برچسب: آموزش

15 ساعت قبل - 102 بازدید

صدای زنگ مکتب برای او دیگر فقط خاطره‌ای دور از روزهای گذشته نیست؛ صدایی است که هر صبح، درست در همان ساعتی که زمانی باید از خواب بیدار می‌شد، کتاب‌هایش را در کیف می‌گذاشت و با شوق راهی صنف می‌شد، در ذهنش تکرار می‌شود. اکنون اما در همان ساعت، پیش از آن‌که آفتاب از پشت دیوارهای گلی خانه بالا بیاید، چادرش را مرتب می‌کند، لباس کار می‌پوشد و بی‌آن‌که خواهر و دو برادر کوچک‌ترش را بیدار کند، آرام از خانه بیرون می‌شود. در خانه کوچک‌شان که پنج عضو خانواده برای گذراندن زندگی به درآمد ناچیز پدر و دختر بزرگ‌شان چشم دوخته‌اند، دیگر فرصت چندانی برای حرف زدن از آرزوهای دختر باقی نمانده است. مادر می‌داند دخترش هنوز دلش برای مکتب تنگ شده، پدر می‌داند هر بار که دختر از کنار یک مکتب عبور می‌کند، نگاهش برای چند لحظه روی دروازه آن می‌ماند و خود دختر بهتر از همه می‌داند که هر روزی که برای تأمین هزینه‌های خانه کار می‌کند، یک روز دیگر از زندگی‌ای که زمانی برای خودش تصور کرده بود، فاصله می‌گیرد. او هنوز آن‌قدر جوان است که باید نگران امتحان، کتاب، نمره و تکالیف مکتب باشد، نه کرایه خانه، قیمت نان و هزینه‌های زندگی؛ اما شرایطی که انتخابش نکرده، او را مجبور کرده است زودتر از سنش بزرگ شود و مسئولیت‌هایی را بر دوش بگیرد که قرار نبود در این سال‌های زندگی داشته باشد. پیش از بسته شدن مکتب، زندگی او با وجود همه مشکلات اقتصادی، ساده و پر از امید بود. صبح‌ها مادرش او را برای رفتن به مکتب آماده می‌کرد و پدرش، با آن‌که خودش با دشواری‌های فراوان اقتصادی روبه‌رو بود، همیشه به دخترش می‌گفت که درس بخواند و آینده‌اش را بسازد؛ شاید روزی بتواند زندگی خودش و خانواده‌اش را تغییر دهد. دختر نیز این حرف را باور کرده بود و به همین دلیل، شب‌ها کتاب‌هایش را روی زانو می‌گذاشت و ساعت‌ها درس می‌خواند. وقتی کسی از آینده‌اش می‌پرسید، با خجالت و لبخند از شغلی حرف می‌زد که بتواند با آن به مردم کمک کند و در کنار آن، درآمدی داشته باشد تا خانواده‌اش دیگر برای خرید نان، پرداخت کرایه خانه یا تهیه نیازهای ساده کودکان مجبور نباشند هر سکه را چند بار حساب کنند. برای او مکتب تنها یک ساختمان با دیوار و تخته و چوکی نبود؛ مکتب جایی بود که آینده‌اش را در آن می‌دید و باور داشت اگر فرصت درس خواندن داشته باشد، می‌تواند روزی زندگی متفاوتی برای خودش بسازد. اما وقتی دروازه مکتب به روی او بسته شد، فقط یک مسیر روزانه از زندگی‌اش حذف نشد؛ بخشی از آینده‌ای که برای خودش ساخته بود نیز آرام‌آرام از دست رفت. ماه‌های نخست را با امید سپری کرد. کتاب‌هایش را جمع نکرد، لباس مکتبش را کنار نگذاشت و هر بار که خبری، شایعه‌ای یا حتی یک جمله درباره احتمال بازگشایی مکاتب دختران می‌شنید، دلش دوباره روشن می‌شد. همان شب کتاب‌هایش را مرتب می‌کرد، بعضی درس‌ها را مرور می‌کرد و خودش را برای روزی تصور می‌کرد که دوباره در صنف بنشیند و صدای معلمش را بشنود. مادرش نیز برای دلگرمی می‌گفت شاید وضعیت تغییر کند و پدرش هر بار که دختر درباره مکتب صحبت می‌کرد، می‌گفت: «صبور باش، دخترم.» اما ماه‌ها یکی پس از دیگری گذشتند و انتظار طولانی‌تر شد. در همان روزهایی که دختر منتظر باز شدن دروازه مکتب بود، مشکلات اقتصادی خانواده نیز بیشتر می‌شد. پدر که تنها نان‌آور خانه بود، هر روز برای پیدا کردن کار بیرون می‌رفت و گاهی با دست خالی یا درآمدی بسیار کم برمی‌گشت. مادر توان کار بیرون از خانه را نداشت و سه کودک کوچک خانواده نیز نیازمند مراقبت بودند. برادران هنوز کوچک‌تر از آن بودند که بتوانند پولی به خانه بیاورند و خواهرش نیز