برچسب: فقر و بیکاری

2 روز قبل - 73 بازدید

اوچا یا دفتر کمک‌های بشردوستانه سازمان ملل متحد اعلام کرده است که زنان و دخترانی که به افغانستان بازمی‌گردند، آسیب‌پذیرترین گروه‌ها هستند. این نهاد امروز (پنج‌شنبه، ۳ ثور) با نشر اعلامیه‌ای در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که بسیاری از آن‌ها بدون هیچ چیز وارد کشور می‌شوند و با محدودیت در دسترسی به خدمات، آموزش، معیشت و حمایت روبرو هستند. اوچا در ادامه تاکید کرده است که حمایت‌های بشردوستانه برای اطمینان از تامین نیازهای فوری آن‌ها حیاتی است. قابل ذکر است که نهادهای مختلف سازمان ملل بارها هشدار داده‌اند که بازگشت‌کنندگان از ایران و پاکستان در افغانستان با محدودیت‌های وضع‌شده مواجه می‌شوند. براساس گزارش‌ها، زنان و دخترانی که به افغانستان برمی‌گردند، از حقوق اساسی‌شان محروم می‌شوند. براساس گزارش سازمان ملل، بیش از دو میلیون مهاجر در سال ۲۰۲۵ میلادی از ایران و پاکستان به افغانستان بازگردانده شده‌اند.

ادامه مطلب


2 روز قبل - 82 بازدید

برنامه جهانی غذا در تازه‌ترین مورد از افزایش گرسنگی و سوءتغذیه در افغانستان هشدار داده و اعلام کرده است که آینده کودکان کشور در خطر قرار دارد. این برنامه امروز (پنج‌شنبه، ۳ ثور) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که در سال ۲۰۲۶ میلادی حدود ۳.۷ میلیون کودک و یک میلیون زن با سوءتغذیه شدید روبرو هستند. برنامه جهانی غذا در ادامه تاکید کرده است که این کمک‌ها با همکاری شرکای آن‌ها، مانند دولت بریتانیا، انجام می‌شود. همچنین برنامه جهانی غذا در ادامه افزوده است که از نُه میلیون کودک و زن حمایت کرده است. سازمان ملل در افغانستان گفته است که حدود ۲۲ میلیون تن در افغانستان به کمک‌های بشری متکی هستند. در کنار آن، اوچا یا دفتر هماهنگ‌کننده کمک‌های بشردوستانه سازمان ملل متحد برای افغانستان برای رسیدگی به نیازمندان کشور، ۱.۷ میلیارد دالر درخواست کرده است.

ادامه مطلب


3 روز قبل - 92 بازدید

هوای کابل در آن صبح خاک‌آلود، هنوز کاملاً روشن نشده بود که «حاجی رحمانی» از خواب نیم‌بندش بیدار شد؛ نه به این خاطر که استراحت کرده بود، بلکه به این دلیل که دیگر خواب برایش معنا نداشت. سقف کوتاه و ترک‌خورده اتاق، درست بالای سرش، مثل باری سنگین روی سینه‌اش افتاده بود و هر بار که چشم باز می‌کرد، احساس می‌کرد در این اتاق نه نفس می‌تواند بکشد و نه امیدی برای فردا دارد. در گوشه دیگر اتاق، پنج کودک با هم در یک بستر کهنه و نازک خوابیده بودند؛ پاهای‌شان درهم پیچیده، صورت‌های‌شان لاغر و رنگ‌پریده و نفس‌های‌شان آرام اما سنگین، انگار حتی خواب هم نتوانسته بود خستگی‌شان را کم کند. زن خانه، «زینب»، کنار دیوار نشسته بود، بیدار، با چشمانی که سرخ شده بود؛ معلوم نبود از بی‌خوابی یا از گریه‌های پنهانی شبانه. این خانه، اگر می‌شد نامش را خانه گذاشت، تنها یک اتاق نمور در یکی از پس‌کوچه‌های خاکی کابل بود که ماهانه هفت هزار افغانی کرایه داشت؛ رقمی که برای صاحب‌خانه شاید عادی بود، اما برای این خانواده مثل طنابی بود که هر روز بیشتر دور گلوی‌شان تنگ می‌شد. سال‌ها پیش، وقتی این خانواده به پاکستان رفته بودند، امید داشتند که فقط برای مدتی کوتاه بمانند، اما آن «مدت کوتاه» تبدیل به سال‌هایی طولانی شد؛ سال‌هایی که در آن، با همه سختی‌ها، حداقل یک نظم شکننده وجود داشت. حاجی رحمانی در آنجا کارگر ساختمان بود؛ صبح‌ها کار می‌کرد، عصرها خسته اما با دست خالی برنمی‌گشت. بچه‌ها گاهی به مکتب می‌رفتند، یا دست‌کم در کوچه بازی می‌کردند بدون اینکه سایه سنگین گرسنگی همیشه بالای سرشان باشد. اما هیچ‌وقت «خانه» نبودند. همیشه یک حس موقتی بودن، یک نگاه تحقیرآمیز از سوی دیگران، و یک ترس از اخراج، مثل سایه دنبال‌شان می‌آمد. وقتی مجبور شدند برگردند، در ذهن‌شان این بود که بازگشت یعنی پایان آن تحقیر، یعنی دوباره صاحب خاک خود شدن. اما حالا، در کابل، می‌دیدند که فقر، حتی از غربت هم بی‌رحم‌تر است. روزهای اول، حاجی رحمانی با همان عادت قدیمی، صبح زود به چهارراه‌هایی می‌رفت که کارگران روزمزد جمع می‌شدند. مردان زیادی مثل خودش، با دست‌های پینه‌بسته، چشم‌های خسته و لباس‌های خاک‌آلود، در کنار هم می‌ایستادند و منتظر می‌ماندند. بعضی‌ها شوخی می‌کردند، بعضی‌ها خاموش بودند، اما در نگاه همه‌شان یک سوال مشترک بود: «امروز نان پیدا می‌شود یا نه؟» موترهایی که گاهی می‌آمدند، مثل یک امید کوتاه بودند؛ چند نفر را انتخاب می‌کردند و می‌بردند، و بقیه فقط نگاه می‌کردند. بیشتر روزها، نوبت به حاجی رحمانی نمی‌رسید. او تا ظهر، تا عصر، گاهی تا نزدیک غروب می‌ایستاد، اما وقتی هیچ‌کس او را صدا نمی‌زد، آرام آرام راه خانه را پیش می‌گرفت؛ با قدم‌هایی سنگین‌تر از همیشه. برگشتن به خانه سخت‌ترین بخش روز بود. نه به خاطر راه طولانی، بلکه به خاطر نگاه‌هایی که منتظرش بودند. بچه‌ها وقتی صدای در را می‌شنیدند، اول با امید به طرفش می‌دویدند، اما وقتی دست خالی‌اش را می‌دیدند، آهسته عقب می‌رفتند. زینب چیزی نمی‌گفت، اما سکوتش از هر سرزنشی دردناک‌تر بود. شب‌ها، وقتی چراغ کم‌نور اتاق روشن بود، همه دور یک سفره ساده می‌نشستند؛ اگر چیزی برای خوردن بود. بیشتر شب‌ها، نان خشک و چای، گاهی هم فقط آب گرم. صدای جویدن نان خشک در آن سکوت، مثل صدای شکستن چیزی در درون آدم بود. کرایه خانه مثل یک کابوس دائمی در زندگی‌شان حضور داشت. صاحب‌خانه مردی بود که هرچند وقت یک‌بار می‌آمد، در را محکم می‌کوبید و با صدایی که سعی می‌کرد آرام باشد اما تهدید در آن پنهان بود، می‌گفت: «کرایه را آماده کنید.» حاجی رحمانی هر بار سرش را پایین می‌انداخت و وعده می‌داد. وعده‌هایی که خودش هم می‌دانست چقدر سست است. چند بار زینب پیشنهاد داد که شاید باید به جای ارزان‌تر بروند، اما ارزان‌تر از اینجا دیگر چیزی نبود؛ یا اگر بود، حتی قابل زندگی هم نبود. یک روز، وقتی حاجی رحمانی از چهارراه ناامید برگشته بود، کنار سرک مردی را دید که کفش رنگ می‌کرد. مردی با یک صندوق چوبی کهنه، چند برس، و چند قوطی رنگ که کنار پیاده‌رو نشسته بود و با دقت کفش‌های مشتری را برق می‌انداخت. مردم می‌آمدند، می‌نشستند، چند دقیقه صبر می‌کردند و بعد با کفش‌های براق و چند افغانی کمتر، می‌رفتند. حاجی رحمانی مدتی طولانی به آن مرد نگاه کرد. در دلش چیزی میان شرم و نیاز درگیر شد. سال‌ها کارگری کرده بود، کارهای سخت، کارهایی که بدن را می‌شکست، اما این کار… این کار برایش نوعی شکست به نظر می‌رسید. اما وقتی به یاد صورت‌های گرسنه بچه‌هایش افتاد، آن حس شرم آرام آرام جای خود را به یک تصمیم تلخ داد. فردای آن روز، با پولی که از یک همسایه قرض گرفت، یک صندوق دست‌دوم خرید، چند برس و قوطی رنگ. وقتی اولین بار کنار سرک نشست، احساس کرد تمام شهر به او نگاه می‌کند. انگار هر رهگذری او را می‌شناسد و می‌داند که او روزی کارگر ساختمان بوده و حالا به اینجا رسیده است. دست‌هایش می‌لرزید، نه از سرما، بلکه از سنگینی این تغییر. اما وقتی اولین مشتری آمد و کفشش را جلویش گذاشت، او بی‌صدا کارش را شروع کرد. وقتی کار تمام شد و چند افغانی در دستش گذاشته شد، حاجی رحمانی برای اولین بار در آن روز، نفس عمیقی کشید. پول کم بود، اما واقعی بود؛ چیزی که می‌توانست به خانه ببرد. از آن روز به بعد، زندگی‌اش به کنار همان سرک گره خورد. صبح‌ها زود می‌آمد، صندوقش را می‌گذاشت، و تا شام کار می‌کرد. بعضی روزها مشتری زیاد بود، بعضی روزها تقریباً هیچ. گرد و خاک، دود موترها، صدای بوق‌ها، و نگاه‌های بی‌تفاوت مردم، بخشی از روزمره‌اش شده بود. گاهی کودکان دیگر به او نگاه می‌کردند، گاهی رهگذران بدون توجه از کنارش می‌گذشتند. او یاد گرفته بود که نگاه‌ها را نبیند، فقط برس را بردارد و کارش را بکند. در خانه، وضعیت تغییری نکرده بود، فقط شکلش عوض شده بود. حالا حداقل گاهی چیزی بیشتر از نان خشک وجود داشت، اما هنوز هم کم بود. زینب سعی می‌کرد با همان پول اندک، غذا درست کند؛ گاهی کمی برنج، گاهی شوربا. اما بچه‌ها همیشه سیر نمی‌شدند. لباس‌های‌شان کهنه‌تر می‌شد، کفش‌های‌شان پاره‌تر. زمستان که نزدیک شد، نگرانی تازه‌ای به همه چیز اضافه شد؛ سرما. دختر بزرگ خانواده، مریم، بیش از همه تغییر کرده بود. او قبلاً در پاکستان درس می‌خواند و آرزوهای بزرگی داشت. حالا بیشتر وقتش را در خانه می‌گذراند، کمک مادرش می‌کرد، و گاهی به بیرون نگاه می‌کرد؛ به کوچه، به دخترانی که از کنارشان می‌گذشتند. در چشمانش چیزی بود که شبیه خاموش شدن یک چراغ بود. یک شب، وقتی همه خواب بودند، آهسته به پدرش گفت: «پدر، من هم می‌توانم کار کنم.» این جمله برای حاجی رحمانی مثل خنجری در قلبش بود. نمی‌خواست دخترش چنین چیزی بگوید، اما می‌دانست که این حرف از سر ناچاری است، نه از سر انتخاب. روزها پشت سر هم می‌گذشت، و زندگی برای این خانواده به یک چرخه تکراری تبدیل شده بود؛ بیدار شدن با نگرانی، گذراندن روز با تلاش، و خوابیدن با خستگی و ناامیدی. هیچ اتفاق بزرگی نمی‌افتاد، اما همین «هیچ» خودش بزرگ‌ترین درد بود. نه پیشرفتی، نه امیدی، فقط ادامه دادن. یک روز بارانی، وقتی خیابان‌ها گل‌آلود شده بود و مشتری‌ها کمتر، حاجی رحمانی زیر یک سایه‌بان کوچک نشسته بود و به قطرات باران که روی زمین می‌افتادند نگاه می‌کرد. آب از کناره‌های جاده جاری شده بود و کفش‌های مردم خیس و گل‌آلود شده بود. کفش‌ها بیشتر به رنگ نیاز داشتند، اما کسی نمی‌ایستاد. همه عجله داشتند که خودشان را به جایی برسانند. حاجی رحمانی دستانش را به هم مالید تا گرم شود و زیر لب گفت: «این هم وطن ماست… اما چرا این‌قدر سخت است؟» هیچ‌کس جواب نداد. فقط صدای باران بود و بوق موترها. شب که به خانه برگشت، دید بچه‌ها دور یک چراغ کوچک نشسته‌اند. زینب چیزی برای خوردن آماده کرده بود، اما کم بود. همه ساکت بودند. آن شب، حتی صدای جویدن هم کمتر بود. انگار همه فهمیده بودند که چیزی در حال شکستن است؛ نه در بیرون، بلکه در درون‌شان. این داستان، فقط داستان یک خانواده نیست؛ داستان هزاران خانواده‌ای است که از پاکستان، ایران یا جاهای دیگر برگشته‌اند و حالا در شهری زندگی می‌کنند که برایشان هم آشناست و هم غریبه. خانواده‌هایی که میان امید و ناامیدی گیر مانده‌اند، میان گذشته‌ای که دیگر وجود ندارد و آینده‌ای که هنوز شکل نگرفته است. و در میان این همه، مردی نشسته در کنار سرک، با صندوقی کهنه و برس‌هایی که هر روز فرسوده‌تر می‌شوند، تلاش می‌کند زندگی را نگه دارد؛ نه به خاطر خودش، بلکه به خاطر شش نفر دیگر که به او نگاه می‌کنند. او شاید قهرمان نباشد، شاید کسی نامش را نداند، اما هر روز، در سکوت، در میان گرد و خاک، می‌جنگد؛ جنگی که هیچ‌کس آن را نمی‌بیند، اما برای او، از هر جنگ دیگری واقعی‌تر است. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


3 روز قبل - 99 بازدید

اوچا یا دفتر هماهنگی کمک‌های بشردوستانه ملل متحد می‌گوید که از ۳ اپریل تا ۲۱ این ماه میلادی، درگیری‌ها در خاورمیانه بیش‌ترین فشار را بر افغانستان وارد کرده است. این نهاد با نشر گزارشی گفته است که در حالی از آغاز حمله مشترک امریکا و اسرائيل بر ایران تا ۳ اپریل، حدود ۵۴ هزار تن از ایران و پاکستان به افغانستان برگشته بودند؛ اما این آمار در ۲۰ روز اخیر به ۱۹۰۹۰۰ تن رسیده است. در ادامه آمده است که این بازگشت‌ها بیش‌ترین فشار را بر ولایت‌های مرزی و مراکز شهری که از قبل تحت فشار بوده‌اند، وارد کرده است. در گزارش این نهاد آمده که تصویر کلی‌تر منطقه‌ای با توجه به این درگیری‌ها، رو به وخامت است. در حالی که برخی از ترددهای تجاری از طریق تنگه هرمز ادامه دارد، اما حرکت دریایی همچنان مختل است و تأثیرات آن بر هزینه‌های حمل و نقل، بیمه، قیمت سوخت و زنجیره‌های تأمین منطقه‌ای همچنان پابرجاست. دفتر هماهنگی کمک‌های بشردوستانه ملل متحد افزوده است، آن‌چه در ابتدای این درگیری عمدتاً به عنوان یک شوک اقتصادی ظاهر می‌شد، اکنون به طور آشکارتری به پیامدهای بشردوستانه برای مردم از طریق کاهش قدرت خرید، فشار بیشتر بر دسترسی به غذا، سوخت و خدمات اولیه و هزینه‌های بالاتر برای تحویل کمک‌های بشردوستانه تبدیل می‌شود. اوچا تصریح کرد که در شرایط شکننده و وابسته به واردات به‌ویژه در افغانستان، این فشارها با تصمیم‌های مربوط به کاشت، چرخه‌های معیشت فصلی و اقتصادهای خانواده‌ها که از قبل تحت فشار بوده‌اند، تلاقی می‌کنند و این خطر را افزایش می‌دهند که یک شوک طولانی‌مدت انرژی و تجارت، ظرفیت مقابله را بیش‌تر کاهش داده و ناامنی غذایی را تشدید کند.

ادامه مطلب


5 روز قبل - 101 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل می‌گوید که بیش از ۲۰ میلیون تن، به‌شمول ۵.۶ میلیون کودک، در افغانستان در سال ۲۰۲۵ میلادی حمایت شده‌اند. این نهاد امروز (دوشنبه، ۳۱ حمل) با نشر گزارشی سالانه خود گفته است که این افراد از خدمات صحی بهره‌مند شده‌اند. یونیسف در ادامه تاکید کرده است که ۱۰ میلیون کودک و مادر خدمات و مواد ضروری پیشگیری تغذیه‌ای دریافت کرده‌اند. صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد تصریح کرد که افزون بر این، ۴ میلیون کودک در مکاتب، برنامه‌های آموزشی مبتنی بر جامعه و شرایط اضطراری، مواد آموزشی و یادگیری دریافت کرده‌اند. طبق گزارش، ۲.۷ میلیون تن به خدمات اضطراری آب، بهداشت و حفظ‌الصحه دسترسی پیدا کرده‌اند. با این حال، بر اساس گزارش یونیسف، ۲.۲ میلیون دختر از مکاتب محروم هستند. قابل ذکر است که افغانستان از جمله کشورهایی است که با میزان بالای مرگ‌ومیر مادران و نوزادان روبرو است. کم‌بود امکانات صحی، دسترسی محدود به آموزش‌های تخصصی و فاصله‌ی زیاد روستاها تا مرکزهای درمانی، چالش‌های جدی در ارایه‌ی خدمات به مادران باردار ایجاد کرده است. در بسیاری از مناطق، زنان در خانه یا درمانگاه‌های کوچک زایمان می‌کنند و قابله‌ها اغلب با امکانات اندک و بدون دسترسی فوری به راهنمایی‌های تخصصی کار می‌کنند.

ادامه مطلب


1 هفته قبل - 80 بازدید

رسانه‌ها گزارش داده‌اند که تشدید جنگ میان آمریکا، اسرائیل و جمهوری اسلامی ایران از ماه حوت سال گذشته، بحران انسانی افغانستان را عمیق‌تر و پیچیده‌تر ساخته است. سازمان‌های امدادرسان و منابع بین‌المللی هشدار داده‌اند که درگیری‌های گسترده در ایران و منطقه، وضعیت نیازمندان به کمک در افغانستان را وخیم‌تر کرده است. در گزارش دی‌نیو هیومنترین آمده است که موج جدید حملات هوایی و راکتی میان جمهوری اسلامی و آمریکا نه تنها باعث بی‌ثباتی در منطقه شده، بلکه جریان کمک‌های بشردوستانه به افغانستان را نیز مختل ساخته است. بسیاری از سازمان‌های امدادی مجبور به کاهش عملیات یا توقف برخی پروژه‌ها شده‌اند. در نتیجه، دست‌کم ۲۴ میلیون شهروند افغانستان همچنان به کمک‌های فوری نیاز دارند. کارشناسان امور بشری می‌گویند با افزایش بی‌ثباتی و بسته‌شدن مرزها، شمار مهاجرین در مرزهای شرقی و غربی افغانستان افزایش یافته است. بسیاری از افغانستانی‌ها که برای یافتن کار یا امنیت به ایران مهاجرت کرده بودند، اکنون با بسته‌شدن مسیرها و تشدید جنگ، در وضعیت دشوار قرار گرفته‌اند و شماری از آنان مجبور به بازگشت یا سرگردانی در مناطق مرزی شده‌اند. سازمان ملل متحد و نهادهای امدادی تاکید کرده‌اند که ادامه درگیری‌ها در منطقه، دسترسی به مواد غذایی، خدمات صحی و حمایت‌های اساسی را برای آسیب‌پذیرترین قشرهای جامعه افغانستان دشوارتر ساخته است. توقف بخشی از کمک‌های جهانی به دلیل ناامنی و نگرانی‌های منطقه‌ای، آسیب جدی به روند کمک‌رسانی وارد کرده است. کارشناسان هشدار داده‌اند که بحران جاری نه تنها تهدیدی برای امنیت منطقه است، بلکه می‌تواند به گسترش فقر، ناامنی غذایی و شیوع امراض در افغانستان منجر شود. در حال حاضر، افغانستان یکی از بزرگ‌ترین بحران‌های انسانی جهان را تجربه می‌کند و ادامه جنگ در منطقه این بحران را تشدید کرده است.

ادامه مطلب


2 هفته قبل - 61 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد در افغانستان می‌گوید که بیش از ۱۵.۳ میلیون کودک زیر پنج سال در افغانستان از سوءتغذیه رنج می‌برند. این سازمان امروز (سه‌شنبه، ۲۵ حمل) در گزارشی نوشته که افغانستان در سال ۲۰۲۶ میلادی همچنان یکی از بزرگ‌ترین بحران‌های بشردوستانه جهان باقی مانده است. در گزارش یونیسف آمده است که در سال ۲۰۲۶ میلادی تخمین زده می‌شود که حدود ۱۹.۹ میلیون نفر برابر با ۴۵ درصد جمعیت به کمک‌های بشردوستانه نیاز داشته باشند. صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد در ادامه تاکید کرده است که زنان و دختران در افغانستان با محدودیت‌های شدید در دسترسی به آموزش و خدمات صحی مواجه‌ هستند. براساس گزارش سال‌ها درگیری، شکنندگی اقتصادی، عدم سرمایه‌گذاری در خدمات اساسی و نقض حقوق بشر، افغانستان را در آستانه فروپاشی قرار داده است. یونیسف در ادامه افزوده است که شرایط نامساعد آب‌وهوایی، خشکسالی‌های مکرر و سیلاب‌های ناگهانی، تولیدات زراعتی را تحت تاثیر قرار داده و ناامنی غذایی را در افغانستان تشدید کرده و این شرایط باعث افزایش خطر مرگ‌ومیر، بیماری‌ها و اختلال در رشد کودکان شده است. این نهاد تصریح کرد که فقر در افغانستان همچنان گسترده است؛ حدود ۶۵ درصد از جمعیت این کشور زیر خط فقر زندگی می‌کنند و تقریباً از هر سه نفر، یک نفر با محرومیت‌های شدید چندبعدی مواجه است. یونیسف گفته است که در سال ۲۰۲۶، تخمین زده می‌شود که ۷.۱ میلیون کودک در افغانستان به کمک‌های آموزشی اضطراری نیاز دارند.

ادامه مطلب


2 هفته قبل - 74 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که در سال ۲۰۲۶ میلادی حدود ۲۱.۹ میلیون نفر، نزدیک به نیمی از جمعیت کشور، به کمک‌های فوری نیاز دارند؛ در این میان، بیش از ۱۱.۶ میلیون کودک و زنان، به‌ویژه مادران باردار و شیرده، از آسیب‌پذیرترین گروه‌ها هستند. این نهاد در گزارش خود از وضعیت بشردوستانه افغانستان اعلام کرده است که یونیسف در بخش حمایت‌های اجتماعی، از ۵۲ هزار و ۹۳۴ خانواده‌ی دارای زنان باردار و شیرده از طریق برنامه‌ی «کمک نقدی مادر و کودک» در ولایت سمنگان حمایت کرده و در مجموع به بیش از ۳۵۴ هزار نفر خدمات ارائه کرده است. در گزارش آمده است که برای جلوگیری از سوءتغذیه، این نهاد به ۱۷۹ هزار و ۹۵۵ نفر سرپرست کودکان خردسال مشاوره تغذیه‌ای ارائه کرده و برای ۱۵۹ هزار و ۳۳۸ زن باردار مکمل‌های مغذی فراهم ساخته است. در بخشی از گزارش آمده است که علاوه بر آن، بیش از ۳۵۰ هزار کودک زیر پنج سال نیز مکمل‌های غذایی دریافت کرده‌اند. یونیسف تاکید کرد که در بخش دسترسی به آب آشامیدنی صحی نیز، حدود ۸۷ هزار و ۷۰۰ نفر از طریق ساخت و بازسازی سیستم‌های پای‌دار آب‌ریانی به آب سالم دسترسی پیدا کرده‌‌اند. صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل، با تاکید بر ادامه‌ی بحران انسانی در افغانستان، خواستار افزایش حمایت‌های بین‌المللی برای رسیدگی به نیازهای گسترده‌ی مردم، به‌ویژه کودکان، شده است. باید گفت که برنامه‌ی جهانی غذا گزارش داده که به دلیل فقر و بحران اقتصادی، بیش از چهار میلیون و ششصد هزار مادر و کودک در افغانستان با سوءتغذیه دست‌وپنجه نرم می‌کنند. این نهاد هشدار داده که ناامنی غذایی در سطح بحرانی باقی مانده و احتمالاً روند سوءتغذیه در سال‌های آینده افزایش خواهد یافت. انتظار می‌رود که دست‌کم سه میلیون و پانصد هزار کودک زیر پنج سال و یک میلیون و ۲۰۰ هزار مادر باردار و شیرده به درمان‌های فوری و نجات‌بخش نیاز پیدا کنند.

ادامه مطلب


2 هفته قبل - 82 بازدید

نمایندگی اتحادیه‌ی اروپا برای افغانستان در تازه‌ترین اعلام کرده است که در همکاری با یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان ملل متحد نیازهای اساسی کودکان در افغانستان را پوشش می‌دهد. این نهاد با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که به کودکان در افغانستان تغذیه‌ی نجات‌بخش و خدمات پایدار آب، بهداشت و حفظ‌الصحه را فراهم می‌کند. در ادامه آمده است که هیچ کودکی نباید نادیده گرفته شود. اتحادیه‌ی اروپا در ادامه تاکید کرده است که با یونیسف، ما در حال رسیدگی به فوری‌ترین چالش‌هایی است که امروز کودکان در افغانستان با آن روبرو هستند. بر اساس آمار برنامه‌ی جهانی غذا، نزدیک به چهار میلیون کودک زیر پنج سال در افغانستان دچار سوءتغذیه‌ی شدید هستند و به خدمات درمانی نیاز دارند. این نهاد قبلاً گفته که اگر این کودکان خدمات درمانی مورد نیاز را دریافت نکنند، جان خواهند باخت. همچنین پیشتر صندوق کودکان سازمان ملل با اشاره به افزایش موارد سوءتغذیه در میان کودکان افغانستان، گفته بود که این وضعیت خطر مرگ کودکان را تا ۱۲ برابر افزایش می‌دهد.

ادامه مطلب


4 هفته قبل - 115 بازدید

فرماندهی پولیس ولایت پکتیکا در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که سه‌ زن را در ولسوالی زرغون شهر این ولایت به اتهام دزدی بازداشت کرده است. فرماندهی پولیس با نشر اعلامیه‌ای گفته است که اين سه زن همراه با پنج مرد دیگر روز (یک‌شنبه، ۹ حمل) از بازار ولسوالی زرغون شهر پکتیکا بازداشت شده‌اند. در اعلامیه آمده است که این زنان پس از سرقت اجناس از فروشگاه‌های لباس زنانه بازداشت شده‌اند. فرماندهی پولیس ولایت پکتیکا در اعلامیه تاکید کرده است که این زنان باشندگان ولایت خوست هستند و ۵۸ عدد چادر، ۲۹ جوره پیراهن و دو جفت چپلی دزدی کرده‌اند. فرماندهی پولیس در پکتیکا گفته که این زنان به «جرم» شان اعتراف کرده‌اند. مسوولان در ولایت پکتیکا گفته‌اند که پرونده‌های این زنان پس از بررسی‌های ابتدایی به نهادهای عدلی و قضایی این گروه سپرده شده‌اند. بازداشت زنان به اتهام دزدی، از رویدادهای نادر در کشور به‌شمار می‌رود.

ادامه مطلب