برچسب: رسانه گوهرشاد

1 ساعت قبل - 30 بازدید

اوچا یا دفتر هماهنگی کمک‌های بشردوستانه سازمان ملل متحد اعلام کرده است که بحران تغذیه در افغانستان در سال ۲۰۲۶ میلادی در حال تشدید است. این سازمان با نشر گزارشی گفته است که افزایش سوءتغذیه در ۲۶ ولایت از مجموع ۳۴ ولایت کشور، زنان و کودکان بیشتری را در معرض خطر قرار داده است. در گزارش آمده است که کاهش بودجه، بسته‌شدن مراکز تغذیه و اختلال در روند تامین مواد و تجهیزات، از عوامل افزایش بحران تغذیه در افغانستان به شمار می‌رود. اوچا تاکید کرده است که تنها یک تن از هر هفت زن و کودک مبتلا به سوءتغذیه حاد، در سال جاری کمک‌های تغذیه‌ای برنامه جهانی غذا (WFP) را دریافت خواهد کرد. براساس گزارش یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل با کمبود بودجه برای درمان ۵۷۵ هزار کودک مبتلا به سوءتغذیه شدید و در معرض خطر بالا مواجه است. اوچا افزوده که سازمان صحی جهان (WHO) نیز برای درمان حدود ۳۵ هزار کودک مبتلا به سوءتغذیه شدید و بیماری‌های وخیم، با کمبود بسته‌های درمانی و داروهای اساسی روبه‌رو است.

ادامه مطلب


9 ساعت قبل - 78 بازدید

دیدبان حقوق افغانستان در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که یک نسل از دختران افغانستان هنوز در انتظار نشستن در صنف درسی هستند. این نهاد امروز (شنبه، ۱۰ اسد) همزمان با هزار و ۷۷۵ روز از ممنوعیت آموزش بالاتر از صنف ششم برای دختران، با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که رویاهای دختران بازمانده از آموزش از بین نرفته و تنها به تأخیر افتاده است. دیدبان حقوق افغانستان در ادامه تاکید کرده است که صدای دختران افغانستان نباید فراموش شوند و آن‌ها باید اجازه یابند که به صنف درسی بازگردند. این نهاد پیش از این نیز بارها، خواستار فراهم‌سازی فرصت آموزش بالاتر از صنف ششم برای دختران در افغانستان شده است. این در حالی است که حکومت سرپرست پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. بر بنیاد گزارش‌ها، اگر این ممنوعیت ادامه یابد، تا سال ۲۰۳۰ نزدیک به چهار میلیون دختر ممکن است از آموزش محروم شوند.

ادامه مطلب


10 ساعت قبل - 75 بازدید

ریچارد بنت، گزارشگر ویژه حقوق‌‌ بشر سازمان ملل متحد در امور افغانستان در واکنش به جان‌باختن ۱۹ نفر از شهروندان کشور در مسیر قاچاق به ایران در دشت‌های نیمروز، خواستار رسیدگی به عوامل اقدام به چنین سفرهای خطرناک و ناامیدانه شده است. آقای بنت امروز (شنبه، ۱۰ اسد) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود با خانواده‌های جان‌باختگان در دشت‌های نیمروز ابراز همدردی کرده است. وی در ادامه تاکید کرده است: «این حادثه هولناک است. ضروری است که به‌طور جدی به ریشه‌های عواملی پرداخته شود که افغانستانی‌ها را به انجام چنین سفرهای ناامیدانه و خطرناکی سوق می‌دهد.» این در حالی است که حدود دو هفته پیش یک گروه ۱۹ نفری از شهروندان افغانستان که می‌خواستند به صورت قاچاقی به ایران سفر کنند، در دشت‌های ولایت نیمروز ناپدید شدند. براساس معلومات موجود، اجساد پنج نفر آنان در ۲۵ سرطان از دشت «مارگو» پیدا شد و اجساد ۱۴ نفر دیگر نیز اواخر هفته‌ی گذشته از ریگزارهای دشت «لالو» در نیمروز پیدا شدند. پیش از این سازمان بین‌المللی مهاجرت نیز با خانواده‌ها و نزدیکان قربانیان ابراز همدردی کرده و گفته بود که هر جان از دست‌رفته در مسیرهای مهاجرت، یک فاجعه عمیق و دردناک است. فقر، بیکاری و نبود فرصت‌های مناسب زندگی، از عوامل اصلی روی آوردن بسیاری از مردم به مهاجرت‌های پرخطر از مسیرهای دشوار می‌باشد که سالانه تعداد زیادی از شهروندان افغانستان در این مسیر جان خود را از دست می‌دهند.

ادامه مطلب


13 ساعت قبل - 50 بازدید

سازمان صحی جهان (WHO) در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که همزمان با آغاز هفته جهانی تغذیه با شیر مادر، باید بر نقش حیاتی شیر مادر در تامین سلامت و رشد نوزادان تاکید شود. این سازمان امروز (شنبه، ۱۰ اسد) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که هفته جهانی تغذیه با شیر مادر فرصتی است تا اهمیت این شیوه تغذیه در فراهم کردن بهترین آغاز زنده‌گی برای هر کودک بیش از پیش مورد توجه قرار گیرد. سازمان جهانی صحت در ادامه تاکید کرده است که شیر مادر، مواد مغذی ضروری، محافظت در برابر بیماری‌ها و مراقبتی را که هر نوزاد برای رشد سالم و قوی به آن نیاز دارد، فراهم می‌کند. همچنین این سازمان تاکید کرد که در هفته جهانی تغذیه با شیر مادر، باید از حق هر کودک در افغانستان برای بهره‌مندی از شیر مادر حمایت و حفاظت شود و مادران در این مسیر مورد پشتیبانی قرار گیرند. بحران گسترده‌ی انسان‌دوستانه و ناامنی شدید غذایی اما مادران شیرده و کودکان در افغانستان را به طور جدی در آسیب‌پذیری قرار داده است. بر اساس آمار برنامه‌ی جهانی غذا، نزدیک به یک میلیون زن باردار و مادر شیرده در افغانستان دچار سوءتغذیه هستند.

ادامه مطلب


14 ساعت قبل - 80 بازدید

نهاد «افغانستان عاری از پولیو» در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که کارزار  تطبیق واکسن ضد بیماری فلج کودکان و برخی بیماری‌های دیگر برای کودکان امروز (شنبه، ۱۰ اسد) آغاز می‌شود. این نهاد با نشر اعلامیه‌ای گفته است که در این دوره که تا ۱۰ روز ادامه می‌یابد کودکان بر اساس سن و نیازشان واکسن‌های ضروری را دریافت خواهند کرد. بر اساس اعلام نهاد افغانستان عاری از پولیو، این واکسن‌ها شامل واکسین قطره‌ای پولیو، واکسن غیرفعال پولیو، واکسن سرخکان، واکسن پنتاوالنت، واکسن سینه‌بغل و واکسن اسهالات است. این نهاد در ادامه تاکید کرده است که هدف از این برنامه، گسترش پوشش واکسیناسیون، تقویت معافیت جامعه و دریافت واکسن‌های ضروری برای همه کودکان است. بر اساس معلومات نهادهای بین‌المللی به شمول سازمان ملل، افغانستان از معدود کشورهایی است که هنوز هم شهروندان آن به دلیل بیماری‌های قابل پیش‌گیری با واکسن جان می‌بازند.

ادامه مطلب


15 ساعت قبل - 74 بازدید

سازمان جهانی صحت می‌گوید که در جریان سال گذشته‌ی میلادی به ۵۶ هزار و ۴۰۰ کودک مبتلا به سوءتغذیه‌ی شدید همراه با عوارض پزشکی، خدمات درمانی ارائه کرده است. این سازمان در گزارش سال ۲۰۲۵ میلادی خود گفته است که در جریان این سال، روند پیوسته مراقبت از کودکانی را که به سوءتغذیه‌ی شدید همراه با عوارض پزشکی مبتلا بودند، تقویت کرد. در گزارش آمده است که تنها از ماه جنوری تا پایان اکتبر ۲۰۲۵ در کل ۴۷ هزار و ۱۹۲ کودک مبتلا به سوءتغذیه‌ی شدید همراه با عوارض پزشکی شامل ۲۳ هزار و ۹۱۵ دختر و ۲۳ هزار و ۲۷۷ پسر، در ۱۴۱ مرکز ویژه‌ی درمان سوءتغذیه‌ی شدید در سراسر افغانستان بستری شده و تحت درمان قرار گرفتند. بر اساس نگرانی سازمان ملل متحد، افغانستان در حال حاضر یکی از شدیدترین بحران‌های انسانی در جهان را تجربه می‌کند و بیش از ۱۷ میلیون جمعیت آن با ناامنی شدید غذایی روبرو هستند. برنامه جهانی غذا پیش از این گفته بود که نزدیک به چهار میلیون کودک زیر پنج سال در افغانستان به سوءتغذیه‌ی شدید مبتلا هستند و نیاز به دریافت خدمات درمانی دارند. همچنین یونیسف هشدار داده بود که شیوع بیماری‌ها، پوشش پایین واکسیناسیون، کمبود آب آشامیدنی، ضعف خدمات بهداشتی و کاهش بودجه کمک‌های بشردوستانه، بحران سوءتغذیه در افغانستان را تشدید کرده است. این نهاد از جامعه‌ی جهانی خواسته است با تأمین فوری بودجه، از برنامه‌های پیشگیرانه تغذیه، به‌ویژه برای کودکان ۶ تا ۲۳ ماهه و زنان باردار، حمایت کند تا از گسترش سوءتغذیه و پیامدهای مرگبار آن جلوگیری شود.

ادامه مطلب


1 روز قبل - 121 بازدید

سکوت سنگینی بر اتاق حاکم بود. هیچ‌کس چیزی نمی‌گفت؛ گویی همه تلاش می‌کردند گرسنگی و نگرانی خود را از دیگری پنهان کنند. زینب تکه‌های نان را میان کودکان تقسیم کرد و خودش وانمود کرد که اشتها ندارد. عبدالرحمان نگاهش را از سفره کوچک برداشت و به دیوار دوخت؛ دیواری که جز ترک‌های عمیق، چیزی برای تماشا نداشت. او احساس می‌کرد سال‌ها زحمت و کارگری، در چند روز از دست رفته است. نه می‌توانست به گذشته بازگردد و نه راه روشنی برای آینده پیش رویش می‌دید. با این حال، نمی‌خواست کودکانش ناامیدی را در چهره او ببینند. به همین دلیل، لبخند کم‌رنگی بر لب آورد و گفت: «فردا حتماً کار پیدا می‌شود.» خودش اما بهتر از هر کسی می‌دانست که این جمله، بیش از آنکه از واقعیت بگوید، تلاشی برای زنده نگه داشتن امید در دل خانواده بود. پسر دوازده‌ساله عبدالرحمان که متوجه وضعیت پدرش شده بود، از آن شب دیگر درباره مکتب چیزی نگفت. چند روز بعد، خودش به پدرش پیشنهاد کرد که برای کار به بازار برود. گفت می‌تواند شاگرد یک دکان شود و هرچه به دست آورد، به خانواده بدهد. عبدالرحمان ابتدا مخالفت کرد. نمی‌خواست پسرش در سنی که باید پشت میز مکتب می‌نشست، کار کند. اما چند روز بعد، وقتی صاحب‌خانه برای گرفتن کرایه آمد و عبدالرحمان هیچ پولی برای پرداخت نداشت، ناچار شد پیشنهاد پسرش را جدی بگیرد. پسرک سرانجام در یک دکان کوچک مشغول کار شد. هر روز صبح زود از خانه بیرون می‌رفت و تا شام کار می‌کرد. در برابر زحمتی که می‌کشید، دستمزد اندکی می‌گرفت، اما همان درآمد ناچیز نیز برای خانواده ارزش زیادی داشت. او بخشی از پولش را صرف خرید نان می‌کرد و گاهی نیز برای خواهر کوچک‌ترش خوراکی یا وسیله‌ای کوچک می‌خرید. با گذشت زمان، عبدالرحمان بیش از گذشته احساس می‌کرد که خانواده‌اش میان دو زندگی گرفتار شده‌اند؛ زندگی‌ای که در پاکستان از آنان گرفته شده بود و زندگی تازه‌ای که در افغانستان هنوز نتوانسته بودند برای خود بسازند. زینب نیز هر روز با دشواری تازه‌ای روبه‌رو می‌شد. دختر کوچک‌شان چند بار بیمار شد و خانواده توان پرداخت هزینه داکتر و دارو را نداشت. شبی که تب کودک بالا رفت، زینب تا صبح کنار او نشست و با پارچه‌ای خیس، پیشانی‌اش را خنک می‌کرد. عبدالرحمان نیز آن شب چند بار از خانه بیرون رفت تا از کسی پول قرض بگیرد، اما هیچ‌کس حاضر نشد به او کمک کند. صبح روز بعد، یکی از همسایه‌ها مقداری دارو برای کودک آورد. زینب با چشمانی اشک‌آلود از او تشکر کرد. همان روز بود که برای نخستین بار به عبدالرحمان گفت: «ما از پاکستان بیرون شدیم، اما هنوز به جایی نرسیده‌ایم.» عبدالرحمان چیزی نگفت. او می‌دانست همسرش راست می‌گوید. برای خانواده‌ای که سال‌ها در پاکستان زندگی کرده بود، بازگشت به افغانستان به معنای رسیدن به خانه نبود؛ بلکه آغاز زندگی تازه‌ای بود که هیچ چیز برای آن آماده نشده بود. آنان نه خانه‌ای داشتند، نه درآمدی ثابت و نه پس‌اندازی که بتوانند با آن دوباره زندگی‌شان را از نو بسازند. کودکان از مکتب بازمانده بودند و هر روز نگرانی تازه‌ای بر نگرانی‌های پیشین افزوده می‌شد. ماه‌ها گذشت. عبدالرحمان همچنان کارهای روزمزد انجام می‌داد و پسرش نیز در همان دکان کار می‌کرد. زینب سرانجام با کمک یکی از زنان همسایه توانست یک چرخ خیاطی دست‌دوم پیدا کند و در خانه به دوختن لباس مشغول شود. درآمد او اندک بود، اما برای خانواده معنای بزرگی داشت؛ زیرا برای نخستین‌بار پس از بازگشت، احساس می‌کردند چیزی در اختیار دارند که می‌توانند با تکیه بر آن، آینده‌شان را دوباره بسازند. با این همه، زندگی هنوز آسان نشده بود. هر روز هزینه‌ای تازه از راه می‌رسید؛ کرایه خانه، نان، دارو و نیازهای ابتدایی کودکان. درآمد ناچیز عبدالرحمان و زینب به سختی پاسخگوی همین مخارج ساده بود. گاهی تا چند روز کاری برای عبدالرحمان پیدا نمی‌شد و خانواده ناچار بودند با کمترین امکانات روزگار بگذرانند. با وجود همه این دشواری‌ها، زینب تلاش می‌کرد فضای خانه را برای فرزندانش آرام نگه دارد. او نمی‌خواست کودکان احساس کنند که آینده‌شان به بن‌بست رسیده است. هر بار که لباس تازه‌ای می‌دوخت، با خود می‌گفت شاید همین کار کوچک، قدمی باشد برای بیرون آمدن خانواده از روزهای سخت. یک روز، پسر دوازده‌ساله عبدالرحمان پس از بازگشت از کار، کتاب‌های قدیمی‌اش را از داخل یک بکس بیرون آورد. او این کتاب‌ها را از پاکستان با خود آورده بود و با وجود اینکه مدت‌ها بود به مکتب نمی‌رفت، هنوز آنها را مانند گنجی ارزشمند نگه داشته بود. کتاب‌ها را روی زمین گذاشت، گرد و غبارشان را پاک کرد و آرام شروع به خواندن کرد. عبدالرحمان از دور به او نگاه می‌کرد. پسر سکوت را شکست و گفت: «پدر، من می‌خواهم دوباره مکتب بروم.» عبدالرحمان سرش را پایین انداخت. نمی‌دانست چه پاسخی بدهد. او آرزو داشت پسرش درس بخواند، دخترش نیز دوباره به مکتب برود و هیچ‌یک از فرزندانش ناچار نباشند کودکی خود را با کار و نگرانی سپری کنند. اما واقعیت زندگی، هر روز آنان را از این آرزوها دورتر می‌کرد. آن شب، عبدالرحمان تا دیر وقت بیدار ماند. به گذشته، به سال‌هایی که در پاکستان با زحمت زندگی ساخته بود و به آینده‌ای که اکنون پیش روی خانواده‌اش قرار داشت، فکر می‌کرد. سرانجام با خود گفت که اگرچه همه چیز را از دست داده‌اند، اما نباید امیدشان را نیز از دست بدهند؛ زیرا تنها سرمایه‌ای که هنوز برایشان باقی مانده بود، همین امید بود. صبح روز بعد، زودتر از همیشه از خانه بیرون رفت تا شاید کار بیشتری پیدا کند. زینب نیز پشت چرخ خیاطی نشست و دوختن لباس‌های همسایه‌ها را ادامه داد. پسر خانواده همچنان در دکان کار می‌کرد، اما عبدالرحمان با خودش عهد بست که هر طور شده، راهی برای بازگرداندن او به مکتب پیدا کند؛ حتی اگر مجبور باشد ساعت‌های بیشتری کار کند یا از نیازهای خودش بگذرد. این خانواده هنوز در افغانستان با مشکلات فراوانی روبه‌رو است. خانه‌شان کوچک است، درآمد ثابتی ندارند، درمان بیماری برایشان دشوار است و آینده فرزندان‌شان همچنان در هاله‌ای از ابهام قرار دارد. آنها از پاکستان برگشته‌اند، اما برای ساختن دوباره زندگی، به چیزی فراتر از یک اتاق کوچک و چند وسیله ابتدایی نیاز دارند؛ به فرصت، امنیت، کار و امکان آموزش برای کودکانشان. عبدالرحمان گاهی شب‌ها، وقتی همه اعضای خانواده خواب هستند، کنار پنجره کوچک خانه می‌نشیند و به تاریکی بیرون خیره می‌شود. هنوز روزی را به یاد دارد که همراه خانواده‌اش پاکستان را ترک کرد؛ روزی که با خود فکر می‌کرد شاید در افغانستان بتوانند همه چیز را از نو آغاز کنند. اکنون ماه‌ها از آن روز گذشته است. او هنوز احساس می‌کند فرصت آغاز واقعی را پیدا نکرده است؛ زیرا برای خانواده‌ای که خانه، کار، امنیت اقتصادی و آینده فرزندانش را از دست داده، حتی رسیدن به نقطه آغاز نیز راهی دشوار و طولانی است. با این حال، هر صبح که زینب چرخ خیاطی‌اش را روشن می‌کند، هر روز که عبدالرحمان برای یافتن کار از خانه بیرون می‌رود و هر شبی که پسرشان کتاب‌های قدیمی‌اش را ورق می‌زند، این خانواده نشان می‌دهد که هنوز تسلیم نشده است. آنها می‌کوشند زندگی را از میان همان ویرانه‌های کوچک، آرام‌آرام دوباره بسازند. شاید برای بسیاری، بازگشت از پاکستان تنها یک خبر باشد؛ آماری از شمار خانواده‌هایی که از مرز عبور کرده و به افغانستان بازگشته‌اند. اما برای عبدالرحمان و خانواده‌اش، بازگشت یعنی ترک خانه‌ای که بیست سال در آن زندگی کرده بودند، جدا شدن از خاطرات، دوستان، همسایه‌ها و تمام آنچه روزی «زندگی» می‌نامیدند و آغاز دوباره در سرزمینی که هرچند وطنشان بود، اما دیگر برایشان ناآشنا به نظر می‌رسید. آنها اکنون در افغانستان زندگی می‌کنند، اما هنوز خانه‌ای ندارند که با آسودگی آن را «خانه خودمان» بنامند. با این همه، هر شب وقتی زینب پتو را روی کودکانش می‌کشد، با لبخندی آرام به آنها می‌گوید که روزی اوضاع بهتر خواهد شد. کودکان شاید هنوز معنای عمیق این جمله را درک نکنند، اما عبدالرحمان می‌داند اگر همین امید کوچک نیز خاموش شود، دیگر چیزی برای ادامه دادن باقی نخواهد ماند. او می‌گوید: «ما از پاکستان اخراج شدیم، اما نمی‌خواهیم از زندگی هم اخراج شویم. فقط یک فرصت می‌خواهیم؛ فرصتی برای کار کردن، برای مکتب رفتن بچه‌ها و برای اینکه دوباره صاحب یک زندگی عادی شویم.» و شاید تمام خواسته این خانواده، مانند هزاران خانواده دیگری که پس از سال‌ها مهاجرت به افغانستان بازگشته‌اند، همین باشد؛ اینکه بازگشت‌شان پایان یک زندگی نباشد، بلکه آغازی برای ساختن آینده‌ای باشد که در آن، هیچ کودکی به دلیل فقر از آموزش بازنماند و هیچ پدر و مادری میان نان، درمان و امید، ناچار به انتخاب نشود. نویسنده: سارا کریمی بخش اول این روایت؛ «از اخراج تا بی‌خانمانی؛ قصه خانواده‌ای بازگشته از پاکستان»

ادامه مطلب


1 روز قبل - 106 بازدید

خالده بوفدش، عضو کمیته مرکزی حزب جبهه آزادی‌بخش ملی الجزایر، به‌عنوان رییس پارلمان این کشور انتخاب شد. او نخستین زن در تاریخ پارلمان الجزایر است که به این سمت دست یافته است. رسانه‌های الجزایری گزارش دادند که جبهه آزادی‌بخش ملی نقش اساسی در استقلال این کشور داشته و در حال حاضر متحد حکومت فعلی این کشور محسوب می‌شود. در گزارش آمده است که خالده بوفدش در پی رای‌گیری نمایندگان پارلمان به ریاست مجلس تکیه زد. خانم بوفدش متخصص الرژی است و از حوزه پایتخت به پارلمان الجزایر راه یافته است. در ادامه آمده است که جبهه آزادی‌بخش ملی در انتخابات پارلمانی الجزایر در هفته‌های گذشته، به‌عنوان بزرگ‌ترین برنده رقابت‌ها اعلام شد. این حزب دست‌کم ۹۱ کرسی از مجموع ۴۰۷ کرسی این نهاد را به دست آورد. این انتخابات کمترین میزیان مشارکت در تاریخ الجزایر (۲۱ درصد) واجدان شرایط رای‌دهی را ثبت کرد. این زن پیش از ورود به پارلمان، در سیاست‌های محلی فعالیت داشت و اکنون به عنوان یکی از چهره‌های کلیدی حزب خود به این مقام دست یافته است. خالده بوفدش در حالی ریاست پارلمان را بر عهده می‌گیرد که حضور زنان در این دوره از مجلس الجزایر به شدت کاهش یافته است. در حال حاضر زنان تنها ۲۵ کرسی، معادل شش درصد از کل کرسی‌های پارلمان را در اختیار دارند. این در حالی است که در دوره قبلی پارلمان ۳۸ زن حضور داشتند و در دوره پیش از آن نیز، تعداد نمایندگان زن به ۱۱۸ نفر می‌رسید. کاهش چشمگیر حضور زنان در پارلمان الجزایر پس از تغییر قوانین انتخاباتی رخ داده است. در سال ۲۰۱۷ میلادی، انتخابات پارلمانی الجزایر تحت یک سیستم سهمیه‌بندی جنسیتی برگزار شد که حضور گسترده‌تر زنان را تضمین می‌کرد، اما با تغییر این ساختار در دوره‌های بعدی، تعداد نمایندگان زن در مجلس این کشور به‌طور گسترده کاهش یافت. در حالی خالده بوفدش به این مقام می‌رسد که زنان و دختران در افغانستان با محدودیت‌های شدیدی مواجه است. زنان حق فعالیت‌های سیاسی را ندارند.

ادامه مطلب


1 روز قبل - 71 بازدید

جورجیت گانیون، سرپرست یوناما بار دیگر از مقامات مسوولان حکومت سرپرست افغانستان خواست محدودیت‌های آموزشی دختران را لغو و زمینه بازگشت آنان به آموزش در همه سطوح را فراهم کنند. خانم گانیون در جریان سفر به ولسوالی استالف ولایت کابل، از یک مکتب ابتداییه دخترانه بازدید کرد و گفته است که دختران باید بتوانند به تحصیل خود ادامه دهند و در توسعه و پیشرفت افغانستان نقش داشته باشند. ویدیوی منتشرشده از سوی یوناما نشان می‌دهد که خانم گانیون در این سفر با مقام‌های محلی و شماری از بزرگان محل دیدار کرده و درباره چالش‌ها، نیازهای اقتصادی و مسائل آموزشی در ولسوالی استالف گفتگو کرده است. او در این سفر از یک لابراتوار کمپیوتر که با حمایت سازمان ملل در یک مکتب ابتداییه دخترانه ایجاد شده نیز بازدید کرد و بر اهمیت دسترسی دختران به فناوری اطلاعات و مهارت‌های دیجیتال تاکید کرد. این در حالی است که حکومت سرپرست پس از بازگشت به قدرت، آموزش دختران بالاتر از صنف ششم را متوقف کردند و در دسامبر ۲۰۲۲ نیز دختران و زنان را از ادامه تحصیل در دانشگاه‌ها منع کردند. افغانستان اکنون تنها کشوری در جهان است که دختران از آموزش متوسطه و عالی محروم هستند. بر اساس آمار سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی ملل متحد (یونسکو)، بیش از ۲.۵ میلیون دختر در افغانستان از حق آموزش محروم‌اند و در صورت ادامه این ممنوعیت، شمار آنان تا سال ۲۰۳۰ به بیش از چهار میلیون نفر خواهد رسید. همچنین یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد نیز هشدار داده است که تداوم این محدودیت‌ها تا سال ۲۰۳۰ می‌تواند افغانستان را با کمبود بیش از ۲۰ هزار معلم زن و ۵۴۰۰ کارمند زن در بخش صحت روبرو کند. یونیسف می‌گوید که ادامه محرومیت دختران از آموزش، علاوه بر آسیب به نظام آموزشی، خطر ازدواج زودهنگام، کاهش حضور زنان متخصص در بخش‌های آموزش و صحت و افزایش مرگ‌ومیر مادران و نوزادان را نیز در پی خواهد داشت.

ادامه مطلب


1 روز قبل - 67 بازدید

دولت امریکا قصد دارد یک زن اهل افغانستان را به اتهام «حمایت از طرح الهام‌گرفته از گروه داعش» به افغانستان اخراج کند. دولت ترامپ برای اخراج این زن به طرح دعوای خود را به «دادگاه اخراج تروریست‌های خارجی» پیش‌کش کرده و بر اساس گزارش‌ها قرار بود جلسه‌ی دادگاه دیروز (پنج‌شنبه، ۸ اسد) در واشنگتن برگزار شود. متهم این پرونده نظیره حاجی‌زاده نام دارد و در شهر فورت ورث در ایالت تگزاس زندگی می‌کند. او در اوایل همین هفته بازداشت شده است. آسوشیتد پرس، به نقل از اداره تحقیقات فدرال امریکا، نوشته است که بر اساس اطلاعات به‌دست‌آمده، خانم حاجی‌زاده از حامیان گروه داعش است و فرزندان خود را نیز وادار کرده تا به این گروه اعلام وفاداری کند. اداره تحقیقات فدرال امریکا، افزوده است که نظیره حاجی‌زاده از طرحی که بستگانش برای انجام یک حمله‌ی الهام‌گرفته از داعش در امریکا تدارک دیده بودند، حمایت کرده است.

ادامه مطلب