برچسب: رسانه گوهرشاد

9 ساعت قبل - 30 بازدید

یوسف حماد، سخنگوی اداره‌ آمادگی مبارزه با حوادث حکومت سرپرست اعلام کرده است که از ماه حمل امسال تا اکنون، ۳۰۱ نفر در سراسر افغانستان در اثر بارندگی‌ها، سیلاب‌ و رویدادهای طبیعی دیگر جان باخته‌ و نزدیک به ۴۰۰ تن زخمی شدند. آقای حماد امروز (سه‌شنبه ۱۹ جوزا) با نشر یک پیام تصویری گفته است که در این رویدادها ۱۸ هزار و ۸۱۲ خانواده در سراسر کشور آسیب دیده‌اند. وی در ادامه تاکید کرده است که ۸ هزار و ۹۸۹ خانه تخریب یا آسیب دیده و نزدیک به ۶۰۰ کیلومتر جاده نیز آسیب دیده است. سخنگوی اداره آمادگی مبارزه با حوادث افزود که ۴۳ مسجد و ۵۲ پلچک ۳۸۲ چاه آب و محصولات نزدیک به ۲۶ هزار جریب زمین کشاورزی و بیش از ۴ هزار جریب باغ هم از بین رفته‌ است. براساس گزارش نهادهای بین‌المللی در سال‌های اخیر، افغانستان شاهد افزایش چشمگیر حوادث طبیعی به‌ویژه سیلاب‌های ناگهانی بوده است. تغییرات اقلیمی، ذوب سریع برف‌های کوهستانی، تخریب جنگل‌ها و عدم وجود زیرساخت‌های مناسب مدیریت آب، باعث شده حتی بارش‌های معمولی به سیلاب‌های ویرانگر تبدیل شود. ولایت‌های بدخشان، نورستان، کنر و پنجشیر به دلیل توپوگرافی کوهستانی و رودخانه‌های فصلی، همیشه در معرض خطر بالاتری قرار دارند. این هشدار در حالی صادر شده که هنوز برخی مناطق افغانستان از سیلاب‌های اخیر به طور کامل بهبود نیافته‌اند. سیلاب‌های بهاری سال جاری در چندین ولایت شمالی و شرقی خسارات زیادی به جاده‌ها، خانه‌ها و زمین‌های کشاورزی وارد کرد و جان تعدادی از شهروندان را گرفت.

ادامه مطلب


11 ساعت قبل - 44 بازدید

فرماندهی پولیس ولایت پکتیکا اعلام کرده است که در پی انفجار یک مرمی قدیمی «توپ» در ولسوالی برمل این ولایت، هفت تن به‌شمول پنج کودک جان باخته و چهار کودک دیگر زخمی شده‌اند. فرماندهی پولیس پکتیکا با نشر اعلامیه‌ای گفته است که این رویداد حوالی ساعت ۶:۳۰ عصر دیروز، (دوشنبه، ۱۸ جوزا) در منطقه‌ی «دنگر» از مربوطات ولسوالی برمل رخ داده است. در اعلامیه آمده است که این مرمی قدیمی «توپ» زمانی منفجر شده است که یک فرد تلاش داشت آن را با ضربه‌زدن تکه‌تکه کرده و از آهن آن استفاده کند. فرماندهی پولیس پکتیکا در ادامه تاکید کرده است که مرمی توپ بر اثر ضربه‌ی این فرد منفجر شده و در نتیجه‌ی آن، دو بزرگ‌سال و پنج کودک جان باخته‌ و چهار کودک دیگر زخمی شده‌اند. اعلامیه در مورد سن و هویت قربانیان این رویداد چیزی نگفته است. در ادامه آمده است که زخمی‌های این رویداد برای درمان به شفاخانه منتقل شده‌اند و در مورد وضعیت صحی این افراد جزییاتی در دست نیست. باید گفت که بر اساس آمار سازمان ملل، حدود ۳.۳ میلیون نفر در افغانستان در نزدیکی مناطق آلوده به ماین‌ها و مواد منفجره زندگی می‌کنند. انفجار مهمات باقی‌مانده از دهه‌ها جنگ در افغانستان همچنان از عوامل اصلی تلفات غیرنظامیان، به‌ویژه کودکان، به شمار می‌رود. سازمان حقوق بشری «رواداری» گزارش داده است که در سال ۲۰۲۵ میلادی دست‌کم ۷۹ نفر در اثر انفجار ماین‌های زمینی و مهمات منفجرنشده کشته و ۸۵ نفر دیگر زخمی شده‌اند. این نهاد تاکید کرده است که قربانیان شامل ۳۰ مرد، ۶ زن و ۴۳ کودک بوده‌اند که نشان‌دهنده آسیب‌پذیری بالای کودکان در برابر این تهدید است. همزمان اداره مبارزه با حوادث طبیعی اعلام کرده است که از اپریل ۲۰۲۵ تا مارچ ۲۰۲۶ در سراسر افغانستان ۲۲۵ رویداد مرتبط با ماین‌ها و مواد منفجرنشده ثبت شده است. در اعلامیه آمده است که این رویدادها ۹۶ کشته و ۳۷۸ زخمی برجا گذاشته و خطر گسترده مواد انفجاری باقی‌مانده از جنگ را بار دیگر برجسته کرده است.

ادامه مطلب


12 ساعت قبل - 41 بازدید

آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که در سال ۲۰۲۶ میلادی حدود ۲۱.۹ میلیون نفر، معادل ۴۵ درصد جمعیت افغانستان، به کمک‌های بشردوستانه نیاز دارند. آقای گوترش با نشر گزارشی گفته است که نیازهای اصلی شامل کمک غذایی، درمان سوءتغذیه حاد، خدمات صحی اولیه، دسترسی به آب آشامیدنی سالم و خدمات حمایتی می‌باشند. او تاکید کرد که حدود ۱۷.۴ میلیون نفر در افغانستان با ناامنی غذایی حاد مواجه‌اند و انتظار می‌رود این رقم افزایش یابد. وی تصریح کرد که کمبود بودجه نیز میزان پوشش کمک‌های غذایی را کاهش داده است. بر اساس این گزارش، حدود ۴.۹ میلیون کودک زیر پنج سال و زنان حامله و شیرده به درمان سوءتغذیه حاد نیاز دارند. همچنین در بخشی از گزارش آمده است که ۸۰ درصد سازمان‌های بشردوستانه با مشکلات مالی روبرو هستند. دبیرکل سازمان ملل متحد افزوده است که ۳۹ درصد این نهادها دستمزد کارکنان خود را کاهش داده‌اند، ۳۵ درصد حضور میدانی خود را محدود کرده‌اند و ۲۸ درصد نیز برای سال ۲۰۲۶ کاهش نیرو یا فعالیت را برنامه‌ریزی کرده‌اند. همچنین آنتونیو گوترش در بخشی از گزارشش گفته است که تا اول اپریل، در نتیجه تنش‌های مرزی افغانستان و پاکستان حدود ۹۴ هزار نفر آواره شده‌اند. بیش از نیمی از این افراد را زنان و کودکان تشکیل می‌دهند. سازمان ملل از افزایش خطر خشونت مبتنی بر جنسیت در مناطق آسیب‌دیده خبر داده است. همچنین، بین ۲۶ مارچ تا ۱۶ اپریل، بارندگی‌های شدید و سیلاب‌های ناگهانی ۷۳ هزار و ۳۰۰ نفر را در افغانستان متاثر کرده و بیش از ۳۱ هزار و ۶۰۰ نفر را نیازمند کمک فوری ساخته است.

ادامه مطلب


14 ساعت قبل - 53 بازدید

نماینده چین در شورای امنیت سازمان ملل متحد از حکومت سرپرست خواسته است که محدودیت دسترسی زنان و دختران افغانستان به آموزش و کار را لغو کنند و زمینه‌‎ی دسترسی آنان به خدمات صحی و مشارکت اجتماعی فراهم کنند. این مقام چینی این اظهارات در نشست شواری امنیت سازمان ملل متحد درباره‌ی وضعیت افغانستان صحبت می‌کرد، مطرح کرده و گفته است که حکومت فعلی برای پنجمین سال متوالی آموزش دختران بالاتر از صنف ششم را ممنوع کرده‌اند که باعث شده است میلیون‌ها دختر از رفتن به مکتب محروم شوند. نماینده چین در سازمان ملل متحد محرومیت این دختران از آموزش را عمیقا نگران‌کننده خواند و خواستار حفاظت از حقوق اساسی مردم افغانستان شد. همچنین وی از حکومت فعلی خواست که ممنوعیت ورود کارمندان زن افغانستانی سازمان ملل متحد به دفاتر این سازمان را لغو کنند و گفت که این ممنوعیت بر فعالیت عادی نهادهای سازمان ملل متحد تأثیر گذاشته است. نماینده چین در عین حال خواستار تعامل جامعه‌ی جهانی با حکومت سرپرست، آزادی دارایی‌های مسدودشده افغانستان و ارائه‌ی کمک‌های بشردوستانه به افغانستان شد. در حالی نماینده چین خواستار دسترسی زنان و دختران به آموزش و اشتغال می‌شود که حکومت فعلی از حدود چهار سال به این‌سو آموزش دختران و زنان بالاتر از صنف ششم را منع کرده است. افغانستان تنها کشور در جهان است که آموزش بالاتر از صنف ششم برای دختران را منع کرده است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. بر بنیاد گزارش‌ها، اگر این ممنوعیت ادامه یابد، تا سال ۲۰۳۰ نزدیک به چهار میلیون دختر ممکن است از آموزش محروم شوند.

ادامه مطلب


1 روز قبل - 59 بازدید

وقتی سمیرا دستان خاک‌آلودش را از میان بوته‌های سبزی بیرون کشید و کمرش را صاف کرد، آفتاب داغ تابستان بر زمین‌های کشاورزی اطراف شهر می‌تابید. صدای کارگران از گوشه‌های مختلف مزرعه شنیده می‌شد و بوی خاک نم‌خورده در هوا پیچیده بود. او شالش را کمی روی سرش مرتب کرد و بطری آب را از کنار جعبه‌های پلاستیکی برداشت. جرعه‌ای نوشید و نگاهش را به جاده باریکی دوخت که در فاصله‌ای نه‌چندان دور از مزرعه قرار داشت. در همان لحظه، دختری جوان با بایسکل از آن جاده عبور کرد. عبورش تنها چند ثانیه طول کشید، اما برای سمیرا کافی بود تا زمان در ذهنش متوقف شود. انگار ناگهان از میان مزرعه‌ای در ایران، به سال‌های دورتر، به بامیان، به کوهستان‌ها و جاده‌هایی بازگشته بود که زمانی تمام زندگی‌اش را در خود جا داده بودند. او آرام لبخند زد، اما لبخندی که خیلی زود در گوشه لب‌هایش محو شد. سال‌ها گذشته بود، اما هنوز دیدن یک بایسکل می‌توانست قلبش را به درد بیاورد. هنوز هم وقتی صدای چرخ‌هایی را می‌شنید که روی آسفالت می‌غلتیدند، چیزی در وجودش بیدار می‌شد؛ چیزی که نه مهاجرت توانسته بود خاموشش کند و نه سختی‌های زندگی در غربت. سمیرا در یکی از روستاهای ولایت بامیان به دنیا آمده بود؛ جایی که کوه‌های بلند در هر سو دیده می‌شدند و زمستان‌های طولانی و سرد بخشی از زندگی مردم بودند. خانواده‌اش مانند بسیاری از خانواده‌های آن منطقه، زندگی ساده‌ای داشتند. پدرش کارمند یک اداره محلی بود و مادرش بیشتر عمرش را صرف بزرگ کردن فرزندان و رسیدگی به خانه کرده بود. آن‌ها ثروتمند نبودند، اما تلاش می‌کردند فرزندانشان فرصت‌هایی داشته باشند که خودشان در جوانی نداشتند. سمیرا از کودکی با دیگر دختران تفاوت‌هایی داشت. نمی‌توانست ساعت‌های طولانی در خانه بماند. همیشه به بیرون رفتن، حرکت کردن و تجربه کردن چیزهای تازه علاقه داشت. وقتی هم‌سن‌وسالانش با عروسک بازی می‌کردند، او بیشتر دوست داشت در تپه‌های اطراف بدود یا همراه برادرانش به بیرون از روستا برود. مادرش گاهی با لبخند می‌گفت: «این دختر انگار باد را در دلش پنهان کرده است.» اولین بار در حدود سیزده‌سالگی بود که بایسکل‌سواری توجهش را جلب کرد. یکی از اقاربشان بایسکلی داشت و سمیرا با اصرار فراوان از او خواست اجازه دهد چند دقیقه آن را امتحان کند. بار اول زمین خورد، بار دوم هم تعادلش را از دست داد، اما بار سوم توانست چند متر رکاب بزند. همان چند متر کافی بود تا احساس کند چیزی را یافته که سال‌ها دنبالش بوده است. پس از آن، هر فرصتی پیدا می‌کرد تمرین می‌کرد. مدتی بعد پدرش با وجود مشکلات مالی برایش یک بایسکل دست‌دوم خرید. سمیرا آن روز را هنوز هم یکی از بهترین روزهای زندگی‌اش می‌داند. ساعت‌ها بایسکل را تمیز کرد و شب هنگام آن را کنار اتاقش گذاشت. حتی چند بار نیمه‌شب بیدار شد تا مطمئن شود هنوز همان‌جا قرار دارد. سال‌های بعد برای او سال‌های رشد و امید بودند. بایسکل‌سواری در بامیان میان دختران رونق گرفته بود و سمیرا توانست به گروهی از دختران ورزشکار بپیوندد. آن‌ها با وجود امکانات محدود تمرین می‌کردند. گاهی مسیرهای طولانی را رکاب می‌زدند و گاهی در مسابقات محلی شرکت می‌کردند. بسیاری از مردم از آن‌ها حمایت می‌کردند و بسیاری نیز نگاه انتقادی داشتند، اما دختران جوانی مانند سمیرا بیشتر به رویاهای خود فکر می‌کردند تا به حرف دیگران. برای سمیرا، بایسکل تنها یک ورزش نبود. او احساس می‌کرد هنگام رکاب زدن به انسانی تبدیل می‌شود که می‌تواند سرنوشتش را خودش انتخاب کند. وقتی از میان دره‌های بامیان عبور می‌کرد و باد موهایش را تکان می‌داد، باور داشت آینده می‌تواند متفاوت از گذشته باشد. او آرزو داشت روزی مربی شود و به دختران دیگر آموزش دهد و حتی در مسابقات بین‌المللی شرکت کرده و پرچم افغانستان را با افتخار حمل کند. اما زندگی همیشه مطابق رویاهای انسان پیش نمی‌رود. تحولات سیاسی افغانستان همه چیز را تغییر داد. روزهایی که ابتدا تنها با نگرانی و شایعات همراه بودند، به‌تدریج به واقعیتی تلخ تبدیل شدند. محدودیت‌ها یکی پس از دیگری از راه رسیدند. بسیاری از فعالیت‌هایی که زمانی عادی به نظر می‌رسیدند، ناگهان ناممکن شدند. برای دخترانی مانند سمیرا، این تغییرات تنها یک خبر سیاسی نبود، بلکه تغییری بود که مستقیماً بر زندگی روزمره و آینده‌شان اثر می‌گذاشت. تمرین‌های ورزشی متوقف شدند. مسابقات لغو گردیدند. فضای ناامیدی به‌تدریج میان ورزشکاران دختر گسترش یافت. سمیرا بارها امیدوار بود شرایط بهتر شود، اما هر بار امیدش کمرنگ‌تر از قبل بازمی‌گشت. بایسکلش روزبه‌روز بیشتر در گوشه خانه باقی می‌ماند و گرد و خاک روی آن می‌نشست. هر بار که از کنار آن عبور می‌کرد، احساس می‌کرد بخشی از زندگی‌اش را از دست داده است. ماه‌ها گذشت و مشکلات اقتصادی نیز بیشتر شدند. خانواده‌ها نگران آینده فرزندانشان بودند. بسیاری از همسایه‌ها تصمیم به مهاجرت گرفتند و کم‌کم خانواده سمیرا نیز با این پرسش روبه‌رو شدند که آیا باید در افغانستان بمانند یا نه. تصمیم آسانی نبود. هیچ‌کس دلش نمی‌خواست خانه، خاطرات و سرزمینش را ترک کند، اما واقعیت‌های زندگی گاهی انسان را به انتخاب‌هایی وادار می‌کنند که هرگز تصورش را نمی‌کرد. پس از ماه‌ها فکر و مشورت، خانواده تصمیم گرفتند راهی ایران شوند. شبی که سمیرا آخرین وسایلش را جمع می‌کرد، چند بار به بایسکلش نگاه کرد. نمی‌توانست آن را همراه خود ببرد. برای دقایقی کنار آن نشست و دستش را روی فرمان کشید. هیچ‌کس در اتاق نبود، اما اشک‌هایش بی‌صدا روی گونه‌هایش جاری شدند. احساس می‌کرد بخشی از وجودش را پشت سر می‌گذارد. سفر مهاجرت طولانی و خسته‌کننده بود. آن‌ها مانند هزاران خانواده دیگر با امید یافتن زندگی بهتر راهی کشوری شدند که بسیاری از افغان‌ها سال‌ها در آن کار و زندگی کرده بودند. اما رسیدن به ایران پایان مشکلات نبود، بلکه آغاز فصل تازه‌ای از دشواری‌ها بود. خانواده سمیرا در منطقه‌ای کشاورزی ساکن شدند. در آنجا بیشتر مهاجران در مزارع و باغ‌ها کار می‌کردند. برای تأمین هزینه‌های زندگی، همه اعضای خانواده مجبور بودند سهمی در کار داشته باشند و سمیرا نیز خیلی زود همراه پدر و مادرش وارد کار شد. روزهایش از سپیده‌دم آغاز می‌شد. پیش از طلوع کامل خورشید، راهی مزرعه می‌شدند. ساعت‌ها در گرما کار می‌کردند؛ سبزی می‌کاشتند، علف‌های هرز را جمع می‌کردند، محصول برداشت می‌کردند و جعبه‌ها را برای فروش آماده می‌ساختند. دست‌های سمیرا که زمانی به گرفتن فرمان بایسکل عادت داشتند، اکنون از کار مداوم زبر و خشن شده بودند. در آغاز، این تغییر برایش بسیار دشوار بود. گاهی شب‌ها از شدت خستگی نمی‌توانست راحت بخوابد. اما چیزی که بیش از خستگی جسمی آزارش می‌داد، احساس دور شدن از رویایی بود که سال‌ها برای آن تلاش کرده بود. با این حال، تلاش کرد تسلیم نشود. هرچند زندگی جدید فرصت زیادی برای ورزش باقی نمی‌گذاشت، اما سمیرا هر زمان که امکان داشت به رویاهایش برمی‌گشت. بعضی عصرها مسیرهای طولانی را پیاده می‌رفت تا بایسکل‌سوارانی را ببیند که در جاده‌های اطراف تمرین می‌کردند. گاهی ویدیوهای مسابقات جهانی را در تلفن همراهش تماشا می‌کرد و با دقت حرکات ورزشکاران را دنبال می‌کرد. مدتی بعد توانست با پس‌انداز اندکی که از کارش جمع کرده بود، یک بایسکل دست‌دوم بخرد. روزی که آن را به خانه آورد، مادرش لبخند زد؛ او می‌دانست دخترش چه اندازه به این وسیله وابسته است. از آن پس، هرگاه فرصتی پیدا می‌کرد، صبح زود یا هنگام غروب رکاب می‌زد. شاید مسیرها کوتاه بودند و شاید دیگر خبری از مسابقات رسمی نبود، اما همان لحظات برایش ارزش فراوانی داشتند. در ذهنش دوباره در جاده‌های بامیان قرار می‌گرفت؛ جایی که دوستانش در کنارش رکاب می‌زدند و صدای خنده‌هایشان در هوا می‌پیچید. گاهی هنگام کار در مزرعه، خاطرات گذشته ناگهان در ذهنش زنده می‌شد؛ روز گرفتن نخستین مدال یا موفقیت در مسابقات محلی. آن خاطرات به او یادآوری می‌کردند که پیش از مهاجرت، دختری بود که آرزوهای بزرگی داشت. سمیرا هنوز همان دختر است. سال‌های زندگی در ایران به او صبر آموختند. یاد گرفت که گاهی انسان نمی‌تواند مسیر زندگی را انتخاب کند، اما می‌تواند امیدش را حفظ کند. او هرگز از آرزوی بازگشت دست نکشید. هر بار که نام بامیان را می‌شنود، تصویر جاده‌هایش در ذهنش زنده می‌شود. هر بار که عکس بند امیر یا کوه‌های سر به فلک کشیده ولایتش را می‌بیند، قلبش فشرده می‌شود. او بارها به مادرش گفته است که اگر روزی شرایط تغییر کند، نخستین کاری که انجام خواهد داد بازگشت به بامیان است؛ نه فقط برای دیدن خانه، بلکه برای رکاب زدن در همان جاده‌هایی که رویاهایش در آن شکل گرفته بودند. سمیرا می‌داند شاید آن روز به این زودی‌ها نرسد، اما باور دارد امید آخرین چیزی است که باید از دست برود. اکنون هر روز صبح که برای کار راهی مزرعه می‌شود، خورشید همان‌گونه طلوع می‌کند که سال‌ها پیش بر کوه‌های بامیان طلوع می‌کرد. او میان بوته‌های سبزی کار می‌کند، عرق می‌ریزد و برای خانواده تلاش می‌کند، اما در گوشه‌ای از ذهنش هنوز دختری زندگی می‌کند که با تمام نیرو رکاب می‌زند و به سوی افق می‌رود. شاید زندگی او را از جاده‌های بامیان تا مزارع ایران کشانده باشد، اما نتوانسته عشقش به بایسکل‌سواری را از او بگیرد. هنوز هم شب‌ها در خواب، خود را در میان مسابقه‌ای می‌بیند که دختران زیادی در آن حضور دارند؛ باد کوهستان صورتش را نوازش می‌دهد و او با تمام توان رکاب می‌زند. در آن رویاها هیچ مانعی وجود ندارد؛ هیچ محدودیتی نیست و هیچ دختری مجبور نیست آرزوهایش را کنار بگذارد. شاید به همین دلیل است که سمیرا هنوز تسلیم نشده است. زیرا در دلش یقین دارد روزی دوباره به سرزمینش بازخواهد گشت؛ روزی که بایسکلش را برمی‌دارد، در جاده‌های بامیان رکاب می‌زند و در کنار دختران دیگر مسابقه‌ای را آغاز می‌کند که سال‌ها پیش ناتمام مانده بود. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


1 روز قبل - 51 بازدید

ریچارد بنت، گزارشگر ویژه‌ی سازمان ملل متحد در امور حقوق بشر افغانستان به بازداشت زنان و دختران به دلیل عدم رعایت حجاب اسلامی واکنش نشان داده و بازداشت زنان و دختران در هرات را غیرقانونی و غیرقابل قبول عنوان کرده است. آقای بنت شام امروز (دوشنبه، ۱۸ جوزا) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که از بازداشت زنان در هرات به اتهام رعایت نکردن حجاب، «عمیقا نگران» است. گزارشگر ویژه‌ی سازمان ملل در ادامه نوشته است که بازداشت خودسرانه‌ی زنان و دختران به‌ اتهام نقض مقررات پوشش اسلامی، غیرقانونی و غیرقابل قبول است. او خواستار متوقف شدن بازداشت زنان هراتی شده و گفته است که زنان بازداشت‌شده باید بی‌درنگ آزاد شوند. نیروهای امر به معروف و نهی از منکر در هرات، روز شنبه‌ی هفته‌ی جاری محدودیت‌های شدیدی بر رفت‌وآمد و پوشش زنان در هرات وضع کرده است. با این وجود، ریاست اطلاعات و فرهنگ در هرات بازداشت زنان و دختران به‌دلیل نداشتن چادری/برقع را رد کرده و گفته است که تمام این موضوعات شایعات بوده و حقیقت ندارند. بازداشت زنان در هرات با واکنش‌های گسترده داخلی و بین‌المللی روبرو شده و نهادهای حقوق بشری نسبت به افزایش محدودیت‌ها علیه زنان در افغانستان ابراز نگرانی کرده‌اند. یوناما یا دفتر هیات معاونت سازمان ملل متحد در افغانستان گفته است که بازداشت‌ زنان در هرات به‌دلیل ادعای عدم رعایت معیارهای پوشش، نگرانی‌های جدی حقوق بشری را ایجاد کرده است. همچنین وزارت امر به معروف و نهی از منکر در واکنش به گزارش‌های بازداشت خودسرانه‌ی زنان و دختران جوان در هرات گفته است که این گزارش‌ها به‌دور از حقیقت است و «واقعیت» ندارد.

ادامه مطلب


1 روز قبل - 108 بازدید

بخش زنان سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که گرمای شدید، خشک‌سالی و کم‌بود آب، زندگی را برای بسیاری از کشاورزان زن در افغانستان دشوارتر کرده است. این نهاد با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که با پشتیبانی مالی جاپان، گل‌خانه‌های مجهز به انرژی خورشیدی به زنان ایجاد می‌شود. بخش زنان سازمان ملل متحد در ادامه افزوده است که این گل‌خانه‌ها به زنان کمک می‌کند تا با کاشتن سبزی در همه فصل‌های سال، تولید مواد غذایی و درآمد خود را افزایش داده و تاب‌آوری شان در برابر تغییرات اقلیمی افزایش یابد. خشک‌سالی پی‌هم در نزدیک به یک دهه‌ی اخیر، کشاورزی افغانستان را به شدت متأثر کرده است که بخشی از این آسیب متوجه زنان به ویژه زنان خودسرپرست در روستاها است.

ادامه مطلب


1 روز قبل - 98 بازدید

فرماندهی پولیس ولایت پکتیکا اعلام کرده است که یک زن و یک مرد در ولسوالی یحیی‌خیل این ولایت به اتهام داشتن «رابطه‌ی نامشروع» توسط افراد ناشناس کشته شده‌اند. این فرماندهی امروز (دوشنبه، ۱۸ جوزا) با اعلامیه‌ای گفته است که این رویداد حوالی ساعت ۱۰:۰۰ صبح دیروز در روستای «میترگی» از مربوطات ولسوالی یحیی‌خیل رخ داده است. فرماندهی پولیس پکتیکا تاکید کرده است که در پیوند به این رویداد، سه مظنون بازداشت شده‌اند و تحت بازجویی قرار دارند. در اعلامیه آمده است که مأموران امنیتی تحقیقات را برای روشن شدن بیشتر این پرونده آغاز کرده‌اند و پس از تحقیقات اولیه، پرونده به نهادهای قضایی تحویل داده خواهد شد. این در حالی است که پنج‌شنبه هفته‌ی گذشته نیز در منطقه‌ی «بازارک» ولسوالی کوزکنر ولایت ننگرهار نیز یک پسر و یک دختر جوان به اتهام «رابطه‌ی عاشقانه» از سوی برادر دختر و با شلیک گلوله به قتل رسیدند. پیش از این نیز مواردی از قتل‌های ناموسی از ولایت‌های مختلف کشور گزارش شده است، اما آمار دقیقی از این قتل‌ها وجود ندارد.

ادامه مطلب


2 روز قبل - 60 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده که فلج اطفال (پولیو) درمان ندارد، اما قابل پیش‌گیری است و هر کودک باید در برابر این بیماری محافظت شود. این سازمان با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که برنامه‌های واکسیناسیون پولیو در هرات با هدف رسیدن به تمامی کودکان، به‌ویژه در مناطق دورافتاده، ادامه دارد. یونیسف در ادامه تاکید کرده است که با حمایت مرکز امداد و کمک‌های بشردوستانه ملک سلمان(KSRelief)، واکسیناتورها در سراسر هرات به‌گونه خانه‌به‌خانه فعالیت می‌کنند تا کودکان را با دو قطره واکسن در برابر پولیو محافظت کنند. صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد پیش از این نیز بارها بر اهمیت واکسیناسیون گسترده کودکان و همکاری نهادهای بین‌المللی برای محو پولیو در افغانستان تاکید کرده است. گفته می‌شود که این کمپاین‌ها برای رسیدن به هدف ریشه‌کن‌سازی پولیو در افغانستان حیاتی است و باید پوشش واکسیناسیون به تمام کودکان گسترش یابد. افغانستان و پاکستان کشورهای هستند که بیماری پولیو به‌گونه کامل در آن‌ها محو نشده است. قابل ذکر است که در سال ۲۰۲۵ میلادی نُه مورد مثبت بیماری فلج اطفال در افغانستان ثبت شده بود، اما در سال جاری میلادی تا کنون از ثبت موارد جدید، گزارش نشده است. همچنین سازمان جهانی صحت هشدار داده است که تا زمان ریشه‌کنی کامل پولیو در سطح جهان، افغانستان همچنان در معرض خطر انتقال بین‌المللی ویروس است و همکاری با برنامه‌های جهانی و هماهنگی با پاکستان برای واکسینه کردن جمعیت در مناطق مرزی ضروری است. این نهاد نسبت به افزایش خطر ویروس‌های مشتق از واکسن (cVDPV) در برخی مناطق جهان هشدار داده و تاکید کرده است که واکسیناسیون گسترده و نظارت مستمر، تنها راه جلوگیری از شیوع بیش‌تر بیماری است.

ادامه مطلب


2 روز قبل - 78 بازدید

مسوولان در اداره آمادگی مبارزه با حوادث حکومت سرپرست اعلام کرده‌اند که از آغاز سال جاری خورشیدی تا اکنون، دست‌کم ۷۵ نفر در آب‌های کشور غرق شدند و جان باختند. محمدیوسف حماد، سخنگوی این اداره امروز (دوشنبه ۱۸ جوزا) در یک پیام ویدئویی جزئیات آمار قربانیان را اعلام کرده و گفته است که قربانیان این حوادث شامل ۲۷ مرد، هفت زن و ۴۱ کودک هستند. آقای حماد در ادامه تاکید کرده است که وقوع این حوادث در هفته‌های گذشته و هم‌زمان با روزهای عید قربان افزایش چشمگیری داشته است. قابل ذکر است که بی‌احتیاطی شهروندان، شنا در مناطق پرخطر و همچنان نبود تجهیزات امدادی و تدابیر ایمنی و نجات در اطراف سدها و رودخانه‌های افغانستان، از دلایل اصلی وقوع این حوادث مرگبار به شمار می‌روند. نبود تابلوهای هشداردهنده و غریق‌نجات در مناطق تفریحی نیز به این بحران دامن زده است. اخیراً موارد غرق‌شدن در آب در کشور افزایش یافته است. این در حالی است که روز چهارشنبه هفته گذشته در ولسوالی پریان ولایت پنجشیر نیز یک نوجوان ۱۶ ساله هنگام آب‌بازی در رودخانه غرق شد و جان خود را از دست داد.

ادامه مطلب