برچسب: محدودیت

1 ساعت قبل - 6 بازدید

او بیست‌ونه‌ساله است، اما وقتی صبح‌ها از خواب بیدار می‌شود، بدنش سنگین‌تر از سنش است. معمولاً قبل از اذان صبح چشم باز می‌کند؛ نه چون عادت مذهبی داشته باشد، بلکه چون صدای حرکت مادرش در آشپزخانه یا سرفه‌های پدر، خواب را از سرش می‌پراند. اتاقی که در آن می‌خوابد کوچک است؛ یک فرش کهنه کف آن افتاده، یک تشک نازک کنار دیوار، و یک چمدان قدیمی که هنوز باز نشده؛ همان چمدانی که از ایران آورده بود. لباس‌هایش بیشتر همان لباس‌هاست، چون خرید لباس جدید همیشه به تعویق افتاده؛ مثل خیلی چیزهای دیگر در زندگی‌اش. وقتی می‌نشیند، زانوهایش را بغل می‌کند و چند دقیقه به دیوار خیره می‌ماند. این مکث‌های کوتاه، تنها زمانی است که کسی از او چیزی نمی‌خواهد. سال‌های بودن درایران برایش سخت بود، اما قابل پیش‌بینی. صبح زود بیدار می‌شد، سوار سرویس کارگاه می‌شد، ساعت‌ها پشت چرخ خیاطی می‌نشست، ناهار ساده می‌خورد و شب خسته برمی‌گشت. مزدش کم بود، تحقیرش زیاد، اما دست‌کم برنامه داشت. می‌دانست اگر کار کند، آخر ماه پولی خواهد گرفت؛ اگر خسته شود، می‌تواند سکوت کند. وقتی خانواده تصمیم به بازگشت گرفتند، هیچ‌کس نظرش را نخواست. پدر گفت دیگر نمی‌شود ماند، مادر گفت این‌جا آینده‌ای نیست و تمام. در مسیر بازگشت، او بیشتر از همه ساکت بود. نه اعتراض کرد، نه سؤال پرسید. فقط فهمید که دوباره باید خودش را با جایی وفق بدهد که زن بودن در آن سخت‌تر است. وقتی به افغانستان رسیدند، همان هفته‌ی اول، فضای خانه تغییر کرد. رفت‌وآمدها بیشتر شد؛ خاله، عمه، همسایه. سوال‌ها مستقیم نبودند، اما همه یک چیز را نشانه می‌رفتند: «دخترت چند ساله شده؟» «در ایران چرا شوهر نکرد؟» «خواستگار نداشته؟» مادرش اول دفاع می‌کرد، بعد سکوت می‌کرد و بعد از چند هفته، همان حرف‌ها را در خانه تکرار می‌کرد. از همان‌جا فشار شروع شد؛ آرام و تدریجی، مثل فشاری که اول درد ندارد، اما استخوان را می‌شکند. خواستگار اول مردی بود که خود ندیدش. فقط شنید که سی‌وهفت‌ساله است، یک بار ازدواج کرده و دنبال زن «آرام» می‌گردد. وقتی گفت نمی‌خواهد، مادرش گفت: «تو خیلی سخت‌گیر شدی.» خواستگار دوم را دید؛ مردی که بیشتر از ده دقیقه حرف نزد و آخرش گفت: «زن باید سازگار باشد.» او همان‌جا فهمید این ازدواج نیست؛ معامله است. خواستگار سوم و چهارم هم شبیه هم بودند. هیچ‌کدام به خودش نگاه نکردند؛ به سنش نگاه کردند، به شرایطش، به این‌که برگشته است. هر بار که «نه» می‌گفت، واکنش‌ها شدیدتر می‌شد. مادرش داد می‌زد، گاهی گریه می‌کرد، گاهی بشقاب را محکم روی زمین می‌گذاشت. می‌گفت: «من دیگر جواب مردم را ندارم.» برادرش مستقیم‌تر بود. یک بار وسط حویلی، جلوی پدر، گفت: «اگر این‌طور پیش برود، خودم تصمیم می‌گیرم.» آن روز، اولین بار بود که او ترس واقعی را حس کرد؛ نه ترس از شوهر، بلکه ترس از خانواده. خشونت‌ها شکل‌های مختلف داشت. همیشه سیلی نبود. گاهی نگاه تحقیرآمیز بود، گاهی بستن در، گاهی گرفتن تلفن. یک بار که دیرتر از معمول از بیرون برگشت، برادرش بازویش را محکم گرفت و گفت: «دیگر بیرون نمی‌روی.» بازویش تا چند روز درد می‌کرد. مادرش فقط گفت: «خودت مقصر هستی.» هیچ‌کس نپرسید چرا دیر آمده بود؛ آمده بود چون دنبال کار گشته بود، چون می‌خواست دوباره مستقل شود. او می‌گفت هنوز فرد مورد علاقه‌اش را پیدا نکرده. این جمله برای خودش واضح بود؛ یعنی هنوز کسی را ندیده که بتواند کنارش احساس امنیت کند. اما برای خانواده‌اش، این حرف بی‌معنی بود. آن‌ها علاقه را لوکس می‌دانستند. می‌گفتند زن باید به‌موقع شوهر کند، بعد علاقه خودش می‌آید. هر بار که این بحث تکرار می‌شد، او ساکت‌تر می‌شد، اما درونش پر از سؤال بود: چرا زندگی زن باید این‌قدر ساده و بی‌حق تعریف شود؟ شب‌ها وقتی همه می‌خوابیدند، او روی همان تشک نازک دراز می‌کشید و به جزئیات فکر می‌کرد؛ به این‌که اگر ازدواج کند فقط برای رهایی، چه چیزی در انتظارش است: مردی که او را انتخاب نکرده، خانه‌ای که در آن غریبه است، و خشونتی که فقط شکلش عوض می‌شود. گاهی به ایران فکر می‌کرد؛ به کارگاه، به صدای چرخ‌ها، به خستگی‌ای که حداقل معنا داشت. حالا خستگی‌اش بی‌معنا بود. آخرین خواستگار مردی بود که خانواده رویش خیلی حساب کرده بودند. سنش بالا بود، اما «وضعش خوب» بود. همان شب که حرفش جدی شد، دعوا بالا گرفت. برادرش فریاد زد، مادرش گریه کرد، پدر سکوت کرد. او گفت «نه» و بعد دیگر حرفی نزد. آن شب در را از بیرون قفل کردند؛ نه برای این‌که فرار نکند، بلکه برای این‌که بفهمد انتخابی ندارد. آن‌جا، در تاریکی، برای اولین‌بار به این فکر کرد که شاید زندگی‌اش همیشه همین‌طور بماند؛ نه با ازدواج نجات پیدا کند، نه با مقاومت. او هنوز همان‌جاست. نه ازدواج کرده، نه آزاد شده. هر روز با احتیاط حرف می‌زند، با احتیاط راه می‌رود، با احتیاط نفس می‌کشد. این روایت پایان مشخصی ندارد، چون زندگی او هم هنوز ادامه دارد. این داستان نه درباره یک زن خاص، بلکه درباره واقعیتی است که هر روز، بی‌سروصدا، در خانه‌های زیادی تکرار می‌شود؛ زنانی که فقط به‌خاطر خواستنِ حق انتخاب، تحت فشار و خشونت قرار می‌گیرند. این روایت عینی است، چون شبیه زندگی است: طولانی، خسته‌کننده و پر از تصمیم‌هایی که هیچ‌وقت ساده نیستند. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


8 ساعت قبل - 46 بازدید

برنامه‌ی توسعه‌ا‌ی سازمان ملل متحد در افغانستان از آغاز مرحله‌ی دوم برنامه‌ی «توان‌مندسازی اقتصادی زنان از طریق کسب‌و‌کار‌های کوچک و متوسط» خبر داده و این برنامه، با سرمایه‌گذاری ۱۰ میلیون یورویی اتحادیه‌ی اروپا، با هدف تقویت نقش اقتصادی زنان و پشتیبانی از کسب‌وکار‌های پای‌دار خانواده‌ها در افغانستان راه‌اندازی شده است. این برنامه با نشر اعلامیه‌ای گفته است که مرحله‌ی دوم این برنامه، زنان را از بخش‌های مختلف فعالیت‌های اقتصادی از گروه‌های کوچک و متوسط تحت پوشش قرار می‌دهد و در تلاش است تا دسترسی آنان را به منابع مالی، بازارها، مهارت‌ها و فرصت‌های درآمد پای‌دار را افزایش دهد. در ادامه آمده است که این برنامه از سازوکارهای مالی سازگار با شریعت و مناسب با شرایط فرهنگی استفاده می‌کند و در کنار آن، خدمات توسعه‌ی کسب‌وکار، راهنمایی حرفه‌ای و پیوند با بازارها را برای زنان فراهم می‌کند. در اعلامیه آمده است که این برنامه همچنان به پیوستن زنان در جامعه و تقویت حضور آنان در بازار کار تمرکز دارد. در ادامه آمده است که این برنامه در شماری از ولایت‌های دوردست به‌ویژه در منطقه‌های مرکزی آن اجرا می‌شود؛ منطقه‌هایی که مشارکت اقتصادی زنان پایین و دسترسی به خدمات مالی محدود است. برنامه‌ی توسعه‌ا‌ی سازمان ملل متحد افزوده است که اجرای این برنامه می‌تواند به افزایش درآمد زنان، تقویت تاب‌آوری خانواده‌ها و ارتقای نقش زنان در تصمیم‌گیری‌های اقتصادی کمک کند و زمینه‌ساز بهبود پای‌دار اقتصاد محلی در افغانستان شود. همچنین ورونیکا بوشکوویچ پوهار، کاردار اتحادیه‌ی اروپا در افغانستان، گفته است: «این پروژه با هدف تقویت کسب‌و‌کار‌های کوچک و افزایش تاب‌آوری و خودکفایی خانوا‌ده‌ها  اجرا می‌شود. سرمایه‌گذاری در کسب‌وکارهای زنان، به تقویت جوامع و بازارهای محلی کمک می‌کند و فرصت‌های پای‌دار درآمد را برای خانوارها فراهم می‌سازد.» این در حالی است که حکومت سرپرست پس از به‌دست گرفتن قدرت، افزون بر محدودیت‌های دیگر کار در بسیاری از بخش‌ها را برای زنان و دختران منع کرد.

ادامه مطلب


10 ساعت قبل - 42 بازدید

هیدر بار، معاون بخش زنان دید‌بان حقوق بشر درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که سیاست‌های حکومت سرپرست در برابر آموزش دختران و دختران، آینده‌ی افغانستان را به‌گونه‌ی جدی تهدید می‌کند. خانم بار با نشر پیامی پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که ممنوعیت آموزش دختران بالاتر از صنف ششم، تنها بخشی از محدودیت‌های می‌باشد که سبب تضعیف نظام آموزشی در سراسر افغانستان شده است. وی در ادامه تاکید کرده است که حکومت فعلی با اقدام‌هایی چون برکناری آموزگاران شایسته، حذف مضمون‌های غیرمذهبی و وضع محدودیت‌های پی‌درپی، ساختار آموزش را به‌‌طور سیستماتیک تضعیف کرده است. او در ادامه افزوده است که آسیب‌های این سیاست‌ها هر روز بیش‌تر می‌شود و پیامدهای آن دامن‌گیر نسل‌های آینده خواهد شد. معاون بخش زنان دیدبان حقوق بشر تصریح کرد که پیامدهای این روند تنها متوجه دختران نیست؛ بلکه تمام نظام آموزشی کشور را دربر می‌گیرد و آینده‌ی افغانستان را با خطر جدی روبرو کرده است. همچنین صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد هشدار داده است که آموزش در افغانستان به نقطه‌ی بحرانی رسیده است. بر پایه‌ی گزارش این نهاد، بیش از ۹۰ درصد کودکان ده‌ساله در افغانستان توانایی خواندن یک متن ساده را ندارند. یونیسف این وضعیت را نشانه‌ی بحران «آموزش بدون یادگیری» دانسته؛ بحرانی که به گفته‌ی نهادهای بین‌المللی، در نتیجه‌ی سیاست‌های محدودکننده‌ در بخش آموزش به‌وجود آمده است.

ادامه مطلب


1 روز قبل - 81 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که نظام آموزشی افغانستان با موانع و چالش‌‌های جدی روبرو است، اما با این حال امکان بازسازی آن نیز وجود دارد. این سازمان امروز (چهارشنبه، ۸ دلو) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود بر اهمیت آموزش دختران و تاثیر مثبت آن در آینده افغانستان تاکید کرده و خواهان لغو محدودیت‌ها در برابر تحصیل آنان شده است. صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد در ادامه تاکید کرده است: «لغو ممنوعیت آموزش متوسطه دختران، به آنان این امکان را می‌دهد مهارت کسب کنند، وارد حرفه‌های حیاتی مانند بهداشت شوند و خانواده‌ها، جوامع و آینده کشور را تقویت کنند.» همچنین پیش از این نیز یونیسف گزارش داده بود که سیستم آموزشی افغانستان در نقطه بحرانی خود قرار دارد و بیش از ۹۰ درصد کودکان ۱۰ ساله در افغانستان قادر به خواندن متن ساده نیستند. این سخنان در حالی مطرح می‌شود که نظام آموزشی افغانستان در سال‌های اخیر آسیب جدی دیده است. باید گفت که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


2 روز قبل - 40 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد با اشاره به اینکه افغانستان با یکی از شدیدترین بحران‌های سوءتغذیه کودکان در جهان مواجه است، گفته است که هر سال حدود ۳.۷ میلیون کودک از سوءتغذیه حاد متاثر می‌شوند. این نهاد با نشر اعلامیه‌ای در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که این وضعیت، خطر مرگ کودکان را تا ۱۲ برابر افزایش می‌دهد. یونیسف با اشاره به پیامدهای جسمی سوءتغذیه حاد بر کودکان تصریح کرد که این بیماری رشد مغزی کودکان را در نخستین روزهای زندگی کودکان آسیب می‌زند، سیستم ایمنی بدن را تضعیف می‌کند و کودکان را در برابر بیماری‌ها آسیب‌پذیرتر می‌کند. این سازمان در ادامه تاکید کرده است که این بحران برای بیش از دو دهه در افغانستان تقریبا بدون هیچ تغییری باقی مانده است. یونیسف به‌رغم هشدار درباره کاهش منابع مادی گفته است که به حمایت از روند درمان کودکان مبتلا به سوءتغذیه در بیش از ۳ هزار و ۴۰۰ مرکز صحی در سراسر افغانستان ادامه خواهد داد. با این‌حال صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل تصریح کرده است که پایان دادن به سوءتغذیه کودکان نیازمند اقدام جمعی، تمویل پایدار و تعهد مشترک برای اولویت دادن به کودکان است. برنامه جهانی غذای سازمان ملل (WFP) در افغانستان چندی پیش در گزارشی نوشت که وضعیت امنیت غذایی در افغانستان بحرانی است. بر اساس گزارش این نهاد، ۱۷ میلیون نفر در افغانستان با گرسنگی حاد روبه‌رو هستند و حدود ۴ میلیون کودک در معرض خطر سوءتغذیه قرار دارند. برنامه جهانی غذای سازمان ملل پیش‌بینی کرده بود که سوءتغذیه کودکان نیز افزایش خواهد یافت و در سال آینده نزدیک به چهار میلیون کودک را تحت تأثیر قرار خواهد دهد. چندی پیش یوناما نیز در گزارشی گفته بود که ناامنی غذایی همچنان شدید است. میزان سوءتغذیه زنان و کودکان ۱۵ درصد افزایش یافته است و میلیون‌ها نفر در زمستان پیش‌رو بدون کمک مانده‌اند.

ادامه مطلب


2 روز قبل - 60 بازدید

ریچارد لیندسی، نماینده ویژه بریتانیا برای افغانستان به مناسبت روز جهانی زنان در چندجانبه‌گرایی گفته است که این روز یادآور نقش اساسی زنان در نظام‌های چندجانبه است. آقای لیندسی با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که به همکاری با همکاران زن خود افتخار می‌کند و فداکاری و مهارت‌ زنان برای «ترویج حقوق و آزادی‌های زنان افغانستانی» ضروری است. قتبل ذکر است که ۲۵ جنوری به عنوان روز جهانی زنان در چندجانبه‌گرایی نامگذاری شده است. این روز از سوی یونسکو در ۲۳ نومبر ۲۰۲۱ میلادی به رسمیت شناخته شد. هدف از نام‌گذاری این روز، برجسته‌سازی نقش زنان در ارتقای حقوق بشر، صلح و توسعه پایدار در چارچوب نظام چندجانبه‌گرایی است. یونسکو یا سازمان علمی و فرهنگی سازمان ملل متحد به این مناسبت گفته است که جهان در حال حاضر با بحران عمیق چندجانبه‌گرایی روبرو است و چالش‌هایی چون تغییرات اقلیمی، درگیری‌های مسلحانه، نابرابری‌های فزاینده و تحولات سریع فناوری، بیش از هر زمان دیگری به پاسخ‌های جمعی و مؤثر نیاز دارد. با این حال، به باور این نهاد، نظامی که در خدمت مردم باشد، بدون مشارکت و رهبری کامل زنان قابل تحقق نیست. در حالی ریچارد لیندسی بر حمایت از نقش زنان و دختران افغانستان حمایت می‌کند که زنان و دختران با تسلط حکومت فعلی از آموزش، اشتغال و رفت‌وآمد آزادانه محروم شده‌اند.

ادامه مطلب


3 روز قبل - 51 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد درتازه‌ترین مورد با انتقاد از ادامه‌ی ممنوعیت آموزش دختران در افغانستان هشدار داده است که این وضعیت، یک نسل را در معرض خطر قرار می‌دهد. این نهاد با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که پس از سال ۲۰۲۱ میلادی و اعمال ممنوعیت آموزش دختران، سکتور آموزش افغانستان با بحران جدی روبرو شده است. یونیسف در ادامه تاکید کرده است که به‌دلیل سیاست‌های حکومت سرپرست مبنی بر بسته‌ماندن مکتب‌ها، بیش از دو میلیون و ۲۰۰ هزار دختر از دسترسی به آموزش محروم شده‌اند. صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد در ادامه افزوده است که آموزش، حق بنیادی هر کودک است؛ اما در افغانستان این حق از نیمی از جامعه سلب شده است. همچنین یونیسف می‌گوید که در حالی آموزش دختران بالاتر از صنف ششم همچنان ممنوع است، میزان ثبت‌نام پسران در مکتب‌ها نیز کاهش یافته است. باید گفت که  حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


3 روز قبل - 48 بازدید

رزمری دیکارلو، معاون دبیرکل ملل متحد در امور سیاسی و صلح درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که لغو محدودیت‌ها و دسترسی زنان و دختران به آموزش و اشتغال یکی از محورهای اساسی تعامل جامعه‌ی جهانی با افغانستان به شمار می‌رود. خانم دیکارلو این اظهارات در سفر سه‌روزه خود به افغانستان با هدف پیگیری «پروسه دوحه» مطرح کرده و گفته است که روند دوحه در سال ۲۰۲۳ میلادی از سوی دبیرکل ملل متحد برای تعامل «اصولی و عمل‌گرایانه» با افغانستان و به نفع همه شهروندان افغانستان آغاز شده بود. معاون دبیرکل ملل متحد تاکید کرده است که در تمامی دیدارها و گفتگوهایش، بر ضرورت اعاده دسترسی زنان به آموزش، کار و زندگی عمومی پافشاری کرده است. او افزوده است که این موضوع همچنان یکی از محورهای اساسی تعامل جامعه‌ی جهانی با افغانستان به شمار می‌رود. همچنین خانم دیکارلو از دیدار خود با سراج‌الدین حقانی، وزیر داخله حکومت سرپرست خبر داده و گفته است که در این نشست درباره همکاری در مبارزه با مواد مخدر، تلاش‌ها برای بهبود وضعیت امنیتی کشور، موانع دسترسی بشردوستانه ناشی از بسته‌شدن مرز افغانستان و پاکستان، و محدودیت‌ها بر کارمندان زن در نهادهای کمک‌رسان از جمله ملل گفتگو شده است. او با اشاره به نقش کارمندان زن در نهادهای ملل متحد در توسعه افغانستان، گفته است که با آنان ابراز همبستگی کرده است. وی در ادامه افزوده است که زنان شاغل در نهادهای ملل متحد باید بتوانند به دفاتر کاری خود بازگردند تا خدمات لازم را به مردم افغانستان ارائه کنند. بر اساس اظهارات دیکارلو، او با زنان و نمایندگان جامعه‌ی مدنی دیدار کرده و در این نشست‌ها درباره وضعیت حقوق بشر در کشور، از جمله محدودیت‌های اعمال‌شده بر زنان و دختران و نیاز به ادامه گفتگوها با حکومت فعلی و جامعه بین‌المللی از طریق روند دوحه بحث و تبادل نظر صورت گرفته است.

ادامه مطلب


3 روز قبل - 54 بازدید

سرک هنوز خلوت بود. نه از شلوغی همیشگی خبری بود، نه از صدای بوق موترها. فقط چند دکان نیمه‌باز، یک نانوایی و چند مرد که زودتر از بقیه شهر بیدار شده بودند، دیده می‌شد. در گوشه‌ای از پیاده‌رو، دختری روی یک چهارپایه کوتاه نشسته بود. جلوی پایش جعبه چوبی کوچکی بود که در آن دو بوتل واکس، یک برس سیاه و یک پارچه کهنه دیده می‌شد. دختر سرش پایین بود و بند کفش‌های خودش را مرتب می‌کرد. نامش فاطمه است؛ هفده ساله. نه داستان خاصی دارد و نه زندگی متفاوتی نسبت به هزاران دختر دیگر این شهر. اگر کسی از کنارش رد شود، شاید فقط او را به‌عنوان «دختر کفش‌رنگ‌کن» ببیند. اما پشت این تصویر ساده، زندگی‌ای جریان دارد که با تصمیم‌های سخت و ناخواسته شکل گرفته است. فاطمه در خانواده‌ای شش‌نفره زندگی می‌کند: پدر، مادر، سه خواهر کوچک‌تر و خودش. خانه‌شان در حاشیه شهر است؛ جایی که کرایه کمتر است، اما فاصله تا مرکز زیاد. پدرش پیش از این راننده موتر بود، اما بعد از مدتی موترش را فروخت تا قرض‌هایش را بدهد. حالا کار ثابت ندارد؛ بعضی روزها بارکشی می‌کند و بعضی روزها بیکار می‌ماند. مادرش خانه‌دار است؛ زنی که تمام عمرش را در همین چهار دیواری گذرانده و حالا تنها دل‌خوشی‌اش زنده‌ماندن فرزندانش است. تا قبل از بسته‌شدن مکاتب، فاطمه شاگرد صنف دهم بود. هر روز مسیر طولانی خانه تا مکتب را پیاده می‌رفت. گاهی خسته می‌شد، اما شکایت نمی‌کرد. مکتب برایش فقط درس نبود؛ جایی بود که احساس می‌کرد دیده می‌شود و شنیده می‌شود. معلم ادبیاتش همیشه می‌گفت: «فاطمه، اگر بخواهی، می‌توانی خوب بنویسی.» همین یک جمله برایش کافی بود تا شب‌ها مشقش را با دقت انجام دهد. وقتی مکاتب بسته شد، فاطمه مثل خیلی‌ها اول منتظر ماند. گفتند موقت است و دوباره باز می‌شود. اما روزها گذشت و هیچ تغییری نیامد. اوایل، هنوز برنامه روزانه داشت: صبح بیدار می‌شد، کتاب می‌خواند و تمرین می‌نوشت. اما وقتی دید هیچ‌کس از آینده چیزی نمی‌داند، انگیزه‌اش کم‌کم از بین رفت. در همان روزها، وضعیت خانه هم بدتر شد. قرض‌ها بیشتر شد و مصرف دوا برای مادرش افزایش یافت. خواهرانش مکتب ابتدایی می‌رفتند و هرچند هزینه‌شان کم بود، اما صفر هم نبود. فاطمه احساس می‌کرد فقط مصرف است، نه کمک. این احساس آرام‌آرام سنگین شد. اولین بار فکر کار کردن از جایی آمد که انتظارش را نداشت. یک روز که برای خرید سبزی بیرون رفته بود، دید دختری هم‌سن خودش کنار سرک کفش رنگ می‌کند. دختر نه می‌خندید، نه حرف می‌زد؛ فقط کار می‌کرد. مردم می‌آمدند و می‌رفتند. فاطمه ایستاد و نگاه کرد، نه از روی کنجکاوی، بلکه از روی مقایسه. با خودش گفت: «او هم مثل من است. چرا او می‌تواند و من نه؟» چند روز بعد، موضوع را با پدرش در میان گذاشت. پدر اول مخالفت کرد و گفت: «این کار برای دختر خوب نیست.» اما وقتی فاطمه از وضعیت خانه، از قرض‌ها و از شرمندگی‌ای که هر شب می‌بیند، گفت، پدرش چیزی نگفت. سکوتش یعنی اجازه. روز اول، فاطمه هنوز مطمئن نبود. دلش می‌خواست کسی او را نشناسد. چادرش را محکم‌تر بست و جعبه واکس را از همان دختر قبلی قرض گرفت. کنار سرک نشست. دست‌هایش سرد بود؛ نه از هوا، بلکه از ترس. اولین مشتری چند دقیقه طول کشید تا بیاید؛ مردی میانسال که بدون نگاه‌کردن گفت: «سیاه کن.» فاطمه کفش را گرفت. دست‌هایش لرزید. واکس زیاد زد؛ کفش براق شد، اما نه تمیز. مرد پول داد و رفت؛ نه تشکر، نه اعتراض. آن روز فقط ۸۰ افغانی درآمد داشت. وقتی پول را به مادرش داد، مادر چیزی نگفت؛ فقط پول را گرفت و در گوشه‌ای گذاشت. اما شب، وقتی فکر می‌کرد فاطمه خواب است، آرام گفت: «خدا کند مجبور نبودی.» روزهای بعد بهتر شد. فاطمه یاد گرفت؛ یاد گرفت کجا بنشیند که مشتری بیشتر باشد، چه وقت حرف نزند و چه وقت فقط سرش پایین باشد. کم‌کم درآمدش به ۱۵۰ افغانی رسید و بعضی روزها، اگر شلوغ بود، به ۲۰۰ افغانی هم می‌رسید. این پول سهم بزرگی از مصارف خانه را پوره می‌کرد. فاطمه حالا برنامه مشخصی دارد: صبح‌ها زود می‌رود، قبل از شلوغی؛ ظهر برمی‌گردد و نان می‌خورد، دوباره عصر می‌رود. بعضی وقت‌ها خسته است، کمرش درد می‌کند و انگشتانش خشک می‌شود. اما وقتی می‌بیند خانه بدون قرض می‌چرخد، ادامه می‌دهد. دلتنگی برای مکتب هنوز هست، اما دیگر مثل قبل دردناک نیست. شاید چون عادت کرده یا چون زندگی اجازه نداد بیشتر فکر کند. با این حال، شب‌ها گاهی کتاب‌هایش را ورق می‌زند. بعضی درس‌ها را یادش رفته، بعضی را نه. هنوز می‌گوید: «اگر باز شود، برمی‌گردم.» اما این را آرام می‌گوید، طوری که اگر نشد، خودش هم نشنود. وقتی از فاطمه می‌پرسی چه پیامی برای دختران دیگر دارد، زیاد حرف نمی‌زند. بعد از مکثی طولانی می‌گوید: «امید را کسی به ما نمی‌دهد. خودمان باید نگهش داریم. حتی اگر کوچک باشد. حتی اگر فقط برای زنده‌ماندن باشد.» او کفش رنگ می‌کند؛ نه برای افتخار و نه برای داستان‌شدن، فقط برای این‌که خانه‌شان خاموش نماند. فاطمه قهرمان نیست، فقط دختری است که وقتی راه بسته شد، ایستاد و راه دیگری پیدا کرد؛ راهی که سخت است، اما واقعی است. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


4 روز قبل - 58 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد در افغانستان درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که همزمان با محرومیت دختران از آموزش، ثبت‌نام پسران در مکاتب نیز در حال رکود است. این نهاد امروز (دوشنبه، ۶ دلو) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که ۲.۲ میلیون دختر از آموزش در مکاتب در سال ۲۰۲۱ میلادی محروم شدند. صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد در ادامه تاکید کرده است که سیستم آموزشی در حال بحران، تمام یک نسل را در خطر قرار داده است. یونیسف تصریح کرده که آموزش حق هر کودک است. همچنین یونیسف و یونسکو یا سازمان علمی، آموزشی و فرهنگی ملل متحد در گزارش مشترک افزوده‌اند که ۹۳ درصد شاگردان دوره ابتدایی به اندازه کافی توانایی خواندن ندارند. باید گفت که  حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب