برچسب: رسانه گوهرشاد

3 ساعت قبل - 32 بازدید

طلاق یکی از سخت‌ترین و پرچالش‌ترین تصمیم‌ها و تجربه‌ای بسیار استرس‌زا و عاطفی برای همه‌ی افراد خانواده است و به‌معنای طوفانی برای زندگی خانوادگی به‌شمار می‌آید. اما این تصمیم وقتی پیچیده‌تر می‌شود که شما مادر و پدر نیز باشید و پای فرزند یا فرزندانی در میان باشد. معمولاً برای فرزندان، درک تصمیم جدایی شما سخت است و اغلب احساس می‌کنند تمام دنیایشان وارونه شده است. آن‌ها ممکن است شوکه، ناراحت و غمگین، عصبانی یا مضطرب شوند. حتی ممکن است احساس گناه کنند و خود را به‌خاطر مشکلات خانه و طلاق شما سرزنش کنند. از آن‌جایی که بچه‌ها با توجه به سن و ویژگی‌های شخصیتی خود با یکدیگر متفاوت‌اند، تأثیر طلاق بر فرزندان نیز می‌تواند متفاوت باشد. برخی از بچه‌ها پس از گذر از آشفتگی و چالش‌های اولیه‌ی زندگی پس از طلاق، دچار هیچ مشکل روانی یا رفتاری خاصی نمی‌شوند؛ در حالی که کودکان دیگر ممکن است تا مدت‌ها با این تغییر و تأثیرات آن دست‌وپنجه نرم کنند. فراموش نکنیم حتی فرزندان انعطاف‌پذیری که خیلی زود با طلاق والدین کنار می‌آیند، ممکن است در آینده دچار مشکلات یا نگرانی‌های متعددی شوند؛ مثلاً به‌هنگام اتفاقات خاص زندگی خود، مانند جشن فارغ‌التحصیلی یا ازدواج، احساسات دردناک و خاطرات تلخی را تجربه نمایند. طبق مقاله‌ی دی‌اونترین و رابرت امری در سال ۲۰۱۹، طلاق والدین با افزایش خطر مشکلات سازگاری کودک و نوجوان، از جمله مشکلات تحصیلی (مانند نمرات پایین‌تر و ترک تحصیل)، رفتارهای مخرب (مانند رفتارهای نابهنجار و مصرف مواد) و علائم افسردگی مرتبط است. فرزندان والدین طلاق بیشتر احتمال دارد رفتارهای جنسی پرخطر داشته باشند، در فقر زندگی کنند و بی‌ثباتی خانوادگی را تجربه کنند. در واقع، طلاق احتمال پیش‌آمدن این مسائل را تا حدود یک‌ونیم تا دو برابر افزایش می‌دهد. تأثیر طلاق بر فرزندان در سنین مختلف چگونه است؟ تأثیر طلاق در نوزادان (از تولد تا ۱۸ ماهگی) اگرچه ممکن است برای شما تعجب‌آور باشد، حتی نوزادان نیز تحت تأثیر طلاق قرار می‌گیرند؛ به‌خصوص اگر درگیری شما و همسرتان منجر به مشاجره و تنش در خانه شود. در دوران شیرخوارگی، نوزادان می‌توانند استرس را در محیط خانه احساس کنند و دچار دلبستگی ناایمن شوند. آن‌ها همچنین ممکن است پسرفت کنند یا علائم تأخیری رشدی را نشان دهند. تأثیر طلاق بر کودکان ۱۸ ماهه تا ۳ ساله طلاق می‌تواند از نظر عاطفی و روانی بر کودکان ۱۸ ماهه تا ۳ ساله تأثیر بگذارد. در این دوران، کودکان ممکن است مکرراً گریه کنند، بیش از حد معمول خواهان توجه باشند، پسرفت کنند و به مکیدن انگشت بازگردند، در مقابل آموزش توالت مقاومت کنند یا در تنها خوابیدن در شب دچار مشکل شوند. اثرات طلاق بر فرزندان ۳ تا ۸ سال کودکان خردسال بین ۳ تا ۸ سال ممکن است به‌طور کامل درک نکنند چرا شرایط خانواده در حال تغییر است. ممکن است در مورد این‌که چرا باید بین دو خانه در رفت‌وآمد باشند سردرگم شوند. درک احساسات شما بزرگسالان برای کودکان خردسال، که اغلب چیزها را سیاه یا سفید می‌بینند، کار دشواری است و آن‌ها نمی‌توانند دلایل پیچیده‌ی شما برای جدایی را متوجه شوند. یکی از بزرگ‌ترین ترس‌های بچه‌ها در این بازه‌ی سنی این است که یکی از شما والدین دست از دوست داشتن آن‌ها بردارد. تأثیر طلاق والدین بر فرزندان ۸ تا ۱۲ ساله کودکان کمی بزرگ‌تر، بین ۸ تا ۱۲ سال، ممکن است نگران این باشند که فروپاشی خانواده تقصیر آن‌ها باشد. بزرگ‌ترین ترس بچه‌ها در این سنین این است که کار اشتباهی انجام داده باشند که باعث جدایی والدینشان شده است. آن‌ها ممکن است، مانند کودکان خردسال، برای درک دلایل پیچیده‌ی طلاق شما دچار مشکل شوند. تأثیر طلاق والدین بر نوجوانان نوجوانان، برخلاف کودکان خردسال، آنچه را که در حال اتفاق افتادن است به‌طور کامل می‌فهمند. آن‌ها ممکن است احساسات خود را به‌طور متفاوتی بیان کنند؛ مثلاً گوشه‌گیر و کم‌صحبت شوند و ارتباط خود را با شما کاهش دهند، یا از طریق خشم و رفتارهای سرکشانه ابراز کنند. همچنین ممکن است یک یا هر دوی شما را مقصر این اتفاق بدانند و به سرزنشتان بپردازند. تأثیرات اولیه‌ی طلاق بر فرزندان اولین تأثیر طلاق بر فرزندان، احساس خشم، نگرانی، غم، سردرگمی و سرخوردگی است. معمولاً بچه‌ها در حین یا پس از طلاق دچار مشکلات سلامت روان یا مشکلات رفتاری می‌شوند. تا این‌جا، تمامی این اتفاقات بخش طبیعی فرایند طلاق است و فرزندان شما اثرات کوتاه‌مدتی را تجربه می‌کنند. اما برخی از بچه‌ها ممکن است در صورت عدم حمایت عاطفی مناسب، مشکلات طولانی‌مدت بیشتری را تجربه نمایند که می‌تواند نگران‌کننده باشد. تأثیرات روانی طلاق بر فرزندان اغلب نخستین تأثیر روانی طلاق بر بچه‌ها اضطراب و استرس است. آن‌ها ممکن است احساس رهاشدن یا خیانت کنند و برای پردازش این احساسات پیچیده تلاش کنند. بر اساس گزارش‌ها، کودکان ۷ تا ۱۴ ساله‌ای که والدینشان طلاق گرفته‌اند، ۱۶ درصد بیشتر در معرض ابتلا به مشکلات سلامت روان، از جمله اضطراب و افسردگی، هستند. برخی از این مشکلات سلامت روان می‌تواند منجر به انجام رفتارهای پرخطر در نوجوانان، از جمله سوءمصرف مواد، بزهکاری و فعالیت‌های جنسی در سنین پایین شود. سایر آثار روانی طلاق می‌تواند شامل تجربه‌های زیر در بچه‌ها باشد: اضطراب عمومی در مورد نحوه‌ی زندگی جدید با یک والد یا زندگی چرخشی با هر دو والد فشار برای رسیدگی به مسئولیت‌های اضافی در زندگی جدید احساس گناه به‌دنبال مقصر دانستن و سرزنش کردن خود به‌خاطر اتفاقی که افتاده تنهایی، چون ممکن است به اندازه‌ی قبل با هر دو والد وقت نگذرانند خشم نسبت به پدر و مادر به‌خاطر از هم پاشیدن خانواده تأثیرات اجتماعی طلاق بر فرزندان به‌دنبال طلاق والدین، برخی از بچه‌ها گوشه‌گیرتر می‌شوند و روابط اجتماعی خود را با دیگران محدود می‌کنند. آن‌ها از این‌که دوستان و اطرافیانشان بدانند پدر و مادرشان از هم طلاق گرفته‌اند، احساس خجالت و شرمندگی می‌کنند. برخی دیگر ممکن است از طریق انجام رفتارهای مخرب به‌دنبال جلب توجه والدین باشند؛ برای مثال در مکتب یا سرک بی‌دلیل با دیگران دعوا کنند. از دیگر تأثیرات اجتماعی طلاق این است که بچه‌ها در روابط اجتماعی خود دچار مشکل شده و احساس ناامنی می‌کنند. روابط دوستی‌شان با چالش روبه‌رو می‌شود و حتی ممکن است از جانب همسالان مسخره شوند. امکان دارد خود را با هم‌سن‌وسال‌هایشان مقایسه کنند و فکر کنند آیا خانواده‌ی دیگری هم هست که طلاق گرفته باشد. تأثیرات طلاق بر تحصیل فرزندان استرس و آشفتگی عاطفی ناشی از طلاق می‌تواند منجر به مشکلاتی در تمرکز و در نتیجه کاهش عملکرد تحصیلی بچه‌ها شود. اگر بچه‌ها کوچک‌تر باشند، ممکن است نگرش منفی نسبت به مکتب پیدا کنند؛ زیرا می‌ترسند هم‌کلاسی‌هایشان از طلاق پدر و مادرشان باخبر شوند. گاهی نیز مشکلات مالی، خانوادگی یا مسائل رفتاری و روانی پیش‌آمده برای بچه‌ها می‌تواند منجر به ترک تحصیل آنان شود. راهکارهای کاهش تأثیر طلاق بر فرزندان اگر طلاق را تجربه می‌کنید، مهم است از فرزندان خود حمایت کنید تا با هم از این دوران چالش‌برانگیز عبور کنید. اجازه دهید غمگین باشند استفانی سامار، روان‌شناس کودک، توصیه می‌کند از برخی واکنش‌های بچه‌ها که ممکن است در حین یا اوایل طلاق مشاهده کنید، خیلی نگران نشوید. به این فکر کنید که خود شما به‌عنوان یک بزرگسال چه میزان آشفتگی را تجربه می‌کنید، چه برسد به فرزندان. این دوره‌ی گذار و سازگاری با شرایط باید اتفاق بیفتد؛ پس شروع به گفتن جملاتی مثل «من فقط می‌خواهم تو خوشحال باشی» نکنید. برای بچه‌ها، طلاق می‌تواند مانند یک فقدان شدید باشد؛ از دست دادن والدین، از دست دادن خانواده یا به‌سادگی از دست دادن زندگی قبلی. به فرزندتان کمک کنید احساسات خود را ابراز کند. شاید نتوانید مشکلات آن‌ها را برطرف کنید یا غمشان را به شادی تبدیل کنید، اما مهم است که به‌جای نادیده گرفتن احساساتشان، به آن‌ها اجازه دهید غمگین باشند تا زمانی که بتوانند با شرایط جدید سازگار شوند. پای دردِ دل بچه‌ها بنشینید کودکان ممکن است به‌دلیل ترس از آسیب رساندن به شما، تمایلی به در میان گذاشتن احساسات واقعی خود نداشته باشند. پای دردِ دل آن‌ها بنشینید و بگذارید بدانند هرچه می‌گویند اشکالی ندارد. آن‌ها ممکن است شما را به‌خاطر طلاق سرزنش کنند یا از دست شما عصبانی و ناامید باشند، اما اگر نتوانند احساسات صادقانه‌ی خود را با شما در میان بگذارند، زمان سخت‌تری را پیشِ رو خواهند داشت. بگذارید بچه‌ها بدانند که مقصر نیستند بسیاری از بچه‌ها بر این باورند که شما به‌خاطر آن‌ها طلاق گرفته‌اید. آن‌ها لحظاتی را به یاد می‌آورند که با شما دعوا کرده‌اند، نمرات ضعیفی گرفته‌اند یا خود را به دردسر انداخته‌اند. برای کمک به فرزندان خود جهت از بین بردن این تصور غلط: با توجه به سن و میزان فهم بچه‌ها، به آن‌ها توضیح دهید که چرا تصمیم به طلاق گرفته‌اید. یادآوری کنید که هر دوی شما عاشقشان هستید و بچه‌ها مسئول طلاق شما نیستند. بهتر است بتوانید به زبانی واضح، ساده و صادقانه توضیح دهید تا فرزندانتان آن را درک کنند. به‌عنوان مثال: «هر دو نفر ما شما را دوست داریم و از شما مراقبت خواهیم کرد. ما تصمیم گرفتیم اگر من و پدرت جدا از هم زندگی کنیم، بهترین کار برای خانواده‌مان است.» فرزندان شما نیازی به دانستن همه‌ی جزئیات ندارند، اما حق دارند بدانند چه اتفاقی خواهد افتاد، کجا زندگی می‌کنند و چه کسی از آن‌ها مراقبت خواهد کرد. از سرزنش والدِ دیگر بپرهیزید هر اتفاقی که موجب طلاق شما شده است، یک مسئله‌ی زناشویی بوده و به فرزندانتان مرتبط نیست. البته منظور این نیست که به بچه‌ها دروغ بگویید؛ اتفاقاً بسیار مهم است با آن‌ها صادق باشید، اما بدون انتقاد و سرزنش همسرتان. به هر حال، فرزند شما قرار است با هر دوی شما زندگی کند و نباید میان بحث و جدل‌های شما گیر بیفتد. بهتر است از قبل در مورد علت جدایی یا طلاق خود توافق کنید و به آن پایبند باشید، برای صحبت با فرزندان برنامه‌ریزی کنید و در صورت امکان، با حضور هر دو نفر تصمیم نهایی طلاق را به بچه‌ها بگویید. یادتان نرود هنگام بیان دلایل جدایی به یکدیگر احترام بگذارید و به‌دنبال سرزنش و پیدا کردن مقصر نباشید. مراقب نگرانی‌های بچه‌ها باشید طلاق و اتفاقات بعد از آن ممکن است هزاران دغدغه و نگرانی برای بچه‌ها به همراه بیاورد. شاید پشت هر سؤالی که از شما می‌پرسند، نگرانی خاصی وجود داشته باشد؛ مثلاً این‌که چه زمانی پیش مامان یا بابا می‌روند، یا مکتب را باید کجا ادامه دهند. در چنین مواقعی، ابتدا از فرزندتان بپرسید که درباره‌ی چه چیزی نگران است، سپس سعی کنید با او همدلی کرده و اطمینان دهید که راه‌حلی برای نگرانی‌هایش پیدا خواهید کرد. در پاسخ به پرسش‌های فرزندانتان، خوب است همیشه به آن‌ها اطمینان دهید که شما و والد دیگر کنارشان هستید تا به آن‌ها کمک کنید نگرانی‌هایشان را برطرف کنند. روتین‌ها را حفظ کنید یا روتین‌های جدید ایجاد نمایید فایده‌ی روتین‌ها این است که به کودکان احساس امنیت، آرامش و کنترل بر اوضاع می‌دهد. بنابراین، رعایت برنامه‌های معمول زندگی می‌تواند به فرزندان شما کمک کند تا با تغییراتی مانند جدایی و طلاق کنار بیایند. سعی کنید روال‌های کوچکی را که واقعاً برای فرزندتان مهم هستند شناسایی کنید؛ مانند بازی با دوستان یا خواندن یک کتاب خاص قبل از خواب. بگذارید فرزندتان بداند که این چیزها تغییر نخواهند کرد. در صورت امکان، تلاش کنید روتین‌های بزرگ‌تری مانند مکتب فرزندتان را نیز تغییر ندهید. پس از جدایی، بچه‌ها را بیش از قبل در تصمیم‌گیری‌ها مشارکت دهید اگر بتوانید فرزندتان را در تصمیم‌گیری‌های کوچک، مانند نحوه‌ی چیدمان اتاقش یا این‌که چه چیزی برای شام بخورید، مشارکت دهید، به کودک شما کمک می‌کند در زمانی که بسیاری از چیزها در حال تغییر هستند، احساس کند حداقل برخی اتفاقات خانه تحت کنترل اوست. در مورد کودکان بزرگ‌تر، مهم است که با دقت به حرف‌هایشان گوش کنید و به آن‌ها بگویید برای نظراتشان اهمیت زیادی قائل هستید. فراموش نکنید با توجه به سن بچه‌ها، به آن‌ها قدرت انتخاب و تصمیم‌گیری بدهید. برای بسیاری از خانواده‌ها، طلاق تنها گزینه‌ی روی میز است. شکی نیست که طلاق اتفاقی بسیار استرس‌زا برای همه‌ی اعضای خانواده است، اما برای فرزندان چالش‌برانگیزتر نیز هست و تأثیر طلاق بر کودکان می‌تواند متفاوت باشد. فرزند شما در یک مبارزه‌ی سخت قرار خواهد داشت و ممکن است تغییراتی در رفتار، خلق‌وخو یا شخصیت او پیش بیاید. نویسنده: سحر یوسفی

ادامه مطلب


8 ساعت قبل - 111 بازدید

شبکه‌ی بین‌المللی زنان درتازه‌ترین مورد سه راه اصلی برای پشتیبانی از زنان افغانستان را اعلام کرده است که شامل بازتاب صدای زنان، پشتیبانی از آموزش آنلاین دختران و ارائه‌ی کمک‌های غذایی به زنان بی‌سرپرست و زنانی که به‌ تنهایی زندگی می‌کنند، می‌شوند. این نهاد با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که در وضعیت کنونی، بازتاب صدای زنان افغانستانی اهمیت حیاتی دارد، چون حتا سخن‌گفتن برای بسیاری از زنان با خطر هم‌راه است. شبکه‌ی بین‌المللی زنان در ادامه تاکید کرده است که شنیده‌شدن می‌تواند به معنای تداوم امید و بقا باشد. همچنین این شبکه از حامیان حقوق بشر خواسته از برنامه‌های آموزش آنلاین برای زنان و دخترانی که در حاکمیت حکومت فعلی زندگی می‌کنند، پشتیبانی کنند. به گفته‌ی این نهاد، با وجود ترس و محدودیت‌های گسترده، شماری از دختران افغانستان به‌گونه‌ی پنهانی به تحصیل ادامه می‌دهند و حمایت‌های مالی می‌تواند امکان دسترسی آنان به صنف‌های درسی و ادامه‌ی آموزش را فراهم کند. در بخش دیگری از این بیانیه، کمک‌های غذایی برای زنان بی‌سپرست و زنانی که به ‌تنهایی زندگی می‌کنند، به‌ عنوان یکی از نیازهای فوری مطرح شده است. به گفته‌ی شبکه‌ی بین‌المللی زنان، بسیاری از این زنان به دلیل نداشتن مرد در خانواده و ترس از بیرون‌رفتن، با دشواری جدی در تأمین نیازهای اولیه روبرو استند. شبکه‌ی بین‌المللی زنان، تاکید کرده که این اقدام‌ها، هرچند کوچک، می‌توانند جان انسان‌ها را نجات دهند و از شهروندان و نهادهای بین‌المللی خواسته در این زمینه نقش فعال‌تری ایفا کنند. این در حالی است که زنان در افغانستان طی بیش از چهار سال گذشته با محدودیت‌های گسترده در آموزش، اشتغال و حضور اجتماعی روبرو بوده‌اند. ممنوعیت آموزش دختران بالاتر از صنف ششم، محدودیت‌های کاری و افزایش فقر، وضعیت زنان، به‌ویژه زنان بی‌پرست و زنان سرپرست خانواده را به‌ گونه‌ی چشم‌گیری دشوارتر کرده است.

ادامه مطلب


11 ساعت قبل - 36 بازدید

بخش زنان سازمان ملل متحد ( UN Women) درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که زنان و دختران جهان برای بهتر زندگی کردن، برابری و عدالت می‌خواهند. این سازمان با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود بر نیازهای اساسی و مهم زنان تاکید کرده و گفته است که احترام به زنان و دختران و رعایت حقوق آنان، باید در اولویت‌ قرار داده شود. بخش زنان سازمان ملل در بخشی از پیامش تاکید کرده است: «بیایید به جهان بگوییم که زنان واقعاً چه می‌خواهند.» سازمان ملل در ادامه افزوده است که زنان و دختران در سراسر جهان نه تنها خواهان برابری و عدالت هستند، بلکه به احترام، کرامت انسانی، امنیت و صلح نیاز دارند. پیش از این نیز بخش زنان سازمان ملل اعلام کرده بود که در سال ۲۰۲۶ میلادی، از رهبری زنان در سراسر جهان حمایت خواهد کرد و این امر را نه تنها به‌عنوان یک وعده، بلکه به‌عنوان یک حق دنبال می‌کند. این در حالی است که وضعیت زنان در کشورهای بحران‌زده از جمله افغانستان نگران کننده بوده و آنان از اساسی‌ترین حقوق خود مانند حق تحصیل، برابری و عدالت محروم هستند. همچنین حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


1 روز قبل - 20 بازدید

نرگس آبیار، نویسنده، کارگردان و فیلم‌نامه‌نویس ایرانی است. او با فیلم‌های پرمخاطب و جنجال‌برانگیز خود شناخته می‌شود و تاکنون برنده‌ی جوایز ارزنده‌ای مانند جایزه‌ی بهترین فیلم‌ساز زن سال ۲۰۱۶ از جشنواره‌ی جیپور هند شده است. کتاب «شیار ۱۴۳» و کتاب «به کی می‌گن قهرمان؟» ازجمله داستان‌ها و فیلم‌نامه‌های منتشرشده از او هستند. نرگس آبیار در تاریخ ۶ اسفند ۱۳۵۰ در تهران به‌دنیا آمد. پس از پایان تحصیلات اولیه، برای تحصیل در رشته‌ی ادبیات به دانشگاه رفت و فعالیت حرفه‌ای خود در حوزه‌ی داستان‌نویسی را از سال ۱۳۷۶ آغاز کرد. او در این سال‌ها چندین کتاب برای کودکان و نوجوانان و آثاری برای بزرگسالان نوشت. کتاب «کوه روی شانه‌های درخت» نرگس آبیار که سال ۱۳۸۲ منتشر شد، برنده‌ی جایزه‌ی هشتمین جشنواره‌ی کتاب دفاع مقدّس شده است. در کنار نگارش آثار ادبی داستانی، نرگس آبیار نگارش چهار فیلم‌نامه‌ی بلند را هم در سابقه‌ی خود دارد. او از سال ۱۳۸۴ به کارگردانی فیلم‌های کوتاه و مستند علاقه‌مند شد. فیلم کوتاه «بن‌بست مهربان» که نخستین تجربه‌ی فیلم‌سازی نرگس آبیار بود، برنده‌ی جایزه‌ی بهترین فیلم کوتاه داستانی از جشنواره‌ی ستایش شد و در بخش مسابقه‌ی چند جشنواره‌ی بین‌المللی نیز به نمایش درآمد. نرگس آبیار در کنار موفقیت در حوزه‌ی نویسندگی، جوایز ارزنده‌ای در حوزه‌ی کارگردانی را نیز از آن خود کرده است که از آن جمله می‌توان به جایزه‌ی بهترین کارگردانی از سی‌و‌هفتمین جشنواره‌ی فیلم فجر برای فیلم «شبی که ماه کامل شد» اشاره کرد. نرگس آبیار تاکنون بیش از سی جلد کتاب منتشر کرده است. هر یک از این کتاب‌ها به شکلی، با موفقیت و استقبال خوبی روبه‌رو شده و توانسته‌اند جای خود را میان مخاطبان باز کنند. در ادامه چند مورد از بهترین کتاب‌های نرگس آبیار را به شما معرفی می‌کنیم: کتاب شیار ۱۴۳، یکی از مطرح‌ترین آثار نرگس آبیار است که در سال ۱۳۹۲ فیلمی براساس آن ساخته شد. این کتاب داستان دل‌تنگی‌های یک مادر است که پسرش به تازگی به جبهه رفته و او در نبود فرزند، روزهای سختی را می‌گذراند. نرگس آبیار ایده‌ی اصلی این کتاب را از خاطره‌ای با نام «شیار ۱۴۳» از کتاب «تفحص» حمید داودآبادی اقتباس کرده است. فیلم سینمایی شیار ۱۴۳ که براساس این کتاب و به کارگردانی نرگس آبیار ساخته شد، در بیش از سی جشنواره‌ی بین‌المللی حضور یافت و شانزده جایزه دریافت کرد. کتاب به کی می‌گن قهرمان؟ یکی دیگر از آثار شناخته‌شده‌ی نرگس آبیار است. این کتاب، دهمین جلد از مجموعه‌ی قهرمانان انقلاب است و مخاطب اصلی آن نوجوانان و کودکان هستند. نرگس آبیار در این کتاب با شیوه‌ای خلاقانه و از زبان پدربزرگ شهید سید علی اندرزگو، به شرح ماجرای زندگی و تلاش‌های این شهید می‌پردازد. او در این کتاب زبانی طنزآمیز را انتخاب کرده و به بیان جزئیاتی از زندگی این شهید پرداخته که کمتر جایی می‌توان از آن‌ها باخبر شد. علاوه‌بر نوجوانان، علاقه‌مندان به کتاب‌های تاریخی و دفاع مقدس نیز می‌توانند از خواندن این داستان لذت ببرند. خانم آبیار در سال ۱۳۹۴ فیلم موفق نفس را ساخت فیلمی که در سال ۱۳۸۷ رمان آن را به نام نفس شروع کرد تا در نهایت سال ۱۳۹۱ به اتمام رسید، دوستانی که خواندند گفتند این را به فیلمنامه تبدیل کن چون خیلی شیرین است. کار راحتی نبود چون باید از یک قسمت‌هایی می‌گذشت، ولی می‌دانست که کار تازه‌ای خواهد بود و در نهایت انجام داد. همچنین وی برای فیلم شبی که ماه کامل شد در سال ۱۳۹۷، برنده سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی از سی و هفتمین دوره جشنواره فیلم فجر گردید. نرگس آبیار با تجربه‌ی ساخت چند فیلم بلند سینمایی توانسته اعتباری برای خود در این عرصه  رقم زده و جوایز سینمایی بسیاری از فستیوال‌های داخل و خارج از کشور ایران را بگیرد. همچنین وی سال گذشته موفق به دریافت نشان زنان برتر و موفق جهان اسلام از سوی کمپنی بزرگ hum network limited در مراسم نشان زنان راهبر ۲۰۲۰ در پاکستان شد. فلم ابلق جدیدترین اثر وی، نامزد سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی از سوی سی و نهمین جشنواره فیلم فجر گردید. گفتنی است بانو نرگس آبیار به عنوان یکی از داوران ششمین دوره جشنواره بین‌المللی فیلم زنان هرات در افغانستان حضور داشت و همچنین دوره‌های فیلمسازی برای علاقمندان افغانستانی به این عرصه را در کابل برگزار کرده است. اگرچه عناصر اصلی آثار نرگس آبیار مشترکند اما او با خلاقیت خود توانسته است هر یک از داستان‌هایش را به گونه‌ای متفاوت روایت کند. جنگ، یکی از عناصر اصلی‌ای‌ست که در آثار نرگس آبیار به آن پرداخته شده. آبیار می‌کوشد تا در آثارش نگاهی انسانی به جنگ داشته باشد و چهره‌ی مخرب و ویرانگر آن را به مخاطب نشان دهد. نرگس آبیار در آثار دفاع مقدس خود، نقش جنگ را بر زندگی مردم بی‌گناهی روایت می‌کند که هیچ نقشی در شکل‌گیری آن نداشته‌اند. یکی دیگر از عناصری که در اغلب آثار نرگس آبیار شاهد آن هستیم، موضوع زنان است. او در آثار خود به روایت داستان زنانی می‌پردازد که زندگی‌شان تحت تأثیر شرایطی ناخواسته دست‌خوش تغییراتی آسیب‌زا شده است. اما این زنان با وجود همه‌ی سختی‌ها توانسته‌اند مقابل ظلم بایستد و حق خود را طلب کنند و آن را بازپس بگیرند. با این حال این پیروزی کمکی به شهرت آن‌ها نکرده است. درواقع قهرمانان زن داستان‌های نرگس آبیار، انسان‌های کاملاً معمولی و حتی ناشناسی هستند که برای داشتن یک زندگی بهتر مبارزه می‌کنند. ازجمله موضوعات دیگری که در آثار نرگس آبیار شاهد آن هستیم، پدیده‌ی کودکی و تخیل است که اوج آن را در فیلم سینمایی «نفس» می‌بینیم. آبیار در تمام آثار خود تلاش می کند نگاهی به زیست کودکان در شرایط سخت داشته باشد و تخیل و جهان کودکانه‌ی آن‌ها را با تمام جزئیاتش به مخاطب نشان دهد. نویسنده: قدسیه امینی  

ادامه مطلب


1 روز قبل - 57 بازدید

اداره‌ی مبارزه با حوادث حکومت سرپرست در ولایت قندوز درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که در پی فروریختن سقف یک خانه در مرکز این ولایت، چهار عضو یک خانواده به شمول سه زن و یک کودک جان باخته‌اند و یک نفر دیگر نیز زخمی شده است. این اداره با نشر اعلامیه‌ای گفته است که این رویداد حوالی ساعت ۳:۳۰ دقیقه‌ی بامداد امروز (سه‌شنبه، ۱۴ دلو) در ساحه‌ی «چهارتاق» از مربوطات مرکز ولایت قندوز رخ داده است. این اداره در ادامه تاکید کرده است که جان‌باختگان این رویداد شامل سه زن و یک کودک هستند. اداره‌ی مبارزه با حوادث طبیعی قندوز به علت فروریختن سقف این خانه اشاره نکرده است. این در حالی است که هفته گذشته نیز در پی فروریختن سقف یک خانه در ولایت ننگرهار، هفت عضو یک خانواده به شمول شش کودک و یک مادر جان خود را از دست داده بودند. قابل ذکر است که در گذشته نیز رویدادهای مشابهی به دلیل فرسودگی ساختمان‌ها در شماری از ولایت‌های کشور به وقوع پیوسته که در آن‌ها شماری از شهروندان، به‌ویژه زنان و کودکان، جان باخته‌اند.

ادامه مطلب


1 روز قبل - 63 بازدید

یوناما یا دفتر نمایندگی سیاسی سازمان ملل متحد در افغانستان درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که ۸۰ درصد قربانیان ماین‌ها و مهمات منفجرنشده در افغانستان کودکان هستند. اين نهاد امروز (سه‌شنبه، ۱۴ دلو) با نشر پیامی در حساب کاربری فیس‌بوک خود نوشته است که افغانستان سومین کشور جهان از نظر بالاترین میزان تلفات ناشی از مهمات انفجاری به‌شمار می‌رود. دفتر نمایندگی سیاسی سازمان ملل متحد در ادامه تاکید کرده است که هنوز هم ماین‌ها و سایر بقایای انفجاری جنگ به‌گونه گسترده در سراسر افغانستان وجود دارد. یوناما در ادامه افزوده است که ۸۰ درصد قربانیان ماین‌ها و مهمات منفجرنشده در افغانستان کودکان هستند و آن‌ها اغلب در نتیجه‌ی تماس با مهمات منفجرنشده هنگام بازی، زخمی یا جان خود را از دست می‌دهند. همچنین سازمان ملل متحد در بخشی از پیامش خواستار حمایت مالی از نهادهای غیردولتی در بخش ماین‌پاکی شده است. این می‌گوید که آگاهی و اقدام جمعی می‌تواند زندگی مردم را نجات دهد. باید گفت که مواد منفجر ناشده، ماین‌ها و بقایای ابزارهای جنگی باقی‌مانده از دوران جنگ، همه ساله جان صدها شهروند کشور به‌ویژه کودکان و زنان را می‌گیرد. موسسه‌ی ‌ماین‌پاکی «هلو ترست» سال گذشته در گزارشی نوشت که هر ماه حدود ۵۰ نفر در افغانستان بر اثر انفجار ماین و مواد انفجاری باقی‌مانده از جنگ کشته یا زخمی می‌شوند. براساس آمار سازمان ملل متحد، سه میلیون و ۳۰۰ هزار نفر در افغانستان در شعاع یک کیلومتری مناطق آلوده به ماین‌ها و مواد منفجره زندگی می‌کنند.

ادامه مطلب


1 روز قبل - 86 بازدید

سازمان ملل متحد درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که عادله راز، سفیر پیشین افغانستان در این سازمان، از سوی آنتونیو گوترش، دبیر کل سازمان ملل، به عضویت هیأت مشورتی مستقل کارشناسان شاخص آسیب‌پذیری چندبعدی برای دوره ۲۰۲۶–۲۰۳۰ میلادی منصوب شده است این سازمان با نشر اعلامیه‌ای گفته است که این هیأت با هدف تقویت شاخص آسیب‌پذیری چندبعدی (MVI) و ارائه ارزیابی‌های مبتنی بر شواهد درباره آسیب‌پذیری ساختاری کشورهای در حال توسعه تشکیل شده است. در بخشی از اعلامیه‌ی سازمان ملل متحد آمده است که اعضای هیأت، به‌ صورت مستقل، نقش کلیدی در بررسی سه‌ساله شاخص، رصد پیشرفت کشورها و ارائه توصیه‌های سیاست‌گذاری خواهند داشت. سازمان ملل متحد در ادامه تاکید کرده است که اعضای این هیأت شامل ۱۵ کارشناس از کشورهای مختلف، با تخصص در توسعه اقتصادی، اجتماعی، محیط‌زیست و تاب‌آوری است و نمایند‌گان بخش دولتی، جامعه مدنی و دانشگاه‌ها نیز در آن حضور دارند. در ادامه آمده است که هیأت مشورتی MVI اولین نشست خود را در سال ۲۰۲۶ میلادی برگزار و آماده‌سازی برای اولین بررسی سه‌ساله شاخص در سال ۲۰۲۸ میلادی را آغاز خواهد کرد. در حالی عادله راز به عضو هیأت مشورتی شاخص آسیب‌پذیری چندبعدی سازمان ملل منصوب می‌شود که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


1 روز قبل - 50 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد درتازه‌ترین  مورد اعلام کرده است که کودکان فراتر از نیازهای اساسی مانند غذا، آب و آموزش، برای ر‌وان سالم‌تر به بازی نیز نیاز دارند. این سازمان با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که بازی نقش مهمی در تقویت یادگیری و حفاظت از سلامت روان و جسم آنان دارد. در ادامه آمده است که فراهم کردن فرصت‌های بازی می‌تواند به کودکان کمک کند تا فشارهای روانی را بهتر مدیریت کنند و مهارت‌های اجتماعی و شناختی خود را توسعه دهند. در حالی صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد بر بازی کودکان در کنار آموزش و غذا تاکید دارد که کودکان در افغانستان با شرایط دشوار زند‌گی مواجه‌ هستند و سلامت روان آنان به‌شدت آسیب‌پذیر است. باید گفت که کمبود امکانات آموزشی، محدودیت دسترسی به خدمات بهداشتی و تجربه خشونت و بحران‌های انسانی سبب شده است که بسیاری از کودکان از حمایت‌های لازم برای رشد روانی و اجتماعی محروم باشند. همچنین برنامه جهانی غذای سازمان ملل (WFP) در افغانستان چندی پیش در گزارشی نوشت که وضعیت امنیت غذایی در افغانستان بحرانی است. بر اساس گزارش این نهاد، ۱۷ میلیون نفر در افغانستان با گرسنگی حاد روبه‌رو هستند و حدود ۴ میلیون کودک در معرض خطر سوءتغذیه قرار دارند. برنامه جهانی غذای سازمان ملل پیش‌بینی کرده بود که سوءتغذیه کودکان نیز افزایش خواهد یافت و در سال آینده نزدیک به چهار میلیون کودک را تحت تأثیر قرار خواهد دهد. چندی پیش یوناما نیز در گزارشی گفته بود که ناامنی غذایی همچنان شدید است. میزان سوءتغذیه زنان و کودکان ۱۵ درصد افزایش یافته است و میلیون‌ها نفر در زمستان پیش‌رو بدون کمک مانده‌اند.

ادامه مطلب


1 روز قبل - 36 بازدید

حسین ابراهیم طه، دیبرکل سازمان همکاری گفته است که توانمندسازی زنان ستون توسعه پایدار کشورها است و از دین برای حمایت از حقوق زنان استفاده شود. آقای ابراهیم طه این اظهارات را در نشست بین‌المللی گفتمان دینی و تاثیر آن بر حفظ حقوق زنان مسلمان که در قاهره، پایتخت مصر برگزار شده بود، مطرح کرده و گفته است که در این نشست بر ضرورت استفاده از دین «به‌شیوه‌ای عقلانی و روشنگرانه» برای تامین و تحکیم حقوق زنان تاکید شده است. وی در ادامه تاکید کرده است که توانمندسازی زنان صرفا یک حق انسانی نیست، بلکه «ستون اساسی توسعه پایدار و ثبات جوامع اسلامی» است. دبیرکل سازمان همکاری اسلامی تدوین سیاست‌های تضمین‎‌کننده مشارکت فعال زنان در تمامی بخش‌ها را ضروری دانست و همچنان بر «تعهد راسخ» این سازمان برای حمایت از حقوق زنان تاکید کرد. همچنین برای دو روز برنامه‌ریزی شده، وزیران امور زنان کشورهای عضو، نمایندگان سازمان‌های بین‌المللی و مقامات دولتی شرکت کرده‌اند. این در حالی است که شورای امنیت سازمان ملل در ماه قوس اعلام کرده بود که سیاست‌های حکومت سرپرست علیه زنان سالانه بیش از یک میلیارد دالر به اقتصاد افغانستان زیان وارد می‌کند. تحقیقات درباره پیامدهای اقتصادی محرومیت زنان افغان از آموزش و کار، نشان می‌دهد که ممنوعیت دولتی، سالانه بیش از ۱.۴ میلیارد دالر به اقتصاد افغانستان ضربه می‌زند. دست‌کم ۷۵ کشور اسلامی به شمول افغانستان، عضو سازمان همکاری اسلامی‌اند. افغانستان از آغاز تاسیس این سازمان در سال ۱۳۴۸ تا اکنون عضو آن است. این سازمان در قوس سال گذشته در نشستی اعلام کرد منع آموزش دختران توسط حکومت فعلی خلاف قطعنامه این نهاد است. این سازمان گفت زنان در افغانستان به‌طرز جدی شاهد نقض حقوق بنیادین خود در حوزه آموزش بوده‌اند.

ادامه مطلب


2 روز قبل - 50 بازدید

در یکی از پس‌کوچه‌های قدیمی شهر هرات، جایی که کوچه‌ها باریک‌اند و دیوارها بلند، زنی زندگی می‌کند که ده سال است نام خودش را کمتر به زبان آورده. این کوچه شبیه صدها کوچه‌ی دیگر است؛ دیوارهای گِلی، درهای آهنیِ رنگ‌باخته، صدای پای مردم، صدای کودکان، بوی نان تازه و گاهی بوی نمِ قالین. اما پشت یکی از همین درها، زندگی زنی جریان دارد که هر روزش شبیه روز قبل است؛ بی‌تفاوت، سنگین و پر از سکوت. او حدود ده سال پیش عروس شد. آن زمان هنوز باور داشت که ازدواج می‌تواند راه نجات باشد. از خانه‌ی پدر به خانه‌ی شوهر رفت، با همان تصور ساده‌ای که خیلی از دختران این سرزمین دارند: این‌که بعد از عروسی، زن صاحب خانه می‌شود، حرمت پیدا می‌کند و زندگی‌اش شکل تازه‌ای می‌گیرد. هیچ‌کس به او نگفت که بعضی خانه‌ها فقط چهاردیواری نیستند؛ زندان‌اند. از همان ماه‌های اول فهمید که جایگاهش در این خانه مشخص است: پایین‌تر از همه. مادرشوهرش زنی بود با زبان تند و نگاهی سنگین؛ زنی که عروس را نه به‌عنوان انسان، بلکه به‌عنوان نیروی کار می‌دید. خواهرشوهرها از همان روزهای نخست، رفت‌وآمدهایش را زیر نظر داشتند. هر خنده‌اش زیادی بود و هر سکوتش مشکوک. شوهرش، که باید پناهش می‌بود، اغلب خاموش بود؛ یا اگر حرفی می‌زد، بیشتر برای آرام نگه‌داشتن خانواده‌اش، نه برای دفاع از زن خودش. به‌تدریج، محدودیت‌ها شکل گرفت. اول گفتند: «فعلاً زیاد به خانه‌ی مادرت نرو.» بعد شد: «اصلاً ضرور نیست بروی.» بعدتر، بیرون رفتن بدون اجازه ممنوع شد. زن فهمید که آزادی‌اش آرام‌آرام از او گرفته می‌شود، بدون این‌که کسی نامش را ظلم بگذارد. خانه‌ی اقوامش حالا جایی دور شده بود؛ نه از نظر فاصله، بلکه از نظر دسترسی. مادرش بیمار شد، اما او نتوانست کنارش باشد. خواهرش زایمان کرد، اما فقط خبرش را شنید. هر بار که نام خانواده‌ی خودش را می‌آورد، با نگاه سرد یا حرفی تلخ روبه‌رو می‌شد. کم‌کم یاد گرفت کمتر حرف بزند، کمتر بخواهد و کمتر اعتراض کند. زندگی‌اش به داخل همان خانه خلاصه شد: حیاطی کوچک، اتاقی تاریک و دارِ قالینی که گوشه‌ی خانه بسته شده بود. قالین‌بافی کاری‌ست که در خیلی از خانه‌های هرات جریان دارد؛ کاری که زن‌ها از کودکی یاد می‌گیرند. اما برای او، قالین‌بافی فقط کار نبود؛ تنها راهی بود که اجازه داشت با آن نفس بکشد. هر روز صبح، پیش از آن‌که آفتاب کامل بالا بیاید، از خواب بیدار می‌شد. طفل‌ها هنوز خواب بودند. دست و رویش را با آب سرد می‌شست، چادر کهنه‌اش را سر می‌کرد و کنار دار قالین می‌نشست. ساعت‌ها همان‌جا می‌ماند؛ نخ‌ها را گره می‌زد و رنگ‌ها را مرتب می‌کرد، بدون این‌که بداند قالینی که می‌بافد، آخرش به کجا می‌رود و پولش به دست چه کسی می‌رسد. انگشتانش همیشه زخم بود. بعضی زخم‌ها کهنه شده بودند و بعضی تازه. گاهی خون لای نخ‌ها می‌رفت و کسی متوجه نمی‌شد. کمرش درد می‌کرد و گردنش خشک می‌شد، اما حق نداشت شکایت کند. اگر آهی می‌کشید، می‌گفتند: «زن هستی، عادت کن.» در این ده سال، سه طفل به دنیا آورد؛ دو دختر و یک پسر. هر بارداری برایش هم ترس بود و هم امید؛ ترس از این‌که اگر باز هم دختر شود، تحقیرها بیشتر شود، و امید به این‌که شاید طفل‌ها زندگی‌اش را کمی معنا بدهند. دختر بزرگش حالا مکتب نمی‌رود؛ نه به‌خاطر این‌که استعداد ندارد، بلکه چون خانواده‌ی شوهر اجازه نمی‌دهد. می‌گویند: «دختر است، آخرش شوهر می‌کند.» دختر دوم هنوز کوچک‌تر است، اما او هم بیشتر وقت‌ها کنار مادر می‌نشیند و قالین‌بافی را نگاه می‌کند. پسرش تنها کسی‌ست که کمی فرق دارد؛ چون پسر است. اما حتی همین پسر هم شاهد رنج مادرش بوده، بدون این‌که بتواند کاری بکند. شب‌ها، وقتی خانه آرام می‌شود، زن به پشت‌بام یا گوشه‌ی اتاق می‌رود. همان‌جا می‌نشیند، زانوهایش را بغل می‌گیرد و فکر می‌کند؛ فکر به زندگی‌ای که می‌توانست داشته باشد و نداشت، فکر به روزهایی که گذشت و هیچ‌وقت برنگشت. در این فکرها، مرگ مثل یک راه فرار آرام جلوه می‌کند؛ نه با خشونت، نه با ترس، فقط به‌عنوان پایان. او بارها با خودش گفته: «اگر نباشم، همه چیز تمام می‌شود.» اما بعد، صورت دخترها جلوی چشمش آمده؛ پسرش که صبح‌ها صدایش می‌زند: «مادر.» و همین صدا او را دوباره به این دنیا برگردانده است؛ نه از روی عشق به زندگی، بلکه از روی ترس از رها کردن طفل‌هایی که هیچ پناهی جز او ندارند. شوهرش گاهی می‌بیند که زنش ساکت‌تر از همیشه است، اما نمی‌پرسد چرا. شاید نمی‌خواهد بداند، شاید هم فکر می‌کند این سکوت طبیعی است. در این خانه، حرف زدن زن بیشتر دردسر می‌آورد تا راه‌حل. سال‌ها گذشته و زن حالا دیگر چیزی نمی‌خواهد؛ نه خوشبختی، نه آزادی کامل. فقط می‌خواهد «خلاص» شود. خودش دقیق نمی‌داند این خلاص شدن یعنی چه؛ شاید یعنی یک روز بیدار شود و ببیند این زندگی تمام شده، شاید یعنی بچه‌هایش بزرگ شوند و دیگر محتاج او نباشند، شاید یعنی مرگی آرام که صدایش در این خانه نپیچد. او یکی از هزاران زن افغانستان است؛ زنی که نه نامش در جایی ثبت شده و نه رنجش تیتر خبر شده. زندگی‌اش در پس‌کوچه‌ها جریان دارد، آرام و خاموش، مثل قالینی که سال‌ها طول می‌کشد تا بافته شود، اما هیچ‌کس به زحمت بافنده‌اش فکر نمی‌کند. این زن هنوز زنده است. هر روز صبح بیدار می‌شود، قالین می‌بافد، غذا می‌پزد، طفل‌ها را آرام می‌کند و شب، با خستگی می‌خوابد. هیچ‌کس نمی‌داند در دلش چه می‌گذرد. فقط خودش می‌داند که ده سال است دارد دوام می‌آورد؛ نه برای خودش، بلکه برای سه طفلی که اگر او نباشد، دنیا برای‌شان بی‌رحم‌تر می‌شود. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب