برچسب: محدودیت

2 ساعت قبل - 20 بازدید

گاهی زندگی یک دختر با صدای آرام ورق خوردن یک دفتر آغاز می‌شود، اما با صدای بسته شدن یک دروازه برای همیشه تغییر می‌کند. آن صبحی که داستان مینا شروع شد، هیچ‌چیز در ظاهر متفاوت نبود. آفتاب تازه از پشت کوه‌های خاکستری کابل بالا آمده بود و نور کمرنگش روی دیوارهای گلی خانه‌ها می‌نشست. کوچه‌ی باریک محله هنوز نیمه‌خواب بود؛ تنها صدای دور موترهایی که از سرک اصلی عبور می‌کردند و صدای جاروی زنی که خاک کوچه را جمع می‌کرد شنیده می‌شد. اما در یکی از خانه‌های کوچک همان کوچه، دختری شانزده‌ساله کنار چراغ کم‌نور نشسته بود و دفترش را ورق می‌زد؛ دفتری که هنوز بوی تازه‌ی کاغذ می‌داد و پر از خط‌های مرتب و رؤیاهای نوشته‌نشده بود. مینا با انگشتانش آرام روی صفحه‌ی دفتر کشید. آن صفحه هنوز نیمه‌خالی بود. شب قبل تصمیم گرفته بود امروز در آن بنویسد که می‌خواهد در آینده چه شود. معلمشان در صنف گفته بود: «هرکدامتان بنویسید که در آینده چه آرزویی دارید.» برای خیلی از شاگردان شاید این فقط یک تکلیف ساده بود، اما برای مینا چیزی بیشتر از یک تکلیف بود؛ این صفحه برای او نقشه‌ی زندگی‌اش بود. او همیشه می‌گفت می‌خواهد داکتر شود. نه فقط برای اینکه لباس سفید بپوشد یا در شفاخانه کار کند، بلکه برای اینکه مادرش دیگر مجبور نباشد برای هر درد کوچکی به کلینیک‌های دور و گران برود. مادرش بارها گفته بود که وقتی مینا داکتر شود، اولین مریضش خودش خواهد بود. هر بار که این حرف را می‌گفت، لبخند می‌زد، اما در نگاهش امیدی واقعی دیده می‌شد؛ امیدی که در خانه‌ی فقیرانه‌ی آنها مثل یک چراغ کوچک می‌سوخت. خانه‌ی مینا در یکی از محله‌های ساده‌ی غرب کابل قرار داشت. خانه‌ای که دو اتاق کوچک داشت، با دیوارهای گلی و سقفی که در زمستان‌ها گاهی چکه می‌کرد. حیاط خانه بزرگ نبود، اما در گوشه‌اش یک درخت زردآلو قدیمی ایستاده بود که در بهار شکوفه می‌داد و در تابستان سایه‌ی خنکی ایجاد می‌کرد. مینا بیشتر وقت‌هایش را زیر همان درخت درس می‌خواند. وقتی کتاب‌هایش را باز می‌کرد و باد آرام شاخه‌ها را تکان می‌داد، احساس می‌کرد دنیا بزرگ‌تر از کوچه‌های خاکی محله است. آن صبح، مادرش در آشپزخانه‌ی کوچک خانه مشغول پختن نان بود. بوی نان تازه در خانه پیچیده بود. پدرش هنوز خواب بود؛ او کارگر ساختمانی بود و اغلب شب‌ها خسته و دیر به خانه می‌آمد. زندگی‌شان ساده و پر از سختی بود، اما در آن خانه یک چیز همیشه وجود داشت: باور به آینده‌ی مینا. مادرش همیشه می‌گفت: «دخترم، اگر درس بخوانی، زندگی‌ات مثل ما نمی‌شود.» این جمله بارها در گوش مینا تکرار شده بود. شاید به همین دلیل بود که او درس خواندن را فقط یک وظیفه نمی‌دانست؛ برایش مثل راهی بود برای عبور از تنگنای زندگی. وقتی آماده شد، بکس مکتبش را برداشت. بکس آبی‌رنگی که چند سال پیش پدرش از بازار خریده بود. بندهایش کمی کهنه شده بود، اما هنوز محکم بود. داخل آن کتاب‌های ریاضی، کیمیا، زیست‌شناسی و چند دفتر مرتب قرار داشت. مینا همیشه دفترهایش را با دقت نگه می‌داشت؛ حتی گوشه‌ی صفحاتشان تا نمی‌شد. او از خانه بیرون آمد. هوای صبح خنک بود و آفتاب تازه کوچه را روشن کرده بود. چند دختر دیگر هم از خانه‌هایشان بیرون آمده بودند. آنها همیشه با هم تا مکتب می‌رفتند. راهشان طولانی نبود، اما همان مسیر کوتاه برایشان پر از حرف و خنده بود. درباره‌ی امتحان‌ها، درباره‌ی معلمان سخت‌گیر، و درباره‌ی آینده‌ای که در ذهنشان ساخته بودند. اما آن روز، چیزی در فضا متفاوت بود. دخترها کمتر حرف می‌زدند. بعضی آهسته با هم نجوا می‌کردند. مینا وقتی به چهره‌هایشان نگاه کرد، نگرانی را در چشم‌هایشان دید. یکی از دخترها آهسته گفت: «می‌گویند امروز شاید اجازه ندهند دخترها داخل شوند.» مینا ابتدا فکر کرد این هم یکی از همان شایعاتی است که گاهی در شهر می‌پیچد و بعد فراموش می‌شود. اما وقتی به دروازه‌ی مکتب رسیدند، همه چیز روشن شد. دروازه بسته بود. دخترها پشت آن ایستاده بودند. بعضی هنوز امیدوار بودند که شاید لحظه‌ای بعد باز شود. بعضی آرام گریه می‌کردند. بعضی در سکوت فقط به دروازه نگاه می‌کردند؛ انگار می‌خواستند باور کنند که این فقط یک اشتباه است. مینا چند قدم جلو رفت. دستش را روی دروازه‌ی فلزی گذاشت. فلز سرد بود. آن لحظه احساس کرد چیزی درونش فرو ریخت؛ چیزی شبیه شکستن یک رویا. او به یاد آورد که شب قبل چقدر با شوق دفترش را باز کرده بود تا درباره‌ی آینده‌اش بنویسد. اما حالا آینده‌ای که تصور می‌کرد، ناگهان دور و مبهم شده بود. وقتی به خانه برگشت، قدم‌هایش سنگین بود. بکس هنوز روی شانه‌اش بود، اما انگار دیگر معنایی نداشت. مادرش وقتی چهره‌ی او را دید، فهمید که اتفاقی افتاده است. «چی شد دخترم؟» مینا آرام گفت: «مکتب بسته است… برای ما.» مادرش لحظه‌ای سکوت کرد. نگاهش به زمین افتاد. هیچ‌کدام چیزی نگفتند. در آن سکوت کوتاه، هزاران حرف ناگفته وجود داشت. روزها گذشت. در ابتدا مینا هنوز هر صبح بیدار می‌شد و بکسش را نگاه می‌کرد، انگار انتظار داشت که دوباره به مکتب برگردد. اما کم‌کم فهمید که زندگی‌اش وارد فصل تازه‌ای شده است؛ فصلی که در آن کلاس درس، زنگ تفریح و صدای معلم دیگر وجود نداشت. او بیشتر وقتش را در خانه می‌گذراند. به مادرش در کارهای خانه کمک می‌کرد، ظرف می‌شست، حیاط را جارو می‌کرد و گاهی لباس می‌دوخت. اما در دلش همیشه خلأیی وجود داشت؛ خلأیی که هیچ کاری نمی‌توانست پر کند. گاهی بعدازظهرها زیر درخت زردآلو می‌نشست و کتاب‌هایش را باز می‌کرد. صفحات کتاب هنوز همان بودند، اما احساسش نسبت به آنها تغییر کرده بود. قبلاً هر صفحه برایش قدمی به سوی آینده بود؛ حالا بیشتر شبیه یادگاری از گذشته شده بود. دوستانش هم کم‌کم از او دور شدند. بعضی خانواده‌هایشان تصمیم گرفتند آنها را زودتر شوهر بدهند. بعضی به ولایت‌های دیگر رفتند. بعضی فقط در خانه ماندند، بی‌برنامه و بی‌آینده. اما مینا هنوز شب‌ها کتاب می‌خواند. وقتی همه خواب بودند، چراغ کوچک را روشن می‌کرد و آرام درس می‌خواند. نه برای امتحان، نه برای نمره؛ فقط برای اینکه احساس کند هنوز بخشی از خودش زنده است. یک روز دختر کوچکی از همسایه‌ها به خانه‌شان آمد و گفت: «خواهر مینا، می‌توانی به من خواندن یاد بدهی؟» آن لحظه چیزی در دل مینا روشن شد. از آن روز، چند دختر کوچک عصرها به خانه‌شان می‌آمدند. روی قالین کهنه در حیاط می‌نشستند و مینا برایشان الفبا و حساب یاد می‌داد. وقتی آنها با صدای بلند حروف را تکرار می‌کردند، مینا احساس می‌کرد دوباره در صنف مکتب است. اما در دلش هنوز غمی عمیق باقی بود؛ غمی که هر بار با دیدن بکس مکتبش در گوشه‌ی اتاق زنده می‌شد. شب‌ها گاهی به پشت‌بام می‌رفت. از آنجا چراغ‌های شهر دیده می‌شد. کابل در شب آرام به نظر می‌رسید، اما او می‌دانست در دل این شهر هزاران دختر مثل او زندگی می‌کنند؛ دخترانی که دفترهایشان نیمه‌باز مانده است. او به آسمان نگاه می‌کرد و با خود فکر می‌کرد: «آیا روزی دوباره به مکتب برمی‌گردم؟» پاسخی نداشت. اما هنوز هر شب دفترش را باز می‌کرد؛ همان دفتری که صفحه‌ی اولش نیمه‌خالی مانده بود. گاهی به آن صفحه نگاه می‌کرد و فکر می‌کرد روزی شاید دوباره بتواند در آن بنویسد: «آرزویم این است که داکتر شوم.» و شاید آن روز، دفترش دیگر نیمه‌باز نماند. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


20 ساعت قبل - 45 بازدید

سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که مشارکت زنان در تصمیم‌گیری‌ها سبب می‌شود جوامع تاب‌آوری بیش‌تری پیدا کنند. این نهاد با نشر اعلامیه‌ای در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که به دلیل اهمیت مشارکت زنان در تصمیم‌گیری‌ها، برابری جنسیتی و توان‌مدسازی زنان باید در همه مراحل مقابله با تغییرات اقلیمی گنجانیده شود. این در حالی است که زنان در افغانستان، حق اشتراک در تصمیم‌گیری‌های بزرگ را از دست داده و از ساختار تصمیم‌گیری به حاشیه رانده شده‌اند. زنان در افغانستان حتی حق حضور در همه نهادهای دولتی را از دست داده و تنها به شکل محدود در سکتور آموزش، بهداشت و امنیتی حضور دارند. همچنین حکومت سرپرست پس از تسلط دوباره بر افغانستان، آموزش دختران بالاتر از صنف ششم را منع کردند و سپس دروازه‌ی دانشگاه‌ها را نیز به‌روی زنان و دختران بستند. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. کارشناسان سازمان ملل متحد سیاست‌های حکومت سرپرست علیه زنان افغانستان را «جنایت علیه بشریت» دانسته و گفته‌اند که این سیاست‌ها می‌تواند «آپارتاید جنسیتی» نیز محسوب شود.

ادامه مطلب


1 روز قبل - 133 بازدید

مسوولان در فرماندهی ولایت قندوز می‌گویند که یک قابله در ولسوالی امام صاحب این ولایت، توسط افراد ناشناس به قتل رسیده است. جمعه‌الدین خاکسار، سخنگوی فرماندهی پولیس قندوز گفته است که این رویداد عصر روز (پنج‌شنبه، ۲۱ حوت) در مربوطات حوزه چهارم امنیتی مرکز ولسوالی امام‌صاحب رخ داده است. آقای خاکسار در ادامه تاکید کرده است که این رویداد هنگامی رخ داده که این قابله از معاینه‌خانه به سوی خانه‌اش در حرکت بوده است. وی در ادامه افزوده است که این قابله از سوی افراد ناشناس توسط چاقو مورد حمله قرار گرفته و جان باخته است. مسوولان فرماندهی پولیس قندوز گفته‌اند که بررسی‌ها برای روشن شدن این رویداد آغاز شده است. جمعه‌الدین خاکسار در مورد هویت و سن این زن قابله چیزی گفته نشده و مشخص نیست که او به چه دلیلی به قتل رسیده است. همچنین شماری از رسانه‌ها گزارش دادند که این قابله عدالت حمیدی نام داشت و اهل کولاب تاجیکستان بوده است. در گزارش‌ها آمده است که این قابله نزدیک به ده سال در شفاخانه ۵۰ بستر ولسوالی امام صاحب قندوز در بخش نسایی و ولادی کار کرده بود. جسد این قابله به تاجیکستان منتقل شده است. تا اکنون دولت تاجیکستان در پیوند به قتل این قابله چیزی نگفته است.

ادامه مطلب


1 روز قبل - 47 بازدید

اندریکا راتواته، رییس صندوق حمایت از کودکان ملل متحد (یونیسف) برای افغانستان اعلام کرده است که تضمین دسترسی به آموزش همچنان یک اولویت حیاتی است. آقای راتواته با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که فضاهای آموزشی ایجادشده توسط این نهاد، سرمایه‌گذاری مهمی به شمار می‌رود. رییس یونیسف برای افغانستان در ادامه تاکید کرده است که این مکان‌ها به کودکان کمک می‌کند، با وجود چالش‌ها به یادگیری ادامه بدهند. در حالی وی بر دسترسی به آموزش برای همه تاکید دارد که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در این سال‌ها، نهادهای مدافع حقوق بشر، سازمان‌های بین‌المللی به شمول سازمان ملل و دولت‌ها، بارها خواستار بازگردان حق آموزش دختران در افغانستان شده‌اند. هنوز اما هیچ دورنمای روشنی در برابر حق آموزش دختران در افغانستان وجود ندارد.

ادامه مطلب


2 روز قبل - 64 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که در سال ۲۰۲۵ میلادی بالای بیش از ۵۴ هزار معلم در افغانستان سرمایه‌گذاری کرده است. این نهاد امروز (یک‌شنبه، ۲۴ حوت) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که این سرمایه‌گذاری برای آموزش‌های عملی، بهبود یادگیری و ساخت صنف‌های امن انجام شده است. صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل در ادامه تاکید کرده است: «این حمایت که به‌طور تدریجی و با پیگیری‌های ساختارمند ارایه شد. اطمینان حاصل کرد که روش‌های جدید به‌طور مؤثر اعمال و پایدار باقی بمانند.» همچنین یونیسف پیش از این از کمبود استادان مسلکی در افغانستان ابراز نگرانی کرده بود. یونیسف و یونسکو در یک گزارش گفته بودند که بیش از ۹۰ درصد شاگردان در صنف‌های ابتدایی قادر به خواندن و نوشتن مناسب نیستند. در حالی یونیسف بر سرمایه‌گذاری بالای استاد خبر می‌دهد که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند.

ادامه مطلب


2 روز قبل - 62 بازدید

بخش زنان سازمان ملل (UN Women)در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که بسیاری زنان و دختران در جهان همچنان از برابری حقوقی محروم‌ هستند و این نابرابری پیامدهای جدی بر زند‌گی افراد و جوامع دارد. این سازمان امروز (یک‌شنبه، ۲۴ حوت/۱۵ مارچ) با نشر گزارشی گفته است که زنان تنها ۶۴ درصد حقوق قانونی مردان را دارند و در بسیاری کشورها زنان با چالش‌های حقوقی زیادی مواجه هستند. بخش زنان سازمان ملل متحد در ادامه تاکید کرده است که وقتی عدالت اجرا نمی‌شود، زنان بیش‌ترین آسیب را می‌بینند از جمله عدم شناسایی «تجاوز» به عنوان جرم، ازدواج اجباری دختران و دریافت دستمزد کمتر در برابر کاری که انجام می‌دهند. همچنین این سازمان در ادامه تاکید کرده است که حاکمیت قانون در معرض تهدید قرار دارد و فضای دموکراتیک روزبه‌روز محدودتر می‌شود. بخش زنان سازمان ملل در ادامه افزوده است که این وضعیت سبب شده که حقوق زنان و دختران به‌صورت آشکار در حال عقب‌نشینی باشد. سازمان ملل همچنان گفته است که وقتی قوانین بی‌طرف باشند و نظام‌های عدالت برای همه زنان و دختران عمل کنند، کل جامعه گام‌های واقعی به سوی پیشرفت برمی‌دارد. در حالی بخش زنان سازمان ملل از دسترسی محدود زنان به حقوق برابر انتقاد می‌کند که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


2 روز قبل - 45 بازدید

سازمان بین‌المللی مهاجرت اعلام کرده است که زنان سرپرست خانوار از جمله آسیب‌پذیرترین گروه‌ها در میان بازگشت‌کنندگان به افغانستان هستند و پس از بازگشت، با چالش‌های جدی از جمله کم‌بود سرپناه، نبود فرصت‌های کاری و خطر‌های حفاظتی روبرو می‌شوند. این نهاد با نشر گزارشی گفته است که بسیاری از این زنان هم‌راه با فرزندان‌شان در حالی به کشور بازمی‌گردند که شبکه‌های حمایتی محدودی دارند و اغلب در شرایط دشوار و بی‌ثبات زندگی می‌کنند. در گزارش آمده است که برخی از خانواده‌های بازگشته ناچار هستند در چادرهای موقت زندگی کنند و در برابر سرما، باران و ناامنی آسیب‌پذیر هستند. بر اساس آمار سازمان بین‌المللی مهاجرت، در سال ۲۰۲۵ زنان و دختران ۲۷ درصد از مهاجران افغانستانی بازگشته از ایران و همچنان ۴۷ درصد از افرادی را تشکیل داده‌اند که از طریق مرکز‌های پذیرش این سازمان از پاکستان به افغانستان بازگشته ‌اند. این نهاد افزوده است که بسیاری از این افراد با نیازهای حمایتی بیش‌تر و بدون منابع پای‌دار معیشتی وارد کشور می‌شوند. همچنین این نهاد تاکید کرده است که بی‌جاشدن و بازگشت اجباری می‌تواند خطراتی مانند بی‌خانمانی، بهره‌کشی و آسیب‌های بیش‌تر را برای زنان و دختران افزایش دهد، به‌ویژه برای زنانی که بدون سرپرست مرد مسوولیت خانواده را بر عهده دارند. سازمان بین‌المللی مهاجرت گفته است که برای کاهش این خطرات، از طریق مراکز ترانزیتی و برنامه‌های حمایتی، وضعیت بازگشت‌کنندگان آسیب‌پذیر ارزیابی می‌شود و برای آنان خدمات حمایتی، پیوستن به برنامه‌های کمک‌رسانی و پی‌گیری‌های لازم فراهم می‌گردد. به گفته‌ی این نهاد، ادامه‌ی حمایت از زنان بازگشته برای کاهش خطر‌های فوری و کمک به ثبات زندگی آنان و خانواده‌های‌شان ضروری است. این در حالی است که در پی تشدید محدودیت‌ها، بسیاری از زنان و دختران، فعالان حقوق بشر، روزنامه‌نگاران، نظامیان پیشین و دیگر قشرهای آسیب‌پذیر مجبور به ترک افغانستان شدند. شمار زیادی از آنان به کشورهای همسایه از جمله ایران و پاکستان پناهنده شدند؛ اما این کشورها در سال‌های پسین روند اخراج مهاجران افغانستانی را تشدید کرده است.

ادامه مطلب


2 روز قبل - 30 بازدید

همزمان با گذشت بیش از یک هزار و ۶۳۸ روز از بازماندن دختران از آموزش‌های بالاتر از صنف ششم، دیدبان حقوق افغانستان بار دیگر خواستار بازگرداندن حق آموزش دختران و زنان در سراسر کشور شده است. این نهاد با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که میلیون‌ها دختر در سراسر افغانستان هنوز از حقوق اساسی آموزش محروم هستند. دیدبان حقوق افغانستان در ادامه تاکید کرده است که سکوت نمی‌تواند بی‌عدالتی ممنوعیت آموزش دختران و زنان افغانستان را پنهان کند. در حال نهاد دیدبان حقوق بشر افغانستان از بسته بودن مکاتب انتقاد می‌کند که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در بیش‌تر از چهار سال گذشته، نهادهای مدافع حقوق بشر، سازمان ملل و دولت‌ها بارها خواستار لغو ممنوعیت حق آموزش دختران در افغانستان شده‌اند؛ اما این خواست‌ها همیشه از سوی حکومت فعلی دست رد خورده است.

ادامه مطلب


2 روز قبل - 40 بازدید

کتاب «زن‌بودن، زن‌ماندن» اثر شهلا فرید، استاد دانشگاه و فعال حقوق زن اهل افغانستان به تازگی به چاپ رسیده است. ناصر هوتکی، ویراستار این کتاب با نشر پیامی در حساب کاربری فیسبوک خود نوشته است که «زن‌بودن، زن‌ماندن»، روایت‌هایی دست‌اول از زیست و مقاومت زنان افغانستان است و یکی از اثرگذارترین و درد‌ناک‌ترین کتاب‌هایی است که در چند سال اخیر با آن روبرو شده است. آقای هوتکی در ادامه تاکید کرده است که در این اثر پیشینه‌ی ستم ساختارمند بر زنان افغانستان روایت شده و همین گونه، زن‌ستیزی نهادهای قضایی و حقوقی افغانستان معرفی شده و ستم‌هایی که زیر پوشش دین و عرف بر زنان افغانستان تحمیل شده، با امانت‌داری بازتاب یافته است. در ادامه آمده است که «زن‌بودن، زن‌ماندن» از سوی انتشارات پرنیان منتشر شده است. شهلا فرید، در دوره‌ی جمهوری در دانشکده‌ی حقوق و علوم سیاسی دانشگاه کابل مضمون‌های حقوقی را تدریس می‌کرد و بعد از بازگشت حکومت سرپرست به کابل، افغانستان را ترک کرد. در حالی این کتاب منتشر می‌شود که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند.

ادامه مطلب


3 روز قبل - 55 بازدید

انالنا بربوک، رییس مجمع عمومی سازمان ملل با سه ورزشکار و فعال حقوق زنان افغانستانی درباره وضعیت حقوق بشر و کارزار به رسمیت شناختن آپارتاید جنسیتی در افغانستان گفتگو کرده و گفت که او همیشه صدای حمایت از زنان افغانستان بوده و در هر مقامی از خواسته‌های شان پشتیبانی خواهد کرد. ذکیه خدادادی، برنده مدال مسابقات پاراالمپیک به رسانه‌ها گفته است که در دیدار با رییس مجمع عمومی سازمان ملل، خواستار حمایت وی از کمپین به رسمیت شناخته‌شدن آپارتاید جنسیتی در افغانستان شده است. انالنا بربوک تاکید کرد که در هر مقامی از مبارزه و تلاش‌های زنان افغانستان حمایت خواهد کرد. همچنین در این دیدار، فریبا رضایی، اولین زنی که به نمایندگی از افغانستان در بازی‌های المپیک شرکت کرد، ذکیه خدادادی، برنده مدال تکواندو در مسابقات پاراالمپیک و ناجیه حنیفی، از مدیران سازمان حق آموزش دختران افغانستان حضور داشتند.

ادامه مطلب