برچسب: زنان و دختران

2 هفته قبل - 91 بازدید

صندوق جمعیت سازمان ملل متحد(UNFPA)  در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که ارائه خدمات مشاوره روانی و حمایت‌های بشردوستانه می‌تواند به بهبود وضعیت روحی و اجتماعی زنان و دختران در افغانستان کمک کند. این سازمان با نشر اعلامیه‌ای در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که خانم‌های که مورد حمایت قرار گرفتند، نشان می‌دهد که چگونه خدمات مشاوره‌ای و برنامه‌های حمایتی در مراکز مراقبت از مادر و کودک، به زنان آسیب‌دیده در افغانستان کمک کرده است. صندوق جمعیت سازمان ملل متحد در ادامه تاکید کرده است که ارائه حمایت روانی اولیه، مشاوره فردی و ایجاد فضای امن، نقش مهمی در کاهش اضطراب، ترس و مشکلات روحی زنان داشته است. سازمان ملل افزوده است که برنامه‌های توانمندسازی روانی و اجتماعی شامل آموزش مهارت‌های مدیریت استرس، تقویت اعتمادبه‌نفس و روش‌های مراقبت از خود بوده است. صندوق جمعیت سازمان ملل در ادامه تصریح کرد که ادامه چنین خدماتی می‌تواند به بهبود وضعیت سلامت روان و افزایش توانمندی زنان و دختران در شرایط دشوار کمک کند. در حالی سازمان ملل بر ارائه خدمات روانی به زنان و دختران افغانستان تاکید می‌کند که حکومت سرپرست پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


2 هفته قبل - 135 بازدید

ملالی یوسفزی، فعال حقوق بشر و برنده جایزه صلح نوبل از جامعه‌ی جهانی خواسته تا حمایت و همبستگی بیشتری با زنان و دختران افغانستان نشان دهند و برای به‌رسمیت شناختن «آپارتاید جنسیتی» اقدام کنند. خانم یوسفزی این اظهارات را در دیدار با جان سوینی، نخست‌وزیر اسکاتلند مطرح کرده و گفته است که زنان و دختران افغانستان نزدیک به پنج سال است که با محدودیت‌های شدید روبرو هستند و بسیاری از کشورها نسبت به وضعیت آن‌ها «چشم‌پوشی» کرده‌اند. او با اشاره به ممنوعیت آموزش دختران و کار زنان افزوده است که زنان افغانستان به‌دلیل حضور در فضای عمومی یا تلاش برای تحصیل، مجازات می‌شوند. وی در این دیدار تاکید کرده است که وضعیت در افغانستان رو به وخامت است و نیاز به اقدام فوری جامعه جهانی دارد. او در بخشی صحبت‌هایش افزوده است که به‌رسمیت شناختن آپارتاید جنسیتی در حقوق بین‌الملل می‌تواند زمینه پاسخگویی دولت را فراهم کند و کشورها را وادار به اقدام سازد. همچنین جان سوینی در این دیدار تعهد سپرد که از تلاش‌ها برای جرم‌انگاری آپارتاید جنسیتی حمایت کند. باید گفت که دو طرف در بیانیه‌ای مشترک، سیاست‌های دولت در قبال زنان را محکوم کرده و آن را محروم‌سازی سیستماتیک از حقوق اساسی عنوان کردند. پس از تسلط دوباره‌ی حکومت فعلی بر افغانستان، محدودیت‌های گسترده و بی‌پیشینه‌ای بر زندگی زنان و دختران در افغانستان وضع شده است. آموزش دختران بالاتر از صنف ششم ممنوع اعلام شده، تصمیمی که با گذشت نزدیک به پنج سال همچنان پابرجا مانده و میلیون‌ها دختر از حق آموزش محروم شده‌اند.

ادامه مطلب


2 هفته قبل - 86 بازدید

اندریکا راتواته، معاون پیشین نماینده سازمان ملل متحد در افغانستان گفته است که یکی از «شدیدترین و پیچیده‌ترین» بحران‌های حفاظتی جهان در افغانستان در حال رخ دادن است. آقای راتواته که به تازگی ماموریتش در افغانستان پایان یافته است، در مقاله‌ای در نشریه موسوم به «کرونیکل» ملل متحد گفته است که در کنار دیگر بحران‌ها «محدودیت‌های مبتنی بر جنسیت» که دسترسی زنان و دختران را به آموزش، اشتغال، مشارکت عمومی و خدمات اساسی به شدت محدود کرده، وضعیت بحرانی کشور را تشدید کرده است. وی تاکید کرده است که این محدودیت‌ها توان تاب‌آوری نیمی از جمعیت افغانستان را تضعیف کرده و به‌طور جدی ظرفیت بازیگران بشردوستانه را برای ارائه کمک‌های اصولی و فراگیر محدود ساخته است. او افزوده است: «ممنوعیت آموزش متوسطه و عالی برای دختران، منع اشتغال زنان در بخش‌های کلیدی و محدودیت‌های مستمر بر کارکنان زن در حوزه کمک‌های بشردوستانه، همگی به افزایش خطرات حفاظتی انجامیده‌اند. در چنین محیط شکننده‌ای، تنش‌های ژئوپولیتیکی و بی‌ثباتی منطقه‌ای نیز فشار مضاعفی وارد می‌کنند.» همچنین او در بخشی از مقاله‌اش گفته است که همزمان با این افغانستان یکی از بزرگ‌ترین موج‌های بازگشت مهاجران در تاریخ معاصر خود را تجربه می‌کند که طی دو سال گذشته، حدود ۵ میلیون تن از کشورهای همسایه بازگشته‌اند که معادل افزایش تقریباً ۱۰ درصدی جمعیت کشور است. معاون پیشین نماینده سازمان ملل متحد تصریح کرد که تنها در سال ۲۰۲۵ میلادی، ۲.۸ میلیون شهروندان افغانستان بازگشته‌اند که بالاترین رقم سالانه در سال‌های اخیر به شمار می‌رود. هماهنگ‌کننده امور بشردوستانه پیشین ملل متحد در افغانستان در بخشی از مقاله‌اش می‌گوید که افغانستان همچنین با مجموعه‌ای از بلایای مرتبط با اقلیم مواجه است. سال‌ها خشکسالی منابع آب زیرزمینی را به تحلیل برده، کشت‌زارها را نابود کرده و نظام‌های کشاورزی را تضعیف کرده است؛ در حالی که سیلاب‌ها، رانش زمین و زمین‌لرزه‌های مکرر همچنان خانه‌ها، معیشت مردم و زیرساخت‌های حیاتی را ویران می‌کنند. وی افزوده است که این شوک‌های محیط‌زیستی با شکنندگی‌های اجتماعی-اقتصادی در هم تنیده‌اند و بیش از ۷۰ درصد خانوارها از کمبود مصرف غذایی کافی گزارش داده‌اند و بسیاری برای بقا به راهبردهای بحرانی همچون فروش دارایی‌های مولد، ازدواج زودهنگام یا کاهش دسترسی به خدمات سلامت و آموزش متوسل می‌شوند. در این مقاله گفته شده است که در مجموع، این عوامل، بحرانی چندلایه در حوزه حفاظت ایجاد کرده‌اند که میلیون‌ها تن را در معرض محرومیت شدید قرار می‌دهد. آقای راتواته از سال ۲۰۲۴ تا ۲۰۲۶ میلادی همچون معاون یوناما در امور هماهنگی کمک‌های بشردوستانه در افغانستان فعالیت کرده است. سازمان ملل متحد روز گذشته گفت که برونو ژرژ لمرکی، مقام فرانسوی این نهاد، به‌عنوان معاون نماینده ویژه ملل متحد در افغانستان و هماهنگ‌کننده امور بشردوستانه جدید این سازمان گماشته شده است.

