برچسب: رسانه گوهرشاد

3 ساعت قبل - 54 بازدید

مسوولان محلی از ولایت لوگر می‌گویند که در پی یک رویداد مسمومیت در شهر پل‌علم، مرکز این ولایت، یک زن جان باخته و دو دختر و یک پسرش نیز مسموم شدند. میرویس ابدالی، سخنگوی والی لوگر، امروز (شنبه، ۲۸ سنبله) گفته است که این رویداد شب گذشته در شهر پل‌علم رخ داده است. وی تاکید کرد که در این رویداد یک زن جان باخته و سه فرزندش، شامل دو دختر و یک پسر، به‌شدت مسموم شدند. سخنگوی والی لوگر در ادامه تاکید کرد که وضعیت صحی دو دختر و یک پسر وخیم گزارش شده و آنان برای درمان به کابل منتقل شده‌اند. ابدالی افزوده است که علت دقیق این رویداد تاکنون مشخص نشده و بررسی‌ها در این زمینه ادامه دارد. او تصریح کرد که مسمومیت غذایی می‌تواند یکی از علت‌های این رویداد باشد.

ادامه مطلب


6 ساعت قبل - 82 بازدید

منابع محلی از ولایت فاریاب می‌گوید که یک دختر جوان در ولسوالی قیصار این ولایت به صورت بسیار فجیع به قتل رسیده است. دست‌کم دو منبع گفته‌اند که جسد این دختر با سر بریده شده از روستای یکه‌پسته از مربوطات ولسوالی قیصار ولایت فاریاب پیدا شده و سپس به شفاخانه انتقال یافته است. منبع در ادامه تاکید کرد که در بدن این دختر جوان آثار ضرب و شتم نیز دیده شده است. منبع افزوده است که هویت این دختر کشته شده و این که خویشاوندانش چه کسانی هستند، تا کنون روشن نیست. این در حالی است که روز پنج‌شنبه‌ هفته‌ی گذشته نیز منابع، از پیدا شدن جسد یک دختر جوان از ساحه مرکز ولایت لوگر خبر داده‌ بودند. قابل ذکر است که از زمان تسلط دوباره‌ی حکومت سرپرست بر افغانستان، موارد متعددی از قتل زنان در ولایت‌های مختلف کشور گزارش شده است. بیماری‌های روانی، خصومت شخصی، ازدواج‌های اجباری، خشونت خانوادگی و فشار‎های روحی ناشی از فقر و بیکاری عوامل اصلی این قتل‌ها بیان شده است. همچنین با تسلط حکومت سرپرست بر افغانستان اکثریت نهادهای حامی حقوق زنان متوقف شده است. زنان در افغانستان چون گذشته با مراجعه به نهادهای عدلی و قضایی، دیگر نمی‌توانند برای خشونت‌های وارده‌ی شان شکایت کنند و این‌گونه خشونت‌‌ها پایدار باقی مانده و افزایش پیدا می‌کند.

ادامه مطلب


8 ساعت قبل - 70 بازدید

کارشناسان سازمان ملل متحد از پاکستان خواسته‌اند که اخراج اجباری مهاجران افغانستان، به‌ویژه زنان و کودکان بدون سرپرست را متوقف کند و پیش از اخراج، وضعیت هر فرد را به‌صورت جداگانه ارزیابی کند. ریچارد بنت، گزارشگر ویژه‌ی شورای حقوق بشر ملل متحد در امور افغانستان و هفت کارشناس دیگر این سازمان روز (جمعه، ۲۷ سنبله) در یک اعلامیه‌ای مشترک نسبت به بازگرداندن اجباری مهاجران افغانستان توسط پاکستان ابراز نگرانی کردند. کارشناسان سازمان ملل از دولت پاکستان خواسته‌اند که یک سازوکار شفاف ایجاد کند تا افراد در معرض خطر اعلام وضعیت کنند و از اخراج اجباری به افغانستان مصون بمانند. آنان از بازگرداندن کودکان افغانستانی بدون سرپرست ابراز نگرانی کرده و گفته‌اند که در افغانستان سازوکارهای کافی برای پذیرش، حمایت و حفاظت از این کودکان وجود ندارد. کارشناسان سازمان ملل می‌گویند بدون چنین سازوکارهایی، افراد آسیب‌پذیر ممکن است همچنان پنهان بمانند و به‌دلیل ترس از دستگیری، بازداشت یا اخراج، قادر به درخواست حمایت نباشند. کارشناسان سازمان ملل از این روند استقبال کرده و گفته‌اند که «تدابیری برای آگاه‌سازی مقام‌های امنیتی» در مورد افراد آسیب‌پذیر اتخاذ و معیارها و رویه‌های به‌کاررفته برای شناسایی این افراد نیز شفاف شود. آنان از کشورهای توسعه‌یافته نیز خواسته‌اند با حمایت سیاسی و مالی از کشورهای میزبان افغانستانی‌ها، زمینه اسکان مجدد و ایجاد مسیرهای امن برای افغانستانی‌های در معرض خطر را فراهم کنند. کارشناسان سازمان ملل افزوده که از ۱۰ جولای تا ۲۷ آگست ۲۰۲۶، حدود ۱۲۷ هزار و ۳۴۴ افغان از پاکستان وارد افغانستان شده‌اند که دست‌کم ۱۴ هزار و ۱۸۶ نفر آنان به‌گونه اجباری بازگردانده شده‌اند. حدود ۳۸ هزار و ۳۸۸ زن و کودک نیز در میان افراد بازگشته بوده‌اند.

ادامه مطلب


8 ساعت قبل - 74 بازدید

هریش پارواتاننی، نماینده هند در سازمان ملل متحد از جامعه جهانی خواسته است تا از زنان و دختران و دیگر شهروندان افغانستان حمایت کرده و همکاری با این کشور را ادامه دهد. آقای پارواتاننی با ابراز نگرانی از بازگشت اجباری مهاجران اهل افغانستان گفته است که بازگشت‌ها باید داوطلبانه، امن و با حفظ کرامت انسانی انجام شود. وی این اظهارات را در نشست شورای امنیت سازمان ملل متحد درباره افغانستان مطرح کرده و تاکید کرد که جامعه جهانی باید از زنان و همه افغانستانی‌ها حمایت کند و تعامل با افغانستان را به‌گونه‌ای اصول‌محور و پایدار ادامه دهد. پارواتاننی تصریح کرد که هند از طریق بیش از ۵۰۰ پروژه مشارکتی در هر ۳۴ ولایت افغانستان، در توسعه این کشور سهم گرفته است. او افزوده است: «تعهد ما برای ارایه کمک‌های بشردوستانه به مردم افغانستان ادامه خواهد داشت. ما با نهادهای سازمان ملل متحد و همچنین نهادهایی مانند جمعیت هلال احمر افغانستان همکاری می‌کنیم تا کمک‌ها را به افرادی که بیش از همه به آن نیاز دارند، برسانیم.» نماینده هند با استناد به گزارش دبیرکل سازمان ملل متحد گفت که در نیمه نخست سال جاری، ۱۵۰ مرکز صحی در افغانستان بسته شده و از کشورها خواست برای تقویت نظام صحی این کشور سرمایه‌گذاری کنند. پارواتاننی افزود که هند به یکی از مقصدهای عمده صادرات افغانستان تبدیل شده و متعهد به گسترش تجارت دوجانبه برای حمایت از توسعه اقتصادی افغانستان است. همچنین پارواتاننی گفت که روابط هند و افغانستان تاریخی و فراتر از مرزهای امروزی است.

ادامه مطلب


20 ساعت قبل - 155 بازدید

مشکل زمانی دشوارتر می‌شود که معاش با تأخیر پرداخت شود. گزارش‌های مربوط به کارکنان صحی بلخ نیز از مشکلات مالی و تأخیر معاش و تأثیر آن بر زندگی کارکنان صحی حکایت دارد. در یکی از گزارش‌های منتشرشده در سال ۲۰۲۶، یک نرس در شفاخانه حوزوی ابوعلی سینای مزارشریف گفته بود که معاش خود را معمولاً با دو تا سه ماه تأخیر دریافت می‌کند و با وجود مشکلات اقتصادی ناچار است به کارش ادامه دهد. برای کارمندی که معاش تنها منبع درآمد اوست، تأخیر چندماهه فقط یک مشکل اداری نیست؛ یعنی کرایه، خوراک، رفت‌وآمد و دیگر هزینه‌های زندگی باید با پولی تأمین شود که هنوز دریافت نشده است. با وجود همه این دشواری‌ها، استعفا برای او آسان نیست. او برای رسیدن به این شغل درس خوانده، آموزش دیده و سال‌ها تلاش کرده است. در شرایطی که پیدا کردن یک کار مناسب برای زنان همیشه آسان نیست، ترک شغلی که برای به دست آوردنش زحمت کشیده، تصمیم ساده‌ای نیست. از سوی دیگر، هیچ تضمینی وجود ندارد که اگر امروز استعفا بدهد، فردا بتواند کار دیگری پیدا کند. به همین دلیل، بسیاری از سختی‌ها را تحمل می‌کند و دوباره صبح روز بعد به شفاخانه برمی‌گردد. فشار کاری زمانی بیشتر می‌شود که شمار بیماران افزایش پیدا کند. شفاخانه‌های بزرگ بلخ تنها پذیرای بیماران شهر مزارشریف نیستند و بیماران بسیاری از مناطق و ولایت‌های اطراف نیز برای درمان به این مراکز مراجعه می‌کنند. در گزارش‌های مربوط به شفاخانه حوزوی ابوعلی سینای بلخی نیز از افزایش ظرفیت این شفاخانه و هم‌زمان کمبود داکتران، کارکنان صحی و خدماتی گزارش شده است. اما برای نرس‌ها، این کمبود فقط یک رقم یا جمله در گزارش‌ها نیست؛ یعنی وقتی تعداد بیماران زیاد می‌شود، همان نیروی محدود باید کار بیشتری انجام دهد و فشار بیشتری را تحمل کند. او می‌گوید وقتی تعداد بیماران زیاد می‌شود، حتی فرصت فکر کردن هم ندارد. باید وضعیت بیمار را بررسی کند، دوا و وسایل لازم را آماده سازد، به بیمار دیگری پاسخ بدهد و هم‌زمان نگران بیماری باشد که در اتاق دیگر منتظر اوست. «گاهی یک مریض را تمام نکرده، مریض دیگر صدا می‌زند. هنوز پیش آن یکی نرفته، از اتاق دیگر صدای نرس می‌آید. آدم نمی‌داند اول کدام طرف برود.» در چنین لحظاتی، سرعت عمل برای او یک ضرورت است؛ اما پشت این سرعت، فشار ذهنی زیادی وجود دارد، زیرا او باید در میان خستگی و ازدحام، مراقب باشد اشتباهی رخ ندهد. با وجود تمام این مشکلات، او هنوز از شغلش متنفر نشده است. چیزی که باعث شده همچنان لباس سفید بپوشد، لحظه‌هایی است که یک بیمار بهتر می‌شود. لحظه‌ای که بیماری پس از چند روز بستری بودن حالش خوب می‌شود، یا کودکی که ساعت‌ها گریه کرده آرام می‌گیرد، برای او ارزش زیادی دارد. گاهی یک تشکر ساده از سوی یک مادر یا پدر، خستگی یک روز کامل را برای چند لحظه از ذهنش دور می‌کند. «وقتی مریض خوب می‌شود، خوش می‌شوم. وقتی یک مادر می‌آید و می‌گوید تشکر، بچه‌ام بهتر شد، همان یک جمله باعث می‌شود فکر کنم شاید این همه خستگی بی‌فایده نبوده باشد.» اما این لحظه‌های خوب نمی‌تواند مشکلات زندگی او را از بین ببرد. او همچنان باید هزینه‌های خانه و رفت‌وآمد را بپردازد و با معاشی زندگی کند که خودش آن را ناکافی می‌داند. فشار کاری و برخوردهای نامناسب نیز هر روز بخشی از توان جسمی و روانی او را می‌گیرد. گاهی ممکن است بعد از پایان یک شیفت سنگین، تنها چیزی که می‌خواهد سکوت باشد؛ نه صحبت، نه رفت‌وآمد و نه شنیدن صدای دیگری. با این حال، صبح روز بعد دوباره باید برخیزد و همان مسیر را طی کند. یک شب، زمانی که شیفتش تقریباً تمام شده بود، دوباره یکی از بیماران به کمک نیاز پیدا کرد. ساعت از هشت شب گذشته بود و خستگی از چهره‌اش پیدا بود. می‌توانست بگوید شیفتم تمام شده است. می‌توانست چند دقیقه صبر کند تا فرد دیگری به بیمار رسیدگی کند. اما دوباره به طرف تخت رفت. شاید همین لحظه ساده، تمام تناقض زندگی او را نشان می‌دهد؛ زنی که خودش به حمایت نیاز دارد، اما هر روز باید از دیگران مراقبت کند. او نمی‌خواهد مردم فقط به این دلیل که نرس است، تصور کنند که خستگی ندارد. می‌خواهد مردم بدانند پشت لباس سفید، یک انسان ایستاده است؛ انسانی که خانواده دارد، مشکل دارد، هزینه زندگی دارد، گرسنه می‌شود، خسته می‌شود و گاهی خودش نیز به یک جمله آرامش‌بخش نیاز دارد. «ما هم خانواده داریم، مشکل داریم، کرایه داریم، گرسنه می‌شویم و خسته می‌شویم. فقط چون لباس سفید پوشیده‌ایم، معنی‌اش این نیست که درد نداریم.» صبح روز بعد، همه چیز دوباره از نو آغاز می‌شود. او لباس سفیدش را می‌پوشد، موهایش را مرتب می‌کند، کیفش را برمی‌دارد و راه شفاخانه را در پیش می‌گیرد. شاید همان روز دوباره کسی بر سرش فریاد بزند، شاید خانواده‌ای از تأخیر ناراحت باشد، شاید مسئول شفاخانه کاری از او بخواهد که انجام دادنش در آن شلوغی دشوار باشد و شاید دوباره ساعت‌ها سرپا بایستد و ناهارش سرد شود. شاید حتی بار دیگر فرصت نوشیدن آب را پیدا نکند؛ اما باز هم می‌رود، چون پشت درهای شفاخانه بیمارانی منتظرند و در آن لحظه، کسی باید کنار آنان باشد. برای دیگران، لباس سفید او شاید فقط نشانه یک شغل باشد؛ اما برای خودش، یادآور سال‌هایی است که برای رسیدن به این جایگاه درس خوانده و تلاش کرده است. اکنون برای حفظ همین شغل، هر روز بخشی از توان و آرامش خود را هزینه می‌کند. او شاید نتواند همه مشکلات زندگی‌اش را تغییر دهد، اما هنوز می‌تواند دست بیماری را بگیرد، به یک مادر اطمینان بدهد، وضعیت یک کودک را بررسی کند و در لحظه‌ای که خانواده‌ای احساس درماندگی می‌کند، کنارشان بایستد. شاید ما هنگام دیدن یک نرس، فقط لباس سفید او را ببینیم؛ اما پشت آن لباس، داستان انسانی وجود دارد که خودش نیز خسته می‌شود، درد می‌کشد و نگرانی‌های خودش را دارد. با این تفاوت که هر صبح، پیش از آن‌که به دردهای خودش فکر کند، راه شفاخانه را در پیش می‌گیرد. شاید همین است معنای پنهان لباس سفید؛ لباسی که برای دیگران نشانه مراقبت است، اما برای زنی که آن را می‌پوشد، یادآور مسئولیتی است که با وجود خستگی، فشار، معاش کم و دشواری‌های زندگی، هنوز آن را رها نکرده است. و شاید پشت هر «نرس صاحب» که در راهروهای شلوغ شفاخانه شنیده می‌شود، انسانی ایستاده باشد که خودش هم گاهی نیاز دارد کسی بپرسد: «خسته نیستی؟» بخش اول... نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


23 ساعت قبل - 136 بازدید

خانواده نخستین محیطی است که انسان در آن زندگی را تجربه می‌کند، مهارت‌های ارتباطی را می‌آموزد و پایه‌های شخصیت و رفتار او شکل می‌گیرد. بسیاری از باورها، عادت‌ها، ارزش‌ها و شیوه‌های برخورد با مشکلات، پیش از ورود فرد به مکتب و جامعه، در محیط خانواده شکل می‌گیرند. به همین دلیل، خانواده را می‌توان یکی از مهم‌ترین عوامل مؤثر بر سلامت فرد و جامعه دانست. آسیب‌های اجتماعی از جمله مشکلاتی هستند که می‌توانند امنیت، سلامت روانی و کیفیت زندگی افراد و جامعه را تحت تأثیر قرار دهند. اعتیاد، خشونت، بزهکاری، ترک تحصیل، روابط ناسالم، سوءاستفاده از فضای مجازی و برخی رفتارهای پرخطر، تنها نمونه‌هایی از این آسیب‌ها هستند. اگرچه مقابله با این مشکلات به همکاری نهادهای مختلف اجتماعی، آموزشی و فرهنگی نیاز دارد، اما پیشگیری از بسیاری از آن‌ها از محیط خانواده آغاز می‌شود. خانواده چگونه بر رفتار اجتماعی افراد تأثیر می‌گذارد؟ کودکان و نوجوانان بخش مهمی از رفتارهای خود را از محیط اطرافشان یاد می‌گیرند و والدین نخستین الگوهای رفتاری آن‌ها هستند. نحوه برخورد پدر و مادر با یکدیگر، شیوه حل اختلافات، میزان احترام به دیگران، چگونگی مواجهه با مشکلات و حتی نوع صحبت کردن اعضای خانواده می‌تواند بر شخصیت و رفتار فرزند اثر بگذارد. کودکی که در محیطی همراه با احترام، محبت و گفت‌وگو رشد می‌کند، معمولاً فرصت بیشتری برای یادگیری مهارت‌های ارتباطی سالم دارد. در مقابل، محیطی که در آن خشونت، تحقیر، بی‌توجهی یا اختلاف شدید خانوادگی وجود دارد، می‌تواند زمینه بروز برخی مشکلات رفتاری و عاطفی را افزایش دهد. البته هیچ خانواده‌ای کاملاً بدون مشکل نیست. آنچه اهمیت دارد، نحوه مدیریت مشکلات و تلاش اعضای خانواده برای ایجاد محیطی امن، آرام و سالم است. ایجاد رابطه عاطفی سالم با فرزندان یکی از مهم‌ترین عوامل محافظت‌کننده در برابر آسیب‌های اجتماعی، وجود رابطه مناسب میان والدین و فرزندان است. فرزندی که احساس کند در خانواده شنیده می‌شود، مورد احترام قرار دارد و در زمان مشکلات می‌تواند روی حمایت والدین حساب کند، احتمال بیشتری دارد که مسائل خود را با خانواده در میان بگذارد. محبت به فرزند تنها به تأمین نیازهای مادی محدود نمی‌شود. اختصاص زمان برای گفت‌وگو، توجه به احساسات، تشویق تلاش‌های فرزند و احترام به دیدگاه او نیز بخش مهمی از محبت خانوادگی است. والدین نباید تنها زمانی با فرزندان خود صحبت کنند که مشکلی به وجود آمده باشد. گفت‌وگوی روزمره و ایجاد رابطه‌ای صمیمی و دوستانه می‌تواند باعث شود که در صورت مواجهه فرزند با یک موقعیت دشوار، مراجعه به خانواده برای او امری طبیعی باشد. آموزش مهارت‌های زندگی؛ یکی از مؤثرترین روش‌های پیشگیری فرزندان برای حضور سالم در جامعه تنها به آموزش‌های درسی نیاز ندارند؛ آن‌ها باید مهارت‌هایی را نیز بیاموزند که در موقعیت‌های مختلف زندگی به کمکشان بیایند. مهارت تصمیم‌گیری، حل مسئله، کنترل خشم، برقراری ارتباط مؤثر، مدیریت احساسات، انتخاب دوست و توانایی «نه گفتن» از جمله مهارت‌هایی هستند که می‌توانند نقش مهمی در پیشگیری از رفتارهای پرخطر داشته باشند. برای مثال، نوجوانی که می‌تواند در برابر فشار دوستان مقاومت کند و پیامدهای یک تصمیم را بررسی نماید، احتمال بیشتری دارد که در موقعیت‌های پرخطر انتخاب سنجیده‌تری داشته باشد. این مهارت‌ها باید به‌صورت تدریجی و متناسب با سن فرزند آموزش داده شوند. بهتر است والدین آن‌ها را تنها در قالب توصیه و نصیحت مطرح نکنند، بلکه فرصت تجربه، تمرین و تصمیم‌گیری را نیز در اختیار فرزند قرار دهند. نقش خانواده در انتخاب دوستان دوران نوجوانی دوره‌ای است که ارتباط با همسالان اهمیت زیادی پیدا می‌کند. دوستان می‌توانند تأثیر مثبتی بر پیشرفت تحصیلی، اعتمادبه‌نفس و رشد اجتماعی فرد داشته باشند، اما در برخی شرایط نیز ممکن است فرد را به سمت رفتارهای پرخطر سوق دهند. نظارت والدین بر روابط فرزند اهمیت زیادی دارد، اما این نظارت نباید به کنترل افراطی تبدیل شود. اگر والدین بدون گفت‌وگو و توضیح، همه دوستان فرزند را ممنوع کنند، ممکن است نتیجه معکوس ایجاد شود و فرزند روابط خود را از خانواده پنهان کند. بهتر است والدین درباره ویژگی‌های یک دوست مناسب با فرزندشان صحبت کنند و به او بیاموزند که یک رابطه سالم باید بر پایه احترام، اعتماد، مسئولیت‌پذیری و رفتار درست شکل بگیرد. خانواده و پیشگیری از اعتیاد اعتیاد یکی از جدی‌ترین آسیب‌های اجتماعی است و پیشگیری از آن باید از سال‌های کودکی آغاز شود. آگاهی‌بخشی درباره پیامدهای مصرف مواد، ایجاد رابطه عاطفی مناسب، شناخت دوستان فرزند و توجه به تغییرات رفتاری، از جمله اقدامات مهم خانواده در این زمینه هستند. والدین باید اطلاعات درست و متناسب با سن فرزند ارائه کنند و درباره خطرات مواد اعتیادآور با او گفت‌وگو داشته باشند. ایجاد فضای ترس و تهدید به‌تنهایی روش مؤثری برای پیشگیری نیست؛ بلکه فرزند باید بتواند درباره پرسش‌ها و نگرانی‌های خود بدون ترس از سرزنش با والدین صحبت کند. همچنین والدین باید بدانند که مشاهده یک تغییر رفتاری به معنای وجود اعتیاد یا یک آسیب جدی نیست. در صورت نگرانی، بهتر است موضوع با آرامش بررسی شود و در صورت نیاز، از مشاوران یا متخصصان کمک گرفته شود. تأثیر فضای مجازی بر آسیب‌های اجتماعی فضای مجازی به بخش جدایی‌ناپذیری از زندگی بسیاری از کودکان و نوجوانان تبدیل شده است. اینترنت فرصت‌های زیادی برای آموزش، ارتباط و سرگرمی فراهم می‌کند، اما استفاده نادرست از آن می‌تواند فرد را در معرض محتوای نامناسب، ارتباط با افراد ناشناس، فریب، مزاحمت اینترنتی و برخی رفتارهای پرخطر قرار دهد. به همین دلیل، خانواده باید در کنار ایجاد محدودیت‌های منطقی، سواد رسانه‌ای فرزند را نیز افزایش دهد. آموزش حفظ اطلاعات شخصی، شناخت افراد ناشناس، بررسی اعتبار مطالب و نحوه برخورد با پیام‌ها و محتواهای نامناسب، بسیار مهم‌تر از ممنوعیت کامل فناوری است. والدین نیز لازم است خودشان با شیوه درست استفاده از فناوری و شبکه‌های اجتماعی آشنا باشند تا بتوانند راهنمای مناسبی برای فرزندانشان باشند. پیشگیری از خشونت از داخل خانه آغاز می‌شود خانواده‌ای که در آن اختلافات با گفت‌وگو و احترام حل می‌شوند، می‌تواند الگوی مناسبی برای فرزندان ایجاد کند. در مقابل، قرار گرفتن مداوم کودک در معرض خشونت و تحقیر می‌تواند بر احساس امنیت و نحوه ارتباط او با دیگران اثر منفی بگذارد. والدین باید به فرزندان بیاموزند که خشم یک احساس طبیعی است، اما خشونت راه مناسبی برای حل مسئله نیست. یادگیری گفت‌وگو، کنترل هیجانات و یافتن راه‌حل‌های منطقی می‌تواند از انتقال رفتارهای خشونت‌آمیز به نسل بعدی جلوگیری کند. اهمیت همکاری خانواده و مکتب خانواده و مکتب دو محیط مهم در رشد کودکان و نوجوانان هستند و همکاری میان آن‌ها می‌تواند تأثیر قابل توجهی بر پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی داشته باشد. والدین نباید نسبت به وضعیت تحصیلی و رفتاری فرزند خود بی‌تفاوت باشند و در صورت مشاهده تغییرات غیرعادی، بهتر است با مکتب ارتباط برقرار کنند. از سوی دیگر، مکتب نیز می‌تواند در زمینه آموزش مهارت‌های زندگی، شناسایی مشکلات و آگاهی‌بخشی به دانش‌آموزان و والدین نقش مؤثری داشته باشد. ارتباط مناسب میان خانواده و مکتب باعث می‌شود مشکلات احتمالی زودتر شناسایی شوند و پیش از آنکه به بحران تبدیل شوند، برای آن‌ها راه‌حل مناسبی پیدا شود. نظارت همراه با اعتماد یکی از چالش‌های مهم والدین، پیدا کردن تعادل میان آزادی و نظارت است. نظارت بیش از حد ممکن است استقلال فرزند را کاهش دهد و نبود نظارت نیز می‌تواند او را در معرض خطرهای مختلف قرار دهد. روش مناسب، ایجاد اعتماد همراه با مسئولیت‌پذیری است. فرزند باید متناسب با سن و شرایط خود از آزادی برخوردار باشد و در عین حال، مسئولیت انتخاب‌ها و رفتارهای خود را نیز بیاموزد. نظارت سالم به معنای جاسوسی یا کنترل دائمی نیست، بلکه به معنای آگاهی از شرایط زندگی فرزند، دوستان، فعالیت‌ها و مشکلات احتمالی اوست. شناسایی زودهنگام نشانه‌های مشکل پیشگیری زمانی مؤثرتر است که مشکل در مراحل اولیه شناسایی شود. تغییر ناگهانی در رفتار، افت تحصیلی، انزوا، پرخاشگری، تغییر شدید در روابط دوستانه یا بی‌علاقگی غیرمعمول به فعالیت‌های روزمره می‌تواند نشانه‌ای باشد که نیاز به توجه بیشتر دارد. این نشانه‌ها به‌تنهایی بیانگر وجود یک آسیب اجتماعی نیستند و ممکن است دلایل مختلفی داشته باشند. بنابراین، والدین بهتر است به جای قضاوت و سرزنش، با فرزند خود گفت‌وگو کنند و در صورت نیاز از مشاور یا متخصص کمک بگیرند. نتیجه‌گیری خانواده یکی از مهم‌ترین پایه‌های پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی است. تربیت فرزندانی مسئولیت‌پذیر، آگاه و توانمند تنها با دستور دادن و نظارت سخت‌گیرانه امکان‌پذیر نیست، بلکه نیازمند رابطه عاطفی سالم، گفت‌وگوی مستمر، آموزش مهارت‌های زندگی، الگوسازی صحیح و ایجاد احساس امنیت است. خانواده‌ای که به نیازهای عاطفی و اجتماعی فرزندان توجه می‌کند، به آن‌ها قدرت تصمیم‌گیری می‌آموزد و در کنار محبت، مرزهای سالم و مسئولیت‌پذیری را آموزش می‌دهد، می‌تواند نقش مهمی در کاهش زمینه‌های آسیب‌های اجتماعی ایفا کند. در نهایت، پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی مسئولیتی مشترک میان خانواده، مکتب و جامعه است؛ اما خانواده نقطه آغاز این مسیر محسوب می‌شود. هر اندازه خانواده‌ها آگاه‌تر و روابط میان اعضای خانواده سالم‌تر باشد، نسل آینده آمادگی بیشتری برای مواجهه با چالش‌های اجتماعی خواهد داشت و جامعه نیز از ثمرات این تربیت سالم بهره‌مند خواهد شد. نویسنده: سحر یوسفی

ادامه مطلب


1 روز قبل - 102 بازدید

رسانه آی‌تی‌وی نیوز اعلام کرد که در برخی از شفاخانه‌های افغانستان روزانه دست‌کم ۶ کودک به دلیل ابتلا به سوءتغذیه جان می‌دهند. این شبکه خبری با نشر گزارشی درباره افزایش مرگ‌ومیر ناشی از سوءتغذیه در افغانستان، از کمبود دارو، امکانات پزشکی و ناتوانی خانواده‌ها برای درمان کودکان مبتلا به سوءتغذیه در کشور هشدار داده است. رسانه آی‌تی‌وی نیوز در گزارشش نوشته است که شاهد بحران بهداشتی بوده است که روزانه جان کودکان را می‌گیرد. بربنیاد این گزارش، میزان مرگ‌ومیر کودکان مبتلا به سوءتغذیه در افغانستان افزایش یافته و نظام صحی پاسخگوی مدیریت این بحران نیست. همچنین اما مورفی، سردبیر این رسانه در دیدار از شفاخانه اندرا گاندی کابل به نقل از یک پزشک بخش مراقبت‌های ویژه نوشت این مرکز صحی برای درمان کودکان سوءتغذیه فقط شیر در اختیار دارد. در گزارش آمده است افرادی که از پیش با بیماری یا مشکلات جسمی دست‌وپنجه نرم می‌کنند، اکنون علاوه بر مشکلات قبلی، با پیامدهای کمبود غذا و سوءتغذیه نیز روبرو هستند. خانواده انیسه، کودک هفت ساله مبتلا به سوءتغذیه گفته است که توان مالی خرید داروی مورد نیاز برای دیابت نوع یک کودک خود را ندارند. گزارشگر آی‌تی‌وی نیوز نوشت برای بسیاری از این خانواده‌ها، مشکل تنها بیماری کودک نیست؛ هزینه درمان، کمبود دارو و ناتوانی در تأمین نیازهای اولیه زندگی نیز بر مشکلات آنها افزوده شده است. یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد اعلام کرده است که در سراسر افغانستان، ۳.۷ میلیون کودک دچار سوءتغذیه حاد هستند و جان حدود یک میلیون نفر از آن‌ها به دلیل سوءتغذیه شدید، در معرض خطر مرگ قرار دارد. این گزارش هشدار می‌دهد که افزایش سوءتغذیه در شرایطی رخ می‌دهد که خانواده‌های افغانستان با فقر و بیکاری روبرو هستند و شفاخانه‌ها نیز با کمبود منابع برای رسیدگی به شمار فزاینده کودکان بیمار مواجه‌اند.

ادامه مطلب


2 روز قبل - 103 بازدید

منابع محلی از ولایت‌های کنر و نورستان می‌گویند که در پی بارندگی شدید، بارش ژاله و جاری شدن سیلاب در این ولایت‌ها، خسارات جانی و مالی به مردم وارد شده است. دست‌کم دو منبع گفته است که این دو ولایت امروز (پنج‌شنبه، ۲۶ سنبله) و دیروز گواه بارندگی شدید بوده و دو کودک جان باخته‌اند. منبع گفت که در بخش‌هایش از ولسوالی وایگل نورستان بارندگی شدید و ژاله باریده است که در نتیجه‌ی آن باغ‌های میوه و محصولات زراعتی آسیب دیده‌اند. تا کنون میزان خسارات اعلام نشده است. همچنین یک منبع از ولایت کنر گفته است که براثر سیلاب روز چهارشنبه در اسعدآباد و ولسوالی‌های چوکی، نرنگ، خاص کنر و چپه‌دره، دو کودک خردسال جان باخته‌اند. به‌گفته‌ی منبع، جسد یکی از این کودکان پیدا شده و تلاش‌ها برای یافتن جسد کودک دیگر ادامه دارد. منبع تصریح کرد که در نتیجه‌ی این سیلاب‌ها، ۳۲ رأس دام تلف شده و دو مسجد، صدها جریب زمین کشاورزی، کانال‌های آبیاری، دو آسیاب و جاده‌ها نیز آسیب دیده‌اند.

ادامه مطلب


2 روز قبل - 124 بازدید

سازمان عفو بین‌الملل به ممنوعیت آموزش بالاتر از صنف ششم برای دختران در افغانستان واکنش نشان داده و گفت پنج سال از فروپاشی رؤیاها و آرزوها دختران و زنان این کشور می‌گذرد. این نهاد امروز (پنج‌شنبه، ۲۶ سنبله) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود، دوره‌ی ممنوعیت آموزش متوسطه و عالی برای دختران در افغانستان را سال‌های بی‌عدالتی عنوان کرده است. این سازمان در ادامه تاکید کرده است که بسیاری از دختران در افغانستان با اعتراض، آموختن از طریق مکتب‌های آنلاین مخفی یا ترک کشور برای ادامه تحصیل به مقاومت خود ادامه می‌دهند. این نهاد خواستار ایستادگی در کنار دختران و زنان افغانستان شده است. سازمان عفو بین‌الملل افزوده است که از جامعه‌ی جهانی باید خواسته شود که برای بازگشایی مکتب‌های دختران بر حکومت سرپرست فشار بیاورند. عفو بین‌الملل تصریح کرد که دختران بالای ۱۲ سال نیز توسط حکومت فعلی از رفتن به مکتب منع شده‌اند. بر اساس آماری که یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد نشر کرده نشان می‌دهد که دو میلیون و ۶۰۰ هزار دختر از آموزش بازمانده‌اند.

ادامه مطلب


2 روز قبل - 106 بازدید

اوچا یا دفتر هماهنگ‌کننده کمک‌های بشردوستانه سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که در اثر کاهش بودجه‌، ۲۹۵ مرکز درمانی در افغانستان در شش ماه نخست سال روان میلادی بسته یا فعالیت آن‌ها تعلیق شده است. این سازمان امروز (پنج‌شنبه، ۲۶ سنبله) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که در اثر توقف فعالیت این مرکزهای درمانی، دو میلیون و ۱۷۰ هزار تن متأثر شده است. اوچا از کاهش بودجه‌ی انسان‌دوستانه برای افغانستان هشدار داده و تاکید کرد که این وضعیت ارائه‌ی خدمات ضروری را نیز کاهش می‌دهد. بر اساس آمار اوچا، در شش ماه نخست سال روان، ۲۳۴ مرکز حمایتی کودکان (فضای دوست‌دار کودک) نیز در سراسر افغانستان بسته شده است که در نتیجه‌ی آن ۱۴ هزار کودک از حمایت‌های روانی محروم شده‌اند. پیش از این نیز، نهادهای ملل متحد اعلام کرده بودند که ۱۴.۴ میلیون تن در افغانستان به خدمات صحی انسان‌دوستانه نیاز دارند؛ در حالی که این نهادها با کم‌بود شدید بودجه روبرو هستند. این در حالی است که نظام صحی افغانستان از دهه‌ها به این‌سو با چالش‌های گسترده، از جمله وابستگی به کمک‌های بین‌المللی، کم‌بود دارو و تجهیزات و کم‌بود پزشکان متخصص، دست‌وپنجه نرم می‌کند. پیشتر سازمان نجات کودکان نیز، اعلام کرده بود که ۶۰۰ مرکز صحی به‌دلیل کم‌بود بودجه در افغانستان بسته شده‌اند.

ادامه مطلب