برچسب: محدودیت

12 ساعت قبل - 53 بازدید

مشکل زمانی دشوارتر می‌شود که معاش با تأخیر پرداخت شود. گزارش‌های مربوط به کارکنان صحی بلخ نیز از مشکلات مالی و تأخیر معاش و تأثیر آن بر زندگی کارکنان صحی حکایت دارد. در یکی از گزارش‌های منتشرشده در سال ۲۰۲۶، یک نرس در شفاخانه حوزوی ابوعلی سینای مزارشریف گفته بود که معاش خود را معمولاً با دو تا سه ماه تأخیر دریافت می‌کند و با وجود مشکلات اقتصادی ناچار است به کارش ادامه دهد. برای کارمندی که معاش تنها منبع درآمد اوست، تأخیر چندماهه فقط یک مشکل اداری نیست؛ یعنی کرایه، خوراک، رفت‌وآمد و دیگر هزینه‌های زندگی باید با پولی تأمین شود که هنوز دریافت نشده است. با وجود همه این دشواری‌ها، استعفا برای او آسان نیست. او برای رسیدن به این شغل درس خوانده، آموزش دیده و سال‌ها تلاش کرده است. در شرایطی که پیدا کردن یک کار مناسب برای زنان همیشه آسان نیست، ترک شغلی که برای به دست آوردنش زحمت کشیده، تصمیم ساده‌ای نیست. از سوی دیگر، هیچ تضمینی وجود ندارد که اگر امروز استعفا بدهد، فردا بتواند کار دیگری پیدا کند. به همین دلیل، بسیاری از سختی‌ها را تحمل می‌کند و دوباره صبح روز بعد به شفاخانه برمی‌گردد. فشار کاری زمانی بیشتر می‌شود که شمار بیماران افزایش پیدا کند. شفاخانه‌های بزرگ بلخ تنها پذیرای بیماران شهر مزارشریف نیستند و بیماران بسیاری از مناطق و ولایت‌های اطراف نیز برای درمان به این مراکز مراجعه می‌کنند. در گزارش‌های مربوط به شفاخانه حوزوی ابوعلی سینای بلخی نیز از افزایش ظرفیت این شفاخانه و هم‌زمان کمبود داکتران، کارکنان صحی و خدماتی گزارش شده است. اما برای نرس‌ها، این کمبود فقط یک رقم یا جمله در گزارش‌ها نیست؛ یعنی وقتی تعداد بیماران زیاد می‌شود، همان نیروی محدود باید کار بیشتری انجام دهد و فشار بیشتری را تحمل کند. او می‌گوید وقتی تعداد بیماران زیاد می‌شود، حتی فرصت فکر کردن هم ندارد. باید وضعیت بیمار را بررسی کند، دوا و وسایل لازم را آماده سازد، به بیمار دیگری پاسخ بدهد و هم‌زمان نگران بیماری باشد که در اتاق دیگر منتظر اوست. «گاهی یک مریض را تمام نکرده، مریض دیگر صدا می‌زند. هنوز پیش آن یکی نرفته، از اتاق دیگر صدای نرس می‌آید. آدم نمی‌داند اول کدام طرف برود.» در چنین لحظاتی، سرعت عمل برای او یک ضرورت است؛ اما پشت این سرعت، فشار ذهنی زیادی وجود دارد، زیرا او باید در میان خستگی و ازدحام، مراقب باشد اشتباهی رخ ندهد. با وجود تمام این مشکلات، او هنوز از شغلش متنفر نشده است. چیزی که باعث شده همچنان لباس سفید بپوشد، لحظه‌هایی است که یک بیمار بهتر می‌شود. لحظه‌ای که بیماری پس از چند روز بستری بودن حالش خوب می‌شود، یا کودکی که ساعت‌ها گریه کرده آرام می‌گیرد، برای او ارزش زیادی دارد. گاهی یک تشکر ساده از سوی یک مادر یا پدر، خستگی یک روز کامل را برای چند لحظه از ذهنش دور می‌کند. «وقتی مریض خوب می‌شود، خوش می‌شوم. وقتی یک مادر می‌آید و می‌گوید تشکر، بچه‌ام بهتر شد، همان یک جمله باعث می‌شود فکر کنم شاید این همه خستگی بی‌فایده نبوده باشد.» اما این لحظه‌های خوب نمی‌تواند مشکلات زندگی او را از بین ببرد. او همچنان باید هزینه‌های خانه و رفت‌وآمد را بپردازد و با معاشی زندگی کند که خودش آن را ناکافی می‌داند. فشار کاری و برخوردهای نامناسب نیز هر روز بخشی از توان جسمی و روانی او را می‌گیرد. گاهی ممکن است بعد از پایان یک شیفت سنگین، تنها چیزی که می‌خواهد سکوت باشد؛ نه صحبت، نه رفت‌وآمد و نه شنیدن صدای دیگری. با این حال، صبح روز بعد دوباره باید برخیزد و همان مسیر را طی کند. یک شب، زمانی که شیفتش تقریباً تمام شده بود، دوباره یکی از بیماران به کمک نیاز پیدا کرد. ساعت از هشت شب گذشته بود و خستگی از چهره‌اش پیدا بود. می‌توانست بگوید شیفتم تمام شده است. می‌توانست چند دقیقه صبر کند تا فرد دیگری به بیمار رسیدگی کند. اما دوباره به طرف تخت رفت. شاید همین لحظه ساده، تمام تناقض زندگی او را نشان می‌دهد؛ زنی که خودش به حمایت نیاز دارد، اما هر روز باید از دیگران مراقبت کند. او نمی‌خواهد مردم فقط به این دلیل که نرس است، تصور کنند که خستگی ندارد. می‌خواهد مردم بدانند پشت لباس سفید، یک انسان ایستاده است؛ انسانی که خانواده دارد، مشکل دارد، هزینه زندگی دارد، گرسنه می‌شود، خسته می‌شود و گاهی خودش نیز به یک جمله آرامش‌بخش نیاز دارد. «ما هم خانواده داریم، مشکل داریم، کرایه داریم، گرسنه می‌شویم و خسته می‌شویم. فقط چون لباس سفید پوشیده‌ایم، معنی‌اش این نیست که درد نداریم.» صبح روز بعد، همه چیز دوباره از نو آغاز می‌شود. او لباس سفیدش را می‌پوشد، موهایش را مرتب می‌کند، کیفش را برمی‌دارد و راه شفاخانه را در پیش می‌گیرد. شاید همان روز دوباره کسی بر سرش فریاد بزند، شاید خانواده‌ای از تأخیر ناراحت باشد، شاید مسئول شفاخانه کاری از او بخواهد که انجام دادنش در آن شلوغی دشوار باشد و شاید دوباره ساعت‌ها سرپا بایستد و ناهارش سرد شود. شاید حتی بار دیگر فرصت نوشیدن آب را پیدا نکند؛ اما باز هم می‌رود، چون پشت درهای شفاخانه بیمارانی منتظرند و در آن لحظه، کسی باید کنار آنان باشد. برای دیگران، لباس سفید او شاید فقط نشانه یک شغل باشد؛ اما برای خودش، یادآور سال‌هایی است که برای رسیدن به این جایگاه درس خوانده و تلاش کرده است. اکنون برای حفظ همین شغل، هر روز بخشی از توان و آرامش خود را هزینه می‌کند. او شاید نتواند همه مشکلات زندگی‌اش را تغییر دهد، اما هنوز می‌تواند دست بیماری را بگیرد، به یک مادر اطمینان بدهد، وضعیت یک کودک را بررسی کند و در لحظه‌ای که خانواده‌ای احساس درماندگی می‌کند، کنارشان بایستد. شاید ما هنگام دیدن یک نرس، فقط لباس سفید او را ببینیم؛ اما پشت آن لباس، داستان انسانی وجود دارد که خودش نیز خسته می‌شود، درد می‌کشد و نگرانی‌های خودش را دارد. با این تفاوت که هر صبح، پیش از آن‌که به دردهای خودش فکر کند، راه شفاخانه را در پیش می‌گیرد. شاید همین است معنای پنهان لباس سفید؛ لباسی که برای دیگران نشانه مراقبت است، اما برای زنی که آن را می‌پوشد، یادآور مسئولیتی است که با وجود خستگی، فشار، معاش کم و دشواری‌های زندگی، هنوز آن را رها نکرده است. و شاید پشت هر «نرس صاحب» که در راهروهای شلوغ شفاخانه شنیده می‌شود، انسانی ایستاده باشد که خودش هم گاهی نیاز دارد کسی بپرسد: «خسته نیستی؟» بخش اول... نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


