برچسب: رسانه گوهرشاد

1 ساعت قبل - 9 بازدید

در خانه‌ای کوچک در یکی از محله‌های فقیرنشین کابل، هر صبح با صدای سرفه‌های مردی آغاز می‌شود که دیگر توان برخاستن از جای خود را ندارد. پیش از آن‌که آفتاب از پشت خانه‌های گلی و ساختمان‌های نیمه‌کاره سر بزند، همسرش از خواب بیدار می‌شود، کنار تشک او می‌نشیند و چند لحظه به صورت شوهرش نگاه می‌کند تا ببیند شب را چگونه سپری کرده است. مرد گاهی از شدت درد چشم‌هایش را می‌بندد و گاهی به دیوار خیره می‌شود. روی تشکی نازک در گوشه اتاق خوابیده و کنار سرش چند ورق دوا قرار دارد؛ دواهایی که گاهی به دلیل نداشتن پول، خریدن‌شان برای خانواده ممکن نیست. این خانواده سال‌ها با درآمد روزانه پدر زندگی کرده‌اند. او کارگر روزمزد بود و اگر صبح از خانه بیرون می‌شد و کاری پیدا می‌کرد، شب با چند صد افغانی به خانه برمی‌گشت. همان پول برای خرید آرد، روغن، نان و نیازهای ضروری کودکان مصرف می‌شد. درآمدش هیچ‌گاه زیاد نبود، اما تا زمانی که دست‌ها و پاهایش توان کار داشت، خانواده می‌توانست با سختی زندگی را پیش ببرد. بیماری همه چیز را تغییر داد. حالا همان مردی که سال‌ها برای پیدا کردن کار در کوچه‌ها و بازارهای کابل سرگردان می‌شد، بیشتر روز را در خانه می‌گذراند و حتی برای رفتن تا سر کوچه نیز گاهی به کمک همسرش نیاز دارد. همسرش می‌گوید در روزهای نخست بیماری شوهرش، تصور می‌کرد بیماری موقتی است و او پس از چند روز دوباره به سر کار خواهد رفت. برای درمانش از چند نفر قرض گرفتند و او را نزد داکتر بردند. برای آزمایش و دوا پول پرداخت کردند، اما درمان کامل نشد. هر بار که وضعیت مرد کمی بهتر می‌شد، خانواده امیدوار می‌شد که دوباره بتواند کار کند؛ اما چند هفته بعد بیماری شدت می‌گرفت. قرض‌ها بیشتر می‌شد و درآمد خانواده کمتر. اکنون زندگی آنان میان دو مشکل گرفتار مانده است؛ از یک سو پدر خانواده بیمار است و به درمان نیاز دارد و از سوی دیگر، خانواده برای خرید همان دوا نیز پول کافی ندارد. مادر خانواده می‌گوید گاهی میان خرید نان برای کودکان و خرید دوا برای شوهرش مجبور به انتخاب می‌شود. او می‌گوید هیچ مادری نمی‌خواهد فرزندش شب گرسنه بخوابد و هیچ همسری نمی‌خواهد شوهر بیمارش بدون دوا بماند؛ اما وقتی پولی در جیب نیست، انتخاب میان این دو به یکی از تلخ‌ترین بخش‌های زندگی‌اش تبدیل می‌شود. خانه‌ای که این خانواده در آن زندگی می‌کند، کوچک و ساده است. یک اتاق برای خواب و نشستن اعضای خانواده دارند و گوشه‌ای کوچک نیز برای پخت‌وپز اختصاص یافته است. وسایل خانه زیاد نیست؛ چند فرش کهنه، چند ظرف، یک بخاری و چند دست لباس که بیشترشان سال‌هاست استفاده می‌شوند. بخشی از وسایل خانه نیز در ماه‌های گذشته برای تأمین هزینه درمان پدر فروخته شده است. مادر می‌گوید ابتدا فکر نمی‌کردند کارشان به جایی برسد که وسایل ضروری خانه را بفروشند، اما وقتی بیماری طولانی شد، دیگر راه دیگری برایشان باقی نماند. کرایه خانه نیز به نگرانی دیگری تبدیل شده است. هر ماه که زمان پرداخت کرایه نزدیک می‌شود، اضطراب در خانه بیشتر می‌شود. صاحب خانه چند بار برای دریافت کرایه مراجعه کرده و خانواده هر بار از او فرصت بیشتری خواسته است. پدر خانواده از این وضعیت بیشتر از همه ناراحت می‌شود. او می‌گوید تا زمانی که سالم بود، اجازه نمی‌داد کرایه خانه عقب بیفتد. اگر پول کم می‌آمد، هر کاری که پیدا می‌شد انجام می‌داد. حالا اما خودش در خانه افتاده و نمی‌تواند حتی برای تأمین هزینه زندگی فرزندانش کاری انجام دهد. کودکان خانواده نیز تغییر زندگی‌شان را احساس کرده‌اند. آن‌ها دیگر مانند گذشته درخواست خرید لباس یا خوراکی نمی‌کنند. وقتی مادر به بازار می‌رود، کودکان می‌دانند که قرار نیست برایشان چیزی بیاورد. یکی از بچه‌ها کفش‌هایش را چندین بار با نخ دوخته و هنوز از همان استفاده می‌کند. کودک دیگری کتابچه‌های سال گذشته‌اش را نگه داشته تا اگر دوباره به آن‌ها نیاز شد، مجبور نباشد از مادر پول بخواهد. مادر برای تأمین بخشی از هزینه‌های خانه تلاش می‌کند. بعضی روزها برای همسایه‌ها لباس می‌شوید، خانه تمیز می‌کند یا نان می‌پزد. درآمدی که از این کارها به دست می‌آورد ثابت نیست. ممکن است یک روز چند صد افغانی درآمد داشته باشد و روز دیگر هیچ کاری پیدا نکند. وقتی از خانه بیرون می‌رود، همیشه نگران شوهر بیمار و کودکانش است؛ اما اگر بیرون نرود، غذایی برای خانه تهیه نمی‌شود. گاهی مادر از صبح تا شام چند خانه را برای پیدا کردن کار می‌گردد. وقتی به خانه برمی‌گردد، دست‌هایش از شستن لباس و ظرف درد می‌کند، اما هنوز کارهای خانه باقی مانده است. باید برای کودکان غذا آماده کند، به شوهرش دوا بدهد، آب بیاورد و خانه را مرتب کند. خودش می‌گوید در گذشته، وقتی شوهرش سالم بود، سختی‌های زندگی میان هر دو تقسیم می‌شد؛ اکنون تقریباً تمام بار خانواده بر دوش او افتاده است. سخت‌ترین لحظه برای این زن زمانی است که شوهرش از او می‌پرسد: «امروز دوا آوردی؟» او گاهی مجبور می‌شود بگوید: «فردا می‌خرم.» نه به این دلیل که نمی‌خواهد دوا بخرد، بلکه پول کافی ندارد. بعد، وقتی شوهرش ساکت می‌شود، او به گوشه دیگری از اتاق می‌رود تا کودکان اشک‌هایش را نبینند. در کابل، بیماری برای یک خانواده فقیر تنها یک مشکل صحی نیست. وقتی نان‌آور خانه بیمار می‌شود، درآمد قطع می‌شود و هم‌زمان هزینه‌های درمان افزایش می‌یابد. خانواده‌ای که پیش از آن نیز با درآمد اندک زندگی می‌کرده، خیلی زود مجبور می‌شود قرض بگیرد، وسایل خانه را بفروشد یا از خرید نیازهای دیگر صرف‌نظر کند. گزارش‌های بشری نیز نشان می‌دهد که میلیون‌ها نفر در افغانستان در سال ۲۰۲۶ به خدمات صحی و کمک‌های بشردوستانه نیاز دارند و فقر و ضعف درآمد، دسترسی بسیاری از خانواده‌ها به نیازهای اساسی را دشوار کرده است. برای این خانواده، مشکل تنها بیماری پدر نیست؛ آینده کودکان نیز در میان این دشواری‌ها نامعلوم شده است. مادر می‌ترسد اگر وضعیت اقتصادی خانواده همین‌گونه ادامه پیدا کند، یکی از فرزندان مجبور شود مکتب را ترک کند و برای کمک به خانواده کار کند. او نمی‌خواهد کودکانش همان زندگی سختی را تجربه کنند که خودش و شوهرش تجربه کرده‌اند، اما فقر گاهی خانواده‌ها را مجبور می‌کند میان نیازهای امروز و آینده فرزندان یکی را انتخاب کنند. پدر خانواده بیشتر وقت‌ها ساکت است. وقتی کودکان وارد اتاق می‌شوند، تلاش می‌کند لبخند بزند و حال‌شان را بپرسد. گاهی از آن‌ها درباره مکتب سؤال می‌کند و می‌گوید درس بخوانند. اما وقتی کودکان از اتاق بیرون می‌روند، چهره‌اش دوباره تغییر می‌کند. او می‌داند بیماری‌اش نه تنها بدن خودش، بلکه تمام زندگی خانواده را تحت تأثیر قرار داده است. یک روز، وقتی صاحب خانه برای گرفتن کرایه می‌آید، پدر تلاش می‌کند از جای خود بلند شود. چند لحظه دستش را به دیوار می‌گیرد، اما توان ایستادن ندارد. صاحب خانه به او نگاه می‌کند و چیزی نمی‌گوید. مادر با شرمندگی توضیح می‌دهد که هنوز پول آماده نشده است. مرد خانه دوباره روی تشک می‌نشیند و سرش را پایین می‌اندازد. برای کسی که سال‌ها با دسترنج خودش زندگی خانواده را اداره کرده، ناتوانی از پرداخت کرایه خانه شاید از خود بیماری نیز دردناک‌تر باشد. آن شب، شام خانواده ساده‌تر از همیشه است. مقداری نان و غذایی کم‌حجم روی سفره گذاشته می‌شود. کودکان آرام غذا می‌خورند. هیچ‌کس درباره کمبود غذا حرف نمی‌زند، چون همه می‌دانند مادر بیشتر از این چیزی در خانه ندارد. پدر سهم خود را کم می‌کند و می‌گوید اشتها ندارد تا شاید غذای بیشتری برای کودکان باقی بماند. مادر می‌داند که شوهرش گرسنه است، اما چیزی نمی‌گوید. در خانواده‌های فقیر، گاهی همین سکوت‌ها بخشی از زندگی روزمره می‌شود؛ پدر وانمود می‌کند سیر است، مادر می‌گوید خسته نیست و کودکان وانمود می‌کنند چیزی نمی‌خواهند. با این همه، هنوز امید کوچکی در این خانه باقی مانده است. امید مادر این است که شوهرش دوباره توان راه رفتن و کار کردن پیدا کند. پدر آرزو دارد یک بار دیگر صبح زود از خانه بیرون شود، در میان جمع کارگران روزمزد بایستد و منتظر کسی باشد که برای یک روز کاری او را استخدام کند. شاید کاری سخت باشد و شاید دستمزدش کم، اما برای او همان چند صد افغانی می‌تواند معنای بازگشت به زندگی داشته باشد. او می‌گوید اگر دوباره بتواند کار کند، نخستین کاری که خواهد کرد، پرداخت کرایه خانه و خریدن دواهایش است. بعد برای کودکانش نان و لباس خواهد خرید. حرف‌هایش ساده است، اما پشت همین آرزوهای کوچک، زندگی خانواده‌ای قرار دارد که بیماری پدر، فقر و بیکاری، آنان را تا مرز تحمل رسانده است. در پایان هر روز، وقتی کابل آرام‌تر می‌شود و صدای رفت‌وآمد موترها کمتر به گوش می‌رسد، اعضای این خانواده در همان اتاق کوچک جمع می‌شوند. کودکان می‌خوابند، مادر کنار شوهر بیمار خود می‌نشیند و پدر چشم‌هایش را می‌بندد. فردا برای آنان هنوز روشن نیست. نمی‌دانند پول دوا از کجا خواهد آمد، کرایه خانه چگونه پرداخت خواهد شد و سفره فردا چه خواهد داشت. اما صبح دوباره خواهد رسید و مادر دوباره پیش از همه بیدار خواهد شد. شاید برای پیدا کردن کار از خانه بیرون برود، شاید برای خریدن دوا از کسی قرض بگیرد و شاید تمام روز تنها به این فکر کند که چگونه خانواده‌اش را تا شب برساند. در کابل، برای این خانواده زندگی دیگر به برنامه‌های بزرگ و آرزوهای دور خلاصه نمی‌شود؛ زندگی آنان تلاش برای گذراندن امروز و رسیدن به فرداست؛ با پدری که بیمار است، مادری که از خستگی فرسوده شده و کودکانی که هنوز امیدوارند روزی خانه‌شان از صدای سرفه پدر خالی شود و دوباره صدای قدم‌های او را در کوچه بشنوند. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


2 ساعت قبل - 54 بازدید

همزمان با افزایش ناامنی غذایی و تشدید بحران انسانی در افغانستان، جمعیت هلال‌احمر افغانستان، در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که به ۲۰۰ زن نیازمند در ولایت پروان کمک نقدی توزیع شده است. این نهاد با نشر اعلامیه‌ای گفته است که دو میلیون افغانی به ۲۰۰ زن نیازمند در ولسوالی سالنگ پروان، با حمایت کمیته‌ی بین‌المللی صلیب سرخ، توزیع شده است. جمعیت هلال احمر افغانستان تاکید کرده است که این کمک‌های نقدی به هدف تامین نیازهای اولیه خانواده‌های زیر سرپرستی زنان و کاهش پیامدهای ناامنی غذایی به این زنان ارایه شده است. این کمک‌ها در حالی به زنان نیازمند توزیع می‌شود که بر بنیاد داده‌های سازمان ملل متحد، ۲۱ میلیون و ۹۰۰ هزار تن در افغانستان به کمک‌های انسان‌دوستانه نیاز دارند. همزمان، نهادهای سازمان ملل متحد بارها هشدار داده‌ که زنان و دختران، به‌ویژه خانواده‌های تحت سرپرستی زنان، به‌گونه‌ی نامتناسب از بحران انسانی در افغانستان متأثر شده‌اند.

ادامه مطلب


9 ساعت قبل - 46 بازدید

دید‌بان حقوق افغانستان، بار دیگر از ادامه بسته‌ماندن مکتب‌های دخترانه‌ی بالاتر از صنف ششم انتقاد کرده و گفته است که دختران و زنان این کشور نباید «قربانی فراموشی» شوند. این نهاد همزمان با یک هزار و ۸۱۷مین روز بسته‌ماندن مکتب‌های دختران، گفت که آموزش حق اساسی دختران است، نه امتیازی که آن را از زنان و دختران سلب کنند یا دوباره بازگردانند. در اعلامیه آمده است که که با گذشت هر روز، جای دختران در مکتب‌ها خالی‌تر می‌شود و حق آموزش آنان باید بدون هیچ قیدوشرطی به آنان بازگردانده شود. دیدبان حقوق افغانستان در پیامی به نقل از یکی از دختران دانش‌آموز نوشته است: «من نمی‌خواهم قربانی فراموشی باشم؛ می‌خواهم کتابم را باز کنم، درس بخوانم و آینده بسازم.» حکومت سرپرست پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در این مدت، بارها سازمان‌های بین‌المللی و شماری از کشورها خواستار تامین حقوق اساسی دختران، از جمله حق آموزش، شده‌اند؛ اما این محدودیت‌ها همچنان پابرجاست. بر بنیاد داده‌هایی که به‌تازگی از سوی سازمان ملل متحد منتشر شده، در پنج سال گذشته دو میلیون و ۶۰۰ هزار دختر را از آموزش محروم شدند. ممنوعیت آموزش دختران در افغانستان یکی از جدی‌ترین موارد نقض حقوق بشر در جهان دانسته می‌شود.

ادامه مطلب


9 ساعت قبل - 106 بازدید

مسوولان محلی در غزنی می‌گویند که در پی تزریق اشتباه پیچکاری، یک زن در ولسوالی اندر این ولایت جان باخته است. خالد سرحدی، سخنگوی فرماندهی پولیس غزنی، امروز (شنبه، ۲۱ سنبله) گفته است که این رویداد شام روز گذشته در ولسوالی اندر رخ داده است. او در ادامه تاکید کرده است، این زن که بیمار بوده، تزریق پیچکاری را به یکی از زنان همسایه‌اش سپرده و این پیچکاری به‌گونه‌ی اشتباه تزریق شده است. او تصریح کرد که پس از وخیم‌شدن وضعیت این زن، او در مسیر انتقال به شفاخانه جان باخته است. سخنگوی فرماندهی پولیس غزنی، علت مرگ او را تزریق اشتباه پیچکاری و ایجاد حساسیت در بدن بیمار عنوان کرده است. این رویداد در حالی رخ داده که بسیاری از شهروندان افغانستان، به‌ویژه در روستاهای دوردست، به خدمات و مراقبت‌های بهداشتی دسترسی ندارند. همچنین نظام بهداشت افغانستان با کمبود پزشکان، متخصصان و پرستاران زن نیز روبرو است؛ وضعیتی که بیش از همه بر ساکنان منطقه‌های روستایی تاثیر گذاشته است.

ادامه مطلب


10 ساعت قبل - 131 بازدید

منابع محلی از ولایت هرات می‌گویند که یک دختر ۱۷‌ساله در ولسوالی انجیل این ولایت، به شکل بسیار فجیع به قتل رسیده است. دست‌کم دو منبع گفته‌اند که این دختر شش روز پیش از خانه‌ی خویشاوندانش ناپدید شده بود و جسدش از یک خانه‌ی مسکونی و در محل نگه‌داری حیوانات پیدا شده است. منبع تاکید کرد که جسد این دختر روز چهارشنبه هفته‌ی گذشته از منطقه‌ی «خواجه‌ها» از مربوطات ولسوالی انجیل هرات، در پی آن‌چه «تجاوز جنسی گروهی» خوانده شده، پیدا شده است. منبع تصریح کرد: «جسد دختر پس از چهار روز، زمانی پیدا شد که زن صاحب خانه برای گرفتن کاه به محل نگه‌داری حیوانات رفت. گفته می‌شود این دختر در پی تجاوز جنسی گروهی جان باخته است.» منبع افزوده است که مسوولان محلی در پیوند به این رویداد حدود ۱۰ مرد جوان، از جمله صاحب خانه، را بازداشت کرده است. همچنین رسانه‌ها گزارش داده‌اند که جسد این دختر برای بررسی‌های بیشتر به طب عدلی انتقال داده شده و تاکنون به خانواده‌اش تحویل داده نشده است. قابل ذکر است که از زمان تسلط دوباره‌ی حکومت سرپرست بر افغانستان، موارد متعددی از قتل زنان از ولایت‌های مختلف کشور گزارش شده است. بیماری‌های روانی، خصومت شخصی، ازدواج‌های اجباری، خشونت خانوادگی و فشار‎های روحی ناشی از فقر و بیکاری عوامل اصلی این قتل‌ها بیان شده است. همچنین با تسلط حکومت سرپرست بر افغانستان اکثریت نهادهای حامی حقوق زنان متوقف شده است. زنان در افغانستان چون گذشته با مراجعه به نهادهای عدلی و قضایی، دیگر نمی‌توانند برای خشونت‌های وارده‌ی شان شکایت کنند و این‌گونه خشونت‌‌ها پایدار باقی مانده و افزایش پیدا می‌کند.

ادامه مطلب


12 ساعت قبل - 68 بازدید

یک انجمن در آلمان به مناسبت بیست‌وپنجمین سالگرد فعالیت خود، در مراسمی ویژه از زنان کارآفرین اهل افغانستان در این کشور تقدیر کرد. این انجمن با نشر اعلامه‌ای گفته است که این برنامه در تالار در شهر فرانکفورت، با حضور شماری از چهره‌های فرهنگی، کارآفرینان، سیاست‌مداران و خبرنگاران، برگزار شده و جوایزی را به زنان کارآفرین موفق اهدا کرد. در اعلامیه آمده است که در این مراسم از هفت زن کارآفرین موفق اهل افغانستان شرکت داشتند و طی پنج سال گذشته، شرکت‌ها و نهادهای مختلفی را در آلمان تاسیس کرده‌اند، تقدیر شد. در این برنامه، فخریه منزل، موسس نهاد غیر انتفاعی «BIN» برنده جایزه نخست و انتشارات «جوان آیه» که از سوی سه زن افغانستان تاسیس شده، جایزه افتخاری دو هزار یورویی را دریافت کرد. وانیا لمر، وصلت حسرت نظامی و اما توخی، سه زن اهل افغانستان هستند که با تاسیس این انتشارات، در راستای حفظ و زنده نگه‌داشتن زبان‌های رایج افغانستان فعالیت می‌کنند. همچنین در این برنامه، در مباحثی در باره ادغام زنان افغانستان در بازار کار آلمان، موانع موجود و نقش نوآوری و کارآفرینی در ایجاد فرصت‌های شغلی برای زنان، مطرح شده است. در حالی از این زنان کارآفرین تقدیر می‌شود که با سلطه دوباره‌ی حکومت سرپرست بر افغانستان، زنان در این کشور از آموزش، تحصیل، اشتغال و حضور در عرصه‌های عمومی منع شده‌اند

ادامه مطلب


23 ساعت قبل - 50 بازدید

خانواده نخستین محیطی است که کودک در آن احساس امنیت، محبت و تعلق را تجربه می‌کند. کودک در سال‌های نخست زندگی، بسیاری از مهارت‌های عاطفی و اجتماعی خود را از رابطه میان والدین و سایر اعضای خانواده می‌آموزد. به همین دلیل، فضای عاطفی خانه می‌تواند نقش مهمی در سلامت روانی و اجتماعی او داشته باشد. اختلاف میان اعضای خانواده موضوعی غیرمعمول نیست. حتی والدینی که رابطه خوبی با یکدیگر دارند، ممکن است درباره مسائل مالی، تربیت فرزند، کارهای خانه یا موضوعات دیگر با هم اختلاف نظر داشته باشند. خودِ اختلاف نظر لزوماً برای کودک آسیب‌زا نیست؛ آنچه اهمیت دارد، نحوه برخورد اعضای خانواده با این اختلاف‌هاست. وقتی اختلاف‌ها به مشاجره‌های شدید، توهین، تهدید، ترساندن یا خشونت تبدیل می‌شوند یا به شکل مداوم ادامه پیدا می‌کنند، کودک ممکن است احساس ناامنی کند و آثار این تنش را در رفتار، احساسات، یادگیری و روابط اجتماعی خود نشان دهد. کودک چگونه اختلاف والدین را تجربه می‌کند؟ کودکان همیشه توانایی درک کامل مشکلات بزرگسالان را ندارند. ممکن است دلیل اختلاف والدین را ندانند، اما فضای متشنج خانه را احساس کنند. کودک ممکن است با شنیدن صدای بلند والدین، سکوت طولانی، درگیری یا رفتار سرد میان آنها دچار نگرانی شود. حتی کودکان کم‌سن‌وسال نیز می‌توانند تغییرات عاطفی محیط اطراف خود را درک کنند. بعضی کودکان تصور می‌کنند اختلاف والدین به نوعی به آنها مربوط است. ممکن است فکر کنند اگر رفتار بهتری داشتند، درس‌هایشان را بهتر می‌خواندند یا بیشتر از والدین اطاعت می‌کردند، دعوا اتفاق نمی‌افتاد. به همین دلیل، یکی از مهم‌ترین پیام‌هایی که والدین باید به کودک منتقل کنند این است که اختلاف میان بزرگسالان تقصیر کودک نیست. اضطراب و نگرانی یکی از واکنش‌های احتمالی کودکان به اختلافات شدید خانوادگی، افزایش اضطراب و نگرانی است. کودک ممکن است دائماً منتظر مشاجره بعدی باشد و نگران باشد که چه اتفاقی خواهد افتاد. در برخی کودکان، این نگرانی می‌تواند به شکل ترس، بی‌قراری، گریه، وابستگی بیشتر به والدین یا دشواری در خواب ظاهر شود. پژوهش‌های مربوط به تعارض میان والدین نشان داده‌اند که قرار گرفتن مداوم در معرض تعارض شدید و حل‌نشده می‌تواند با مشکلات عاطفی و رفتاری در کودکان ارتباط داشته باشد. به همین دلیل، والدین نباید تصور کنند که چون کودک مستقیماً در بحث شرکت نمی‌کند، هیچ تأثیری از آن نمی‌گیرد. احساس ناامنی در خانه خانه برای کودک باید مکانی باشد که در آن احساس امنیت کند. وقتی کودک به‌طور مداوم شاهد دعواهای شدید، تهدید یا رفتارهای غیرقابل پیش‌بینی باشد، ممکن است احساس کند محیط خانه دیگر امن نیست. این احساس ناامنی می‌تواند در سنین مختلف به شکل‌های متفاوتی ظاهر شود. یک کودک خردسال ممکن است بیشتر گریه کند یا به والدین بچسبد. یک کودک بزرگ‌تر ممکن است منزوی شود، زود عصبانی شود یا درباره آینده خانواده نگرانی زیادی داشته باشد. در چنین شرایطی، حفظ یک برنامه روزمره منظم، توجه عاطفی و اطمینان دادن به کودک می‌تواند به او کمک کند احساس ثبات بیشتری داشته باشد. تأثیر اختلافات خانوادگی بر رفتار کودک تنش خانوادگی ممکن است در رفتار کودک نیز دیده شود. برخی کودکان در واکنش به فشار روانی، پرخاشگرتر می‌شوند. ممکن است زود عصبانی شوند، با خواهر و برادر خود دعوا کنند یا در مدرسه رفتارهای مشکل‌ساز نشان دهند. برخی دیگر واکنش متفاوتی دارند و بیشتر در خود فرو می‌روند. کم‌حرف شدن، دوری از دیگران، کاهش علاقه به بازی یا فعالیت‌های مورد علاقه و گریه‌های مکرر می‌تواند از نشانه‌هایی باشد که والدین باید به آن توجه کنند. البته وجود هر یک از این رفتارها به‌تنهایی ثابت نمی‌کند که علت آن اختلاف خانوادگی است. عوامل مختلفی می‌توانند بر رفتار کودک تأثیر بگذارند و در صورت ادامه‌دار بودن تغییرات، ارزیابی یک متخصص می‌تواند کمک‌کننده باشد. کاهش تمرکز و مشکلات تحصیلی محیط پرتنش خانه می‌تواند توجه و تمرکز کودک را نیز تحت تأثیر قرار دهد. کودکی که ذهنش درگیر دعوای والدین، نگرانی از آینده خانواده یا ترس از مشاجره بعدی است، ممکن است هنگام درس خواندن تمرکز کمتری داشته باشد. در نتیجه، افت نمرات، بی‌علاقگی به درس، فراموش‌کاری یا کاهش مشارکت در صنف ممکن است دیده شود. تأثیر بر اعتمادبه‌نفس کودک کودک ممکن است در خانواده‌ای که دائماً شاهد سرزنش و تحقیر است، به‌تدریج تصور منفی‌تری نسبت به خود پیدا کند. اگر کودک بارها بشنود که یکی از والدین، دیگری را تحقیر می‌کند، ممکن است چنین شیوه‌ای از ارتباط را طبیعی تلقی کند. همچنین اگر خود کودک دائماً در دعواها مقصر معرفی شود، ممکن است احساس کند: «مشکل از من است.» والدین باید مراقب باشند که اختلافات خود را به موضوعی درباره ارزشمندی کودک تبدیل نکنند. کودک باید بداند که ارزش او مستقل از مشکلات میان بزرگسالان خانواده است. کودک نباید داور اختلاف والدین باشد یکی از اشتباهات مهم این است که والدین کودک را وارد اختلاف خود کنند. برای مثال، پرسیدن اینکه «حق با من است یا مادرت؟» یا مجبور کردن کودک به انتخاب یکی از والدین، فشار روانی زیادی ایجاد می‌کند. کودک نباید نقش قاضی، میانجی یا پیام‌رسان میان والدین را بر عهده بگیرد. اگر والدین اختلافی دارند، بهتر است تا حد امکان آن را دور از کودک و با روشی سالم حل‌وفصل کنند. قرار دادن کودک در میانه اختلاف می‌تواند احساس سردرگمی و وفاداری دوگانه ایجاد کند؛ یعنی کودک احساس کند برای حمایت از یک والد، باید به دیگری پشت کند. بدگویی از والد دیگر چه اثری دارد؟ گاهی والدین پس از اختلاف، ناراحتی خود را با کودک در میان می‌گذارند و درباره والد دیگر با الفاظ منفی صحبت می‌کنند. کودک ممکن است به هر دو والد خود وابستگی عاطفی داشته باشد. بنابراین، شنیدن بدگویی درباره یکی از آنها می‌تواند او را در موقعیت دشواری قرار دهد. حتی اگر والدین از یکدیگر ناراحت باشند، بهتر است کودک مجبور نشود بین آنها انتخاب کند. بیان جمله‌هایی مانند «این مشکل بین بزرگسالان است و تقصیر تو نیست» می‌تواند به کودک کمک کند احساس امنیت بیشتری داشته باشد. آیا هر اختلافی به کودک آسیب می‌زند؟ خیر. اختلاف نظر بخشی از زندگی خانوادگی است و حتی می‌تواند فرصتی برای آموزش حل مسئله باشد؛ به شرطی که اختلاف با احترام و بدون خشونت مدیریت شود. برای مثال، اگر والدین درباره موضوعی اختلاف نظر داشته باشند، اما با آرامش صحبت کنند، به حرف یکدیگر گوش دهند و در نهایت به راه‌حلی برسند، کودک می‌تواند یاد بگیرد که اختلاف نظر لزوماً به معنای پایان رابطه یا وقوع اتفاقی ترسناک نیست. کودکان می‌توانند از مشاهده حل سالم اختلافات، مهارت‌هایی مانند گفت‌وگو، کنترل خشم، مذاکره و احترام به نظر دیگران را یاد بگیرند. بنابراین، هدف این نیست که کودک هرگز شاهد هیچ اختلاف نظری نباشد؛ هدف این است که کودک شاهد تعارض مخرب و ناامن‌کننده نباشد. تفاوت اختلاف سالم و اختلاف مخرب اختلاف سالم معمولاً با گفت‌وگو، احترام و تلاش برای پیدا کردن راه‌حل همراه است. در مقابل، اختلاف مخرب ممکن است شامل موارد زیر باشد: توهین و تحقیر تهدید فریادهای مداوم ترساندن کودک شکستن وسایل خشونت فیزیکی مجبور کردن کودک به طرفداری استفاده از کودک برای رساندن پیام به والد دیگر سرزنش مداوم درگیری شدید و حل‌نشده هرچه تعارض شدیدتر، مکررتر و طولانی‌تر باشد، احتمال تأثیر منفی آن بر کودک بیشتر می‌شود. چگونه می‌توان از کودک در برابر اختلافات محافظت کرد؟ والدین می‌توانند با چند اقدام ساده، تأثیر منفی اختلافات را کاهش دهند. ۱. اختلافات شدید را جلوی کودک مطرح نکنید. اگر بحث در حال تبدیل شدن به مشاجره‌ای شدید است، بهتر است گفت‌وگو متوقف شود و در زمان و مکان مناسب ادامه پیدا کند. ۲. به کودک اطمینان دهید که مقصر نیست. کودک باید بداند مشکلات میان بزرگسالان، مسئولیت او نیست. ۳. کودک را وارد دعوا نکنید. از او نخواهید طرف یکی از والدین را بگیرد یا پیام‌رسان اختلافات باشد. ۴. برنامه روزانه کودک را حفظ کنید. زمان خواب، مدرسه، غذا، بازی و فعالیت‌های روزمره تا حد امکان منظم باقی بماند. ثبات می‌تواند احساس امنیت کودک را افزایش دهد. ۵. به حرف کودک گوش دهید. گاهی کودک نمی‌داند چگونه نگرانی خود را بیان کند. والدین باید فرصت بدهند کودک بدون ترس از سرزنش، درباره احساساتش صحبت کند. ۶. از تحقیر و خشونت خودداری کنید. اختلافات نباید به توهین، تهدید یا خشونت تبدیل شوند. والدین در مقابل کودک چه بگویند؟ اگر کودک شاهد یک مشاجره بوده است، سکوت کامل همیشه بهترین راه نیست. والدین می‌توانند متناسب با سن کودک، با آرامش توضیح دهند که اختلافی میان بزرگسالان اتفاق افتاده، اما کودک مسئول آن نیست. برای مثال می‌توان گفت: «ما درباره یک موضوع اختلاف نظر داشتیم، اما این موضوع تقصیر تو نیست و هر دوی ما دوستت داریم.» این توضیح ساده می‌تواند از برداشت‌های اشتباه کودک جلوگیری کند. البته نباید جزئیات مشکلات زناشویی یا مسائل خصوصی بزرگسالان با کودک در میان گذاشته شود. مهم‌ترین نکته برای والدین کودکان به خانواده‌ای بدون هیچ اختلافی نیاز ندارند؛ آنها به خانواده‌ای نیاز دارند که در آن احساس امنیت، احترام و محبت داشته باشند. هیچ خانواده‌ای همیشه آرام و بدون اختلاف نیست. مسئله مهم این است که والدین چگونه اختلافات خود را مدیریت می‌کنند. اگر اختلافی وجود دارد، تلاش برای گفت‌وگوی آرام، دور نگه داشتن کودک از درگیری، پرهیز از توهین و خشونت و اطمینان دادن به کودک می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند. کودک نباید احساس کند مسئول حل مشکلات والدین است. جمع‌بندی اختلافات خانوادگی می‌توانند تأثیر قابل‌توجهی بر کودکان داشته باشند، به‌خصوص زمانی که اختلافات شدید، مکرر و حل‌نشده باشند یا با توهین، تهدید و خشونت همراه شوند. اضطراب، نگرانی، مشکلات رفتاری، کاهش تمرکز، افت تحصیلی، اختلال خواب و احساس ناامنی از جمله واکنش‌هایی هستند که ممکن است در برخی از کودکان دیده شوند. با این حال، واکنش هر کودک متفاوت است و وجود یک علامت به‌تنهایی به معنای آسیب روانی یا وجود یک اختلال خاص نیست. در مقابل، اختلاف نظر سالم میان والدین می‌تواند فرصتی برای یادگیری مهارت‌های ارتباطی باشد؛ به شرط آنکه با احترام و بدون خشونت مدیریت شود. والدین باید تلاش کنند کودک را وارد اختلافات خود نکنند، از او نخواهند طرف یکی از آنها را بگیرد و درباره والد دیگر در حضور کودک بدگویی نکنند. همچنین لازم است کودک بداند که مشکلات میان بزرگسالان تقصیر او نیست و همچنان مورد محبت و حمایت والدین قرار دارد. در نهایت، شاید مهم‌ترین پیام این باشد که کودک بیش از آنکه به خانه‌ای بدون اختلاف نیاز داشته باشد، به خانه‌ای نیاز دارد که در آن اختلافات با احترام، امنیت و مسئولیت‌پذیری مدیریت شوند. نویسنده: سحر یوسفی

ادامه مطلب


1 روز قبل - 69 بازدید

یان ایگلند، دبیرکل شورای پناهندگان ناروی در تازه‌ترین مورد هشدار داده است که قطع کمک‌های بشردوستانه به مردم افغانستان، حکومت سرپرست را تنبیه نمی‌کند، بلکه برای زنان و دختران این کشور فاجعه‌بار است. آقای ایگلند این اظهارات را در جریان سفرش به افغانستان مطرح کرده و گفته است: «این ریاکاری است که برخی کشورها خواستار تأمین حقوق زنان افغانستان هستند ولی در عین حال کمک‌های بشردوستانه به مردم را قطع می‌کنند.» وی تاکید کرده است: «کشورهای خارجی حق دارند مانند ما، خواستار آموزش و کار برای دختران و زنان افغانستان باشند. اما این ریاکاری است وقتی کسی این درخواست را در سمیناری در پایتخت یک کشور اروپایی مطرح می‌کند و همزمان کمک‌های غذایی به دختران افغانستان و حتی کمک‌های آموزشی ابتدایی به دختران را قطع می‌کند.» او افزوده است: «کاهش بودجه برای دختران و زنان افغانستان فاجعه‌بار است. کسانی که معتقدند قطع کمک‌ها از مردم افغانستان برای تنبیه حکومت فعلی کار خوبی است، هیچ چیز از واقعیت‌های این‌جا را درک نکرده‌اند.» شورای پناهندگان ناروی گفته است که حدود ۴۰۰ نفر، از جمله زنان، را در افغانستان استخدام کرده است و به جوامع آسیب‌پذیر کمک‌های غذایی، آموزشی، سرپناه و حمایت ارائه می‌دهد. همچنین سازمان ملل متحد پیشتر اعلام کرد که تا ختم ماه اگست کمتر از ۳۰ درصد بودجه ۱.۷۱ میلیارد دالری درخواست‌شده برای رسیدگی به وضعیت افغانستان، تأمین شده است. طبق گزارش‌های سازمان ملل متحد، حدود ۱۷۵ مرکز ارائه دهنده‌ی خدمات مربوط به مبارزه با خشونت جنسیتی به دلیل کمبود بودجه در شش ماه اول سال جاری میلادی تعطیل شده‌اند که بر زندگی یک میلیون نفر تأثیر گذاشته است.

ادامه مطلب


2 روز قبل - 107 بازدید

منابع محلی از ولایت پکتیکا می‌گویند که افراد ناشناس یک مرد و همسرش را به‌گونه فجیع در این ولایت به قتل رسانده‌اند. دست‌کم دو منبع امروز (پنج‌شنبه، ۱۹سنبله) گفته‌اند که این رویداد دو شب پیش در روستای «دندی» از مربوطات ولسوالی چهاربران ولایت پکتیکا رخ داده است. منبع در ادامه تاکید کرد که این زوج، به صورت فجیع با ضربات چاقو به قتل رسیدند. منبع در ادامه افزوده است که از این زن و شوهر یک دختر یک‌ساله به‌جا مانده است. به گفته‌ی منبع، تا اکنون علت و انگیزه این رویداد مشخص نیست. مسوولان محلی ولایت پکتیکا نیز در مورد آن چیزی نگفته‌اند. گفتنی است که افزایش ناامنی‌ها و رویدادهای جنایی در هفته‌های اخیر در نقاط مختلف کشور افزایش یافته است. قابل ذکر است که از زمان تسلط دوباره‌ی حکومت سرپرست بر افغانستان، موارد متعددی از قتل زنان در ولایت‌های مختلف کشور گزارش شده است. بیماری‌های روانی، خصومت شخصی، ازدواج‌های اجباری، خشونت خانوادگی و فشار‎های روحی ناشی از فقر و بیکاری عوامل اصلی این قتل‌ها بیان شده است. همچنین با تسلط حکومت سرپرست بر افغانستان اکثریت نهادهای حامی حقوق زنان متوقف شده است. زنان در افغانستان چون گذشته با مراجعه به نهادهای عدلی و قضایی، دیگر نمی‌توانند برای خشونت‌های وارده‌ی شان شکایت کنند و این‌گونه خشونت‌‌ها پایدار باقی مانده و افزایش پیدا می‌کند.

ادامه مطلب


2 روز قبل - 63 بازدید

سازمان غذا و کشاورزی سازمان ملل متحد (فائو) به ابتلای ۳.۷ میلیون کودک در افغانستان به سوءتغذیه حاد، اشاره کرده و گفت که شکستن چرخه‌ی سوءتغذیه کودکان در این کشور مستلزم سرمایه‌گذاری بیشتر برای پیش‌گیری است. فائو با نشر گزارشی گفته است که برنامه‌های کنونی تغذیه در افغانستان عمدتا بر درمان سوءتغذیه حاد و عوامل فوری مؤثر بر آن متمرکز است، اما برای شکستن این چرخه، باید به عوامل و زمینه‌ای که در بستر نظام‌های معیشتی، کودکان را در معرض سوءتغذیه قرار می‌دهند. سازمان غذا و کشاورزی سازمان ملل متحد در ادامه تاکید کرده است که عوامل زمینه‌ای سوءتغذیه کودکان در افغانستان در طول فصل‌ها تغییر می‌کنند. در گزارش آمده است که این عوامل شامل دسترسی به غذا و درآمد حاصل از کشاورزی و مالداری، نقش‌ها و حجم کاری زنان و خطرات رویکرد «سلامت واحد» می‌شود. فائو تصریح کرد که درک چگونگی تعامل این عوامل با یکدیگر و تأثیر متقابل آن‌ها بر وضعیت تغذیه‌ای کودکان، برای طراحی راهبردهای مؤثر پیش‌گیری از سوءتغذیه ضروری است. طبق گزارش فائو، افغانستان با یکی از شدیدترین بحران‌های تغذیه‌ای جهان مواجه است و با وجود دهه‌ها کمک بشردوستانه و تلاش‌ها برای بهبود امنیت غذایی خانواده‌ها، این دست‌آوردها همواره به بهبود وضعیت تغذیه کودکان خردسال منجر نشده است. براساس تحلیل طبقه‌بندی یکپارچه امنیت غذایی، در سال ۲۰۲۶ میلادی ۳.۷ میلیون کودک شش تا ۵۹ ماهه در افغانستان به سوءتغذیه حاد مواجه خواهند شد. همچنین حدود یک ماه پیش، جان آیلیف، مدیر برنامه جهانی غذا در افغانستان گفت که بحران سوءتغذیه در ‏این کشور از کنترل خارج شده است.‏ جان آیلیف افزوده بود که لاغری کودکان، کشنده‌ترین شکل ‏سوءتغذیه، اکنون در یک سوم ولایت‌های افغانستان به سطوح بحرانی رسیده است.‏

ادامه مطلب