برچسب: رسانه گوهرشاد

7 ساعت قبل - 81 بازدید

شماری از فعالان حقوق بشر، مهاجران اهل افغانستان و «هزاره‌های حوزه نیوانگلند امریکا» خواستار «به‌رسمیت‌شناسی نسل‌کشی هزاره‌ها» از سوی سازمان ملل و جامعه جهانی شدند. این نشست به‌صورت «آنلاین» با اشتراک جمعی از فعالان حقوق بشر، استادان دانشگاه، فرهنگیان و مهاجران اهل افغانستان به میزبانی «هزاره‌های حوزه نیوانگلند امریکا» به مناسبت «سالروز نسل‌کشی هزاره‌ها» در افغانستان توسط عبدالرحمان خان برگزار شد. سیما سمر، رییس پیشین کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان گفته است که دادخواهی هزاره‌ها باید بر حقیقت، مستندسازی دقیق، شناسایی عاملان و تعیین مسوولیت فردی و زنجیره فرماندهی استوار باشد و از تعمیم مسوولیت به یک قوم پرهیز شود. وی تاکید کرد که در کنار تلاش برای بررسی نسل‌کشی، باید جنایات علیه بشریت و جنایات جنگی نیز به‌صورت جدی مستند و برای پیگیری حقوقی در اختیار نهادهای بین‌المللی قرار گیرد. همچنین محمدامین احمدی، پژوهشگر و استاد دانشگاه نیز در این نشست گفته است که بر اساس اسناد تاریخی، در دوره عبدالرحمن خان برنامه‌ای برای سرکوب، کشتار و نابودی بخش‌هایی از جامعه هزاره به اجرا گذاشته شد که با سرکوب، کوچ اجباری و غصب زمین‌های هزاره‌ها نیز همراه بود. او افزوده است که مردم افغانستان به عنوان یک ملت نیاز دارند حقیقت نسل‌کشی هزاره‌ها را بشناسند. در کنار آن عباس بصیر، وزیر پیشین تحصیلات عالی افغانستان در این نشست گفته است شواهدی از کشتار گسترده، تصرف زمین‌ها و وجود قصد برای نابودی این هزاره‌ها توسط عبدالرحمان خان وجود دارد و صدور فتوای تکفیر و بسیج نیروها علیه هزاره‌ها نیز از جمله شواهد مهم آن دوره است. او با اشاره به حملات هدفمند علیه هزاره‌ها در مکان‌های غیرنظامی، از جمله مکاتب، مساجد، ورزشگاه‌ها و دیگر اماکن عمومی و تهدیدها گفته است که این موارد در ارزیابی خطر نسل‌کشی در شرایط کنونی قابل توجه‌اند. همچنین اشتراک‌کنندگان این نشست، از سازمان ملل، اتحادیه اروپا و سایر دولت‌ها خواستار «به‌رسمیت‌شناسی رسمی نسل‌کشی هزاره‌ها» در افغانستان شده و بر ایجاد کمیسیون تحقیقاتی برای مستندسازی جنایات و ارائه شواهد به دادگاه کیفری بین‌المللی تاکید کرده‌اند. آنان خواستار «اتخاذ تدابیر حفاظتی و ارائه کمک‌های بشردوستانه، ایجاد مسیرهای امن برای پناهندگی، اعزام ناظران بین‌المللی و تضمین توزیع عادلانه کمک‌ها میان جوامع هزاره» شدند.

ادامه مطلب


7 ساعت قبل - 89 بازدید

سازمان بین‌المللی مهاجرت می‌گوید در توزیع کمک نقدی چندمنظوره در میان مهاجران بازگشت‌کننده‌ی افغانستان از ایران و پاکستان تفاوت چشم‌گیری وجود دارد و عودت‌کنندگان از پاکستان حدود سه برابر بیشتر نسبت به عودت‌کنندگان از ایران، کمک دریافت می‌کنند. این سازمان با نشر گزارشی تحت عنوان «مرور تاب‌آوری بازگشت‌کنندگان افغانستان» گفته است که بازگشت‌کنندگان هنگام ورود به افغانستان در مرزها کمک‌های نقدی، خدمات صحی، کمک غذایی و سیم‌کارت دریافت کردند. در گزارش آمده است که از مجموع ۱.۹ میلیون بازگشت‌کننده در شش ماه دوم سال ۲۰۲۵ میلادی، ۳۸ درصد آنان کمک‌های نقدی دریافت کرده‌اند. سازمان بین‌المللی مهاجرت گفته است که تنها ۲۴ درصد بازگشت‌کنندگان از ایران در دوره‌ی مورد بررسی کمک نقدی چندمنظوره دریافت کرده‌اند؛ در حالی که این رقم برای بازگشت‌کنندگان از پاکستان ۶۹ درصد بوده است. این سازمان در گزارش جدید خود مبلغ کمک‌ها را ذکر نکرده است، اما در برنامه‌ی یکپارچه این سازمان برای بازگشت‌کنندگان در سال ۲۰۲۴ میلادی، بسته کمک نقدی چندمنظوره ۱۴۰ دالر برای هر خانواده در نظر گرفته شده بود. این بسته شامل کمک برای مواد غذایی و سایر نیازهای بخش‌های مختلف بود و افزون بر آن، به‌طور میانگین ۲۰ دالر برای هزینه‌ی انتقال هر فرد نیز پیش‌بینی شده بود. همچنین سازمان بین‌المللی مهاجرت می‌گوید بازگشت‌کنندگان پس از ورود به افغانستان با مجموعه‌ای از «نیازهای فوری و بلندمدت» روبرو هستند. بیشترین نیازمندی فوری و بلندمدت در بین بازگشت‌کنندگان غذا است که ۶۹ درصد آنان در تأمین غذا با مشکل مواجه هستند. بازگشت‌کنندگان در تأمین سرپناه نیز با مشکل مواجه‌اند و ۶۷ درصد برای سرپناه امن به کمک نیاز دارند. ۷۷ درصد از مجموع بازگشت‌کنندگان در سرپناه‌های موقت زندگی می‌کنند و ۵۱ درصد فضای کافی برای اعضای خانواده ندارند. در گزارش سازمان بین‌المللی مهاجرت آمده است که فرصت‌های کاری و معیشتی نیز برای ۵۶ درصد بازگشت‌کنندگان یک نیاز اساسی بوده است. تنها پنج درصد بازگشت‌کنندگان دارای دارایی یا ملک مولد برای تأمین درآمد بوده‌اند و ۵۴ درصد گفته‌اند درآمدشان در ۳۰ روز پیش از مصاحبه برای تأمین نیازهای اساسی کافی نبوده است. بر اساس گزارش سازمان بین‌المللی مهاجرت، از ۱۵ سپتامبر ۲۰۲۳ تا ۳۱ آگست ۲۰۲۶ میلادی  در مجموع شش میلیون و ۴۷۳ هزار و ۹۷۸ نفر از ایران و پاکستان به افغانستان بازگشته‌اند.

ادامه مطلب


11 ساعت قبل - 104 بازدید

هنر و صنایع دستی زنان و دختران افغانستان در موزیم قوم‌شناسی برلین در آلمان به نمایش گذاشته شد. آزیتا ابراهیمی، مهاجر اهل افغانستان در آلمان که صنایع دستی زنان را در این نمایشگاه معرفی کرده است، در حساب کاربری فیسبوک خود نوشته است که با وجود ریشه‌ی عمیق هنر و صنایع دستی زنان در فرهنگ افغانستان، اما آفرینندگان آن، آن طور که شایسته‌اند، شناخته نشدند. خانم ابراهیمی در ادامه تاکید کرد که زنان و دختران افغانستان چه در داخل و چه در مهاجرت، با وجود همه دشواری‌ها، همچنان زیبایی، زندگی و امید را می‌آفرینند. او ابراز امیدواری کرده است که روزی فرا برسد که هر زن افغانستان از حقوق انسانی و فردی خود برخوردار باشد. همچنین خانم ابراهیمی افزوده است: «امیدوارم روزی، وقتی از زنان افغانستان سخن می‌گوییم، تنها از رنج‌ها و محرومیت‌های شان نگوییم، بلکه از هنر، خلاقیت، توانایی و نقش ارزش‌مند شان در ساختن فرهنگ و زندگی این سرزمین نیز یاد کنیم.» وی تصریح کرد: «خواسته‌ی من برای زنان سرزمینم، خواسته‌ای دور از دسترس نیست؛ تنها آرزو دارم روزی فرا برسد که هر زن افغانستانی از حقوق انسانی و فردی خود برخوردار باشد؛ حقوقی که امتیاز نیست، بلکه حق طبیعی هر انسان است.» تولید هنر و صنایع دستی بخشی از فعالیت زنان و دختران افغانستان است که ریشه‌ی درازی در فرهنگ جامعه‌ی افغانستان دارد و از گذشته‌ی خیلی دور تا اکنون ادامه یافته است.

ادامه مطلب


12 ساعت قبل - 59 بازدید

بخش زنان سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که پس از کاهش کمک‌های خارجی به افغانستان، نهادهای تحت رهبری زنان و نهادهای مدافع حقوق زنان در این کشور با کاهش شدید بودجه مواجه شده‌ و ۸۲ درصد نهادها در معرض خطر تعطیلی قرار دارند. این سازمان با نشر گزارشی گفته است که بر اساس یک نظرسنجی از ۷۴ نهاد زنان در ماه اپریل ۲۰۲۶ میلادی، تهیه کرده، نشان می‌دهد این نهادها از سال ۲۰۲۵ میلادی به بعد با کاهش بودجه مواجه شدند. بخش زنان سازمان ملل متحد گزارشی تحت عنوان «تأثیر کاهش کمک‌ها بر نهادهای تحت رهبری زنان و نهادهای مدافع حقوق زنان» تهیه کرده و نشان می‌دهد که کاهش کمک‌های خارجی فعالیت این نهادها را محدود کرده و خطر تعطیلی شماری از آن‌ها را افزایش داده است. در گزارش آمده است در حدی که ۶۱ نهاد، معادل ۸۲ درصد نهادهای تحت تحقیق گفته‌اند در معرض «خطر تعطیلی» قرار دارند. در این بررسی، مسوولان نهادها در مورد پی‌آمدهای کاهش کمک‌های مالی بر فعالیت‌های‌شان از جنوری ۲۰۲۵ به بعد، پاسخ داده‌اند. بر اساس یافته‌های این گزارش، ۷۲ درصد نهادهای مورد بررسی در سال ۲۰۲۵ کاهش بودجه را تجربه کرده‌اند. همچنین ۴۹ نهاد، معادل ۶۶ درصد پاسخ‌دهندگان، گفته‌اند که وضعیت مالی‌شان در سال ۲۰۲۶ نسبت به سال گذشته «بدتر» یا «بحرانی» شده است. بخش زنان سازمان ملل متحد دریافته است که از مجموع ۷۴ نهاد تحت تحقیق، یک نهاد «به‌طور دائمی» تعطیل شده و ۴۰ نهاد، معادل ۵۴ درصد، گفته‌اند طی ۱۲ ماه آینده احتمال تعلیق فعالیت یا تعطیلی کامل آن‌ها وجود دارد. بخش زنان سازمان ملل می‌گوید کاهش بودجه بر «توانایی و ظرفیت ارائه‌ی خدمات» نهادهای زنان و مدافع حقوق زن در افغانستان نیز اثر گذاشته است. در گزارش آمده است که ۷۷ درصد پاسخ‌دهندگان در گزارش سازمان ملل گفته‌اند ظرفیت آنان برای پاسخ‌گویی به نیازهای زنان و دختران «کم‌تر از سطح نیاز موجود» است و ۸۳ درصد نیز گزارش داده‌اند که نیازهای زنان و دختران به کمک‌ها نسبت به سال‌های گذشته «افزایش» یافته است. بر اساس این گزارش، ۶۲ درصد نهادهای مورد بررسی، اکنون زنان و دختران کم‌تری را نسبت به پیش از جنوری ۲۰۲۵ تحت پوشش قرار می‌دهند. همچنین ۵۴ درصد نهادها گفته‌اند که به‌دلیل محدودیت ظرفیت، ناچار شده‌اند زنان و دختران را در «فهرست انتظار» قرار دهند یا از پذیرش آنان خودداری کنند. قابل ذکر است که این وضعیت پس از بازگشت دونالد ترامپ، رییس‌جمهور امریکا به کاخ سفید در جنوری ۲۰۲۵ حاکم شده است. دقیقا از زمانی که ترامپ همه‌ی کمک‌های خارجی امریکا، به‌ویژه کمک‌های بشردوستانه به افغانستان را قطع کرد.

ادامه مطلب


15 ساعت قبل - 77 بازدید

برنامه‌ توسعه‌ای سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که برای حمایت از زنان و دختران کارآفرین در افغانستان، به‌ویژه در زمینه‌ی توسعه و بازاریابی محصولات‌شان، یک صندوق مالی ایجاد می‌کند. این نهاد با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که این صندوق به هدف گسترش دسترسی زنان و دختران به منابع مالی، تقویت مهارت‌های کسب‌وکار، دیجیتال، مالی ایجاد خواهد شد. در ادامه آمده است که ارائه‌ی مشاوره و راهنمایی به زنان کارآفرین نیز یکی از اهداف این صندوق مالی می‌باشد. بر اساس این برنامه، در گام نخست ۱.۷ میلیون دالر سرمایه‌ی اولیه اختصاص خواهد یافت و در یک سال، حدود هزار و ۵۰۰ زن کارآفرین به‌صورت مستقیم و بیش از ۱۴ هزار نفر به‌صورت غیرمستقیم از آن بهره‌مند خواهند شد. این در حالی است که در سال‌های پسین و همزمان با محدودیت‌های گسترده بر کار زنان در بسیاری از نهادهای دولتی، مؤسسه‌ها و سازمان‌های بین‌المللی، شماری از زنان برای تامین نیازهای خانواده‌های‌شان به کسب‌وکارهای خصوصی روی آورده‌اند.

ادامه مطلب


23 ساعت قبل - 121 بازدید

وقتی آفتاب آرام‌آرام بر دیوارهای خاکستری کابل می‌تابد و شهر از خواب بیدار می‌شود، مروه دیگر در خانه نیست. دختر ده‌ساله‌ای که باید در این ساعت برای رفتن به مکتب آماده شود، کیف و کتابی بر دوش ندارد. او از خانه بیرون می‌شود تا در میان ازدحام مردم، موترهای عبوری و دکان‌های شلوغ، چند افغانی برای خانواده‌اش جمع کند. دست کوچکش را جلو می‌برد و با صدایی که گاهی در هیاهوی شهر گم می‌شود، از رهگذران کمک می‌خواهد. مروه، دختری از کابل است که زندگی برایش خیلی زودتر از سنش جدی شده است. او هنوز کودک است؛ اما روزهایش مانند بسیاری از کودکان با بازی، مکتب، کتاب و نشستن در کنار هم‌صنفانش نمی‌گذرد. بخش بزرگی از روز را در خیابان سپری می‌کند و تلاش دارد از رهگذرانی که از کنارش می‌گذرند، پولی به دست آورد. گاهی کسی چند افغانی در دستش می‌گذارد و گاهی چندین نفر بدون آن‌که حتی نگاهش کنند، از کنارش عبور می‌کنند. مروه برای هر کسی که پولی به دستش می‌دهد، تشکر می‌کند. شاید مبلغی که دریافت می‌کند برای خانواده‌ای ناچیز باشد، اما برای او همان چند افغانی می‌تواند بخشی از نان شب باشد. او پول‌ها را با دقت در گوشه‌ای از لباسش نگه می‌دارد و تا پایان روز مراقب است چیزی از آن گم نشود. برای دختری در این سن، چنین مراقبتی از پول و چنین نگرانی‌ای درباره مخارج خانه، مسئولیتی سنگین است؛ مسئولیتی که نباید بر شانه‌های یک کودک قرار می‌گرفت. مروه زمانی به مکتب می‌رفت. هنوز خاطره روزهایی را که کتابچه‌هایش را در بغل می‌گرفت و همراه دیگر دختران راهی مکتب می‌شد، فراموش نکرده است. می‌گوید درس خواندن را دوست داشت و از نشستن در صنف، نوشتن روی تخته و یاد گرفتن چیزهای تازه خوشش می‌آمد. اما مشکلات زندگی و شرایط دشوار خانواده باعث شد مکتب را ترک کند و به جای آن، راه خیابان را در پیش بگیرد. وقتی از مکتب صحبت می‌کند، لحنش تغییر می‌کند. صدایش آرام‌تر می‌شود و گاهی برای چند لحظه سکوت می‌کند. انگار در ذهنش هنوز تصویری از همان روزها باقی مانده است؛ روزهایی که نگرانی اصلی‌اش انجام دادن تکلیف خانه، آماده کردن کتابچه‌ها و رسیدن به مکتب بود، نه پیدا کردن پول برای خانواده. شاید برای یک کودک، فاصله میان مکتب و خیابان فقط چند قدم باشد، اما برای مروه این فاصله، فاصله میان دو زندگی است؛ زندگی‌ای که می‌توانست با کتاب و آموزش ادامه پیدا کند و زندگی‌ای که اکنون با انتظار، خستگی و درخواست کمک از رهگذران می‌گذرد. در خانه مروه نیز شرایط آسان نیست. او پدرش را مردی می‌داند که رفتار مناسبی با خانواده ندارد. به گفته او، برخوردهای پدرش یکی از عواملی بوده که زندگی در خانه را برای اعضای خانواده دشوار کرده است. مروه درباره جزئیات مشکلات خانه زیاد صحبت نمی‌کند. هر بار که درباره پدرش از او پرسیده می‌شود، ابتدا اطرافش را نگاه می‌کند و بعد با احتیاط چند کلمه می‌گوید. سکوت او در چنین لحظه‌هایی بیشتر از حرف‌هایش معنا دارد. شاید نمی‌خواهد درباره خانه صحبت کند، شاید از بازگو کردن مشکلاتش می‌ترسد و شاید هنوز واژه‌هایی برای توضیح همه آنچه بر او گذشته، پیدا نکرده است. او فقط ده سال دارد و نباید مجبور باشد مشکلات بزرگسالان را به تنهایی توضیح دهد یا تحمل کند. برای یک کودک ده‌ساله، خانه باید معنای امنیت داشته باشد؛ جایی که پس از یک روز مکتب بتواند با خیال راحت به آن برگردد، استراحت کند و کنار خانواده باشد. اما برای مروه، خانه همیشه چنین احساسی ندارد. مشکلات خانوادگی، فشار اقتصادی و رفتار نامناسب پدر، زندگی او را دشوار کرده است. به همین دلیل، خیابان به بخشی از زندگی روزمره او تبدیل شده است. مروه معمولاً صبح از خانه بیرون می‌شود و تا زمانی که هوا رو به تاریکی می‌رود، در نقاط مختلف شهر می‌ایستد. گاهی نزدیک بازارها و گاهی در کنار جاده‌های مزدحم دیده می‌شود. میان مردم حرکت می‌کند، به موترها نزدیک می‌شود و از کسانی که پیاده هستند درخواست کمک می‌کند. در این میان، برخورد مردم با او یکسان نیست. برخی با مهربانی چند افغانی می‌دهند، برخی بی‌تفاوت از کنارش عبور می‌کنند و بعضی نیز با ناراحتی از او می‌خواهند مزاحم‌شان نشود. مروه به این برخوردها عادت کرده است؛ هرچند شاید هیچ کودکی نباید به بی‌توجهی، رد شدن و تحقیر عادت کند. او یاد گرفته است که نه گفتن مردم را بشنود، دوباره دستش را جلو ببرد و چند قدم دیگر راه برود. برای او، پایان یک درخواست، پایان تلاش نیست؛ چون می‌داند باید تا آخر روز پولی جمع کند و با دست خالی به خانه برنگردد. گاهی در میان جمعیت، دخترانی را می‌بیند که لباس مکتب پوشیده‌اند. آن‌ها با کیف‌هایشان از کنار او عبور می‌کنند و درباره درس، هم‌صنفی‌ها و امتحان‌هایشان صحبت می‌کنند. مروه چند لحظه به آن‌ها نگاه می‌کند و بعد دوباره دستش را به سوی رهگذری دراز می‌کند. شاید در همان لحظه با خودش فکر کند که اگر شرایط زندگی‌اش متفاوت بود، خودش نیز یکی از همان دختران بود؛ دختری با کیف مکتب، کتابچه‌های نو و برنامه‌ای برای فردای خود. مروه هنوز کتابچه‌های قدیمی‌اش را نگه داشته است. بعضی از آن‌ها در گوشه‌ای از خانه مانده‌اند و دیگر کسی از آن‌ها استفاده نمی‌کند. او گاهی آن‌ها را ورق می‌زند و به نوشته‌های گذشته‌اش نگاه می‌کند. خطوطی که با دست کوچک خودش نوشته، برایش یادگاری از زمانی است که هنوز مکتب بخشی از زندگی‌اش بود. شاید وقتی کتابچه‌های قدیمی‌اش را ورق می‌زند، برای چند دقیقه خودش را دوباره در صنف تصور می‌کند؛ صدای معلم، تخته سیاه، هم‌صنفان و زنگ مکتب. اما صدای اعضای خانواده یا فکر روزی که باید در خیابان سپری کند، او را به زندگی امروز برمی‌گرداند. پول جمع کردن برای او آسان نیست. گاهی ساعت‌ها می‌ایستد و پول بسیار کمی به دست می‌آورد. در روزهایی که مردم کمتر کمک می‌کنند، خستگی و نگرانی بیشتری با خود به خانه می‌برد. پاهایش خسته می‌شوند، گرسنه می‌شود و گاهی شاید دلش بخواهد فقط گوشه‌ای بنشیند؛ اما می‌داند که نمی‌تواند ساعت‌های زیادی را بدون تلاش سپری کند. در خیابان، او تنها با فقر روبه‌رو نیست. رفت‌وآمد موترها، ازدحام، برخوردهای تند برخی مردم و قرار گرفتن یک کودک در محیطی که برای او ساخته نشده است، خطرهای دیگری نیز به همراه دارد. با این حال، نیاز اقتصادی خانواده چنان بر زندگی او سایه انداخته که فرصت چندانی برای انتخاب باقی نگذاشته است. وقتی از مروه پرسیده می‌شود اگر فرصت داشته باشد چه کاری انجام خواهد داد، پاسخ او ساده است. نمی‌گوید خانه بزرگ می‌خواهد، لباس گران‌قیمت می‌خواهد یا چیز دیگری که برای بسیاری از کودکان جذاب باشد. تنها می‌گوید: «می‌خواهم دوباره مکتب بروم.» همین آرزوی ساده، شاید بیش از هر چیز نشان می‌دهد که مروه هنوز کودک است. او هنوز دوست دارد بنویسد، بخواند و روزی کاری داشته باشد که مجبور نباشد تمام روز در خیابان بایستد. هنوز برای آینده‌اش تصویری دارد؛ تصویری ساده اما روشن. می‌خواهد درس بخواند، چیزی یاد بگیرد و روزی بتواند زندگی خود را با کاری که دوست دارد بسازد. اما فعلاً زندگی او با صبح‌های خیابانی و شب‌های خسته‌کننده گره خورده است. هر روز که از خانه بیرون می‌شود، بخشی از کودکی‌اش را پشت سر می‌گذارد و وارد دنیایی می‌شود که برای یک کودک ده‌ساله جای امنی نیست. خیابان برای مروه فقط محل درخواست کمک نیست؛ جایی است که او هر روز با فقر، بی‌توجهی و خطرهای مختلف روبه‌رو می‌شود. او در سنی قرار دارد که باید از سوی خانواده و جامعه حمایت شود، آموزش ببیند، بازی کند و فرصت رشد داشته باشد؛ اما به دلیل شرایط دشوار زندگی، مجبور شده است بخشی از بار خانواده را به دوش بکشد. کابل برای او شهری پر از آدم است، اما در میان این همه آدم، مروه گاهی احساس می‌کند کسی صدایش را نمی‌شنود. مردم می‌آیند و می‌روند، موترها از کنار او عبور می‌کنند، دکان‌ها باز و بسته می‌شوند و روز تمام می‌شود؛ اما زندگی او تقریباً همان‌گونه باقی می‌ماند. با نزدیک شدن شام، مروه پول‌های جمع‌شده را دوباره می‌شمارد. دست‌های کوچکش خسته‌اند و چهره‌اش نشان می‌دهد که یک روز طولانی را پشت سر گذاشته است. شاید پولی که در دست دارد برای بسیاری مبلغ بزرگی نباشد، اما او می‌داند که حاصل ساعت‌ها ایستادن و درخواست کردن است. بعد به سوی خانه حرکت می‌کند؛ خانه‌ای که مشکلاتش هنوز تمام نشده و فردا دوباره او را به خیابان خواهد فرستاد. در مسیر برگشت، شاید دوباره از کنار کودکانی بگذرد که با خانواده‌هایشان در رفت‌وآمدند، یا دخترانی را ببیند که کتاب‌های مکتب را در بغل گرفته‌اند. شاید برای لحظه‌ای به کتابچه‌های قدیمی خودش فکر کند و آرزوی بازگشت به روزهایی را داشته باشد که مکتب برایش یک امر عادی بود، نه یک آرزوی دور. مروه ده سال دارد، اما بخشی از کودکی‌اش را پیش از آن‌که فرصت زندگی کردنش را پیدا کند، از دست داده است. با این حال، هنوز یک آرزو در دلش باقی مانده؛ آرزویی که هر بار از مکتب می‌گوید، دوباره زنده می‌شود: این‌که روزی به جای ایستادن در کنار سرک و درخواست چند افغانی، دوباره کیفش را بردارد، وارد صنف شود و پشت یک چوکی مکتب بنشیند. آرزوی مروه بزرگ نیست. او چیزی فراتر از حق طبیعی یک کودک نمی‌خواهد؛ فرصتی برای آموختن، بازی کردن و ساختن آینده‌ای متفاوت. برای مروه، بازگشت به مکتب شاید یک آرزوی بزرگ به نظر برسد؛ اما در واقع، چیزی است که هر کودک ده‌ساله باید بتواند به‌سادگی از آن برخوردار باشد. شاید روزی برسد که دست کوچک او نه برای درخواست چند افغانی، بلکه برای گرفتن قلم و نوشتن نخستین جمله یک درس تازه بالا برود. آن روز، شاید بخشی از کودکی‌ای که در خیابان جا گذاشته است، دوباره به او بازگردد. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


1 روز قبل - 67 بازدید

مراسم یادبود قربانیان نسل‌کشی هزاره‌های افغانستان در دوران عبدالرحمن خان، به ابتکار مرکز خدمات بشردوستانه هزاره‌های کانادا (CHHS) در پارلمان این کشور برگزار شد. این مرکز با نشر اعلامیه‌ای گفته است که در این مراسم صدها تن، از جمله اعضای پارلمان و سناتورهای کانادا، نماینده‌گان احزاب سیاسی، نویسندگان و فعالان اجتماعی و مدنی شرکت کردند. در اعلامیه آمده است که شماری از نمایندگان پارلمان و سناتورهای کانادا در این مراسم از تلاش‌ها برای به‌رسمیت‌شناختن نسل‌کشی هزاره‌های افغانستان حمایت کردند. همچنین در بخشب از اعلامیه آمده است که در حاشیه این مراسم، یک انیمیشن مستند تاریخی درباره کشتار و سرکوب هزاره‌ها و نمایشگاهی از آثار فرهنگی و تاریخی این قوم، از جمله «سراج‌التواریخ»، برگزار شد. شرکت‌کنندگان در این نشست خواستار به‌رسمیت‌شناختن نسل‌کشی هزاره‌ها و ثبت ۲۵ سپتامبر به‌عنوان روز یادبود قربانیان این رویداد در تقویم کانادا شدند.

ادامه مطلب


1 روز قبل - 120 بازدید

سفارت اسپانیا در بریتانیا، در تازه‌ترین مورد بر حمایت از حقوق زنان و دختران در افغانستان تاکید کرده است. این سفارت امروز (دوشنبه، ۶ میزان) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که در شرایط کنونی، بیش از هر زمان دیگری باید از حقوق آنان پشتیبانی و برای آن دادخواهی شود. سفارت اسپانیا در بریتانیا در ادامه تاکید کرد: «اکنون بیش از هر زمان دیگری، باید برای حقوق زنان و دختران افغانستان مبارزه کنیم.» این سفارت تصریح کرد که در جهانی مملو از چالش‌ها، نباید زنان و دختران افغانستان به فراموشی سپرده شوند. در این پیام آمده است: «آن‌ها باید الهام‌بخش همهٔ ما باشند تا برای ساختن جهانی بهتر تلاش کنیم.» زنان و دختران از پنج سال به این طرف، با محدودیت‌های گسترده‌ای در زمینه‌ی آموزش، کار و حضور در عرصه‌های اجتماعی و عمومی روبرو هستند. قابل ذکر است که این محدودیت‌ها بارها از سوی نهادهای بین‌المللی و شماری از کشورها بارها مورد انتقاد قرار گرفته است.

ادامه مطلب


1 روز قبل - 118 بازدید

مسوولان محلی از ولایت لغمان می‌گویند که در پی یک رویداد ترافیکی در ولسوالی قرغه‌ی این ولایت، یک زن جان باخته و ۲۷ تن دیگر به شمول زنان و کودکان زخمی شدند. حبیب‌الله مبارز، مدیر ترافیک در لغمان گفته است که این رویداد امروز (دوشنبه، ۶ میزان) در مربوطات ولسوالی قرغه‌ی این ولایت رخ داده است. وی در تاکید کرد که در پی واژگون‌شدن یک موتر باربری، یک زن جان باخته و ۲۷ تن دیگر، از جمله زنان و کودکان، زخمی شده‌ و برای درمان به شفاخانه‌های محلی انتقال یافته‌اند. علت وقوع این حادثه بی‌احتیاطی گفته شده است. خرابی جاده‌ها، نبود نشانه‌های ترافیکی در شاه‌راه‌ها، بی‌احتیاطی رانندگان و سرعت بیش از حد از جمله عامل‌هایی عنوان می‌شوند که در وقوع رویدادهای ترافیکی در افغانستان نقش دارند.

ادامه مطلب


1 روز قبل - 102 بازدید

همزمان با گذشت یک ‌هزار و ۸۳۵ روز از بسته‌ماندن مکتب‌های دخترانه بالاتر از صنف ششم در سراسر افغانستان، دیدبان حقوق افغانستان بار دیگر خواستار دادخواهی همگانی برای بازگشت دختران به مکتب شده است. این نهاد امروز (دوشنبه، ۶ میزان) با نشر پیامی از پدر یک دانش‌آموز، گفت که دختران حق آموزش و یادگیری دارند و این حق باید به آنان بازگردانده شود. دیدبان حقوق افغانستان به ادامه‌ی ممنوعیت آموزش دختران، اشاره کرده و تاکید کرد که برای بازگشایی فوری مکتب‌های دخترانه باید صدا بلند شود و از حق آموزش آنان دفاع صورت گیرد. در اعلامیه آمده است که دختران شایسته‌ی بازگشت به مکتب، دسترسی به کتاب و آموزش و برخورداری از فرصت مشارکت در ساختن آینده خود و کشورشان هستند. حکومت سرپرست پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. بر بنیاد گزارش‌ها، اگر این ممنوعیت ادامه یابد، تا سال ۲۰۳۰ نزدیک به چهار میلیون دختر ممکن است از آموزش محروم شوند. همچنین در این مدت، نهادهای حقوق‌بشری بارها خواستار لغو محدودیت‌های آموزشی علیه دختران شده‌اند؛ اما این درخواست‌ها تا اکنون پذیرفته نشده است.

ادامه مطلب