برچسب: محدودیت

38 دقیقه قبل - 20 بازدید

مراسم عزاداری روز عاشورا امروز (جمعه، ۵ سرطان) در شماری از ولایت‌های افغانستان به صورت گسترده و با حضور پرشور زنان، مردان و کودکان با وجود محدودیت‌های وضع شده از سوی حکومت سرپرست در مساجد و تکیه‌خانه‌ها برگزار شد. در مناطق شیعه‌نشین هرات از جمله شهرک المهدی جبرئیل، شهرک اندیشه و منطقه بکرآباد، مردم مراسم عزاداری و سینه‌زنی برگزار کردند. در قندهار و کابل نیز شیعیان در مساجد و تکیه‌خانه‌ها مراسم عزاداری برگزار کردند. مراسم عزاداری محرم امسال نیز، مانند سال‌های گذشته، با محدودیت‌های حکومت سرپرست همراه بود. حکومت فعلی از اوایل صبح امروز خدمات مخابراتی را در پایتخت قطع کردند. شورای علمای شیعه افغانستان دیروز در بیانیه‌ای اعلام کرد که حکومت فعلی در روزهای اخیر برخی از مسوولان مساجد و تکایا را «به‌دلیل برافراشتن نمادهای عزاداری» بازداشت کرده‌اند. در بیانیه این شورا آمده است که حکومت سرپرست «برخلاف تفاهمات و فیصله‌های کمیته موظف امارتی محرم»، پرچم‌ها و نمادهای عزاداری را از برخی مساجد و حسینیه‌ها جمع‌آوری کرده‌اند. همچنین مردم از محدودیت‌های دولت انتقاد کرده و خواستار آزادی و احترام به مراسم‌هاس مذهبی شدند. پیام‌های عاشورایی سیاسیون در کنار آن، برخی از چهره‌های سیاسی نیز به مناسبت عاشورا پیام‌های تسلیت منتشر کردند. حامد کرزی، رییس‌جمهور پیشین، با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است: «امام حسین، طی یک حرکت اصلاحی معنادار، با انگشت نهادن بر انحرافات اجتماعی، بر آن شد تا جامعه را به اصلاح امور و تصحیح اعمال دعوت نماید و برای بیداری و برانگیختن احساس مسوولیت مردم در برابر کج‌روی‌ها تا پای جان ایستاد و حماسه تاریخی کربلا را به یادگار نهاد.» وی در ادامه تاکید کرد: «مردم افغانستان، همانند دیگر مسلمانان، از عاشورا و نهضت حسینی تجلیل به عمل آورده، دوستی اهل بیت رسول مکرم اسلام را عامل وحدت و برادری میان خود می‌دانند و از این فرصت برای اصلاح، روشنگری و تحکیم اتحاد و همدلی بهره می‌گیرند.» همچنین عبدالله عبدالله، رییس شورای عالی مصالحه حکومت پیشین نیز در پیام خود گفته است: «عاشورا یکی از روزهای بزرگ و پرمعنای تاریخ اسلام است که در آن ارزش‌های والای ایمان، تقوا، صبر، فداکاری و استقامت در برابر دشواری‌ها جلوه‌ای ماندگار یافته است.» او تصریح کرد: «این روز، مسلمانان را به تأمل در آموزه‌های دینی، تقویت روحیه همبستگی، رعایت عدالت و پایبندی به اصول انسانی و اسلامی فرا می‌خواند.» احمد مسعود، رهبر جبهه مقاومت ملی افغانستان، در پیامی گفته است: «عاشورا به ما آموخت که ایستادن در برابر ظلم، نه تنها یک انتخاب، بلکه مسوولیت ایمانی، انسانی و تاریخی است.» قابل ذکر است که تا لحظه نشر این خبر، هیچ پیامی از سوی مقام‌ها و سخنگویان حکومت فعلی درباره عاشورا منتشر نشده بود.

ادامه مطلب


4 ساعت قبل - 43 بازدید

سازمان عفو بین‌الملل به وضع محدودیت و سرکوب گسترده‌ی زنان و دختران در افغانستان واکنش نشان داده و می‌گوید که جهان نباید زنان افغانستان را فراموش کند. این نهاد با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که حقوق، کرامت و فرصت‌های زنان افغانستان باید همچنان در مرکز توجه جامعه‌ی جهانی قرار داشته باشد. سازمان عفو بین‌الملل در ادامه تاکید کرده است که حقوق دختران و زنان، حقوق بشر است؛ فرقی نمی‌کند که آن‌ها در کجای جهان باشند. این نهاد گفته است که زنان و دختران در افغانستان، از آموزش بیش از صنف ششم در مکتب و از تحصیل در دانشگاه، حضور در برنامه‌های تفریحی و سرگرمی تلویزیون، سخنرانی در محفل‌های عمومی، رفتن به پارک و ورزش‌کردن منع شده‌اند. در ادامه آمده است که زنان در افغانستان حق کارکردن در سازمان‌های غیردولتی را ندارند و همین گونه بدون همراه محرم مرد، نمی‌تواند بیش از ۷۲ کیلومتر سفر کنند. در حالی این نهاد از حقوق زنان دفاع می‌کند که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. بر بنیاد گزارش‌ها، اگر این ممنوعیت ادامه یابد، تا سال ۲۰۳۰ نزدیک به چهار میلیون دختر ممکن است از آموزش محروم شوند.

ادامه مطلب


5 ساعت قبل - 65 بازدید

تابستان هرات همیشه بوی خاک داغ و بادهای سوزانی را دارد که از دشت‌های خشک اطراف شهر می‌وزند و بر دیوارهای گلی خانه‌ها می‌نشینند. در یکی از همین صبح‌های گرم، زمانی که بیشتر مردم هنوز در خواب بودند، نرگس آرام از روی فرش کهنه‌ای که همراه چهار خواهر و برادرش بر آن خوابیده بود، برخاست. هوا هنوز کاملاً روشن نشده بود، اما او می‌دانست که باید عجله کند. مادرش در گوشه حویلی کوچک خانه آتش تنور را روشن می‌کرد و پدرش آماده می‌شد تا راهی کوره خشت‌پزی شود. نرگس تنها سیزده سال داشت، اما زندگی او را بسیار زودتر از سنش بزرگ کرده بود. روزگاری شاگرد صنف هفتم مکتب بود؛ دختری که هر روز با شوق کتاب‌هایش را در آغوش می‌گرفت و از کوچه‌های خاکی هرات به سوی مکتب می‌رفت. اما اکنون به جای کتاب و قلم، بیل و قالب خشت در دست داشت و روزهایش را در میان گردوغبار و گرمای سوزان کوره سپری می‌کرد. او بزرگ‌ترین فرزند خانواده بود. پس از او چهار خواهر کوچک‌تر و یک برادر خردسال قرار داشتند؛ کودکی که نور چشم خانواده به شمار می‌رفت. خانه‌شان تنها دو اتاق کوچک داشت؛ اتاق‌هایی که زمستان‌ها سرد و تابستان‌ها طاقت‌فرسا می‌شدند. پدرش سال‌ها به عنوان کارگر روزمزد کار کرده بود و هر صبح برای یافتن کار از خانه بیرون می‌رفت. هرچند زندگی‌شان ساده بود، اما نرگس می‌توانست درس بخواند و به آینده‌ای بهتر بیندیشد. او همیشه از شاگردان ممتاز صنف بود و معلمانش از استعداد و علاقه‌اش به درس سخن می‌گفتند. به‌ویژه به مضمون زبان دری علاقه فراوان داشت. هرگاه انشایی می‌نوشت، معلمش با افتخار نوشته‌های او را برای دیگر شاگردان می‌خواند. نرگس در رؤیاهایش خود را معلمی می‌دید که به دختران دیگر درس می‌دهد؛ دخترانی که مانند خودش عاشق کتاب و آموختن هستند. اما زندگی همیشه مطابق آرزوهای انسان پیش نمی‌رود. با بسته شدن درهای مکتب به روی دختران، نرگس ابتدا باور نداشت که این وضعیت طولانی شود. هر روز لباس مکتبش را نگاه می‌کرد، کتاب‌هایش را مرتب می‌چید و منتظر خبری می‌ماند که اجازه بازگشت به صنف را بدهد. هفته‌ها و ماه‌ها گذشت، اما آن خبر هرگز نرسید. هم‌زمان، وضعیت اقتصادی خانواده نیز روزبه‌روز دشوارتر شد. قیمت مواد غذایی افزایش یافت، فرصت‌های کاری کمتر شد و درآمد اندک پدر دیگر پاسخگوی نیازهای خانواده نبود. شب‌هایی فرا می‌رسید که مادر با نگرانی سفره‌ای کوچک پهن می‌کرد و تلاش داشت غذای اندک را میان اعضای خانواده تقسیم کند. نرگس بارها دیده بود که مادرش سهم غذای خود را به کودکان می‌دهد و وانمود می‌کند که سیر است. همین صحنه‌ها قلب او را می‌فشرد و وادارش می‌کرد بیش از سنش به دشواری‌های زندگی بیندیشد. روزی که پدر از او خواست همراهش به کوره برود، یکی از تلخ‌ترین روزهای زندگی نرگس بود. آن شب سکوت سنگینی بر خانه حاکم بود. نور کم‌رنگ چراغ، سایه‌های لرزانی بر دیوارها انداخته بود و صدای نفس‌های کودکان در فضا می‌پیچید. پدر مدت زیادی سکوت کرد و سپس با آهی سنگین گفت: «دخترم، دیگر به تنهایی از پس این زندگی برنمی‌آیم.» نرگس چیزی نگفت. او از مدت‌ها پیش دشواری‌های پدر را درک کرده بود. مادر نیز اشک‌هایش را پنهان کرد و گفت: «اگر راه دیگری داشتیم، هرگز از تو چنین چیزی نمی‌خواستیم.» همان شب نرگس تصمیمش را گرفت. نمی‌خواست بار بیشتری بر دوش خانواده باشد. صبح روز بعد، پیش از طلوع آفتاب، همراه پدر راهی کوره شد. کوره خشت‌پزی در حاشیه شهر قرار داشت؛ جایی که زمین‌های وسیع خاکی و ردیف‌های بی‌پایان خشت‌های خام در کنار هم دیده می‌شدند. از همان لحظه ورود، نرگس احساس کرد پا به دنیایی متفاوت گذاشته است. کارگران با لباس‌های خاک‌آلود زیر آفتاب سوزان کار می‌کردند؛ برخی خاک را با آب مخلوط می‌کردند، برخی قالب‌ها را پر می‌کردند و گروهی دیگر خشت‌های خشک‌شده را جابه‌جا می‌کردند. بوی خاک خیس و دود کوره در هوا پیچیده بود. در نخستین روز، دستان ظریف نرگس پر از تاول شد. پاهایش درد می‌کرد و شانه‌هایش زیر وزن خشت‌ها می‌سوخت. اما او شکایتی نکرد. تنها به خواهران کوچک‌ترش فکر می‌کرد که در خانه منتظر بازگشت او بودند. روزها یکی پس از دیگری سپری شدند. نرگس پیش از طلوع خورشید بیدار می‌شد، همراه پدر راه طولانی کوره را طی می‌کرد و تا غروب زیر آفتاب کار می‌کرد. عصرها با بدنی خسته و لباس‌هایی پوشیده از خاک به خانه بازمی‌گشت. بسیاری از شب‌ها آن‌قدر خسته بود که هنگام غذا خوردن چشمانش بسته می‌شد. با این حال، چیزی که بیش از خستگی جسمی او را آزار می‌داد، دوری از مکتب بود. هر بار که از کنار ساختمان مکتب سابقش عبور می‌کرد، قلبش به درد می‌آمد. به پنجره‌های صنف‌ها نگاه می‌کرد و روزهایی را به یاد می‌آورد که پشت میز چوبی خود می‌نشست و با اشتیاق به سخنان معلم گوش می‌داد. گاهی صدای خنده شاگردان را می‌شنید و احساس می‌کرد بخشی از زندگی‌اش از او گرفته شده است. با وجود همه دشواری‌ها، نرگس اجازه نداد علاقه‌اش به آموختن خاموش شود. او هنوز کتاب‌های صنف هفتمش را نگه داشته بود. شب‌ها، زمانی که همه اعضای خانواده خواب بودند، چراغ کوچک خانه را روشن می‌کرد و کتاب‌هایش را ورق می‌زد. درس‌ها را دوباره می‌خواند و نکته‌هایی را که فراموش کرده بود، یادداشت می‌کرد. خواهران کوچک‌ترش اغلب دور او جمع می‌شدند و با کنجکاوی به کتاب‌ها نگاه می‌کردند. نرگس خواندن و نوشتن را به آنان می‌آموخت و گاهی داستان‌های کتاب‌های درسی را برایشان می‌خواند. در آن لحظه‌ها احساس می‌کرد بخشی از رؤیای معلم شدن هنوز در وجودش زنده است. روزی گرم از روزهای تابستان، هنگامی که خورشید بی‌رحمانه بر زمین می‌تابید، نرگس و پدرش در گوشه‌ای از کوره مشغول استراحت بودند. باد داغی می‌وزید و ذرات خاک را در هوا پراکنده می‌کرد. نگاه نرگس به دوردست دوخته شد؛ به شهری که در افق دیده می‌شد. ناگهان انشایی را به یاد آورد که سال‌ها پیش درباره آرزوهای آینده نوشته بود؛ انشایی که در آن از معلم شدن و خدمت به دختران سرزمینش سخن گفته بود. اشک در چشمانش حلقه زد. پدر که متوجه حال او شده بود، آرام پرسید: «باز هم به مکتب فکر می‌کنی؟» نرگس سر تکان داد. پدر لحظه‌ای سکوت کرد و سپس گفت: «شاید نتوانسته باشم زندگی‌ای را که آرزو داشتم برایت فراهم کنم، اما هنوز امیدم را از دست نداده‌ام. هیچ‌کس نمی‌داند فردا چه خواهد شد.» همین جمله کوتاه برای نرگس ارزش بزرگی داشت. در میان تمام دشواری‌ها، همین امیدهای کوچک بود که او را سرپا نگه می‌داشت. ماه‌ها گذشت و نرگس همچنان در کوره کار کرد. دست‌هایش دیگر نرمی گذشته را نداشت و بر انگشتانش رد زخم و ترک دیده می‌شد. چهره‌اش زیر آفتاب تیره‌تر شده بود و نگاهش از سنش پخته‌تر به نظر می‌رسید. اما در درون او هنوز همان دختر صنف هفتم زندگی می‌کرد؛ دختری که عاشق کتاب بود و رؤیای آینده‌ای متفاوت را در سر داشت. شب‌ها روی پشت‌بام خانه می‌نشست و به آسمان پرستاره هرات نگاه می‌کرد. با خود می‌اندیشید شاید روزی دوباره فرصت درس خواندن پیدا کند؛ شاید روزی بتواند به صنف بازگردد، کتابی تازه در دست بگیرد و راه ناتمامش را ادامه دهد. او نمی‌دانست آن روز چه زمانی فرا خواهد رسید، اما یک چیز را به‌خوبی می‌دانست؛ اگر امیدش را از دست بدهد، همه چیز را باخته است. به همین دلیل هر صبح با وجود خستگی از خواب برمی‌خاست، به کوره می‌رفت و در دل، رؤیایی را زنده نگه می‌داشت که نه فقر، نه گرمای سوزان و نه هیچ دشواری دیگری نتوانسته بود آن را خاموش کند. نرگس در میان خاک و دود کوره زندگی می‌کرد، اما ذهنش همچنان در میان کتاب‌ها و صنف‌های مکتب پرواز داشت؛ و همین رؤیا به او توان می‌داد تا روزهای سخت را پشت سر بگذارد. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


1 روز قبل - 88 بازدید

حسن سروش، سفیر حکومت پیشین در کانادا، با حضور در گروهی از معترضان در برابر پارلمان این کشور، گفته است که زنان و دختران باید محور تصمیم‌گیری‌های جهان در باره افغانستان باشند. آقای سروش گفته است: «رویدادهای هرات، حوادث جداگانه‌ای نیستند، بلکه بخشی از یک الگوی گسترده‌تر از محدودیت‌هایی هستند که به طور نظام‌مند زنان و دختران را از تحصیل، اشتغال، زندگی عمومی و آزادی رفت و آمد محروم کرده‌اند.» او بر اهمیت استفاده مؤثر از سازوکارهای پاسخگویی بین‌المللی و اطمینان از این‌که حقوق همه شهروندان افغانستان، به‌ویژه زنان و دختران، در مرکز تعاملات و تصمیم‌گیری‌های بین‌المللی در مورد افغانستان باقی بماند، تاکید کرد. این تجمع اعتراضی در واکنش رویدادهای هرات از سوی «شبکه همکاری و توانمندسازی افغان‌ها» در کانادا برگزار شد. در حالی سفیر حکومت پیشین در کانادا بر رعایت حقوق زنان و دختران تاکید می‌کند که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. بر بنیاد گزارش‌ها، اگر این ممنوعیت ادامه یابد، تا سال ۲۰۳۰ نزدیک به چهار میلیون دختر ممکن است از آموزش محروم شوند.

ادامه مطلب


1 روز قبل - 76 بازدید

کمیته حفاظت از خبرنگاران به قطع نشرات تلویزیون تمدن از سوی حکومت سرپرست، واکنش نشان داده و از دولت خواسته است که فوراً به این رسانه اجازه بدهند پخش خود را از سر بگیرد. این کمیته با نشر اعلامیه‌ای گفته است که حکومت فعلی سرکوب فزاینده خود را علیه رسانه‌های افغانستان متوقف کنند. کمیته حفاظت از خبرنگاران، یورش و قطع نشرات این تلویزیون را نشان‌دهنده تشدید نگران‌کننده حمله به رسانه‌ها در افغانستان دانسته است. این در حالی است که سه روز پیش در پی یورش نیروهای دولتی به دفتر تلویزیون تمدن، نشرات آن قطع شد و روز گذشته محمد جواد محسنی، صاحب امتیاز این تلویزیون، در فیسبوک نوشت که افراد ناشناس در حال خارج‌سازی تجهیزات و دارایی‌های این رسانه از دفتر مرکزی آن هستند. مسوولان دولتی تا اکنون در این مورد چیزی به رسانه‌ها نگفته‌اند.

ادامه مطلب


2 روز قبل - 78 بازدید

شماری از کارشناسان و مدافعان حقوق بشر در نشستی در ژنو هشدار دادند که محدودیت‌ها بر آموزش دختران و زنان، آینده افغانستان را با پیامدهای گسترده اجتماعی و اقتصادی روبرو خواهد کرد. شبکه حقوق‌بشری «همراه» روز (چهارشنبه، ۳ سرطان) در حاشیه نشست شورای حقوق بشر سازمان ملل در ژنو، نشستی را درباره وضعیت آموزش در افغانستان برگزار کرده و اشتراک‌‌کنندگان از جامعه جهانی خواستند برای حفاظت از حق آموزش دختران افغان اقدامات موثرتری انجام دهد. در این برنامه، گزارشی با عنوان «مدارس دینی: تحکیم ایدئولوژیک، آزار جنسیتی و ثبات آینده افغانستان» منتشر و یافته‌های آن ارائه شد. فریده شهید، ریچارد بنت، فرشته عباسی و ثریا دلیل از سخنرانان این نشست بودند. همچنان تیمور شاران، معین پیشین اداره ارگان‌های محل حکومت پیشین افغانستان، با ارائه بخشی از یافته‌های گزارش گفت: «شمار مدارس دینی در افغانستان از مکاتب دولتی مدرن بیشتر شده و این روند به نهادینه‌شدن تبعیض جنسیتی و محرومیت دختران از آموزش دامن زده است.» همچنین فریده شهید، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حق آموزش، هشدار داد که در صورت ادامه وضعیت کنونی و نبود اقدام موثر جامعه جهانی، شرایط آموزشی دختران و زنان افغانستان بیش از پیش وخیم خواهد شد. در کنار آن، ریچارد بنت، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر افغانستان نیز وضعیت آموزش در کشور را نگران‌کننده خواند و خواستار مقابله با محدودیت‌های آموزشی، تضعیف آموزش مدرن و گسترش ساختارهای آموزشی مذهبی شد. ثریا دلیل، وزیر پیشین صحت افغانستان به پیامدهای درازمدت حذف زنان از بازار کار اشاره کرد و آن را برای اقتصاد، جامعه و نظام بهداشتی کشور زیان‌بار دانست.

ادامه مطلب


2 روز قبل - 112 بازدید

چارلز سوم، پادشاه بریتانیا در اقامتگاه خود در کلارنس هاوس لندن با اعضای تیم کریکت زنان پناهنده افغانستان دیدار کرد و با او دختران افغانستان عکس دسته‌جمعی گرفت از آن‌ها استقبال کرد. در اعلامیه آمده است که این دیدار امروز (چهارشنبه، ۳ سرطان) انجام شده و اعضای تیم کریکت زنان پناهجوی افغانستان در این دیدار، یک چوب کریکت دست‌ساز و مزین به هنر و نمادهای فرهنگی افغانستان را همراه با لباس و نشان رسمی تیم خود به چارلز سوم، پادشاه بریتانیا، اهدا کردند. تیم کریکت زنان پناهجوی افغانستان روز (دوشنبه، دوم سرطان) تور مسابقات بیست‌آوره خود را در بریتانیا آغاز کرد. این سفر به دعوت هیأت کریکت انگلستان و ولز با هدف برگزاری بازی‌های نمایشی و حمایت از بازیکنان این تیم انجام شده است. قرار است اعضای این تیم در برنامه دیگری در سفارت استرالیا نیز شرکت کنند. تیم ملی کریکت زنان افغانستان در سال ۲۰۱۰ میلادی، در دوران جمهوری افغانستان تاسیس شد. پس از به قدرت رسیدن حکومت سرپرست، این تیم جایگاه رسمی خود را به‌عنوان یک تیم ملی از دست داد. بیشتر بازیکنان این تیم از کشور خارج شدند و شماری از آنان اکنون در استرالیا زندگی می‌کنند. این بازیکنان همچنان به‌طور فعال برای به‌رسمیت‌شناخته‌شدن دوباره تیم خود تلاش می‌کنند. در حال حاضر، زنان و دختران در افغانستان از شرکت در ورزش منع شده‌اند و با محدودیت‌های گسترده در زمینه آموزش، اشتغال و حضور در زندگی عمومی روبرو هستند.

ادامه مطلب


2 روز قبل - 77 بازدید

سفارت افغانستان در کانبرا در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که «گروه دوستی با مردم افغانستان» در پارلمان استرالیا راه‌اندازی شده است. این سفارت از ایجاد این گروه دوستی استقبال نموده و آن را «نشانه‌ای از تداوم دوستی، همبستگی و تعهد استرالیا نسبت به مردم افغانستان» خوانده است. این گروه پارلمانی توسط جولیان هیل، نماینده و وزیر شهروندی استرالیا رهبری می‌شود. میلتون دیک، رییس پارلمان استرالیا در مراسم افتتاح گروه دوستی گفت که کشورش در قبال مردم افغانستان متعهد است. وی در ادامه تاکید کرده است که «همبستگی پارلمان استرالیا با مردم افغانستان» ادامه می‌یابد. همچنین مت تسلویت، معاون وزیر خارجه‌ی استرالیا به وضعیت حقوق بشر در افغانستان اشاره کرد و گفت: «ما اجازه نخواهیم داد که وضعیت کنونی افغانستان به یک وضعیت عادی جدید تبدیل شود.» او افزوده است که کمک‌های بشردوستانه‌ی استرالیا به مردم افغانستان و حمایت این کشور از حقوق زنان و دختران ادامه می‌یابد و برای پاسخگو ساختن حکومت فعلی در قبال نقض حقوق بشر تلاش خواهد کرد. در کنار آن، مونیک رایان، رییس مشترک گروه دوستی نیز تاکید نموده است که مردم، به‌ویژه زنان استرالیا از زنان و دختران افغانستان حمایت می‌کنند. وحیدالله ویسی، سفیر افغانستان که از دوره‌ی جمهوریت تاهنوز این سفارت را سرپرستی می‌‎کند، خواستار تداوم کمک‌ها با مردم افغانستان بدون تأیید سیاست‌های دولت شده است. او گفته است که مردم افغانستان و طالبان دو گروه متفاوت ازهم هستند و حمایت از مردم نباید به تأیید سیاست‌‌های طالبان منجر شود. گروه دوستی پارلمانی با افغانستان قبلا ایجاد شده بود، اما پس از فروپاشی نظام جمهوری و انحلال پارلمان در افغانستان، این بار این گروه با عنوان دوستی با مردم افغانستان ایجاد شده است.

ادامه مطلب


2 روز قبل - 97 بازدید

یوناما یا هیأت معاونت سازمان ملل در افغانستان بر ضرورت مشارکت معنادار زنان و دختران افغانستان در زندگی عمومی و روندهای تصمیم‌گیری سیاسی تاکید کرده است. این نهاد امروز (چهارشنبه، ۳ سرطان) به مناسبت روز جهانی زنان در دیپلوماسی با نشر اعلامیه‌ای گفته است که حضور و صدای زنان و دختران برای دستیابی به صلح پایدار، توسعه فراگیر و آینده‌ای روشن برای افغانستان حیاتی است. یوناما در ادامه تاکید کرده است که تضمین مشارکت معنادار زنان و دختران در زندگی عمومی و روندهای تصمیم‌گیری در افغانستان همچنان یک ضرورت اساسی است. این نهاد بار دیگر بر اهمیت فراهم‌سازی فرصت‌های برابر برای زنان و دختران افغانستان تاکید کرده و افزوده که آنان باید بتوانند آموزش ببینند، رهبری کنند و در تمامی عرصه‌های جامعه، از جمله دیپلوماسی و خدمات عمومی، نقش مؤثر ایفا کنند. قابل ذکر است که روز جهانی زنان در دیپلوماسی هر سال در ۲۴ جون گرامی داشته می‌شود و هدف آن برجسته‌کردن نقش زنان در دیپلوماسی، صلح‌سازی و تصمیم‌گیری‌های بین‌المللی و ترویج مشارکت برابر آنان در عرصه روابط بین‌الملل است. در اعلامیه آمده است که دیپلومات‌های زن تنها مشارکت‌کنندگان در عرصه روابط بین‌الملل نیستند، بلکه به‌عنوان رهبران، میانجی‌گران صلح و مدافعان برابری، نقش مهمی در تقویت همکاری‌های بین‌المللی، پیشبرد صلح و شکل‌دهی تصمیم‌گیری‌های فراگیر ایفا می‌کنند. این نهاد افزود که زنان با دانش، تجربه و دیدگاه‌های خود به ایجاد جهانی عادلانه‌تر، باثبات‌تر و پایدارتر کمک می‌کنند و حضور آنان در عرصه‌های دیپلوماتیک و عمومی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. باید گفت که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. بر بنیاد گزارش‌ها، اگر این ممنوعیت ادامه یابد، تا سال ۲۰۳۰ نزدیک به چهار میلیون دختر ممکن است از آموزش محروم شوند.

ادامه مطلب


3 روز قبل - 76 بازدید

همزمان با یک هزار و ۷۳۶ روز بازماندن دختران از آموزش بالاتر از صنف ششم، دیدبان حقوق افغانستان بار دیگر خواستار فراهم‌سازی فرصت بازگشت دختران و زنان به صنف‌های درسی شده است. این نهاد در واکنش به ادامه‌ی ممنوعیت آموزش دختران، از زبان یک دختر بازمانده از آموزش نوشته است: «من دختر افغانستان هستم. ۱۷۳۶ روز است که از مکتب دور مانده‌ام، اما رویاهایم هنوز زنده‌اند. هنوز امیدوارم روزی دوباره کتاب‌هایم را باز کنم و به درس‌هایم ادامه بدهم.» دیدبان حقوق افغانستان پیش از این نیز، پیوسته خواستار بازگشایی مکتب به روی دانش‌آموزان دختر بالاتر از صنف ششم شده است. این در حالی است که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. بر بنیاد گزارش‌ها، اگر این ممنوعیت ادامه یابد، تا سال ۲۰۳۰ نزدیک به چهار میلیون دختر ممکن است از آموزش محروم شوند.

ادامه مطلب