برچسب: رسانه گوهرشاد

3 دقیقه قبل - 10 بازدید

رمان «بامداد خمار» نوشته‌ی فتانه حاج‌سیدجوادی، یکی از آثار شناخته‌شده و پرخواننده‌ی ادبیات داستانی معاصر ایران است؛ کتابی که با روایت یک عشق پرشور و سرانجام تلخ آن، توانسته است در میان نسل‌های مختلف خوانندگان جایگاه ویژه‌ای پیدا کند. این اثر نخستین‌بار در سال ۱۳۷۴ خورشیدی منتشر شد و از همان سال‌های آغازین انتشار، با استقبال گسترده‌ی مخاطبان روبه‌رو گردید. «بامداد خمار» در نگاه نخست داستانی عاشقانه به نظر می‌رسد، اما در لایه‌های عمیق‌تر خود به موضوعاتی چون تفاوت‌های طبقاتی، سنت‌های خانوادگی، استقلال فردی، مسئولیت انتخاب، شناخت پیش از ازدواج و فاصله‌ی میان رؤیا و واقعیت می‌پردازد. محبوبیت این رمان را می‌توان نتیجه‌ی روایت ساده و پرکشش آن و پرداختن به موضوعی دانست که همواره بخشی از دغدغه‌های زندگی انسان بوده است: چگونه می‌توان میان احساسات قلبی و واقعیت‌های زندگی تعادل برقرار کرد؟ فتانه حاج‌سیدجوادی، نویسنده‌ی این اثر، از داستان‌نویسان ایرانی است که نامش بیش از هر چیز با رمان «بامداد خمار» شناخته می‌شود. او در سال ۱۳۲۴ خورشیدی به دنیا آمد و در رشته‌ی زبان و ادبیات انگلیسی تحصیل کرد. پس از ازدواج در اصفهان ساکن شد و به فعالیت ادبی و داستان‌نویسی روی آورد. او با انتشار «بامداد خمار» در میانسالی به شهرت گسترده رسید و نامش در مدت کوتاهی در میان علاقه‌مندان ادبیات داستانی شناخته شد. از دیگر آثار او می‌توان به مجموعه‌ی داستانی «در خلوت خواب» اشاره کرد که در سال ۱۳۸۰ خورشیدی منتشر شد. با وجود استقبال گسترده از نخستین رمانش، شهرت دیگر آثار او هرگز به اندازه‌ی «بامداد خمار» نبوده است. این کتاب به زبان‌های دیگری نیز ترجمه شده و در میان خوانندگان خارج از ایران هم مورد توجه قرار گرفته است. موفقیت آن را می‌توان نمونه‌ای از تأثیرگذاری ادبیات عامه‌پسند بر سلیقه‌ی داستان‌خوانی جامعه‌ی فارسی‌زبان دانست. داستان کتاب در تهران قدیم و در فضایی شکل می‌گیرد که تفاوت‌های طبقاتی و جایگاه خانوادگی در روابط اجتماعی اهمیت فراوانی دارند. شخصیت اصلی داستان، محبوبه، دختر خانواده‌ای ثروتمند و صاحب‌نام است. او در محیطی رشد کرده که از امکانات اقتصادی و موقعیت اجتماعی مناسبی برخوردار است. خانواده‌اش برای آینده‌ی او برنامه‌های مشخصی دارند و انتظار می‌رود با فردی از طبقه‌ی اجتماعی خود ازدواج کند. اما زندگی محبوبه با آشنایی و دلبستگی او به رحیم، شاگرد یک نجاری، مسیر دیگری پیدا می‌کند. رحیم از خانواده‌ای فقیر و طبقه‌ای متفاوت است و همین تفاوت، از نخستین موانع رابطه‌ی آن دو به شمار می‌رود. محبوبه در آغاز، رحیم را با نگاهی آمیخته به هیجان، شیفتگی و آرمان‌گرایی می‌بیند. رفتار متفاوت و ظاهر او برای دختر جوان جذاب است. محبوبه احساس می‌کند در کنار رحیم می‌تواند از محدودیت‌های محیط خانوادگی خود فاصله بگیرد و زندگی متفاوتی را تجربه کند. او چنان درگیر احساساتش می‌شود که هشدارهای خانواده و مخالفت اطرافیان را جدی نمی‌گیرد. در نظر او، عشق نیرویی است که می‌تواند همه‌ی تفاوت‌ها را از میان بردارد و هر مانعی را پشت سر بگذارد. سرانجام، با وجود مخالفت خانواده، تصمیم می‌گیرد با رحیم ازدواج کند؛ تصمیمی که مسیر زندگی او را به‌کلی تغییر می‌دهد. محبوبه تصور می‌کند عشق و علاقه‌ی میان آن دو برای ساختن یک زندگی آرام و خوشبخت کافی است؛ اما پس از ازدواج، واقعیت چهره‌ی دیگری از خود نشان می‌دهد. زندگی مشترک آن‌ها با مشکلاتی روبه‌رو می‌شود که محبوبه پیش از ازدواج به آن‌ها توجه نکرده بود. تفاوت در شیوه‌ی تربیت، فرهنگ خانوادگی، توقعات، رفتارهای اجتماعی و نگاه به زندگی، رابطه‌ی آن‌ها را دشوار می‌سازد. آنچه در دوران دلبستگی برای محبوبه جذاب به نظر می‌رسید، پس از ازدواج گاه به سرچشمه‌ی رنج و اختلاف تبدیل می‌شود. او به‌تدریج درمی‌یابد که شناخت ناکافی از شخصیت و روحیات طرف مقابل می‌تواند پیامدهای سنگینی به همراه داشته باشد. فاصله‌ی میان تصویر ذهنی محبوبه از رحیم و شخصیت واقعی او، یکی از محورهای اصلی داستان است. نویسنده با پیش‌بردن این رابطه نشان می‌دهد که احساسات شدید و هیجان‌های آغازین، همیشه تصویر دقیقی از آینده‌ی یک زندگی مشترک ارائه نمی‌کنند. سال‌ها بعد، محبوبه که تجربه‌های تلخ و دشواری را پشت سر گذاشته است، خاطرات زندگی خود را برای برادرزاده‌اش، سودابه، بازگو می‌کند. سودابه نیز در آستانه‌ی یک تصمیم عاطفی و ازدواج قرار دارد و محبوبه می‌خواهد او را از تکرار اشتباهات گذشته بازدارد. به این ترتیب، داستان از یک روایت عاشقانه‌ی فردی فراتر می‌رود و به گفت‌وگویی میان دو نسل تبدیل می‌شود. محبوبه با بازگویی گذشته، می‌کوشد تجربه‌ای را که با رنج و پشیمانی به دست آورده است، به نسل جوان‌تر انتقال دهد. یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های رمان، شیوه‌ی روایت آن است. داستان در قالب خاطره‌گویی و از طریق بازگشت به گذشته شکل می‌گیرد. نویسنده با انتخاب این شیوه، امکان مقایسه‌ی دو زمان و دو نگاه متفاوت را فراهم می‌کند: نگاه دختر جوانی که در آغاز عشق، همه‌چیز را زیبا و امیدوارکننده می‌بیند و نگاه زنی که پس از گذشت سال‌ها، همان خاطرات را با تجربه و شناخت بیشتری مرور می‌کند. این تفاوت نگاه به خواننده اجازه می‌دهد که همراه با محبوبه، از مرحله‌ی شیفتگی و آرمان‌گرایی به سوی شناخت واقعیت حرکت کند. در آغاز داستان، مخاطب نیز تا اندازه‌ای تحت تأثیر نگاه عاشقانه‌ی محبوبه قرار می‌گیرد؛ اما با پیشرفت روایت، تصویر اولیه‌ی رحیم تغییر می‌کند و ابعاد دیگری از شخصیت او آشکار می‌شود. این تغییر تدریجی باعث می‌شود خواننده نیز مانند محبوبه میان تصور و واقعیت تفاوت قایل شود. از نظر شخصیت‌پردازی، محبوبه مهم‌ترین شخصیت رمان است. او دختری است که میان خواسته‌های شخصی و انتظارات خانواده گرفتار شده است. در آغاز داستان، شور جوانی و احساسات بر قدرت تشخیص او غلبه دارند؛ اما در ادامه، تجربه‌های زندگی نگاهش را تغییر می‌دهند. محبوبه را نمی‌توان تنها شخصیتی سرکش یا قربانی دانست؛ او انسانی است که تصمیم می‌گیرد، اشتباه می‌کند، رنج می‌کشد و سرانجام با پیامدهای انتخاب خود روبه‌رو می‌شود. رحیم نیز از شخصیت‌های تأثیرگذار داستان است. او نماینده‌ی فردی از طبقه‌ی اجتماعی متفاوت با محبوبه است که ورودش به زندگی دختر، نظم پیشین او را برهم می‌زند. نویسنده به‌تدریج رفتارها، ضعف‌ها و ویژگی‌های شخصیتی او را آشکار می‌سازد. سودابه نیز در جایگاه شنونده‌ی خاطرات محبوبه، نقش مهمی در پیش‌برد روایت دارد و سبب می‌شود گذشته‌ی محبوبه به موضوعی برای اندیشیدن درباره‌ی تصمیم‌های نسل جوان تبدیل شود. یکی دیگر از موضوعات برجسته‌ی رمان، تفاوت طبقاتی و تأثیر آن بر روابط انسانی است. نویسنده جامعه‌ای را به تصویر می‌کشد که در آن ثروت، جایگاه اجتماعی و پیشینه‌ی فرهنگی در تعیین سرنوشت افراد نقش مهمی دارند. محبوبه و رحیم از دو جهان متفاوت می‌آیند و همین تفاوت پس از ازدواج در زندگی روزمره‌ی آن‌ها آشکارتر می‌شود. با این حال، یکی از پرسش‌های مهمی که پس از خواندن کتاب مطرح می‌شود، این است که آیا تفاوت طبقاتی به‌تنهایی می‌تواند عامل شکست یک ازدواج باشد؟ پاسخ را باید فراتر از ثروت و فقر جست‌وجو کرد. آنچه رابطه‌ی دو انسان را پایدار می‌سازد، تنها موقعیت اقتصادی نیست؛ بلکه تفاهم، احترام متقابل، مسئولیت‌پذیری، بلوغ فکری و توانایی گفت‌وگو نیز اهمیت دارد. از همین منظر، می‌توان یکی از جنبه‌های بحث‌برانگیز رمان را بررسی کرد. برخی خوانندگان و منتقدان معتقدند که کتاب در ترسیم تفاوت‌های طبقاتی، گاهی تصویری یک‌جانبه از طبقه‌ی فرودست ارائه می‌کند و ممکن است رفتارهای منفی رحیم به زمینه‌ی خانوادگی و اجتماعی او نسبت داده شود. در حالی که فقر اقتصادی به‌خودی‌خود نشانه‌ی ضعف اخلاقی یا ناتوانی در ساختن یک زندگی موفق نیست. انسان‌ها در هر طبقه‌ی اجتماعی می‌توانند دارای فضیلت‌ها و ضعف‌های گوناگون باشند. بنابراین، بهتر است پیام داستان را نه در برتری یک طبقه بر طبقه‌ی دیگر، بلکه در ضرورت شناخت تفاوت‌های شخصیتی و فرهنگی و اهمیت سازگاری دو انسان در زندگی مشترک جست‌وجو کنیم. از نظر ادبی، «بامداد خمار» اثری با نثر ساده، روان و داستان‌محور است. نویسنده از پیچیدگی‌های دشوار زبانی دوری می‌کند و همین ویژگی به مخاطب کمک می‌کند تا به‌آسانی با رویدادها و شخصیت‌ها همراه شود. توصیف فضای خانه‌ها، روابط خانوادگی، آداب اجتماعی و زندگی مردم تهران قدیم از دیگر ویژگی‌های اثر است. گفت‌وگوها نیز در پیش‌برد داستان نقش مهمی دارند و به شخصیت‌ها فرصت می‌دهند تا نگرش‌ها، خواسته‌ها و اختلاف‌های خود را آشکار سازند. با این همه، برخی منتقدان معتقدند که ساختار داستان در بخش‌هایی به الگوهای رایج رمان‌های عاشقانه و عامه‌پسند نزدیک می‌شود و گاهی لحن پندآموز آن بر پیچیدگی‌های هنری اثر غلبه می‌کند. در مقابل، گروهی دیگر قدرت اصلی کتاب را در توانایی آن برای ایجاد ارتباط عاطفی با خواننده و طرح موضوعات ملموس اجتماعی می‌دانند. استقبال گسترده از کتاب نیز نشان می‌دهد که رمان توانسته است با دغدغه‌های بخش بزرگی از جامعه ارتباط برقرار کند. عنوان کتاب نیز از نظر معنایی با محتوای آن پیوند نزدیکی دارد. «بامداد خمار» یادآور لحظه‌ای است که انسان پس از شور و سرمستی با واقعیت روبه‌رو می‌شود. عنوان کتاب با بیتی از سعدی ارتباط دارد: «به راحت نفسی، رنج پایدار مجوی؛ شب شراب نیرزد به بامداد خمار». این مفهوم با سرگذشت محبوبه تناسب دارد؛ دختری که در دوران جوانی تحت تأثیر شور عشق تصمیمی سرنوشت‌ساز می‌گیرد، اما بعدها با پیامدهای آن روبه‌رو می‌شود. در این‌جا خمار را می‌توان نمادی از پشیمانی، آگاهی دیرهنگام و روبه‌روشدن با حقیقت دانست. عنوان اثر به‌گونه‌ای نمادین، فاصله‌ی میان لذت کوتاه‌مدت و رنج طولانی‌مدت را یادآوری می‌کند. «بامداد خمار» از نظر اجتماعی نیز اثری قابل تأمل است؛ زیرا موضوع آن به یکی از مهم‌ترین تصمیم‌های زندگی انسان، یعنی انتخاب همسر، ارتباط دارد. کتاب نشان می‌دهد که ازدواج تنها پیوند دو نفر نیست، بلکه با مجموعه‌ای از مسئولیت‌ها، ارزش‌ها، تفاوت‌ها و انتظارات همراه است. شناخت روحیات و اخلاق طرف مقابل، بررسی نگرش او به زندگی، آگاهی از مسئولیت‌های خانوادگی و توجه به شیوه‌ی برخورد با مشکلات، از عواملی هستند که می‌توانند در پایداری یک زندگی مشترک نقش داشته باشند. البته نباید از این اثر چنین برداشت کرد که احساسات در انتخاب همسر بی‌اهمیت‌اند یا انسان باید تنها بر اساس نظر خانواده و جایگاه اجتماعی تصمیم بگیرد. عشق و علاقه می‌توانند آغازگر یک رابطه‌ی ارزشمند باشند، اما برای تداوم آن به شناخت، احترام، اعتماد و مسئولیت‌پذیری نیاز است. همچنین حق انتخاب و استقلال فردی باید در کنار مشورت و تجربه‌ی خانواده مورد توجه قرار گیرد. از این دیدگاه، داستان محبوبه بیش از آن‌که هشداری علیه عشق باشد، دعوتی به پرهیز از تصمیم‌گیری شتاب‌زده و شناخت عمیق‌تر پیش از انتخاب است. در مجموع، «بامداد خمار» را می‌توان رمانی عاشقانه و اجتماعی دانست که با زبانی ساده و روایتی پرکشش، بخشی از واقعیت‌های روابط انسانی و خانوادگی را به تصویر می‌کشد. فتانه حاج‌سیدجوادی در این اثر، داستان دختری را روایت می‌کند که در جست‌وجوی عشق، مسیری متفاوت از خواسته‌های خانواده انتخاب می‌کند و در ادامه با دشواری‌های تصمیم خود روبه‌رو می‌شود. محبوبه در این مسیر تنها یک شخصیت داستانی نیست؛ او می‌تواند نمادی از انسان‌هایی باشد که گاهی در میان شور احساسات، تصویر روشنی از آینده ندارند و پس از گذشت زمان، معنای واقعی انتخاب‌های خود را درمی‌یابند. شاید مهم‌ترین پیام کتاب این باشد که عشق، هرچند می‌تواند نیرویی نیرومند و زیبا در زندگی انسان باشد، به‌تنهایی برای ساختن یک زندگی پایدار کافی نیست. خوشبختی زمانی امکان‌پذیر می‌شود که احساس با شناخت، علاقه با احترام و خواسته‌های فردی با مسئولیت‌پذیری همراه شود. «بامداد خمار» با طرح این موضوعات، خواننده را به بازنگری در مفهوم عشق، ازدواج و انتخاب دعوت می‌کند؛ دعوتی که با گذشت سال‌ها همچنان تازگی و اهمیت خود را حفظ کرده است. نویسنده: قدسیه امینی

ادامه مطلب


2 ساعت قبل - 52 بازدید

اوچا یا دفتر هماهنگ‌کننده کمک‌های بشردوستانه سازمان ملل متحد می‌گوید شرکای بشردوستانه این نهاد از جنوری تا آگست ۲۰۲۶ میلادی، در مجموع به ۹.۳ میلیون نفر در افغانستان کمک کرده‌اند که ۳۳ درصد آنان زنان و ۴۸ درصد کودکان بودند. این سازمان امروز (سه شنبه، ۱۲ عقرب) با نشر گزارشی گفته است که در این مدت ۵.۱ میلیون نفر کمک غذایی دریافت کرده‌اند. در گزارش آمده است که ۴ میلیون نفر از خدمات صحی، ۲.۶ میلیون نفر از کمک‌های تغذیه‌ای و ۳.۳ میلیون نفر از خدمات حفاظتی بهره‌مند شدند. اوچا با اشاره به محدودیت بودجه و دشواری‌های عملیاتی گفته است که ادامه کمک‌رسانی نجات‌بخش به تأمین منابع مالی کافی و انعطاف‌پذیر و فراهم‌بودن شرایط مناسب برای فعالیت امدادگران بستگی دارد. این نهاد تصریح کرد که دسترسی برابر و کامل زنان و دختران به کمک‌های بشردوستانه باید تضمین شود و زنان امدادگر نیز بتوانند با امنیت و به‌گونه معنادار در روند کمک‌رسانی مشارکت کنند. بر بنیاد این گزارش، از مجموع ۱.۷۱ میلیارد دالر بودجه مورد نیاز برای پاسخ بشردوستانه در سال ۲۰۲۶ میلادی، تاکنون ۵۱۳ میلیون دالر، معادل ۳۰ درصد، تأمین شده است. این اظهارات در حالی مطرح می‌شود که بسیاری از نهادهای بین‌المللی در گزارش‌های خود اعلام کرده‌اند که اکنون بیش از نیمی از جمعیت افغانستان به کمک‌های فوری بشردوستانه نیاز دارند.

ادامه مطلب


10 ساعت قبل - 87 بازدید

نصیراحمد فایق، سرپرست نمایندگی افغانستان در سازمان ملل متحد، از محرومیت زنان و جوانان از آموزش و مشارکت اجتماعی ابراز نگرانی کرد. آقای فایق گفته است که زنان و جوانان افغانستان باید در تصمیم‌گیری‌هایی که آینده‌ی کشور را شکل می‌دهد، نقش داشته باشند. وی تاکید کرد که پنج سال گذشته با محدودیت‌های گسترده در مسیر آموزش، اشتغال و مشارکت اجتماعی جوانان همراه بوده و این وضعیت، به‌ویژه برای دختران و زنان، پی‌آمدهای سنگینی داشته است. فایق با اشاره به آمار «یونیسف» گفت که از سال ۲۰۲۱ میلادی تا کنون بیش از ۲.۶ میلیون دختر از آموزش متوسطه محروم شده‌اند. به‌گفته‌ی او، دانشگاه‌ها همچنان به‌روی زنان بسته‌اند و محدودیت‌های کاری و رفت‌وآمد، استقلال و فرصت‌های زندگی آنان را کاهش داده است. همچنین او با اشاره به تحولات سریع هوش مصنوعی و بازار کار، گفت که جوانان افغانستان به دانش علمی، مهارت‌های دیجیتال و تفکر انتقادی نیاز دارند تا بتوانند در آینده نقش مؤثری ایفا کنند. فایق افزود که تنها زنان نیستند که از سیاست‌های محدودکننده متأثر شده‌اند، بلکه پسران و مردان جوان نیز با فقر، کمبود فرصت‌های شغلی، کاهش فرصت‌های آموزشی و محدودیت آزادی بیان روبرو هستند. او تاکید کرد که محروم کردن یک نسل از آموزش و فرصت مشارکت، افغانستان را از مهارت‌ها و ظرفیت‌هایی که برای پیشرفت به آن نیاز دارد، بی‌بهره می‌سازد. فایق خواستار حمایت از فرصت‌های امن آموزشی، بورسیه‌ها، توسعه‌ی مهارت‌ها و ابتکارهای جوانان شد و گفت آموزش‌های جایگزین، هرچند می‌توانند کمک‌کننده باشند، اما هرگز نمی‌توانند جایگزین بازگشایی مکاتب و دانشگاه‌ها باشند. شماری از جوانان که از طریق آنلاین از داخل افغانستان به این نشست پیوسته بودند نیز بر گسترش دسترسی به آموزش باکیفیت و حمایت از آموزش نسل آینده تأکید کردند. این جوانان خواستار ایجاد فرصت‌های شغلی و کار از راه دور شدند تا بتوانند از دانش و مهارت‌های خود استفاده کنند.

ادامه مطلب


12 ساعت قبل - 59 بازدید

منابع محلی از ولایت بادغیس می‌گویند که یک مرد در ولسوالی بالامرغاب این ولایت، دو خانم برادرش را به قتل رسانده است. دست‌کم دو منبع گفتند که این فرد گلبدین نام داشته و روز گذشته (دوشنبه، ۱۱ عقرب) دو خانم برادرش را به قتل رسانده و سپس بازداشت شده است. منبع تاکید کرد که حدود ۲۰ روز پیش، برادر گلبدین به‌دلیل ناسازگاری با دو همسرش خودکشی کرده بود. منبع افزوده است که از این دو زن، هشت کودک بی‌سرپرست به‌جا مانده‌اند. منبع درباره انگیزه قتل و چگونگی وقوع این رویداد جزییات بیش‌تر ارایه نشده است. قابل ذکر است که از زمان تسلط دوباره‌ی حکومت سرپرست بر افغانستان، موارد متعددی از قتل زنان از ولایت‌های مختلف کشور گزارش شده است. بیماری‌های روانی، خصومت شخصی، ازدواج‌های اجباری، خشونت خانوادگی و فشار‎های روحی ناشی از فقر و بیکاری عوامل اصلی این قتل‌ها بیان شده است. همچنین با تسلط حکومت سرپرست بر افغانستان اکثریت نهادهای حامی حقوق زنان متوقف شده است. زنان در افغانستان چون گذشته با مراجعه به نهادهای عدلی و قضایی، دیگر نمی‌توانند برای خشونت‌های وارده‌ی شان شکایت کنند و این‌گونه خشونت‌‌ها پایدار باقی مانده و افزایش پیدا می‌کند.

ادامه مطلب


1 روز قبل - 87 بازدید

یونسکو یا سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که از سال ۲۰۰۶ میلادی تا سال ۲۰۲۵ میلادی بیش از هزار و ۶۰۰ خبرنگار در جهان کشته شده‌اند. این نهاد امروز (دوشنبه،‌ ۱۱ عقرب) به‌مناسبت «روز جهانی پایان دادن به مصونیت از مجازات جنایات علیه خبرنگاران» گفته است که تنها در سال‌های ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵ میلادی، ۱۸۹ خبرنگار در حملات خشونت‌آمیز کشته شده‌اند؛ از جمله ۵۰ نفر در حملات پهپادی در شش منطقه‌ی جنگی که نشان‌دهنده‌ی ظهور تهدیدات جدید مبتنی بر فناوری برای خبرنگاران است. در اعلامیه آمده است که بااین‌حال، نرخ جهانی مصونیت از مجازات برای جنایات علیه خبرنگاران همچنان ۸۵ درصد است و نزدیک شش مورد از هفت مورد قتل خبرنگاران، همچنان از نگاه قضایی حل‌نشده باقی مانده‌اند. این نهاد گفته است که مصونیت از مجازات به تکرار قتل‌ها می‌انجامد و اغلب نشانه‌ای از تشدید مناقشات و فروپاشی نظام‌های حقوقی و قضایی است. یونسکو تصریح کرد که مصونیت از مجازات، با سرپوش گذاشتن بر نقض‌های فاحش حقوق بشر، فساد و جنایات، به کل جامعه آسیب می‌رساند. یونسکو از دولت‌ها، جامعه‌ی مدنی، رسانه‌ها و تمامی کسانی که دغدغه‌ی حفظ حاکمیت قانون را دارند، خواسته است تا به تلاش‌های جهانی برای پایان دادن به مصونیت از مجازات جنایات علیه خبرنگاران بپیوندند. این نهاد گفته است که نرخ مصونیت از مجازات در کشورها نیز از سال ۲۰۱۲ با ۱۷ درصد کاهش به ۷۷ درصد رسیده است. یونسکو می‌گوید که کارزاری را با شعار‌ «تهدیدها تغییر می‌کند، اما مصونیت از مجازات باقی است» راه‌اندازی و در آن توجه را به تهدیدهای در حال تحول پیش روی روزنامه‌نگاران و الگوهای مختلف مصونیت از مجازات در محیط‌های جنگی و غیرجنگی جلب می‌کند.

ادامه مطلب


2 روز قبل - 92 بازدید

بخش زنان سازمان ملل متحد به افزایش تهدیدها، آزار و اذیت آنلاین و حملات مبتنی بر جنسیت علیه خبرنگاران زن در مناطق بحرانی واکنش نشان داده و خواستار اقدام فوری برای حفاظت از آنان و تأمین آزادی فعالیت رسانه‌ای شد. این سازمان با نشر اعلامیه‌ای گفته است که خبرنگاران زن در مناطق درگیری با تهدیدهای فزاینده روبرو هستند و مصونیت عاملان خشونت، خطرهای کاری آنان را بیشتر کرده است. ماریا رسا، برنده جایزه صلح نوبل، در سخنرانی‌اش در سازمان ملل متحد گفته است: «هر خبرنگار زنی که از یک منطقه درگیری رانده می‌شود، به معنای از دست رفتن یک شاهد در روند صلح است.» وی در بخشی از صحبت‌هایش از دولت‌ها خواسته است به وعده‌ها بسنده نکنند و برای حفاظت از خبرنگاران زن در محل کارشان، اقدامات عملی انجام دهند. همچنین در بخشی از این گزارش، حمیده امان، خبرنگار و بنیان‌گذار رادیو بیگم، درباره وضعیت خبرنگاران زن در افغانستان گفته است که شمار آنان از حدود دو هزار و ۸۰۰ نفر پیش از بازگشت حکومت سرپرست به قدرت، به کمتر از ۷۰۰ نفر کاهش یافته است. او با استناد به آمار فدراسیون بین‌المللی خبرنگاران افزوده است که محدودیت‌ها فعالیت رسانه‌ای زنان را به‌طور فزاینده دشوار ساخته است. خانم امان گفته است: «اجازه فعالیت داشتن به معنای آزادی فعالیت نیست.» بنیان‌گذار رادیو بیگم تاکید کرده است که حفاظت از خبرنگاران زن تنها به معنای حمایت از یک گروه شغلی نیست، بلکه به معنای حفظ دسترسی میلیون‌ها زن به اطلاعات و جلوگیری از حذف صدای آنان از زندگی عمومی است. این در حالی‌ست که محدودیت‌های گسترده‌ای بر کار خبرنگاران زن در افغانستان وضع شده و فعالیت رسانه‌ای آنان را دشوار ساخته‌اند.

ادامه مطلب


2 روز قبل - 109 بازدید

اولگا چرکو، سخنگوی اوچا یا دفتر هماهنگی امور بشردوستانه سازمان ملل متحد می‌گوید که کمبود بودجه در افغانستان سبب شده است که شماری از مراکز صحی فعالیت‌های خود را کاهش دهند یا به‌گونه کامل بسته شوند. چرکو هشدار داده است که باشندگان مناطق دوردست برای دسترسی به خدمات صحی ناگزیرند مسیرهای طولانی و خطرناکی را طی کنند. او تاکید کرد که رسیدگی به نیازهای فوری صحی مردم نباید تا زمان تأمین بودجه به تأخیر بیفتد. اولگا چرکو افزوده است که شرکای بشردوستانه سازمان ملل تلاش می‌کنند تا خدمات صحی را در مناطقی فراهم کنند که مردم بتوانند به‌آسانی به آن دسترسی داشته باشند. وی تصریح کرد که اما برای ادامه این خدمات، به بودجه بیشتر و پایدار نیاز است. سخنگوی اوچا گفت که تأمین بودجه قابل پیش‌بینی برای حفاظت از مادران، بهبود سلامت کودکان و دسترسی مردم به خدمات اساسی صحی اهمیت حیاتی دارد. او می‌گوید محل زندگی و فاصله جغرافیایی نباید تعیین کند که چه کسی به خدمات صحی دسترسی داشته باشد و چه کسی از آن محروم بماند. این در حالی است که نظام صحی افغانستان از دهه‌ها به این‌سو با چالش‌های گسترده، از جمله وابستگی به کمک‌های بین‌المللی، کم‌بود دارو و تجهیزات و کم‌بود پزشکان متخصص، دست‌وپنجه نرم می‌کند. پیشتر سازمان نجات کودکان نیز، اعلام کرده بود که ۶۰۰ مرکز صحی به‌دلیل کم‌بود بودجه در افغانستان بسته شده‌اند.

ادامه مطلب


2 روز قبل - 78 بازدید

صندوق ویژه سازمان ملل متحد برای افغانستان (STFA) در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که نیازهای این کشور در حال تغییر است و بازگشت گسترده مهاجران، حوادث ناشی از تغییرات اقلیمی و فشارهای اقتصادی، جوامع محلی را با چالش‌های بیشتری مواجه کرده است. این صندوق امروز (یک شنبه، ۱۰ عقرب) با نشر پیامی در حساب کاربری ایسک خود نوشته است که در برنامه‌های آینده خود بر تقویت اقدامات مؤثر، رسیدگی به نیازهای تازه و قرار دادن جوامع محلی در مرکز فعالیت‌هایش تمرکز خواهد کرد. صندوق ویژه سازمان ملل متحد برای افغانستان تاکید کرد که با توجه به تغییر شرایط، برنامه‌های حمایتی باید متناسب با نیازهای جوامع تنظیم شود تا بتواند به چالش‌های موجود پاسخ دهد. این در حالی ا‌ست که افغانستان با چالش‌هایی چون بازگشت گسترده مهاجران، بیکاری، فقر، کمبود خدمات اساسی و پیامدهای خشکسالی و سایر حوادث طبیعی مواجه است. براساس گزارش‌های سازمان‌های بین‌المللی، این عوامل فشار بر خانواده‌ها و جوامع آسیب‌پذیر را افزایش داده‌اند.

ادامه مطلب


2 روز قبل - 111 بازدید

صفحه‌ی «افغانستان عاری از پولیو» در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که کارزار جدید تطبیق واکسن بیماری فلج کودکان فردا (دوشنبه، ۱۱ عقرب) در سراسر کشور آغاز خواهد شد. این صفحه با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود از شهروندان خواسته است که در رهایی افغانستان از بیماری پولیو سهم بگیرند. براساس آمارهای سازمان جهانی صحت، موارد مثبت این بیماری در سال ۲۰۲۶ میلادی در افغانستان به ۴۲ مورد رسیده است. همچنین سازمان جهانی صحت گفته است که موارد مثبت محیطی بیماری پولیو در افغانستان در سال جاری میلادی به ۹۳ مورد رسیده است. قابل ذکر است که بیشترین موارد ثبت‌شده در جنوب افغانستان است. در حال حاضر افغانستان و پاکستان تنها کشورهای جهان اند که بیماری فلج کودکان در آن به صفر نرسیده است. در سال جاری میلادی در پاکستان نیز شش مورد مثبت انسانی بیماری پولیو و ۱۳۷ مورد مثبت محیطی آن ثبت شده است. در سال ۲۰۲۵ میلادی ۲۱ مورد مثبت بیماری پولیو در افغانستان ثبت شده بود و در سال جاری این موارد افزایش یافته است.

ادامه مطلب


2 روز قبل - 140 بازدید

بینظیر نورزاد، دانشجوی اهل افغانستان و دارنده‌ی بورسیه «فولبرایت» امریکا از سوی مأموران اداره مهاجرت این کشور (ICE) بازداشت شده است. مطیع‌الله نورزاد، برادر بی‌نظیر به رسانه‌ها گفته است، خواهرش هنگامی که قصد داشت از میدان هوایی به مقصد ایالت ویرجینیا پرواز کند، از سوی مأموران مهاجرت امریکا بازداشت شد. این دانشجوی ۳۲ ساله اهل افغانستان در سال ۲۰۲۱ میلادی با بورسیه فولبرایت به ایالات متحده امریکا رفته و همان سال درخواست پناهندگی داده بود. منابع تاکید کردند که درخواست پناهندگی بینظیر رد نشده بود و مصاحبه پناهندگی‌اش برای هفته‌های آینده تعیین شده بود. براساس گزارش‌های منتشر شده، او به مرکز اصلاح و تربیت کانتی کالاهون در شهر بتل کریک ایالت میشیگان منتقل شده است. تاکنون از سرنوشت و محل نگهداری دقیق بینظیر نورزاد خبری در دست نیست. مطیع‌الله نورزاد که اقامت دایمی امریکا را دارد و پیش از این با نیروهای امریکایی در افغانستان همکاری کرده است، بازداشت خواهرش را غیرقابل توجیه خوانده است. او تاکید کرد که وی مجوز کار و مدارک لازم برای اقامت و اشتغال قانونی در امریکا را در اختیار داشته است. وی با ابراز نگرانی از احتمال بازگردانده‌شدن خواهرش به افغانستان، از مقام‌های امریکایی خواسته است که پرونده بی‌نظیر را هرچه زودتر با درنظرداشت ملاحظات بشردوستانه بررسی کنند. در همین حال، شبکه دیاسپورای هزاره از بازداشت نورزاد توسط اداره مهاجرت امریکا ابراز نگرانی کرده و خواستار آزادی فوری او شده است. این نهاد، از اداره مهاجرت امریکا خواسته که پرونده پناهندگی نورزاد را با رعایت کامل اصول دادرسی عادلانه و تعهدات بین‌المللی امریکا در زمینه حمایت از پناه‌جویان بررسی کنند. شبکه دیاسپورای هزاره هشدار داده است که بازگرداندن نورزاد به افغانستان، می‌تواند او را در معرض تهدیدهای جدی قرار دهد.

ادامه مطلب