برچسب: آموزش

2 ساعت قبل - 51 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد در افغانستان از حکومت سرپرست خواسته است که بی‌درنگ مکاتب و دانشگاه‌ها را به روی دختران باز کنند. این نهاد امروز (پنج‌شنبه، ۲۶ سنبله) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که افغانستان تنها کشور در جهان است که در آن آموزش دختران بالاتر از مقطع ابتدایی، ممنوع است. یونیسف در ادامه تاکید کرده است: «مقام‌های حاکم محدودیت‌های آموزشی را لغو کنند و به همه دختران و زنان اجازه دهند تا بی‌درنگ به مکاتب و دانشگاه‌ها بازگردند.» صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد در ادامه افزوده است که در پنج سالی که حکومت فعلی در قدرت هستند، بیش از ۲.۶ میلیون دختر از آموزش محروم شدند. این در حالی است که حکومت سرپرست پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. بر بنیاد گزارش‌ها، اگر این ممنوعیت ادامه یابد، تا سال ۲۰۳۰ نزدیک به چهار میلیون دختر ممکن است از آموزش محروم شوند.

ادامه مطلب


15 ساعت قبل - 97 بازدید

وزارت تحصیلات عالی حکومت سرپرست در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که جواز فعالیت دانشگاه ‏خصوصی خاتم‌النبیین را لغو کرده و دروازه‌های ساختمان این ‏دانشگاه در کابل و نمایندگی آن در غزنی مسدود شده است. ضیاءالله هاشمی، سخنگوی وزارت تحصیلات عالی ‏امروز (چهارشنبه، ۲۵ سنبله) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود، دلیل لغو جواز این ‏دانشگاه را «عدم رعایت پالیسی‌های این وزارت، توهین به ‏ارزش‌های اسلامی و استفاده‌ی نادرست از حیثیت و جایگاه ‏دانشگاه» عنوان کرد. وی در ادامه تاکید کرده است که شورای رهبری وزارت تحصیلات عالی، تصمیم لغو ‏جواز دانشگاه خاتم‌النبیین گرفته است. او افزوده است که دانشجویان برحال دانشگاه ‏خاتم‌النبیین به سایر دانشگاه‌های خصوصی معرفی می‌شوند. قابل ذکر است که دانشگاه خاتم‌النبیین، یکی از دانشگاه‌های خصوصی معتبر ‏افغانستان به شمار می‌رفت.‏ محمدجواد محسنی، رییس تلویزیون تمدن و عبدالقیوم سجادی، ‏عضو ‏پیشین مجلس نمایندگان از مالکان این دانشگاه هستند. همچنین محمدجواد محسنی با نشر اعلامیه‌ای گفته است که فعالیت این دانشگاه پس از نزدیک به بیست سال فعالیت علمی، آموزشی و پژوهشی، در پی فشارهای وزیر عدلیه و با همراهی افرادی در وزارت تحصیلات عالی متوقف و جواز فعالیت آن لغو شده است. او تاکید کرد: «پس از آن‌که ادعاهای وزیر عدلیه درباره غصبی‌بودن زمین، وابستگی حزبی دانشگاه و سایر اتهامات مطرح‌شده با ارائه اسناد، مدارک و دلایل مستدل رد شد، وزیر عدلیه طی مکتوبی به وزارت تحصیلات عالی خواستار توقف فعالیت دانشگاه شد. در این مکتوب به موضوع مذهب و قومیت نیز اشاره شده و در صورت نیاز، متن آن رسانه‌ای خواهد شد.» وی افزوده است که وزیر تحصیلات عالی با ادعاهای وزیر عدلیه موافق نبود و طرفدار حفظ دانشگاه بود و به همین دلیل موضوع را طی مکتوبی از رهبری حکومت در قندهار استعلام کرد. حکومت سرپرست چندی قبل تلویزیون تمدن و مدرسه خاتم‌النبیین را ‏نیز بسته کرده بود. وزارت عدلیه‌ اعلام کرده بود که ‏زمین این ‏رسانه و مدرسه‌ی دینی، غصبی است.

ادامه مطلب


4 روز قبل - 101 بازدید

بخش حفاظت مدنی و کمک‌های بشردوستانه اتحادیه اروپا در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که حمایت آموزشی از کودکان در افغانستان می‌تواند زند‌گی آنان را تغییر دهد و زمینه ساختن آینده‌ای بهتر را فراهم کند. این نهاد امروز (یک‌شنبه، ۲۲ سنبله) با نشر یک پیام ویدیویی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که میلیون‌ها کودک در سراسر جهان در این هفته به مکتب بازمی‌گردند، اما در افغانستان دسترسی به آموزش برای بسیاری از کودکان همچنان با موانع جدی روبرو است. اتحادیه اروپا در ادامه تاکید کرده است که میلیون‌ها کودک در افغانستان از آموزش محروم‌اند. در اعلامیه آمده است که حدود نیمی از کودکان در سن مکتب در حال حاضر به آموزش دسترسی ندارند. بخش حفاظت مدنی و کمک‌های بشردوستانه اتحادیه اروپا افزوده است که در میان کودکان محروم از آموزش، حدود یک میلیون کودک به‌دلیل ممنوعیت آموزش دختران از تحصیل بازمانده‌اند. این اتحادیه تصریح کرد که برای بسیاری از کودکان در افغانستان، رفتن به مکتب به‌دلیل فاصله زیاد، دشواری جاده‌ها و شرایط نامساعد آب‌وهوایی امکان‌پذیر نیست. اتحادیه اروپا گفته است که برای ایجاد صنف‌های آموزشی در این مناطق، حمایت مالی می‌کند تا مطمین شود دختران و پسران به‌گونه عادلانه به آموزش دسترسی دارند. در حالی اتحادیه اروپا از آموزش کودکان دفاع می‌کند که حکومت سرپرست پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. بر بنیاد گزارش‌ها، اگر این ممنوعیت ادامه یابد، تا سال ۲۰۳۰ نزدیک به چهار میلیون دختر ممکن است از آموزش محروم شوند.

ادامه مطلب


5 روز قبل - 108 بازدید

دید‌بان حقوق افغانستان، بار دیگر از ادامه بسته‌ماندن مکتب‌های دخترانه‌ی بالاتر از صنف ششم انتقاد کرده و گفته است که دختران و زنان این کشور نباید «قربانی فراموشی» شوند. این نهاد همزمان با یک هزار و ۸۱۷مین روز بسته‌ماندن مکتب‌های دختران، گفت که آموزش حق اساسی دختران است، نه امتیازی که آن را از زنان و دختران سلب کنند یا دوباره بازگردانند. در اعلامیه آمده است که که با گذشت هر روز، جای دختران در مکتب‌ها خالی‌تر می‌شود و حق آموزش آنان باید بدون هیچ قیدوشرطی به آنان بازگردانده شود. دیدبان حقوق افغانستان در پیامی به نقل از یکی از دختران دانش‌آموز نوشته است: «من نمی‌خواهم قربانی فراموشی باشم؛ می‌خواهم کتابم را باز کنم، درس بخوانم و آینده بسازم.» حکومت سرپرست پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در این مدت، بارها سازمان‌های بین‌المللی و شماری از کشورها خواستار تامین حقوق اساسی دختران، از جمله حق آموزش، شده‌اند؛ اما این محدودیت‌ها همچنان پابرجاست. بر بنیاد داده‌هایی که به‌تازگی از سوی سازمان ملل متحد منتشر شده، در پنج سال گذشته دو میلیون و ۶۰۰ هزار دختر را از آموزش محروم شدند. ممنوعیت آموزش دختران در افغانستان یکی از جدی‌ترین موارد نقض حقوق بشر در جهان دانسته می‌شود.

ادامه مطلب


1 هفته قبل - 102 بازدید

یونسکو یا سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که سوادآموزی یک حق اساسی بشری برای همه است و زمینه دسترسی به دیگر حقوق انسانی و آزادی‌های بیشتر را فراهم می‌کند. این سازمان با نشر پیامی به مناسبت روز جهانی سوادآموزی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که روز جهانی سوادآموزی از سال ۱۹۶۷ هر سال در سراسر جهان برگزار می‌شود تا توجه سیاست‌گذاران، دست‌اندرکاران و مردم به اهمیت سوادآموزی جلب شود. در اعلامیه آمده است که سوادآموزی نقش مهمی در ایجاد جامعه‌ای باسوادتر، عادلانه‌تر، صلح‌آمیزتر و پایدارتر دارد. سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی ملل متحد تاکید کرد که سوادآموزی تنها به خواندن و نوشتن محدود نمی‌شود، بلکه پایه‌ای برای کسب دانش، مهارت‌ها، ارزش‌ها، نگرش‌ها و رفتارهای گسترده‌تر است. یونسکو در ادامه افزوده است که سوادآموزی می‌تواند به ایجاد فرهنگ صلح پایدار کمک کند، فرهنگی که بر برابری، منع تبعیض، حاکمیت قانون، همبسته‌گی و عدالت استوار باشد. این سازمان تاکید کرده است که سوادآموزی در نهایت به ایجاد روابط هماهنگ انسان با خودش، دیگران و محیط زیست کمک می‌کند. در حالی یونسکو بر آموزش تاکید دارد که حکومت سرپرست پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


1 هفته قبل - 118 بازدید

داکتر تاج‌الدین اویوالی، نماینده‌ی یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد در افغانستان  گفته است که ۹۰ درصد کودکان ده ساله در افغانستان در تلاش اند به مهارت‌های ابتدایی خواندن دست یابند. آقای اویوالی امروز (سه‌شنبه، ۱۷ سنبله) به مناسبت روز جهانی سوادآموزی با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود این موضوع را «واقعیت تلخ» توصیف کرده است و خواستار سرمایه‌گذاری در سوادآموزی اولیه در افغانستان شده است. وی در ادامه تاکید کرده است برای هر کودک باید فرصتی برای خواندن، آموختن و شکوفا شدن مهیا باشد. همچنین اوچا یا دفتر هماهنگ‌کننده‌‌ی کمک‌های بشردوستانه سازمان ملل متحد در افغانستان گفته است که کودکان افغانستان با موانع بسیار زیادی برای آموزش و یادگیری مواجه هستند. این در حالی است که حکومت فعلی طی پنج سال گذشته علاوه بر محدودیت‌ها بر زنان و دختران، آن‌ها را از آموزش نیز محروم کرده‌اند. در حال حاضر دختران بالاتر از صنف ششم از آموزش محروم هستند؛ دختران جوان نیز حق رفتن به دانشگاه‌ ندارند. براساس گزارش یونسکو یا سازمان علمی، فرهنگی و آموزشی سازمان ملل طی پنج سال گذشته حدود ۲.۴ میلیون دختر در افغانستان از آموزش محروم شده‌اند. در گزارش یونسکو آمده است که محدودیت‌ها بر آموزش دختران در کشور، روند سال‌ها پیشرفت در گسترش فرصت‌های آموزشی را متوقف کرده است.

ادامه مطلب


1 هفته قبل - 77 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که برای کودکان در افغانستان، موانع زیادی بر سر راه یادگیری وجود دارد. این نهاد امروز (سه‌شنبه، ۱۷ سنبله) به مناسبت روز جهانی سوادآموزی با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که سوادآموزی درهایی را به سوی دانش، فرصت و آینده‌ای امن می‌گشاید. یونیسف در ادامه تاکید کرده است که سرمایه‌گذاری پایدار در بخش آموزش برای باز نگه‌داشتن این درها ضروری است تا هر کودکی بتواند شکوفا شود. در حالی یونیسف آموزش یا یادگیری تاکید می‌کند که حکومت سرپرست پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. بر بنیاد گزارش‌ها، اگر این ممنوعیت ادامه یابد، تا سال ۲۰۳۰ نزدیک به چهار میلیون دختر ممکن است از آموزش محروم شوند.

ادامه مطلب


2 هفته قبل - 87 بازدید

سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که اکنون در برخی ولایت‌های افغانستان مکتب‌ها پس از رخصتی‌های تابستانی دوباره باز می‌شوند، اما میلیون‌ها دختر همچنان از آینده‌ی خود محروم هستند. این نهاد امروز (یک‌شنبه، ۱۵ سنبله) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که بیش از پنج سال است حق آموزش از دختران بالاتر از صنف ششم گرفته شده است. سازمان ملل متحد در ادامه تاکید کرده است که هیچ کشور بدون حضور معنادار دختران و زنان پیشرفت نمی‌کند. همچنین این سازمان افزوده است که دختران در افغانستان سزاوار صنف‌های درسی هستند، نه موانع و محدودیت‌ها. در حالی سازمان ملل از محروم ماندن دختران از مکتب ابراز نگرانی می‌کنند که حکومت سرپرست پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. بر بنیاد گزارش‌ها، اگر این ممنوعیت ادامه یابد، تا سال ۲۰۳۰ نزدیک به چهار میلیون دختر ممکن است از آموزش محروم شوند.

ادامه مطلب


2 هفته قبل - 87 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که به کودکان بازگشته از پاکستان در گذرگاه مرکزی تورخم فضای دوست‌دار کودک ایجاد کرده است. این سازمان امروز (یک‌شنبه، ۱۵ سنبله) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که در این فضا کودکان نقاشی می‌کشند، بازی می‌کنند و به یادگیری ادامه می‌دهند. صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد در ادامه تاکید کرده است که این سهولت برای کودکان با پشتیبانی مالی اتحادیه‌ی اروپا ارائه می‌شود. فضاهای دوست‌دار کودک بخش از برنامه‌های پشتیبانی از کودکان از سوی یونیسف است که توسط اتحادیه‌ی تمویل می‌شود. در اعلامیه آمده است که در این فضا به کودکان آسیب‌پذیری از بازگشت و رویدادهای طبیعی در سراسر افغانستان خدمات ارائه می‌کند. در حالی صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد بر بازی کودکان در کنار آموزش و غذا تاکید دارد که کودکان در افغانستان با شرایط دشوار زند‌گی مواجه‌ هستند و سلامت روان آنان به‌شدت آسیب‌پذیر است. باید گفت که کمبود امکانات آموزشی، محدودیت دسترسی به خدمات بهداشتی و تجربه خشونت و بحران‌های انسانی سبب شده است که بسیاری از کودکان از حمایت‌های لازم برای رشد روانی و اجتماعی محروم باشند.

ادامه مطلب


2 هفته قبل - 121 بازدید

وقتی صدای دروازه حویلی بلند می‌شود، «مریم» ناخودآگاه از کنار کلکین اتاقش دور می‌شود. نمی‌خواهد کسی ببیند که پشت کلکین ایستاده است. پدرش بارها به او گفته که بدون اجازه از اتاق بیرون نشود و با کسی که به خانه رفت‌وآمد ندارد، صحبت نکند. تلفن همراهی هم که زمانی تنها راه ارتباطش با دوستان و هم‌صنفی‌هایش بود، دیگر در اختیار او نیست. مریم می‌گوید پدرش بعد از اتفاقی که برای او افتاد، محدودیت‌ها را بیشتر کرد؛ رفت‌وآمد، صحبت با دوستان، استفاده از موبایل و حتی نشستن طولانی کنار کلکین برایش به موضوعی حساس تبدیل شده است. مریم ۲۲ ساله است و در کابل تا صنف دوازدهم درس خوانده است. هنوز چند کتاب و کتابچه از سال‌های مکتبش در گوشه اتاق نگه داشته شده است؛ کتاب‌هایی که هر بار آنها را می‌بیند، روزهایی را به یاد می‌آورد که صبح‌ها یونیفورم مکتب می‌پوشید، کتاب‌هایش را در کیف می‌گذاشت و همراه دختران دیگر راهی مکتب می‌شد. آن روزها برایش عادی بود که درباره آینده حرف بزند. می‌خواست بعد از فراغت از مکتب دانشگاه برود و در رشته‌ای که دوست داشت تحصیل کند، اما وقتی محدودیت‌ها بر آموزش دختران افزایش یافت، درهای دانشگاه نیز به روی او بسته شد. مریم می‌گوید آن زمان هنوز فکر می‌کرد شاید شرایط تغییر کند و بتواند درسش را ادامه دهد؛ اما چند سال گذشته و دفترچه‌های درسی‌اش همچنان در اتاق مانده‌اند. مشکل اصلی مریم اما تنها ناتمام ماندن درس‌هایش نبود. در خانواده‌ای که تصمیم‌های مهم زندگی بیشتر از سوی بزرگ‌ترها گرفته می‌شود، موضوع ازدواج به میان آمد. پدرش می‌خواست او را به مردی ۳۵ ساله شوهر بدهد. مریم این مرد را برای زندگی مشترک انتخاب نکرده بود و نمی‌خواست با او ازدواج کند. او به پسرخاله‌اش علاقه داشت و می‌خواست اگر قرار است ازدواج کند، با کسی باشد که خودش می‌شناسد و دوستش دارد. مریم می‌گوید چند بار تلاش کرد خواسته‌اش را به پدرش بگوید، اما پاسخ روشنی که می‌خواست نشنید. در فضای خانواده، حرف پدر تصمیم نهایی شمرده می‌شد و مخالفت یک دختر با تصمیمی که درباره ازدواجش گرفته شده بود، به آسانی پذیرفته نمی‌شد. ازدواج، تصمیمی است که سال‌ها از زندگی یک انسان را در بر می‌گیرد و وقتی بدون رضایت و انتخاب او تعیین شود، می‌تواند احساس بی‌اختیاری، ترس و فشار روانی را بیشتر کند. برای مریم نیز مسئله فقط انتخاب یک همسر نبود؛ او احساس می‌کرد اختیار تصمیم‌گیری درباره آینده‌اش از او گرفته شده است. مریم می‌گوید هرچه صحبت‌ها درباره ازدواج بیشتر می‌شد، فشار روحی او نیز بیشتر می‌شد. او نمی‌خواست زندگی‌اش را با مردی آغاز کند که انتخاب خودش نبود، اما احساس می‌کرد راه دیگری نیز پیش رویش قرار ندارد. در روزهایی که موضوع ازدواج جدی‌تر شده بود، مریم به اندازه‌ای تحت فشار قرار گرفت که اقدام به خودکشی کرد. خانواده او را به داکتر رساندند و پس از درمان، جانش نجات یافت. مریم از آن روز با جزئیات زیادی صحبت نمی‌کند. تنها می‌گوید آن لحظه به این فکر می‌کرد که دیگر توان تحمل فشارهایی را که بر او وارد می‌شد، ندارد. او زنده ماند، اما به گفته خودش، بعد از برگشتن از شفاخانه زندگی برایش آسان‌تر نشد. برخلاف چیزی که مریم انتظار داشت، پس از بازگشت به خانه، پدرش محدودیت‌های بیشتری بر او اعمال کرد. پدر نگران بود که دخترش دوباره دست به کاری بزند و به همین دلیل رفت‌وآمد او را محدود کرد. اما مریم می‌گوید این محدودیت‌ها برای او به نوع دیگری از فشار تبدیل شده است. او حالا بیشتر وقتش را در خانه می‌گذراند و اگر بخواهد از خانه بیرون برود، باید اجازه بگیرد. دوستان قدیمی‌اش را کمتر می‌بیند و ارتباطش با هم‌صنفی‌های سابق تقریباً قطع شده است. او می‌گوید: «بعد از مکتب دیگر زندگی‌ام همان زندگی قبلی نبود.» این دختر جوان در خانه نیز احساس آرامش نمی‌کند. می‌گوید برخوردهای خشن و تند پدر و دیگر اعضای خانواده در برخی مواقع او را بیشتر از قبل تحت فشار قرار می‌دهد. گاهی یک بحث کوچک در خانه به مشاجره تبدیل می‌شود و او ترجیح می‌دهد سکوت کند تا وضعیت بدتر نشود. مریم می‌گوید در چنین لحظاتی به اتاقش می‌رود، در را می‌بندد و تا زمانی که فضای خانه آرام شود، بیرون نمی‌آید. در خانواده‌های زیادی در افغانستان، موضوع ازدواج دختران تنها یک تصمیم فردی نیست؛ خواست خانواده، نظر پدر، وضعیت اقتصادی، حرف مردم و مناسبات میان خانواده‌ها نیز در آن دخیل است. مریم هم در میان همین فشارها قرار گرفته است. او می‌گوید هیچ‌وقت نگفته بود که نمی‌خواهد ازدواج کند؛ تنها می‌خواست درباره کسی که قرار است با او سال‌های زندگی‌اش را بگذراند، خودش نیز حق انتخاب داشته باشد. وقتی از پسرخاله‌اش صحبت می‌کند، صدایش آرام‌تر می‌شود. می‌گوید او را از قبل می‌شناخت و تصور می‌کرد اگر روزی ازدواج کند، زندگی در کنار کسی که با او آشنایی دارد برایش قابل تحمل‌تر خواهد بود. اما این خواسته با تصمیم پدرش همخوانی نداشت. مریم می‌گوید حتی فرصت پیدا نکرد که خواسته‌اش را به شکل جدی و آرام با خانواده مطرح کند و درباره آینده‌اش گفت‌وگویی داشته باشد که نظر خودش نیز در آن اهمیت داشته باشد. حالا چند سال از فراغت او از مکتب گذشته است. دخترانی که با او یک‌جا صنف می‌خواندند، هرکدام راهی جداگانه پیدا کرده‌اند؛ بعضی ازدواج کرده‌اند، برخی در خانه مانده‌اند و برخی نیز به کارهای مختلف روی آورده‌اند. مریم اما بیشتر روزها در خانه پدرش است. نه دانشگاهی در انتظارش است و نه کاری که بتواند از طریق آن درآمد داشته باشد. تلفن همراه ندارد تا با دوستانش صحبت کند و اجازه رفت‌وآمد آزادانه نیز ندارد. او گاهی کتاب‌های قدیمی‌اش را از داخل صندوق بیرون می‌کند، گرد آنها را می‌گیرد و چند صفحه می‌خواند. می‌گوید هنوز بعضی درس‌ها را به یاد دارد، اما بسیاری از چیزهایی که در مکتب آموخته بود، به مرور زمان از ذهنش دور شده است. بیشتر از فراموش شدن درس‌ها، از این ناراحت است که فرصت استفاده از آنها را پیدا نکرده است. مریم می‌گوید اگر شرایط عادی می‌بود، احتمالاً حالا دانشجو یا شاغل بود. شاید در یک دفتر کار می‌کرد، شاید معلم می‌شد یا شاید در رشته‌ای که دوست داشت ادامه تحصیل می‌داد. اما هیچ‌کدام از این احتمال‌ها برایش به واقعیت تبدیل نشد. یک بار محدودیت‌های آموزشی، مسیر تحصیلش را متوقف کرد و بار دیگر تصمیم خانواده درباره ازدواج، اختیار تصمیم‌گیری درباره زندگی شخصی‌اش را از او گرفت. او اکنون بیشتر به آینده‌ای فکر می‌کند که در آن بتواند از خانه بیرون برود و دوباره چیزی یاد بگیرد. می‌گوید حتی اگر امکان رفتن به دانشگاه برایش فراهم نشود، حاضر است یک حرفه یاد بگیرد؛ خیاطی، کمپیوتر یا هر کاری که بتواند با آن درآمد داشته باشد. برای او داشتن درآمد تنها مسئله پول نیست. می‌گوید اگر بتواند خودش درآمد داشته باشد، شاید بتواند بخشی از تصمیم‌های زندگی‌اش را نیز خودش بگیرد. اما در حال حاضر حتی همین آرزو هم برایش دور به نظر می‌رسد. او باید برای بیرون رفتن اجازه بگیرد و استفاده از موبایل نیز برایش ممنوع است. می‌گوید گاهی ساعت‌ها کنار کلکین می‌نشیند و به صدای کوچه گوش می‌دهد؛ صدای موترها، کودکان، فروشندگان دوره‌گرد و دخترانی که از مکتب یا کورس برمی‌گردند. برای او این صداها یادآور زندگی‌ای است که زمانی خودش بخشی از آن بود. مریم نمی‌خواهد درباره مرگ زیاد صحبت کند. می‌گوید از زمانی که از آن اتفاق جان سالم به در برده، بیشتر از گذشته می‌فهمد که آنچه می‌خواست، در واقع پایان زندگی نبود؛ او فقط می‌خواست از شرایطی که توان تحملش را نداشت، نجات پیدا کند. حالا می‌خواهد فرصتی داشته باشد تا زندگی دیگری را تجربه کند؛ زندگی‌ای که در آن مجبور نباشد میان خواسته خانواده و خواسته خودش یکی را انتخاب کند. با این حال، آثار آن روز هنوز در زندگی او باقی مانده است. رابطه‌اش با خانواده مانند گذشته نیست. اعتماد میان آنها کم شده و مریم احساس می‌کند بعد از آن اتفاق، بیشتر به عنوان دختری که باید کنترل شود با او برخورد می‌شود تا دختری که باید حرفش شنیده شود. او می‌گوید وقتی خانواده با خشونت با او رفتار می‌کنند، دوباره همان احساس تنهایی گذشته به سراغش می‌آید. در یکی از عصرها، مریم کتابچه‌ای کهنه و تاخورده را از داخل الماری بیرون می‌آورد. روی صفحه اول نامش با خط خودش نوشته شده است. تاریخ مربوط به سال‌های مکتب است. چند صفحه را ورق می‌زند و بعد کتابچه را می‌بندد. می‌گوید آن زمان فکر می‌کرد بعد از صنف دوازدهم، بزرگ‌ترین تصمیم زندگی‌اش انتخاب رشته دانشگاه خواهد بود؛ اما حالا بزرگ‌ترین خواسته‌اش این است که بتواند از خانه بیرون برود و بدون ترس درباره آینده خودش حرف بزند. او هنوز ۲۲ ساله است؛ سنی که برای بسیاری از دختران و پسران، آغاز زندگی مستقل و ساختن آینده است. اما مریم در اتاقی نشسته که دیوارهایش پر از خاطرات مکتب است و دروازه‌اش به روی دنیایی باز می‌شود که خودش کمتر اجازه ورود به آن را دارد. مریم می‌گوید نمی‌داند در نهایت چه اتفاقی برایش خواهد افتاد. نمی‌داند آیا روزی پدرش با خواسته‌هایش کنار خواهد آمد یا دوباره برای ازدواجش تصمیم خواهد گرفت. نمی‌داند آیا می‌تواند تحصیلش را ادامه دهد یا نه. تنها چیزی که می‌داند این است که نمی‌خواهد دوباره همان روزهایی را تجربه کند که احساس می‌کرد هیچ راهی برای انتخاب ندارد. او می‌گوید: «من فقط می‌خواهم یک بار در زندگی خودم تصمیم بگیرم.» این جمله کوتاه، شاید تمام چیزی باشد که مریم در این سال‌ها خواسته است؛ نه زندگی تجملی، نه پول زیاد و نه حتی یک آینده خاص. فقط حق انتخاب. حق اینکه درباره درس خواندن، کار کردن، بیرون رفتن و مهم‌تر از همه، درباره کسی که قرار است شریک زندگی‌اش باشد، صدای خودش نیز شنیده شود. مریم از آن روزی که داکتران او را نجات دادند، دوباره زنده است؛ اما هنوز برای برگشتن به یک زندگی عادی تلاش می‌کند. زندگی او اکنون میان چهار دیوار خانه پدرش جریان دارد؛ جایی که هم پناه اوست و هم به گفته خودش، محل بسیاری از فشارهایی که تحمل می‌کند. پشت همان کلکینی که مریم از آن دور می‌شود، کابل همچنان شلوغ است. مردم به کارهای روزمره‌شان می‌رسند، کودکان در کوچه بازی می‌کنند و دخترانی از کنار خانه عبور می‌کنند. مریم اما هنوز منتظر روزی است که بتواند خودش دروازه خانه را باز کند، قدم به کوچه بگذارد و احساس کند آینده‌اش متعلق به خودش است. نویسنده: سارا کریمی  

ادامه مطلب