ادامه مطلب


2 هفته قبل - 60 بازدید

منابع محلی از ولایت کابل می‌گویند یک زن در این شهر، با «نواسه مامایش» دعوای حقوقی داشته، در مرکز این ولایت تیرباران شده است. دست‌کم دو منبع امروز (سه‌شنبه، ۸ ثور) گفته‌اند که این رویداد در منطقه خیرخانه کابل از مرکز شهر کابل رخ داده است. منبع در ادامه تاکید کرده است که این زن «بدریه» نام داشته و او باشنده اصلی ولایت بدخشان بوده است. منبع در ادامه افزوده است که این زن هنگام رفتن به سمت محکمه مورد تیراندازی قرار گرفته و به قتل رسیده است. همچنین رسانه‌های محلی گزارش داده‌اند که جسد این زن به طب عدلی انتقال داده شده است. در گزارش رسانه‌ها آمده است که نیروهای امنیتی حکومت سرپرست، وکیل مدافع این زن را بازداشت کرده‌اند. منابع خاطرنشان می‌کنند که این زن با شوهر سابق خود نیز دعوای حقوقی داشته و از وی جدا شده بود. این در حالی است که روز گذشته چهار عضو یک خانواده توسط افراد ناشناس در مرکز لوگر به قتل رسیدند. قابل ذکر است که قتل‌های مرموز و سرقت‌های مسلحانه در روزهای اخیر افزایش یافته است.

ادامه مطلب


2 هفته قبل - 140 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد می‌گوید که ممنوعیت آموزش و کار زنان و دختران توسط حکومت سرپرست، سالانه ۵.۳ میلیارد افغانی، معادل ۸۴ میلیون دالر آمریکایی، به اقتصاد افغانستان زیان وارد می‌کند. این نهاد با نشر گزارشی گفته است که این مقدار، معادل ۰.۵ درصد از تولید ناخالص داخلی افغانستان در سال ۲۰۲۳ میلادی است. در گزارش آمده است که این ضررها به مرور زمان انباشته می‌شوند و مسیر رشد آینده‌ی کشور را کاهش داده و چشم‌انداز بهبود پایدار را تضعیف می‌کنند. صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد گفته است فراتر از ضررهای کلان اقتصادی، فوری‌ترین خطر، فرسایش سیستم‌های آموزشی و صحی در افغانستان است. این نهاد افزوده است که بدون ورود زنان و دختران جوان به نیروی کار ماهر، این بخش‌ها با کمبود فزاینده‌ی نیروی کار در آینده مواجه خواهند شد که مستقیما بر دسترسی زنان و کودکان به خدمات تأثیر خواهد گذاشت. یونیسف گفته است که وخامت وضعیت ناشی از این کار، بر سلامت مادران و کودکان تأثیر می‌گذارد و هزینه‌های بین‌نسلی را به همراه خواهد داشت که بسیار فراتر از بحران فعلی است. صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد می‌گوید که از سال ۲۰۲۴ میلادی تا اکنون ۳.۸ میلیون دختر هفت تا ۱۸ ساله در افغانستان از دسترسی به مکتب محروم مانده‌اند که شامل ۲.۶ میلیون دختر نوجوان می‌شود. یونیسف گفته است که در پنج سال گذشته، دست‌کم یک میلیون دختر مستقیما تحت تأثیر محدودیت‌های وضع‌شده از سوی طالبان بر آموزش متوسطه قرار گرفته‌اند. این نهاد هشدار داده است که اگر این محدودیت‌ها ادامه یابد، دختران محروم از آموزش در افغانستان تا سال ۲۰۳۰ میلادی از دو میلیون نفر فراتر خواهد رفت. حکومت فعلی از زمان تسلط دوباره بر افغانستان، آموزش دختران بالاتر از صنف ششم را تا اطلاع ثانوی ممنوع کردند.

ادامه مطلب


2 هفته قبل - 100 بازدید

اوچا یا دفتر هماهنگ‌کننده کمک‌های بشردوستانه سازمان ملل در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که بسیاری‌ها هنوز در افغانستان به خدمات اولیه صحی دسترسی ندارند. این نهاد امروز (سه‌شنبه، ۸ ثور) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که با حمایت صندوق امانی افغانستان در سازمان ملل و نهاد «ECHO» در حال ارایه خدمات اولیه به آسیب‌پذیرترین افراد است. در پیام آمده است که حتا در ولسوالی پغمان کابل، بیماران ساعت‌ها راه را طی می‌کنند تا به تنها کلینیک در این منطقه برسند. همچنین یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل گفته است که افغانستان ممکن است تا سال ۲۰۳۰ میلادی حدود ۲۵ هزار معلم زن و کارمند صحی را از دست بدهد. باید گفت که حکومت سرپرست در برخی ولایت‌ها مانع دسترسی زنان بدون محرم به خدمات پزشکی شده‌اند. ریچارد بنت، گزارشگر ویژه شورای حقوق بشر سازمان ملل برای افغانستان، گفته است که حکومت فعلی مانع دسترسی زنان به خدمات صحی شده و این حق را نقض کرده‌اند. در حالی اوچا این گزارش را از دسترسی به خدمات اولیه صحی ارائه می‌کند که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


2 هفته قبل - 107 بازدید

گل‌چهره وقتی به دنیا آمد، کسی برایش جشن نگرفت. در خانه‌ای گِلی، در یکی از کوچه‌های دورافتاده‌ی تخار، تولد دختر بیشتر شبیه خبری عادی بود تا اتفاقی خوش. مادرش بعدها برایش گفته بود آن روز هوا سرد بود و باد از لای درزهای دیوار می‌وزید. او را در پارچه‌ای کهنه پیچیده بودند تا از سرما در امان بماند. اما شاید هیچ‌کس نمی‌دانست آن سرما، فقط سرمای هوا نبود؛ سرمایی بود که قرار بود تا آخر عمر در زندگی گل‌چهره باقی بماند. کودکی‌اش کوتاه بود؛ خیلی کوتاه‌تر از آن‌چه باید می‌بود. هنوز درست بازی کردن را یاد نگرفته بود، هنوز عروسک‌هایش را خوب نشناخته بود که کم‌کم فهمید در این دنیا، دختر بودن یعنی زود بزرگ شدن. وقتی دخترهای هم‌سنش در کوچه‌ها می‌دویدند، او کنار مادرش می‌نشست و به نخ و سوزن نگاه می‌کرد یا ظرف‌های خاک‌گرفته را می‌شست. اما در دلش چیزهای دیگری می‌گذشت. گاهی وقتی از دور صدای مکتب می‌آمد، صدای خنده‌ی دخترهایی که کتاب به بغل داشتند، دلش می‌خواست بداند در آن کتاب‌ها چه نوشته شده است. اما این خواستن‌ها جایی نداشت. در خانه‌ی آن‌ها، نان مهم‌تر از رؤیا بود. سال‌ها به همین شکل گذشت تا این‌که یک روز همه‌چیز ناگهان تغییر کرد. آن روز، مادرش کمتر حرف می‌زد و پدرش با مردی غریبه در گوشه‌ی اتاق آهسته صحبت می‌کرد. گل‌چهره نمی‌فهمید چه می‌گویند، اما از نگاه‌هایشان ترسیده بود. شب که شد، مادرش آمد، کنارش نشست، دستش را گرفت و گفت: «دخترم، قسمتت همین بوده.» این جمله را بعدها بارها در زندگی‌اش شنید؛ جمله‌ای که همیشه به‌جای پاسخ، به‌جای انتخاب و به‌جای حق، به او داده می‌شد. پانزده‌ساله بود که عروس شد؛ نه با شادی، نه با موسیقی، نه با لبخندی واقعی. فقط چند زن آمدند، چادری سفید روی سرش انداختند و او را به خانه‌ای بردند که قرار بود «خانه‌اش» باشد. اما از همان لحظه‌ای که قدم به آن خانه گذاشت، فهمید این‌جا جایی برای او نیست. شوهرش مردی میان‌سال بود، با صورتی خسته و نگاهی که هیچ گرمایی در آن نبود. اما آن‌چه بیشتر گل‌چهره را ترساند، حضور زن دیگری در خانه بود؛ زن اول. زنی که سال‌ها در آن خانه زندگی کرده بود و حالا باید حضور یک دختر نوجوان را در کنار خود تحمل می‌کرد. نگاه‌های آن زن، پر از حرف‌های ناگفته بود؛ حرف‌هایی از خشم، تحقیر، حسادت و شاید هم درد. اما سخت‌تر از آن، فرزندان زن اول بودند. بعضی از آن‌ها از خود گل‌چهره بزرگ‌تر بودند. آن‌ها او را «مادر» صدا نمی‌کردند، حتی نامش را هم با احترام نمی‌گفتند. برایشان او فقط غریبه‌ای بود، مزاحمی که نباید در آن خانه می‌بود. روزهای اول، گل‌چهره سعی کرد همه‌چیز را تحمل کند. صبح زود بیدار می‌شد، کارهای خانه را انجام می‌داد، نان می‌پخت، آب می‌آورد و لباس می‌شست. کمتر حرف می‌زد و بیشتر سکوت می‌کرد. فکر می‌کرد اگر آرام باشد، اگر کاری نکند که کسی را ناراحت کند، شاید زندگی کمی نرم‌تر شود. اما زندگی در آن خانه به این سادگی‌ها تغییر نمی‌کرد. اولین بار که به او توهین شد، شوکه شد. کلمه‌ها مثل سنگ به سویش پرتاب می‌شدند: «بی‌ارزش»، «بی‌جا»، «دختر اضافی». این واژه‌ها کم‌کم به بخشی از زندگی‌اش تبدیل شدند. بعد از آن، دست‌ها هم وارد شدند؛ سیلی‌هایی که ناگهانی فرود می‌آمدند، لگدهایی که از پشت می‌خورد، موهایی که کشیده می‌شدند. هر بار که درد می‌کشید، به خودش می‌گفت شاید این آخرین بار باشد. اما آخرینی در کار نبود. سال‌ها گذشت و گل‌چهره سه فرزند به دنیا آورد. وقتی نخستین کودکش را در آغوش گرفت، اشک ریخت؛ نه فقط از درد زایمان، بلکه از امید. امیدی که می‌گفت حالا شاید کسی او را جدی بگیرد، حالا شاید جایگاهش در خانه محکم‌تر شود. اما این امید هم، مثل بسیاری از امیدهای دیگرش، آرام‌آرام خاموش شد. زندگی‌اش تبدیل شده بود به چرخه‌ای تکراری از کار، توهین و خشونت. شب‌ها، وقتی همه می‌خوابیدند، او در گوشه‌ای می‌نشست، زخم‌هایش را لمس می‌کرد و بی‌صدا گریه می‌کرد. نمی‌خواست کسی صدایش را بشنود؛ شاید چون می‌دانست شنیده شدن هم چیزی را تغییر نمی‌دهد. گاهی به خانه‌ی پدرش فکر می‌کرد، اما آن‌جا هم پناهی نداشت. همان‌ها بودند که او را فرستاده بودند. اگر برمی‌گشت، شاید سرزنش می‌شد، شاید دوباره مجبورش می‌کردند به همان خانه بازگردد. پس ماند؛ با همه‌ی دردها و همه‌ی ترس‌ها. فرزندان زن اول هرچه بزرگ‌تر می‌شدند، خشونت‌شان هم بیشتر می‌شد. انگار گل‌چهره برایشان نماد تمام ناعدالتی‌هایی بود که فکر می‌کردند در حق‌شان شده است. خشم‌شان را بر سر او خالی می‌کردند، بی‌آن‌که لحظه‌ای فکر کنند او خود قربانی است. روز آخر، هیچ نشانه‌ای نداشت که قرار است پایان باشد. صبح مثل همیشه آغاز شد. گل‌چهره بیدار شد، نان پخت، کودکانش را آماده کرد. شاید حتی لحظه‌ای لبخند زد، وقتی یکی از بچه‌هایش چیزی گفت. اما این لحظه‌های کوچک، خیلی زود در تاریکی گم شدند. نمی‌دانیم دقیقاً چه شد که آن روز خشونت به اوج رسید. شاید حرفی ساده، شاید سوءتفاهمی کوچک، شاید فقط انباشت سال‌ها خشم. اما آن‌چه رخ داد، چیزی فراتر از یک دعوای معمولی بود. آن‌ها به سراغش آمدند؛ با فریاد، با خشم، با دست‌هایی که دیگر هیچ کنترلی نداشتند. ضربه‌ها یکی پس از دیگری بر بدنش فرود آمدند. گل‌چهره سعی کرد خودش را جمع کند، سعی کرد از خود محافظت کند، اما توانش را نداشت. بدنش سال‌ها بود که زیر بار خشونت خم شده بود. هیچ‌کس جلوشان را نگرفت؛ نه شوهرش، نه کسی دیگر. انگار در آن لحظه، جان گل‌چهره ارزشی نداشت. وقتی افتاد، شاید هنوز زنده بود. شاید هنوز امید داشت کسی کمکش کند. اما کمکی نیامد. فقط سکوت بود و نفس‌هایی که آرام‌آرام قطع شدند. مرگش آرام نبود؛ نتیجه‌ی سال‌ها دردی بود که در یک لحظه جمع شد و پایان داد. بعد از آن، خانه دوباره ساکت شد؛ همان‌طور که همیشه بود. اما این‌بار سکوتش سنگین‌تر بود، چون دیگر گل‌چهره‌ای نبود که در آن گوشه نفس بکشد. سه کودکش حالا بدون مادر مانده‌اند. کودکانی که شاید هنوز معنای مرگ را نمی‌دانند، اما جای خالی مادر را حس می‌کنند. شاید شب‌ها به دنبالش بگردند، شاید صدایش کنند و پاسخی نگیرند. داستان گل‌چهره، داستانی است که در بسیاری از خانه‌ها تکرار می‌شود؛ نه همیشه با این پایان، اما با همان درد، همان سکوت و همان بی‌پناهی. او می‌توانست زندگی دیگری داشته باشد. می‌توانست درس بخواند، می‌توانست انتخاب کند، می‌توانست بخندد. اما هیچ‌کدام از این‌ها برایش ممکن نشد. در نهایت، آن‌چه از گل‌چهره باقی ماند، فقط نامی است و خاطره‌ای تلخ. نامی که شاید به‌زودی فراموش شود، اما داستانش ـ اگر کسی آن را بگوید ـ می‌تواند یادآور این باشد که هنوز، در گوشه‌هایی از این جهان، زنانی هستند که در سکوت رنج می‌کشند و در همان سکوت از بین می‌روند. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


3 هفته قبل - 56 بازدید

برنامه اسکان سازمان ملل متحد (UN-Habitat) اعلام کرده است که زنان ساکن در سکونت‌گاه‌های غیررسمی افغانستان در برابر تغییرات اقلیمی آسیب‌پذیر هستند. اين نهاد امروز (دوشنبه، ۷ ثور) با نشر گزارشی گفته است که افغانستان به‌عنوان یکی از آسیب‌پذیرترین کشورهای جهان در برابر تغییرات اقلیمی است. برنامه اسکان ملل متحد در ادامه تاکید کرد که ساکنان سکونت‌گاه‌های غیررسمی که تعداد آنها در سراسر افغانستان از ۱۰۰۰ سایت فراتر می‌رود، به شدت آسیب‌پذیر هستند. برنامه اسکان سازمان ملل متحد در ادامه افزوده است که بسیاری از این سکونت‌گاه‌ها در مناطق شهری یا حومه‌ای پرخطر واقع شده‌اند و فاقد زیرساخت‌های حیاتی و مسکن بادوام هستند. این نهاد می‌گوید که زنان ساکن در سکونت‌گاه‌های غیررسمی افغانستان به‌شدت در معرض خطرات اقلیمی قرار دارند. آن‌ها با محدودیت‌های شدید برای فعالیت‌های اجتماعی و اقتصادی روبرو هستند که آسیب‌پذیری در برابر بحران‌های اقلیمی را افزایش می‌دهد. برنامه اسکان سازمان ملل متحد در گزارش خود تاکید کرده بحران اقلیمی افغانستان در میانه بحران حمایت از جنسیت رخ می‌دهد که منجر به آسیب‌پذیری زنان می‌شود و عدم اقدام، آسیب‌پذیری‌های زنان ساکن در سکونت‌گاه‌های غیررسمی را تشدید می‌کند. این نهاد افزوده است که نقش زنان هنگام‌ بحران‌های اقلیمی افزایش می‌یابد؛ این «زنانه شدن» بحران اقلیمی، نابرابری‌های جنسیتی را تشدید می‌کند. در گزارش آمده است که معیشت زنان توسط محدودیت‌های اعمال‌شده، محدود شده است. کار زنان به صنایع خانگی محدود شده‌ و آن‌ها برای تأمین هزینه‌های خود به مرد خانواده تکیه می‌کنند.

ادامه مطلب


3 هفته قبل - 84 بازدید

منابع محلی از ولایت تخار می‌گویند که یک دختر ۱۵ساله در ولسوالی دشت‌قلعه پس از لت‌وکوب شدید از سوی خانواده شوهرش جان باخته است. یکی از اعضای خانواده‌اش به رسانه گوهرشاد گفته‌ است که این دختر، چند سال پیش به ازدواج مردی به عنوان همسر دوم درآمده بود، به‌دلیل مخالفت و فشارهای خانوادگی با تهدید و خشونت روبرو بوده است. منبع در ادامه تاکید کرد که او در حالی به شفاخانه منتقل شد که آثار شدید ضرب‌وشتم بر بدنش دیده می‌شد. به گفته‌ی منبع، شدت جراحات به‌حدی بوده که برخی اعضای داخلی بدنش آسیب جدی دیده و در مسیر انتقال به شفاخانه مرکزی تخار جان داده است. براساس اظهارات خانواده، این دختر از ازدواج خود سه فرزند داشت و در این مدت با مشکل‌های جدی در محیط خانواده روبرو بوده است. آنان مدعی‌ هستند که فرزندان همسرش از ازدواج قبلی، از عاملان اصلی این رویداد هستند. همچنین برادر این زن در حساب کاربری فیس‌بوک خود نوشته است: «خواهرم ۱۵ سال عمر داشت که از بخت بد او به شخصی از دوست پدرم از ولسوالی خواجه‌غار داده می‌شود. غلام سخی قبلاً زن داشت، خواهرم زن دوم وی می‌شود که در این مدت همیشه تحت فشار و خشونت قرار داشت.» تا اکنون مقام‌های محلی در تخار به‌گونه‌ی رسمی در این مورد اظهار نظر نکرده‌اند. پس از تسلط دوباره‌ی حکومت سرپرست بر افغانستان، قتل‌های مرموز زنان، کودکان و جوان در در سراسر کشور افزایش کم‌پیشینه یافته است. بیماری‌های روانی، خصومت شخصی، ازدواج‌های اجباری، خشونت خانوادگی و فشار‎های روحی ناشی از فقر و بیکاری عوامل اصلی این قتل‌ها بیان شده است. همچنین با تسلط حکومت سرپرست بر افغانستان اکثریت نهادهای حامی حقوق زنان متوقف شده است. زنان در افغانستان چون گذشته با مراجعه به نهادهای عدلی و قضایی، دیگر نمی‌توانند برای خشونت‌های وارده‌ی شان شکایت کنند و این‌گونه خشونت‌‌ها پایدار باقی مانده و افزایش پیدا می‌کند.

ادامه مطلب


3 هفته قبل - 200 بازدید

ثریا محمدی، فعال آموزش دختران و از بازماندگان حمله مکتب دخترانه سیدالشهدا در غرب کابل، در میان بیش از یک هزار و ۵۰۰ نامزد از ۹۷ کشور موفق به کسب جایزه «زنان تغییرآفرین جهان» شده است. در اعلامیه آمده است که نتایج نهایی این برنامه در چارچوب نشست جهانی زنان تغییر‌آفرین(Women Changing the World Awards) در شهر پاریس فرانسه اعلام شده است. در اعلامیه آمده است که این جایزه به زنانی اهدا می‌شود که با وجود موانع ساختاری، از طریق رهبری، نوآوری، حقوق بشر و تأثیرگذاری اجتماعی، تغییرات معناداری در جوامع ایجاد می‌کنند. ثریا محمدی که از بازماندگان حمله مهیب انتحاری مکتب دخترانه سیدالشهدا در غرب کابل در سال ۲۰۲۱ میلادی است، می‌گوید تجربه از دست دادن دوستانش در این حمله، نگاه او را به آموزش و عدالت اجتماعی دگرگون کرده است. این فعال آموزش در ادامه تاکید کرده است که فعالیت‌های او عمدتاً بر آموزش دختران، سوادآموزی و آگاهی‌دهی در زمینه حقوق زنان متمرکز بوده است. همچنین ثریا محمدی پیش از این، جایزه PACEY برای ابتکارات جوانان، حضور در «هفته بین‌المللی دعا برای صلح جهانی» به‌عنوان نماینده مسلمانان افغانستان، و دریافت جایزه صلح Wilson Hinkes برای فعالیت در زمینه آموزش دختران را کسب کرده بود. این فعال آموزش در حالی این جایزه را به دست آورده است که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب