برچسب: رسانه گوهرشاد

21 دقیقه قبل - 38 بازدید

سازمان‌های بین‌المللی اعلام کرده‌اند که افغانستان در رده پنجم از ده کشور با سطح بالای از «گرسنگی حاد» در جهان قرار گرفته است. آژانس‌های ملل متحد، اتحادیه اروپا و شرکای این سازمان‌ها با نشر گزارش جهانی بحران‌های غذایی ۲۰۲۶ میلادی گفته‌اند که نایجریا با ۳۰.۶ میلیون، جمهوری دموکراتیک کنگو با ۲۷.۷ میلیون، سودان با ۲۴.۶ میلیون و یمن با ۱۸.۱ میلیون تن، از جمله کشورهایی اند که با بیش‌ترین آمار گرسنگی در رده‌های پیش‌تر از افغانستان قرار دارند. اما میانمار با ۱۶.۷ میلیون، بنگله‌دیش با ۱۶ میلیون، پاکستان با ۱۱ میلیون، سودان جنوبی با ۷.۷ میلیون و سوریه با ۷.۲ میلیون شامل کشورهایی هستند که آمار گرسنگی در آن‌ها نسبت به افغانستان کم‌تر است. در این گزارش سازمان‌های بین‌المللی تاکید کرده‌اند که افغانستان با ۱۷.۴ میلیون تن که ۳۶ درصد کل جمعیت کشور را تشکیل می‌دهند، پنجمین کشوری در جهان است که با سطح بالای گرسنگی حاد دست‌وپنجه نرم می‌کند. در ادامه آمده است که از این میان ۴.۷ میلیون تن در افغانستان با سطح اضطراری گرسنگی و قحطی شب‌ و روز را سپری می‌کنند. این گزارش نشان می‌دهد که ۲۶۶ میلیون تن در ۴۷ کشور جهان در سال ۲۰۲۵ میلادی سطح بالایی از ناامنی غذایی حاد را تجربه کرده‌اند که تقریباً یک-چهارم جمعیت مورد بررسی و تقریباً دو برابر سهم ثبت شده در سال ۲۰۱۶ میلادی است. این سازمان تاکید کرده است: «گرسنگی دیگر مجموعه‌ای از شرایط اضطراری کوتاه‌مدت نیست، بلکه یک چالش جهانی مداوم و فزاینده است.»

ادامه مطلب


2 ساعت قبل - 43 بازدید

مسوولان اداره ملی آماد‌گی مبارزه با حوادث تحت کنترل حکومت سرپرست اعلام کرده‌اند که در پی بارندگی‌های شدید و سرازیرشدن سیلاب‌ها، دست‌کم ۱۳ تن در ۱۰ ولایت کشور جان باخته و نُه تن دیگر زخمی شده‌اند. محمد یوسف حماد، سخنگوی این اداره گفته است که این رویدادها در ولایت‌های کابل، بامیان، پکتیا، غور، بادغیس، بلخ، سمنگان، سرپل، جوزجان و بغلان رخ داده است. وی در ادامه تاکید کرده است که در کنار این تلفات، ۹۴ خانه مسکونی به‌گونه کامل تخریب شده و ۱۰۷ خانه دیگر آسیب جزیی دیده است. همچنین او تصریح کرد که ۱۷ شبکه آب‌رسانی و ۱۲ کیلومتر جاده در نتیجه این سیلاب‌ها آسیب دیده‌اند. مسوولان حکومت فعلی افزوده‌اند که در مجموع ۴۲۴ خانواده از این رویدادهای طبیعی متضرر شده‌اند. قابل ذکر است که در یک ماه اخیر و در پی بارندگی‌های شدید، موارد متعددی از رویدادهای مشابه از ولایت‌های مختلف کشور گزارش شده‌ است. بارندگی و سرازیرشدن سیلاب‌‌ در این مدت تلفات و خسارات زیادی به باشندگان ولایت‌های مختلف کشور وارد کرده است. براساس آمار حکومت فعلی، در این مدت دست‌کم ۲۱۴ نفر در حوادث طبیعی جان باخته‌اند و بیش از ۳۰۰ نفر دیگر زخمی شده‌اند.

ادامه مطلب


3 ساعت قبل - 51 بازدید

برنامه‌ی توسعه‌ای سازمان ملل متحد اعلام کرده است که بیش از ۲۲۰ هزار پشه‌خانه‌ی آغشته به حشره‌کش را میان زنان باردار در افغانستان توزیع کرده است. این نهاد به مناسبت روز جهانی مالاریا با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که این پشه‌خانه‌ها برای محافظت از زنان باردار در برابر مالاریا توزیع شده‌اند. در اعلامیه آمده است که پشه‌خانه‌های توزیع‌شده با حشره‌کش آغشته‌اند و هدف از آن، کاهش خطر ابتلا به مالاریا در میان زنان باردار عنوان شده است. برنامه‌ی توسعه‌ا‌ی سازمان ملل متحد در ادامه تاکید کرده است که این کمک‌ها در  لغمان، کنر، ننگرهار، نورستان، پکتیکا، کابل و غزنی توزیع شده‌اند. در ادامه آمده است که این اقدام بخشی از تلاش‌ها برای تقویت پیش‌گیری از مالاریا و بهبود سلامت مادران در افغانستان است. مالاریا از بیماری‌های شایع و قابل پیش‌گیری در افغانستان به‌شمار می‌رود که زنان باردار و کودکان بیش‌تر در معرض خطر آن قرار دارند. بیماری مالاریا، یک بیماری ویروسی عفونی و تب‌دار است که از طریق نیش پشه ماده آنوفل از فرد مبتلا به فرد سالم منتقل می‌شود. این بیماری با تب و لرز، حالت تهوع، ضعف و خستگی خودش را نشان می‌دهد. این بیماری سومین عامل مرگ‌ومیر در میان بیماری‌های عفونی در منطقه به‌شمار می‌رود و سالانه هزاران تن به‌دلیل ابتلا به این بیماری جان می‌دهند. روز جهانی مالاریا هر سال در ۲۵ اپریل به هدف افزایش آگاهی عمومی و تقویت اقدام‌های پیش‌گیرانه در سراسر جهان گرامی داشته می‌شود.

ادامه مطلب


17 ساعت قبل - 42 بازدید

هورمون‌ها پیام‌رسان‌های شیمیایی بدن هستند که در سراسر بدن گردش می‌کنند و بر عملکرد تقریباً تمام اندام‌ها اثر می‌گذارند. در بدن زنان، این تأثیرات گسترده‌تر و حساس‌تر است؛ زیرا چرخه قاعدگی، بارداری، یائسگی و حتی سبک زندگی می‌توانند تعادل هورمونی را تغییر دهند. هرگونه نوسان هورمونی نه‌تنها عملکرد طبیعی بدن را دگرگون می‌کند، بلکه به‌صورت مستقیم بر احساسات، خلق‌وخو، انرژی و کیفیت زندگی زنان اثر می‌گذارد. در این مطلب، به زبان ساده و بر پایه شواهد علمی بررسی می‌کنیم که این تغییرات چگونه باعث بروز حالات مختلف روانی و جسمی می‌شوند. نقش هورمون‌ها در خلق‌وخو و رفتار سه هورمون اصلی که بیشترین تأثیر را بر خلق‌وخو در زنان دارند عبارت‌اند از: استروژن، پروژسترون و تستوسترون. این هورمون‌ها در تنظیم خواب، اشتها، سطح انرژی، حافظه، تمرکز و احساسات نقش مهمی دارند. استروژن به‌طور مستقیم بر تولید سروتونین و دوپامین اثر می‌گذارد؛ موادی که احساس شادی، آرامش و انگیزه را تقویت می‌کنند. به همین دلیل، کاهش سطح استروژن می‌تواند احتمال اضطراب، بی‌حوصلگی یا افسردگی را افزایش دهد. چرخه قاعدگی و نوسانات خلقی بسیاری از زنان پیش از قاعدگی یا در طول آن تغییرات خلقی را تجربه می‌کنند. این مسئله پایه فیزیولوژیک مشخصی دارد. در ابتدای چرخه، با افزایش استروژن معمولاً انرژی، شادابی و تمرکز بیشتر می‌شود. حوالی تخمک‌گذاری که استروژن به اوج خود می‌رسد، خلق‌وخو بهتر شده و میل جنسی افزایش می‌یابد. اما در روزهای پیش از قاعدگی، با کاهش استروژن و تغییر سطح پروژسترون ممکن است علائمی مانند: نوسانات خلقی پرخاشگری افت انرژی افزایش اشتها نفخ حساسیت سینه‌ها ایجاد شود. در برخی زنان این علائم شدیدتر بوده و به صورت سندروم پیش از قاعدگی (PMS) یا اختلال شدید پیش از قاعدگی (PMDD) دیده می‌شود. بارداری، یائسگی و سایر اختلالات هورمونی در دوران بارداری، افزایش شدید هورمون‌ها می‌تواند باعث خستگی، تهوع، حساسیت عاطفی و نوسانات خلقی شود. پس از زایمان نیز افت ناگهانی هورمون‌ها گاهی زمینه‌ساز غم یا افسردگی پس از زایمان می‌شود. در دوران یائسگی، کاهش استروژن ممکن است علائمی مانند گرگرفتگی، تعریق شبانه، اختلال خواب، تحریک‌پذیری، کاهش میل جنسی و افت تمرکز ایجاد کند. همچنین اختلالات هورمونی در بیماری‌هایی مانند کم‌کاری یا پرکاری تیروئید، سندروم تخمدان پلی‌کیستیک، مقاومت به انسولین و بی‌نظمی قاعدگی نیز نقش مهمی دارند. تأثیر سبک زندگی بر تعادل هورمونی همیشه علت مشکلات هورمونی بیماری نیست؛ گاهی سبک زندگی نامناسب عامل اصلی است. موارد زیر می‌توانند تعادل هورمونی را برهم بزنند: خواب ناکافی استرس مزمن مصرف زیاد قند و غذاهای فرآوری‌شده کمبود ویتامین D و آهن کم‌تحرکی چاقی و مقاومت به انسولین اصلاح این عوامل در بسیاری از موارد، حتی بدون دارو، باعث بهبود خلق‌وخو و تنظیم هورمون‌ها می‌شود. چه زمانی باید به پزشک مراجعه کرد؟ اگر علائم زیر به‌صورت مداوم تکرار شوند، بهتر است بررسی پزشکی انجام شود: بی‌نظمی قاعدگی اضطراب یا افسردگی بدون علت مشخص تغییر وزن ناگهانی ریزش موی شدید کاهش میل جنسی خستگی مداوم آکنه شدید یا رشد موهای زائد گرگرفتگی یا تعریق شبانه پزشک معمولاً با معاینه، آزمایش خون و بررسی شرح حال علت دقیق را تشخیص می‌دهد. جمع‌بندی تغییرات هورمونی بخشی طبیعی از زندگی زنان است، اما شدت و تأثیر آن در هر فرد متفاوت است. هورمون‌ها می‌توانند بر انرژی، احساسات، تمرکز و سلامت عمومی اثر بگذارند. شناخت این تغییرات به زنان کمک می‌کند با اصلاح سبک زندگی، کنترل استرس و در صورت نیاز درمان پزشکی، کیفیت زندگی خود را به شکل چشمگیری افزایش دهند.  نویسنده: داکتر معصومه پارسا

ادامه مطلب


20 ساعت قبل - 62 بازدید

سازمان جهانی صحت (WHO) در افغانستان اعلام کرده است که بیماری مالاریا همچنان خانواده‌ها به‌ویژه کودکان را در سراسر افغانستان تحت تأثیر قرار می‌دهد. اين سازمان امروز (شنبه، ۵ ثور) به مناسبت روز جهانی بیماری مالاریا، در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که از طریق پیشگیری، تشخیص زودهنگام و درمان به موقع، می‌توان از جان انسان‌ها محافظت کرد. سازمان جهانی صحت در افغانستان در ادامه تاکید کرده است: «همه باهم می‌توانیم آینده‌ای عاری از مالاریا برای جوامع خود بسازیم.» آمار مشخصی از تعداد افراد مبتلا به بیماری مالاریا در افغانستان وجود ندارد. در اعلامیه آمده است که بیماری مالاریا بیشتر در ولایت‌های شرقی کشور از جمله ننگرهار، کنر، لغمان و نورستان شایع است. براساس گزارش‌های قبلی سازمان جهانی صحت در افغانستان، بیش از ۹۰ درصد موارد ابتلا در این مناطق ثبت شده است. بیماری مالاریا، یک بیماری ویروسی عفونی و تب‌دار است که از طریق نیش پشه ماده آنوفل از فرد مبتلا به فرد سالم منتقل می‌شود. این بیماری با تب و لرز، حالت تهوع، ضعف و خستگی خودش را نشان می‌دهد. این بیماری سومین عامل مرگ‌ومیر در میان بیماری‌های عفونی در منطقه به‌شمار می‌رود و سالانه هزاران تن به‌دلیل ابتلا به این بیماری جان می‌دهند. روز جهانی مالاریا هر سال در ۲۵ اپریل به هدف افزایش آگاهی عمومی و تقویت اقدام‌های پیش‌گیرانه در سراسر جهان گرامی داشته می‌شود.

ادامه مطلب


21 ساعت قبل - 60 بازدید

شورای شهر بارسلونا در اسپانیا با تصویب یک اعلامیه، درباره وضعیت هزاره‌ها در افغانستان ابراز نگرانی کرده و از جامعه‌ی جهانی خواسته است تا برای حفاظت از غیرنظامیان و جلوگیری از تشدید خشونت‌ها اقدام فوری انجام دهد. این نهاد با نشر اعلامیه‌ای، به تداوم بحران انسانی در افغانستان، نقض سیستماتیک حقوق بشر و محدودیت‌های گسترده بر آزادی‌های اساسی به‌ویژه علیه زنان، دختران و اقلیت‌ها اشاره کرده است. شورای شهر بارسلونا گفته است که الگوی مداوم خشونت علیه مردم هزاره می‌تواند بر اساس معیارهای حقوق بین‌الملل در چارچوب جنایات جدی بین‌المللی، از جمله جنایت علیه بشریت و خطر نسل‌کشی، ارزیابی شود. در بخشی از اعلامیه‌ی شورای شهر بارسلونا، تمامی اشکال خشونت مبتنی بر هویت قومی و مذهبی علیه مردم هزاره محکوم شده و بر پایان دادن به مصونیت عاملان این خشونت‌ها تاکید شده است. در اعلامیه آمده است که جامعه بین‌المللی مسوولیت دارد برای جلوگیری از ادامه این وضعیت و حفاظت از غیرنظامیان اقدام فوری انجام دهد. همچنین شورای شهر بارسلونا بر حق قربانیان برای دستیابی به حقیقت، عدالت، جبران خسارت و تضمین عدم تکرار تاکید کرده و حمایت خود را از پناه‌جویان هزاره اعلام کرده است. این شورا از نهادهای بین‌المللی خواسته است که سازوکارهای مستقلی برای تحقیق و مستندسازی جنایات علیه مردم هزاره ایجاد یا تقویت شود، عاملان این جنایات در مراجع قضایی بین‌المللی پیگرد شوند و تدابیر فوری برای جلوگیری از ادامه خشونت‌ها اتخاذ شود. این شورا از سازمان ملل متحد و اتحادیه اروپا خواسته است نقش فعال‌تری در حفاظت از غیرنظامیان و حمایت از حقوق بشر در افغانستان ایفا کنند. شورای شهر بارسلونا تاکید کرده است که دفاع از کرامت انسانی، عدالت و حفاظت از اقلیت‌های آسیب‌پذیر بخشی از تعهدات این شهر است و بی‌توجهی به این وضعیت می‌تواند به تکرار فجایع جبران‌ناپذیر منجر شود.

ادامه مطلب


23 ساعت قبل - 68 بازدید

برنامه جهانی غذا از افزایش گرسنگی و سوءتغذیه در میان کودکان در افغانستان هشدار داد و می‌گوید که گرسنگی و سوء‌تغذیه فزاینده، آینده کودکان افغانستان را به خطر می‌اندازد. این نهاد با نشر اعلامیه‌ای شرایط فعلی را یک «وضعیت اضطراری خاموش» توصیف کرده و بر اهمیت حیاتی کمک‌های بین‌المللی تاکید کرده است. این نهاد با انتشار ویدیویی در حساب کاربری ایکس خود، از وخامت اوضاع معیشتی در افغانستان ابراز نگرانی کرده و هشدار داده است که گرسنگی و سوءتغذیه به شکلی بی‌سابقه‌ در حال «ربودن آینده کودکان» این کشور است. برنامه جهانی غذا در ادامه تاکید کرده است که برای بسیاری از خانواده‌های افغانستانی، کمک‌های غذایی تنها مرز باقی‌مانده میان امید و ناامیدی مطلق است. همچنین این سازمان ضمن قدردانی از حمایت‌های بریتانیا، بر تداوم کمک‌ها برای حمایت از مادران و کودکان تاکید کرده است. برنامه جهانی غذا ماه قوس سال گذشته هشدار داد که گرسنگی در افغانستان با سرعت نگران‌کننده‌ای در حال افزایش است. این سازمان گفته بود که خشکسالی، فروپاشی اقتصادی، اخراج مهاجران، زلزله و کاهش کمک‌ها، از عوامل اصلی این بحران بشری در افغانستان هستند. در برنامه جهانی غذا آمده است که در حال حاضر در افغانستان، میلیون‌ها مادر و کودک دچار سوءتغذیه‌اند و این بحران در حال گسترش است.

ادامه مطلب


1 روز قبل - 84 بازدید

دفتر والی بادغیس در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که براثر رانش زمین در مرکز این ولایت، پنج دختر جان باخته‌ و دو نفر دیگر زخمی شدند. دفتر والی با نشر اعلامیه‌ای گفته است که این رویداد حوالی ساعت ۳:۳۰ دقیقه‌ی بامداد امروز (شنبه، ۵ ثور) در ساحه‌ی «باغک» از مربوطات شهر قلعه‌نو، مرکز این ولایت رخ داده است. دفتر والی بادغیس در ادامه تاکید کرده است که چهار نفر از قربانیان خردسال بودند و یک نفر دیگر آنان جوان بود. همچنین تلویزیون ملی افغانستان در گزارش خود گفته است که قربانیان بین پنج تا ۱۷ ساله بودند. این رسانه نوشته است که چهار نفر آنان اعضای یک خانواده بوده‌اند. همچنین چند روز پیش نیز پنج نفر در بادغیس در اثر سیلاب جان باخته بودند. قابل ذکر است که در یک ماه اخیر و در پی بارندگی‌های شدید، موارد متعددی از رویدادهای مشابه از ولایت‌های مختلف کشور گزارش شده‌ است. بارندگی و سرازیرشدن سیلاب‌‌ در این مدت تلفات و خسارات زیادی به باشندگان ولایت‌های مختلف کشور وارد کرده است. براساس آمار حکومت فعلی، در این مدت دست‌کم ۲۱۴ نفر در حوادث طبیعی جان باخته‌اند و بیش از ۳۰۰ نفر دیگر زخمی شده‌اند.

ادامه مطلب


1 روز قبل - 66 بازدید

تاج‌الدین ایوالی، مسوول یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد در افغانستان می‌گوید که ۱۲ میلیون کودک در سال گذشته واکسن پولیو دریافت کردند. آقای تاج‌الدین امروز (شنبه، ۵ ثور) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که با این آمار، ۹۸ درصد کودکان پوشش داده شدند. وی در ادامه تاکید کرده است که بیش از ۱۶ میلیون تن واکسن سرخکان دریافت کرده‌اند. در بخشی از اعلامیه‌ی مسوول صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد آمده است: «۱.۶ میلیون دوز پنتا-۳ تزریق شده است.» همچنین چند روز وزارت صحت عامه حکومت سرپرست و نهادهای بین‌المللی نخستین دور نخست کارزار تطبیق واکسن پولیو را در سال ۲۰۲۶ در ۳۲ ولایت‌ها آغاز کرده‌اند. افغانستان و پاکستان کشورهای هستند که بیماری پولیو به‌گونه کامل در آن‌ها محو نشده است. قابل ذکر است که در سال ۲۰۲۵ میلادی نُه مورد مثبت بیماری فلج اطفال در افغانستان ثبت شده بود، اما در سال جاری میلادی تا کنون از ثبت موارد جدید، گزارش نشده است. همچنین سازمان جهانی صحت هشدار داده است که تا زمان ریشه‌کنی کامل پولیو در سطح جهان، افغانستان همچنان در معرض خطر انتقال بین‌المللی ویروس است و همکاری با برنامه‌های جهانی و هماهنگی با پاکستان برای واکسینه کردن جمعیت در مناطق مرزی ضروری است. این نهاد نسبت به افزایش خطر ویروس‌های مشتق از واکسن (cVDPV) در برخی مناطق جهان هشدار داده و تاکید کرده است که واکسیناسیون گسترده و نظارت مستمر، تنها راه جلوگیری از شیوع بیش‌تر بیماری است.

ادامه مطلب


2 روز قبل - 52 بازدید

صبح آن روز، قریه هنوز به‌طور کامل بیدار نشده بود؛ اما بیداری در خانه‌ی هدیه زودتر از همه رسیده بود؛ بیداری‌ای که نه از نور آفتاب، بلکه از سنگینی حادثه‌ای در راه می‌آمد. هوا هنوز خنک بود و بوی خاک نم‌خورده‌ی شب گذشته در حویلی پیچیده بود، اما در فضای خانه چیزی سردتر از هوا جریان داشت؛ سکوتی که مثل دیوارهای گِلی، ضخیم و سنگین بود. هدیه در گوشه‌ای از اتاق نشسته بود، زانوهایش را در آغوش گرفته و پیشانی‌اش را بر آن‌ها تکیه داده بود. چادری که تازه بر سرش انداخته بودند، مدام از سرش می‌لغزید و او بی‌حوصله دوباره آن را بالا می‌کشید. هنوز به این چادر عادت نکرده بود؛ هنوز خود را همان دختری می‌دید که چند ماه پیش در حویلی می‌دوید، بلند می‌خندید و هیچ تصوری از «فیصله»، «ناموس» و «بدنامی» نداشت. اما حالا این واژه‌ها چون سایه‌هایی نامرئی گرداگردش حلقه زده بودند؛ بی‌آن‌که معنایشان را درست بفهمد، اما سنگینی‌شان را تا مغز استخوان حس می‌کرد. همه‌چیز از جایی آغاز شد که در ظاهر هیچ ربطی به او نداشت؛ از رابطه‌ای که در سکوت شکل گرفت و در هیاهو منفجر شد. سهراب، برادر بزرگش، جوانی بود با شانه‌های افتاده و نگاه‌هایی که همیشه چیزی ناتمام در آن دیده می‌شد؛ مانند بسیاری از جوانان قریه که نه کار ثابتی داشتند و نه راهی روشن برای آینده. روزهایش میان کارهای خرد، بیکاری‌های طولانی و نشست‌وبرخاست با دوستان می‌گذشت. اما در میان این روزمرگی، چیزی در زندگی‌اش شکل گرفته بود که برایش متفاوت بود؛ فاطمه. دختری از همسایگی، با چشمانی که همیشه پایین بود و صدایی که به ندرت بلند می‌شد. فاطمه نامزد داشت؛ مردی که یک سال پیش برای کار به ایران رفته بود. همین فاصله، همین نبودن، شکافی ساخته بود که کم‌کم با نگاه‌های کوتاه، سلام‌های آهسته و بعدتر دیدارهای پنهانی پر شد. در قریه‌ای که هر نگاه و هر قدم زیر نظر است، این رابطه مانند راه رفتن بر طناب بود؛ اما آن‌ها با احتیاط، با ترس، و شاید با نوعی امید خام، این مسیر را ادامه دادند. هیچ‌کس نمی‌داند نخستین‌بار چه زمانی نگاه‌ها طولانی‌تر شد یا در کدام روز نخستین کلمه میانشان ردوبدل شد. آنچه روشن است، این است که رابطه‌شان آهسته و بی‌صدا رشد کرد؛ در سایه‌ی دیوارها، پشت درختان توت، در لحظه‌هایی که گمان می‌کردند کسی نمی‌بیند. زهرا، یکی از نزدیکان خانواده، بعدها با صدایی لرزان از ترس و پشیمانی گفت که آن‌ها شک کرده بودند؛ اما در قریه‌ای مثل این، شک هم خود خطری بزرگ است. گفتنِ آن می‌تواند آتشی روشن کند که دیگر خاموش نشود. و همین شد؛ آتشی که روز دهم آپریل شعله کشید. آن روز، سهراب و فاطمه قرار گذاشته بودند؛ شاید مثل دفعات پیش، شاید با این خیال که باز هم می‌توانند از نگاه‌ها بگریزند. اما این‌بار یکی از اقارب نامزد فاطمه که از پیش مشکوک شده بود، آن‌ها را زیر نظر داشت. از دور تعقیب‌شان کرد، فاصله را نگه داشت، اما چشم از آنان برنداشت. وقتی مطمئن شد، دیگر تردید نکرد. در قریه، خبرها مثل باد حرکت می‌کنند؛ اما وقتی بوی «ننگ» بگیرند، از باد هم تندتر می‌شوند. پیش از غروب، قصه از یک «دیدن» ساده به «رسوایی» و «خیانت» بدل شد. کلمات در دهان مردم تغییر شکل می‌دادند؛ تندتر، خشن‌تر و بی‌رحم‌تر می‌شدند. آنچه شاید رابطه‌ای پنهانی و سرشار از ترس بود، حالا لکه‌ای بر آبروی دو خانواده شمرده می‌شد. شب همان روز، خانه‌ی فاطمه پر از صدا شد؛ صدای مردانی که با خشم سخن می‌گفتند، صدای درهایی که محکم بسته می‌شد، و سکوت‌های سنگینی که میان فریادها می‌افتاد. در خانه‌ی سهراب هم حال بهتر نبود. پدرش، مردی که همیشه می‌کوشید آرام باشد، آن شب آرامش را گم کرده بود. مدام در حویلی قدم می‌زد، زیر لب چیزی می‌گفت و هر از گاهی با صدایی بلندتر نام سهراب را صدا می‌زد. هدیه از پشت در نیمه‌باز همه‌چیز را می‌شنید. واژه‌ها را کامل نمی‌فهمید، اما تنش را حس می‌کرد؛ مثل بوی دود که پیش از دیدن آتش به مشام می‌رسد. وقتی نام خودش را نیز میان حرف‌ها شنید، قلبش تندتر زد؛ اما با خود گفت اشتباه شنیده است. او همیشه گمان می‌کرد از این دنیا دور است؛ از این تصمیم‌ها، از این دعواها. هنوز کوچک‌تر از آن بود که در چنین چیزهایی دخیل شود. اما در آن قریه، کوچک بودن همیشه به معنای مصون بودن نیست. صبح فردای آن شب، یازدهم آپریل، بزرگان محل جمع شدند؛ مردانی با ریش‌های سفید و نگاه‌هایی که سال‌ها تجربه و قدرت در آن نشسته بود. آن‌ها برای «حل مشکل» آمده بودند؛ برای آن‌که نگذارند درگیری بیشتر شود، برای آن‌که آبرویی را که به‌گفته‌ی خودشان لکه‌دار شده بود، ترمیم کنند. در چنین نشست‌هایی، حقیقت معمولاً جایی در حاشیه دارد. آنچه مهم است، پایان دادن به تنش است؛ حتی اگر بهایش سنگین باشد. بحث‌ها طولانی شد. صداها پایین بود، اما وزن هر کلمه در فضا حس می‌شد. مردها به نوبت سخن گفتند، سر تکان دادند، گاهی خاموش ماندند، و سرانجام به نتیجه‌ای رسیدند که برای خودشان منطقی بود. برای ختم منازعه، برای جلوگیری از ادامه‌ی دشمنی، باید «تاوان» داده می‌شد. و این تاوان، هدیه بود. وقتی این تصمیم در خانه اعلام شد، هدیه در حویلی نشسته بود و با تکه‌چوبی روی خاک خط می‌کشید. مادرش آمد، دستش را گرفت و بی‌آن‌که به چشمانش نگاه کند، گفت: «بیا داخل.» در اتاق، همه نشسته بودند؛ اما هیچ‌کس به او نگاه نمی‌کرد. این بی‌نگاهی از هر نگاه تندتری سنگین‌تر بود. پدرش با صدایی که می‌خواست محکم باشد اما ترک برداشته بود، گفت: «این فیصله شده… تو باید بروی.» هدیه نخست نفهمید. ذهنش دنبال معنایی ساده‌تر گشت؛ شاید رفتن به خانه‌ی خاله، شاید سفری کوتاه. اما وقتی واژه‌ی «عروسی» را شنید، انگار چیزی در درونش فرو ریخت. تنها توانست بگوید: «من؟» و این «من»، پر از سؤال بود؛ پر از ناباوری، پر از ترس. اما پاسخی روشن نیامد، زیرا پاسخ واقعی چیزی نبود که کسی بتواند بر زبان بیاورد. او گریه نکرد؛ نه در همان لحظه. اشک‌ها انگار راه خود را گم کرده بودند. فقط نشست و به زمین خیره شد؛ به ترک‌های خاک، به چیزی که دیگر نمی‌توانست بفهمد چگونه سر از زندگی‌اش درآورده است. سیزده سال داشت؛ هنوز کودکی که دنیا را ساده می‌دید، و حالا قرار بود بخشی از یک معامله شود؛ راه‌حلی برای مشکلی که خود در آن هیچ نقشی نداشت. در بیرون، مردم این را «فیصله‌ی عاقلانه» می‌نامیدند؛ اما در درون آن خانه، این فقط شکستن بود؛ شکستن آرام یک زندگی، بی‌صدا و بی‌اعتراض. آن شب، مادرش کنارش نشست. دست بر سرش کشید و موهایش را مرتب کرد، مثل روزهایی که کوچک‌تر بود. صدایش آهسته بود، اما هر واژه‌اش سنگین: «ما مجبور هستیم… اگر نکنیم، بدتر می‌شود.» هدیه پرسید: «بدتر از این چی است؟» و این سؤال در هوا ماند، بی‌پاسخ. زیرا گاهی پاسخ‌ها آن‌قدر تلخ‌اند که حتی گفتن‌شان هم ممکن نیست. مراسم بسیار ساده برگزار شد؛ نه از خنده خبری بود، نه از موسیقی، نه از شور و شوقی که معمولاً با عروسی همراه است. فقط چند مرد، چند شاهد، و کلماتی که سرنوشت کودکی را برای همیشه تغییر داد. هدیه را آماده کردند، چادرش را مرتب ساختند، دست‌هایش را گرفتند و به خانه‌ای بردند که از آن پس باید خانه‌اش می‌بود. اما خانه برای او دیگر معنا نداشت؛ نه آن حویلی پیشین، نه این دیوارهای تازه. در روزهای بعد، قریه آرام شد. مردم به کارهایشان برگشتند، خبرهای تازه آمد، و ماجرای هدیه در میان صدها قصه‌ی دیگر گم شد. اما برای خود او، هیچ‌چیز گم نشد. هر لحظه، هر کلمه، هر نگاه در ذهنش ماند. شب‌ها، وقتی تنها می‌شد، به گذشته فکر می‌کرد؛ به زمانی که هنوز نمی‌دانست «آبرو» می‌تواند آن‌قدر سنگین باشد که زندگی کسی را خرد کند. گاهی به سهراب هم فکر می‌کرد. نه با نفرت، بلکه با نوعی سؤال بی‌پاسخ. نمی‌فهمید چرا او هنوز همان‌جا است، چرا هنوز می‌تواند در کوچه‌ها راه برود، با دوستانش بنشیند، در حالی که او باید این‌جا باشد؛ در خانه‌ای که هر دیوارش برایش غریبه است. این سؤال در ذهنش می‌چرخید، اما هرگز به زبان نمی‌آمد؛ زیرا در دنیایی که او در آن زندگی می‌کرد، بعضی سؤال‌ها پرسیده نمی‌شوند. روزها یکی پس از دیگری گذشتند، اما زمان برای هدیه مانند گذشته حرکت نمی‌کرد. هر روز کش‌دار بود و هر شب طولانی. او هنوز همان دختر سیزده‌ساله بود، با همان ترس‌ها و همان آرزوهای کوچک؛ اما اکنون در موقعیتی که حتی زنان بزرگسال نیز به‌سختی با آن کنار می‌آیند. کسی از او نپرسید چه می‌خواهد، زیرا در این قصه‌ها خواستنِ دخترها جایی ندارد. فقط تصمیم‌ها هستند و آدم‌هایی که باید با آن‌ها زندگی کنند. یازدهم آپریل برای دیگران فقط یک روز بود؛ تاریخی که می‌شد فراموشش کرد. اما برای هدیه، آن روز خطی شد که زندگی‌اش را به دو بخش تقسیم کرد: پیش از آن، و پس از آن. پیش از آن، دختری بود با دنیایی کوچک اما روشن. پس از آن، زنی شد که بی‌آن‌که انتخابی داشته باشد، وارد جهانی شد که هنوز برایش زود بود. در قریه‌های بسیاری، چنین داستان‌هایی وجود دارد؛ با نام‌های گوناگون، با جزئیات متفاوت، اما با یک حقیقت مشترک: دختری که بهای چیزی را می‌پردازد که خود در آن نقشی نداشته است. هدیه یکی از همین داستان‌هاست؛ داستانی که شاید گفته شود، شاید هم نه، اما حتی اگر در سکوت بماند، در زندگی او ادامه دارد؛ هر روز، هر شب، بی‌وقفه، مانند زخمی که دیده نمی‌شود، اما همیشه هست. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب