برچسب: زنان و دختران

2 هفته قبل - 99 بازدید

در بخش غربی شهر هرات، در یکی از کوچه‌های خاک‌آلود و تنگی که دیوارهای گِلی خانه‌هایش ترک برداشته بود و بوی دود و خاک همیشه در هوایش می‌پیچید، خانواده‌ای زندگی می‌کرد که سال‌ها زیر بار فقر و بدهکاری خم شده بودند. خانه‌شان دو اتاق کوچک داشت؛ سقف یکی از اتاق‌ها در زمستان چکه می‌کرد و در تابستان، گرمای خفه‌کننده‌اش نفس آدم را می‌برید. در همان خانه دختری زندگی می‌کرد به نام «مرسل»؛ دختری بیست‌وسه‌ساله با صورتی لاغر، چشمانی خسته و صدایی آرام که بیشتر وقت‌ها آهسته حرف می‌زد؛ انگار از کودکی آموخته بود در این دنیا زیاد دیده نشود. مرسل زمانی آرزو داشت معلم شود. تا صنف دوازدهم با شوق درس خوانده بود. کتاب‌هایش را هنوز در صندوق کهنه‌ای کنار رختخوابش نگه می‌داشت؛ کتاب‌هایی که گرد و خاک روی جلدشان نشسته بود. وقتی آموزش دختران محدود شد، او نیز مانند هزاران دختر دیگر در خانه ماند. روزهایش میان ظرف‌شستن، نان‌پختن و خیاطی برای همسایه‌ها سپری می‌شد. پدرش کارگر یک انبار مواد ساختمانی بود و هر روز با دستان ترک‌خورده و لباس‌های خاکی به خانه برمی‌گشت. او مردی خسته و عصبی بود؛ مردی که سال‌ها جنگ، بیکاری و قرض، مهربانی را از وجودش گرفته بود. مرسل بیشتر عصرها برای آوردن آب یا خرید نان از خانه بیرون می‌شد. همان‌جا بود که کم‌کم سهراب را دید؛ پسری بیست‌وپنج‌ساله که در دکان ترمیم موبایل کار می‌کرد. سهراب جوانی بلندقد و آرام بود. پدرش بیمار و خانواده‌اش فقیر بودند. او از نوجوانی کار کرده بود تا خرج خانه را بدهد. گاهی شب‌ها تا دیر وقت در دکان می‌ماند تا چند صد افغانی بیشتر درآمد داشته باشد. با این‌همه، برخلاف خستگی همیشگی زندگی، هنوز لبخند آرامی بر لب داشت. آشنایی‌شان خیلی ساده آغاز شد؛ اول فقط نگاه‌هایی کوتاه در کوچه، بعد سلام‌هایی آرام و بعدتر حرف‌هایی کوتاه کنار نانوایی یا سر چاه آب. در شهری که حتی حرف‌زدن دختر و پسر می‌توانست برای خانواده‌ها «ننگ» باشد، همین گفت‌وگوهای کوتاه برای‌شان پر از ترس بود. مرسل همیشه با عجله حرف می‌زد و دوروبرش را نگاه می‌کرد تا کسی نبیند. اما سهراب هر بار با احترام و آرامش با او رفتار می‌کرد. همین احترام، همین گوش‌دادن ساده، چیزی بود که مرسل کمتر در زندگی‌اش تجربه کرده بود. ماه‌ها گذشت و رابطه‌ای عمیق میان‌شان شکل گرفت؛ نه رابطه‌ای شبیه قصه‌های عاشقانه، بلکه پیوندی میان دو انسان خسته که در دل تاریکی زندگی، تنها در کنار هم اندکی آرامش پیدا کرده بودند. سهراب برایش از رؤیای داشتن دکان کوچکی می‌گفت؛ از این‌که شاید روزی بتوانند خانه‌ای اجاره کنند و زندگی ساده‌ای داشته باشند. مرسل نیز از رؤیاهای نیمه‌جانش حرف می‌زد؛ از این‌که هنوز دوست دارد درس بخواند، کتاب بخواند و روزی کودکان را آموزش دهد. اما در افغانستان، به‌ویژه در خانواده‌های فقیر و سنتی، عشق اغلب جایی برای زنده‌ماندن ندارد. وقتی پدر مرسل فهمید دختری که سال‌ها برایش کار کرده و رنج کشیده، دل به پسری فقیر داده است، خشمگین شد. بارها