1 روز قبل - 64 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد در افغانستان از حکومت سرپرست خواسته است که بی‌درنگ مکاتب و دانشگاه‌ها را به روی دختران باز کنند. این نهاد امروز (پنج‌شنبه، ۲۶ سنبله) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که افغانستان تنها کشور در جهان است که در آن آموزش دختران بالاتر از مقطع ابتدایی، ممنوع است. یونیسف در ادامه تاکید کرده است: «مقام‌های حاکم محدودیت‌های آموزشی را لغو کنند و به همه دختران و زنان اجازه دهند تا بی‌درنگ به مکاتب و دانشگاه‌ها بازگردند.» صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد در ادامه افزوده است که در پنج سالی که حکومت فعلی در قدرت هستند، بیش از ۲.۶ میلیون دختر از آموزش محروم شدند. این در حالی است که حکومت سرپرست پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. بر بنیاد گزارش‌ها، اگر این ممنوعیت ادامه یابد، تا سال ۲۰۳۰ نزدیک به چهار میلیون دختر ممکن است از آموزش محروم شوند.

ادامه مطلب


2 روز قبل - 105 بازدید

وزارت تحصیلات عالی حکومت سرپرست در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که جواز فعالیت دانشگاه ‏خصوصی خاتم‌النبیین را لغو کرده و دروازه‌های ساختمان این ‏دانشگاه در کابل و نمایندگی آن در غزنی مسدود شده است. ضیاءالله هاشمی، سخنگوی وزارت تحصیلات عالی ‏امروز (چهارشنبه، ۲۵ سنبله) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود، دلیل لغو جواز این ‏دانشگاه را «عدم رعایت پالیسی‌های این وزارت، توهین به ‏ارزش‌های اسلامی و استفاده‌ی نادرست از حیثیت و جایگاه ‏دانشگاه» عنوان کرد. وی در ادامه تاکید کرده است که شورای رهبری وزارت تحصیلات عالی، تصمیم لغو ‏جواز دانشگاه خاتم‌النبیین گرفته است. او افزوده است که دانشجویان برحال دانشگاه ‏خاتم‌النبیین به سایر دانشگاه‌های خصوصی معرفی می‌شوند. قابل ذکر است که دانشگاه خاتم‌النبیین، یکی از دانشگاه‌های خصوصی معتبر ‏افغانستان به شمار می‌رفت.‏ محمدجواد محسنی، رییس تلویزیون تمدن و عبدالقیوم سجادی، ‏عضو ‏پیشین مجلس نمایندگان از مالکان این دانشگاه هستند. همچنین محمدجواد محسنی با نشر اعلامیه‌ای گفته است که فعالیت این دانشگاه پس از نزدیک به بیست سال فعالیت علمی، آموزشی و پژوهشی، در پی فشارهای وزیر عدلیه و با همراهی افرادی در وزارت تحصیلات عالی متوقف و جواز فعالیت آن لغو شده است. او تاکید کرد: «پس از آن‌که ادعاهای وزیر عدلیه درباره غصبی‌بودن زمین، وابستگی حزبی دانشگاه و سایر اتهامات مطرح‌شده با ارائه اسناد، مدارک و دلایل مستدل رد شد، وزیر عدلیه طی مکتوبی به وزارت تحصیلات عالی خواستار توقف فعالیت دانشگاه شد. در این مکتوب به موضوع مذهب و قومیت نیز اشاره شده و در صورت نیاز، متن آن رسانه‌ای خواهد شد.» وی افزوده است که وزیر تحصیلات عالی با ادعاهای وزیر عدلیه موافق نبود و طرفدار حفظ دانشگاه بود و به همین دلیل موضوع را طی مکتوبی از رهبری حکومت در قندهار استعلام کرد. حکومت سرپرست چندی قبل تلویزیون تمدن و مدرسه خاتم‌النبیین را ‏نیز بسته کرده بود. وزارت عدلیه‌ اعلام کرده بود که ‏زمین این ‏رسانه و مدرسه‌ی دینی، غصبی است.

ادامه مطلب


3 روز قبل - 101 بازدید

تاج‌الدین اویوالی، نماینده یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که تشخیص و درمان زودهنگام سوءتغذیه می‌تواند جان کودکان افغانستان را نجات دهد. آقای اویوالی با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که در یک مرکز صحی در مزارشریف، کودکی که دچار سوءتغذیه شدید شده بود، پس از دریافت درمان زودهنگام اکنون وضعیت جسمی‌اش بهبود یافته و قوی‌تر شده است. وی در ادامه تاکید کرده است که این سازمان و شرکای آن می‌توانند با تشخیص به‌موقع و درمان سوءتغذیه، از مرگ کودکان جلوگیری کنند. سوءتغذیه از مشکلات جدی صحی در میان کودکان افغانستان به شمار می‌رود که سالانه تعداد زیادی از کودکان به‌دلیل دسترسی نداشتن به خدمات درمانی جان خود را از دست می‌هند. همچنین یونیسف پیشتر نیز اعلام کرده بود که ۳.۷ میلیون کودک در افغانستان از سوءتغذیه رنج می‌برند که از این میان، حدود یک میلیون کودک به سوءتغذیه شدید و تهدیدکننده مبتلا هستند.

ادامه مطلب


4 روز قبل - 143 بازدید

ساعت نزدیک به هشت شب بود که صدای گریه یک کودک از راهروی شفاخانه بلند شد. راهرو شلوغ بود؛ چند بیمار روی چوکی‌ها نشسته بودند، شماری از همراهان کنار دروازه بخش ایستاده و منتظر بودند و یکی از زنان با صدای بلند از نرس‌ها می‌خواست که هرچه زودتر به مریضش رسیدگی کنند. از داخل یکی از اتاق‌ها صدای گریه نوزادی شنیده می‌شد و از اتاق دیگر، ناله بیماری که از درد شکایت داشت. در میان این شلوغی، زنی با لباس سفید از اتاقی به اتاق دیگر می‌رفت. کنار تخت بیماری ایستاد، فشار خونش را گرفت و هنوز کارش تمام نشده بود که صدای همراه بیماری از پشت سرش بلند شد: «نرس صاحب، مریض ما را ببینید، خیلی درد دارد.» زن برای چند ثانیه مکث کرد، نفس عمیقی کشید و دوباره به طرف اتاق رفت. چهره‌اش خسته بود، اما در آن لحظه فرصتی برای نشان دادن خستگی نداشت. او یکی از نرس‌های یک شفاخانه در ولایت بلخ است؛ زنی که بخش بزرگی از روزهایش را میان تخت‌های بیماران، صدای گریه کودکان، نگرانی خانواده‌ها، بوی دوا و درخواست‌های پی‌هم سپری می‌کند. برای بسیاری از مردم، لباس سفید نرس‌ها نشانه آرامش و مراقبت است. وقتی خانواده‌ای بیمار خود را به شفاخانه می‌آورد، انتظار دارد کسی باشد که در سخت‌ترین لحظه‌ها به او رسیدگی کند. اما پشت این لباس سفید، انسانی ایستاده است که خودش نیز خستگی، نگرانی، مشکلات اقتصادی و مسئولیت‌های زندگی را با خود حمل می‌کند. او می‌گوید گاهی وقتی شیفتش تمام می‌شود، احساس می‌کند تمام بدنش درد دارد، اما پیش از آن‌که از شفاخانه بیرون شود، باید مطمئن شود بیماری که زیر مراقبت اوست، تنها نمانده است. «گاهی از شدت خستگی نمی‌فهمم چه وقت روز گذشته است. صبح که می‌آیم، فکر می‌کنم چند ساعت دیگر خلاص می‌شوم؛ اما وقتی به ساعت نگاه می‌کنم، می‌بینم تقریباً تمام روز گذشته است.» کار او تمام‌وقت است، اما در روزهایی که شفاخانه شلوغ باشد، ساعت کاری معنای مشخصی ندارد. گاهی از صبح تا شام و گاهی تا دیر وقت در شفاخانه می‌ماند. اگر تعداد بیماران افزایش پیدا کند یا یکی از همکاران نتواند در شیفت حاضر شود، مسئولیت بیماران بیشتری بر دوش نرس‌های حاضر می‌افتد. در چنین شرایطی، یک نرس باید هم‌زمان وضعیت چند بیمار را بررسی کند، فشار خون و علایم حیاتی آنان را بگیرد، دواها و وسایل لازم را آماده کند، به درخواست بیماران پاسخ بدهد و در کنار همه این‌ها، نگرانی خانواده‌ها را نیز تحمل کند. برای او، کمبود کارکنان صحی فقط یک مشکل اداری نیست؛ یعنی یک نفر باید کار چند نفر را انجام دهد. او می‌گوید در برخی شیفت‌ها آن‌قدر کار زیاد است که فرصت نمی‌کند غذای خود را به موقع بخورد. چای‌اش سرد می‌شود و غذایش ساعت‌ها کنار می‌ماند. وقتی فرصتی پیدا می‌کند، چند لقمه سریع می‌خورد و دوباره به بخش برمی‌گردد. گاهی حتی فرصت نوشیدن یک لیوان آب را هم پیدا نمی‌کند. «گاهی حتی آب خوردن را هم فراموش می‌کنیم. چون اگر از بخش بیرون شویم، ممکن است یک مریض کاری داشته باشد.» شاید برای کسی که بیرون از محیط شفاخانه زندگی می‌کند، فراموش کردن آب خوردن یا سرد شدن غذای ناهار موضوع کوچکی به نظر برسد، اما برای کسی که ساعت‌ها سرپا ایستاده و میان چندین بیمار در رفت‌وآمد است، همین جزئیات کوچک نشان می‌دهد فشار کار تا چه اندازه می‌تواند سنگین باشد. با این حال، خستگی جسمی تنها چیزی نیست که او را فرسوده می‌کند. آنچه بیش از خستگی بدن او را آزار می‌دهد، برخورد بعضی از مراجعه‌کنندگان و گاهی مسئولان شفاخانه است. خانواده‌هایی که بیمار خود را به شفاخانه می‌آورند، معمولاً با ترس و اضطراب وارد می‌شوند. بسیاری از آنان توان پرداخت هزینه‌های شفاخانه‌های خصوصی را ندارند و انتظار دارند در کوتاه‌ترین زمان ممکن به مریض‌شان رسیدگی شود. وقتی بیمار درد دارد و خانواده ساعت‌ها منتظر مانده است، تحمل آنان کمتر می‌شود. اما ازدحام، کمبود کارکنان، نبود برخی امکانات و مشکلات دیگر گاهی باعث تأخیر می‌شود و در چنین لحظاتی، خشم خانواده‌ها بیشتر متوجه نرس‌ها می‌شود؛ کسانی که خودشان نیز درگیر همان فشار و کمبود امکانات‌اند. «یک نفر می‌آید و می‌گوید چرا به مریض من توجه نمی‌کنید؟ یکی دیگر می‌گوید شما اصلاً کار نمی‌کنید. گاهی هم حرف‌هایی می‌زنند که واقعاً آدم را می‌شکند.» او می‌گوید بارها تلاش کرده شرایط را برای مراجعه‌کنندگان توضیح دهد؛ اما وقتی یک خانواده چند ساعت منتظر مانده باشد و بیمارشان درد داشته باشد، کمتر کسی حاضر است در آن لحظه توضیحات او را بشنود. او ناراحتی آنان را درک می‌کند و می‌داند که نگرانی برای یک عضو خانواده آسان نیست، اما در عین حال می‌خواهد مردم بدانند که توانایی یک نرس نیز محدود است. «ما می‌فهمیم که مریض‌دار ناراحت است. ما هم اگر جای آنها باشیم، نگران می‌شویم. اما وقتی یک نرس هم‌زمان باید به چند مریض رسیدگی کند، همه چیز در یک لحظه ممکن نیست.» او برای لحظه‌ای سکوت می‌کند و بعد از فشار دیگری می‌گوید که شاید کمتر دیده می‌شود؛ فشار از سوی مسئولان شفاخانه. اگر بیماری از تأخیر شکایت کند، اگر یکی از کارها با چند دقیقه تأخیر انجام شود یا اگر مسئول شفاخانه تصور کند کاری درست انجام نشده، نرس باید پاسخ‌گو باشد. «گاهی اصلاً نمی‌پرسند چرا این اتفاق افتاده. فقط می‌گویند تقصیر شماست.» به گفته او، بعضی روزها فشار آن‌قدر زیاد می‌شود که وقتی شیفتش تمام می‌شود، دیگر حوصله صحبت کردن با کسی را ندارد. راه خانه را در سکوت طی می‌کند و ذهنش هنوز در شفاخانه می‌ماند؛ پیش بیماری که حالش خوب نبود، خانواده‌ای که ناراحت بود یا کاری که شاید فردا دوباره باید انجام دهد. زندگی او اما با بیرون آمدن از دروازه شفاخانه تمام نمی‌شود. خانه و مسئولیت‌های خانوادگی نیز منتظرش هستند. باید به خانه برسد، به کارهای شخصی و خانوادگی رسیدگی کند و برای روز بعد آماده شود. در کنار این همه فشار، معاش او نیز به گفته خودش با حجم کار و مسئولیتش تناسب ندارد. بخش بزرگی از معاش صرف کرایه رفت‌وآمد و هزینه‌های روزمره می‌شود و اگر در خانه هزینه پیش‌بینی‌نشده‌ای به وجود بیاید، دیگر پول چندانی برایش باقی نمی‌ماند. «گاهی از خودم می‌پرسم برای این همه کار، این همه خستگی و این همه مسئولیت، چرا باید این‌قدر کم بگیرم؟» ادامه دارد... نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


4 روز قبل - 123 بازدید

نگینه مهریار، زن افغانستانی‌تبار و نامزد حزب راست‌گرای «آلترناتیو برای آلمان» (آاف‌دی)، در انتخابات محلی هانوفر با کسب هزار و ۲۶۹ رأی به پیروزی رسید. خانم مهریار با کسب ۵۳.۸ درصد آرای کل نامزدان این حزب، به‌صورت مستقیم به شورای منطقه‌ای هانوفر راه یافته است. در گزارش آمده است که نگینه مهریار در فهرست نامزدان حزب راست‌گرای آلترناتیو برای آلمان (AFD) برای شورای شهر هانوفر و شورای منطقه‌ای کیرشروده-بمروده-وولفروده قرار داشت. در این حوزه، جولیان شنل با ۵۸۳ رأی، معادل ۲۴.۷ درصد، و فلورینه بورس‌دورف با ۵۰۵ رأی، معادل ۲۱.۴ درصد، پس از مهریار قرار گرفتند. در ادامه آمده است که در مجموع، حزب راست‌گرای آلترناتیو برای آلمان در این منطقه سه کرسی شورای منطقه‌ای را به دست آورده است؛ در حالی که این حزب در دوره پیشین تنها یک کرسی داشت. به این ترتیب، شمار نمایندگان این حزب در شورای منطقه‌ای کیرشروده ـ بمروده ـ وولفروده هانوفر در ایالت نیدرزاکسن سه برابر شده است. این عضو افغانستانی‌تبار حزب راست‌گرای آلترناتیو برای آلمان در این کشور متولد و بزرگ شده و به گفته خودش، پدر و مادرش از افغانستان و تاجیک هستند. او دختر رحیم مهریار و پرستو مهریار، دو آوازخوان شناخته‌شده افغانستان است. پیشتر نامزدی این زن افغانستانی‌تبار از سوی یک حزب مهاجرستیز در انتخابات آلمان واکنش‌برانگیز شده بود. نگینه مهریار پیش از انتخابات گفته بود که پیوستن او به حزب تصمیم شخصی خودش است و از مواضع این حزب در زمینه مهاجرت، از جمله اخراج مهاجران فاقد حق اقامت، اخراج افغانستانی‌های مجرم و سیاست موسوم به «بازمهاجرت»، حمایت می‌کند. او تاکید کرده است که تصمیمش برای پیوستن حزب آلترناتیو برای آلمان ارتباطی با فعالیت و نظرات پدر و مادرش ندارد. انتخابات محلی نیدرزاکسن در حالی برگزار شد که حزب راست‌گرای موسوم به آلترناتیو برای آلمان در برخی حوزه‌های این ایالت تلاش کرده است حضور خود را در شوراهای محلی افزایش دهد. پیروزی نگینه مهریار و کسب سه کرسی از سوی این حزب در شورای منطقه‌ای کیرش‌روده ـ بمروده ـ وولفروده، نسبت به دوره پیشین افزایش قابل توجه حضور این حزب در این شورا را نشان می‌دهد.

ادامه مطلب


4 روز قبل - 112 بازدید

سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد، بر نقش حیاتی زنان در رساندن کمک‌های انسان‌دوستانه به زنان و دختران در افغانستان تاکید کرده و می‌گوید که حضور آنان برای ارایه‌ی خدمات به‌گونه‌ی امن، مناسب و با حفظ کرامت، ضروری است. اوچا یا دفتر هماهنگ‌کننده‌ی کمک‌های انسان‌دوستانه‌ی سازمان ملل متحد گفته است، زنانی که با وجود دشواری‌های امنیتی، محدودیت‌های دسترسی و چالش‌های عملیاتی، همچنان برای رساندن خدمات به جوامع نیازمند فعالیت می‌کنند. برونو لمارکیس، هماهنگ‌کننده امور انسان‌دوستانه‌ی ملل متحد برای افغانستان، از کارکنان بشردوستانه، به‌ویژه زنان افغانستان، قدردانی کرده است. او تاکید کرد که فعالیت زنان و دختران در بخش انسان‌دوستانه همچنان با مانع‌های بسیار جدی روبرو است. او تخصص، تاب‌آوری و تعهد زنان افغانستان را برای اطمینان از دسترسی زنان و دختران به کمک‌های انسان‌دوستانه ضروری دانسته و گفته است: «کمک‌های انسان‌دوستانه بدون حضور کارکنان زن افغانستان در بخش انسان‌دوستانه، نمی‌تواند به‌گونه‌ی موثر به زنان و دختران برسد.» وی تاکید کرد که زنان شاغل در بخش بشردوستانه در افغانستان در شرایطی فعالیت می‌کنند که دسترسی به بسیاری از منطقه‌ها دشوار است و محدودیت منابع و چالش‌های عملیاتی، روند کمک‌رسانی را پیچیده‌تر کرده است. در ادامه آمده است که آنان در بخش‌هایی از جمله خدمات صحی، حمایت روانی-اجتماعی، حفاظت، آموزش و سایر فعالیت‌های بشردوستانه با جوامع نیازمند کار می‌کنند. این در حالی ا‌ست که میلیون‌ها نفر در افغانستان با فقر، ناامنی غذایی، بی‌جاشدگی، حوادث طبیعی و پیامدهای تغییرهای آب‌وهوایی روبرو هستند.

ادامه مطلب


4 روز قبل - 132 بازدید

برنامه توسعه‌ای ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که از اپریل تا جون سال روان میلادی، به ۴۸۶ هزار و ۲۰۰ شهروند افغانستان خدمات ارائه کرده است. این نهاد امروز (دوشنبه، ۲۳ سنبله) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که این افراد شامل ۲۵۲ هزار و ۸۲۴ زن و ۲۳۳ هزار و ۳۷۶ مرد می‌شوند. بر اساس آمار این نهاد، در میان دریافت‌کنندگان خدمات، شش هزار و ۱۶۰ بی‌جاشده‌ی داخلی و هزار و ۶۸۴ تن نیز بازگشت‌کننده بوده‌اند. برنامه توسعه‌ای ملل متحد در ادامه تاکید کرده است که در سال ۲۰۲۶ میلادی در نظر دارد که به گونه‌ی مجموعی به دو میلیون و ۲۰۰ هزار تن در افغانستان خدمات ارائه کند. برنامه توسعه‌ای سازمان ملل متحد هرچند مشخص نکرده است که این خدمات شامل کدام موردها بوده است؛ اما این نهاد بیش‌تر در بخش تهیه‌ی کمک‌های اضطراری و کمک‌های توسعه‌ای مانند پشتیبانی از کارآفرینی زنان و کمک به بازسازی زندگی بازگشت‌کنندگان و افراد آسیب‌پذیر و ایجاد زیرساخت‌ها مانند آموزش و بهداشت فعالیت دارد. همچنین یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل اعلام کرده است که بیش از ۵۰۰ دختر و پسر نوجوان در افغانستان برای توسعه مهارت‌های فنی و آماده‌شدن برای ورود به بازار کار حمایت شده‌اند.

ادامه مطلب


4 روز قبل - 79 بازدید

بنیاد مبارزه با سرطان افغانستان در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که بیش از ۱.۵ میلیون نفر در افغانستان به بیماری سرطان مبتلا هستند؛ در حالی‌که سرطان سینه و رحم از شایع‌ترین انواع سرطان در میان زنان کشور به شمار می‌روند. شفیق شینواری، رییس بنیاد مبارزه با سرطان افغانستان گفته است که بر اساس برآوردهای ملی و بین‌المللی، سرطان پستان و رحم در میان زنان و سرطان پروستات و روده‌ها در میان مردان، از شایع‌ترین انواع سرطان در افغانستان هستند. وی در ادامه تاکید کرده است که سالانه حدود ۵ هزار مورد جدید سرطان در افغانستان شناسایی می‌شود و عامل‌های مختلفی در افزایش موارد این بیماری نقش دارند. سرطان پستان و رحم از جمله بیماری‌هایی است که زنان در افغانستان با آن مواجه هستند. با وجود افزایش بیماری‌های سرطانی، دسترسی محدود به خدمات تشخیص و درمان، هزینه‌های بلند درمان و کم‌بود امکانات تخصصی صحی، می‌تواند روند تشخیص و درمان این بیماری‌ها را برای زنان دشوارتر کند. پیش از این نیز، نهادهای ملل متحد اعلام کرده بودند که ۱۴.۴ میلیون تن در افغانستان به خدمات صحی انسان‌دوستانه نیاز دارند؛ در حالی که این نهادها با کم‌بود شدید بودجه روبرو هستند. این در حالی است که نظام صحی افغانستان از دهه‌ها به این‌سو با چالش‌های گسترده، از جمله وابستگی به کمک‌های بین‌المللی، کم‌بود دارو و تجهیزات و کم‌بود پزشکان متخصص، دست‌وپنجه نرم می‌کند. پیشتر سازمان نجات کودکان نیز، اعلام کرده بود که ۶۰۰ مرکز صحی به‌دلیل کم‌بود بودجه در افغانستان بسته شده‌اند.

ادامه مطلب


5 روز قبل - 117 بازدید

بنیاد خیریه قطره اعلام کرده است که شماری از دختران در کابل پس از تکمیل یک دوره پنج تا شش‌ماهه کارآموزی در شفاخانه‌های خصوصی، فارغ شدند. این بنیاد با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که این دوره کارآموزی با حمایت بنیاد خیریه قطره برگزار شده و هدف آن، فراهم‌کردن زمینه آموزش عملی و تقویت مهارت‌های حرفه‌ای زنان در بخش صحی عنوان شده است. مراسم فراغت این زنان در کابل برگزار شد و در پایان، به شرکت‌کنندگان گواهی‌نامه‌ی پایان دوره اهدا شد. برگزارکنندگان گفته‌ است که این برنامه فرصتی برای زنان فراهم کرده است تا در کنار آموزش‌های عملی، تجربه کاری در محیط شفاخانه را نیز به دست آورند. این برنامه در حالی برگزار می‌شود که پس از بازگشت حکومت سرپرست به قدرت، محدودیت‌های گسترده بر آموزش و کار زنان، دسترسی آنان به آموزش‌های حرفه‌ای و فرصت‌های کاری را با چالش روبه‌رو کرده است. همچنین بسته‌ماندن مکتب‌های دخترانه بالاتر از صنف ششم و محدودیت‌های اعمال‌شده بر آموزش عالی زنان نیز مسیر ورود شمار زیادی از دختران و زنان به رشته‌های تخصصی، از جمله بخش صحی، را محدود کرده است. در عین حال، نظام صحی افغانستان با چالش‌های مختلف، از جمله کم‌بود نیروی متخصص و دسترسی محدود مردم به خدمات صحی باکیفیت، روبرو است. پیشتر سازمان نجات کودکان نیز، اعلام کرده بود که ۶۰۰ مرکز صحی به‌دلیل کم‌بود بودجه در افغانستان بسته شده‌اند.

ادامه مطلب