برچسب: رسانه گوهرشاد

9 ساعت قبل - 47 بازدید

تقریباً همه ما تجربه کرده‌ایم که انگیزه‌ای قوی برای شروع کاری داریم، اهداف بزرگی در ذهنمان می‌سازیم و با شور و اشتیاق برنامه‌ریزی می‌کنیم، اما وقتی زمان عمل فرا می‌رسد، همچنان درجا می‌زنیم و کاری پیش نمی‌بریم. این تضاد میان انگیزه و عمل، یکی از چالش‌های رایج در زندگی روزمره است و باعث می‌شود افراد احساس ناامیدی و ناکامی کنند. فهم دلایل این پدیده و راهکارهای مقابله با آن، نقش بسیار مهمی در بهبود بهره‌وری، افزایش اعتمادبه‌نفس و رسیدن به اهداف دارد. یکی از دلایل اصلی این اتفاق، تفاوت بین انگیزه احساسی و آمادگی عملی است. انگیزه معمولاً به شکل یک احساس درونی ظاهر می‌شود؛ اشتیاق، علاقه یا هیجان اولیه که ما را به سمت هدف می‌کشاند. اما عمل کردن نیازمند برنامه‌ریزی، مدیریت زمان، مهارت و انرژی واقعی است. گاهی ما انگیزه زیادی داریم، اما هنوز مهارت یا منابع لازم برای شروع کار را در اختیار نداریم. برای مثال، ممکن است فردی بسیار مشتاق ورزش باشد، اما ندانستن نحوه برنامه‌ریزی تمرین، انتخاب ورزش مناسب یا زمان‌بندی درست، باعث می‌شود شروع نکند. به این ترتیب، انگیزه تنها نقطه آغاز است و بدون آماده‌سازی عملی به نتیجه نمی‌رسد. ترس و اضطراب نیز یکی دیگر از عوامل مهم است. وقتی هدف بزرگ و مهمی در ذهن داریم، ذهن ناخودآگاه به ما هشدار می‌دهد که ممکن است شکست بخوریم، قضاوت شویم یا توانایی لازم را نداشته باشیم. این ترس به شکل بهانه‌ها و تأخیر در عمل خود را نشان می‌دهد. جالب اینجاست که حتی وقتی فرد از نتیجه مثبت هدف آگاه است و می‌خواهد به آن برسد، ترس از شروع یا مواجهه با دشواری‌ها می‌تواند انگیزه را فلج کند. ذهن ما به‌طور طبیعی تمایل دارد از درد و ریسک اجتناب کند، حتی اگر آن ریسک ارزش رسیدن به هدف را داشته باشد. یکی دیگر از عواملی که مانع تبدیل انگیزه به عمل می‌شود، کمال‌گرایی است. افراد کمال‌گرا معمولاً انتظار دارند که همه‌چیز از ابتدا بی‌نقص باشد و کوچک‌ترین نقص یا خطا باعث توقف آن‌ها می‌شود. آن‌ها ممکن است برنامه‌ریزی‌های دقیق و بلندپروازانه داشته باشند، اما به محض اینکه متوجه می‌شوند شرایط ایده‌آل نیست یا خودشان آماده نیستند، عمل را به تعویق می‌اندازند. این رفتار به نوعی «بهانه‌ای برای عدم شروع» تبدیل می‌شود و انگیزه اولیه را به‌مرور تحلیل می‌برد. تنظیم نادرست اهداف نیز مشکل دیگری است که مانع عمل می‌شود. وقتی هدف خیلی بزرگ یا مبهم است، ذهن نمی‌داند از کجا شروع کند. اهداف نامشخص یا غیرقابل‌اندازه‌گیری باعث سردرگمی و عقب‌نشینی می‌شوند. برای مثال، هدفی مانند «می‌خواهم موفق باشم» انگیزه ایجاد می‌کند، اما فاقد برنامه عملی مشخص است. مغز ما برای اقدام به دستورالعمل‌های واضح نیاز دارد؛ هرچه مسیر روشن‌تر باشد، احتمال عمل بیشتر است. تقسیم هدف به گام‌های کوچک و ملموس، یکی از روش‌های مؤثر برای پر کردن فاصله میان انگیزه و عمل است. عادات روزمره و مقاومت درونی نیز نقش مهمی دارند. ذهن و بدن ما به رفتارهای آشنا عادت کرده‌اند و تغییر آن‌ها نیازمند انرژی و تمرین است. وقتی قرار است کاری متفاوت انجام دهیم، مغز ما مقاومت نشان می‌دهد و به روش‌های قدیمی و راحت بازمی‌گردد. این مقاومت معمولاً به شکل تعلل، بهانه‌جویی یا تمرکز بر کارهای کم‌اهمیت ظاهر می‌شود. بنابراین، حتی اگر انگیزه قوی داشته باشیم، عادت‌های قدیمی و راحت مانعی جدی برای شروع عمل هستند. یکی دیگر از دلایل شایع، خستگی و کمبود انرژی است. انگیزه صرفاً یک عامل روانی است و نمی‌تواند کمبود منابع جسمی و روانی را جبران کند. وقتی ذهن یا بدن خسته است، تمرکز کاهش می‌یابد و توانایی اقدام به حداقل می‌رسد. این حالت، به‌ویژه زمانی که برنامه‌های سنگین، استرس یا فشارهای روانی وجود دارد، شدت پیدا می‌کند. بنابراین، حتی با انگیزه بالا، کمبود انرژی می‌تواند مانع عمل شود. راهکارهایی برای تبدیل انگیزه به عمل وجود دارد که مؤثر و قابل‌اجرا هستند. اولین قدم، شناخت موانع و پذیرش آن‌هاست. باید بفهمیم چه چیزی ما را عقب می‌اندازد؛ ترس، کمال‌گرایی، عادت‌های قدیمی یا کمبود منابع. آگاهی از این موانع، اولین قدم برای مدیریت آن‌هاست. گام بعدی، خرد کردن اهداف بزرگ به گام‌های کوچک و ملموس است. این کار باعث می‌شود مسیر مشخص شود و مغز راحت‌تر برای شروع عمل تصمیم بگیرد. هر گام کوچک موفقیت، انگیزه را تقویت می‌کند و احساس پیشرفت ایجاد می‌کند. ایجاد ساختار و روتین روزانه نیز نقش مهمی دارد. وقتی زمان مشخصی برای انجام کارها تعیین شود، مقاومت ذهن کاهش می‌یابد و عمل کردن آسان‌تر می‌شود. همچنین حمایت اجتماعی می‌تواند انگیزه را به عمل تبدیل کند؛ وقتی دیگران ما را تشویق کنند یا مسئولیت‌پذیری ایجاد شود، احتمال انجام کار بیشتر می‌شود. مدیریت انرژی جسمی و روانی نیز حیاتی است. خواب کافی، تغذیه مناسب، ورزش و استراحت ذهنی باعث می‌شوند انرژی لازم برای اقدام فراهم شود. انگیزه بدون انرژی مانند موتوری بدون سوخت است؛ ممکن است هیجان داشته باشیم، اما حرکت واقعی اتفاق نیفتد. سخن پایانی: در نهایت، مهربانی با خود و پذیرش شکست‌های موقتی مهم است. هر تأخیر یا لغزش به معنای شکست کامل نیست، بلکه بخشی طبیعی از فرآیند تغییر و پیشرفت است. تمرکز بر اقدام‌های کوچک، یادگیری از تجربه و جشن گرفتن موفقیت‌های جزئی باعث تقویت چرخه عمل و انگیزه می‌شود. در مجموع، دلایل اینکه چرا انگیزه داریم ولی عمل نمی‌کنیم شامل تفاوت بین انگیزه و آمادگی عملی، ترس و اضطراب، کمال‌گرایی، اهداف نامشخص، عادت‌های قدیمی و کمبود انرژی است. با آگاهی از این عوامل، خرد کردن اهداف به گام‌های کوچک، ایجاد ساختار و روتین، مدیریت انرژی و حمایت اجتماعی، می‌توان انگیزه را به عمل واقعی تبدیل کرد و به اهداف خود نزدیک شد. نویسنده: مرضیه بهروزی «روانشناس بالینی»

ادامه مطلب


10 ساعت قبل - 65 بازدید

مسوولان در فرماندهی پولیس ولایت کاپیسا می‌گویند که در پی ریزش کوه بر یک خانه‌ی مسکونی در مرکز این ولایت، چهار نفر جان باخته و شش نفر دیگر زخمی شدند. قربانیان و زخمیان همه اعضای یک خانواده هستند. فرماندهی پولیس کاپیسا با نشر اعلامیه‌ای گفته است که این رویداد شب گذشته (جمعه، ۲۴ دلو) در منطقه‌ی الیاس‌خیل شوخی از مربوطات مرکز ولایت کاپیسا رخ داده است. در بخشی از اعلامیه تاکید شده است که جان‌باختگان شامل دو دختر خردسال، یک زن و یک مرد هستند. فرماندهی پولیس کاپیسا افزوده است که زخمیان که شامل سه مرد و سه زن هستند، با همکاری مردم محل از زیر آوار بیرون کشیده شده و برای درمان به شفاخانه منتقل شده‌اند. در اعلامیه آمده است که این رویداد هنگامی رخ داده که در ابتدا یک کوه بالای یک خانه‌ی مسکونی ریزش کرده و سبب فروریختن سقف این خانه شده است. بارش‌های شدید برف و باران در هفته‌های گذشته باعث وقوع حوادث مشابهی در برخی ولایات شده است. در نهم دلو، هفت عضو یک خانواده در ننگرهار در پی فروریختن سقف خانه جان باختند و در یازدهم دلو نیز در قندهار چهار نفر، از جمله کودکان، در اثر فروریختن خانه کشته شدند.

ادامه مطلب


11 ساعت قبل - 68 بازدید

سازمان ملل متحد درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که هر سه ثانیه، یک دختر زیر سن ۱۸ سال در جایی از جهان ازدواج می‌کند. این نهاد امروز (شنبه، ۲۵ دلو) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که ازدواج کودکان نقض حقوق بشر است که دختران را از فرصت رسیدن به تمام پتانسیل‌های‌شان محروم می‌کند. سازمان ملل متحد در بخشی از پیامش به‌مناسبت ۱۴ فبروری یا روز ولنتاین، خواستار حمایت از کارزار توقف ازدواج کودکان شده است. همچنین صندوق جمعیت سازمان ملل متحد گفته است که ازدواج کودکان، زندگی و سلامت دختران را تهدید می‌کند و چشم‌انداز آینده‌ی آنان را محدود می‌کند. این نهاد در ادامه تاکید کرده است: «دخترانی که مجبور به ازدواج در کودکی می‌شوند، اغلب در دوران نوجوانی باردار می‌شوند و خطر عوارض بارداری یا زایمان را افزایش می‌دهند که علت اصلی مرگ‌ومیر در میان دختران نوجوان بزرگ‌تر است. همچنین احتمال دارد که آنان خشونت فیزیکی یا جنسی بیشتر از سوی شریک زندگی خود را تجربه کنند.» براساس آمار صندوق جمعیت سازمان ملل متحد، در سطح جهان، از هر پنج دختر، یک نفر قبل از رسیدن به ۱۸ سالگی رسما ازدواج کرده یا در یک پیوند غیررسمی قرار دارد. این نهاد اعلام کرده است که تخمین زده می‌شود که ۶۴۰ میلیون دختر و زن که امروزه زنده هستند، در کودکی ازدواج کرده‌اند. هر سال ۱۲ میلیون دختر نوجوان قبل از ۱۸ سالگی ازدواج می‌کنند. پدیده‌ی ازدواج زیر سن کودکان در افغانستان نیز مانند دیگر جای‌های جهان، معمول است. به نظر می‌رسد که در حال حاضر به‌دلیل محدودیت‌ها، ازدواج زیر سن در افغانستان افزایش یافته است.

ادامه مطلب


16 ساعت قبل - 52 بازدید

رسانه‌های بین‌المللی گزارش داده‌اند که آمنه سادات محمدی، مربی و ورزشکار اهل افغانستان، موفق به دریافت مدرک بین‌المللی مربیگری کیک‌بوکسینگ از سازمان جهانی این رشته (واکو) شد. این مدرک پس از سپری‌کردن دوره‌های آموزشی تخصصی به او اعطا شده است. در گزارش‌ها آمده است که آمنه سادات محمدی، پیش از این سابقه مربیگری و داوری در رشته تکواندو را نیز در کارنامه دارد، بیش از ده سال است که به‌گونه حرفه‌ای در رشته‌های تکواندو و کیک‌بوکسینگ فعالیت می‌کند. او در حال حاضر در شهر هامبورگ آلمان، به آموزش ورزش‌های رزمی برای زنان مهاجر مشغول است. سازمان جهانی کیک بوکسینگ یا «واکو» (WAKO - The World Association of Kickboxing Organizations) به‌عنوان تنها نهاد رسمی و بین‌المللی کیک‌بوکسینگ در جهان شناخته می‌شود و دریافت مدرک مربیگری این سازمان، یکی از معتبرترین گام‌ها در مسیر حرفه‌ای مربیان این رشته به شمار می‌رود. کسب این سند بین‌المللی از سوی آمنه سادات محمدی، نه‌تنها موفقیتی فردی، بلکه دستاوردی ارزشمند برای حضور و نقش‌آفرینی زنان افغان در ورزش‌های رزمی در سطح بین‌المللی محسوب می‌شود. در حالی آمنه سادات محمدی، سند بین‌المللی مربیگری کیک‌بوکسینگ دریافت کرده است که ورزش زنان و دختران در افغانستان منع شده است.

ادامه مطلب


1 روز قبل - 59 بازدید

سحر هنوز به‌درستی از راه نرسیده بود که چشم‌هایش باز شد. هوا تاریک بود و سکوت خانه سنگین. چند لحظه همان‌طور نشست، دست‌هایش را روی زانو گذاشت و نفس عمیقی کشید. این عادت هرروزه‌اش شده بود؛ پیش از آن‌که از جا بلند شود، چند نفس بکشد، انگار خودش را برای یک روز دیگرِ تحمل آماده می‌کرد. در این خانه، زود بیدار شدن انتخاب نبود، وظیفه بود. عروسی که دیر از خواب بیدار می‌شد، از همان اول روز متهم بود. در گوشه‌ای از شهر بلخ، در خانه‌ای کهنه و خاموش، زنی زندگی می‌کند که ۲۹ سال دارد؛ اما اگر کسی به چهره‌اش نگاه کند، سنش را بیشتر حدس می‌زند. نه به‌خاطر چین‌وچروک، بلکه به‌خاطر خستگی‌ای که در نگاهش لانه کرده؛ خستگی‌ای که نه از کار، بلکه از سال‌ها تحقیر، انتظار و بی‌پناهی آمده است. هشت سال از روزی می‌گذرد که به این خانه عروس شد؛ هشت سالی که هرکدامش سنگین‌تر از قبلی بوده است. آن روز که برای اولین‌بار از خانه پدر بیرون آمد، هنوز دختر بود؛ دختری که باور داشت ازدواج آغاز زندگی است. مادرش هنگام خداحافظی اشک ریخت، اما گفت: «دخترم، زن که شدی، دیگر گریه‌ات را قورت بده. زندگی زن همین است.» او سرش را پایین انداخت؛ چون در فرهنگ ما دختر حق سؤال ندارد. آن روز نمی‌دانست همین جمله سال‌ها بعد مثل طناب دور گلویش سفت خواهد شد. ماه‌های اول عروسی‌اش با ترس و شرم گذشت. هنوز به خانه عادت نکرده بود، هنوز نمی‌دانست کدام گوشه خانه خط قرمز است، کدام حرف را نباید بزند و کدام نگاه خطرناک است. سعی می‌کرد همه‌چیز را درست انجام دهد؛ صبح‌ها زود بیدار می‌شد، نان می‌پخت، حویلی را جاروب می‌کرد و ظرف‌ها را می‌شست. فکر می‌کرد اگر عروس خوبی باشد دوستش خواهند داشت، اما در این خانه خوبیِ زن معیار دیگری داشت. هنوز یک سال کامل نشده بود که نگاه‌ها تغییر کرد. دیگر کسی با مهربانی صدایش نمی‌زد. زن‌های فامیل وقتی می‌آمدند با کنجکاوی به شکمش نگاه می‌کردند و سؤال‌ها شروع شد؛ اول آرام، بعد پی‌درپی: «چرا اولاد نمی‌شی؟ شاید دوا نمی‌خوری؟ فلانی زود مادر شد، تو چرا نه؟» او اول لبخند می‌زد، بعد بهانه می‌آورد و بعد شب‌ها پنهانی گریه می‌کرد. کم‌کم خودش هم ترسید. به شوهرش گفت بهتر است به داکتر بروند، اما شوهرش گفت: «فعلاً خودت برو، ببین مشکل از کجاست.» همین جمله مرز تنهایی‌اش را کشید. از آن روز، رفتن به داکتر بخشی از زندگی‌اش شد. تنها می‌رفت؛ با پولی که گاهی از کم کردن خرج خانه جمع می‌کرد. در کلینیک‌های شلوغ می‌نشست، میان زن‌هایی که هرکدام داستان خودشان را داشتند، آزمایش می‌داد، جواب‌ها را می‌گرفت و دوا می‌خورد. بعضی داکترها با حوصله حرف می‌زدند، بعضی بی‌حوصله، بعضی طوری نگاه می‌کردند که انگار او مقصر همه‌چیز است. آمپول‌ها درد داشت و دواها بدنش را ضعیف می‌کرد. بعضی شب‌ها از درد شکم تا صبح خوابش نمی‌برد، اما صبح که می‌شد باز هم باید بلند می‌شد. کسی حالش را نمی‌پرسید و اگر می‌گفت درد دارم، جواب می‌شنید: «زن درد را تحمل می‌کند.» سال‌ها گذشت. هر سال امیدش کمتر شد و فشار بیشتر. خانواده شوهر دیگر پنهان هم نمی‌کردند و در جمع‌ها می‌گفتند: «این زن خیر ندارد.» مادرشوهرش گاهی مستقیم می‌گفت: «خانه بدون اولاد قبرستان است.» شوهرش کم‌کم سرد شد؛ دیگر نه هم‌صحبتی، نه دل‌داری، فقط سکوت. سال پنجم عروسی، حرف زن دوم جدی شد. اول از زبان دیگران شنید، بعد مادرشوهرش گفت: «پسرم جوان است، حق دارد نسلش را داشته باشد.» آن شب دلش فرو ریخت، تا صبح گریه کرد، قرآن خواند و دعا کرد. صبح به شوهرش گفت: «من مقصر نیستم. همه داکترها گفتند شاید مشکل مشترک باشد.» شوهرش گفت: «سرنوشت همین است.» چند ماه بعد زن دوم آمد؛ جوان‌تر، شادتر و با حمایت کامل. از همان روز اول معلوم بود جایگاهش فرق دارد، کسی از او کار نخواست و همه‌چیز روی دوش زن اول افتاد. وقتی زن دوم حامله شد، خانه پر از شادی شد؛ شیرینی آوردند، دعا خواندند و خندیدند، اما او گوشه‌ای ایستاده بود و حس می‌کرد دیگر هیچ‌کس او را نمی‌بیند. وقتی طفل به دنیا آمد، همه‌چیز تغییر کرد. حالا زن دوم «مادر» بود و او فقط «زن بی‌اولاد». تمام کارهای خانه به عهده‌اش افتاد؛ اگر خسته می‌شد می‌گفتند: «تو که درد زایمان نکشیدی» و اگر اشتباه می‌کرد تحقیر می‌شد. زن دوم کاری نمی‌کرد و طفل بهانه همه‌چیز بود. شب‌ها، وقتی شوهرش در اتاق زن دوم می‌خوابید، او تنها می‌ماند. روی فرش کهنه می‌نشست، به سقف نگاه می‌کرد و به خودش می‌گفت: «گناه من چی بود؟» سؤالی که هیچ‌وقت جواب نگرفت. چند بار تصمیم گرفت به خانه پدرش برگردد. یک بار رفت و با گریه گفت: «من دارم می‌شکنم.» پدرش گفت: «طلاق ننگ است» و مادرش گفت: «زن باید بسازد.» هیچ‌کس نگفت حق داری؛ هیچ‌کس نگفت بمان یا برو، فقط گفتند تحمل کن. برگشت، چون راه دیگری نداشت. حالا هر روزش شبیه روز قبل است؛ صبح زود بیدار می‌شود، کار می‌کند، خاموش است و تحقیر می‌شود. شب که می‌شود، خسته و خالی به گوشه‌ای می‌رود؛ نه جایی برای شکایت دارد، نه گوشی برای شنیدن. او قربانی ناباروری نیست؛ قربانی فرهنگی است که زن را فقط در مادر شدن خلاصه می‌کند؛ قربانی سکوت مردان، قضاوت زنان و دیواری به نام «آبرو». در گوشه‌ای از بلخ، زنی زندگی می‌کند که هنوز نفس می‌کشد، اما زندگی برایش فقط دوام آوردن است؛ او هنوز ایستاده، نه چون قوی است، بلکه چون اجازه نشستن ندارد. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


2 روز قبل - 44 بازدید

ریچارد لینزی، نماینده ویژه بریتانیا برای افغانستان، درتازه‌ترین مورد به مناسب روز جهانی زنان و دختران در علم اعلام کرده است که آینده افغانستان بستگی به فرصت‌های برابر دارد. آقای لینزی با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که دختران و زنان باید آزاد باشند تا علم بیاموزند و زنان آزاد باشند تا در عرصه علم فعالیت کنند. این دیپلومات در بخشی از پیامش تاکید کرده است که تیم رباتیک افغانستان که متشکل از دختران است نشان می‌دهد که چه پیشرفت‌هایی امکان‌پذیر است. سازمان ملل متحد در پیامی به مناسبت روز جهانی زنان و دختران در علم، اعلام کرد که ۱۶۰۸ روز از ممنوعیت آموزش دختران و زنان توسط حکومت سرپرست می‌گذرد. همچنین یوناما یا هیئت معاونت سازمان ملل متحد در افغانستان گفت محرومیت دختران و زنان افغانستان از آموزش، تصویری دردناک از آینده این کشور را ترسیم می‌کند. باید گفت که حکومت فعلی پس از بازگشت به قدرت، در نخست دختران بالاتر از صنف ششم را از مکتب محروم کردند. این گروه در ادامه دانشگاه‌ها و انستیتوت‌های طبی را نیز به‌روی زنان و دختران بست. در چهار سال، با وجود درخواست‌های جهانی برای احترام به حقوق زنان و دختران، حکومت فعلی محدودیت‌های خود را تشدید کرده‌اند. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


3 روز قبل - 47 بازدید

بخش زنان سازمان ملل متحد درتازه‌ترین مورد، به مناسبت روز جهانی زنان و دختران در علوم، بر ضرورت فراهم‌سازی فرصت‌های برابر برای حضور و نقش‌آفرینی زنان در عرصه‌های علمی تاکید کرده است. این سازمان با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که «زنان در علم، جهان را بهتر می‌سازند» و باید اطمینان حاصل شود که هر دختر و زنی فرصت برابر برای مشارکت در ساختن آینده داشته باشد. باید گفت که زنان و دختران در بسیاری از کشورها هنوز با محدودیت‌های آموزشی، تبعیض و کمبود امکانات مواجه‌ هستند و این چالش‌ها مانع حضور گسترده آنان در علوم اساسی و تحقیقاتی می‌شود. هدف از روز جهانی زنان و دختران در علوم، برجسته‌سازی نقش آنان در توسعه علمی و ترغیب نهادها به حمایت از فرصت‌های برابر است. این در حالی است که هزار و ۶۰۸ روز می‌شود که حکومت سرپرست دختران در افغانستان را از رفتن به مکتب‌های متوسطه و لیسه منع کرده‌اند. همچنان حکومت فعلی دروازه‌ی دانشگاه‌ها و انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران بسته و کار آنان را ممنوع کرده‌اند. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


3 روز قبل - 67 بازدید

حامد کرزی، رییس‌جمهور پیشین افغانستان درتازه‌ترین مورد گفته است که رشد و توسعه‌ی جامعه‌ی بشری در ابعاد مختلف، مستلزم نقش‌آفرینی زنان و دختران است و این در صورتی ممکن است که زنان و دختران به علم دسترسی داشته باشند. آقای کرزی این اظهارات را به‌مناسبت روز جهانی زنان و دختران در علم با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود، مطرح کرده و از نقش زنان و دختران افغانستان در زندگی اجتماعی قدردانی کرده است. آقای کرزی به زنان و دختران کشور در ادامه توصیه کرده است که برای دسترسی به علم و آموزش و مشارکت در رشد و توسعه‌ی کشور، از هر راه ممکن تلاش کنند. این در حالی است که هزار و ۶۰۸ روز می‌شود که حکومت سرپرست دختران در افغانستان را از رفتن به مکتب‌های متوسطه و لیسه منع کرده‌اند. همچنان حکومت فعلی دروازه‌ی دانشگاه‌ها و انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران بسته و کار آنان را ممنوع کرده‌اند. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


3 روز قبل - 37 بازدید

در دنیای امروز، تربیت کودکان با چالش‌هایی پیچیده‌تر از گذشته روبه‌رو شده است. پیشرفت فناوری، دسترسی گسترده به اطلاعات و تغییرات اجتماعی، سبک‌های تربیتی سنتی را به چالش کشیده و والدین را با دغدغه‌های جدیدی مواجه کرده است. کودکان در عصری رشد می‌کنند که شبکه‌های اجتماعی، بازی‌های دیجیتال و محتواهای آنلاین بخش مهمی از زندگی روزمره آن‌ها را تشکیل می‌دهد. این تغییرات، علاوه بر فراهم کردن فرصت‌های یادگیری و رشد، خطراتی همچون انزوا، کاهش تمرکز و مواجهه با محتوای نامناسب را نیز به همراه دارد. علاوه بر تأثیرات فناوری، تغییرات فرهنگی و اجتماعی نیز نقش مهمی در پیچیده‌تر شدن تربیت کودکان ایفا می‌کنند. سبک زندگی پرمشغله، کاهش تعاملات خانوادگی و فشارهای آموزشی باعث شده است بسیاری از والدین در ایجاد تعادل میان محبت، آموزش و انضباط با چالش‌هایی روبه‌رو شوند. در این میان، یافتن راهکارهایی برای تربیت متعادل و هدفمند ـ به‌گونه‌ای که ارزش‌های اخلاقی، مهارت‌های اجتماعی و توانایی‌های فردی کودکان پرورش یابد ـ بیش از هر زمان دیگری اهمیت دارد. چالش‌های تربیت کودکان در دنیای مدرن چیست؟ در عصر فناوری و تغییرات پرشتاب اجتماعی، تربیت کودکان به یکی از دغدغه‌های اصلی والدین تبدیل شده است. سبک‌های تربیتی سنتی که روزگاری پاسخ‌گوی نیازهای کودکان بودند، امروزه با تحولات فرهنگی، فناوری‌های نوین و فشارهای اجتماعی به چالش کشیده شده‌اند. در ادامه، برخی از مهم‌ترین چالش‌های تربیت کودک در دنیای مدرن بررسی می‌شود. تأثیر فناوری و فضای مجازی پیشرفت فناوری و گسترش فضای مجازی، زندگی کودکان را به شکلی بی‌سابقه تحت تأثیر قرار داده است. دسترسی آسان به تلفن‌های هوشمند، شبکه‌های اجتماعی و بازی‌های آنلاین باعث شده کودکان از سنین پایین با حجم عظیمی از اطلاعات و محتوای متنوع روبه‌رو شوند. اگرچه این فضا فرصت‌هایی برای یادگیری و رشد مهارت‌های جدید فراهم می‌کند، اما در عین حال کودکان را در معرض خطراتی چون محتوای نامناسب، اخبار جعلی و خشونت رسانه‌ای قرار می‌دهد. علاوه بر این، اعتیاد به بازی‌های اینترنتی و گشت‌وگذار بی‌هدف در شبکه‌های اجتماعی می‌تواند موجب افت تحصیلی و کاهش تمرکز شود. از سوی دیگر، حضور بیش از حد کودکان در فضای مجازی ممکن است روابط اجتماعی آن‌ها را تضعیف کند. کودکان به‌جای بازی‌های گروهی و تعاملات حضوری، زمان زیادی را به‌صورت انفرادی پشت صفحات نمایشگر سپری می‌کنند که این امر می‌تواند مهارت‌های ارتباطی و اجتماعی آن‌ها را کاهش دهد. همچنین مقایسه خود با زندگی‌های به‌ظاهر کامل دیگران در شبکه‌های اجتماعی ممکن است موجب کاهش اعتمادبه‌نفس و بروز مشکلات روانی مانند اضطراب و افسردگی شود. والدین با نظارت هوشمندانه می‌توانند به کودکان کمک کنند از مزایای فناوری بهره ببرند و از آسیب‌های آن در امان بمانند. کاهش تعاملات خانوادگی در دنیای پرشتاب امروز، بسیاری از والدین به دلیل مشغله‌های کاری و دغدغه‌های روزمره زمان کمتری را با فرزندان خود سپری می‌کنند. این کاهش تعاملات خانوادگی باعث می‌شود کودکان احساس کنند والدین به نیازهای عاطفی و روحی آن‌ها توجه کافی ندارند. ارتباط محدود و گفت‌وگوی کم در خانواده می‌تواند به سردی روابط میان والدین و فرزندان منجر شود و کودک را از دریافت حمایت‌های عاطفی محروم کند. نبود تعامل کافی با والدین زمینه‌ساز بروز مشکلات رفتاری، احساس تنهایی و کاهش مهارت‌های اجتماعی در کودکان می‌شود. علاوه بر این، فقدان محیطی گرم و صمیمی در خانواده ممکن است کودکان را به سمت دنیای مجازی یا گروه‌های نامناسب سوق دهد. در چنین شرایطی، کودک برای جلب توجه و محبت، بیشتر تحت تأثیر همسالان قرار می‌گیرد و ممکن است رفتارهای پرخطر از خود نشان دهد. ایجاد زمان مشخص برای گفت‌وگو، بازی‌های خانوادگی و صرف وعده‌های غذایی مشترک می‌تواند تعاملات خانوادگی را تقویت کرده و محیطی امن و حمایت‌کننده برای رشد عاطفی و اجتماعی کودکان فراهم آورد. فشارهای آموزشی و رقابت تحصیلی در بسیاری از خانواده‌ها، موفقیت تحصیلی به‌عنوان مهم‌ترین معیار سنجش آینده کودکان تلقی می‌شود. این نگاه باعث شده کودکان از سنین پایین تحت فشار کلاس‌های فوق‌برنامه، آزمون‌های متوالی و رقابت‌های آموزشی قرار بگیرند. چنین فشاری می‌تواند منجر به اضطراب، استرس و حتی فرسودگی روحی در کودکان شود. در برخی موارد، کودکان آن‌قدر درگیر تکالیف و درس‌های سنگین می‌شوند که فرصتی برای بازی، تفریح و استراحت ندارند. این نبود تعادل میان تحصیل و تفریح می‌تواند رشد خلاقیت و مهارت‌های اجتماعی آن‌ها را مختل کند. همچنین مقایسه مداوم کودکان با همسالانشان از سوی والدین و معلمان، احساس ناکافی بودن و کاهش اعتمادبه‌نفس را در آن‌ها تقویت می‌کند. والدین با تمرکز بر توانایی‌ها و علایق کودک و تشویق او به یادگیری، به‌جای تأکید صرف بر نمره، می‌توانند به کاهش استرس و ایجاد علاقه پایدار به آموزش کمک کنند. فراهم کردن فرصت‌هایی برای فعالیت‌های هنری، ورزشی و تفریحی نیز نقش مهمی در رشد متعادل جسمی و روحی کودکان دارد. تغییرات فرهنگی و اجتماعی تغییرات سریع فرهنگی و اجتماعی در دنیای مدرن باعث شده کودکان با ارزش‌ها و سبک‌های زندگی گوناگون روبه‌رو شوند. اینترنت و رسانه‌های جهانی، فرهنگ‌ها و باورهای مختلف را در معرض دید کودکان قرار می‌دهند که این موضوع می‌تواند هم فرصتی برای آشنایی با تنوع فرهنگی باشد و هم چالشی برای شکل‌گیری هویت آنان. در برخی موارد، کودکان در مواجهه با تفاوت میان ارزش‌های خانوادگی و آنچه در جامعه یا فضای مجازی می‌بینند، دچار سردرگمی و تضاد هویتی می‌شوند. علاوه بر این، تغییر در ساختارهای اجتماعی مانند افزایش خانواده‌های تک‌والد، کاهش نقش‌های سنتی و تغییر دیدگاه‌ها درباره جنسیت و شغل، ممکن است درک روشنی از نقش‌های اجتماعی را برای کودکان دشوار کند. اگر این تغییرات بدون راهنمایی مناسب والدین باشد، می‌تواند به سردرگمی و عدم تطابق کودک با محیط اجتماعی منجر شود. والدین و مربیان با آموزش ارزش‌های اخلاقی پایدار، تقویت هویت فرهنگی و کمک به کودکان برای درک و پذیرش تفاوت‌ها، می‌توانند آن‌ها را برای مواجهه با دنیای متنوع امروز آماده کنند. راه‌های مقابله با چالش‌های تربیت کودک در دنیای مدرن یکی از مهم‌ترین راهکارها برای مقابله با چالش‌های تربیت کودک در دنیای مدرن، آموزش سواد رسانه‌ای به کودکان است. والدین باید به فرزندان خود بیاموزند چگونه از اینترنت به‌عنوان ابزاری برای یادگیری و رشد استفاده کنند و در برابر محتوای نامناسب هوشیار باشند. استفاده از نرم‌افزارهای کنترل والدین، محدود کردن زمان استفاده از ابزارهای دیجیتال و تعیین قوانین مشخص برای حضور در فضای مجازی، به حفظ تعادل میان زندگی آنلاین و واقعی کمک می‌کند. همچنین تشویق کودکان به فعالیت‌های آفلاین مانند کتاب‌خوانی، ورزش و بازی‌های گروهی، وابستگی آن‌ها به فضای مجازی را کاهش می‌دهد. برای مقابله با کاهش تعاملات خانوادگی، والدین باید زمان باکیفیت و اختصاصی برای فرزندان خود در نظر بگیرند. صرف وعده‌های غذایی به‌صورت خانوادگی، انجام بازی‌های گروهی و شرکت در فعالیت‌های مشترک، روابط عاطفی را تقویت کرده و احساس امنیت را در کودکان افزایش می‌دهد. این لحظات فرصتی فراهم می‌کند تا والدین درباره دغدغه‌ها، احساسات و تجربیات روزمره فرزندان خود گفت‌وگو کنند و رابطه‌ای صمیمی‌تر با آن‌ها بسازند. برای کاهش فشارهای تحصیلی نیز لازم است والدین و معلمان به‌جای تمرکز صرف بر نمره و رقابت، بر علاقه‌مند کردن کودکان به یادگیری تأکید کنند. تشویق به کشف استعدادها و علایق فردی و فراهم کردن فرصت‌های متنوع آموزشی، به کودکان کمک می‌کند از فرایند یادگیری لذت ببرند. اختصاص زمان کافی به بازی، ورزش و فعالیت‌های هنری در کنار برنامه‌های درسی، نقش مهمی در رشد همه‌جانبه ذهنی و جسمی کودکان دارد. در مواجهه با تغییرات فرهنگی و اجتماعی، آموزش ارزش‌های اخلاقی پایدار و تقویت هویت فرهنگی اهمیت زیادی دارد. بیان داستان‌های خانوادگی، آشنایی با سنت‌ها و شرکت در مراسم‌های فرهنگی می‌تواند به کودکان کمک کند به ریشه‌های خود افتخار کنند و در برابر تغییرات اجتماعی، هویتی قوی داشته باشند. همچنین آموزش احترام به تفاوت‌های فرهنگی و تقویت روحیه همدلی و همکاری، به رشد مهارت‌های اجتماعی کودکان کمک می‌کند. والدین شاغل یا تک‌والد نیز باید تلاش کنند هرچند کوتاه، اما زمانی باکیفیت را به فرزندان خود اختصاص دهند. مهم‌تر از مدت زمان حضور، کیفیت تعامل با کودک است. فعالیت‌هایی مانند قصه‌گویی پیش از خواب، بازی‌های ساده خانوادگی یا گفت‌وگو درباره اتفاقات روزمره می‌تواند پیوند عاطفی را تقویت کند. حفظ سلامت روان کودکان نیز یکی از ارکان اصلی تربیت در دنیای مدرن است. توجه به احساسات کودکان، ایجاد فضای امن برای بیان نگرانی‌ها و آموزش مهارت‌های زندگی مانند مدیریت استرس، حل مسئله، تصمیم‌گیری و تاب‌آوری، آن‌ها را برای مواجهه با چالش‌های آینده توانمند می‌سازد. نویسنده: سحر یوسفی

ادامه مطلب


3 روز قبل - 41 بازدید

نمایندگی اتحادیه اروپا در افغانستان همزمان با روز جهانی زنان و دختران در علوم اعلام کرده است که زنان و دختران افغانستان باید در کانون آموزش قرار داشته باشند. اتحادیه اروپا امروز (چهارشنبه، ۲۲ دلو) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که از پرستاران و قابله‌ها گرفته تا پژوهشگران، نقش فعال آن‌ها برای داشتن افغانستان سالم و شکوفا حیاتی است. نمایندگی اتحادیه اروپا در بخشی از پیامش بر حمایت خود از زنان و دختران افغانستان تاکید کرده است. روز جهانی زنان و دختران در علوم در حالی فرا رسیده است که حکومت سرپرست دختران و زنان را از مکتب و دانشگاه محروم کرده‌اند. همچنین حکومت فعلی زنان و دختران را از تحصیل در رشته‌های پزشکی محروم کرده است. طبق گزارش یونیسف، بیش از دو میلیون دختر جوان از مکتب محروم شده‌اند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب