برچسب: رسانه گوهرشاد

2 ساعت قبل - 36 بازدید

گل‌چهره وقتی به دنیا آمد، کسی برایش جشن نگرفت. در خانه‌ای گِلی، در یکی از کوچه‌های دورافتاده‌ی تخار، تولد دختر بیشتر شبیه خبری عادی بود تا اتفاقی خوش. مادرش بعدها برایش گفته بود آن روز هوا سرد بود و باد از لای درزهای دیوار می‌وزید. او را در پارچه‌ای کهنه پیچیده بودند تا از سرما در امان بماند. اما شاید هیچ‌کس نمی‌دانست آن سرما، فقط سرمای هوا نبود؛ سرمایی بود که قرار بود تا آخر عمر در زندگی گل‌چهره باقی بماند. کودکی‌اش کوتاه بود؛ خیلی کوتاه‌تر از آن‌چه باید می‌بود. هنوز درست بازی کردن را یاد نگرفته بود، هنوز عروسک‌هایش را خوب نشناخته بود که کم‌کم فهمید در این دنیا، دختر بودن یعنی زود بزرگ شدن. وقتی دخترهای هم‌سنش در کوچه‌ها می‌دویدند، او کنار مادرش می‌نشست و به نخ و سوزن نگاه می‌کرد یا ظرف‌های خاک‌گرفته را می‌شست. اما در دلش چیزهای دیگری می‌گذشت. گاهی وقتی از دور صدای مکتب می‌آمد، صدای خنده‌ی دخترهایی که کتاب به بغل داشتند، دلش می‌خواست بداند در آن کتاب‌ها چه نوشته شده است. اما این خواستن‌ها جایی نداشت. در خانه‌ی آن‌ها، نان مهم‌تر از رؤیا بود. سال‌ها به همین شکل گذشت تا این‌که یک روز همه‌چیز ناگهان تغییر کرد. آن روز، مادرش کمتر حرف می‌زد و پدرش با مردی غریبه در گوشه‌ی اتاق آهسته صحبت می‌کرد. گل‌چهره نمی‌فهمید چه می‌گویند، اما از نگاه‌هایشان ترسیده بود. شب که شد، مادرش آمد، کنارش نشست، دستش را گرفت و گفت: «دخترم، قسمتت همین بوده.» این جمله را بعدها بارها در زندگی‌اش شنید؛ جمله‌ای که همیشه به‌جای پاسخ، به‌جای انتخاب و به‌جای حق، به او داده می‌شد. پانزده‌ساله بود که عروس شد؛ نه با شادی، نه با موسیقی، نه با لبخندی واقعی. فقط چند زن آمدند، چادری سفید روی سرش انداختند و او را به خانه‌ای بردند که قرار بود «خانه‌اش» باشد. اما از همان لحظه‌ای که قدم به آن خانه گذاشت، فهمید این‌جا جایی برای او نیست. شوهرش مردی میان‌سال بود، با صورتی خسته و نگاهی که هیچ گرمایی در آن نبود. اما آن‌چه بیشتر گل‌چهره را ترساند، حضور زن دیگری در خانه بود؛ زن اول. زنی که سال‌ها در آن خانه زندگی کرده بود و حالا باید حضور یک دختر نوجوان را در کنار خود تحمل می‌کرد. نگاه‌های آن زن، پر از حرف‌های ناگفته بود؛ حرف‌هایی از خشم، تحقیر، حسادت و شاید هم درد. اما سخت‌تر از آن، فرزندان زن اول بودند. بعضی از آن‌ها از خود گل‌چهره بزرگ‌تر بودند. آن‌ها او را «مادر» صدا نمی‌کردند، حتی نامش را هم با احترام نمی‌گفتند. برایشان او فقط غریبه‌ای بود، مزاحمی که نباید در آن خانه می‌بود. روزهای اول، گل‌چهره سعی کرد همه‌چیز را تحمل کند. صبح زود بیدار می‌شد، کارهای خانه را انجام می‌داد، نان می‌پخت، آب می‌آورد و لباس می‌شست. کمتر حرف می‌زد و بیشتر سکوت می‌کرد. فکر می‌کرد اگر آرام باشد، اگر کاری نکند که کسی را ناراحت کند، شاید زندگی کمی نرم‌تر شود. اما زندگی در آن خانه به این سادگی‌ها تغییر نمی‌کرد. اولین بار که به او توهین شد، شوکه شد. کلمه‌ها مثل سنگ به سویش پرتاب می‌شدند: «بی‌ارزش»، «بی‌جا»، «دختر اضافی». این واژه‌ها کم‌کم به بخشی از زندگی‌اش تبدیل شدند. بعد از آن، دست‌ها هم وارد شدند؛ سیلی‌هایی که ناگهانی فرود می‌آمدند، لگدهایی که از پشت می‌خورد، موهایی که کشیده می‌شدند. هر بار که درد می‌کشید، به خودش می‌گفت شاید این آخرین بار باشد. اما آخرینی در کار نبود. سال‌ها گذشت و گل‌چهره سه فرزند به دنیا آورد. وقتی نخستین کودکش را در آغوش گرفت، اشک ریخت؛ نه فقط از درد زایمان، بلکه از امید. امیدی که می‌گفت حالا شاید کسی او را جدی بگیرد، حالا شاید جایگاهش در خانه محکم‌تر شود. اما این امید هم، مثل بسیاری از امیدهای دیگرش، آرام‌آرام خاموش شد. زندگی‌اش تبدیل شده بود به چرخه‌ای تکراری از کار، توهین و خشونت. شب‌ها، وقتی همه می‌خوابیدند، او در گوشه‌ای می‌نشست، زخم‌هایش را لمس می‌کرد و بی‌صدا گریه می‌کرد. نمی‌خواست کسی صدایش را بشنود؛ شاید چون می‌دانست شنیده شدن هم چیزی را تغییر نمی‌دهد. گاهی به خانه‌ی پدرش فکر می‌کرد، اما آن‌جا هم پناهی نداشت. همان‌ها بودند که او را فرستاده بودند. اگر برمی‌گشت، شاید سرزنش می‌شد، شاید دوباره مجبورش می‌کردند به همان خانه بازگردد. پس ماند؛ با همه‌ی دردها و همه‌ی ترس‌ها. فرزندان زن اول هرچه بزرگ‌تر می‌شدند، خشونت‌شان هم بیشتر می‌شد. انگار گل‌چهره برایشان نماد تمام ناعدالتی‌هایی بود که فکر می‌کردند در حق‌شان شده است. خشم‌شان را بر سر او خالی می‌کردند، بی‌آن‌که لحظه‌ای فکر کنند او خود قربانی است. روز آخر، هیچ نشانه‌ای نداشت که قرار است پایان باشد. صبح مثل همیشه آغاز شد. گل‌چهره بیدار شد، نان پخت، کودکانش را آماده کرد. شاید حتی لحظه‌ای لبخند زد، وقتی یکی از بچه‌هایش چیزی گفت. اما این لحظه‌های کوچک، خیلی زود در تاریکی گم شدند. نمی‌دانیم دقیقاً چه شد که آن روز خشونت به اوج رسید. شاید حرفی ساده، شاید سوءتفاهمی کوچک، شاید فقط انباشت سال‌ها خشم. اما آن‌چه رخ داد، چیزی فراتر از یک دعوای معمولی بود. آن‌ها به سراغش آمدند؛ با فریاد، با خشم، با دست‌هایی که دیگر هیچ کنترلی نداشتند. ضربه‌ها یکی پس از دیگری بر بدنش فرود آمدند. گل‌چهره سعی کرد خودش را جمع کند، سعی کرد از خود محافظت کند، اما توانش را نداشت. بدنش سال‌ها بود که زیر بار خشونت خم شده بود. هیچ‌کس جلوشان را نگرفت؛ نه شوهرش، نه کسی دیگر. انگار در آن لحظه، جان گل‌چهره ارزشی نداشت. وقتی افتاد، شاید هنوز زنده بود. شاید هنوز امید داشت کسی کمکش کند. اما کمکی نیامد. فقط سکوت بود و نفس‌هایی که آرام‌آرام قطع شدند. مرگش آرام نبود؛ نتیجه‌ی سال‌ها دردی بود که در یک لحظه جمع شد و پایان داد. بعد از آن، خانه دوباره ساکت شد؛ همان‌طور که همیشه بود. اما این‌بار سکوتش سنگین‌تر بود، چون دیگر گل‌چهره‌ای نبود که در آن گوشه نفس بکشد. سه کودکش حالا بدون مادر مانده‌اند. کودکانی که شاید هنوز معنای مرگ را نمی‌دانند، اما جای خالی مادر را حس می‌کنند. شاید شب‌ها به دنبالش بگردند، شاید صدایش کنند و پاسخی نگیرند. داستان گل‌چهره، داستانی است که در بسیاری از خانه‌ها تکرار می‌شود؛ نه همیشه با این پایان، اما با همان درد، همان سکوت و همان بی‌پناهی. او می‌توانست زندگی دیگری داشته باشد. می‌توانست درس بخواند، می‌توانست انتخاب کند، می‌توانست بخندد. اما هیچ‌کدام از این‌ها برایش ممکن نشد. در نهایت، آن‌چه از گل‌چهره باقی ماند، فقط نامی است و خاطره‌ای تلخ. نامی که شاید به‌زودی فراموش شود، اما داستانش ـ اگر کسی آن را بگوید ـ می‌تواند یادآور این باشد که هنوز، در گوشه‌هایی از این جهان، زنانی هستند که در سکوت رنج می‌کشند و در همان سکوت از بین می‌روند. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


2 ساعت قبل - 9 بازدید

برنامه اسکان سازمان ملل متحد (UN-Habitat) اعلام کرده است که زنان ساکن در سکونت‌گاه‌های غیررسمی افغانستان در برابر تغییرات اقلیمی آسیب‌پذیر هستند. اين نهاد امروز (دوشنبه، ۷ ثور) با نشر گزارشی گفته است که افغانستان به‌عنوان یکی از آسیب‌پذیرترین کشورهای جهان در برابر تغییرات اقلیمی است. برنامه اسکان ملل متحد در ادامه تاکید کرد که ساکنان سکونت‌گاه‌های غیررسمی که تعداد آنها در سراسر افغانستان از ۱۰۰۰ سایت فراتر می‌رود، به شدت آسیب‌پذیر هستند. برنامه اسکان سازمان ملل متحد در ادامه افزوده است که بسیاری از این سکونت‌گاه‌ها در مناطق شهری یا حومه‌ای پرخطر واقع شده‌اند و فاقد زیرساخت‌های حیاتی و مسکن بادوام هستند. این نهاد می‌گوید که زنان ساکن در سکونت‌گاه‌های غیررسمی افغانستان به‌شدت در معرض خطرات اقلیمی قرار دارند. آن‌ها با محدودیت‌های شدید برای فعالیت‌های اجتماعی و اقتصادی روبرو هستند که آسیب‌پذیری در برابر بحران‌های اقلیمی را افزایش می‌دهد. برنامه اسکان سازمان ملل متحد در گزارش خود تاکید کرده بحران اقلیمی افغانستان در میانه بحران حمایت از جنسیت رخ می‌دهد که منجر به آسیب‌پذیری زنان می‌شود و عدم اقدام، آسیب‌پذیری‌های زنان ساکن در سکونت‌گاه‌های غیررسمی را تشدید می‌کند. این نهاد افزوده است که نقش زنان هنگام‌ بحران‌های اقلیمی افزایش می‌یابد؛ این «زنانه شدن» بحران اقلیمی، نابرابری‌های جنسیتی را تشدید می‌کند. در گزارش آمده است که معیشت زنان توسط محدودیت‌های اعمال‌شده، محدود شده است. کار زنان به صنایع خانگی محدود شده‌ و آن‌ها برای تأمین هزینه‌های خود به مرد خانواده تکیه می‌کنند.

ادامه مطلب


6 ساعت قبل - 59 بازدید

صندوق جمعیت سازمان ملل متحد(UNFPA)  در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که با همکاری دولت چین، بسته‌های مراقبتی مادر و نوزاد را به مراکز صحی توزیع می‌کند تا از سلامت مادران و نوزادان حمایت شود. این سازمان با نشر گزارشی گفته است که در کنار توزیع بسته‌های صحی، این برنامه بخشی از یک طرح گسترده‌ برای ارتقای آگاهی و ارائه آموزش‌های صحی برای مادران به شمار می‌رود. در بخشی از گزارش آمده است که هدف از این اقدام، بهبود دسترسی مادران به خدمات صحی و کاهش خطرات دوران بارداری و زایمان است. همچنین صندوق جمعیت سازمان ملل پیش‌ از این نیز تاکید کرده بود که آموزش و آگاهی‌دهی در کنار ارایه خدمات، نقش مهمی در حفظ سلامت مادران و نوزادان دارد. این در حالی است که بسیاری از زنان و مادران باردار در مناطق دورافتاده و روستایی افغانستان، به‌دلیل نبود خدمات و مراکز صحی مجهز، با مشکلات صحی زیادی رو‌برو هستند. قابل ذکر است که افغانستان از جمله کشورهایی است که با میزان بالای مرگ‌ومیر مادران و نوزادان روبرو است. کم‌بود امکانات صحی، دسترسی محدود به آموزش‌های تخصصی و فاصله‌ی زیاد روستاها تا مرکزهای درمانی، چالش‌های جدی در ارایه‌ی خدمات به مادران باردار ایجاد کرده است. در بسیاری از مناطق، زنان در خانه یا درمانگاه‌های کوچک زایمان می‌کنند و قابله‌ها اغلب با امکانات اندک و بدون دسترسی فوری به راهنمایی‌های تخصصی کار می‌کنند.

ادامه مطلب


6 ساعت قبل - 69 بازدید

مسوولان محلی در لوگر می‌گویند که افراد ناشناس چهار عضو یک خانواده به شمول یک زن را در این ولایت به شکل فجیع به قتل رسانده‌اند. دست‌کم منبع دو امروز (دوشنبه، ۷ ثور) با تایید این رویداد گفته‌اند که این رویداد در منطقه «حصارک» از مربوطات پل‌علم، مرکز این ولایت رخ داده است. منبع در ادامه تاکید کرده است که در این رویداد، یک زن، یک مرد ۶۰ ساله، یک پسر حدود ۳۳ ساله و یک نوجوان حدود ۱۳ ساله به قتل رسیدند. منبع در افزوده است تا اکنون انگیزه این قتل و عاملان آن مشخص نشده است. همچنین مسوولان امنیتی گفته‌اند که چند فرد مشکوک به این رویداد بازداشت شده‌اند. این در حالی است که قتل‌های مرموز و سرقت‌های مسلحانه در روزهای اخیر افزایش یافته است. همچنین تفنگ‌داران ناشناس روز گذشته یک بزرگ قومی را در ولایت سرپل پس از آزادی از زندان به قتل رساندند. پیشتر از این نیز یک بزرگ قومی دیگر در شهر شبرغان ولایت جوزجان از سوی افراد ناشناس به قتل رسیده بود.

ادامه مطلب


10 ساعت قبل - 57 بازدید

منابع محلی از ولایت تخار می‌گویند که یک دختر ۱۵ساله در ولسوالی دشت‌قلعه پس از لت‌وکوب شدید از سوی خانواده شوهرش جان باخته است. یکی از اعضای خانواده‌اش به رسانه گوهرشاد گفته‌ است که این دختر، چند سال پیش به ازدواج مردی به عنوان همسر دوم درآمده بود، به‌دلیل مخالفت و فشارهای خانوادگی با تهدید و خشونت روبرو بوده است. منبع در ادامه تاکید کرد که او در حالی به شفاخانه منتقل شد که آثار شدید ضرب‌وشتم بر بدنش دیده می‌شد. به گفته‌ی منبع، شدت جراحات به‌حدی بوده که برخی اعضای داخلی بدنش آسیب جدی دیده و در مسیر انتقال به شفاخانه مرکزی تخار جان داده است. براساس اظهارات خانواده، این دختر از ازدواج خود سه فرزند داشت و در این مدت با مشکل‌های جدی در محیط خانواده روبرو بوده است. آنان مدعی‌ هستند که فرزندان همسرش از ازدواج قبلی، از عاملان اصلی این رویداد هستند. همچنین برادر این زن در حساب کاربری فیس‌بوک خود نوشته است: «خواهرم ۱۵ سال عمر داشت که از بخت بد او به شخصی از دوست پدرم از ولسوالی خواجه‌غار داده می‌شود. غلام سخی قبلاً زن داشت، خواهرم زن دوم وی می‌شود که در این مدت همیشه تحت فشار و خشونت قرار داشت.» تا اکنون مقام‌های محلی در تخار به‌گونه‌ی رسمی در این مورد اظهار نظر نکرده‌اند. پس از تسلط دوباره‌ی حکومت سرپرست بر افغانستان، قتل‌های مرموز زنان، کودکان و جوان در در سراسر کشور افزایش کم‌پیشینه یافته است. بیماری‌های روانی، خصومت شخصی، ازدواج‌های اجباری، خشونت خانوادگی و فشار‎های روحی ناشی از فقر و بیکاری عوامل اصلی این قتل‌ها بیان شده است. همچنین با تسلط حکومت سرپرست بر افغانستان اکثریت نهادهای حامی حقوق زنان متوقف شده است. زنان در افغانستان چون گذشته با مراجعه به نهادهای عدلی و قضایی، دیگر نمی‌توانند برای خشونت‌های وارده‌ی شان شکایت کنند و این‌گونه خشونت‌‌ها پایدار باقی مانده و افزایش پیدا می‌کند.

ادامه مطلب


11 ساعت قبل - 53 بازدید

خبرگزاری باختر که تحت کنترول حکومت سرپرست قرار دارد، اعلام کرد که یک مکتب دخترانه در ولایت فراه از سوی کمیساریای عالی سازمان ملل متحد در امور پناهنده‌گان (UNHCR) تکمیل و به بهره‌برداری رسیده است. این خبرگزاری گزارش داده است که مسوولان ریاست مهاجرین و عودت‌کنندگان در ولایت فراه گفته‌اند کار اعمار این مکتب در قریه چهارباغ در مرکز این ولایت، به پایان رسیده است. در گزارش آمده است که این پروژه به هزینه ۳۴۵ هزار دالر از سوی کمیساریای عالی سازمان ملل متحد در امور پناهند‌گان تمویل شده است. خبرگزاری باختر گزارش داده است که این مکتب در دو طبقه ساخته شده و شامل ۱۶ صنف درسی، چاه آب، ذخیره آب، سیستم برق سولری، میدان بازی، ساحه سبز و پیاده‌رو و دیگر تجهیزات لازم می‌باشد. این مکتب در حالی اعمار می‌شود که پس از تسلط دوباره‌ی حکومت سرپرست، دختران بالاتر از صنف شش در افغانستان، پنج سال می‌شود که از رفتن به مکتب محروم مانده‌اند. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند.

ادامه مطلب


12 ساعت قبل - 60 بازدید

سازمان جهانی صحت در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که تعهد مادران می‌تواند نقش حیاتی در نجات جان کودکان در افغانستان داشته باشد. این نهاد با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود بر اهمیت دسترسی کودکان به واکسن تاکید کرده است. سازمان جهانی صحت در این پیام، از «گل‌جان»، یکی از مادران، به‌عنوان نمونه یاد کرده که با وجود فاصله طولانی تا مرکز صحی، تلاش کرده است تا کودک خود را به‌طور کامل واکسن کند. سازمان جهانی صحت در ادامه تاکید کرده است که بسیاری از مادران در افغانستان، با وجود چالش‌هایی مانند فاصله، فقر و محدودیت‌های دسترسی به خدمات صحی، همچنان برای حفاظت از سلامت کودکان‌شان تلاش می‌کنند. این در حالی است که دسترسی به خدمات صحی در بخش‌هایی از افغانستان همچنان محدود است و نهادهای بین‌المللی بارها بر گسترش برنامه‌های واکسیناسیون، به‌ویژه برای کودکان، تاکید کرده‌اند. دوری از مرکزهای صحی در افغانستان سبب شده که بسیاری از کودکان و زنان از دریافت خدمات صحی نجات‌بخش محروم شوند؛ وضعیتی که افغانستان را به یکی از مرگ‌بارترین کشورها به زنان و کودکان تبدیل کرده است. سازمان ملل همواره بر ادامه همکاری‌های بین‌المللی برای تقویت نظام صحی افغانستان و رساندن خدمات اولیه به مردم نیازمند تاکید کرده است. قابل ذکر است که افغانستان از جمله کشورهایی است که با میزان بالای مرگ‌ومیر مادران و نوزادان روبرو است. کم‌بود امکانات صحی، دسترسی محدود به آموزش‌های تخصصی و فاصله‌ی زیاد روستاها تا مرکزهای درمانی، چالش‌های جدی در ارایه‌ی خدمات به مادران باردار ایجاد کرده است. در بسیاری از مناطق، زنان در خانه یا درمانگاه‌های کوچک زایمان می‌کنند و قابله‌ها اغلب با امکانات اندک و بدون دسترسی فوری به راهنمایی‌های تخصصی کار می‌کنند.

ادامه مطلب


23 ساعت قبل - 99 بازدید

در دنیای امروز که شبکه‌های اجتماعی، رسانه‌ها و فرهنگ عامه به‌طور مداوم بر «خاص بودن» تأکید می‌کنند، بسیاری از افراد به‌صورت ناخودآگاه با ترسی پنهان روبه‌رو می‌شوند: ترس از عادی بودن. این ترس نه‌تنها بر انتخاب‌های فردی، بلکه بر هویت، روابط و سلامت روان افراد نیز تأثیر عمیقی می‌گذارد. در گذشته، عادی بودن به معنای داشتن زندگی باثبات و قابل‌پیش‌بینی بود، اما امروز در نگاه بسیاری، عادی بودن مترادف با بی‌ارزشی یا نادیده‌گرفته‌شدن تلقی می‌شود. همین تغییر نگرش، زمینه‌ساز شکل‌گیری نوعی اضطراب وجودی شده است که افراد را به سمت رفتارهایی سوق می‌دهد که هدف اصلی آن‌ها دیده‌شدن و متمایز بودن است. ریشه‌های ترس از عادی بودن یکی از مهم‌ترین عوامل شکل‌گیری این ترس، مقایسه اجتماعی است. انسان‌ها به‌طور طبیعی تمایل دارند خود را با دیگران مقایسه کنند، اما در عصر دیجیتال این مقایسه به‌صورت افراطی و دائمی انجام می‌شود. افراد در شبکه‌های اجتماعی اغلب نسخه‌ای گزینشی و ایده‌آل از زندگی خود را نمایش می‌دهند: موفقیت‌ها، شادی‌ها و لحظات خاص؛ در حالی که شکست‌ها و روزمرگی‌ها کمتر دیده می‌شوند. در نتیجه، مخاطب با تصویری غیرواقعی از «زندگی دیگران» مواجه می‌شود و به این باور می‌رسد که اگر زندگی او معمولی باشد، از دیگران عقب مانده است. از سوی دیگر، فرهنگ مصرف‌گرایی نیز نقش مهمی در تقویت این ترس دارد. تبلیغات و پیام‌های رسانه‌ای مدام این ایده را تکرار می‌کنند که برای ارزشمند بودن باید متفاوت، موفق‌تر و خاص‌تر از دیگران باشیم. این پیام‌ها به‌تدریج به بخشی از باورهای درونی افراد تبدیل می‌شوند و استانداردهای غیرواقعی برای موفقیت ایجاد می‌کنند. در چنین شرایطی، فرد نه‌تنها از عادی بودن می‌ترسد، بلکه حتی موفقیت‌های واقعی خود را نیز ناکافی می‌بیند. عامل دیگری که در این میان نقش دارد، نیاز به تأیید اجتماعی است. بسیاری از افراد ارزش خود را بر اساس بازخورد دیگران تعریف می‌کنند: تعداد لایک‌ها، کامنت‌ها یا میزان توجهی که دریافت می‌کنند. وقتی این معیارها به شاخص اصلی ارزشمندی تبدیل شوند، طبیعی است که فرد تلاش کند هرچه بیشتر متفاوت و برجسته به نظر برسد، حتی اگر این تفاوت با هویت واقعی او همخوانی نداشته باشد. پیامدهای روانی و رفتاری ترس از عادی بودن می‌تواند پیامدهای متعددی برای سلامت روان داشته باشد. یکی از مهم‌ترین آن‌ها اضطراب مزمن است. فردی که مدام نگران این است که مبادا زندگی‌اش معمولی به نظر برسد، به‌سختی می‌تواند احساس رضایت یا آرامش را تجربه کند. این اضطراب اغلب با احساس ناکافی بودن همراه است؛ احساسی که حتی در صورت دستیابی به موفقیت‌های قابل‌توجه نیز از بین نمی‌رود. پیامد دیگر، شکل‌گیری هویت ناپایدار است. وقتی فرد تلاش می‌کند مطابق انتظارات بیرونی «خاص» باشد، ممکن است از خود واقعی‌اش فاصله بگیرد. این فاصله می‌تواند به سردرگمی هویتی منجر شود، به‌طوری که فرد نداند واقعاً چه می‌خواهد یا چه چیزی او را خوشحال می‌کند. در چنین شرایطی، انتخاب‌ها بیشتر بر اساس جلب توجه دیگران انجام می‌شوند تا بر پایه نیازها و ارزش‌های درونی. در سطح رفتاری نیز این ترس می‌تواند به تصمیم‌گیری‌های ناسالم منجر شود. برخی افراد برای متمایز بودن ممکن است وارد مسیرهایی شوند که با توانایی‌ها یا علایقشان همخوانی ندارد، یا حتی رفتارهای پرخطر را تجربه کنند تا توجه دیگران را جلب کنند. در مقابل، برخی دیگر ممکن است از ترس قضاوت شدن، از انجام کارهای ساده و عادی نیز خودداری کنند، زیرا نگران‌اند که این کارها آن‌ها را «معمولی» جلوه دهد. روابط انسانی نیز از این پدیده بی‌تأثیر نیستند. وقتی فرد بیش از حد درگیر دیده‌شدن باشد، ممکن است ارتباطاتش سطحی و نمایشی شود. به‌جای ایجاد ارتباطات عمیق و صادقانه، تمرکز بر این خواهد بود که چگونه در نظر دیگران جذاب‌تر به نظر برسد. این موضوع می‌تواند به احساس تنهایی و نارضایتی در روابط منجر شود، حتی اگر فرد از بیرون زندگی اجتماعی فعالی داشته باشد. راه‌های مواجهه و بازتعریف عادی بودن برای کاهش این ترس، نخستین گام بازنگری در مفهوم «عادی بودن» است. عادی بودن لزوماً به معنای بی‌ارزش بودن نیست؛ بلکه می‌تواند نشانه‌ای از تعادل، ثبات و واقع‌گرایی باشد. بسیاری از جنبه‌های ارزشمند زندگی، مانند روابط صمیمی، آرامش ذهنی و رضایت درونی، در بستر همین «عادی بودن» شکل می‌گیرند. گام بعدی، افزایش آگاهی نسبت به تأثیر رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی است. درک این نکته که آنچه در این فضاها دیده می‌شود، اغلب نسخه‌ای ویرایش‌شده از واقعیت است، می‌تواند از شدت مقایسه‌های منفی بکاهد. محدود کردن زمان استفاده از این رسانه‌ها و تمرکز بر تجربه‌های واقعی زندگی نیز می‌تواند به تقویت احساس رضایت کمک کند. تقویت خودآگاهی نیز نقش مهمی در این مسیر دارد. وقتی فرد ارزش‌ها، علایق و اهداف شخصی خود را بهتر بشناسد، کمتر تحت تأثیر استانداردهای بیرونی قرار می‌گیرد. در این حالت، موفقیت نه بر اساس دیده‌شدن، بلکه بر اساس میزان همخوانی با خواسته‌های درونی تعریف می‌شود. در نهایت، پذیرش این واقعیت که هیچ‌کس در تمام جنبه‌های زندگی «خاص» نیست، می‌تواند به کاهش فشار روانی کمک کند. انسان بودن به‌معنای تجربه ترکیبی از لحظات معمولی و خاص است و تلاش برای حذف کامل «عادی بودن» نه‌تنها غیرممکن، بلکه فرساینده است. زمانی که فرد بتواند این تعادل را بپذیرد، احتمالاً احساس آرامش و رضایت بیشتری را تجربه خواهد کرد. نویسنده: مرضیه بهروزی «روانشناس بالینی»

ادامه مطلب


1 روز قبل - 163 بازدید

ثریا محمدی، فعال آموزش دختران و از بازماندگان حمله مکتب دخترانه سیدالشهدا در غرب کابل، در میان بیش از یک هزار و ۵۰۰ نامزد از ۹۷ کشور موفق به کسب جایزه «زنان تغییرآفرین جهان» شده است. در اعلامیه آمده است که نتایج نهایی این برنامه در چارچوب نشست جهانی زنان تغییر‌آفرین(Women Changing the World Awards) در شهر پاریس فرانسه اعلام شده است. در اعلامیه آمده است که این جایزه به زنانی اهدا می‌شود که با وجود موانع ساختاری، از طریق رهبری، نوآوری، حقوق بشر و تأثیرگذاری اجتماعی، تغییرات معناداری در جوامع ایجاد می‌کنند. ثریا محمدی که از بازماندگان حمله مهیب انتحاری مکتب دخترانه سیدالشهدا در غرب کابل در سال ۲۰۲۱ میلادی است، می‌گوید تجربه از دست دادن دوستانش در این حمله، نگاه او را به آموزش و عدالت اجتماعی دگرگون کرده است. این فعال آموزش در ادامه تاکید کرده است که فعالیت‌های او عمدتاً بر آموزش دختران، سوادآموزی و آگاهی‌دهی در زمینه حقوق زنان متمرکز بوده است. همچنین ثریا محمدی پیش از این، جایزه PACEY برای ابتکارات جوانان، حضور در «هفته بین‌المللی دعا برای صلح جهانی» به‌عنوان نماینده مسلمانان افغانستان، و دریافت جایزه صلح Wilson Hinkes برای فعالیت در زمینه آموزش دختران را کسب کرده بود. این فعال آموزش در حالی این جایزه را به دست آورده است که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


1 روز قبل - 67 بازدید

مسوولان محلی حکومت سرپرست در ننگرهار می‌گویند که یک کودک هشت‌ساله در ولسوالی «بتی‌کوت» این ولایت در آب غرق شده و جان باخته است. همایون غریب‌مل، سخنگوی ریاست کانال‌های ولایت ننگرهار به رسانه‌ها گفته است که این رویداد امروز (یک‌شنبه، ۶ ثور) در روستای «هجرت‌آباد» از مربوطات ولسوالی بتی‌کوت رخ داده است. وی در ادامه تاکید کرده است که آب کانال برای پیداکردن و بیرون کشیدن جسد این کودک خشک شده است و تلاش‌ها برای پیداکردن این جسد و تحویل آن به خانواده‌اش جریان دارد. همایون عریب‌مل در ادامه از مردم خواسته است که هنگام تفریح و شنا در آب‌های عمیق و رودخانه‌ها، احتیاط کنند و مراقب کودکان و نوجوانان باشند. قابل ذکر است که در سال جاری خورشیدی چندین مورد از جان باختن افراد براثر غرق‌شدن در آب از ولایت‌های مختلف کشور گزارش شده است.

ادامه مطلب