برچسب: رسانه گوهرشاد

2 ساعت قبل - 63 بازدید

مراسم یادبود از ۲۵ سپتامبر به مناسبت سالروز نسل‌کشی هزاره‌ها توسط عبدالرحمان‌خان، پادشاه سابق افغانستان، با حضور شماری از نمایندگان پارلمان و مقام‌های ایالت کاتالونیا اسپانیا، برگزار شد. این مراسم از سوی نمایندگان و فعالان جامعه‌ی هزاره در مرکز فرهنگی «آلباردا» در کاتالونیا برگزار شد. سارا ژاوریتا گوئنر، نائت‌رییس گروه پارلمانی «سوسیالست‌ها و متحدان برای پیشرفت» گفت که حزب سوسیالیست موضوع به‌رسمیت‌شناختن نسل‌کشی هزاره‌ها را از طریق نمایندگان در پارلمان کاتالونیا، پارلمان اتحادیه اروپا و «کنگره مادرید» پی‌گیری خواهد کرد. نمایندگان جامعه‌ی هزاره از اسپانیا و شماری از کشورهای اروپایی با راکل سانس گوئرا، نایب اول پارلمان کاتالونیا و جولی فرناندس اولیوارس، نماینده‌ی گروه چپ جمهوری‌خواه کاتالونیا به‌صورت جداگانه دیدار و در مورد «وضعیت تاریخی و کنونی جامعه‌ی هزاره، تبعیض قومی و مذهبی، وضعیت زنان و دختران، حملات علیه غیرنظامیان، آموزش، مصادره زمین و جابه‌جایی اجباری هزاره‌ها» گفتگو کردند. آنان خواسته‌اند که وضعیت هزاره‌ها در افغانستان باید در چارچوب یک روند تاریخی طولانی از خشونت، تبعیض و محرومیت بررسی شود، نسل‌کشی هزاره‌ها به‌رسمیت شناخته شود و اقداماتی برای جلوگیری از حملات علیه هزاره‌ها توسط جامعه‌ی جهانی، روی دست گرفته شود. نائب اول پارلمان کاتالونیا از وضعیت حقوق‌ بشر و هزاره‌ها در افغانستان ابراز نگرانی کرده و گفته است که مطالبات اعضای جامعه‌ی هزاره را در چارچوب صلاحیت‌های پارلمان، بررسی و پی‌گیری می‌کند. او درباره‌ی تلاش برای مطرح‌شدن مسأله‌ی هزاره‌ها در سطح اروپا و پرداختن به موضوع نسل‌کشی هزاره‌ها در این سطح، صحبت کرده و گفته است که جزئیات این اقدامات در روند پی‌گیری‌های بعدی مشخص خواهد شد. فعالان هزاره همه‌ساله از روز ۲۵ سپتامبر به‌عنوان سالروز نسل‌کشی هزاره‌ها توسط عبدالرحمان، پادشاه سابق افغانستان یادبود می‌کنند.

ادامه مطلب


4 ساعت قبل - 87 بازدید

کیف معلمی‌اش هنوز در گوشه اتاق است؛ همان کیفی که سال‌ها، هر صبح آن را برمی‌داشت، چند کتاب و دفتر درونش می‌گذاشت و راهی مکتب می‌شد. حالا مدت‌هاست که کیف باز نشده است. گاهی گرد و خاک روی آن می‌نشیند و او هنگام پاک کردن خانه، دستی هم روی کیف می‌کشد؛ شاید برای چند لحظه خاطرات روزهایی را به یاد بیاورد که صدای زنگ مکتب، رفت‌وآمد شاگردان و پرسش‌های دختران، بخشی از زندگی روزانه‌اش بود. او سال‌ها در یکی از مکاتب هرات به عنوان معلم کار می‌کرد. صبح زود از خواب بیدار می‌شد و پیش از آن‌که دیگر اعضای خانواده روز خود را آغاز کنند، لباسش را آماده می‌کرد، درس‌هایش را مرور می‌کرد و برای شاگردانش برنامه می‌ساخت. در طول سال‌های تدریس، با دختران زیادی کار کرده بود؛ دخترانی که برخی با علاقه فراوان به مکتب می‌آمدند و آرزو داشتند در آینده داکتر، مهندس، معلم یا کارمند شوند. او می‌گوید برای بسیاری از شاگردانش، مکتب تنها جایی برای خواندن کتاب نبود. دختران در آنجا دوستان خود را می‌دیدند، درباره آینده‌شان صحبت می‌کردند و برای رسیدن به آرزوهایشان تلاش می‌کردند. خودش نیز از دیدن پیشرفت آنان خوشحال می‌شد و موفقیت هر شاگرد را نوعی موفقیت برای خود می‌دانست. اما با وضع محدودیت بر آموزش دختران بالاتر از صنف ششم، زندگی کاری او یک‌باره تغییر کرد. صنف‌هایی که سال‌ها در آنها تدریس کرده بود، دیگر مانند گذشته فعال نبودند و او نیز کارش را از دست داد. در روزهای نخست، باور داشت این وضعیت موقتی است و شاید پس از مدتی دوباره بتواند به مکتب برگردد. به همین دلیل، کتاب‌ها، جزوه‌ها و وسایل آموزشی خود را نگه داشت و امیدوار بود که دوباره به کارش نیاز شود. اما انتظار طولانی شد. با گذشت زمان، بیکاری برای او تنها به معنای ماندن در خانه نبود؛ مشکلات مالی نیز کم‌کم بیشتر شد. پیش از آن، معاش داشت و می‌توانست بخشی از هزینه‌های خانه را پرداخت کند. اگر نیاز به خرید لباس، دوا، مواد غذایی یا هزینه دیگری پیش می‌آمد، مجبور نبود همیشه از شوهرش پول بخواهد. اما اکنون شرایط تغییر کرده است. او می‌گوید زمانی که خودش درآمد داشت، احساس می‌کرد در تأمین هزینه‌های خانواده سهم دارد و دست‌کم بخشی از فشار اقتصادی را از دوش شوهرش برمی‌دارد. اکنون اما با افزایش هزینه‌های زندگی، نداشتن درآمد شخصی برایش به نگرانی جدی تبدیل شده است. هر ماه هزینه‌های خانه بیشتر می‌شود و درآمد خانواده پاسخ‌گوی همه نیازها نیست. در چنین شرایطی، او تلاش کرد راه دیگری برای بازگشت به کار پیدا کند. فرصتی برای تدریس در یکی از مکاتب خصوصی هرات به دست آورد. برای او این فرصت بسیار مهم بود؛ زیرا می‌توانست دوباره وارد صنف شود، با شاگردان کار کند و در کنار آن درآمدی نیز داشته باشد. می‌دانست معاش مکتب خصوصی شاید زیاد نباشد، اما برایش مهم بود که دوباره کار کند و بخشی از هزینه‌های زندگی را خودش تأمین کند. او موضوع را با شوهرش در میان گذاشت، اما با مخالفت او روبه‌رو شد. شوهرش اجازه نداد که او در مکتب خصوصی کار کند. در نهایت، فرصت کاری از دست رفت و او دوباره به خانه برگشت. پذیرفتن این وضعیت برای او آسان نبود. از یک سو، به دلیل محدودیت‌های آموزشی شغل قبلی‌اش را از دست داده بود و از سوی دیگر، زمانی که تلاش کرد راه دیگری برای کار پیدا کند، با مخالفت شوهرش روبه‌رو شد. به همین دلیل احساس می‌کند اختیار چندانی برای تغییر وضعیت زندگی خود ندارد. او می‌گوید روزهایی هست که از صبح تا شب در خانه مشغول کارهای روزمره است، اما در پایان روز احساس می‌کند هیچ کاری برای آینده خودش انجام نداده است. زمانی روزهایش با تدریس و ارتباط با شاگردان پر می‌شد، اما اکنون بیشتر وقتش صرف کارهای خانه و رسیدگی به امور خانواده می‌شود. گاهی دختران فامیل یا همسایه برای کمک در درس‌هایشان نزد او می‌آیند. وقتی کتابی را باز می‌کند و شروع به توضیح دادن یک درس می‌کند، حال‌وهوای سابقش برای چند دقیقه برمی‌گردد. او هنوز شیوه تدریس، توضیح مطالب و تشویق شاگردان را فراموش نکرده است. اما پس از رفتن آنها، دوباره به همان زندگی معمولی و نگرانی‌هایش بازمی‌گردد. یکی از چیزهایی که بیش از همه او را ناراحت می‌کند، این است که احساس می‌کند سال‌ها تجربه و دانشش بدون استفاده مانده است. او برای معلم شدن درس خوانده، تجربه کسب کرده و سال‌ها در صنف کار کرده است، اما اکنون نمی‌تواند از این توانایی‌ها برای تأمین زندگی خود استفاده کند. در خانه، گاهی وسایل مکتبش را مرتب می‌کند. کتاب‌های قدیمی، دفترچه‌های نمرات و برخی یادداشت‌هایی را که مربوط به شاگردان سابقش است، هنوز نگه داشته است. می‌گوید نمی‌تواند این وسایل را دور بیندازد؛ زیرا هرکدام بخشی از سال‌هایی هستند که برایش ارزش زیادی دارند. در میان مشکلات مالی، مسئله کار کردن نیز همچنان یکی از بحث‌های میان او و شوهرش است. او می‌خواهد درآمدی داشته باشد و دوباره احساس استقلال بیشتری کند، اما شوهرش با بیرون رفتن او برای کار موافق نیست. همین موضوع باعث شده است امیدش برای پیدا کردن کار کمتر شود. با این حال، هنوز از معلمی دست نکشیده است. می‌گوید اگر روزی شرایط آموزش دختران تغییر کند و دوباره مکاتب به روی همه دختران باز شود، می‌خواهد به صنف برگردد. حتی تصور کرده است که در نخستین روز بازگشت، همان کیف قدیمی را دوباره برمی‌دارد، کتاب‌هایش را داخل آن می‌گذارد و راهی مکتب می‌شود. اما تا آن روز، زندگی او در هرات میان دیوارهای خانه می‌گذرد؛ میان هزینه‌هایی که هر ماه بیشتر می‌شوند، درآمدی که دیگر ندارد و تصمیم‌هایی که همیشه اختیار آنها در دست خودش نیست. او می‌گوید: «من فقط معاشم را از دست ندادم؛ کاری را از دست دادم که دوستش داشتم. دلم برای صنف و شاگردانم بسیار تنگ شده است.» کیف او هنوز در گوشه اتاق مانده است. کتاب‌هایش نیز هنوز همان‌جا هستند. تنها چیزی که دیگر وجود ندارد، صدای زنگ مکتب است؛ صدایی که زمانی آغاز روز کاری او بود و اکنون برایش به خاطره‌ای از گذشته تبدیل شده است. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


8 ساعت قبل - 76 بازدید

«شبکه دیاسپورای هزاره» خواستار توجه جامعه جهانی به وضعیت هزاره‌ها در افغانستان و اقدام مؤثر برای حفاظت از حقوق، امنیت و کرامت آن‌ها شده است. این شبکه در نامه‌ای به‌مناسبت ۲۵ سپتامبر، «سال‌روز نسل‌کشی هزاره‌ها در افغانستان» از دولت‌ها، سازمان ملل، نهادهای حقوق بشری و سازمان‌های مدنی خواستار توجه به وضعیت هزاره‌ها در افغانستان شده است. در ادامه آمده است که هزاره‌ها در اواخر قرن نوزدهم با کشتارهای گسترده، سلب مالکیت، بردگی و جابه‌جایی اجباری مواجه شدند. بر اساس شواهد و اسناد تاریخی موجود، وقایع سال‌های ۱۸۹۱ تا ۱۸۹۳ را نسل‌کشی تاریخی هزاره‌ها به رسمیت می‌شناسد. در ادامه آمده است که به رسمیت شناختن نسل‌کشی هزاره‌ها در افغانستان، بخشی از تلاش برای شناخت ریشه‌های تاریخی تبعیض و آسیب‌پذیری هزاره‌ها و گامی در جهت جلوگیری از تکرار چنین فجایعی است. شبکه دیاسپورای هزاره تاکید کرد که با گذشت بیش از ۱۳۴ سال از آن وقایع، هزاره‌ها همچنان با تبعیض، تهدیدهای امنیتی، محدودیت‌های مذهبی و اجتماعی، دشواری دسترسی به عدالت، سلب مالکیت و اخراج و جابه‌جایی اجباری مواجه‌اند. در ادامه آمده است که تداوم برخی از این الگوها، نه‌تنها یادآور اتفاقات ناگوار تاریخی می‌باشد، بلکه نیازمند توجه جدی و اقدام مسوولانه جامعه جهانی نیز است. این شبکه تصریح کرد که هزاره‌ها در افغانستان با محدودیت‌ها و آسیب‌های جدی «امنیت جانی، مالکیت و مسکن، دسترسی به عدالت، آموزش، آزادی مذهب و عقیده، آزادی بیان و مشارکت برابر در زندگی اجتماعی و فرهنگی، اخراج و جابه‌جایی اجباری» مواجه هستند. آن‌ها خواستار مستندسازی و بررسی مستقل نقض‌های جاری حقوق بشری علیه هزاره‌ها، حمایت از قربانیان و خانواده‌های آنان، حفظ شواهد برای پاسخگویی آینده و استفاده از ابزارهای دیپلماتیک و حقوق بشری برای اعمال فشار بر طالبان شده‌اند. شبکه دیاسپورای هزاره از سازمان ملل متحد، نهادهای بین‌المللی حقوق بشر و دولت‌ها خواسته‌اند موارد کشتار هدفمند هزاره‌ها، آزار و اذیت بر اساس قومیت را به‌صورت مستقل و مستمر مستند و بررسی کنند. اعضای «شبکه دیاسپورای هزاره» بر حمایت از قربانیان، خانواده‌ها و جامعه مدنی هزاره در افغانستان تاکید کرده و گفته جامعه جهانی نباید در برابر وضعیت هزاره‌ها سکوت کند.

ادامه مطلب


8 ساعت قبل - 124 بازدید

منابع محلی از ولایت ننگرهار می‌گویند که یک مرد در ولسوالی «دره‌نور» این ولایت، دختر ۱۲ ساله‌اش را در بدل پول و قرضداری‌اش به عقد یک مرد ۷۰ ساله درآورده است. رسانه‌های محلی گزارش داده‌اند که این دختر باشنده «دره شیمول» و مرد ۷۰ ساله باشنده روستای «اتران» ولسوالی دره‌نور ولایت ننگرهار است. در ادامه آمده است که این کودک دختر در بدل ۳۵۰ هزار افغانی به عقد پیرمرد درآمده است. منبع تاکید کرد که این دختر نوجوان حدود یک هفته پیش به عقد این مرد ۷۰ ساله درآمده است. تاکنون مسوولان محلی در ولایت ننگرهار در این مورد چیزی نگفته‌اند. قابل ذکر است که طی پنج سال گذشته پدیده کودک‌همسری در کشور به‌صورت بی‌پیشینه‌ای افزایش یافته است. این رویدادها در حالی رخ می‌دهد که ازدواج‌های زیر سن در افغانستان افزایش یافته و کودکان، به‌ویژه دختران، در معرض ازدواج‌های اجباری قرار دارند. سازمان‌های بین‌المللی نیز گزارش داده‌اند که فقر و مشکلات اقتصادی نیز از عوامل اصلی این وضعیت عنوان شده است. همچنین سازمان‌های بین‌المللی تاکید کردند که برخی خانواده‌ها برای تامین نیازهای مالی، دختران خود را در بدل پول به ازدواج می‌دهند یا به فروش می‌رسانند.

ادامه مطلب


8 ساعت قبل - 91 بازدید

پژوهشی درباره تلاش و انگیزه یادگیری زنان و دختران افغانستان در نبود مسیرهای آموزشی، از سوی چندین نویسنده به شمول حسینه جلال جایزه‌ی «کارولین بی‌دکستر» برای بهترین مقاله بین‌المللی در ۲۰۲۶ میلادی را از آکادمی مدیریت دریافت کرد. این پژوهش با عنوان «وقتی همه امیدها از میان می‌رود: حفظ انگیزه‌ی یادگیری در نبود مسیرهای آموزشی»، به بررسی چگونگی حفظ انگیزه یادگیری در شرایطی می‌پردازد که مسیرهای رسمی آموزش در دسترس نیستند. حسینه جلال با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که این مقاله از سوی دیوید ناورات از دانشگاه فنی مونیخ، فروزان دانش از دانشگاه تورنتو و حسینه جلال از دانشگاه پیتسبورگ تهیه شده و در بخش آموزش و توسعه مدیریت آکادمی مدیریت نامزد شده بود. حسینه جلال، یکی از پژوهش‌گران این مقاله تاکید کرد که دریافت این جایزه برایش فراتر از یک افتخار علمی است. او تاکید کرد در شرایطی که دختران و زنان در افغانستان با محدودیت در دسترسی به آموزش روبرو هستند، به‌رسمیت‌شناخته‌شدن پژوهشی درباره تلاش و پایداری آنان در سطح بین‌المللی اهمیت ویژه‌ای دارد. خانم جلال، ابراز امیدواری کرده که این مقاله، صدای زنان و دختران افغانستانی را بلندتر کرده و نشان دهد که محرومیت از آموزش، آرزو و توانایی یادگیری آنان را از میان نمی‌برد. این پژوهشگر، این افتخار را به زنان و دختران در افغانستان، به‌ویژه کسانی که تجربه‌ها و روایت‌های‌شان بخشی از این پژوهش بوده است، تقدیم کرده است.

ادامه مطلب


14 ساعت قبل - 58 بازدید

شماری از فعالان مدنی، نشستی در حمایت از زنان و دختران افغانستان، در شهر لودویگسهافن آلمان برگزار کرده و شرکت‌کنندگان درباره‌ی محرومیت زنان از حقوق اساسی، سرکوب و محدودیت‌های اعمال‌شده بر آنان گفتگو کردند. شرکت‌کنندگان در این نشست، از زنان در آلمان و دیگر کشورهای جهان خواستند در کنار زنان افغانستان بایستند و از دولت‌های خود بخواهند در برابر محدودیت‌های علیه زنان و دختران، موضع جدی و مسوولانه اتخاذ کنند. در این نشست تاکید شده است که زنان و دختران در افغانستان در پنج سال گذشته با محدودیت‌های گسترده در زمینه‌ی حقوق و آزادی‌های اساسی خود روبرو بوده‌اند. در این نشست، بخش‌هایی از وضعیت زندگی زنان و دختران در افغانستان از طریق نمایش عکس و مستند به تصویر کشیده شد و درباره پیامدهای محدودیت‌های گسترده بر حقوق و آزادی‌های آنان بحث شده است. طی پنج سال گذشته، محدودیت‌های گسترده‌ بر آموزش، اشتغال، رفت‌وآمد و حضور اجتماعی زنان و دختران وضع شده است. قابل ذکر است که در این مدت، دختران از آموزش بالاتر از صنف ششم و زنان از تحصیل در دانشگاه‌ها محروم شده‌اند و محدودیت‌های دیگری نیز بر حضور زنان در عرصه‌های اجتماعی و کاری اعمال شده است.

ادامه مطلب


1 روز قبل - 74 بازدید

در تاریخ ادبیات معاصر، نویسندگانی هستند که برای ساختن جهان‌های خیالی به سراغ ادبیات می‌روند و نویسندگانی نیز وجود دارند که جهان واقعی را آن‌چنان دقیق، بی‌پرده و عمیق روایت می‌کنند که زندگی روزمره، خود به ادبیات تبدیل می‌شود. آنی ارنو، نویسنده فرانسوی و یکی از برجسته‌ترین چهره‌های ادبیات معاصر، از گروه دوم است؛ نویسنده‌ای که خاطرات شخصی، زندگی خانوادگی، تجربه زن بودن، طبقه اجتماعی، شرم، عشق، بدن، بیماری، پیری، مرگ و دگرگونی‌های اجتماعی را به موضوع ادبیات تبدیل کرد. او در سال ۱۹۴۰ در شهر لیلبون فرانسه به دنیا آمد و در شهر کوچک یوتو در نرماندی بزرگ شد؛ جایی که خانواده‌اش یک فروشگاه مواد غذایی و کافه داشتند. خانواده او از طبقه کارگر آمده بودند و به‌تدریج شرایط اقتصادی بهتری پیدا کردند، اما خاطره فقر، کار و دشواری‌های گذشته همچنان در زندگی خانوادگی آنان حضور داشت. همین فاصله میان طبقه اجتماعی زادگاهش و دنیای فرهنگی‌ای که بعدها وارد آن شد، یکی از مهم‌ترین سرچشمه‌های ادبیات او شد. کودکی ارنو با کتاب و خواندن پیوندی عمیق داشت. او بعدها در سخنرانی نوبل از مادرش یاد کرد؛ زنی که در فاصله میان کار در مغازه، رمان می‌خواند و دخترش را نیز به خواندن تشویق می‌کرد. برای ارنو، کتاب فقط وسیله‌ای برای سرگرمی نبود؛ ادبیات به‌تدریج به راهی برای فهم جهان و جایگاه خودش در آن تبدیل شد. او از همان سال‌های جوانی دریافت که نوشتن می‌تواند وسیله‌ای برای شناخت انسان، خانواده و جامعه باشد و بعدها تمام زندگی ادبی خود را بر همین اساس بنا کرد. آنی ارنو در جوانی به تحصیل ادبیات پرداخت. او در سخنرانی نوبل از دوره‌ای سخن گفته است که در بیست‌ودوسالگی در دانشکده‌ای خارج از پاریس ادبیات می‌خواند و خود را در میان فرزندان طبقه مرفه می‌دید. او در همین دوره بیش از پیش متوجه فاصله طبقاتی و فرهنگی میان خود و بسیاری از اطرافیانش شد. تحصیل ادبیات برای او تنها کسب دانش دانشگاهی نبود؛ راهی بود برای ورود به جهانی که پیش از آن احساس می‌کرد به طبقه اجتماعی او تعلق ندارد. بعدها به تدریس پرداخت و تجربه کار با دانش‌آموزان نیز در شکل‌گیری نگاه اجتماعی او بی‌تأثیر نبود. در این مسیر، ادبیات برای او از یک علاقه شخصی به یک ضرورت تبدیل شد؛ ضرورتی برای ثبت تجربه‌هایی که ممکن بود در سکوت گم شوند. نخستین کتاب ارنو در سال ۱۹۷۴ با عنوان «کمدهای خالی» منتشر شد. این اثر از جهان کودکی و جوانی نویسنده و محیط اجتماعی‌ای که در آن رشد کرده بود تأثیر گرفته بود. ارنو در آثار نخستین خود هنوز از برخی شیوه‌های داستان‌پردازی استفاده می‌کرد، اما به‌تدریج از داستان تخیلی فاصله گرفت و به سوی نوعی نوشتار شخصی، خاطره‌محور و اجتماعی حرکت کرد. این تغییر یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های مسیر ادبی اوست. ارنو به جای آنکه زندگی خود را صرفاً در قالب داستانی درباره شخصیتی خیالی روایت کند، تلاش کرد تجربه زیسته را با کمترین فاصله ممکن به زبان بیاورد. به همین دلیل، آثارش در مرز میان خاطره، خودزندگی‌نامه، جامعه‌شناسی و ادبیات قرار می‌گیرند. او برای توضیح شیوه کار خود گاهی از تعبیر «قوم‌شناسِ خویشتن» استفاده کرده است؛ یعنی کسی که زندگی شخصی خود را همچون موضوعی برای مشاهده و شناخت اجتماعی بررسی می‌کند. یکی از نقاط عطف مهم در کارنامه ارنو کتاب «جای یک مرد» است که در سال ۱۹۸۳ منتشر شد. این کتاب درباره پدر اوست، اما در واقع بسیار فراتر از یک خاطره خانوادگی می‌رود. ارنو در این اثر زندگی پدرش را با زبانی ساده، دقیق و کنترل‌شده روایت می‌کند؛ مردی که از طبقه کارگر برخاسته و زندگی‌اش با کار، سختی و تلاش برای بهتر شدن شرایط خانواده گره خورده است. نویسنده در روایت پدر، در حقیقت بخشی از تاریخ اجتماعی فرانسه و تجربه یک طبقه اجتماعی را نیز ثبت می‌کند. اهمیت کتاب در این است که ارنو نه پدر را قهرمان می‌کند و نه او را محکوم؛ بلکه تلاش می‌کند او را همان‌گونه که بوده، در محیط اجتماعی و زبانی خودش نشان دهد. همین نگاه بعدها به یکی از مشخصه‌های مهم سبک او تبدیل شد. پس از پدر، مادر نیز به یکی از مهم‌ترین شخصیت‌های ادبی آثار ارنو تبدیل شد. در کتاب «یک زن»، نویسنده زندگی مادرش را روایت می‌کند؛ زنی که از طبقه‌ای اجتماعی برخاسته بود و زندگی‌اش میان کار، خانواده، محدودیت‌های اجتماعی و تلاش برای پیشرفت سپری شده بود. اما این کتاب تنها درباره مادر ارنو نیست. مادر در این اثر نماینده نسلی از زنان است که در دوره‌ای خاص از تاریخ اجتماعی فرانسه زندگی کردند؛ زنانی که نقششان در خانواده و جامعه تعریف شده بود و امکان انتخاب‌هایشان با محدودیت‌های اجتماعی و اقتصادی همراه بود. ارنو با فاصله‌ای خاص و بدون احساساتی‌نویسی افراطی، رابطه میان دختر و مادر را بررسی می‌کند و همین شیوه سبب می‌شود تجربه‌ای بسیار شخصی به تجربه‌ای قابل درک برای بسیاری از خوانندگان تبدیل شود. یکی از مهم‌ترین جنبه‌های ادبیات آنی ارنو، پرداختن به تجربه‌هایی است که در بسیاری از جوامع درباره آنها سکوت شده است. او درباره بدن زن، عشق، روابط عاطفی، بارداری، سقط جنین، شرم، میل و خاطرات شخصی نوشته است. یکی از آثار مهم او در این زمینه «رویداد» یا «حادثه» است که به تجربه سقط جنین غیرقانونی او در جوانی می‌پردازد. ارنو در این کتاب، تجربه شخصی خود را در زمینه اجتماعی و تاریخی زمانه‌اش قرار می‌دهد؛ زمانی که سقط جنین در فرانسه جرم بود. اهمیت ادبی این اثر فقط در موضوع آن نیست، بلکه در شیوه روایت آن است. ارنو تلاش می‌کند تجربه‌ای دردناک و شخصی را به شکلی دقیق و بدون پنهان‌کاری ثبت کند. در نتیجه، خاطره فردی او به سندی درباره وضعیت زنان و محدودیت‌های اجتماعی یک دوره تاریخی تبدیل می‌شود. در کتاب «شرم»، ارنو به خاطره‌ای از کودکی بازمی‌گردد و از طریق آن مفهوم شرم را بررسی می‌کند. اما شرم در آثار او تنها یک احساس شخصی نیست؛ این احساس با خانواده، طبقه اجتماعی، زبان، فقر و نگاه دیگران پیوند دارد. یکی از ویژگی‌های مهم نوشته‌های ارنو همین است که احساسات فردی را در خلأ بررسی نمی‌کند. او می‌پرسد چرا انسان از طبقه، خانواده، لهجه، فقر یا گذشته خود شرمگین می‌شود و جامعه چگونه نگاه کردن به خود را به انسان آموزش می‌دهد. به همین دلیل، آثار او را نمی‌توان صرفاً خاطرات شخصی دانست؛ در پس هر خاطره، یک پرسش اجتماعی و فرهنگی وجود دارد. از میان آثار ارنو، «سال‌ها» جایگاه ویژه‌ای دارد. این کتاب که در سال ۲۰۰۸ منتشر شد، از کودکی تا سال‌های بزرگسالی نویسنده را در کنار تغییرات جامعه فرانسه دنبال می‌کند. اما ارنو در این اثر فقط نمی‌گوید «من چه زندگی کردم»؛ او تلاش می‌کند نشان دهد که چگونه یک نسل زندگی کرده است و چگونه جنگ، مصرف‌گرایی، تغییرات اجتماعی، تحولات فرهنگی، روابط خانوادگی و دگرگونی‌های مربوط به زنان، زندگی افراد را تغییر داده‌اند. به همین دلیل، «سال‌ها» گاهی نوعی خودزندگی‌نامه جمعی دانسته می‌شود؛ اثری که در آن مرز میان «من» و «ما» کم‌رنگ می‌شود. در روایت ارنو، زندگی یک زن می‌تواند آینه‌ای از تغییرات چند دهه یک جامعه باشد. شاید یکی از مهم‌ترین دلایل اهمیت ارنو، زبان او باشد. او برخلاف بسیاری از نویسندگان که برای بیان خاطرات به زبان شاعرانه و آرایه‌های فراوان پناه می‌برند، اغلب زبانی ساده، دقیق، سرد و کنترل‌شده را انتخاب می‌کند. نوبل نیز نوشته‌های او را دارای زبانی ساده و عاری از پیرایه‌های اضافی توصیف کرده است. ارنو از مفهوم «نوشتار صاف» برای توضیح شیوه نوشتن خود استفاده کرده است؛ نوعی نوشتن که می‌خواهد تا حد امکان از زیبا‌سازی افراطی خاطرات فاصله بگیرد. در «جای یک مرد»، این شیوه به او کمک می‌کند زبان و جهان پدرش را با احترام و بدون تحریف ثبت کند. در نوشته‌های او، جمله‌ها گاهی بسیار ساده‌اند، اما پشت همین سادگی، تجربه‌ای سنگین قرار دارد. او تلاش نمی‌کند خواننده را با احساسات اغراق‌آمیز تحت تأثیر قرار دهد؛ بلکه واقعیت را مقابل چشم خواننده می‌گذارد و اجازه می‌دهد خود خواننده با آن روبه‌رو شود. همین ویژگی باعث شده است که آثارش با وجود شخصی بودن، برای مخاطبان بسیاری در کشورهای مختلف قابل لمس باشد. آنی ارنو را نمی‌توان به‌سادگی در یک قالب ادبی محدود کرد. آثار او میان رمان، خودزندگی‌نامه، خاطره‌نویسی، جامعه‌شناسی و تاریخ اجتماعی حرکت می‌کنند. او از خاطره شخصی آغاز می‌کند، اما در آن متوقف نمی‌شود. یک عکس، یک بو، یک جمله، یک رابطه، یک مرگ یا یک حادثه می‌تواند در نوشته او به دریچه‌ای برای ورود به تاریخ تبدیل شود. او تحت تأثیر نویسندگان بزرگی مانند فلوبر و ویرجینیا وولف قرار داشته و در عین حال اندیشه‌های جامعه‌شناس فرانسوی پیر بوردیو نیز بر نگاه اجتماعی او تأثیر گذاشته است. ترکیب خاطره و نگاه اجتماعی یکی از ویژگی‌های مهم ادبیات اوست. آنی ارنو از مهم‌ترین نویسندگان زن معاصر در بررسی تجربه زنان است. در آثار او، زن فقط یک شخصیت ادبی نیست؛ زن انسانی است که بدن، خاطره، میل، ترس، انتخاب، محدودیت و تاریخ دارد. او درباره تجربه‌هایی نوشته که زمانی کمتر در ادبیات رسمی حضور داشتند. تجربه سقط جنین، روابط عاطفی، رابطه مادر و دختر، تغییر بدن، فشارهای اجتماعی، ازدواج، نقش‌های خانوادگی و نگاه جامعه به زن در بخش‌های مختلف آثار او دیده می‌شود. با این حال، اهمیت فمینیستی آثار ارنو تنها در بیان مشکلات زنان خلاصه نمی‌شود. او نشان می‌دهد که چگونه جنسیت با طبقه اجتماعی، زبان و شرایط اقتصادی پیوند می‌خورد. به همین دلیل، زن در آثار او موجودی جدا از جامعه نیست؛ بلکه در شبکه‌ای از روابط اجتماعی و تاریخی زندگی می‌کند. آثار آنی ارنو از همان ابتدا با بحث‌های ادبی همراه بوده‌اند. برخی منتقدان، نوشته‌های او را به دلیل صراحت، دقت و فاصله گرفتن از داستان‌پردازی سنتی تحسین کرده‌اند و برخی دیگر درباره مرز میان خاطره و ادبیات، حقیقت و بازسازی ادبی و میزان شخصی بودن آثار او بحث کرده‌اند. یکی از پرسش‌های مهم درباره آثار ارنو این است که وقتی نویسنده زندگی خود را می‌نویسد، آیا هنوز با ادبیات داستانی روبه‌رو هستیم یا با نوعی سند شخصی و اجتماعی؟ ارنو خود این مرز را عمداً مبهم می‌کند. او به جای آنکه زندگی را به داستانی خیالی تبدیل کند، تلاش می‌کند آن را تا حد امکان دقیق بازسازی کند. از همین رو، آثارش برای خواننده هم ادبیات‌اند و هم نوعی مشاهده اجتماعی. از آثار شناخته‌شده آنی ارنو می‌توان به «کمدهای خالی»، نخستین اثر منتشرشده او در سال ۱۹۷۴، «جای یک مرد»، «یک زن»، «شرم»، «رویداد» یا «حادثه»، «بیرون»، «زندگی بیرونی»، «سال‌ها» و «دختر دیگر» اشاره کرد. هر یک از این آثار بخشی از تجربه فردی و اجتماعی نویسنده را آشکار می‌کنند و در مجموع تصویری گسترده از زندگی، خانواده، زنان، طبقه اجتماعی و حافظه ارائه می‌دهند. در سال ۲۰۲۲، آکادمی سوئد جایزه نوبل ادبیات را به آنی ارنو اهدا کرد. دلیل رسمی اعطای جایزه، شجاعت و دقت او در آشکار کردن ریشه‌ها، فاصله‌ها و محدودیت‌های جمعی حافظه شخصی عنوان شد. این انتخاب اهمیت ویژه‌ای داشت؛ زیرا ارنو نشان داده بود که ادبیات لزوماً برای بزرگ بودن به داستان‌های عظیم و شخصیت‌های تاریخی نیاز ندارد. یک زن معمولی، یک خانواده معمولی، یک خاطره شخصی یا حتی یک تجربه دردناک می‌تواند موضوع ادبیاتی جهانی شود، اگر نویسنده بتواند در پس آن تجربه، حقیقتی انسانی و اجتماعی را کشف کند. اهمیت آنی ارنو تنها در تعداد کتاب‌ها یا جوایزی که دریافت کرده خلاصه نمی‌شود. اهمیت او در تغییری است که در نگاه به «زندگی شخصی» در ادبیات ایجاد کرده است. او نشان داد که خاطره شخصی می‌تواند حافظه یک نسل باشد؛ داستان یک مادر می‌تواند بخشی از تاریخ زنان باشد؛ زندگی یک پدر می‌تواند روایت یک طبقه اجتماعی باشد و تجربه یک زن می‌تواند پرسشی درباره ساختارهای اجتماعی ایجاد کند. در آثار او، ادبیات به جای آنکه از زندگی فاصله بگیرد، به درون آن بازمی‌گردد. او از چیزهایی نوشته که شاید در نگاه نخست کوچک و روزمره به نظر برسند، اما در حقیقت بخش مهمی از تجربه انسانی‌اند: یک خانه، یک مادر، یک پدر، یک رابطه، یک بدن، یک ترس، یک شرم و یک خاطره. شاید راز ماندگاری ادبیات آنی ارنو همین باشد؛ او تلاش نکرد زندگی خود را بزرگ‌تر از آنچه بود نشان دهد. برعکس، به جزئیات ساده و گاه دردناک زندگی نگاه کرد و نشان داد که در همین جزئیات، تاریخ انسان پنهان است. آنی ارنو از زندگی خود نوشت، اما فقط درباره خودش ننوشت. از یک زن نوشت تا زنان بسیاری دیده شوند؛ از یک خانواده نوشت تا خانواده‌های دیگر خود را در آن پیدا کنند؛ از طبقه اجتماعی خود نوشت تا فاصله‌هایی را که معمولاً پنهان می‌مانند آشکار کند؛ و از خاطراتش نوشت تا نشان دهد حافظه فردی، گاهی حافظه یک جامعه است. به همین دلیل، آنی ارنو را می‌توان نویسنده حافظه، زن، طبقه و حقیقت زندگی روزمره دانست؛ نویسنده‌ای که با زبانی ساده و بی‌پیرایه، از تجربه‌های شخصی پلی به سوی ادبیات جهانی ساخت. او به ما یادآوری می‌کند که گاهی بزرگ‌ترین موضوع ادبیات، همان چیزی است که انسان سال‌ها تصور می‌کند بیش از حد شخصی، ساده یا حتی شرم‌آور است که درباره‌اش سخن بگوید. ارنو دقیقاً از همان نقطه آغاز می‌کند؛ از جایی که سکوت وجود دارد، و با کلمات، آن سکوت را به خاطره، شناخت و ادبیات تبدیل می‌کند. آنی ارنو؛ نویسنده‌ای که از «من» آغاز کرد، اما در نهایت به «ما» رسید. نویسنده: قدسیه امینی

ادامه مطلب


2 روز قبل - 141 بازدید

دادگاه عالی پیشاور پاکستان در تازه‌ترین مورد حکم اخراج ۱۷ داکتر اهل افغانستان را به‌صورت موقت متوقف و نهادهای مجری قانون را از بازداشت و اخراج آنان منع کرد. روزنامه دان با نشر گزارشی گفته است که هیأت قضایی این دادگاه امروز (پنج‌شنبه، ۲ میزان) از شورای پزشکی و دندان‌پزشکی پاکستان خواست که توضیحات خود را در رابطه به دادخواست این داکتران اهل افغانستان ارائه کند. در گزارش آمده است که این داکتران اهل افغانستان در شفاخانه‌ عمومی پیشاور و شفاخانه و مرکز تحقیقات «نورث وست» دوره‌های تخصصی کارآموزی و تحصیلات تکمیلی خود را می‌گذرانند. پس از آن‌که شورای پزشکی و دندان‌پزشکی پاکستان دستور اخراج تمام دانشجویان اهل افغانستان را که در رشته‌های پزشکی و دندان‌پزشکی مشغول تحصیل هستند، صادر کرد، کار و تحصیلات تکمیلی این داکتران اهل افغانستان نیز متوقف شده بود. آنان با ارائه‌ی دادخواستی به دادگاه عالی پیشاور، خواستار آن شده بودند که حکم شورای پزشکی و دندان‌پزشکی پاکستان و همچنین نامه‌های دو شفاخانه برای توقف کار و آموزش آنان، «غیرقانونی و خودسرانه» اعلام شود. آنان از دادگاه خواسته بودند که مدیریت این دو شفاخانه را ملزم کند که فورا به آنان اجازه بدهند تا به وظایف و برنامه‌های آموزش تخصصی خود بازگردند و صرفا به‌دلیل دستور مورد اعتراض شورای پزشکی و دندان‌پزشکی پاکستان یا معلق بودن درخواست‌های تمدید ویزای‌شان، مانع ادامه‌ی آموزش آنان نشوند. وکیل این داکتران گفته است که آنان با ویزای معتبر تحصیلی و از طریق برنامه‌ی «فلوشیپ کالج پزشکان و جراحان پاکستان» وارد این کشور شده‌اند و برای تمدید ویزای‌شان نیز مراحل قانونی تشریفات اداری را طی کرده‌اند، اما درخواست آنان برای مدت غیرمعقول، بلاتکلیف مانده است. این در حالی است که شورای پزشکی و دندان‌پزشکی پاکستان در اول سپتامبر دستور اخراج تمام دانشجویان اهل افغانستان را صادر و پذیرش دانشجویان جدید را نیز ممنوع کرد. این دستور واکنش‌های گسترده‌ای را در پی داشت و در آن دادگاه‌های عالی لاهور و سند، اجرای این حکم را به تعلیق درآوردند. همچنین دانشجویان و پزشکان اهل افغانستان در ایالت‌های مختلف از جمله پنجاب، خیبرپختونخوا و بلوچستان به دادگاه‌ها مراجعه کردند تا مانع لغو تحصيلات و اخراج خود شوند.

ادامه مطلب


2 روز قبل - 106 بازدید

صندوق امانی ویژه‌ سازمان ملل برای افغانستان در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که به بازگشت‌کنندگان و جوامع میزبان و کسب‌وکارها در قندوز و بغلان کمک‌رسانی کرده است. این نهاد امروز (پنج‌شنبه، ۲ میزان) با نشر اعلامیه‌ای گفته است که از طریق پروژه‌ی پیدار، به بازگشت‌کنندگان و جوامع میزبان در بغلان و قندوز، در بخش ایجاد سرپناه، تقویت معیشت و تقویت انسجام اجتماعی کمک‌رسانی کرده است. صندوق امانی ویژه‌ی سازمان ملل متحد در ادامه تاکید کرده است که بازگشت هزاران مهاجر به بغلان و قندوز، بر منابع محدود این دو ولایت فشار وارد کرده است و برای بازسازی زندگی بازگشت‌کنندگان هم آن‌ها و هم جوامع میزبان به پشتیبانی بیشتری نیاز دارند. همچنین این نهاد افزوده است که از طریق پروژه‌ی پیدار که از سوی کمیساریای عالی سازمان ملل در امور پناهندگان، سازمان بین‌المللی مهاجرت و برنامه توسعه‌ای ملل متحد تطبیق می‌شود، تلاش می‌شود که هیچ نیازمندی از دسترسی به خدمات باز نماند. قابل ذکر است که بازگشت‌کنندگان به افغانستان در شرایطی به این کشور باز می‌گردند که فرصت‌های کاری به شدت محدود است و تغییرات اقلیمی و بحران اقتصادی اغام مجدد آن‌ها را با مشکل روبه‌رو کرده است. براساس گزارش‌ها، بی‌سرپناهی، بی‌کاری و محدودیت دسترسی به خدمات اساسی به شمول خدمات آموزشی و بهداشتی از مهم‌ترین چالش‌های بازگشت‌کنندگان در افغانستان است.

ادامه مطلب


2 روز قبل - 137 بازدید

برنامه‌ جهانی غذا، با نگرانی از گسترش سوءتغذیه در میان کودکان و زنان در افغانستان می‌گوید که در هشتادویکمین مجمع عمومی سازمان ملل متحد بحران افغانستان نباید فراموش شود. این نهاد امروز (پنج‌شنبه، ۲ میزان) با نشر اعلامیه‌ای گفته است که گرسنگی و سوءتغذیه‌ی همچنان خانواده‌ها در افغانستان را تهدید می‌کند. در اعلامیه آمده است که مادران در سراسر افغانستان، کودکان مبتلا به سوءتغذیه‌ی خود را برای دریافت حمایت به مرکزهای درمانی ویژه‌ی سوءتغذیه می‌آورند. بر اساس آمار برنامه‌ جهانی غذا، اکنون نزدیک به چهار میلیون کودک زیر پنج سال در افغانستان به سوءتغذیه‌ی شدید مبتلا هستند که نیازمند دریافت خدمات درمانی می‌باشند. همچنین این نهاد پیشتر گفته بود که نزدیک به یک میلیون زن باردار و مادر شیرده نیز در سراسر افغانستان از سوءتغذیه‌ رنج می‌برند. این در حالی است که در افغانستان، گرسنگی به شکل شدیدی روی زندگی شهروندان تاثیر گذاشته است. برنامه‌ جهانی غذا با نشر آمارهای مدعی شده است که بیش از ۱۷ میلیون جمعیت این کشور با ناامنی شدید غذایی روبرو هستند.

ادامه مطلب