برچسب: رسانه گوهرشاد

3 ساعت قبل - 38 بازدید

فروغ فرخزاد از برجسته‌ترین شاعران معاصر ایران و یکی از تأثیرگذارترین چهره‌های شعر نو فارسی است. نام او تنها به عنوان یک شاعر شناخته نمی‌شود، بلکه به عنوان نویسنده، فیلم‌ساز و هنرمندی نوگرا در تاریخ فرهنگ و ادبیات ایران جایگاهی ماندگار دارد. او در عمر کوتاه سی‌ودوساله خود توانست مسیر تازه‌ای در شعر معاصر بگشاید و با زبانی صریح، صمیمی و متفاوت، تجربه‌های انسانی را به گونه‌ای بیان کند که آثارش همچنان پس از گذشت دهه‌ها خوانده می‌شوند و الهام‌بخش نسل‌های جدید شاعران و نویسندگان هستند. فروغ فرخزاد در هشتم دی‌ماه ۱۳۱۳ در تهران به دنیا آمد. از همان سال‌های نوجوانی به شعر علاقه نشان داد و نخستین سروده‌هایش را در سنین پایین نوشت. او در شانزده‌سالگی با پرویز شاپور ازدواج کرد و حاصل این ازدواج پسری به نام کامیار بود. اما زندگی مشترک آنان چندان دوام نیاورد و جدایی، تأثیر عمیقی بر زندگی شخصی و نگاه شاعرانه فروغ گذاشت. پس از جدایی، فروغ تمام توان خود را صرف ادبیات و هنر کرد. او با مطالعه گسترده ادبیات فارسی و جهان، آشنایی با جریان‌های نوگرای ادبی و همکاری با هنرمندان و نویسندگان زمان خود، به تدریج از شاعری احساساتی به شاعری اندیشمند و صاحب‌سبک تبدیل شد. کارنامه شعری فروغ شامل پنج مجموعه اصلی است که هر یک نشان‌دهنده مرحله‌ای از رشد فکری و هنری او هستند. نخستین دفتر او، اسیر، در سال ۱۳۳۱ منتشر شد و بازتاب احساسات، شور جوانی، عشق، تنهایی و محدودیت‌های اجتماعی بود. در دیوار، نگاه او پخته‌تر شد و مضامین شکست، اعتراض، عشق و تنهایی با زبانی استوارتر بیان شدند. عصیان مرحله‌ای تازه در مسیر شاعری او بود؛ جایی که شاعر به پرسش‌های فلسفی، ایمان، مرگ، آزادی و معنای زندگی پرداخت. انتشار تولدی دیگر نقطه عطف زندگی ادبی فروغ به شمار می‌رود و بسیاری از منتقدان آن را از شاهکارهای شعر معاصر فارسی می‌دانند. آخرین مجموعه او، ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد، که پس از درگذشتش منتشر شد، اوج پختگی فکری و هنری او را نشان می‌دهد و از ماندگارترین آثار شعر فارسی به شمار می‌رود. سبک شعری فروغ آمیزه‌ای از شعر نیمایی، تصویرپردازی مدرن، زبان روزمره و اندیشه فلسفی است. او از زبانی ساده و طبیعی بهره می‌برد، اما همین زبان را با تصویرهایی بدیع و استعاره‌هایی تازه درمی‌آمیخت. تصاویر طبیعت، پنجره، پرنده، درخت، باران، فصل‌ها، آینه و نور در شعرهای او تنها جنبه زیبایی‌شناسانه ندارند، بلکه هر یک حامل معنا و بخشی از ساختار فکری شعر هستند. موسیقی درونی شعرهای او نیز از دیگر ویژگی‌های برجسته آثارش است؛ به گونه‌ای که حتی در شعرهای آزاد نیز ریتم و آهنگ کلام حفظ می‌شود. یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های شخصیت ادبی فروغ، صداقت در بیان تجربه‌های انسانی است. او از بیان احساسات، دغدغه‌ها و پرسش‌های درونی خود هراسی نداشت و همین ویژگی باعث شد شعرهایش برای مخاطبان باورپذیر و زنده باشند. فروغ تنها از عشق سخن نمی‌گوید، بلکه از تنهایی، آزادی، هویت، مرگ، امید، رنج، ایمان و آینده انسان نیز می‌نویسد. در سال‌های پایانی زندگی، نگاه او از تجربه‌های صرفاً شخصی فراتر رفت و به نوعی جهان‌بینی انسانی و فراگیر رسید که انسان را با همه ضعف‌ها و امیدهایش در مرکز شعر قرار می‌دهد. جهان‌بینی فروغ را نمی‌توان در قالب یک مکتب فکری محدود کرد. او شاعری پرسشگر بود که همواره در جست‌وجوی معنا و حقیقت قرار داشت. آزادی در اندیشه، احساس و انتخاب از مهم‌ترین مفاهیم آثار اوست. تنهایی نیز در شعرهایش حضوری پررنگ دارد، اما این تنهایی تنها اندوه نیست، بلکه فرصتی برای شناخت خویشتن و جهان به شمار می‌رود. مرگ در شعرهای او پایان مطلق نیست، بلکه بخشی از چرخه زندگی است و در کنار آن، امید نیز همواره حضور دارد؛ امیدی که حتی در تاریک‌ترین شعرهایش خاموش نمی‌شود. فروغ فرخزاد تنها شاعر نبود. او در عرصه سینما نیز فعالیتی درخشان داشت و مستند «خانه سیاه است» را درباره زندگی بیماران مبتلا به جذام ساخت. این فیلم یکی از مهم‌ترین آثار مستند تاریخ سینمای ایران به شمار می‌آید و به دلیل نگاه انسانی، شاعرانه و واقع‌گرایانه‌اش در سطح بین‌المللی مورد تحسین قرار گرفت. این اثر موفق شد جایزه بهترین فیلم مستند جشنواره اوبرهاوزن آلمان را به دست آورد و نام فروغ را فراتر از مرزهای ایران مطرح کند. تأثیر فروغ بر شعر معاصر فارسی بسیار گسترده است. او نشان داد که شعر می‌تواند با زبانی ساده اما عمیق، تجربه‌های فردی و اجتماعی را بیان کند. بسیاری از شاعران نسل‌های بعد، چه زنان و چه مردان، از زبان، تصویرپردازی و شیوه نگاه او الهام گرفته‌اند. آثار او به زبان‌های مختلف ترجمه شده و در دانشگاه‌های بسیاری در قالب پژوهش‌های ادبی مورد بررسی قرار گرفته‌اند. بسیاری از پژوهشگران معتقدند فروغ در کنار نیما یوشیج، احمد شاملو، سهراب سپهری و مهدی اخوان ثالث از ستون‌های اصلی شعر نو فارسی است. آثار فروغ از همان آغاز با واکنش‌های متفاوتی روبه‌رو شدند. گروهی از منتقدان، صراحت بیان، نوآوری در زبان و شکستن قالب‌های سنتی را مهم‌ترین ویژگی شعر او دانستند و معتقد بودند که او افق تازه‌ای در شعر فارسی گشوده است. در مقابل، برخی نیز زبان بی‌پرده، بیان تجربه‌های شخصی و فاصله گرفتن او از برخی سنت‌های رایج را مورد انتقاد قرار دادند. با گذشت زمان و بررسی دوباره آثارش، جایگاه ادبی فروغ بیش از پیش تثبیت شد و امروز بیشتر منتقدان او را یکی از بزرگ‌ترین شاعران معاصر ایران می‌دانند. مهم‌ترین امتیاز آثار او، رشد پیوسته زبان و اندیشه است؛ فاصله میان نخستین دفترش، «اسیر»، تا آخرین مجموعه، «ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد»، نشان می‌دهد که فروغ همواره در حال تجربه، مطالعه و تکامل هنری بوده است. اگرچه فروغ در حوزه شعر جایزه ادبی مهمی دریافت نکرد، زیرا عمرش کوتاه بود و فرصت چندانی برای حضور در رقابت‌های ادبی نداشت، اما ارزش آثار او در گذر زمان آشکار شد. شعرهایش بارها تجدید چاپ شده، به زبان‌های گوناگون ترجمه شده‌اند و همچنان از پرفروش‌ترین و پرخواننده‌ترین آثار شعر معاصر فارسی به شمار می‌روند. امروزه نام او در کتاب‌های تاریخ ادبیات، پژوهش‌های دانشگاهی و محافل ادبی جهان حضوری پررنگ دارد و آثارش همچنان موضوع پایان‌نامه‌ها، مقالات و نشست‌های تخصصی است. میراث ادبی فروغ فرخزاد تنها در شعرهای او خلاصه نمی‌شود، بلکه در نوع نگاهش به انسان، زندگی و هنر نیز تجلی یافته است. او نشان داد که شاعر می‌تواند بدون فاصله گرفتن از احساس، به اندیشه نیز دست یابد و بدون پیچیده‌نویسی، مفاهیم عمیق فلسفی و انسانی را بیان کند. زبان روان، تصویرهای بدیع، موسیقی درونی، صداقت در بیان و جسارت در تجربه‌های هنری، از مهم‌ترین عواملی هستند که آثار او را ماندگار ساخته‌اند. امروز نیز شعرهای فروغ نه‌تنها در ایران، بلکه در بسیاری از کشورهای جهان خوانده می‌شوند و همچنان برای نسل‌های جدید تازگی، تأثیر و الهام‌بخشی خود را حفظ کرده‌اند. به همین دلیل، فروغ فرخزاد را می‌توان یکی از درخشان‌ترین چهره‌های شعر معاصر فارسی دانست؛ شاعری که با وجود عمر کوتاه، اثری ماندگار بر ادبیات فارسی و فرهنگ معاصر بر جای گذاشت و نامش برای همیشه در تاریخ شعر ایران ثبت شد. نویسنده: قدسیه امینی

ادامه مطلب


7 ساعت قبل - 19 بازدید

الکساندر دی‌کرو، رییس برنامه‌ی توسعه‌ای سازمان ملل متحد، در سفرش به بلخ و دیدار با زنان تجارت‌پیشه می‌گوید که حمایت این نهاد از یک کارگاه پروسس میوه‌های خشک در مزارشریف، مرکز این ولایت به رشد این کسب‌وکار و ایجاد فرصت‌های کاری برای بیش از ۳۰۰ زن کمک کرده‌است. آقای دی‌کرو این کارگاه را نمونه‌ای از سرمایه‌گذاری در روند بهبود اقتصادی افغانستان دانسته ‌و گفته است که ایجاد شغل در بخش خصوصی می‌تواند به تقویت اقتصاد محلی کمک کند. او با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که در بازدید از کارگاه «میو‌ه‌های خشک تک» در مزارشریف، تأثیر رویکرد حمایتی این برنامه در بخش‌های مختلف اقتصادی را دیده ‌است. وی تاکید کرد که حمایت از کشاورزان، زیربناهای محلی و شرکت‌های خصوصی، به رشد این کارگاه کمک کرده و زمینه‌ی کار برای زنان را فراهم ساخته‌است. این در حالی‌ست که رییس برنامه‌ی توسعه‌ای سازمان ملل متحد، به تاز‌گی در افغانستان سفر کرده که هدف آن بررسی مستقیم وضعیت بشردوستانه و توسعه‌ای، گفتگو با مردم و ارزیابی راه‌های حمایت از جوامع محلی عنوان شده‌است. سازمان ملل گفته است که این سفر بر یافتن راه‌حل‌های عملی برای حمایت از زنان، عودت‌کنندگان، بی‌جاشدگان داخلی و جوامع میزبان متمرکز است.

ادامه مطلب


8 ساعت قبل - 69 بازدید

برنامه اسکان بشر ملل متحد (UN-Habitat) در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که بازگشت میلیون‌ها مهاجر به افغانستان، فشار بر مناطق شهری، حاشیه‌شهری و روستایی این کشور را افزایش داده است. این سازمان امروز (سه‌شنبه، ۱۶ سرطان) با نشر گزارشی گفته است که تنها در سال ۲۰۲۵ میلادی حدود ۲.۸ میلیون تن به این کشور بازگشته‌اند. برنامه اسکان بشر سازمان ملل متحد در ادامه تاکید کرده است که احتمال دارد نزدیک به دو میلیون تن دیگر نیز در سال ۲۰۲۶ میلادی به کشور بازگردند. این نهاد تصریح کرد که افزایش شمار بازگشت‌کنند‌گان، نیاز به ایجاد سکونت‌گاه‌های پایدار، تامین مسکن و توسعه زیرساخت‌های اجتماعی را افزایش داده است. برنامه اسکان بشر سازمان ملل متحد افزوده است که هدف از این بررسی‌ها، کمک به برنامه‌ریزی و تصمیم‌گیری درباره سرمایه‌گذاری در شهرک‌ها برای حمایت از ادغام مجدد بازگشت‌کنندگان در افغانستان است. همچنین پیشتر سازمان ملل در گزارشی اعلام کرده بود که افغانستان با یکی از بزرگ‌ترین بحران‌های آوار‌گی در جهان روبرو است.

ادامه مطلب


11 ساعت قبل - 95 بازدید

شورای پناهندگان ناروی اعلام کرده است که با حمایت اداره‌ی حفاظت مدنی و کمک‌های بشردوستانه‌ی اتحادیه‌ی اروپا، یک‌هزار و ۶۱۴ دانش‌آموز، از جمله ۸۹۷ دختر، در مناطق دورافتاده‌ی ولایت‌های هرات و بادغیس از فرصت‌های آموزشی برخوردار شده‌اند. این شورا با نشر پیامی گفته است که صنف درسی تنها مکانی برای آموزش نیست، بلکه فضایی است که دانش‌آموزان در آن رشد می‌کنند، اعتماد‌به‌نفس به دست می‌آورند و مهربانی و همدلی را در خود پرورش می‌دهند. شورای پناهندگان ناروی درباره‌ی نوع برنامه‌های آموزشی یا سطح صنف‌های تحت پوشش این پروژه، جزییات بیش‌تری ارائه نکرده است. این حمایت در حالی صورت می‌گیرد که دختران بالاتر از صنف ششم در افغانستان برای پنجمین سال پیاپی از آموزش متوسطه و دانشگاهی محروم‌اند و محدودیت‌ها دسترسی میلیون‌ها دختر به آموزش را به‌شدت محدود کرده است. در چنین شرایطی، برنامه‌های آموزشی در سطح ابتدایی و در مناطق دورافتاده، همچنان یکی از معدود فرصت‌های آموزشی برای بسیاری از کودکان، به‌ویژه دختران، به شمار می‌رود. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. بر بنیاد گزارش‌ها، اگر این ممنوعیت ادامه یابد، تا سال ۲۰۳۰ نزدیک به چهار میلیون دختر ممکن است از آموزش محروم شوند.

ادامه مطلب


11 ساعت قبل - 83 بازدید

نهادهای سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد هشدار داده‌اند که افغانستان با یکی از بزرگ‌ترین بحران‌های بی‌جاشدگان در جهان روبرو است. اداره‌های سازمان ملل امروز (سه‌شنبه، ۱۶ سرطان) با نشر گزارشی گفته‌اند که افغانستان در میان فقر، خشک‌سالی و زمین‌لرزه‌ها با یکی از بی‌سابقه‌ترین بحران‌های بی‌جاشدگان مواجه است. در بخشی از این گزارش، به نقل از دفتر برنامه توسعه سازمان ملل متحد (UNDP) آمده است که اقتصاد شکننده افغانستان، چهار دهه جنگ، بازگشت ۲.۷ میلیون تن، تشدید پیامدهای تغییرات اقلیمی و کاهش مشارکت زنان، فشار بر معیشت مردم و خدمات عمومی را افزایش داده است. الکساندر دی کرو، رییس برنامه توسعه سازمان ملل که همراه با برهم صالح، کمیشنر کمیساریای عالی سازمان ملل در امور پناهند‌گان، در جریان دیدار از بازگشت‌کنند‌گان، نهادهای امدادرسان و مقام‌های خکومت سرپرست سخن می‌گفت، اظهار داشته است که در افغانستان، بحران‌ها به‌ندرت به‌تنهایی رخ می‌دهند. او در ادامه تاکید کرده است که اين سفر، بار دیگر نشان دهنده تعهد مشترک سازمان ملل به تقويت تاب‌آورى و يافتن راه‌حل‌هاى پايدار است. این در حالی است که افغانستان سال‌ها است با بحران‌های پی‌درپی از جمله جنگ، فقر، خشک‌سالی، رویدادهای طبیعی و بازگشت گسترده مهاجران روبرو است که میلیون‌ها تن را بی‌جا کرده و فشار بر خدمات عمومی و جوامع میزبان را افزایش داده است.

ادامه مطلب


12 ساعت قبل - 59 بازدید

صندوق جمعیت سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که به زنان و دختران بازگشته از ایران خدمات پزشکی نجات‌بخش ارائه می‌کند. این سازمان با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که به زنان و دختران بازگشته مراقبت‌های فوری پزشکی و خدمات روانی-اجتماعی را فراهم می‌کند. قابل ذکر است که بازگشت اجباری شهروندان از ایران و پاکستان که از سپتمبر ۲۰۲۳ میلادی شدت گرفته، زنان و کودکان را در آسیب‌پذیری بیشتری قرار داده است. بر اساس گزارش نهادهای بین‌المللی به ویژه سازمان پزشکان بدون مرز و کمیساریای عالی سازمان ملل در امور پناهندگان، ضعف سکتور بهداشتی افغانستان سبب شده که بازگشت‌کنندگان زن در این کشور در دسترسی به خدمات بهداشتی با محدودیت روبرو شوند. بازگشت مهاجران افغانستان از کشورهای پاکستان و ایران همچنان ادامه دارد و در فصل تابستان این روند با چالش‌های جدی مواجه است. این در حالی است که در پی تشدید محدودیت‌ها، بسیاری از زنان و دختران، فعالان حقوق بشر، روزنامه‌نگاران، نظامیان پیشین و دیگر قشرهای آسیب‌پذیر مجبور به ترک افغانستان شدند. شمار زیادی از آنان به کشورهای همسایه از جمله ایران و پاکستان پناهنده شدند؛ اما این کشورها در سال‌های پسین روند اخراج مهاجران افغانستانی را تشدید کرده است.

ادامه مطلب


23 ساعت قبل - 75 بازدید

صدای کوبیده شدن چکش بر تکه‌ای چرم، تنها صدایی بود که سکوت خانه نیمه‌ویران را می‌شکست. عبدالحمید روی چهارپایه‌ای شکسته نشسته بود و با دستانی که از سال‌ها کفش‌دوزی پینه بسته بود، تلاش می‌کرد پاشنه کفش کهنه‌ای را دوباره سر جای خود محکم کند. هنوز چند ضربه بیشتر نزده بود که دردی تیز از میان مهره‌های کمرش تا شانه‌هایش دوید. چکش از دستش افتاد، دستش را روی کمر گذاشت و برای لحظه‌ای چشمانش را بست. چند لحظه بی‌حرکت ماند و به سقف ترک‌خورده خیره شد؛ سقفی که هر بار باران می‌بارید، قطره‌های آب از چندین نقطه آن به داخل خانه می‌چکید. کنار او، زلیخا هنوز بیدار بود. از نیمه‌های شب خواب به چشمانش نیامده بود، زیرا تمام شب به این فکر می‌کرد که امروز برای شش نفر نان از کجا پیدا کند. سه دخترشان، مریم، سمیه و نازیه، در گوشه‌ای از اتاق زیر لحافی کهنه کنار هم خوابیده بودند و احمد، تنها پسر خانواده، دست‌هایش را زیر سر گذاشته و روی تشکی نازک دراز کشیده بود. خانه‌ای که اکنون سرپناهشان شده بود، بیشتر به یک خرابه شباهت داشت تا یک خانه. دیوارهای گلی آن در چند جا فرو ریخته بود، پنجره‌ها شیشه نداشتند و کف اتاق‌ها از خاک و سنگ‌ریزه پوشیده بود. اما همین خرابه، تنها جایی بود که پس از اخراج اجباری از ایران توانسته بودند در آن پناه بگیرند. چند هفته پیش، زمانی که مأموران از آنان خواستند ایران را ترک کنند، هیچ‌کس فرصت خداحافظی با سال‌هایی را که در آن کشور سپری کرده بودند، پیدا نکرد. عبدالحمید بیش از پانزده سال در ایران کفش‌دوزی کرده بود. هرچند زندگی آسانی نداشت، اما دست‌کم می‌توانست با درآمد اندکش شکم خانواده را سیر کند. سال‌ها روی چهارپایه‌ای چوبی می‌نشست، کفش‌های کهنه را وصله می‌کرد، پاشنه می‌دوخت و به چرم‌های فرسوده جان دوباره می‌بخشید. اما چند سال پیش، هنگام جابه‌جا کردن دستگاهی سنگین، مهره‌های کمرش آسیب دید. پزشک گفته بود باید استراحت کند و از کارهای سنگین بپرهیزد، اما مردی که پنج فرزند گرسنه دارد، چگونه می‌تواند استراحت کند؟ او با همان درد به کار ادامه داد تا جایی که دیگر حتی توان نشستن طولانی را هم از دست داد. با این حال، وقتی مجبور به بازگشت شدند، تنها چیزی که توانست با خود بیاورد، همان جعبه ابزار کهنه کفش‌دوزی بود؛ جعبه‌ای که حالا در گوشه اتاق مخروبه قرار داشت و بیشتر به یادگاری روزهای گذشته می‌مانست تا وسیله‌ای برای کسب درآمد. خانه‌ای که اکنون در آن زندگی می‌کردند، سال‌ها متروکه مانده بود. صاحب خانه که یکی از آشنایان دورشان بود، گفته بود اگر بتوانند آن را قابل استفاده کنند، فعلاً بدون پرداخت کرایه در آن بمانند. اما قابل استفاده کردن چنین خانه‌ای نیز پول می‌خواست؛ پولی که آنان حتی برای خرید یک بوجی آرد هم نداشتند. در روزهای نخست، زلیخا و دخترها با بیل و جارو خاک‌های انباشته را بیرون کردند، شیشه‌های شکسته را جمع کردند و با پارچه‌های کهنه جلوی سوراخ‌های پنجره را پوشاندند تا باد کمتر به داخل نفوذ کند. با این همه، شب‌ها سرمای هوا از میان شکاف دیوارها عبور می‌کرد و کودکان را از خواب بیدار می‌ساخت. عبدالحمید هر صبح، با وجود درد شدید کمر، جعبه ابزارش را برمی‌داشت و در گوشه حویلی کوچک خانه می‌نشست. روی تخته‌چوبی کهنه، چند قالب کفش، چکشی زنگ‌زده، سوزن، نخ ضخیم و مقداری چرم باقی‌مانده را می‌چید و منتظر می‌ماند شاید رهگذری کفش پاره‌ای برای ترمیم بیاورد. اما آن محله پر از خانواده‌های فقیر بود؛ مردمی که بیشترشان خود نیز نان شب نداشتند. بسیاری از کفش‌ها آن‌قدر فرسوده شده بود که دیگر قابل دوختن نبود و اگر هم نیاز به تعمیر داشت، صاحبانشان توان پرداخت هزینه آن را نداشتند. گاهی عبدالحمید تمام روز را روی همان چهارپایه می‌نشست و حتی یک مشتری هم پیدا نمی‌شد. عصر که می‌شد، بی‌آنکه چیزی به دست آورده باشد، ابزارش را جمع می‌کرد و با شرمندگی وارد اتاق می‌شد. نگاهش از نگاه همسر و فرزندانش می‌گریخت، زیرا می‌دانست آنان منتظرند شاید امروز چیزی برای خوردن آورده باشد. زلیخا تلاش می‌کرد ستون این خانواده باقی بماند. هرگز اجازه نمی‌داد فرزندانش اشک‌هایش را ببینند. صبح‌ها زودتر از همه بیدار می‌شد؛ اگر آردی در خانه بود، نان می‌پخت و اگر چیزی نبود، تنها آب جوش آماده می‌کرد تا کودکان دست‌کم با نوشیدن آن اندکی کمتر احساس گرسنگی کنند. گاهی به خانه‌های مردم می‌رفت و لباس می‌شست، گاهی در پاک کردن سبزی یا پختن نان کمک می‌کرد و در پایان روز چند قرص نان یا مقدار اندکی آرد دستمزد می‌گرفت. بارها پیش آمده بود که تمام دستمزدش فقط یک بسته کوچک برنج یا چند سیب‌زمینی باشد، اما همان هم برای او ارزش زیادی داشت، زیرا می‌توانست سفره خالی خانه را اندکی رنگ ببخشد. مریم، دختر بزرگ خانواده، پیش از بازگشت به افغانستان آرزو داشت درسش را ادامه دهد. همیشه می‌گفت می‌خواهد معلم شود تا دختران فقیر را آموزش دهد. اما حالا صبح‌هایش با آوردن آب از چاه محله آغاز می‌شد. دبه‌های پلاستیکی را روی دست و شانه حمل می‌کرد و بارها در مسیر طولانی تا خانه نفسش بند می‌آمد. سمیه و نازیه نیز که هنوز کودک بودند، خیلی زود بزرگ شدند. دیگر کمتر از اسباب‌بازی یا لباس نو حرف می‌زدند. هر دو کنار مادر می‌نشستند، لباس‌های کهنه را وصله می‌کردند، خانه را جارو می‌زدند و گاهی از شاخه‌های خشک اطراف هیزم جمع می‌کردند. احمد نیز هر صبح به بازار می‌رفت؛ شاید کسی او را برای حمل بار، تمیز کردن دکان یا انجام کاری موقت صدا بزند. او با وجود سن کم، دیگر مانند کودکان هم‌سن خود بازی نمی‌کرد و نگاهش سنگین‌تر از سنش شده بود. سرما که از راه رسید، زندگی برای این خانواده دشوارتر شد. سقف فرسوده در برابر باران تاب مقاومت نداشت. شب‌هایی بود که زلیخا و دخترها تا نیمه‌شب ظرف‌ها و دیگ‌های خالی را زیر چکه‌های آب جابه‌جا می‌کردند تا جای خواب کودکان خشک بماند. بخاری کوچکی داشتند که بیشتر روزها خاموش بود، زیرا پول خرید زغال پیدا نمی‌شد. عبدالحمید نیز شب‌ها از شدت درد کمر نمی‌توانست بخوابد. هر بار که می‌خواست از جا بلند شود، با هر دو دست زانوهایش را می‌گرفت و آهسته برمی‌خاست. گاهی درد آن‌قدر شدید می‌شد که اشک در چشمانش حلقه می‌زد، اما نمی‌خواست فرزندانش او را در آن حال ببینند. وقتی همه خواب بودند، آرام به حویلی می‌رفت، به آسمان پرستاره نگاه می‌کرد و زیر لب دعا می‌خواند؛ دعا می‌کرد روزی برسد که دوباره بتواند با کار خودش نان حلال برای خانواده‌اش فراهم کند. با وجود همه این سختی‌ها، غرور عبدالحمید اجازه نمی‌داد دست نیاز به سوی کسی دراز کند. او همیشه می‌گفت: «تا زمانی که دستم توان گرفتن سوزن را داشته باشد، از کسی چیزی نمی‌خواهم.» اما حقیقت این بود که همان دست‌ها نیز دیگر مانند گذشته توان نداشتند. انگشتانش از سال‌ها کار با چرم، پر از زخم‌های کهنه بود و کمرش هر روز خمیده‌تر می‌شد. با این حال، هر صبح دوباره ابزار کفش‌دوزی را مرتب می‌کرد، نخ را از سوراخ سوزن می‌گذراند و منتظر می‌نشست؛ گویی امید، آخرین چیزی بود که هنوز از او گرفته نشده بود. شاید دردناک‌ترین لحظه برای این خانواده زمانی بود که کوچک‌ترین دختر، نازیه، یک روز از مادرش پرسید: «مادر، ما همیشه در همین خانه خراب زندگی می‌کنیم؟» زلیخا چند لحظه سکوت کرد. نه می‌خواست دروغ بگوید و نه امید دخترش را از بین ببرد. نازیه را در آغوش گرفت، موهایش را نوازش کرد و گفت: «نه دخترم، هیچ زمستانی همیشگی نیست. خدا راهی باز می‌کند.» خودش نمی‌دانست آن راه چه زمانی خواهد رسید، اما باور داشت اگر امید را از فرزندانش بگیرد، دیگر چیزی برای ادامه زندگی باقی نمی‌ماند. روزها یکی پس از دیگری سپری می‌شدند. گاهی یکی دو مشتری پیدا می‌شد و عبدالحمید چند صد افغانی به دست می‌آورد؛ پولی که همان روز صرف خرید آرد، روغن یا دوا می‌شد. گاهی هم چندین روز هیچ درآمدی نداشتند و سفره‌شان تنها با نان خشک و چای ساده پر می‌شد. با این همه، هر شب وقتی همه دور سفره کوچک پارچه‌ای جمع می‌شدند، زلیخا تلاش می‌کرد لبخند بزند، عبدالحمید از روزهای بهتر گذشته برای فرزندانش قصه بگوید و کودکان نیز وانمود کنند که سیر هستند تا پدر و مادرشان کمتر غصه بخورند. این خانواده تنها یک روایت خیالی از رنج نیست، بلکه تصویر زندگی هزاران خانواده مهاجر بازگشته‌ای است که با دست‌های خالی، خاطره سال‌های مهاجرت و آینده‌ای نامعلوم به افغانستان بازمی‌گردند. آنان نه در پی ثروت‌اند و نه آسایشی بزرگ؛ آرزویشان تنها خانه‌ای امن، لقمه‌ای نان حلال و فرصتی برای کار کردن است. عبدالحمید هنوز هر صبح جعبه کفش‌دوزی‌اش را باز می‌کند، هرچند درد کمر امانش را بریده است. زلیخا هنوز هر شب امید را برای فرزندانش تکرار می‌کند، هرچند خودش هم نمی‌داند فردا چه خواهد شد. و کودکان این خانه مخروبه، با همه محرومیت‌ها، هنوز وقتی خورشید از پشت دیوارهای شکسته طلوع می‌کند، باور دارند شاید امروز روزی باشد که زندگی‌شان اندکی بهتر شود؛ زیرا در فرهنگ خانواده‌های افغان، حتی در سخت‌ترین روزها، امید آخرین چراغی است که خاموش نمی‌شود. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


1 روز قبل - 101 بازدید

اداره‌ی ملی امتحانات، نتایج آزمون کانکور سال ۱۴۰۵ را که برای چهارمین سال متوالی بدون حضور دختران برگزار شده بود، امروز (دوشنبه، ۱۵ سرطان) اعلام کرد. این اداره با نشر اعلامیه‌ای گفته است که راشد، فرزند پهلوان از ولایت پروان با کسب ۳۶۰ نمره، اول‌نمره عمومی شده و به دانشکده‌ی طب عمومی دانشگاه طبی کابل راه یافته است. عبدالباقی حقانی، رییس اداره‌ی ملی امتحانات می‌گوید که راشد اولین نفر است که ۳۶۰ نمره در آزمون کانکور کسب کرده است. براساس اعلام اداره‌ی ملی امتحانات، انعام‌الله فرزند شیرزمان از ولایت کنر با کسب ۳۵۸.۰۹۳۷ نمره، دوم‌نمره عمومی شده و به دانشکده‌ی طب عمومی دانشگاه کابل راه یافته است. به همین ترتیب، عبدالهادی فرزند عبدالرحمان از ولایت پکتیا با کسب ۳۵۶.۹۶۷۹۱ نمره، سوم‌نمره عمومی شده است و به دانشکده‌ی طب عمومی دانشگاه طب کابل راه یافته است. همچنین محمدایمن فرزند محمدبشیر از ولایت پکتیا نیز با کسب ۳۵۶.۹۶۷۹۰ نمره، چهارم‌نمره عمومی شده و بسم‌الله‌جان فرزند محمدعمر از ولایت میدان وردک با کسب ۳۵۶.۸۵۷۹ نمره، پنجم‌نمره عمومی شده است. در اعلامیه آمده است که این دو نفر نیز به دانشکده‌ی طب عمومی دانشگاه طب کابل راه یافته‌اند. مراسم اعلام نتایج آزمون کانکور با حضور عبدالسلام حنفی، معاون اداری نخست‌وزیر حکومت سرپرست برگزار شد. آقای حنفی در سخنرانی خود گفت که در کانکور امسال ۱۱۷ هزار داوطلب از مکاتب و مدارس کشور شرکت کرده بودند. او مدعی شد که تمام مراحل این آزمون به‌صورت منظم و شفاف سپری شده است. این در حالی است که حکومت فعلی پس از تسلط دوباره بر افغانستان، تنها یک سال به دختران اجازه‌ی شرکت در آزمون سراسری کانکور را دادند و پس از آن شرکت آنان در این آزمون را ممنوع کردند. پیش از تسلط حکومت فعلی بر افغانستان و ممنوعیت آموزش دختران، برای سه سال متوالی دختران اول‌نمره عمومی کانکور شده بودند.

ادامه مطلب


1 روز قبل - 75 بازدید

آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که هوش مصنوعی با سرعت سرسام‌آور در حال پیشرفت است و همین اکنون جهان ما را دگرگون می‌کند. آقای گوترش امروز (دوشنبه، ۶ جولای) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که انسان‌ها باید اطمینان حاصر کنند که هوش مصنوعی در خدمت بشریت باشد، نه برعکس. او پرسیده است که آیا انسان این دگرگونی را هدایت خواهد کرد یا رهبری آن را به هوش مصنوعی خواهد داد. همچنین دبیرکل سازمان ملل متحد بر حفاظت از کودکان در برابر هوش مصنوعی تاکید کرده است. او در ادامه گفته است: «به همین دلیل من خواستار تعهد ایمنی کودکان در برابر هوش مصنوعی هستم که بر اساس سه قانون بنا شده: آزمایش ایمنی و نظارت، عدم تحمل سوءاستفاده و سیستم‌های پشتیبانی در بحران.» با این حال، هوش مصنوعی در چند سال اخیر به‌گونه‌ چشم‌گیری رشد کرده و نگرانی‌هایی را در حوزه‌های مختلف برانگیخته است.

ادامه مطلب


1 روز قبل - 83 بازدید

منابع محلی از ولایت بادغیس می‌گویند که یک کودک در اثر پرتاب نارنجک زخمی شده و در مسیر شفاخانه جان باخته است. دست‌کم دو منبع امروز (دوشنبه، ۱۵ سرطان) گفته‌اند که این رویداد در ولسوالی قادس ولایت بادغیس رخ داده است. منبع تاکید کرد که نارنجک از سوی افراد ناشناس به منزل مسکونی میرزاخان در ساحه قادس‌آبد مرکز ولسوالی قادس پرتاب شده است. در ادامه آمده است که میرزا خان، یک فرد عادی است. جزییاتی از این که فرد یا افرادی به عنوان عامل پرتاب نارنج شناسایی و بازداشت شده‌اند یا نه، ارائه نشده است. باید گفت که بر اساس آمار سازمان ملل، حدود ۳.۳ میلیون نفر در افغانستان در نزدیکی مناطق آلوده به ماین‌ها و مواد منفجره زندگی می‌کنند. انفجار مهمات باقی‌مانده از دهه‌ها جنگ در افغانستان همچنان از عوامل اصلی تلفات غیرنظامیان، به‌ویژه کودکان، به شمار می‌رود. سازمان حقوق بشری «رواداری» گزارش داده است که در سال ۲۰۲۵ میلادی دست‌کم ۷۹ نفر در اثر انفجار ماین‌های زمینی و مهمات منفجرنشده کشته و ۸۵ نفر دیگر زخمی شده‌اند. این نهاد تاکید کرده است که قربانیان شامل ۳۰ مرد، ۶ زن و ۴۳ کودک بوده‌اند که نشان‌دهنده آسیب‌پذیری بالای کودکان در برابر این تهدید است. همزمان اداره مبارزه با حوادث طبیعی اعلام کرده است که از اپریل ۲۰۲۵ تا مارچ ۲۰۲۶ در سراسر افغانستان ۲۲۵ رویداد مرتبط با ماین‌ها و مواد منفجرنشده ثبت شده است. در اعلامیه آمده است که این رویدادها ۹۶ کشته و ۳۷۸ زخمی برجا گذاشته و خطر گسترده مواد انفجاری باقی‌مانده از جنگ را بار دیگر برجسته کرده است.

ادامه مطلب