برچسب: محدودیت

13 ساعت قبل - 48 بازدید

یوناما یا دفتر نمایندگی سیاسی سازمان ملل متحد در افغانستان گفته است که زنان و کودکان بیشتر از دیگران از بحران آب در افغانستان آسیب می‌بینند. این نهاد با نشر گزارشی در حساب کاربری فیس‌بوک خود نوشته است که مسوولیت تأمین آب میان افراد به‌صورت مساوی تقسیم نشده است. در ادامه آمده است که براساس گزارش جهانی آب که توسط سازمان ملل متحد برای سال ۲۰۲۶ میلادی تهیه شده، زنان و دختران بیش از دیگران بار جمع‌آوری آب را بر دوش می‌کشند. یوناما تاکید کرده است که بحران رو‌به‌گسترش آب، پیامدهای سنگینی بر زندگی مردم افغانستان گذاشته است و زنان و کودکان بیش از همه از این بحران آسیب می‌بینند. براساس گزارش سازمان ملل متحد، بحران آب نابرابری‌های موجود جنسیتی در افغانستان را تشدید کرده است. همچنین سازمان ملل متحد در بخشی از گزارشش افزوده است که به دلیل کمبود امکانات صحی و حفظ‌الصحه، جوامع، به‌ویژه کودکان در معرض امراض ناشی از آب ناپاک قرار می‌گیرند. این در حالی است که اوایل سال جاری خورشیدی کمیته بین‌المللی صلیب سرخ (ICRC) اعلام کرد که بحران آب در افغانستان رو به افزایش است و زنان و کودکان همچنان بیشترین بار این بحران را به دوش می‌کشند. به گفته‌ی این نهاد، بسیاری از خانواده‌ها در افغانستان هنوز مجبورند ساعت‌ها برای یافتن آب پیاده‌روی کنند. در این میان، زنان و کودکان بیشترین بار تامین آب را تحمل می‌کنند.

ادامه مطلب


23 ساعت قبل - 27 بازدید

باران بهاری آرام و بی‌صدا بر بام‌های کابل می‌بارید. مروه کنار پنجره اتاقش نشسته بود و به صفحه لپ‌تاپ خیره شده بود. خطوط پیچیده‌ای از کد روی صفحه دیده می‌شد؛ کدهایی که برای یک شرکت در عراق می‌نوشت. چند دقیقه بعد، پروژه را ارسال کرد و پیام کوتاهی از مدیرش دریافت نمود: «کار عالی بود.» مروه لبخند زد؛ اما لبخندی که خیلی زود محو شد. نگاهش از صفحه لپ‌تاپ به سوی قفسه کوچکی در گوشه اتاق رفت. میان چند کتاب قدیمی، کارت کانکور و چند جزوه دانشگاهی هنوز نگهداری می‌شد؛ یادگار روزهایی که تصور می‌کرد آینده‌اش در تالارهای دانشگاه کابل رقم خواهد خورد، نه در اتاق کوچکی که سه سال تمام به صنف درسی، دفتر کار و دنیای او تبدیل شده بود. او ۲۱ سال داشت، اما احساس می‌کرد در این سه سال به اندازه یک دهه تجربه اندوخته است. روزهایی را پشت سر گذاشته بود که هر کدام می‌توانست زندگی یک انسان را تغییر دهد. گاهی وقتی به گذشته فکر می‌کرد، همه‌چیز مانند فیلمی طولانی از برابر چشمانش عبور می‌کرد؛ از روزهای پرشور آمادگی کانکور تا روزی که خبر بسته شدن دانشگاه‌ها را شنید و احساس کرد زمین زیر پایش خالی شده است. مروه در یکی از محله‌های متوسط کابل بزرگ شده بود. خانواده‌اش زندگی ساده‌ای داشتند. پدرش سال‌ها در بخش اداری یک شرکت خصوصی کار کرده بود و مادرش خانه‌دار بود. درآمد خانواده هیچ‌گاه زیاد نبود؛ اما آنچه در خانه آن‌ها ارزش داشت، اهمیت دادن به آموزش بود. پدر مروه همیشه می‌گفت: «ثروتی که کسی نتواند از تو بگیرد، علم است.» شاید همین جمله بود که از کودکی در ذهن مروه ریشه دواند. او برخلاف بسیاری از دختران هم‌سن‌وسال خود، علاقه عجیبی به فناوری داشت. زمانی که دیگران درباره لباس‌ها یا سرگرمی‌های روزمره صحبت می‌کردند، مروه دوست داشت بداند برنامه‌های داخل تلفن همراه چگونه ساخته می‌شوند و چرا یک وب‌سایت با فشردن یک دکمه باز می‌شود. این پرسش‌ها برای بسیاری عجیب به نظر می‌رسید، اما برای او آغاز یک علاقه عمیق بود. در دوران مکتب، او از شاگردان ممتاز صنف به شمار می‌رفت. بیشتر وقتش میان کتاب‌ها سپری می‌شد. هرگاه برق خانه قطع نمی‌شد، تا نیمه‌های شب مطالعه می‌کرد. مادرش بارها او را تشویق می‌کرد که کمی استراحت کند، اما مروه می‌دانست که رسیدن به رؤیاهایش بدون تلاش ممکن نیست. وقتی به صنف دوازدهم رسید، هدفش کاملاً روشن بود: قبولی در رشته کامپیوترساینس دانشگاه کابل. این دانشگاه برای او تنها یک مرکز آموزشی نبود، بلکه نماد آینده‌ای بود که سال‌ها در ذهن خود ساخته بود. او می‌خواست روزی برنامه‌نویسی حرفه‌ای شود، نرم‌افزار طراحی کند و برای حل مشکلات جامعه از فناوری بهره بگیرد. سال کانکور یکی از دشوارترین سال‌های زندگی‌اش بود. بسیاری از شب‌ها در حالی به خواب می‌رفت که کتاب روی سینه‌اش قرار داشت. گاهی از شدت خستگی چشمانش می‌سوخت، اما باز هم درس می‌خواند. پدرش که تلاش او را می‌دید، هرچند توان مالی چندانی نداشت، هر آنچه در توانش بود برای تهیه کتاب‌ها و پرداخت هزینه کورس‌های آموزشی انجام می‌داد. روز اعلام نتایج کانکور، خانه آن‌ها حال‌وهوای دیگری داشت. مروه از صبح چندین بار سایت نتایج را باز کرده بود. دست‌هایش می‌لرزید و قلبش به‌شدت می‌تپید. وقتی سرانجام نام خود را در میان پذیرفته‌شدگان رشته کامپیوترساینس دانشگاه کابل دید، برای چند لحظه نتوانست حرفی بزند. مادرش که متوجه اشک‌های دخترش شد، تصور کرد اتفاق بدی رخ داده است. اما مروه تنها صفحه تلفن را به او نشان داد. چند ثانیه بعد، صدای گریه و خنده هر دو در خانه پیچید. آن شب یکی از شادترین شب‌های زندگی خانواده بود. پدرش با افتخار به دوستان و خویشاوندان زنگ می‌زد و خبر قبولی دخترش را می‌داد. همسایه‌ها برای تبریک آمدند و همه از آینده روشن مروه سخن می‌گفتند. اما هیچ‌کس نمی‌دانست که این شادی چندان دوام نخواهد آورد. متن بسیار طولانی است و ویرایش کامل آن در یک پیام جا نمی‌شود. بخش نخست را به‌صورت حرفه‌ای ویرایش کردم. بخش‌های بعدی را نیز می‌توانم به همین سبک، کاملاً منسجم و آماده نشر ویرایش کنم. چند ماه بعد، زمانی که محدودیت‌های آموزشی برای دختران افزایش یافت و سرانجام دروازه‌های دانشگاه‌ها به روی آنان بسته شد، زندگی مروه وارد مرحله‌ای شد که هرگز تصورش را نمی‌کرد. او هنوز روز شنیدن آن خبر را به‌وضوح به یاد دارد. در خانه نشسته بود که خبر را از طریق شبکه‌های اجتماعی دید. ابتدا تصور کرد شایعه‌ای بیش نیست. چند بار خبر را خواند و سپس سایت‌های مختلف را بررسی کرد؛ اما هرچه بیشتر می‌خواند، واقعیت تلخ‌تر و سنگین‌تر به نظر می‌رسید. آن شب نتوانست بخوابد. تمام نقشه‌هایی که برای آینده خود کشیده بود، ناگهان در هاله‌ای از ابهام فرو رفت. روزهای بعد، هر بار که به کتاب‌های دانشگاهی‌اش نگاه می‌کرد، احساس سنگینی عجیبی در قلبش پدید می‌آمد. هفته‌ها گذشت. بسیاری از دختران هم‌سن‌وسال او دچار ناامیدی شده بودند. برخی دیگر درس نمی‌خواندند، بعضی در اندیشه مهاجرت بودند و گروهی نیز به اجبار مسیرهای دیگری را انتخاب کرده بودند. مروه نیز روزهای سختی را پشت سر گذاشت. گاهی ساعت‌ها در اتاقش می‌نشست و به آینده فکر می‌کرد. او برای رسیدن به دانشگاه سال‌ها تلاش کرده بود و اکنون نمی‌دانست باید چه کند. اما در میان همان روزهای دشوار، تصمیمی گرفت که مسیر زندگی‌اش را تغییر داد. او با خود گفت: «اگر امکان رفتن به دانشگاه را ندارم، نباید یادگیری را متوقف کنم.» این تصمیم ساده نبود. در افغانستان، یادگیری آنلاین با چالش‌های فراوانی همراه است؛ اینترنت گران و ضعیف است، برق به‌طور مداوم قطع می‌شود و بسیاری از منابع آموزشی به‌آسانی در دسترس نیست. با این حال، مروه از همان امکانات محدود نیز به بهترین شکل استفاده کرد. او ساعت‌های طولانی را صرف تماشای آموزش‌های رایگان کرد. هر روز برنامه‌ای مشخص برای خود تنظیم می‌کرد. صبح‌ها مطالعه می‌کرد، بعدازظهرها به انجام تمرین‌های برنامه‌نویسی می‌پرداخت و شب‌ها پروژه‌های آموزشی را تکمیل می‌کرد. در آغاز، همه‌چیز دشوار بود. بارها به بن‌بست می‌رسید. گاهی ساعت‌ها روی یک مشکل کار می‌کرد و راه‌حلی برای آن نمی‌یافت. روزهایی نیز بود که اینترنت به‌درستی کار نمی‌کرد و تمام برنامه‌هایش را بر هم می‌زد. اما او دست از تلاش نکشید. ماه‌ها به سال تبدیل شد و تلاش‌های او به‌تدریج نتیجه داد. مروه زبان‌های مختلف برنامه‌نویسی را آموخت، وب‌سایت طراحی کرد و نمونه‌کارهای متعددی ساخت. او کم‌کم اعتمادبه‌نفس بیشتری پیدا کرد و دریافت که می‌تواند در بازار کار آنلاین نیز جایگاهی برای خود به دست آورد. در سال دوم، نخستین پروژه واقعی خود را دریافت کرد. مبلغ آن چندان زیاد نبود، اما برای او ارزش فراوانی داشت. آن پروژه ثابت کرد که مهارت‌هایش تنها در حد آموزش باقی نمانده و می‌تواند از آن‌ها درآمد نیز کسب کند. وقتی نخستین درآمدش را به خانه آورد، مادرش با چشمانی پر از اشک به او نگاه کرد. در شرایطی که مشکلات اقتصادی بسیاری از خانواده‌های افغانستان را تحت فشار قرار داده بود، همان درآمد اندک نیز اهمیت زیادی داشت. پس از آن، پروژه‌های بیشتری به او سپرده شد. هر پروژه تجربه‌ای تازه برایش به همراه داشت. گاهی مجبور می‌شد تا نیمه‌های شب بیدار بماند تا کارها را به‌موقع تحویل دهد؛ اما از این خستگی شکایتی نداشت، زیرا احساس می‌کرد دوباره در مسیر رؤیاهایش قرار گرفته است. نقطه عطف زندگی او زمانی فرا رسید که با یک شرکت فناوری در عراق آشنا شد. این شرکت به دنبال برنامه‌نویسی بود که بتواند به‌صورت دورکاری با آنان همکاری کند. مروه درخواست خود را ارسال کرد و پس از چند آزمون فنی و مصاحبه آنلاین، پذیرفته شد. آن روز یکی از مهم‌ترین روزهای زندگی‌اش بود. اکنون او از کابل برای شرکتی در عراق کار می‌کرد؛ کاری که شاید چند سال پیش حتی تصور آن را نیز نمی‌کرد. درآمد ماهانه حدود ۲۵۰ دالر به او این امکان را داد تا بخشی از هزینه‌های خانواده را تأمین کند. پدرش دیگر مجبور نبود به‌تنهایی بار تمام مشکلات اقتصادی را بر دوش بکشد. خواهران کوچک‌ترش نیز با دیدن موفقیت او، انگیزه بیشتری برای یادگیری پیدا کردند. اما با وجود همه این موفقیت‌ها، در قلب مروه هنوز جای خالی بزرگی وجود داشت. او همچنان آرزو دارد روزی وارد دانشگاه شود. هنوز وقتی نام دانشگاه کابل را می‌شنود، احساس خاصی پیدا می‌کند. دفترچه یادداشت کانکورش را نگه داشته است و جزوه‌هایی را که برای آغاز درس‌های دانشگاه تهیه کرده بود، هنوز کنار نگذاشته است. او باور دارد که آموزش آنلاین توانسته بخشی از مسیرش را هموار کند، اما دانشگاه چیز دیگری است. حضور در صنف، گفت‌وگو با استادان، کار روی پروژه‌های علمی و یادگیری در یک محیط آکادمیک، تجربه‌ای است که همچنان در انتظار آن به سر می‌برد. بزرگ‌ترین آرزوی مروه، بازگشایی دوباره دانشگاه‌ها برای دختران است. او می‌خواهد تحصیلاتش را به‌صورت رسمی ادامه دهد و دانش خود را در سطحی بالاتر گسترش بخشد. در ذهنش برنامه‌های بزرگی برای آینده دارد. می‌خواهد روزی مرکزی آموزشی برای دختران افغان ایجاد کند؛ مرکزی که در آن دختران بتوانند مهارت‌های فناوری را بیاموزند و از این طریق به استقلال اقتصادی دست یابند. او بارها با دخترانی روبه‌رو شده است که به دلیل بسته بودن دانشگاه‌ها احساس ناامیدی می‌کنند. هر بار تلاش کرده است به آنان امید بدهد و یادآور شود که یادگیری متوقف نشده است. مروه می‌داند که مسیر پیش رویش هنوز طولانی است. می‌داند که چالش‌های فراوانی در انتظار او و هزاران دختر دیگر وجود دارد. اما تجربه سه سال گذشته به او آموخته است که حتی در دشوارترین شرایط نیز می‌توان راهی برای ادامه یافت. امروز، هر صبح پیش از آن‌که کار روزانه خود را آغاز کند، چند دقیقه‌ای به آینده می‌اندیشد؛ به روزی که دوباره دروازه‌های دانشگاه باز شوند، به روزی که بتواند به‌عنوان یک دانشجوی کامپیوترساینس وارد صنف شود و رؤیایی را که سال‌ها پیش آغاز کرده بود، ادامه دهد. تا آن روز، او در همان اتاق کوچک کابل به تلاش خود ادامه می‌دهد؛ اتاقی که در سه سال گذشته هم دانشگاهش بوده، هم دفتر کارش و هم پناهگاه امیدهایش. داستان مروه تنها داستان یک دختر نیست؛ بلکه روایت نسلی از دختران افغانستان است که با وجود محرومیت از آموزش رسمی، هنوز از آموختن دست نکشیده‌اند و همچنان برای ساختن آینده‌ای بهتر تلاش می‌کنند. آنان نشان داده‌اند که هیچ مانعی نمی‌تواند شعله امید و اشتیاق به یادگیری را به‌طور کامل خاموش کند؛ زیرا رؤیاهایی که با دانش و اراده گره خورده باشند، حتی در سخت‌ترین شرایط نیز زنده می‌مانند. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


1 روز قبل - 68 بازدید

جان آیلیف، مدیر سازمان جهانی غذا برای افغانستان می‌گوید که در پی تشدید بحران بشری و اختلال در مسیرهای کمک‌رسانی، مادران و کودکان مبتلا به سوءتغذیه در این کشور بدون دریافت کمک از مرکز‌های صحی بازگردانده می‌شوند. آقای آیلیف با نشر اعلامیه‌ای گفته است که سوءتغذیه به بالاترین سطح خود رسیده، مادران و کودکان ضعیف و ناامید از کلینیک‌ها بازگردانده می‌شوند، چون هیچ غذایی برای کمک به آن‌ها وجود ندارد. وی در ادامه تاکید کرده است که بسته‌شدن تنگه هرمز در پی درگیری‌ها، تجارت و روند کمک‌های بشردوستانه به افغانستان را به شدت مختل کرده است. او علاوه کرد که افغانستان که پس از بسته‌شدن مرز پاکستان در اواخر سال گذشته، مسیر تجاری خود را به بندرعباس ایران تغییر داده بود، اکنون با اختلال تازه‌ای روبرو شده است. بر بنیاد گزارش، با کنترول جمهوری اسلامی بر تنگه هرمز و محاصره بنادر ایران توسط ایالات متحده، این مسیر نیز عملاً مسدود شده است. مدیر برنامه جهانی غذا گفته که ذخایر غذایی این سازمان در اواسط ماه آپریل به‌گونه کامل پایان یافته و ادامه بحران، روند کمک‌رسانی را با دشواری جدی مواجه کرده است. براساس این گزارش، برنامه جهانی غذا ناگزیر شده محموله‌های خود را از مسیرهای طولانی آسیای مرکزی انتقال دهد؛ اقدامی که هزینه‌های حمل‌ونقل را سه برابر و قیمت مکمل‌های غذایی را ۳۵ درصد افزایش داده است. این در حالی است که این نهاد در سال جاری تنها هشت درصد بودجه مورد نیازش را دریافت کرده است. همچنین مدیر این نهاد در بخشی از گزارش که محموله بیسکویت‌های مقوی مکتب‌ها که قرار بود از دبی از طریق ایران به افغانستان منتقل شود، پس از آغاز جنگ در اواخر فبروری، هفته‌ها در امارات متحده عربی متوقف مانده است. این محموله اکنون از مسیر زمینی طولانی شامل عربستان سعودی، اردن، سوریه، ترکیه، گرجستان، آذربایجان و دریای خزر عبور می‌کند تا از طریق ترکمنستان  وارد کشور شود. بربنیاد داده‌های سازمان ملل متحد، نیمی از جمعیت افغانستان برای ادامه‌ی زندگی به کمک‌های انسان‌دوستانه‌ نیاز دارند. در فصل گرما نگرانی‌ها از تشدید بحران انسانی نیز، در این کشور تشدید شده است. همچنین پیش از این نیز، نهادهای وابسته به سازمان ملل متحد، گفته که به دلیل ممنوعیت کار زنان در نهادهای بین‌المللی امدادرسانی به زنان و دختران دشوارتر شده است.

ادامه مطلب


2 روز قبل - 63 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد می‌گوید ادامه محدودیت آموزش دختران و کار زنان در افغانستان منجر به کاهش ۰.۵ درصدی تولید ناخالص داخلی افغانستان شده است. این نهاد با نشر گزارشی گفته است که محدودیت‌ها نیروی انسانی افغانستان را تضعیف کرده است و  هر سال ادامه این محدودیت‌ها، یک گروه تازه از دختران را از ورود به نیروی کار ماهر محروم می‌کند و پیامدهای اجتماعی و اقتصادی بزرگی برای افغانستان دارد. یونیسف هشدار داده است که ادامه این وضعیت می‌تواند بر سلامت کودکان نیز اثر بگذارد. در گزارش این سازمان آمده است که محرومیت مادران از آموزش، با افزایش کوتاه‌قدی کودکان، کاهش پوشش واکسین و کاهش مراقبت‌های پیش از زایمان ارتباط دارد. همچنین در بخشی از آمده است که اگر آموزش و کار زنان گسترش یابد، رشد اقتصادی افغانستان می‌تواند سالانه ۰.۵ درصد بیشتر شود. این نهاد تاکید کرد که از زمان ممنوعیت آموزش دختران در بیشتر از چهار سال گذشته هیچ دختری در افغانستان بالاتر از صنف ششم شامل مکتب نشده است. بر اساس این گزارش، حدود یک میلیون دختر تا اکنون مستقیم از این ممنوعیت آسیب دیده‌اند. این نهاد هشدار داده است که اگر این ممنوعیت ادامه یابد، تا سال پنج سال آینده دو میلیون دختر از حق آموزش بالاتر از دوره ابتدایی محروم خواهند شد. در گزارش آمده است که در ۳۵ سال آینده، حدود ۶۰۰ هزار زن ماهر از نیروی کار افغانستان خارج خواهند شد. صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل تصریح کرد که ۴۰ دانشگاه از مجموع ۱۲۹ دانشگاه افغانستان به دلیل کاهش درآمد، کاهش شمار دانشجویان و استادان، به‌ویژه زنان دانشجو و استاد، با خطر بسته‌شدن روبرو هستند. بر اساس این گزارش، دو بخش مهم که هنوز زنان در آن اجازه کار دارند، آموزش و خدمات صحی است. اما با بسته‌ماندن راه آموزش دختران، در آینده شمار آموزگاران و کارمندان صحی زن به‌شدت کاهش خواهد یافت.

ادامه مطلب


2 روز قبل - 76 بازدید

رسانه‌های بین‌المللی اعلام کرده است که با تشکیل دولت جدید دنمارک، سمیرا نوا امینی، سیاستمدار دنمارکی افغانستانی‌تبار به‌عنوان وزیر اقلیم، انرژی و خدمات عمومی این کشور به کابینه راه یافت. خانم نوا از چهره‌های شناخته‌شده سیاسی در دنمارک است و پیش از این نیز در حوزه‌های مرتبط با سیاست‌های اقلیمی و انرژی فعالیت داشته است. در گزارش آمده است که سمیرا نوا از حزب «رادیکال ونستره» با گرایش سوسیال لیبرال، از امروز (چهارشنبه، ۱۳ جوزا) مسوولیت این وزارتخانه را برعهده می‌گیرد. این انتصاب در حالی صورت می‌گیرد که مسائل مربوط به تغییرات اقلیمی و تأمین انرژی از مهم‌ترین اولویت‌های دولت جدید دنمارک به شمار می‌رود. خانم نوا در سال ۱۹۸۸ میلادی در آلبورگ دنمارک از والدین افغانستانی به دنیا آمد. والدینش در سال ۱۹۸۶ به دلیل جنگ شوروی از افغانستان به دنمارک پناهنده شدند. سمیرا نوا دانش‌آموخته در رشته اقتصاد در دانشگاه کپنهاگن است. در بخشی از گزارش آمده است که او مدتی در اندیشکده‌ها و وزارتخانه‌های مختلف دنمارک کار کرد و سپس وارد سیاست شد. همچنین در سال ۲۰۱۹ میلادی به‌عنوان نماینده حزب «رادیکال ونستره» وارد پارلمان دانمارک شد و بعدا به یکی از چهره‌های مهم حزب در حوزه‌هایی مانند اقتصاد، اشتغال، برابری جنسیتی و سیاست‌های اقلیمی تبدیل شد. او در انتخابات‌های بعدی نیز دوباره به پارلمان راه یافت و به مقام‌های بالاتری در حزب رسید. در حالی خانم امینی وزیر دولت دنمارک می‌شود که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. بر بنیاد گزارش‌ها، اگر این ممنوعیت ادامه یابد، تا سال ۲۰۳۰ نزدیک به چهار میلیون دختر ممکن است از آموزش محروم شوند.

ادامه مطلب


2 روز قبل - 82 بازدید

در پنجمین کنفرانس وزیران در باره سیاست خارجی فمینیستی به حمایت پایدار از زنان و دختران افغانستان تاکید گردیده و سیاست‌های زن‌ستیزانه محکوم شد. کنفرانس سیاست خارجی فمینیستی، در وزارت خارجه اسپانیا با اشتراک مقام‌های دولتی، نمایندگان نهادهای بین‌المللی، جامعه مدنی و فعالان حقوق زنان برای دو روز برگزار شده است. هدف از برگزاری این کنفرانس، بررسی نقش سیاست خارجی فمینیستی در دفاع از حقوق زنان، تقویت برابری جنسیتی، حمایت از صلح و حفاظت از ارزش‌های دموکراتیک خوانده شده است. در این کنفرانس، سخنرانان بر حمایت از زنان افغانستان تاکید کرده و از ادامه محدودیت‌ها، حذف زنان از عرصه عمومی و تلاش‌ها برای خاموش ساختن صدای زنان افغانستان انتقاد کردند. در این کنفراسن، الیونور کاروا، وزیر مشاور مشارکت‌های بین‌المللی و شهروندان فرانسوی در خارج، نیز بر ضرورت دفاع از حقوق زنان در سطح جهان تاکید کرده است. او به‌ویژه بر حمایت از زنان و دختران در شرایط جنگ و بحران اشاره کرده و وضعیت زنان و دختران افغانستان را یکی از نمونه‌های مهم این چالش جهانی دانسته است. در بخش‌های دیگر این نشست، نمایندگان نهادهای بین‌المللی و فعالان حقوق زنان درباره وضعیت زنان در افغانستان، پیامدهای کمک‌های بشردوستانه و نیاز به حمایت پایدار از زنان و دختران افغان صحبت کردند. بربنیاد گزارش، «آپارتاید جنسیتی» و «نقش زنان در روند صلح و آینده دموکراسی» و بحث ویژه مرتبط با زنان افغانستان در این کنفرانس مطرح شده است.

ادامه مطلب


2 روز قبل - 97 بازدید

خوزه مانوئل آلبارس، وزیر خارجه اسپانیا، در پنجمین نشست وزیران درباره سیاست خارجی فمینیستی در مادرید، بر حمایت از زنان افغانستان تاکید کرده و گفته است که صدای آنان با وجود تلاش‌های در داخل افغانستان برای خاموش کردن آن، همچنان شنیده خواهد شد. آقای آلبارس در سخنرانی افتتاحیه این نشست خطاب به زنان افغانستان گفت: «این‌جا همیشه خانه شما خواهد بود. صدای زنان افغانستان همیشه از این وزارت‌خانه شنیده خواهد شد، هرچند کسی تلاش کنند آن را خاموش کنند.» وی در ادامه تاکید کرد که وزارت خارجه اسپانیا هر سال میزبان نشستی با عنوان «صدای ما را بشنوید» است که در آن سازمان‌ها و نهادهای زنان افغانستان در تبعید برای دفاع از آزادی و عدالت جنسیتی گردهم می‌آیند. او افزوده است که بخشی از ساختمان وزارت خارجه اسپانیا به نام «تالار زنان افغانستان» نام‌گذاری شده و با نصب لوحه‌ای یادبود، تلاش شده است صدای زنان افغانستان همواره در این نهاد بازتاب داشته باشد. نشست دو روزه مادرید با شعار «ساختن صلح و دموکراسی» برگزار شده و مقام‌های دولتی، نمایندگان سازمان‌های بین‌المللی، نهادهای مدنی و فعالان حقوق زنان از حدود ۶۰ کشور در آن شرکت کرده‌اند. برگزارکنندگان گفته‌اند که بیش از ۱۴۰ نهاد مدنی و گروه‌های مدافع حقوق زنان در این نشست حضور دارند و محور اصلی گفتگوها، نقش سیاست خارجی فمینیستی در پیشبرد برابری جنسیتی، دفاع از حقوق زنان و تقویت صلح و دموکراسی است. افغانستان یکی از محورهای اصلی این نشست بوده است. شرکت‌کنندگان نسبت به ادامه محرومیت زنان و دختران از آموزش، کار و حضور در زندگی عمومی ابراز نگرانی کرده‌اند. برگزارکنندگان اعلام کرده‌اند که دو نشست ویژه به افغانستان اختصاص یافته است؛ یکی درباره آنچه «آپارتاید جنسیتی» در افغانستان خوانده شد و دیگری درباره نقش زنان در روند صلح‌سازی و آینده دموکراسی در این کشور. این نشست در حالی برگزار می‌شود که افغانستان همچنان تنها کشوری در جهان است که دختران از آموزش متوسطه و تحصیلات عالی محروم هستند. شرکت‌کنندگان در این نشست تاکید کردند که صلح پایدار و دموکراسی بدون مشارکت معنادار زنان امکان‌پذیر نیست و حمایت از زنان و دختران افغانستان باید همچنان بخشی اساسی از تلاش‌های جهانی برای دفاع از حقوق بشر، برابری جنسیتی و صلح باقی بماند.

ادامه مطلب


3 روز قبل - 60 بازدید

سازمان عفو بین‌الملل در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که افغانستان همچنان تنها کشور جهان است که آموزش متوسط برای دختران و زنان در آن ممنوع است. این نهاد با نشر اعلامیه‌ای در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که شماری از زنان تلاش کرده‌اند با راه‌اندازی مکتب‌های آنلاین فرصت ادامه‌ی آموزش را برای دختران فراهم کنند. سازمان عفو بین‌الملل از فاطمه نصرت ازگون به عنوان نمونه یاد کرده که پس از بازگشت حکومت سرپرست مکتب آنلاینی را زیر نام «اکادمی بهدخت» ایجاد کرده است. حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. بر بنیاد گزارش‌ها، اگر این ممنوعیت ادامه یابد، تا سال ۲۰۳۰ نزدیک به چهار میلیون دختر ممکن است از آموزش محروم شوند.

ادامه مطلب


3 روز قبل - 91 بازدید

صبح هنوز به‌طور کامل بر شهر مزارشریف سایه نیفکنده است. صدای اذان از مسجد محل به گوش می‌رسد و کوچه‌های باریک، آرام‌آرام از سکوت شبانه بیرون می‌آیند. در یکی از محله‌های نسبتاً دور از مرکز شهر، جایی که خانه‌های خشتی و دیوارهای گلی هنوز بخشی از چهره محل را تشکیل می‌دهند، دختری جوان روز خود را زودتر از بسیاری از همسالانش آغاز می‌کند. او پس از ادای نماز صبح، حویلی کوچک خانه را جارو می‌کند، برای اعضای خانواده چای دم می‌کند و سپس راهی کارگاهی می‌شود که در چند سال گذشته نه‌تنها زندگی خودش، بلکه زندگی چندین زن و دختر دیگر را نیز تغییر داده است. چند سال پیش، زمانی که دروازه‌های مکاتب به روی دختران بسته شد، او دانش‌آموز یکی از صنف‌های متوسطه بود. مانند بسیاری از دختران افغانستان، آرزوهای بزرگی در سر داشت. می‌خواست درس بخواند، تحصیلات عالی خود را ادامه دهد و روزی معلم، داکتر یا کارمند یکی از نهادهای دولتی شود. او کتاب‌هایش را دوست داشت و از شاگردان ممتاز صنف به شمار می‌رفت. اما با بسته شدن مکتب، زندگی‌اش وارد مرحله‌ای شد که هرگز تصور آن را نمی‌کرد. او روزهای نخست را به‌خوبی به یاد دارد؛ روزهایی که هر صبح از خواب بیدار می‌شد، اما دیگر لباس مکتب را بر تن نمی‌کرد. کتاب‌هایش روی طاقچه اتاق باقی مانده بودند و دفترهایش آرام‌آرام زیر لایه‌ای از گرد و خاک پنهان می‌شدند. هر بار که صدای زنگ مکتب همسایه را می‌شنید، قلبش فشرده می‌شد. او می‌گوید در آن روزها احساس می‌کرد بخشی از آینده‌اش از او گرفته شده است. اما در خانواده‌ای که با مشکلات اقتصادی دست‌وپنجه نرم می‌کرد، فرصت زیادی برای غرق شدن در ناامیدی وجود نداشت. پدر خانواده کارگر روزمزد بود و درآمد اندکی داشت. قیمت مواد خوراکی روزبه‌روز افزایش می‌یافت و تأمین هزینه‌های زندگی دشوارتر می‌شد. او بارها شاهد بود که مادرش برای مدیریت مخارج خانه ساعت‌ها فکر می‌کند و گاهی ناچار می‌شود برخی نیازهای ضروری را به زمان دیگری موکول کند. در همان روزها بود که او و برادرش درباره راه‌اندازی یک کار کوچک خانوادگی گفت‌وگو کردند. آنان سرمایه چندانی نداشتند و تجربه‌شان نیز محدود بود، اما باور داشتند که با اراده و پشتکار می‌توانند راهی برای کسب درآمد پیدا کنند. پس از بررسی چندین گزینه، تصمیم گرفتند تولید مایع ظرف‌شویی را آغاز کنند؛ محصولی که تقریباً در هر خانه مورد استفاده قرار می‌گیرد و همواره بازار مصرف دارد. آغاز کار بسیار دشوار بود. آنان بخشی از پس‌انداز اندک خانواده را جمع‌آوری کردند و با آن مقدار کمی مواد اولیه خریدند. در یکی از اتاق‌های خانه چند بشکه پلاستیکی، تعدادی بوتل خالی و وسایل ساده تهیه کردند. روزهای نخست ساعت‌ها صرف یادگیری شیوه تولید، ترکیب مواد و آزمایش کیفیت محصول می‌شد. گاهی یک اشتباه کوچک باعث می‌شد تمام زحمات یک روز از بین برود و گاهی نیز محصول کیفیت لازم را نداشت و ناچار بودند دوباره از ابتدا شروع کنند. با این حال، ناامید نشدند. شب‌ها پس از صرف شام کنار هم می‌نشستند و درباره راه‌های بهبود کار گفت‌وگو می‌کردند. برادرش مسئول تهیه مواد اولیه و بازاریابی شد و او بیشتر بر تولید و بسته‌بندی تمرکز کرد. کم‌کم نخستین سفارش‌های کوچک از دکان‌های محل دریافت شد. هرچند سود چندانی در میان نبود، اما همان سفارش‌ها برای آنان نشانه‌ای از امید و موفقیت به شمار می‌رفت. چند ماه بعد، کارگاه کوچک آنان در میان مردم محل شناخته شد. کیفیت محصولات بهبود یافت و مشتریان بیشتری به دست آوردند. دکان‌دارانی که در ابتدا با تردید به محصول آنان نگاه می‌کردند، اکنون سفارش‌های بیشتری ثبت می‌کردند و تولید نیز افزایش یافت. در روزهای نخست، بسیاری از اطرافیان با دیده تردید به این کار نگاه می‌کردند. برخی باور نداشتند که یک دختر جوان بتواند در شرایط دشوار اقتصادی، کسب‌وکاری هرچند کوچک را مدیریت کند. اما او و برادرش تصمیم گرفتند به جای توجه به قضاوت دیگران، تمام انرژی خود را صرف پیشبرد کار کنند. با گذشت زمان، اعتماد مردم محل افزایش یافت و مشتریان دوباره برای خرید مراجعه کردند. هر موفقیت کوچک، انگیزه آنان را بیشتر می‌کرد. امروز نیز با وجود بهتر شدن وضعیت کارگاه، مشکلات همچنان وجود دارد. افزایش قیمت مواد اولیه، هزینه‌های حمل‌ونقل و رقابت در بازار از چالش‌های روزمره آنان است. با این حال، زنان و دخترانی که در این کارگاه فعالیت می‌کنند باور دارند داشتن درآمد، هرچند اندک، بهتر از بی‌کاری است. در این زمان تصمیم گرفتند چند زن و دختر نیازمند محل را نیز به کار جذب کنند. نخستین زنی که به آنان پیوست، مادری بیوه بود که مسئولیت تأمین زندگی سه فرزندش را بر عهده داشت. پس از او زنان دیگری نیز به کارگاه آمدند. امروز در این کارگاه شش زن و سه دختر مشغول کار هستند. فضای کارگاه ساده است، اما در پس این سادگی، ده‌ها داستان از تلاش و امید نهفته است. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


3 روز قبل - 74 بازدید

پتری اورپو، نخست‌وزیر فنلند وضعیت افغانستان را نگران‌کننده خوانده و گفته است که حکومت سرپرست همچنان به نقض حقوق بشر، اعمال محدودیت بر شهروندان و به ویژه بر زنان و دختران ادامه می‌دهند. آقای اورپو این اظهارات را در در جشنواره روز فرهنگ هزاره در فنلند مطرح کرده و گفته است که یکی از شدیدترین بحران‌های انسانی جهان در افغانستان جریان دارد و همچنان حقوق بشر در این کشور نقض می‌شود. وی در ادامه تاکید کرده است که حقوق زنان و دختران در افغانستان روزبه‌روز بیشتر تضعیف می‌شود و خشونت و تبعیض علیه آنان هرگز قابل پذیرش نیست. او افزوده است که فنلند در چارچوب جامعه‌ی جهانی و اتحادیه اروپا برای بهبود وضعیت افغانستان تلاش کرده و به این تلاش‌ها ادامه خواهد داد. همچنین نخست‌وزیر فنلند در ادامه گفته است که هزاره‌هایی که این کشور را به‌عنوان خانه خود برگزیده‌اند، نباید میراث فرهنگی خود را فراموش کنند، بلکه حفظ زبان، فرهنگ، هنر و هویت فرهنگی آن‌ها اهمیت ویژه دارد. او افزوده است که زبان، دین، موسیقی، ادبیات، پوشش و هنر از عناصر اصلی هویت افراد و جوامع به شمار می‌روند و این ارزش‌ها برای کسانی که دور از سرزمین مادری خود زنده‌گی می‌کنند، اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. وی از نقش جامعه هزاره در ترویج آموزش و برابری یاد کرده و گفته است که هزاره‌ها از نخستین گروه‌هایی در افغانستان بودند که برای دسترسی دختران به آموزش مبارزه کردند. همچنین لطیف فیاض، رییس خانه فرهنگ هزاره‌ها در فنلند، نیز در این مراسم گفته است که هزاره‌ها در طول تاریخ با تبعیض، سرکوب و کشتار مواجه بوده‌اند، اما همواره به آموزش، کار، همزیستی مسالمت‌آمیز و مشارکت اجتماعی اهمیت داده‌اند. جشنواره روز فرهنگ هزاره‌گی با اجرای برنامه‌های فرهنگی، نمایش لباس‌های سنتی، موسیقی محلی، نمایش آثار هنری و غذاهای سنتی هزار‌گی در مرکز فرهنگی شهر یاروینپه برگزار شد.

ادامه مطلب