فریاد زد: «ما دختر ره مفت بزرگ نکردیم که بره به یک بی‌پول شوهر کنه.» در همان روزها، چند خانواده دیگر نیز برای خواستگاری مرسل آمده بودند؛ یکی از آنان مردی حدود چهل‌وپنج‌ساله بود که همسر اولش بیمار بود و دنبال زن دوم می‌گشت. آن مرد توان پرداخت پول زیادی داشت و همین موضوع پدر مرسل را وسوسه کرده بود. وقتی سهراب موضوع را با خانواده‌اش در میان گذاشت، مادرش ابتدا ترسید. او می‌دانست خانواده دختر فقیرند و احتمالاً مبلغ سنگینی درخواست خواهند کرد. اما وقتی اصرار و درماندگی پسرش را دید، راضی شد. چند هفته بعد، همراه چند بزرگ‌تر محل به خواستگاری رفتند. خانه مرسل آن روز ساکت و سنگین بود. چای آوردند، اما کسی لبخند نمی‌زد. بعد از چند دقیقه سکوت، پدر مرسل مستقیم گفت: «اگر پسرتان واقعاً مرد است و توان زن‌گرفتن دارد، چهار لک افغانی لگه می‌دهد؛ بدون مصرف عروسی و دیگر چیزها.» اتاق در سکوت فرو رفت. مادر سهراب سرش را پایین انداخت. پدر بیمار سهراب حتی توان حرف‌زدن نداشت. چهار لک افغانی برای آنان مبلغی خیالی بود. سهراب ماهانه تنها هشت تا ده هزار افغانی درآمد داشت؛ آن‌هم اگر کار خوب می‌شد. آنان به سختی خرج دوا و نان خانه را پیدا می‌کردند. اما عشق، مخصوصاً وقتی با ناامیدی همراه شود، آدم را به جنگی بی‌پایان می‌کشاند. سهراب تسلیم نشد. قرض خواست، شب‌ها اضافه‌کاری کرد و حتی تصمیم گرفت قاچاقی به ایران برود تا کار کند و پول جمع کند؛ اما رفتن خطرناک بود و پول قاچاقبر را هم نداشت. هر بار که خانواده‌اش دوباره برای صحبت می‌رفتند، پدر مرسل فقط یک جمله می‌گفت: «یا پول، یا دختر.» در این میان، فشار بر مرسل بیشتر می‌شد. برادرانش به او بدبین شده بودند. موبایلش را گرفتند، اجازه بیرون‌شدنش کمتر شد و حتی مادرش از ترس شوهرش جرئت نمی‌کرد از دخترش حمایت کند. مرسل شب‌ها آرام گریه می‌کرد. بارها به سهراب گفته بود: «ما در این وطن حتی حق انتخاب زندگی خود ره نداریم.» زمستان همان سال، اوضاع بدتر شد. پدر مرسل تصمیم گرفت او را به همان مرد میان‌سال نامزد کند؛ مردی که دو فرزند تقریباً هم‌سن مرسل داشت. وقتی مرسل اعتراض کرد، پدرش سیلی محکمی به صورتش زد و گفت: «دختر در این خانه اختیار ندارد.» آن شب مرسل تا صبح گریه کرد. فردای آن روز، پنهانی به سهراب خبر داد. سهراب وقتی حرف‌های او را شنید، برای نخستین‌بار کاملاً شکست. او می‌دانست اگر مرسل به آن خانه برود، زندگی‌اش نابود خواهد شد. چند روز بعد، تصمیمی گرفتند که بیشتر از سر ترس بود تا امید: فرار. شبی سرد، وقتی برق‌های محله قطع شده بود و کوچه در تاریکی فرو رفته بود، مرسل از پنجره کوچک اتاقش بیرون شد. تنها یک بکس کوچک همراه داشت؛ چند لباس، کتابچه یادداشتش و عکسی قدیمی از مادرش. سهراب منتظرش بود. آنان سوار موتر مسافربری شدند و شهر را ترک کردند. چند ماه نخست را در اتاقی نمناک در حاشیه کابل گذراندند. اتاق‌شان فقط یک فرش کهنه، یک بخاری دودزده و چند ظرف داشت. سهراب در نانوایی کار پیدا کرد و روزی دوازده ساعت کار می‌کرد. دست‌هایش از شدت گرمای تنور سوخته بود. مرسل در خانه لباس می‌شست و گاهی برای همسایه‌ها خامک‌دوزی می‌کرد تا خرج نان فراهم شود. با وجود تمام سختی‌ها، آنان هنوز کنار هم آرام بودند. شب‌ها وقتی صدای ژنراتورهای کوچه خاموش می‌شد و شهر در تاریکی فرو می‌رفت، کنار هم می‌نشستند و آهسته حرف می‌زدند. مرسل می‌گفت: «حداقل این‌جا کسی ما ره مجبور نمی‌کند.» اما ترس همیشه با آنان بود. هر بار صدای در بلند می‌شد، قلب‌شان می‌لرزید. آنان می‌دانستند خانواده‌ها دست‌بردار نخواهند شد. در جامعه‌ای که «آبرو» گاهی از جان انسان مهم‌تر شمرده می‌شود، فرار دختر با مرد، برای برخی خانواده‌ها لکه‌ای است که فقط با خشونت پاک می‌شود. خانواده‌های آنان نیز چنین فکر می‌کردند. ماه‌ها دنباله‌شان گشتند. سرانجام یکی از آشنایان سهراب آنان را در بازار شناخت و خبر داد. چند مرد، یک غروب، ناگهان به اتاق‌شان هجوم بردند. سهراب را با مشت و لگد زدند. مرسل جیغ می‌کشید و گریه می‌کرد، اما کسی رحم نکرد. همسایه‌ها از پشت درها فقط نگاه می‌کردند. آنان را با زور به هرات بازگرداندند. بعد از بازگشت، زندگی‌شان به جهنم تبدیل شد. سهراب را در زیرزمین خانه پدرش زندانی کردند. او را متهم می‌کردند که آبروی خانواده را برده است. لت‌وکوبش می‌کردند و از او می‌خواستند قسم بخورد دیگر هرگز نام مرسل را نیاورد. مرسل نیز در خانه پدرش حبس بود. برادرانش او را دشنام می‌دادند و می‌گفتند باید کشته شود تا «عبرت» شود. مادرش هر شب پنهانی برایش غذا می‌آورد و گریه می‌کرد، اما توان دفاع نداشت. روزها گذشت و فشارها شدیدتر شد. مرسل دیگر امیدی نداشت. او می‌دانست خانواده‌اش هرگز اجازه نخواهند داد دوباره با سهراب زندگی کند. سهراب نیز زیر شکنجه و تحقیر روحی فروپاشیده بود. تنها راه ارتباطی‌شان کودکی از همسایه‌ها بود که گاهی پنهانی پیام ردوبدل می‌کرد. آخرین پیام مرسل کوتاه بود: «اگر زنده بمانیم، باز ما ره جدا می‌کنند.» و آخرین پاسخ سهراب این بود: «پس بگذار هیچ‌کس ما ره از هم جدا نکنه.» یک شب بارانی، وقتی بیشتر اعضای خانواده خواب بودند، سهراب به نوعی خود را از زیرزمین بیرون کرد. کسی دقیق نمی‌داند چگونه به خانه مرسل رسید. شاید یکی از نزدیکان از روی دلسوزی کمکش کرده بود. اما صبح فردا، همه‌چیز تمام شده بود. آنان را در انباری خانه پیدا کردند؛ طنابی از سقف آویزان بود و هر دو کنار هم بی‌جان مانده بودند. دستان‌شان هنوز در هم گره خورده بود؛ انگار در آخرین لحظه نیز از ترس جدایی، یکدیگر را رها نکرده بودند. آن روز کوچه پر از جمعیت شد. زنان آرام گریه می‌کردند و مردان زیر لب از «بی‌آبرویی» حرف می‌زدند. اما کمتر کسی از فقر، فشار اجتماعی، معامله‌کردن دختران یا سنت‌هایی سخن می‌گفت که دو جوان را تا مرز مرگ رسانده بود. مادر مرسل هنگام دفن دخترش فقط خاک را با دستانش چنگ می‌زد و می‌گفت: «دخترم فقط زندگی می‌خواست… فقط زندگی…» اما در آن شهر، در آن جامعه زخمی و خسته، گاهی حتی ساده‌ترین آرزوها هم بیش از حد بزرگ‌اند. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


2 هفته قبل - 117 بازدید

مسوولان برگزارکننده جشنواره‌ی داستان کوتاه «اوسانه» در ولایت بلخ می‌گویند که در میان برندگان سیزدهمین دور از مسابقات داستان‌نویسی، دو زن داستان‌نویس نیز موفق به دریافت جایزه شدند. خانه داستان بلخ امروز (دو‌شنبه، ۲۱ ثور) با نشر پیامی در حساب کاربری فیس‌بوک خود، برندگان این دوره از مسابقه داستان‌نویسی را اعلام کرده و گفته است که این جشنواره، همه ساله به هدف رشد و تقویت استعدادهای داستان‌نویسان جوان کشور، از سوی خانه داستان بلخ برگزار می‌شود. در اعلامیه آمده است که شفیع بیریا، مدیر اجرایی این جشنواره، گفته است که در سیزدهمین دور جشنواره‌ی داستان کوتاه اوسانه، ۱۱۰ داستان کوتاه از نویسنده‌های جوان کشور را در سه مرحله ارزیابی کرده است. آقای بیریا در ادامه تاکید کرده است که داستان‌های برتر این جشنواره توسط شش داور در سه مرحله ارزیابی شده و در نهایت سه داستان برتر شناخته شده و دو داستان دیگر سزاوار تقدیر شناخته شده است. در اعلامیه آمده است که داوران، داستان‌ها را بر اساس سه معیار نثر داستان، ساختار داستان و شخصیت‌پردازی داوری کردند. بر اساس رای هیات داوران سیزدهمین دور جشنواره داستان کوتاه «اوسانه» زهره حسینی، با داستان کوتاه «آنچه در روستا ماند» در جایگاه نخست این دوره قرار گرفت. در ادامه آمده است که سارا کامگار با داستان کوتاه «کفش‌های بانمک» مقام دوم و علی‌آقا فیاض، با داستان کوتاه «تخت بدون نام» مقام سوم این جشنواره را کسب کرده است. هیات داوران این جشنواره، داستان کوتاه «لندی موش» به قلم محمدضیا جویا و داستان کوتاه «دل‌زده» به قلم آسیه دانشیار را لایق تقدیر شناختند. قابل ذکر است که خانه‌ داستان بلخ در سال ۱۳۸۷ خورشیدی با همکاری جمعی از فرهنگیان و داستان‌نویسان تاسیس شده و هر سال جشنواره «اوسانه» را برای شناسایی و تشویق استعدادهای برتر در حوزه داستان‌نویسی برگزار می‌کند. در حالی دو زن نویسنده، برنده این جایزه می‌شود که حکومت فعلی پس از تسلط مجدد بر افغانستان، آموزش زنان در مقاطع بالاتر از صنف ششم مکتب، دانشگاه‌ و حتا بخش‌های صحی را منع کرده‌اند. همچنین سازمان ملل متحد بارها هشدار داده است که ممنوعیت آموزش زنان و دختران در بلندمدت سلامت جامعه را با خطر مواجه می‌کند، زمینه‌ی افزایش ازدواج‌های اجباری و زیرسن و رشد افراطیت را فراهم می‌سازد.

ادامه مطلب


2 هفته قبل - 100 بازدید

رسانه‌های بین‌المللی گزارش داده‌اند که بازیکنان تیم ملی کریکت زنان افغانستان در تبعید، خواستار به‌رسمیت شناسی از سوی شورای بین‌المللی کریکت (ICC) شده است. رسانه ای‌بی‌سی نیوز با نشر گزارشی نوشته است که این درخواست به تازگی از سوی اعضای تیم‌ ملی زنان کریکت افغانستان مطرح شده است. بازیکانان تیم ملی کریکت زنان افغانستان از شورای بین‌المللی کریکت خواسته‌اند که از الگوی فدراسیون بین‌المللی فوتبال ‌(فیفا) پیروی کرده و آن‌ها را به‌عنوان یک تیم ملی رسمی به رسمیت بشناسد. در گزارش ای‌بی‌سی نیوز آمده است که این درخواست پس از آن مطرح شده است که چندی پیش فیفا اعلام کرد که بازیکنان تیم فوتبال زنان افغانستان در تبعید را به رسمیت شناخته و این تیم‌ می‌تواند به نمایندگی از افغانستان به رقابت‌های بین‌المللی شرکت کنند. باید گفت که در داخل افغانستان، زنان و دختران از فعالیت‌های ورزشی محروم هستند. پس از بازگشت حکومت فعلی به قدرت، محدودیت‌های گسترده‌ای بر حضور زنان در عرصه‌های عمومی، از جمله ورزش، اعمال شده است. بر اساس گزارش‌های نهادهای بین‌المللی، زنان در افغانستان اجازه حضور در باشگاه‌ها، رقابت‌های ورزشی و تمرینات رسمی را ندارند. این محدودیت‌ها باعث شده است که بسیاری از ورزشکاران زن فعالیت خود را متوقف کنند یا برای ادامه آن، کشور را ترک کنند. بسیاری از ورزشکاران زن که عضویت تیم‌های ملی کشور را داشتند به کشورهای دیگر پناهنده شده‌اند. بازیکنان تیم ملی کریکت زنان افغانستان در تبعید در ماه‌های اخیر در اردوهای تمرینی شرکت کرده‌اند و قرار است در آستانه نشست شورای جهانی کریکت در شهر ادینبرو اسکاتلند نیز حضور داشته باشند. تا اکنون شورای جهانی کریکت به این درخواست اعضای تیم ملی کریکت زنان افغانستان پاسخی نداده است.

ادامه مطلب


3 هفته قبل - 86 بازدید

اختلالات هورمونی در زنان یکی از چالش‌های مهم سلامتی است که می‌تواند تأثیر گسترده‌ای بر خلق‌وخو، وزن، باروری، خواب و حتی زیبایی پوست و مو داشته باشد. از سندرم تخمدان پلی‌کیستیک (PCOS) گرفته تا اختلالات تیروئیدی و یائسگی زودرس، همگی ریشه در عدم تعادل ترشح هورمون‌ها دارند. آنچه در سال‌های اخیر بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته، رویکرد تغذیه‌ای و رفتاری در درمان این اختلالات است؛ یعنی کمک به بازگرداندن نظم طبیعی بدن، بدون وابستگی مفرط به داروهای هورمونی. در گذشته، درمان اختلالات هورمونی عمدتاً بر پایه مصرف داروهای تنظیم‌کننده مانند قرص‌های ضدبارداری یا هورمون‌تراپی بود. هرچند این روش‌ها در بسیاری از موارد مؤثر هستند، اما استفاده طولانی‌مدت از آن‌ها می‌تواند با عوارضی مانند افزایش وزن، نوسانات خلقی و مشکلات کبدی همراه باشد. امروزه پزشکان و متخصصان تغذیه به درمان‌های ترکیبی و شخصی‌سازی‌شده توجه بیشتری دارند؛ یعنی استفاده هم‌زمان از تغییرات سبک زندگی، رژیم غذایی متعادل و تکنیک‌های مدیریت استرس برای بازگرداندن تعادل در عملکرد غدد و هورمون‌ها. تغذیه سالم یکی از مهم‌ترین پایه‌های تنظیم هورمون‌ها به شمار می‌رود. بدن انسان شبکه‌ای هوشمند است که با دریافت مواد غذایی مختلف، تنظیمات شیمیایی خود را تغییر می‌دهد. مواد مغذی نه تنها سوخت سلول‌ها هستند، بلکه پیام‌رسان‌های هورمونی را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهند. مصرف زیاد شیرینی، نان سفید و مواد غذایی فرآوری‌شده باعث افزایش ناگهانی انسولین و در نتیجه برهم خوردن تعادل میان استروژن و تستوسترون می‌شود. در مقابل، رژیم‌های دارای شاخص گلیسمی پایین مانند جو دوسر، نان سبوس‌دار و میوه‌های کم‌قند می‌توانند به ثبات هورمونی کمک کنند. چربی‌های سالم نیز نقش مهمی در تولید هورمون‌های جنسی دارند. روغن زیتون، آووکادو، ماهی‌های چرب و مغزها از منابع مهم چربی‌های مفید محسوب می‌شوند و کمبود آن‌ها ممکن است چرخه قاعدگی را مختل کرده و سطح کورتیزول، یا همان هورمون استرس، را افزایش دهد. همچنین مواد معدنی مانند منیزیم، روی و سلنیوم در تنظیم عملکرد تیروئید و تخمدان نقش اساسی دارند و می‌توان آن‌ها را از طریق سبزیجات برگ‌سبز، تخم‌مرغ، جوانه گندم و آجیل دریافت کرد. تنظیم وعده‌های غذایی و رعایت ساعت مشخص برای غذا خوردن نیز اهمیت زیادی دارد. حذف وعده صبحانه یا بی‌نظمی در تغذیه می‌تواند ریتم طبیعی ترشح هورمون‌ها را مختل کند، زیرا بدن دارای ساعت زیستی مشخصی است که با نظم غذایی ارتباط مستقیم دارد. در کنار تغذیه، عوامل رفتاری و روانی نیز تأثیر عمیقی بر سلامت هورمونی دارند. استرس و فشارهای روانی باعث افزایش ترشح کورتیزول می‌شوند؛ هورمونی که می‌تواند عملکرد سایر هورمون‌ها از جمله استروژن و پروژسترون را مختل کند. به همین دلیل، تکنیک‌هایی مانند مدیتیشن، تنفس عمیق، یوگا و پیاده‌روی روزانه از راهکارهای مؤثر برای کاهش استرس و ایجاد تعادل در بدن شناخته می‌شوند. خواب منظم نیز یکی از ارکان مهم سلامت هورمونی است. کمبود خواب باعث افزایش هورمون گرلین، که محرک اشتها است، و کاهش لپتین، که احساس سیری را ایجاد می‌کند، می‌شود. در نتیجه احتمال افزایش وزن و تشدید اختلالات هورمونی بالا می‌رود. متخصصان توصیه می‌کنند زنان حداقل هفت تا هشت ساعت خواب شبانه منظم داشته باشند. فعالیت بدنی متعادل نیز می‌تواند به تنظیم هورمون‌ها کمک کند. ورزش‌هایی مانند پیاده‌روی، شنا و تمرینات ملایم قدرتی باعث بهبود عملکرد انسولین و هورمون‌های رشد می‌شوند، در حالی که تمرینات بسیار سنگین ممکن است نتیجه معکوس داشته و سطح کورتیزول را افزایش دهند. پژوهش‌های جدید نشان داده‌اند که ترکیب تغذیه سالم، خواب کافی، مدیریت استرس و فعالیت بدنی در کنار درمان‌های دارویی سبک، نتایج بسیار مؤثرتری نسبت به مصرف دارو به تنهایی دارد. حتی در اختلالات مزمنی مانند PCOS، بسیاری از زنان با اصلاح سبک زندگی توانسته‌اند تخمک‌گذاری طبیعی خود را بازیابند. امروزه در درمان‌های نوین از فناوری‌هایی مانند آزمایش‌های دقیق هورمونی، تست‌های بزاقی و بررسی‌های ژنتیکی استفاده می‌شود تا برای هر فرد برنامه‌ای کاملاً شخصی و متناسب با شرایط جسمی و سبک زندگی او طراحی گردد. این رویکردها به جای سرکوب موقت علائم، تلاش می‌کنند تعادل طبیعی بدن را بازگردانند؛ تعادلی که پایه سلامت پایدار و کیفیت بهتر زندگی است. در نهایت، پرهیز از غذاهای صنعتی و پرقند، مصرف چربی‌های مفید و پروتئین‌های طبیعی، خواب کافی، مدیریت استرس و مراجعه به متخصص غدد یا متخصص تغذیه، از مهم‌ترین راهکارهای حفظ سلامت هورمونی و پیشگیری از تشدید این اختلالات به شمار می‌روند.  نویسنده: داکتر معصومه پارسا

ادامه مطلب


3 هفته قبل - 105 بازدید

نهاد فرانکو لویی اعلام کرده است که شمیم فروتن، شاعر و نویسنده اهل افغانستان، موفق به دریافت جایزه ادبی از هفدهمین دوره جشنواره ادبی بین‌المللی نهاد «فرانکو لویی» در ایتالیا شده است. این نهاد امروز (یک‌شنبه، ۲۰ ثور) با نشر اعلامیه‌ای گفته است که این جشنواره هر سال در شهر «گروتامار» ایتالیا برگزار می‌شود، شاعران و نویسندگان از کشورهای مختلف در آن شرکت می‌کنند. در اعلامیه تاکید شده است که هدف از برگزاری این جشنواره، معرفی آثار برجسته در حوزه شعر و ادبیات معاصر میان کشورهای مختلف است. در اعلامیه آمده است که آثار ارسالی توسط هیأت داوران بین‌المللی در بخش‌های مختلف بررسی شده و شمیم فروتن، شاعر جوان از افغانستان موفق به دریافت جایزه ادبی شده است. جشنواره ادبی «فرانکو لویی» در سال‌های اخیر به‌عنوان یکی از بسترهای مهم برای تبادل فرهنگی و معرفی استعدادهای ادبی در سطح بین‌المللی شناخته شده است. قابل ذکر است که شمیم فروتن پیش از این خبرنگار روزنامه راه مدنیت و ۸صبح بود و پس از تسلط حکومت سرپرست به افغانستان به ایتالیا پناهنده شد. در حالی شمیم فروتن موفق به دریافت جایزه ادبی می‌شود که حکومت سرپرست پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


3 هفته قبل - 77 بازدید

رسانه‌های بریتانیایی گزارش داده‌اند که شهیره کریمی، رابعه نسیمی و پیمانه اسد سه زن اهل افغانستان و شهروند بریتانیا و از اعضای حزب کارگر این کشور در انتخابات شورای محلی بریتانیا پیروز شدند. در گزارش‌ها آمده است که انتخابات شوراهای محلی لندن روز (پنج‌شنبه و جمعه ۱۷ و ۱۸ ثور) برگزار شده بود. پیمانه اسد، زن افغانستانی- بریتانیایی از پیروزی در انتخاب شوراهای محلی لندن ابراز خرسندی کرده است. وی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است: «سخت‌ترین انتخابات زندگی‌ام بود. اما موفق شدم. برای سومین دوره، باردیگر به‌عنوان نماینده ناحیه «راکست» انتخاب شدم.» او در ادامه تاکید کرد: «این پیام برای کسانی‌ست که از من نفرت داشتند؛ همان‌هایی که به مردم می‌گفتند من مسلمان واقعی نیستم، مرا صهیونیست می‌خواندند، چون پدرم یک افغان پشتو زبانِ اهل جنوب است. مرا طالب خطاب می‌کردند و برای خاموش کردنم به خاطر صحبت درباره سیاست خارجی مرا تهدید به مرگ می‌کردند.» همچنین شهیره کریمی، دیگر زن افغانستانی- بریتانیایی و نامزد حزب کارگر، در ناحیه «پیت‌شنگر» به‌عنوان عضو شورای شهر «ایلینگ» انتخاب شده است. رابعه نسیمی، دیگر زن افغانستانی- بریتانیایی در انتخابات شورای محلی غرب لندن با کسب بیش از ۱۲۰۰ رأی به‌عنوان یکی از سه نامزد برنده اعلام شد. او در حساب کاربری ایکس خود نوشته است: «بسیار مفتخرم که به‌عنوان عضو شورای حزب کارگر برای شرق اکنون، در کنار استیفن دانلی و هیتش تیلور، انتخاب شدم. این کارزار طولانی و دشوار بود و من صمیمانه از همه کسانی که به من اعتماد کردند و رأی دادند، سپاسگزارم.» رابعه نسیمی در سال ۱۹۹۹ زمانی که پنج ساله بود، همراه با خانواده‌اش افغانستان را ترک و به بریتانیا مهاجر شده بودند. این زنان در حالی در کشور میزبان در این انتخابات به پیروزی می‌رسند که زنان و دختران در افغانستان از ابتدایی‌ترین حقوق انسانی شان منع شده‌اند. افغانستان تنها کشوری در جهان است که دختران نمی‌توانند بالاتر از صنف ششم به مکتب بروند.

ادامه مطلب


3 هفته قبل - 103 بازدید

وزارت صحت عامه‌ی حکومت سرپرست در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که ۱۱ هزار و ۲۶۰ تن در سراسر کشور به بیماری تالاسمی مبتلا هستند و از این میان ۵ هزار و ۱۳۷ تن مرد و ۶ هزار و ۱۳۲ تن آنان زنان هستند. اين وزارت امروز (شنبه، ۱۹ ثور) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود به مناسبت روز جهانی بیماری تالاسمی این آمار را منتشر کرده است. در ادامه آمده است که در حال حاضر، بیش از یک هزار و ۵۰۰ بیمار تالاسمی در کابل ثبت شده‌ است. نیازگل نیازمند، آمر بانک ملی خون وزارت صحت عامه‌ تاکید کرده است که از این تعداد افراد مبتلا به بیماری تالاسمی، ۷۹۸ تن مرد و ۷۱۹ تن‌شان زن هستند. در اعلامیه آمده است که برای تداوی بهتر بیماران مبتلا به تالاسمی، مراکز ویژه‌ای در کشور ایجاد شده که هم‌اکنون صدها بیمار در این مراکز درمان می‌شوند. همچنین وزارت صحت اعامه از نهادهای بین‌المللی و تاجران خواسته‌اند که برای جلوگیری از گسترش بیماری تالاسمی در کشور با این گروه همکاری کنند. قابل ذکر است که تالاسمی یک بیماری خونی ارثی و جنتیکی است که در آن بدن شخص هموگلوبین کافی یا سالم تولید نمی‌کند. این اختلال باعث کاهش کرویات سرخ خون، کم‌خونی شدید و اختلال در انتقال اکسیجن می‌شود. نشانه‌های این بیماری، خستگی، ضعف، رنگ‌پریدگی، زردی پوست، تغییرات استخوانی و بزرگی طحال می‌باشد.

ادامه مطلب


3 هفته قبل - 88 بازدید

رابعه نسیمی، زن افغانستانی-بریتانیایی، به عنوان نماینده حزب کارگر بریتانیا در انتخابات شوراهای شهر در غرب لندن، با کسب بیشترین رأی برنده انتخابات شده است. در گزارش آمده است که خانم نسیمی از حوزه «ایست اکتون» نامزد حزب کارگر برای انتخابات شوراهای شهر شده بود و توانست با کسب هزار و ۲۰۷ رأی برنده شود. براساس اطلاعات موجود، رابعه نسیمی در سال ۱۹۹۹ میلادی، همراه با خانواده‌اش به بریتانیا مهاجرت کرد و در شهر لندن ساکن شد. او به‌عنوان یک فعال حقوق‌بشر و مهاجرت شناخته می‌شود و از دانشگاه کمبریج انگلستان، سند دکترا دارد. انتخابات محلی شوراهای شهر بریتانیا هفته‌ی گذشته در سراسر این کشور برگزار شد و در این انتخابات حزب کارگر در لندن توانسته است که اکثریت کرسی‌ها را به دست آورد، اما در بسیاری از حوزه‌های دیگر شکست خورده است. حزب «اصلاحات بریتانیا» به رهبری نایجل فاراژ در این انتخابات توانسته است پیروزی چشم‌گیر کسب کند و در اکثر حوزه‌های انتخاباتی پیروز شود. کی‌یر استارمر، نخست‌وزیر بریتانیا شکست حزبش در انتخابات را پذیرفته و گفته است که این نتایج برای حزب کارگر دشوار است. براساس گزارش‌ رسانه‌ها، انتخابات هفته‌ی گذشته، بزرگترین انتخابات بریتانیا پس از انتخابات سراسری سال ۲۰۲۴ میلادی بود که در آن حزب کارگر به رهبری کی‌یر استارمر پیروز شد. در حالی رابعه نسیمی برنده انتخابات لندن می‌شود که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


3 هفته قبل - 135 بازدید

منابع محلی از ولایت ولایت بدخشان می‌گویند که لیلما، همسر سلام مفتون، آوازخوان محلی، توسط تفنگ‌داران ناشناس در این ولایت تیرباران شده است. دست‌کم دو منبع به رسانه گوهرشاد گفته‌اند که این رویداد حوالی ساعت ۸:۳۰ صبح امروز (پنج‌شنبه، ۱۷ ثور) در روستای صیاد از مربوطات ولسوالی اشکاشم ولایت بدخشان رخ داده است. منبع در ادامه تاکید کرده است که لیلما همسر سلام مفتون هنگام رفتن به کارگاه خیاطی‌اش، با سلاح شکاری توسط افراد ناشناس زخمی شده و در مسیر شفاخانه جان باخته است. همچنین احسان‌الله کامگار، سخنگوی فرماندهی پولیس بدخشان، این رویداد را تایید کرده و گفته است که تحقیقات در این زمینه جریان دارد. همچنین منابع گفته‌اند که لیلما پیرو مذهب اسماعیلیه بوده است. مسوولان صحی کلینیک اشکاشم مرگ او را تایید کرده‌اند اما تا کنون هیچ فرد یا گروهی مسوولیت این حمله را نپذیرفته و هدف این حمله همچنان روشن نیست. این رویداد در حالی صورت می‌گیرد که ‏ناامنی‌ها، قتل‌های هدفمند، دزدی‌های مسلحانه و ناپدید شدن افراد در روزهای اخیر، در شماری از ولایت‌های افغانستان افزایش یافته است. روز گذشته یک دختر ۱۲ ساله در ولسوالی راغستان به قتل رسید و چندی پیش نیز بدریه جلالی، زن بدخشانی در کابل ترور شده بود. قابل ذکر است که از زمان تسلط دوباره‌ی حکومت سرپرست بر افغانستان، موارد متعددی از قتل زنان به‌دست اعضای خانواده‌های‌شان از ولایت‌های مختلف کشور گزارش شده است. بیماری‌های روانی، خصومت شخصی، ازدواج‌های اجباری، خشونت خانوادگی و فشار‎های روحی ناشی از فقر و بیکاری عوامل اصلی این قتل‌ها بیان شده است. همچنین با تسلط حکومت سرپرست بر افغانستان اکثریت نهادهای حامی حقوق زنان متوقف شده است. زنان در افغانستان چون گذشته با مراجعه به نهادهای عدلی و قضایی، دیگر نمی‌توانند برای خشونت‌های وارده‌ی شان شکایت کنند و این‌گونه خشونت‌‌ها پایدار باقی مانده و افزایش پیدا می‌کند.

ادامه مطلب


3 هفته قبل - 69 بازدید

سفارت بریتانیا برای افغانستان در تازه‌ترین مورد از حکومت سرپرست خواسته است که ممنوعیت تحصیل زنان در رشته‌های طبی را لغو کنند. این سفارت با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود به مناسبت روز جهانی قابله‌ها نوشته است که از تلاش و فعالیت قابله‌ها در افغانستان حمایت می‌کند. همچنین سفارت بریتانیا ضمن تاکید بر اهمیت شغل قابلگی، تاکید کرده است که کار این قشر برای همه مردم افغانستان حیاتی است. یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل در گزارشی گفته است که تا سال ۲۰۳۰ میلادی ممکن است حدود ۲۰ هزار معلم زن و پنج هزار و ۴۰۰ کارمند زن بخش صحت از دست بروند. در این گزارش آمده است که کاهش شمار کارمندان زن در بخش صحی می‌تواند دسترسی زنان به خدمات درمانی، به‌ویژه در بخش صحت مادر و کودک را محدود کند. باید گفت که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب