برچسب: رسانه گوهرشاد

8 ساعت قبل - 31 بازدید

اعتماد به نفس پایین کودکان می‌تواند به یک چالش بزرگ برای والدین تبدیل شود. این مشکل نه تنها بر عملکرد تحصیلی و اجتماعی کودک تأثیر می‌گذارد، بلکه می‌تواند کیفیت زندگی او را نیز تحت‌الشعاع قرار دهد. کودکانی که اعتماد به نفس پایینی دارند اغلب از امتحان کردن تجربیات جدید می‌ترسند، در برابر شکست مقاومت می‌کنند و به‌راحتی ناامید می‌شوند. علت اعتماد به نفس پایین در کودکان بسیار گسترده بوده و لازم است که از نگاه یک فرد متخصص مورد بررسی قرار بگیرد. منظور از اعتماد به نفس پایین کودکان چیست؟ اعتماد به نفس بخش مهمی از سلامت روان کودک را نشان می‌دهد. این ویژگی بنیادین توانایی کودک را در مواجهه با چالش‌ها، ایجاد روابط سالم و دستیابی به اهدافش تقویت می‌کند. کودکی که به خود باور دارد با انگیزه بیشتری به دنبال دنیای اطراف خود می‌رود، شکست‌ها را به عنوان فرصتی برای رشد می‌بیند و در مقابل فشارهای اجتماعی مقاومت می‌کند. از دیدگاه روان‌شناسی، اعتماد به نفس پایین کودکان ریشه در تعاملات اولیه کودک با والدین، مربیان و همسالان دارد. پیام‌های ضمنی و صریحی که کودک از این افراد دریافت می‌کند به‌تدریج تصویری از خود در ذهن او شکل می‌دهد. اگر این تصویر منفی باشد، کودک به مرور زمان احساس ناتوانی و بی‌ارزشی می‌کند. علائم اعتماد به نفس پایین در کودکان زمانی که به دنبال بررسی علائم اعتماد به نفس پایین در کودکان هستید، باید این نکته را مد نظر قرار دهید که کودکان منحصر به فرد بوده و علائم کمبود اعتماد به نفس در هر کودک متفاوت است. اما توجه داشته باشید که پایین بودن اعتماد به نفس در این سنین موجب می‌شود تا پس از بزرگسالی هم اعتماد به نفس جوانان کاهش پیدا کند؛ پس شناخت نشانه‌ها برای رفع آن ضروری می‌باشد. همان‌طور که می‌دانید اعتماد به نفس کودکان در زندگی آینده آن‌ها نقش مؤثری دارد، پس لازم است با شناسایی نشانه‌های اعتماد به نفس پایین در کودکان اقدام به برطرف کردن این مشکل نمایید. طبقه‌بندی کلی نشانه‌های کودکان با اعتماد به نفس پایین شامل نشانه‌های اجتماعی، نشانه‌های عاطفی، نشانه‌های شناختی، نشانه‌های رفتاری و نشانه‌های فیزیولوژیکی می‌شود. برای درک بهتر علائم اعتماد به نفس پایین در کودکان، به بررسی این علائم با جزئیات بیشتر می‌پردازیم: اجتناب از چالش‌ها و ریسک‌پذیری ترس از قضاوت دیگران ناامیدی سریع خودکم‌بینی و مقایسه منفی با دیگران مشکل در ایجاد و حفظ روابط اجتماعی احساس ناتوانی و درماندگی ترس از شکست انتقادپذیری پایین علائم جسمی ناشی از اضطراب (سردرد، دل‌درد یا مشکلات خواب) رفتارهای جبرانی (پرخاشگری، دروغ‌گویی یا انزوا) دلیل اعتماد به نفس پایین کودکان اعتماد به نفس پایین در کودکان مسئله پیچیده‌ای است که ریشه‌های آن را باید به طور دقیق و کامل پیدا کرد. یافتن ریشه عدم اعتماد به نفس در روند بهبود آن بسیار مؤثر می‌باشد. در بررسی تخصصی برای مشخص شدن علت پایین بودن اعتماد به نفس کودکان درمی‌یابید که کاهش اعتماد به نفس ریشه‌های پیچیده‌ای داشته و اغلب به عوامل متعدد و درهم‌تنیده مرتبط است. این مسئله تنها به کمبود توانایی‌های کودک مربوط نمی‌شود، بلکه تحت تأثیر عوامل محیطی، روانی و اجتماعی نیز قرار دارد و ممکن است انواع اعتماد به نفس در کودک با کاهش مواجه شود. برای درک بهتر این موضوع در ادامه به بررسی چند دلیل اعتماد به نفس پایین کودک می‌پردازیم: مقایسه‌های اجتماعی و احساس ناکافی بودن کودکان در سنین رشد به شدت تحت تأثیر مقایسه با همسالان و افراد دیگر قرار می‌گیرند. این مقایسه‌ها اغلب منجر به احساس ناکافی بودن و کاهش اعتماد به نفس می‌شود. زمانی که کودک خود را با دیگران مقایسه می‌کند و به این نتیجه می‌رسد که به اندازه کافی خوب نیست، احساس ناامیدی و بی‌ارزشی می‌کند. سبک فرزندپروری نامناسب سبک فرزندپروری والدین نقش بسیار مهمی در شکل‌گیری اعتماد به نفس کودکان ایفا می‌کند. والدینی که بیش از حد سخت‌گیر، انتقادگر یا بی‌تفاوت هستند می‌توانند به طور جدی به اعتماد به نفس کودک آسیب برسانند. همچنین انتظارات غیرواقع‌بینانه‌ای که از کودک دارند یا به طور مداوم او را با دیگران مقایسه می‌کنند می‌تواند در کاهش اعتماد به نفس کودک مؤثر باشد. البته گاهی اوقات والدین به اشتباه سبب اعتماد به نفس کاذب در کودک می‌شوند که این مسئله نیز مخرب است. تجربه شکست شکست‌های مکرر در زمینه‌های مختلف مانند تحصیل، روابط اجتماعی یا فعالیت‌های ورزشی می‌تواند به شدت به اعتماد به نفس کودک آسیب برساند و کودک رفته‌رفته اعتماد به نفس خود را از دست بدهد. عدم حمایت اجتماعی حمایت نشدن کودکان از سمت خانواده، دوستان یا مربیان تأثیر مستقیم در تربیت کودکان با اعتماد به نفس پایین دارد. با حمایت اجتماعی، کودک حس امنیت و ارزشمندی می‌کند و قوی‌تر با مشکلات مواجه می‌شود. مشکلات روانی و جسمی برخی از بیماری‌های روانی مانند اضطراب و افسردگی، اختلال نقص توجه بیش‌فعالی، مشکلات جسمی مزمن و اختلالات یادگیری علت اعتماد به نفس پایین در کودکان هستند. انتظارات غیرواقع‌بینانه زمانی که والدین، مربیان یا جامعه از کودک بیش از حد انتظار داشته باشند، کودک احساس می‌کند که هرگز نمی‌تواند به آن انتظارات برسد و این امر سبب پایین آمدن اعتماد به نفس کودک می‌شود. کمال‌گرایی کودکانی که کمال‌گرا هستند اغلب به خاطر ترس از شکست از تلاش کردن اجتناب می‌کنند. آن‌ها معتقدند که باید در همه کارها کامل باشند و هرگونه اشتباه را نشانه‌ای از ناتوانی خود می‌دانند. تأثیر قصه برای کودکان با اعتماد به نفس پایین قصه‌ها تنها ابزار سرگرمی نیستند، بلکه می‌توانند نقش مهمی در شکل‌گیری شخصیت کودکان و تقویت اعتماد به نفس آن‌ها ایفا کنند. گاهی اوقات با روایت داستان‌های جذاب و آموزنده، کودک با شخصیت‌های مختلف همذات‌پنداری کرده و می‌تواند مهارت‌های اجتماعی را بیاموزد؛ نتیجه نهایی آن افزایش اعتماد به نفس به ساده‌ترین شکل ممکن است. معمولاً داستان‌ها به کودک فرصت می‌دهند تا دنیای اطراف خود را بهتر درک کرده و با موقعیت‌های مختلف آشنا شوند. خواندن داستان‌هایی که در آن‌ها قهرمانان با شجاعت و پشتکار به اهداف خود می‌رسند به کودکان الگوهای مثبتی می‌دهد و به آن‌ها این باور را می‌دهد که آن‌ها نیز می‌توانند بر موانع غلبه کنند. با کمک داستان می‌توانید تفاوت عزت نفس و اعتماد به نفس را هم به کودکان یاد بدهید و مشخص کنید که چه رفتارهایی افزایش عزت نفس و چه رفتارهایی در تقویت اعتماد به نفس مؤثر است. در این بخش به بررسی دلایل تأثیر قصه برای کودکان با اعتماد به نفس پایین با جزئیات می‌پردازیم: همذات‌پنداری با شخصیت‌های الگو و تقلید از آن‌ها کسب مهارت‌های جدید مانند حل مسئله، تصمیم‌گیری و همدلی افزایش خلاقیت و تخیل و نگاه کردن به دنیای اطراف از زوایای مختلف تقویت حس ارزشمندی صرف‌نظر از ویژگی‌های ظاهری یا توانایی‌ها کاهش ترس و اضطراب و روبه‌رو شدن کودکان با ترس‌های مختلف تقویت مهارت‌های اجتماعی با به تصویر کشیدن تعاملات اجتماعی شخصیت‌های داستان در مجموع، قصه‌گویی یکی از مؤثرترین روش‌ها برای افزایش اعتماد به نفس پایین در کودکان است. با انتخاب داستان‌های مناسب و ایجاد فضای دلنشین برای قصه‌گویی می‌توان به کودکان کمک کرد تا به خود باور پیدا کرده و آینده روشن‌تری را برای خود رقم بزنند. درمان اعتماد به نفس پایین در کودکان اعتماد به نفس در کودکان مسئله جدی است که می‌تواند بر رشد اجتماعی، عاطفی و تحصیلی آن‌ها تأثیر بگذارد. این مشکل که ریشه در عوامل مختلفی از جمله سبک فرزندپروری، مقایسه با دیگران، شکست‌های مکرر و عدم حمایت اجتماعی دارد باید هرچه زودتر درمان شود. والدین به عنوان اولین و مهم‌ترین الگوهای کودکان نقش بسزایی در شکل‌گیری اعتماد به نفس آن‌ها دارند. پس مهم‌ترین روش درمان اعتماد به نفس پایین کودکان تغییر سبک فرزندپروری، نحوه تعامل با کودک و ایجاد محیطی امن و حمایتی است که به طور مستقیم بر اعتماد به نفس کودک تأثیر می‌گذارد. در صورتی که افزایش اعتماد به نفس در مردان رخ می‌دهد، قطعاً پدران با اعتماد به نفس بهتر می‌توانند در روند تربیت کودکان خود مؤثر باشند. به طور کلی می‌توان گفت درمان اعتماد به نفس پایین در کودکان تلاش مشترک بین والدین، مربیان و متخصصان روان‌شناس است که با همکاری و هماهنگی این افراد می‌توان تا حد زیادی بر این مشکل غلبه کرد. به همین دلیل در ادامه به بررسی نقش هرکدام به صورت کلی می‌پردازیم. نقش والدین در درمان اعتماد به نفس پایین کودکان والدین با فراهم آوردن فضایی امن و حمایتی و تشویق و قدردانی از تلاش‌ها و دستاوردهای کودک تا حد زیادی می‌توانند در این زمینه کمک کنند. همچنین باید از مقایسه کودک با دیگران بپرهیزند و با دادن مسئولیت‌های مناسب به کودک فرصت برای استقلال را ایجاد کنند. نقش مربیان در درمان اعتماد به نفس پایین در کودکان مربیان باید با ایجاد محیط یادگیری مثبت و تشویق کودکان به مشارکت در فعالیت‌های کلاسی شرایط را برای شکوفا شدن استعدادهای آن‌ها مهیا کنند. همچنین با ارائه بازخوردهای مثبت و سازنده به کودک نقاط قوت آن‌ها را بشناسند. نقش روان‌شناسان در درمان اعتماد به نفس کودکان نقش مهم روان‌شناس تشخیص دقیق مشکل با استفاده از ابزارهای تشخیصی و ریشه‌های اعتماد به نفس پایین است. پس از این مرحله لازم است که چند درمان اعتماد به نفس پایین در کودکان را شروع کند: طراحی برنامه درمانی فردی برای هر کودک متناسب با تشخیص انجام شده آموزش مهارت‌های مقابله‌ای به کودک و والدینش برای مدیریت احساسات و تفکر مثبت استفاده از درمان شناختی رفتاری برای تغییر افکار و باورهای منفی کودک مشاوره خانواده در موارد لازم و ضروری برای آموزش به اعضای خانواده جهت حمایت از کودک اعتماد به نفس در کودکان زیرمبنای سلامت روان و موفقیت آن‌ها در بزرگسالی است که ریشه در نوع برخورد والدین و محیط اطراف دارد. برای تقویت این ویژگی باید به جای تمرکز بر نتایج درخشان، تلاش و پشتکار کودک را تحسین کرد و به او اجازه داد تا با اشتباه کردن درس‌های ارزشمندی بیاموزد. ایجاد یک محیط امن عاطفی که در آن کودک بدون ترس از قضاوت احساس ارزشمندی و استقلال کند کلید اصلی حل این چالش است. در نهایت با پرهیز از مقایسه‌های مخرب و تشویق به پذیرش مسئولیت‌های کوچک می‌توان فرزندی تاب‌آور و خودباور تربیت کرد. نویسنده: سحر یوسفی  

ادامه مطلب


11 ساعت قبل - 62 بازدید

منابع محلی از ولایت بدخشان می‌گویند که یک دختر جوان در شهر فیض‌آباد، مرکز این ولایت با خوردن «مرگ موش» به زندگی‌ خود پایان داده است. دست‌کم دو به منبع رسانه گوهرشاد گفته‌اند که این دختر جوان روز (دوشنبه، ۲۶ دلو) در شهر کهنه‌ی فیض‌آباد، مرکز ولایت بدخشان خودکشی کرده است. منبع در ادامه تاکید کرده است که این دختر جوان ۲۱ سال سن داشت. به گفته‌ی منبع، وی با خوردن «مرگ موش» به زندگی‌ خود پایان داده است. منبع در ادامه افزوده است که این دختر جوان، دانش‌آموخته‌ رشته‌ی «پرستاری» نیز بوده است. منبع تصریح کرد که این دختر جوان به دلیل خشونت‌های خانوادگی خودکشی کرده است. تاکنون مسوولان محلی در ولایت بدخشان در این مورد اظهار نظری نکرده‌اند. باید گفت که میزان خودکشی زنان و دختران در سراسر افغانستان پس از تسلط حکومت فعلی به‌طور چشم‌گیری افزایش یافته است. بیماری‌های روانی، عدم دسترسی به خدمات صحی، ازدواج‌های اجباری، خشونت خانوادگی و فشار‎های روحی ناشی از فقر و بیکاری عوامل اصلی خودکشی‌ها در بین زنان و جوانان بیان شده است. همچنین با تسلط حکومت سرپرست بر افغانستان اکثریت نهادهای حامی حقوق زنان متوقف شده است. زنان در افغانستان چون گذشته با مراجعه به نهادهای عدلی و قضایی، دیگر نمی‌توانند برای خشونت‌های وارده‌ی شان شکایت کنند و این‌گونه خشونت‌‌ها پایدار باقی مانده و افزایش پیدا می‌کند.

ادامه مطلب


15 ساعت قبل - 40 بازدید

سازمان صحی جهان (WFP) درتازه مورد اعلام کرده است که نزدیک به دو سوم مرگ‌ومیر مادران در جهان در کشورهای رخ می‌دهد که با جنگ و بی‌ثباتی روبرو هستند. این سازمان با نشر گزارشی گفته است که تنها در سال ۲۰۲۳ میلادی حدود ۱۶۰ هزار زن در کشورهای درگیر بحران و محیط‌های شکننده به‌دلیل عوامل قابل پیشگیری مرتبط با بارداری جان باخته‌اند. در بخشی از سازمان جهانی صحت آمده است: «زنان باردار که در کشورهای جنگ‌زده زنده‌گی می‌کنند، در هر بارداری تا پنج برابر بیش‌تر از زنانی که در کشورهای باثبات زنده‌گی می‌کنند، در معرض خطر مرگ قرار دارند.» این سازمان در ادامه تاکید کرده است که میزان مرگ‌ومیر مادران در کشورهای درگیر جنگ به‌طور میانگین ۵۰۴ مرگ در هر ۱۰۰ هزار تولد تخمین زده می‌شود. در ادامه آمده است که در کشورهای که از لحاظ وضعیت اجتماعی شکننده هستند، این رقم به ۳۶۸ مرگ می‌رسد و در مقابل، کشورهای باثبات تنها ۹۹ مرگ در هر ۱۰۰ هزار تولد را ثبت کرده‌اند. سازمان صحی جهان می‌گوید که مرگ‌ومیر مادران همچنان در کشورهای کم‌درآمد و بحران‌زده به‌شکل نگران‌کننده‌ای بالا باقی مانده و نیاز به توجه فوری و اقدامات موثر انسانی و صحی دارند. قابل ذکر است که نگرانی از مرگ‌ومیر کودکان و زنان به‌دلیل سوءتغذیه در حالی مطرح می‌شود که با روی‌کارآمدن مجدد حکومت سرپرست در افغانستان، بخشی از کادر صحی کشور را ترک کرده‌اند و این موضوع سکتور صحت را به چالش جدی مواجه کرده است. از سویی هم، حکومت فعلی با اعمال محدودیت بر روند آموزش و کار زنان و دختران باعث شده‌ است که جامعه‌ی جهانی سطح کمک‌های خود را به افغانستان کاهش دهد.

ادامه مطلب


16 ساعت قبل - 49 بازدید

صندوق جمعیت سازمان ملل متحد درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که قابله‌ها در مناطق دورافتاده‌ی افغانستان، با استفاده از نسخه‌ی فارسی برنامه‌ی «زایمان ایمن» توانسته‌‌اند که مراقبت‌های امن و مؤثرتری برای مادران و نوزادان فراهم کنند. این نهاد با نشر گزارشی گفته است که این برنامه در مرکزهای درمانی در دسترس قابله‌ها قرار دارد و شامل رهنمایی‌های درمانی، ویدیوهای آموزشی مرحله‌به‌مرحله و موضوع‌های تعاملی است. در گزارش آمده است که قابله‌ها با بهره‌گیری از این برنامه می‌توانند که در محیط‌هایی با امکانات کم، تصمیم‌های درمانی دقیق‌تر و سریع‌تر بگیرند. صندوق جمعیت سازمان ملل متحد در ادامه تاکید کرده است که مسوولان صحی می‌گویند برنامه‌ی «زایمان ایمن» افزون بر تقویت دانش و مهارت قابله‌ها، زمینه‌ی تبادل تجربه و افزایش اعتمادبه‌نفس حرفه‌ای آنان را نیز فراهم کرده است. این نهاد به نقل از آنان نوشته است که این ابزار در شرایط کم‌بود امکانات و دسترسی محدود به آموزش حضوری، نقش مهمی در پیش‌گیری از عوارض و نجات جان مادران و نوزادان ایفا می‌کند. برنامه‌ی «زایمان ایمن» یک ابزار آموزشی و درمانی الکترونیکی است که برای پشتیبانی از قابله‌ها و کارکنان صحی در جریان مراقبت‌های بارداری و زایمان طراحی شده است. این برنامه شامل رهنمایی‌های علمی درباره مدیریت عوارض شایع مانند خون‌ریزی پس از زایمان، فشار خون بلند در بارداری، احیای نوزاد و مراقبت از نوزادان نارس است. صندوق جمعیت سازمان ملل متحد هدف از راه‌اندازی این ابزار، تقویت مهارت‌های عملی قابله‌ها، بهبود تصمیم‌گیری در شرایط بحرانی و کاهش مرگ‌ومیر مادران و نوزادان در مناطق دورافتاده عنوان شده است. قابل ذکر است که افغانستان از جمله کشورهایی است که با میزان بالای مرگ‌ومیر مادران و نوزادان روبرو است. کم‌بود امکانات صحی، دسترسی محدود به آموزش‌های تخصصی و فاصله‌ی زیاد روستاها تا مرکزهای درمانی، چالش‌های جدی در ارایه‌ی خدمات به مادران باردار ایجاد کرده است. در بسیاری از مناطق، زنان در خانه یا درمانگاه‌های کوچک زایمان می‌کنند و قابله‌ها اغلب با امکانات اندک و بدون دسترسی فوری به راهنمایی‌های تخصصی کار می‌کنند.

ادامه مطلب


1 روز قبل - 86 بازدید

از همان شبی که برای نخستین بار به خانه‌ی شوهرش قدم گذاشت، چیزی در دلش فرو ریخت؛ احساسی که آن زمان نمی‌توانست نامش را بگذارد، اما بعدها فهمید ترس بوده است؛ ترسی که آهسته و بی‌صدا، مثل رطوبت، در دیوارهای زندگی‌اش نفوذ می‌کرد و هر روز گسترده‌تر می‌شد. او فقط هجده سال داشت؛ دختری که هنوز بوی نوجوانی می‌داد و رویاهای ساده‌ای در سر داشت؛ رویاهایی مثل ادامه‌ی مکتب، خندیدن با دوستان، یا حتی یک زندگی معمولی با شوهری که دوستش داشته باشد. اما در فرهنگ خانواده‌اش، ازدواج بیشتر یک تصمیم جمعی بود تا انتخاب شخصی. وقتی پدرش گفت «خواستگار خوب است، زندگی‌ات تأمین می‌شود»، او فقط سرش را پایین انداخت و قبول کرد، چون از کودکی یاد گرفته بود که دختر خوب مخالفت نمی‌کند. پنج سال گذشت، اما آن پنج سال برای او به اندازه‌ی یک عمر دردناک طول کشید. خانه‌ی شوهرش بزرگ بود، اما در آن خانه برای او جایی امن وجود نداشت. از همان روزهای اول، مادرشوهرش با نگاه‌های سنگین و کلمات نیش‌دار به او فهماند که حضورش مطلوب نیست. هر کاری که می‌کرد، ایرادی پیدا می‌شد؛ اگر غذا می‌پخت، می‌گفتند بدمزه است؛ اگر خانه را تمیز می‌کرد، می‌گفتند هنوز کثیف است؛ اگر سکوت می‌کرد، می‌گفتند بی‌ادب است. خواهرشوهرش که چند سالی از او بزرگ‌تر بود، رفتاری تحقیرآمیز داشت و مدام او را با دختران دیگر مقایسه می‌کرد. پدرشوهرش هم مردی خشن بود که باور داشت زن باید با ترس «آموزش» ببیند. شوهرش در آغاز چندان بدرفتار نبود، اما مشکل اینجا بود که او هیچ‌وقت از همسرش دفاع نکرد؛ سکوتش به اندازه‌ی خشونت دیگران دردناک بود. کم‌کم آن سکوت تبدیل به بی‌تفاوتی شد و بی‌تفاوتی به نوعی همراهی خاموش با ظلم تبدیل شد. اولین بار که لت‌وکوب شد، فقط چند هفته از عروسی‌اش گذشته بود. دلیلش چیزی ساده بود؛ نمک غذا کمی زیاد شده بود. مادرشوهرش سیلی محکمی به صورتش زد، آن‌قدر که گوشش سوت کشید و اشک بی‌اختیار از چشمانش جاری شد. خواهرشوهرش موهایش را کشید و گفت «باید یاد بگیری»، و پدرشوهرش فقط نگاه کرد و گفت «زن باید ادب شود». آن شب او در اتاق کوچکشان نشست و بی‌صدا گریه کرد، اما هنوز امید داشت؛ امیدی کودکانه که شاید اگر بیشتر تلاش کند، اگر مهربان‌تر باشد، اگر اشتباه نکند، همه‌چیز بهتر می‌شود. اما اشتباه او همین بود که فکر می‌کرد مشکل از خودش است. سال اول باردار شد و اولین کودک به دنیا آمد. مادر شدن برایش هم‌زمان شیرین و دردناک بود. وقتی نوزادش را در آغوش می‌گرفت، احساس می‌کرد زندگی هنوز ارزش ادامه دادن دارد، اما همان زمان فشارها بیشتر شد. می‌گفتند «فقط بچه آوردن بلد است»، «هیچ هنر دیگری ندارد». شب‌ها با بدن دردناک از کارهای خانه و زخم‌های تازه، کودک را شیر می‌داد و در سکوت اشک می‌ریخت تا کسی نشنود. دو سال بعد کودک دوم و سپس سوم به دنیا آمدند، اما به‌جای این‌که جایگاهش در خانواده بهتر شود، خشونت شدیدتر شد. حالا او نه‌تنها عروس «بی‌ارزش» بود، بلکه مادری بود که به‌زعم آن‌ها «بار اضافی» آورده است. خشونت فقط به توهین محدود نبود. بارها با دست و چوب زده شد. یک بار آن‌قدر او را هل دادند که به دیوار خورد و چند دقیقه نفسش بند آمد. یک بار ظرف فلزی به طرفش پرتاب شد و پیشانی‌اش شکافت. بدنش پر از کبودی‌هایی بود که یاد گرفته بود پنهان کند. اما درد واقعی در روحش بود؛ تحقیر مداوم، شنیدن جملاتی مثل «تو هیچ نیستی»، «کاش پسر ما با تو ازدواج نمی‌کرد»، «تو بدبختی آوردی». کم‌کم خودش هم این حرف‌ها را باور می‌کرد و اعتمادبه‌نفسش نابود می‌شد. سه ماه قبل از فرارش، خشونت‌ها به اوج رسید. آن روز بهانه فقط لباس‌هایی بود که به‌زعم آن‌ها خوب شسته نشده بود. دعوا شروع شد و خیلی زود به لت‌وکوب تبدیل شد. مادرشوهرش موهایش را کشید، خواهرشوهرش او را هل داد و پدرشوهرش با چوب به او ضربه زد. شوهرش باز هم فقط ایستاده بود. در آن لحظه، چیزی در وجودش شکست؛ نه از ترس، بلکه از خستگی عمیق. احساس کرد اگر بماند، یا خواهد مرد یا کاملاً نابود خواهد شد. همان شب، وقتی همه خواب بودند، به اتاق کودکان رفت، هر سه را بوسید، صورتشان را لمس کرد و با اشک‌های بی‌صدا خداحافظی کرد. سپس در تاریکی خانه را ترک کرد و به سمت خانه‌ی پدرش رفت. وقتی به خانه‌ی پدر رسید، تصور می‌کرد بالاخره پناهگاهی پیدا کرده است، اما خیلی زود فهمید اشتباه کرده است. مادرش ابتدا گریه کرد و او را در آغوش گرفت، اما پدرش عصبانی شد. به‌جای همدردی گفت «زن از خانه‌ی شوهر فرار نمی‌کند». چند روز بعد، خبر رسید که شوهرش او را طلاق داده است؛ به همین سادگی، بدون گفت‌وگو، بدون تلاش. این خبر مثل ضربه‌ای دیگر بر روحش فرود آمد؛ نه به این دلیل که شوهرش را دوست داشت، بلکه چون فهمید حالا کاملاً بی‌پناه شده است. زندگی در خانه‌ی پدر هم آرامش نداشت. سرزنش‌ها شروع شد؛ «آبروی ما را بردی»، «تحمل می‌کردی بهتر بود»، «حالا چه می‌کنی با سه بچه؟». برادرانش گاهی با عصبانیت حرف می‌زدند و حتی او را مقصر می‌دانستند. مادرش میان دلسوزی و ترس از حرف مردم گرفتار بود. او احساس می‌کرد در هیچ جایی پذیرفته نیست؛ نه خانه‌ی شوهر، نه خانه‌ی پدر. کودکانش هم نزد پدرشان مانده بودند و دلتنگی برای آن‌ها قلبش را می‌فشرد. شب‌ها صدای «مادر» گفتنشان را در ذهنش می‌شنید و گریه می‌کرد. در این میان، ناامیدی آن‌قدر عمیق شد که چند بار تلاش کرد به زندگی‌اش پایان بدهد. هر بار فکر می‌کرد دیگر راهی نمانده، دیگر امیدی وجود ندارد. اما هر بار زنده ماند؛ گاهی به‌طور اتفاقی، گاهی به‌خاطر رسیدن ناگهانی یکی از اعضای خانواده. بعد از آخرین بار، فقط گریه می‌کرد و می‌گفت «چرا نمی‌میرم؟» اما در عمق وجودش چیزی هنوز زنده بود؛ عشق به فرزندانش. همین عشق، هرچند ضعیف، مانع شد که کاملاً تسلیم شود. اکنون سه ماه گذشته است. او هنوز در خانه‌ی پدر زندگی می‌کند، هنوز با سرزنش و فشار روبه‌رو است، هنوز آینده‌اش نامعلوم است. اما گاهی جرقه‌ای کوچک از امید در دلش روشن می‌شود؛ شاید بتواند کاری پیدا کند، شاید بتواند دوباره فرزندانش را ببیند، شاید بتواند زندگی تازه‌ای بسازد. او هنوز زخمی است، هنوز شکسته است، اما زنده است. و گاهی در زندگی انسان، زنده ماندن خودِ بزرگ‌ترین مبارزه است. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


1 روز قبل - 85 بازدید

رسانه‌های بین‌المللی گزارش داده‌اند که چهار دانشجوی دختر افغانستانی به‌نام‌های فاطمه، فرشته، گیتا و زهرا، با حمایت نهاد‌های محلی وارد فرانسه شده و برای ادامه‌ی تحصیل به دانشگاه «لیل» این کشور راه یافته ‌اند. رضا جعفری، رییس نهاد گفتمان صلح افغانستان و بنیان‌گذار «حزب سبز افغانستان در تبعید»، با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که این دانش‌جویان با حمایت نهادهای محلی و خانواده‌های میزبان در شهرهای اسق، ارشی، سیسوآن و فلر-بورگ مورد استقبال قرار گرفته‌‌اند. آقای جعفری این لحظه را «تأثیرگذار» توصیف کرده و تاکید کرده است: «دیدن این دختران در جایگاه دانشجو‌های، هدف‌مند و با اراده به بازسازی آینده‌شان، مایه‌ی افتخار است.» همچنین رضا جعفری از همکاری سفارت‌های فرانسه در تهران و پاکستان و وزارت داخله‌ی فرانسه در تکمیل روند صدور ویزا قدردانی کرده و افزوده است که تلاش‌ها برای صدور ویزای سایر دانش‌جویان افغانستانی که هنوز در ایران یا پاکستان در وضعیت نامناسب به‌سر می‌برند، ادامه دارد. او در پایان نوشته است: «این دختران تنها یک خواست دارند؛ تحصیل، زندگی در آزادی و ساختن آینده‌شان. آموزش تهدید نیست، یک حق است.» قابل ذکر است که حکومت فعلی پس از بازگشت به قدرت، در نخست دختران بالاتر از صنف ششم را از مکتب محروم کردند. این گروه در ادامه دانشگاه‌ها و انستیتوت‌های طبی را نیز به‌روی زنان و دختران بست. در چهار سال، با وجود درخواست‌های جهانی برای احترام به حقوق زنان و دختران، حکومت فعلی محدودیت‌های خود را تشدید کرده‌اند. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


1 روز قبل - 86 بازدید

نهاد «افغانستان عاری از پولیو» درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که محافظت از کودکان در برابر بیماری پولیو یا فلج اطفال مسوولیت دینی و انسانی است. این نهاد امروز (سه‌شنبه، ۲۸ دلو) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که پولیو بیماری‌ای است که کودکان مبتلا به آن را تا پایان عمر فلج می‌سازد. در بخشی از پیام نهاد افغانستان عاری از پولیو آمده است: «تمام جهان، به‌شمول کشورهای اسلامی، پولیو را توسط واکسن محو کرده‌اند؛ اما افغانستان و پاکستان هنوز با آن مبارزه می‌کنند.» همچنین پیش از این، گزارش‌هایی منتشر شده است که نشان می‌دهد شهروندان در برخی مناطق کشور به دلیل باورهای مذهبی و ناآگاهی، از واکسن کردن کودکان‌شان خودداری کرده‌اند. این در حالی است که در سال ۲۰۲۵ میلادی، نُه مورد مثبت بیماری فلج اطفال یا پولیو در افغانستان ثبت شده بود. از این میان، یک مورد در ارزگان، سه مورد در هلمند، یک مورد در بادغیس، یک مورد در نورستان، دو مورد در پکتیکا و یک مورد در فراه گزارش شده بود. باید گفت که در سال جاری میلادی تا اکنون گزارشی از ثبت موارد مثبت بیماری پولیو در افغانستان منتشر نشده است. در حال حاضر، افغانستان و پاکستان تنها کشورهای جهان‌اند که بیماری فلج اطفال در آن‌ها به‌طور کامل ریشه‌کن نشده است.

ادامه مطلب


1 روز قبل - 55 بازدید

ویگاه مقربی، فیلم‌ساز اهل افغانستان، نمایشگاه عکسی را با محوریت وضعیت زنان، دختران و کودکان افغانستانی در شهر استانبول، ترکیه برگزار کرده است. خانم مقربی با نشر اعلامیه‌ای گفته است که هدف از برگزاری این نمایشگاه، بازتاب واقعیت‌های زندگی در افغانستان، به‌ویژه وضعیت زنان و دختران، برای مخاطبان بین‌المللی است. او در ادامه تاکید کرده است که عکس‌های به‌نمایش‌گذاشته‌شده، زندگی زنان در روستاها و چگونگی کار و تلاش آنان در بیرون از خانه را به تصویر می‌کشد. این نمایشگاه در «مرکز طراحی استانبول» گشایش یافته و از ۱۴ تا ۲۱ فبروری ادامه دارد. قابل ذکر است که ویگاه مقربی پیش از این نیز دومین جشن‌واره‌ی فیلم کوتاه خود را در ترکیه برگزار کرده بود. هم‌زمان با این رویداد، نمایش‌گاه تلفیقی «روشن‌کردن سایه‌ها – زنان افغانستان» نیز در مرکز صلح نوبل در شهر اسلو گشایش یافته است؛ نمایشگاهی که به بازنمایی وضعیت زنان افغانستان می‌پردازد. برگزاری این برنامه‌ها در حالی صورت می‌گیرد که وضعیت حقوق بشری در افغانستان، به‌ویژه برای زنان رو به وخامت گذاشته است. قابل ذکر است که حکومت فعلی پس از بازگشت به قدرت، در نخست دختران بالاتر از صنف ششم را از مکتب محروم کردند. این گروه در ادامه دانشگاه‌ها و انستیتوت‌های طبی را نیز به‌روی زنان و دختران بست. در چهار سال، با وجود درخواست‌های جهانی برای احترام به حقوق زنان و دختران، حکومت فعلی محدودیت‌های خود را تشدید کرده‌اند. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


2 روز قبل - 54 بازدید

برنامه توسعه سازمان ملل (UNDP) درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که زنان و دختران افغانستان با وجود محدودیت‌های گسترده، همچنان می‌خواهند کار کنند و تلاش دارند با ایجاد کسب‌وکار از خانواده‌های خود حمایت کنند. این سازمان روز (دوشنبه، ۲۷ دلو) با نشر گزارشی گفته است که بررسی‌های انجام‌شده نشان می‌دهد زنان و دختران در شرایط دشوار نیز خواهان حمایت برای ایجاد یا گسترش فعالیت‌های اقتصادی خود هستند. سازمان ملل در بخشی از گزارشش تاکید کرده است که این خواسته‌ها با برنامه‌های این نهاد برای توانمندسازی اقتصادی زنان و ایجاد فرصت‌های برابر، همسو است و نشان می‌دهد مشارکت اقتصادی زنان همچنان ظرفیت بالایی برای رشد دارد. در گزارش آمده است که نمونه‌های موفق کارآفرینی زنان و دختران، بیانگر آن است که سرمایه‌گذاری و حمایت هدفمند می‌تواند دانش و مهارت‌های محلی را به فعالیت‌های اقتصادی پایدار تبدیل کند. همچنین برنامه توسعه سازمان ملل گفته است که ادامه این روند می‌تواند سبب افزایش اشتغال، تقویت معیشت خانواده‌ها و رشد اقتصادی در سطح جامعه شود. قابل ذکر است که حکومت فعلی پس از بازگشت به قدرت، در نخست دختران بالاتر از صنف ششم را از مکتب محروم کردند. این گروه در ادامه دانشگاه‌ها و انستیتوت‌های طبی را نیز به‌روی زنان و دختران بست. در چهار سال، با وجود درخواست‌های جهانی برای احترام به حقوق زنان و دختران، حکومت فعلی محدودیت‌های خود را تشدید کرده‌اند. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


2 روز قبل - 42 بازدید

برنامه جهانی غذا (WFP) درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که در سراسر افغانستان، خانواده‌ها همچنان با افزایش گرسنگی و نبود مواد غذایی کافی روبرو هستند. این سازمان با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که با حمایت مردم جاپان، کمک‌های غذایی نجات‌بخش به مردم آسیب‌پذیر ارائه می‌شود، درست در زمانی که بیش‌ترین نیاز را دارند. برنامه جهانی غذا در ادامه تاکید کرده است که بحران‌های پی‌درپی مانند زلزله، خشک‌سالی، مشکلات اقتصادی و بازگشت اجباری مهاجران از پاکستان و ایران، زندگی مردم افغانستان را به شدت تحت تأثیر قرار داده است. همچنین سازمان ملل پیش‌تر نیز گزارش داده بود که میزان نیازمندی‌ها در افغانستان به‌‌شدت افزایش یافته و حدود ۱۷.۴ میلیون تن در کشور با ناامنی غذایی روبرو هستند. قابل ذکر است که یونیسف نیز اعلام کرده بود که ۹۴۲ هزار کودک در افغانستان دچار سوءتغذیه شدید و حدود ۷۰۰ هزار کودک دیگر در معرض سوءتغذیه متوسط قرار داشته و نیاز فوری به حمایت‌های بشردوستانه دارند. سازمان ملل افزوده است که میزان نیازمندی‌ها در افغانستان به‌‌شدت افزایش یافته و بیش از ۱۷ میلیون تن در کشور با ناامنی غذایی روبه‌رو هستند.

ادامه مطلب