برچسب: آموزش

22 ساعت قبل - 109 بازدید

صندوق جمعیت سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که جوانان در سراسر جهان با وجود زندگی در شرایط متفاوت، خواهان فرصت‌های بیشتری هستند تا بتوانند برای زندگی خود تصمیم بگیرند. این نهاد امروز (چهارشنبه، ۲۱ اسد) با نشر پیامی به مناسبت روز جهانی جوانان، گفته است که جوانان می‌خواهند با داشتن حق انتخاب به آرزوها و هدف‌های‌شان در زندگی دست پیدا کنند. این در حالی است که میلیون‌ها جوان به ویژه دختران و زنان در افغانستان با محدودیت در دسترسی به حقوق اساسی شان روبرو هستند. دختران و زنان در پنج سال گذشته، با محدودیت‌های شدید آموزشی، کاری و مشارکت در زندگی عمومی روبرو شدند و حق انتخاب از آن‌ها سلب شده است. همچنین جوانان افغانستان این روز را در شرایطی گرامی می‌دارند که شماری از آنان پس از سال‌ها تحصیل و کسب مهارت، هنوز نتوانسته‌اند جایگاه مناسبی در جامعه و بازار کار پیدا کنند. شماری از آنان ناگزیر به کارهای شاقه، مشاغل غیرتخصصی یا مهاجرت به کشورهای دیگر شده‌اند. برای جوانان افغانستان، اما مساله تنها یافتن شغل نیست؛ آنان خواهان آموزش، کار شایسته، فرصت برابر و امکان ساختن آینده در کشور خود هستند. همه‌ساله از ۱۲ آگست زیر نام «روز جهانی جوانان» در جهان گرامی‌داشت می‌شود. این روز توسط مجمع عمومی سازمان ملل متحد در ۱۹۹۹ به هدف جلب‌ توجه جهانی به چالش‌ها و حقوق جوانان و برجسته‌سازی نقش آن‌ها در توسعه نام‌گذاری شده است.

ادامه مطلب


1 روز قبل - 74 بازدید

یونسکو یا سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی سازمان ملل متحد اعلام کرده است که از سال ۲۰۲۱ میلادی تاکنون حدود ۲.۴ میلیون دختر در افغانستان از آموزش محروم شده‌اند. این سازمان با نشر گزارشی گفته است که زنان و دختران نیز از سال ۲۰۲۲ میلادی از تحصیل در دانشگاه‌ها منع شده‌اند و همچنان با محدودیت‌های شدید در زمینه اشتغال و مشارکت در زندگی عمومی روبرو هستند. در گزارش آمده است که افغانستان تنها کشور در جهان است که در آن دختران و زنان به‌طور رسمی از تحصیل در دوره متوسطه و آموزش عالی منع شده‌اند. یونسکو در ادامه هشدار داده است که این ممنوعیت «افغانستان را با خطر از دست دادن ظرفیت‌هایش برای دهه‌ها، افزایش فقر و آسیب‌های جبران‌ناپذیر» مواجه می‌کند. این سازمان برآورد کرده است که ممنوعیت تحصیل دختران و زنان می‌تواند تا سال ۲۰۶۶ میلادی باعث خروج ۶۰۰ هزار زن از بازار کار شود، مجموع زیان‌های درآمدی را به ۹.۶ میلیارد دالر برساند و خطر ازدواج زودهنگام را افزایش دهد. سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی سازمان ملل متحد تاکید کرده است که محدودیت تحصیل زنان در آموزش عالی همچنین کمبود آموزگاران زن را تشدید خواهد کرد. به گفته‌ی این نهاد، بیش از دو میلیون کودک در دوره‌ی ابتدایی به دلایلی غیر از ممنوعیت‌های اعمال‌شده علیه دختران و زنان، از مکتب بازمانده‌اند. یونسکو برآورد می‌کند که افغانستان تا سال ۲۰۳۰ میلادی با کمبود بیش از ۱۱ هزار آموزگار زن واجد شرایط مواجه خواهد شد. هودا جبریان، هماهنگ‌کننده‌ی برنامه‌ی یونسکو برای آموزش در شرایط اضطراری، در یک نشست خبری گفت: «بسیاری از آموزگاران کشور را ترک کرده‌اند و آن‌هایی که در نظام آموزشی باقی مانده بودند، از ادامه‌ی تدریس منع شده‌اند.» او افزود: «تصمیم برای منع زنان از تدریس به پسران، نه‌تنها شمار قابل‌توجهی از آموزگاران و مربیان واجد شرایط را از نظام آموزشی خارج کرده، بلکه باعث شده است پسران توسط آموزگاران مرد فاقد صلاحیت آموزش ببینند. در نتیجه، یا آموزگاران مرد فاقد صلاحیت داریم یا اصلاً آموزگاری نداریم.» این در حالی است که حکومت سرپرست پس از بازگشت به قدرت، نخست دختران بالاتر از صنف ششم را از آموزش منع کردند و سپس دروازه‌های دانشگاه‌ها و انستیتوت‌های طبی را بستند. با وجود انتقادهای گسترده جهانی از این اقدامات در پنج سال گذشته، حکومت فعلی از موضع خود عقب‌نشینی نکرده است.

ادامه مطلب


1 روز قبل - 117 بازدید

وقتی زنگ ساعت در گوشه اتاق به صدا درآمد، مریم هنوز خواب بود؛ اما صدای مادرش که از حیاط می‌آمد، آرام‌آرام او را از خواب بیرون کشید. «مریم جان، بیدار شو، دیر می‌شود.» مریم چشم‌هایش را باز کرد، چند ثانیه به سقف اتاق خیره ماند و بعد با عجله از جا برخاست. صبح هنوز کاملاً روشن نشده بود و هوای سرد از لای پنجره کوچک اتاق به داخل می‌آمد. چادر مکتبش را برداشت، لباس پوشید و کیف کوچکی را که از شب پیش آماده کرده بود، روی شانه انداخت. مادرش در آشپزخانه چای آماده می‌کرد و پدرش کنار دروازه نشسته بود و بند بوت‌هایش را می‌بست. وقتی پدر دخترش را دید، لبخند زد و پرسید: «امروز هم اول می‌رسی، دخترم؟» مریم با همان شوق همیشگی جواب داد: «امتحان داریم، پدر. اگر دیر برسم، معلم اجازه نمی‌دهد.» آن صبح برای مریم چیزی جز یک صبح عادی نبود؛ صبحی شبیه صدها صبح دیگری که با عجله از خانه بیرون شده، از کوچه گذشته و در کنار دختران دیگر به سوی مکتب رفته بود. او آن زمان نمی‌دانست روزی خواهد رسید که همین کیف، همین لباس و حتی صدای همان زنگ ساعت، برایش به خاطره‌ای دور تبدیل شود؛ خاطره‌ای که هر بار به یادش می‌آورد، احساس می‌کند بخشی از کودکی‌اش در همان دروازه مکتب جا مانده است. مریم از کودکی به درس علاقه داشت. خانواده‌اش امکانات زیادی نداشتند، اما پدر و مادرش همیشه تلاش کرده بودند او و خواهر کوچک‌ترش فرصت درس خواندن داشته باشند. پدرش کارگر روزمزد بود و درآمدش ثابت نبود؛ بعضی روزها صبح زود از خانه بیرون می‌رفت و تا شام کار می‌کرد و بعضی روزها ساعت‌ها کنار سرک یا در بازار منتظر می‌ماند تا کسی برای کاری او را صدا کند. مادرش نیز در خانه برای زنان همسایه لباس می‌دوخت و با درآمد خیاطی بخشی از هزینه‌های زندگی را تأمین می‌کرد. زندگی برای این خانواده آسان نبود، اما پدر همیشه می‌گفت: «ما شاید نتوانیم برای شما خانه بزرگ یا زندگی راحت بسازیم، اما اگر بتوانیم شما را درس بدهیم، همین برای ما کافی است.» مریم این جمله را بارها شنیده بود و شاید به همین دلیل، درس خواندن برایش تنها یک وظیفه یا تکلیف مکتب نبود؛ او احساس می‌کرد با هر صفحه‌ای که می‌خواند، بخشی از زحمت پدر و مادرش را بی‌پاسخ نمی‌گذارد. از همان سال‌های نخست مکتب می‌گفت که می‌خواهد داکتر شود. وقتی کسی از او می‌پرسید چرا، پاسخ ساده‌ای داشت: «می‌خواهم مردم را درمان کنم.» شاید آن زمان نمی‌دانست برای رسیدن به این آرزو باید سال‌ها درس بخواند، امتحان بدهد و پس از فراغت وارد دانشگاه شود، اما برای مریم مهم نبود؛ او فقط آینده‌ای را تصور می‌کرد که در آن لباس سفید پوشیده و در یک شفاخانه مشغول کمک به بیماران است. سال‌های مکتب برای مریم با تمام دشواری‌هایش شیرین بود. گاهی پول خرید کتاب اضافی نداشت و مجبور می‌شد از کتاب‌های سال‌های گذشته خواهر یکی از دوستانش استفاده کند و گاهی نیز به دلیل نبود پول کافی، مدت‌ها منتظر می‌ماند تا پدرش بتواند برایش یک دفتر تازه بخرد. با این حال، هیچ‌کدام از این مشکلات علاقه‌اش به درس را کم نمی‌کرد. شب‌هایی که برق خانه قطع می‌شد، چراغ کوچک شارژی را کنار کتابش می‌گذاشت و تا جایی که می‌توانست مطالعه می‌کرد. مادرش چند بار از خواب بیدار می‌شد و می‌گفت: «دخترم، چشم‌هایت خراب می‌شود، بگذار صبح درس بخوانی.» مریم معمولاً لبخند می‌زد و جواب می‌داد: «صبح مکتب دارم، مادر، باید امشب بخوانم.» او از همان سال‌ها یاد گرفته بود اگر می‌خواهد چیزی به دست بیاورد، باید بیشتر از توانش تلاش کند. وقتی نمره خوبی می‌گرفت، پدرش خوشحال می‌شد و گاهی با وجود مشکلات مالی، برایش یک قلم یا دفترچه می‌خرید. مریم همان چیزهای کوچک را بزرگ‌ترین هدیه می‌دانست. یک بار که در امتحان نمره بسیار خوبی گرفته بود، پدرش هنگام شام گفت: «من می‌دانم تو یک روز به جایی می‌رسی.» مریم خندید و گفت: «اگر شما کمکم کنید، حتماً می‌رسم.» پدر جواب داد: «تا وقتی توان داشته باشم، کمکت می‌کنم.» آن جمله سال‌ها در ذهن مریم ماند؛ بی‌آن‌که او و پدرش بدانند روزی شرایطی خواهد رسید که تلاش پدر و اراده دختر، هر دو با مانعی روبه‌رو خواهند شد که عبور از آن آسان نیست. آخرین روزی که مریم به مکتب رفت، هیچ تفاوتی با روزهای دیگر نداشت. صبح زود بیدار شد، لباس پوشید، کتاب‌هایش را در کیف گذاشت و از خانه بیرون رفت. در مسیر با دوستانش درباره امتحان و برنامه‌های آینده صحبت کرد. یکی از دوستانش می‌گفت می‌خواهد مهندس شود و دیگری آرزو داشت معلم شود. مریم با خنده گفت که روزی داکتر خواهد شد و همه‌شان را رایگان معاینه خواهد کرد. دختران خندیدند و قرار گذاشتند پس از فراغت نیز با هم در تماس باشند. وقتی مریم وارد صنف شد، معلم درس را آغاز کرد. هیچ‌کس نمی‌دانست آن روز آخرین باری است که آنان در کنار هم پشت میزهای مکتب می‌نشینند. چند ساعت بعد، مریم مثل همیشه از مکتب به خانه برگشت، کیفش را در گوشه اتاق گذاشت و لباسش را عوض کرد. آن شب، خبرهایی که درباره ادامه ممنوعیت آموزش دختران منتشر می‌شد، نگرانی خانواده را بیشتر کرد. مریم ابتدا نمی‌خواست باور کند. تصور می‌کرد شاید این وضعیت موقتی باشد و چند روز یا چند هفته بعد همه چیز دوباره به حالت عادی برگردد. به مادرش گفت: «حتماً باز می‌شود. نمی‌شود که برای همیشه بسته بماند.» مادر چیزی نگفت و پدر نیز سکوت کرد. مریم آن شب کتاب‌هایش را کنار تخت گذاشت و با این فکر خوابید که فردا دوباره آن‌ها را در کیفش خواهد گذاشت. اما فردا آمد و مریم به مکتب نرفت. روز بعد هم نرفت و هفته بعد نیز دروازه مکتب بسته بود. ابتدا روزها را می‌شمرد، بعد هفته‌ها را و سرانجام فهمید ماه‌ها گذشته است. لباس مکتبش همچنان در کمد آویزان بود و کیفش همان‌طور گوشه اتاق مانده بود. هر بار که چشمش به آن می‌افتاد، چیزی در دلش سنگین می‌شد. با این حال، هنوز امیدوار بود. هر خبری را با دقت دنبال می‌کرد و هر بار که شایعه‌ای درباره بازشدن مکتب‌ها می‌شنید، قلبش تندتر می‌زد. چند بار حتی شب قبل از روزی که گفته شده بود ممکن است مکتب‌ها باز شوند، کیفش را آماده کرد؛ دفترها را مرتب کرد، قلم‌ها را تراشید و یونیفورمش را کنار تخت گذاشت. صبح زود بیدار شد، اما دوباره خبر رسید که مکتب‌ها باز نمی‌شوند. آن روز مریم لباسش را از کنار تخت برداشت و داخل کمد گذاشت. این بار دیگر گریه نکرد؛ فقط مدت زیادی به لباس نگاه کرد و بعد در کمد را بست. از آن پس، صبح‌هایی که قبلاً با عجله برای رفتن به مکتب آغاز می‌شد، شکل دیگری پیدا کرد. مریم به مادرش در کارهای خانه کمک می‌کرد، آب می‌آورد، اتاق‌ها را مرتب می‌کرد و گاهی برای خرید از خانه بیرون می‌رفت، اما ذهنش جای دیگری بود. کتاب‌هایش هنوز در گوشه اتاق بودند و هر بار که از کنارشان عبور می‌کرد، احساس می‌کرد کسی از او می‌پرسد: «پس آینده‌ات چه شد؟» ادامه دارد... نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


3 روز قبل - 89 بازدید

دیدبان حقوق افغانستان در تازه‌ترین مورد با تاکید بر حق آموزش دختران، خواستار بازگشایی دروازه‌های مکتب به روی آنان شده و اعلام کرده است که دختران در افغانستان هزار و ۷۸۴ روز است که از آموزش در مکتب محروم‌ هستند. این سازمان با نشر پیامی به مناسبت ۱۷۸۴مین روز محرومیت دختران بالاتر از صنف ششم در افغانستان از آموزش، گفته است که با وجود بسته‌ماندن دروازه‌های مکتب، «رویاهای» دختران برای ادامه‌ی تحصیل همچنان زنده است. دیدبان حقوق افغانستان با تاکید بر حق آموزش دختران در افغانستان، از سران حکومت سرپرست افغانستان خواسته است که زمینه‌ی بازگشت دختران به مکتب و ادامه آموزش آنان را فراهم کنند. دید‌بان حقوق افغانستان، در پیام خود نوشته است: «۱۷۸۴ روز است که دختران افغانستانی از آموزش محروم‌ اند. دروازه‌های مکتب بسته است، اما رویاهای آنان زنده است.» این نهاد، با طرح شعار «بگذارید دختران افغانستان درس بخوانند»، آموزش را حق اساسی دختران دانسته است. پس از بازگشت حکومت فعلی به قدرت در افغانستان در آگوست ۲۰۲۱، آموزش دختران بالاتر از صنف ششم در سراسر کشور متوقف شد. محرومیت دختران از آموزش متوسطه و سپس محدودیت‌های بیشتر، واکنش‌های گسترده داخلی و بین‌المللی را به دنبال داشته است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. بر بنیاد گزارش‌ها، اگر این ممنوعیت ادامه یابد، تا سال ۲۰۳۰ نزدیک به چهار میلیون دختر ممکن است از آموزش محروم شوند.

ادامه مطلب


5 روز قبل - 193 بازدید

صدای ورق خوردن کتاب، تنها صدایی بود که سکوت اتاق را می‌شکست. بیرون، چند کودک در کوچه خاکی روستا با هیاهو بازی می‌کردند، اما زهره انگار هیچ‌یک از آن صداها را نمی‌شنید. کتاب زبان انگلیسی را که سال‌ها پیش یکی از دوستانش به او هدیه داده بود، آرام بست، دستش را بر جلد رنگ‌ورورفته آن کشید و لحظه‌ای چشم‌هایش را بست. روی نخستین صفحه کتاب، با خطی کودکانه نوشته شده بود: «زهره؛ صنف نهم». هر بار که نگاهش به این نوشته می‌افتاد، احساس می‌کرد زمان همان‌جا متوقف شده است؛ در روزهایی که هنوز با کیف مکتب از خانه بیرون می‌رفت، برای امتحان‌ها درس می‌خواند و آینده را روشن‌تر از امروز می‌دید. اکنون اما همان کتاب، سال‌هاست که تنها همدم شب‌های اوست؛ نه برای آماده شدن به امتحان و نه برای رسیدن به دانشگاه، بلکه برای زنده نگه داشتن خاطره روزهایی که هنوز حق آموزش از او گرفته نشده بود. زهره دختری از یکی از روستاهای ولایت بلخ است؛ جایی که بیشتر خانه‌ها از خشت و گل ساخته شده‌اند، کوچه‌ها در تابستان زیر گرد و غبار و در زمستان در گل‌ولای فرو می‌روند و بیشتر خانواده‌ها از راه کشاورزی، دامداری یا کارگری روزمزد امرار معاش می‌کنند. پدر او نیز سال‌ها با کار روی زمین‌های مردم و کارگری فصلی، هزینه زندگی خانواده را فراهم می‌کرد. درآمدشان اندک بود، اما آرزویی بزرگ در خانه‌شان نفس می‌کشید؛ اینکه دخترشان درس بخواند و آینده‌ای بهتر از پدر و مادرش بسازد. از همان سال‌های نخست مکتب، زهره به درس علاقه فراوانی داشت. هر روز پس از بازگشت از مکتب، لباسش را عوض می‌کرد، به مادرش در کارهای خانه کمک می‌کرد و سپس گوشه‌ای می‌نشست و درس‌هایش را مرور می‌کرد. معلمانش بارها به پدرش گفته بودند که دخترش استعداد کم‌نظیری دارد و اگر فرصت ادامه تحصیل برایش فراهم باشد، می‌تواند تا دانشگاه پیش برود. اما همه آن امیدها، ناگهان در یک روز متوقف شد. روزی که دروازه‌های مکتب به روی دختران بسته شد، زهره تا ساعت‌ها باور نمی‌کرد که دیگر اجازه رفتن به صنف را ندارد. همان روز کیفش را کنار اتاق گذاشت و هفته‌ها به آن دست نزد. هر صبح، بی‌اختیار زود از خواب بیدار می‌شد، نگاهش را به لباس مکتبش می‌دوخت و دوباره در سکوت می‌نشست؛ گویی هنوز منتظر بود کسی بیاید و بگوید همه این اتفاق‌ها تنها یک سوءتفاهم بوده است. اما هفته‌ها به ماه و ماه‌ها به سال تبدیل شد. در آن روزهای دشوار، زهره تصمیم گرفت درس را رها نکند. یکی از دوستانش به او خبر داد که برخی آموزگاران و نهادهای آموزشی، صنف‌های آنلاین برگزار می‌کنند. خانواده تنها یک تلفن همراه ساده داشتند که بیشتر اوقات در اختیار پدر بود. شب‌ها، وقتی پدر از کار بازمی‌گشت، زهره گوشی را برمی‌داشت و تا نیمه‌های شب، با اینترنت ضعیف و قطع‌ووصلی‌های مداوم، درس‌های زبان انگلیسی، کمپیوتر و برنامه‌های آموزشی دیگر را دنبال می‌کرد. گاهی برای پیدا کردن آنتن بهتر، ناچار می‌شد به پشت‌بام خانه برود. زمستان، سرمای سوزناک استخوان‌هایش را می‌لرزاند و تابستان، گرمای طاقت‌فرسا نفس کشیدن را دشوار می‌کرد، اما او همچنان هدفون را در گوش می‌گذاشت و تلاش می‌کرد حتی یک جمله از درس را از دست ندهد. در طول دو سال، ده‌ها کتاب الکترونیکی دانلود کرد، واژه‌های تازه انگلیسی را در دفترچه‌ای کوچک نوشت و هر روز ساعت‌ها تمرین کرد. تنها آرزویش این بود که اگر روزی درهای مکتب دوباره گشوده شد، از هم‌صنفی‌هایش عقب نمانده باشد. اما در همان روزها، زندگی خانواده نیز هر روز دشوارتر می‌شد. خشکسالی، کاهش درآمد، گرانی و بیکاری، فشار سنگینی بر دوش خانواده گذاشته بود. پدر دیگر مانند گذشته توان کار کردن نداشت و مادر با خیاطی ساده برای همسایه‌ها، تنها درآمد اندکی به دست می‌آورد. برادر کوچک‌تر زهره نیز برای کمک به تأمین هزینه‌های خانه، درس را رها کرد و در بازار شاگردی پیشه گرفت. زهره بارها از پدرش خواست اجازه دهد کاری پیدا کند؛ حتی اگر خیاطی، آموزش کودکان یا هر کار ساده دیگری باشد. او می‌خواست سهمی در تأمین مخارج خانواده داشته باشد، اما فرصت‌های شغلی برای دختران بسیار محدود بود و هر دری که کوبید، بسته ماند. روزها یکی پس از دیگری سپری می‌شد و نگرانی خانواده بیشتر از گذشته سایه می‌انداخت. هزینه خوراک، دوا و دیگر نیازهای اولیه زندگی هر روز افزایش می‌یافت و درآمد اندک خانواده دیگر پاسخگوی مخارج روزمره نبود. در همین روزها، یکی از بستگان نزدیک برای خواستگاری زهره آمد. خانواده داماد نیز زندگی مرفهی نداشتند، اما دست‌کم پسرشان شغلی داشت و می‌توانست زندگی ساده‌ای را اداره کند. پدر زهره شب‌های زیادی را تا دیروقت بیدار می‌ماند. او بارها با همسرش درباره آینده دخترشان گفت‌وگو کرد. هیچ‌کدام نمی‌خواستند زهره در آن شرایط ازدواج کند، اما هر بار که سفره شام کوچک‌تر می‌شد و نگرانی از فردا بیشتر، احساس می‌کردند انتخاب دیگری پیش رویشان باقی نمانده است. شبی که پدر موضوع خواستگاری را با زهره در میان گذاشت، دختر تنها سکوت کرد. نه مخالفتی کرد و نه اشکی ریخت. فقط نگاهش را به قفسه کتاب‌هایش دوخت؛ همان کتاب‌هایی که دو سال تمام با امید بازگشایی مکتب‌ها کنارشان مانده بود. چند هفته بعد، مراسمی ساده برگزار شد و زهره خانه پدر را ترک کرد. هنگام جمع کردن وسایلش، پیش از هر چیز کتاب‌هایش را در صندوقچه گذاشت. مادرش با تعجب پرسید: «این‌ها را هم می‌بری؟» زهره لبخند تلخی زد و گفت: «اگر همه‌چیز را از آدم بگیرند، نباید دانش را از خودش بگیرند.» امروز، هرچند مسئولیت‌های زندگی مشترک بخش بزرگی از وقت او را گرفته است، اما هنوز هر شب، پس از پایان کارهای خانه، کتابی را باز می‌کند. گاهی زبان انگلیسی تمرین می‌کند، گاهی کتاب‌های ادبی می‌خواند و گاهی دفترچه یادداشت‌های قدیمی‌اش را ورق می‌زند. او می‌گوید مطالعه برایش تنها درس خواندن نیست، بلکه راهی برای زنده نگه داشتن امید است؛ امیدی که اگر خاموش شود، احساس می‌کند بخشی از وجودش را از دست داده است. گاهی دختران کوچک همسایه نزد او می‌آیند تا خواندن و نوشتن بیاموزند. زهره با حوصله هر آنچه را آموخته است به آنان یاد می‌دهد. او باور دارد اگر حتی یک دختر فرصت سوادآموزی پیدا کند، آینده یک خانواده نیز می‌تواند دگرگون شود. با وجود همه آنچه بر او گذشته، هنوز آرزوهایش را کنار نگذاشته است. می‌گوید اگر امروز درهای مکتب‌ها و دانشگاه‌ها دوباره باز شوند، بی‌درنگ کتاب و قلمش را برمی‌دارد و از همان جایی که ناچار به توقف شد، ادامه می‌دهد. او از مسئولان می‌خواهد دختران افغانستان را از حق آموزش محروم نکنند. به باور او، آموزش تنها آینده یک دختر را نمی‌سازد، بلکه آینده یک خانواده، یک جامعه و حتی یک کشور را دگرگون می‌کند. او همچنین خواهان فراهم شدن فرصت‌های آموزشی و شغلی برای زنان است تا هیچ دختری تنها به دلیل فقر، ناچار نشود میان ادامه تحصیل و ازدواج یکی را انتخاب کند. زهره در پایان می‌گوید: «من هنوز هر شب کتاب می‌خوانم، چون باور دارم روزی دوباره درهای مکتب و دانشگاه باز می‌شود. آرزو دارم آن روز، هیچ دختری مجبور نباشد مانند من رؤیاهایش را میان صفحه‌های کتاب پنهان کند. ما چیز زیادی نمی‌خواهیم؛ فقط فرصت می‌خواهیم؛ فرصت درس خواندن، کار کردن و ساختن آینده‌ای که سال‌ها برایش تلاش کرده‌ایم.» نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


