برچسب: رسانه گوهرشاد

3 ساعت قبل - 8 بازدید

گاهی با خودم فکر می‌کنم اگر آن روز آخر، وقتی از دروازه مکتب بیرون می‌آمدم، کسی به من می‌گفت که دیگر هیچ‌گاه به صنف درس بازنخواهم گشت، شاید چند دقیقه بیشتر در حیاط مکتب می‌ایستادم. شاید دیوارهای رنگ‌ورورفته، صدای خنده هم‌صنفی‌هایم و تخته سیاهی را که هر روز روبه‌رویش می‌نشستم، با دقت بیشتری نگاه می‌کردم. شاید کتاب‌هایم را محکم‌تر در آغوش می‌گرفتم و نمی‌گذاشتم آن روز به این زودی تمام شود. اما آن روز، مانند همه روزهای دیگر، با خیال این‌که فردا دوباره به مکتب برمی‌گردم، به خانه رفتم. هیچ‌کس به من نگفته بود که کودکی‌ام همان عصر، بی‌سروصدا از زندگی‌ام خداحافظی خواهد کرد. پدرم سال‌ها بود که زیر بار قرض زندگی می‌کرد. درآمد اندک او حتی برای تأمین نیازهای ابتدایی خانواده کافی نبود. چند سال خشکسالی، بیکاری و بیماری، زندگی ما را روزبه‌روز دشوارتر کرده بود. هر بار که طلبکار به خانه می‌آمد، سکوت سنگینی فضای خانه را فرا می‌گرفت. مادرم سرش را پایین می‌انداخت، خواهرهایم به اتاق دیگری می‌رفتند و من از پشت پرده به چهره مردی نگاه می‌کردم که با صدای بلند پولش را می‌خواست. آن روزها نمی‌دانستم که روزی خودم بخشی از همان بدهی خواهم شد. چند هفته بعد، پدرم مرا کنار خود نشاند. دست‌هایش می‌لرزید و نگاهش را از چشمانم می‌دزدید. گفت دیگر راهی برای پرداخت قرض باقی نمانده و خانواده در شرایط سختی قرار گرفته است. چند لحظه سکوت کرد، سپس آهسته گفت که باید با همان مرد ازدواج کنم؛ مردی که حدود سی سال داشت و دو برابر سن من بود. در آن لحظه احساس کردم همه صداهای اطرافم خاموش شده‌اند. فقط حرکت لب‌های پدرم را می‌دیدم، اما دیگر چیزی نمی‌شنیدم. پانزده سال بیشتر نداشتم. هنوز رؤیای معلم شدن را در سر داشتم و دفترچه‌ای داشتم که روی جلدش نوشته بودم: «آینده من». اما آینده‌ای که دیگران برایم تصمیم گرفته بودند، هیچ شباهتی به رؤیاهایم نداشت. هیچ‌کس از من نپرسید که آیا این ازدواج را می‌خواهم یا نه. فقط گفتند دختر باید به تصمیم خانواده احترام بگذارد. مادرم تمام شب گریه کرد، اما او هم توان ایستادگی در برابر این تصمیم را نداشت. صبح روز عروسی، وقتی لباس سفید را بر تنم کردند، احساس نمی‌کردم عروس هستم. احساس می‌کردم کودکی را با لباسی بزرگ‌تر از اندازه‌اش به جایی می‌برند که هیچ شناختی از آن ندارد. از همان روزهای نخست فهمیدم که خانه شوهرم برای من خانه نخواهد بود. او همیشه می‌گفت مرا در برابر بدهی پدرم گرفته است و باید بدون اعتراض هرچه می‌گوید انجام دهم. اگر غذا دیر آماده می‌شد، اگر چای مطابق میلش نبود یا اگر از خستگی چند دقیقه می‌نشستم، با فریاد و تحقیر روبه‌رو می‌شدم. مادرشوهرم نیز تقریباً هر روز مرا سرزنش می‌کرد و می‌گفت دختری که با قرض به این خانه آمده، نباید انتظار احترام داشته باشد. روزهایم شبیه هم شده بود. پیش از طلوع آفتاب بیدار می‌شدم، آب می‌آوردم، خانه را جارو می‌کردم، لباس می‌شستم، غذا می‌پختم و تا نیمه‌های شب کار می‌کردم. فرصتی برای استراحت یا حتی فکر کردن به خودم نداشتم. گاهی از شدت خستگی روی فرش می‌نشستم، اما هنوز چند دقیقه نمی‌گذشت که صدای تند مادرشوهرم بلند می‌شد و دوباره باید سرپا می‌ایستادم. بیشتر از همه، دلم برای مکتب تنگ می‌شد. هر وقت صدای زنگ مکتب محله را می‌شنیدم، ناخودآگاه به سوی پنجره می‌رفتم و دخترانی را نگاه می‌کردم که با لباس‌های مکتب از کنار خانه عبور می‌کردند. بعضی از آن‌ها هم‌سن من بودند. با خودم فکر می‌کردم اگر زندگی طور دیگری پیش می‌رفت، شاید حالا من هم در میان آن‌ها بودم؛ شاید برای امتحان آماده می‌شدم، شاید با دوستانم درباره آینده حرف می‌زدم یا شاید رؤیای دانشگاه را دنبال می‌کردم. اما اکنون تنها چیزی که از آن روزها برایم باقی مانده بود، چند کتاب قدیمی بود که در خانه پدرم جا مانده بودند. در این سه سال، رفت‌وآمدم تقریباً از بین رفت. اجازه نداشتم به خانه پدرم بروم. اگر مادرم می‌خواست مرا ببیند، باید اجازه می‌گرفت؛ اجازه‌ای که بیشتر وقت‌ها داده نمی‌شد. دوستانم نیز کم‌کم از من دور شدند، چون می‌دانستند حتی اگر بیایند، اجازه دیدنم را نخواهند داشت. احساس می‌کردم آرام‌آرام از دنیا حذف شده‌ام؛ انگار دیگر کسی مرا نمی‌بیند. هر بار که به پدرم فکر می‌کنم، احساسات متناقضی در وجودم شکل می‌گیرد. می‌دانم او هم قربانی فقر و درماندگی بود، اما نمی‌توانم فراموش کنم که زندگی من بدون رضایت خودم تغییر کرد. بارها از خودم پرسیده‌ام: آیا واقعاً هیچ راه دیگری وجود نداشت؟ آیا ارزش یک دختر می‌تواند به اندازه بدهی یک مرد تعیین شود؟ سه ماه پیش، پس از یکی از روزهای بسیار سخت که ساعت‌ها با خشونت، توهین و تحقیر روبه‌رو شده بودم، به جایی رسیدم که احساس کردم دیگر هیچ امیدی باقی نمانده است. تصور می‌کردم تمام راه‌ها به رویم بسته شده و هیچ‌کس صدایم را نمی‌شنود. اما زنده ماندم. وقتی دوباره به هوش آمدم، انتظار داشتم کسی از رنجی که کشیده بودم بپرسد، اما بیشتر از آن‌که همدلی ببینم، سرزنش شنیدم. چند روز بعد، دوباره به همان خانه‌ای بازگردانده شدم که سرچشمه بسیاری از دردهایم بود. از آن زمان، زندگی‌ام محدودتر از گذشته شده است. تقریباً همیشه زیر نظر هستم. اجازه ندارم به خانه پدرم بروم، دوستانم را ببینم یا حتی برای چند دقیقه بدون همراه از خانه بیرون شوم. بیشتر روزها از پشت پنجره به کوچه نگاه می‌کنم؛ همان کوچه‌ای که برای دیگران فقط راه عبور است، اما برای من مرزی میان زندانی که در آن زندگی می‌کنم و دنیایی است که سال‌هاست از آن دور مانده‌ام. گاهی شب‌ها، وقتی همه خواب هستند، در سکوت با خودم حرف می‌زنم. از خودم می‌پرسم اگر هنوز مکتب می‌رفتم، امروز در کدام صنف بودم؟ شاید برای امتحان کانکور آماده می‌شدم، شاید رؤیای دانشگاه داشتم یا شاید روزی شغلی پیدا می‌کردم و به خانواده‌ام کمک می‌کردم. این فکرها هم مرا غمگین می‌کنند و هم یادم می‌آورند که هنوز بخشی از وجودم زنده است؛ بخشی که نمی‌خواهد امید را کاملاً از دست بدهد. امروز سه سال از آن ازدواج اجباری می‌گذرد. دیگر آن دختر پانزده‌ساله‌ای نیستم که با کیف مکتب در کوچه می‌دوید، اما هنوز در دل آرزو دارم روزی دوباره آزادانه نفس بکشم، خانواده‌ام را ببینم، کتابی را ورق بزنم و احساس کنم که زندگی فقط تحمل درد نیست. شاید آن روز دیر برسد، اما همین امید کوچک است که هر صبح مرا از خواب بیدار می‌کند. هنوز باور دارم هیچ دختری نباید به خاطر فقر، قرض یا تصمیم دیگران، از حق آموزش، امنیت و انتخاب آینده‌اش محروم شود. آرزو دارم روزی برسد که دختران افغانستان بتوانند بدون ترس درس بخوانند، آزادانه رفت‌وآمد کنند و زندگی‌شان را خودشان انتخاب کنند؛ روزی که هیچ پدری مجبور نشود دخترش را بهای پرداخت بدهی بداند و هیچ دختری احساس نکند ارزشش کمتر از آرزوهایی است که در دل دارد. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


4 ساعت قبل - 63 بازدید

جنبش فریاد زنان افغانستان در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که کانکور بدون حضور دختران، نمی‌تواند بازتاب‌دهنده‌ی عدالت آموزشی و برابری فرصت‌ها باشد. این جنبش امروز (پنج‌شنبه، ۱۸ سرطان) با نشر اعلامیه‌ای در واکنش به اعلام نتایج کانکور ۱۴۰۵ در افغانستان، گفته است که دوام ممنوعیت حق آموزش و تحصیل دختران، نقض آشکار حق آموزش و تشدید تبعیض ساختاری در برابر دختران و زنان است. در اعلامیه آمده است که محروم‌کردن دختران از آموزش، تنها سلب یک  حق فردی نیست؛ بلکه ضربه‌ای سنگین بر رشد علمی، اجتماعی و اقتصادی افغانستان است؛ زیرا جامعه‌ای که زنان آن از آموزش باز بمانند، از بخش بزرگی از توانایی، استعداد و ظرفیت انسانی خود محروم می‌ماند. جنبش فریاد زنان افغانستان در ادامه از نهادهای بین‌المللی، سازمان‌های مدافع حقوق بشر و دولت‌ها، خواسته است که برای پایان‌دادن به محرومیت آموزشی دختران در افغانستان، اقدام‌های مسئولان و مؤثر را روی دست بگیرند و اجازه‌ ندهند که این بحران ادامه یابد. همچنین این جنبش افزوده است که دسترسی برابر به آموزش، از بنیادی‌ترین حقوق هر انسان است و تحقق عدالت و توسعه‌ی پایدار، بدون تضمین این حق امکان‌پذیر نخواهد بود. در حالی این جنبش خواهان آموزش برابر می‌شود که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. بر بنیاد گزارش‌ها، اگر این ممنوعیت ادامه یابد، تا سال ۲۰۳۰ نزدیک به چهار میلیون دختر ممکن است از آموزش محروم شوند.

ادامه مطلب


8 ساعت قبل - 67 بازدید

صندوق جمعیت سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد هشدار داده است که دورافتادگی، جغرافیای دشوار و دسترسی محدود به خدمات صحی در افغانستان، به‌ویژه در منطقه‌های کوهستانی، همچنان جان مادران، نوزادان و کودکان را با خطرهای جدی روبرو کرده است. این نهاد امروز (پنج‌شنبه، ۱۸ سرطان) با نشر گزارشی نوشته است که پراکندگی روستاها، مسیرهای دشوار و موانع فصلی مانند برف و سیلاب، دسترسی ساکنان ولایت‌های دوردست به خدمات صحی را با مشکل روبرو کرده و در بسیاری از موردها، دریافت مراقبت‌های به‌موقع را ناممکن می‌کند. در گزارش آمده که بسیاری از زنان در منطقه‌های دورافتاده، به دلیل نبود مرکزهای صحی نزدیک، ناچار می‌شوند در خانه یا در مسیر انتقال به مرکزهای درمانی زایمان کنند؛ وضعیتی که خطر مرگ‌ومیر مادران و نوزادان را افزایش می‌دهد. صندوق جمعیت سازمان ملل در ادامه تاکید کرد که افغانستان همچنان یکی از بالاترین نرخ‌های مرگ‌ومیر مادران را در منطقه دارد. قابل ذکر است که میزان مرگ‌ومیر مادران در این کشور ۵۲۱ مورد در هر ۱۰۰ هزار تولد زنده است. این در حالی است که نظام بهداشت افغانستان از دهه‌ها به این‌سو با چالش‌های گسترده از جمله کم‌بود مرکزهای درمانی، پزشکان متخصص و دارو روبرو است. در بسیاری از ولایت‌های دوردست این کشور هنوز هم مرکزهای درمانی وجود ندارد.

ادامه مطلب


16 ساعت قبل - 95 بازدید

تاج‌الدین اویوالی، نماینده یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که افغانستان در مبارزه با فلج اطفال پیشرفت‌های مهمی داشته، اما تلاش‌ها برای ریشه‌کن کردن این بیماری همچنان ادامه دارد. آقای اویوالی با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که در سفر به قندهار با کودکان و خانواده‌هایی دیدار کرده که در برنامه‌های واکسیناسیون فلج اطفال اشتراک داشتند. وی در ادامه تاکید کرده است که دسترسی هر کودک به واکسن، افغانستان را یک گام به سوی آینده عاری از فلج اطفال نزدیک‌تر می‌کند. یونیسف از همکاری شرکای ابتکار جهانی «ریشه‌کنی فلج اطفال» در حمایت از برنامه‌های واکسیناسیون در افغانستان قدردانی کرده است. همچنین یونیسف همواره بر تلاش‌ها برای رساندن واکسن به همه کودکان، برای جلوگیری از شیوع دوباره این بیماری تاکید کرده است. افغانستان و پاکستان همچنان تنها دو کشور جهان هستند که ویروس پولیوی وحشی در آن‌ها بومی باقی مانده است. در گزارش آمده است که افغانستان از آغاز سال جاری تا اکنون شش مورد پولیو و پاکستان سه مورد را ثبت کرده‌اند. در سال ۲۰۲۵ نیز افغانستان ۲۱ مورد و پاکستان ۳۱ مورد ابتلا را گزارش کرده بودند. همچنین گزارش از ادامه گردش ویروس در محیط خبر می‌دهد. بر بنیاد این آمار، افغانستان در سال ۲۰۲۶ تا اکنون ۳۴ نمونه محیطی مثبت و پاکستان ۹۰ نمونه مثبت ثبت کرده‌اند. در نظارت محیطی، نمونه‌های فاضلاب برای شناسایی نشانه‌های انتقال ویروس پولیو آزمایش می‌شوند. این آمار در مقایسه با سال ۲۰۲۵ میلادی کاهش را نشان می‌دهد؛ سالی که افغانستان ۹۴ نمونه محیطی مثبت و پاکستان ۶۵۱ نمونه مثبت ثبت کرده بودند. سازمان جهانی صحت گفته است که یکی از موارد اخیر پولیو در افغانستان از طریق ردیابی افراد در تماس با بیمار شناسایی شده که اهمیت نظام‌های نظارتی در کشف زنجیره انتقال ویروس را برجسته می‌سازد.

ادامه مطلب


17 ساعت قبل - 61 بازدید

حامد کرزی، رییس‌جمهور پیشین افغانستان، با ابراز تاسف از محرومیت دختران از آزمون کانکور، خواستار بازگشایی مکتب‌ها و دانشگاه‌ها به روی آنان شده است. آقای کرزی با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که پیشرفت کشور به دانش و تخصص دختران و پسران وابسته است. او بر اهمیت آموزش همگانی تاکید کرده و گفته است که دختران نیز هرچه زودتر باید فرصت ادامه‌ی آموزش و تحصیل را به دست آورند تا بتوانند در کنار پسران در توسعه و پیشرفت کشور نقش ایفا کنند. همچنین وی به پذیرفته‌شدگان و راه‌یافته‌های آزمون کانکور امسال به موسسه‌های تحصیلات عالی تبریک گفته و برای آنان آرزوی موفقیت کرده است. کرزی از این جوانان خواسته است که با فراگیری دانش و دست‌یابی به مراحل عالی علمی، در آینده در خدمت آبادانی افغانستان باشند. این در حالی‌ است که دختران از ماه سنبله ۱۴۰۰ از آموزش بالاتر از صنف ششم محروم شده‌اند و از اواخر سال ۱۴۰۱ نیز اجازه ورود به دانشگاه‌ها را از دست داده‌اند. به همین دلیل، آزمون کانکور ۱۴۰۵ نیز برای چهارمین سال پیاپی بدون حضور دختران برگزار شد و تنها داوطلبان پسر اجازه‌ی شرکت در این آزمون را داشتند. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. بر بنیاد گزارش‌ها، اگر این ممنوعیت ادامه یابد، تا سال ۲۰۳۰ نزدیک به چهار میلیون دختر ممکن است از آموزش محروم شوند.

ادامه مطلب


19 ساعت قبل - 59 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد اعلام کرده است که در ماه می ۲۰۲۶ میلادی، نزدیک به ۴۳ هزار کودک در افغانستان، که ۶۰ درصد آنان را دختران تشکیل می‌دهند، از برنامه‌های آموزشی مبتنی بر جامعه بهره‌مند شدند. این نهاد در گزارش وضعیت بشردوستانه افغانستان برای دوره‌ی اول تا ۳۱ می ۲۰۲۶ میلادی گفته است که همراه با شرکای خود، به ۲۲۹ هزار و ۵۳ نفر خدمات حمایت از کودکان و رسیدگی به خشونت مبتنی بر جنسیت ارائه کرده است. در گزارش آمده است که این خدمات شامل حمایت‌های روانی و اجتماعی، مدیریت پرونده‌ها و پیوند دوباره‌ی اعضای خانواده بوده است. بر اساس این گزارش، بیش از سه هزار و ۵۰۰ مرکز ارائه خدمات تغذیه، ۲۵ هزار و ۷۳۸ کودک مبتلا به سوءتغذیه شدید و متوسط را برای درمان پذیرش کرده‌اند. در بخش کمک‌های نقدی نیز یونیسف اعلام کرده است که ۲۰ هزار و ۸۲۱ خانواده در چهار ولایت کمک نقدی دریافت کرده‌اند که در مجموع ۱۳۲ هزار و ۱۰۳ نفر، از جمله ۸۴ هزار و ۹۸۸ کودک و یک‌هزار و ۱۱۴ فرد دارای معلولیت، از این کمک‌ها بهره‌مند شده‌اند. همچنین صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل تاکید کرد که در ماه می، از ارائه‌ی خدمات اساسی صحی در تمامی ۳۴ ولایت افغانستان از طریق دو هزار و ۳۹۳ مرکز صحی ثابت و ۱۶ مرکز سیار حمایت کرده و زمینه‌ی دست‌رسی بیش از ۶.۵ میلیون نفر به خدمات اساسی صحی را فراهم ساخته است. بر اساس برنامه‌‌ی کمک‌های بشردوستانه‌ی سازمان ملل متحد برای سال ۲۰۲۶، حدود ۲۲.۹ میلیون نفر در افغانستان به کمک‌های بشردوستانه نیاز دارند که در میان آنان، نزدیک به ۱۲ میلیون کودک قرار دارند. سازمان ملل هشدار داد که بحران اقتصادی، ناامنی غذایی، سوءتغذیه و محدودیت‌های گسترده، به‌ویژه برای زنان و کودکان، هم‌چنان از عوامل اصلی تشدید نیازهای بشردوستانه در این کشور است. در همین حال، دختران در افغانستان همچنان از آموزش بالاتر از صنف ششم محروم‌اند و محدودیت‌ها بر آموزش و اشتغال زنان ادامه دارد.

ادامه مطلب


1 روز قبل - 77 بازدید

خانواده نخستین و مهم‌ترین نهاد اجتماعی است که هر انسان در آن رشد می‌کند و شخصیت او شکل می‌گیرد. از همان لحظه‌های آغازین زندگی، کودک در محیط خانواده با مفاهیمی مانند عشق، محبت، امنیت، احترام و مسئولیت آشنا می‌شود. کیفیت روابط خانوادگی تأثیر عمیقی بر سلامت جسمی و روانی افراد دارد. در میان عوامل گوناگون مؤثر بر سلامت روان، محبت خانواده از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است. محبت نه‌تنها احساس امنیت و آرامش را در افراد ایجاد می‌کند، بلکه زمینه رشد شخصیت، افزایش اعتمادبه‌نفس و توانایی مقابله با مشکلات زندگی را نیز فراهم می‌سازد. به همین دلیل، بررسی تأثیر محبت خانواده بر سلامت روان از اهمیت فراوانی برخوردار است. سلامت روان تنها به معنای نبود بیماری‌های روانی نیست، بلکه حالتی از رفاه و تعادل روانی است که در آن فرد می‌تواند توانایی‌های خود را بشناسد، با فشارهای معمول زندگی کنار بیاید، به‌طور مؤثر کار کند و نقش مفیدی در جامعه ایفا نماید. افرادی که از سلامت روان برخوردارند، احساس رضایت بیشتری از زندگی دارند، روابط اجتماعی بهتری برقرار می‌کنند و در مواجهه با مشکلات، تصمیم‌های منطقی‌تر و سنجیده‌تری می‌گیرند. سلامت روان تحت تأثیر عوامل مختلفی مانند شرایط اجتماعی، ویژگی‌های فردی و روابط خانوادگی قرار دارد. در این میان، خانواده به عنوان نزدیک‌ترین محیط زندگی فرد، نقش اساسی در شکل‌گیری سلامت روان ایفا می‌کند. شخصیت انسان از دوران کودکی شکل می‌گیرد و خانواده مهم‌ترین عامل در این فرایند است. کودکی که در محیطی سرشار از محبت، احترام و حمایت رشد می‌کند، معمولاً احساس ارزشمندی بیشتری دارد و اعتمادبه‌نفس او تقویت می‌شود. در مقابل، کودکانی که از محبت کافی برخوردار نیستند یا در محیطی پرتنش زندگی می‌کنند، بیشتر در معرض مشکلات روانی مانند اضطراب، افسردگی و احساس ناامنی قرار می‌گیرند. والدین از طریق رفتارهای روزمره خود، الگوهای فکری و رفتاری را به فرزندان منتقل می‌کنند. مهربانی، توجه و حمایت والدین به کودکان کمک می‌کند تا نگرشی مثبت نسبت به خود و دیگران داشته باشند و مهارت‌های اجتماعی لازم را کسب کنند. یکی از مهم‌ترین نیازهای روانی انسان، احساس امنیت است. محبت خانواده این احساس را در فرد ایجاد می‌کند که در هر شرایطی مورد پذیرش و حمایت قرار دارد. زمانی که اعضای خانواده به یکدیگر عشق می‌ورزند و از هم حمایت می‌کنند، محیطی امن و آرام به وجود می‌آید که فرد می‌تواند بدون ترس از قضاوت یا طرد شدن، احساسات و افکار خود را بیان کند. احساس امنیت روانی باعث کاهش استرس و نگرانی می‌شود. فردی که می‌داند خانواده‌اش در کنار او هستند، هنگام مواجهه با مشکلات زندگی کمتر دچار اضطراب می‌شود و توانایی بیشتری برای حل مسائل پیدا می‌کند. این امنیت روانی یکی از مهم‌ترین عوامل حفظ سلامت روان در تمام مراحل زندگی است. اعتمادبه‌نفس یکی از عناصر مهم سلامت روان است. افرادی که به توانایی‌های خود ایمان دارند، بهتر می‌توانند اهداف خود را دنبال کنند و در برابر شکست‌ها مقاومت نشان دهند. محبت خانواده نقش مهمی در شکل‌گیری اعتمادبه‌نفس دارد. هنگامی که والدین موفقیت‌های فرزندان را تشویق می‌کنند، به نظرات آنان احترام می‌گذارند و در مواقع شکست از آنان حمایت می‌کنند، احساس ارزشمندی در کودک تقویت می‌شود. چنین فردی در آینده نیز توانایی بیشتری برای تصمیم‌گیری، برقراری ارتباط با دیگران و مقابله با چالش‌های زندگی خواهد داشت. در مقابل، بی‌توجهی، سرزنش مداوم و نبود محبت می‌تواند موجب کاهش اعتمادبه‌نفس و ایجاد احساس ناتوانی شود. این مسئله در بلندمدت سلامت روان فرد را تهدید می‌کند. زندگی امروزی با فشارها و نگرانی‌های فراوانی همراه است. مشکلات تحصیلی، شغلی، اقتصادی و اجتماعی می‌توانند باعث افزایش اضطراب شوند. وجود یک خانواده مهربان و حمایتگر به افراد کمک می‌کند تا این فشارها را بهتر مدیریت کنند. هنگامی که فرد بتواند نگرانی‌های خود را با خانواده در میان بگذارد و از حمایت عاطفی آنان بهره‌مند شود، احساس آرامش بیشتری پیدا می‌کند. گفت‌وگوهای صمیمانه، همدلی و درک متقابل از جمله عواملی هستند که سطح اضطراب را کاهش می‌دهند و سلامت روان را تقویت می‌کنند. افسردگی یکی از شایع‌ترین مشکلات روانی در جهان است. عوامل مختلفی در بروز افسردگی نقش دارند، اما روابط خانوادگی سالم می‌توانند از بروز بسیاری از این مشکلات جلوگیری کنند. افرادی که در محیطی سرشار از محبت زندگی می‌کنند، احساس تنهایی و بی‌ارزشی کمتری دارند. آنان می‌دانند که در شرایط دشوار، خانواده از آنان حمایت خواهد کرد. این حمایت عاطفی باعث می‌شود فرد امید خود را حفظ کند و با انگیزه بیشتری به زندگی ادامه دهد. در مقابل، نبود محبت، بی‌توجهی و اختلافات شدید خانوادگی می‌تواند زمینه‌ساز احساس ناامیدی، انزوا و افسردگی شود. بنابراین، تقویت روابط محبت‌آمیز در خانواده یکی از راه‌های مؤثر برای پیشگیری از افسردگی است. خانواده نخستین محیطی است که فرد در آن مهارت‌های اجتماعی را می‌آموزد. کودکانی که در فضایی محبت‌آمیز رشد می‌کنند، معمولاً توانایی بیشتری در برقراری ارتباط با دیگران دارند. آنان یاد می‌گیرند به احساسات دیگران احترام بگذارند، همدلی کنند و روابط سالمی برقرار سازند. این مهارت‌ها در دوران نوجوانی و بزرگسالی نیز به فرد کمک می‌کنند تا دوستی‌های پایدار و روابط موفقی داشته باشد. روابط اجتماعی سالم نیز به نوبه خود باعث افزایش رضایت از زندگی و بهبود سلامت روان می‌شود. دوران نوجوانی یکی از حساس‌ترین مراحل زندگی است. در این دوره، فرد با تغییرات جسمی، روانی و اجتماعی متعددی روبه‌رو می‌شود. نوجوانان بیش از هر زمان دیگری به حمایت عاطفی خانواده نیاز دارند. محبت و درک والدین باعث می‌شود نوجوان احساس ارزشمندی و امنیت کند. همچنین ارتباط صمیمانه میان والدین و فرزندان می‌تواند از بسیاری از آسیب‌های اجتماعی و روانی جلوگیری کند. نوجوانی که مورد محبت و توجه قرار می‌گیرد، کمتر به رفتارهای پرخطر روی می‌آورد و توانایی بیشتری برای مدیریت احساسات خود دارد. نیاز به محبت و حمایت خانوادگی تنها به دوران کودکی محدود نمی‌شود. بزرگسالان نیز در مواجهه با مشکلات شغلی، خانوادگی و اجتماعی به حمایت عاطفی خانواده نیاز دارند. همسران، والدین و فرزندان می‌توانند با ابراز محبت و همدلی، فشارهای روانی را کاهش دهند. پژوهش‌ها نشان داده‌اند افرادی که از روابط خانوادگی گرم و صمیمی برخوردارند، رضایت بیشتری از زندگی دارند و کمتر دچار مشکلات روانی می‌شوند. این موضوع نشان می‌دهد که محبت خانواده در تمام مراحل زندگی اهمیت دارد. برای افزایش محبت و صمیمیت در خانواده می‌توان اقدام‌های مختلفی انجام داد؛ از جمله اختصاص زمان کافی برای گفت‌وگو با اعضای خانواده، گوش دادن فعال به صحبت‌های یکدیگر، احترام به احساسات و نظرات دیگران، تشویق و قدردانی از موفقیت‌های اعضای خانواده، حمایت از یکدیگر در شرایط دشوار، گذراندن اوقات فراغت به‌صورت مشترک، حل اختلافات از طریق گفت‌وگو و تفاهم و ابراز محبت با کلمات و رفتارهای مثبت. اجرای این راهکارها می‌تواند روابط خانوادگی را تقویت کرده و محیطی سالم، آرام و سرشار از محبت برای رشد اعضای خانواده فراهم سازد. در مجموع، محبت خانواده یکی از مهم‌ترین عوامل مؤثر بر سلامت روان انسان است. این محبت احساس امنیت، آرامش و ارزشمندی را در افراد تقویت می‌کند و زمینه رشد شخصیت سالم را فراهم می‌سازد. خانواده‌ای که بر پایه عشق، احترام و حمایت متقابل بنا شده باشد، می‌تواند از بروز بسیاری از مشکلات روانی مانند اضطراب، افسردگی و احساس تنهایی پیشگیری کند. همچنین محبت خانوادگی موجب افزایش اعتمادبه‌نفس، بهبود روابط اجتماعی و ارتقای کیفیت زندگی می‌شود. بنابراین، توجه به روابط عاطفی در خانواده و تلاش برای تقویت محبت میان اعضا، سرمایه‌گذاری ارزشمندی برای سلامت روان افراد و پیشرفت جامعه به شمار می‌آید. نویسنده: سحر یوسفی

ادامه مطلب


1 روز قبل - 75 بازدید

دفتر «کمک‌های بشردوستانه اتحادیه اروپا در آسیا و اقیانوسیه» نسبت به بحران گرسنگی در افغانستان هشدار داده و می‌گوید که بحران گرسنگی در این کشور از راه رسیده است. اين نهاد با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود خواستار توجه جهان به بحران گرسنگی در افغانستان شده است. این نهاد در ادامه تاکید کرده است که بسته شدن مرزها، اختلال در زنجیره‌های تامین، وخامت معیشت و کاهش بودجه بشردوستانه، بحران امنیت غذایی و تغذیه را تشدید می‌کند. دفتر «کمک‌های بشردوستانه اتحادیه اروپا در آسیا و اقیانوسیه» افزوده است که جهان باید با بودجه، اقدام و همبستگی بیشتر برای رسیدگی‌ به بحران گرسنگی در افغانستان، گام بردارد. همچنین دو روز قبل اوچا یا دفتر هماهنگ‌کننده‌‌ی کمک‌های بشردوستانه سازمان ملل متحد در افغانستان نیز در گزارشی نوشت که بحران در افغانستانِ شاید دیگر سرخط خبرها نباشد، اما تأثیر آن هر روز توسط میلیون‌ها خانواده احساس می‌شود. اوچا افزوده است که بسیاری از خانواده‌ها در افغانستانِ در قسمت تأمین نیازهای معیشتی‌شان به مشکل برمی‌خوردند. این در حالی است که پس از قطع شدن بودجه کمکی آمریکا به نهادهای امدادرسان در افغانستان، این نهادها بارها از وقوع و تشدید بحران انسانی در افغانستان هشدار داده‌اند. اوایل سال جاری خورشیدی برنامه جهانی غذای سازمان ملل متحد (WFP) با اشاره به بحران انسانی در افغانستان، گفته بود که برای ادامه عملیات نجات‌بخش خود در افغانستان طی شش ماه آینده، به ۳۵۰ میلیون دالر بودجه نیاز دارد. همچنین برنامه جهانی غذا قبلا هشدار داده بود که توقف یا کاهش بیشتر کمک‌ها می‌تواند کودکان و مادران بیشتری را به مرحله سوءتغذیه حاد بکشاند و خانواده‌ها را در برابر شوک‌های اقتصادی و اقلیمی آسیب‌پذیر بسازد. در گزارش آمده است که در بسیاری از مناطق افغانستان، خانواده‌ها برای تامین غذای روزانه با دشواری شدید روبرو هستند و بسیاری از آنان منبع درآمدی ندارند.

ادامه مطلب


1 روز قبل - 88 بازدید

حنان بلخی، مسوول منطقه‌ای سازمان جهانی صحت در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که از آغاز سال جاری میلادی تا کنون ۱۵۰ مرکز صحی در افغانستان که تحت حمایت نهادهای بشردوستانه بودند، به‌دلیل کمبود بودجه فعالیت خود را یا تعلیق و یا تعطیل کرده‌اند. خانم بلخی با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که این وضعیت باعث شده است که کارکنان صحی توانایی کم‌تری برای واکسیناسیون کودکان داشته باشند، مادران با دشواری بیشتری به مراقبت‌های ایمن دسترسی پیدا کنند و بیماران برای دریافت خدمات صحی ضروری، با مشکلات بیشتری مواجه شوند. وی در ادامه تاکید کرده است: «این خسارت‌ها را نمی‌توان نادیده گرفت.» او تصریح کرد که بیش از ۲۲ میلیون نفر در افغانستان به کمک‌های بشردوستانه نیاز دارند و از این میان ۱۴.۴ میلیون نفر نیازمند خدمات صحی هستند. حنان بخلی افزوده است که برنامه‌ی پاسخ‌گویی صحی برای سال ۲۰۲۶ میلادی برای افغانستان با کمبود شدید بودجه مواجه است و تا ماه جون امسال تنها ۱۷ درصد از بودجه‌ی مورد نیاز آن تأمین شده بود. مسوول منطقه‌ای سازمان جهانی صحت گفت که تداوم سرمایه‌گذاری جامعه‌ی جهانی برای حفظ ارائه‌ی خدمات صحی، حفاظت از دست‌آوردها و ارائه‌ی خدمات به افرادی که بیش از همه به آن نیاز دارند، حیاتی است. او تاکید کرده که سرمایه‌گذاری در نظام صحی افغانستان نه‌تنها امروز جان انسان‌ها را نجات می‌دهد، بلکه تاب‌آوری این نظام را افزایش می‌دهد، نظارت بر بیماری‌ها را تقویت می‌کند و تضمین می‌کند که میلیون‌ها نفر همچنان به خدمات اساسی صحی دسترسی داشته باشند. این در حالی است که برنامه‌های بشردوستانه در افغانستان پس از قطع کمک‌های مالی امریکا توسط اداره‌ی دونالد ترامپ، همواره با کمبود بودجه و چالش‌های متعدد مواجه بوده است. سال گذشته‌ی میلادی نیز ده‌ها مرکز صحی در افغانستان به‌دلیل کمبود بودجه فعالیت خود را متوقف کرده بودند.

ادامه مطلب


1 روز قبل - 67 بازدید

ریچارد بنت، گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل برای افغانستان، خواستار حمایت و به‌رسمیت‌شناسی تیم کریکت زنان و دختران افغانستان شده است. آقای بنت امروز (چهارشنبه، ۱۷ سرطان) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که تیم کریکت زنان افغانستان از سال ۲۰۲۱ میلادی در تبعید به‌سر می‌برد و بودجه آن در ماه آگوست سال جاری پایان می‌یابد. همچنین وی با آغاز مجمع عمومی سالانه (AGM) شورای بین‌المللی کریکت (ICC)، تاکید کرده است که هنوز راهکاری برای حمایت دوامدار از این تیم ایجاد نشده است. گزارشگر ویژه سازمان ملل تاکید کرد که فدراسیون بین‌المللی فوتبال (فیفا) توانسته است راهی برای حمایت از فوتبالیست‌های زن افغانستان پیدا کند و کریکت نیز می‌تواند اقدام مشابهی انجام دهد. او افزوده است که به‌رسمیت‌شناسی و حمایت دوامدار از ورزشکاران زن افغانستان، کمترین چیزی است که انتظار می‌رود. باید گفت که از زمان تسلط حکومت فعلی، قوانین سخت‌گیرانه‌ای علیه زنان وضع شده است؛ حضور زنان در ورزشگاه‌ها ممنوع و فعالیت در بسیاری از رشته‌های ورزشی زنان ممنوع شده است.

ادامه مطلب