برچسب: رسانه گوهرشاد

1 ساعت قبل - 253 بازدید

تقریباً همه ما این تجربه را داشته‌ایم که پس از دیدن یا شنیدن چند خبر منفی، حال‌وهوایمان به‌طور محسوسی تغییر می‌کند. ممکن است مضطرب، غمگین، بی‌انرژی یا حتی ناامید شویم، در حالی که در زندگی شخصی‌مان اتفاق ناخوشایند خاصی رخ نداده است. جالب اینجاست که اخبار خوب معمولاً چنین اثر ماندگاری ندارند. یک خبر مثبت شاید لحظه‌ای ما را خوشحال کند، اما خیلی زود فراموش می‌شود؛ در حالی که یک خبر بد می‌تواند ساعت‌ها یا حتی روزها در ذهنمان باقی بماند. این تفاوت اتفاقی نیست و ریشه‌های عمیق روان‌شناختی دارد. ذهن انسان از نظر تکاملی به‌گونه‌ای شکل گرفته است که نسبت به تهدیدها حساس‌تر باشد. در گذشته‌های دور، بی‌توجهی به خطر می‌توانست به قیمت جان تمام شود. اجداد ما اگر صدای مشکوکی را نادیده می‌گرفتند یا نشانه‌ای از خطر را جدی نمی‌گرفتند، شانس زنده ماندن کمتری داشتند. به همین دلیل، مغز انسان یاد گرفته است اطلاعات منفی را سریع‌تر، قوی‌تر و ماندگارتر پردازش کند. این ویژگی که در روان‌شناسی «سوگیری منفی» نامیده می‌شود، هنوز هم همراه ماست؛ حتی اگر خطرات امروزی، مانند اخبار ناگوار، مستقیماً جان ما را تهدید نکنند. وقتی با یک خبر بد مواجه می‌شویم، سیستم هشدار مغز فعال می‌شود. بخش‌هایی از مغز که مسئول تشخیص خطر و بقا هستند، مانند آمیگدالا، واکنش نشان می‌دهند. این واکنش می‌تواند باعث ترشح هورمون‌هایی مانند کورتیزول و آدرنالین شود؛ همان هورمون‌هایی که بدن را برای مقابله با تهدید آماده می‌کنند. در نتیجه، ذهن و بدن وارد حالت آماده‌باش می‌شوند. حتی اگر فقط روی مبل نشسته باشیم و خبر را در گوشی خود بخوانیم، مغز تفاوت چندانی میان خطر واقعی و خطرِ ناشی از خبر قائل نمی‌شود. به همین دلیل، اخبار منفی می‌توانند واکنش‌های واقعی جسمی و روانی ایجاد کنند. یکی دیگر از دلایل تأثیر عمیق اخبار منفی، تقویت احساس عدم کنترل است. بیشتر اخبار بد درباره رویدادهایی هستند که خارج از کنترل فردی ما رخ می‌دهند؛ مانند جنگ‌ها، بحران‌های اقتصادی، بیماری‌ها، حوادث طبیعی یا خشونت. مواجهه مداوم با چنین اخباری می‌تواند این پیام پنهان را به ذهن منتقل کند که «دنیا جای ناامنی است و من کاری از دستم برنمی‌آید». این احساس ناتوانی یکی از عوامل مهم شکل‌گیری اضطراب مزمن و حتی افسردگی به شمار می‌رود. ذهن انسان تمایل دارد احساس تسلط بر زندگی داشته باشد، اما اخبار منفی این حس را تضعیف می‌کنند. از سوی دیگر، رسانه‌ها نیز ــ آگاهانه یا ناخواسته ــ به این سوگیری دامن می‌زنند. اخبار منفی معمولاً توجه بیشتری جلب می‌کنند. تیترهای ترسناک، شوک‌آور یا نگران‌کننده بیشتر دیده می‌شوند و ماندگاری بیشتری در ذهن دارند. مغز انسان به‌طور طبیعی به محرک‌هایی با بار هیجانی بالاتر توجه بیشتری نشان می‌دهد و اخبار بد اغلب چنین ویژگی‌ای دارند. در نتیجه، چرخه‌ای شکل می‌گیرد که در آن رسانه‌ها اخبار منفی بیشتری منتشر می‌کنند، زیرا مخاطب بیشتری جذب می‌کند و مخاطبان نیز بیش از پیش در معرض این اخبار قرار می‌گیرند. تأثیر اخبار منفی تنها به لحظه دریافت آن‌ها محدود نمی‌شود، بلکه می‌تواند بر افکار و رفتارهای ما نیز اثر بگذارد. فردی که به‌طور مداوم در معرض اخبار ناگوار قرار دارد، ممکن است نسبت به آینده بدبین‌تر شود، اعتمادش به دیگران کاهش یابد یا احساس ناامنی بیشتری در روابط و تصمیم‌های خود تجربه کند. حتی خواب، تمرکز و کیفیت زندگی روزمره نیز ممکن است تحت تأثیر قرار گیرد. ذهنی که پیوسته با پیام‌های تهدیدآمیز تغذیه می‌شود، به‌سختی می‌تواند آرام بماند. نکته مهم دیگر این است که اخبار منفی اغلب تصویری کامل از واقعیت ارائه نمی‌دهند. تمرکز آن‌ها بیشتر بر بحران‌ها، فجایع و مشکلات است و کمتر به روندهای بهبود، راه‌حل‌ها یا توانمندی‌های انسانی پرداخته می‌شود. این نوع روایت می‌تواند تصویر ذهنی ما از جهان را تیره‌تر از واقعیت نشان دهد. در حالی که همزمان با همه این مشکلات، پیشرفت‌ها، همکاری‌ها و مهربانی‌های فراوانی نیز در جریان است که کمتر دیده می‌شوند. با این حال، ذهن ما به دلیل همان سوگیری منفی، همین تصویر ناقص را به‌عنوان واقعیت کامل می‌پذیرد. با وجود این، تأثیر عمیق اخبار منفی به این معنا نیست که ما محکوم به آسیب دیدن هستیم. آگاهی از این سازوکارها خود گامی مهم به شمار می‌رود. وقتی بدانیم واکنش شدید ما به اخبار بد طبیعی و ریشه‌دار است، کمتر خود را سرزنش می‌کنیم. گام بعدی، مدیریت آگاهانه میزان و شیوه مصرف اخبار است. قرار نیست چشم خود را بر واقعیت ببندیم، اما غرق شدن در اخبار منفی نیز به سلامت روان کمک نمی‌کند. تعیین زمان مشخص برای دنبال کردن اخبار، فاصله گرفتن از منابع بیش از حد هیجانی و انتخاب منابع متعادل‌تر می‌تواند اثرات منفی را کاهش دهد. سخن پایانی در نهایت، ذهن انسان مانند زمینی حاصلخیز است؛ هرچه بیشتر در آن بکاریم، همان بیشتر رشد می‌کند. اگر پیوسته در معرض اخبار نگران‌کننده قرار بگیریم، طبیعی است که اضطراب و ناامیدی نیز افزایش یابد. اما اگر در کنار آگاهی از واقعیت‌ها، به تجربه‌های مثبت، روابط انسانی و لحظه حال نیز توجه کنیم، تعادل بیشتری در روان ما شکل می‌گیرد. اخبار منفی تأثیر عمیقی دارند، زیرا ذهن ما برای بقا چنین طراحی شده است؛ اما می‌توانیم بیاموزیم که اسیر این تأثیر نشویم و آگاهانه از سلامت روان خود مراقبت کنیم. نویسنده: مرضیه بهروزی «روانشناس بالینی»

ادامه مطلب


1 ساعت قبل - 7 بازدید

همزمان با «روز جهانی پیش‌گیری از غرق‌شدگی»، اداره‌ی ملی مبارزه با حوادث اعلام کرده است که در یک سال گذشته ۱۴۸ نفر، از جمله ۱۱ زن، در اثر غرق‌شدن در رودخانه‌ها، بندها و آب‌گیرهای افغانستان جان باخته‌اند. تاج‌محمد همت، معاون سخنگوی اداره‌ی ملی مبارزه با حوادث امروز (شنبه، ۳ اسد) در یک نوار تصویری گفته است که در یک سال گذشته ۱۱ زن در میان قربانیان غرق‌شدگی در دریاها، بندها و آب‌گیرهای کشور بوده‌اند. وی در ادامه تاکید کرد که در همین مدت ۲۳ نفر دیگر نیز در اثر غرق‌شدن زخمی شده‌ و چهار نفر هم‌چنان ناپدید هستند. او از شهروندان خواسته است که از تردد در مسیر رودخانه‌های خروشان خودداری کنند و کودکان را بدون نظارت در نزدیکی آب‌گیرها، رودخانه‌ها و دیگر منابع آبی رها نکنند. همچنین سازمان جهانی بهداشت هشدار داده است که هر سال بیش از ۳۰۰ هزار نفر در سراسر جهان در اثر غرق‌شدن در رودخانه‌ها، دریاچه‌ها، چاه‌ها، ذخیره‌گاه‌های آب و استخرهای شنا جان خود را از دست می‌دهند. این سازمان، غرق‌شدگی را یکی از عامل‌های قابل پیش‌گیری مرگ‌ومیر، به‌ویژه در میان کودکان و نوجوانان، می‌داند. مجمع عمومی سازمان ملل متحد در ۲۰۲۱ میلادی، ۲۵ جولای  را به‌عنوان روز جهانی پیش‌گیری از غرق‌شدگی نام‌گذاری کرد. هدف از این مناسبت، افزایش آگاهی عمومی درباره‌ی خطرهای غرق‌شدگی و تشویق دولت‌ها و نهادهای مسوول به اجرای راهک‌ارهای موثر برای حفاظت از جان شهروندان، به‌ویژه کودکان و زنان، در برابر این خطر قابل پیش‌گیری است.

ادامه مطلب


3 ساعت قبل - 62 بازدید

سازمان «زنان برای افغانستان» در نامه‌ای سرگشاده به دبیرکل سازمان ملل متحد و اعضای شورای امنیت این سازمان، خواستار فراهم‌سازی زمینه برای یک روند سیاسی معتبر، فراگیر و مبتنی بر خواست همه شهروندان افغانستان شده است. این سازمان امروز (شنبه، ۳ اسد) اعلام کرده است که این نامه را با مشورت ۳۰ نهاد و ۴۵۰ زن از داخل افغانستان تهیه کرده است. در نخستین بند این نامه از سازمان ملل متحد خواسته شده است که یوناما سازوکاری منظم و هدفمند برای برقراری تعامل دوام‌دار با گروه‌های متنوع زنان افغانستان، نیروهای دموکراتیک، نمایندگان جامعه مدنی و ذی‌نفعان سیاسی، هم در داخل افغانستان و هم در خارج از کشور، ایجاد کند. در نامه تاکید شده است که چنین تعاملی نباید تنها به مشورت محدود شود، بلکه باید مشارکت معنادار و واقعی زنان افغانستان و دیگر جریان‌های سیاسی و اجتماعی را در شکل‌دهی به روند سیاسی تضمین کند. سازمان «زنان برای افغانستان» در این نامه، بر اجرای توصیه‌های ارزیابی مستقل، تعیین نماینده ویژه سازمان ملل متحد برای افغانستان، ایجاد معیارهای مشخص برای سنجش پیشرفت روند سیاسی، افزایش شفافیت و پاسخ‌گویی یوناما و تضمین مشارکت کامل و برابر زنان در روند سیاسی نیز تاکید کرده است. این سازمان در حالی این نامه را به سازمان ملل فرستاده است که حکومت سرپرست پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. بر بنیاد گزارش‌ها، اگر این ممنوعیت ادامه یابد، تا سال ۲۰۳۰ نزدیک به چهار میلیون دختر ممکن است از آموزش محروم شوند.

ادامه مطلب


7 ساعت قبل - 84 بازدید

ریچارد بنت، گزارشگر ویژه‌ی حقوق بشر سازمان ملل متحد برای افغانستان در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که پناهندگان افغانستان در ایران از جمله آسیب‌پذیرترین گروه‌ها هستند و معمولاً نادیده گرفته می‌شوند. آقای بنت امروز (شنبه، ۳ اسد) در واکنش به دوام احکام اعدام در ایران، اعدام شهروندان افغانستان در این کشور را نیز تأسف‌بار خوانده است. همچنین پیشتر ریچارد بنت و گروهی از کارشناسان مستقل حقوق بشر سازمان ملل متحد با انتشار اعلامیه‌ای ازسرگیری درگیری‌های نظامی میان واشنگتن و تهران و گسترش دامنه آن به مناطق دیگر را محکوم کردند. کارشناسان سازمان ملل هشدار دادند که کنار گذاشتن تعهدات توافق‌شده برای پایان جنگ، «چشم‌انداز صلح را تضعیف می‌کند، به حقوق قربانیان جنگ آسیب می‌رساند و اعتماد متقابل لازم برای پایان پایدار درگیری‌ها» را از بین می‌برد. آنان تاکید کردند که غیرنظامیان نباید هزینه این درگیری‌ها را بپردازند و همه طرف‌ها باید به قوانین بین‌المللی حقوق بشر و حقوق بشردوستانه، به‌ویژه اصول تفکیک میان اهداف نظامی و غیرنظامی، تناسب در حملات و اقدامات احتیاطی برای حفاظت از غیرنظامیان، پایبند باشند. در اعلامیه‌ی کارشناسان سازمان ملل آمده است که حملات و ضدحملات نظامی میان امریکا و ایران در شب‌های ۱۲ و ۱۳ جولای، مرحله تازه‌ای از تشدید بحران را رقم زده و نگرانی‌ها از گسترش بیشتر درگیری‌ها در منطقه را افزایش داده است. کارشناسان از گزارش‌ها درباره آسیب به زیرساخت‌های غیرنظامی در ایران، از جمله بندرها، شبکه‌های انرژی، خطوط مواصلاتی و تأسیسات خدماتی، ابراز نگرانی کرده و هشدار داده‌اند که چنین حملاتی می‌تواند دسترسی مردم به غذا، دارو و خدمات اساسی را مختل کند.

ادامه مطلب


9 ساعت قبل - 72 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که همراه با شریکان خود به سیلاب‌زدگان در شرق افغانستان به شمول کودکان خدمات نجات‌بخش ارائه می‌کند. تاج‌الدین اویواله، نماینده‌ی یونیسف در افغانستان با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که از هماهنگی و همکاری مؤثر برای رسیدگی به نیازهای جوامع محلی خوش‌حال است. یونیسف در ادامه تاکید کرده است که همراه به شریکان خود به ۶۹۰ نیازمند در نورستان بسته‌های کمک اضطراری شامل صابون، بشکه‌های نگه‌داری آب و بسته‌های بهداشتی را توزیع کرده است. این نهاد ملل متحد افزوده است تلاش می‌شود که خانواده‌ها در جریان این وضعیت اضطراری، در امنیت بمانند و با حفظ کرامت انسانی روند بهبود زندگی خود را آغاز کنند. پیش از این، سازمان بین‌المللی مهاجرت و اوچا گفته بود که سیلاب‌زدگان در نورستان به خدمات فوری مانند سرپناه و مواد غذایی نیاز دارند. بر اساس آخرین آمار اداره‌ی مبارزه با حوادث حکومت سرپرست، در سیلاب‌های هفته‌ی گذشته در نورستان، ۲۴ تن جان باخته و ۸۰ تن زخم برداشته‌اند. همچنین مسوولان دولتی از مردم خواسته تا از سکونت یا فعالیت در مناطقی که در معرض خطر سیلاب قرار دارند یا اداره هواشناسی درباره آن‌ها هشدار داده است، خودداری کنند تا از تکرار چنین تلفات و خسارت‌هایی جلوگیری شود.

ادامه مطلب


11 ساعت قبل - 68 بازدید

دید‌بان حقوق افغانستان، از ادامه‌ی ممنوعیت آموزش دختران بالاتر از صنف ششم، انتقاد کرده و گفته است که با وجود نزدیک به پنج سال محرومیت، دختران افغانستان همچنان رویای آموختن را زنده نگه داشته‌اند. این نهاد با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود بر ضرورت دادخواهی و حمایت از حق آموزش دختران و زنان در افغانستان تاکید کرده است. این نهاد افزوده است که دختران افغانستان، با وجود حدود پنج سال محرومیت از آموزش بالاتر از صنف ششم، هم‌چنان از آرزوی ادامه تحصیل دست نکشیده‌اند. دیدبان حقوق افغانستان در پیام خود تاکید کرده است که رویای آموختن در میان دختران افغانستان زنده است و کتاب‌هایی که در انتظار بازگشت آنان به صنف‌های درسی مانده‌اند، نباید به فراموشی سپرده شوند. همچنین دید‌بان حقوق افغانستان افزوده است که احیای حق آموزش دختران بالاتر از صنف ششم، مستلزم تداوم دادخواهی و حمایت گسترده از آنان است. در بخشی از این پیام آمده است: «بگذارید دختران بیاموزند و در کنار دختران افغانستان بایستید.» اکنون ‌هزار و ۷۶۸ روز از بسته‌ماندن مکتب‌های دختران بالاتر از صنف ششم در افغانستان می‌گذرد. حکومت سرپرست پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. بر بنیاد گزارش‌ها، اگر این ممنوعیت ادامه یابد، تا سال ۲۰۳۰ نزدیک به چهار میلیون دختر ممکن است از آموزش محروم شوند.

ادامه مطلب


22 ساعت قبل - 97 بازدید

یک سال از آن حادثه گذشته، اما هنوز وقتی از آن روزها حرف می‌زند، صدایش تغییر می‌کند. او می‌گوید بعد از آن اتفاق دیگر فهمید که هیچ سفری ارزش این را ندارد که انسان جانش را به خطر بیندازد. او می‌گوید در گذشته شاید به دلیل مشکلات اقتصادی خطرات را کوچک می‌دید، اما حالا می‌داند که یک لحظه کافی است تا زندگی یک خانواده برای همیشه تغییر کند. پس از آزادی، تصمیم گرفت دیگر راه قاچاق را انتخاب نکند. به هرات برگشت و تلاش کرد کاری برای خودش پیدا کند. کار زیادی نبود و درآمدها نیز کم بود، اما او نمی‌خواست دوباره از خانواده‌اش دور شود. نمی‌خواست بار دیگر همسرش شب‌ها با نگرانی بخوابد و پنج فرزندش هر صبح با این سؤال بیدار شوند که آیا پدرشان زنده است و برمی‌گردد یا نه. در نهایت، یک گادی خرید و شروع به فروش آب سرد و آب‌لیمو کرد. شاید برای کسی که سال‌ها آرزوی رفتن به ایران و پیدا کردن درآمد بیشتر را داشت، این کار در نگاه اول یک عقب‌گرد باشد، اما برای خودش چنین نیست. او می‌گوید امروز از زندگی‌اش راضی است. درآمدش شاید کم باشد، اما آرامشی دارد که در گذشته نداشت. هر روز صبح می‌داند کجا می‌رود و شب می‌داند که به خانه برمی‌گردد. می‌داند اگر روزی فروشش کم باشد، باز هم می‌تواند روز بعد کار کند. او می‌گوید زمانی فکر می‌کرد پول زیاد می‌تواند زندگی‌اش را نجات دهد، اما بعد فهمید که برای یک پدر، بزرگ‌ترین سرمایه‌اش زنده ماندن و در کنار فرزندانش بودن است. هر روز که گادی‌اش را به خیابان می‌برد، سه دختر و دو پسرش در خانه منتظر برگشتن او هستند. او می‌گوید وقتی شب به خانه می‌رسد و صدای فرزندانش را می‌شنود، تمام خستگی روز از یادش می‌رود. شاید جیبش پر از پول نباشد، اما دلش آرام است که امروز نیز توانسته سالم به خانه برگردد. با این حال، زندگی برای او هنوز آسان نیست. پنج فرزند هزینه‌های زیادی دارند. نیازهای خانواده هر روز بیشتر می‌شود و درآمد فروش آب سرد و آب‌لیمو همیشه ثابت نیست. در روزهای سرد، مشتری کمتر می‌شود و درآمد او پایین می‌آید. در روزهای گرم، اگرچه فروش بیشتر است، اما کار کردن زیر آفتاب نیز آسان نیست. او ساعت‌ها کنار سرک می‌ایستد، گاهی بدون این‌که مشتری زیادی داشته باشد، اما باز هم ناامید نمی‌شود. او می‌گوید بعد از آنچه بر سرش آمده، دیگر از سختی کار نمی‌ترسد. چیزی که از آن می‌ترسد، دوباره گرفتار شدن در راهی است که یک بار نزدیک بود جانش را بگیرد. او اکنون از جوانانی که قصد دارند برای کار و درآمد از راه قاچاق به ایران بروند، می‌خواهد پیش از هر تصمیمی خوب فکر کنند. او می‌گوید خودش چندین مرتبه این راه را رفته بود و تصور می‌کرد چون قبلاً سالم به مقصد رسیده، پس در سفرهای بعدی نیز اتفاقی برایش نخواهد افتاد، اما همین تصور اشتباه بود که او را به یکی از تلخ‌ترین تجربه‌های زندگی‌اش رساند. به گفته او، در سال‌های اخیر، دزدان و گروه‌های مسلح در بخش‌هایی از مسیرهای قاچاق در افغانستان، پاکستان و مسیرهای منتهی به ایران حضور و قدرت بیشتری پیدا کرده‌اند و مسافران غیرقانونی ممکن است در هر نقطه با خطر مواجه شوند. او می‌گوید کسانی که قصد سفر دارند، نباید تنها به وعده‌های قاچاقبر اعتماد کنند. او از جوانان می‌خواهد اگر ناچار به رفتن هستند، نخست درباره قاچاقبری که آنان را انتقال می‌دهد تحقیق کنند و مطمئن شوند که فرد مورد نظر قابل اعتماد است. دوم، درباره مسیر راه و خطرهایی که در آن وجود دارد، اطلاعات به دست بیاورند. به گفته او، بسیاری از مسافران فقط به این فکر می‌کنند که چه مقدار پول باید به قاچاقبر بدهند، اما نمی‌دانند در طول مسیر چه خطرهایی ممکن است در انتظارشان باشد. او می‌گوید: «من خودم چندین مرتبه رفتم. فکر می‌کردم راه را می‌شناسم و قاچاقبر هم آدم مطمئنی است. اما یک بار گرفتار شدم. خانواده‌ام پنج لک افغانی برای آزادی من دادند. این پول را شاید یک خانواده در چندین سال هم نتواند دوباره جمع کند. اگر آن روز خانواده‌ام پول نمی‌داشتند، شاید امروز سه دختر و دو پسرم بدون پدر می‌ماندند.» وقتی این جمله را می‌گوید، لحظه‌ای سکوت می‌کند. نگاهش به جایی دور خیره می‌ماند. شاید در ذهنش دوباره همان جاده‌ها، همان روزهای ترس و همان لحظاتی که نمی‌دانست سرنوشتش چه خواهد شد، زنده می‌شود. بعد به گادی‌اش نگاه می‌کند و می‌گوید که حالا همین کار ساده را دوست دارد. او می‌گوید: «من امروز شاید پول زیاد نداشته باشم، اما از زندگی خود راضی هستم. هر روز کار می‌کنم، نان حلال به دست می‌آورم و شب به خانه برمی‌گردم. بچه‌هایم پیش من هستند. برای من همین کافی است.» سه دختر و دو پسرش شاید هنوز نتوانند تمام آنچه را که پدرشان در آن سفر بر سرش آمده بود، درک کنند. شاید تنها بدانند که پدرشان یک روز رفت و مدت زیادی برنگشت و بعد با چهره‌ای خسته‌تر از گذشته به خانه آمد. اما برای او، هر نگاه فرزندانش یادآور همان روزهایی است که در اسارت به آینده آنان فکر می‌کرد. او می‌گوید بعد از آن حادثه، بیش از گذشته قدر خانواده‌اش را می‌داند. پیش از آن شاید تصور می‌کرد که باید برای به دست آوردن پول بیشتر، هر خطری را تحمل کند، اما حالا می‌فهمد که اگر پول باشد و انسان خانواده‌اش را نداشته باشد، بسیاری از چیزها معنای خود را از دست می‌دهد. او هنوز هم آرزو دارد روزی وضعیت اقتصادی‌اش بهتر شود. می‌خواهد گادی بزرگ‌تری بخرد، شاید بتواند یک دکان کوچک باز کند و درآمد بیشتری داشته باشد. می‌خواهد سه دختر و دو پسرش آینده‌ای بهتر از خودش داشته باشند. اما این بار می‌خواهد به این هدف از راهی برسد که مجبور نباشد جانش را در برابر چند هزار افغانی یا وعده یک کار بهتر به خطر بیندازد. او می‌گوید اگر روزی فرزندانش بزرگ شوند و بخواهند برای کار به کشور دیگری بروند، به آنان خواهد گفت که راه قانونی و امن را انتخاب کنند. به آنان خواهد گفت هیچ درآمدی ارزش آن را ندارد که انسان جانش را در جاده‌های ناشناخته به خطر بیندازد. برای او، آن پنج لک افغانی که خانواده‌اش برای آزادی‌اش پرداخت کردند، هنوز هم سنگینی خاصی دارد. او می‌داند که خانواده‌اش برای فراهم کردن آن پول چه سختی‌هایی کشیدند و چه چیزهایی را از دست دادند. هر بار که به آن مبلغ فکر می‌کند، به این نتیجه می‌رسد که رفتن او به راه قاچاق نه تنها زندگی خودش، بلکه زندگی تمام خانواده‌اش را نیز در معرض خطر قرار داده بود. حالا یک سال پس از آن حادثه، زندگی او آرام‌تر شده است، اما زخم آن روزها هنوز در دلش باقی مانده است. صبح‌ها گادی‌اش را برمی‌دارد، آب سرد و آب‌لیمو می‌فروشد و شب‌ها به خانه برمی‌گردد. در خانه، سه دختر و دو پسرش منتظر او هستند؛ همان کودکانی که در سخت‌ترین روزهای زندگی‌اش، تنها دلیل امیدش برای زنده ماندن بودند. شاید زندگی او امروز پر از رفاه نباشد، اما خودش می‌گوید دیگر چیزی بیشتر از این نمی‌خواهد؛ یک کار کوچک، یک لقمه نان حلال و خانه‌ای که شب بتواند با خیال راحت به آن برگردد. او از جوانان می‌خواهد پیش از آن‌که راه قاچاق را انتخاب کنند، به خانواده‌هایشان فکر کنند. به مادر و پدری که ممکن است ماه‌ها چشم‌به‌راه آنان بمانند، به همسری که هر شب با نگرانی به تلفن نگاه کند و به کودکانی که ممکن است یک روز دروازه خانه را باز کنند و بفهمند پدرشان دیگر برنمی‌گردد. او می‌گوید: «من راه قاچاق را چندین بار رفتم، اما یک بار نزدیک بود همه چیزم را از دست بدهم. امروز اگرچه با گادی کار می‌کنم و درآمدم زیاد نیست، اما خوشحال هستم که زنده‌ام و کنار خانواده‌ام هستم. به جوانان می‌گویم اگر می‌خواهید بروید، اول خوب درباره قاچاقبر تحقیق کنید و دوم درباره مسیر راه معلومات بگیرید. اما اگر راه امن و قانونی پیدا کردید، همان را انتخاب کنید. هیچ‌کس نمی‌داند در راه چه اتفاقی برایش می‌افتد.» او دوباره گادی‌اش را به حرکت درمی‌آورد. چند بوتل آب سرد روی آن تکان می‌خورد و صدای برخوردشان با یکدیگر در میان صدای موترها گم می‌شود. مردی که روزگاری برای پیدا کردن زندگی بهتر، راهی جاده‌های خطرناک شده بود، حالا در همان شهر خود برای یک زندگی ساده تلاش می‌کند. شاید هنوز قرض‌هایی داشته باشد که باید پس بدهد، شاید درآمدش کم باشد و شاید مشکلات خانواده‌اش تمام نشده باشد، اما وقتی شب به خانه می‌رود و سه دختر و دو پسرش به استقبالش می‌آیند، می‌داند چیزی را دارد که در آن روزهای اسارت بیش از هر چیز آرزویش را داشت؛ فرصت دوباره برای دیدن خانواده‌اش. برای این مرد، راه قاچاق دیگر یک مسیر رسیدن به آینده نیست؛ خاطره تلخی است که هنوز با او زندگی می‌کند. خاطره جاده‌هایی که در آنها آزادی‌اش را از دست داد، خاطره پنج لک افغانی که خانواده‌اش برای نجاتش پرداخت کردند و خاطره پنج فرزندی که روزها و شب‌ها چشم‌به‌راه بازگشت پدرشان بودند. او حالا می‌گوید شاید زندگی در افغانستان دشوار باشد، اما برای او، زنده ماندن در کنار خانواده و کار کردن با دست‌های خودش، حتی اگر درآمدش کم باشد، بهتر از هر سفری است که پایانش نامعلوم و راهش پر از خطر باشد. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


1 روز قبل - 89 بازدید

همزمان با این‌که زنان و دختران در افغانستان در زمینه آموزش و اشتغال با محدودیت‌های بیشتر و شدیددتر مواجه می‌شوند، محدثه میرزایی، یکی از نخستین زنان پیلوت افغانستان، توانسته است به یکی از بلندترین جایگاه‌های حرفه‌ی هوانوردی در کشور بلغارستان دست یابد. او پس از مهاجرت به اروپا و پشت سر گذاشتن چالش‌های فراوان، چند ماه پیش به مقام کاپیتانی هواپیماهای مسافربری رسید و چهار استرایپ کاپیتانی را بر شانه‌های خود گذاشت. محدثه میرزایی در گفتگو با رسانه‌ها از مسیر دشوار بازگشت به کابین خلبانی، تحقق رویای کاپیتانی و هدف‌هایی سخن می‌گوید که همچنان در افق حرفه هوانوردی برای خود ترسیم کرده است. وی تاکید کرده است: «می‌خواهم بیشتر و بیشتر تلاش کنم تا کاپیتان نمونه باشم و حتی می‌خواهم در بخش خلبانی استاد شوم. این یک مسوولیت بزرگ برای من می‌باشد.» قابل ذکر است که محدثه میرزایی، نخستین خلبان زن پروازهای تجاری افغانستان، که پس از تسلط دوباره‌ی حکومت سرپرست به بلغاریا یا بلغارستان پناهنده شد، اکنون در اروپا به پروازهای خود ادامه می‌دهد. محدثه میرزایی، نخستین خلبان زن افغانستان بود که مسافران را با هواپیمای بوئینگ ۷۳۷ به شهرهای مختلف افغانستان و کشورهای ترکیه، ازبکستان، عربستان سعودی و هند می‌برد. محدثه میرزایی در کانادا آموزش خلبانی دیده بود، اولین پرواز خود را در افغانستان در سن ۲۱ سالگی و در ۲۰ اوت ۲۰۲۰ میلادی انجام داد. وی در حالی به چهار استرایپ کاپیتانی در خلبانی دست پیدا می‌کند که حکومت سرپرست پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. بر بنیاد گزارش‌ها، اگر این ممنوعیت ادامه یابد، تا سال ۲۰۳۰ نزدیک به چهار میلیون دختر ممکن است از آموزش محروم شوند.

ادامه مطلب


1 روز قبل - 89 بازدید

مسوولان از ولایت ننگرهار می‌گویند که در پی فروریختن یک خانه در شهر جلال‌آباد، مرکز این ولایت، پنج عضو یک خانواده جان باخته‌اند. صدیق‌الله قریشی، آمر اطلاعات ریاست اطلاعات و فرهنگ ننگرهار گفته است که این رویداد شام (پنج‌شنبه، ۱ اسد) در منطقه «افغان‌مینه» از مروبطات شهر جلال‌آباد رخ داده است. وی در ادامه تاکید کرد که به یک خانه دلیل بارندگی و فرسودگی فروریخته که در نتیجه، پنج نفر از اعضای یک خانواده، از جمله پدر و پسرانش، جان باخته و یک نفر دیگر زخمی شده است. بارندگی و سیل دیروز در چندین ولایت، خسارات جانی و مالی سنگین برجای گذاشته است. تا کنون از جان باختن یک نفر در لغمان و زخمی‌شدن شش نفر در این ولایت گزارش شده است. سیلاب شدید منجر به تخریب جاده‌ها و شاهراه‌ها نیز شده است.

ادامه مطلب


1 روز قبل - 68 بازدید

سانه‌های آلمان گزارش داده‌اند که وزارت داخله‌ی ایالت هسن آلمان، در تصمیمی تازه شرایط تازه‌ای را برای گسترش اخراج شهروندان افغانستان فراهم کرده است. روزنامه ولت گزارش داده است که در طرزالعمل تازه که از سوی وزارت داخله ایالت هسن صادر شده، آمده است: «محدودیت‌های پیشین برای معرفی شهروندان افغانستان به منظور شناسایی هویت که تنها شامل مجرمان و افراد تهدیدکننده امنیت می‌شد، برداشته شده است.» روزنامه به نقل از رومان پوزک، وزیر داخله ایالت هسن، نوشته است که از این پس، اخراج منظم افرادی که مؤظف به ترک آلمان استند، به افغانستان امکان‌پذیر است. بر اساس گزارش، در روند آماده‌سازی پناه‌جویان برای اخراج که شامل «معرفی برای شناسایی هویت» می‌شود، نمایندگان حکومت سرپرست نیز سهیم است. در گزارش آمده است که مردبودن، بالای ۱۸ سال داشتن، مجردبودن و داشتن حکم قطعی و قابل اجرای اخراج از آلمان، همچنان به معیارهای انتخاب افراد برای اخراج بدون تغییر باقی مانده است. اخیراً نمایندگان اتحادیه‌ی اروپا با نمایندگان طالبان در بروکسل دیداری داشتند و روی تسهیل روند اخراج پناه‌جویان افغانستان به توافق رسیدند.

ادامه مطلب