برچسب: رسانه گوهرشاد

4 ساعت قبل - 77 بازدید

هیچ کودکی با دفترچه‌ای از دستورالعمل‌های زندگی متولد نمی‌شود. او قدم‌به‌قدم و از طریق مشاهده، تجربه و ارتباط با اطرافیان می‌آموزد که چگونه فکر کند، چگونه احساساتش را مدیریت کند و چگونه با جهان اطراف خود ارتباط برقرار کند. نخستین و تأثیرگذارترین معلم او نیز معمولاً کسی جز پدر و مادر نیست. تربیت فرزند فقط به این معنا نیست که کودک غذای مناسب بخورد، به مکتب برود و امکانات کافی در اختیار داشته باشد. آنچه شخصیت آینده او را شکل می‌دهد، مجموعه‌ای از تجربه‌های روزمره است: اینکه والدین چگونه با او صحبت می‌کنند، هنگام اشتباه چه واکنشی نشان می‌دهند، چگونه اختلافات خود را حل می‌کنند، تا چه اندازه به احساسات او توجه دارند و چقدر به او فرصت می‌دهند مسئولیت کارهایش را بر عهده بگیرد. پژوهش‌های حوزه رشد کودک و روان‌شناسی تربیتی نیز بر اهمیت سال‌های نخست زندگی و کیفیت رابطه والدین با فرزندان تأکید دارند. رابطه‌ای که در آن محبت، امنیت، نظم و حمایت در کنار یکدیگر وجود داشته باشد، می‌تواند زمینه مناسبی برای رشد عاطفی، اجتماعی و شناختی کودک فراهم کند. بنابراین، پدر و مادر تنها مسئول بزرگ کردن فرزند نیستند؛ آن‌ها در حال آماده کردن انسانی برای زندگی در جامعه هستند. اما چگونه می‌توان این مسئولیت بزرگ را به شکل درست انجام داد؟ ۱. ایجاد دلبستگی امن؛ نخستین پایه تربیت سالم یکی از مهم‌ترین نیازهای کودک، احساس امنیت در رابطه با والدین است. کودک باید بداند وقتی ناراحت، ترسیده یا درمانده است، فردی وجود دارد که می‌تواند به او مراجعه کند. این به معنای آن نیست که والدین همیشه باید خواسته‌های کودک را برآورده کنند. برعکس، یک رابطه سالم می‌تواند هم‌زمان شامل محبت و مرزبندی باشد. والد می‌تواند بگوید: «می‌دانم ناراحتی، اما اجازه نداریم به کسی آسیب بزنیم.» راهکار علمی و کاربردی: وقتی کودک ناراحت است، ابتدا احساس او را نام‌گذاری کنید؛ مثلاً بگویید: «می‌بینم خیلی عصبانی شدی، چون نتوانستی بازی را ادامه بدهی.» سپس قانون یا محدودیت را توضیح دهید. این روش به کودک کمک می‌کند به‌تدریج احساسات خود را بشناسد و آن‌ها را تنظیم کند. ۲. والدین؛ الگوی زندگی فرزند کودکان فقط از توصیه‌های والدین یاد نمی‌گیرند؛ آن‌ها رفتار والدین را مشاهده می‌کنند و از آن الگو می‌گیرند. اگر پدر و مادر از احترام صحبت کنند، اما هنگام عصبانیت یکدیگر را تحقیر کنند، کودک پیام واقعی را از رفتار آنان دریافت خواهد کرد، نه از سخنانشان. اگر می‌خواهیم فرزندمان مسئولیت‌پذیر، صادق، آرام و محترم باشد، لازم است این ویژگی‌ها را در رفتار روزمره خود نیز نشان دهیم. یک تمرین ساده: والدین می‌توانند هر شب از خود بپرسند: «امروز فرزندم چه رفتاری از من دید که دوست دارم در آینده خودش هم داشته باشد؟» همین پرسش ساده می‌تواند نگاه والدین را نسبت به نقش الگویی‌شان تغییر دهد. ۳. قانون‌گذاری بدون خشونت کودکان به مرز نیاز دارند. نبود قوانین مشخص ممکن است باعث سردرگمی شود، اما سخت‌گیری افراطی و تنبیه خشن نیز معمولاً راه‌حل مناسبی نیست. قوانین خانوادگی باید کم، روشن، قابل اجرا و متناسب با سن کودک باشند. برای مثال، به جای اینکه هر روز بگوییم «این کار را نکن»، می‌توان قانون مشخصی برای زمان استفاده درست از موبایل تعیین کرد. مهم است که پیامد رفتارها نیز از قبل مشخص باشد. اگر کودک بداند که استفاده بیش از حد از موبایل باعث کاهش زمان استفاده در روز بعد می‌شود، ارتباط میان انتخاب و پیامد را بهتر درک می‌کند. پیامدها باید با رفتار مرتبط باشند، نه اینکه وسیله‌ای برای تحقیر یا ترساندن کودک شوند. ۴. تشویق درست؛ بیشتر از تعریف کردن تشویق می‌تواند اعتمادبه‌نفس کودک را افزایش دهد، اما نوع تشویق اهمیت دارد. گفتن جمله‌هایی مانند «تو باهوش‌ترین بچه دنیایی» همیشه بهترین روش نیست؛ زیرا ممکن است کودک را بیش از حد به تأیید بیرونی وابسته کند. بهتر است والدین تلاش، پشتکار و روش حل مسئله را مورد توجه قرار دهند. برای مثال، به جای «تو خیلی باهوشی» می‌توان گفت: «دیدم با اینکه سؤال سخت بود، چند بار تلاش کردی تا راه‌حلش را پیدا کنی.» این نوع بازخورد به کودک پیام می‌دهد که تلاش و یادگیری ارزشمند است و اشتباه کردن پایان مسیر نیست. ۵. اجازه دهید کودک متناسب با سن خود انتخاب کند یکی از اشتباهات رایج در تربیت، انجام دادن همه کارها به جای فرزند است. والدین گاهی از روی محبت یا برای صرفه‌جویی در وقت، اجازه نمی‌دهند کودک خودش تصمیم بگیرد یا کاری را تجربه کند؛ در حالی که استقلال باید به‌تدریج شکل بگیرد. برای کودک خردسال می‌توان انتخاب‌های محدود ایجاد کرد: «لباس آبی را می‌پوشی یا سبز؟» برای کودک بزرگ‌تر می‌توان مسئولیت بیشتری در نظر گرفت؛ مثلاً برنامه‌ریزی برای انجام تکالیف یا مرتب کردن وسایل شخصی. هدف این نیست که کودک هر کاری را بدون نظارت انجام دهد، بلکه باید فرصت تجربه مسئولیت را متناسب با سن خود داشته باشد. ۶. آموزش مهارت‌های عاطفی یکی از مهم‌ترین مهارت‌هایی که کودک باید یاد بگیرد، شناخت و مدیریت احساسات است. کودکی که نمی‌داند با خشم، ترس، ناامیدی یا حسادت خود چه کند، ممکن است این احساسات را با پرخاشگری یا کناره‌گیری نشان دهد. والدین می‌توانند به جای سرزنش احساسات، رفتار نامناسب را اصلاح کنند. برای مثال، به جای «عصبانی نباش» می‌توان گفت: «عصبانی بودن اشکالی ندارد، اما زدن دیگران درست نیست. بیا راه دیگری برای نشان دادن عصبانیت پیدا کنیم.» تمرین کاربردی: در خانواده می‌توان یک «واژه‌نامه احساسات» ایجاد کرد و هر روز چند احساس مختلف را نام برد. این کار به کودک کمک می‌کند احساسات خود را دقیق‌تر بیان کند و به جای رفتارهای شدید، درباره آن‌ها صحبت کند. ۷. گفت‌وگوی روزانه را جدی بگیرید گاهی والدین تصور می‌کنند برای ارتباط با فرزندان باید زمان زیادی داشته باشند، در حالی که کیفیت ارتباط همیشه به مدت آن وابسته نیست. حتی ۱۰ تا ۱۵ دقیقه گفت‌وگوی روزانه، بدون تلفن همراه و حواس‌پرتی، می‌تواند ارزشمند باشد. در این زمان والدین می‌توانند از فرزند بپرسند روزش چگونه گذشته، چه چیزی او را خوشحال کرده و چه چیزی برایش دشوار بوده است. نکته مهم این است که این گفت‌وگو نباید همیشه به نصیحت تبدیل شود. گاهی کودک فقط می‌خواهد شنیده شود. ۸. مقایسه کردن را کنار بگذارید «ببین دوستت چه نمره‌ای گرفته!» یا «چرا مثل خواهرت نیستی؟» و جملات مشابه ممکن است در نگاه والدین انگیزه‌بخش باشند، اما می‌توانند احساس ناکافی بودن را در کودک تقویت کنند. هر کودک ویژگی‌ها، سرعت یادگیری و استعدادهای متفاوتی دارد. بهتر است پیشرفت او با گذشته خودش مقایسه شود. به جای «چرا مثل فلانی نیستی؟» می‌توان پرسید: «نسبت به ماه گذشته در چه چیزی بهتر شدی؟» این تغییر کوچک، تمرکز کودک را از رقابت با دیگران به رشد شخصی منتقل می‌کند. ۹. استفاده هوشمندانه از فناوری فناوری بخشی جدایی‌ناپذیر از زندگی کودکان امروز است. حذف کامل آن نه همیشه ممکن است و نه لزوماً بهترین راه‌حل. وظیفه والدین این است که استفاده سالم و مسئولانه از فناوری را آموزش دهند. برای این کار بهتر است قوانین مشخصی درباره زمان استفاده از کمپیوتر، استفاده از تلفن همراه هنگام غذا خوردن و پیش از خواب و همچنین نوع محتوای قابل مشاهده وجود داشته باشد. همچنین والدین باید درباره حریم خصوصی، افراد ناشناس، اطلاعات شخصی و خطرهای فضای مجازی با کودک صحبت کنند. نکته مهم این است که قوانین فناوری برای والدین نیز تا حد امکان قابل اجرا باشد. اگر والد در تمام ساعات روز مشغول تلفن همراه باشد، انتظار از کودک برای کنار گذاشتن آن دشوار خواهد بود. ۱۰. آموزش مسئولیت‌پذیری در خانه مسئولیت‌پذیری ویژگی‌ای نیست که ناگهان در بزرگسالی ایجاد شود. این مهارت از سال‌های کودکی و از کارهای ساده شکل می‌گیرد. مرتب کردن تخت، جمع کردن وسایل شخصی، مراقبت از کتاب‌ها، کمک در کارهای خانه و انجام وظایف در زمان مشخص، همگی تجربه‌هایی هستند که کودک را برای مسئولیت‌های بزرگ‌تر آماده می‌کنند. البته مسئولیت باید متناسب با سن کودک باشد. همچنین بهتر است والدین پس از سپردن مسئولیت، فرصت انجام آن را به کودک بدهند و از دخالت بیش از حد خودداری کنند. ۱۱. اشتباه را به فرصت یادگیری تبدیل کنید هیچ کودکی بدون اشتباه رشد نمی‌کند. شکستن یک وسیله، فراموش کردن تکالیف، گرفتن نمره پایین یا اختلاف با دوست می‌تواند فرصتی برای یادگیری باشد. والدین می‌توانند به جای واکنش فوری و خشمگینانه، سه سؤال مطرح کنند: «چه اتفاقی افتاد؟» «چه چیزی باعث شد این اتفاق بیفتد؟» «دفعه بعد چه کاری می‌توانی متفاوت انجام بدهی؟» این روش به کودک کمک می‌کند به جای ترس از اشتباه، از آن برای اصلاح رفتار خود استفاده کند. ۱۲. هماهنگی پدر و مادر در تربیت وقتی والدین درباره قوانین اصلی با یکدیگر هماهنگ باشند، کودک پیام روشن‌تری دریافت می‌کند. اختلاف‌نظر میان پدر و مادر طبیعی است، اما بهتر است بحث‌های جدی درباره روش تربیت در حضور کودک به مشاجره تبدیل نشود. والدین می‌توانند در زمان مناسب درباره موضوعاتی مانند قوانین خانه، شیوه تشویق، پیامد رفتارهای نامناسب و میزان آزادی فرزند با یکدیگر گفت‌وگو کنند. هدف، یکسان بودن کامل والدین نیست؛ هدف ایجاد یک مسیر تربیتی نسبتاً هماهنگ و قابل پیش‌بینی است. ۱۳. مراقبت از رابطه میان والدین یکی از موضوعاتی که گاهی در تربیت فرزند نادیده گرفته می‌شود، کیفیت رابطه پدر و مادر است. فضای عاطفی خانه بر کودکان تأثیر می‌گذارد. والدین باید تلاش کنند اختلافات خود را با احترام حل کنند و از قرار دادن کودک در میان اختلافات یا مجبور کردن او به انتخاب یکی از والدین خودداری کنند. خانه‌ای که در آن گفت‌وگو، احترام و همکاری دیده می‌شود، خود به یک محیط آموزشی برای کودک تبدیل خواهد شد. ۱۴. والد کامل وجود ندارد یکی از واقعیت‌های مهم تربیت این است که هیچ پدر و مادری همیشه بهترین تصمیم را نمی‌گیرد. خستگی، فشار کاری و مشکلات زندگی ممکن است باعث شود والدین واکنشی نشان دهند که بعداً از آن پشیمان شوند. مهم این است که والد بتواند اشتباه خود را بپذیرد. گفتن جمله‌ای مانند «امروز با عصبانیت با تو رفتار کردم و رفتارم درست نبود؛ بابت آن متأسفم» نه‌تنها اقتدار والدین را از بین نمی‌برد، بلکه به کودک درس مهمی درباره مسئولیت‌پذیری، عذرخواهی و اصلاح اشتباه می‌دهد. نتیجه‌گیری تربیت فرزند یک پروژه کوتاه‌مدت نیست؛ فرایندی مداوم است که از نخستین سال‌های زندگی آغاز می‌شود و در مراحل مختلف رشد تغییر می‌کند. کودک در هر سن به نوع متفاوتی از حمایت، آزادی، آموزش و نظارت نیاز دارد. پدر و مادر برای انجام این مسئولیت بزرگ، بیش از آنکه به روش‌های پیچیده نیاز داشته باشند، به رابطه سالم، آگاهی، ثبات و صبر نیاز دارند. گوش دادن به فرزند، تعیین مرزهای منطقی، تشویق تلاش، پرهیز از مقایسه، آموزش مهارت‌های عاطفی و ایجاد فرصت یادگیری از جمله روش‌هایی هستند که می‌توانند مسیر تربیت را سازنده‌تر کنند. در نهایت، هدف تربیت این نیست که کودکی بدون اشتباه و همیشه مطیع داشته باشیم؛ هدف آن است که انسانی پرورش دهیم که بتواند در آینده احساسات خود را مدیریت کند، مسئولیت انتخاب‌هایش را بپذیرد، با دیگران رابطه سالم برقرار کند، در برابر مشکلات تاب‌آوری داشته باشد و با اعتمادبه‌نفس مسیر زندگی خود را بسازد. فرزندان بیش از آنکه به والدین بی‌نقص نیاز داشته باشند، به والدینی نیاز دارند که حاضر باشند یاد بگیرند، گوش دهند، اشتباهات خود را اصلاح کنند و در مسیر رشد فرزندشان همراه او باشند. نویسنده: سحر یوسفی

ادامه مطلب


9 ساعت قبل - 57 بازدید

وزارت شهرسازی و مسکن در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که برای ‏تأمین آب شهر جدید کابل، طرح انتقال آب از ‏ صیاد کاپیسا را بررسی می‌کند. این وزارت امروز (چهارشنبه، ۱ میزان) با نشر اعلامیه‌ای گفته است که پروژه‌ی انتقال آب از صیاد کاپیسا ‏به کابل جدید در مرحله‌ی طراحی و ارزیابی قرار ‏دارد. در اعلامیه آمده است که براساس مطالعات انجام‌شده، ‏ذخیره آب زیرزمینی صیاد به‌عنوان یکی از چهار ‏منبع پیشنهادی، برای تأمین آب شهر جدید کابل در ‏نظر گرفته شده است. در اعلامیه آمده است که این منبع آبی در نزدیکی محل تلاقی رودخانه‌های ‏پنجشیر و غوربند، در بخش جنوبی رودخانه غوربند ‏قرار دارد و حدود ۵۵ کیلومتر با شهر جدید کابل ‏فاصله دارد‎.‎ براساس مطالعات و امکان‌سنجی انجام‌شده از سوی ‏اداره‌ی همکاری‌های بین‌المللی جاپان (جایکا) که در ‏سال ۲۰۱۲ میلادی انجام شد، مصرف روزانه‌ی آب ‏برای هر نفر، با توجه به جمعیت و نیازهای شهری ‏شهر جدید کابل، ۱۵۰ لیتر در نظر گرفته شده است‎.‎ بر مبنای این مطالعات، نیاز مجموعی شهر جدید ‏کابل، از جمله نیازهای ناحیه هفدهم شهر کابل و ‏شهرک‌ شیخ، حدود ۷.۳۴ متر مکعب در ثانیه ‏برآورد شده است که حجم سالانه‌ی آن به حدود ۲۳۳.۴ ‏میلیون متر مکعب آب می‌رسد‎.‎ براساس مطالعات جایکا، ذخیره طبیعی آب‌های ‏زیرزمینی در منطقه‌ی صیاد ظرفیت قابل‌توجهی دارد.‏ به‌گفته‌ی وزارت شهرسازی، ظرفیت برداشت آب از ‏لایه‌های طبیعی آب‌دار این منبع، حدود چهار متر مکعب ‏در ثانیه و ظرفیت سالانه‌ی آن حدود ۱۲۶.۱۴۴ میلیون ‏متر مکعب برآورد شده است‎.‎ شهر جدید کابل برنامه‌ی بزرگ شهرسازی است که در ‏ساحه شمال شهر کنونی کابل در ده‌سبز موقعیت ‏دارد. طرح این پروژه حدود ۲۰ سال قبل توسط ‏حکومت پیشین افغانستان تأیید شده بود، اما تا کنون ‏اجرا نشده است.‏ این پروژه در چهار فاز طراحی شده که فاز اول آن ‏در پنج بخش تقسیم شده است. طالبان دو سال قبل از ‏آغاز کار آن خبر دادند.‏

ادامه مطلب


10 ساعت قبل - 76 بازدید

بخش زنان سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که زنان و دختران برای رهبری‌کردن به اجازه نیاز ندارند؛ بلکه آن‌ها به فرصتی عادلانه نیاز دارند. این سازمان امروز (چهارشنبه، ۱ میزان) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که در سطح جهانی از هر ۱۰ نامزد زن در انتخابات، هشت زن با خشونت روبرو می‌شوند. بخش زنان ملل متحد در ادامه تاکید کرده است که هزینه‌های حضور در رقابت‌های انتخاباتی، بسیاری از زنان را از وردو به این عرصه باز می‌دارد. این نهاد خواستار صحبت‌کردن در باره‌ی اهمیت رهبری زنان و دختران و برخورداری از قدرت برابر شده است. زنان در افغانستان، از پنج سال به این سو از عرصه‌های تصمیم‌گیری و سیاست حذف شده و به حاشیه رانده‌ شدند. همچنین حکومت سرپرست پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


12 ساعت قبل - 60 بازدید

فوزیه کوفی، عضو مجلس نمایندگان در حکومت جمهوریت افغانستان می‌گوید که شهروندان افغانستان با این پرسش زندگی می‌کنند که آیا افغانستان در دموکراسی شکست خورد یا دموکراسی در برابر این کشور شکست خورد. خانم کوفی این اظهارات را در نشست گروه بین‌المللی زنان صلح در کوریای جنوبی مطرح کرده و گفت که تنها گذاشته‌شدن زنان در افغانستان آزمونی‌ است برای جامعه‌ی جهانی در برابر عدالت. وی در ادامه تاکید کرده است که زنان و دختران از پنج سال به این طرف از عرصه‌های آموزش و اشتغال کنار زده شدند. او تصریح کرد که زیرا دولت‌ها از زنان قدرت‌مند تحصیل‌کرده هراس دارند. خانم کوفی با انتقاد از جامعه‌ی جهانی، گفته است که متحدان افغانستان درست زمانی که بیش از همه این کشور به آن‌ها نیاز داشت آن را تنها گذاشتند. فوزیه کوفی افزوده است که باید اطمینان حاصل شود، زمانی که اولویت‌های سیاسی در افغانستان تغییر می‌کند، زنان بار دیگر کنار گذاشته نشوند. در حالی این اظهارات مطرح می‌شود که حکومت سرپرست پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. بر بنیاد گزارش‌ها، اگر این ممنوعیت ادامه یابد، تا سال ۲۰۳۰ نزدیک به چهار میلیون دختر ممکن است از آموزش محروم شوند.  

ادامه مطلب


15 ساعت قبل - 74 بازدید

محمد‌اسحاق دار، وزیر خارجه‌ی پاکستان از حکومت سرپرست افغانستان خواسته است که تمام محدودیت‌های اعمال‌شده بر زنان و دختران را لغو و در سیاست‌های خود در برابر آنان تجدید نظر کنند. آقای دار این اظهارات را امروز (چهارشنبه، ۱ میزان) در نخستین نشست گروه تماس سازمان همکاری اسلامی درباره‌ی افغانستان مطرح کرده و گفت که محدودیت‌های اعمال‌شده بر زنان و دختران «غیرقابل توجیه و در تضاد با اصول اسلامی و هنجارهای جامعه‌ی مسلمان» است. همچنین وی خواستار تعامل و گفتگو با حکومت فعلی در سطح منطقه‌ای و چندجانبه شده و گفته است که این تعامل باید آنان را به رعایت تعهدات بین‌المللی‌شان تشویق کند. وزیر خارجه‌ی پاکستان تاکید کرد که افغانستان با تحریم‌ها، تروریسم، مواد مخدر، مشکلات نظام بانکی، بی‌کاری، فقر و نگرانی‌های حقوق بشری روبرو است و وضعیت سیاسی این کشور بیش از پنج سال هنوز از سوی جامعه‌ی جهانی به رسمیت شناخته نشده است. آقای دار از سازمان همکاری اسلامی خواسته است که برای تامین کمک‌های بشردوستانه‌ی کافی برای افغانستان تلاش کند و نیازهای بشردوستانه مردم این کشور بدون ملاحظات سیاسی تامین شود. او بر ثبات اقتصاد افغانستان و احیای نظام بانکی این کشور نیز تاکید کرده و گفته که ایجاد زمینه برای تجارت، فعالیت‌های اقتصادی و پروژه‌های ارتباطی منطقه‌ای می‌تواند به کاهش بی‌کاری و فقر در افغانستان کمک کند. باید گفت که حکومت سرپرست پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


1 روز قبل - 144 بازدید

وقتی پدر خانواده برای آخرین بار دروازه خانه‌شان را در کابل بست، هیچ‌کدام از چهار فرزندش نمی‌دانستند سفری که از آن شب آغاز می‌شود، قرار است به یکی از سخت‌ترین تجربه‌های زندگی‌شان تبدیل شود. مادر، کوچک‌ترین فرزند را در آغوش گرفته بود و دو کودک دیگر در کنارش ایستاده بودند. فرزند بزرگ‌تر آرام‌تر از همه به نظر می‌رسید، اما از چهره‌اش می‌شد فهمید که او نیز مانند پدر و مادرش نمی‌دانست در روزهای آینده چه چیزی انتظارشان را می‌کشد. این خانواده شش‌نفری تصمیم گرفته بود کابل را ترک کند و برای رسیدن به ایران، راهی مسیری شود که از نیمروز و سپس پاکستان می‌گذشت؛ مسیری که می‌دانستند قانونی نیست و خطرهای زیادی در انتظارشان است، اما در آن روزها تصور می‌کردند شاید همین راه بتواند آینده بهتری برای فرزندانشان فراهم کند. پدر خانواده مدت‌ها بود به رفتن فکر می‌کرد. پیدا کردن کار برایش دشوار شده بود و درآمدی که به دست می‌آورد، پاسخگوی نیازهای یک خانواده شش‌نفری نبود. کرایه خانه، هزینه غذا، لباس و دیگر مخارج زندگی، هر ماه فشار بیشتری بر او وارد می‌کرد. سرانجام، پس از گفت‌وگوهای فراوان با همسرش، تصمیم گرفتند راه مهاجرت را انتخاب کنند؛ تصمیمی سخت که بیش از آن‌که از روی میل باشد، از فشار شرایط زندگی سرچشمه می‌گرفت. حرکت خانواده از کابل آغاز شد. با وسایل بسیار اندکی راه افتادند. بخش زیادی از وسایل خانه را فروخته یا کنار گذاشته بودند تا هزینه سفر را فراهم کنند. مادر لباس‌های کودکان را در یک بکس کوچک جمع کرده بود و چند تکه لباس دیگر را نیز در یک خریطه گذاشته بود. پدر بیشتر از هر چیز مراقب پولی بود که برای ادامه مسیر همراه داشت؛ پولی که قرار بود هم هزینه راه و هم بخشی از روزهای نخست زندگی در ایران را تأمین کند. سفر از کابل به سمت نیمروز طولانی و خسته‌کننده بود. کودکان که تصور می‌کردند خیلی زود به مقصد خواهند رسید، بارها از پدر می‌پرسیدند: «کی به ایران می‌رسیم؟» پدر هر بار پاسخ مشابهی می‌داد: «کمی دیگر مانده.» اما خودش نمی‌دانست واقعاً چقدر دیگر از این راه باقی مانده است. وقتی خانواده به نیمروز رسید، تازه بخش دشوارتر سفر آغاز شد. قرار بود از مسیر پاکستان خود را به ایران برسانند. آن‌ها همراه گروهی دیگر حرکت کردند و از همان ابتدا به خانواده گفته شد که باید بسیار محتاط باشند. مادر بعدها تعریف می‌کرد که در آن روزها، بیش از آن‌که به مقصد فکر کند، نگران چهار فرزندش بود. هر صدای ناآشنا، هر توقف ناگهانی و هر بار تغییر مسیر، نگرانی تازه‌ای در دلش ایجاد می‌کرد. کودکان نیز کم‌کم متوجه شده بودند که این سفر شبیه سفرهای معمولی نیست. نمی‌توانستند آزادانه بازی کنند یا بلند صحبت کنند. گاهی مجبور بودند ساعت‌ها در سکوت منتظر بمانند و گاهی نیز در مسیرهای دشوار پیاده حرکت کنند. کوچک‌ترین فرزند خانواده چند بار از شدت خستگی گریه کرد و مادر مجبور شد او را برای مدت طولانی در آغوش بگیرد. عبور از مسیر پاکستان برای این خانواده به یکی از تلخ‌ترین بخش‌های سفر تبدیل شد. بارها مجبور شدند در شرایط دشوار منتظر بمانند و برای ادامه مسیر از راه‌های فرعی استفاده کنند. پدر می‌گفت در آن لحظات تنها چیزی که در ذهنش می‌گذشت، این بود که مبادا اتفاقی برای یکی از فرزندانش رخ دهد. یک شب، خانواده ساعت‌ها در جایی منتظر ماند. هوا سرد بود و کودکان خسته و گرسنه بودند. غذایی که همراه داشتند، بسیار کم بود. مادر تلاش می‌کرد سهم کودکان را نگه دارد و خودش کمتر غذا بخورد. پدر نیز ترجیح می‌داد چیزی نخورد تا نان و غذای موجود برای فرزندان باقی بماند. یکی از کودکان با صدایی خسته از مادر پرسید: «مادر، کی می‌رسیم؟» مادر پاسخی نداشت. فقط او را محکم در آغوش گرفت و گفت: «خواب کن، وقتی بیدار شدی، شاید رسیده باشیم.» اما صبح که کودک چشم‌هایش را باز کرد، هنوز در مسیر بودند. سفر از پاکستان به سوی ایران نیز آسان نبود. خانواده در حالی حرکت می‌کرد که هیچ‌کس نمی‌توانست با اطمینان بگوید چه زمانی به مقصد خواهند رسید. گاهی مجبور بودند مسافت زیادی را با موتر طی کنند و در بخش‌هایی نیز پیاده راه بروند. پدر چند بار مجبور شد یکی از کودکان را حمل کند. خودش خسته بود، پاهایش توان زیادی نداشت و مسیر نیز دشوار بود؛ اما هرگاه می‌دید فرزندش دیگر توان راه رفتن ندارد، او را روی دوش می‌گرفت و به راه ادامه می‌داد. مادر نیز کوچک‌ترین فرزند را تقریباً در بیشتر مسیر در آغوش داشت. دست‌هایش از حمل کودک درد گرفته بود و پاهایش از پیاده‌روی طولانی توان نداشت، اما شکایت نمی‌کرد. بعدها می‌گفت در آن سفر فرصت فکر کردن به خستگی خودش را نداشت؛ تمام فکرش این بود که چهار فرزندش سالم به مقصد برسند. در بخشی از مسیر، ترس از بازداشت نیز بر نگرانی خانواده اضافه شد. پدر هر بار که صدای موتر یا مأموران را می‌شنید، فرزندانش را به سکوت دعوت می‌کرد. برای خانواده‌ای که چهار کودک همراه خود داشت، پنهان ماندن و حرکت در شرایط نامطمئن، بسیار دشوارتر از آن چیزی بود که پیش از سفر تصور کرده بودند. سرانجام، پس از روزها سرگردانی و تحمل سختی، خانواده توانست خود را به ایران برساند. وقتی پدر فهمید که از بخش خطرناک مسیر عبور کرده‌اند، برای چند لحظه چیزی نگفت. فقط به فرزندانش نگاه کرد. کودکان خسته بودند و مادر نیز توان زیادی برای صحبت نداشت. رسیدن به ایران برای آن‌ها پایان مشکلات نبود، اما دست‌کم یکی از بزرگ‌ترین ترس‌های سفر، یعنی عبور از آن مسیر دشوار، پشت سر گذاشته شده بود. اما خانواده در ایران نیز با واقعیت دیگری روبه‌رو شد. آن‌ها خانه‌ای آماده نداشتند و کار مشخصی برای پدر فراهم نبود. پولی که همراه آورده بودند، به دلیل هزینه‌های مسیر بسیار کم شده بود. پدر مجبور شد از همان روزهای نخست به دنبال کار بگردد. هر کاری که پیدا می‌شد، برایش قابل قبول بود؛ زیرا همسر و چهار فرزندش به درآمد او وابسته بودند. مادر می‌گوید سخت‌ترین قسمت ماجرا این بود که آن‌ها با تصور زندگی بهتر به ایران آمده بودند، اما پس از رسیدن، هنوز نمی‌دانستند فردایشان چگونه خواهد بود. او می‌گوید: «ما فکر می‌کردیم وقتی از راه عبور کنیم، دیگر همه چیز تمام می‌شود؛ اما تازه آن‌جا فهمیدیم که رسیدن یک چیز است و زندگی کردن چیز دیگر.» چهار فرزند خانواده هنوز خاطرات آن مسیر را به یاد دارند. برای آن‌ها، ایران فقط کشوری نیست که خانواده در آن به دنبال کار و زندگی است؛ ایران با خاطرات شب‌های طولانی، گرسنگی، خستگی، ترس و آغوش مادر گره خورده است. پدر می‌گوید اگر فرصت دیگری برای تصمیم‌گیری داشت، شاید پیش از انتخاب این مسیر بیشتر فکر می‌کرد؛ اما آن روزها فشار زندگی به اندازه‌ای زیاد شده بود که حتی تصمیم گرفتن نیز برایش آسان نبود. او می‌گوید هیچ پدری دوست ندارد فرزندانش چنین سفری را تجربه کنند؛ اما وقتی خانواده‌ای در برابر مشکلات اقتصادی و نبود چشم‌اندازی روشن برای آینده قرار می‌گیرد، گاهی خطرهایی را می‌پذیرد که در شرایط عادی هرگز قبول نمی‌کرد. اکنون این خانواده شش‌نفری در ایران زندگی می‌کند؛ خانواده‌ای که از کابل حرکت کرد، از مسیر نیمروز گذشت، از پاکستان عبور کرد و پس از تحمل روزها ترس، گرسنگی و خستگی، خود را به ایران رساند. اما پشت این سفر، فقط داستان مهاجرت یک خانواده نیست؛ داستان پدری است که برای تأمین زندگی فرزندانش راهی جاده شد، مادری که در تمام مسیر چهار کودک را زیر نگاه و مراقبت خود داشت و چهار فرزندی که بدون آن‌که در انتخاب این سفر نقشی داشته باشند، سختی راهی را تحمل کردند که بزرگ‌ترهای خانواده به امید ساختن آینده‌ای بهتر برای آنان انتخاب کرده بودند. پدر هنوز هم وقتی درباره آن روزها صحبت می‌کند، به چهار فرزندش نگاه می‌کند و می‌گوید: «ما برای خودمان نیامدیم. برای بچه‌ها آمدیم. فقط می‌خواستیم زندگی‌شان از زندگی ما بهتر باشد.» و شاید تلخ‌ترین بخش این داستان همین باشد؛ این‌که راه رسیدن به یک زندگی بهتر، خودش به یکی از سخت‌ترین فصل‌های زندگی این خانواده تبدیل شد. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


1 روز قبل - 75 بازدید

سازمان جهانی صحت در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که از آغاز سال جاری میلادی تا اکنون ۳۲ مورد فلج کودکان یا پولیو در افغانستان شناسایی و ثبت شده است. این سازمان با نشر اعلامیه‌ای گفته است که این هفته، هفت مورد جدید فلج کودکان در ولایت‌های قندهار، هلمند و بغلان شناسایی شده است. سازمان جهانی صحت در این گزارش، آمار مبتلایان به بیماری فلج کودکان در افغانستان و پاکستان را منتشر کرد. بر اساس این گزارش، از آغاز سال ۲۰۲۶ میلادی تا اکنون، در پاکستان چهار مورد مثبت پولیو ثبت شده است. به گفته‌ی سازمان جهانی صحت، مجموع موارد مثبت پولیو در دو کشور از آغاز سال ۲۰۲۶ میلادی تا اکنون به ۳۶ مورد رسیده است. از آغاز سال جاری میلادی تا اکنون، ۷۶ نمونه محیطی مثبت ویروس پولیو در افغانستان و ۱۲۹ نمونه محیطی مثبت در پاکستان شناسایی شده است. نمونه‌های محیطی مثبت نشان‌دهنده گردش ویروس در جامعه هستند، حتی اگر همه افراد آلوده دچار بیماری نشوند. همچنین در سال گذشته میلادی در مجموع ۵۲ مورد مثبت پولیو گزارش شده بود که ۲۱ مورد آن مربوط به افغانستان و ۳۱ مورد مربوط به پاکستان بود. سازمان‌های بین‌المللی گزارش دادند که محدودیت‌ها بر اجرای کارزارهای واکسیناسیون یکی از عوامل مهم افزایش خطر شیوع پولیو در افغانستان است.

ادامه مطلب


1 روز قبل - 133 بازدید

سازمان داکتران بدون مرز (MSF) در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که حدود ۸۰ درصد مرگ‌ومیر ناشی از سرطان سینه و سرطان دهانه رحم در کشورهای کم‌درآمد و با درآمد متوسط رخ می‌دهد. این سازمان اعلام کرد که سرطان در بسیاری از کشورها، به تهدیدی رو‌به‌رشد برای سلامت عمومی تبدیل شده است و زنان به‌گونه نامتناسبی از آن آسیب می‌بینند. در اعلامیه آمده است که برای نخستین‌بار در کنگره‌ی جهانی سرطان که این هفته در هنگ‌ کنگ چین برگزار می‌شود، تجربه‌های خود از برنامه‌های درمان سرطان در کشورهای مالی و مالاوی را ارائه می‌کند. کارشناسان صحت جهانی پیش‌بینی می‌کنند که تا سال ۲۰۵۰ میلادی، شمار موارد ابتلا به سرطان در این کشورها ۱۵۰ درصد افزایش یابد. سازمان داکتران بدون مرز تاکید کرده است، در صورتی که افراد مبتلا به سرطان به خدمات درمانی هماهنگ، مناسب و دارای منابع کافی دسترسی داشته باشند، در محیط‌های شکننده و بحران‌های بشردوستانه نیز می‌توان سرطان را تشخیص داد، از آن پیشگیری کرد و درمان کرد. در ادامه آمده است که در بسیاری از محیط‌ها منابع محدود، هزینه‌های بالا، کمبود دوا، کمبود نیروی متخصص مانع دسترسی بیماران سرطانی به درمان و مراقبت می‌شود. دکتر زراک جان، مشاور دادخواهی دسترسی به خدمات صحی داکتران بدون مرز گفته است که هزینه‌های بلند، کمبود خدمات و نبود امکانات مناسب، مانع دسترسی بسیاری از بیماران مبتلا به سرطان به درمان می‌شود. او تأکید کرده است: «زمان آن رسیده است که کشورها و تأمین‌کنندگان مالی، اراده سیاسی قوی‌تری برای کاهش این شکاف نشان دهند. او گفته است کشورها باید با سرمایه‌گذاری در مراقبت‌های سرطان، زمینه دسترسی مردم در محیط‌های محدود به روش‌های تشخیص و تداوی افراد مبتلا به این بیماری را فراهم کنند.

ادامه مطلب


1 روز قبل - 100 بازدید

اوچا یا دفتر هماهنگ‌کننده کمک‌های بشردوستانه سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که در حال حاضر ۲۱ میلیون و ۹۰۰ هزار شهروند افغانستان به کمک‌های انسان‌دوستانه نیاز دارند. این سازمان امروز (سه‌شنبه، ۳۱ سنبله) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که با وجود گستردگی نیازهای انسان‌دوستانه تا میانه‌ی ماه روان میلادی تنها ۳۱ درصد بودجه‌ی مورد نیاز این نهاد برای رسیدگی به نیازمندان تأمین شده است. این نهاد به خطاب به مجمع عمومی سازمان ملل متحد، گفته است که برای تداوم کمک‌های انسان‌دوستانه به افغانستان و جلوگیری از وخیم‌شدن وضعیت، تأمین به‌موقع بودجه بشردوستانه ضروری است. افغانستان در حال حاضر یکی از شدیدترین بحران‌های بشری در جهان را تجربه می‌کند؛ طوری که نزدیک به نیمی از جمعیت آن با ناامنی شدید غذایی روبرو هستند. این در حالی است که مطابق گزارش‌های ارایه شده از سوی نهادهای بین‌المللی و سازمان ملل متحد، افغانستان با یکی از گسترده‌ترین بحران‌های بشردوستانه در جهان مواجه است. بی‌کاری گسترده، محدویت‌ها علیه زنان، انزوای کشور و بازگشت اجباری هزاران خانواده مهاجر به کشور، سبب تشدید بحران کنونی بشردوستانه شده است.

ادامه مطلب


2 روز قبل - 79 بازدید

برنامه جهانی غذا (WFP) برای افغانستان در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که هیچ کشوری نمی‌تواند پیشرفت کند اگر مردمش گرسنه باشند. این برنامه امروز (سه‌شنبه، ۲۲ سنبله) با نشر اعلامیه‌ای در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که گرسنگی سلامت، آموزش، معیشت و رشد اقتصادی را تضعیف می‌کند. برنامه جهانی غذا در ادامه تاکید کرده است که دسترسی مردم به غذای کافی برای ایجاد جامعه‌ای باثبات و مرفه ضروری است. این نهاد با اشاره به اهمیت کمک‌های غذایی و بشردوستانه افزوده است که باید اطمینان حاصل شود همه افراد، به‌ویژه خانواده‌های نیازمند، به مواد غذایی مورد نیازشان دسترسی دارند. این در حالی است که در افغانستان، گرسنگی به شکل شدیدی روی زندگی شهروندان تاثیر گذاشته است. برنامه‌ جهانی غذا با نشر آمارهای مدعی شده است که بیش از ۱۷ میلیون جمعیت این کشور با ناامنی شدید غذایی روبرو هستند. همچنین اکنون نزدیک به پنج میلیون کودک و زن در افغانستان نیز، در اثر گرسنگی به سوءتغذیه‌ی شدید مبتلا هستند.

ادامه مطلب