7 روز قبل - 110 بازدید

در قرن بیست‌ویکم، پیشرفت فناوری با سرعتی بی‌سابقه زندگی انسان‌ها را دگرگون ساخته است. یکی از مهم‌ترین دستاوردهای این عصر، ظهور و گسترش هوش مصنوعی است. هوش مصنوعی به مجموعه‌ای از فناوری‌ها گفته می‌شود که توانایی انجام برخی از فعالیت‌های فکری انسان، مانند یادگیری، تحلیل، تصمیم‌گیری و حل مسئله را دارند. امروزه این فناوری در بسیاری از بخش‌های زندگی، از جمله پزشکی، اقتصاد، صنعت، حمل‌ونقل و به‌ویژه آموزش، نقش مهمی ایفا می‌کند. نظام آموزشی نیز از این تحول بزرگ بی‌نصیب نمانده است. مدارس، دانشگاه‌ها و مراکز آموزشی در سراسر جهان به‌تدریج از ابزارهای هوشمند برای بهبود کیفیت آموزش استفاده می‌کنند. در کنار این تغییرات، نقش خانواده نیز بیش از گذشته اهمیت یافته است؛ زیرا خانواده نخستین محیط تربیتی کودک محسوب می‌شود و نحوه استفاده فرزندان از فناوری تا حد زیادی به هدایت و نظارت والدین بستگی دارد. مفهوم هوش مصنوعی هوش مصنوعی شاخه‌ای از علوم کامپیوتر است که هدف آن ساخت سیستم‌هایی است که بتوانند همانند انسان فکر کنند، یاد بگیرند، تحلیل کنند و تصمیم بگیرند. برنامه‌های ترجمه، دستیارهای صوتی، ربات‌های آموزشی، سیستم‌های پیشنهاددهنده و نرم‌افزارهای پاسخ‌گوی هوشمند، نمونه‌هایی از کاربردهای هوش مصنوعی هستند. در سال‌های اخیر، استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی در آموزش با سرعت زیادی افزایش یافته است. بسیاری از دانش‌آموزان و معلمان از این ابزارها برای جست‌وجوی اطلاعات، حل مسائل، ترجمه متون و تهیه مطالب آموزشی بهره می‌برند. تأثیرات مثبت هوش مصنوعی بر آموزش ۱. دسترسی آسان به اطلاعات یکی از مهم‌ترین مزایای هوش مصنوعی، فراهم کردن دسترسی آسان و سریع به اطلاعات است. دانش‌آموزان می‌توانند در مدت کوتاهی به منابع گسترده علمی دسترسی پیدا کنند و پاسخ بسیاری از پرسش‌های خود را بیابند. این امر موجب افزایش سرعت یادگیری و گسترش دانش عمومی می‌شود. ۲. آموزش شخصی‌سازی‌شده هر دانش‌آموز دارای استعداد، توانایی و سرعت یادگیری متفاوتی است. هوش مصنوعی می‌تواند بر اساس نیازهای هر فرد، برنامه آموزشی مناسب ارائه دهد. برای مثال، اگر دانش‌آموزی در درس ریاضی ضعیف باشد، سیستم‌های هوشمند می‌توانند تمرین‌های بیشتری برای او فراهم کنند. ۳. افزایش انگیزه یادگیری استفاده از برنامه‌های تعاملی، بازی‌های آموزشی و ربات‌های هوشمند می‌تواند یادگیری را جذاب‌تر کند. دانش‌آموزان به جای حفظ کردن مطالب، از طریق فعالیت‌های عملی و جذاب آموزش می‌بینند که این امر انگیزه آنان را برای ادامه یادگیری افزایش می‌دهد. ۴. کمک به معلمان هوش مصنوعی تنها برای دانش‌آموزان مفید نیست، بلکه می‌تواند به معلمان نیز کمک کند. تصحیح خودکار امتحانات، تهیه گزارش‌های آموزشی، طراحی تمرین‌ها و تحلیل عملکرد دانش‌آموزان از جمله وظایفی است که ابزارهای هوشمند می‌توانند انجام دهند. در نتیجه، معلمان زمان بیشتری برای توجه به نیازهای آموزشی و تربیتی شاگردان خواهند داشت. ۵. آموزش از راه دور در شرایطی مانند شیوع بیماری‌ها، وقوع حوادث طبیعی یا دوری از مراکز آموزشی، هوش مصنوعی می‌تواند امکان آموزش از راه دور را فراهم سازد. صنف‌های آنلاین و سیستم‌های آموزشی هوشمند سبب می‌شوند روند یادگیری متوقف نشود. ۶. کمک به دانش‌آموزان دارای نیازهای ویژه برخی کودکان به دلیل مشکلات جسمی یا اختلالات یادگیری به حمایت بیشتری نیاز دارند. فناوری‌های هوشمند می‌توانند امکانات ویژه‌ای مانند تبدیل متن به گفتار، ترجمه زبان اشاره و برنامه‌های آموزشی متناسب با نیازهای آنان را فراهم کنند. تأثیرات منفی هوش مصنوعی بر آموزش با وجود مزایای فراوان، استفاده نادرست از هوش مصنوعی می‌تواند پیامدهای منفی نیز به همراه داشته باشد. ۱. کاهش تفکر و خلاقیت اگر دانش‌آموزان همه تکالیف خود را به ابزارهای هوشمند بسپارند، ممکن است قدرت تفکر، تحلیل و خلاقیت آنان کاهش یابد. یادگیری واقعی زمانی اتفاق می‌افتد که فرد خود به جست‌وجو، تحقیق و حل مسئله بپردازد. ۲. وابستگی بیش از حد به فناوری وابستگی شدید به ابزارهای هوشمند می‌تواند باعث شود دانش‌آموزان مهارت‌های اساسی، مانند نوشتن، محاسبه ذهنی و مطالعه را کمتر تمرین کنند. ۳. کاهش تعامل اجتماعی استفاده بیش از اندازه از فناوری ممکن است ارتباط مستقیم دانش‌آموزان با معلمان، خانواده و دوستان را کاهش دهد. روابط اجتماعی یکی از عوامل مهم رشد شخصیت کودکان است و نباید نادیده گرفته شود. ۴. دریافت اطلاعات نادرست تمام اطلاعات ارائه‌شده توسط سیستم‌های هوشمند همواره دقیق و کامل نیستند. بنابراین، دانش‌آموزان باید بیاموزند که اطلاعات را بررسی کرده و از منابع معتبر استفاده کنند. ۵. مسائل اخلاقی و امنیتی استفاده از فناوری‌های نوین ممکن است مشکلاتی مانند نقض حریم خصوصی، سرقت اطلاعات و سوءاستفاده از داده‌های شخصی را به همراه داشته باشد. به همین دلیل، آموزش اصول اخلاقی و امنیتی استفاده از فناوری ضروری است. نقش خانواده در استفاده صحیح از هوش مصنوعی خانواده مهم‌ترین نهاد تربیتی جامعه است و نقش اساسی در شکل‌گیری شخصیت کودکان دارد. با گسترش هوش مصنوعی، مسئولیت والدین نیز افزایش یافته است. ۱. آگاهی و آموزش والدین والدین باید با فناوری‌های جدید آشنا شوند تا بتوانند فرزندان خود را به‌درستی راهنمایی کنند. اگر پدر و مادر شناخت کافی از هوش مصنوعی نداشته باشند، نمی‌توانند استفاده درست یا نادرست فرزندان را تشخیص دهند. ۲. تعیین زمان مناسب استفاده از فناوری یکی از وظایف مهم خانواده، مدیریت زمان استفاده از تلفن همراه، اینترنت و برنامه‌های هوشمند است. استفاده بیش از حد از فناوری می‌تواند به سلامت جسمی و روانی کودکان آسیب برساند. ۳. نظارت بر محتوای آموزشی والدین باید بر محتوایی که فرزندانشان مشاهده یا استفاده می‌کنند نظارت داشته باشند و آنان را به استفاده از منابع علمی معتبر تشویق کنند. ۴. تقویت مهارت‌های تفکر و پژوهش خانواده باید فرزندان را تشویق کند که تنها به پاسخ‌های آماده اکتفا نکنند، بلکه خود نیز تحقیق، مطالعه و تحلیل انجام دهند. هوش مصنوعی باید وسیله‌ای برای کمک به یادگیری باشد، نه جایگزینی برای اندیشیدن. ۵. آموزش ارزش‌های اخلاقی صداقت، مسئولیت‌پذیری و رعایت حقوق دیگران از ارزش‌هایی هستند که باید در محیط خانواده آموزش داده شوند. دانش‌آموزان باید بدانند که استفاده از هوش مصنوعی برای تقلب در امتحانات یا انجام کامل تکالیف بدون تلاش شخصی، رفتاری نادرست و غیراخلاقی است. ۶. ایجاد تعادل میان فناوری و زندگی واقعی خانواده باید شرایطی فراهم کند که کودکان، علاوه بر استفاده از فناوری، به فعالیت‌هایی مانند ورزش، مطالعه کتاب، بازی‌های گروهی و ارتباط با اعضای خانواده نیز بپردازند. همکاری خانواده و مکتب برای استفاده مؤثر از هوش مصنوعی در آموزش، همکاری نزدیک میان خانواده و مکتب ضروری است. معلمان می‌توانند والدین را با روش‌های نوین آموزشی آشنا سازند و والدین نیز مشکلات و نیازهای فرزندان خود را با مکتب در میان بگذارند. برگزاری کارگاه‌های آموزشی برای والدین، تدوین قوانین مشخص درباره استفاده از فناوری و اجرای برنامه‌های مشترک آموزشی می‌تواند به بهره‌گیری بهتر از هوش مصنوعی کمک کند. آینده آموزش در عصر هوش مصنوعی کارشناسان معتقدند که در آینده، هوش مصنوعی نقش گسترده‌تری در نظام آموزشی خواهد داشت. کلاس‌های هوشمند، معلمان مجازی، ارزیابی‌های دقیق‌تر و برنامه‌های آموزشی شخصی‌سازی‌شده به بخشی از زندگی روزمره دانش‌آموزان تبدیل خواهند شد. با این حال، هیچ فناوری نمی‌تواند جای محبت، تربیت و هدایت انسانی را بگیرد. معلمان و خانواده‌ها همچنان نقش اصلی را در پرورش شخصیت، اخلاق و ارزش‌های انسانی کودکان بر عهده خواهند داشت. هوش مصنوعی یکی از مهم‌ترین دستاوردهای علمی عصر حاضر است که فرصت‌های فراوانی برای بهبود آموزش فراهم کرده است. دسترسی آسان به اطلاعات، آموزش شخصی‌سازی‌شده، افزایش انگیزه یادگیری و کمک به معلمان از جمله مهم‌ترین مزایای آن به شمار می‌رود. در مقابل، وابستگی بیش از حد به فناوری، کاهش تفکر مستقل و برخی چالش‌های اخلاقی از مهم‌ترین پیامدهای منفی این پدیده هستند. در این میان، خانواده نقش بسیار مهمی در هدایت فرزندان دارد. والدین با آگاهی، نظارت و ایجاد تعادل میان فناوری و زندگی واقعی می‌توانند زمینه استفاده صحیح از هوش مصنوعی را فراهم کنند. همچنین همکاری میان خانواده و مکتب می‌تواند به تربیت نسلی آگاه، خلاق، مسئولیت‌پذیر و توانمند کمک نماید. بنابراین، هوش مصنوعی باید به‌عنوان ابزاری برای پیشرفت آموزش مورد استفاده قرار گیرد، نه جایگزینی برای تفکر، خلاقیت و ارزش‌های انسانی. آینده موفق جوامع در گرو آن است که فناوری و تربیت انسانی در کنار یکدیگر قرار گیرند و نسل جدید را برای زندگی در دنیای مدرن آماده سازند. نویسنده: سحر یوسفی

ادامه مطلب


1 هفته قبل - 80 بازدید

گوردون براون، نخست‌وزیر پیشین بریتانیا و فرستاده ویژه سازمان ملل در امور آموزش جهانی از جامعه‌ی جهانی خواست به‌طور واقعی از آموزش دختران در افغانستان حمایت کند. او با نشر مقاله‌ای در روزنامه گاردین، خواستار ایجاد یک صندوق جهانی برای حمایت از دختران افغان در معرض ازدواج اجباری شده است. آقای براون تاکید کرد که در پنج سال گذشته حکومت سرپرست با صدور فرمان‌های سرکوب زنان و دختران را به‌طور مداوم تشدید کرده است و جامعه‌ی جهانی نیز اقدام مؤثری برای مقابله با این وضعیت انجام نداده است. همچنین گوردون براون می‌نویسد که حکومت فعلی با تصویب قوانین سخت‌گیرانه‌تر، در حال مشروعیت‌بخشی به ازدواج کودکان و فراهم‌کردن مصونیت قانونی برای خشونت خانگی از سوی مردان هستند. در این مقاله آمده است که افغانستان امروز با یکی از شدیدترین محدودیت‌ها علیه زنان در جهان روبرو است. آقای براون در نوشته خود به محرومیت دختران و زنان از آموزش و تحصیلات دانشگاهی و کار در بخش دولتی و حتی همکاری با سازمان‌های غیر دولتی و آزادی رفت‌وآمد آنان اشاره کرده است. او در ادامه با مقایسه وضعیت افغانستان با کشورهایی مانند پاکستان و بنگلادش، به نمونه‌هایی از اقدامات موفق در مقابله با ازدواج کودکان از جمله جرم‌انگاری ازدواج زیر ۱۸ سال در ایالت سند پاکستان، تقویت سیستم ثبت تولد در بنگلادش و برنامه‌های حمایت مالی از خانواده‌های فقیر برای امکان ادامه تحصیل کودکان اشاره کرده است. به گفته‌ی او، این تجربه‌ها نشان می‌دهد که ازدواج کودکان تنها یک سنت فرهنگی نیست، بلکه به فقر و ضعف اجرای قانون نیز مرتبط است. فرستاده ویژه سازمان ملل در امور آموزش جهانی تاکید می‌کند که آموزش مهم‌ترین ابزار برای جلوگیری از ازدواج زودهنگام است و هر سال تحصیل بیشتر، احتمال ازدواج کودکان را کاهش می‌دهد. او می‌نویسد که با وجود محدودیت‌ها، برخی دختران در افغانستان از طریق آموزش‌های آنلاین، مکاتب مخفی و صنف‌های خانگی به تحصیل ادامه می‌دهند، اما این تلاش‌ها کافی نیست. او به طرح جدید دولت بریتانیا اشاره می‌کند که بر اساس آن، دو مسیر برای حمایت از دختران افغان در نظر گرفته شده است: یکی از طریق حمایت نهادهای خیریه برای انتقال آن‌ها به بریتانیا و دیگری از طریق اعطای بورسیه‌های تحصیلی از سوی دانشگاه‌ها. فرستاده ویژه سازمان ملل در امور آموزش جهانی این اقدامات را ناکافی دانسته و خواستار گام‌های عملی‌تر شده است.

ادامه مطلب


2 هفته قبل - 102 بازدید

دیدبان حقوق افغانستان در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که یک نسل از دختران افغانستان هنوز در انتظار نشستن در صنف درسی هستند. این نهاد امروز (شنبه، ۱۰ اسد) همزمان با هزار و ۷۷۵ روز از ممنوعیت آموزش بالاتر از صنف ششم برای دختران، با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که رویاهای دختران بازمانده از آموزش از بین نرفته و تنها به تأخیر افتاده است. دیدبان حقوق افغانستان در ادامه تاکید کرده است که صدای دختران افغانستان نباید فراموش شوند و آن‌ها باید اجازه یابند که به صنف درسی بازگردند. این نهاد پیش از این نیز بارها، خواستار فراهم‌سازی فرصت آموزش بالاتر از صنف ششم برای دختران در افغانستان شده است. این در حالی است که حکومت سرپرست پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. بر بنیاد گزارش‌ها، اگر این ممنوعیت ادامه یابد، تا سال ۲۰۳۰ نزدیک به چهار میلیون دختر ممکن است از آموزش محروم شوند.

ادامه مطلب


2 هفته قبل - 88 بازدید

جورجیت گانیون، سرپرست یوناما بار دیگر از مقامات مسوولان حکومت سرپرست افغانستان خواست محدودیت‌های آموزشی دختران را لغو و زمینه بازگشت آنان به آموزش در همه سطوح را فراهم کنند. خانم گانیون در جریان سفر به ولسوالی استالف ولایت کابل، از یک مکتب ابتداییه دخترانه بازدید کرد و گفته است که دختران باید بتوانند به تحصیل خود ادامه دهند و در توسعه و پیشرفت افغانستان نقش داشته باشند. ویدیوی منتشرشده از سوی یوناما نشان می‌دهد که خانم گانیون در این سفر با مقام‌های محلی و شماری از بزرگان محل دیدار کرده و درباره چالش‌ها، نیازهای اقتصادی و مسائل آموزشی در ولسوالی استالف گفتگو کرده است. او در این سفر از یک لابراتوار کمپیوتر که با حمایت سازمان ملل در یک مکتب ابتداییه دخترانه ایجاد شده نیز بازدید کرد و بر اهمیت دسترسی دختران به فناوری اطلاعات و مهارت‌های دیجیتال تاکید کرد. این در حالی است که حکومت سرپرست پس از بازگشت به قدرت، آموزش دختران بالاتر از صنف ششم را متوقف کردند و در دسامبر ۲۰۲۲ نیز دختران و زنان را از ادامه تحصیل در دانشگاه‌ها منع کردند. افغانستان اکنون تنها کشوری در جهان است که دختران از آموزش متوسطه و عالی محروم هستند. بر اساس آمار سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی ملل متحد (یونسکو)، بیش از ۲.۵ میلیون دختر در افغانستان از حق آموزش محروم‌اند و در صورت ادامه این ممنوعیت، شمار آنان تا سال ۲۰۳۰ به بیش از چهار میلیون نفر خواهد رسید. همچنین یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد نیز هشدار داده است که تداوم این محدودیت‌ها تا سال ۲۰۳۰ می‌تواند افغانستان را با کمبود بیش از ۲۰ هزار معلم زن و ۵۴۰۰ کارمند زن در بخش صحت روبرو کند. یونیسف می‌گوید که ادامه محرومیت دختران از آموزش، علاوه بر آسیب به نظام آموزشی، خطر ازدواج زودهنگام، کاهش حضور زنان متخصص در بخش‌های آموزش و صحت و افزایش مرگ‌ومیر مادران و نوزادان را نیز در پی خواهد داشت.

ادامه مطلب


2 هفته قبل - 101 بازدید

سازمان جهانی صحت هشدار داده است که محدودیت‌های شدید بر کارمندان زن، کمبود بی‌سابقه بودجه و فشارهای ناشی از بحران‌های هم‌زمان، ارائه خدمات بهداشتی و درمانی را برای زنان و کودکان افغانستان با چالش‌های جدی مواجه کرده است. این سازمان امروز (پنج‌شنبه، ۸ اسد) با انتشار گزارش سالانه خود در مورد افغانستان گفته است که محدودیت‌های حکومت سرپرست بر سفر، آموزش و فعالیت کارمندان زن باعث اختلال شدید در ارائه خدمات بهداشتی در سطح جوامع، نظارت بر بیماری‌ها و پاسخگویی به شیوع آن‌ها شده است. در گزارش آمده است که کمبود شدید پزشکان و پرسنل زن، به ویژه در مناطق دوردست، کیفیت خدمات بهداشتی و دسترسی زنان و کودکان را به مراقبت‌های حیاتی به شدت تضعیف کرده است. همچنین در بخشی از گزارش آمده است که کاهش شدید تأمین مالی از دیگر چالش‌های اصلی بخش بهداشت در سال ۲۰۲۵ میلادی میلادی بوده است؛ طوری که طرح نیازمندی‌های بشردوستانه تنها ۴۵.۳ درصد از بودجه مورد نیاز خود را دریافت کرد. در ادامه آمده است که کمبود بودجه منجر به تعطیلی ۲۷ مرکز خدمات اولیه بهداشتی شده است و دسترسی حدود ۲۹۴ هزار نفر را به خدمات درمانی محدود ساخت. سازمان بهداشت جهانی می‌گوید که تنها ۴۵.۳ درصد از بودجه بشردوستانه افغانستان تأمین شده است. در ادامه آمده است که در کنار محدودیت‌ها و کمبود بودجه، وقوع هم‌زمان زمین‌لرزه‌ها، خشکسالی، سیلاب‌ها، شیوع بیماری‌ها و بازگشت بیش از ۲.۷ میلیون مهاجر از ایران و پاکستان، فشار فوق‌العاده‌ای بر سیستم ضعیف بهداشتی افغانستان وارد کرده است. این در حالی است که ارائه خدمات و نظارت بر وضعیت بهداشتی در مناطق دشوارگذر و دوردست، به ویژه در فصل زمستان، با موانع جدی روبرو بوده است. سازمان بهداشت جهانی تاکید کرده است که با وجود ادامه ارائه خدمات حیاتی در ۳۴ ولایت افغانستان در سال ۲۰۲۵ میلادی، پایداری این خدمات مستلزم رفع محدودیت‌ها بر کارمندان زن و تأمین بودجه پایدار است.

ادامه مطلب