برچسب: محدودیت

15 ساعت قبل - 46 بازدید

ریچارد لیندسی، نماینده ویژه بریتانیا برای افغانستان در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که محروم کردن زنان و دختران از تحصیل به آینده‌ی افغانستان آسیب می‌زند و باعث عقب‌ماندگی جوامع در این کشور می‌شود. آقای لیندسی امروز (دوشنبه، ۳ حوت) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است: « با آغاز سال تحصیلی در افغانستان، میلیون‌ها دختر دوباره از حق یادگیری محروم می‌شوند.» نماینده ویژه بریتانیا در ادامه تاکید کرده است: «محروم کردن زنان و دختران از تحصیل به آینده‌ی‌ کشور آسیب می‌رساند و باعث عقب ماندگی جوامع افغا‌نستان می‌شود. آموزش باید برای همه در دسترس باشد.» قابل ذکر است که امسال پنجمین سال متوالی است که حکومت سرپرست دختران بالاتر از صنف ششم را از رفتن به مکتب محروم کرده‌اند. همچنین حکومت فعلی دروازه‌‌های دانشگاه‌ها و موسسات آموزش عالی را به روی زنان و دختران بسته‌اند.

ادامه مطلب


18 ساعت قبل - 37 بازدید

آرانیا جوهار از برجسته‌ترین چهره‌های نسل جدید شاعران در هند و جهان معاصر است که با استفاده از «اسلم پویتری» یا شعر اجرايی، توانسته جایگاه ویژه‌ای در میان مخاطبان، به‌ویژه جوانان، به دست آورد. او نه‌تنها یک شاعر، بلکه یک صدای اجتماعی، فعال فرهنگی و نماینده‌ی نسلی است که می‌خواهد بی‌پرده درباره دردها، فشارها و امیدهایش سخن بگوید. در دنیایی که شعر کلاسیک گاه از زندگی روزمره فاصله گرفته، آرانیا توانسته شعر را دوباره به متن زندگی برگرداند. آرانیا در سال ۱۹۹۸ در بمبئی، یکی از پویاترین و چندفرهنگی‌ترین شهرهای هند، متولد شد. رشد در چنین فضایی باعث شد از همان ابتدا با تنوع دیدگاه‌ها، فرهنگ‌ها و تضادهای اجتماعی آشنا شود. این تجربه زیسته، بعدها در شعرهایش به‌خوبی بازتاب یافت. او از دوران نوجوانی به نوشتن روی آورد و خیلی زود دریافت که شعر می‌تواند زبان بیان چیزهایی باشد که گفتن‌شان در قالب‌های معمول دشوار است. نخستین اجرای عمومی‌اش در حدود دوازده‌سالگی، نقطه عطفی در مسیر هنری او بود؛ جایی که فهمید کلمات وقتی با صدا و احساس همراه شوند، قدرتی چندبرابر پیدا می‌کنند. از نظر شخصیتی، آرانیا ترکیبی از جسارت و آسیب‌پذیری است. او بی‌پروا درباره موضوعاتی سخن می‌گوید که در بسیاری از جوامع، به‌ویژه برای زنان، هنوز تابو محسوب می‌شوند. در عین حال، صداقت او در بیان تجربه‌های شخصی—از فشارهای اجتماعی گرفته تا مسائل مربوط به سلامت روان—باعث شده مخاطبانش احساس نزدیکی عمیقی با او داشته باشند. او نه در جایگاه یک «شاعر دور از دسترس»، بلکه به‌عنوان یک انسان واقعی با دغدغه‌های ملموس ظاهر می‌شود. همین ویژگی، یکی از دلایل اصلی محبوبیت اوست. سبک شعری آرانیا جوهار را باید در چارچوب اسلم پویتری یا شعر اجرايی درک کرد. در این سبک، شعر صرفاً مجموعه‌ای از واژه‌ها نیست، بلکه یک «اجرا» است؛ ترکیبی از صدا، بدن، ریتم و احساس. آرانیا به‌خوبی از این عناصر استفاده می‌کند تا مخاطب را نه‌تنها به شنیدن، بلکه به «حس کردن» شعر دعوت کند. مکث‌های حساب‌شده، تغییر لحن، تاکید بر برخی واژه‌ها و حتی زبان بدن او، همگی در انتقال معنا نقش دارند. به همین دلیل، بسیاری از آثارش زمانی بیشترین تاثیر را دارند که به‌صورت ویدیویی یا روی صحنه دیده شوند. از نظر زبانی، او به سادگی و شفافیت وفادار است. واژه‌های پیچیده و ساختارهای سنگین در شعر او جایی ندارند. این سادگی، البته به معنای سطحی بودن نیست، بلکه تلاشی آگاهانه برای دسترسی‌پذیر کردن شعر است. او می‌خواهد پیامش برای همه قابل فهم باشد، نه فقط برای مخاطبان خاص ادبی. این رویکرد باعث شده آثارش در شبکه‌های اجتماعی به‌سرعت منتشر شوند و میلیون‌ها نفر با آن‌ها ارتباط برقرار کنند. درون‌مایه‌های شعری آرانیا عمیقاً اجتماعی و انسانی هستند. او درباره نابرابری‌های جنسیتی، کلیشه‌های فرهنگی، فشارهایی که بر بدن و هویت زنان وارد می‌شود، و همچنین درباره اضطراب، تنهایی و جست‌وجوی خودِ واقعی می‌نویسد. یکی از شناخته‌شده‌ترین آثارش با عنوان «راهنمای یک دختر قهوه‌ای برای جنسیت»، به‌خوبی نشان‌دهنده این دغدغه‌هاست. در این اثر، او تجربه‌ی زیسته‌ی یک دختر در جامعه‌ای پر از قضاوت را به تصویر می‌کشد؛ تجربه‌ای که برای بسیاری از مخاطبان، آشنا و ملموس است. از نظر ساختاری، شعرهای او اغلب حالتی روایی دارند. او داستان می‌گوید، اما نه به شیوه کلاسیک، بلکه با زبانی فشرده و احساسی. هر شعر، قطعه‌ای از یک زندگی واقعی است؛ گاهی یک خاطره، گاهی یک اعتراض، و گاهی یک اعتراف. این روایت‌محور بودن، باعث می‌شود مخاطب به‌راحتی با شعر ارتباط برقرار کند و خود را در آن ببیند. در حوزه انتشار آثار، آرانیا مسیر متفاوتی را نسبت به شاعران سنتی انتخاب کرده است. او به‌جای تمرکز بر کتاب‌های چاپی، از پلتفرم‌های دیجیتال برای ارائه آثارش بهره می‌برد. ویدیوهای او در اینترنت میلیون‌ها بار دیده شده‌اند و همین امر باعث شده مخاطبانش محدود به یک منطقه جغرافیایی خاص نباشند. او همچنین در رویدادهای بین‌المللی، از جمله برنامه‌های سخنرانی، حضور داشته و با هنرمندان دیگر همکاری کرده است. این حضور فعال در فضاهای مختلف، نشان‌دهنده آن است که او شعر را در تعامل با دیگر اشکال هنری و رسانه‌ای می‌بیند. در زمینه دستاوردها، اگرچه آرانیا جوهار کمتر در چارچوب جوایز ادبی سنتی تعریف می‌شود، اما تاثیرگذاری او را نمی‌توان نادیده گرفت. او توانسته با مخاطبان گسترده‌ای ارتباط برقرار کند، الهام‌بخش بسیاری از جوانان باشد و به‌عنوان صدایی معتبر در مسائل اجتماعی شناخته شود. در واقع، موفقیت او بیشتر در «تاثیر» خلاصه می‌شود تا در «تقدیر رسمی». با این حال، آثار او از نگاه منتقدان دور نمانده است. یکی از نقدهای رایج، سادگی بیش از حد زبان و ساختار شعرهای اوست. برخی بر این باورند که شعرهایش از نظر تکنیکی به پای آثار کلاسیک یا حتی برخی شاعران مدرن نمی‌رسند. همچنین گفته می‌شود که در برخی موارد، پیام اجتماعی آن‌قدر پررنگ است که جنبه‌های هنری اثر را کم‌رنگ می‌کند. از سوی دیگر، وابستگی شدید شعرهای او به اجرا نیز مورد توجه قرار گرفته است؛ به این معنا که اگر همان متن بدون اجرا خوانده شود، ممکن است تاثیرگذاری‌اش کاهش یابد. اما در برابر این نقدها، باید به این نکته توجه کرد که آرانیا جوهار اساساً در حال بازتعریف مفهوم شعر است. او به نسلی تعلق دارد که با اینترنت، ویدیو و ارتباطات سریع رشد کرده و طبیعی است که فرم‌های هنری‌اش نیز با این تغییرات هماهنگ باشد. اگر شعر کلاسیک بر صفحه کاغذ تعریف می‌شود، شعر آرانیا بر صحنه و در فضای دیجیتال معنا پیدا می‌کند. از منظر فرهنگی، او نماینده نوعی «ادبیات زنده» است؛ ادبیاتی که در لحظه شکل می‌گیرد، اجرا می‌شود و بلافاصله با مخاطب ارتباط برقرار می‌کند. این نوع ادبیات، شاید از نظر برخی فاقد پیچیدگی‌های سنتی باشد، اما در عوض، از نظر تاثیرگذاری و گستره مخاطب، بسیار قدرتمند است. در نهایت، آرانیا جوهار را می‌توان پلی میان هنر و زندگی دانست؛ کسی که شعر را از قالب‌های محدود بیرون آورده و آن را به زبان روزمره مردم نزدیک کرده است. او با صدایی صادق و پرانرژی، توانسته روایتگر بخشی از واقعیت‌های تلخ و شیرین زندگی معاصر باشد. شعر او، بیش از آنکه به دنبال زیبایی صرف باشد، در پی «گفتن» است—گفتنی که گاه دردناک، گاه امیدبخش و همیشه واقعی است.  نمونه‌ای از حال‌وهوای شعر آرانیا جوهار (بازنویسی آزاد به سبک او) به من گفتند آرام‌تر حرف بزن دخترها صدایشان باید شبیه دعا باشد نه شبیه اعتراض به من گفتند لبخند بزن حتی وقتی دنیا روی شانه‌هایت سنگینی می‌کند اما من یاد گرفتم صدایم را از میان ترس‌هایم بیرون بکشم یاد گرفتم که هر واژه می‌تواند دیواری را فرو بریزد و حالا اگر بلند حرف می‌زنم برای این است که سال‌ها کسی صدایم را نشنیده بود نویسنده: قدسیه امینی

ادامه مطلب


20 ساعت قبل - 142 بازدید

ریچارد بنت، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر افغانستان با ابراز نگرانی گفته است که در سال جدید، دختران بالاتر از صنف ششم در افغانستان همچنان از رفتن به مکتب محروم هستند. آقای بنت در پیام تبریکی نوروز در حساب کاربری ایکس خود بر لغو محدودیت‌های تحصیلی دختران تاکید کرده و گفته است که علاوه بر دختران دانش‌آموز، دختران دانش‌جو نیز قادر به حضور در دانشگاه نیستند. وی در ادامه تاکید کرده است: «من یادآوری می‌کنم که تنها در افغانستان این روز، شروع یک سال تحصیلی جدید دیگر است که در آن دختران بالای صنف ششم اجازه ادامه تحصیل در مکتب را نخواهند داشت.» گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد در امور حقوق بشر افغانستان در ادامه افزوده است که این محدودیت‌ها غیرقابل قبول است و باید هر چه زودتر لغو شود. قابل ذکر است که نهادهای بین‌المللی همواره تاکید کردند که محرومیت دختران از آموزش نه تنها آینده آنان را تحت تأثیر قرار می‌دهد، بلکه پیامدهای گسترده اجتماعی و اقتصادی برای کل جامعه افغانستان به همراه دارد. باید گفت که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


2 روز قبل - 40 بازدید

نمایندگد اتحادیه‌ اروپا برای افغانستان در تازه‌ترین مورد در پیام تبریکی سال نو خورشیدی به شهروندان افغانستان، گفته است که انتظار دارد دختران بتوانند به مکتب بازگردند. این اتحادیه‌ با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است: «هم‌زمان با آغاز سال نو آموزشی، چشم به راه روزی هستیم که هر دختر دوباره به صنف درسی بازگردد.» قابل ذکر است سال ۱۴۰۵، پنجمین سالی است که دختران بالاتر از صنف ششم در افغانستان حق آموزش را از دست داده‌اند. حکومت سرپرست پس از بازگشت به قدرت در تابستان سال ۱۴۰۰، حق آموزش بالاتر از صنف ششم را برای دختران تعلیق کرده و هنوز روشن نیست که چه زمانی دختران می‌توانند حق آموزش را دوباره به دست بیاورند. در ابتدا حکومت فعلی گفته بود که روی طرحی اسلامی برای بازگشت دختران به مکتب کار می‌کنند و با نهایی‌شدن آن دختران می‌توانند به آموزش ادامه بدهند؛ اما با گذشت زمان دختران نه تنها نتوانستند به مکتب بازگردند، بل که دختران و زنان حق تحصیل در دانشگاه را نیز از دست دادند.

ادامه مطلب


4 روز قبل - 55 بازدید

همزمان با ۲۷ حوت، روز ملی خبرنگار، رادیوی خصوصی «سند غږ (صدای دریا)» در ولایت کنر نشرات رسمی خود را آغاز کرده است. این رسانه‌ی صوتی روز (چهارشنبه، ۲۷ حوت) نشرات خود را آغاز کرده است که رادیو صدای دریا روی موج ۸۹.۵ اف‌.ام به مدت ۱۸ ساعت در روز نشرات خواهد داشت و از طریق شبکه‌های اجتماعی به‌صورت ۲۴ ساعته فعالیت خواهد کرد. عبدالقدوس شمس، معاون رادیو صدای دریا به رسانه‌ها گفته است که این رادیو برای برآورده کردن نیازهای آموزشی، خبری و آگاهی عمومی ایجاد شده و تلاش خواهد کرد اطلاعات دقیق، سریع و بی‌طرفانه را ارائه دهد. وی در ادامه تاکید کرده است که این رادیوی خصوصی در بخش‌های خبری، تحلیلی، آموزشی و فرهنگی، به موضوعات زنان، کودکان و جوانان توجه ویژه‌ای خواهد داشت. این رادیوی محلی در حالی در کنر به فعالیت خود آغاز کرده است که حکومت فعلی طی بیش از چهار سال گذشته محدودیت‌های شدیدی بر رسانه‌ها و فعالیت رسانه‌ای وضع کرده است. مرکز خبرنگاران افغانستان در گزارشی نوشته است که نقض آزادی رسانه‌ها در افغانستان در یک سال گذشته ۲۰ درصد افزایش یافته است در گزارش مرکز خبرنگاران آمده که طی یک سال گذشته کنترل بر رسانه‌ها را تشدید شده و روند سرکوب و سانسور‌ رسانه‌ها در کشور به شکل بی‌سابقه‌ای افزایش یافته است. براساس این گزارش، در سال ۱۴۰۴ دست‌کم ۲۰۷ رویداد نقض آزادی رسانه‌ها و خشونت علیه خبرنگاران ثبت شده که شامل کشته شدن دو خبرنگار، زخمی شدن یک خبرنگار دیگر، ۱۸۳ مورد تهدید، ۲۱ مورد بازداشت خبرنگاران و فعالان رسانه‌ای می‌باشد.

ادامه مطلب


5 روز قبل - 79 بازدید

صندوق جمعیت سازمان ملل (UNFPA) اعلام کرده است که ارائه خدمات اساسی و حمایت روانی‌ـ‌اجتماعی برای زنان و دختران در افغانستان نقش مؤثری در کاهش آسیب‌پذیری آنان داشته و به بهبود وضعیت روحی و توانمندسازی‌ آنان کمک می‌کند. این سازمان با نشر گزارشی گفته است که بسیاری از زنان و دختران در افغانستان به‌دلیل تجربه‌های دشوار زند‌گی، خشونت و فشارهای اقتصادی، با مشکلات عمیق روحی و اجتماعی روبرو هستند و نیاز به حمایت گسترده دارند. صندوق جمعیت سازمان ملل در ادامه تاکید کرده است که خدمات مشاوره در مراکز سازمان ملل، فضای امنی را برای زنان ایجاد کرده تا بتوانند تجربه‌های سخت گذشته را بازگو کرده و توان عاطفی خود را بازسازی کنند. این نهاد در ادامه افزوده است که جلسات منظم مشاوره به زنان کمک کرده تا اعتمادبه‌نفس خود را بازیابند و در نقش‌های خانوادگی و اجتماعی با توان بیش‌تری عمل کنند. صندوق جمعیت سازمان ملل متحد در ادامه تصریح کرده است که فراهم‌سازی فرصت‌های حمایتی و خدمات روانی‌ـ‌اجتماعی برای زنانی که با آسیب و بحران روبرو هستند، از نیازهای اساسی جامعه محسوب می‌شود. سازمان ملل گفته است که این کمک‌ها با پشتیبانی «اداره عملیات حفاظت ملکی و کمک‌های بشردوستانه کمیسیون اروپا» فراهم شده و هدف آن توانمندسازی زنان در شرایط دشوار است. در حالی سازمان ملل بر ارائه خدمات روانی-اجتماعی برای زنان و دختران تاکید دارد که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


6 روز قبل - 103 بازدید

رسانه‌ها اعلام کرده‌اند که هوسی ظریف اندر، شهروند افغانستان مقیم آلمان در انتخابات شورای شهر فرانکفورت آلمان به پیروزی رسیده و وارد این شورا شده است. خانم اندر شب گذشته (سه‌شنبه، ۲۶ حوت) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود از این پیروزی خبر داده و گفته است که با به‌دست‌آوردن ۵۳ هزار رأی در انتخابات شورای شهر فرانکفورت، به عنوان عضو این شورا انتخاب شده است. وی در ادامه تاکید کرده است که برای کمک به افغانستانی‌هایی که با مشکلات روبرو هستند وارد سیاست شده است. او در ادامه افزوده است که زنان و دختران باید از حق آموزش برخوردار باشند و برای زنان افغانستان آرزو دارد بتوانند به مکتب و آموزش دسترسی داشته باشند. در گزارش‌ها آمده است که شورای شهر فرانکفورت، از مهم‌ترین نهادهای تصمیم‌گیری در این شهر است که در حوزه‌های قانون‌گذاری، توسعه‌ی زیرساخت‌ها، امور مالی و خدمات اجتماعی تصمیم‌گیری می‌کند. در حالی هوسی ظریف اندر به شورای شهر فرانکفورت آلمان راه پیدا می‌کند که حکومت سرپرست پس از تسلط دوباره بر افغانستان، آموزش دختران بالاتر از صنف ششم را منع کردند و سپس دروازه‌ی دانشگاه‌ها را نیز به‌روی زنان و دختران بستند. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند.

ادامه مطلب


6 روز قبل - 71 بازدید

بخش زنان سازمان ملل (UN Women) اعلام کرده است که با وجود محدودیت‌های گسترده و ناپایداری در سراسر افغانستان، به ارائه خدمات به زنان و دختران این کشور ادامه خواهد داد. سوزان فرگوسن، نماینده ویژه سازمان ملل در امور زنان افغانستان با نشر اعلامیه‌ای گفته است که این نهاد در بحرانی‌ترین وضعیت حقوق زنان در جهان فعالیت می‌کند و تلاش می‌کند صدها هزار زن و دختر در نیاز را تحت پوشش قرار دهد. خانم فرگوسن در ادامه تاکید کرده است: «با وجود محدودیت‌ها برای زنان و دختران و درگیری‌های جاری، صرف‌نظر از هر شرایطی، بخش زنان سازمان ملل در افغانستان باقی مانده و خدمات خود را ارائه می‌دهد.» او از جامعه بین‌المللی خواسته است تا به حمایت از زنان و دختران افغانستان ادامه دهد و از «عادی‌سازی» این وضعیت جلوگیری کند. براساس گزارش‌ها، پس از حملات اخیر، بیش از ۶۴ هزار تن در جریان تشدید درگیری‌ها با پاکستان آسیب دیده‌اند که بیش از نیمی از آن‌ها زنان و دختران هستند. بسیاری از زنان در سال گذشته برای دومین یا سومین بار مجبور به فرار شده‌اند. بخش زنان سازمان ملل همچنان از کمبود بودجه جدی خبر داده و گفته است که نزدیک به ۵۰۰ میلیون دالر برای ادامه برنامه‌های خود در افغانستان در سال ۲۰۲۶ میلادی مورد نیاز است. این سازمان خواستار حمایت فوری جامعه‌ی جهانی برای پاسخ به نیازهای زنان افغانستان شده است. همچنین حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند.

ادامه مطلب


6 روز قبل - 57 بازدید

بخش زنان سازمان ملل برای افغانستان در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که محدودیت‌ها و ممنوعیت‌ها علیه زنان و دختران در افغانستان نباید ساده‌سازی شود. این نهاد این اظهارات را امروز (چهارشنبه، ۲۷ حوت) در هفتادمین نشست کمیسیون وضعیت زنان سال ۲۰۲۶ مطرح کرده و گفته است که بیش‌ترین افراد متاثر از جنگ میان طالبان و پاکستان، کودکان و زنان هستند. بخش زنان سازمان ملل متحد در ادامه تاکید کرده است که پیش از بمباران مرکز درمان اعتیاد در کابل توسط پاکستان، بیش‌ترین تلفات در میان غیرنظامیان شامل زنان و کودکان بوده است. همچنین یوناما یا دفتر هیأت معاونت سازمان ملل در افغانستان نیز گفته است که پیش از حمله پاکستان به مرکز درمان اعتیاد، کشته شدن ۷۵ غیرنظامی و زخمی شدن حدود ۲۵۰ تن دیگر را مستندسازی کرده است. در اعلامیه آمده است که بسیاری از خانواده‌های اخراج‌شده از پاکستان اکنون در اثر درگیری‌ها چندین بار آواره شده‌اند. یوناما افزوده است که در پی درگیری‌ها و ناامنی در ایران، بسیاری از خانواده‌های افغانستان در حال بازگشت هستند که پیش‌بینی می‌شود تعداد آنان در روزهای آینده افزایش یابد. سازمان ملل گفته است که بیش از ۱۰ میلیون زن و دختر در افغانستان در سال جاری به کمک‌های بشردوستانه نیاز خواهند داشت. همچنین سازمان ملل پیش‌تر در یک پژوهش تازه گفته بود که زنان در افغانستان چهار برابر کمتر از مردان به عدالت دسترسی دارند.

ادامه مطلب


6 روز قبل - 73 بازدید

گاهی زندگی یک دختر با صدای آرام ورق خوردن یک دفتر آغاز می‌شود، اما با صدای بسته شدن یک دروازه برای همیشه تغییر می‌کند. آن صبحی که داستان مینا شروع شد، هیچ‌چیز در ظاهر متفاوت نبود. آفتاب تازه از پشت کوه‌های خاکستری کابل بالا آمده بود و نور کمرنگش روی دیوارهای گلی خانه‌ها می‌نشست. کوچه‌ی باریک محله هنوز نیمه‌خواب بود؛ تنها صدای دور موترهایی که از سرک اصلی عبور می‌کردند و صدای جاروی زنی که خاک کوچه را جمع می‌کرد شنیده می‌شد. اما در یکی از خانه‌های کوچک همان کوچه، دختری شانزده‌ساله کنار چراغ کم‌نور نشسته بود و دفترش را ورق می‌زد؛ دفتری که هنوز بوی تازه‌ی کاغذ می‌داد و پر از خط‌های مرتب و رؤیاهای نوشته‌نشده بود. مینا با انگشتانش آرام روی صفحه‌ی دفتر کشید. آن صفحه هنوز نیمه‌خالی بود. شب قبل تصمیم گرفته بود امروز در آن بنویسد که می‌خواهد در آینده چه شود. معلمشان در صنف گفته بود: «هرکدامتان بنویسید که در آینده چه آرزویی دارید.» برای خیلی از شاگردان شاید این فقط یک تکلیف ساده بود، اما برای مینا چیزی بیشتر از یک تکلیف بود؛ این صفحه برای او نقشه‌ی زندگی‌اش بود. او همیشه می‌گفت می‌خواهد داکتر شود. نه فقط برای اینکه لباس سفید بپوشد یا در شفاخانه کار کند، بلکه برای اینکه مادرش دیگر مجبور نباشد برای هر درد کوچکی به کلینیک‌های دور و گران برود. مادرش بارها گفته بود که وقتی مینا داکتر شود، اولین مریضش خودش خواهد بود. هر بار که این حرف را می‌گفت، لبخند می‌زد، اما در نگاهش امیدی واقعی دیده می‌شد؛ امیدی که در خانه‌ی فقیرانه‌ی آنها مثل یک چراغ کوچک می‌سوخت. خانه‌ی مینا در یکی از محله‌های ساده‌ی غرب کابل قرار داشت. خانه‌ای که دو اتاق کوچک داشت، با دیوارهای گلی و سقفی که در زمستان‌ها گاهی چکه می‌کرد. حیاط خانه بزرگ نبود، اما در گوشه‌اش یک درخت زردآلو قدیمی ایستاده بود که در بهار شکوفه می‌داد و در تابستان سایه‌ی خنکی ایجاد می‌کرد. مینا بیشتر وقت‌هایش را زیر همان درخت درس می‌خواند. وقتی کتاب‌هایش را باز می‌کرد و باد آرام شاخه‌ها را تکان می‌داد، احساس می‌کرد دنیا بزرگ‌تر از کوچه‌های خاکی محله است. آن صبح، مادرش در آشپزخانه‌ی کوچک خانه مشغول پختن نان بود. بوی نان تازه در خانه پیچیده بود. پدرش هنوز خواب بود؛ او کارگر ساختمانی بود و اغلب شب‌ها خسته و دیر به خانه می‌آمد. زندگی‌شان ساده و پر از سختی بود، اما در آن خانه یک چیز همیشه وجود داشت: باور به آینده‌ی مینا. مادرش همیشه می‌گفت: «دخترم، اگر درس بخوانی، زندگی‌ات مثل ما نمی‌شود.» این جمله بارها در گوش مینا تکرار شده بود. شاید به همین دلیل بود که او درس خواندن را فقط یک وظیفه نمی‌دانست؛ برایش مثل راهی بود برای عبور از تنگنای زندگی. وقتی آماده شد، بکس مکتبش را برداشت. بکس آبی‌رنگی که چند سال پیش پدرش از بازار خریده بود. بندهایش کمی کهنه شده بود، اما هنوز محکم بود. داخل آن کتاب‌های ریاضی، کیمیا، زیست‌شناسی و چند دفتر مرتب قرار داشت. مینا همیشه دفترهایش را با دقت نگه می‌داشت؛ حتی گوشه‌ی صفحاتشان تا نمی‌شد. او از خانه بیرون آمد. هوای صبح خنک بود و آفتاب تازه کوچه را روشن کرده بود. چند دختر دیگر هم از خانه‌هایشان بیرون آمده بودند. آنها همیشه با هم تا مکتب می‌رفتند. راهشان طولانی نبود، اما همان مسیر کوتاه برایشان پر از حرف و خنده بود. درباره‌ی امتحان‌ها، درباره‌ی معلمان سخت‌گیر، و درباره‌ی آینده‌ای که در ذهنشان ساخته بودند. اما آن روز، چیزی در فضا متفاوت بود. دخترها کمتر حرف می‌زدند. بعضی آهسته با هم نجوا می‌کردند. مینا وقتی به چهره‌هایشان نگاه کرد، نگرانی را در چشم‌هایشان دید. یکی از دخترها آهسته گفت: «می‌گویند امروز شاید اجازه ندهند دخترها داخل شوند.» مینا ابتدا فکر کرد این هم یکی از همان شایعاتی است که گاهی در شهر می‌پیچد و بعد فراموش می‌شود. اما وقتی به دروازه‌ی مکتب رسیدند، همه چیز روشن شد. دروازه بسته بود. دخترها پشت آن ایستاده بودند. بعضی هنوز امیدوار بودند که شاید لحظه‌ای بعد باز شود. بعضی آرام گریه می‌کردند. بعضی در سکوت فقط به دروازه نگاه می‌کردند؛ انگار می‌خواستند باور کنند که این فقط یک اشتباه است. مینا چند قدم جلو رفت. دستش را روی دروازه‌ی فلزی گذاشت. فلز سرد بود. آن لحظه احساس کرد چیزی درونش فرو ریخت؛ چیزی شبیه شکستن یک رویا. او به یاد آورد که شب قبل چقدر با شوق دفترش را باز کرده بود تا درباره‌ی آینده‌اش بنویسد. اما حالا آینده‌ای که تصور می‌کرد، ناگهان دور و مبهم شده بود. وقتی به خانه برگشت، قدم‌هایش سنگین بود. بکس هنوز روی شانه‌اش بود، اما انگار دیگر معنایی نداشت. مادرش وقتی چهره‌ی او را دید، فهمید که اتفاقی افتاده است. «چی شد دخترم؟» مینا آرام گفت: «مکتب بسته است… برای ما.» مادرش لحظه‌ای سکوت کرد. نگاهش به زمین افتاد. هیچ‌کدام چیزی نگفتند. در آن سکوت کوتاه، هزاران حرف ناگفته وجود داشت. روزها گذشت. در ابتدا مینا هنوز هر صبح بیدار می‌شد و بکسش را نگاه می‌کرد، انگار انتظار داشت که دوباره به مکتب برگردد. اما کم‌کم فهمید که زندگی‌اش وارد فصل تازه‌ای شده است؛ فصلی که در آن کلاس درس، زنگ تفریح و صدای معلم دیگر وجود نداشت. او بیشتر وقتش را در خانه می‌گذراند. به مادرش در کارهای خانه کمک می‌کرد، ظرف می‌شست، حیاط را جارو می‌کرد و گاهی لباس می‌دوخت. اما در دلش همیشه خلأیی وجود داشت؛ خلأیی که هیچ کاری نمی‌توانست پر کند. گاهی بعدازظهرها زیر درخت زردآلو می‌نشست و کتاب‌هایش را باز می‌کرد. صفحات کتاب هنوز همان بودند، اما احساسش نسبت به آنها تغییر کرده بود. قبلاً هر صفحه برایش قدمی به سوی آینده بود؛ حالا بیشتر شبیه یادگاری از گذشته شده بود. دوستانش هم کم‌کم از او دور شدند. بعضی خانواده‌هایشان تصمیم گرفتند آنها را زودتر شوهر بدهند. بعضی به ولایت‌های دیگر رفتند. بعضی فقط در خانه ماندند، بی‌برنامه و بی‌آینده. اما مینا هنوز شب‌ها کتاب می‌خواند. وقتی همه خواب بودند، چراغ کوچک را روشن می‌کرد و آرام درس می‌خواند. نه برای امتحان، نه برای نمره؛ فقط برای اینکه احساس کند هنوز بخشی از خودش زنده است. یک روز دختر کوچکی از همسایه‌ها به خانه‌شان آمد و گفت: «خواهر مینا، می‌توانی به من خواندن یاد بدهی؟» آن لحظه چیزی در دل مینا روشن شد. از آن روز، چند دختر کوچک عصرها به خانه‌شان می‌آمدند. روی قالین کهنه در حیاط می‌نشستند و مینا برایشان الفبا و حساب یاد می‌داد. وقتی آنها با صدای بلند حروف را تکرار می‌کردند، مینا احساس می‌کرد دوباره در صنف مکتب است. اما در دلش هنوز غمی عمیق باقی بود؛ غمی که هر بار با دیدن بکس مکتبش در گوشه‌ی اتاق زنده می‌شد. شب‌ها گاهی به پشت‌بام می‌رفت. از آنجا چراغ‌های شهر دیده می‌شد. کابل در شب آرام به نظر می‌رسید، اما او می‌دانست در دل این شهر هزاران دختر مثل او زندگی می‌کنند؛ دخترانی که دفترهایشان نیمه‌باز مانده است. او به آسمان نگاه می‌کرد و با خود فکر می‌کرد: «آیا روزی دوباره به مکتب برمی‌گردم؟» پاسخی نداشت. اما هنوز هر شب دفترش را باز می‌کرد؛ همان دفتری که صفحه‌ی اولش نیمه‌خالی مانده بود. گاهی به آن صفحه نگاه می‌کرد و فکر می‌کرد روزی شاید دوباره بتواند در آن بنویسد: «آرزویم این است که داکتر شوم.» و شاید آن روز، دفترش دیگر نیمه‌باز نماند. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب