ۸۱ هزار نفر می‌رسید. اما از سال ۲۰۲۳ به بعد مشارکت زنان در آمار کانکور صفر گزارش شده است. یونسکو و یونیسف در بخش دیگری از گزارش می‌گویند بیش از ۲.۶ میلیون دختر افغانستان از زمان بسته شدن مکاتب متوسطه و لیسه به روی دختران در سال ۲۰۲۱، از آموزش متوسطه محروم مانده‌اند.

ادامه مطلب


4 روز قبل - 117 بازدید

نمایندگی اتحادیه‌ اروپا با محکوم‌کردن نقض حقوق بشر و تبعیض جنسیتی در افغانستان، از حکومت سرپرست خواسته است محدودیت‌های اعمال‌شده بر زنان و دختران، به‌ ویژه ممنوعیت آموزش بالاتر از صنف ششم را بدون قیدوشرط لغو کند. این اتحادیه در ۲۲۵مین نشست هیأت اجرایی یونسکو یا سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی ملل متحد با نشر اعلامیه‌ای گفته است که وضعیت حقوق زنان و دختران در افغانستان در سال‌های اخیر بیشتر وخیم شده است. در اعلامیه آمده است که بیش از دو میلیون و ۲۰۰ هزار دختر در افغانستان به‌ دلیل ممنوعیت آموزش پس از صنف ششم از رفتن به مکتب محروم‌اند. اتحادیه اروپا تاکید کرده است که این محدودیت‌ها، افزون بر محروم‌کردن زنان و دختران از حق آموزش، مشارکت آن‌ها در زندگی عمومی و اجتماعی را نیز کاهش داده و دسترسی‌شان به حقوقی مانند کار و آزادی رفت‌وآمد را محدود کرده است. این اتحادیه‌ از تلاش‌های یونسکو برای فراهم‌کردن فرصت‌های آموزشی جایگزین برای زنان و دختران قدردانی کرده، اما گفت که این برنامه‌ها نمی‌توانند جایگزین آموزش رسمی، فراگیر و باکیفیت شوند. همچنین در این اعلامیه آمده است که اتحادیه‌ اروپا و یونسکو در سال ۲۰۲۵ میلادی همکاری مشترکی به ارزش چهار میلیون و ۷۰۰ هزار یورو را برای تقویت توان‌مندسازی اقتصادی زنان از طریق آموزش مهارت‌ها و سوادآموزی در سطح جامعه آغاز کردند. اتحادیه‌ اروپا همچنان بر ادامه حمایت از رسانه‌های مستقل، سازمان‌های جامعه مدنی و مدافعان حقوق بشر در افغانستان تأکید کرده و گفته است که از برنامه‌های مرتبط با آزادی بیان، مصونیت خبرنگاران و حفاظت از میراث فرهنگی این کشور نیز پشتیبانی می‌کند. این اتحادیه از تمدید چارچوب راه‌بردی سازمان ملل متحد برای افغانستان تا سال ۲۰۳۰ میلادی استقبال کرده و بر نقش این سازمان در رسیدگی به وضعیت افغانستان تاکید کرده است.

ادامه مطلب


5 روز قبل - 100 بازدید

اوچا یا دفتر هماهنگ‌کننده کمک‌های بشردوستانه سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که ممنوعیت ورود کارمندان زن افغانستان به دفترهای ملل متحد، بر روند کمک‌رسانی بشردوستانه تأثیر منفی گذاشته است. این سازمان امروز (دوشنبه، ۲۷ میزان) با نشر اعلامیه‌ای گفته است که این محدودیت‌ها توانایی نهادهای امدادرسان را برای ارزیابی نیازهای زنان و دختران، نظارت بر برنامه‌های بشردوستانه و ارائه‌ی کمک‌های متناسب با شرایط فرهنگی جوامع محدود کرده است. وی تاکید کرد که حضور کارمندان زن افغانستان برای شناسایی نیازهای زنان و دختران آسیب‌دیده و فراهم‌کردن دسترسی آن‌ها به کمک‌های بشردوستانه اهمیت دارد. قابل ذکر است که محدودیت بر فعالیت این کارمندان، روند ارائه‌ی خدمات به بخشی از افراد نیازمند را با دشواری روبرو کرده است. اوچا افزوده است که نهادهای بشردوستانه برای ادامه‌ی فعالیت‌های خود با شرایط موجود سازگار شده‌اند؛ اما این اقدام‌ها نمی‌تواند جایگزین نقش کارمندان زن در ارزیابی نیازها و فراهم‌سازی کمک به زنان و دختران شود. دفتر هماهنگ‌کننده کمک‌های بشردوستانه سازمان ملل متحد تصریح کرد که محدودیت‌های یادشده همچنان مانعی در برابر فراهم‌سازی مؤثر کمک‌های بشردوستانه در افغانستان به شمار می‌رود.

ادامه مطلب


5 روز قبل - 143 بازدید

رسانه‌های بین‌المللی اعلام کردند که خانه‌ فرهنگ افغانستان در شهر مادرید، پایتخت اسپانیا، با حضور بیش از ۱۵۰ تن از شهروندان افغانستان و اسپانیا، نمایندگان انجمن‌های فرهنگی و اجتماعی و نماینده کمیساریای عالی سازمان ملل متحد در امور پناهندگان در این کشور افتتاح شد. این نهاد با نشر اعلامیه‌ گفته است که وضعیت زنان و دختران افغانستان و محرومیت آن‌ها از آموزش، کار و مشارکت اجتماعی، از محورهای اصلی برنامه‌ گشایش این مرکز بود. اشتراک‌کنندگان با ابراز نگرانی از محدودیت‌های گسترده در برابر زنان و دختران در افغانستان، بر ضرورت حمایت از حقوق اساسی آن‌ها و تقویت همبستگی برای رساندن صدای‌ شان به جامعه‌ی جهانی تاکید کردند. اسرایل ناصری، رییس خانه‌ی فرهنگ افغانستان، در این برنامه گفت: «تحصیل دختران خط سرخ ما است.» وی بر ضرورت تلاش مشترک شهروندان افغانستان مقیم اسپانیا برای دفاع از حقوق اساسی مردم افغانستان و حفظ ارزش‌های فرهنگی تاکید کرد. خانه‌ی فرهنگ افغانستان با هدف تقویت همبستگی میان شهروندان افغانستان ‌مقیم اسپانیا، حفظ فرهنگ و هویت افغانستان و ایجاد زمینه‌ی همکاری برای رسیدگی به مشکلات مهاجران تاسیس شده است. افتتاح این مرکز در حالی صورت می‌گیرد که زنان و دختران در افغانستان با محدودیت‌های گسترده در زمینه آموزش، اشتغال و حضور در عرصه‌های عمومی روبرو هستند.

ادامه مطلب


6 روز قبل - 130 بازدید

روزهایی بود که مریم آرزو می‌کرد کاش برای چند ساعت هم که شده، هیچ‌کس از او چیزی نخواهد؛ نه صاحب‌خانه کرایه‌اش را مطالبه کند، نه مادرش برای خرید دوا نگران باشد، نه خواهرانش از نیازهای مکتب سخن بگویند و نه کسی از او بپرسد که فردا چگونه زندگی خواهند کرد. دلش می‌خواست صبحی از خواب برخیزد و مانند دختران هم‌سن‌وسالش، بدون آن‌که سنگینی بار مسئولیت را بر شانه‌هایش احساس کند، به آینده بیندیشد. اما در زندگی او، حتی آرزو کردن نیز گاهی به کاری دشوار تبدیل می‌شد؛ زیرا هر آرزو، پیش از آن‌که در ذهنش شکل بگیرد، با پرسشی تلخ روبه‌رو می‌شد: هزینه آن را از کجا فراهم خواهد کرد؟ مریم بیست‌وسه سال داشت و در یکی از محله‌های کم‌درآمد کابل، همراه مادر و دو خواهر کوچک‌ترش زندگی می‌کرد. پدرش چند سال پیش، پس از یک دوره بیماری، درگذشته بود و از آن زمان، زندگی خانواده‌شان دگرگون شده بود. مادرش با خیاطی در خانه می‌کوشید بخشی از هزینه‌های روزانه را تأمین کند، اما درآمد اندک و نامنظم او برای پرداخت کرایه خانه، خرید مواد غذایی، تهیه دوا و برآورده ساختن نیازهای آموزشی دو دخترش کافی نبود. مریم پس از فراغت از مکتب امیدوار بود تحصیلاتش را ادامه دهد و شغلی پیدا کند که درآمد آن بتواند وضعیت زندگی خانواده‌اش را بهبود ببخشد؛ اما مشکلات اقتصادی او را زودتر از آن‌چه انتظار داشت، وارد دنیای دشوار کار و مسئولیت کرده بود. صبح‌های مریم با صدای زنگ ساعت آغاز نمی‌شد؛ او معمولاً پیش از آن‌که خانه‌های همسایه‌ها روشن شوند، از خواب بیدار بود. نخست به کارهای خانه رسیدگی می‌کرد، سپس لباس می‌پوشید و وسایل مورد نیازش را برمی‌داشت تا راهی کارگاه کوچک خیاطی در شهر شود. در مسیر راه، گاهی به دخترانی نگاه می‌کرد که با کتابچه‌های‌شان به سوی مکتب می‌رفتند یا با دوستان خود درباره درس و امتحان صحبت می‌کردند. مریم نیز زمانی چنین روزهایی داشت؛ روزهایی که نگرانی اصلی‌اش نمره امتحان و انتخاب رشته تحصیلی بود، نه پیدا کردن پول برای خرید نان و پرداخت کرایه خانه. او بارها با خود اندیشیده بود که زندگی چگونه می‌تواند در چند سال، انسان را تا این اندازه از آرزوهایش دور سازد. زمانی تصور می‌کرد پس از فراغت از مکتب، فرصت‌های زیادی پیش رویش قرار خواهند گرفت؛ اما وقتی برای پیدا کردن کار به فروشگاه‌ها و دفترهای خصوصی مراجعه کرد، با موانع گوناگونی روبه‌رو شد. بعضی کارفرمایان از او تجربه کاری می‌خواستند، برخی معاش اندکی پیشنهاد می‌کردند و در چند مورد نیز وعده استخدام به او داده شد، اما هیچ‌یک به نتیجه نرسید. سرانجام، از طریق یکی از آشنایان در یک کارگاه خیاطی مشغول کار شد؛ جایی که ساعت‌های طولانی کار می‌کرد، اما درآمدش هنوز نمی‌توانست تمام نیازهای خانواده را برآورده سازد. مریم از کار کردن گریزان نبود. او می‌دانست که برای تأمین زندگی باید تلاش کند و از این‌که می‌توانست با دستان خودش پولی به دست بیاورد، احساس رضایت داشت. آنچه خسته‌اش می‌ساخت، فاصله میان زحمتی بود که می‌کشید و نتیجه‌ای که به دست می‌آورد. گاهی تمام روز پشت ماشین خیاطی می‌نشست، چندین لباس را تکمیل می‌کرد و با دستانی خسته به خانه برمی‌گشت؛ اما پس از پرداخت هزینه رفت‌وآمد و خرید مواد غذایی، تقریباً چیزی برایش باقی نمی‌ماند. بعضی ماه‌ها نیز صاحب کارگاه به دلیل کاهش سفارش‌ها، معاش کارگران را با تأخیر می‌پرداخت و مریم ناچار می‌شد از صاحب‌خانه مهلت بیشتری بخواهد. در خانه، مادرش می‌کوشید نگرانی‌های خود را از فرزندانش پنهان کند، اما مریم به‌خوبی می‌فهمید که او نیز شب‌ها با فکر هزینه‌های فردا بیدار می‌ماند. گاهی مادرش می‌گفت که سفارش‌های خیاطی در خانه کمتر شده و مشتریان دیگر مانند گذشته لباس سفارش نمی‌دهند. در چنین روزهایی، مریم می‌کوشید کار بیشتری پیدا کند. از همسایه‌ها سفارش می‌گرفت، لباس‌های کهنه را ترمیم می‌کرد و هیچ فرصتی را که می‌توانست درآمد اندکی برای خانواده فراهم کند، از دست نمی‌داد. با وجود تمام این تلاش‌ها، مریم هنوز نمی‌توانست برای آینده خود برنامه روشنی داشته باشد. او می‌خواست مهارت‌های تازه بیاموزد، کار با کمپیوتر را یاد بگیرد و روزی در یک اداره یا شرکت مشغول کار شود؛ اما اشتراک در دوره‌های آموزشی به پول نیاز داشت و پس از ساعت‌های طولانی کار، زمان و انرژی چندانی برایش باقی نمی‌ماند. گاهی وقتی از کنار یک مرکز آموزشی می‌گذشت، به اعلان دوره‌های حرفه‌ای چشم می‌دوخت و با خود می‌گفت که اگر شرایط زندگی‌اش اندکی بهتر می‌بود، شاید می‌توانست یکی از این دوره‌ها را بگذراند و شغل مناسب‌تری پیدا کند. این فکر هم‌زمان که در دلش امید می‌کاشت، به او یادآوری می‌کرد که فقر چگونه می‌تواند حتی فرصت آموختن را از انسان بگیرد. با این همه، بزرگ‌ترین نگرانی مریم خودش نبود؛ دو خواهر کوچک‌ترش بودند که هنوز فرصت داشتند مسیر متفاوتی را در زندگی انتخاب کنند. او نمی‌خواست آنان نیز به دلیل مشکلات اقتصادی از آموزش و فرصت‌های پیشرفت محروم شوند. هرگاه خواهرانش به کتابچه، قلم یا لباس تازه نیاز پیدا می‌کردند، مریم می‌کوشید هر طور شده آن را تهیه کند. گاهی برای این کار از خرید وسایل مورد نیاز خودش صرف‌نظر می‌کرد و گاهی پولی را که برای روزهای دشوار کنار گذاشته بود، مصرف می‌کرد. او می‌دانست که نمی‌تواند همه مشکلات خانواده را یک‌باره حل کند، اما امیدوار بود دست‌کم بتواند آینده خواهرانش را بهتر از امروز خود بسازد. یک روز، وقتی مادرش به دلیل بیماری نتوانست به کارهای روزمره رسیدگی کند، مریم مجبور شد برای خرید دوا و پرداخت هزینه مراجعه به داکتر، بخشی از پول کرایه خانه را مصرف کند. تمام روز در کارگاه به این فکر می‌کرد که چگونه این کمبود را جبران خواهد کرد. پس از پایان کار، به چند آشنا زنگ زد تا شاید بتواند سفارش اضافی بگیرد، اما هیچ‌کس کار فوری نداشت. آن شب، وقتی به خانه برگشت، مادرش از او پرسید که آیا توانسته است پولی پیدا کند. مریم پاسخ روشنی نداشت. تنها گفت که تلاش می‌کند در روزهای آینده مقداری از پول را فراهم سازد. او نمی‌خواست مادرش را بیشتر نگران کند؛ به همین دلیل، پس از خوردن غذای ساده‌ای که در خانه آماده شده بود، دوباره پشت ماشین خیاطی نشست. خواهرانش در گوشه اتاق مشغول انجام تکالیف مکتب بودند و مادرش با نگرانی به دختر بزرگش نگاه می‌کرد. صدای ماشین خیاطی در سکوت خانه می‌پیچید و مریم، میان دوختن لباس و فکر کردن به هزینه‌های فردا، بار دیگر با واقعیتی روبه‌رو می‌شد که هر روز بخشی از توانش را می‌گرفت. او می‌دانست که فردا نیز باید صبح زود از خانه بیرون شود و روز دیگری را با همان مسئولیت‌ها آغاز کند؛ با این حال، در دل آرزو داشت روزی برسد که خانواده‌اش برای خرید دوا یا تهیه مواد غذایی، مجبور نباشد ساعت‌ها نگران پول بماند. آرزوی دیگر مریم این بود که روزی کارگاه کوچکی برای خودش داشته باشد. او می‌خواست در آن کارگاه، علاوه بر تأمین درآمد خانواده‌اش، برای چند زن دیگر نیز فرصت کار فراهم کند؛ زنانی که شاید مانند خودش، به دلیل فقر یا مسئولیت‌های خانوادگی نتوانسته بودند شغل مناسبی پیدا کنند. در تصورش، آن کارگاه تنها جایی برای دوختن لباس نبود؛ فرصتی بود برای آن‌که چند زن بتوانند با تکیه بر مهارت و تلاش خود، بخشی از مشکلات زندگی‌شان را حل کنند و با امید بیشتری به آینده بنگرند. تصور چنین روزی به مریم انگیزه می‌داد تا با وجود خستگی، به کار ادامه دهد. او می‌دانست که رسیدن به این هدف آسان نیست، اما نمی‌خواست تمام زندگی‌اش تنها به تلاش برای تأمین نیازهای روزانه محدود بماند. زندگی مریم بازتاب بخشی از واقعیت دشوار زنان جوان در افغانستان است؛ زنانی که برای یافتن کار مناسب، تأمین نیازهای خانواده و ساختن آینده‌ای بهتر تلاش می‌کنند، اما با فرصت‌های محدود اقتصادی و موانع اجتماعی روبه‌رو هستند. برای بسیاری از آنان، کار کردن تنها راه رسیدن به استقلال نیست، بلکه ضرورتی برای ادامه زندگی خانواده است. آنان گاهی ناچار می‌شوند آرزوهای شخصی خود را به تعویق بیندازند تا بتوانند نیازهای دیگر اعضای خانواده را تأمین کنند. در چنین شرایطی، فقر تنها سفره خانواده را کوچک‌تر نمی‌سازد؛ گاهی فرصت آموزش، رشد فردی و انتخاب آزادانه مسیر زندگی را نیز محدود می‌کند. مریم هنوز هم هر صبح از خانه بیرون می‌شود و به کارگاه می‌رود. هنوز هم وقتی معاشش را دریافت می‌کند، پیش از هر چیز به کرایه خانه، غذای خانواده و نیازهای خواهرانش می‌اندیشد. او نمی‌داند چه زمانی شرایط زندگی‌اش بهتر خواهد شد، اما نمی‌خواهد امیدش را از دست بدهد. خواسته‌اش زندگی تجملی نیست؛ او تنها می‌خواهد کار کند، درآمد کافی داشته باشد، مهارت‌های تازه بیاموزد و بتواند بدون نگرانی دائمی از فردا، برای زندگی خود تصمیم بگیرد. شاید برای بسیاری، این خواسته‌ها ساده به نظر برسند؛ اما برای دختری که هر روز میان مسئولیت‌های خانوادگی، درآمد اندک و آرزوهای نیمه‌تمام گرفتار است، رسیدن به همین خواسته‌های ساده می‌تواند به رؤیایی دور تبدیل شود. مریم همچنان تلاش می‌کند تا روزی مجبور نباشد میان نیازهای ضروری خانواده یکی را بر دیگری ترجیح دهد؛ روزی که بتواند بدون ترس از کمبود پول، برای درمان مادرش اقدام کند، نیازهای خواهرانش را برآورده سازد و بخشی از درآمدش را برای آینده خود کنار بگذارد. او هنوز در همان کارگاه کوچک کار می‌کند و هنوز بسیاری از آرزوهایش در انتظار فرصتی مناسب مانده‌اند؛ اما در دلش تصویری از زندگی دیگری دارد، زندگی‌ای که در آن تلاش کردن تنها برای زنده ماندن نباشد، بلکه راهی برای پیشرفت و ساختن آینده‌ای بهتر شود. شاید روزی مریم بتواند درهای کارگاه خودش را بگشاید و به زنانی که مانند او در میان فقر و مسئولیت گرفتارند، فرصت تازه‌ای بدهد. تا آن روز، او با دستان خسته و امیدی که هنوز خاموش نشده است، به دوختن ادامه می‌دهد؛ به این امید که فردا، برخلاف بسیاری از روزهای گذشته، تنها تکرار نگرانی‌های امروز نباشد. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


6 روز قبل - 113 بازدید

سازمان همکاری اسلامی در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که گفتگو با حکومت سرپرست درباره حق آموزش و کار دختران و زنان در افغانستان ادامه دارد. اسماعیل بن شیخ احمد، دبیرکل سازمان همکاری اسلامی در پنجاه‌ودومین نشست شورای وزیران خارجه این سازمان در بغداد گفت که این نهاد به گفتگو با مقام‌های حکومت فعلی درباره حقوق زنان و دختران، بر اساس ارزش‌های اسلامی، ادامه می‌دهد. دبیرکل این سازمان بر حمایت از نیازهای بشردوستانه و اقتصادی مردم افغانستان تاکید کرده است. در اعلامیه آمده است که این سازمان در کنار پیگیری موضوع آموزش و کار زنان و دختران، از تلاش‌ها برای تأمین نیازهای بشردوستانه و اقتصادی مردم افغانستان نیز حمایت می‌کند. این نشست دو روزه با شعار «گفتگو و همبستگی؛ دو رکن اساسی برای تقویت صلح و توسعه پایدار» در بغداد برگزار شد. وضعیت افغانستان از جمله موضوعات مورد بحث در پنجاه‌ودومین نشست شورای وزیران خارجه سازمان همکاری اسلامی بود. در همین حال، فرستاده ویژه دبیرکل سازمان همکاری اسلامی برای افغانستان در جریان سفر اخیرش به کابل، با وزیران صحت عامه و معارف دیدار کرده است. به گفته‌ی این سازمان، در این دیدارها نیازهای بخش صحت، برنامه‌های پیشنهادی برای توسعه آموزش و حق تحصیل دختران بررسی شده است. طارق علی بخیت، فرستاده ویژه دبیرکل، در دیدار با وزیر صحت عامه حکومت فعلی بر اهمیت حضور کارمندان زن متخصص در ارائه خدمات صحی و فراهم‌کردن فرصت‌های آموزش و تحصیل پزشکی برای دختران تأکید کرده است. همچنین او در دیدار با وزیر معارف حکومت سرپرست نیز درباره نصاب آموزشی و پروژه‌های پیشنهادی سازمان همکاری اسلامی برای حمایت از بخش آموزش افغانستان گفتگو کرده است.

ادامه مطلب


6 روز قبل - 122 بازدید

پرستو یاری، فعال حقوق زن اهل افغانستان می‌گوید که محدودیت‌ها بر آموزش، کار و حضور اجتماعی زنان و دختران، از نگرانی‌های جدی در باره‌ی وضعیت حقوق بشر در افغانستان است. خانم یاری گفته است در نشستی در شهر کاتوویتسه پولند، در باره‌ی وضعیت زنان و دختران افغانستان سخنرانی کرده است. وی در ادامه تاکید کرد که بیش از ۴۰ تن از جمله استادان دانشگاه، فعالان مدنی و یک نماینده پارلمان پولند، در این برنامه حضور داشتند. خانم یاری افزوده است که محرومیت دختران از آموزش متوسطه و تحصیلات عالی، محدودیت فرصت‌های کاری زنان و کاهش حضور آن‌ها در عرصه عمومی، از محورهای اصلی این نشست بوده است. وضعیت حقوق بشر در افغانستان و پیامدهای پنج سال حاکمیت حکومت سرپرست نیز در این برنامه بررسی شده است. او تصریح کرد که اشتراک‌کنندگان نگرانی خود را از وضعیت زنان و دختران افغانستان ابراز کردند و بر حق آنان برای آموزش، کار، برخورداری از آزادی‌های اساسی و زندگی با عزت تأکید ورزیدند. در بخش دیگری از این برنامه، تاریخ و فرهنگ افغانستان معرفی شد تا اشتراک‌کنندگان با جامعه افغانستان و شرایط کنونی این کشور بیشتر آشنا شوند. این در حالی است که حکومت سرپرست پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. بر بنیاد گزارش‌ها، اگر این ممنوعیت ادامه یابد، تا سال ۲۰۳۰ نزدیک به چهار میلیون دختر ممکن است از آموزش محروم شوند.

ادامه مطلب