برچسب: رسانه گوهرشاد

8 ساعت قبل - 19 بازدید

دوستان مریم نیز دیگر مانند گذشته در تماس نبودند. بعضی درگیر کارهای خانه شده بودند، برخی مجبور به کار شده بودند و درباره سرنوشت بعضی دیگر نیز خانواده‌هایشان تصمیم گرفته بودند. یک روز یکی از دوستان نزدیکش تلفن کرد و گفت: «دیگر نمی‌توانم درس بخوانم. پدرم می‌گوید مکتب که نیست، باید در خانه باشم.» مریم پرسید: «تو چه می‌خواهی؟» دوستش چند لحظه سکوت کرد و گفت: «من هم می‌خواهم درس بخوانم، اما خواستن من کافی نیست.» این جمله برای مریم بسیار سنگین بود. آن شب وقتی به اتاقش رفت، کتاب علومش را باز کرد، اما نتوانست مطالعه کند. کتاب را بست و به دیوار خیره شد. برای نخستین بار به این فکر کرد که شاید مشکل فقط بسته‌شدن یک دروازه نیست؛ شاید چیزی که از دختران گرفته می‌شود، سال‌های زندگی و فرصت ساختن آینده آنان است. با این حال، مریم تصمیم گرفت کاملاً منتظر نماند. از طریق یکی از دوستانش درباره کلاس‌های آنلاین شنید و با وجود اینترنت ضعیف و هزینه‌هایی که خانواده به سختی می‌توانستند پرداخت کنند، شروع به یادگیری از طریق اینترنت کرد. تلفن هوشمندی که در خانه داشتند قدیمی بود و گاهی برنامه‌های آموزشی روی آن به‌درستی باز نمی‌شد. اینترنت نیز همیشه قابل اعتماد نبود. بعضی شب‌ها مریم ساعت‌ها منتظر می‌ماند تا بتواند وارد کلاس شود و درست زمانی که معلم تدریس را آغاز می‌کرد، ارتباط قطع می‌شد. او دوباره تلاش می‌کرد، اما گاهی تا پایان درس نمی‌توانست برگردد. با این حال، دفترش را کنار خود می‌گذاشت و هرچه می‌توانست یادداشت می‌کرد. برای یادگیری زبان انگلیسی نیز دفتر جداگانه‌ای داشت و هر روز چند واژه جدید می‌نوشت. در صفحه نخست دفترش نوشته بود: «من هنوز دانش‌آموز هستم.» این جمله را برای خودش نوشته بود تا هر روز فراموش نکند که بسته‌شدن دروازه مکتب نباید باعث شود خودش را از دنیای آموزش کنار بگذارد. اما ادامه این مسیر آسان نبود. هزینه اینترنت برای خانواده سنگین بود و گاهی مریم مجبور می‌شد چند روز از کلاس‌هایش دور بماند. یک بار چند هفته نتوانست به درس‌های آنلاین دسترسی پیدا کند و وقتی دوباره برگشت، بسیاری از مطالب را از دست داده بود. احساس می‌کرد از هم‌سن‌وسالانش عقب مانده است. دوستانی که زمانی در کنار او در یک صنف می‌نشستند، حالا هر کدام در مسیر متفاوتی قرار گرفته بودند. بعضی دیگر علاقه‌ای به درس نداشتند، چون آن‌قدر از مکتب دور مانده بودند که امیدشان کم‌رنگ شده بود. مریم نیز روزهایی داشت که می‌خواست کتاب‌ها را ببندد و دیگر به آینده فکر نکند. گاهی با خودش می‌گفت: «وقتی معلوم نیست چه زمانی دوباره می‌توانم درس بخوانم، چرا این‌قدر تلاش کنم؟» اما هر بار که این فکر به سراغش می‌آمد، به یاد پدرش می‌افتاد که سال‌ها گفته بود: «اگر چیزی یاد بگیری، هیچ‌کس نمی‌تواند آن را از تو بگیرد.» همین جمله دوباره او را پای کتاب می‌نشاند. دو سال از زمانی که مریم آخرین بار وارد مکتب شده بود، گذشت. در این دو سال، او از یک دختر مکتب‌رو به دختری تبدیل شده بود که بیشتر وقتش را در خانه می‌گذراند. بعضی روزها خودش را در آینه نگاه می‌کرد و باورش نمی‌شد همان دختری است که زمانی هر صبح با شوق لباس مکتب می‌پوشید. دیگر لباس مکتب برایش اندازه نبود. یک روز آن را از کمد بیرون آورد و روی تخت پهن کرد. مادرش وارد اتاق شد و وقتی لباس را دید، چیزی نگفت. مریم به لباس نگاه کرد و گفت: «مادر، ببین چقدر برایم کوچک شده.» مادر لبخند غمگینی زد و جواب داد: «دخترم، تو بزرگ شدی.» مریم گفت: «من فقط بزرگ نشدم، مادر. دو سال هم از درس‌هایم عقب ماندم.» مادر کنارش نشست و دستش را گرفت. مریم سرش را روی شانه مادر گذاشت و برای نخستین بار بعد از مدت‌ها گریه کرد و گفت: «من نمی‌خواهم تمام آینده‌ام در همین اتاق خلاصه شود.» مادر آرام جواب داد: «من هم نمی‌خواهم.» بعد از آن روز، مریم بیشتر تلاش کرد. درس‌های قبلی را مرور کرد، کتاب‌هایی را که در خانه داشت خواند و از دوستانش جزوه‌های قدیمی گرفت. گاهی برای خودش امتحان می‌گرفت و پاسخ‌ها را در دفتر می‌نوشت. اگر چیزی را نمی‌فهمید، ساعت‌ها در منابع آموزشی جست‌وجو می‌کرد. او دیگر فقط برای این درس نمی‌خواند که روزی دوباره مکتب باز شود؛ برای این درس می‌خواند که خودش را از دست ندهد. در خانواده نیز همه می‌دانستند مریم نمی‌خواهد آموزش را کنار بگذارد. پدرش با وجود مشکلات اقتصادی، تا جایی که می‌توانست هزینه اینترنت و کتاب‌های مورد نیازش را فراهم می‌کرد. یک شب که پدر خسته از کار برگشته بود، مریم درباره آینده‌اش با او صحبت کرد و گفت: «پدر، اگر روزی مکتب باز شود، من می‌روم. اگر دانشگاه هم باز باشد، می‌خواهم ادامه بدهم.» پدر چند لحظه به او نگاه کرد و گفت: «تو فقط درس بخوان. تا وقتی من توان داشته باشم، نمی‌گذارم آرزویت را فراموش کنی.» مریم چیزی نگفت، اما همان شب احساس کرد هنوز کسی در کنار او ایستاده است. با این همه، چیزی که بیش از همه مریم را آزار می‌داد، ترس از فراموش‌شدن بود. او می‌ترسید جامعه روزی به این وضعیت عادت کند؛ به این‌که دختران در خانه باشند، به این‌که صدای زنگ مکتب برای آنان فقط خاطره شود و به این‌که کودکی که روزی آرزوی داکتر، مهندس یا معلم‌شدن داشت، آرام‌آرام از رؤیایش دست بکشد. از خودش می‌پرسید اگر چند سال دیگر بگذرد، آیا هنوز می‌توانم به دانشگاه فکر کنم؟ آیا هنوز می‌توانم خودم را دانش‌آموز بدانم؟ آیا کتاب‌هایی که امروز می‌خوانم، روزی به کارم خواهند آمد؟ پاسخ این سؤال‌ها را نمی‌دانست، اما یک چیز را می‌دانست؛ اگر خودش نیز تسلیم شود، دیگر چیزی برایش باقی نمی‌ماند. به همین دلیل، هر شب چراغ کوچک اتاقش را روشن می‌کرد و کتابش را باز می‌گذاشت. گاهی فقط چند صفحه می‌خواند و گاهی چند ساعت، اما تلاش می‌کرد هر شب چیزی یاد بگیرد. یک شب، مریم کنار پنجره نشسته بود و به کوچه نگاه می‌کرد. چند دختر کوچک از کنار خانه عبور کردند. یکی از آن‌ها کیف مکتب بر دوش داشت و با عجله دست مادرش را می‌کشید. مریم مدت زیادی به آن‌ها نگاه کرد. صدای خنده دوستانش، زنگ مکتب، صدای معلم و حتی نیمکت چوبی صنف را به یاد آورد. برای لحظه‌ای همه آن روزها دوباره زنده شدند؛ روزهایی که هنوز نمی‌دانست رفتن به مکتب می‌تواند روزی به یک آرزوی دور تبدیل شود. سپس به اتاق برگشت. روی میز، همان دفتر انگلیسی قرار داشت؛ دفتری که مدت‌ها پیش در صفحه نخست آن نوشته بود: «من هنوز دانش‌آموز هستم.» مریم قلم را برداشت و زیر آن جمله نوشت: «و خواهم ماند.» شاید مریم نمی‌داند چه زمانی دوباره اجازه خواهد داشت وارد صنف شود، چه زمانی می‌تواند امتحان بدهد و چه زمانی رؤیای داکترشدن از یک آرزو به یک برنامه واقعی تبدیل خواهد شد. شاید حتی نداند چند سال دیگر باید منتظر بماند. اما هر بار که کتابی را باز می‌کند، به خودش یادآوری می‌کند که زندگی‌اش نباید فقط با تصمیم‌هایی که دیگران درباره‌اش می‌گیرند تعریف شود. او هنوز همان دختر نوجوانی است که روزی با شوق از خانه بیرون می‌شد و می‌گفت می‌خواهد داکتر شود؛ با این تفاوت که حالا دو سال از آن روزها گذشته و در این دو سال، مریم فهمیده است که محرومیت تنها گرفتن یک فرصت نیست؛ گاهی وادارکردن یک انسان به جنگیدن برای چیزی است که پیش از آن، ساده‌ترین حق زندگی‌اش به شمار می‌رفت. حالا هر شب چراغ کوچک اتاقش را روشن می‌کند، کتابش را باز می‌گذارد و درس می‌خواند؛ نه به این دلیل که مطمئن است فردا دروازه مکتب باز خواهد شد، بلکه به این دلیل که نمی‌خواهد روزی که آن دروازه باز شد، خودش دیگر همان دختر مشتاق یادگیری نباشد. برای مریم، هر صفحه‌ای که می‌خواند، یک قدم کوچک به سوی آینده‌ای است که هنوز نمی‌بیند، اما حاضر نیست از آن دست بکشد؛ آینده‌ای که در آن دوباره کیفش را بر دوش می‌اندازد، از خانه بیرون می‌شود و از دروازه یک مکتب یا دانشگاه عبور می‌کند. روزی که دیگر مجبور نباشد از خودش بپرسد چرا اجازه درس‌خواندن ندارد و بتواند از خودش بپرسد: «حالا برای رسیدن به رؤیایم چقدر باید تلاش کنم؟» شاید تمام امید مریم همین باشد؛ این‌که روزی دوباره انتخاب آینده به دست خودش باشد. بخش اول روایت... نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


1 روز قبل - 106 بازدید

صندوق نجات کودکان (Save the Children) در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که در سال ۲۰۲۶ میلادی حدود ۳.۷ میلیون کودک زیر پنج سال در افغانستان با سوءتغذیه حاد روبه‌رو هستند. این نهاد امروز (پنج‌شنبه، ۲۲ اسد) با نشر اعلامیه‌ای گفته است که در چهار سال گذشته، میزان سوءتغذیه حاد در میان کودکان زیر پنج سال ۱۴ درصد افزایش یافته است. سازمان نجات کودکان در ادامه تاکید کرده است که یک کودک از هر ۱۰ کودک زیر پنج سال در افغانستان با سوءتغذیه حاد روبه‌رو است. در اعلامیه آمده است که کاهش کمک‌های بشردوستانه، دسترسی میلیون‌ها تن به خدمات صحی را محدود کرده است. صندوق نجات کودکان در ادامه افزوده است که نزدیک به ۶۰۰ مرکز صحی نیز به دلیل کمبود بودجه تعطیل یا فعالیت‌شان متوقف شده است که در نتیجه آن، حدود چهار میلیون تن تحت تأثیر قرار گرفته‌اند. صندوق نجات کودکان می‌گوید پس از کاهش کمک‌ها، با استفاده از بودجه‌های کوتاه‌مدت توانسته است ۱۴ مرکز صحی خود را باز نگه دارد؛ اما آینده این مراکز و سایر خدمات صحی همچنان با خطر روبه‌رو است. همچنین یک ارزیابی تازه از سوی نهاد «ریچ» به پشتیبانی سازمان ملل متحد انجام شده، نشان می‌دهد که سوءتغذیه در ۵۳ درصد مناطق افغانستان در حال افزایش است و در ۴۴ درصد از این مناطق، شمار مبتلایان در سه ماه گذشته دو برابر شده است.

ادامه مطلب


1 روز قبل - 69 بازدید

منابع محلی از ولایت ارزگان می‌گویند یک مورد مثبت فلج اطفال (پولیو) در شهر ترینکوت، مرکز این ولایت ثبت شده است. دست‌کم دو منبع از ریاست صحت عامه ازرگان امروز (پنج‌شنبه، ۲۲ اسد) گفته‌اند که یک دختر دوساله به فلج اطفال مبتلا شده است. در ادامه آمده است که این دختر باشنده‌ی منطقه‌ی «سرخوم» از مربوطات شهر ترینکوت، مرکز ولایت ارزگان است. این در حالی است که سازمان جهانی صحت هفته‌ی گذشته اعلام کرد که افغانستان با ثبت ۱۵ مورد مثبت پولیو در سال جاری میلادی، بالاترین رقم مبتلایان تازه به فلج اطفال در سطح جهان را دارد. در حال حاضر افغانستان و پاکستان تنها کشورهای جهان اند که ‏بیماری پولیو در آن‌ها ریشه‌کن نشده است‎.‎ براساس آمار سازمان جهانی صحت، از آغاز سال ۲۰۲۶ میلادی تا اکنون سه ‏مورد ابتلا و ۱۰۸ نمونه‌ی محیطی پولیو در پاکستان شناسایی شده است‎.‎ در سال گذشته‌ی میلادی ۲۱ مورد انسانی و ۹۴ مورد محیطی پولیو در ‏افغانستان ثبت شده بود‎.‎ در سال گذشته در پاکستان نیز ۳۱ مورد انسانی و ۶۵۱ مورد محیطی ‏شناسایی شده بود.‏

ادامه مطلب


1 روز قبل - 93 بازدید

صوفیا محمدزی، خبرنگار پیشین رادیو «سلام‌ وطندار» پس از سال‌ها مبارزه با بیماری سرطان، در یکی از شفاخانه‌های کابل درگذشت. رادیو سلام‌ وطندار با نشر گزارشی گفته است که خانم محمدزی روز چهارشنبه (۲۱ اسد) پس از سال‌ها درد و تحمل رنج درگذشته است. در ادامه آمده است که صوفیا چند سال در رادیو سلام‌ وطندار به‌عنوان خبرنگار، گوینده و تهیه‌کننده فعالیت داشت و با شماری دیگر از رسانه‌ها نیز همکاری می‌کرد. سلام‌ وطندار از صوفیا محمدزی به عنوان «خبرنگار پرتلاش، متعهد و مسوولیت‌پذیر» یاد نموده است. در گزارش این رسانه به نقل از نزدیکانش آمده است که صوفیا پس از سال‌ها کار رسانه‌ای، درگیر بیماری سرطان شد و دوستانش برای تأمین هزینه‌ی درمان او کارزار آنلاین جمع‌آوری کمک راه‌اندازی کرده بودند. سازمان گزارشگران بدون مرز می‌گوید پس از وضع محدودیت‌های شدید بر کار زنان در عرصه‌ی روزنامه‌نگاری و رسانه، حدود ۸۰ درصد زنان کار خود را از دست داده‌اند.

ادامه مطلب


2 روز قبل - 56 بازدید

بخش زنان سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که محدودشدن زنان به زندگی در چهاردیواری خانه در افغانستان، پیامدهای ویران‌گری را بر سلامت روان آن‌ها به هم‌راه داشته است. این نهاد امروز (چهارشنبه، ۲۱ اسد) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که اکنون هفت زن از هر ۱۰ زن در افغانستان وضعیت سلامت روان خود را «بد» یا «بسیار بد» توصیف کرده‌اند. بخش زنان ملل متحد در ادامه تاکید کرده است که محدودشدن فرصت‌ها و فعالیت‌های فیزیکی برای زنان و کاهش حمایت‌های عاطفی از آن‌ها، باعث شکل‌گیری بحران سلامت روان در میان زنان و دختران شده است. در گزارش آمده است که به دلیل محدودیت‌های رفت‌وآمد و کم‌بود پزشکان و پرستاران زن، دسترسی به خدمات صحی نیز روزبه‌روز برای دختران و زنان دشوار شده است. بخش زنان ملل متحد، با نگرانی از رقم بلند مرگ‌ومیر مادران در افغانستان گفته است که در ۲۰۲۴ میلادی در هر ۱۰۰ هزار تولد زنده، ۶۳۸ مادر جان خود را از دست‌ داده‌اند. این در حالی است که حکومت سرپرست پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. بر بنیاد گزارش‌ها، اگر این ممنوعیت ادامه یابد، تا سال ۲۰۳۰ نزدیک به چهار میلیون دختر ممکن است از آموزش محروم شوند.

ادامه مطلب


2 روز قبل - 56 بازدید

بخش زنان سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که مشارکت زنان در نیروی کار افغانستان به شدت پایین است و تنها هفت درصد آن‌ها شاغل هستند؛ رقمی که در میان مردان به ۸۴ درصد می‌رسد. این نهاد امروز (چهارشنبه، ۲۱ اسد) در گزارشی گفته است که پیش‌بینی می‌شود که تداوم محرومت اجتماعی و اقتصادی زنان از ۲۰۲۴ تا ۲۰۲۶ میلادی در مجموع ۹۲۰ میلیون دالر امریکایی به اقتصاد افغانستان زیان وارد کرده است. در گزارش آمده است که در سال روان میلادی، بیش از ۱۰ میلیون و ۷۰۰ هزار زن و دختر در افغانستان به کمک‌های انسان‌دوستانه نیاز دارند و ناامنی غذایی و کاهش دسترسی به خدماتی که توسط پزشکان زن ارائه می‌شود، بحران کنونی را عمیق‌تر کرده است. بخش زنان ملل متحد در ادامه تاکید کرده است که در حال حاضر کم‌تر از یک زن از هر پنج زن که از ایران و پاکستان بازمی‌گردند، درآمد دارند. در بخشی از گزارش آمده است که محدودیت‌های حکومت سرپرست بر فعالیت زنان در سازمان‌های غیردولتی و کاهش کمک‌های بین‌المللی، ارائه‌ی کمک به زنان و دختران را دشوارتر کرده است. همچنین حکومت سرپرست پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. بر بنیاد گزارش‌ها، اگر این ممنوعیت ادامه یابد، تا سال ۲۰۳۰ نزدیک به چهار میلیون دختر ممکن است از آموزش محروم شوند.

ادامه مطلب


2 روز قبل - 92 بازدید

منابع محلی از ولایت قندهار می‌گویند که یک زن در شهر قندهار با همکاری یک مرد دیگر، شوهرش را با تبر کشته است. دست‌کم دو منبع گفته‌اند که این رویداد شب گذشته (سه‌شنبه، ۲۰ اسد) در منطقه کوبی از مربوطات حوزه هفتم امنیتی شهر قندهار، رخ داده است. منبع در ادامه تاکید کرده است که این زن شوهرش را با تبر از ناحیه سر زده و به قتل رسانده است. همچنین سخنگوی فرماندهی پولیس قندهار این رویداد را تایید کرده و گفت که یک مرد ‏جوان در مرکز این ولایت به ضرب تبر به قتل رسیده است.‏ اسدالله جمشیدی گفته است که این رویداد بامداد امروز (چهارشنبه، ۲۱ ‏اسد) در منطقه‌ی کوبی در حوزه هفتم امنیتی شهر قندهار رخ ‏داده است.‏ او گفته است که در پیوند به این رویداد، همسر مقتول بازداشت شده و اعتراف کرده است که با همکاری فرد دیگری شوهرش را به قتل ‏رسانده است.‏ جمشیدی اضافه کرده است که فرد دیگر فرار کرده است.‏ منابع می‌گویند که مقتول روزخان نام داشته، باشنده‌ی ولسوالی ناوه ‏ولایت هلمند بوده و در ولایت قندهار زندگی می‌کرده است‎.‎ سخنگوی فرمانده پولیس قندهار درباره‌ی انگیزه‌ی قتل ‏چیزی نگفته است.‏

ادامه مطلب


2 روز قبل - 116 بازدید

صندوق جمعیت سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که جوانان در سراسر جهان با وجود زندگی در شرایط متفاوت، خواهان فرصت‌های بیشتری هستند تا بتوانند برای زندگی خود تصمیم بگیرند. این نهاد امروز (چهارشنبه، ۲۱ اسد) با نشر پیامی به مناسبت روز جهانی جوانان، گفته است که جوانان می‌خواهند با داشتن حق انتخاب به آرزوها و هدف‌های‌شان در زندگی دست پیدا کنند. این در حالی است که میلیون‌ها جوان به ویژه دختران و زنان در افغانستان با محدودیت در دسترسی به حقوق اساسی شان روبرو هستند. دختران و زنان در پنج سال گذشته، با محدودیت‌های شدید آموزشی، کاری و مشارکت در زندگی عمومی روبرو شدند و حق انتخاب از آن‌ها سلب شده است. همچنین جوانان افغانستان این روز را در شرایطی گرامی می‌دارند که شماری از آنان پس از سال‌ها تحصیل و کسب مهارت، هنوز نتوانسته‌اند جایگاه مناسبی در جامعه و بازار کار پیدا کنند. شماری از آنان ناگزیر به کارهای شاقه، مشاغل غیرتخصصی یا مهاجرت به کشورهای دیگر شده‌اند. برای جوانان افغانستان، اما مساله تنها یافتن شغل نیست؛ آنان خواهان آموزش، کار شایسته، فرصت برابر و امکان ساختن آینده در کشور خود هستند. همه‌ساله از ۱۲ آگست زیر نام «روز جهانی جوانان» در جهان گرامی‌داشت می‌شود. این روز توسط مجمع عمومی سازمان ملل متحد در ۱۹۹۹ به هدف جلب‌ توجه جهانی به چالش‌ها و حقوق جوانان و برجسته‌سازی نقش آن‌ها در توسعه نام‌گذاری شده است.

ادامه مطلب


2 روز قبل - 130 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد اعلام کرده است که حدود ۶۲۷ هزار نفر از جمله زنان و کودکان در نُه ولسوالی دایکندی از خدمات بهداشتی مبتنی بر مشارکت جامعه بهره‌مند شده‌اند. تاج‌الدین اویواله، رییس یونیسف در افغانستان با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که ارائه‌ی این خدمات به ایجاد جوامع سالم‌تر، به‌ویژه برای کودکان، کمک کرده است. آقای اویواله در ادامه از وزارت امور خارجه‌ی بریتانیا برای حمایت از این برنامه‌ها قدردانی کرده است. افغانستان همچنان با چالش‌های جدی در زمینه‌ی دسترسی به آب سالم و خدمات بهداشتی روبرو است. در بسیاری از منطقه‌های روستایی و دورافتاده، دسترسی محدود به آب پاک، امکانات شست‌وشو و زیرساخت‌های بهداشتی، زندگی خانواده‌ها، به‌ویژه زنان و کودکان، را با مشکلات جدی مواجه کرده است. قابل ذکر است که میزان مرگ‌ومیر مادران در این کشور ۵۲۱ مورد در هر ۱۰۰ هزار تولد زنده است. این در حالی است که نظام بهداشت افغانستان از دهه‌ها به این‌سو با چالش‌های گسترده از جمله کم‌بود مرکزهای درمانی، پزشکان متخصص و دارو روبرو است. در بسیاری از ولایت‌های دوردست این کشور هنوز هم مرکزهای درمانی وجود ندارد.

ادامه مطلب


2 روز قبل - 88 بازدید

مولوی عبدالکبیر، وزیر امور مهاجرین اعلام کرده است که در پنج سال گذشته، حدود هشت میلیون مهاجر افغانستانی از کشورهای همسایه به کشور خود برگشته‌اند. آقای عبدللکبیر گفته است که روند بازگشت مهاجران همچنان ادامه دارد. وزیر امور مهاجرین و عودت‌کنندگان در جریان سفرش به پکتیا از مسلمانان سراسر جهان خواست با افغانستانی‌های نیازمند همکاری و کمک کنند. همچنین عبدالکبیر مدعی شد که افغانستانی‌ها برای «حفظ دین و برپایی نظام اسلامی» مجبور به مهاجرت و پیوستن به «جهاد» شدند. او بازگشت مهاجران را نتیجه تحقق اهدافی خواند که به گفته او، «پایان اشغال» و برپایی نظام اسلامی از جمله آن بوده است. ایران و پاکستان که میزبان بیشترین شمار مهاجران افغان بوده‌اند، در دو سال گذشته روند اخراج افغانستانی‌ها را به‌طور گسترده ادامه داده‌اند. پاکستان پس از افزایش حملات تحریک طالبان پاکستان و بالا گرفتن تنش با افغانستان، برنامه اخراج مهاجران اهل افغانستان را گسترش داد. همچنین ایران نیز شمار زیادی از مهاجران افغانستانی را اخراج کرده است. با این حال، به دلیل مشکلات اقتصادی و کمبود فرصت‌های کاری در افغانستان، شماری از مهاجران پس از بازگشت دوباره راهی ایران شده‌اند. باید گفت که سازمان ملل در اواخر ثور سال جاری اعلام کرد که از سال ۲۰۲۳ میلادی تاکنون نزدیک به شش میلیون نفر به افغانستان بازگشته‌اند. این سازمان پیش‌بینی کرده بود که تا پایان سال جاری میلادی حدود سه میلیون نفر دیگر نیز به افغانستان بازگردند. بازگشت گسترده مهاجران، به‌ویژه از پاکستان و ایران، در حالی ادامه دارد که نهادهای بین‌المللی درباره نقض حقوق‌بشر، فشار بر خدمات عمومی، اشتغال و روند ادغام دوباره بازگشت‌کنندگان در افغانستان ابراز نگرانی کرده‌اند.

ادامه مطلب