بیشتر روزها در کنار مادر می‌ماند. کم‌کم خانواده به نقطه‌ای رسید که دیگر نمی‌توانست فقط با امید به بهتر شدن شرایط منتظر بماند و در چنین وضعیتی، نگاه‌ها ناخواسته به سوی دختر بزرگ خانواده برگشت؛ دختری که مکتبش بسته شده بود و حالا زمان زیادی را در خانه می‌گذراند. نخستین بار که پدر درباره کار کردن با او صحبت کرد، دختر چیزی نگفت. پدر با صدایی آرام و مردد توضیح داد که هزینه‌های خانه بیشتر شده و درآمد او به تنهایی جواب نمی‌دهد. خودش نیز از این‌که مجبور شده بود چنین پیشنهادی به دخترش بدهد، ناراحت بود و برای همین گفت: «اگر کار پیدا شود، فقط تا وقتی اوضاع بهتر شود.» دختر به صورت پدر نگاه کرد و مردی را دید که سال‌ها تلاش کرده بود مشکلات خانه را از چشم فرزندانش پنهان کند، اما حالا خودش به کمک دخترش نیاز داشت. او نمی‌خواست پدرش احساس شکست کند، نمی‌خواست مادرش شب‌ها با نگرانی به خواب برود و نمی‌خواست خواهر و برادرهای کوچکش به خاطر نداشتن پول از نیازهای ساده‌شان محروم بمانند. شاید در همان لحظه فهمید که اگر کار نکند، فشار بیشتری بر خانواده وارد خواهد شد و همین فکر باعث شد تصمیمی بگیرد که برای خانواده راهی برای ادامه زندگی بود، اما برای خودش به معنای کنار گذاشتن بخشی از آرزوهایش بود. از آن روز، دختر دیگر فقط فرزند بزرگ خانواده نبود؛ بخشی از بار اقتصادی خانه نیز بر دوش او قرار گرفت. صبح‌های او از آن پس دیگر با صدای ورق خوردن کتاب آغاز نمی‌شد. دست‌هایی که زمانی مداد را میان انگشتانش می‌فشردند و تکالیف مکتب را می‌نوشتند، حالا با کارهای شاقه درگیر بودند. هر روز ساعت‌های زیادی کار می‌کرد و وقتی به خانه برمی‌گشت، خستگی در صورت و قدم‌هایش دیده می‌شد، اما تلاش می‌کرد در برابر مادر و کودکان لبخند بزند تا آن‌ها کمتر متوجه سختی روزش شوند. گاهی پاهایش آن‌قدر درد می‌کرد که به محض رسیدن به خانه گوشه‌ای می‌نشست و چند دقیقه بدون حرف به زمین خیره می‌ماند. مادر از نگاهش می‌فهمید که دختر خسته است، اما چیزی نمی‌گفت؛ چون خودش نیز می‌دانست اگر دختر کار نکند، سفره خانه کوچک‌تر می‌شود و فشار زندگی بیشتر خواهد شد. پدر هم هر شب درآمد خودش و دخترش را کنار هم می‌گذاشت و هزینه‌های روز بعد را حساب می‌کرد؛ دو درآمد اندک که باید هزینه زندگی پنج نفر را تأمین می‌کرد. آن‌ها مانند دو ستون خسته، اما ناچار، بار خانه را روی شانه‌های خود گرفته بودند؛ پدری که هنوز تلاش می‌کرد نان‌آور خانواده باشد و دختری که در سنی که باید پشت میز مکتب می‌نشست، برای زنده ماندن خانواده کار می‌کرد. درآمد دختر زیاد نبود، اما برای خانواده اهمیت بزرگی داشت. پولی که از کار سخت به دست می‌آورد، بخشی از کرایه خانه، نان، مواد غذایی و نیازهای کودکان را تأمین می‌کرد و گاهی همان مقدار اندک می‌توانست مشخص کند که خانواده آن روز چه چیزی برای خوردن داشته باشد. در این خانه خریدها همیشه بر اساس ضرورت انجام می‌شد؛ اگر نان بود، شاید میوه نبود، اگر کرایه خانه پرداخت می‌شد، خرید لباس تازه برای کودکان به ماه بعد می‌افتاد و اگر یکی از اعضای خانواده مریض می‌شد، برنامه تمام روزهای بعد باید تغییر می‌کرد. هیچ‌چیز در این خانه به اندازه کافی وجود نداشت، جز نگرانی؛ نگرانی از فردا، نگرانی از تمام شدن پول، نگرانی از پیدا نشدن کار و نگرانی از مریض شدن یکی از کودکان. با این حال، نگرانی بزرگ‌تری نیز وجود داشت که هیچ‌کس به زبان نمی‌آورد؛ این‌که دختر خانواده تا چه زمانی می‌تواند هم کار کند، هم خستگی را تحمل کند و هم رؤیای بازگشت به مکتب را در گوشه‌ای از قلبش زنده نگه دارد. ادامه دارد... نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


20 ساعت قبل - 46 بازدید

حامد کرزی، رییس‌جمهور پیشین افغانستان در پیامی به مناسبت سالروز استقلال کشور اعلام کرد که حفظ و بهره‌مندی از استقلال، نیازمند صلح پایدار، وحدت ملی و فراهم ساختن فرصت آموزش برای دختران و پسران است. آقای کرزی امروز (چهارشنبه ۲۸ اسد) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که قوای بشری تعلیم‌یافته زمانی تربیت می‌شود که تمامی کودکان، اعم از دختر و پسر به آموزش و تعلیم دسترسی داشته باشند. او تاکید کرد که وحدت و اتفاق میان مردم در صورتی استحکام می‌یابد که احساس مالکیت همگانی و باور به سرنوشت مشترک در جامعه گسترش پیدا کند. وی تصریح کرد که افغانستان تنها با پشتوانه انسجام و قدرت ملی می‌تواند به پیشرفت دست یابد و به عنوان عضوی مسوول، از جایگاهی شایسته و قابل احترام در جامعه بین‌المللی برخوردار شود. حامد کرزی در چند سال گذشته بارها از حکومت فعلی خواسته است که زمینه آموزش برای دختران فراهم شود. ۱۰۷ سال پیش، امان‌الله خان شاه سابق افغانستان، استقلال این کشور را از استعمار بریتانیا به دست آورد.

ادامه مطلب


22 ساعت قبل - 84 بازدید

استفان دوجاریک، سخنگوی دبیرکل سازمان ملل متحد در یک نشست خبری اعلام کرد که حدود دو سوم از ۹۰۰ هزار کودکی که به افغانستان بازگشته‌اند، همچنان از آموزش محروم هستند. آقای دوجاریک گفته است که طبق آماری‌های موجود، از میان آنان نزدیک به ۶۰۰ هزار کودک به مکتب دسترسی ندارند. او با استناد به گزارش اوچا یا دفتر هماهنگی امور بشردوستانه سازمان ملل افزوده است که نظام آموزشی در افغانستان با چالش‌های متعددی روبرو است. سخنگوی دبیرکل سازمان ملل متحد یادآوری کرد که دختران بالاتر از صنف ششم همچنان از حق آموزش محرومند. آقای دوجاریک درباره محدودیت‌های امدادرسانی تصریح کرد: «ما همراه با شرکای بشردوستانه خود در صورت امکان حمایت می‌کنیم، اما کمبود مداوم بودجه، ظرفیت پشتیبانی از آموزش کودکان را کاهش داده است.» همچنین یونسکو نیز پیشتر اعلام کرد که از زمان بازگشت حکومت سرپرست به قدرت در اسد ۱۴۰۰، حدود ۲.۴ میلیون دختر در افغانستان از آموزش متوسطه محروم شده‌اند. این نهاد سازمان ملل هشدار داده است که ادامه ممنوعیت آموزش دختران، در درازمدت به اقتصاد و جامعه افغانستان آسیب زیاد خواهد زد. حکومت فعلی پس از بازگشت به قدرت در اسد ۱۴۰۰ بارها گفته بود که زمینه آموزش دختران فراهم خواهد شد. با این حال، مکاتب متوسطه و لیسه دختران در حوت همان سال بسته ماند و در قوس ۱۴۰۱ نیز تحصیل زنان در دانشگاه‌ها ممنوع شد.

ادامه مطلب


2 روز قبل - 67 بازدید

سوزان فرگوسن، نماینده بخش زنان سازمان ملل در امور افغانستان، وضعیت زنان و دختران را پنج سال پس از بازگشت حکومت سرپرست به قدرت «بی‌سابقه در جهان مدرن» توصیف کرد. خانم فرگوسن با نشر ویدیویی گفته است که طی پنج سال گذشته به‌طور سیستماتیک حقوق زنان محدود شده و بیش از ۱۰۰ فرمان در این زمینه صادر شده است. دفتر سازمان ملل متحد در ژنو ویدیویی از سخنان فرگوسن را منتشر کرد و وی از جامعه جهانی خواست حمایت خود را از زنان افغانستان کاهش ندهد. او گفت: «اکنون زمان آن است که تعهد خود را در قبال زنان افغانستان عمیق‌تر کنیم، نه این‌که از آن عقب‌نشینی کنیم.» نماینده ویژه بخش زنان سازمان ملل افزود افغانستان تنها کشور جهان است که زنان و دختران در آن با محدودیت‌های گسترده‌ای در زمینه آموزش، کار، رفت‌وآمد، مشارکت عمومی و برابری حقوقی مواجه‌اند. براساس آمار ارائه‌شده از سوی زنان سازمان ملل، بیش از نیمی از سه هزار و ۲۰۰ زن مورد بررسی گفته‌اند که اکنون تنها یک یا دو بار در ماه از خانه بیرون می‌شوند. نزدیک به سه‌چهارم آنان نیز گفته‌اند بدون محرم مرد هنگام خروج از خانه احساس امنیت نمی‌کنند. همچنین فرگوسن هشدار داده است که محدودیت‌های گسترده علیه زنان به بحران سلامت روانی در میان آنان منجر شده است. او گفت که ممنوعیت‌های آموزشی همچنان باعث کاهش شمار کارکنان صحی زن شده و دسترسی زنان به خدمات درمانی را دشوارتر کرده است. فرگوسن با اشاره به پیام زنانی که با آنان دیدار کرده، گفت: «ما را ببینید، ما را ترک نکنید، در کنار ما بایستید و به حمایت از ما ادامه دهید.» او از دولت‌ها و کمک‌کنندگان بین‌المللی خواست در شرایطی که فشارها بر زنان و دختران افغانستان ادامه دارد، حمایت مالی و سیاسی خود را کاهش ندهند.

ادامه مطلب


3 روز قبل - 60 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد می‌گوید که زنان و دختران در افغانستان با بحرانی ساختارمند حقوق بشری روبرو هستند. این نهاد امروز (دوشنبه، ۲۶ اسد) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که ممنوعیت آموزش متوسط و مشارکت زنان در نیروی کار همراه با محدودیت‌های گسترده در زندگی روزمره، خطرهای مرتبط با حفاظت و امنیت آن‌ها را افزایش داده و تاب‌آوری بلندمدت جامعه را نیز تهدید می‌کند. در ادامه آمده است که محدودیت‌های وضع‌شده بر زنان و دختران در افغانستان، برای نسل‌های آینده نیز احساس خواهد شد. حکومت سرپرست پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. بر بنیاد گزارش‌ها، اگر این ممنوعیت ادامه یابد، تا سال ۲۰۳۰ نزدیک به چهار میلیون دختر ممکن است از آموزش محروم شوند.

ادامه مطلب


3 روز قبل - 53 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد اعلام کرده است که در جریان برنامه‌های حمایتی این نهاد در افغانستان، ۶۷ درصد از ۵۵ هزار و ۹۳۷ کودک آسیب‌پذیر تحت حمایت آموزشی، دختران بودند. این سازمان با نشر گزارشی از ارایه‌ی خدمات صحی و تغذیه‌ای به میلیون‌ها کودک و حمایت از خانواده‌های آسیب‌پذیر در افغانستان خبر داده است. بر اساس آمار یونیسف، برنامه‌های آموزش مبتنی بر جامعه و ایجاد مکان‌های موقت آموزشی به ۵۵ هزار و ۹۳۷ کودک آسیب‌پذیر در افغانستان کمک کرده است. در گزارش آمده است که دختران با تشکیل ۶۷ درصد این کودکان، بخش عمده دریافت‌کنندگان این حمایت‌ها را تشکیل می‌دهند. یونیسف در بخشی از گزارشش تاکید کرد که این برنامه‌ها، از جمله برای کودکان بازگشته و کودکانی که از مکتب بیرون مانده‌اند، اجرا شده است؛ گروهی که در میان محدودیت‌های موجود بر آموزش، با موانع بیشتری برای دست‌رسی به فرصت‌های آموزشی روبرو هستند. در بخش حمایت اقتصادی از خانواده‌ها، برنامه انتقال پول نقد برای مادران و کودکان به ۶۵ هزار و ۱۶۲ خانواده رسیده و در مجموع ۵۷۶ هزار و ۲۷۹ نفر از آن بهره‌مند شده‌اند. این در حالی است که نظام آموزشی افغانستان همچنان با چالش‌های گسترده در بخش ساختمان، تجهیزات و کم‌بود آموزگاران روبرو هستند. در بسیاری از منطقه‌های دوردست مکتب‌ وجود ندارد و بسیاری از کودکان، به‌ویژه دختران، از آموزش محروم می‌مانند. پس از بازگشت حکومت سرپرست به قدرت در آگست ۲۰۲۱ میلادی، دختران از آموزش بالاتر از دوره ابتدایی و زنان از تحصیل دانشگاهی محروم شده‌اند. همچنین در کنار محدودیت‌های آموزشی، زنان و دختران با محدودیت‌هایی در زمینه اشتغال، رفت‌وآمد و حضور در زندگی عمومی نیز مواجه‌اند.

ادامه مطلب


4 روز قبل - 97 بازدید

امینه محمد، معاون دبیرکل سازمان ملل متحد ‏گفته است که زنان و دختران افغانستان همچنان بار ‏محرومیت از حقوق‌شان را بر دوش می‌کشند و ‏امیدها و رویاهای‌شان برای آینده در حالت تعلیق ‏قرار دارد. خانم محمد با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که زنان و دختران اهل افغانستان در چنین شرایطی نباید به حال خود رها شوند. او در ادامه تاکید کرده است: «بیایید همچنان صدای آنان را ‏بازتاب دهیم و در حمایت از تلاش‌های‌شان برای ‏دستیابی به حق آموزش و مشارکت در اقتصاد، ‏استوار بمانیم‎.‌‏»‏ حکومت سرپرست روز (شنبه، ۲۴ اسد) سالروز بازگشتش به قدرت را جشن گرفتند.‏ امینه محمد از بلندپایه‌ترین مقام‌های سازمان ملل است که پس از بازگشت حکومت فعلی به قدرت، به افغانستان سفر کرده و با مقام‌های دولتی دیدار و گفتگو کرده است. او در این دیدارها بر ضرورت تأمین حق آموزش و کار زنان و دختران تأکید کرده بود. همچنین بخش زنان سازمان ملل متحد در گزارشی گفته است ‏که حکومت فعلی در افغانستان طی پنج سال گذشته بیش از ‌‏۱۰۰ فرمان علیه زنان و دختران صادر کرده‌اند که ‏تبعیض را نهادینه و حقوق اساسی آنان را سلب کرده ‏است‎.‎ زنان و دختران افغانستان در حال حاضر از آموزش، ‏کار و آزادی گشت‌وگذار محروم هستند.‏

ادامه مطلب


5 روز قبل - 87 بازدید

بخش زنان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که دختران و زنان افغانستان همچنان از رفتن به مکتب محروم هستند. این نهاد امروز (شنبه، ۲۴ اسد/۱۵ آگست) به مناسبت پنجمین سال تسلط حکومت سرپرست بر افغانستان گفته است که محروم‌نگه‌داشتن دختران از مکتب تنها بر زندگی خود آن‌ها اثر نمی‌گذارد بلکه مانع پیشرفت و توسعه‌ی افغانستان نیز می‌شود. بر اساس آمار یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد، اکنون دو میلیون و ۴۰۰ هزار دختر به دلیل این ممنوعیت، از آموزش متوسطه باز مانده‌اند. حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. بر بنیاد گزارش‌ها، اگر این ممنوعیت ادامه یابد، تا سال ۲۰۳۰ نزدیک به چهار میلیون دختر ممکن است از آموزش محروم شوند.

ادامه مطلب


5 روز قبل - 100 بازدید

انستیتیوت ملی موسیقی افغانستان در تبعید فعالیت دارد، در پشتیبانی از دختران و زنان افغانستان آهنگی زیر نام «آدم و حوا» را به تازگی ساخته است. احمد سرمست، رییس این نهاد با نشر اعلامیه‌ای گفته است که آدم و حوا، سرودی برای زنان، هنرمندان، موسیقی‌دانان و همه قربانیان ظلم، سرکوب و خشونت است. آقای سرمت در ادامه تاکید کرده است که آدم و حوا، سرودی در دفاع از حق آموزش، کرامت انسانی و آزادی آفرینش هنری برای شهروندان افغانستان است. او افزوده است که آدم و حوا، سرودی برای پایدار، امید و مقاومت است. انستیتیوت ملی موسیقی افغانستان در اعلامیه‌اش افزوده است که این آهنگ ۰۷:۰۰ شب شنبه به وقت کابل پخش خواهد شد. قابل ذکر است که پس از فروپاشی حکومت جمهوری، اعضای انستیتیوت ملی موسیقی، افغانستان را ترک کردند و در تبعید به فعالیت خود ادامه داده‌اند. حکومت سرپرست در پنج سال گذشته، موسیقی را حرام و ممنوع اعلام کرده و هزاران آله‌ی موسیقی را در این مدت در ولایت‌های مختلف گردآوری کرده و آتش زده‌اند.

ادامه مطلب


5 روز قبل - 109 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد اعلام کرده است که ممنوعیت وضع‌شده بر آموزش و کار زنان و دختران تنها یک نسل را تحت تأثیر قرار نمی‌دهد، بلکه نسل بعدی نیز هزینه‌ی آن را می‌پردازد. این با نشر اعلامیه‌ای گفته است که پس از ۱۵ آگست ۲۰۲۱ میلادی، ۲.۶ میلیون دختر از آموزش محروم شدند و محدودیت‌های اعمال‌شده بر آموزش دختران و اشتغال زنان، سالانه ۸۴ میلیون دالر امریکایی برای افغانستان هزینه‌ی اقتصادی دارد و با ادامه‌ی محدودیت‌ها، این ضررها هر ساله بیشتر می‌شود. یونیسف هشدار داده است که این محدودیت‌ها تنها یک نسل را تحت تأثیر قرار نمی‌دهد، بلکه هزینه‌ها و عواقب آن به نسل بعدی نیز منتقل می‌شود. صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل افزوده است: «با افزایش نسبت مادران بی‌سواد، خطرات کم‌وزنی هنگام تولد، واکسیناسیون ناکافی و کوتاهی قد در بین فرزندان‌‎شان نیز افزایش می‌یابد و فشار بیشتری را بر سیستم صحی که از قبل تحت فشار بوده است، وارد می‌کند.» در بخشی از اعلامیه آمده است که با این محدودیت‌ها، افغانستان تا سال ۲۰۳۰ با خطر از دست دادن حداکثر ۲۰ هزار معلم زن و حدود پنج‌ونیم هزار پزشک زن مواجه است و همچنان تعداد معلمان زن در آموزش پایه در حال حاضر بیش از نُه درصد کاهش یافته و از نزدیک به ۷۳ هزار نفر در سال ۲۰۲۲ به حدود ۶۶ هزار نفر در سال ۲۰۲۴ رسیده است. بررسی‌های یونیسف نشان می‎دهد که حضور زنان در خدمات ملکی بین سال‌های ۲۰۲۳ تا ۲۰۲۵ میلادی از ۲۱ درصد به ۱۷.۷ درصد کاهش یافته است. کاترین راسل، مدیر اجرایی یونیسف می‌گوید: «پنج سال ممکن است در تاریخ یک کشور کوتاه باشد، اما در زندگی یک دختر دوره‌ای تعیین‌کننده است.» او افزوده است: «کلاس درس چیزی بیش از یادگیری ارائه می‌دهد. به یک جوان صدا و توانایی رسیدن به تمام ظرفیت او را می‌دهد و سپری در برابر کار کودکان، ازدواج زودهنگام و خشونت و سوءاستفاده ارائه می‌دهد.» وی افزوده است: «وقتی مکتب‌ها تعطیل شدند، این حمایت‌ها از بین رفت.» یونیسف هشدار داده است که دختران وقتی از مکتب خارج می‌شوند با خطرات بیشتری از جمله کار کودکان، سوءاستفاده، ازدواج زودهنگام و خشونت مبتنی بر جنسیت روبه‌رو هستند. این در حالی است که حکومت سرپرست پس از وارد شدن به کابل، حدود دو هفته بعد اعلام کردند که دختران اجازه ندارند فراتر از صنف ششم ابتدائی مکتب درس بخوانند. همچنین آموزش بانوان در دانشگاه‌ها در دسامبر ۲۰۲۲ منع شد.

ادامه مطلب