برچسب: رسانه گوهرشاد

4 ساعت قبل - 12 بازدید

اوچا یا دفتر کمک‌های بشردوستانه سازمان ملل متحد اعلام کرده است که زنان و دخترانی که به افغانستان بازمی‌گردند، آسیب‌پذیرترین گروه‌ها هستند. این نهاد امروز (پنج‌شنبه، ۳ ثور) با نشر اعلامیه‌ای در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که بسیاری از آن‌ها بدون هیچ چیز وارد کشور می‌شوند و با محدودیت در دسترسی به خدمات، آموزش، معیشت و حمایت روبرو هستند. اوچا در ادامه تاکید کرده است که حمایت‌های بشردوستانه برای اطمینان از تامین نیازهای فوری آن‌ها حیاتی است. قابل ذکر است که نهادهای مختلف سازمان ملل بارها هشدار داده‌اند که بازگشت‌کنندگان از ایران و پاکستان در افغانستان با محدودیت‌های وضع‌شده مواجه می‌شوند. براساس گزارش‌ها، زنان و دخترانی که به افغانستان برمی‌گردند، از حقوق اساسی‌شان محروم می‌شوند. براساس گزارش سازمان ملل، بیش از دو میلیون مهاجر در سال ۲۰۲۵ میلادی از ایران و پاکستان به افغانستان بازگردانده شده‌اند.

ادامه مطلب


5 ساعت قبل - 63 بازدید

مسوولان محلی در ولایت بادغیس می‌گویند که در پی سرازیر شدن سیلاب در این ولایت، دست‌کم پنج تن به‌شمول یک زن در ولسوالی بالامرغاب این ولایت جان باخته‌ است. باریداد صابر، رییس مبارزه با حوادث طبیعی بادغیس گفته است که این افراد در نتیجه‌ی سرازیر شدن سیلاب شب گذشته (چهارشنبه‌، ۲ ثور) جان باخته‌اند. صابر گفته که سه تن از قربانیان این رویداد اعضای یک خانواده بوده‌اند. رییس مبارزه با حوادث طبیعی بادغیس در مورد هویت، سن و جنسیت قربانیان دیگر این رویداد طبیعی چیزی نگفته است. باریداد صابر در ادامه تاکید کرده است که دست‌کم ۳۰ منزل مسکونی و ده‌ها جریب زمین زراعتی و کشت‌زارها نیز در پی سرازیر شدن سیلاب تخریب شده است. این مقام محلی تصریح کرد که این آمار ابتدایی بوده و احتمال افزایش تلفات جانی و خسارات مالی وجود دارد. بر اساس گزارش‌ها، شام‌گاه چهارشنبه بارش شدید باران همراه با ژاله در ولسوالی‌های آبکمری، بالامرغاب، مقر، قادس و غورماچ این ولایت رخ داده که زمینه‌ساز جاری شدن سیلاب‌های ویرانگر شده است. همچنین منابع محلی از ولایت غور به رسانه گوهرشاد گفته‌اند که حدود ۱۰۰ خانه‌ی مسکونی در ولسوالی ساغر این ولایت، در پی سرازیر شدن سیلاب شب گذشته تخریب شده است. در سال جاری خورشیدی و در پی بارندگی‌های شدید در کشور، موارد متعددی از جان باختن افراد براثر فروریختن سقف خانه‌ها در ولایت‌های مختلف گزارش شده است. بر اساس آمار اداره مبارزه با حوادث، ماه پیش دست‌کم ۱۷۹ نفر در کشور براثر حوادث طبیعی، از جمله فروریختن سقف خانه‌ها جان باختند. همچنان صدها خانه تخریب و هزاران جریب زمین زراعتی از بین رفته‌اند.

ادامه مطلب


5 ساعت قبل - 60 بازدید

برنامه جهانی غذا در تازه‌ترین مورد از افزایش گرسنگی و سوءتغذیه در افغانستان هشدار داده و اعلام کرده است که آینده کودکان کشور در خطر قرار دارد. این برنامه امروز (پنج‌شنبه، ۳ ثور) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که در سال ۲۰۲۶ میلادی حدود ۳.۷ میلیون کودک و یک میلیون زن با سوءتغذیه شدید روبرو هستند. برنامه جهانی غذا در ادامه تاکید کرده است که این کمک‌ها با همکاری شرکای آن‌ها، مانند دولت بریتانیا، انجام می‌شود. همچنین برنامه جهانی غذا در ادامه افزوده است که از نُه میلیون کودک و زن حمایت کرده است. سازمان ملل در افغانستان گفته است که حدود ۲۲ میلیون تن در افغانستان به کمک‌های بشری متکی هستند. در کنار آن، اوچا یا دفتر هماهنگ‌کننده کمک‌های بشردوستانه سازمان ملل متحد برای افغانستان برای رسیدگی به نیازمندان کشور، ۱.۷ میلیارد دالر درخواست کرده است.

ادامه مطلب


8 ساعت قبل - 62 بازدید

یوناما یا دفتر هیأت معاونت سازمان ملل متحد در افغانستان به مناسبت روز جهانی دختران در فناوری اطلاعات و ارتباطات، خواهان لغو ممنوعیت‌های وضع‌شده از سوی حکومت سرپرست بر دختران و زنان افغانستان شده است. یوناما امروز (پنج‌شنبه، ۳ ثور) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که بیش از چهار سال گذشته و یک نسل از دختران افغانستان همچنان از مکتب بازمانده‌اند. دفتر معاونت سازمان ملل در ادامه تاکید کرده است که آموزش، به‌ویژه در حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات، کلید دسترسی به کار، نوآوری و آینده‌ای باثبات برای افغانستان است. قابل ذکر است که هرساله از ۲۳ اپریل به‌عنوان روز جهانی دختران در فناوری تجلیل می‌شود، اما یک هزار و ۶۷۸ روز می‌شود دختران افغانستان از حق دسترسی به مکتب و فناوری محروم هستند. باید گفت که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


10 ساعت قبل - 66 بازدید

دفتر والی میدان‌وردک اعلام کرده است که براثر فروریختن سقف یک خانه در ولسوالی جغتو این ولایت دو زن جان باخته‌اند. در اعلامیه‌ی دفتر والی میدا‌ن‌وردک آمده است که این رویداد دیروز (چهارشنبه، ۲ ثور) در روستای «دهنه» از مربوطات ولسوالی جغتو رخ داده و قربانیان ۱۵ و ۲۲ ساله بودند. دفتر والی میدان‌وردک علت فروریختن سقف این خانه را بارندگی شدید گفته است. جزییات بیشتر از این رویداد گزارش نشده است. در سال جاری خورشیدی و در پی بارندگی‌های شدید در کشور، موارد متعددی از جان باختن افراد براثر فروریختن سقف خانه‌ها در ولایت‌های مختلف گزارش شده است. بر اساس آمار اداره مبارزه با حوادث، ماه پیش دست‌کم ۱۷۹ نفر در کشور براثر حوادث طبیعی، از جمله فروریختن سقف خانه‌ها جان باختند. همچنان صدها خانه تخریب و هزاران جریب زمین زراعتی از بین رفته‌اند.

ادامه مطلب


11 ساعت قبل - 53 بازدید

ژیل برتران، نمایندگی اتحادیه اروپا در افغانستان مدعی شده است که محدودیت و منع آموزش دختران و زنان در افغانستان پیامدهای درازمدت و ویران‌گری برای جامعه و اقتصاد افغانستان دارد که ترمیم آن برای چند نسل زمان خواهد برد. نمایندگی اتحادیه اروپا در افغانستان می‌گوید که سفر پنج روزه‌ی ژیل برتران، نماینده‌ی‌ویژه آن اتحادیه به کابل روز (چهارشنبه، ۲ ثور) پایان یافت. در اعلامیه آمده است که در تمامی گفتگو‌های نماینده ویژه این اتحادیه در جریان این سفر، وضعیت حقوق‌‌بشر جایگاه برجسته‌ای داشت. در این اعلامیه آمده است که فرستاده ویژه باردیگر نگرانی جدی اتحادیه اروپا را نسبت به محدودیت‌های اعمال شده بر زنان و دختران، از جمله در زمینه‌ی دسترسی به آموزش، اشتغال و حضور در زندگی عمومی، تکرار کرد. در اعلامیه آمده است که این محدودیت‌ها نقض جدی معیارهای بین‌المللی حقوق‌‌بشر و تعهدات بین‌المللی افغانستان به شمار می‌روند و پیامدهای درازمدت و ویران‌گری برای جامعه و اقتصاد افغانستان دارد که ترمیم آن برای چند نسل زمان خواهد برد. نمایندگی اتحادیه اروپا نوشته است که فرستاده ویژه به مسوولان حکومت سرپرست یادآور شده است که ممنوعیت آموزش دختران مانع بزرگی در مسیر عادی‌سازی روابط با افغانستان است‌. همچنین نماینده ویژه اتحادیه اروپا گفته است که این اتحادیه از روند دوحه به رهبری سازمان ملل متحد حمایت می‌کند و یوناما را به‌عنوان بستر اصلی هماهنگی با افغانستان می‌داند. او بر حمایت از مردم افغانستان، بازگشت‌کنندگان و بخش خصوصی تاکید کرده است و گفته است که کمک‌های اتحادیه اروپا بر اساس رویکرد اصول‌محور ارائه می‌شود که در آن زنان هم به‌عنوان دریافت‌کنندگان اصلی و هم در روند اجرایی نقش دارند. این سومین سفر ژیل برتران به کابل پس از تعیین شدن به‌عنوان نماینده ویژه اتحادیه اروپا برای افغانستان بود. او در ماه‌های میزان و قوس سال گذشته خورشیدی نیز به افغانستان سفر کرده و با مقام‌های حکومت فعلی در مورد وضعیت سیاسی و حقوق‌‌بشر گفتگو کرده بود.

ادامه مطلب


23 ساعت قبل - 87 بازدید

هوای کابل در آن صبح خاک‌آلود، هنوز کاملاً روشن نشده بود که «حاجی رحمانی» از خواب نیم‌بندش بیدار شد؛ نه به این خاطر که استراحت کرده بود، بلکه به این دلیل که دیگر خواب برایش معنا نداشت. سقف کوتاه و ترک‌خورده اتاق، درست بالای سرش، مثل باری سنگین روی سینه‌اش افتاده بود و هر بار که چشم باز می‌کرد، احساس می‌کرد در این اتاق نه نفس می‌تواند بکشد و نه امیدی برای فردا دارد. در گوشه دیگر اتاق، پنج کودک با هم در یک بستر کهنه و نازک خوابیده بودند؛ پاهای‌شان درهم پیچیده، صورت‌های‌شان لاغر و رنگ‌پریده و نفس‌های‌شان آرام اما سنگین، انگار حتی خواب هم نتوانسته بود خستگی‌شان را کم کند. زن خانه، «زینب»، کنار دیوار نشسته بود، بیدار، با چشمانی که سرخ شده بود؛ معلوم نبود از بی‌خوابی یا از گریه‌های پنهانی شبانه. این خانه، اگر می‌شد نامش را خانه گذاشت، تنها یک اتاق نمور در یکی از پس‌کوچه‌های خاکی کابل بود که ماهانه هفت هزار افغانی کرایه داشت؛ رقمی که برای صاحب‌خانه شاید عادی بود، اما برای این خانواده مثل طنابی بود که هر روز بیشتر دور گلوی‌شان تنگ می‌شد. سال‌ها پیش، وقتی این خانواده به پاکستان رفته بودند، امید داشتند که فقط برای مدتی کوتاه بمانند، اما آن «مدت کوتاه» تبدیل به سال‌هایی طولانی شد؛ سال‌هایی که در آن، با همه سختی‌ها، حداقل یک نظم شکننده وجود داشت. حاجی رحمانی در آنجا کارگر ساختمان بود؛ صبح‌ها کار می‌کرد، عصرها خسته اما با دست خالی برنمی‌گشت. بچه‌ها گاهی به مکتب می‌رفتند، یا دست‌کم در کوچه بازی می‌کردند بدون اینکه سایه سنگین گرسنگی همیشه بالای سرشان باشد. اما هیچ‌وقت «خانه» نبودند. همیشه یک حس موقتی بودن، یک نگاه تحقیرآمیز از سوی دیگران، و یک ترس از اخراج، مثل سایه دنبال‌شان می‌آمد. وقتی مجبور شدند برگردند، در ذهن‌شان این بود که بازگشت یعنی پایان آن تحقیر، یعنی دوباره صاحب خاک خود شدن. اما حالا، در کابل، می‌دیدند که فقر، حتی از غربت هم بی‌رحم‌تر است. روزهای اول، حاجی رحمانی با همان عادت قدیمی، صبح زود به چهارراه‌هایی می‌رفت که کارگران روزمزد جمع می‌شدند. مردان زیادی مثل خودش، با دست‌های پینه‌بسته، چشم‌های خسته و لباس‌های خاک‌آلود، در کنار هم می‌ایستادند و منتظر می‌ماندند. بعضی‌ها شوخی می‌کردند، بعضی‌ها خاموش بودند، اما در نگاه همه‌شان یک سوال مشترک بود: «امروز نان پیدا می‌شود یا نه؟» موترهایی که گاهی می‌آمدند، مثل یک امید کوتاه بودند؛ چند نفر را انتخاب می‌کردند و می‌بردند، و بقیه فقط نگاه می‌کردند. بیشتر روزها، نوبت به حاجی رحمانی نمی‌رسید. او تا ظهر، تا عصر، گاهی تا نزدیک غروب می‌ایستاد، اما وقتی هیچ‌کس او را صدا نمی‌زد، آرام آرام راه خانه را پیش می‌گرفت؛ با قدم‌هایی سنگین‌تر از همیشه. برگشتن به خانه سخت‌ترین بخش روز بود. نه به خاطر راه طولانی، بلکه به خاطر نگاه‌هایی که منتظرش بودند. بچه‌ها وقتی صدای در را می‌شنیدند، اول با امید به طرفش می‌دویدند، اما وقتی دست خالی‌اش را می‌دیدند، آهسته عقب می‌رفتند. زینب چیزی نمی‌گفت، اما سکوتش از هر سرزنشی دردناک‌تر بود. شب‌ها، وقتی چراغ کم‌نور اتاق روشن بود، همه دور یک سفره ساده می‌نشستند؛ اگر چیزی برای خوردن بود. بیشتر شب‌ها، نان خشک و چای، گاهی هم فقط آب گرم. صدای جویدن نان خشک در آن سکوت، مثل صدای شکستن چیزی در درون آدم بود. کرایه خانه مثل یک کابوس دائمی در زندگی‌شان حضور داشت. صاحب‌خانه مردی بود که هرچند وقت یک‌بار می‌آمد، در را محکم می‌کوبید و با صدایی که سعی می‌کرد آرام باشد اما تهدید در آن پنهان بود، می‌گفت: «کرایه را آماده کنید.» حاجی رحمانی هر بار سرش را پایین می‌انداخت و وعده می‌داد. وعده‌هایی که خودش هم می‌دانست چقدر سست است. چند بار زینب پیشنهاد داد که شاید باید به جای ارزان‌تر بروند، اما ارزان‌تر از اینجا دیگر چیزی نبود؛ یا اگر بود، حتی قابل زندگی هم نبود. یک روز، وقتی حاجی رحمانی از چهارراه ناامید برگشته بود، کنار سرک مردی را دید که کفش رنگ می‌کرد. مردی با یک صندوق چوبی کهنه، چند برس، و چند قوطی رنگ که کنار پیاده‌رو نشسته بود و با دقت کفش‌های مشتری را برق می‌انداخت. مردم می‌آمدند، می‌نشستند، چند دقیقه صبر می‌کردند و بعد با کفش‌های براق و چند افغانی کمتر، می‌رفتند. حاجی رحمانی مدتی طولانی به آن مرد نگاه کرد. در دلش چیزی میان شرم و نیاز درگیر شد. سال‌ها کارگری کرده بود، کارهای سخت، کارهایی که بدن را می‌شکست، اما این کار… این کار برایش نوعی شکست به نظر می‌رسید. اما وقتی به یاد صورت‌های گرسنه بچه‌هایش افتاد، آن حس شرم آرام آرام جای خود را به یک تصمیم تلخ داد. فردای آن روز، با پولی که از یک همسایه قرض گرفت، یک صندوق دست‌دوم خرید، چند برس و قوطی رنگ. وقتی اولین بار کنار سرک نشست، احساس کرد تمام شهر به او نگاه می‌کند. انگار هر رهگذری او را می‌شناسد و می‌داند که او روزی کارگر ساختمان بوده و حالا به اینجا رسیده است. دست‌هایش می‌لرزید، نه از سرما، بلکه از سنگینی این تغییر. اما وقتی اولین مشتری آمد و کفشش را جلویش گذاشت، او بی‌صدا کارش را شروع کرد. وقتی کار تمام شد و چند افغانی در دستش گذاشته شد، حاجی رحمانی برای اولین بار در آن روز، نفس عمیقی کشید. پول کم بود، اما واقعی بود؛ چیزی که می‌توانست به خانه ببرد. از آن روز به بعد، زندگی‌اش به کنار همان سرک گره خورد. صبح‌ها زود می‌آمد، صندوقش را می‌گذاشت، و تا شام کار می‌کرد. بعضی روزها مشتری زیاد بود، بعضی روزها تقریباً هیچ. گرد و خاک، دود موترها، صدای بوق‌ها، و نگاه‌های بی‌تفاوت مردم، بخشی از روزمره‌اش شده بود. گاهی کودکان دیگر به او نگاه می‌کردند، گاهی رهگذران بدون توجه از کنارش می‌گذشتند. او یاد گرفته بود که نگاه‌ها را نبیند، فقط برس را بردارد و کارش را بکند. در خانه، وضعیت تغییری نکرده بود، فقط شکلش عوض شده بود. حالا حداقل گاهی چیزی بیشتر از نان خشک وجود داشت، اما هنوز هم کم بود. زینب سعی می‌کرد با همان پول اندک، غذا درست کند؛ گاهی کمی برنج، گاهی شوربا. اما بچه‌ها همیشه سیر نمی‌شدند. لباس‌های‌شان کهنه‌تر می‌شد، کفش‌های‌شان پاره‌تر. زمستان که نزدیک شد، نگرانی تازه‌ای به همه چیز اضافه شد؛ سرما. دختر بزرگ خانواده، مریم، بیش از همه تغییر کرده بود. او قبلاً در پاکستان درس می‌خواند و آرزوهای بزرگی داشت. حالا بیشتر وقتش را در خانه می‌گذراند، کمک مادرش می‌کرد، و گاهی به بیرون نگاه می‌کرد؛ به کوچه، به دخترانی که از کنارشان می‌گذشتند. در چشمانش چیزی بود که شبیه خاموش شدن یک چراغ بود. یک شب، وقتی همه خواب بودند، آهسته به پدرش گفت: «پدر، من هم می‌توانم کار کنم.» این جمله برای حاجی رحمانی مثل خنجری در قلبش بود. نمی‌خواست دخترش چنین چیزی بگوید، اما می‌دانست که این حرف از سر ناچاری است، نه از سر انتخاب. روزها پشت سر هم می‌گذشت، و زندگی برای این خانواده به یک چرخه تکراری تبدیل شده بود؛ بیدار شدن با نگرانی، گذراندن روز با تلاش، و خوابیدن با خستگی و ناامیدی. هیچ اتفاق بزرگی نمی‌افتاد، اما همین «هیچ» خودش بزرگ‌ترین درد بود. نه پیشرفتی، نه امیدی، فقط ادامه دادن. یک روز بارانی، وقتی خیابان‌ها گل‌آلود شده بود و مشتری‌ها کمتر، حاجی رحمانی زیر یک سایه‌بان کوچک نشسته بود و به قطرات باران که روی زمین می‌افتادند نگاه می‌کرد. آب از کناره‌های جاده جاری شده بود و کفش‌های مردم خیس و گل‌آلود شده بود. کفش‌ها بیشتر به رنگ نیاز داشتند، اما کسی نمی‌ایستاد. همه عجله داشتند که خودشان را به جایی برسانند. حاجی رحمانی دستانش را به هم مالید تا گرم شود و زیر لب گفت: «این هم وطن ماست… اما چرا این‌قدر سخت است؟» هیچ‌کس جواب نداد. فقط صدای باران بود و بوق موترها. شب که به خانه برگشت، دید بچه‌ها دور یک چراغ کوچک نشسته‌اند. زینب چیزی برای خوردن آماده کرده بود، اما کم بود. همه ساکت بودند. آن شب، حتی صدای جویدن هم کمتر بود. انگار همه فهمیده بودند که چیزی در حال شکستن است؛ نه در بیرون، بلکه در درون‌شان. این داستان، فقط داستان یک خانواده نیست؛ داستان هزاران خانواده‌ای است که از پاکستان، ایران یا جاهای دیگر برگشته‌اند و حالا در شهری زندگی می‌کنند که برایشان هم آشناست و هم غریبه. خانواده‌هایی که میان امید و ناامیدی گیر مانده‌اند، میان گذشته‌ای که دیگر وجود ندارد و آینده‌ای که هنوز شکل نگرفته است. و در میان این همه، مردی نشسته در کنار سرک، با صندوقی کهنه و برس‌هایی که هر روز فرسوده‌تر می‌شوند، تلاش می‌کند زندگی را نگه دارد؛ نه به خاطر خودش، بلکه به خاطر شش نفر دیگر که به او نگاه می‌کنند. او شاید قهرمان نباشد، شاید کسی نامش را نداند، اما هر روز، در سکوت، در میان گرد و خاک، می‌جنگد؛ جنگی که هیچ‌کس آن را نمی‌بیند، اما برای او، از هر جنگ دیگری واقعی‌تر است. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


1 روز قبل - 96 بازدید

اوچا یا دفتر هماهنگی کمک‌های بشردوستانه ملل متحد می‌گوید که از ۳ اپریل تا ۲۱ این ماه میلادی، درگیری‌ها در خاورمیانه بیش‌ترین فشار را بر افغانستان وارد کرده است. این نهاد با نشر گزارشی گفته است که در حالی از آغاز حمله مشترک امریکا و اسرائيل بر ایران تا ۳ اپریل، حدود ۵۴ هزار تن از ایران و پاکستان به افغانستان برگشته بودند؛ اما این آمار در ۲۰ روز اخیر به ۱۹۰۹۰۰ تن رسیده است. در ادامه آمده است که این بازگشت‌ها بیش‌ترین فشار را بر ولایت‌های مرزی و مراکز شهری که از قبل تحت فشار بوده‌اند، وارد کرده است. در گزارش این نهاد آمده که تصویر کلی‌تر منطقه‌ای با توجه به این درگیری‌ها، رو به وخامت است. در حالی که برخی از ترددهای تجاری از طریق تنگه هرمز ادامه دارد، اما حرکت دریایی همچنان مختل است و تأثیرات آن بر هزینه‌های حمل و نقل، بیمه، قیمت سوخت و زنجیره‌های تأمین منطقه‌ای همچنان پابرجاست. دفتر هماهنگی کمک‌های بشردوستانه ملل متحد افزوده است، آن‌چه در ابتدای این درگیری عمدتاً به عنوان یک شوک اقتصادی ظاهر می‌شد، اکنون به طور آشکارتری به پیامدهای بشردوستانه برای مردم از طریق کاهش قدرت خرید، فشار بیشتر بر دسترسی به غذا، سوخت و خدمات اولیه و هزینه‌های بالاتر برای تحویل کمک‌های بشردوستانه تبدیل می‌شود. اوچا تصریح کرد که در شرایط شکننده و وابسته به واردات به‌ویژه در افغانستان، این فشارها با تصمیم‌های مربوط به کاشت، چرخه‌های معیشت فصلی و اقتصادهای خانواده‌ها که از قبل تحت فشار بوده‌اند، تلاقی می‌کنند و این خطر را افزایش می‌دهند که یک شوک طولانی‌مدت انرژی و تجارت، ظرفیت مقابله را بیش‌تر کاهش داده و ناامنی غذایی را تشدید کند.

ادامه مطلب


1 روز قبل - 97 بازدید

یلدا حکیم، خبرنگار و مستندساز افغانستانی-استرالیایی اعلام کرده است که آموزش یک حق اساسی انسانی برای همه است؛ اما زنان و دختران تحت حاکمیت حکومت سرپرست افغانستان همچنان از آموزش محروم‌ هستند. خانم حکیم در واکنش به ادامه‌ی ممنوعیت آموزش دختران از سوی حکومت فعلی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که یک هزار و ۶۷۵ روز است که دختران در انتظار بازگشت به مکتب هستند. همچنین وی در ادامه بر اهمیت دسترسی برابر به آموزش تاکید کرده و وضعیت کنونی در افغانستان را نمونه‌ای از ادامه‌ی محدودیت‌ها بر حق آموزش دختران توصیف کرده است. این مستند‌ساز خطاب به دختران و زنان افغانستان نوشته است: «شما فراموش‌ نشده‌اید.» این خبرنگار و مستندساز افغانستانی-استرالیایی از حقوق آموزش دختران افغانستان دفاع می‌کند که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


1 روز قبل - 92 بازدید

دید‌بان حقوق‌ بشر از افزایش اخراج مهاجران افغانستان از پاکستان ابراز نگرانی کرد و از پاکستان خواسته است فوراً بازگشت اجباری پناهندگان افغانستانی را متوقف کند. این نهاد با نشر گزارشی گفته است که پاکستان پس از درگیری‌های مرزی با حکومت سرپرست، بازداشت‌های خودسرانه و بازگشت اجباری پناهندگان افغانستانی را به شدت افزایش داده‌ است. فرشته عباسی، پژوهشگر افغانستان در دیده‌بان حقوق‌بشر تاکید کرده است: «پاکستان باید علیه اقدامات توهین‌آمیز پولیس اقدام کند و فورا بازگشت اجباری پناهندگان افغان را متوقف کند.» در گزارش آمده است که پولیس پاکستان هزاران پناهنده آسیب‌پذیر افغانستانی، از جمله کودکان را با موانع جدی در زمینه مراقبت‌های بهداشتی، آموزش و سایر خدمات ضروری روبرو کرده است. فرشته عباسی در ادامه افزوده است که مقامات پاکستان در حال گسترش ترس در بین پناهندگان افغانستانی است. دید‌بان حقوق بشر می‌گوید پناهندگان افغانستانی با رفتار خشن و توهین‌آمیز پولیس پاکستان مواجه‌اند. گفته شده پولیس پاکستان، حتی افغان‌هایی را که ویزای معتبر دارند بازداشت کرده است. طبق اطلاعات ارائه شده، دولت پاکستان از سال ۲۰۲۳ میلادی تمدید کارت‌های PoR و سایر اسناد اقامتی پناه‌جویان افغانستانی را نیز متوقف کرده است. طبق ارقام این گزارش، تنها در سال ۲۰۲۶ میلادی، بیش از ۱۴۶ هزار افغانستانی از پاکستان اخراج شده‌اند. دیدبان حقوق بشر بر اساس مصاحبه‌هایی که با شماری از مهاجران در پاکستان انجام داده، گفت پولیس پاکستان، افغانستانی‌ها را در حین خرید، رفتن به مکتب و جستجوی کار روزانه بازداشت، و تلفن‌ و پول نقد آنها را مصادره می‌کند. همچنین این سازمان می‌گوید پولیس پاکستان در ازای آزادی مهاجران افغان رشوه می‌خواهد که آنان توانایی پرداختش را ندارند. دید‌بان حقوق بشر می‌گوید بسیاری از آنها، روزنامه‌نگاران، مدافعان حقوق بشر و فعالانی هستند که به دلیل سوابق خود و یا انتقاد از حکومت فعلی، در صورت بازگشت به افغانستان در معرض خطر جدی هستند. گفته شده در میان کسانی که بازداشت و به زور بازگردانده شده‌اند، روزنامه‌نگارانی هستند که پس از تحولات از افغانستان گریختند.

ادامه مطلب